علائم احساس عدم لیاقت | قسمت 2 - صفحه 21 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری علائم احساس عدم لیاقت | قسمت 2
    87MB
    11 دقیقه
  • فایل صوتی علائم احساس عدم لیاقت | قسمت 2
    10MB
    11 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

406 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1492 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    مهمترین احساس که بالاترین تاثیر را در احساس خوب دارد احساس لیاقت است جهان به اندازه ای که ما خود را لایق ثروت خوشبختی روابط افراد موفق…..بدانیم را وارد زندگی ما کرده و اگر بتوانیم روی خود کار کنیم اتفاقات زندگی ما دگرگون خواهد شد.

    یکی از نشانه های احساس بی ارزشی این است که افراد دستاوردهای خود را نادیده گرفته و نکات منفی را مرتبا یاد آوری کرده تمام ویژگی های مثبت را نادیده و تمام تمرکز انها بر نکات منفی است به جای افتخار کردن به خود توجهشان بر روی اشتباهاتشان معطوف می شود اگر استعداد خوبی دارند ارزشمند نیست و اگر نقص ها و ناتوانایی هابی داشته باشند تمرکزشان بر روی ان است افرادی که در محل کار خود کاری را به خوبی انجام داده اما جایی منظور خود را به درستی بیان نکردند و تنها بر روی نکته ی منفی تمرکز می کنند توانایی خود را نادیده گرفته اند. باید یاد بگیریم تمرکز خود را در کدام حوزه قرار دهیم. افرادی که احساس لیاقت دارند توانایی های خود را می بینند.

    اگر در جمعی تمرکز فرد تنها بر رفتار نامناسب افراد است و به شدت بر روی آن تمرکز کند احساس لیاقت ندارد.اگر همه از لباس او تعریف کرده و تنها یک نفر از کفش او ایراد بگیرد تمرکزش تنها بر انتقاد است و احساس عدم لیاقت دارد.

    فرد هنرمندی که به جای تحسین خود روی آهنگی که نمی تواند آن را بزند تمرکز دارد به جای آن که تمرکز روی نکات مثبت باشد بر روی نکات منفی تمرکز دارد‌. به ذهن خود جهت دهیم و توجهش را به موفقیت ها معطوف کنیم.

    ورزشکاری که خودش را به خاطر دفاع گل و … تحسین نکرده و تنها بر روی اشتباهات خود تمرکز می کند جاهایی که استعداد و توانایی هایش را نادیده گرفته و عدم توانایی های خود را مرتب به یاد خود می آورد وقتی دایما تمرکز او بر روی اشتباهات باشد به جهان دستور می دهد از این اشتباهات بیشتر وارد زندگی من کن و جهان هم موقعیت های بیشتری برای او فراهم می کند. کاری کنیم تمرکزمان روی نکات مثبت خود رفته تمرکزمان را بر روی موفقیت های مان و دستاوردهای گذاشته خود قرار داده آن ها را تحسین کنیم و اجازه ندهیم که احساسمان بد شود.جهان به اندازه ای که برای خود ارزش قائل هستیم برای ما ارزش قائل است و لی نهایت نعمت وارد زندگی ما خواهد شد چون خودمان را لایق دریافت نعمت می دانیم.

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    صدف صادقی گفته:
    مدت عضویت: 878 روز

    بنام خدای فراوانی ها

    سلام به همه دوستان عزیزم

    استاد اینکه تمرکز ما روی نقاط قوت یا ضعفمون باشه دست یه سری افکار بالاتری هست که اون ها باید درست شه با منطق

    مثلا من در گذشته بیتشر و الان کمتر این کار رو میکنم

    و هر چقد به خودم قول می دادم که دیگه ازین به بعد بهتر بشم و … میدیدم کار خیلی برام سخته

    یه روز نشستم با خودم فکر کردم و از خودم پرسیدم چرا ؟ چرا تمایل داری هی درگیر نقاط ضعفت بشی و فکر میکنی درگیر نقاط ضعف بودن بهت کمک بیشتری میکنه و تحسین نقاط قوت به رشد و قوی شدن و زندگیت کمک نمی کنه ( اره اهرم رنج و لذت یا جایگاه نا مناسب این ها تو ذهنم ) باعث می‌شد من این سبک فکری و این روش ذهنی رو با خودم داشته باشم

    و بعد اومدم با واقعیت و منطق به خودم گفتم مثل اهرم رنج و لذت

    که تو فکر می کنی تمرکز روی نقاط ضعفت و درست کردنشون بهت کمک میکنه انسان قوی تری باشی زندکی بهتری داشته باشی

    و فکر میکنی تمرکز روی نقاط قوت باعث میشه تو درجا بزنی یا سعی نکنی چیزی رو بهبود بدی ….( گرگی در لباس میش اینطوری داشت منو بازی میداد تا من هی درگیر نقاط ضعفم باشم با این بهانه که اره این کار به نفعت هست )

    یعنی ریشه این رفتار رو پیدا کردم نه فقط به خودم یه جمله بگم این رفتار درسته یا این فکر غلطه

    حتی ما وقتی می خوایم به بچه ها یا آدم های دیگه یه مطلبی رو برسونین دلیل و منطقش رو براشون باز و باز بازتر می‌کنیم تا ذهنشون مجاب بشه

    تو برخورد با خودمون هم همین کار رو باید بکنیم

    وقتی از اثرات سو این ویژکی بهش گفتم و اثرات سازنده ویژگی جدید دیدم خود به خود ذهنم دیگه علاقه ای نداره تمرکزبزارم روی نقاط ضعف به محض اینکه خودم یا دیگری بخواد یه چیزی بهم بگه که تو به خاطر این و این و این ویژگی کافی نیستی اون ذهن کار شده من سریع واکنش نشون میده و حمله میکنه بهش که حق نداری این رفتار رو باهام بکنی . یعنی چون به ذهنم گفتم این کار آسیب رسان هست دیگه خودش زحمتشو میکشه یعنی تو این زمینه جای اهرم رنج و لذت رو‌درست کردم

    ولی بعضی مواقع خصوصا زمان هایی که حالم خوب نیست یا اشتباه میکنم انگار تمایل داره که بره اون سمت ولی قدرت و شدت این تمایل با تمرین و اهرم جدیدم واقعا کمتر شده

    ولی خب باید روش کار کنم چون همیشه می تونه بهتر ‌‌بهتر بشه خصوصا احساس لیاقت که تا نباشه هیچ کدوم‌از فعالیت های ذهنی و‌جسمی ما به ثمر نمیشینه

    من الان به ذهنم میگم هیچ کدوم از ضعف های درونی بیرونی من هیچ کدوم ازشکست هام هیچ کدوم از کمبود هام نسبت به بقیه باعث نمیشه بزارم تو منو کوچیک و نالایق کنی چون من در هر صورت هر شرایط هر جا لایق ترین هستم و این حس لیاقت رو هیچ چیز هیچ‌فرد هیچ انفاقت نمی تونه ازم بگیره مثل یکی از اعضا بدنمه یا مثل روحمه یه ویژگی روحی درونی من هست که اجازه نمیدم مورد هجوم‌و‌حمله قرار بگیره

    خب این گفت و‌گو های درونی ام شده ولی می خوان‌بهترش کنم

    چون می دونم خیلی از نعمت هایی که الان ندارم و یا راحت به دستم نمیرسه فقط برای کم‌بودن این ویژگیمه

    الان که نوشتم دیدم میترسم از داشتن احساس لیاقت بالا چرا ؟

    چون مادرم و اطرافیانم ندارن می ترسم فاصله ام‌باهاشون زیاد بشه

    چون فکر میکنم شاید باعث بشه مغرور بشم

    شاید باعث بشه تنبل بشم یا روی مهارت هام کار نکنم

    شاید باعث بشه ادم‌خود خواهی بشم که به آدم ها دیگه توجه نداشته باشم و انسان تنها و‌خودرای و‌ مستبدی بشم

    شاید باعث بشه بی رحم بشم

    شاید باعث بشه ……

    یک سری گفت و‌گوهایی که انگار سد میکنه جلوی داشتن احساس لیاقت به خودی خود

    اره اگر تو احساس لیاقتت بالا باشه اون موقع هیچ رشدی نمیکنی و همش می خوای به همه چیز با لیاقتت برسی نه اینکه برس مثلا مهارتی کسب کنی یا چیزی و اینطوری آدم ضعیف می مونی و خب ضعف ‌ضعیف بودن خط قرمز شدید من هست …. و‌همین ارتباط باعث میشه جلوی پیشروی احساس لیاقتم گرفته بشه

    نه من می خوام احساس لیاقت خود به خودی بالایی رو تجربه کنم اگر بد بود اون موقع درموردش تصمیم میگیرم چون نمیشه که هنوز تجربه نکردی بیای در موردش نظر بدی و پیش داوری کنی ……

    باید اول بدست بیاری بعد نظر بدی و تصمیم بگیری شاید ذهنیتت درست نباشه

    من می تونم احساس لیاقت بالایی داشته باشم و در عین حال حلال مسائل عالم و خانم نباشم

    میتونم احساس لیاقت بالایی داشته باشم ولی بازم آرامش داشته باشم

    می تونم احساس لیاقت بالایی داشته باشن ولی بازم با ایمان به خدا و هدایت هاش راحت جلو برم و نیازی به مسیر خودم و طی کردن سختی نداشته باشم

    احساس لیاقت نمی تونه با غرور یکی باشه

    احساس لیافت نمیتونه با دوست نداشتن آدم ها و جهان یکی باشع

    احساس لیاقت نمیتونه با آدم خشک بودن و لذت نبردن از دنیا یکی باشه

    احساس لیافت یه ویژکی مثبت هست و کسی که احساس لیافت سالم و بالایی داره هیچ خطری خودش و اطرافیانش رو تهدید نمیکنه هم واسه خودش ارزش قائله هم دیگران

    من میتونم لیاقت بالایی داشته باشم و تمرکزم روی نقاط قوتم باشم و در عین حال اهل بهبود و رشد و پیشرفت باشم

    من می تونم ارزشمندی بالایی داشته باشم و ازون طرف ارتباطاتم با همه خوب باشه و از نگاه بالا یا پایین نباشه

    ما هر چه که نداریم یا هر ویژگی که نداریم یا توش ضعیفی به این دلیل هست که ذهن ما اون چیز رو بد نامناسب ، ناواجب و …. قلمداد کرده و پیش فرض داره ….

    بیین صدف خانوم عدم احساس لیاقت نمیزاره نعمت هایی که متعلق به تو هست با تو هم مدار بشن و به دستت برسن ، خب حالا بازم می خوای به دلیل اینکه یه وقت احساس لیاقت بالام باعث غصه دار شدن اطرافیانم نشه ازش بگذری …………یا نداشته باشیش …. تو مگه تعیین کننده غصه خوردن اطرافیانت هستی !!!!؟ یا خدای دیگران !؟

    ببین احساس لیاقت مسری هست پس اگه زیاد داشته باشی به دیگران هم میتونی ببخشی مثل پول می مونه پس انقد نسبت بهش مقاومت نداشته باش …….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    فاطمه حضرتی گفته:
    مدت عضویت: 1055 روز

    سلام آقای عباسمنش.

    به نظر من عالی میشه اگه در زمینه احساس ترحم هم صحبت کنید.(فکر میکنم به احساس بی لیاقتی ارتباط مستقیم داره.) من خودم به شخصه تا قبل از دیدن این فایل نمیخواستم قبول کنم که از ترحم یا از تمجید دیگران لذت میبرم. ولی حقیقت اینه که من بیشتر وقت خودم رو صرف خیالپردازی های ذهنی میکنم که مثلا من دارم در اونها ایثار یا فداکاری بزرگی میکنم و به اون علت همه منو ستایش میکنن. یا مثلا فکر میکنم که زندگی خیلی سختی داشتم ( که نداشتم در حقیقت ) و به اون بابت همه به من ترحم میکنن. همه اینا یعنی من فکر میکنم و باور دارم که من در یک ارتباط اجتماعی با همین که هستم (همین آدم عادی) لیاقت ندارم که دوست داشته بشم و بهم توجه بشه و جزئی از جمع باشم. حتما باید کار خارق العاده ای انجام بدم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    ناس نب گفته:
    مدت عضویت: 866 روز

    آقاااا

    خیلی جالب شده این قضیه باور و رسیدن به اهداف برام.

    من ی مدت خیلی کوتاهه تو سایت عضوم و فقط فایل های دانلودی و گرفتم و هر روز واسه سه ساعت پیاده روی میکنم و گوش میدمشون. بعد چند روز حس کردم کم کم دارم ارتباط میگیرم و کم کم صداهای قلبمو شروع کردم شنیدن. و امروز ی خبر خیلی عالی از چیزی که مدتها دنبالش بودم و گرفتم.

    اون موقعیت شغلی ای که تو آمریکا دنبالش بودم و گرفتم. خیلی خوشحالم واسش.

    هفته پیش به خودم گفتم اگه این کاره اکی بشه اولین محصول مو یعنی حس لیاقت یا عزت نفس و میخرم.

    دمتون گرم باشه و سلامت باشین همیشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    Farnazq گفته:
    مدت عضویت: 3137 روز

    سلام استاد عزیز بسیار تشکر میکنم ار فایلهای گرانبها و همچنین دوره های بی نظیرتون

    امیدوارم من هم در مدار دوره لیاقت قرار بگیرم

    استاد جان من امروز از خدا برای یه الگوی تکرار شونده راهنمایی و درباره ریشه و علتش چند دقیقه ای فکر کردم و درنهایت از خدا نشونه خواستم ازش خواستم که هدایتم کنه به راه کسانی که به آنها نعمت داده و نه کسانی که غضب کرده و نه گمراهان.

    و از خداوند بی نهایت سپاسگزارم که ریشه مساله م رو بهم نشون داد

    جالب اینکه من قبلش داشتم به این فکر میکردم که خدایا ریشه این الگوی تکرارشونده چیه ولی موقع نشونه خواستن به خدا گفتم خدایا فعلا ریشه ش رو بهم نگو فعلا فقط ازت میخوام بگی کار فلانی رو انجام بدم یا نه… هرچند ته دلم هی میگفتم ریشه مهمتره ریشه اصله…

    و خداروشکر پاسخی که خدا هدایتم کرد این فایل گرانبها بود که ریشه الگوی تکراری م رو نشون میداد و احساس عدم لیاقت جوابم بود اصلا به این توجه نکرده بودم که ریشه این مساله هم احساس عدم لیاقته…

    تا اینجا فهمیدم باید برای خودم خیلی بیشتر ارزش قائل بشم و بخودم احترام بذارم و خودم و کارهامو اولویت بدونم

    برای وقتم ارزش قائل بشم

    برای علاقه م ارزش قائل بشم

    برای آنچه که به من مربوطه ارزش قائل بشم

    برای تمایلم به انجام یا عدم انجام کاری ارزش قائل بشم و شخصیت محکم تر و قاطعانه تری داشته باشم

    هم اینکه موقع خوندن و گوش دادن به فایل و فکر کردن یه لحظه همه اتفاقات مشابه و هم جنس حتی اونایی که فکر میکردم متفاوته انگار تو ذهنم دورشون یه دایره کشیدم و دسته بندی شدن و اینکه گفتم بله ریشه همشون یکیه

    درواقع الگوی تکراری همون سواستفاده است-آگاهانه یا ناآگاهانه: چون ممکنه حتی طرف مقابل نیت بدی نداشته باشه – ودر هرصورت برای من ریشه همشون عدم لیاقت و نداشتن عزت نفسه، اینکه از دلسوزی یا خجالتی بودنم یا به هردلیلی که من هنوز کشفش نکردم و به عدم لیاقت برمیگرده استفاده میشه تا طرف مقابل به خواسته ش برسه – که درصد بسیاریشون ناآگاهانه س مثلا 90 درصد از روی عمد اینکارو نکردن و نیت بدی نداشتن. اما درهرصورت این وظیفه منه که هوشیار باشم و برای خودم ارزش قائل بشم

    اینکه هربار ازم درخواست میشه و من نه میگم اما طرف مقابل توجیه و اصرار میکنه تا منو راضی کنه

    اصلا ذهنم سمت عدم لیاقت نبودو فکر نمیکردم مرتبط باشه و خداروشکر میکنم که نشانه هاش اینقدر دقیق هستن

    حالا که این کلید یا شاه کلید رو دارم باید باهاش جواب بقیه سوالاتم رو بخوام و از خدای مهربون دوباره کمک بخوام تا این مساله رو حل کنم و بتونم از این چرخه خارج بشم

    از خدا خواستم که راهنماییم کنه که این تضاد رو چطوری حل کنم این اومد تو ذهنم باید از دیگران نترسم حساب نبرم و از خدا حساب ببرم

    باید این نقطه ضعف خودمو که دلسوزی خیلی بیجا و بی اندازه س رو درمان کنم. به بهانه مهربون بودن و آدم خوبی بودن.

    قبلا از دیگران خیلی عصبانی و متوقع بودم در این باره… اما الان میخوام اینجور بخودم بگم، این منم که باید از خودم فقط توقع داشته باشم. این منم که سالها از خودم سواستفاده کردم و خودمو رنج دادم و به سختی انداختم و در حق خودم ظلم کردم

    خداروشکر برای هدایت‌های بی نظیرش

    و میدونم بازم هدایت میشم و درهای بیشتری گشوده میشه

    اهدنا صراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم ولاالضالین

    الهی شکر الهی شکر الهی شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    ...... گفته:
    مدت عضویت: 2408 روز

    به نام خدا

    من با تجسم کردن خیلی نتیجه گرفتم خدا را بی نهایت سپاسگزارم

    ولی از یه جایی به بعد هر چی که تجسم کردم نتیجه ی اوایلی که تجسم می کردم را نمی داد

    الان که کامنت ها را خوندم خدا بهم گفت . چون من می گفتم این که کاری ندارد . این کار را همه بلدند. من که کاری نکردم .‌

    و این روند را ادامه می دادم

    همین که فهمیدم خدا را بی نهایت سپاسگزارم چون واقعا برام سوال بود

    یعنی من با تجسم ماشین عوض کردیم . چه پول هایی که از کسی می خواستیم و دو دستی آوردند و دادند خدا را بی نهایت سپاسگزارم

    ولی حدود تقریبا یک سالی است که تجسم می کنم ولی نتیجه خوبه در حد عالی نشده و این سوال بود برام که .. ««« خدایا من که دارم روی خودم کار می کنم این درست . تجسم های زیادی را هم انجام دادم و نتیجه داده ولی حدود یک سالی می‌شود که نتیجه مثل سال قبل نیست . نتایج بزرگ به من نمی دهد

    خیلی برام سوال بود

    و الان جواب این هست که من این «««« تجسم کردن »»» را عادی کرده بودم برای خودم و در ذهنم می گفتم این کار را که همه بلدش هستند . تو که کاری نکردی .

    خدایا بی نهایت سپاسگزارم

    خدایا بی نهایت سپاسگزارم

    خدایا بی نهایت سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    ...... گفته:
    مدت عضویت: 2408 روز

    ساعت تقریبا ده دقیقه به دو بامداد است

    من با خوندن کامنت ها با خداوند صحبت کردم

    و چقدر هم دوست داشتم

    خدایا بی نهایت ازت سپاسگزارم

    روی تختم دراز کشیده بودم و شکرکزاری می کردم

    و تمرینات دوره ها را مرور می کردم

    و به خود خدا گفتم : خدایا من تا می تونستم تمرینات را انجام داده ام

    ولی نتایجم بزرگ نبوده ؟؟!!!!

    به خدا گفتم : من ماشین مدل بالا می خواهم …

    عین کلام خدا : برای چی می خواهی

    . آیا برای پز دادن و قیافه گرفتن برای دیگران و برای خانواده ات و«« جاری هایت »»»می خواهی ؟؟؟

    یه کم تامل کردم و فکر کردم

    و گفت جواب بده …

    گفتم اول نه … گفت نه … گفتم نه .. گفت اون روز توی خانه ی مادرت برای فلانی که بچه مریض دارد چرا این همه قیافه گرفتی ؟؟؟

    به وحدانیتش به وهاب بودنش عین کلامش به من گفت

    یه کم فکر کردم و

    گفتم آره .‌‌ ببخشید خدا جونم معذرت می خواهم و گفتم ««« من غلط کردم »»»

    بعد مثل اینکه بخشیده شده باشم و

    گفتم آره

    گفت خب پس داده نمیشه

    تا موقعی که برای نظر دیگران باشه داده نمیشه

    گفتم خب من نظر دیگران را حذف می کنم

    گفت امتحانت می کنم

    گفتم باشه

    و گفت برو همین الان مودم اینترنت را روشن کن و همه را در سایت برای همه بنویس

    و آنچه که یادم اومد را نوشتم

    .

    بزودی از نتایجم در این سایت می نویسم

    .

    این قانون مثل عقربه های ساعت داره کار می کنه الهی شکر

    باید بیشتر باورش کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    مسعود حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1723 روز

    به نام خدا الرحمان الرحیم

    سلام به هم دوستان و استاد عباسمنش عزیز

    بسیار سپاسگزارم بابت نشر این آگاهی ها وافعا استاد خیلی تحسین تون میکنم من زندگی رو از شما یاد گرفتم

    واقعا احساس لیاقت بیس کار ماهایی ک نشستیم

    جلوی اطلاعت منفی سریال و فیلم ها خانواده و اینقدر خودمون این افکار نامناسب گفتیم باید خیلی کار کنیم

    باید تمرکز لیزری 100 درصد بزار برای تغییر خودمون تغییر زندگی

    بازم تشکر میکنم از شما استاد عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    مژگان مومنی گفته:
    مدت عضویت: 1614 روز

    سلام استاد عزیزم

    واستاد شایسته مهربون

    لطفا لطفا میشه دوره احساس لیاقت رو هم مثل دوره دوازده قدم وقانون آفرینش کنید منظورم این هست که جلسه ای برای فروش بزارید

    که ما ها هم که درآمد کمی داریم به راحتی بتونیم قسمت قسمت بخریم

    خواهش میکنم روی این پیشنهاد فکر کنید

    چون خیلی ها از جمله خود من خیللللی وقت هست که دوست دارم این دوره رو بخرم ولی برام جور نمیشه

    یعنی نمیتونم این قدر پول رو یک جا پرداخت کنم

    من میدونم نه تنها دوره های شما بلکه فایل های رایگان شما بسسسسیار عالی وبا ارزش هستند

    ولی بعضی از ما نمیتونیم یک جا خرید کنیم اگر قسمت ،قسمت باشه خیلی ها میتونن راحت تر خرید کنند واز آموزش‌های بی‌نظیر شما بهره ببرند

    استاد عزیزم واقعا واز ته قلبم هم دوست دارم این دوره رو داشته باشم وهم واقعا بهش نیاز دارم

    لطفا، لطفا روی این پیشنهاد فکر کنید

    شاد وپیروز ومانا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    محسن سمایی گفته:
    مدت عضویت: 1782 روز

    سلام استاد عباسمنش وهمچنین درود فروان به خانم شایسته عزیز

    این اولین نظر من تو این چند سال هستش

    فقط میخواستم وقتی نظر بدم بدم که کاملا عباسمنشی باشم یعنی اینکه مثل استاد توسط خداوند هدایت بشم وهمه چی هدایتی گیرم بیاد

    وخدا رو شکر من به اون باور رسیدم وکلی دستاورد دارم که خودم رو لایق میدونم واین فایل رو من بارهاوبارها گوش کردم وبا دوره احساس لیاقت که تهیه کردم زندگی جدید رو شروع کردم انشالله یک فایل تهیه کنن از دستاوردهام تا به عزیزان تو سایت نشان بدم وروی باوراشون کار کنن تا هر چیزی که دوست دارن با ذهنشون فرام کنن بلز تشکر ویژه دارم از استاد که در کنار ما هستش ممنون استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: