اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام سلام به استاد عزیز و مریم جان و همه دوستای دوست داشتنیم
اول بگم که تو کانادا امروز روز شکرگزاری یا همون Thanksgiving هست، خیلی دوست دارم این روز رو، این کانسپت رو، که یه روز به اسم روز شکرگزاری باشه و خونواده ها دور هم جمع بشن به شکرانه ی نعمتهاشون
خداروشکر ما هم دور هم بودیم، خواهر بزرگم که همینجا کاناداست یه ساعت با ما فاصله داره، اون یکی خواهرام یاسمن و سمیه هم از آمریکا اومدن و خداروشکر این شنبه یکشنبه دور هم بودیم و کلی خوش گذشت و فایل جلسه 2 دوره لیاقت هم یه شب باهم گوش کردیم:) فقط جای مامان و بابا خییییلی خالی بود ، که بازم خداروشکر به خاطر این تکنولوژی هرروز تصویری با هم صحبت میکنیم و تو همه ایونتها و برنامه های همدیگه حضور داریم:) انشالا چندماه دیگه هم دوباره میان پیشمون
اما بریم سراغ فایل و کلا بحث احساس لیاقت
من همیشه فکر میکردم تو احساس لیاقت و خود ارزشمندی و عزت نفس و اینا اوکیم و مشکلی ندارم
البته بازم از نشونه هایی که استاد میگن و مواردیکه دوستان تو کامنتا اشاره میکنن، خداروشکر بیشترش رو من ندارم
مثلا هیچوقت به خودم توهین نکردم که تو عرضه ی هیچی رو نداری یا کلا برخوردای توهین آمیز، ولی خب ملامت چرا .. خیلی وقتا ناآگاهانه و به صورت خودکار یه دفه دیدم دارم خودمو ملامت میکنم، یا احساس عذاب وجدان مثلا برای کارای نکرده…
اما نکته ای که تو صحبتهای استاد بود و من باز کشف کردم که عه.. منم این مورد رو خیلی دارم، راجع به حرفا برخوردای دیگران بود، دقیقا همون حالتی که استاد گفت، تو یه جمعی کلی برخوردای خوب میشه کلی تعریف و تمجید میشنوم ولی یکی هم یه کامنتی یا حالا شوخی جدی یه چیزی میگه که خوشایند من نیست، انقــــــــدر اون موضوع تو ذهن من میمونه… انقــــــدر ذهنم بزرگش میکنه و هی میاره جلوی چشمم، با نجواهای مختلف، مثلا تو خودت باعث شدی اینجوری باهات رفتار بشه، یا فلان چیزو بهت بگن، یا تو گود ایناف نیستی یا کلی استدلال و بحث و جدل با خودم که اصلا اون چیزی که مثلا یه نفر گفت درست بود یا نه… خلاصه یه دفه به خودم میام میبینم ساعتهاست تو این فکرم، پسِ ذهنم این قضیه هست و در نتیجه دیپ داون حالم خوب نیست، در حالیکه کلی حرفا و برخوردای خوب کلی لحظات خوب و قشنگ و خلاصه کلی نکات مثبت هم بوده تو همون زمان، البته نه اینکه اصلا اونا رو نبینم ها، ولی این یه نکته ی نا دلخواه خیلی تو ذهنم بولد میشه، و هیچوقتم حواسم به این نبود که حتی همین توجه کردنِ ذهنی و هی ذهنم و فکرم رو درگیرش کردن هم بازم همون توجه به ناخواسته ست و باعث جذب بیشتر همون ناخواسته میشه
خلاصه که همه فایلای استاد گنجه و خدا رو هزار مرتبه شکر برای بودن تو این سایت و این فضا
الان ساعت تقریبا 4 بعد از ظهر روز دوشنبه ست اینجا و من امروز کلی کارای خوب و مثبت کردم و الانم میخوام با یکی از دوستام بریم یه پارک خوشگل تو داون تاون تورنتو به اسم های پارک که زیباییِ اصلیش تو بهاره به خاطر شکوفه ها، ولی تو پاییزم کلا زیبایی های کانادا بی نظیر و بسیار چشم نوازه
جای همه دوستان خالی
و خدا رو هزار مرتبه شکر برای این همه نعمتی که فقط تو این چند خط بهشون اشاره کردم:)
مهمترین احساسی که ما می توانیم در خود ایجاد کنیم احساس لیاقت و ارزشمندی است که بیشترین احساس خوب را برای ما در پی دارد. به اندازه ای که ما احساس ارزشمندی کرده به همان میزان نیز جهان ثروت افراد شرایط و موقعیتهای بهتری را برای ما فراهم می کند و به احساس لیاقت ما پاسخ می دهد.
احساس لیاقت و ارزشمندی ما در طول زمان به واسطه عوامل مختلف گرفته شده است. یکی از نشانه های عدم احساس لیاقت این است که فرد استعدادها دست اوردها و موفقیتهای خود را نادیده گرفته و ارزشمند نمی داند و به شکستهایش بیشتر توجه می کند و استعدادهای خود را به عوامل بیرونی مثل شانس نسبت داده و بر روی شکستهایش تمرکز می کند.
به جای تمرکز بر اشتباهاتمان باید بر روی موفقیتها و دست اوردهای خود تمرکز کرده زیرا جهان به توجه ما واکنش نشان می دهد. اگر تمرکز ما همواره بر روی نکات منفی خودمان باشد جهان نیز نکات منفی بیشتری به ما نشان خواهد داد و اگر تمرکز خود را بر روی استعدادها و موفقیتهای خود گذاشته موفقیتهای بیشتری را تجربه خواهیم کرد.
اگر بتوانیم احساس لیاقت را به صورت پایدار و دائمی در خود ایجاد کنیم و خود را همواره لایق بدانیم جریانی از نعمت و ثروت به زندگی ما وارد خواهد شد.
سلام استاد نازنینم سلام خانوم شایسته جان سلام به همه بچه های این سایت معنوی
استادمن بارها گوش دادم این فایلو و یاد دوره اعتمادبنفس افتادم و همینطور فایلی که درمورد انتقادات چه واکنشی دارین
داستان آدم نالایق اینکه نظر دیگران بیش از حد براش مهمه و دنبال تایید دیگرانه و بخاطر اینکه هیچ وقت نمیتونه تایید کاملو بگیره دچار ناکامی و ناامیدی و درنهایت احساس بدبختی میکنه و هرچی بیشتر دست وپا میزنه توی این سیکل معیوب میره پایینو پایینتر
من اگه بخام درکمو بگم از لیاقت
لیاقت یعنی خودتو قضاوت نکنی و باخودت مهربونتر باشی یادمه توی فایلهای اعتمادبنفستون درمورد قاضی صحبت کردین اینکه یه قاضی درونمونه که هی قضاوتمون میکنه هی سرزنش میکنه و حتی بعضی وقتا به خود زنی هم میرسه
قشنگ یادمه پنج سال پیش توی آشپزخونه خونم بودم و هندزفری توی گوشم بود و من به جرات میتونم بگم هزاران بار اون سه فایلو گوش دادم یهو انگار قاضی درونم واضح شد و انگار دیدمش
ویهو انگار تمام خاطرات و صحنه هایی که سوتی دادم و خودمو سرزنش کردم تمام لحظاتی که باخودم مهربون نبودمو خودمو قضاوت کردم تمام لحظاتی که بخودم گفتم خنگ و…. همه همه مثل یه فیلم از جلوی چشام رد شد همون وسط آشپزخونه ام نشستم یه دل سیر گریه کردم برای مریمی که کلی بهش ظلم کرده بودم و چه بی رحمانه باهاش رفتار میکردم چقد خودمو بی پناه و تنها دیدم چقد مظلوم بودم و زخمی
با خودم حرف میزدم برای کی برای چی چرا تا این حد داری خودتو اذیت میکنی
از همون لحظه انگار آدم دیگه ای شدم اینقد تغییرو احساس میکردم که حتی انگار روی رنگ پوستمم داشت تاثیر میزاشت چهره غمگینم داشت جون میگرفت
از فرداش شروع کردم آهنگ گوش دادن و رقصیدن
آهنگ تو عزیز دلمی منصور منو دیونه میکرد
یه آینه قدی داشتم میرفتم جلوی آینه و بلند بلند میخوندم و نگاه خودم میکردمو میگفتم تو عزیزدلمی تو عزیز دلمی روی چشات نشینه شبنم تو عزیزدلمی ….
ای تو یاس بی تحمل تو عزیز دلمی تن تو ظریف تر از گل تو عزیزدلمی …
دلم نمیخاست این لحظات تموم بشه قبلا یه نفرو دوس داشتم هروقت آنگ گوش میدادم اونو مخاطب قرار میدادم و معمولا آهنگهام غمگین بودم ولی اینبار آهنگای شاد و با بار معنایی مثبت و مخاطب فقط و فقط خودم
کلی باخودم عشق میکردم همش نگاه خودم میکردم توی آینه و بخودم میگفتم میخام عاشقت باشم و چقد حالم خوب بود گاهی اینقد حالم خوب میشد که از حس خوب گریه میکردم
دیگه اینقد باخودم مهربون شدم که یادمه هرجا کار اشتباهی میکردم بخودم میگفتم فدا یه تار موت هیچ اشکالی نداره و هرجا که هنوز میخاست اون قاضی بیرحم منو قضاوت کنه اون مریم بی پناه مظلومو در آغوش میکشیدمو ازش دفاع میکردم
من سالهاست روشم اینه هرچن روزی یه آهنگ عشقولانه میزارم واسه خودم و بخودم عشق میورزم
حتی گاهی خودمو تجسم میکنم و گذشتمو یادم میارم و قربون صدقه خودم میرم که جیگرتو بخورم که اینقد داری تلاش میکنی قربونت بشم که اینقد نازی اینقد بامزه ای اینقد خفنی الان حتی وقتی سوتی میدم نه تنها سرزنش نمیکنم بلکه کلی میخندم و باخودم راحتم با سوتیام با صدام با چهره ام با قدم با همه و همه چی یادم اینقد درگیر بودم که همش میپرسیدم من صدام چجوریه زشته روم نمیشد ویس بزارم یا حتی با کسی حرف میزدم مخصوصا توی جمع صدام میلرزید یا حتی وقتی راه میرفتم و یه جایی میخاستم رد شم که چن نفر نشسته بودن همش فک میکردم الان نکنه زشت راه میرم یا غوزم یا گردنم کجه و هی درگیرو درگیر بودم….
الان یادم نمیاد آخرین انتقادی که بهم شده کی بوده یا زخم زبون یا سرزنش و خداروشکرررر میکنم بخاطر اون تایمی که با تمام وجودم روی خودم کار کردم
حالم به سختی بد میشه و شکر خدای مهربونم درمسیری هستم که دارم روز به روز بهترو بهتر میشم
و سانت به سانت رشدمو دارم میبینمو حس میکنم
خداروشاکرم برای وجود ارزشمندتون توی زندگیم استاد خفنم شما یکی از خفن ترین جذبای من بودین و من با تمام وجودم از خدام خواسته بودم که بهم یه استاد بده
(هدایت شدگان) کسانى هستند که ایمان آورده و دلهایشان به یاد خدا آرام مى گیرد. بدانید که تنها با یاد خدا دلها آرام مى گیرد.
چند روزی هست که از شهر مشهد به سمت شهر زیبای تبریز آمدم . الله اکبر از همه زیبایی، باخودم گفتم خداوند در زمان مناسب ماشین صفر را به ما تحویل داد و بعداز عروسی برادرم ، گفتم با خانواده بیام مسافرت ، و از خدا هدایت خواستم و آمدیم تبریز چند روز تبریز بودیم جاهای دیدنی اش را رفتیم .
الان که این کامنت را می نویسم از دامنه های کوههای مشکین شهر، نزدیک کوه باشکوه سبلان هستم ، غروب امروز بعد از دیدن پل معلق مشکین شهر ، از خدا هدایت خواستم برای آب معدنی گرم و خداوند هدایتگر، من و خانواده ام را هدایت کرد نزدیک کوه سبلان آب معدنی گرم ، که شکر خدا تازه افتتاح شد بود و قیمت ها بسیار عالی و پایین ، و آب معدنی گرم و زلال که خیلی خلوت بود و حسابی شنا کردیم و عالی.
نکته ای که خیلی برام زیباتر بود اینکه بین شهر اهر و مشکین شهر روستای قصابه هست که با اطمینان می تونم بگم بهترین گوشت گوسفندی دارن که گوسفند ها در دامنه کوه باشکوه در حال چرا هستن، و پایین دست و حاشیه جاده قصابان گوسفند ها را جلوی شما ذبح می کنند و کباب می کنند و خوردنش برای کسانی، قانون سلامتی دارن عالیه هست.
خدایا شکرت بخاطر این هدایت، که لحظه به لحظه برام معجزه و زیبایی رخ میده .
فایل امروز :
ذهن خود را آگاهانه تربیت کنیم ، مدام موفقیت ها و استعداد ها و توانایی ما را یاد آوری کنه و نسبت به ناملایمات و ناخواسته ها بی توجه باشه .
به به چه تجربه هایی به به، عروسی و سفر و خرید ماشین صفر و چشمه آب گرم در سبلان و گوشت گوسفندی صل اعلی…گوارای وجود شما و خانواده محترم تون. اومدم تا تبریک بگم خرید ماشین صفرتون رو و تحسین تون کنم برای داشتن چنین ماشینی که در اختیار دارید…واقعا خداروشکر واقعا خبر خوبی بود و خیلی خوشحال شدم.خداروشکر که این ردپای زیباتون رو دیدم و خوندم.
قطعا شما لایق بهترین ماشین ها و تجربه های لذت بخش دیگه هستید…
کنترل ذهن مهارتی هست که باید هربار بیشتر یادش بگیریم و هربار در اون بهتر بشیم و بهتر شدن انتهایی نداره.
در این فایل های اخیر در مورد خودمون و پررنگ نکردن شکست ها و ناتوانی هامون هم کنترل ذهن رو یاد بگیریم و ساختن پایه های باور ارزشمندی و لیاقت بدون قید وشرط…
خیلی ازت ممنونم پیام دادید ، باور کنید با مسافرت کردن بهتر میشه ، آموزههای استاد عباسمنش را عملی کرد ، مخصوصا که سوار بر جریان هدایت باشی ، کل سفر لذت بخش میشه ، و حضور خداوند را بهتر حس می کنی .
از خداوند هدایتگر و وهاب می خوام بهترین نعمتها را به شما و خانواده محترم شما اعطا کند.
متشکرم که پیام دادید. دقیقا درست فرمودید، وقتی چیزی جدید می بینیم خواسته ای جدید در ما شکل میگیره ، بنابراین می توان با ارسال فرنکاس مثبت ، به آن خواسته رسید ، مخصوصا که درسفر باشی ، زندگی خیلی لذت بخش میشه و اتفاقات خوبی را تجربه می کنی ، و خدا را در درون خودت پیدا می کنی ، و همیشه در احساس خوب می مانی .
برات بهترین نعمتها و اتفاقات خوب را از رب العالمین تقاضا دارم.
خداروشاکرم که باز هم فرصت دیدن فایل جدید و برخورداری از این همزمانی به من داده شده.
استاد، من دقیقا دیشب قبل خواب دوباره تصمیم گرفتم که فردا تا جایی که میتونم کانون توجهم رو کنترل کنم و چشم زیبابینم رو باز کنم و در هر چیز فقط خیر و زیبایی ببینم. در هر چیز. نه اینکه با اصرار بخوام فقط اتفاقات خوب بیفته و خودمو ایزوله کنم و از هرچی اتفاق و ادم بَده فرار کنم، نه. که اینجوری اونارو بیشتر و بیشتر جذب میکنم. تصمیم گرفتم آزاد و رها روی جریان زندگی دراز بکشم و فقط مسئولیت بخشی که مربوط به منه رو به عهده بگیرم؛ توجه به زیبایی ها در هر پیشامدی.
میدونید، این خودش یه رمز بود برای من. که اصرار نکنی که از هرچیز بد فرار کنی، بلکه هنر اینه که حتی در میون اتفاقات نادلخواه هم، آرام و خوشبین باشی و درون هرچیز، زیبایی ببینی.
خلاصه با یاری خدا، صبح که بیدار شدم هم، این تصمیمم بهم یادآوری شد و تصمیم گرفتم امروز تا حد ممکن اجراش کنم و مدام به خودم یادآوریش کنم تا فراموش نکنم و به رویه ی قبل برنگردم.
خداروشکر تا الان که ساعت 2 ظهر هست همه چیز عالیه و من حالم بسیار خوبه و به صورت خیلی سورپرایزی هم یهویی یه پیشنهاد کار در چین دریافت کردم! شرکتی ایرانی که خودش همه ی کارهای ویزای کارمنداشو میکنه و اونا رو به راحتی میفرسته اونور و بهشون محل اقامت هم میده :) خدایی برای منی که تخصصم زبان چینی هست دیگه چی بهتر از این؟ :)
دقیقا دوست داشتم همیشه به صورت کاری و به راحتی مهاجرت کنم نه تحصیلی.
البته که ترجیح اول من همیشه آمریکا هست اما همینم خوبه، افتخار میدم بهشون =)))))))
فارغ ازینکه این قرارداد به سرانجام برسه یا خیر، خود این پیشنهاد برای من بسیار خوشحال کننده و امیدوارکننده بود. که ببین نوشین، گاهی به چه راحتی میشه به خواسته ها رسید. من الان ساکن تهران نیستم و به این شرکت برای کار در تهران پیام داده بودم و حالا اونا بعد چندوقت برای کار در چین به من پیام دادند! من تهران رو میخواستم و خدا تهران رو جور نکرد اما به جاش چین رو بهم پیشنهاد کرد!
واقعا چقدر همه چیز میتونه به راحتی بشه و فکر میکنم تنها دلیل نشدنش همین باور نداشتن ما به راحت شدن باشه!
یه سری آرزوهامون توی ذهنمون خیلییی ازمون دوره و به همین دلیل باور به راحتی و آسانی خیلی میتونه مارو جلو بندازه.
اگر من توی ذهنم فاصله ی زیادی با آرزوهام تعیین نکنم، اگر برام خیلی دور و باورنکردنی نباشند، خب خیلی راحت محقق میشن..
خداروشکر من باورم به شدن ها و آسان شدن ها روز به روز داره قوی تر میشه.
که اشکالی نداره اگر تا الان همه چیز خلافش بوده، به محض اینکه آسانی رو باور کنی، خیلی آسان اون چیزهایی که میخوای برات محقق میشن، بدون توجه به اینکه بارها و بارها خلافش برات اتفاق افتاده.
واقعا انقدر دارم معجزه میبینم، انقدر دارم شدن میبینم، که داره برای خودمم کم کم باورپذیر میشه. که یکهویی یک روز، میتونه ورق برگرده و اون پیشامدهای نادلخواه تکراری برای همیشه متوقف شه.
استاد، چقدر تو تمام فایل هاتون روی کانون توجه تاکید میکنید و هرکی فکر میکنه کنترل کانون توجه و باور ساختن و به طور کلی این مسیر، آسونه واقعا هیچ چی از این پروسه نمیدونه. کنترل کانون توجه وااقعا یکی از سخت ترین کارهای دنیاست و به خصوص اوایلش تلاش و هوشیاری خیلی خیلی زیادی میخواد.
قانون جذب و فرکانس و ارتعاش، اصلا موضوع ساده و راحتی نیست که یه عده مسخره میکنند و میگن اره حتما به همین راحتی همه چی اوکی میشه!
اصلا راحت نیست، ما داریم اینجا زحمت میکشیم :))))
برای من قسمت سخت کنترل کانون توجهم، فراموش کردنمه. یعنی مدام ذهنم به صورت دیفالت و از روی عادت میخواد برگرده به همون روال قبلش. باید هی بهش یاداوری کنم و هی آگاهانه تلاش کنم که خوب ببینم و خوب برداشت کنم و خوب فکر کنم و خوب احساس کنم..
خلاصه که از هر سمتی میریم دوباره به همین اصل کانون توجه میرسیم :)
واقعا هم اگه از پسش بربیایم خیلیییی لذت بخشه.. واقعا دنیا رو به این حس خوب و آرامشی که با کنترل کانون توجهم میگیرم، نمیدم. انقدر زندگی لذت بخش و خوشایند میشه که حد نداره.
استاد، این صحبت 19 نمره گرفتی و یکی نگرفتی چقدر جالب بود!
من خودم تا حالا اینجوری بهش نگاه نکرده بودم! 19 تا نمره گرفتی و فقط 1 نمره نگرفتی و توجهت بعد همش رو همون یکی بود؟! واقعا ها.. همیشه فقط 20 تو چشممون بولد بود و اصلا 19 تا به چشممون نمیومد.. یا اصلا 18 تا 17 تا.
جالبه واقعا..
امیدوارم که خدا هممون رو کمک کنه که بیشتر و بیشتر روی نیمه ی پر لیوان هامون و شدن های زندگیمون تمرکز کنیم :)
بنام خداوند بسیار بخشنده ، ستایش مخصوص پروردگار جهانیان است و بس
سلام به استاد عزیزم و مریم جان وهمه دوستان با صفا و هم مسیر راه موفقیت و سعادت وخوشبختی
استاد عزیزم من هنوز موفق به خرید ایندورهنشدم ولی این دلیل نشد که من از این گنج بزرگ بی بهره باشم
امروز صبح مثل همیشه و هر روز صبح از خداوند هدایت خواستم که منتسلیم اون هستم من در خواست هام را ارایه دادم و الان تسلیم هدایت اون هستم که بهم بگه چکار کنم اومدم داخل سایت یک نگاهی به مطالب کردم دیدم اکثرا در مورد احساس لیاقت هست از اونجایی که شما تیزرهای این دوره را سعی کردی از لباس های رنگ های مختلف استفاده کنید فهمیدم جلسه حدید گذاشتید البته این فقط مخصوص کسانی هست که دوره را خرید کردن گفتم اشکال نداره بزار کامنت دوستان را بخونم و قطعا این کسانی که کامنت نوشتن هم شاید عده ایشون دوره خرید کرده باشن و قطعا تراوشات فکریشون قسمتی از مطالب را منعکس میکنه و بهتر از اونها متنی که استاد خودشون زیر فایل ها می نویسند نیز برای من مشخصه متن ها را خوندم یک دوستی از موفقیت های خودش نوشته بود و روند سینوسی شدن اونها من هم همیشه اینمساله را داشتم البته قبلا خیلی شیبش زیاد بوده ولی الان کمتر شده متوجه یک نکته مهمی شدم که قبلا بدلیل عدم اگاهی شاید اسمش را چیزهای دیگه میزاشتم
یکوقت هایی شده ما انگیزه بسیار بالایی داریم برای انجام یک کاری و اونکار انجام میدیم
یکوقت هایی ما انگیزمونمتوسط هست یعنی میگیم میریم ببینیم چی میشه
یکوقتهایی هم کلا انگیزهنداریم که خدارا شکر من به ندرت در این حالت قرار میگیرم
من یا انگیزه بالا دارم یا انگیزه متوسط خیلی خیلی کم هم شده که انگیزم پایین اومده که سریع برگشتم به انگیزه بالا
( الان دارممتن ادیت میکنم برای غلط های املایی فهمیدم پسر خوب تو که میگی سینوسی میشه مسیرت خوب خودت دلایلش الاننوشتی الله اکبر از هدایت خدا انگیزه کم زیاد میشه داداش گلم هیچوقت کلا نمیپکه چونتو انگیزنهیچوقت پایین نیست ولی عالی متوسط میشه چونتو انگیزت عالی ومتوسط میشه چه جالب و الان باز هممرور قانون که ما خالق صفر تا صد زندگی مونهستیم حتی شیب اش را هم خودمون با افکارمونمشخص میکنیم )
داشتم فکر میکردم دیدم چطور میشه که ما همیشه انگیزه بالا داشته باشیم ؟ و اینکه چطور میشه مدام بخواهیم به خودمون انگیزه بالا بدیم ؟؟ در مقایسه با این موضوع که تمرکز بر روی اهداف و لذت هایی که هنوز کسب نشده خوبه !؟ یا تمرکز روی موفقیت هایی که قبلا بدست اوردیم !؟
باز فهمیدم وقتی انگیزه بگیریم بخاطر چیزهایی که قراره بدست بیاریم در اینده خوبه ولی بسیار کوتاه مدته تا اینکه ما انگیزه بگیریم از موفقیت هایی که قبلا بدستشون اوردیم که پایدار هست وکسب شده همونهایی که یکروزی برای من انگیزه های اهدافی بودن در اینده
اینجا بود که فهمیدم طبق گفته استاد در یکیازفایل ها که الان یادم نیست من باید یک لیست بنویسم از موفقیت های قبلیم وهرروز بیاد بیارم همینجا این ایده به ذهنم خورد که بهترین جا و بهترین زمان
تمرین ستاره قطبی است واونم صبحها
با خودم گفتم من که در خواست هام مشخصه اینقدر تضادها درخواست های منا مشخص کرده کهدیگهنیاز به نوشتنشون نداارم اینکه باید هر ماه حقوق وبیمه بدمکهدیگه درخواستی نیست که بخواهم بنویسمشون اونها هر ماه دارن میان و باید انجام بشه اداره بیمه با کسی شوخی نداره یکروز دیر بشه اتوماتیکجریمه را حساب کرده و یا اگر میخواهم بنویسم یکی کافیه و اون یکی را هم تجسم میکنم ولی بهتره چند وقتی تمرکزم را در تمرین ستاره قطبی بزارم روی موفقیت های قبلیم و گره زدن اون ها با احساس لیاقت و با ارزش بودنم اینجوری انگیزه و سوخت لازم روزم را تامین میکنم و دوباره فردا و فردا با سوخت بیشتری حرکت میکنم …..
بنابر این تمرین ستاره قطبی امروزم را تغییر دادم و بعد از یاد و نام خداوند نوشتم
من وحید ربانی انسان با ارزش و لایقی هستم چون …….خودم را از زندگی تحقیر امیز قبلیم جدا کردم
من وحید ربانی انسان با ارزش و لایقی هستم چون خودم را از شراکت کاری قبلیم جدا کردم و برای خودم کارگاه تولیدی عالی راه انداختم و ….. 24 موردتا پایین صفحه
و اینقدر نوشتم که صفحه دفترم فقط دو خط سفید پایینش موند و گفتم اونجا هم باشه برای نوشتن خواسته های امروزم
24 مورد احساس لیاقت خودم را نوشتم مواردی نوشتم که برام عادی شده بودن وداشتن به فراموشی سپرده میشدنبا نوشتن هرکدام از اونها تصاویری از قبل اومد تو ذهنم که واقعا چقدر من موفق بودم ، برای اون نتیجه عالی و بزرگ و الان برام عادی شده موفقیت هایی که شاید هر شخصی سالها درگیر تصمیم انجام دادن یا ندادنش باشه ومن به اسانی و با قاطعیت تمام انجامش دادم و چقدر همون زمان ترس داشتم از اینکه چه میشود الان که دارم مینویسم اشک در چشمامحلقه زده ودوست دارم به خودم تبریک بگم به اینوحید پر قدرتی که هر بار تصمیم گرفته کاری انجام بده انجامش داده اینوحیدبسیار با ارزشه بسیار لایق هست لایق بینهایت خوشبختی و استفاده از نعمت های این جهانه
وحیدی که تصمیم گرفت در فروردین سال 1399 وقتی همه در غرنطینه پاندمی بودن گفت میرمو سالن اجاره میکنم وبا همهمحدودیت ها سالن بزرگی اجاره کردم وتولیدی خودش را راه انداختم وحید لایق وارزشمندی که بادودستگاه کارش شروع کردوالان 12 دستگاه تولیدی جدید ترین مدل های 2021 را داره وحیدی کهدراوجتحریمها از کشورتایوان دستگاهواردکرد کاری کهبههرکسی میگفتم بااونامکانت منمیخندید ، وحیدیکهبجای غرض گرفتن کارت بازرگانی دیگرانخودشاز هیچی نترسیدورفتبرای خودش کارت بازرگانی گرفت با افتخار وصفر تا صدمسولیت هاش را قبول کرد وحیدی کهبا نبودن گاز با ایده گلخانه سالن سردش را گرم کرد و نبود امکانات مانع ادامه مسیرش نشد وحیدی کهوقتی بهش گفتن این کارگاهت اب نداره به لطف خدا رفت و اب با تانکر اورد وادامهداد خدایا شکرت چقدر احساس خوبو غرور از نوع سالم دارم غروری که بهخودم میگه میتوانی اگر قبلا توانستی الانهممیتونی فقط از یاد بردی فقط دچار عادی شدن شدی 24 مورد لیاقت خودم را نوشتم ولی باور کنید 100 ها مورد دیگه هم میتونم بنویسم
دیگه بجای اینکه تو دفتر ستاره قطبیم هر روز صبح صفحه را پر از خواسته هایی کنم که باید بشینم تا به وقوع بپیونده 90 درصد صفحه را پر میکنم از موفقیت هایی که کسب کردم و بدستشون اوردم چراننویسم ؟؟؟ چرا بیاد نیارم ؟ چرا بیاد نیارم روزهایی که صبح زود از اصفهان میرفتم تهران و کارهامانجاممیدادم و عصر بر میگشتم من لیاقت و ارزشمندی خودم را شارژ میکنم و در پایان با این احساس که من بسیار فوق العاده و لایقم یکی از مهمترین خواسته های روزم را مینویسم اینجا دیگهاونخواسته برام مثل اب خوردن هست با بیاد اوری موفقیتهای قبلیم
و قطعا انشا الله بهش میرسم چون انسان لایق و ارشمندی هستم من وحید ربانی انسان با ارزشی هستم چون در سالی که شریک بودم با پدرم تونستم مجموعه قبلیمون را صادر کننده نمونه استان کنم من همونوحید هستم همون وحیدی که با افتخار پیش میرفت و یکی یکی اهداف را میزد همونوحیدی که صادرات پدرش را از وانت وانت تبدیل به کانتیرنهای های 40 فوتی کرد
قطعا هرچه توانسته ایم لطف خدا بوده است ولی قطعا هم ارزشمندی خودم بوده انرژی مثبتی که همواره داشتم وهمواره گفتممیشود حتی جدا شدنم از پدرم هم بهمین دلیل بود که من میگفتم میشود ولی ایشون در ترس بود که شاید نمیشود ومن گفتم من دیگه نیستم درسته که چند سال بیکار شدم ولی دوباره ادامه دادم من بینهایت ارزشمندم من بینهایت فوق العاده ام من بینهایت لایقم من لایق قرار گرفتن در لیست بیلونرهای جهان هستم چرا نباشم ؟؟؟؟؟
ولی به دلیل باورهای اصلی اشتباه بعد از چند سال دوباره وارد مدار دیگه ای میشدم با این باور کهمن به تنهایی نمیتونم دوباره میرفتم با یکی دیگه شریک میشدم همیشه میرفتم کنار یک کسی و اتفاقا همیشه به اوج میرسیدیم ولی خدا یکروز بهم گفت پسر توهیچ کس نمیخواهی خودم باهات هستم و تولیدی خودم را بدون شریکراه انداختم الان بهترین زمان هست چونهم باورهای درستی دارم به لطف خدا و لطف اموزش های استاد که 830 روزه شبانهروزدارمکار میکنم و هم اینکه با بیاد اوری موفقیت های قبلیم سوخت وانگیزه حرکت مداوم را جور میکنم
اره چه مثال جالبی شاید دلیل سینوسی بودن مسیر من هم سوخت ناکافی بوده کهبهذهنممیرسیده ولی الان دیگه با تمرینی کهخودم الان طراحی کردم هر روز صبح اینسوخت را میرسونم که وحیدمیشود تومیتوانی چونلایق هستی چونبینهایت ارزشمندی
ممنونم استاد عزیزم چوندستی از دستان خدا شدید تا من بیاد بیارم ومرور کنم با اینکهدوره را هنوز نخریدم ولی احساس میکنم بهم گفته شد چی باید بفهمم از این دوره همین مرور مطالب منا بیدار کرد انگار یکی زد سر شونم ومنا از خواب بیدار کرد در این صبحزیبای جمعه کهوحیدنگاه کن به قبلت که چهکردی پسر بیاد بیار ( استیکر چشم اشکی )
الان میفهم که خداوند تو این سوره که چاپش کردم وزدمبه دیوار اتاقم چه جالب میگه که میفرماید بیاد بیارید نعمت هایی که به شما دادم را
با نام خدا شروع کردم کامنتم را و با کلامخداوند هم پایان میدم که هرچی دارم از لطف خداونده اینخدا اینقدر صاحب فضل ورحمته که میگه بنده من تو لایقی خودتا دست کم نگیر والله که همینه اگر این نبود من امروز هدایت نمیشدم به این اگاهی
از همه شما دوستان واستاد عزیزم سپاسگزارم بابت اموزش های الهی تون و کامنتهای خوب دوستان
مرسی که همیشه به بهترین شکل ممکن کنارم بودید استادم️
بچه هایی که دارید برای اولین بار دوره های استاد رو تهیه میکنید یه نکته خیلی مهم رو برادرانه بهتون میگم…دوره های استاد عباسمنش بهترین دوره هاییه که تو کل عمرتون تهیه میکنید اگر واقعا عمیقاً و متعهدانه تصمیم به تغییر شخصیتتون گرفتید.درواقع باید واقعا مرد مردونه شخصیتتون و روش زندگیتون رو تغییر بدید تا نتیجه تو زندگیتون رخ بده،بایدددد عملگرا باشید تا انتظار داشته باشید تغییر تو زندگیتون ایجاد بشه.فقط و فقط با گوش دادن به فایل های استاد شاید خیلی خیلی کوچیک نگاهتون به اتفاقات و آدما تغییر پیدا کنه اما نتیجه قابل توجهی بوجود نمیاد.من از وقتی دوره دوازده قدم رو شروع کردم متوجه این مساله شدم که چرا نتایجم تو این چندسال اخیر خیلی حیرت انگیز نبوده،من خیلی فایل های دوره رو گوش میدادم اما تمریناتش رو خیلی جدی نگرفتم و از اونجایی که تمام تمرینات مارو از پایه و بطور شخصیتی تقویت میکنه و ذهنمون رو میبره تو مدار بالاتر،من با تنبلی و دلایل منطقی مثلا خستم و امشب کار مهم داشتم و امروز صبح عجله داشتم و… خودم رو متقاعد میکردم که انجام ندادن تمرینات از نظر من منطقی باشه…دوستای خوبم،هرکدوم از دوره های استاد رو میخرید اگه میخواید نتایج عالی بگیرید بصورت تمرکزی و پله پله گوشش بدید و انجامش بدید مطمعنم نتیجه عالی تو زندگیتون ایجاد میشه️
سلام سلام به استاد عزیز و مریم جان و همه دوستای دوست داشتنیم
اول بگم که تو کانادا امروز روز شکرگزاری یا همون Thanksgiving هست، خیلی دوست دارم این روز رو، این کانسپت رو، که یه روز به اسم روز شکرگزاری باشه و خونواده ها دور هم جمع بشن به شکرانه ی نعمتهاشون
خداروشکر ما هم دور هم بودیم، خواهر بزرگم که همینجا کاناداست یه ساعت با ما فاصله داره، اون یکی خواهرام یاسمن و سمیه هم از آمریکا اومدن و خداروشکر این شنبه یکشنبه دور هم بودیم و کلی خوش گذشت و فایل جلسه 2 دوره لیاقت هم یه شب باهم گوش کردیم:) فقط جای مامان و بابا خییییلی خالی بود ، که بازم خداروشکر به خاطر این تکنولوژی هرروز تصویری با هم صحبت میکنیم و تو همه ایونتها و برنامه های همدیگه حضور داریم:) انشالا چندماه دیگه هم دوباره میان پیشمون
اما بریم سراغ فایل و کلا بحث احساس لیاقت
من همیشه فکر میکردم تو احساس لیاقت و خود ارزشمندی و عزت نفس و اینا اوکیم و مشکلی ندارم
البته بازم از نشونه هایی که استاد میگن و مواردیکه دوستان تو کامنتا اشاره میکنن، خداروشکر بیشترش رو من ندارم
مثلا هیچوقت به خودم توهین نکردم که تو عرضه ی هیچی رو نداری یا کلا برخوردای توهین آمیز، ولی خب ملامت چرا .. خیلی وقتا ناآگاهانه و به صورت خودکار یه دفه دیدم دارم خودمو ملامت میکنم، یا احساس عذاب وجدان مثلا برای کارای نکرده…
اما نکته ای که تو صحبتهای استاد بود و من باز کشف کردم که عه.. منم این مورد رو خیلی دارم، راجع به حرفا برخوردای دیگران بود، دقیقا همون حالتی که استاد گفت، تو یه جمعی کلی برخوردای خوب میشه کلی تعریف و تمجید میشنوم ولی یکی هم یه کامنتی یا حالا شوخی جدی یه چیزی میگه که خوشایند من نیست، انقــــــــدر اون موضوع تو ذهن من میمونه… انقــــــدر ذهنم بزرگش میکنه و هی میاره جلوی چشمم، با نجواهای مختلف، مثلا تو خودت باعث شدی اینجوری باهات رفتار بشه، یا فلان چیزو بهت بگن، یا تو گود ایناف نیستی یا کلی استدلال و بحث و جدل با خودم که اصلا اون چیزی که مثلا یه نفر گفت درست بود یا نه… خلاصه یه دفه به خودم میام میبینم ساعتهاست تو این فکرم، پسِ ذهنم این قضیه هست و در نتیجه دیپ داون حالم خوب نیست، در حالیکه کلی حرفا و برخوردای خوب کلی لحظات خوب و قشنگ و خلاصه کلی نکات مثبت هم بوده تو همون زمان، البته نه اینکه اصلا اونا رو نبینم ها، ولی این یه نکته ی نا دلخواه خیلی تو ذهنم بولد میشه، و هیچوقتم حواسم به این نبود که حتی همین توجه کردنِ ذهنی و هی ذهنم و فکرم رو درگیرش کردن هم بازم همون توجه به ناخواسته ست و باعث جذب بیشتر همون ناخواسته میشه
خلاصه که همه فایلای استاد گنجه و خدا رو هزار مرتبه شکر برای بودن تو این سایت و این فضا
الان ساعت تقریبا 4 بعد از ظهر روز دوشنبه ست اینجا و من امروز کلی کارای خوب و مثبت کردم و الانم میخوام با یکی از دوستام بریم یه پارک خوشگل تو داون تاون تورنتو به اسم های پارک که زیباییِ اصلیش تو بهاره به خاطر شکوفه ها، ولی تو پاییزم کلا زیبایی های کانادا بی نظیر و بسیار چشم نوازه
جای همه دوستان خالی
و خدا رو هزار مرتبه شکر برای این همه نعمتی که فقط تو این چند خط بهشون اشاره کردم:)
سلام استاد عزیز
سلام دوستان خوبم
یکی از بهترین دوره هایی که تا حالا شرکت کردم همین دوره احساس لیاقت بود
یک چیز در وجودم کم بود
یک چیزی همیشه کم داشتم
وقتی اولین جلسه این دوره را گوش دادم به خودم گفتم این همان بود که باید داشته باشم
این همان دوره ای است که باید در آن شرکت کنم
این همان دوره ای بود که من با آن تکمیل می شوم و به اوج خودم تبدیل می شوم
واقعا یکی از موهبت های خداوند برای من همین دوره استاد و شرکت کردن در آن بود
ممنونم استاد عزیز
سپاس از خدای فراوانی ها
بنام خداونده بخشنده و مهربانم
سلام به استا عزیزم و بانو شایسته نازنین…
سلام بچه های سرزمین وحی…
اول از همه تبریک میگم به همه اونایی که دوره احساس لیاقت رو تهیه کردن و نوش روحتون باشه نوشششش روحتون…
ماهم استفاده میکنیم از اگاهیای شماااا الهی صد هزار بار شکرتتتتت….
استاد همیشه همیجوررر بودیم …
از همه مهمتر برای خودمون که ایجور هستیم هیچچچچ اقا قبول…
برای دیگرانممم همیجوریمممم اخه به توچه چکار دیگران داری …..
خودم رو میگمممم بچه خواهر برادر درس نمیخونن یا هر چیزه دیگه ای مننننن بلند میشم میگم تو هیچی نمیشی اقاااااااااااا بتوچه ربطی داره حسیننننننننن ….
واین روزا متوجه شدم و بیشتر تمرکز میکنم به قشنگی هاشون و تمام داشتهاشووووووووووووون الهی شکرت رب من صد هزار بار شکرتتتتتتتتتتتتتتتتت….
استاد تویه فایل هدفی انگیزه ای برای امسال انتخاب کن….
خانوم شایسته نوشته بود
احساس خوب= با اتفاقات خوب
مطلع میشویم و با خود میگوییم:
و دیگر همچیز تمان شد و فهمیدیم باید چکار کنیم دیگر همه چیز برای من حل شده است…..
اما….. اما… اما…..اماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
وقتی اوضاع بر وقفه مراد ما پیش نمیره هر اتفاقی که بر وقفه ما نیست…
همه اونچیزهرو به فراموشی می سپاریم…و نادیده می
گیریم تا این حد به درستی موضوع یقین داشتیم و برا اجرایش متعهد بودیم؟؟؟؟
چرا دوباره:
ان من نگران بر میگرد و احساس خوب داشتن را ستخترین کار دنیا مکنه؟
چرا ان من:
کافر بر میگرد و ان همه نعمت را میپوشانه تا سپاسگزار نمانیم….
چرا ان من:
شکاک بر میگرد و اطمینان و یقین مانرا به تارج میبره؟؟؟
و و و چرااااااا من هایی دیگه ای که من حتما پیشنهاد میکنم این قسمت از نوشته و فایل رو حتمااا ببینید….
در پناه جان جانانت رب العامین شاد سلامت و ثروتمند باشید
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
مهمترین احساسی که ما می توانیم در خود ایجاد کنیم احساس لیاقت و ارزشمندی است که بیشترین احساس خوب را برای ما در پی دارد. به اندازه ای که ما احساس ارزشمندی کرده به همان میزان نیز جهان ثروت افراد شرایط و موقعیتهای بهتری را برای ما فراهم می کند و به احساس لیاقت ما پاسخ می دهد.
احساس لیاقت و ارزشمندی ما در طول زمان به واسطه عوامل مختلف گرفته شده است. یکی از نشانه های عدم احساس لیاقت این است که فرد استعدادها دست اوردها و موفقیتهای خود را نادیده گرفته و ارزشمند نمی داند و به شکستهایش بیشتر توجه می کند و استعدادهای خود را به عوامل بیرونی مثل شانس نسبت داده و بر روی شکستهایش تمرکز می کند.
به جای تمرکز بر اشتباهاتمان باید بر روی موفقیتها و دست اوردهای خود تمرکز کرده زیرا جهان به توجه ما واکنش نشان می دهد. اگر تمرکز ما همواره بر روی نکات منفی خودمان باشد جهان نیز نکات منفی بیشتری به ما نشان خواهد داد و اگر تمرکز خود را بر روی استعدادها و موفقیتهای خود گذاشته موفقیتهای بیشتری را تجربه خواهیم کرد.
اگر بتوانیم احساس لیاقت را به صورت پایدار و دائمی در خود ایجاد کنیم و خود را همواره لایق بدانیم جریانی از نعمت و ثروت به زندگی ما وارد خواهد شد.
خدایا شکرت
عاشقتونیم.
به نام خدای مهربونم
سلام استاد نازنینم سلام خانوم شایسته جان سلام به همه بچه های این سایت معنوی
استادمن بارها گوش دادم این فایلو و یاد دوره اعتمادبنفس افتادم و همینطور فایلی که درمورد انتقادات چه واکنشی دارین
داستان آدم نالایق اینکه نظر دیگران بیش از حد براش مهمه و دنبال تایید دیگرانه و بخاطر اینکه هیچ وقت نمیتونه تایید کاملو بگیره دچار ناکامی و ناامیدی و درنهایت احساس بدبختی میکنه و هرچی بیشتر دست وپا میزنه توی این سیکل معیوب میره پایینو پایینتر
من اگه بخام درکمو بگم از لیاقت
لیاقت یعنی خودتو قضاوت نکنی و باخودت مهربونتر باشی یادمه توی فایلهای اعتمادبنفستون درمورد قاضی صحبت کردین اینکه یه قاضی درونمونه که هی قضاوتمون میکنه هی سرزنش میکنه و حتی بعضی وقتا به خود زنی هم میرسه
قشنگ یادمه پنج سال پیش توی آشپزخونه خونم بودم و هندزفری توی گوشم بود و من به جرات میتونم بگم هزاران بار اون سه فایلو گوش دادم یهو انگار قاضی درونم واضح شد و انگار دیدمش
ویهو انگار تمام خاطرات و صحنه هایی که سوتی دادم و خودمو سرزنش کردم تمام لحظاتی که باخودم مهربون نبودمو خودمو قضاوت کردم تمام لحظاتی که بخودم گفتم خنگ و…. همه همه مثل یه فیلم از جلوی چشام رد شد همون وسط آشپزخونه ام نشستم یه دل سیر گریه کردم برای مریمی که کلی بهش ظلم کرده بودم و چه بی رحمانه باهاش رفتار میکردم چقد خودمو بی پناه و تنها دیدم چقد مظلوم بودم و زخمی
با خودم حرف میزدم برای کی برای چی چرا تا این حد داری خودتو اذیت میکنی
از همون لحظه انگار آدم دیگه ای شدم اینقد تغییرو احساس میکردم که حتی انگار روی رنگ پوستمم داشت تاثیر میزاشت چهره غمگینم داشت جون میگرفت
از فرداش شروع کردم آهنگ گوش دادن و رقصیدن
آهنگ تو عزیز دلمی منصور منو دیونه میکرد
یه آینه قدی داشتم میرفتم جلوی آینه و بلند بلند میخوندم و نگاه خودم میکردمو میگفتم تو عزیزدلمی تو عزیز دلمی روی چشات نشینه شبنم تو عزیزدلمی ….
ای تو یاس بی تحمل تو عزیز دلمی تن تو ظریف تر از گل تو عزیزدلمی …
دلم نمیخاست این لحظات تموم بشه قبلا یه نفرو دوس داشتم هروقت آنگ گوش میدادم اونو مخاطب قرار میدادم و معمولا آهنگهام غمگین بودم ولی اینبار آهنگای شاد و با بار معنایی مثبت و مخاطب فقط و فقط خودم
کلی باخودم عشق میکردم همش نگاه خودم میکردم توی آینه و بخودم میگفتم میخام عاشقت باشم و چقد حالم خوب بود گاهی اینقد حالم خوب میشد که از حس خوب گریه میکردم
دیگه اینقد باخودم مهربون شدم که یادمه هرجا کار اشتباهی میکردم بخودم میگفتم فدا یه تار موت هیچ اشکالی نداره و هرجا که هنوز میخاست اون قاضی بیرحم منو قضاوت کنه اون مریم بی پناه مظلومو در آغوش میکشیدمو ازش دفاع میکردم
من سالهاست روشم اینه هرچن روزی یه آهنگ عشقولانه میزارم واسه خودم و بخودم عشق میورزم
حتی گاهی خودمو تجسم میکنم و گذشتمو یادم میارم و قربون صدقه خودم میرم که جیگرتو بخورم که اینقد داری تلاش میکنی قربونت بشم که اینقد نازی اینقد بامزه ای اینقد خفنی الان حتی وقتی سوتی میدم نه تنها سرزنش نمیکنم بلکه کلی میخندم و باخودم راحتم با سوتیام با صدام با چهره ام با قدم با همه و همه چی یادم اینقد درگیر بودم که همش میپرسیدم من صدام چجوریه زشته روم نمیشد ویس بزارم یا حتی با کسی حرف میزدم مخصوصا توی جمع صدام میلرزید یا حتی وقتی راه میرفتم و یه جایی میخاستم رد شم که چن نفر نشسته بودن همش فک میکردم الان نکنه زشت راه میرم یا غوزم یا گردنم کجه و هی درگیرو درگیر بودم….
الان یادم نمیاد آخرین انتقادی که بهم شده کی بوده یا زخم زبون یا سرزنش و خداروشکرررر میکنم بخاطر اون تایمی که با تمام وجودم روی خودم کار کردم
حالم به سختی بد میشه و شکر خدای مهربونم درمسیری هستم که دارم روز به روز بهترو بهتر میشم
و سانت به سانت رشدمو دارم میبینمو حس میکنم
خداروشاکرم برای وجود ارزشمندتون توی زندگیم استاد خفنم شما یکی از خفن ترین جذبای من بودین و من با تمام وجودم از خدام خواسته بودم که بهم یه استاد بده
مرسی که استادم شدین :)
راستی راستی امروز آخرش موفق شدم عکس پروفایل بزارم خیلی خوشحالم :)))))))
عاشقتونم
بنام خدای که زیباست و زیبایی را دوست دارد
سلام دوستان خوبم
الَّذِینَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (28)
(هدایت شدگان) کسانى هستند که ایمان آورده و دلهایشان به یاد خدا آرام مى گیرد. بدانید که تنها با یاد خدا دلها آرام مى گیرد.
چند روزی هست که از شهر مشهد به سمت شهر زیبای تبریز آمدم . الله اکبر از همه زیبایی، باخودم گفتم خداوند در زمان مناسب ماشین صفر را به ما تحویل داد و بعداز عروسی برادرم ، گفتم با خانواده بیام مسافرت ، و از خدا هدایت خواستم و آمدیم تبریز چند روز تبریز بودیم جاهای دیدنی اش را رفتیم .
الان که این کامنت را می نویسم از دامنه های کوههای مشکین شهر، نزدیک کوه باشکوه سبلان هستم ، غروب امروز بعد از دیدن پل معلق مشکین شهر ، از خدا هدایت خواستم برای آب معدنی گرم و خداوند هدایتگر، من و خانواده ام را هدایت کرد نزدیک کوه سبلان آب معدنی گرم ، که شکر خدا تازه افتتاح شد بود و قیمت ها بسیار عالی و پایین ، و آب معدنی گرم و زلال که خیلی خلوت بود و حسابی شنا کردیم و عالی.
نکته ای که خیلی برام زیباتر بود اینکه بین شهر اهر و مشکین شهر روستای قصابه هست که با اطمینان می تونم بگم بهترین گوشت گوسفندی دارن که گوسفند ها در دامنه کوه باشکوه در حال چرا هستن، و پایین دست و حاشیه جاده قصابان گوسفند ها را جلوی شما ذبح می کنند و کباب می کنند و خوردنش برای کسانی، قانون سلامتی دارن عالیه هست.
خدایا شکرت بخاطر این هدایت، که لحظه به لحظه برام معجزه و زیبایی رخ میده .
فایل امروز :
ذهن خود را آگاهانه تربیت کنیم ، مدام موفقیت ها و استعداد ها و توانایی ما را یاد آوری کنه و نسبت به ناملایمات و ناخواسته ها بی توجه باشه .
سلام دوست ارزشمندم
سلام آقای یکتای مقدم
به به چه تجربه هایی به به، عروسی و سفر و خرید ماشین صفر و چشمه آب گرم در سبلان و گوشت گوسفندی صل اعلی…گوارای وجود شما و خانواده محترم تون. اومدم تا تبریک بگم خرید ماشین صفرتون رو و تحسین تون کنم برای داشتن چنین ماشینی که در اختیار دارید…واقعا خداروشکر واقعا خبر خوبی بود و خیلی خوشحال شدم.خداروشکر که این ردپای زیباتون رو دیدم و خوندم.
قطعا شما لایق بهترین ماشین ها و تجربه های لذت بخش دیگه هستید…
کنترل ذهن مهارتی هست که باید هربار بیشتر یادش بگیریم و هربار در اون بهتر بشیم و بهتر شدن انتهایی نداره.
در این فایل های اخیر در مورد خودمون و پررنگ نکردن شکست ها و ناتوانی هامون هم کنترل ذهن رو یاد بگیریم و ساختن پایه های باور ارزشمندی و لیاقت بدون قید وشرط…
ارادتمند شما فهیمه
به نام خدای که انرژی هست
سلام به شما خانم پژوهنده
نقطه آبی از سمت شما هدیه الله می دونم .
خیلی ازت ممنونم پیام دادید ، باور کنید با مسافرت کردن بهتر میشه ، آموزههای استاد عباسمنش را عملی کرد ، مخصوصا که سوار بر جریان هدایت باشی ، کل سفر لذت بخش میشه ، و حضور خداوند را بهتر حس می کنی .
از خداوند هدایتگر و وهاب می خوام بهترین نعمتها را به شما و خانواده محترم شما اعطا کند.
متشکرم. علیرضا یکتای مقدم مشهد مقدس
سلام آقای مقدم عزیز
حسابی در حال خوش گذروندنی رفیق ها
پل شیشه ای و معلق رفتم سرچ کردم تو اینترنت چقدر باحال بود و یکی از خواستهای من میشه از امروز که بیام و اونجا رو از نزدیک ببینم .اخه من عشق سفرم حسابی
آب گرم دیدم و حتما اومدم یه تنی به آب میزنم
سپاسگزارم رفیق من که این مکان زیبا رو بهم نشون دادی و یه خواسته جدید در من متولد کردی ..
خوش بگذره بهت و در پناه الله یکتا شاد و سرحال باشی
به نام خدای مهربان
سلام دوست عزیزم آقای کرمی
متشکرم که پیام دادید. دقیقا درست فرمودید، وقتی چیزی جدید می بینیم خواسته ای جدید در ما شکل میگیره ، بنابراین می توان با ارسال فرنکاس مثبت ، به آن خواسته رسید ، مخصوصا که درسفر باشی ، زندگی خیلی لذت بخش میشه و اتفاقات خوبی را تجربه می کنی ، و خدا را در درون خودت پیدا می کنی ، و همیشه در احساس خوب می مانی .
برات بهترین نعمتها و اتفاقات خوب را از رب العالمین تقاضا دارم.
ارادتمند شما ، علیرضا یکتای مقدم
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام
خداروشاکرم که باز هم فرصت دیدن فایل جدید و برخورداری از این همزمانی به من داده شده.
استاد، من دقیقا دیشب قبل خواب دوباره تصمیم گرفتم که فردا تا جایی که میتونم کانون توجهم رو کنترل کنم و چشم زیبابینم رو باز کنم و در هر چیز فقط خیر و زیبایی ببینم. در هر چیز. نه اینکه با اصرار بخوام فقط اتفاقات خوب بیفته و خودمو ایزوله کنم و از هرچی اتفاق و ادم بَده فرار کنم، نه. که اینجوری اونارو بیشتر و بیشتر جذب میکنم. تصمیم گرفتم آزاد و رها روی جریان زندگی دراز بکشم و فقط مسئولیت بخشی که مربوط به منه رو به عهده بگیرم؛ توجه به زیبایی ها در هر پیشامدی.
میدونید، این خودش یه رمز بود برای من. که اصرار نکنی که از هرچیز بد فرار کنی، بلکه هنر اینه که حتی در میون اتفاقات نادلخواه هم، آرام و خوشبین باشی و درون هرچیز، زیبایی ببینی.
خلاصه با یاری خدا، صبح که بیدار شدم هم، این تصمیمم بهم یادآوری شد و تصمیم گرفتم امروز تا حد ممکن اجراش کنم و مدام به خودم یادآوریش کنم تا فراموش نکنم و به رویه ی قبل برنگردم.
خداروشکر تا الان که ساعت 2 ظهر هست همه چیز عالیه و من حالم بسیار خوبه و به صورت خیلی سورپرایزی هم یهویی یه پیشنهاد کار در چین دریافت کردم! شرکتی ایرانی که خودش همه ی کارهای ویزای کارمنداشو میکنه و اونا رو به راحتی میفرسته اونور و بهشون محل اقامت هم میده :) خدایی برای منی که تخصصم زبان چینی هست دیگه چی بهتر از این؟ :)
دقیقا دوست داشتم همیشه به صورت کاری و به راحتی مهاجرت کنم نه تحصیلی.
البته که ترجیح اول من همیشه آمریکا هست اما همینم خوبه، افتخار میدم بهشون =)))))))
فارغ ازینکه این قرارداد به سرانجام برسه یا خیر، خود این پیشنهاد برای من بسیار خوشحال کننده و امیدوارکننده بود. که ببین نوشین، گاهی به چه راحتی میشه به خواسته ها رسید. من الان ساکن تهران نیستم و به این شرکت برای کار در تهران پیام داده بودم و حالا اونا بعد چندوقت برای کار در چین به من پیام دادند! من تهران رو میخواستم و خدا تهران رو جور نکرد اما به جاش چین رو بهم پیشنهاد کرد!
واقعا چقدر همه چیز میتونه به راحتی بشه و فکر میکنم تنها دلیل نشدنش همین باور نداشتن ما به راحت شدن باشه!
یه سری آرزوهامون توی ذهنمون خیلییی ازمون دوره و به همین دلیل باور به راحتی و آسانی خیلی میتونه مارو جلو بندازه.
اگر من توی ذهنم فاصله ی زیادی با آرزوهام تعیین نکنم، اگر برام خیلی دور و باورنکردنی نباشند، خب خیلی راحت محقق میشن..
خداروشکر من باورم به شدن ها و آسان شدن ها روز به روز داره قوی تر میشه.
که اشکالی نداره اگر تا الان همه چیز خلافش بوده، به محض اینکه آسانی رو باور کنی، خیلی آسان اون چیزهایی که میخوای برات محقق میشن، بدون توجه به اینکه بارها و بارها خلافش برات اتفاق افتاده.
واقعا انقدر دارم معجزه میبینم، انقدر دارم شدن میبینم، که داره برای خودمم کم کم باورپذیر میشه. که یکهویی یک روز، میتونه ورق برگرده و اون پیشامدهای نادلخواه تکراری برای همیشه متوقف شه.
استاد، چقدر تو تمام فایل هاتون روی کانون توجه تاکید میکنید و هرکی فکر میکنه کنترل کانون توجه و باور ساختن و به طور کلی این مسیر، آسونه واقعا هیچ چی از این پروسه نمیدونه. کنترل کانون توجه وااقعا یکی از سخت ترین کارهای دنیاست و به خصوص اوایلش تلاش و هوشیاری خیلی خیلی زیادی میخواد.
قانون جذب و فرکانس و ارتعاش، اصلا موضوع ساده و راحتی نیست که یه عده مسخره میکنند و میگن اره حتما به همین راحتی همه چی اوکی میشه!
اصلا راحت نیست، ما داریم اینجا زحمت میکشیم :))))
برای من قسمت سخت کنترل کانون توجهم، فراموش کردنمه. یعنی مدام ذهنم به صورت دیفالت و از روی عادت میخواد برگرده به همون روال قبلش. باید هی بهش یاداوری کنم و هی آگاهانه تلاش کنم که خوب ببینم و خوب برداشت کنم و خوب فکر کنم و خوب احساس کنم..
خلاصه که از هر سمتی میریم دوباره به همین اصل کانون توجه میرسیم :)
واقعا هم اگه از پسش بربیایم خیلیییی لذت بخشه.. واقعا دنیا رو به این حس خوب و آرامشی که با کنترل کانون توجهم میگیرم، نمیدم. انقدر زندگی لذت بخش و خوشایند میشه که حد نداره.
استاد، این صحبت 19 نمره گرفتی و یکی نگرفتی چقدر جالب بود!
من خودم تا حالا اینجوری بهش نگاه نکرده بودم! 19 تا نمره گرفتی و فقط 1 نمره نگرفتی و توجهت بعد همش رو همون یکی بود؟! واقعا ها.. همیشه فقط 20 تو چشممون بولد بود و اصلا 19 تا به چشممون نمیومد.. یا اصلا 18 تا 17 تا.
جالبه واقعا..
امیدوارم که خدا هممون رو کمک کنه که بیشتر و بیشتر روی نیمه ی پر لیوان هامون و شدن های زندگیمون تمرکز کنیم :)
سلام عزیزم چقدر به نکته های مفید و ارزشمندی اشاره کردی اینکه در دل همون نازیبایی ها توجه کنی به زیبایی ها
اینکه از مدار اسانی صحبت کردی
اینکه انقدر قشنگ بهترش برات جور شد که بهت تبریک میگم بیشتر بخاطر رها بودنت
واقعا تحسینت میکنم عزیزم سپاسگزارم که نوشتی
اصلا نوشین عزیزم اینطور بگم انگار دقیقا برای من نوشته بودی پس بی نهایت سپاسگزارتم.
﷽
بنام خداوند بسیار بخشنده ، ستایش مخصوص پروردگار جهانیان است و بس
سلام به استاد عزیزم و مریم جان وهمه دوستان با صفا و هم مسیر راه موفقیت و سعادت وخوشبختی
استاد عزیزم من هنوز موفق به خرید ایندورهنشدم ولی این دلیل نشد که من از این گنج بزرگ بی بهره باشم
امروز صبح مثل همیشه و هر روز صبح از خداوند هدایت خواستم که منتسلیم اون هستم من در خواست هام را ارایه دادم و الان تسلیم هدایت اون هستم که بهم بگه چکار کنم اومدم داخل سایت یک نگاهی به مطالب کردم دیدم اکثرا در مورد احساس لیاقت هست از اونجایی که شما تیزرهای این دوره را سعی کردی از لباس های رنگ های مختلف استفاده کنید فهمیدم جلسه حدید گذاشتید البته این فقط مخصوص کسانی هست که دوره را خرید کردن گفتم اشکال نداره بزار کامنت دوستان را بخونم و قطعا این کسانی که کامنت نوشتن هم شاید عده ایشون دوره خرید کرده باشن و قطعا تراوشات فکریشون قسمتی از مطالب را منعکس میکنه و بهتر از اونها متنی که استاد خودشون زیر فایل ها می نویسند نیز برای من مشخصه متن ها را خوندم یک دوستی از موفقیت های خودش نوشته بود و روند سینوسی شدن اونها من هم همیشه اینمساله را داشتم البته قبلا خیلی شیبش زیاد بوده ولی الان کمتر شده متوجه یک نکته مهمی شدم که قبلا بدلیل عدم اگاهی شاید اسمش را چیزهای دیگه میزاشتم
یکوقت هایی شده ما انگیزه بسیار بالایی داریم برای انجام یک کاری و اونکار انجام میدیم
یکوقت هایی ما انگیزمونمتوسط هست یعنی میگیم میریم ببینیم چی میشه
یکوقتهایی هم کلا انگیزهنداریم که خدارا شکر من به ندرت در این حالت قرار میگیرم
من یا انگیزه بالا دارم یا انگیزه متوسط خیلی خیلی کم هم شده که انگیزم پایین اومده که سریع برگشتم به انگیزه بالا
( الان دارممتن ادیت میکنم برای غلط های املایی فهمیدم پسر خوب تو که میگی سینوسی میشه مسیرت خوب خودت دلایلش الاننوشتی الله اکبر از هدایت خدا انگیزه کم زیاد میشه داداش گلم هیچوقت کلا نمیپکه چونتو انگیزنهیچوقت پایین نیست ولی عالی متوسط میشه چونتو انگیزت عالی ومتوسط میشه چه جالب و الان باز هممرور قانون که ما خالق صفر تا صد زندگی مونهستیم حتی شیب اش را هم خودمون با افکارمونمشخص میکنیم )
داشتم فکر میکردم دیدم چطور میشه که ما همیشه انگیزه بالا داشته باشیم ؟ و اینکه چطور میشه مدام بخواهیم به خودمون انگیزه بالا بدیم ؟؟ در مقایسه با این موضوع که تمرکز بر روی اهداف و لذت هایی که هنوز کسب نشده خوبه !؟ یا تمرکز روی موفقیت هایی که قبلا بدست اوردیم !؟
باز فهمیدم وقتی انگیزه بگیریم بخاطر چیزهایی که قراره بدست بیاریم در اینده خوبه ولی بسیار کوتاه مدته تا اینکه ما انگیزه بگیریم از موفقیت هایی که قبلا بدستشون اوردیم که پایدار هست وکسب شده همونهایی که یکروزی برای من انگیزه های اهدافی بودن در اینده
اینجا بود که فهمیدم طبق گفته استاد در یکیازفایل ها که الان یادم نیست من باید یک لیست بنویسم از موفقیت های قبلیم وهرروز بیاد بیارم همینجا این ایده به ذهنم خورد که بهترین جا و بهترین زمان
تمرین ستاره قطبی است واونم صبحها
با خودم گفتم من که در خواست هام مشخصه اینقدر تضادها درخواست های منا مشخص کرده کهدیگهنیاز به نوشتنشون نداارم اینکه باید هر ماه حقوق وبیمه بدمکهدیگه درخواستی نیست که بخواهم بنویسمشون اونها هر ماه دارن میان و باید انجام بشه اداره بیمه با کسی شوخی نداره یکروز دیر بشه اتوماتیکجریمه را حساب کرده و یا اگر میخواهم بنویسم یکی کافیه و اون یکی را هم تجسم میکنم ولی بهتره چند وقتی تمرکزم را در تمرین ستاره قطبی بزارم روی موفقیت های قبلیم و گره زدن اون ها با احساس لیاقت و با ارزش بودنم اینجوری انگیزه و سوخت لازم روزم را تامین میکنم و دوباره فردا و فردا با سوخت بیشتری حرکت میکنم …..
بنابر این تمرین ستاره قطبی امروزم را تغییر دادم و بعد از یاد و نام خداوند نوشتم
من وحید ربانی انسان با ارزش و لایقی هستم چون …….خودم را از زندگی تحقیر امیز قبلیم جدا کردم
من وحید ربانی انسان با ارزش و لایقی هستم چون خودم را از شراکت کاری قبلیم جدا کردم و برای خودم کارگاه تولیدی عالی راه انداختم و ….. 24 موردتا پایین صفحه
و اینقدر نوشتم که صفحه دفترم فقط دو خط سفید پایینش موند و گفتم اونجا هم باشه برای نوشتن خواسته های امروزم
24 مورد احساس لیاقت خودم را نوشتم مواردی نوشتم که برام عادی شده بودن وداشتن به فراموشی سپرده میشدنبا نوشتن هرکدام از اونها تصاویری از قبل اومد تو ذهنم که واقعا چقدر من موفق بودم ، برای اون نتیجه عالی و بزرگ و الان برام عادی شده موفقیت هایی که شاید هر شخصی سالها درگیر تصمیم انجام دادن یا ندادنش باشه ومن به اسانی و با قاطعیت تمام انجامش دادم و چقدر همون زمان ترس داشتم از اینکه چه میشود الان که دارم مینویسم اشک در چشمامحلقه زده ودوست دارم به خودم تبریک بگم به اینوحید پر قدرتی که هر بار تصمیم گرفته کاری انجام بده انجامش داده اینوحیدبسیار با ارزشه بسیار لایق هست لایق بینهایت خوشبختی و استفاده از نعمت های این جهانه
وحیدی که تصمیم گرفت در فروردین سال 1399 وقتی همه در غرنطینه پاندمی بودن گفت میرمو سالن اجاره میکنم وبا همهمحدودیت ها سالن بزرگی اجاره کردم وتولیدی خودش را راه انداختم وحید لایق وارزشمندی که بادودستگاه کارش شروع کردوالان 12 دستگاه تولیدی جدید ترین مدل های 2021 را داره وحیدی کهدراوجتحریمها از کشورتایوان دستگاهواردکرد کاری کهبههرکسی میگفتم بااونامکانت منمیخندید ، وحیدیکهبجای غرض گرفتن کارت بازرگانی دیگرانخودشاز هیچی نترسیدورفتبرای خودش کارت بازرگانی گرفت با افتخار وصفر تا صدمسولیت هاش را قبول کرد وحیدی کهبا نبودن گاز با ایده گلخانه سالن سردش را گرم کرد و نبود امکانات مانع ادامه مسیرش نشد وحیدی کهوقتی بهش گفتن این کارگاهت اب نداره به لطف خدا رفت و اب با تانکر اورد وادامهداد خدایا شکرت چقدر احساس خوبو غرور از نوع سالم دارم غروری که بهخودم میگه میتوانی اگر قبلا توانستی الانهممیتونی فقط از یاد بردی فقط دچار عادی شدن شدی 24 مورد لیاقت خودم را نوشتم ولی باور کنید 100 ها مورد دیگه هم میتونم بنویسم
دیگه بجای اینکه تو دفتر ستاره قطبیم هر روز صبح صفحه را پر از خواسته هایی کنم که باید بشینم تا به وقوع بپیونده 90 درصد صفحه را پر میکنم از موفقیت هایی که کسب کردم و بدستشون اوردم چراننویسم ؟؟؟ چرا بیاد نیارم ؟ چرا بیاد نیارم روزهایی که صبح زود از اصفهان میرفتم تهران و کارهامانجاممیدادم و عصر بر میگشتم من لیاقت و ارزشمندی خودم را شارژ میکنم و در پایان با این احساس که من بسیار فوق العاده و لایقم یکی از مهمترین خواسته های روزم را مینویسم اینجا دیگهاونخواسته برام مثل اب خوردن هست با بیاد اوری موفقیتهای قبلیم
و قطعا انشا الله بهش میرسم چون انسان لایق و ارشمندی هستم من وحید ربانی انسان با ارزشی هستم چون در سالی که شریک بودم با پدرم تونستم مجموعه قبلیمون را صادر کننده نمونه استان کنم من همونوحید هستم همون وحیدی که با افتخار پیش میرفت و یکی یکی اهداف را میزد همونوحیدی که صادرات پدرش را از وانت وانت تبدیل به کانتیرنهای های 40 فوتی کرد
قطعا هرچه توانسته ایم لطف خدا بوده است ولی قطعا هم ارزشمندی خودم بوده انرژی مثبتی که همواره داشتم وهمواره گفتممیشود حتی جدا شدنم از پدرم هم بهمین دلیل بود که من میگفتم میشود ولی ایشون در ترس بود که شاید نمیشود ومن گفتم من دیگه نیستم درسته که چند سال بیکار شدم ولی دوباره ادامه دادم من بینهایت ارزشمندم من بینهایت فوق العاده ام من بینهایت لایقم من لایق قرار گرفتن در لیست بیلونرهای جهان هستم چرا نباشم ؟؟؟؟؟
ولی به دلیل باورهای اصلی اشتباه بعد از چند سال دوباره وارد مدار دیگه ای میشدم با این باور کهمن به تنهایی نمیتونم دوباره میرفتم با یکی دیگه شریک میشدم همیشه میرفتم کنار یک کسی و اتفاقا همیشه به اوج میرسیدیم ولی خدا یکروز بهم گفت پسر توهیچ کس نمیخواهی خودم باهات هستم و تولیدی خودم را بدون شریکراه انداختم الان بهترین زمان هست چونهم باورهای درستی دارم به لطف خدا و لطف اموزش های استاد که 830 روزه شبانهروزدارمکار میکنم و هم اینکه با بیاد اوری موفقیت های قبلیم سوخت وانگیزه حرکت مداوم را جور میکنم
اره چه مثال جالبی شاید دلیل سینوسی بودن مسیر من هم سوخت ناکافی بوده کهبهذهنممیرسیده ولی الان دیگه با تمرینی کهخودم الان طراحی کردم هر روز صبح اینسوخت را میرسونم که وحیدمیشود تومیتوانی چونلایق هستی چونبینهایت ارزشمندی
ممنونم استاد عزیزم چوندستی از دستان خدا شدید تا من بیاد بیارم ومرور کنم با اینکهدوره را هنوز نخریدم ولی احساس میکنم بهم گفته شد چی باید بفهمم از این دوره همین مرور مطالب منا بیدار کرد انگار یکی زد سر شونم ومنا از خواب بیدار کرد در این صبحزیبای جمعه کهوحیدنگاه کن به قبلت که چهکردی پسر بیاد بیار ( استیکر چشم اشکی )
الان میفهم که خداوند تو این سوره که چاپش کردم وزدمبه دیوار اتاقم چه جالب میگه که میفرماید بیاد بیارید نعمت هایی که به شما دادم را
با نام خدا شروع کردم کامنتم را و با کلامخداوند هم پایان میدم که هرچی دارم از لطف خداونده اینخدا اینقدر صاحب فضل ورحمته که میگه بنده من تو لایقی خودتا دست کم نگیر والله که همینه اگر این نبود من امروز هدایت نمیشدم به این اگاهی
از همه شما دوستان واستاد عزیزم سپاسگزارم بابت اموزش های الهی تون و کامنتهای خوب دوستان
در پناه رب العالمین باشید
یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَأَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَى الْعَالَمِینَ ﴿122 بقره )
اى فرزندان اسرائیل نعمتم را که بر شما ارزانى داشتم و اینکه شما را بر جهانیان برترى دادم یاد کنید (122 بقره )
بنام خدای محقق کننده خواسته هایم بزیبایی و اسانی و عزت
.
عجب نکته ای
چقدر این موضوع مهمه
اینکه من چقدر دستاوردهام رو ببینم
یا اینکه اونهارو بی اهمیت بدونم
یادمه بچه بودم ی فامیل داشتیم وقتی کاری میکرد اونقدر مهم جلوه میداد که بقیه میگفتن حالا که چی؟همه بلدن همه انجام میدن
اما بعدها که بزرگتر شدم برام جالب بود که اون ادم چقدر برای کارهاش و دستاوردهاش اهمیت قایل بود
براش مهم نبود اندازه این کار چقدره
مهم بود که تونسته انجام بده
و این موصوع فکر من رو درگیر کرد که چه جالب
این فرد خودش رو دست کم نمیگیره
و اونقدر برای خودش ارزش قایله که اونچه که بقیه براشون عادی و کوچیکه این فرد براش ارزشمنده
درحالیکه افرادی رو سراغ داشتم که از هر انگشتشون یک هنر میبارید اما به هیچ عنوان خودشون رو نمیدیدن
و فکر نمیکردن اصلا کارشون باارزش و مهمه
در حالیکه به جرات میگم هنوز هم فردی به توانمندی او تو فامیل نداریم اما خودش چنین باوری نداشت
و همین موضوع تفاوت بزرگی بین زندگی هاشون ایجاد کرده بود
.
واقعا احساس لیاقت همه چی هس
باعث بسیاری شدنها و بسیاری نشدنها
جهان به لیاقته که پاسخ میده
حالا به چه میزان این احساس در ما وجود داره جهان همون اندازه پاسخ میده
همراه و همدم روزای سخت️
مرسی که همیشه به بهترین شکل ممکن کنارم بودید استادم️
بچه هایی که دارید برای اولین بار دوره های استاد رو تهیه میکنید یه نکته خیلی مهم رو برادرانه بهتون میگم…دوره های استاد عباسمنش بهترین دوره هاییه که تو کل عمرتون تهیه میکنید اگر واقعا عمیقاً و متعهدانه تصمیم به تغییر شخصیتتون گرفتید.درواقع باید واقعا مرد مردونه شخصیتتون و روش زندگیتون رو تغییر بدید تا نتیجه تو زندگیتون رخ بده،بایدددد عملگرا باشید تا انتظار داشته باشید تغییر تو زندگیتون ایجاد بشه.فقط و فقط با گوش دادن به فایل های استاد شاید خیلی خیلی کوچیک نگاهتون به اتفاقات و آدما تغییر پیدا کنه اما نتیجه قابل توجهی بوجود نمیاد.من از وقتی دوره دوازده قدم رو شروع کردم متوجه این مساله شدم که چرا نتایجم تو این چندسال اخیر خیلی حیرت انگیز نبوده،من خیلی فایل های دوره رو گوش میدادم اما تمریناتش رو خیلی جدی نگرفتم و از اونجایی که تمام تمرینات مارو از پایه و بطور شخصیتی تقویت میکنه و ذهنمون رو میبره تو مدار بالاتر،من با تنبلی و دلایل منطقی مثلا خستم و امشب کار مهم داشتم و امروز صبح عجله داشتم و… خودم رو متقاعد میکردم که انجام ندادن تمرینات از نظر من منطقی باشه…دوستای خوبم،هرکدوم از دوره های استاد رو میخرید اگه میخواید نتایج عالی بگیرید بصورت تمرکزی و پله پله گوشش بدید و انجامش بدید مطمعنم نتیجه عالی تو زندگیتون ایجاد میشه️