غذای روح چگونه تأمین می‌شود؟ - صفحه 109 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1443 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ساناز آریازاده گفته:
    مدت عضویت: 2416 روز

    سلام علیکممم به استاد مریم جان و همه دوستان

    شاید سخت ترین کار ممکن باشه کنار آدم های با رفتارهای منفی بتونی فکرت و توجهت رو کنترل کنی اما ..اما…اما…اگه منم بخوام تحت تاثیر اونا باشم که شاگرد عباسمنش نیستم….

    باید بشه و باید بتونم که تمام حواس و تمرکز و توجهم رو کنترل کنم….خدایا کمکم کن….الهی به امید تو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    فرشته گیلاسی گفته:
    مدت عضویت: 2181 روز

    سلااام به همه ی دوستای عزیزم

    ٧ امین قدمم از این سفرنامه

    خیلی خوشحالم که جزوه عادات روزانه ام شده گردش تو سایت و ثبت سفرنامه ام

    این فایل هم بیشترین حرفی که برام بولد بود از استاد این جمله بود که بخدا ارزشش رو داره هر روز روی باور هات کار کنی ….

    همین کافیه تا باز هم ادامه بدم و ب خودم و توانایی هام باور داشته باشم و پیش برم به سمت کارهایی که باید بکنم و لذت ببرم .

    خدایا باز هم شکرت که منو با استاد عباسمنش آشنا کردی 💙💙💙💙

    ١۴٠٠/٠٩/٢٢

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    محسن هاشم‌زاده گفته:
    مدت عضویت: 1635 روز

    سلام به استادعباس منش ودوستان عزیزم خیلی خوشحال هستم که درجمع شماهستم خداراهرروزسپاسگذارم حدودا چندماه هست تمرکزم راروی غذای روحم گذاشتم به قول استادمثل روزگرفتن اززمین اسمان داره اتفاق های عالی وثروت وسلامتی داره میاد مخصوصا روابط خوبم بیشترشده درامدم داره روزبه روز بیشتر میشه خدایاشکرت که همیشه هستی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    علی اکبر ویزواری گفته:
    مدت عضویت: 1655 روز

    سلام خدمت استاد گرامی و خانم شایسته گرامی و دوستان همسفر

    فایل بسیار آموزنده ای بود و مثال خلاقانه انتخاب غذا که استاد به کار بردند که بازگو کننده ی اهمیت ورودی های ذهن هست. چیزی که در زندگی روزمره در مورد کنترل ورودی های ذهن تاثیر گذار است نقش تعاملات در جامعه و همچنین در درون زندگی و خانواده هست مخصوصا در خانواده که همه ی افراد هم فرکانس نیستند و دائم در حال ارسال فرکانسهایی هستند که ممکنه منعکس از ورودی های نامناسب باشد بنابراین توجه به نکات مثبت و انتخاب ورودی ها خیلی نیاز به تعهد و تکرار داره که دائما ما در معرضشون هستیم

    سپاسگزارم از استاد گرامی بابت آموزش های عالی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    افسانه گفته:
    مدت عضویت: 1936 روز

    سلام خدمت دوستای عزیزم

    روزهفتم این سفر زیبا هستم

    من میخوام درک کنم که ارزشش رو داره که ورودیهای ذهنم رو کنترل کنم و هر لحظه به یاد خودم بیارم اهمیت این موضوع رو چون انسان یادش میره که این قضیه چقدر مهمه من باید هر لحظه به یاد بیارم که این غذای روح که این کنترل ورودیها داره تمام زندگی منو دربرمیگیره من باید بتونم این کار رو انجام بدم و به امید خدا انجامش میدم 🤩 من سعیم رو میکنم تا بتونم تمرکزم روی نکات مثبت باشه چون واقعا ارزشش رو داره و من ارزش داشتن یه زندگی فوق العاده رو دارم🤩

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    ناهید گفته:
    مدت عضویت: 1808 روز

    سلام استاد گرامی و خانم شایسته عزیز

    چه نکته ی نابی فرمودین ، مراقبت و کنترل ورودی ها ….

    این من هستم که با فرکانس هایی که میفرستم ، اتفاقات ، شرایط و رویدادهای آینده ام را رقم میزنم

    چه خوب می‌شود که در مدرسه هم این آگاهی به بچه ها داده شود تا بدانند که همچنان که باید مراقب خوراکی ها و سلامت خودشون هستن ، باید مراقب توجه های خودشون هم باشن …

    حتی پدر ومادر مراقب ورودی های بچه ها باشن ، که اساس تربیت همینه

    استاد عزیزم ازتون بی نهایت سپاسگزارم به خاطر این همه آگاهی ناب

    براتون عشق و ثروت و سلامتی از خداوند مهربان آرزومندم ❤❤❤❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    زهراابراهیمی گفته:
    مدت عضویت: 2621 روز

    سلام به‌استاد عزیزم و همه دوستان خداروشکر من امروز روز هفتم رو شروع کردم استاد نمیدونید توی این هفت روزی که سفرم رو آغاز کردم چه تغییراتی تو خودت دیدم چقدر آگاهیهام داره کاملتر میشه واقعا خداروشکر که هدایتم کردی به سفرنامه.استاد عزیزم من اولین بار که با شما آشنا شدم یعنی منو شوهرم خیلی هدایتی بدون اینکه این مسیرو و شما رو در موردتون بدونیم ما از همون اولای مسیر اولین کاری که کردیم وقتی فایلهای انگیزشی شما رو برای اولین بار شنیدم فورا نگاه کردن به تلویزیون رو قطع کردیم و ما الان حدودا به لطف خدا دوسال و نیم نزدیک به سه سال هست نگاه تلویزیون نمیکنیم اینجور بگم ما کلا تلویزیون رو برداشتیم حتی پسرمون رو هم نزاشتیم نگاه کنه الان خیلی بهونشو گرفت ما براش گذاشتیمش ازش تعهد گرفتیم که نگاه فقط برنامه کودک کنه هر چند بازم حرفهای منفی زیاد میزنه و محدود میزاریم نگاه کنه برنامه های مورد علاقشو اونم با زبان انگلیسی دانلود کردیم زدیم رو کامپیوتر تا نگاه کنه پسرمون به لطف خدا خیلی تو این مسیره شیش سالشه الان میگه مامان من میخوام کسب کار راه بندازم میگفت موز برام بخر میخوام بزارم روی میزم جلو در خودنمون بفروشم منم دوس دارم کمش کنیم ولی نمدونم چه جوری؟

    خلاصه استاد براتون بگم من خیلی از اقوام دوست همسایه فاصله گرفتم و دوس دارم همش با خودمون تنها باشم روی خودم کار کنم بعداز چندین مدت دیشب برا شب یلدا هم خودم فرکانسشو فرستادم که برم مهمونی و دستان خدا زنگ زد رفتیم مهمونی

    هر چیزی رو نمیشنوم هر چیزی رو نمیبینم به لطف خدا دارم سعی میکنم توجه ام بر زیبایی باشه بر چیزایی که دارم نعمتهایی که دارم توجه به فرزندم و عشق به اون خیلی احساس سپاسگزاریمو بیشتر میکنه و خدارو شکر برا امروزام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    زهراابراهیمی گفته:
    مدت عضویت: 2621 روز

    سلام به‌استاد عزیزم و همه دوستان خداروشکر من امروز روز هفتم رو شروع کردم استاد نمیدونید توی این هفت روزی که سفرم رو آغاز کردم چه تغییراتی تو خودت دیدم چقدر آگاهیهام داره کاملتر میشه واقعا خداروشکر که هدایتم کرده به سفرنامه.استاد عزیزم من اولین بار که با شما آشنا شدم یعنی منو شوهرم خیلی هدایتی بدون اینکه این مسیرو و شما رو در موردتون بدونیم ما از همون اولای مسیر اولین کاری که کردیم وقتی فایلهای انگیزشی شما رو برای اولین بار شنیدم فورا نگاه کردن به تلویزیون رو قطع کردیم و ما الان حدودا به لطف خدا دوسال و نیم نزدیک به سه سال هست نگاه تلویزیون نمیکنیم اینجور بگم ما کلا تلویزیون رو برداشتیم حتی پسرمون رو هم نزاشتیم نگاه کنه الان خیلی بهونشو گرفت ما براش گذاشتیمش ازش تعهد گرفتیم که نگاه فقط برنامه کودک کنه هر چند بازم حرفهای منفی زیاد میزنه و محدود میزاریم نگاه کنه برنامه های مورد علاقشو اونم با زبان انگلیسی دانلود کردیم زدیم رو کامپیوتر تا نگاه کنه پسرمون به لطف خدا خیلی تو این مسیره شیش سالشه الان میگه مامان من میخوام کسب کار راه بندازم میگفت موز برام بخر میخوام بزارم روی میزم جلو در خودنمون بفروشم منم دوس دارم کمش کنیم ولی نمدونم چه جوری؟

    خلاصه استاد براتون بگم من خیلی از اقوام دوست همسایه فاصله گرفتم و دوس دارم همش با خودمون تنها باشم روی خودم کار کنم بعداز چندین مدت دیشب برا شب یلدا هم خودم فرکانسشو فرستادم که برم مهمونی و دستان خدا زنگ زد رفتیم مهمونی

    هر چیزی رو نمیشنوم هر چیزی رو نمیبینم به لطف خدا دارم سعی میکنم توجه ام بر زیبایی باشه بر چیزایی که دارم نعمتهایی که دارم توجه به فرزندم و عشق به اون خیلی احساس سپاسگزاریمو بیشتر میکنه و خدارو شکر برا امروزام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    ایمان گفته:
    مدت عضویت: 1632 روز

    سلام.

    امروز روز ۷ام سفرنامه منه

    خداروشاکر و سپاسگزارم که منو هدایت کرد به این مسیر من امروز بیشتر یاد گرفتم و درک کردم که هواسم به ورودی های ذهنم باشه اگه ورودی های ذهنم غذای ذهنم خوب باشه همون باعث میشه که غذای جسمم پاک تر باشه من درحال حاظر ورودی هام نسبت به قبل بهتر شده و بیشتر روش کنترل دارم و این فایل بمن تاکید کرد بیشتر هواسم باشه چرا که برای ساخت باور ورودی پاک نیازه اگر من رو باورم کار کنم ولی بعدش دوباره ورودی بدی به ذهنم بدم توجه ام رو بزارم رو چیزایی که نمیخوام این ینی من هیچ کاری انجام ندادم‌برای باورام فقط با یسری کلمات و جمله ها بازی کردم…

    بی نهایت از خدا و استاد عباسمنش و تیمش همچنین ازهمه دوستان هم فرکانسیم تشکر‌میکنم که در این سایت دور هم‌جمع شدیم که باورهامون باهم تغییر بدیم ایندمون خودمون خلق کنیم.و تو این سایت با آگاهی های‌ناب ذهنمون رو غذای پاک بدیم و اتفاقات و شرایط دلخواه رو وارد زندگیمون کنیم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  10. -
    همایون اعتصام فرد گفته:
    مدت عضویت: 1824 روز

    دوستان عزیز سلام

    فایلی که برای روز هفتم خانم شایسته عزیز انتخاب کردن چقدر عالی و به جا بود. حد اقل برای من.

    غذای روح……

    چقدر استاد قشنگ باز کرد این موضوع رو، و چه مثالهی قشنگی زدن که خیلی راحت ذهنمون بپذیره این اتفاق و.

    از موقعی که با استاد اشنا شدم بیشترین سعی ام توجه به نکات مثبته کنترل کردن ورودی های ذهنمه و…..

    ولی بعضی وقتها اینقدر دور و برم زیاد هست این اتفاقات منفی که تسلیم میشم در مقابلشون.

    همراهیشون نمیکنم ولی سعی هم نمیکنم که فاصله بگیرم ازشون.

    وقتی امروز استاد گفتن که علت اینکه ما به غذای روحمون اهمیت نمیدیم چیه، کل داستان برام روشن شد، فکر کنم به همین دلیل باشه که بعضی وقتها خودمو از موارد منفی دور نمیکنم چون باز خورد اتفاقات همون لحظه نیست و مدتی طول میکشه تا بهت ضربه بزنه و ما اون اتفاقی که برامون می افته رو میندازیم گردن کلی عوامل دیگه.

    استاد عزیزم هر روز خدای خودمو شکر میکنم بابت اشنا شدن با شما. بینهایت سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: