این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2024/08/abasmanesh.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-08-08 08:57:552024-08-08 09:05:31تسلیم بودن در برابر خداوند
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
هرباری که فکر میکنم میبینم چقدر در آغوش خدا بودم و نمی دونستم.
این تسلیم شدن در برابر خداوند آرامش عجیبی به انسان میده
من یکبارش با یک دوستی شراکت داشتم و فقط سرم به کار خودم بود و خیلی از اون بنده خدا نمی پرسیدم داره چی میشه اما بعد از یه مدتی یه شرایطی پیش اومد که من جدا شدم و دیگه کاری باهاش نداشتم گذش و گذشت بعد از یکسال باجناقشو دیدم و بعد از احوال پرسی گفت میلاد خیلی خوب شد که رفتی بعد پرسیدم چطور مگه گفت فلانی و بقیه رو دستگیر کردند و نزدیک چند ماه توی زندان بودن!!!من گفتم چرا اخه؟ گفت معلوم شد داشتن کارهای ناجالب انجام میدادن مثلا قاچاق دام.بعد من همون موقع گفتم خدایا شکرت که چطور منو هدایت کردی که در این داستانی که هیچی ازش نمی دونستم گیر نکردم.
خداوند همیشه بامن بوده و هست فقط کافیه من باورش کنم و اجازه بدم که من رو هدایت کنه و کارها رو پیش ببره
ما براحتی اجازه میدیم هر کسی هر کاری دوست داره با ما بکنه اما چرا به قدرت خداوند ایمان نداریم
هرچیزی بیرون از ماست که بهش چسبیدیم میشه شرک
جایگاه من به عنوان انسان و کسیکه مخلوق خداونده اینکه اجازه بدم شرایطم رو خداوند کنترل کنه و من عشق و حال ها رو بکنم و خداوند کارهارو پیش ببره
به محض اینکه میسپاری همه امور را به خدا و واقعا با ایمان و اطمینان که انجام میشود ارامش تمام وجودت را میگیرد و دیگه نگران نیستی.
فاصله قلب با ذهن یک وجبه
قلب بهشت است و جایگاه خداوند و ذهن جهنم هست و جایگاه شیطان
هرچی بریم سمت قلب آرامش بیشتر و راحتی و رفاه واعتماد و توکل و ایمان بیشتر و نزدیک خدا بودن و مهربانی و گذشت و فراوانی بیشتر برامون بهمراه داره و با اطمینان و باورهای درست اقدامات بهتری انجام میدیم با هدایت خداوند
و هرچی بریم توی ذهن پر میشیم از روزمرگی و نفرت و کینه و حس انتقام جویی و تنفر واحساس بد و نگرانی و استرس و کمبود بیشتر.
پس من باور دارم که این جهان صاحب دارد
من باور دارم نیرویی که ما اسمشو گذاشتیم خدا بسیار بسیار از من اگاه تره
بی نهایت قدرتمندتره
بی نهایت ثروتمندتره
و بی نهایت دانا و توانا و بخشنده و مهربان و رزاق و کار بلده
خدایا کمکم کن که بتوانم بهتر درک کنم و عمل کنم
خداوندا به من آرامش ده تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم
دلیری ده
تا تغییر دهم آنچه را که می توانم تغییر دهم
بینش ده
تا تفاوت این دو را بدانم
و مرا فهم ده
تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند.
خدایا شکرت
من عاشق خودم هستم
من لایق هدایت خداوند هستم
من به یکتایی خدا باور دارم
خداوند همیشه بامنه عاشق منه و عاشقانه میخاد که من ثروتمند باشم
گوشیمو روشن کردم و وارد سایت شدم و همون اول هدایت شدم به این فایل .
من هنوز این فایلو ندیدم ولی دوس داشتم قبل از دیدنم تجربیات این چند روزم رو با شما به اشتراک بزارم .
من موسیقی کار میکنم و با هدایت خداوند با استادی توی مرکز استان اشنا شدم .یکی از دوستانم بهم معرفی کرد . همون دوستم هم هدایت خدا بود که کار های منو ببینه خوشش بیاد و این استاد رو به من معرفی کنه .
قرار بود دوستم بره پیش اون استاد و درباره من هم بگه . ولی نشد که بره . منم گفتم هدایت خداوند . صبح پاشدم و خودم رفتم به اون شهر با اینکه حتی نمی دونستم الان بازه اموزشگاه . استاد هست اصلا ؟
ولی رفتم و استاد بود و منو به اتاقش دعوت کرد و کار هامو دید و خیلی خوشش اومد . به هم گفت که تعداد ساز های کارمو بیشتر کنم تا با یه گروه اجراش کنه .
اولش گفتم نمیتونم . ولی گفتم با کنترل ذهن جلو میرم . خدا هدایت میکنه . رفتم و روش کار کردم . خیلی جاهاش ناامید شدم گفتم نمیتونم . هنوز بلد نیستم . ولی ذهنمو کنترل میکردم و دوباره اروم اروم جلو میرفتم . هر ایده ای که به ذهنم میرسید رو کم کم اجرایی میکردم تا کار کمکم شکل گرفت و تونستم یه کار عالی ارائه بدم و برای استاد بفرستم .
اتفاقا الان هم درگیر مسایلی بودم که به شدت ذهنمو در گیر کرده بود . و همین الان دوست پدرم اومده بود و داشت میگفت قراره طرحی عملی بشه و فلان و اینا . و دقیقا راه حل مسئلم بود . حتی امروز همین جوری زنگ زدم به دوستم و نمیدونم چی شد بهم گفت عا مهدی باور کن همه چی درست میشه . اون لحضه خیلی به این جمله نیاز داشتم . انگار خود خدا داشت باهام حرف میزد .
بعد بهم گفت که داره انیمیشن کار میکنه و من خیلی خوشحال شدم و گفتم منم دوس دارم موسیقی انیمیشن کار کنم و بیا باهم یه کار بزنیم .
خدا قدم به قدم هدایت میکنه .
چند ماه پیش یه مسئله ای پیش اومد که به قدری حالمو خراب کرد که گفتم دنیام دیگه تموم شده .
مادرم باور داره که باید همه رو کنترل کنه و برنامه کنترل کودک رو گوشیم نصب کرد . حتی چند بار گوشیم رو اشتباهی قفل کرد . ساعت گوشیم بهم ریخته بود . برای مسئله حساب گوگلم هم مشکل ایجاد شده بود . برای کار اینترنتیم دردسر داشتم . با خودم گفتم ولش کن فعلا که دارم اموزش میبینم . ذهنمو کنترل میکنم تا هر وقت که خواستم درامدم رو نقد کنم . دیگه نه دربارش صحبت کردم و نه چیزی. مطلقا.
همین چند روز پیش یه بازی رو گوشیم نصب کردم . باید برا حساب مادرم رمز میزد . کلا من تو این مدت این مسئله رو فراموش کرده بودم و تمرکزم رو کارم بود . گوشیمو نشون مادرم دادم حتی یادش نمیومد همچین برنامه ای نصب کرده و بعدشم اصلا براحتی پاکش کردم . حالا اگه میخواستم اون موقع بحث کنم و با این و اون دربارش شکایت کنم فقط اوضاع بد تر میشد . ولی با هدایت خداوند اصلا انکار هیچ وقت همچین شرایطی نبوده . به همین راحتی .
با هدایت خداوند تمام مسایلی که الان هیچ ایده ای بزاشون نداریم قابل حل هستن .
همین الانش کلی مسئله دارم که اصلا نمیدونم راه حلشون فعلا چیه . ولی دارم قدم به قدم حرکت میکنم با عدایت خداوند و تمام این مسایلو به خودم یاد اوری میکنم .
خدارو شکر میکنم که در لحظه همه مارو هدایت میکنه . عاشق همتون هستم
واقعاً فایل عالی و فوقالعاده بود و برای من در بهترین زمانی که بهش نیاز داشتم اتفاق افتاد،چون سر یه موضوع مهم درخواست کرده بودم از خدا که یه نشونه بهم بده
و این فایل بسیار ،بسیار تأثیر گذار بود و حس وحال عالی بهم داد
استاد عزیزم سلام مریم مهربان و زیبا سلام بچه های فوق العاده ی هم مدار و هم مسیر سلام
استاد عزیزم بزرگترین معجزه ی من نسبت به فایل ها و گفته های شما رابطه ی حرفهای شما با نوشته هاو حال و هوای هرروزمه
من چندین روزه که در راز و نیازهام با خدا و گپ و گفت روزانه م خیلی زیاد به کلمه ی تسلیم بودن اشاره کردم و وقتی این فایل شمارو دیدم و گوش دادم بارها و بارها …. خیلی زیاد با تمام وجودم لذت بردم و احساس کردم قلبم چقدر به شما و این صحبتها نزدیکه!
من قدم 4 دوره ی بینظیر 12 قدم هستم و الان به لطف الله یکتا قدم 5 رو دارم شروع میکنم و در این مرحله از رشد با توجه به آموزه های شما استاد ناز و مهربونم که واقعا عاشقتونم به مسئله ی بی انتهای تسلیم بودن رسیدم!
و قدم به قدم هدایت شدم به دونستن بیشتر!
و شما هم در همین حال این فایل عجیب رو گذاشتید!
تسلیم بودن یعنی :
اینکه چقدر زندگی زیباتر و راحتتر میشه وقتی همه چی رو به خدا سپرد! و چه اشتباهیه گردن گرفتنِ مسائل ریز و درشت زندگیمون!
حل مشکلات احتمالی
انتخاب راهِ درست
انجامِ کارِ درست
انجامِ کارِ به موقع
پیدا کردنِ دوست خوب
پیدا کردنِ کارمند مناسب و وظیفه شناس
و و و ….
هزار و یک مسئله ای که در روز برای یک انسان ممکنه به وجود بیاد و چقددددر میشه راحتتر حل شه اگر بگیم:
خدایا تو بگو ، الان چیکار کنم؟
تو بزرگی ،تو بخشنده ای ،تو رزاقی ،تو فرمانروای این جهانی!
تو منو خلق کرد برای عشق بازی با خودت!
و این جهان روبرای لذت بردنِ من
و زمین و آسمانها و هرآنچه که بین این دو هستند رو مسخر کردی فقط برای اینکه من لذت ببرم
من مگر با این عقل و آگاهی میتونم قطره ای از دریای بیکرانِ آگاهیه تورو داشته باشم؟
مگر قدرت من در مقابل قدرت بی انتهای تو به حساب میاد؟
زندگی خیلیییی راحتتر شد برای من با این دیدگاه استاد عزیزم
آرامش لحظه به لحظه ی زندگیم موج میزنه و نشستن روی شونه های خدارو دارم تجربه میکنم!
من تسلیم بودن رو زمانی تجربه کردم که آرزوهام رو سپردم به خدا و اون برام محقق کرد یکی پس از دیگری
ارتقای شغلی
همسری که از روز اول بینظیر بود اما هرروز بهتر از قبل هم میشه
همکارو نیروی کاری عالی
افتتاح کسب و کار خودم که روزی بزرگترین آرزوم بود
خرید دوره های شما استاد عزیزم که واقعا جزو آرزوهام بود
و و و …
زندگی خیلی زیباتر شد از وقتی فهمیدم باید روی شونه های خدا نشست و کار رو سپرد به خودش!
نقشِ من در این زندگی فقط لذت بردن و زندگی راحت و آسوده رو تجربه کردنه! این احساس قبلا باعث میشد گاهی فکر کنم نکنه من تنبلم که از خدا میخوام کارا راحتتر حتی انجام بشه؟
اما امروز فهمیدم نه، این تنبلی نیست!
این رها بودن در آغوشِ مهربان و البته قدرتمند خداونده!
این توقع زیادیه که از بزرگی و قدرت بی انتهای خداوند دارم!
میدونم میتونه -بیشتر از حد تصور
میدونم میخواد -بیشتر از خودم
میدونم میده -بیشتر از چیزی که میخوام
مغز من خیلیییییی کوچیکتر از این حرفهاس که ذره ای از بزرگی معبود یکتای خودم رو درککنم!
پس من بای رها باشم
آزاد باشم در آغوشش
و خودم رو بسپارم به این قدرت بی نهایت
خداوند رزاقه، بی نهایت مهربونه، قوانینش بدون نقصِ ، و من عاشق خودشو قوانینش شدم
این داستان ادامه دارد ….
استاد بینهایت عاشقتونم احساسم به شما و خانم و شایسته و این شرایطی که برای ما درست کردید واقعا در کلام نمیگنجه
خداوند رو سپاسگزارم به خاطر وجودتون
خداوند رو سپاسگزارم از اینکه در این بازه ی زمانی به دنیا اومدم که شما استاد بینظیر رو داشته باشم و افتخااااااار کنم از ته قلبم به این شاگردی
سلام استاد گرامی من امید هستم از افغانستان در آلمان زندگی میکنم.
هر وقت صدای خداوند مهربان را از زبان بشنوم وجود لرزه بزرگی میکند .
واقعاً بدون خداوند هیچ کاملا استم چون هیچ علم دانش راه کاری برای حل مسائل خودم ندارم.
اگر خداوند مهربان رحمتی برکت هدایت مرا نکند .
زیر ریزی صفر ها گم است اگر مهربان عشق محبت رحمت کمک حمایت خداوند نباشد.
اقرار به ناتوانی و ندانی و بی قدرتی میکنم خداوندا هر خیز برکت روزی برای از طرف تو برایم من امید در تمام جنبههای مختلف زندگی نرسید فقرم نادان و ناتوان.
مرا خودم امروز تا قیامت به تو تسلیم میکنم می سپارم عاشقانه و با امید کاملاً.
خداوند از در رحمتی مرا میلیارد امید باور توان بدی سلامتی جنسی
سلام به استاد دوست داشتنی و عزیزانی که در مسیر دریافت الهی هستن
توی این سالها که استاد رو میشناسم بارها واسم پیش اومده که در سخت ترین شرایط خودم رو تسلیم خداوند کردم و در آغوش پر مهرش قرار گرفتم .
به لطف الله با تمام سرشکستگی که از نافرمانی و بنده نالایقی که براش بودم داشتم ، با مهربونی و آغوش باز از من استقبال کرد و جواب منو به بهترین نحو ممکن داد.
اولین باری که تسلیمش شدم نزدیک اذان صبح رو به آسمون کردم و گفتم خدای من جز تو کسی رو ندارم که به دادم برسه تو پناهم بده تنها امیدم تویی و دقیقا بعد خوندن نماز صبح خداوند منو با استاد آشنا کرد و خیلی معجزه وار فایلهای تلگرامی استاد رو باز کردم و حرفاش به دلم نشست از همون شب خداوند بزرگترین لطف رو به من کرد و من از اونجا به بعد تسلیم شدن و کمک خواستن رو یاد گرفتم و هربار این کلمه رو از ته قلبم میگم خداوند چنان آرامشی به قلبم میندازه که بی نیاز میشم و انگار تو حالت خلسه میرم .
خداوند معجزه وار کارامو انجام میده جوری که اصلا به ذهن ناقص خودم نمیرسه .
من به هدایت الله ایمان دارم و بهترین لحظه هامو در آغوش پر مهرش به سر میبرم .
خداوند رو شاکرم بابت لحظه های ناب آرامشی که فقط با خودش دارم .از خدا میخوام همیشه منو در مسیر هدایتش قرار بده و کمکم کنه لحظه ای از هدایتش غافل نباشم .
چند روز پیش یه مشتری داشتم که خیلی کارش واسم سخت بود و منو به چالش انداخته بود چون هم اول کارمه یکم با ترس کار میکنم هم پوست مشتریم فوق العاده ایراد داشت و کار روش سخت بود اما به خودم گفتم اشکال نداره بالاخره باید از یه جایی با ترسم کنار بیام و با توکل به خدا شروع کنم .
وسط کار یهو از ترس گیج شدم و نجواهای شیطانی اومد سراغم که اگه خوب نشه چی ؟ نکنه از پسش برنیای و واست تبلیغ منفی بشه .
یک ان یه استراحت کوتاه دادم و با خدای خودم خلوت کردم . گفتم خدای من تو گفتی حرکت کن بقیه ش با من حالا کمکم کن هدایتم کن و بهم جرات بده که خیلی به هدایتت نیاز مندم .
وقتی برگشتم دوباره سر ادامه کار انگار مغزم باز شد ترسم کاملا ریخته بود و دلم محکم شده بود که خدا هدایت لازم رو میکنه و به قدری آرامش گرفته بودم که با اعتماد به نفس کامل کارمو تموم کردم .
امروز پیامهای رضایت مشتریم که اومد فقط توی دلم گفتم این لطف خدا بود و بس .
هر بار تسلیمش میشم به آرامش کامل میرسم .همیشه مطمئنم که در تمام مسائل پیش اومده خیر هست و دیگر هیچ و خداوند همیشه حامی و پشت و پناهم بوده .الهی شکرت از اینهمه لطف و رحمت .
و باز هم خداوند رو شاکرم که منو در مسیر شنیدن این فایل بی نظیر قرار داده و به نظرم فایلهای توحیدی گلهای سر سبد این سایت هستن که من عاشق تمامشونم مخصوصا فایل توحیدی 9 که تفسیر شعر خانم پروین اعتصامی در رابطه با هدایت مادر حضرت موسی هست و بارها با شنیدن این فایل اشک شوق ریختم و ایمانم هزاران برابر برای دریافت هدایت ها از طرف پروردگارم قویتر شد. خدایا شکرت که احساس این شکرگزاری تمومی نداره و زیباترین حس هاست .
[17] مبادا در دل خود بگویی که قوت من و توانایی دست من، این توانگری را ازبرایم پیدا کرده است. [18] بلکه یهوه خدای خود رابیاد آور، زیرا اوست که به تو قوت میدهد تاتوانگری پیدا نمایی، تا عهد خود را که برای پدرانت قسم خورده بود، استوار بدارد، چنانکه امروز شده است.
ممنون برای هدایت ، هر روز احساس میکنم درس جدیدی به من یاد میدی، متاسفم که بعضی اشتباهات تکرار میکنم ولی مطمئنم متوجه رشد و پیشرفتم هستی من واقعا سپاس گزارم .
زمان زیادی گذاشتم برای راه حل های آسان تر و ایمن تر و حالا بعد از انتخاب های بسیار تصمیم گرفتم به تو تکیه کنم و از تو بخوام قدم بعدی به من نشون بدی..
منو از دست صدای عقلم نجات بده چون دلش میخواد همه توجه من سمت خودش باشه ..
من هنوز متوجه بزرگی تو نیستم ولی حتی همین مقدار هم باعث میشه نفس نفس بزنم و احساساتی میشم ولی اینو میدونم که تو احساسات نداری و قانون تو تغییر نمیکنه پس قلبم آروم نگه میدارم و سعی میکنم بیشتر لذت ببرم مثل وقتی که اولین بار شنا کردن یاد گرفتم و برای خوابیدن روی آب اعتماد کافی نداشتم و کم کم یاد گرفتم با آب دوست باشم و ارتباط برقرار کنم الان هم میخوام ارتباط بهتری باهات داشته باشم پس لطفا کمکم کن تمرکز و خرد بیشتری نسبت به آنچه اتفاق میوفته داشته باشم
به من آرامش و رضایت طولانی تری بده این قدرتو حفظ کنم ..
من دیگه نمیخوام آدم سابق باشم و ایده ای از من آینده ندارم ولی میدونم میخوام در برابر تو تسلیم باشه ولی هنوز نمیدونم چطوری و قراره چطور پیش بره و این هم اهمیتی نداره چون من بهت اعتماد دارم ..
پس میخوام روی آب دراز بکشم و ببینم منو کجا میبره ..
+ استاد عباس منش عزیز من واقعا میخوام یک دوره جامع قرآن با شما داشته باشم .
+ اسلام ، تسلیم ، الهام ، باور ، اعتبار ، خدا ، آرامش، تکامل ، درس ، قانون ، اعتماد ، عمل ، تضاد ، خواسته ، رویا ، قدرت ، آگاهی ، جنگل ، گم شدن ، قدم ، نقشه ، رودخانه ، اقیانوس ، هلیکوپتر، اعتیاد ، عجز ، درمان ، نابودی ، مرگ، زندگی ، تند خوانی ، خانه ، پول، شکست، پیروزی ، هدایت ، خدا ، من .
وقتی خدا زلیخا رو جوان کرد چرا نتونه استخوان قسمتی از بدن رو صاف کنه
یا هر چی که در نظر داشته باشی ، همه رو میتونه و میشه
خودش خلقش کرده پس خودشم میتونه درستش کنه یا تغییرش بده
رد پای روز 30 مردادم رو که در فایل تسلیم بودن در برابر خداوند نوشتم ، بعد داشتم به حرفایی که نوشتم فکر میکردم
یاد زلیخا افتادم ،که پیر بود و جوان شده
و بعد یاد حرف استاد عباس منش افتادم که میگفت پیامبرا و اماما که دعا میکردن این دعاشون نبوده که کار انجام میداده این باوری بوده که به قدرت خدا داشتن و میدونستن که دعایی که گفتن یا درخواستی که کردن خدا انقدر بی نهایت بزرگه که عطا میکنه
بگه موجود باش موجود میشه
چرا که نه
عین یه چراغ سبز شد برای من که وقتی زلیخا جوان شده چرا مثلا نشه که استخوان قسمتی از بدن کاملا صاف بشه و مثل روز اولش بشه بدون اینکه ورزشی بکنی
پس وقتی به قول حرف استاد عباس منش که میگفت ،حتی اگر یک الگو پیدا کردید و برای اون شده ،پس برای شما هم میشه
دیروز که نوشتم تو رد پام که به طرز عجیبی کتفم خوب و صاف شده ، درد گردنم خوب شده ، درد مچ دستم و …خوب شدن ، از اون روزی که تصمیم گرفتم و وقتی با خدا شروع کردم صحبت کردم و نقاشی کشیدم ،کمرم کاملا صاف صاف شده حتی استخوان کتفم کاملا سرجاش رفته که صاف صاف شده و دیگه گردن درد و کتف درد ندارم
همه اینها کار قدرتمند ترین نیروی عالم هست
یه جورایی داره با نشونه دادن این الگوها پر روم میکنه که طلبکارانه یه سری چیزارو ازش بخوام
حتی قبل شروع به آگاهیم داشتم ورزش میکردم و سه دوره ورزش از یه پیج اینستاگرامی تهیه کردم که درد مچ دست و کتف و گردنم خوب بشه
اونموقع فکر میکردم از بس زیاد نقاشی کشیدم یا چشمم به گوشی تلفن بود اینجوری درد داره
ولی الان که نگاه میکنم از نظر فیزیکی هیچی عوض نشده که هیچ ،حتی من کمترم ورزش کردم
حتی من هر روز بیشتر و بیشتر گوشی دستمه تا فایلای استاد عباس منش رو گوش بدم و میام تو سایت تا هر روز بنویسم رد پام رو و تقریبا هر روز نوشته های من 1 ساعت و نیم طول میکشه اگر طولانی باشه و اتفاقات روزم بی نهایت زیبا تر و زیبا تر میشن با گذاشتن رد پام و هر روز من درکم بیشتر از قبل میشه و پیشرفتمو احساس میکنم
فقط یه چیز بزرگ و اساسی و اصل تغییر کرد که قبل آگاهیم درست درکش نکرده بودم
و اون صحبت کردن با خدا و اینکه سعی کنم هر لحظه حواسمو بدم به خدایی که هر لحظه همراه من هست تا من باهاش صحبت کنم
و اون قدرت دادن و تنها قدرت جهان دونستن خدا بود
و اون خدایی بود که از وقتی در درونم باهاش صحبت کردم و الگویی که از استاد عباس منش گرفتم و گفتم چرا که نه
وقتی برای استاد شده برای من هم میشه
وقتی استاد میگه من با خدا صحبت میکنم ،منم میتونم صحبت کنم و یادمه اول بکم برام سخت بود باور اینکه استاد عباس منش میگفت با خدا حرف میزنم و اون بهم میگه که چیکار کنم
و صداشو میشنوم
با اینکه باورش سخت بود گفتم نه میشه
چون قبل آگاهیم بارها با خدا صحبت میکردم سر نماز و ازش پول میخواستم و میگفتم آخر هفته جورش کن لازم دارم و میدونستم که جورش میکنه چون بارها این برام رخ داده بود و باور شده بود که هر وقت پول بخوام خدا بهم عطا میکنه
و البته سعی و تلاشمم میکردم تا کار کنم ولی خدا به شکل های شگفت انگیزی جور میکرد
من اون روز که تصمیم گرفتم گفتم خب من از چیزای کوچیک شروع میکنم
مثلا میگفتم خدا از کدوممسیر برم ؟؟؟
اوایل هیچ صدایی نمیشنیدم یا صدایی شبیه به صدای خودم و خیلی برام سخت بود میگفتم چرا نمیشنوم ولی ادامه دادم و سعی کردم آروم باشم
میدونستم که اگر ادامه بدم میشه
تا اینکه از اسفند ماه وقتی شدید مریض شدم ،از خدا کمک خواستم که قشنگ با نشونه بهم گفت چی بخورم و چه دمنوش و غذایی برام خوبه
و از اون روزا تا الان خداروشکر میکنم خیلی بیشتر وقتا که حرفشو گوش میدم صداشو واضح میشنوم انگار عین صدای خودمه
و تشویقم میکنه و راه رو نشونم میده
و من با این آرامشی که خدا بهم هدیه داد تونستم صداشو بشنوم و متوجه شدم درد هایی که ربطش داده بودم به نقاشی و کار زیاد ، همه و همه از نبود اصل در وجودم بود
البته قبل آگاهیم بود ولی درست نبود
خدا درست در وجودم نبود
و حالا بی نهایت سپاسگزارشم
الان که من هر روز از صبح تا شب و شبا تا اذان صبح بیدارم و سعی میکنم بیشتر برای مهارتم زمان بذارم تا هر روز نسبت به روز قبل پیشرفت کنم ،حتی تو نقاشی کشیدن ریز ترین کارهارو هم انجام میدم
دستم به شدت قوی و قوی و قوی تر شده
مچ دستام ،انگشتام ،چشمام گردنم و کتفم همه و همه درست و سلامت دارن با عشق با تک تک اعضای بدم هماهنگ میشن تا عشق رو هر روز به تک تک سلول های بدنم ارسال کنن
من امروز رفتم برای چاپگرمون جوهر خریدم و برای خواهرم که پرچم ایران و ترکیه رو گرفته بود و گفت برم از جایی که سفارش داده بگیرم ،رفتم و 4 برگشتم خونه
و بعد شروع به نقاشی کشیدن کردم
و به داداشم گفتم تا از کامپیوتر محل کارش نقاشی من رو به سایت زیبا سازی شهری بارگزاری کنه
دو روز تمدیدش کردن و من تونستم طرحم رو ارسال کنم
و بی نهایت از خدا سپاسگزارم که هر لحظه کمکم میکنه
من لایق و ارزشمندم تا دریافت کنم ثروت بی نهایت خدا رو
وقتی لایق دریافت الهام طرح برای مسابقه بودم ،صد در صد لایق دریافت ثروت هم هستم که از این مسابقه برای من داده میشه
من نمیدونم چجوری ،من میخوامش و خدا باید بهم عطا کنه چون بی نهایت ثروت داره و هرچقدر به من عطا کنه باز هم بی نهایت تر داره
برای تک تکتون بی نهایت عشق و شادی و سلامتی و آرامش و ثروت و سعادت در دنیا و آخرت از خدا میخوام
به نام خدا
.
خدایا شکرت برای این سایت الهی
چقدر با خدا بودن خوبه
چقدر با خدا بودن شیرینه
الله اکبر
……
………
…….
من قبلا یه آدمی بودم که تمام قدرتها را به آدمها داده بودم
ولی استاد زبان خداوند شد و گفت : بنده ی خدا آدمها که در برابر خداوند قدرتی ندارند
و من این را باور کردم
و خداوند قدرت را از آدمها گرفت و به خودش داد
الان یه لحظه چشم هام را بستم و به خداوند گفتم : من هیچم در برابر تو .
««« من عاجزم »»»
همین که گفتم عاجزم. چشمام را باز کردم و گفتم نه دیگه عاجز نیستم
بعد اینکه متوجه شدم من هنوز دچار غرور هستم و حاضر نیستم در برابر خداوند احساس عجز و نداری کنم
فنر می کنم خداوند مثل بندگانش هست
بابا بنده ی خدا…. خدا را با بنده هایش برابر و مساوی ندان
خدایا من ناتوانم در برابر تو
تو همه چیز من هستی
تمام قدرتها در دستان تو هستند
تو بزرگی
من عاجزم در برابر تو
من صفر هستم
من پوچم در برابر تو
من عاجزم در برابر تو
من حقیرم در برابر تو
من مدتی در خانه ی تو هستم
تو فرمانروایی
فرمون دست توئه
من هیچ کاره ام
تو همه کاره هستی
من را هدایت کن من را هدایت کن من را هدایت کن
خدایا خودت فقط می تونی شرک را از من بنده دور کنی
خدایا شرک را از من دور کن و ایمان به درگاه خودت را در من نهادینه کن
خدایا شکرت
خدایا شکرت
خدایا شکرت
سلام استاد عزیزم
چقدر من هدایت ها شدم در هر لحظه از زندگیم
هرباری که فکر میکنم میبینم چقدر در آغوش خدا بودم و نمی دونستم.
این تسلیم شدن در برابر خداوند آرامش عجیبی به انسان میده
من یکبارش با یک دوستی شراکت داشتم و فقط سرم به کار خودم بود و خیلی از اون بنده خدا نمی پرسیدم داره چی میشه اما بعد از یه مدتی یه شرایطی پیش اومد که من جدا شدم و دیگه کاری باهاش نداشتم گذش و گذشت بعد از یکسال باجناقشو دیدم و بعد از احوال پرسی گفت میلاد خیلی خوب شد که رفتی بعد پرسیدم چطور مگه گفت فلانی و بقیه رو دستگیر کردند و نزدیک چند ماه توی زندان بودن!!!من گفتم چرا اخه؟ گفت معلوم شد داشتن کارهای ناجالب انجام میدادن مثلا قاچاق دام.بعد من همون موقع گفتم خدایا شکرت که چطور منو هدایت کردی که در این داستانی که هیچی ازش نمی دونستم گیر نکردم.
خداوند همیشه بامن بوده و هست فقط کافیه من باورش کنم و اجازه بدم که من رو هدایت کنه و کارها رو پیش ببره
ما براحتی اجازه میدیم هر کسی هر کاری دوست داره با ما بکنه اما چرا به قدرت خداوند ایمان نداریم
هرچیزی بیرون از ماست که بهش چسبیدیم میشه شرک
جایگاه من به عنوان انسان و کسیکه مخلوق خداونده اینکه اجازه بدم شرایطم رو خداوند کنترل کنه و من عشق و حال ها رو بکنم و خداوند کارهارو پیش ببره
به محض اینکه میسپاری همه امور را به خدا و واقعا با ایمان و اطمینان که انجام میشود ارامش تمام وجودت را میگیرد و دیگه نگران نیستی.
فاصله قلب با ذهن یک وجبه
قلب بهشت است و جایگاه خداوند و ذهن جهنم هست و جایگاه شیطان
هرچی بریم سمت قلب آرامش بیشتر و راحتی و رفاه واعتماد و توکل و ایمان بیشتر و نزدیک خدا بودن و مهربانی و گذشت و فراوانی بیشتر برامون بهمراه داره و با اطمینان و باورهای درست اقدامات بهتری انجام میدیم با هدایت خداوند
و هرچی بریم توی ذهن پر میشیم از روزمرگی و نفرت و کینه و حس انتقام جویی و تنفر واحساس بد و نگرانی و استرس و کمبود بیشتر.
پس من باور دارم که این جهان صاحب دارد
من باور دارم نیرویی که ما اسمشو گذاشتیم خدا بسیار بسیار از من اگاه تره
بی نهایت قدرتمندتره
بی نهایت ثروتمندتره
و بی نهایت دانا و توانا و بخشنده و مهربان و رزاق و کار بلده
خدایا کمکم کن که بتوانم بهتر درک کنم و عمل کنم
خداوندا به من آرامش ده تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم
دلیری ده
تا تغییر دهم آنچه را که می توانم تغییر دهم
بینش ده
تا تفاوت این دو را بدانم
و مرا فهم ده
تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند.
خدایا شکرت
من عاشق خودم هستم
من لایق هدایت خداوند هستم
من به یکتایی خدا باور دارم
خداوند همیشه بامنه عاشق منه و عاشقانه میخاد که من ثروتمند باشم
هرچقدر ثروتمندتر میشوم به خدا نزدیکتر میشوم
ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست
ثروتمند شدن لذت بخش ترین کار دنیاست
استاد عاشقتم
خدایا شکرت (◍•ᴗ•◍)
گوشیمو روشن کردم و وارد سایت شدم و همون اول هدایت شدم به این فایل .
من هنوز این فایلو ندیدم ولی دوس داشتم قبل از دیدنم تجربیات این چند روزم رو با شما به اشتراک بزارم .
من موسیقی کار میکنم و با هدایت خداوند با استادی توی مرکز استان اشنا شدم .یکی از دوستانم بهم معرفی کرد . همون دوستم هم هدایت خدا بود که کار های منو ببینه خوشش بیاد و این استاد رو به من معرفی کنه .
قرار بود دوستم بره پیش اون استاد و درباره من هم بگه . ولی نشد که بره . منم گفتم هدایت خداوند . صبح پاشدم و خودم رفتم به اون شهر با اینکه حتی نمی دونستم الان بازه اموزشگاه . استاد هست اصلا ؟
ولی رفتم و استاد بود و منو به اتاقش دعوت کرد و کار هامو دید و خیلی خوشش اومد . به هم گفت که تعداد ساز های کارمو بیشتر کنم تا با یه گروه اجراش کنه .
اولش گفتم نمیتونم . ولی گفتم با کنترل ذهن جلو میرم . خدا هدایت میکنه . رفتم و روش کار کردم . خیلی جاهاش ناامید شدم گفتم نمیتونم . هنوز بلد نیستم . ولی ذهنمو کنترل میکردم و دوباره اروم اروم جلو میرفتم . هر ایده ای که به ذهنم میرسید رو کم کم اجرایی میکردم تا کار کمکم شکل گرفت و تونستم یه کار عالی ارائه بدم و برای استاد بفرستم .
اتفاقا الان هم درگیر مسایلی بودم که به شدت ذهنمو در گیر کرده بود . و همین الان دوست پدرم اومده بود و داشت میگفت قراره طرحی عملی بشه و فلان و اینا . و دقیقا راه حل مسئلم بود . حتی امروز همین جوری زنگ زدم به دوستم و نمیدونم چی شد بهم گفت عا مهدی باور کن همه چی درست میشه . اون لحضه خیلی به این جمله نیاز داشتم . انگار خود خدا داشت باهام حرف میزد .
بعد بهم گفت که داره انیمیشن کار میکنه و من خیلی خوشحال شدم و گفتم منم دوس دارم موسیقی انیمیشن کار کنم و بیا باهم یه کار بزنیم .
خدا قدم به قدم هدایت میکنه .
چند ماه پیش یه مسئله ای پیش اومد که به قدری حالمو خراب کرد که گفتم دنیام دیگه تموم شده .
مادرم باور داره که باید همه رو کنترل کنه و برنامه کنترل کودک رو گوشیم نصب کرد . حتی چند بار گوشیم رو اشتباهی قفل کرد . ساعت گوشیم بهم ریخته بود . برای مسئله حساب گوگلم هم مشکل ایجاد شده بود . برای کار اینترنتیم دردسر داشتم . با خودم گفتم ولش کن فعلا که دارم اموزش میبینم . ذهنمو کنترل میکنم تا هر وقت که خواستم درامدم رو نقد کنم . دیگه نه دربارش صحبت کردم و نه چیزی. مطلقا.
همین چند روز پیش یه بازی رو گوشیم نصب کردم . باید برا حساب مادرم رمز میزد . کلا من تو این مدت این مسئله رو فراموش کرده بودم و تمرکزم رو کارم بود . گوشیمو نشون مادرم دادم حتی یادش نمیومد همچین برنامه ای نصب کرده و بعدشم اصلا براحتی پاکش کردم . حالا اگه میخواستم اون موقع بحث کنم و با این و اون دربارش شکایت کنم فقط اوضاع بد تر میشد . ولی با هدایت خداوند اصلا انکار هیچ وقت همچین شرایطی نبوده . به همین راحتی .
با هدایت خداوند تمام مسایلی که الان هیچ ایده ای بزاشون نداریم قابل حل هستن .
همین الانش کلی مسئله دارم که اصلا نمیدونم راه حلشون فعلا چیه . ولی دارم قدم به قدم حرکت میکنم با عدایت خداوند و تمام این مسایلو به خودم یاد اوری میکنم .
خدارو شکر میکنم که در لحظه همه مارو هدایت میکنه . عاشق همتون هستم
فعلا (◍•ᴗ•◍)
به نام خداوند قادر و توانا
سلام ودرود به استاد عزیز و گرامی
خدایا شکرت
خدایا هزاران بار شکرت ،
چقدر همه چی به موقع و در زمان خودش اتفاق میفته
واقعاً فایل عالی و فوقالعاده بود و برای من در بهترین زمانی که بهش نیاز داشتم اتفاق افتاد،چون سر یه موضوع مهم درخواست کرده بودم از خدا که یه نشونه بهم بده
و این فایل بسیار ،بسیار تأثیر گذار بود و حس وحال عالی بهم داد
خدای عزیزم سپاسگزارم ازت تسلیم خدا شدن چقدر حس خوبیه ،
چقدر آرامش داره
چقدر لذت بخش است
چقدر نکته های طلایی داشت
خدایا سپاسگزارم ازت برای این مسیر زیبا و پر از اتفاقات خوب
خدایا شکرت برای این همه آگاهی و انرژی مثبت
سپاس فراوان از استاد عزیزم ،
شاد و پیروز و تندرست باشید
استاد عزیزم سلام مریم مهربان و زیبا سلام بچه های فوق العاده ی هم مدار و هم مسیر سلام
استاد عزیزم بزرگترین معجزه ی من نسبت به فایل ها و گفته های شما رابطه ی حرفهای شما با نوشته هاو حال و هوای هرروزمه
من چندین روزه که در راز و نیازهام با خدا و گپ و گفت روزانه م خیلی زیاد به کلمه ی تسلیم بودن اشاره کردم و وقتی این فایل شمارو دیدم و گوش دادم بارها و بارها …. خیلی زیاد با تمام وجودم لذت بردم و احساس کردم قلبم چقدر به شما و این صحبتها نزدیکه!
من قدم 4 دوره ی بینظیر 12 قدم هستم و الان به لطف الله یکتا قدم 5 رو دارم شروع میکنم و در این مرحله از رشد با توجه به آموزه های شما استاد ناز و مهربونم که واقعا عاشقتونم به مسئله ی بی انتهای تسلیم بودن رسیدم!
و قدم به قدم هدایت شدم به دونستن بیشتر!
و شما هم در همین حال این فایل عجیب رو گذاشتید!
تسلیم بودن یعنی :
اینکه چقدر زندگی زیباتر و راحتتر میشه وقتی همه چی رو به خدا سپرد! و چه اشتباهیه گردن گرفتنِ مسائل ریز و درشت زندگیمون!
حل مشکلات احتمالی
انتخاب راهِ درست
انجامِ کارِ درست
انجامِ کارِ به موقع
پیدا کردنِ دوست خوب
پیدا کردنِ کارمند مناسب و وظیفه شناس
و و و ….
هزار و یک مسئله ای که در روز برای یک انسان ممکنه به وجود بیاد و چقددددر میشه راحتتر حل شه اگر بگیم:
خدایا تو بگو ، الان چیکار کنم؟
تو بزرگی ،تو بخشنده ای ،تو رزاقی ،تو فرمانروای این جهانی!
تو منو خلق کرد برای عشق بازی با خودت!
و این جهان روبرای لذت بردنِ من
و زمین و آسمانها و هرآنچه که بین این دو هستند رو مسخر کردی فقط برای اینکه من لذت ببرم
من مگر با این عقل و آگاهی میتونم قطره ای از دریای بیکرانِ آگاهیه تورو داشته باشم؟
مگر قدرت من در مقابل قدرت بی انتهای تو به حساب میاد؟
زندگی خیلیییی راحتتر شد برای من با این دیدگاه استاد عزیزم
آرامش لحظه به لحظه ی زندگیم موج میزنه و نشستن روی شونه های خدارو دارم تجربه میکنم!
من تسلیم بودن رو زمانی تجربه کردم که آرزوهام رو سپردم به خدا و اون برام محقق کرد یکی پس از دیگری
ارتقای شغلی
همسری که از روز اول بینظیر بود اما هرروز بهتر از قبل هم میشه
همکارو نیروی کاری عالی
افتتاح کسب و کار خودم که روزی بزرگترین آرزوم بود
خرید دوره های شما استاد عزیزم که واقعا جزو آرزوهام بود
و و و …
زندگی خیلی زیباتر شد از وقتی فهمیدم باید روی شونه های خدا نشست و کار رو سپرد به خودش!
نقشِ من در این زندگی فقط لذت بردن و زندگی راحت و آسوده رو تجربه کردنه! این احساس قبلا باعث میشد گاهی فکر کنم نکنه من تنبلم که از خدا میخوام کارا راحتتر حتی انجام بشه؟
اما امروز فهمیدم نه، این تنبلی نیست!
این رها بودن در آغوشِ مهربان و البته قدرتمند خداونده!
این توقع زیادیه که از بزرگی و قدرت بی انتهای خداوند دارم!
میدونم میتونه -بیشتر از حد تصور
میدونم میخواد -بیشتر از خودم
میدونم میده -بیشتر از چیزی که میخوام
مغز من خیلیییییی کوچیکتر از این حرفهاس که ذره ای از بزرگی معبود یکتای خودم رو درککنم!
پس من بای رها باشم
آزاد باشم در آغوشش
و خودم رو بسپارم به این قدرت بی نهایت
خداوند رزاقه، بی نهایت مهربونه، قوانینش بدون نقصِ ، و من عاشق خودشو قوانینش شدم
این داستان ادامه دارد ….
استاد بینهایت عاشقتونم احساسم به شما و خانم و شایسته و این شرایطی که برای ما درست کردید واقعا در کلام نمیگنجه
خداوند رو سپاسگزارم به خاطر وجودتون
خداوند رو سپاسگزارم از اینکه در این بازه ی زمانی به دنیا اومدم که شما استاد بینظیر رو داشته باشم و افتخااااااار کنم از ته قلبم به این شاگردی
دوستون دارم خیلی زیاد
سلام استاد گرامی من امید هستم از افغانستان در آلمان زندگی میکنم.
هر وقت صدای خداوند مهربان را از زبان بشنوم وجود لرزه بزرگی میکند .
واقعاً بدون خداوند هیچ کاملا استم چون هیچ علم دانش راه کاری برای حل مسائل خودم ندارم.
اگر خداوند مهربان رحمتی برکت هدایت مرا نکند .
زیر ریزی صفر ها گم است اگر مهربان عشق محبت رحمت کمک حمایت خداوند نباشد.
اقرار به ناتوانی و ندانی و بی قدرتی میکنم خداوندا هر خیز برکت روزی برای از طرف تو برایم من امید در تمام جنبههای مختلف زندگی نرسید فقرم نادان و ناتوان.
مرا خودم امروز تا قیامت به تو تسلیم میکنم می سپارم عاشقانه و با امید کاملاً.
خداوند از در رحمتی مرا میلیارد امید باور توان بدی سلامتی جنسی
️️️️
عاطفی سالم بدی
سلام به استاد دوست داشتنی و عزیزانی که در مسیر دریافت الهی هستن
توی این سالها که استاد رو میشناسم بارها واسم پیش اومده که در سخت ترین شرایط خودم رو تسلیم خداوند کردم و در آغوش پر مهرش قرار گرفتم .
به لطف الله با تمام سرشکستگی که از نافرمانی و بنده نالایقی که براش بودم داشتم ، با مهربونی و آغوش باز از من استقبال کرد و جواب منو به بهترین نحو ممکن داد.
اولین باری که تسلیمش شدم نزدیک اذان صبح رو به آسمون کردم و گفتم خدای من جز تو کسی رو ندارم که به دادم برسه تو پناهم بده تنها امیدم تویی و دقیقا بعد خوندن نماز صبح خداوند منو با استاد آشنا کرد و خیلی معجزه وار فایلهای تلگرامی استاد رو باز کردم و حرفاش به دلم نشست از همون شب خداوند بزرگترین لطف رو به من کرد و من از اونجا به بعد تسلیم شدن و کمک خواستن رو یاد گرفتم و هربار این کلمه رو از ته قلبم میگم خداوند چنان آرامشی به قلبم میندازه که بی نیاز میشم و انگار تو حالت خلسه میرم .
خداوند معجزه وار کارامو انجام میده جوری که اصلا به ذهن ناقص خودم نمیرسه .
من به هدایت الله ایمان دارم و بهترین لحظه هامو در آغوش پر مهرش به سر میبرم .
خداوند رو شاکرم بابت لحظه های ناب آرامشی که فقط با خودش دارم .از خدا میخوام همیشه منو در مسیر هدایتش قرار بده و کمکم کنه لحظه ای از هدایتش غافل نباشم .
چند روز پیش یه مشتری داشتم که خیلی کارش واسم سخت بود و منو به چالش انداخته بود چون هم اول کارمه یکم با ترس کار میکنم هم پوست مشتریم فوق العاده ایراد داشت و کار روش سخت بود اما به خودم گفتم اشکال نداره بالاخره باید از یه جایی با ترسم کنار بیام و با توکل به خدا شروع کنم .
وسط کار یهو از ترس گیج شدم و نجواهای شیطانی اومد سراغم که اگه خوب نشه چی ؟ نکنه از پسش برنیای و واست تبلیغ منفی بشه .
یک ان یه استراحت کوتاه دادم و با خدای خودم خلوت کردم . گفتم خدای من تو گفتی حرکت کن بقیه ش با من حالا کمکم کن هدایتم کن و بهم جرات بده که خیلی به هدایتت نیاز مندم .
وقتی برگشتم دوباره سر ادامه کار انگار مغزم باز شد ترسم کاملا ریخته بود و دلم محکم شده بود که خدا هدایت لازم رو میکنه و به قدری آرامش گرفته بودم که با اعتماد به نفس کامل کارمو تموم کردم .
امروز پیامهای رضایت مشتریم که اومد فقط توی دلم گفتم این لطف خدا بود و بس .
هر بار تسلیمش میشم به آرامش کامل میرسم .همیشه مطمئنم که در تمام مسائل پیش اومده خیر هست و دیگر هیچ و خداوند همیشه حامی و پشت و پناهم بوده .الهی شکرت از اینهمه لطف و رحمت .
و باز هم خداوند رو شاکرم که منو در مسیر شنیدن این فایل بی نظیر قرار داده و به نظرم فایلهای توحیدی گلهای سر سبد این سایت هستن که من عاشق تمامشونم مخصوصا فایل توحیدی 9 که تفسیر شعر خانم پروین اعتصامی در رابطه با هدایت مادر حضرت موسی هست و بارها با شنیدن این فایل اشک شوق ریختم و ایمانم هزاران برابر برای دریافت هدایت ها از طرف پروردگارم قویتر شد. خدایا شکرت که احساس این شکرگزاری تمومی نداره و زیباترین حس هاست .
[17] مبادا در دل خود بگویی که قوت من و توانایی دست من، این توانگری را ازبرایم پیدا کرده است. [18] بلکه یهوه خدای خود رابیاد آور، زیرا اوست که به تو قوت میدهد تاتوانگری پیدا نمایی، تا عهد خود را که برای پدرانت قسم خورده بود، استوار بدارد، چنانکه امروز شده است.
(کلام الله در تورات)
تثنیه 8:17-18
خدای مهربان من
ممنون برای هدایت ، هر روز احساس میکنم درس جدیدی به من یاد میدی، متاسفم که بعضی اشتباهات تکرار میکنم ولی مطمئنم متوجه رشد و پیشرفتم هستی من واقعا سپاس گزارم .
زمان زیادی گذاشتم برای راه حل های آسان تر و ایمن تر و حالا بعد از انتخاب های بسیار تصمیم گرفتم به تو تکیه کنم و از تو بخوام قدم بعدی به من نشون بدی..
منو از دست صدای عقلم نجات بده چون دلش میخواد همه توجه من سمت خودش باشه ..
من هنوز متوجه بزرگی تو نیستم ولی حتی همین مقدار هم باعث میشه نفس نفس بزنم و احساساتی میشم ولی اینو میدونم که تو احساسات نداری و قانون تو تغییر نمیکنه پس قلبم آروم نگه میدارم و سعی میکنم بیشتر لذت ببرم مثل وقتی که اولین بار شنا کردن یاد گرفتم و برای خوابیدن روی آب اعتماد کافی نداشتم و کم کم یاد گرفتم با آب دوست باشم و ارتباط برقرار کنم الان هم میخوام ارتباط بهتری باهات داشته باشم پس لطفا کمکم کن تمرکز و خرد بیشتری نسبت به آنچه اتفاق میوفته داشته باشم
به من آرامش و رضایت طولانی تری بده این قدرتو حفظ کنم ..
من دیگه نمیخوام آدم سابق باشم و ایده ای از من آینده ندارم ولی میدونم میخوام در برابر تو تسلیم باشه ولی هنوز نمیدونم چطوری و قراره چطور پیش بره و این هم اهمیتی نداره چون من بهت اعتماد دارم ..
پس میخوام روی آب دراز بکشم و ببینم منو کجا میبره ..
+ استاد عباس منش عزیز من واقعا میخوام یک دوره جامع قرآن با شما داشته باشم .
+ اسلام ، تسلیم ، الهام ، باور ، اعتبار ، خدا ، آرامش، تکامل ، درس ، قانون ، اعتماد ، عمل ، تضاد ، خواسته ، رویا ، قدرت ، آگاهی ، جنگل ، گم شدن ، قدم ، نقشه ، رودخانه ، اقیانوس ، هلیکوپتر، اعتیاد ، عجز ، درمان ، نابودی ، مرگ، زندگی ، تند خوانی ، خانه ، پول، شکست، پیروزی ، هدایت ، خدا ، من .
به نام ربّ
سلام با بی نهایت عشق برای شما
رد پای 31 مرداد رو باعشق مینویسم
وقتی خدا زلیخا رو جوان کرد چرا نتونه استخوان قسمتی از بدن رو صاف کنه
یا هر چی که در نظر داشته باشی ، همه رو میتونه و میشه
خودش خلقش کرده پس خودشم میتونه درستش کنه یا تغییرش بده
رد پای روز 30 مردادم رو که در فایل تسلیم بودن در برابر خداوند نوشتم ، بعد داشتم به حرفایی که نوشتم فکر میکردم
یاد زلیخا افتادم ،که پیر بود و جوان شده
و بعد یاد حرف استاد عباس منش افتادم که میگفت پیامبرا و اماما که دعا میکردن این دعاشون نبوده که کار انجام میداده این باوری بوده که به قدرت خدا داشتن و میدونستن که دعایی که گفتن یا درخواستی که کردن خدا انقدر بی نهایت بزرگه که عطا میکنه
بگه موجود باش موجود میشه
چرا که نه
عین یه چراغ سبز شد برای من که وقتی زلیخا جوان شده چرا مثلا نشه که استخوان قسمتی از بدن کاملا صاف بشه و مثل روز اولش بشه بدون اینکه ورزشی بکنی
پس وقتی به قول حرف استاد عباس منش که میگفت ،حتی اگر یک الگو پیدا کردید و برای اون شده ،پس برای شما هم میشه
دیروز که نوشتم تو رد پام که به طرز عجیبی کتفم خوب و صاف شده ، درد گردنم خوب شده ، درد مچ دستم و …خوب شدن ، از اون روزی که تصمیم گرفتم و وقتی با خدا شروع کردم صحبت کردم و نقاشی کشیدم ،کمرم کاملا صاف صاف شده حتی استخوان کتفم کاملا سرجاش رفته که صاف صاف شده و دیگه گردن درد و کتف درد ندارم
همه اینها کار قدرتمند ترین نیروی عالم هست
یه جورایی داره با نشونه دادن این الگوها پر روم میکنه که طلبکارانه یه سری چیزارو ازش بخوام
داشتم فکر میکردم ، واقعا وقتی آدم فکر میکنه تازه درک میکنه چی به چیه
چی عوض شده ؟؟؟
طیبه دقت کن
چی واقعا عوض شد؟؟.؟؟
من که تو این یکسال درست و اصولی ورزش نکردم !!!!!
حتی قبل شروع به آگاهیم داشتم ورزش میکردم و سه دوره ورزش از یه پیج اینستاگرامی تهیه کردم که درد مچ دست و کتف و گردنم خوب بشه
اونموقع فکر میکردم از بس زیاد نقاشی کشیدم یا چشمم به گوشی تلفن بود اینجوری درد داره
ولی الان که نگاه میکنم از نظر فیزیکی هیچی عوض نشده که هیچ ،حتی من کمترم ورزش کردم
حتی من هر روز بیشتر و بیشتر گوشی دستمه تا فایلای استاد عباس منش رو گوش بدم و میام تو سایت تا هر روز بنویسم رد پام رو و تقریبا هر روز نوشته های من 1 ساعت و نیم طول میکشه اگر طولانی باشه و اتفاقات روزم بی نهایت زیبا تر و زیبا تر میشن با گذاشتن رد پام و هر روز من درکم بیشتر از قبل میشه و پیشرفتمو احساس میکنم
فقط یه چیز بزرگ و اساسی و اصل تغییر کرد که قبل آگاهیم درست درکش نکرده بودم
و اون صحبت کردن با خدا و اینکه سعی کنم هر لحظه حواسمو بدم به خدایی که هر لحظه همراه من هست تا من باهاش صحبت کنم
و اون قدرت دادن و تنها قدرت جهان دونستن خدا بود
و اون خدایی بود که از وقتی در درونم باهاش صحبت کردم و الگویی که از استاد عباس منش گرفتم و گفتم چرا که نه
وقتی برای استاد شده برای من هم میشه
وقتی استاد میگه من با خدا صحبت میکنم ،منم میتونم صحبت کنم و یادمه اول بکم برام سخت بود باور اینکه استاد عباس منش میگفت با خدا حرف میزنم و اون بهم میگه که چیکار کنم
و صداشو میشنوم
با اینکه باورش سخت بود گفتم نه میشه
چون قبل آگاهیم بارها با خدا صحبت میکردم سر نماز و ازش پول میخواستم و میگفتم آخر هفته جورش کن لازم دارم و میدونستم که جورش میکنه چون بارها این برام رخ داده بود و باور شده بود که هر وقت پول بخوام خدا بهم عطا میکنه
و البته سعی و تلاشمم میکردم تا کار کنم ولی خدا به شکل های شگفت انگیزی جور میکرد
من اون روز که تصمیم گرفتم گفتم خب من از چیزای کوچیک شروع میکنم
مثلا میگفتم خدا از کدوممسیر برم ؟؟؟
اوایل هیچ صدایی نمیشنیدم یا صدایی شبیه به صدای خودم و خیلی برام سخت بود میگفتم چرا نمیشنوم ولی ادامه دادم و سعی کردم آروم باشم
میدونستم که اگر ادامه بدم میشه
تا اینکه از اسفند ماه وقتی شدید مریض شدم ،از خدا کمک خواستم که قشنگ با نشونه بهم گفت چی بخورم و چه دمنوش و غذایی برام خوبه
و از اون روزا تا الان خداروشکر میکنم خیلی بیشتر وقتا که حرفشو گوش میدم صداشو واضح میشنوم انگار عین صدای خودمه
و تشویقم میکنه و راه رو نشونم میده
و من با این آرامشی که خدا بهم هدیه داد تونستم صداشو بشنوم و متوجه شدم درد هایی که ربطش داده بودم به نقاشی و کار زیاد ، همه و همه از نبود اصل در وجودم بود
البته قبل آگاهیم بود ولی درست نبود
خدا درست در وجودم نبود
و حالا بی نهایت سپاسگزارشم
الان که من هر روز از صبح تا شب و شبا تا اذان صبح بیدارم و سعی میکنم بیشتر برای مهارتم زمان بذارم تا هر روز نسبت به روز قبل پیشرفت کنم ،حتی تو نقاشی کشیدن ریز ترین کارهارو هم انجام میدم
دستم به شدت قوی و قوی و قوی تر شده
مچ دستام ،انگشتام ،چشمام گردنم و کتفم همه و همه درست و سلامت دارن با عشق با تک تک اعضای بدم هماهنگ میشن تا عشق رو هر روز به تک تک سلول های بدنم ارسال کنن
من امروز رفتم برای چاپگرمون جوهر خریدم و برای خواهرم که پرچم ایران و ترکیه رو گرفته بود و گفت برم از جایی که سفارش داده بگیرم ،رفتم و 4 برگشتم خونه
و بعد شروع به نقاشی کشیدن کردم
و به داداشم گفتم تا از کامپیوتر محل کارش نقاشی من رو به سایت زیبا سازی شهری بارگزاری کنه
دو روز تمدیدش کردن و من تونستم طرحم رو ارسال کنم
و بی نهایت از خدا سپاسگزارم که هر لحظه کمکم میکنه
من لایق و ارزشمندم تا دریافت کنم ثروت بی نهایت خدا رو
وقتی لایق دریافت الهام طرح برای مسابقه بودم ،صد در صد لایق دریافت ثروت هم هستم که از این مسابقه برای من داده میشه
من نمیدونم چجوری ،من میخوامش و خدا باید بهم عطا کنه چون بی نهایت ثروت داره و هرچقدر به من عطا کنه باز هم بی نهایت تر داره
برای تک تکتون بی نهایت عشق و شادی و سلامتی و آرامش و ثروت و سعادت در دنیا و آخرت از خدا میخوام