قانون تغییر ناخواسته ها - صفحه 20 (به ترتیب امتیاز)
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2022/09/abasmanesh-5.jpg
800
1020
گروه تحقیقاتی عباسمنش
/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.png
گروه تحقیقاتی عباسمنش2022-09-30 06:06:422022-12-12 06:56:25قانون تغییر ناخواسته هاشاید این موارد نیز مورد علاقه شما باشد
خیلی خیلی خیلی متشکرم از شما استاد گرامی
من در ایرانم و ۸۲۶ روزه که در جمع دوستان هستم
شاید این کامنت دوم یا سوم من باشه .
تو این مدت من خیلی سعی کردم که به نکات مثبت توجه کنم که خب خیلی بالا پایین شدم من آدمی بودم که سعی میکردم دنبال چیزهای درست باشم چه اجتماعی چه اعتقادی .
اما بعد از گذشت این همه روز که سعی میکردم روی خودم کار کنم تازه فکر میکنم دارم قانون رو میفهمم که چطور باید یاد بگیرم و عمل کنم.
خوشبختانه افراد منفی هم در کنارم هست (به این دلیل میگم خوشبختانه که این افراد باعث شدن من بیشتر فکر کنم و تلاش بیشتری کنم که ذهنم رو متمرکز کنم به زیبایی ها و این من رو قوی میکنه و همیشه این دیدگاه رو نسبت بهش دارم)
تو این مدت که این اتفاقات در ایران افتاده من همیشه تلاش میکردم که ذهنم رو کنترل کنم که نه چیزی ببینم نه بگم نه پست بذارم در صورتی که اگر یک سال پیش بود به احتمال زیاد یک پست استوری و… میذاشتم .
تو این مدت هم بدم نمیومد نظرم رو بگم اما مدام به خودم میگفتم به توچه
مگه تو میتونی چیزی رو تو ایران عوض کنی تو شاهکارت اینه که خودت رو عوض کنی
دنیا جز بازیچه و سرگرمی نیست
تا اینکه امروز شما این فایل رو گذاشتید و من آرامتر شدم
بله درسته مدام ما باید قانون رو به خودمون بگیم
اگر اینکار رو نکنیم پیامبر هم باشیم نمیتونیم چیزی رو درونمون عوض کنیم .
دومرتبه از اینکه این فایل رو قرار دادید سپاسگزارم.
بنام الله مهربانم که به لطفش هرلحظه هدایتم میکنه
استاد عزیزم سلام به. روی ماهتون😍
سلام دوستان عزیزم در این محفل همیشه گرم 😇
استاد بینظیرم وقتی فایل شما رو دیدم بی نهاااایت سپاسگزاری کردم از خدا
دقیقا لحظه ای که داشتم به این فکر میکردم که الان که اکثرا حسشون بده و همه دارن در مورد این موضوعات صحبت می کنن و من چقدر احساسم خوبه و هیچ کاری به این مسائل ندارم آیا این خوبه؟
یه روز که خواهرم ازم پرسید نظرت چیه؟ تنها چیزی که گفتم این بود که من دوست ندارم اعتراض کنم
بعد به خودم گفتم نکنه این بی تفاوتی بد باشه 🤔
که دقیقا فرداش برای ۵ دقیقه اینستاگرامم وصل شد و تنها چیزی که توی اینستا برام بالا اومد فقط ۳ دقیقه از فایل شما رو دیدم و اینطوری خدا هدایتم کرد تا به یقین برسم در این مورد و از شما سپاسگزارم که با کلام تاثیرگذارتون به ما آرامش بیشتری میدین توو این مسیر.
وقتی که توو هر شرایطی فقط قانون رو یادآوری می کنین و احساساتی عمل نمی کنین و این واقعا تحسین برانگیزه استاد عزیزم
سپاس از شما و مریم گلی
عاشقتونم
همگی شاد، سالم، ثروتمند و ثابت قدم باشید 💖💖💖🌴🌴🌴
سلام به استاد عزیزم ودوستان گلم
دیشب من تصمیم گرفتم بجای گوش دادن به گلایه وشکایت همسرم فقط سکوت کنم ومدام توذهنم جمله دوست عزیزم رو تکرار کنم فهیمه زیپ دهنت ببند ونخواه بجنگی ، توضیح بدی یا ثابت کنی هر چی همسرم گفت فقط سکوت کردم قبلا از شدت ناراحتی از حرفاش گریه میکردم ولی دیشب به خودم نهیب زدم نزار احساست بخاطر این حرفا بد بشه وخداروشکر که فقط سکوت کردم نه گریه کردم نه جواب دادم وجالب اینکه امروز همسرم کاری که من ازشون خواسته بودم وقبول نمیکرد خودش پیشنهاد داد وانجام داد ودقیقا از چیزی که شکایت میکرد دوباره برا خودش اتفاق افتاد وآن لحظه به خودم گفتم این همان قانون جهان هستیه خدا جون ممنونم انشاءالله که روز به روز بتونیم تو همه زمینه ها ذهنمون رو کنترل کنیم
سلام به استاد خوبم که بانگاه خوبش به زندگی یادمون داد توشرایطی که همه دارن یه جور به طرز اشتباهی حرکت میکنندبا کنترل ذهن وتقویت باورها راه درست رو بریم ودنبال رو جمعی که دارن با ذهنیت منفی حرکت میکنندنباشیم،چون این ماهستیم که انتخاب میکنیم کجا وبه چه سمت بربم،وقتی تعهد بستیم که روی نکات مثبت تمرکز کنیم همه چیز ما روبه اون سمت که کانون توجه خودمونو گذاشتیم میره،این صحبت استاد که میگه یه عده مجبورت میکنند به شیوه اونا عمل کنی همیشه توزندگیمون و بعدتوجامعه وجودداره،هرکس نتیجه عملکرد خودشو میگیره ،اینو باتمام وجودم یاد گرفتم که حتی اگر درست فکر میکنم بازهم نباید بخام عده ای یاافراد خانواده مثل من فکر کنند،یادم باشه هرکس با ذهنیت که داره به مساعل نگاه میکنه ازدیدگاه بقیه چون من دارم تضاد رومیبینم وتمرکزم روی منفی هاست پس شما هم بیایید تا من ثابت کنم چون تعداد بیشتری هستیم پس حق باماست،واقعا نگاه جامعه وقتی سرمنشأ افکار زیر سلطه درآوردن هست بقیه ای که روی خودشون کارکردن همین مسیر اشتباه رومیرن،من یاد گرفتم هرچی ناخواسته ها روببینم همون بیشترررر وارد زندگیم میشه،این قانون زندگی کنه وقتی همسرم مدام از گرونی ،ناعدالتی،جامعه میگه بهش میگم مگه بدت نمیاد ؟میگه آره خیلی میگم خب چرا داری راجبش حرف میزنی وقتی میبینم ادامه میده اعراض میکنم ازاینکه برم تو اون فرکانس که به اون بفهمونم اشتباه میکنه،به همون راحتی وقتی بحث نمیکنم وقبول میکنم مجموعه ای ازباورها وافکاروورودی ها درایشون باعث این نوع تفکر شده،پس خودمو کنار میکشم وانرژی مو صرف فهموندن کسی نمیکنم،مگرخودش ازم بخاد،این باور توهمه زمینه های زندگی کاربرد داره،قبلا اگه کسی میگفت نباید توجه کنی به مسائل جامعه واقعا حالم بدمیشد از این نوع نگاه،حالا میدونم قانون میگه توباغرق شدن نمیتونی کمکی به حال کسی که شنا بلد نیست بکنی،باید دراین شرایط تمرکزمو روی نعمتها بزارم همین البته راحت نیست چون به شدت قضاوت میشی ولی کسی که باور توحیدی داره وبه اینکه همه جهان درعدالت کامل داره میچرخه باور داره درگیر این افکار نمیشه،نگاه زیبا بین،باورهای مثبت،تمرکز روی زیباییها نجات بخش ترین کاریه که میشه توی این شرایط انجام داد،حرکت کردن به سمت درهایی که ظاهراً بسته س خیلی ایمان وشهامت میخاد،توتجربه زندگیم وقتی جنگیدم باافکار غلط جای دیگه رفتم بایه آدم دیگه ولی همون آدمو دوباره تکرار شد،چون من نپذیرفتم فقط جنگیدم نتیجه شد بیشتر شدن اون موضوع ،استاد خوبم ازت متشکرم برای این فایل ونگاه توحیدی شما برای همه بهترینها روآرزو میکنم
سلام بر استاد وبانو شایسته عزیزم ودوستان عزیزم
خدای شکرت بابت هدایتم به این فایل بی نظیر
استاد خیلی تشکر میکنم بابت فایل های بینظیر که این روزهاخداوند مرا مهمانشان میکند
خداوند از طریق شما از طریق صداتون با من صحبت میکنه و این هم کلامی خیلی برام دلنشینه و قوت قلب
خدایا شکرت…
1=قانون میگه که در شرایط نا مناسب باید بتونی که ذهنت رو کنترل کنی و توجه ات رو بزاری روی چیزهای زیبایی که در اطرافت هست
2=قانون میگه که با هر چی بجنگی گسترشش میدی
مثال داستان محضرت موسی که با زبان خوش با فرعون صحبت کن و انجا را ترک کن موسی با فرعون نجنگید
3=وقتی با چیزی میجنگی اونو از بین نمیبری بلکه گسترشش میدی شاید بتونی فرعون رو بکشی اما یه فرعون دیگه میاد تو زندگیت (در تجربه شخیت در دنیای تو این اتفاق می افته)
4=کنترل ذهن خیلیی موضوع مهمی یه
قانون یکی است اما واکنش ما به اتفاقات هست که نتایج رو میسازه ما باید طبق قانون به اتفاقات واکنش نشون بدیم نه با احساساتمون
دوست داری چه چیزی رو وارد زندگیت کنی به هموند چیز توجه کن احساست ما نشون دهنده اینکه من در مسیر درست هستم احسا س خوب در طول روز نشون دهنده اینکه در مسیر درست هستم
5=قانون میگه که شرایط من زمانی خوب میشه که توجه ام برزیبایی ها نعمتایی که در زندگی ام هست باشه
مهم اینکه نگاه من به دنیای اطرافم چطورئه اگر از زاویه بهتری به مسایلم نگاه گنم که بازی رو بردم…
6= قانون میگه که من با کنترل ذهنم و تمرکز بر روی زیبایی ها میتونم ایده ها افراد و شرایط عالی و جذب کننم
کار من اینکه کنترل ذهن کنم و خداوند و جهان هم من را به شرایط بهتر هدایت میکند این کار جهان است..
6= قانون میگه که چشمت روباز کن به زیبایی های زندگیت این کار تو رو به همه چیز میرسونه ر وحیه عالی
احساس عالی
شرایط مالی بهتر
حتی جهان ثبات فرکانسی من رو ببینه من رو هدایت خواهد کرد به مکان بهتر برای زندگی کردن
تمرین اگاهانه امروزم
تمرکز وسباس گزاری از نعمتهایی که در زندگی ام دارم
صحبت کردن در مورد خواسته هایم(وقتی در مورد چیزی صحبت میکنم در ذهنم اون موضوع خیلی بزرر گ میشود) ÷س اگاهانه در مورد زیبایی ها صحبت خواهم کرد
7= قانون میگه که ببین کجا میخوای باشی
چه تجربه ای از زندگی رو میخوایی داشته باشی به همون ها توجه کن و در موردش صحبت کن عزیز دلم
هر کدوم از ما به واسطه افکار و باور هامون خالق شرایط و زندگی مون هستیم
اگر در جای هستی که شرایطت ناجالبه من مجبور نیستم که تحمل کنم نه به معنی اینکه با اون شرایط بجنگم بلکه باید
توجه ام را از شرایط نا جالب بردارم متمرکزباشم بر زیباییها متمرکزشم روی چیزهایی که جالبه وبعد طبق قانون والبته استمرار من و این کنترل ذهن نتایج خواهد امد
و زیبایی های بیشتر وارد زندگی ام خواهد شد
قانون اینه بغیر از این نیست
8=قانون اینکه هیچ کس در زندگی من تاثییر ی ندارد من موجود فرکانسی هستم من با افکارم با باورهابم با وروودی هایی ذهنم خالق زندگی ام هستم
اگر من بتونم متفاوت از بقیه فکر کنم و کنترل ذهنم کنم نتایجم هم از بقیه متفاوت خواهد بود
خدایا سباس گذارم برای حضور در این لحضه ودر این مکان واین اگاهی های ناب
خدایا ازت میخواهم که عمل گرا باشم
سلام به استاد عزیزم و مریم جان نازنین و دوستان هم فرکانسی،
چقدر خدا رو شکر میکنم بابت این سایت، بابت استاد عزیزم، بابت مریم جان و بابت دوستان عزیز
چند روزی هست که به دلیل سرماخوردگی از خانه بیرون نرفتم. با خودم گفتم الان باید شروع کنم آگاهانه، ذهنم رو کنترل کنم، خوب این یه اتفاق ناخواسته هست ولی به قول استاد هر اتفاقی که میفته حتما به صلاح منه، برای کنترل ذهنم و توجه به چیزهایی که میخوام، شروع کردم به دیدن سریال سفر به دور امریکا،
الان کارم فقط شده دیدن سریال سفر به دور امریکا، رسیدم به قسمت، سفر به جزایر هاوایی، چقدر طبیعت زیبایی داره این جزایر هاوایی خدا رو شکر میکنم که اون زمان خداوند شما دو عزیز رو هدایت کرد که سفرها رو مستند کنید، بعضا میبینم چند ساعتی که فقط دارم سریال میبینم، به این شکل راحت تر میتونم ذهنم رو کنترل کنم.
در خصوص مو در اومدن از غذا من تجربشو داشتم، من قبلاً خیلی حساس بودم که توی غذام مو نباشه، همیشهی خدا هم فقط از توی بشقاب غذای من مو در میومد، بعدش تصمیم گرفتم توجهم رو بردارم و با لذت غذا رو بخورم و دنبال مو نباشم که بعد از چند بار دیگه قطع شد.
واقعا وقتی قوانین جهان هستی رو میدونی زندگی خیلی راحت تر میشه ولی اگر تکرار نشه به همین راحتی هم میتونه فراموش بشه.
استاد عزیزم از شما و مریم جان سپاسگزارم، هم به خاطر سریال های سفر به دور امریکا، زندگی در بهشت، تمرکز بر نکات مثبت و هم ضبط چنین فایل هایی که قانون رو برامون یادآوری میکنه.
دوستون دارم.
خدانگهدار
به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم
سلام خدا جونم
سلام به استاد جان ومریم نازنینم
وتمام دوستان معنوی ام در سایت توحیدی
خدایا شکرت که مرا با شیرجه انداختی در دل آگاهی هایت
اعراض
اعراض
اعراض
هرآنچه که دوست نداری ازش اعراض کن
خدای من سپاسسسسسگزارم
استاد دقیقا امسال که تظاهرات شکل گرفت منو همسرم داشتیم رو خودمون کار میکردیم
و وقتی که این اتفاقات رخ داد ما یهویی اصلا الان هر چی فکر میکنم نمیدونم چطور شد که اومدیم توجه کردیم به این نازیبایی ها و مرتب رسانه ها رو دنبال میکردیم
و شهر خودمونم که کلی خرابی و زخمی و زندانی داشت ما اومدیم توجه کردیم .
وحتی بچه هامونم تحت تاثیر قرار گرفته بودن و وقتی خبرهای رسانه ای رو میشنیدن چنان احساسی برخورد میکردند که الان این بچه ها برن بیرون و شعار بدن
دیگه اینقدر جو سازی و توجه کردن بین مردم بود که همسر هم تصمیم های خطرناکی گرفته بود
من دیگه از اونجا ترسیدم
گفتم ما هر چی بیشتر بیایم به این رسانه ها و حرفهای مردم توجه کنیم چیزی تو مملکت به دست کسی که درست نمیشه و زندگی ما نابود میشه
اصلا نمیدونی کی به کیه
خب وقتی یه نفر تو خونه توجه میکرد و گرفتار میشد بقیه اعضای خانواده هم باید جواب پس میدادند باید زیر نظر میبودی و …..
من دیگه کلا همه چی رو قطع کردم و تا جایی که میتونستم توجه نمیکردم و همسرم هم خداروشکر از بقیه خودشو جدا کرد و کاملا آگاهانه با کمک خداوند اعراض کردیم و زندگی ما به حالت عادی برگشت
دیگه هرچی بقیه میگفتن ما میگفتیم ما اصلا نه تلویزیون داریم ن چیزی میبینیم ونه چیزی میشنویم
خدایا شکرت
واقعاً استاد خدا مارو نجات داد تو اون شرایط
الان که فکرشو میکنم مغزم داغ میکنه
میگم چه معجزه ای واقعا خداوند چطور مارا نجات داد که دست به کار احمقانه ای نزنیم
ما که تو خیابون نرفتیم فقط تو خونه اخبارها و دنبال میکردیم حالمون کلییییی گرفته شد و خدا لطف بزرگی کرد و مارا نجات داد
خدایا شکرت
ومن باید هر لحظه به یاد بیاورم که توجه وتمرکزم را روی زیباییها و نکات مثبت و شکر گذاری بزارم
تا بتونم بهتر ذهنم رو کنترل کنم
هر تضادی که بوجود بیاد اومده که منو بزرگتر کنه خواسته های منو بهم نشون بده تا من در راستای خواسته ها قدم بردارم .
الآنم فقط زیبایی میبینم از پلیس تا کارمندان رئیس و کارگر و نگهبان و همه و همه
منم که دارم اتفاقات را با باورها و افکارم بوجود میاورم
من خالق زندگی خودم هستم
هیچ عامل بیرونی نمیتونه تا من اجازه ندهم با افکار و فرکانسم ضربه ای به من بزند.
من هر کجای این کره خاکی که باشم باید احساس خوب داشته باشم
تا اتفاقات زیباتری را تجربه کنم
از دل هر ناخواسته دید بهتر و وسیع تری داشته باشم .
خدایا شکرت
استاد چقدر از این جنس اتفاقات دور و اطراف مون هست
از این جهنم به جهنمی بدتر
خدایا شکرت که مرا هدایت کردی به آگاهی های ناب
در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت وسعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم
سلام به بهترین استاد دنیا ومعجزه ی زندگی من
جواب بخش اول من اینه که:
من چندسال پیش که تازه ازدواج کرده بودم ،خیلی حساس بودم وناآگاه وهمیشه ودرطول روزبه رفتاری که خونواده همسرم بامن داشتند گله وشکایت داشتم وشبا هم که همسرم میومد پیش اون گله وشکایت میکردم و اعتراض داشتم وزار زار گریه میکردم و اوضاع هی بدترو بدترمیشد ومن هر روز ناراحتتر،شاکی تر وگله مندتربودم وزندگی پرازکینه ونفرت ونارضایتی شده بود وازاون طرف خونواده همسرم بامن رفتارشون بدتروناپسندترمیشد .
والان که 9سال ازاون موقعیت میگذره ،همون افرادند ولی اوضاع بااون موقع زمین وآسمون باهم فرق داره وخیلی خیلی دوستشون دارم واوناهم همینطور
باچه چیزی اوضاع اینقدرتغییرکرد؟!!
با تغییر دیدگاه خودم و توجه برروی نکات مثبت اون افراد.
جواب بخش دوم تمرین من:
همون سالهای قبل اوضاع مالیمون خوب بود،خونه ی خیلی زیبایی داشتیم ،ماشین خوب ،درآمد همسرم عالی و…
ولی من کلا یک انسان منفی نگری بودم و همیشه به نکات منفی زندگیم توجه میکردم واین داستان به جایی رسید که ورشکست شدهمسرم ،ازخونه وماشین وزندگی مرفه خبری نبود و همه چی تموم وبه زیرصفر رسیدیم
وحالابیامنو بااون شخصیت منفی نگر ببین وگریه های منو ببین
هرروز وضعمون بدترشد تااینکه ، از خدا خواستم ،واقعا خواستم که منو ازاین حال بیاره بیرون
تااینکه با استاد و فایلهای ایشون آشنا شدم
واین شدنقطه عطف زندگی من
ومن هرروز گوش میدادم وگوش میدادم وکم کم تمرینات رو وتوجه برروی نکات مثبت رو تمرین میکردم وانجامشون میدادم
ومن کم کم تغییرکردم والبته باهمسرم همسو بودیم درگوش دادن به فایلهای استاد واوضاعمون بهتروبهتر شد و همیشه با همسرم به جاهای دیدنی و زیبای شهرمون ویامحله های زیباش میرفتیم وپیاده روی میکردیم و واین شد که بهمن 1401 از شهرستان پیرانشهربه شهرکرج هدایت شدیم ومهاجرت کردیم وخداروشکر الان خیلی خیلی راضی ام از زندگیم
والبته این روندرو هی داریم ادامه میدیم وتوجهم رو برروی زیبایی های این شهرمیزارم تا دوباره به جاهای بهتر و زیباتر وزندگی پرازثروت ،خوشبختی وآرامش بیشترهدایت بشم .
خدا یارونگهدار همه ی ما باشد…
به نام خدای هدایتگرم
خدا رو بینهایت سپاسگزارم زمانی که به طور جدی شروع کردم هر روز تمام روزم رو با فایل های رایگان سایت پرکردن چه حس عالی داشتم و قصد مهاجرت داشتم .نامزدم رفته بود و یه رابطه راه دور داشتیم و همه تلاشم رو کردم برای رفتن به کشوری که از بچگی دوستش داشتم
شاید باورتون نشه خدا خیلی بیشتر از من انگار این مهاجرت رو میخواست انقدر کار ها برام راحت انجام شد که باور کردنی نیست .
توی این مسیر خیلی بالا و پایین شدم ولی یه شب احساس کردم دارم تو خیابون های اون کشور قدم میزنم بیدار بودم ولی خودم رو اونجا دیدم فرداش وکیلم زنگ زد با ورتون نمیشه من تا یک ماه دیگه کنار نامزدم در کشور مورد علاقه ام هستم و حتی کارم اونجا اوکی شده ….
تمام پروسه مهاجرت من 3 ماه طول کشید این معجزه است نامزد من چند برابر من پول خرج کرد 2 سال تو استرس بود…
تمام کسانی که میشناسم حداقل 3 تا 10 سال برای رفتن به این کشور زحمت کشیدن…
من الان 7ماه که نامزدم رفته و از روزی که رفت خدای من شاهد گفتم بهش که عزیزم من اردیبهشت پیشتم
هیچ کاری نکرده بود حتی هیچ راهی نداشتم به طور معجزه آسا ایی که اینجا نمیگنجه کار من اوکی شد …
یک هفته قبل رفتن نامزدم هم داشتیم پیاده رویی میکردیم و حرفای مثبت میزدیم یک لحظه برگشتم و نگاهش کردم که چیزی تعریف کنم
انگار تصویر رو تصویر شد وقتی نگاهش کردم انگار درحال پیاده رویی تو خیابون های اون کشور دیدمش
بهش گفتم تو دیگه ارتعاشی رفتی اونجا من دیدمت
و ظرف یک هفته جواب سفارت آمد و باورش نمیشد
از کودکی حس ششم خوبی داشتم
چون از کودکی با خدا حرف میزدم به قانون فرکانس و جذب اعتقاد داشتم..
توی روز شمارها پیام گذاشتم و توضیح دادم حال دلم رو توی این مسیر زیبا
خدا رو شکر میکنم و ازش درخواست یاری و راهنمایی دارم چون من با اون یه تیم شدیم
در هیچ شرایطی احساس تنهایی ندارم اصلا نگران هیچی نمیشم خودش همه پاس کاری ها رو میکنه دست آخر میگه حالا بزن به هدف
الهی شکر که هستی
عاشق این حرف استاد شدم خدا تو رو نان میشود. مادر میشود پدر میشود. در راه مانده را راه میشود
خدا همه چی میشه خدا تو چی میخوای ؟!
خدا یار و نگهدارتون
سلام ودرود بر استاد عزیزم
چقدر نیاز داشتم به این صحبتها در این روزها باوجود اینکه قانون رو میدونستم اما کمی سر در گم شده بودم
عمل به این قانون یعنی توجه به زیباییها واعراض از ناخواسته ها نتایج واضحی رو در زندگیم داشته زمانی که یه نا خواسته وارد زندگیم شده ودر شرایط سخت بودم و غافل بودم از اجرای قانون سیلی محکمی خوردم اما به محض اینکه اگاهانه کنترل کردم ذهنم رو در مدت زمان کم پاداش گرفتم باید اینقدر تمرین کنم این قانون رو تا که عضله اش قوی شه استاد بی نظیری سپاس از شما ومریم عزیزم استاد اینجا هر کس تابع این قانون باشد ناسزا میشنود ودر عین ناباوری اکثریت حتی بعضی از اساتید همراه مردم میشوند دراینجاست که ما هم دچار دوگانگی میشویم اما کسی که درمدار باشد هدایت میشود به این فایل وعمل به قوانین بدون تغییر سپاسگزارم