«اعتماد به ربّ»، پیام ابراهیم از قربانی کردن فرزندش - صفحه 79 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    214MB
    18 دقیقه
  • فایل صوتی «اعتماد به ربّ»، پیام ابراهیم از قربانی کردن فرزندش
    16MB
    18 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2165 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ساناز رستمی گفته:
    مدت عضویت: 1800 روز

    سلام به همگی

    فایل روز سوم رو گوش کردم خب من خیلی اذیت میشم که آپارتمانم در محله و ساختمان مناسبی نیست ولی هر وقت خواستم کلا به فروش و خریدن یه خونه جدید فکر کنم چه دیگران چه خودم ترسیدیم از اینکه با فروشش دیگه نتونیم در این تورم جایی رو بخرم یا من ک الان بیکارم خونه بهتر نیاز به پول بیشتر داره اینها و این افکار مانع شده که اصلا برم بگردم قیمت کنم جستجو کنم یا اینکه فکر میکنم چون سنم بالا رفته و کارمو از دست دادم دیگه نمیتونم توی کاری موفق بشم

    خب استاد با حرفهاش علت همه اینها رو توضیح داد ایمان حرکت می آورد

    منم دارم روی ایمانم به لطف ایشون و هدایت خدا کار میکنم🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    خانم رستگار گفته:
    مدت عضویت: 2782 روز

    به نام تو که بهترینی

    سلام و درود

    یکی از بزرگ‌ترین ترس های زندگی من از دست دادن فرزندانم هست، همیشه فکر میکنم شاید بتونم با مرگ هر عزیز دیگری کنار بیام اما با از دست دادن فرزندانم شاید ایمانم رو از دست بدم و نتونم نجواها رو کنترل کنم و کافر بشم. از کفر میترسم و می‌خوام در زمره مؤمنین باشم.

    خیلی ایمان میخواد و خیلی ذهنم درگیرش هست.

    اولین گام عملی رو برمیدارم برای ایجاد این ایمان در خودم.

    تذکر میدم به خودم که این دنیا در قبال ابدیتی که در اون خواهیم بود یک قطره هم نیست و من هر اتفاقی که برام می‌افته حتما خیر من در اون بوده.‌ همین برام خوب بوده و برای کل آدمها هم همین خوبه.

    یاد میگیرم که تسلیم باشم به اتفاقاتی که می‌افته و با این ایمان برم جلو که من ادامه میدم و خداوند من رو هدایت و حمایت می‌کنه. این جمله‌ی استاد خیلی آرومم کرد که من میرم جلو خدا بزرگه و بار من روی زمین نمی‌مونه. من دقیقا برای فروش محصولاتم همین مشکل رو دارم، که چطور بفروشم، چرا مشتری های من زیاد نیستن، و الان یک مشتری اومد و به اندازه تمام نخریدن هایی که با ایمان ایستادم از من خرید کرد و ایشون یک خریدار با سطح کیفیتی بالایی هستن که میتونن در آینده برام الگویی باشن در زمینه کاریم.

    ترسها رو با ایمان و توکل میشه کنار زد و نجواها از ترس میان و ترس از جایی که ایمان نیست.

    خدایا شکرت.

    خیلی ساده و واضح هست اما فهم و عمل کردن بهش برای من تمرینی روزانه و لحظه‌ای هست.

    خدایا شکرت.

    امیدوارم همه ما ابراهیمش باشیم و عشق پروردگار در قلبمون هر لحظه بجوشه.

    ردپای روز سوم من

    ۱۴۰۰٫۵٫۱۹

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    زهرا کریمی گفته:
    مدت عضویت: 2720 روز

    سلام بر عزیزان

    تا اونجا که به یاد دارم از کودکی به ما گفته بودن به خدا اعتماد کنید ولی من هرگز معنی این واژه را نمی‌فهمیدم .نه اینکه الان هم فهمیده باشم هم نهههه.ولی حداقل این واژه در ذهن من کمتر نسبت به قبل غربت زده و مظلوم است.شبیه نابینایی هستم که پس از شفا اولین بارقه های نور را میبیند .امید در دلش زنده میشود برای اولین بار دیگر روشنایی برایش یک واژه نیست .با اینکه هنوز نمی‌بیند .همین که نور را فهمیده برایش لذت بخش ترین حس ممکن است .همین کور سو را میگیرد جلو میرود امید در دلش زبانه می‌کشد که شاید یک روز من هم بینا شوم .میداند این نور نوید صبحی روشن است

    من هم نسبت به اعتماد به خدا همین حس را دارم با اینکه هنوز در حد ذره ای ان را حس نکردم .اما همین. ذره اندک برای من دریای ارامش به همراه داشته .دلم میخواهد در این دریا شناور شوم خودم را به دست امواج ارامش بدهم تا مرا ببرد تا ته ارامش انجاکه منو او یکی شویم

    به امید روزهای بینایی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    MM گفته:
    مدت عضویت: 1968 روز

    سلام به استادعزیز

    واقعاچه فایل عالی

    اززمانی که درفایلهاتون ازحضرت ابراهیم شنیده ام چیزهایی که دریافت کردم بی حداست

    خدابگونه ای دیگردرذهنم نقش بسته است

    خیلی آرومتر شدم وبه عبارت دیگر عوامل بیرونی کمتر برام مهم هستندوبه این باوررسیدم که فقط فقط فقط خدا

    خدایا توراصدهاهزارمرتبه شکر می کنم که مرابه این مسیرهدایت کردی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
    مدت عضویت: 1653 روز

    بنام خداوند یکتا😍

    من همیشه این صحبت زیبای قرآن کریم رو ستایش میکنم…

    هماهنند حضرت ابراهیم باش که موحد بود و مشرک نبود….

    اعتماد به خداوند که نگهبان هر لحظه زندگیم هست…فقط باید رو باورامون کار کنیم..

    چیزی که انسانها در زندگیاشون مشکلات زیاد دارن و از موقعه ایی که من وارد این آگاهیا شدم…فهمیدم 99صدوم درصد انسانها باورامون نسبت به خداوند اشتباه هست…تمام عمرمون توی یه خانه سیاهیی بودیم که فقط چشمامون باز بود بدنبال روشنایی بودیم..ولی نمیدونسیم باورای توحیدمون مشکل داشته….

    دقیقا یکی از اشناهامون چند مدت پیش بچشو از دست داده…با وجودی که این خانم حجاب کامل دارن و بسیار مومن هست…ولی از کله سحر تا شب عکس پسرو میزاره و زجه میزنه…قبل از اینکه پسرشون فوت کنن تمام استوری ایشون عکس مرده ها بود…یا عکس این پسر میزاشت و ستایشش میکرد…انگار شده بود خدای اون….

    من با خودم گفتن با پرستیدن شدید ایشون ببینم آینده چه بلایی بسرش بیاد که طولی نکشید همین بلا بسرش اومد…

    اینا همش برمیگرده به باورای ما انسانها که زیاد به فرزندانمون عشق زیاد داریم بقول ما ندید بدید میکنیم….

    دقیقا منم قبلا همینجور باوری داشتم.زیاد به یه موضوع میچسبیدم..جالب بود برام حس بد همرام بود از رو باورای اشتباهم و ندونستنم باعث میشد ضربه ی زیادی بخورم…

    تا اینکه اینقدر شرایط برام سخت شده بود که طاقت نداشتم که به این راه هدایت شدم..ممنون و سپاسگذار خداوندم هستم…

    ادمهای سمی زندگیم خود به خود از زندگیم حذف شدن…و دارم هر روز رو خودم کار میکنم..خیلی ممنونم خدا چقدر بینهایت کمکم کرد..نمیدوننننننننننم با چه زبانی شکرگزارت باشم…

    الان فهمیدم باید تسلیم خداوند باشم و همیشه حس خوب داشته باشم…شجاع باشم…از خداوندم میخام همه مردم را براه راست هدایت کنه…

    واقعا تمام بدبختیای زندگی انسانهای امروزی از باوراشونو که اطرافم از این ادمها زیاد هست…که وقتی باهاشون در ارتباطم نمیدونم چی بگم…بعداش با خودم میگم خدا ممنونم چقدر من در درگاه تو سعادتمند بودم که منو هدایت کردی…

    خدا ازت میخام بیشتر تسلیم تو باشم.چون بازم یکم باورام مشکل داره….چون ما نیاز به تمرین تمرین تمرین داریم…

    وقتی با خدا حرف میزنم راجع به باورای قبلیم گریم میگیره..که چرا من اینجور بودم چرا اینجور فکری میکردم….

    نتیجه میگیرم از این درس که اتفاق خوب همراه با حس خوب هست…

    از ابراهیم عزیزم میخام در تمام ابعاد زندگیم مثل خودش که فعلا یکم اولاش هستیم باید زیاد رو خودمون تمرین کنیم ایشون شخصیت برجسته ایی هست ما هم با توکل به خداوند ابراهیم گونه بشیم …..و بتونیم فقط توکل به خداوند داشته باشیم تا تجربه خوش بختی رو در این دنیا و آن دنیا نصیبمون بشه…الهی امین یا رب العالمین…

    درود فراوان به خداوندم و ابراهیم خلیل الله❤❤❤❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    اکرم هاشمی گفته:
    مدت عضویت: 1759 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته و دوستان

    امروز دخترم داشت یه سی دی کارتون ایرانی نگاه میکرد.من سرگرم کار خودم بود ولی میشنیدم

    دوتا پسر جوون بودن که یکیشون چوپان بود و اونیکی بهش اصرار میکرد که گله رو رها کنه و باهاش بیاد برن شهر و یه دوری بزنن

    پسر چوپان گفت : من که نمیتونم گله مو به امون خدا رها کنم!!!!!

    ای وای از این جمله….

    خودمم قبلتر ها بی فکر استفادش کردم

    واقعا اینم همون قضیه باورهاییه که ریشه دوونده و ما وقتی بیانش میکنیم اصلا فکر نمیکنیم بهش

    آخه کجا امن تر از پناه خدا

    چقدر صبور و باگذشت و نازنینه که قرن ها و قرن ها این جملات کفر و امیز و مشابه اونا رو از ما شنید ولی ذره ای از بارون رحمتش کم نشد.

    میشه عاشق این خدا نبود

    و کاش که مثل حضرت ابراهیم یقین بیاریم به این خدا

    اون یقین داشت که تمام وجودش تسلیم بود

    توی قرانم از زمانی نام برده شده که یقین به افراد داده میشه

    فکر میکنم لحظه مرگ هست

    اونجا دیگه حقیقت خلقت رونمایی میشه

    همه چی واضح میشه

    ولی خدایا اونموقع خیلی دیره

    من اون یقینو الان میخوام

    کسی که از خدا هدایت بخواد قطعا هدایت میشه

    خدایا برای خودم و هم دوستانم هدایت ازت درخواست میکنم

    ایاک نعبد و ایاک نستعین

    اهدنا الصراط المستقیم

    صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و لاالضالین

    در امان خدا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    ناجی گفته:
    مدت عضویت: 2549 روز

    سلام بر ابراهیم رفیق جون جونی خدا

    ایمان و تسلیم ، نترسیدن و اعتماد به رب چقدر اطمینان و یقین براش آورده ، بدون شرک و حاشیه فقط به خداا نگاه میکنه اون رو میبینه و هیچ چیز دیگه ای رو نمیخواد ، اگه ابراهیم تونست ما هم میتونیم ، خدا کمکمون کنه ،

    خیلی مقام بالایی داره واقعا ایشون .

    تفاوت آدم ها در همین ترس هاست. من ایمان دارم که اتفاقات جوری پیش میره که به نفع من هست . ایمان داشتم به اینکه خدا بی نهایت دست داره تا به ما کمک کنه . نشانه ایمان و تسلیم بودن احساس خوب هست و شجاع می‌شویم و زندگی را از دست نمی‌دهیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    مطهره گفته:
    مدت عضویت: 2416 روز

    سلام

    روزشماره زندگی من قسمت ۳

    واقعا در این ویدیو به دو محبث خیلی مهم اشاره شد “ایمان” و “تسلیم بودن”

    اونجایی که پشت هم بد میاری و هی فرکانس هات قاطی پاتی شده یهو میگی خدایا من تسلیمم. اون همونه دقیقا . وقتی تسلیم باشی تو هرشرایطی دووم میاری اصلا خود تسلیم بودن باعث منعطف بودن میشه و با قوانین همسو میشی اینجوری نیست که بگی هر بلایی سرم میاد. نه اینجوریه که درخواست میکنی فرکانس های خوب میفرستی و در نهایت اون چیز اتفاق میوفته اگر نیوفتاد میگی من تسلیم تصمیم پرودگارم . ایمان هم که تکلیفش مشخصه . وقتی میری تو دل ترس هات، میخوای تولید کننده بشی، میخوای استخدام بشی، میخوای صادرات کنی یا هرچیزی… اونجاس که ایمان لازمه کارت میشه و به هرچیزی که میخوای میرسی

    خدا جون ممنونم بخدا قوانینت

    ممنونم بخاطر آفرینش

    ممنونم بخاطر هرچیزی که آفریدی که تورو به یادم میاره❤️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    Leila گفته:
    مدت عضویت: 1793 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم

    سلام به مریم خوش قلبم

    خدایا ازت سپاسگزارم که منو به این سایت هدایت کردی

    خدایا ازت سپاسگزارم که من بخشی از روزم رو در این سایت الهی سپری میکنم

    خدایا ازت سپاسگزارم که دارم تلاش می‌کنم باور هام رو تغییر بدم

    من فکر میکنم مهم ترین هدفی که تو زندگیم داشتم همینه اینکه روی خودم کار کنم و رشد کنم و به آرامش برسم

    واقعیت اینجاست که من هر وقت تو سایت هستم به احساس آرامش میرسم خدایا شکرت

    خدایا کمکم کن تو این مسیر بمونم و هر روز بیشتر از قبل رشد کنم

    آرامش چیزی هست که من همیشه از خدا خواستم

    الان میدونم که فقط و فقط با تغییر باور هام هست که میتونم به آرامش برسم

    خدایا خودمو می‌سپارم دست خودت رهام نکن …

    درباره ی داستان حضرت ابراهیم باید بگم که خیلی ایمان میخواد که آدم جگر گوشه اش رو بخواد قربانی کنه

    اصلا تصورش هم سخته

    اما من میدونم که ابراهیم عاشق بود عاشق پروردگار خودش بود و ایمان داشت که بهترین اتفاق رو پروردگار در مسیر اون قرار میده

    خوش ب حالش به خاطر اینهمه ایمان

    اصلا وقتی آدم به خدا ایمان میاره وقتی همه چیز رو می‌سپاره به خدا همه چیز خود به خود به بهترین شکل ممکن درست میشه

    نمیدونم چرا ما یادمون میره…

    تو زندگی خودم داستان های زیادی رخ داده که وقتی به خدا اعتماد کردم همه چیز درست شده…

    چقدر حس اعتماد به خدا شیرینه

    چقدر آرامش بخشه

    من واقعا دلم میخواد درباره ی ایمان حضرت ابراهیم بیشتر تحقیق کنم تا کمی از این ایمان در وجود من هم ایجاد و نهادینه بشه

    خدایا خودت کمکم کن

    خودت هدایتم کن

    خودت کمکم کن تو این مسیر زیبا و پر از آرامش بمونم و هر روز از روز قبل تلاشم رو برای تغییر افکارم و باور هام بیشتر کنم

    من دلم آرامش میخواد و میدونم با دل سپردن به تو آروم میشم

    خدایا ازت سپاسگزارم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    فاطمه عباسی گفته:
    مدت عضویت: 1534 روز

    سلام ب استاد و مریم شایسته عزیزم.

    روز ۳

    ✔تسلیم بودن:

    یعنی ایمان قوی ب غیب.

    یعنی مطمئن باشی ی چیزی هست ک در هر حال کنارته و داره کمکت میکنه‌.

    یعنی توکل بر خدا کردن، چون وقتی کاری ب این نداشته باشی ک بعدش قراره چ اتفاقی بیفته. شجاع میشی و حرکت میکنی. و وقتی حرکت میکنی، خداوند درها رو برات باز میکنه و حمایتت میکنه. مخصوصا از جایی ک فکرش رو نمیکنی.

    یعنی خدا رو حامی خودت دیدن.

    یعنی احساس خوب، ک نشون دهنده امید و اعتماد ب خداونده ک از ناتوانی خودت ب توانا بودن خداوند میرسی.

    یعنی بدونی هر اتفاقی ک افتاد، ب نفع توعه. خداوند من رو از راه درست هدایت میکنه و تنهام نمیذاره.

    ✔ایمان ب خداوند و هدایت هاش یعنی بدون اینکه لحظه ای تردید کنی و اجازه بدی ک نجواهای ذهنت، تو رو از اون کار منصرف کنن، انجامش بدی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: