این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2022/07/abasmanesh-5.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2016-09-12 09:33:282025-12-02 04:46:14«اعتماد به ربّ»، پیام ابراهیم از قربانی کردن فرزندش
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
فایل روز سوم رو گوش کردم خب من خیلی اذیت میشم که آپارتمانم در محله و ساختمان مناسبی نیست ولی هر وقت خواستم کلا به فروش و خریدن یه خونه جدید فکر کنم چه دیگران چه خودم ترسیدیم از اینکه با فروشش دیگه نتونیم در این تورم جایی رو بخرم یا من ک الان بیکارم خونه بهتر نیاز به پول بیشتر داره اینها و این افکار مانع شده که اصلا برم بگردم قیمت کنم جستجو کنم یا اینکه فکر میکنم چون سنم بالا رفته و کارمو از دست دادم دیگه نمیتونم توی کاری موفق بشم
خب استاد با حرفهاش علت همه اینها رو توضیح داد ایمان حرکت می آورد
منم دارم روی ایمانم به لطف ایشون و هدایت خدا کار میکنم🙏
یکی از بزرگترین ترس های زندگی من از دست دادن فرزندانم هست، همیشه فکر میکنم شاید بتونم با مرگ هر عزیز دیگری کنار بیام اما با از دست دادن فرزندانم شاید ایمانم رو از دست بدم و نتونم نجواها رو کنترل کنم و کافر بشم. از کفر میترسم و میخوام در زمره مؤمنین باشم.
خیلی ایمان میخواد و خیلی ذهنم درگیرش هست.
اولین گام عملی رو برمیدارم برای ایجاد این ایمان در خودم.
تذکر میدم به خودم که این دنیا در قبال ابدیتی که در اون خواهیم بود یک قطره هم نیست و من هر اتفاقی که برام میافته حتما خیر من در اون بوده. همین برام خوب بوده و برای کل آدمها هم همین خوبه.
یاد میگیرم که تسلیم باشم به اتفاقاتی که میافته و با این ایمان برم جلو که من ادامه میدم و خداوند من رو هدایت و حمایت میکنه. این جملهی استاد خیلی آرومم کرد که من میرم جلو خدا بزرگه و بار من روی زمین نمیمونه. من دقیقا برای فروش محصولاتم همین مشکل رو دارم، که چطور بفروشم، چرا مشتری های من زیاد نیستن، و الان یک مشتری اومد و به اندازه تمام نخریدن هایی که با ایمان ایستادم از من خرید کرد و ایشون یک خریدار با سطح کیفیتی بالایی هستن که میتونن در آینده برام الگویی باشن در زمینه کاریم.
ترسها رو با ایمان و توکل میشه کنار زد و نجواها از ترس میان و ترس از جایی که ایمان نیست.
خدایا شکرت.
خیلی ساده و واضح هست اما فهم و عمل کردن بهش برای من تمرینی روزانه و لحظهای هست.
خدایا شکرت.
امیدوارم همه ما ابراهیمش باشیم و عشق پروردگار در قلبمون هر لحظه بجوشه.
تا اونجا که به یاد دارم از کودکی به ما گفته بودن به خدا اعتماد کنید ولی من هرگز معنی این واژه را نمیفهمیدم .نه اینکه الان هم فهمیده باشم هم نهههه.ولی حداقل این واژه در ذهن من کمتر نسبت به قبل غربت زده و مظلوم است.شبیه نابینایی هستم که پس از شفا اولین بارقه های نور را میبیند .امید در دلش زنده میشود برای اولین بار دیگر روشنایی برایش یک واژه نیست .با اینکه هنوز نمیبیند .همین که نور را فهمیده برایش لذت بخش ترین حس ممکن است .همین کور سو را میگیرد جلو میرود امید در دلش زبانه میکشد که شاید یک روز من هم بینا شوم .میداند این نور نوید صبحی روشن است
من هم نسبت به اعتماد به خدا همین حس را دارم با اینکه هنوز در حد ذره ای ان را حس نکردم .اما همین. ذره اندک برای من دریای ارامش به همراه داشته .دلم میخواهد در این دریا شناور شوم خودم را به دست امواج ارامش بدهم تا مرا ببرد تا ته ارامش انجاکه منو او یکی شویم
هماهنند حضرت ابراهیم باش که موحد بود و مشرک نبود….
اعتماد به خداوند که نگهبان هر لحظه زندگیم هست…فقط باید رو باورامون کار کنیم..
چیزی که انسانها در زندگیاشون مشکلات زیاد دارن و از موقعه ایی که من وارد این آگاهیا شدم…فهمیدم 99صدوم درصد انسانها باورامون نسبت به خداوند اشتباه هست…تمام عمرمون توی یه خانه سیاهیی بودیم که فقط چشمامون باز بود بدنبال روشنایی بودیم..ولی نمیدونسیم باورای توحیدمون مشکل داشته….
دقیقا یکی از اشناهامون چند مدت پیش بچشو از دست داده…با وجودی که این خانم حجاب کامل دارن و بسیار مومن هست…ولی از کله سحر تا شب عکس پسرو میزاره و زجه میزنه…قبل از اینکه پسرشون فوت کنن تمام استوری ایشون عکس مرده ها بود…یا عکس این پسر میزاشت و ستایشش میکرد…انگار شده بود خدای اون….
من با خودم گفتن با پرستیدن شدید ایشون ببینم آینده چه بلایی بسرش بیاد که طولی نکشید همین بلا بسرش اومد…
اینا همش برمیگرده به باورای ما انسانها که زیاد به فرزندانمون عشق زیاد داریم بقول ما ندید بدید میکنیم….
دقیقا منم قبلا همینجور باوری داشتم.زیاد به یه موضوع میچسبیدم..جالب بود برام حس بد همرام بود از رو باورای اشتباهم و ندونستنم باعث میشد ضربه ی زیادی بخورم…
تا اینکه اینقدر شرایط برام سخت شده بود که طاقت نداشتم که به این راه هدایت شدم..ممنون و سپاسگذار خداوندم هستم…
ادمهای سمی زندگیم خود به خود از زندگیم حذف شدن…و دارم هر روز رو خودم کار میکنم..خیلی ممنونم خدا چقدر بینهایت کمکم کرد..نمیدوننننننننننم با چه زبانی شکرگزارت باشم…
الان فهمیدم باید تسلیم خداوند باشم و همیشه حس خوب داشته باشم…شجاع باشم…از خداوندم میخام همه مردم را براه راست هدایت کنه…
واقعا تمام بدبختیای زندگی انسانهای امروزی از باوراشونو که اطرافم از این ادمها زیاد هست…که وقتی باهاشون در ارتباطم نمیدونم چی بگم…بعداش با خودم میگم خدا ممنونم چقدر من در درگاه تو سعادتمند بودم که منو هدایت کردی…
خدا ازت میخام بیشتر تسلیم تو باشم.چون بازم یکم باورام مشکل داره….چون ما نیاز به تمرین تمرین تمرین داریم…
وقتی با خدا حرف میزنم راجع به باورای قبلیم گریم میگیره..که چرا من اینجور بودم چرا اینجور فکری میکردم….
نتیجه میگیرم از این درس که اتفاق خوب همراه با حس خوب هست…
از ابراهیم عزیزم میخام در تمام ابعاد زندگیم مثل خودش که فعلا یکم اولاش هستیم باید زیاد رو خودمون تمرین کنیم ایشون شخصیت برجسته ایی هست ما هم با توکل به خداوند ابراهیم گونه بشیم …..و بتونیم فقط توکل به خداوند داشته باشیم تا تجربه خوش بختی رو در این دنیا و آن دنیا نصیبمون بشه…الهی امین یا رب العالمین…
ایمان و تسلیم ، نترسیدن و اعتماد به رب چقدر اطمینان و یقین براش آورده ، بدون شرک و حاشیه فقط به خداا نگاه میکنه اون رو میبینه و هیچ چیز دیگه ای رو نمیخواد ، اگه ابراهیم تونست ما هم میتونیم ، خدا کمکمون کنه ،
خیلی مقام بالایی داره واقعا ایشون .
تفاوت آدم ها در همین ترس هاست. من ایمان دارم که اتفاقات جوری پیش میره که به نفع من هست . ایمان داشتم به اینکه خدا بی نهایت دست داره تا به ما کمک کنه . نشانه ایمان و تسلیم بودن احساس خوب هست و شجاع میشویم و زندگی را از دست نمیدهیم.
واقعا در این ویدیو به دو محبث خیلی مهم اشاره شد “ایمان” و “تسلیم بودن”
اونجایی که پشت هم بد میاری و هی فرکانس هات قاطی پاتی شده یهو میگی خدایا من تسلیمم. اون همونه دقیقا . وقتی تسلیم باشی تو هرشرایطی دووم میاری اصلا خود تسلیم بودن باعث منعطف بودن میشه و با قوانین همسو میشی اینجوری نیست که بگی هر بلایی سرم میاد. نه اینجوریه که درخواست میکنی فرکانس های خوب میفرستی و در نهایت اون چیز اتفاق میوفته اگر نیوفتاد میگی من تسلیم تصمیم پرودگارم . ایمان هم که تکلیفش مشخصه . وقتی میری تو دل ترس هات، میخوای تولید کننده بشی، میخوای استخدام بشی، میخوای صادرات کنی یا هرچیزی… اونجاس که ایمان لازمه کارت میشه و به هرچیزی که میخوای میرسی
خدا جون ممنونم بخدا قوانینت
ممنونم بخاطر آفرینش
ممنونم بخاطر هرچیزی که آفریدی که تورو به یادم میاره❤️
یعنی مطمئن باشی ی چیزی هست ک در هر حال کنارته و داره کمکت میکنه.
یعنی توکل بر خدا کردن، چون وقتی کاری ب این نداشته باشی ک بعدش قراره چ اتفاقی بیفته. شجاع میشی و حرکت میکنی. و وقتی حرکت میکنی، خداوند درها رو برات باز میکنه و حمایتت میکنه. مخصوصا از جایی ک فکرش رو نمیکنی.
یعنی خدا رو حامی خودت دیدن.
یعنی احساس خوب، ک نشون دهنده امید و اعتماد ب خداونده ک از ناتوانی خودت ب توانا بودن خداوند میرسی.
یعنی بدونی هر اتفاقی ک افتاد، ب نفع توعه. خداوند من رو از راه درست هدایت میکنه و تنهام نمیذاره.
✔ایمان ب خداوند و هدایت هاش یعنی بدون اینکه لحظه ای تردید کنی و اجازه بدی ک نجواهای ذهنت، تو رو از اون کار منصرف کنن، انجامش بدی.
سلام به همگی
فایل روز سوم رو گوش کردم خب من خیلی اذیت میشم که آپارتمانم در محله و ساختمان مناسبی نیست ولی هر وقت خواستم کلا به فروش و خریدن یه خونه جدید فکر کنم چه دیگران چه خودم ترسیدیم از اینکه با فروشش دیگه نتونیم در این تورم جایی رو بخرم یا من ک الان بیکارم خونه بهتر نیاز به پول بیشتر داره اینها و این افکار مانع شده که اصلا برم بگردم قیمت کنم جستجو کنم یا اینکه فکر میکنم چون سنم بالا رفته و کارمو از دست دادم دیگه نمیتونم توی کاری موفق بشم
خب استاد با حرفهاش علت همه اینها رو توضیح داد ایمان حرکت می آورد
منم دارم روی ایمانم به لطف ایشون و هدایت خدا کار میکنم🙏
به نام تو که بهترینی
سلام و درود
یکی از بزرگترین ترس های زندگی من از دست دادن فرزندانم هست، همیشه فکر میکنم شاید بتونم با مرگ هر عزیز دیگری کنار بیام اما با از دست دادن فرزندانم شاید ایمانم رو از دست بدم و نتونم نجواها رو کنترل کنم و کافر بشم. از کفر میترسم و میخوام در زمره مؤمنین باشم.
خیلی ایمان میخواد و خیلی ذهنم درگیرش هست.
اولین گام عملی رو برمیدارم برای ایجاد این ایمان در خودم.
تذکر میدم به خودم که این دنیا در قبال ابدیتی که در اون خواهیم بود یک قطره هم نیست و من هر اتفاقی که برام میافته حتما خیر من در اون بوده. همین برام خوب بوده و برای کل آدمها هم همین خوبه.
یاد میگیرم که تسلیم باشم به اتفاقاتی که میافته و با این ایمان برم جلو که من ادامه میدم و خداوند من رو هدایت و حمایت میکنه. این جملهی استاد خیلی آرومم کرد که من میرم جلو خدا بزرگه و بار من روی زمین نمیمونه. من دقیقا برای فروش محصولاتم همین مشکل رو دارم، که چطور بفروشم، چرا مشتری های من زیاد نیستن، و الان یک مشتری اومد و به اندازه تمام نخریدن هایی که با ایمان ایستادم از من خرید کرد و ایشون یک خریدار با سطح کیفیتی بالایی هستن که میتونن در آینده برام الگویی باشن در زمینه کاریم.
ترسها رو با ایمان و توکل میشه کنار زد و نجواها از ترس میان و ترس از جایی که ایمان نیست.
خدایا شکرت.
خیلی ساده و واضح هست اما فهم و عمل کردن بهش برای من تمرینی روزانه و لحظهای هست.
خدایا شکرت.
امیدوارم همه ما ابراهیمش باشیم و عشق پروردگار در قلبمون هر لحظه بجوشه.
ردپای روز سوم من
۱۴۰۰٫۵٫۱۹
سلام بر عزیزان
تا اونجا که به یاد دارم از کودکی به ما گفته بودن به خدا اعتماد کنید ولی من هرگز معنی این واژه را نمیفهمیدم .نه اینکه الان هم فهمیده باشم هم نهههه.ولی حداقل این واژه در ذهن من کمتر نسبت به قبل غربت زده و مظلوم است.شبیه نابینایی هستم که پس از شفا اولین بارقه های نور را میبیند .امید در دلش زنده میشود برای اولین بار دیگر روشنایی برایش یک واژه نیست .با اینکه هنوز نمیبیند .همین که نور را فهمیده برایش لذت بخش ترین حس ممکن است .همین کور سو را میگیرد جلو میرود امید در دلش زبانه میکشد که شاید یک روز من هم بینا شوم .میداند این نور نوید صبحی روشن است
من هم نسبت به اعتماد به خدا همین حس را دارم با اینکه هنوز در حد ذره ای ان را حس نکردم .اما همین. ذره اندک برای من دریای ارامش به همراه داشته .دلم میخواهد در این دریا شناور شوم خودم را به دست امواج ارامش بدهم تا مرا ببرد تا ته ارامش انجاکه منو او یکی شویم
به امید روزهای بینایی
سلام به استادعزیز
واقعاچه فایل عالی
اززمانی که درفایلهاتون ازحضرت ابراهیم شنیده ام چیزهایی که دریافت کردم بی حداست
خدابگونه ای دیگردرذهنم نقش بسته است
خیلی آرومتر شدم وبه عبارت دیگر عوامل بیرونی کمتر برام مهم هستندوبه این باوررسیدم که فقط فقط فقط خدا
خدایا توراصدهاهزارمرتبه شکر می کنم که مرابه این مسیرهدایت کردی
بنام خداوند یکتا😍
من همیشه این صحبت زیبای قرآن کریم رو ستایش میکنم…
هماهنند حضرت ابراهیم باش که موحد بود و مشرک نبود….
اعتماد به خداوند که نگهبان هر لحظه زندگیم هست…فقط باید رو باورامون کار کنیم..
چیزی که انسانها در زندگیاشون مشکلات زیاد دارن و از موقعه ایی که من وارد این آگاهیا شدم…فهمیدم 99صدوم درصد انسانها باورامون نسبت به خداوند اشتباه هست…تمام عمرمون توی یه خانه سیاهیی بودیم که فقط چشمامون باز بود بدنبال روشنایی بودیم..ولی نمیدونسیم باورای توحیدمون مشکل داشته….
دقیقا یکی از اشناهامون چند مدت پیش بچشو از دست داده…با وجودی که این خانم حجاب کامل دارن و بسیار مومن هست…ولی از کله سحر تا شب عکس پسرو میزاره و زجه میزنه…قبل از اینکه پسرشون فوت کنن تمام استوری ایشون عکس مرده ها بود…یا عکس این پسر میزاشت و ستایشش میکرد…انگار شده بود خدای اون….
من با خودم گفتن با پرستیدن شدید ایشون ببینم آینده چه بلایی بسرش بیاد که طولی نکشید همین بلا بسرش اومد…
اینا همش برمیگرده به باورای ما انسانها که زیاد به فرزندانمون عشق زیاد داریم بقول ما ندید بدید میکنیم….
دقیقا منم قبلا همینجور باوری داشتم.زیاد به یه موضوع میچسبیدم..جالب بود برام حس بد همرام بود از رو باورای اشتباهم و ندونستنم باعث میشد ضربه ی زیادی بخورم…
تا اینکه اینقدر شرایط برام سخت شده بود که طاقت نداشتم که به این راه هدایت شدم..ممنون و سپاسگذار خداوندم هستم…
ادمهای سمی زندگیم خود به خود از زندگیم حذف شدن…و دارم هر روز رو خودم کار میکنم..خیلی ممنونم خدا چقدر بینهایت کمکم کرد..نمیدوننننننننننم با چه زبانی شکرگزارت باشم…
الان فهمیدم باید تسلیم خداوند باشم و همیشه حس خوب داشته باشم…شجاع باشم…از خداوندم میخام همه مردم را براه راست هدایت کنه…
واقعا تمام بدبختیای زندگی انسانهای امروزی از باوراشونو که اطرافم از این ادمها زیاد هست…که وقتی باهاشون در ارتباطم نمیدونم چی بگم…بعداش با خودم میگم خدا ممنونم چقدر من در درگاه تو سعادتمند بودم که منو هدایت کردی…
خدا ازت میخام بیشتر تسلیم تو باشم.چون بازم یکم باورام مشکل داره….چون ما نیاز به تمرین تمرین تمرین داریم…
وقتی با خدا حرف میزنم راجع به باورای قبلیم گریم میگیره..که چرا من اینجور بودم چرا اینجور فکری میکردم….
نتیجه میگیرم از این درس که اتفاق خوب همراه با حس خوب هست…
از ابراهیم عزیزم میخام در تمام ابعاد زندگیم مثل خودش که فعلا یکم اولاش هستیم باید زیاد رو خودمون تمرین کنیم ایشون شخصیت برجسته ایی هست ما هم با توکل به خداوند ابراهیم گونه بشیم …..و بتونیم فقط توکل به خداوند داشته باشیم تا تجربه خوش بختی رو در این دنیا و آن دنیا نصیبمون بشه…الهی امین یا رب العالمین…
درود فراوان به خداوندم و ابراهیم خلیل الله❤❤❤❤
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته و دوستان
امروز دخترم داشت یه سی دی کارتون ایرانی نگاه میکرد.من سرگرم کار خودم بود ولی میشنیدم
دوتا پسر جوون بودن که یکیشون چوپان بود و اونیکی بهش اصرار میکرد که گله رو رها کنه و باهاش بیاد برن شهر و یه دوری بزنن
پسر چوپان گفت : من که نمیتونم گله مو به امون خدا رها کنم!!!!!
ای وای از این جمله….
خودمم قبلتر ها بی فکر استفادش کردم
واقعا اینم همون قضیه باورهاییه که ریشه دوونده و ما وقتی بیانش میکنیم اصلا فکر نمیکنیم بهش
آخه کجا امن تر از پناه خدا
چقدر صبور و باگذشت و نازنینه که قرن ها و قرن ها این جملات کفر و امیز و مشابه اونا رو از ما شنید ولی ذره ای از بارون رحمتش کم نشد.
میشه عاشق این خدا نبود
و کاش که مثل حضرت ابراهیم یقین بیاریم به این خدا
اون یقین داشت که تمام وجودش تسلیم بود
توی قرانم از زمانی نام برده شده که یقین به افراد داده میشه
فکر میکنم لحظه مرگ هست
اونجا دیگه حقیقت خلقت رونمایی میشه
همه چی واضح میشه
ولی خدایا اونموقع خیلی دیره
من اون یقینو الان میخوام
کسی که از خدا هدایت بخواد قطعا هدایت میشه
خدایا برای خودم و هم دوستانم هدایت ازت درخواست میکنم
ایاک نعبد و ایاک نستعین
اهدنا الصراط المستقیم
صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و لاالضالین
در امان خدا باشید
سلام بر ابراهیم رفیق جون جونی خدا
ایمان و تسلیم ، نترسیدن و اعتماد به رب چقدر اطمینان و یقین براش آورده ، بدون شرک و حاشیه فقط به خداا نگاه میکنه اون رو میبینه و هیچ چیز دیگه ای رو نمیخواد ، اگه ابراهیم تونست ما هم میتونیم ، خدا کمکمون کنه ،
خیلی مقام بالایی داره واقعا ایشون .
تفاوت آدم ها در همین ترس هاست. من ایمان دارم که اتفاقات جوری پیش میره که به نفع من هست . ایمان داشتم به اینکه خدا بی نهایت دست داره تا به ما کمک کنه . نشانه ایمان و تسلیم بودن احساس خوب هست و شجاع میشویم و زندگی را از دست نمیدهیم.
سلام
روزشماره زندگی من قسمت ۳
واقعا در این ویدیو به دو محبث خیلی مهم اشاره شد “ایمان” و “تسلیم بودن”
اونجایی که پشت هم بد میاری و هی فرکانس هات قاطی پاتی شده یهو میگی خدایا من تسلیمم. اون همونه دقیقا . وقتی تسلیم باشی تو هرشرایطی دووم میاری اصلا خود تسلیم بودن باعث منعطف بودن میشه و با قوانین همسو میشی اینجوری نیست که بگی هر بلایی سرم میاد. نه اینجوریه که درخواست میکنی فرکانس های خوب میفرستی و در نهایت اون چیز اتفاق میوفته اگر نیوفتاد میگی من تسلیم تصمیم پرودگارم . ایمان هم که تکلیفش مشخصه . وقتی میری تو دل ترس هات، میخوای تولید کننده بشی، میخوای استخدام بشی، میخوای صادرات کنی یا هرچیزی… اونجاس که ایمان لازمه کارت میشه و به هرچیزی که میخوای میرسی
خدا جون ممنونم بخدا قوانینت
ممنونم بخاطر آفرینش
ممنونم بخاطر هرچیزی که آفریدی که تورو به یادم میاره❤️
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم
سلام به مریم خوش قلبم
خدایا ازت سپاسگزارم که منو به این سایت هدایت کردی
خدایا ازت سپاسگزارم که من بخشی از روزم رو در این سایت الهی سپری میکنم
خدایا ازت سپاسگزارم که دارم تلاش میکنم باور هام رو تغییر بدم
من فکر میکنم مهم ترین هدفی که تو زندگیم داشتم همینه اینکه روی خودم کار کنم و رشد کنم و به آرامش برسم
واقعیت اینجاست که من هر وقت تو سایت هستم به احساس آرامش میرسم خدایا شکرت
خدایا کمکم کن تو این مسیر بمونم و هر روز بیشتر از قبل رشد کنم
آرامش چیزی هست که من همیشه از خدا خواستم
الان میدونم که فقط و فقط با تغییر باور هام هست که میتونم به آرامش برسم
خدایا خودمو میسپارم دست خودت رهام نکن …
درباره ی داستان حضرت ابراهیم باید بگم که خیلی ایمان میخواد که آدم جگر گوشه اش رو بخواد قربانی کنه
اصلا تصورش هم سخته
اما من میدونم که ابراهیم عاشق بود عاشق پروردگار خودش بود و ایمان داشت که بهترین اتفاق رو پروردگار در مسیر اون قرار میده
خوش ب حالش به خاطر اینهمه ایمان
اصلا وقتی آدم به خدا ایمان میاره وقتی همه چیز رو میسپاره به خدا همه چیز خود به خود به بهترین شکل ممکن درست میشه
نمیدونم چرا ما یادمون میره…
تو زندگی خودم داستان های زیادی رخ داده که وقتی به خدا اعتماد کردم همه چیز درست شده…
چقدر حس اعتماد به خدا شیرینه
چقدر آرامش بخشه
من واقعا دلم میخواد درباره ی ایمان حضرت ابراهیم بیشتر تحقیق کنم تا کمی از این ایمان در وجود من هم ایجاد و نهادینه بشه
خدایا خودت کمکم کن
خودت هدایتم کن
خودت کمکم کن تو این مسیر زیبا و پر از آرامش بمونم و هر روز از روز قبل تلاشم رو برای تغییر افکارم و باور هام بیشتر کنم
من دلم آرامش میخواد و میدونم با دل سپردن به تو آروم میشم
خدایا ازت سپاسگزارم…
سلام ب استاد و مریم شایسته عزیزم.
روز ۳
✔تسلیم بودن:
یعنی ایمان قوی ب غیب.
یعنی مطمئن باشی ی چیزی هست ک در هر حال کنارته و داره کمکت میکنه.
یعنی توکل بر خدا کردن، چون وقتی کاری ب این نداشته باشی ک بعدش قراره چ اتفاقی بیفته. شجاع میشی و حرکت میکنی. و وقتی حرکت میکنی، خداوند درها رو برات باز میکنه و حمایتت میکنه. مخصوصا از جایی ک فکرش رو نمیکنی.
یعنی خدا رو حامی خودت دیدن.
یعنی احساس خوب، ک نشون دهنده امید و اعتماد ب خداونده ک از ناتوانی خودت ب توانا بودن خداوند میرسی.
یعنی بدونی هر اتفاقی ک افتاد، ب نفع توعه. خداوند من رو از راه درست هدایت میکنه و تنهام نمیذاره.
✔ایمان ب خداوند و هدایت هاش یعنی بدون اینکه لحظه ای تردید کنی و اجازه بدی ک نجواهای ذهنت، تو رو از اون کار منصرف کنن، انجامش بدی.