اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد عزیزم و مریم بانو و هم خانواده ای های نازنین!
مدتی بود که توفیق نوشتن در این مکان مقدس رو نداشتم. یه جورایی دارم رویاهامو زندگی میکنم. دونه دونه دارم به لطف الله به خواسته هام میرسم. من دو تا خواسته ی مهم داشتم که سال ها منتظرش بودم، یکی داشتن شغل مرتبط با رشته م و یکی داشتن شریک خوب زندگی. الان یک کار با درآمد خوب توی یکی از بهترین دانشگاه ها و بهترین شهرهای آمریکا دارم…
من عاشق ساحل بودم و اینجا کلی ساحل دور و اطرافشه با هوای مطبوع…
من عاشق آفتاب بودم و الان توی محوطه ی دانشگاه زیر آفتاب ملایمی که زیاد سوزان هم نیست نشستم و دارم این کامنت رو می نویسم…اینجا مثل یک باغ میمونه انقدر که فضای سبز و درختای زیادی داره. خدایا شکرت!
من دنبال یک پارتنر خوب بودم و خدا الان یک فرشته رو وارد زندگیم کرده که هر روز به خاطر وجودش خدا رو شکر می کنم. خیلی از ویژگی هاش دقیقاً همون چیزیه که من قبلاً تصور و تجسم کرده بودم…الان می فهمم تجسم با احساس خوب چه قدرتی داره و باید بیشتر از این قدرتی که خدا بهم داده استفاده کنم. یه نگرانی هایی در مورد کارم دارم ولی مدام سعی می کنم به خودم یادآوری کنم که یاسی، این تویی که شرایط رو میسازی…اگه فکر کنی که قراره سخت پیش بره، سخت پیش میره! هیچ عامل بیرونی روی شرایط زندگی تو تاثیرگذار نیست…فقط تویی که با افکارت، با فرکانس هایی که به جهان هستی میفرستی داری روز به روز و ثانیه به ثانیه ی زندگیت رو خلق میکنی! چقدر این آگاهی آرامش بخشه (چشمای قلبی) خدایا شکرت به خاطر این قانون، به خاطر اینکه ما رو خالق زندگیمون قرار دادی.
خدایا ببخش منو اگر اونطور که سزاوار توست شکرت رو به جا نیاوردم و گاهی فراموش کردم که هرچه دارم از توست!
خدایا، شکرت به خاطر خانواده ی فوق العاده ای که دارم و اینکه با هم هم فرکانس هستیم و می تونیم در مورد قوانین هستی باهم صحبت کنیم.
خدایا شکرت به خاطر خواهرای عزیزم که خیلی به هم نزدیک هستیم و همیشه پشت همیم و از همدیگه انرژی میگیریم.
خدایا شکرت به خاطر نعمت بزرگ سلامتی، اینکه من میتونم به راحتی نفس بکشم، بخوابم، راه برم…خدایا شکرت که اعضا و جوارح من درست کار میکنن تا بدن سالمی داشته باشم و بتونم به راحتی فعالیت کنم.
خدایا شکرت که منو با استاد عباسمنش عزیزم آشنا کردی و هدایت کردی به این مسیر تا جاهل از دنیا نرم، مثل 99٪ مردم جهان!
خدایا شکرت به خاطر اعضای توحیدی این سایت که دُر و گوهر از نوشته هاشون میباره و قلب من رو روشن میکنه و اینسپایر میکنه برای نوشتن.
برای خودم هم یادآوری خوبی بود مرور دوباره ی این کامنت…
لانگ ویکند جات خالی رفته بودیم Yosemite Park، همونجایی که استاد توی سفر به دور آمریکا هم گذاشته بود. انقدر زیبایی و عظمت دیدیم که حد نداره، انشالله به زودی خودت میری و میبینی.
سلام به خواهر کوچولوی قشنگم با یه عالمه عشق و بوس و بغل
یاسیِ عزیزم چقدر برات خوشحالم:) چقدر خدا رو شکر میکنم به قول خودت برای قوانینِ قشنگش و اینکه ما رو خالق زندگی خودمون قرار داده و بینهایت تحسینت میکنم برای اون مدتی که منتظر خواسته هات بودی و تونستی ذهنتو کنترل کنی و تا حد توان طبق قوانین عمل کنی و طبیعتا نتیجه گرفتی، قانون لاجرم کار میکنه:)
چقد این فکتِ قشنگیه و چه نعمت بزرگیه:) خدایا هزار بار شکرت
نتایجت نوش جان و گوارای وجودت… و بیش باد؛)
انشالا همیشه همینجوری باشه که گفتی دارم رویاهامو زندگی میکنم :)
و به قولِ کلیشه ایِ معروف، آرزوهات خاطره هات بشن آجی قشنگم
سلامی همراه با عشق به وجود نازنینت یاسمن جان چقدر خوشحال شدم یا بهتر بگم ذوق کردم که به دوتا از خواسته های مهمت رسیدی عزیزم با تمام وجودم موفقیتت در پیدا کردن شغل مرتبط بارشته ات وهمچنین ورود یه فرشته نازنین یه همراه وهمگام همیشگی به زندگیت را تبریک میگم
امیدوارم از این پس هرروز شاهد ذوق واشتیاقت از رسیدن به خواسته هات باشیم
بهترین بهترینها را برات آرزو میکنم چون تو بهترینی ولایق بهترینها
سلام و درود خدمت استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته بزرگوار
سپاس فراوان از بذل و بخشش انرژی مثبت و نورانی شما که راهنمای عاشقان موفقیت در سراسر جهان است.
باورهای محدود کننده ایی که داشتم اینها بود که:
1.ثروتمند شدن در عصر جدید با این تورم امکان پذیر نیست، که با دیدن الگوهای بسیار دارم می بینم که این باور توهم چون خیلی ها با این تورم در ایران گردشهای مالی فوق العاده دارن
2.باور به اینکه موقعیت های ثروت ساز محدود، هر چه با آموزش های استاد جلو رفتم دیدم که هرلحظه و هر روز موقعیت های ثروت ساز بیشتر و بیشتر میشن گرچه هنوز هم در این موضوع ضعیف هستم
3. باور غلط و محدود کننده ایی که پول در آوردن کار سختی، که این باورهم طبق فرمایش استاد با دیدن الگوهایی که به راحتی در ایران روزی هزار دلار یا چنصد دلار درآمد دارن برام کمرنگ تر میشه و نتیجش رو با افزایش درآمدم می بینم
4.به خاطر باورهای غلط مذهبی که هرچه پولدارتر بشیم از خداوند دور میشیم و باید در روز قیامت پاسخگو این همه ثروت باشیم، این باور غلط و توهمی رو دارم و داشتم با گوش کردن به آموزش های استاد در 12قدم داره کمرنگ تر میشه و هرلحظه و هر روز این صحبت استاد که هرچه ثروتمند تر بشم به خداوند نزدیکتر میشم تجلی میکنه و با دیدن الگوهایی چون بانو خدیجه که یک بانو تاجر در آن زمان بود و خود پیامبر و بقیه امامان، این باور روز به روز کمرنگ تر میشه
5.باور اینکه نعمت سلامتی و بچه همسر خوب و… این رو جز ثروت ندیدن و به قول قرآن کافر بودن به حقیقت این نعمت ها که ثروت بسیاری هستند، که این باور هم با آموزش استاد یاد گرفتم که هر روز و هرلحظه باید سپاسگزار خداوند باشم هر روز دستم رو لمس می کنم و الهی شکر میگم
هر روز چشمانم رو لمس می کنم و خداوندا رو شاکرم به خاطر اینکه می بینم
و چقدر زیبا امام حسین علیه السلام در دعای عرفه مناجات می کنه و اشک از چشمان مبارکش جاری میشه و می فرماید خداوندا تو رو شاکرم به خاطر مجاری بینی تو رو شاکرم به خاطر گوش وچشم و تمام اعضای بدنش رو دونه دونه نام می بره و شکر می کنه
در آخر یک بار از استاد عزیز عباسمنش و خانم شایسته گرامی تشکر می کنم.
سلام استاد عزیز خیلی خوش حالم که دوباره در کنارتون هستم
و سلام به دوستان خوبم بچه های سایت
استاد من می خوام یک داستان براتون تعریف کنم
یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچ کس نبود
یک خانواده بودند به نام خانواده جناب آقای اسد الله زرگوشی آنها دختری به نام شینا به دنیا آوردن
دختر ایشان بزرگ شدو بزرگ شد تا شد 9 ساله خیلی خوشگل شده بود موهاش از طلایی خیلی شفاف تبدیل شد به یک موی سیاه دل برو.
وای آنقدر خوشگل شده بود من یعنی همون دخترم، راوی این داستان عجیب و قریب.
خوب باباش چند سال پیش با استاد عباس منش عزیز آشنا شده بود خوب دخترش با این استاد در سن 10 ساله گی آشنا شده بود وای خیلی چیز ها از استادش یاد گرفتو با بچه های عزیز سایتمون آشنا شد خیلی خوب بود اون دختر خیلی همه رو دوست داشت همه رو هم به یک اندازه دوست داشت اما یک دوستی داشت که همیشه کامنت اون دختر رو می خوند خیلی هم خوشگل بود مثل اون دختر اون اسمش بود پاکیزه بار کزی بود اون دختر خیلی دوسش داشت.یه خاله هم داشت که همیشه تشویقش میکرد که اسمش خاله فهیمه.
دختر قصه ما وقتی که مادرش توی تهران بوده به دنیا اومده پس تهرانی محسوب می شم منظورم اینکه مادر این دختر توی تهران حامله شده پس اون دختر تهرانی اما توی ایلام به دنیا آمده . خوب اون دختر وقتی که کلاس سوم بود و میخواست بره چهارم تابستان اون سال باباش گفت باید نکات و کار های خوبی که در روز میکنی رو توی یک برگه بنویسیم ما برامون اون یک بازی هیجان انگیز بود که اسمش بازی نکات مثبت بود. سال بعدش که اون دختر کلاس چهارم شد تابستون اون سال هم اون دختر پیشنهاد اون بازی رو به بابا و مامانش داد و از این هفته ما داریم هی این بازی رو انجام میدیم قبل خواب.
امید وارم از این داستان خوشتون اومده و امید وارم این بازی رو بکنید
و امید وارم برام بگید که وقتی این بازی رو کردید خوب بود یا نه یا احساس خوبی دربارهی این کار داشتید یا نه خدا حافظ بچه ها
و امید وارم دوست خوبم پاکیزه کامنت من رو ببینه و بخونه تا درک کنه که من قندول بابا چقدر اون رو دوست دارم.از خاله مریم مهدوی و خاله مریم ابراهیمی و خاله فهیمه و خاله بهاره هم که برام کامنت نوشتن ممنونم دوستون دارم خداحافظ
داشتم کامنت آقای حمید امیری عزیز رو میخوندم که به اسم شینا زرگوشی برخوردم
وای خدای من شوک شدم در لحظه
تبریک به آقا اسداله عزیز تبریک بخاطر توحید نور عشق جان جانان که دختر کوچولوی شیرین زبان تون عضو سایت شده و داره از این سن روی خودش کار میکنه البته که این هم نتیجه کار کردن پیوسته روی خودتونه تبریک و هزاران تبریک
سلام شینای عزیزم دختر جسور و باشهامت تو نوری از خداوندی که تو این سایت الهی داری میدرخشی
و برق اسم قشنگت روی این کامنت چشم منو بدجور گرفت و همینطور عکس زیبای پروفایلت دختر قشنگم
نحوه آشناییتو خوندم و متوجه شدم 218 روزه که عضو سایتی دختر ، خیلی لذت بردم
انشالا بیشتر بدرخشی و طعم شیرین بودن در این مسیر خودسازی رو بیشتر بچشی دختر خوبم
خواستم بگم آره من و دخترم و پسرم هم طعم شیرین این بازی رو چشیدیم که شبها قبل از خواب نوبت به نوبت از داشته هامون گفتیم و بخاطرش از خدا تشکرکنیم، مچکرم که باعث شدی این بازی رو به یاد بیارم و دوباره با بچه ها این بازی دلچسب رو انجام بدیم
شینای عزیز شینایی که سر کلاس توحید نشستی خدا پشت و پناهت نمیدونی چقدر لذت بردم وقتی اسمت رو دیدم و وجودت رو احساس کردم
انشالا کامنتهای بیشتری ازت میخونیم و لذتش رو میبریم
در پناه خدای مهربان سلامت و شاداب و سعادتمند در کنار پدرو مادر محترمت باشی عزیزم
یه شهری بود به اسم بهشت که فقط آدمای خوب تو اون شهر زندگی می کردن. انقدر این شهر قشنگ بوووود، طبیعت زیبا، کوههای قشنگ دور دست، آدمای مهربون که همه شاد بودن و به همدیگه محبت می کردن، تو بهشت یه دخترکوچولو با مامان و باباش زندگی می کرد که ده ساله بود… اون دختر انقدر خوشگل و ناز بود که نگو. تازه هم صورت زیبا داشت هم سیرت زیبا… همه ی اهالی اون شهر عاشق این دختر ناز بودن و هر وقت که دخترک تو جمع صحبت می کرد همه کیف می کردن…
خاله من بیشتر از این نمی تونم به ذهنم فشار بیارم برای قصه گفتن خخخخ
مطمئنم که می دونی اون دختر نازنین تویی که تو این سایت بهشتی هستی و همه ی ما از خوندن کامنتات و اینکه تو ده سالگی با قوانین جهان هستی آشنا شدی و از زندگیت لذت می بری کللللییی کیف می کنیم.
مرسی از پیشنهادت ما خیلی وقته که این بازی رو نکردیم. حتما از فردا پیشنهاد می دم که تو خونه ما هم به همراه تینا انجامش بدیم.
دوست دارم دختر خوب و دوست داشتنی
چقدر خوش به حال مامان و باباس که دختر خوب و فهمیده ای پول تو دارن :)
قربونت بشم که با این سن کم چنین کامنت های عالی مینویسی
یعنی اگه نمی گفتی باورم نمیشد این کامنت ها برا یه دختر ده ساله هست
تحسین میکنمت و تبریک میگم به پدرو مادرت برای داشتن چنین دختر بینظیری
اتفاقا دختر منم هفده سالشه و چندروز پیش اومد گفت مامان منم عضو سایت شدم من از خوشحالی بال درآورده بودم و وقتی کامنت تورو دیدم گفتم خدایا چه بچههایی با سن کم ولی آگاهیهای بالا داریم تو این بهشت
دختر زیبا و دوستداشتنیمون امیدوارم همیشه تو این مسیر ثابت قدم باشی و رشد کنی و خداوند مهربان تورو برای پدر و مادرت حفظ کنه
درود و خداقوت به استاد عزیز، خانم شایسته نازنین و همه همراهان خوبم در این مسیر فوق العاده
الهی شکر که یه هدیه ارزشمند دیگه از طرف خدا دریافت کردیم و این فایل روزی ما شد
بعد از این مدتی که از آشنایی من در این مسیر میگذره این فایل برام حکم یک ارزیابی رو داشت مثل امتحان هایی که در گذشته ازمون میگرفتن و براساس اینکه چقدر یاد گرفتیم مطالبی که تو اون سال بهمون آموزش داده شده رو اما این بار این امتحان رو خودمون از خودمون میگیریم و استاد تنها برگه سوالات رو برامون پخش میکنند
چند تا کامنت اولی که از دوستان خوندم کاملا برخلاف تصورم خیلی شگفت انگیز بود. حقیقتا انتظار داشتم دوستان با همان حالت تضرع و اعتراف همیشگی خودشون درباره خودشون بنویسند اما دیدم تقریبا همه دوستانی که کامنت هاشون رو خوندم خیلی محکم درباره خودشون و باورهایی که دارند یا در مسیر ایجاد کردند صحبت کردند و خیلی زیاد تحسینشون کردم و لذت بردم.
از زمانی که دوره قانون آفرینش و کشف قوانین زندگی رو به طور جدی تر بررسی میکنم و به یاد میارم که قانون جهان بازتاب فرکانس های ماست اینکه وضعیت کنونی و آتی خودم رو بررسی کنم خیلی برام راحت تر شده، چرا که به این یقین رسیدم که این من هستم که دارم اتفاقات زندگی خودم رو خلق میکنم.
همزمان که داشتم به این جلسه گوش میدادم یه نکته ای خیلی تو سرم میچرخید و اون هم این بود که ما یک باور داریم که واقعیت زندگی ما رو شکل میده و یک حقیقت داریم که قوانین ثابت جهانی هستند که خیلی خالص ترند و به خودی خودشون ارزشی تو زندگی ایجاد نمیکنند تا اینکه ما بیایم برمبنای اون حقایق باورهارو بسازیم و اقدام کنیم.
برای اینکه این موضوع بهتر برای خودم و دوستان دیگه جا بیفته باید این 2 را به مصالح، نقشه، افراد، بررسی زمین که باورهای ما هستند و قوانین حاکم برای ساختمان سازی مثل قانون جاذبه که حقیقت قوانین جهان هستند تشبیه کرد.
اگر این رو بتونیم به خوبی تو ذهنمون بسازیم خیلی راحت میتونیم ازش استفاده کنیم. وقتی آدم بدونه حقیقت اینکه قانون جاذبه وجود داره یا در یک منطقه ای امکان رانش وجود داره نمیره اونجا خونه سازی انجام بده یا میاد تو سازه خودش از مواردی استفاده میکنه که بهش کمک میکنند و باعث استحکام بیشتر ساختمان میشوند.
وقتی این موضوع رو در آموزش های استاد بررسی کردم متوجه شدم که آموزش های ایشون یک بخشیش گفتن حقایق یعنی همان قوانینه و قسمت دیگه بازگو کردن باورها مناسبه.
نکته مهمی که اینجا وجود داره اینکه تحت هیچ عنوانی نمیشه قانون رو دور زد و کسی که بخواد قانون رو دور بزنه قطعا نمیتونه به نتیجه مطلوب برسه و آسایش و آرامش رو تجربه کنه. البته که این قوانین همگی به وسیله انسان ها کشف شدند و با قوانین کائناتی تفاوت هایی دارند و من منظورم بیشتر قوانین کائناتی هستند.
شاید شما فکر کنی که دروغ گفتن باعث این بشه که کارت راه بیفته اما امکان نداره که در آرامش باشی، همیشه سوظن داری نسبت به آدم ها، شکاک و مضطرب و نگران هستی که نکنه سرت کلاه بره یا بهت دروغ گفته بشه و همیشه هم همین رو تجربه میکنی. پس هر باوری که برخلاف قوانین ساخته بشه شاید در ظاهر نتیجه بخش باشه اما در اصل منجر به نابودی و تحمل ضررهای سنگین و گاها جبران ناپذیر خواهد شد.
یادمه چند سال پیش یکی از خوانندگان خیلی خیلی مطرح که به راحتی همه چیز و اعتیاد رو ترویج میکرد این باور رو در ذهن مردم ایجاد کرده بود که آقا میشه کارهای خلاف انجام داد و نتیجه هم گرفت اما نه تنها همان موقع بلکه الان به شکل واضح تری میبینیم که چقدر همان باورها موجب رنجش این فرد در زندگیش شده.
بارها دیدیم مثال های قرآنی رو که در نهایت کسانی که خلاف قوانین الهی حرکتی کردند نابود شدند هرچند که صاحب چیزهای بسیار زیاد و جذابی هم ممکنه که بوده باشند.
حتی ممکنه ما افراد موفقی رو هم دیده باشیم که مثلا تو دوران حرفه ای شون خیلی رعایت کردند اما زمانی که دوران حرفه ای آن ها تمام شده دقیقا برعکس عمل کردند و همین موضوع باعث شده تمام اون نتایج به راحتی از بین بره.
وقتی آدم بررسی میکنه آدم های موفقی مثل رونالدو، ایلان ماسک، بیزوس،زاکربرگ و خیلی ها دیگه رو به این نتیجه میرسه که باورهایی که برمبنای قوانین الهی ساخته میشوند و مهم تر از اون استمرار پیدا میکنند موجب ایجاد نتایج شگفت انگیز و بسیار تاثیرگذار میشوند.
وقتی ما باور داشته باشیم خودمون رو توانایی هامون رو و کس دیگه ای رو تاثیرگذار ندونیم این دقیقا خود توحیده و ایجاد یک باور برمبنای قوانین کائناتی.
وقتی ریشه شیئ رو هم تو قرآن بررسی میکنیم دقیقا داره همیچین اتفاقی رو توضیح میده
تو قسمت اول داره قانون رو میگه و تو قسمت بعدی کاری که ما می تونیم با توجه به این قانون انجام بدیم و نتیجه که ایجاد میشه رو توضیح میده.
ما میتونیم به طور مثال در مورد این آیه 2 تا باور بسازیم با دو تا کارکرد متفاوت:
1. خداوند ناظره منه و من همیشه مورد رحمت اون هستم و هراقدامی که انجام بدم مورد رحمت خدا قرار میگیرم و اگر چیزی رو نیاز داشته باشم در زمان مناسبش بهم میگه چون اون همه چیز رو میدونه
2. حالت دوم کاملا میتونه برخلاف این باشه و به خاطر ورودی های مذهبی گذشته باعث ایجاد احساس گناه بشه و ما فکر کنیم که اولا خدا میدونه ما نمیدونیم پس هیچ کاری نمکنیم و دوما خدا همیشه میدونه ما حتی اگر کاری هم بکنیم باز در برابر اراده خدا چیزی نیست و ثمره ای نداره
خب میشه خیلی راحت متوجه شد که این برداشت ها کاملا میتونه تفاوت ایجاد کنه تو نتایج زندگی
خود من به شخصه مهمترین باوری که همیشه بهم کمک کرده این بوده که اگر من در مسیر درست باشم خداوند حتما به من کمک میکنه اگر جایی اشتباه کنم بهم نشان میده و با این باور حتی اگر خطا هم باشه خیلی ضرر به من نمیزنه و نتیجه ای که بوجود میاد خیلی خیلی بزرگ تره همیشه.
وقتی به این فکر میکنم که چرا من به این مسیر هدایت شدم مدام این باور که من همیشه سعی کردم آدم درستکاری باشم من رو به این مسیر هدایت کرد این در شرایطی بود که من خیلی از کارهام اشتباه بود انقدر اشتباه که فکر میکردم کلا آدم اشتباهی هستم اما چون این باوره درون من عمیق تر بود هدایت شدم به سمتی که اشتباهاتم تبدیل به نقطه قوتم شد چون باعث شد قوانین رو بهتر درک کنم.
باور خیلی مهم دیگه ای که من خیلی بیشتر دارم روش کار میکنم باوره اینکه اگر من احساسم خوب باشه هر اتفاقی که تو زندگیم بیفته به نفع منه. این باور هم ازون باورها و قوانین بسیار کلیدیه.
ممکنه ما بدونیم همچین قانونی وجود داره دیگه وقتی حالمون خوب نیست (به شکل مستمر) میتونیم بفهمیم که باید خودمون رو برای مشکلات و حال بد بیشتر آماده کنیم.
این باور که در واقع یک قانون مهم کائناتیه بهم کمک کرده تسلیم باشم و همین تسلیم بودن من رو همیشه به احساس بهتر رسونده. وقتی ما بدونیم که احساسمون خوب باشه اتفاق ها به شکل عالی رقم میخوره دیگه اصل برامون حال خوب میشه. این باور بهم کمک کرده بفهمم کجا دارم وابسته میشم و کجا رها هستم و چرا روند ساده و چرا پیچیده میشه.
هربار که من خودم رو بررسی میکنم میبینم جاهایی که خوب نتیجه گرفتم که اتفاقا همیشه خیلی هم ساده بوده جاهایی بوده که من احساس خوب رو اصل قرار دادم و جاهایی کار سخت پیش رفته من فراموش کردم که باید حالم خوب باشه و احساس خوبم رو وصل به نتیجه کردم.
اصلا چی میشه که آدم قدم برمیداره؟ غیر از اینکه باور داره نتیجه داره؟
آدم اگر یه ذره باهوش باشه میفهمه که بابا خوب من اگر دارم قدم برمیدارم چه مرضیه که بخوام ناامید باشم. چون بعضی وقتا ما قدم برمیداریم اما امید نداریم نتیجه میده.
تو کنکور شرکت میکنیم اما باور نداریم متونیم یه جای خوب قبول بشیم.
ازدواج میکنیم اما باور نداریم که میتونیم خوشبخت باشیم.
این الگو تقریبا تو زندگی همه ما هست تو بخش های مختلف کم و زیاد.
دلیل عمدش هم اینکه نیمدیم باورهای برمنبای قوانین ایجاد کنیم.
بارها و بارها هم تو زندگی خودم و هم تو زندگی دیگران دیدم که گفتیم نتیجه بزرگ تر از چیزی که می خواستیم بود، چرا؟
چون برمبنای قانون عمل کردیم.
پس چرا تو بقیه جاها این اتفاق نمیوفته یا راحت نمیوفته؟
چون به درستی برمبنای قانون عمل نمکنیم.
قانون داره کار خودش رو انجام میده اما ما خودمون رو همگام نمیکنیم.
نیازی نداریم هم قوانین رو بدونیم (به این بهانه که ما که از همه قوانین کائنات اطلاع نداریم و نمیتونیم باورها مناسب ایجاد کنیم) همینکه بدونیم احساس خوب=اتفاقات خوب و این ما هستیم که داریم اتفاقات زندگی خودمون رو خلق میکنیم و به اندازه ای که خودمون رو لایق بدونیم نعمت ها رو دریافت میکنیم و به اندازه ای که خداوند رو تاثیرگذار میدونیم تو زندگیمون تاثیرگذاره و شرک نمیورزیم و اگر سپاس گزار باشیم بزرگ میشویم و همیشه در حال هدایت هستیم دیگه همه چیز رو میشه با همین قوانین ایجاد کرد البته در طی یک روند مستمر.
استمرار از هر چیزی در این موضوع مهم تره. هیچ زمانی نخواهد رسید در این جهان مادی که شیطان دست برداره از وسوسه ما حتی اگر به نتایج خیلی خیلی بزرگ هم رسیده باشیم حتی اگر پیامبر باشیم پس تنها چیزی که میتونه نجواهای شیطان رو خاموش و بی تاثیر کنه استمراره.
از خدا می خوام که بهمون کمک کنه ما تا در این مسیر زیبا استمرار داشته باشیم و هر روز نتایج بهتری رو ایجاد و حال بهتری رو تجربه کنیم.
استاد و خانم شایسته عزیز در تمام مدتی که در این مسیر بودم روزی نیست که به خاطر حضور شما عزیزان سپاس گزار نباشم و لذت نبرم از رشد سایت عباس منش و بهبود عملکرد شما انشالله خدا به شما طول عمر با عزت بده تا ما هر روز از وجود شما بیشتر بهره مند بشیم.
امروز بعد از چند ساعت فعالیت روی مبل نشسته بودم و چای میخوردم که رفتم به سایت سر بزنم
یهویی به همسرم گفتم خبری از احسان نیست
که همسرم گفت
اتفاقا آقا احسان کامنت نوشته
و منم با عشق کامنتت را خوندم و کلی باورهام دوباره و دوباره تقویت شد
ممنونم برای یادآوری باورهای توحیدی و کلیدی کائنات و قوانین وحکم جهان.
بعد دوسال تو سایت بودن
کارهای روتین روزانه من
*در هر لحظه سپاسگزاری از داشته هام هست
و منو به ذوق و شادی درونی میرسونه.
*و دوم تجسم خواسته ها به روش استاد خیلی حام را خوب میکنه و اون صحبت کردن با خودم هست.
*سوم هر نعمت و رزقی که اون روز
به من رسیده مدام تکرار و تکرار میکنم
و قلبم باز میشه.
خدا هر لحظه داره پاسخ میده به فرکانس ما
###امروز داشتم ماشینم را میبردم برای تعویض روغن
یه سکه 500 تومنی پیدا کردم و جالب بر خلاف قبل من اون را برداشتم و نشونه ای از خدا دونستم و خدا را شکر کردم
و تکرار و تکرار
###رفتم نونوایی برای خرید نون بربری
کارت کشیدم و گفتم یه بربری ساده لطفا بدید
بعدِش نونها را که از تنور دراوورد
وقتی نونهای کنجدی را دیدم نظرم برگشت و گفتم لطفا کنجدی بدید
آقای نانوا گفت آقا کنجدی بردارید اشکال نداره
کنجدهای روی نون روزی من شد.
###داشتم میومدم خونه که تشنم شد حسابی ،جلوی یه دکه وایستادم یه آب معدنی گرفتم و یه لیوان یه بار مصرف که اون آقا فقط پول آب معدنی را کارت کشید.
شاید اون لیوان 1000 تومن پولِش باشه،ولی چنان لذتی وجودم را گرفت که از اعماق وجودم از خدا قدردانی کردم.به قول فاطمه جانم دیگه دارم عادت میکنم ورودی ها و نعمتهای فندقی را بارها و بارها به خودم یادآوری کنم.
احسان جان این باور که شما و استاد در مورد باوری صحبت کردید که
وقتی ما رو خودمون کار میکنیم ،هر اتفاقی بیوفته به نفع ماست و همون الخیر و فی ماوقعه
برام امروز پیش اومد
جزئیاتش را نمیگم ولی من برای انجام کاری رفته بودم و تضادی پیش اومد
حالا مگه ذهن وِل میکنه مثل رینگ بوکس بود تقابل من و ذهنم
ولی من این باور را دارم خدا را شکر خیلی خیلی به باور
غالب تبدیل میکنم
باور کن من ایر پاد را گزاشتم تو گوشم و 4 ساعت با گوش دادن توحید عملی استاد و فایلهای 12 قدم و با خودم صحبت کردن و ناکتکردن ذهنم
نتیجه همون روز برام رقم خورد و همه چی به نفع من شد بر خلاف قبل
و دوباره و دوباره این باور در من قوی تر شد.
الهی صد هزار مرتبه شکرت.
بسیار استفاده بردم از نکات ارزشمند شما دوست عزیزم.
من معمولا کامنت های دوستان رو که میخونم خیلی لذت میبرم و بلند بلند تحسینشون میکنم و اتفاقا کامنت های شما و همسر عزیزت در این فایل جز او دسته ای بود که خیلی از خوندش لذت بردم و همیشه از خوندن کامنت های شما لذت میبرم، یادمه دقیقا اونجایی که همسرتون داشت تعریف میکرد که موهای دختر گلتون رو شونه میکردن من قشنگ حس اون صحنه رو دریافت کردم و خیلی زیاد لذت بردم.
من همیشه به زندگیم به شکل یک مسیر نگاه میکنم که یک راهنمای خیلی قدرتمندی همراه من هست باهام در این مسیر. وقتی آدم به این راهنما اعتماد کنه میدونه که اون بهترین مسیرهارو میشناسه و تنها چیزیه که نیازه اینکه سعی کنیم همراه باشیم با این راهنما.
باید بپذیریم که آگاهی ما در مقابل این راهنما خیلی محدوده، شاید یه جاهایی تو مسیر ناهمواری های وجود داشته باشه که اگر به راهنما باور داشته باشیم میفهمیم که اون ناهمواری ها قراره ما رو آماده تر و نزدیک تر کنه به مقصد.
خیلی از ماها خودم رو میگم میایم روی باورهای توحیدی کار میکنیم حالمون خوب میشه اما در عمل نمیتونیم ازش استفاده کنیم همچنان همان احساسات گذشته رو نسبت به اتفاقات و لحظه های مختلف زندگی داریم، گاهی ممکنه احساس کنیم مدت هاست تو یه شرایطی گیر کردیم و تغییر به خصوصی تو شرایط ایجاد نمیشه اما اگر واقعا خداوند رو باور کرده باشیم باید نگاهمون رو به این شرایط تغییر بدیم.
پس ما کی می خوایم سپاس گزاری رو یاد بگیریم؟
کی می خوایم بفهمیم خدا چقدر به ما نزدیکه و پاسخگوی نیازهای ماست؟
امروز داشتم به این فکر میکردم وقتی آدم خودش رو با کسی مقایسه نمیکنه و تفاوت ها رو میپذیره خیلی راحت میتونه روی بهبود زندگی خودش تمرکز کنه و عمیقا سپاس گزار باشه برای نعمت هاش.
کسی که به راهنما اعتقاد داشته باشه سعی میکنه حال خودش رو خوب نگه داره.
دیدن زندگی عزیزانی مثل شما الگوهای ساده و بی ریایی هستید که میتونه باعث سپاس گزاری امثال منی باشه که دارم نظاره میکنم این زندگی زیبارو که واقعا هیچ جای دنیا حداقل من نمونش رو ندیدم تا الان.
چه زیباست یک مادر احساسات زیبای مادرانش رو شرح میده
چه زیباست واقعا همسری که همیشه تحسین میکنه همسرش رو
این خیلی قشنگه، خیلی آموزندست
چند روز پیش با یکی از دوستان تو یه کافه ای نشسته بودیم یه گل خیلی ساده و معمولی روی میز بود به دوستم گفتم ببین ما اگه الان از دیدن زیبایی این گل و این لحظه لذت نبریم هیچ چیزی نمیتونه مارو خوشحال و شاد کنه و چه نعمت بزرگیه واقعا دیدن این زیبایی های به کلام کوچک اما بسیار بزرگ
خداروشکر میکنم که در این مسیر همراه دوستان عزیزی چون شما هستم. براتون بهترین لحظات و ناب ترین احساسات رو آرزومندم دوست عزیزم
کل قوانین رو نوشتی و با توضیحات بینظیرت منو بردی توی درک بیشتر
(همینکه بدونیم احساس خوب=اتفاقات خوب و این ما هستیم که داریم اتفاقات زندگی خودمون رو خلق میکنیم و به اندازه ای که خودمون رو لایق بدونیم نعمت ها رو دریافت میکنیم و به اندازه ای که خداوند رو تاثیرگذار میدونیم تو زندگیمون تاثیرگذاره و شرک نمیورزیم و اگر سپاس گزار باشیم بزرگ میشویم و همیشه در حال هدایت هستیم دیگه همه چیز رو میشه با همین قوانین ایجاد کرد البته در طی یک روند مستمر)
به نام خدای رحمان و رحیم که هرآنچه دارم از فضل ورزاقیت اوست و من متواضع و فروتن در مقابل خداوندم و تنها خدایا تو رو میپرستم و تنها از تو یاری میجویم به راه راست هدایتم کن
من یه موجود فرکانسی هستم با باورهام و کانون توجه و قدرت کلامم و کد نویسی کردنم خواسته هام رو جذب و خلق میکنم قدم به قدم هدایت میشم
نکته مهم اینکه من حالا که نقش باورهام رو در خلق خواسته هام درک کردم آگاهانه تصمیم بگیرم که هر باوری رو که به من کمک میکنه رو بپذیرم میلیونها بار تکرارش کنم
نکته مهم بعدی هرکاری که به من کمک میکنه حتی اگر منطقی و علمی نیست ولی داره به من کمک میکنه انگیزه میده تا به خواستم به موفقیت برسم همون رو بپذیرم و نمیخواد با منطق و علم تغییر بدمش
نکته مهم بعدی این باور که من به صورت ذاتی از موهبت خداوند این استعداد و توانایی خوب رو ذاتی دارم روش سرمایه گذاری کنم باورهای قدرتمند کننده براش بسازم و با انگیزه بیشتر و بدون مقاومت حرکت کنم تو این مسیر موفق تر میشم
نکته مهم بعدی من هرگز باور محدود کننده رو که احساس ترس ،کمبود ،نگرانی ،از دست دادن …بهم میده نپذیرم هرکسی باور محدود کننده میده نه بحث کنم باهاش نه بهش توجه کنم فقط اعراض کنم حتی اگر از آدمهای مهمی شنیدم مثل پرفسور هاوکینگ و باور برعکسش رو که قدرتمند کننده هست رو به خودم یادآوری بشم بارها تکرارش کنم
نکته مهم بعدی باور جدید به محض کارکردن روش تکرارش کردن قلبی کردنش درونی کردنش جهان خداوند سریع به این باور جدیدم واکنش نشون میده هدایت میشم به تجربه اون باور درست نتیجه میاد
باورهای قدرتمند کننده که به من کمک کرد در مورد سلامتی من مثل بایا قوی و استخوان های سفت و محکم و راست قامت با دندونای قوی و محکم هستم و سالم و قوی هستم
باور قدرتمند کننده ثروتمند شدن راحترین کار دنیاست خدا دهنده و من گیرنده و جذب کننده قویی هستم بی قید و شرط ،بی نیاز از عوامل بیرونی به محض اینکه روی این باور کار میکنم نشونه ها رو دریافت میکنم الگو میبینم و کارم راحتر و سریع تر و لذت بخش تر ثروت دریافت میکنم
باور قدرتمند بعدی که خیلی کمک کرده به من صرف اینکه به این دنیای مادی اومدم من لایق و ارزشمندم که بهترین نعمتها رو دریافت کنم
باور قدرتمند کننده بعدی ثروت منو از هر لحاظ رشد میده من تو انیمیشن های نادرست دیده بودم ثروتمندان چاق و بیریخت و کثیف و مغرور و بد دهن هستند و این ثروتمند شدن رو تو ذهن من رنج آور کرده بود الگوهای زیادی هم طبق این باورم میدیدم که تائید میکرد این باور نادرست رو ولی با تغییر باورم الگو درست به ذهنم نشون دادم که چه ثروتمندان زیبا و خوش اندام ،مهربون و خوش سخن و تمیز و خداگونه ای دیدم که باور جدیدم رو قویتر کرد از جمله الگو ی من شما استاد جان و مریم عزیزم هستید
باور قدرتمند کننده در زمینه روابط خدا رو من سرمایه گذاری کرده انتخاب کرده تا بهترین رابطه عاطفی و بهترین نسل و ذریه رو در جهان ایجاد کنه جهان رو رشد و گسترش بده این رو جایگزین باوری کردم که محدود کننده بود که تو فقط میتونی به اندازه یه جو از مادرت زندگی بهتری داشته باشی نه بیشتر ولی این باور قدرتمند کننده که ساختم و الگوی داشتن زندگی پر از عشق شما استاد و مریم عزیزم این باور رو در من نهادینه تر کرد و من مهمترین رابطه ام یعنی رابطه با خدا رو در نهایت زیبایی دارم و در زمان مناسب لاجرم به رابطه عاطفی درست هم هدایت میشم انشالله
این یه تعداد کمی از باورها یی هست که به من کمک کرده با تعییر باور نادرست و یا با باور درست حتی اگر منطقی و علمی نبوده نتیجه برام ایجاد کرده
استاد جان و مریم عزیزم بینهایت سپاسگزارم که این چنین خالصانه و مخلصانه با عشق بهترین آگاهی ها رو نشر میدید پارادایس باشکوه تر شده در این فصل بهار با این فرکانس پاک و ناب شما ساکنین بهشت
عاشقتونم خدایا سپاسگذارم اجازه دادی لایق دریافت این آگاهی باشم
من نرگس هستم. یک ماه دیگه بیست و پنج سالم میشه و از هجده سالگی عضو سایت شدم. اون روزهای اول سرم باد داشت و ارزوهای خیلی بزرگی توی ذهنم می پروروندم. میگفتم دیگه تا بیست و چهار ، پنج سالگی اون خونه ی رویایی و اون ماشین ارزوهام رو دارم. یک زندگی مرفحانه و پر از ثروت ، یک رابطه ی عاشقانه و … با اینکه حدود شش سال گذشته و من بیست و پنج سالم شده اما خبری از اون تصویر رویایی نیست.
من درست سال پیش دوره ی دوازده قدم رو توی اکانت خواهرم خریدم و ماه به ماه طیش کردم و اسفند ماه اومدم تا چک اپ فرکانسیم رو مقایسه کنم با اول سال. باورم نمیشد. من هیچ تغییری نکرده بودم. روابط همون روابط بود، اعتماد به نفس همون بود، ارتباطم با خدا همون بود فقط وضع مالی کمی بهتر شده بود. باورم نمیشد. خیلی بهم برخورد استاد خیلی زیاد. وقتی داشتم فایل چک اپ ایلیا رو میدیدم که چقدر قشنگ توضیح میداد و چه نکاتی رو از هر فایل توی زندگیش استفاده کرده بود واقعا هیچی نداشتم که بگم. چیزی نبود که بگم من از این نکته توی این قسمت زندگیم استفاده کردم. خیلی زورم اومد. با خودم فکر کردم واقعا همینه. واقعا من هیچ تغییر اساسی توی خودم و باورهام به وجود نیاوردم. وقتی کسی رو میبینم که دو ساله عضو سایت شده و زندگیش از این رو به اون رو شده و همش از خودم میپرسم چطور ؟ چطور اون تونست و من نتونستم ؟ چرا زندگی من اون تغییرات بزرگی که بقیه دارند رو نداره؟ جوابش رو دقیقا سر چک اپ فرکانسی اسفند ماه گرفتم. به خودم قول دادم که تغییر کنم. از همون بعد از عید شروع کردم واقعا به ایجاد یک سری تغییرات قدم به قدم. الان بعد از سه ماه میخوام یک سری تغییراتی که ایجاد کردم رو توضیح بدم و ازین به بعد هم به هدایت خدای مهربانم سعی میکنم مراحل تغییراتم و تصمیماتم رو توی سایت بنویسم. چون من خیلی درونگرا هستم و حس میکنم نوشتن میتونه راه ارتباطی خوبی برای ابراز درونم به دنیای بیرون باشه.
برای سال جدید با خواهر و برادرم صحبت کردیم و تصمیم گرفتیم دوره احساس لیاقت و روانشناسی ثروت یک رو بخریم و کار کنیم.
من شروع کردم به کار کردن روی احساس لیاقت اما وقتی به جلسه تکمیلی پنج رسیدم تقریبا اواسط اردیبهشت بود و متوجه شدم دارم خیلی کندتر از انتظارم پیش میرم و انچنان میلی برای گوش دادن بقیه جلسات ندارم. با خودم فکر کردم که چرا ؟ دیدم من دوباره دارم همون کاری رو میکنم که توی دوره دوازده قدم کردم. فقط جلسات رو گوش میدم و تایید میکنم اما هیچ تغییری در درونم ایجاد نمیکنم.
گفتم فایل گوش کردن فعلا بسه. من باید تغییرات عملی ایجاد کنم. همین وسلام. تا وقتی تغییری ایجاد نکنم دیگه فایلی گوش نمیدم.
اومدم اولین موردی که از شاید یک سال پیش میخواستم که به صورت مداوم داشته باشم رو انجام دادم. “هر شب حرف زدن با رب مهربانم” این کار رو دو سال قبل وقتی به یک تضاد عاطفی شدید برخوردم انجام دادم ، توی دفترم بسم الله میگفتم و شروع میکردم به حرف زدن و نوشتن حرفام به رب عزیزم و خیلیییی لذت بخش و ارامش دهنده بود. خیلی روحم رو اروم میکرد. لذتش زیر زبونم مونده بود به خاطر همین بعد ازون ماجرا همیشه به خودم میگفتم من این کار رو باید به یه عادت دائمی تبدیل کنم ولی هیچوقت نمیشد. یعنی هر بار میگفتم از این به بعد مینویسم ، یک شب مینوشتم دوباره فرداش نمیشد و کلا بیخیال میشدم تا دو هفته بعد دوباره میگفتم باید بنویسم باز نمیشد و … تا اینکه این بار گفتم این تعهد منه. این نیاز منه. این همون چیزیه که میخوام. مینویسم. و از همون شب تا همین امشب هر شب نوشتم هر شب … و چه لذتی داره حرف زدن و نوشتن برای او . واقعا بی نظیره. واقعا با هیچ حسی قابل مقایسه نیست. واقعا بهترین حس دنیاست حرف زدن با خود خود او.
این تغییر خیلی اعتماد به نفسم رو بالا برد. چون چیزی بود که مدت ها بود میخواستم انجام بدم و نمیشد و حالا شده بود. خیلی حس خوبی میداد. کلی از نظر روحی و ذهنی ارومم میکرد. امید شبانه ی من بود این حرف زدن های عاشقانه با رب.
بعد از این تصمیم و شروع این تغییر من به رب مهربانم گفتم من نمیدونم. واقعا نمیدونم باید چیکار کنم. همون حرفی که اقای احمد رضایی عزیز میگفت. اینو گفتم و گفت بیا مشکلاتت رو دونه به دونه حل کنیم. منم گفتم چشم.
گفتم اولین مشکل من ارتباطاتم با دیگران سر کارمه. من به شدت ادم درونگرایی هستم و خیلی اروم بودن و تنهایی کار کردن رو دوست دارم. البته بعد از اینکه از اذر ماه رفتم سر کار در سمت کارشناس پرتودرمانی توی بیمارستان امام خمینی تهران این رو بهتر فهمیدم. من توی شغلم، پنجاه تا همکار داشتم. من از محیط دانشگاهی که کلا با چهار پنج نفر همکلاسی و استاد که همگی خیلی با شخصیت و سطح بالا بودند یک دفعه وارد محیط شلوغ و پر از ادم های مختلف با هر نوع تفکر و سطحی شدم. ارتباط برقرار کردن به شدت سختم بود. با اینکه چند ماه از شروع کارم گذشته بود و یکم اوضاع برام راحت تر شده بود اما همچنان هم چالشم بود. به رب مهربانم گفتم رب ، حرف ادم ها خیلی برام مهم شده ، اینکه هر کسی به خودش اجازه میده هر حرف نامربوطی بزنه اذیتم میکنه. اینکه هر کسی جرئت میکنه نظر بده یا ایراد بگیره اذیتم میکنه. چیکار کنم ؟
ازش پرسیدم چیکار کنم اونم به من راه حل ها و تغییراتی که باید ایجاد میکردم توی این مرحله رو خیلی زیبا گفت. اول از همه توی ذهنم جایگاه همه ی ادم ها رو پایین بیارم. هیچ مسئول و با سابقه و هیچ کسی از من برتر نیست و من ارزشمندم. گفت سر کارت کاملا مرتب و اراسته برو. منم گفتم چشم. روپوش نو و خوشگل خریدم. همیشه خوش بو میرفتم. موهام همیشه تمیز و مرتب و خوش بود. ساعت مینداختم. یک ارایش ملایمی میکردم. در مجموع با یک ظاهر خیلی بهتر سر کارم حاضر میشدم. رب من گفت همیشه یک ربع زودتر برو سر کارت که قبل از شروع کار بتونی ریلکس بشی یه چایی شیک بخوری و بعد شروع کنی منم گفتم چشم. گفت به جای غذای بیمارستان ، غذای دانشکده ی پرستاری رو رزرو کن و برو اونجا ناهار بخور. کیفیت غذای اونجا بهتره. گفتم چشم. با توجه به جلسه ی سه احساس لیاقت بهم گفت اگر کسی حرف نامربوطی زد خیلی جدی و محترمانه بهش بگو که نباید این حرف رو بزنه یا اینجوری صحبت کنه و توی این حدود دو ماه من چندین بار این کار رو کردم. دقیقا از چند نفر که حرف هاشون اذیتم میکرد ، به همشون گفتم و یک نفرشون هم کلا برنامه ی کارم ازم جدا شد و دیگه باهاش شیفت نبودم خداروشکر. اولی دوستم بود و همش به شوخی میگفت کارت به درد نمیخوره و خیلی ارومی و این حرفا. منم بعد از اون بهش مستقیم گفتم من میدونم تو شوخی میکنی و چون دوستم داری اینجوری میگی (خودش همیشه میگفت من فقط با کسایی که دوستشون داشته باشم شوخی میکنم و با بقیه خیلی خشک و جدیم) اما من با این حرف راحت نیستم و باعث میشه بقیه هم فکر کنند واقعا من کارم خوب نیست پس لطفا دیگه این رو نگو و خداروشکر دیگه همچین حرفی ازش نشنیدم. نفر دیگه مسئول شیفت صبح بخش بود که هر بار من رو میدید یه ایراد بی مورد میگرفت. چون من به احترام بزرگتر بودن و اینکه سری بعد دیگه چیزی نمیگه جوابش رو نداده بودم اون هم هر بار همین کار رو باز هم به شوخی میکرد. مثلا میگفت عههه دستگاه خراب شده خانم هاشمی باز دستگاه رو خراب کرده بعدم میخندید. حالا اونجا مثلا ده نفر دیگه هم داشتند کار میکردند. منم اخرین بار محترمانه بهش گفتم اقای فلانی میشه لطفا دیگه توی جمع با من شوخی نکنید. احساس میکنم مناسب نیست و اذیت میشم. این اقا هم خداروشکر دست از سر ما برداشت. و چند مورد دیگه که حالا بگذریم.
باز مورد دیگه ای که پیش اومد سرکارم این بود که به من شیفت های اضافه میدادند. یک بار من برنامه ریزی کرده بودم برای یک پنجشنبه که جایی برم که دو روز مونده به اون یهو گفتند فلانی ها که شامل خانم هاشمی هم میشد باید پنجشنبه غروب بیان شیفت. طبق حرفی که خودشون قبلا زده بودند من شیفت های اضافه داشتم و قرار بود توی مواقع اورژانسی دیگه من رو شیفت نذارند. من این رو به مسئولی که شیفت ها رو مشخص میکرد گفتم و اون برخورد بدی کرد. منم خیلی ناراحت شدم و کنترل ذهن واقعا برام سخت شد. به شدت درگیر بودم و میخواستم حتی درجا از کارم انصراف بدم و بیام بیرون. اون روز اومدم خونه ، به عصر نرسید که دولت اعلام کرد چهارشنبه بیمارستان ها باید باز باشه و شیفت پنجشنبه ی من خود به خود حذف شد. اما این تضاد خیلی اذیتم میکرد توی ذهنم و هی با ربم صحبت میکردم که چیکار کنم و چه تصمیمی بگیرم. در نهایت به این رسیدم که من از نظر مالی در حال حاضر این کار رو نیاز دارم. نباید ورودی مالیم رو صفر کنم و باید به روش دیگه ای این مسئله رو حل کنم. این مسئول هم فقط در حد نوشتن شیفت هاست و نه رئیس منه نه مالک بیمارستانه نه مالک بخشه نه هیچی که نیاز باشه باهاش در ارتباط باشم. منم از طرف دانشگاه اینجا هستم و کسی اجازه نداره با من رفتار بدی داشته باشه. کل ارتباطم رو با این خانم مسئول نوشتن شیفت قطع کردم و گفتم خدایا نوشتن همه ی شیفت هام با تو. من راضیم. نه یک کلمه بحث میکنم نه اعتراض حتی اگر شیفت هام زیاد بود الخیر فی ما وقع. این رو گفتم و پرونده ی این خانم رو توی ذهنم بستم. و به طرز عجیبی بعد ازون کلی شیفت خود به خود آف شدم. همه ی شیفت هام خیلی عالی و با هم شیفتی های خوب بود و…
بازم مینویسم از بقیه تغییراتم.
در نهایت هم خدایا خودت هدایتم کن. من پا تو مسیر تو گذاشتم که تو هدایتم کنی به راه راست به راه کسانی که به اون ها نعمت دادی…
عکس زیباتونو در قاب طبیعت دیدم و محو تماشای چهره زیباتون و لبخند دلنشینتون شدم و به خودم لایک دادم که روی پرفایلتون کلیک کردم تا از دیدن این قاب زیبا لذت ببرم ،چون حیف بود این میکس زیبا از طبیعت و چهره زیباتونو از دست بدم
شروع کردم به خوندن کامنت زیباتون و هر سطر که جلو میرفتم به خودم میگفتم الحق که درون شما بسیار بسیار زیباتر از تمام تعریفای است که میشد از ظاهر شما گفت
چقدر لذت بردم از خودشناسی که انجام دادین و کندوکاشی که در وجود خودتون داشتین تا ترمزهای خودتونو کشف کنید
وقتی توضیح شما رو میخوندم راجب طی کردن قدمها و اینکه فقط میشنیدین و تغییری حس نمیکردین حس کردم منم تا حدود زیادی همینطورم و خیلی وقتا فقط گوش دادم و عمل نکردم و بعضی جاها که تصمیم و تعهد داده بودم انجام بدم به وضوح نتایجم تغییر کرده بود
در واقع این ترمز شما ترمز منم بود و باید بتونم مثل شما تعهد خودمو بیشتر کنم برای تغییرات اساسی در زندگیم ،چقدر خوب در مورد نحوه برخوردتون با همکاراتون توضیح دادین و اینکه چطور بصورت عملی اقدام کردین ،چون منم دقیقا همچین موردی دارم و در محیط کارم برام پیش اومده و از همین الان تصمیم گرفتم که من بصورت عملی اجراش کنم و احساس لیاقتمو با خنده و شوخی بی جا اشتباه نگیرم و هر جا لازم بود با جدیدت برخورد لازم به همراه احترام انجام بدم
چندتا ایده دیگه هم از نکاتی که گفتین به ذهنم رسید که باید اجرا کنم مخصوصا اولویت بندی حل مسائلم و شروع کنم به حل کردن آشغالای که زیر میز گذاشتم و با هر بار حل کردنش آرامشمو در طول روز بیشتر کنم
همین الان که در حال تایپم اقدام اولی رو میخوام انجام بدم
نمیدونم چطور ازتون تشکر کنم برای این کامنت زیبا و پرآگاهیتون ،از خداوند برات طلب بی نهایت آرامش و ثروت بی انتها رو در همه ابعاد خواستارم
انشالله که بتونیم این مسیر تغییر کردن رو ادامه بدیم. یکی از مواردی که همیشه جنبه های دیگری از آگاهی ها رو برای من باز میکرده کامنت های دوستان از تجربیات خودشون بوده. که این بار هم انگیزه بخش من بود تا من هم بتونم به همین منوال نوعی از عمل کردن به اگاهی ها و تجربه ی حاصل از اون رو با شما دوستان به اشتراک بگذارم. خوشحالم که باعث شد شما هم دست به اقدام بزنید.
خداوند را شاکر در جمع شما دوستان خودساخته و توحیدی هستم .
کامنت شما بسیار شبیه زندگی من بود
در اوایل حضورم در سایت مثل شما فکر میکردم و هیچ عملکردی نداشتم و البته منتظر نتایج بزرگ بودم ،بارها و بارها نا امید از خودم شدم ولی هیچ وقت نا امید از آموزشهای استاد نشدم چرا که نتایج استاد و شما دوستان در حال پیشرفت سند محکمی بود برای ذهن نجواگرم و جای هیچ بحثی را برایش نمیگذاشت اگر بقیه توانسته اند طبق همین آموزشها و با همین سایت و با همین روش به نتایج بزرگ برسند پس من هم میتوانم اینجا بود که با خودم گفتم باید زمان حضورم در سایت را بیشتر کنم و از تجربه دوستان گلی مثل شما استفاده کنم و سعی کنم در زندگیم اجرا کنم و سعی کنم عملکرد داشته باشم به قول استاد ایمانی که عمل نداشته باشد حرف مفت است.
خداوند را سپاسگزارم مرا در سایت توحیدی استاد عباسمنش در کنار شما دوستان عملگرا قرار داده
در پناه خالق وهاب شادو پیروز و سلامت و ثروتمند باشید
سلام دوست عزیزم نرگس هاشمی و خانواده صمیمی عباس منش کامنت قشنگ تونو خوندم و لذت بردم خیلی خوبه که وقت میزارین و اینجا حرف های قشنگ و نتیجه هاتونو مینویسین دقیقا منم خیلی وقت ها به زمان بندی خداوند اعتماد دارم و میدونم کاری که خداوند به طرز بهترینش برای ما انجام میده هیچ بنده ای نمیتونه انجام بده و هیچ کس جز خودمان نمیتونه بهمون خوبی و یا بدی کنه منم دقیقا با آدمهای بسیاری سرکار هستم هررروز هرلحظه تعداد خیلی بالایی و اینکه اجازه ندم تا یه جایی اینجوری تو یه سریع مساِئل اما یه جاهایی هر چقدر میگم کسی گوش نمیده یکی اینکه یاد گرفتم احترام بزار و اصلا در مقابل هییچکس غرور نداشته باشم وهمه را از طرف خداوند بدانم چه خوب چه بد بگم اینا به نفع من دارن عمل میکننه حتی رو مانیتورم هم نوشتم او پاره از خداست پاره از منست تو یکی از فایلهای دانلودی مییگه فکر پرتو اگاهی میگه برای لحظه ای هم شده از هیچکس تنفر نداشته باشین و همه را از وجود خودتون بدونین و این جمله خحیلی به من کمک کرده تا از کسی ناراحت نباشم تا به کسی ضربه نزنم فقط حس خوب داشته حس خوب منتقل کنم و اینکه تقریبا هر کس میاد تو اتاقم بهم میگه چقدر انرژیت مثبته در پناه الله شاد باشین جمله هامو نمیتونم ببندم تایه حرف میزنم تمام خخ کامنتت تاثیر گذار بود
بله دقیقا. بحث روابط برای من به شخصه یک دنیایی هست که نیاز دارم توش بسیاری از اموخته هام رو کنار هم بگذارم و عادت شخصیتی خودم کنم تا پس از مدتی اون تجاربی که میخوام وارد زندگیم بشه.
همه ی انسان ها رو ارزشمند و پاره ای از خداوند دیدن یا همان خداوند رو در همه کس دیدن …
تحسین زیبایی های ادم ها و توجه به نکات مثبت هر کس …
بزرگ نکردن هیچ کس در برابر خداوند …
و موارد دیگه ای که انشالله بتونیم در عمل استفاده کنیم.
دریاچه نمک حوض سلطان که در شرق اتوبان قم – تهران قرار دارد،
دریاچه بختگان دومین دریاچه بزرگ ایران بعد از دریاچه ارومیه
دریاچه زریوار در کردستان
دریاچه پریشان که یکی از بزرگترین دریاچه های آب شیرین ایران و خاورمیانه است
دریاچه طشک در استان فارس
دریاچه گیسوم تالش
دریاچه عباس آباد
دریاچه شورمست (چه اسم قشنگی داره!)
دریاچه سد نمرود
دریاچه ولشت در چالوس
دریاچه ساهون در لاهیجان
و…………..
167. خدایا شرکت بابت عظمت و مهربانی تو نسبت به خلق، که طبق یک تحقیق، حدود 304 میلیون دریاچه و تالاب در سراسر کره زمین وجود دارد
168. خدایا شکرت بابت تمام تالاب های ایران، از جمله:
تالاب انزلی
تالاب شادگان
تالاب گاوخونی
تالاب میقان
تالاب پریشان
تالاب هامون
تالاب هورالعظیم
169. خدایا شکرت بابت دریاچه آب شیرین پردایس استاد، که هم خیلی خوب و دیدنی است و هم چه خاطرات خوشی با آن داریم، و هم این که استاد چه فایلهای ارزشمندی کنار این دریاچه برامون ضبط کرده دمش گرم و باغش آباد
170. خدایا شکرت بابت تمام قسمت های سریال زندگی در بهشت
171. خدایا شکرت بابت رودهای مهم جهان، مثل ولگا، گنگ، دانوب، نیل، آمازون، می سی سی پی، راین
=====================================
172. خدایا شکرت بابت رودهای مهم ایران، مثل:
ارس
زرینه رود که به دریاچه ارومیه می ریزد
رود کرج
زاینده رود
رود چالوس
دربند
گرگر
شطیط
دز
کارون
اروند رود
اترک در گلستان
هریرود
سفید رود در زنجان، که به خزر می ریزد
هیرمند در سیستان
آهوران در کرمانشاه
هلیل رود در کرمان
بابلرود
مهاباد رود
رود زولا در سلماس
گدار چای
رودخانه گلپایگان
رود کورده در فارس
رودخانه قزل اوزن در کردستان
زنجان رود
هزار رود در زنجان
173. خدایا شکرت که با یکی از دوستانم در ارومیه صحبت میکردم و حرف از باران شد، گفت امسال بارش ها خیلی خوب بوده و نصف دریاچه ارومیه آبگیری شده. خیلی خوشحال شدم
174. خدایا شرکت که کولر آبی ما اینقدر خنک میکند و باد پرفشاری دارد
آنان که سخن را با دقّت مىشنوند و بهترین آن را پیروى مىکنند، آنانند که خداوند هدایتشان نموده و آنانند همان خردمندان.
===================================
سلام به استاد عزیزم و استاد مریم جانم و دوستان نازنینم
روزگارتون بخیر و شادی و سلامتی
به به پارادایس زیبا که دلمون خیلی براش تنگ شده
استاد جانم و مریم بانو جانم کاش سریال زندگی در بهشت رو دوباره شروع کنید ما حسابی دلبسته اش شدیم
استاد شایسته جان دلمون برای دیدن روی ماه شما و شنیدن صدای شما و صحبتهای آموزنده شما هم حسابی تنگ شده و مشتاقانه منتظریم التفاتی فرموده و رخ بنمایی!
استاد جانم شما تو خیلی از فایلهاتون گفتین که همه ی انسانها سیستم عصبی و مغزشون شبیه همدیگه است اگه یه نفر تونسته کاری رو انجام بده پس امکانپذیره،
و بقیه اش بستگی به این داره که بهش علاقه داشته باشه و براش مهم باشه. و اینکه عوامل بیرونی مثل رنگ پوست و نژاد و جنسیت و محل سکونت و سن و… نمیتونه مانع بشه
مانع در ذهن ما و باورهای ماست
من برای خودم ترجیح میدم چیزهایی رو بعنوان باورهای قدرتمند کننده باور کنم که پایه و اساس درستی داشته باشه، مثلاً من لیاقت دارم که فلان مهارتو کسب کنم یا به فلان جایگاه در رشته ی مورد علاقه ام برسم
کافیه که بخوام،خواست و اراده و پشتکار من تعیین کننده است نه سنم
فرصتها همیشه وجود داره
هیچوقت برای یادگیری دیر نیست
توجه نکردن به حرف مردم و…
از تو حرکت از خدا برکت(معادل همون باور که ما یک قدم برای خواسته مون بر میداریم و خدا هزار قدم بطرف ما برمیداره و مسیرمونو هموار میکنه)
همون باورهایی که از شما یاد گرفتیم
برای هر کاری از باورهای متناسب با اون کمک میگیرم
شاهدش هم همین مهارت دوچرخه سواریه که چهار سال پیش شروع کردم و بشکل ابتدایی یاد گرفتم
و همون یاد گرفتن ابتدایی برام کارساز شد وقتی که تو سفر امریکا رفتیم جزیره ی مکینا آیلند و من پا به پای بقیه تونستم دور جزیره رو با دوچرخه برم خدا میدونه که چقدر لذت بردم و خدا رو شکر کردم
الانم روزی نیمساعت دارم دور زدن و حرکتهای مختلف رو تمرین می کنم که مهارتم افزایش پیدا کنه و مسلط باشم، یه چیزی شبیه رانندگی کردنم با ماشین بشه..
در صورتی که خیلیها که حتی چند سال از من کوچیکترن میگن از ما گذشته..
و صد البته که شما درست میگین که اگه باور اشتباهی به رشد و پیشرفت کسی کمک کنه ما نباید با گفتن باور صحیح رو ذهنش اثر منفی بزاریم
چقدر این دانشمند یونانی کارش درسته و حرفهاش طبق قوانین جهانه
خدا رو شکر که هیچوقت به فال و ماه تولد و اینکه ستاره شناسها چی میگن اعتقادی نداشم و هرگز سراغش نرفتم
استاد جانم من 6 ساله که دانشجوی شما هستم و خدا رو شکر که خیلی از باورهامو اصلاح کردم ورودیهای ذهنمو و خود ذهنمو بشدت کنترل می کنم و احساسمو خوب نگهمیدارم
البته درستش اینه که بگم احساسم خود بخود خوب هست نیازی نیست که من تلاش کنم تا خوبش کنم یا خوب نگهش دارم
الان می تونم بگم که اکثر باورهام شبیه باورهای شماست..
چیزهایی که همه بمن می گفتن و خودم هم می دیدم که توش خوب هستم:
اینکه استعداد یادگیریم خیلی زیاده
هوش سرشاری دارم، هرچیزی رو که یکبار ببینم سریع یادش می گیرم و بهتر از خود طرف و البته خلاقانه و شخصی سازی شده انجامش میدم
چند ساعت پشت سرهم میتونم راه برم و خسته نشم و کلاً دوست دارم رشد و پیشرفت کنم و…
و از وقتی که بچه بودم همه اینو بمن می گفتن هم خانواده ام و هم تو مدرسه و هم دخترای فامیلامون که تو مدرسه با من بودن، و هنوزم که هنوزه هروقت منو می بینن یا یه وقت تماس میگیرن همینو میگن..
فایل کمبود را باور نکن حتی اگر پروفسور هاوکینگ گفته باشد رو هم بارهاگوش کردم و چند بار هم نشانه روزانه ام بوده
خدا رو هزاران بار سپاس که دوره ی روانشناسی ثروت 1 رو با اینکه داشتم دوباره همزمان با دوره ی بینظیر و شگفت انگیز همجهت با جریان خداوند خریداری کردم و تقریباً همه ی جلسه هاشو گوش دادم و باید بازهم هرکدومو چندین بار گوش کنم و نتبرداری کنم و تمریناشو انجام بدم که به امید خدا همین کار رو خواهم کرد
و الانم هر روز از فایلها و دوره ها گوش میدم و روی خیلی از اونها کامنت میزارم و کامنتهای دوستانمو میخونم و لذت میبرم که چه کامنتهای زیبا و عالی نوشتن
دوستان هم لطف می کنن و برام پاسخ مینویسن
هر روز دوتا سه تا پنج تا بیشتر یا کمتر نقطه ی آبی هدیه میگیرم، و خداوند بمن میگه بنده ی عزیز من این نقطه های آبی خوشگل شانسی و اتفاقی نیومده برات دوستانت هم که عاشق چشم و ابروت نیستن که بخوان همینجوری برات بنویسن، باید کار کنی هر روز قدمی برای رشد و پیشرفت خودت برداری تا من هزار قدم بسمتت بردارم و زندگیتو پر از معجزه کنم همونجوری که تا حالا زندگیتو پر از معجزه کردم و زیبا بوده، و بعد از این هم زندگیت بازهم قشنگتر و بهتر میشه در همه ی زمینه ها..
و من خیلی وقته که بهش میگم چشم خدا جانم، من مخلصتم چاکرتم سپاسگزارتم که استاد عباسمنشو به زندگیم آوردی و زندگیم هر روز بهتر و حال و احساسم هر روز عالیتر میشه..
امروز هم فراوون اتفاقات خوب و زیبا برام رخ داده
دوباره اشکهام همینجوری داره میریزه
استاد جانم بینهایت متشکرم برای آموزشهای خداییتون و عاشقتونم
استاد شایسته جانم از شما هم بینهایت متشکرم که خیلی چیزها از شما یاد گرفتم و خیلی زیاد عاشقتم امیدوارم که رخ بنمایی
و خدارو هزاران بار شکر که امروز خبر از پروژه جدید دادی میخوام بگم که من کاملاً آماده و مشتاقم
و به امید خدا تو این پروژه ی جدید مثل پروژه های قبلی و همینطور دوره ی همجهت با جریان خداوند حضور فعال خواهم داشت و همه هم میترکونیم
دوستای عزیزم ازشما هم خیلی چیزها یاد گرفتم و عاشقتونم
چقدر من شمارو دوستتون دارم و چقدر شما بینظیر و انسان شاکرِ واقعی هستید خیلی زیاد برای من نشانه و الگویی هستید که یک موقع نخواهم کم کاری کنم در مسیرم،
وقتی میبینم انقدر اگاهانه و قوی دارید عمل میکنید و توحیدی نگاه میکنید و زندگی میکنید و بقیه ی ادمهارو میبینم که کجای زندگی قرار گرفتن به نسبت شما و چقدر درگیر حاشیه و حالِ بد هستند و کارهای پوچ، واقعا واقعا شمارو تحسین میکنم بینهایت سپاسگزارم ازتون که هستید مینویسید و بینهایت برای من الهام بخش هستید عزیزم،
و این یعنی سپاسگزاری واقعی نه صرفا به زبان گفتن بلکه سپاسگزاری رو زندگی کردن و عمل کردن مثلا شما مثل بقیه نمیگید خب دیگه سنی از من گذشته و بشینم تو خونه یا درگیر قرص و دکتر باشم،
شما از این فرصت زندگی و نعمت توحید و سایت نهایت استفاده رو دارید میکنید و این یعنی سپاسگزاری واقعی،
استفاده کنیم از این فرصت زندگی و این نعمت سایت و توفیقی که خداوند نصیبمون کرده و هدایت کرده،
تحسینتون میکنم بینهایت دوستتون دارم بینهایت،
در پناهِ خداوند بدرخشید زندگی کنید لذت ببرید با تندرستی کامل و حس خوب و سرشار از حس توحیدی و یکتا پرستی…
ممنونم که اینقدر مهربونی و چند بار برای من پاسخ نوشتی
و اسمت چه زیبا و با مسماست، عاطفه جانم
پریروز که دیدم رو جلسه 4 قانون سلامتی برام پاسخ گذاشتی خواستم برات بنویسم ولی گزینه ی پاسخ نداشت، دلیلشم این بود که چندتا پاسخ روی یک کامنت پشت سر هم گذاشته شده بوده..
امروز هم که میخواستم برات بنویسم متوجه شدم که کلاً برای سه پاسخی که لطف کرده بودی و بمن هدیه داده بودی، برای هیچکدوم کامنت نزاشتم فکر می کردم یکی نوشتم ماشالله عاطفه هم که تو این سایت الهیمون فراوونه و اونی که فکر می کردم برای شما نوشتم رو درحقیقت برای عاطفه جان معین روی جلسه 19 دوره همجهت با جریان خداوند نوشتم
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که توفیقم داد برات بنویسم
منم شما رو تحسین می کنم که استمرار داری و هم توی فایلهای دانلودی وهم توی محصولات می نویسی
الهی که اون احساس خوبی که بر من اضافه کردی چندین برابرش به خودت برگرده و زندگیتو پر از معجزه کنه
عاشقتم عزیزم و بهترین های دنیا و آخرت رو از رب العالمین برای شما درخواست می کنم
از اونجایی که تو یکی از کامنتهای هم جهت با جریان خداوند توضیح داده بودید که با همسرتون از اون بنده خدا مادر همسر گرامیتون بیمار شده بودن نگهداری میکردید شبها پیشش میموندید و اون بنده خدا میترسید دچار فراموشی شده بود…
وقتی این کامنت رو مطالعه کردم گفتم بله اینه جریان زندگی و داستان زندگی و عزت و موفقیت آدمها،
خیلی روح بزرگی میخواد که کمک کنی از انسان بیمار و بتونی خدمت کنی و خداوند این توفیق رو نصیب هرکسی نمیکنه،
یادمه از بچگی مدام این حرف تو خونه ی ما تکرار میشد اول بگم که ما یه خانواده پر جمعیت هستیم که از قضا سید هم هستیم . من همیشه میشنیدم از دهن بابام و داداشام که میگفتن دخترای سید خوشبخت نمیشن ببین دختر فلان عمو خوشبخت نیست ببین دخترای فلان عمو زاده هم خوشبخت نیستن دخترای عموی بابا هم خوشبخت نیستن ، منم اینا رو میشنیدم اما از جانب خدا هیچوقت قبول نمیکردم این حرف رو توی قلبم مخصوصا بزرگتر که شدم مثلادانشگاهی که بودم وقتی این حرف رو میشنیدم با خودم میگفتم ” اتفاقا من میخوام ازدواج کنم و خوشبخت بشم تا چیز بشه به این حرف مزخرف ” و خداروصد هزار مرتبه شکر ازدواج کردم با کسی که انتخاب خودم بود با کسی که مثبت نگر بود توحیدی بود به آینده امیدوار بود استقلال فکری داشت و الان بعد از 10 سال هنوز عاشقانه همدیگرو دوست داریم .
یه جمله ی دیگه که فکر کنم تو تمام خانواده های ایرانی مرسوم هست میگن : تا میتونید توی دوران نامزدی خوشی کنید که این دوران دیگه تکرار نمیشه بهترین دوران زندگی فقط نامزدیه اون موقع هام که من نامزد بودم خیلی شنیدم اما میگفتم نه من جوری زندگی میکنم که تمام سالهای زندگیم مثل نامزدی باشه و خداروشکر همینطورم هست.
یا مثلا میگفتن سید ها خیلی عصبی هستن و روزهای 4شنبه سیدی میگیرشون و خیلی عصبی تر میشن که باز اینم نپذیرفتم و خیلیم به لطف خدا آرومم من .
اما … یادمه مامان بزرگم یعنی مامان پدریم خیلی لاغر و ریزه میزه بود و همش به من میگفتن تو شبیه مادربزرگی و منم گاردی نداشتم از این حرف الان متوجه شدم که من نمیخوام مثل اون لاغر باشم دوسدارم هیکلم پرتر بشه .یا خیلی میشنیدم که تو خانوادمون میگفتن پرخوری آدم رو خنگ میکنه و منم که نمیخواستم خنگ باشم از غذا خوردن بیزار بودم به حدی که آرزوم این بود که اصلا کاش غذا خوردن وجود نداشت ، یادمه یه دختر عموی تپل هم داشتیم که اینقدر اینو مسخره میکردیم که بیچاره داغون شده بود از اعتمادبنفس .چون باورکل طایفه ما این بود که ما ژنتیکی و ارثی لاغریم و اون یه دونه دختر تو کل طایفه شده بود سوژه ی طایفه.
اما الان با تمام وجود هیکل زیبا و رو فرم رو میخوام و تحسین میکنم افراد خوش هیکل رو، در تلاشم باورهامو تغییر بدم .
یا مثلا یادمه بابای خدابیامرزم همیشه میگفت به ریزه میزه بودن زهرا نگا نکنید ها ، این نصفش زیر زمینه و منم خوشم میومد از این حرف و به یه امتیاز مثبت تبدیلش میکردم تو ذهنم و بازم خداروشکر از وقتی که اومدم تو راه آگاهی میگم انگار بابام یه چیزی میدونست راجب من .
ممنونم از استاد عزیزم بابت این فایل پر مغز و بینهایت گرانبها
استاد من میخوام با شما در پاییز یک مصاحبه حضوری یا آنلاین داشته باشم
انشاءالله اگر در تهران حضور داشتید روی استیج در سمینار در کنارتون هستم یا یک جایی را مشخص کنیم برای صحبت اما اگر در تهران حضور نداشتید به صورت آنلاین با هم گفت و گو کنیم(چون بنده فعلا قصد سفر به فلوریدا را ندارم)
انشاالله پاییز با بچه های پر نتیجه و اثرگذار سایت عباسمنش در مکانی مشخص در تهران دورهمی داریم و قرارش رو گذاشتیم و دوست دارم شما هم کنار من باشید و انشاءالله که هستید(چون احساسم اینو میگه)
به هر حال
من از نتیجه ام در این ماه بگم بهتون
فکر میکنم از نتایج قبلیم و توضیحاتی که در مورد زندگیم دادم بدونید چون در کامنت قبلیم که 4 ماه پیش بود گفته بودم
به هر حال استاد جان
من تا قبل از عید با 2 تا از بچه های عملگرا و گل سایت به نام مهدی سابقی نژاد عزیزم و مهندس هرمز بالی پور عزیزم بسیار زیاد مصاحبه داشتیم و روی ثروت تمرکز داشتیم و مدام دنبال الگو ها میگشتیم و روی باورهامون کار میکردیم و اونارو تقویت میکردیم
استاد جان،الان صمیمی ترین دوستان بنده درآمد میلیاردی دارن و در کار خودشون بسیار شناخته شده هستن و این ها توحیدی ترین انسان هایی هستند که میشد تو زندگیم ببینم
آقای علی مهریزی،آقای سید علی اکبر حیدری و بهترین رفیقم آقای محمدرضا عادلیان و …
4 روز پیش وارد 22 سالگی شدم و جالبه بدونید 90 درصد دوستان من میانگین 15 سال از من بزرگتر هستند
39 ساله،42 ساله،50 ساله,62 ساله،30 ساله و ….
اینو میخواستم بگم، تا قبل از عید به شدت روی ثروت تمرکز داشتیم و تونستیم درآمد رو به حدود 400؛450 میلیون برسونیم
اما در این یکی دو ماه که به شدتتتت روی توحید تمرکز کردم،جلسه های توحیدی با مهندس سید علی اکبر حیدری عزیزم و چند تا از دوستان دیگه ام که در سایت عباسمنش هستند برگذار کردیم و ادیت کردم و بار ها همونا رو گوش کردیم و فایل های توحیدی مختلف درست کردم فایل هایی که هر کدوم ارزششون بیش از 200 میلیون تومان هست
هر لحظه سعی کردم توحید رو رعایت کنم و قدرت رو فقط به خدای خودم بدم، قبل از این هم تمام سعیم بر همین بود اما شرایطم طوری بود که به خاطر یکسری از موضوعات باعث نمیشد بتونم درست فکر کنم و اون عوامل رو خط زدم و بعدش تونستم خیلی تمرکزی با خیالی آسوده روی توحید کار کنم
میخوای ثروتمند شی؟
باور های توحیدی
میخوای همه عاشقت بشن؟
باور های توحیدی
میخوای لذت بخش ترین زندگی رو با بالاترین آرامش تجربه کنی؟
باور های توحیدی
استاد عزیزم، تا امروز در این ماه تونستیم بیش از 900 میلیون تومان پول در بیاریم و انشاءالله تا پایان این ماه به 1 میلیارد تومان میرسونیمش
استاد بهترین دوستان جهان رو دارم، به خدا قسم هر کدومشون بی نظیرترین انسان هایی هستند که میشه یک انسان ببینه
هر کجا که میرم همه خیلی زود و به شدت عاشق شخصیت و انرژی بسیار بالای من میشن
مثلا حتی سوار تاکسی اینترنتی که میشم ، طرف بعد از 5 دقیقه که میخوام پیاده شم روشون نمیشه از من پول بگیرن و میگن شما مثل پسر یا داداش من میمونی و انقدر ازت انرژی گرفتم که خدا میدونه :)
استاد در مرحله ای قرار دارم که کن فیکونه
میگم شو
سپس می شود
هر چه را بخواهم و به هرکه اشاره کنم خیلی آسون و سریع به دست میارم
میخواستم چند صد هزار نفر بنده رو ببینن، فقط با گذاشتن 3 کلیپ چنین شد:)
هرکاری که میکنم حتی خیلی بیش از اون چیزی که فکرشو میکنم ازش نتیجه میگیرم
مثلا داخل یوتیوب یک پست گذاشتم و 2 هزار ویو خورد
خواهرم گفت علی آخه مگه تو چقدررررررر به خدا وصلی،مگه تو چیکار میکنی؟؟؟؟
بعدش ازم فایل های شمارو خواست و اومده بود یکسره فایل های شمارو گوش میداد:):)
کلییییی نتایج دیگه دارم که برای همه قابل باور نیست
با افتخار میگم شاگرد سید حسین عباسمنش هستم و تا ابد هم همینو میگم
بی نهایت از شما سپاسگزارم که حضور دارید و ازتون خیلیییییی یاد گرفتم و مهمتر از همه به من توحید رو آموزش دادید
من هیچ کدووووووم این نتیجه هارو، از خودم نمیدونم
به والله هیچ کدوم رو، به همون میزان که تونستم باورش کنم و توحیدی عمل کنم نتیجه اش رو دیدم
هرچقدر تونستم رابطه ام رو باهاش صمیمی تر کنم، به همون میزان جهان بیشتر عاشقم شد
هرچقدر تونستم بیشتر جلوش زانو بزنم، به همون میزان کاری کرد که جهان بیشتر جلوم زانو بزنه
هرچقدر سرم رو جلو الله پایین گرفتم، به همون میزان سرم رو جلو جهانیان بالا گرفت
هرچقدر تونستم بیشتر عاشقشم بشم، به همون میزان جهان بیشتر و بیشتر عاشقم شد
به والله با پوست و استخون تجربه اش کردم
بالا بریم پایین بیایم
چپ بریم راست بیایم
آخرش میخوریم به الله
جز اون راهی نیست
به خدا آرامشی که دارم اصلا قابل توصیف نیست
خیلی آسون و سریع هر لیلی یا مجنونی رو به دست میاری
خیلی آسون و سریع هر پول و ثروت و ماشین و ویلایی رو میشه به دست بیاری
اما فقط باید اولویتت خدا باشه
اولویتت توحید باشه
چه غصه هایی خوردیم
چه نگرانی ها و زجه هایی زدیم
چه ترس هایی داشتیم
که فهمیدیم همش پوچه
همش به خاطر این بود که رابطه مون با الله مهمترین رابطه نبود، همش به خاطر این بود که اولویت ما خودمون و الله نبودیم
همش به خاطر این بود که خدا رو فراموش کردیم
اگر میخوایم خوشبخت ترین و موفق ترین انسان کره زمین باشیم، باید روی توحید کار کنیم
توحید توحید توحید
همه چیز اونه
به شرط اینکه بتونیم درست درک و باورش کنیم
به بچه ها هم قبلا عرض کرده بودم که کسی رو بزرگ نکنید
اگر از من یا هرکسی چیزی یاد میگیرید (یعنی در واقع بهتون یادآوری میشه) به جای اینکه اون شخص رو بزرگ کنید و به اون شخص توجه کنید، فقط اون حرف و سخنی که براتون اثرگذار بود رو بردارید و بگذرید
سوزنتون روی اون شخصه گیر نکنه
یه الگو و استاد که عباسمنش هست برای همیشهههه ی ما کافیه و چه الگوی بی نظیری
واو علی ملکی چه خفنه،واو آقای فلانی چه خفنه
همه ما خفنیم ولی به میزانی که بتونی با خدا رفیق شی و باورش کنی و عمل کنی به قوانین، به همون میزان خفنی
انسان به خودی خود هیچی نیست
یک روز یکی از عارفای بزرگ به خدا میگه خدایا میخوام نشونم بدی که من چقدر بزرگ شدم و به چه درجه ای رسیدم
همینکه داره این رو میگه خوابش میبره
بعد از چند ساعت بیدار میشه میبینه شلوارش خیس شده و از ادرار و مدفوعش بوی گند همه جارو گرفته
ندا میاد که فلانی
تو اینی
و بیش از این نیستی
هرچه هست به لطف و کرم ما بوده و هست
فکر میکنم آقای ابوالحسن خرقانی بودن
طرف نوشته وای من فلان شخص که کامنت در سایت میزاره رو چطور میتونم باهاشون کانکت شم؟ خیلی کامنت های گشنگی میزارن و اشک منو در میارن……
به خدا خود خداااا خجالت میکشه از رفتار ما
که انقدر آدم هارو بزرگ میکنیم
من یه حرفی یکی از دوستان بهم زد هنوز که هنوزه نتونستم هضمش کنم و هرطور شده میخوام فراموشش کنم و یجوری ردش کنم بره
گفتم به زودی با عباسمنش یه مصاحبه دارم و میخوام بهش از نتایجم بگم و …..
گفت چه احتیاجی داری بخوای خودتو بهش توضیح بدی؟؟
عباسمنش یه الگو بوده و هست تا تو برسی به اون دریا
اینی که تو میگی خود خود شرکه و من خودم به شخصه با اینکه صدای عباسمنش هر لحظه تو گوشم میپیچه اگر سمینار برگذار کنه در اون سمینار شرکت نمیکنم، چون احتیاجی ندارم که خودم رو به کسی توضیح بدم
حالا ما میخوایم هرجور شده با یه آدمی که کامنت گشنگ گشنگ میزاره کانکت شیم
چه احتیاجی داری؟؟؟
چرا انقدر خودت رو کوچک فرض میکنی؟
چرا دیگران رو هرچی میشه میاری بالا و خدارو فراموش میکنی؟
مدام کارمون شده مچ این و اون رو گرفتن و دیگران رو بالا و پایین کردن
در این کار استادیم استاااااااااد
اگر من اینجام، اینجام چون گفته شده باش
چون گفته شده صدای من باش برای بچه ها
اما من بزرگترین آرزوم اینه که بزرگترین دست خدا باشم برای جهانیان و بزرگترین الگو باشم برای همه مردم کشورم مخصوصا بچه های سایت عباسمنش
به جای اینکه عباسمنش و هرکسی رو بزرگ کنی بشین روی خودت کار کن
ورزش کن
تمرکز صدت رو بزار تا ثروتمند شی
خودت بشو الگو برای همه دوستات و خانوادت و تمام جهانیان نه اینکه دیگران رو خدای خودت کنی
اونا الگو هستن
تا تو برسی به اون دریا
حرف های گشنگ رو ولش کن، اونارو بزار برای کسایی که دوس دارن فقط حرف های قشنگ بزنن
طرف تمام وقتشو گذاشته تمام ابیات مولانا رو حفظ کرده تا بتونه در چند تا جمع حرفی برای گفتن داشته باشه
چقدر همه درگیر رنگ بندی ایم و چقدر اصل رو از فرع کمتر دیدیم….
ببین پسر خوووووب ، دختر خووووب
به جای اینکار ها بیا به فقط یکی از این ابیات و جمله ها عمل کن
میخوای خودتو به کی ثابت کنی؟
برای چی؟
برای کی؟
چرا انقدر آدم هارو بزرگ میکنیم؟
میخوایم یجوری داستان هارو تعریف کنیم که دیگران خوششون بیاد
میخوایم یجوری حرف بزنیم که دیگران خوششون بیاد
میخوایم بگیم منم بلدما، منم هستمااااا
ببین چقدر خوبممممم؟
یجوری راه میریم که دیگران بگن واوووو ببین چقدر جذابه
عزیزم ببین چی بهت سود میرسونه اون رو بردار و برووووووو
واینستا
سوزنت گیر نکنه روی آدما
نه تخریبشون کن و نه بالا ببرشون
این جهان فقط خداست
غیر خدا نیست
همه چیز رو خدا ببین
ببین و یاد بگیر و بگذر و فقط عاشقی کن با الله
هر لحظه ببین تسلیمی یا تدبیر میکنی؟
تسلیم و تدبیر یعنی این لحظه خودم رو میارم بالا یا خدا رو؟
تسلیم و تدبیر یعنی این لحظه دیگران رو میارم بالا یا خدا رو؟
لحظه به لحظه تصمیم گیری باید کرد که من باشم یا او باشه؟
هرچقدر بیشتر خودت رو فدای الله کردی، الله همه رو بیشتر فدایت میکنه
هر لحظه باید ببینی حق رو زیر پا گذاشتی یا خودتو؟
یعنی در این لحظه من نباشم، خدایا تو باشی
استاد جان بنده بخشی از تمارینی که در روز انجام میدم و جزئی از عادتم شده رو میگم:
هر روز هروقت آینه میبینم حساااابی قربون صدقه خودم میرم، مثلا چشمک میزنم و میگم چطوری خوشگلهههه،ماشاالله سلطااااااان ، ماشاالله رئیس، جذاب ترین و خاص ترین پسر دنیا تویی و خیلی خیلیییی قربون صدقه خودم میرم چون باور دارم مهم نیست دیگران چه نگاهی به تو دارن بلکه مهم اینه که خودت چه نگاهی به به خودت داری و هر نگاهی به خودت داشته باشی دیگران هم همون نگاه رو به تو دارن(که البته اصلا نگاه و نظر دیگران با احتراااام مهم نیست)
هر لحظه و هر جایی که میرم با احساس بسیار خوب سپاسگزار خداوندم بابت نعمت ها و زیبایی اطرافم،در حمام،در سرویس بهداشتی،در هر حالتی که هستم،وقت بیداری،وقت خواب و ……
بابت غذایی که میخورم از سیستم گوارشی ام و اندامم
هنگامی که در کارگاه هستم بابت تمام مشتریان و دستگاه ها و …
خیلی لذت بخش تر میشه وقتی زیر دوش هستم و سپاسگزاری میکنم یوهووووووووووو:):)
هرزمان خواسته ای در من شکل میگیره با احساس بسیار خوب و خیلی زیبا مینویسمشون
و کلییییی کار ها و تمارین دیگه که همگی جزئی از عادات من شدن
استااااااد
همش لذته
همش آرامشهههه
همش عشقههههه
وقتی درک میکنی خدا هر لحظه کنارته و نگاهت میکنه
وقتی درک میکنی خدا هر لحظه داره هدایتت میکنه و 7 بار قسم خورده که خیر و شر تورو هر لحظه بهت میگم
وقتی درک میکنی قدرتمندترین و ثروتمندترین و مهربان ترین و بخشنده ترین و بزرگ ترین نیروی جهان، بهترین رفیقته
دیگه نه ترسی داری نه اندوهی
غصه چیو بخوریم آخه؟
هر چالشی پیش بیاد میدونی که حل میشه چون در کنار هر سختی آسانی هست
آرامی آراااام
تو چرا انقدر بزرگی رفیق؟
چرا انقدر مهربانی الله؟
چرا انقدر کمکمون میکنی؟
چرا انقدر وفاداری؟
چرا انقدر در عین این همهههههههه لطف و محبت هیچچچچچ انتظاری از ما نداری؟
چرا انقدر خیانت کاریم ما؟
هرچقدر جلوتر میرم میفهمم چقدر شرک میورزیدم و چقدر هنوز هم دارم شرک میورزم
آخه چطوووور تو با این همه گناه و خطای ما باز این همهههههههه عاشق ما هستی و به هرچی میخوایم مارو میرسونی؟؟
آخه بهم بگو تو چرا انقدرررررر رحمانی؟؟
چرا انقدر عاشقی؟؟
ما چه کردیم مگه در حق تو که این همه نازمونو میکشی؟؟؟
تویی که بی نیازی،تویی که ثروتمندترینی،تویی که زیباترینی،تویی که قدرتمندترینی
ما چی داریم آخه؟؟
غیر از اینکه یه نطفه مطئفن بودیم ؟
چرا انقدررررررررر لایق دوستی با تو هستیم؟
انسانی که تا یه کوچولو بالا میره مغرور میشه و خودشو بالاتر از بقیه میبینه پس چرااااا تو با این همه عظمت و جلال اینطور نیستی؟؟؟
ما چرا انقدررررر لیاقتمند هستیم که تو انقدر هوامونو داری؟
میگی هیچ ترس و نگرانی در خودت ایجاد نکن بنده من
مگه من هر لحظه هوای تورو ندارم؟
مگه من حضور ندارم؟؟
مگه من تورو و هرچی در این جهان هستی هست رو نیافریدم؟؟
مگه من قسم نخوردم که هدایتت میکنم؟
مگه من قسم نخوردم از جاهایی بهت روزی میرسونم که فکرشو نمیکنی؟
تو فقط قلبت با یاد من آروم میشه پس چرا انقدر از من غافلی؟؟
چرا انقدر به من پشت میکنی؟؟ چطور میتونی؟؟ چطور دلت میاد؟؟
خدایا منو ببخش که فراموشت میکنم
خدایا مرا لحظه ای از یاد خودت غافل نکن، این بزرگترین آرزوی منه،این بزرگترین آرزوی یک انسانه
یک عااااااالمه حرف و نتیجه و مثال و داستان و الگو دارم که فقط خواستم یه کوچولو توضیح بدم که هم از شما تشکر کرده باشم و هم به بچه ها بگم مهمترین قانون توحیده
از این لحظه نهایت لذت رو میبرم و بهترین آرامش رو دارم و در مسیر اهدافم قدم برمیدارم و میخوام وقتی رفتم از این دنیا سرم بالا باشه
بگم خدایا من به لطف تو روزی هزاران نفر رو میدادم
خدایا من به لطف تو الگوی میلیون ها نفر بودم
خدایا من به لطف تو بهترین زندگی رو برای خانواده ام فراهم کردم
خدایا من مثل خودت شاهانه زندگی کردم و بی نیاز بودم از هر آدم و پول و ثروت و نعمتی چون همشون رو به دست آوردم و تونستم ازشون گذر کنم و تمام وجودمو با بالاترین تجربه برای تو بزارم
خدایا من به لطف تو در این مسیر پر فراز و نشیب و پر از چالش، یک زندگی بی نظیر و بسیار ثمربخش داشتم
خدایا من در این بازی زندگی تونستم پیرووووز بیرون بیام
خدایا من لحظه به لحظه زندگیم سعی کردم بیشترین لذت رو ببرم و آرامش بی نظیری داشتم چون تورو باور کردم
به قول اون عزیز:
فرمانده باش
تاریخ هیچوقت از سربازان یاد نمیکنه
استاد جان انشاءالله به زودی میبینمت،یا به صورت آنلاین یا حضوری
ایمیل میفرستم خدمتتون و منتظر پاسخ شما هستم
حالا چرا گفتم پاییز ؟
چون تا اون موقع انشاءالله میلیون ها نفر بنده رو دیدن و درآمدمون خیلی بهتر شده و کلی نتایج بزرگتر دارم
واقعا دمت گرمه اصلا کامنتتو که خوندم خیلی حس خوبی بهم دست داد کلی تحسینت کردم که تو این سن کم به درآمد ماهی 1 میلیارد داری میرسی و انقد برات خوشحال شدم که انگار خودم به این درآمد رسیدم در حالی که فعلا هیچ درآمدی ندارم ولی واقعا دمت گرمههههه پسررر دمت گرم که رو توحید کار کردی و تو تمام جنبه ها فقط چشم و دیدت به خداست
و بابت کامنتتم ازت سپاسگزارم که امید و تو دلم زنده کرد و بیشتر اشتیاق پیدا کردم که رو باورهای ثروت و توحیدیم کار کنم
ایشالا هرجا که هسی موفق ترین باشی و به درآمد های بی نهایت بالا برسی
سلام مهسا عزیزم، امیدوارم هرکجا که هستی حالت عالی باشه
سپاس از محبتت و دعای خیرت و خیلی خوشحالم که کامنت بنده برات اثرگذار واقع شده
این پیام برای شما و همه بچه ها هستش:
ببین اصلا مهم نیست الان در چه وضعیتی هستی و اصلا خودمون رو هیچوقت در هیچ لحظه ای با کسی مقایسه نکنیم چون هرکسی راه خودشو میره و چالش های خودشو داره و …، ولی چیزی که مهمه اینکه روی خودت کار کنی و تمام تمرکزت رو از جهان اطرافت برداری و فقط بزاری روی خودت و خدای خودت
باید مراقب ورودی هامون باشیم
چی میشنویم
چی میگیم
چی میبینیم
و مدام باید ورودی های خوبمون رو تکرار کنیم
مثلا صحبت های استاد،صدای خودمون که ضبط کردیم،تکرار عبارات خاص و ….
حتی موزیکی که گوش میدیم باید بوی خدا و قوانین رو بده
باید تمام تمرکز و فکر و ذکرمون برای خودمون و خدا و قوانین جهان هستی باشه
دیروز به بچه ها میگفتم، گفتم هرکسی در این جهان به اندازه خودش داره روی خودش کار میکنه
هیچکس نمیخواد آینده ای خراب داشته باشه که ولی 98 درصد مردم احساس خوب ندارن،مدام نگرانی و حرص و کینه و غر غر کردن و ….. و این باعث میشه یک صدم چیزی که میخوان هم بهش نرسن ولی باز اندازه خودشون دارن روی خودشون کار میکنن
حالا ما خیر سرمون عباسمنشی هستیم، باید صد برابر اونا روی خودمون کار کنیم
خیر سرت عباسمنشی هستی
خیر سرت خداوند این هدیه بی نهایت ارزشمند و گرانبها که عباسمنش هست رو سر راهت قرار داده
میتونی فراتر از عباسمنش بری
میتونی فراتر از برایان اعتماد ها بری
میتونی فراتر از مانی خوشبین ها بری
میتونی فراتر از کریستیانو رونالدو ها و علی دایی ها بری
به خدا انسان های به شدت با شخصیت و دوست داشتنی هستن و همگی دکتر و مهندس(مشتریامونو میگم)اما کامل معلومه که چند چند هستن ولی تا حد خودشون دارن عمل میکنن
ولی ببین تووووو شاگرد عباسمنشی، بایددددد بترکونی
باید بشی الگو واسه تک تک اعضای خانوادت
باید بشی الگو برای تک تک دوست و آشنا
باید بشی الگو برای همه مشتریان و هرکسی که تورو میشناسه
تو باید بوی خدا بدی و هرکجا میری همه حز کنن و کلیییییی تحت تاثیر قرار بگیرن از شخصیت و انرژی بی نظیرت اما این چه زمانی مورد قبوله؟؟ زمانی که نتیجه داشته باشی
زمانی که ببینن نتیجه داری و حرف مفت نمیزنی
لطفا بیا عمل کن
لطفا بیا دست برداریم از حاشیه
دست برداریم از اینکه کی برای پروفایلش چه عکسی گذاشته و کی با کی دیت رفته و کی با کی رل زده و کی اکسشو دیس کرده و کلی از این شر و ورااااااا
بیا 6 ماه دیگه، 2 سال دیگه با بی ام و و بنز خودت برو اون دختر یا پسری که میخوای رو سوار کن
ولشون کن این آدمایی رو که 2زار پول دارن و فکر میکنن ثروتمند هستن و فکر میکنن بهترین زندگی رو دارن و از همه بالاتر هستن و سر از هر ناکجا آبادی در میارن و دیگه برای پیشرفت تحرکی ندارن
رفیقات باید هدفمند باشن
باید موفق باشن
باید ثروتمند باشن
باید مفید و اثرگذار و الگو باشن برات
اگر غیر این هست خطش بزن
میدونی چقدر با ارزشی؟
با ارزشی که بهترین زندگی رو داشته باشی
نه اینکه هر شب هماهنگ کنی برید فلان خیابون دور دور و دختربازی
نه اینکه امشب و فردا شب هماهنگ کنید با رفقا بساط مشروب بچینید و عرق بزنید بر بدن و مست کنید و دغدغه تون این باشه که امشب به جایwinston، marlboro دود کنید و مدام به شکست عاشقی هاتون فکرکنید
الان در هر مرحله ای هستی فدای سرت
نه عقب موندی و نه جلو افتادی
ما فقط این لحظه رو داریم
از این لحظه نهایت لذت و استفاده رو ببر
بیا عمل کنیم
بیا تمرکزمون رو بزاریم روی اهدافمون
بیا بیا از حواشی دور شیم
تو با 99 درصد مردم فرق داری
تو یک عباسمنشییییییییییییی هستی
چقدررررر به چیز هایی که میدونی و بلدی عمل میکنی؟؟
چقدرررر از وقتتو در روز میزاری برای گوش کردن به فایل های استاد؟؟
چقدررر به تمارین عمل میکنی؟
آیا سپاسگزار هستی؟
آیا بهترین دوستت خدا هست؟
آیا تمرکزت فقط و فقط روی اصل هست و قاطی باقالیا نمیشی؟
باید ذهنت کاملا مسخر الله بشه
باید این اجازه رو بهش بدی
باید حسابی ورودیاتو کنترل کنی
صبح تا شب فقط قربون صدقه خودت برو
تمرکزت رو از جهان اطرافت بردار و فقطططط بزار روی خودت
فقط توجهت روی ویژگی های مثبت خودت باش، بنویسشون
صبح تا شب سپاسگزار خداوند باش و چند ساعت یک بار بنویسشون
صبح تا شب قربون صدقه خودت برو، برو جلو آینه و صد بار طوری که قربون صدقه دوست پسرت یا دوست دخترت میری قربون صدقه خودت برو
و تمرکزت رو صبح تا شب بزار روی پول و ثروت،روی ثروتمندا،روی فراوانی ها
بین عزیزم چه 500 میلیون داشته باشی، چه 5 میلیارد،چه 50 میلیارد و چه 500 میلیارد
تو باید خیلیییی فراتر از اینا داشته باشی
یکی از دوستان بنده به هزار میلیارد پول نمیگه
هیچوقت راضی نباش،سپاسگزار باش اما راضی نباش
بتازون برو جلو
تو هر سنی که هستی
با هر جنسیتی که هستی
نه زود هست و نه دیر
همین حالا باید دست به کار شی
ماشاالله شیما یوسفوند با 20 سال سن درآمد چند میلیاردی داره و یک ماه پیش شنیدم میخواد خونه ای رو اجاره کنه که 1 میلیارد تومان اجارشه و 10 میلیارد ودیعشه
از هیچی شروع کرده هاااااا
این یک مثال از هزاران مثال هست
حالا بیایم تمرکزمون رو بزاریم روی اون هدفی که داریم و براش مطالعه کنیم، آزمون و خطا کنیم،به ایده هایی که به ذهنمون میرسه عمل کنیم و همینجوری بریم جلو و لذت ببریم چون لذت فقط در مسیره و اینکه مطمئن باش به مقصد میرسی و این طبیعیه ولی چیزی که مهمه در مسیر اهداف، نهایت لذت رو از لحظه به لحظه زندگیت ببری
تو فقط همین لحظه رو داری
باز هم میگم هیچوقت خودمونو مقایسه نکنیم ولی میخوام بگم در کنار اینکه داریم در لحظه بیشترین لذت رو میبریم و احساس عالی داریم و درآرامش سپری میکنیم که مهمترین موضوع همینه، بیایم وجود بزاریم برای اهداف و اتفاقا در مسیر اهداف که هستی و اقدامات رو انجام میدی زندگی خیلی لذت بخش تر میشه
عشقی مهسای عزیزم،خیلی خوشحالم روی خودت کار میکنی و روزی هزار بار به خود «دمت گرم» بگو:)
آقای ملکی دو روزه دارم کامنت شما رو مطالعه میکنم.
جالبه که خیلی خیلی هدایتی به کامنت شما برخوردم جوری که اصلا باورم نمیشه.( اومدم قسمت کامنتها نوشتم برو صفحه 6 )
چقدر خوشحالم، خدایا شکرت
توحیدی ترین دیدگاهی بود که تا به امروز در این سایت خوندم، با خوندنش چقدر واضح تر توحید رو شناختم و به خودم یادآوری کردم که؛ 《حتی توی همین سایت هم مراقب باش که چه کامنتی رو میخونی
تا قانون تمرکز بر اصل، رو رعایت کنی 》
بینهایت تحسینت کردم به خاطر چنین درکی که داری و این قدر عالی درسهای استادت رو یاد گرفتی.
دم شما گرم که با این سن این نتایج رو گرفتی و این چنین اصل رو از فرع تشخیص میدهی.
خدایا صد هزار بار شکرت که هر بار افت فرکانسی پیدا میکنم، به بهترین شکل من رو هدایت میکنی
سپاسگزارم “الله” مهربانم..
و هر بار این ایمان و باورم به خداوند صد هزار بار قوی تر میشود که؛
هرگز من رو به حال خودم رها نمیکنه، “همون دعایی که هر لحظه با خدای خودم درمیون میزارم و انصافا هم هر بار به بهترین شکل دستم رو میگیره و هدایتم میکنه” و این دو روز به وسیلهی بندهی خوبش علی آقا..
بله بله درست گفتی همه چیز توحیده، اصلا بزرگترین جنبهی عزت نفس توحیده، همه چیز خداست و غیر خدا نیست. همه چیز رو خدا ببین و اینقدر آدم ها رو بت نکن… چقدر درس داره این نکته ها
باز هم سپاسگزارم ازت دوست عزیز که اینقدر توحید رو عالی و جوری که خودت به صورت عملی اجرا میکنی، در کلمه به کلمه دیدگاهت توضیح دادی و از نتایجت گفتی
چراغ راهی شد برام که وقتایی انگیزه م کمتر میشه اینا رو به یاد بیارم.
خدارو خیلی سپاسگزارم که کامنت برات اثرگذار واقع شده و باعث افتخارمه که خداوند من رو برگزید برای نوشتن برخی از فرمایشاتش
:
من در هر شرایط مخصوصا شرایط سخت، کنترل کردن را رها می کنم و حل کردن همه مسائل را به خداوند می سپارم و باور دارم که هر چیزی که به ضرر من است را خداوند به نفع من تغییر می دهد.
خداوندا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم.
خداوندا فقط تو برای من کافی هستی و بندگان ات دستانی از طرف تو هستند که به من یاری می رسانند و هر خیری از طرف تو به من برسد، من باز هم برای رسیدن به خواسته های بعدی ام به تو نیاز دارم و فقیر درگاه تو هستم.
خداوندا هر کاری را که من انجام می دهم، تو انجام می دهی و من در هر لحظه برای انجام هر کاری به تو نیاز دارم و از تو یاری می جویم.
خداوندا هر خیر و برکتی به من، از طرف توست و هر ستم و شری از خود من به من است و تو فقط خیر خواه من هستی.
گفتم این باور هارو با هم مرور کنیم نرگس عزیزم
انشاالله هر روز شادتر و سلامت تر و ثروتمند از روز قبل باشی و خدا لحظه ای از یادت غافل نشه
سلام علی جان خیلی خیلی لذت بردم از کامنت بسیار زیبا و عالی و درک خوبی که از قانون داشتی و به این درآمد عالی رسیدی خداروصدهزار مرتبه شکر میکنم هدایت شدم به کامنت خوبت و بسیار لذت بردم اولش عکس پروفایلت ندیدم بعد که دیدم متوجه شدم قبلا هم کامنت خوندم اون موقع گفته بودی الان به لطف خدا 400تومن در آمد داری و انقدر ذوق و شوق داری که از کلماتت پیداست و من کاملا حسش میکنم والان شکر خدا به 1میلیارد رسیدی که البته این بحث مادی که خیلی هم عالیه و مطمئنم که به بالاترش هم بزودی میرسی
ونکته خیلی جالب ارتباط عالی و خوبت با خدا و تو این سن هدفمند بودنت و دوستان حسابی داشتن و چقدر آدم از دور اطرافیانش که همسنش هستن تفاوت داره اینم بخاطر اینکه خودت خواستی و خدا هم که بنده مومنی که بهش توکل میکنه دوست داره و هرکسی هرجایی هست جای درستشه
خواستم تحسینت کنم و خیلی ممنون بابت کامنت بسیار عالیت …
من خودم فعلا کار خاصی ندارم ولی پر از هدف و انگیزه هستم به لطف خداوند مهربان به هرآنچه که میخوام میرسم
علی جان برات بهترینها رو آرزو میکنم همیشه بدرخشی و بیای و برامون تعریف کنی …
ممنونم از لطف و محبتت به بنده، خیلی محبت داری و خیلی خوشحالم که کامنت برات اثرگذار واقع شده و باعث افتخار منه که خداوند من رو برگزید برای نوشتن برخی از فرمایشاتش
:
به من وعده داد که برای رسیدن به هر خواسته ای باید دوره تکامل را آرام آرام طی کنم و برای آن تلاش کنم و در این مسیر، جهان هستی و خداوند من را همراهی می کنند تا به راحت ترین شکل ممکن و با لذت به خواسته های ام برسم .
به من وعده داد که کارهای غیر ممکن را به راحت ترین شکل ممکن ، برای من ممکن می کند.
به من وعده داد که توبه پذیر و مهربان است.
به من وعده داد که اول من او را یاد کنم تا او من را یاد کند و او را سپاسگزار باشم و کفران نعمت های اش را نکنم.
به من وعده ادعونی استجب لکم را داد.
به من وعده داد که من را به چیزهایی اندک از ترس، گرسنگی، کاهش بخشی از اموال و حتی مرگ عزیزان ام ، ازمایش می کند و به من بشارت باد که صبور باشم و با یاد او در این سختی ها، آرام باشم. چون این بخشی از روند رشد و پیشرفت من است.
به من وعده داد که مواظب احساس ام در هر لحظه باشم. در هر اتفاق به ظاهر بدی، از زاویه ای به آن نگاه کنم که احساس ام آرام آرام بهتر شود. چون او به من الهام کرد که احساس خوب ، اتفاقات خوب و احساس بد، اتفاقات بد را رقم می زند.
به من وعده ما ودعک ربک و ما قلی را داد.
به من وعده ولسوف یعطیک ربک فترضی را داد .
به من وعده و نحن اقرب الیه من الورید را داد.
به من وعده داد که او در هر لحظه بینا، شنوا و آگاه است و من را می بیند و در هر لحظه افکار و گفتار و رفتارهای من را توسط فرشتگان اش ثبت می کند.
به من وعده انا لله و انا الیه راجعون را داد.
به من وعده داد که در این دنیای مادی ، هر ورودی ، یک خروجی هم دارد و تو وقتی تصمیم گرفتی که وارد این دنیای مادی شوی ، حتما دوباره به سمت من باز خواهی گشت.
به من وعده روزی بغیر الحساب را داد.
به من وعده فالهمها فجورها و تقوی ها با هفت بار قسم خوردن را داد.
به من وعده کلا نمد. هولاء و هولاء را داد.
به من وعده داد که از جاهایی به تو روزی می رسانم که فکرش را نمی کنی.
به من وعده داد الذین یومنون بالغیب که اولین نشانه مومن بودن من ،ایمان آوردن من به او و منتظر آمدن اتفاقات ، روزی ها و انسانها از عالم غیب برای رشد و پیشرفت من و حل کردن مسائل ام ، در زمان مناسب است.
گفتم چند تا از باور هارو با هم مرور کنیم ستاره عزیزم
انشاالله هر روز شادتر و سلامت تر و ثروتمندتر از روز قبل باشی و مهمتر از همه خدا لحظه ای یادت خارج نشه، هرچقدر بیشتر احساسش کنیم و درکش کنیم خوشبخت تریم:)
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد عزیزم و مریم بانو و هم خانواده ای های نازنین!
مدتی بود که توفیق نوشتن در این مکان مقدس رو نداشتم. یه جورایی دارم رویاهامو زندگی میکنم. دونه دونه دارم به لطف الله به خواسته هام میرسم. من دو تا خواسته ی مهم داشتم که سال ها منتظرش بودم، یکی داشتن شغل مرتبط با رشته م و یکی داشتن شریک خوب زندگی. الان یک کار با درآمد خوب توی یکی از بهترین دانشگاه ها و بهترین شهرهای آمریکا دارم…
من عاشق ساحل بودم و اینجا کلی ساحل دور و اطرافشه با هوای مطبوع…
من عاشق آفتاب بودم و الان توی محوطه ی دانشگاه زیر آفتاب ملایمی که زیاد سوزان هم نیست نشستم و دارم این کامنت رو می نویسم…اینجا مثل یک باغ میمونه انقدر که فضای سبز و درختای زیادی داره. خدایا شکرت!
من دنبال یک پارتنر خوب بودم و خدا الان یک فرشته رو وارد زندگیم کرده که هر روز به خاطر وجودش خدا رو شکر می کنم. خیلی از ویژگی هاش دقیقاً همون چیزیه که من قبلاً تصور و تجسم کرده بودم…الان می فهمم تجسم با احساس خوب چه قدرتی داره و باید بیشتر از این قدرتی که خدا بهم داده استفاده کنم. یه نگرانی هایی در مورد کارم دارم ولی مدام سعی می کنم به خودم یادآوری کنم که یاسی، این تویی که شرایط رو میسازی…اگه فکر کنی که قراره سخت پیش بره، سخت پیش میره! هیچ عامل بیرونی روی شرایط زندگی تو تاثیرگذار نیست…فقط تویی که با افکارت، با فرکانس هایی که به جهان هستی میفرستی داری روز به روز و ثانیه به ثانیه ی زندگیت رو خلق میکنی! چقدر این آگاهی آرامش بخشه (چشمای قلبی) خدایا شکرت به خاطر این قانون، به خاطر اینکه ما رو خالق زندگیمون قرار دادی.
خدایا ببخش منو اگر اونطور که سزاوار توست شکرت رو به جا نیاوردم و گاهی فراموش کردم که هرچه دارم از توست!
خدایا، شکرت به خاطر خانواده ی فوق العاده ای که دارم و اینکه با هم هم فرکانس هستیم و می تونیم در مورد قوانین هستی باهم صحبت کنیم.
خدایا شکرت به خاطر خواهرای عزیزم که خیلی به هم نزدیک هستیم و همیشه پشت همیم و از همدیگه انرژی میگیریم.
خدایا شکرت به خاطر نعمت بزرگ سلامتی، اینکه من میتونم به راحتی نفس بکشم، بخوابم، راه برم…خدایا شکرت که اعضا و جوارح من درست کار میکنن تا بدن سالمی داشته باشم و بتونم به راحتی فعالیت کنم.
خدایا شکرت که منو با استاد عباسمنش عزیزم آشنا کردی و هدایت کردی به این مسیر تا جاهل از دنیا نرم، مثل 99٪ مردم جهان!
خدایا شکرت به خاطر اعضای توحیدی این سایت که دُر و گوهر از نوشته هاشون میباره و قلب من رو روشن میکنه و اینسپایر میکنه برای نوشتن.
رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَهً إِنَّکَ أَنتَ الْوَهَّابُ
پروردگارا ! دل هایمان را پس از آنکه هدایتمان فرمودى منحرف مکن ، و از سوى خود رحمتى برما ببخش ; زیرا تو بسیار بخشنده اى .
رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَیْرُ الرَّاحِمِینَ
پروردگارا ! ما ایمان آوردیم ، پس ما را بیامرز و به ما رحم کن که تو بهترین رحم کنندگانى
رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَهً وَهَیِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا
پروردگارا ! رحمتى از نزد خود به ما عطا کن ، و براى ما در کارمان زمینه هدایتى فراهم آور .
رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ
پروردگارا ! بر ما صبر و شکیبایى فرو ریز، و گام هایمان را استوار ساز ، و ما را بر گروه کافران پیروز گردان
عاشقتونم استاد جان، به امید روزی که با نتیجه های بیشتر در آغوشتون بگیرم (قلب قلب قلب)
یاسمن عزیزم سلام
حدود یه سالی هس که از تاریخ این کامنت میگذره و من امروز بهش هدایت شدم.
حتما میدونی که چقدر کامنتهات و از رسیدن به خواسته هات حرف زدن منو موتیویت میکنه برای ادامه دادن و اینکه چقدر مسیرت برام الهام بخشه.
همیشه شما خواهران زمانی عزیز و خانم سلیمی عزیزم و از قلبم تحسین میکنم بابت این همت و پشتکارتون و خیلی ازتون یاد میگیرم.
درس اولی که کامنتت برام داشت این بود که بیاد بیارم نعمت هایی رو که خواسته های سال های پیشم بوده و الان دارم زندگیشون میکنم و برام عادی شدن.
درس دومم این بود که تجسم با احساس خوب و ادامه بدم، و به قول خودت از این قدرتی که خدا بهم داده بیشتر و بیشتر استفاده کنم.
امیدوارم لانگ ویکند توپی رو گذرونده باشی و الان پر از انرژی و احساس خوب باشی یاسی جان.
به امید دیدار در بهترین زمان و مکان.
سلام مرضیه جان،
چطوری رفیق؟ مطمئنم که عالی هستی :)
مرسی برای پیغام قشنگت، خیلی خوشحالم کردی!
برای خودم هم یادآوری خوبی بود مرور دوباره ی این کامنت…
لانگ ویکند جات خالی رفته بودیم Yosemite Park، همونجایی که استاد توی سفر به دور آمریکا هم گذاشته بود. انقدر زیبایی و عظمت دیدیم که حد نداره، انشالله به زودی خودت میری و میبینی.
بهترین ها رو برات آرزو میکنم (قلب)
سلام به خواهر کوچولوی قشنگم با یه عالمه عشق و بوس و بغل
یاسیِ عزیزم چقدر برات خوشحالم:) چقدر خدا رو شکر میکنم به قول خودت برای قوانینِ قشنگش و اینکه ما رو خالق زندگی خودمون قرار داده و بینهایت تحسینت میکنم برای اون مدتی که منتظر خواسته هات بودی و تونستی ذهنتو کنترل کنی و تا حد توان طبق قوانین عمل کنی و طبیعتا نتیجه گرفتی، قانون لاجرم کار میکنه:)
چقد این فکتِ قشنگیه و چه نعمت بزرگیه:) خدایا هزار بار شکرت
نتایجت نوش جان و گوارای وجودت… و بیش باد؛)
انشالا همیشه همینجوری باشه که گفتی دارم رویاهامو زندگی میکنم :)
و به قولِ کلیشه ایِ معروف، آرزوهات خاطره هات بشن آجی قشنگم
دوسِت دارم یه عالمه هرچی بگم بازم کمه بوس بوس بوس
بنام خالق زیبایی ها
سلامی همراه با عشق به وجود نازنینت یاسمن جان چقدر خوشحال شدم یا بهتر بگم ذوق کردم که به دوتا از خواسته های مهمت رسیدی عزیزم با تمام وجودم موفقیتت در پیدا کردن شغل مرتبط بارشته ات وهمچنین ورود یه فرشته نازنین یه همراه وهمگام همیشگی به زندگیت را تبریک میگم
امیدوارم از این پس هرروز شاهد ذوق واشتیاقت از رسیدن به خواسته هات باشیم
بهترین بهترینها را برات آرزو میکنم چون تو بهترینی ولایق بهترینها
سلام به فهیمه ی عزیزم!
بی نهایت ازت سپاسگزارم برای جواب قشنگی که برای دیدگاهم نوشتی (چشمای قلبی)
خدا رو شکر میکنم که منو به این مسیر و این سایت هدایت کرد تا قلبم روشن بشه از وجود دوستانِ بهشتی مثل خودت!
من هم در پناه خدا بهترین ها رو برات آرزو می کنم عزیزم (بوس و بغل)
سلام و درود خدمت استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته بزرگوار
سپاس فراوان از بذل و بخشش انرژی مثبت و نورانی شما که راهنمای عاشقان موفقیت در سراسر جهان است.
باورهای محدود کننده ایی که داشتم اینها بود که:
1.ثروتمند شدن در عصر جدید با این تورم امکان پذیر نیست، که با دیدن الگوهای بسیار دارم می بینم که این باور توهم چون خیلی ها با این تورم در ایران گردشهای مالی فوق العاده دارن
2.باور به اینکه موقعیت های ثروت ساز محدود، هر چه با آموزش های استاد جلو رفتم دیدم که هرلحظه و هر روز موقعیت های ثروت ساز بیشتر و بیشتر میشن گرچه هنوز هم در این موضوع ضعیف هستم
3. باور غلط و محدود کننده ایی که پول در آوردن کار سختی، که این باورهم طبق فرمایش استاد با دیدن الگوهایی که به راحتی در ایران روزی هزار دلار یا چنصد دلار درآمد دارن برام کمرنگ تر میشه و نتیجش رو با افزایش درآمدم می بینم
4.به خاطر باورهای غلط مذهبی که هرچه پولدارتر بشیم از خداوند دور میشیم و باید در روز قیامت پاسخگو این همه ثروت باشیم، این باور غلط و توهمی رو دارم و داشتم با گوش کردن به آموزش های استاد در 12قدم داره کمرنگ تر میشه و هرلحظه و هر روز این صحبت استاد که هرچه ثروتمند تر بشم به خداوند نزدیکتر میشم تجلی میکنه و با دیدن الگوهایی چون بانو خدیجه که یک بانو تاجر در آن زمان بود و خود پیامبر و بقیه امامان، این باور روز به روز کمرنگ تر میشه
5.باور اینکه نعمت سلامتی و بچه همسر خوب و… این رو جز ثروت ندیدن و به قول قرآن کافر بودن به حقیقت این نعمت ها که ثروت بسیاری هستند، که این باور هم با آموزش استاد یاد گرفتم که هر روز و هرلحظه باید سپاسگزار خداوند باشم هر روز دستم رو لمس می کنم و الهی شکر میگم
هر روز چشمانم رو لمس می کنم و خداوندا رو شاکرم به خاطر اینکه می بینم
و چقدر زیبا امام حسین علیه السلام در دعای عرفه مناجات می کنه و اشک از چشمان مبارکش جاری میشه و می فرماید خداوندا تو رو شاکرم به خاطر مجاری بینی تو رو شاکرم به خاطر گوش وچشم و تمام اعضای بدنش رو دونه دونه نام می بره و شکر می کنه
در آخر یک بار از استاد عزیز عباسمنش و خانم شایسته گرامی تشکر می کنم.
و خداوندا رو به خاطر نعمت عظیم هدایت سپاسگزارم.
به نام پروردگار جهانیان
سلام استاد عزیز خیلی خوش حالم که دوباره در کنارتون هستم
و سلام به دوستان خوبم بچه های سایت
استاد من می خوام یک داستان براتون تعریف کنم
یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچ کس نبود
یک خانواده بودند به نام خانواده جناب آقای اسد الله زرگوشی آنها دختری به نام شینا به دنیا آوردن
دختر ایشان بزرگ شدو بزرگ شد تا شد 9 ساله خیلی خوشگل شده بود موهاش از طلایی خیلی شفاف تبدیل شد به یک موی سیاه دل برو.
وای آنقدر خوشگل شده بود من یعنی همون دخترم، راوی این داستان عجیب و قریب.
خوب باباش چند سال پیش با استاد عباس منش عزیز آشنا شده بود خوب دخترش با این استاد در سن 10 ساله گی آشنا شده بود وای خیلی چیز ها از استادش یاد گرفتو با بچه های عزیز سایتمون آشنا شد خیلی خوب بود اون دختر خیلی همه رو دوست داشت همه رو هم به یک اندازه دوست داشت اما یک دوستی داشت که همیشه کامنت اون دختر رو می خوند خیلی هم خوشگل بود مثل اون دختر اون اسمش بود پاکیزه بار کزی بود اون دختر خیلی دوسش داشت.یه خاله هم داشت که همیشه تشویقش میکرد که اسمش خاله فهیمه.
دختر قصه ما وقتی که مادرش توی تهران بوده به دنیا اومده پس تهرانی محسوب می شم منظورم اینکه مادر این دختر توی تهران حامله شده پس اون دختر تهرانی اما توی ایلام به دنیا آمده . خوب اون دختر وقتی که کلاس سوم بود و میخواست بره چهارم تابستان اون سال باباش گفت باید نکات و کار های خوبی که در روز میکنی رو توی یک برگه بنویسیم ما برامون اون یک بازی هیجان انگیز بود که اسمش بازی نکات مثبت بود. سال بعدش که اون دختر کلاس چهارم شد تابستون اون سال هم اون دختر پیشنهاد اون بازی رو به بابا و مامانش داد و از این هفته ما داریم هی این بازی رو انجام میدیم قبل خواب.
امید وارم از این داستان خوشتون اومده و امید وارم این بازی رو بکنید
و امید وارم برام بگید که وقتی این بازی رو کردید خوب بود یا نه یا احساس خوبی دربارهی این کار داشتید یا نه خدا حافظ بچه ها
و امید وارم دوست خوبم پاکیزه کامنت من رو ببینه و بخونه تا درک کنه که من قندول بابا چقدر اون رو دوست دارم.از خاله مریم مهدوی و خاله مریم ابراهیمی و خاله فهیمه و خاله بهاره هم که برام کامنت نوشتن ممنونم دوستون دارم خداحافظ
به نام خداوند بخشنده و مهربانم
سلااااااام شینا جانم
سلاااااام به بابا و مامان عزیزت
سلاااااام به پاکیزه عزیز که یادِش کردی
سلاااام به همه دخترها و مامانهای زیبا و بهشتی سایت
سلااام به روی ماهت دخترم
روی ماهِت را میبوسم
مرسی از پیشنهاد بابای نازنینت
مرسی از پیشنهاد عالی شما به بابا و مامانت
مرسی از این داستان بینهایت زیبا و قشنگ و درس آموز که میتونه زندگی شما و ما را پایه ریزی کنه
ما هم این بازی را قبل خواب انجام میدیم هر کی از اتفاقهای مثبت روزانه تعریف میکنه مثل خوندن یه کتاب داستان میمونه که هممون را سر ذوق میاره
اول هلیسا جانم تعریف میکنه ،بعدِش محمد حسن جانم و بعدِش من و فاطمه جانم
به این صورت که این داستان از چهار بخش بخش تشکیل میشه
اول؛از نعمتهایی که خدا به ما داده تشکر میکنیم هر کی تعدادی از نعمتهاش را میگه
دوم ؛لحظه هایی که تونستیم در بعضی مواقع که حال خوبی نداشتیم و خودمون را کنترل کردیم میگیم.
مثلا هلیسا جان میگه من امروز دو سه مورد عصبانی شدم و نفس عمیق کشیدم و…
مثلا یه کاری کردم محمد حسن عصبانی شد و من همون لحظه عذرخواهی کردم و …
مثل اینکه حمید رضا پسرخاله ام منو عصبانی کرد و من تونستم بیتوجهی کنم و بهش بگم کارِت را دوست ندارم و ..
سوم؛ از نعمتهایی که اون روز وارد زندگیمون شده میگیم
چهارم ؛ کارهایی که اون روز تونستیم به صورت عملی انجام بدیم و از انجامِش لذت ببریم میگیم.
خودِش یه ستاره قطبی عالیه
ممنون که هستی دخترم
ممنون که میدرخشی
عاشقتتتتتتتتتتتتم من.
شاد و سلامت و ثروتمند باشید.
داشتم کامنت آقای حمید امیری عزیز رو میخوندم که به اسم شینا زرگوشی برخوردم
وای خدای من شوک شدم در لحظه
تبریک به آقا اسداله عزیز تبریک بخاطر توحید نور عشق جان جانان که دختر کوچولوی شیرین زبان تون عضو سایت شده و داره از این سن روی خودش کار میکنه البته که این هم نتیجه کار کردن پیوسته روی خودتونه تبریک و هزاران تبریک
سلام شینای عزیزم دختر جسور و باشهامت تو نوری از خداوندی که تو این سایت الهی داری میدرخشی
و برق اسم قشنگت روی این کامنت چشم منو بدجور گرفت و همینطور عکس زیبای پروفایلت دختر قشنگم
نحوه آشناییتو خوندم و متوجه شدم 218 روزه که عضو سایتی دختر ، خیلی لذت بردم
انشالا بیشتر بدرخشی و طعم شیرین بودن در این مسیر خودسازی رو بیشتر بچشی دختر خوبم
خواستم بگم آره من و دخترم و پسرم هم طعم شیرین این بازی رو چشیدیم که شبها قبل از خواب نوبت به نوبت از داشته هامون گفتیم و بخاطرش از خدا تشکرکنیم، مچکرم که باعث شدی این بازی رو به یاد بیارم و دوباره با بچه ها این بازی دلچسب رو انجام بدیم
شینای عزیز شینایی که سر کلاس توحید نشستی خدا پشت و پناهت نمیدونی چقدر لذت بردم وقتی اسمت رو دیدم و وجودت رو احساس کردم
انشالا کامنتهای بیشتری ازت میخونیم و لذتش رو میبریم
در پناه خدای مهربان سلامت و شاداب و سعادتمند در کنار پدرو مادر محترمت باشی عزیزم
به نام خدای مهربان
شینا خانم دختر زیبا و دوست داشتنیه سایت سلام.
تحسین میکنم آقا اسداله رو که تونسته با کار کردن و تمرکز روی تغییر خودش ،
روی شما هم تاثیر بگذاره
و شما لیاقت داشتید که از سنین پایین در مسیر توحید قرار بگیرید
خداوند را سپاسگذارم که هدایت شدم به کامنت شما دختر نازنین ،
و از خداوند خواستم
پسرم آقا پارسا که الان نزدیک 3 سالش هست را هدایت کنه که
در این مسیر توحیدی و دریافت آگاهی های جهان هستی قرار بگیره.
شینا خانم دوست داشتنی همراه با پدر و مادر عزیزت در پناه خدا باشید.
سلام به روی ماهت شینای نازنین گروه
بذار منم یه قصه بگم برات :)
یکی بود یکی نبود، غیر از خدای مهربون هیشکی نبود…
یه شهری بود به اسم بهشت که فقط آدمای خوب تو اون شهر زندگی می کردن. انقدر این شهر قشنگ بوووود، طبیعت زیبا، کوههای قشنگ دور دست، آدمای مهربون که همه شاد بودن و به همدیگه محبت می کردن، تو بهشت یه دخترکوچولو با مامان و باباش زندگی می کرد که ده ساله بود… اون دختر انقدر خوشگل و ناز بود که نگو. تازه هم صورت زیبا داشت هم سیرت زیبا… همه ی اهالی اون شهر عاشق این دختر ناز بودن و هر وقت که دخترک تو جمع صحبت می کرد همه کیف می کردن…
خاله من بیشتر از این نمی تونم به ذهنم فشار بیارم برای قصه گفتن خخخخ
مطمئنم که می دونی اون دختر نازنین تویی که تو این سایت بهشتی هستی و همه ی ما از خوندن کامنتات و اینکه تو ده سالگی با قوانین جهان هستی آشنا شدی و از زندگیت لذت می بری کللللییی کیف می کنیم.
مرسی از پیشنهادت ما خیلی وقته که این بازی رو نکردیم. حتما از فردا پیشنهاد می دم که تو خونه ما هم به همراه تینا انجامش بدیم.
دوست دارم دختر خوب و دوست داشتنی
چقدر خوش به حال مامان و باباس که دختر خوب و فهمیده ای پول تو دارن :)
مهری
سلام به روی ماه دختر زیبا و تودلبروی خانوادمون
قربونت بشم که با این سن کم چنین کامنت های عالی مینویسی
یعنی اگه نمی گفتی باورم نمیشد این کامنت ها برا یه دختر ده ساله هست
تحسین میکنمت و تبریک میگم به پدرو مادرت برای داشتن چنین دختر بینظیری
اتفاقا دختر منم هفده سالشه و چندروز پیش اومد گفت مامان منم عضو سایت شدم من از خوشحالی بال درآورده بودم و وقتی کامنت تورو دیدم گفتم خدایا چه بچههایی با سن کم ولی آگاهیهای بالا داریم تو این بهشت
دختر زیبا و دوستداشتنیمون امیدوارم همیشه تو این مسیر ثابت قدم باشی و رشد کنی و خداوند مهربان تورو برای پدر و مادرت حفظ کنه
به نام خالق عشق و زیبایی
درود و خداقوت به استاد عزیز، خانم شایسته نازنین و همه همراهان خوبم در این مسیر فوق العاده
الهی شکر که یه هدیه ارزشمند دیگه از طرف خدا دریافت کردیم و این فایل روزی ما شد
بعد از این مدتی که از آشنایی من در این مسیر میگذره این فایل برام حکم یک ارزیابی رو داشت مثل امتحان هایی که در گذشته ازمون میگرفتن و براساس اینکه چقدر یاد گرفتیم مطالبی که تو اون سال بهمون آموزش داده شده رو اما این بار این امتحان رو خودمون از خودمون میگیریم و استاد تنها برگه سوالات رو برامون پخش میکنند
چند تا کامنت اولی که از دوستان خوندم کاملا برخلاف تصورم خیلی شگفت انگیز بود. حقیقتا انتظار داشتم دوستان با همان حالت تضرع و اعتراف همیشگی خودشون درباره خودشون بنویسند اما دیدم تقریبا همه دوستانی که کامنت هاشون رو خوندم خیلی محکم درباره خودشون و باورهایی که دارند یا در مسیر ایجاد کردند صحبت کردند و خیلی زیاد تحسینشون کردم و لذت بردم.
از زمانی که دوره قانون آفرینش و کشف قوانین زندگی رو به طور جدی تر بررسی میکنم و به یاد میارم که قانون جهان بازتاب فرکانس های ماست اینکه وضعیت کنونی و آتی خودم رو بررسی کنم خیلی برام راحت تر شده، چرا که به این یقین رسیدم که این من هستم که دارم اتفاقات زندگی خودم رو خلق میکنم.
همزمان که داشتم به این جلسه گوش میدادم یه نکته ای خیلی تو سرم میچرخید و اون هم این بود که ما یک باور داریم که واقعیت زندگی ما رو شکل میده و یک حقیقت داریم که قوانین ثابت جهانی هستند که خیلی خالص ترند و به خودی خودشون ارزشی تو زندگی ایجاد نمیکنند تا اینکه ما بیایم برمبنای اون حقایق باورهارو بسازیم و اقدام کنیم.
برای اینکه این موضوع بهتر برای خودم و دوستان دیگه جا بیفته باید این 2 را به مصالح، نقشه، افراد، بررسی زمین که باورهای ما هستند و قوانین حاکم برای ساختمان سازی مثل قانون جاذبه که حقیقت قوانین جهان هستند تشبیه کرد.
اگر این رو بتونیم به خوبی تو ذهنمون بسازیم خیلی راحت میتونیم ازش استفاده کنیم. وقتی آدم بدونه حقیقت اینکه قانون جاذبه وجود داره یا در یک منطقه ای امکان رانش وجود داره نمیره اونجا خونه سازی انجام بده یا میاد تو سازه خودش از مواردی استفاده میکنه که بهش کمک میکنند و باعث استحکام بیشتر ساختمان میشوند.
وقتی این موضوع رو در آموزش های استاد بررسی کردم متوجه شدم که آموزش های ایشون یک بخشیش گفتن حقایق یعنی همان قوانینه و قسمت دیگه بازگو کردن باورها مناسبه.
نکته مهمی که اینجا وجود داره اینکه تحت هیچ عنوانی نمیشه قانون رو دور زد و کسی که بخواد قانون رو دور بزنه قطعا نمیتونه به نتیجه مطلوب برسه و آسایش و آرامش رو تجربه کنه. البته که این قوانین همگی به وسیله انسان ها کشف شدند و با قوانین کائناتی تفاوت هایی دارند و من منظورم بیشتر قوانین کائناتی هستند.
شاید شما فکر کنی که دروغ گفتن باعث این بشه که کارت راه بیفته اما امکان نداره که در آرامش باشی، همیشه سوظن داری نسبت به آدم ها، شکاک و مضطرب و نگران هستی که نکنه سرت کلاه بره یا بهت دروغ گفته بشه و همیشه هم همین رو تجربه میکنی. پس هر باوری که برخلاف قوانین ساخته بشه شاید در ظاهر نتیجه بخش باشه اما در اصل منجر به نابودی و تحمل ضررهای سنگین و گاها جبران ناپذیر خواهد شد.
یادمه چند سال پیش یکی از خوانندگان خیلی خیلی مطرح که به راحتی همه چیز و اعتیاد رو ترویج میکرد این باور رو در ذهن مردم ایجاد کرده بود که آقا میشه کارهای خلاف انجام داد و نتیجه هم گرفت اما نه تنها همان موقع بلکه الان به شکل واضح تری میبینیم که چقدر همان باورها موجب رنجش این فرد در زندگیش شده.
بارها دیدیم مثال های قرآنی رو که در نهایت کسانی که خلاف قوانین الهی حرکتی کردند نابود شدند هرچند که صاحب چیزهای بسیار زیاد و جذابی هم ممکنه که بوده باشند.
حتی ممکنه ما افراد موفقی رو هم دیده باشیم که مثلا تو دوران حرفه ای شون خیلی رعایت کردند اما زمانی که دوران حرفه ای آن ها تمام شده دقیقا برعکس عمل کردند و همین موضوع باعث شده تمام اون نتایج به راحتی از بین بره.
وقتی آدم بررسی میکنه آدم های موفقی مثل رونالدو، ایلان ماسک، بیزوس،زاکربرگ و خیلی ها دیگه رو به این نتیجه میرسه که باورهایی که برمبنای قوانین الهی ساخته میشوند و مهم تر از اون استمرار پیدا میکنند موجب ایجاد نتایج شگفت انگیز و بسیار تاثیرگذار میشوند.
وقتی ما باور داشته باشیم خودمون رو توانایی هامون رو و کس دیگه ای رو تاثیرگذار ندونیم این دقیقا خود توحیده و ایجاد یک باور برمبنای قوانین کائناتی.
وقتی ریشه شیئ رو هم تو قرآن بررسی میکنیم دقیقا داره همیچین اتفاقی رو توضیح میده
رَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِکُمْ ۖ إِنْ یَشَأْ یَرْحَمْکُمْ أَوْ إِنْ یَشَأْ یُعَذِّبْکُمْ ۚ وَمَا أَرْسَلْنَاکَ عَلَیْهِمْ وَکِیلًا
تو قسمت اول داره قانون رو میگه و تو قسمت بعدی کاری که ما می تونیم با توجه به این قانون انجام بدیم و نتیجه که ایجاد میشه رو توضیح میده.
ما میتونیم به طور مثال در مورد این آیه 2 تا باور بسازیم با دو تا کارکرد متفاوت:
1. خداوند ناظره منه و من همیشه مورد رحمت اون هستم و هراقدامی که انجام بدم مورد رحمت خدا قرار میگیرم و اگر چیزی رو نیاز داشته باشم در زمان مناسبش بهم میگه چون اون همه چیز رو میدونه
2. حالت دوم کاملا میتونه برخلاف این باشه و به خاطر ورودی های مذهبی گذشته باعث ایجاد احساس گناه بشه و ما فکر کنیم که اولا خدا میدونه ما نمیدونیم پس هیچ کاری نمکنیم و دوما خدا همیشه میدونه ما حتی اگر کاری هم بکنیم باز در برابر اراده خدا چیزی نیست و ثمره ای نداره
خب میشه خیلی راحت متوجه شد که این برداشت ها کاملا میتونه تفاوت ایجاد کنه تو نتایج زندگی
خود من به شخصه مهمترین باوری که همیشه بهم کمک کرده این بوده که اگر من در مسیر درست باشم خداوند حتما به من کمک میکنه اگر جایی اشتباه کنم بهم نشان میده و با این باور حتی اگر خطا هم باشه خیلی ضرر به من نمیزنه و نتیجه ای که بوجود میاد خیلی خیلی بزرگ تره همیشه.
وقتی به این فکر میکنم که چرا من به این مسیر هدایت شدم مدام این باور که من همیشه سعی کردم آدم درستکاری باشم من رو به این مسیر هدایت کرد این در شرایطی بود که من خیلی از کارهام اشتباه بود انقدر اشتباه که فکر میکردم کلا آدم اشتباهی هستم اما چون این باوره درون من عمیق تر بود هدایت شدم به سمتی که اشتباهاتم تبدیل به نقطه قوتم شد چون باعث شد قوانین رو بهتر درک کنم.
باور خیلی مهم دیگه ای که من خیلی بیشتر دارم روش کار میکنم باوره اینکه اگر من احساسم خوب باشه هر اتفاقی که تو زندگیم بیفته به نفع منه. این باور هم ازون باورها و قوانین بسیار کلیدیه.
ممکنه ما بدونیم همچین قانونی وجود داره دیگه وقتی حالمون خوب نیست (به شکل مستمر) میتونیم بفهمیم که باید خودمون رو برای مشکلات و حال بد بیشتر آماده کنیم.
این باور که در واقع یک قانون مهم کائناتیه بهم کمک کرده تسلیم باشم و همین تسلیم بودن من رو همیشه به احساس بهتر رسونده. وقتی ما بدونیم که احساسمون خوب باشه اتفاق ها به شکل عالی رقم میخوره دیگه اصل برامون حال خوب میشه. این باور بهم کمک کرده بفهمم کجا دارم وابسته میشم و کجا رها هستم و چرا روند ساده و چرا پیچیده میشه.
هربار که من خودم رو بررسی میکنم میبینم جاهایی که خوب نتیجه گرفتم که اتفاقا همیشه خیلی هم ساده بوده جاهایی بوده که من احساس خوب رو اصل قرار دادم و جاهایی کار سخت پیش رفته من فراموش کردم که باید حالم خوب باشه و احساس خوبم رو وصل به نتیجه کردم.
اصلا چی میشه که آدم قدم برمیداره؟ غیر از اینکه باور داره نتیجه داره؟
آدم اگر یه ذره باهوش باشه میفهمه که بابا خوب من اگر دارم قدم برمیدارم چه مرضیه که بخوام ناامید باشم. چون بعضی وقتا ما قدم برمیداریم اما امید نداریم نتیجه میده.
تو کنکور شرکت میکنیم اما باور نداریم متونیم یه جای خوب قبول بشیم.
ازدواج میکنیم اما باور نداریم که میتونیم خوشبخت باشیم.
این الگو تقریبا تو زندگی همه ما هست تو بخش های مختلف کم و زیاد.
دلیل عمدش هم اینکه نیمدیم باورهای برمنبای قوانین ایجاد کنیم.
بارها و بارها هم تو زندگی خودم و هم تو زندگی دیگران دیدم که گفتیم نتیجه بزرگ تر از چیزی که می خواستیم بود، چرا؟
چون برمبنای قانون عمل کردیم.
پس چرا تو بقیه جاها این اتفاق نمیوفته یا راحت نمیوفته؟
چون به درستی برمبنای قانون عمل نمکنیم.
قانون داره کار خودش رو انجام میده اما ما خودمون رو همگام نمیکنیم.
نیازی نداریم هم قوانین رو بدونیم (به این بهانه که ما که از همه قوانین کائنات اطلاع نداریم و نمیتونیم باورها مناسب ایجاد کنیم) همینکه بدونیم احساس خوب=اتفاقات خوب و این ما هستیم که داریم اتفاقات زندگی خودمون رو خلق میکنیم و به اندازه ای که خودمون رو لایق بدونیم نعمت ها رو دریافت میکنیم و به اندازه ای که خداوند رو تاثیرگذار میدونیم تو زندگیمون تاثیرگذاره و شرک نمیورزیم و اگر سپاس گزار باشیم بزرگ میشویم و همیشه در حال هدایت هستیم دیگه همه چیز رو میشه با همین قوانین ایجاد کرد البته در طی یک روند مستمر.
استمرار از هر چیزی در این موضوع مهم تره. هیچ زمانی نخواهد رسید در این جهان مادی که شیطان دست برداره از وسوسه ما حتی اگر به نتایج خیلی خیلی بزرگ هم رسیده باشیم حتی اگر پیامبر باشیم پس تنها چیزی که میتونه نجواهای شیطان رو خاموش و بی تاثیر کنه استمراره.
از خدا می خوام که بهمون کمک کنه ما تا در این مسیر زیبا استمرار داشته باشیم و هر روز نتایج بهتری رو ایجاد و حال بهتری رو تجربه کنیم.
استاد و خانم شایسته عزیز در تمام مدتی که در این مسیر بودم روزی نیست که به خاطر حضور شما عزیزان سپاس گزار نباشم و لذت نبرم از رشد سایت عباس منش و بهبود عملکرد شما انشالله خدا به شما طول عمر با عزت بده تا ما هر روز از وجود شما بیشتر بهره مند بشیم.
سلام احسان جانم
خیلی دلم برات تنگ شده بود دوست عزیزم
امروز بعد از چند ساعت فعالیت روی مبل نشسته بودم و چای میخوردم که رفتم به سایت سر بزنم
یهویی به همسرم گفتم خبری از احسان نیست
که همسرم گفت
اتفاقا آقا احسان کامنت نوشته
و منم با عشق کامنتت را خوندم و کلی باورهام دوباره و دوباره تقویت شد
ممنونم برای یادآوری باورهای توحیدی و کلیدی کائنات و قوانین وحکم جهان.
بعد دوسال تو سایت بودن
کارهای روتین روزانه من
*در هر لحظه سپاسگزاری از داشته هام هست
و منو به ذوق و شادی درونی میرسونه.
*و دوم تجسم خواسته ها به روش استاد خیلی حام را خوب میکنه و اون صحبت کردن با خودم هست.
*سوم هر نعمت و رزقی که اون روز
به من رسیده مدام تکرار و تکرار میکنم
و قلبم باز میشه.
خدا هر لحظه داره پاسخ میده به فرکانس ما
###امروز داشتم ماشینم را میبردم برای تعویض روغن
یه سکه 500 تومنی پیدا کردم و جالب بر خلاف قبل من اون را برداشتم و نشونه ای از خدا دونستم و خدا را شکر کردم
و تکرار و تکرار
###رفتم نونوایی برای خرید نون بربری
کارت کشیدم و گفتم یه بربری ساده لطفا بدید
بعدِش نونها را که از تنور دراوورد
وقتی نونهای کنجدی را دیدم نظرم برگشت و گفتم لطفا کنجدی بدید
آقای نانوا گفت آقا کنجدی بردارید اشکال نداره
کنجدهای روی نون روزی من شد.
###داشتم میومدم خونه که تشنم شد حسابی ،جلوی یه دکه وایستادم یه آب معدنی گرفتم و یه لیوان یه بار مصرف که اون آقا فقط پول آب معدنی را کارت کشید.
شاید اون لیوان 1000 تومن پولِش باشه،ولی چنان لذتی وجودم را گرفت که از اعماق وجودم از خدا قدردانی کردم.به قول فاطمه جانم دیگه دارم عادت میکنم ورودی ها و نعمتهای فندقی را بارها و بارها به خودم یادآوری کنم.
احسان جان این باور که شما و استاد در مورد باوری صحبت کردید که
وقتی ما رو خودمون کار میکنیم ،هر اتفاقی بیوفته به نفع ماست و همون الخیر و فی ماوقعه
برام امروز پیش اومد
جزئیاتش را نمیگم ولی من برای انجام کاری رفته بودم و تضادی پیش اومد
حالا مگه ذهن وِل میکنه مثل رینگ بوکس بود تقابل من و ذهنم
ولی من این باور را دارم خدا را شکر خیلی خیلی به باور
غالب تبدیل میکنم
باور کن من ایر پاد را گزاشتم تو گوشم و 4 ساعت با گوش دادن توحید عملی استاد و فایلهای 12 قدم و با خودم صحبت کردن و ناکتکردن ذهنم
نتیجه همون روز برام رقم خورد و همه چی به نفع من شد بر خلاف قبل
و دوباره و دوباره این باور در من قوی تر شد.
الهی صد هزار مرتبه شکرت.
بسیار استفاده بردم از نکات ارزشمند شما دوست عزیزم.
برات بهترینها را آرزو میکنم.
شاد و سلامت و ثروتمند باشی.
درود بر شما رسول جان دوست خوب و مهربانم
سپاس گزارم از شما برای حسن لطفی که به من داری.
من معمولا کامنت های دوستان رو که میخونم خیلی لذت میبرم و بلند بلند تحسینشون میکنم و اتفاقا کامنت های شما و همسر عزیزت در این فایل جز او دسته ای بود که خیلی از خوندش لذت بردم و همیشه از خوندن کامنت های شما لذت میبرم، یادمه دقیقا اونجایی که همسرتون داشت تعریف میکرد که موهای دختر گلتون رو شونه میکردن من قشنگ حس اون صحنه رو دریافت کردم و خیلی زیاد لذت بردم.
من همیشه به زندگیم به شکل یک مسیر نگاه میکنم که یک راهنمای خیلی قدرتمندی همراه من هست باهام در این مسیر. وقتی آدم به این راهنما اعتماد کنه میدونه که اون بهترین مسیرهارو میشناسه و تنها چیزیه که نیازه اینکه سعی کنیم همراه باشیم با این راهنما.
باید بپذیریم که آگاهی ما در مقابل این راهنما خیلی محدوده، شاید یه جاهایی تو مسیر ناهمواری های وجود داشته باشه که اگر به راهنما باور داشته باشیم میفهمیم که اون ناهمواری ها قراره ما رو آماده تر و نزدیک تر کنه به مقصد.
خیلی از ماها خودم رو میگم میایم روی باورهای توحیدی کار میکنیم حالمون خوب میشه اما در عمل نمیتونیم ازش استفاده کنیم همچنان همان احساسات گذشته رو نسبت به اتفاقات و لحظه های مختلف زندگی داریم، گاهی ممکنه احساس کنیم مدت هاست تو یه شرایطی گیر کردیم و تغییر به خصوصی تو شرایط ایجاد نمیشه اما اگر واقعا خداوند رو باور کرده باشیم باید نگاهمون رو به این شرایط تغییر بدیم.
پس ما کی می خوایم سپاس گزاری رو یاد بگیریم؟
کی می خوایم بفهمیم خدا چقدر به ما نزدیکه و پاسخگوی نیازهای ماست؟
امروز داشتم به این فکر میکردم وقتی آدم خودش رو با کسی مقایسه نمیکنه و تفاوت ها رو میپذیره خیلی راحت میتونه روی بهبود زندگی خودش تمرکز کنه و عمیقا سپاس گزار باشه برای نعمت هاش.
کسی که به راهنما اعتقاد داشته باشه سعی میکنه حال خودش رو خوب نگه داره.
دیدن زندگی عزیزانی مثل شما الگوهای ساده و بی ریایی هستید که میتونه باعث سپاس گزاری امثال منی باشه که دارم نظاره میکنم این زندگی زیبارو که واقعا هیچ جای دنیا حداقل من نمونش رو ندیدم تا الان.
چه زیباست یک مادر احساسات زیبای مادرانش رو شرح میده
چه زیباست واقعا همسری که همیشه تحسین میکنه همسرش رو
این خیلی قشنگه، خیلی آموزندست
چند روز پیش با یکی از دوستان تو یه کافه ای نشسته بودیم یه گل خیلی ساده و معمولی روی میز بود به دوستم گفتم ببین ما اگه الان از دیدن زیبایی این گل و این لحظه لذت نبریم هیچ چیزی نمیتونه مارو خوشحال و شاد کنه و چه نعمت بزرگیه واقعا دیدن این زیبایی های به کلام کوچک اما بسیار بزرگ
خداروشکر میکنم که در این مسیر همراه دوستان عزیزی چون شما هستم. براتون بهترین لحظات و ناب ترین احساسات رو آرزومندم دوست عزیزم
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام احسان عزیز و فوقالعاده
عجب کامنت پرباری نوشتی
چقدر لذت بردم
و باز هم احساس خوب=اتفاقات خوب
هرچقدر این قانون رو تکرار میکنم بازم انگار کمه
شما طوری نوشتی ک این خودش ی اگاهی فوقالعاده بود
کل قوانین رو نوشتی و با توضیحات بینظیرت منو بردی توی درک بیشتر
(همینکه بدونیم احساس خوب=اتفاقات خوب و این ما هستیم که داریم اتفاقات زندگی خودمون رو خلق میکنیم و به اندازه ای که خودمون رو لایق بدونیم نعمت ها رو دریافت میکنیم و به اندازه ای که خداوند رو تاثیرگذار میدونیم تو زندگیمون تاثیرگذاره و شرک نمیورزیم و اگر سپاس گزار باشیم بزرگ میشویم و همیشه در حال هدایت هستیم دیگه همه چیز رو میشه با همین قوانین ایجاد کرد البته در طی یک روند مستمر)
این قسمت از کامنتت رو بارها خوندم
چقدر عالییی بود
خیلییییی سپاسگزارم ک این کامنت عالیی رو نوشتی
هرکجا هستی شاد و پیروز باشی(:
به نام خدای رحمان و رحیم که هرآنچه دارم از فضل ورزاقیت اوست و من متواضع و فروتن در مقابل خداوندم و تنها خدایا تو رو میپرستم و تنها از تو یاری میجویم به راه راست هدایتم کن
من یه موجود فرکانسی هستم با باورهام و کانون توجه و قدرت کلامم و کد نویسی کردنم خواسته هام رو جذب و خلق میکنم قدم به قدم هدایت میشم
نکته مهم اینکه من حالا که نقش باورهام رو در خلق خواسته هام درک کردم آگاهانه تصمیم بگیرم که هر باوری رو که به من کمک میکنه رو بپذیرم میلیونها بار تکرارش کنم
نکته مهم بعدی هرکاری که به من کمک میکنه حتی اگر منطقی و علمی نیست ولی داره به من کمک میکنه انگیزه میده تا به خواستم به موفقیت برسم همون رو بپذیرم و نمیخواد با منطق و علم تغییر بدمش
نکته مهم بعدی این باور که من به صورت ذاتی از موهبت خداوند این استعداد و توانایی خوب رو ذاتی دارم روش سرمایه گذاری کنم باورهای قدرتمند کننده براش بسازم و با انگیزه بیشتر و بدون مقاومت حرکت کنم تو این مسیر موفق تر میشم
نکته مهم بعدی من هرگز باور محدود کننده رو که احساس ترس ،کمبود ،نگرانی ،از دست دادن …بهم میده نپذیرم هرکسی باور محدود کننده میده نه بحث کنم باهاش نه بهش توجه کنم فقط اعراض کنم حتی اگر از آدمهای مهمی شنیدم مثل پرفسور هاوکینگ و باور برعکسش رو که قدرتمند کننده هست رو به خودم یادآوری بشم بارها تکرارش کنم
نکته مهم بعدی باور جدید به محض کارکردن روش تکرارش کردن قلبی کردنش درونی کردنش جهان خداوند سریع به این باور جدیدم واکنش نشون میده هدایت میشم به تجربه اون باور درست نتیجه میاد
باورهای قدرتمند کننده که به من کمک کرد در مورد سلامتی من مثل بایا قوی و استخوان های سفت و محکم و راست قامت با دندونای قوی و محکم هستم و سالم و قوی هستم
باور قدرتمند کننده ثروتمند شدن راحترین کار دنیاست خدا دهنده و من گیرنده و جذب کننده قویی هستم بی قید و شرط ،بی نیاز از عوامل بیرونی به محض اینکه روی این باور کار میکنم نشونه ها رو دریافت میکنم الگو میبینم و کارم راحتر و سریع تر و لذت بخش تر ثروت دریافت میکنم
باور قدرتمند بعدی که خیلی کمک کرده به من صرف اینکه به این دنیای مادی اومدم من لایق و ارزشمندم که بهترین نعمتها رو دریافت کنم
باور قدرتمند کننده بعدی ثروت منو از هر لحاظ رشد میده من تو انیمیشن های نادرست دیده بودم ثروتمندان چاق و بیریخت و کثیف و مغرور و بد دهن هستند و این ثروتمند شدن رو تو ذهن من رنج آور کرده بود الگوهای زیادی هم طبق این باورم میدیدم که تائید میکرد این باور نادرست رو ولی با تغییر باورم الگو درست به ذهنم نشون دادم که چه ثروتمندان زیبا و خوش اندام ،مهربون و خوش سخن و تمیز و خداگونه ای دیدم که باور جدیدم رو قویتر کرد از جمله الگو ی من شما استاد جان و مریم عزیزم هستید
باور قدرتمند کننده در زمینه روابط خدا رو من سرمایه گذاری کرده انتخاب کرده تا بهترین رابطه عاطفی و بهترین نسل و ذریه رو در جهان ایجاد کنه جهان رو رشد و گسترش بده این رو جایگزین باوری کردم که محدود کننده بود که تو فقط میتونی به اندازه یه جو از مادرت زندگی بهتری داشته باشی نه بیشتر ولی این باور قدرتمند کننده که ساختم و الگوی داشتن زندگی پر از عشق شما استاد و مریم عزیزم این باور رو در من نهادینه تر کرد و من مهمترین رابطه ام یعنی رابطه با خدا رو در نهایت زیبایی دارم و در زمان مناسب لاجرم به رابطه عاطفی درست هم هدایت میشم انشالله
این یه تعداد کمی از باورها یی هست که به من کمک کرده با تعییر باور نادرست و یا با باور درست حتی اگر منطقی و علمی نبوده نتیجه برام ایجاد کرده
استاد جان و مریم عزیزم بینهایت سپاسگزارم که این چنین خالصانه و مخلصانه با عشق بهترین آگاهی ها رو نشر میدید پارادایس باشکوه تر شده در این فصل بهار با این فرکانس پاک و ناب شما ساکنین بهشت
عاشقتونم خدایا سپاسگذارم اجازه دادی لایق دریافت این آگاهی باشم
بسم الله الرحمن الرحیم
سفرنامه به درون من (یک)
سلام
من نرگس هستم. یک ماه دیگه بیست و پنج سالم میشه و از هجده سالگی عضو سایت شدم. اون روزهای اول سرم باد داشت و ارزوهای خیلی بزرگی توی ذهنم می پروروندم. میگفتم دیگه تا بیست و چهار ، پنج سالگی اون خونه ی رویایی و اون ماشین ارزوهام رو دارم. یک زندگی مرفحانه و پر از ثروت ، یک رابطه ی عاشقانه و … با اینکه حدود شش سال گذشته و من بیست و پنج سالم شده اما خبری از اون تصویر رویایی نیست.
من درست سال پیش دوره ی دوازده قدم رو توی اکانت خواهرم خریدم و ماه به ماه طیش کردم و اسفند ماه اومدم تا چک اپ فرکانسیم رو مقایسه کنم با اول سال. باورم نمیشد. من هیچ تغییری نکرده بودم. روابط همون روابط بود، اعتماد به نفس همون بود، ارتباطم با خدا همون بود فقط وضع مالی کمی بهتر شده بود. باورم نمیشد. خیلی بهم برخورد استاد خیلی زیاد. وقتی داشتم فایل چک اپ ایلیا رو میدیدم که چقدر قشنگ توضیح میداد و چه نکاتی رو از هر فایل توی زندگیش استفاده کرده بود واقعا هیچی نداشتم که بگم. چیزی نبود که بگم من از این نکته توی این قسمت زندگیم استفاده کردم. خیلی زورم اومد. با خودم فکر کردم واقعا همینه. واقعا من هیچ تغییر اساسی توی خودم و باورهام به وجود نیاوردم. وقتی کسی رو میبینم که دو ساله عضو سایت شده و زندگیش از این رو به اون رو شده و همش از خودم میپرسم چطور ؟ چطور اون تونست و من نتونستم ؟ چرا زندگی من اون تغییرات بزرگی که بقیه دارند رو نداره؟ جوابش رو دقیقا سر چک اپ فرکانسی اسفند ماه گرفتم. به خودم قول دادم که تغییر کنم. از همون بعد از عید شروع کردم واقعا به ایجاد یک سری تغییرات قدم به قدم. الان بعد از سه ماه میخوام یک سری تغییراتی که ایجاد کردم رو توضیح بدم و ازین به بعد هم به هدایت خدای مهربانم سعی میکنم مراحل تغییراتم و تصمیماتم رو توی سایت بنویسم. چون من خیلی درونگرا هستم و حس میکنم نوشتن میتونه راه ارتباطی خوبی برای ابراز درونم به دنیای بیرون باشه.
برای سال جدید با خواهر و برادرم صحبت کردیم و تصمیم گرفتیم دوره احساس لیاقت و روانشناسی ثروت یک رو بخریم و کار کنیم.
من شروع کردم به کار کردن روی احساس لیاقت اما وقتی به جلسه تکمیلی پنج رسیدم تقریبا اواسط اردیبهشت بود و متوجه شدم دارم خیلی کندتر از انتظارم پیش میرم و انچنان میلی برای گوش دادن بقیه جلسات ندارم. با خودم فکر کردم که چرا ؟ دیدم من دوباره دارم همون کاری رو میکنم که توی دوره دوازده قدم کردم. فقط جلسات رو گوش میدم و تایید میکنم اما هیچ تغییری در درونم ایجاد نمیکنم.
گفتم فایل گوش کردن فعلا بسه. من باید تغییرات عملی ایجاد کنم. همین وسلام. تا وقتی تغییری ایجاد نکنم دیگه فایلی گوش نمیدم.
اومدم اولین موردی که از شاید یک سال پیش میخواستم که به صورت مداوم داشته باشم رو انجام دادم. “هر شب حرف زدن با رب مهربانم” این کار رو دو سال قبل وقتی به یک تضاد عاطفی شدید برخوردم انجام دادم ، توی دفترم بسم الله میگفتم و شروع میکردم به حرف زدن و نوشتن حرفام به رب عزیزم و خیلیییی لذت بخش و ارامش دهنده بود. خیلی روحم رو اروم میکرد. لذتش زیر زبونم مونده بود به خاطر همین بعد ازون ماجرا همیشه به خودم میگفتم من این کار رو باید به یه عادت دائمی تبدیل کنم ولی هیچوقت نمیشد. یعنی هر بار میگفتم از این به بعد مینویسم ، یک شب مینوشتم دوباره فرداش نمیشد و کلا بیخیال میشدم تا دو هفته بعد دوباره میگفتم باید بنویسم باز نمیشد و … تا اینکه این بار گفتم این تعهد منه. این نیاز منه. این همون چیزیه که میخوام. مینویسم. و از همون شب تا همین امشب هر شب نوشتم هر شب … و چه لذتی داره حرف زدن و نوشتن برای او . واقعا بی نظیره. واقعا با هیچ حسی قابل مقایسه نیست. واقعا بهترین حس دنیاست حرف زدن با خود خود او.
این تغییر خیلی اعتماد به نفسم رو بالا برد. چون چیزی بود که مدت ها بود میخواستم انجام بدم و نمیشد و حالا شده بود. خیلی حس خوبی میداد. کلی از نظر روحی و ذهنی ارومم میکرد. امید شبانه ی من بود این حرف زدن های عاشقانه با رب.
بعد از این تصمیم و شروع این تغییر من به رب مهربانم گفتم من نمیدونم. واقعا نمیدونم باید چیکار کنم. همون حرفی که اقای احمد رضایی عزیز میگفت. اینو گفتم و گفت بیا مشکلاتت رو دونه به دونه حل کنیم. منم گفتم چشم.
گفتم اولین مشکل من ارتباطاتم با دیگران سر کارمه. من به شدت ادم درونگرایی هستم و خیلی اروم بودن و تنهایی کار کردن رو دوست دارم. البته بعد از اینکه از اذر ماه رفتم سر کار در سمت کارشناس پرتودرمانی توی بیمارستان امام خمینی تهران این رو بهتر فهمیدم. من توی شغلم، پنجاه تا همکار داشتم. من از محیط دانشگاهی که کلا با چهار پنج نفر همکلاسی و استاد که همگی خیلی با شخصیت و سطح بالا بودند یک دفعه وارد محیط شلوغ و پر از ادم های مختلف با هر نوع تفکر و سطحی شدم. ارتباط برقرار کردن به شدت سختم بود. با اینکه چند ماه از شروع کارم گذشته بود و یکم اوضاع برام راحت تر شده بود اما همچنان هم چالشم بود. به رب مهربانم گفتم رب ، حرف ادم ها خیلی برام مهم شده ، اینکه هر کسی به خودش اجازه میده هر حرف نامربوطی بزنه اذیتم میکنه. اینکه هر کسی جرئت میکنه نظر بده یا ایراد بگیره اذیتم میکنه. چیکار کنم ؟
ازش پرسیدم چیکار کنم اونم به من راه حل ها و تغییراتی که باید ایجاد میکردم توی این مرحله رو خیلی زیبا گفت. اول از همه توی ذهنم جایگاه همه ی ادم ها رو پایین بیارم. هیچ مسئول و با سابقه و هیچ کسی از من برتر نیست و من ارزشمندم. گفت سر کارت کاملا مرتب و اراسته برو. منم گفتم چشم. روپوش نو و خوشگل خریدم. همیشه خوش بو میرفتم. موهام همیشه تمیز و مرتب و خوش بود. ساعت مینداختم. یک ارایش ملایمی میکردم. در مجموع با یک ظاهر خیلی بهتر سر کارم حاضر میشدم. رب من گفت همیشه یک ربع زودتر برو سر کارت که قبل از شروع کار بتونی ریلکس بشی یه چایی شیک بخوری و بعد شروع کنی منم گفتم چشم. گفت به جای غذای بیمارستان ، غذای دانشکده ی پرستاری رو رزرو کن و برو اونجا ناهار بخور. کیفیت غذای اونجا بهتره. گفتم چشم. با توجه به جلسه ی سه احساس لیاقت بهم گفت اگر کسی حرف نامربوطی زد خیلی جدی و محترمانه بهش بگو که نباید این حرف رو بزنه یا اینجوری صحبت کنه و توی این حدود دو ماه من چندین بار این کار رو کردم. دقیقا از چند نفر که حرف هاشون اذیتم میکرد ، به همشون گفتم و یک نفرشون هم کلا برنامه ی کارم ازم جدا شد و دیگه باهاش شیفت نبودم خداروشکر. اولی دوستم بود و همش به شوخی میگفت کارت به درد نمیخوره و خیلی ارومی و این حرفا. منم بعد از اون بهش مستقیم گفتم من میدونم تو شوخی میکنی و چون دوستم داری اینجوری میگی (خودش همیشه میگفت من فقط با کسایی که دوستشون داشته باشم شوخی میکنم و با بقیه خیلی خشک و جدیم) اما من با این حرف راحت نیستم و باعث میشه بقیه هم فکر کنند واقعا من کارم خوب نیست پس لطفا دیگه این رو نگو و خداروشکر دیگه همچین حرفی ازش نشنیدم. نفر دیگه مسئول شیفت صبح بخش بود که هر بار من رو میدید یه ایراد بی مورد میگرفت. چون من به احترام بزرگتر بودن و اینکه سری بعد دیگه چیزی نمیگه جوابش رو نداده بودم اون هم هر بار همین کار رو باز هم به شوخی میکرد. مثلا میگفت عههه دستگاه خراب شده خانم هاشمی باز دستگاه رو خراب کرده بعدم میخندید. حالا اونجا مثلا ده نفر دیگه هم داشتند کار میکردند. منم اخرین بار محترمانه بهش گفتم اقای فلانی میشه لطفا دیگه توی جمع با من شوخی نکنید. احساس میکنم مناسب نیست و اذیت میشم. این اقا هم خداروشکر دست از سر ما برداشت. و چند مورد دیگه که حالا بگذریم.
باز مورد دیگه ای که پیش اومد سرکارم این بود که به من شیفت های اضافه میدادند. یک بار من برنامه ریزی کرده بودم برای یک پنجشنبه که جایی برم که دو روز مونده به اون یهو گفتند فلانی ها که شامل خانم هاشمی هم میشد باید پنجشنبه غروب بیان شیفت. طبق حرفی که خودشون قبلا زده بودند من شیفت های اضافه داشتم و قرار بود توی مواقع اورژانسی دیگه من رو شیفت نذارند. من این رو به مسئولی که شیفت ها رو مشخص میکرد گفتم و اون برخورد بدی کرد. منم خیلی ناراحت شدم و کنترل ذهن واقعا برام سخت شد. به شدت درگیر بودم و میخواستم حتی درجا از کارم انصراف بدم و بیام بیرون. اون روز اومدم خونه ، به عصر نرسید که دولت اعلام کرد چهارشنبه بیمارستان ها باید باز باشه و شیفت پنجشنبه ی من خود به خود حذف شد. اما این تضاد خیلی اذیتم میکرد توی ذهنم و هی با ربم صحبت میکردم که چیکار کنم و چه تصمیمی بگیرم. در نهایت به این رسیدم که من از نظر مالی در حال حاضر این کار رو نیاز دارم. نباید ورودی مالیم رو صفر کنم و باید به روش دیگه ای این مسئله رو حل کنم. این مسئول هم فقط در حد نوشتن شیفت هاست و نه رئیس منه نه مالک بیمارستانه نه مالک بخشه نه هیچی که نیاز باشه باهاش در ارتباط باشم. منم از طرف دانشگاه اینجا هستم و کسی اجازه نداره با من رفتار بدی داشته باشه. کل ارتباطم رو با این خانم مسئول نوشتن شیفت قطع کردم و گفتم خدایا نوشتن همه ی شیفت هام با تو. من راضیم. نه یک کلمه بحث میکنم نه اعتراض حتی اگر شیفت هام زیاد بود الخیر فی ما وقع. این رو گفتم و پرونده ی این خانم رو توی ذهنم بستم. و به طرز عجیبی بعد ازون کلی شیفت خود به خود آف شدم. همه ی شیفت هام خیلی عالی و با هم شیفتی های خوب بود و…
بازم مینویسم از بقیه تغییراتم.
در نهایت هم خدایا خودت هدایتم کن. من پا تو مسیر تو گذاشتم که تو هدایتم کنی به راه راست به راه کسانی که به اون ها نعمت دادی…
سپاس گزارم
سلام خانوم هاشمی عزیز
عکس زیباتونو در قاب طبیعت دیدم و محو تماشای چهره زیباتون و لبخند دلنشینتون شدم و به خودم لایک دادم که روی پرفایلتون کلیک کردم تا از دیدن این قاب زیبا لذت ببرم ،چون حیف بود این میکس زیبا از طبیعت و چهره زیباتونو از دست بدم
شروع کردم به خوندن کامنت زیباتون و هر سطر که جلو میرفتم به خودم میگفتم الحق که درون شما بسیار بسیار زیباتر از تمام تعریفای است که میشد از ظاهر شما گفت
چقدر لذت بردم از خودشناسی که انجام دادین و کندوکاشی که در وجود خودتون داشتین تا ترمزهای خودتونو کشف کنید
وقتی توضیح شما رو میخوندم راجب طی کردن قدمها و اینکه فقط میشنیدین و تغییری حس نمیکردین حس کردم منم تا حدود زیادی همینطورم و خیلی وقتا فقط گوش دادم و عمل نکردم و بعضی جاها که تصمیم و تعهد داده بودم انجام بدم به وضوح نتایجم تغییر کرده بود
در واقع این ترمز شما ترمز منم بود و باید بتونم مثل شما تعهد خودمو بیشتر کنم برای تغییرات اساسی در زندگیم ،چقدر خوب در مورد نحوه برخوردتون با همکاراتون توضیح دادین و اینکه چطور بصورت عملی اقدام کردین ،چون منم دقیقا همچین موردی دارم و در محیط کارم برام پیش اومده و از همین الان تصمیم گرفتم که من بصورت عملی اجراش کنم و احساس لیاقتمو با خنده و شوخی بی جا اشتباه نگیرم و هر جا لازم بود با جدیدت برخورد لازم به همراه احترام انجام بدم
چندتا ایده دیگه هم از نکاتی که گفتین به ذهنم رسید که باید اجرا کنم مخصوصا اولویت بندی حل مسائلم و شروع کنم به حل کردن آشغالای که زیر میز گذاشتم و با هر بار حل کردنش آرامشمو در طول روز بیشتر کنم
همین الان که در حال تایپم اقدام اولی رو میخوام انجام بدم
نمیدونم چطور ازتون تشکر کنم برای این کامنت زیبا و پرآگاهیتون ،از خداوند برات طلب بی نهایت آرامش و ثروت بی انتها رو در همه ابعاد خواستارم
سپاسگزارم از شما دوست عزیزم
بسم الله الرحمن الرحیم
سپاس گزارم ازتون دوست خوبم
تعریفتون خیلی حس خوبی به من داد.
انشالله که بتونیم این مسیر تغییر کردن رو ادامه بدیم. یکی از مواردی که همیشه جنبه های دیگری از آگاهی ها رو برای من باز میکرده کامنت های دوستان از تجربیات خودشون بوده. که این بار هم انگیزه بخش من بود تا من هم بتونم به همین منوال نوعی از عمل کردن به اگاهی ها و تجربه ی حاصل از اون رو با شما دوستان به اشتراک بگذارم. خوشحالم که باعث شد شما هم دست به اقدام بزنید.
سلام به دوست همفرکانسی
خداوند را شاکر در جمع شما دوستان خودساخته و توحیدی هستم .
کامنت شما بسیار شبیه زندگی من بود
در اوایل حضورم در سایت مثل شما فکر میکردم و هیچ عملکردی نداشتم و البته منتظر نتایج بزرگ بودم ،بارها و بارها نا امید از خودم شدم ولی هیچ وقت نا امید از آموزشهای استاد نشدم چرا که نتایج استاد و شما دوستان در حال پیشرفت سند محکمی بود برای ذهن نجواگرم و جای هیچ بحثی را برایش نمیگذاشت اگر بقیه توانسته اند طبق همین آموزشها و با همین سایت و با همین روش به نتایج بزرگ برسند پس من هم میتوانم اینجا بود که با خودم گفتم باید زمان حضورم در سایت را بیشتر کنم و از تجربه دوستان گلی مثل شما استفاده کنم و سعی کنم در زندگیم اجرا کنم و سعی کنم عملکرد داشته باشم به قول استاد ایمانی که عمل نداشته باشد حرف مفت است.
خداوند را سپاسگزارم مرا در سایت توحیدی استاد عباسمنش در کنار شما دوستان عملگرا قرار داده
در پناه خالق وهاب شادو پیروز و سلامت و ثروتمند باشید
سلام دوست عزیزم نرگس هاشمی و خانواده صمیمی عباس منش کامنت قشنگ تونو خوندم و لذت بردم خیلی خوبه که وقت میزارین و اینجا حرف های قشنگ و نتیجه هاتونو مینویسین دقیقا منم خیلی وقت ها به زمان بندی خداوند اعتماد دارم و میدونم کاری که خداوند به طرز بهترینش برای ما انجام میده هیچ بنده ای نمیتونه انجام بده و هیچ کس جز خودمان نمیتونه بهمون خوبی و یا بدی کنه منم دقیقا با آدمهای بسیاری سرکار هستم هررروز هرلحظه تعداد خیلی بالایی و اینکه اجازه ندم تا یه جایی اینجوری تو یه سریع مساِئل اما یه جاهایی هر چقدر میگم کسی گوش نمیده یکی اینکه یاد گرفتم احترام بزار و اصلا در مقابل هییچکس غرور نداشته باشم وهمه را از طرف خداوند بدانم چه خوب چه بد بگم اینا به نفع من دارن عمل میکننه حتی رو مانیتورم هم نوشتم او پاره از خداست پاره از منست تو یکی از فایلهای دانلودی مییگه فکر پرتو اگاهی میگه برای لحظه ای هم شده از هیچکس تنفر نداشته باشین و همه را از وجود خودتون بدونین و این جمله خحیلی به من کمک کرده تا از کسی ناراحت نباشم تا به کسی ضربه نزنم فقط حس خوب داشته حس خوب منتقل کنم و اینکه تقریبا هر کس میاد تو اتاقم بهم میگه چقدر انرژیت مثبته در پناه الله شاد باشین جمله هامو نمیتونم ببندم تایه حرف میزنم تمام خخ کامنتت تاثیر گذار بود
بسم الله الرحمن الرحیم
سپاسگزارم از شما دوست عزیز
بله دقیقا. بحث روابط برای من به شخصه یک دنیایی هست که نیاز دارم توش بسیاری از اموخته هام رو کنار هم بگذارم و عادت شخصیتی خودم کنم تا پس از مدتی اون تجاربی که میخوام وارد زندگیم بشه.
همه ی انسان ها رو ارزشمند و پاره ای از خداوند دیدن یا همان خداوند رو در همه کس دیدن …
تحسین زیبایی های ادم ها و توجه به نکات مثبت هر کس …
بزرگ نکردن هیچ کس در برابر خداوند …
و موارد دیگه ای که انشالله بتونیم در عمل استفاده کنیم.
دوست عزیز چقدر لذت بردم از کامنتت که متوجه شدی باید به اگاهی هات عمل کنی واونجاست که نتایج میاد
،خیلی خوبه که ما بتونیم ارتباطمون رو با رب العالمین بیشترو بیشتر کنیم
بنظرم ما به اندازه ای که بتونیم با پروردگارمون ارتباط برقرار کنیم هدایت میشیم به مسیر های عالی وفوق العاده
شاد وثروتمندباشید
سپاسگزاری های مربوط به نعمت آب – سری سوم
150. خدایا شکرت که عامل اصلی برتری انسان بر دیگر مخلوقات، مغز اوست، و 75 درصد وزن مغز از آب تشکیل شده است
151. خدایا شکرت که 90 درصد خون انسان را آب تشکیل میدهد
152. خدایا شکرت بابت لذت حمام کردن با آب گرم، مخصوصاً بعد از یک روز پر کار و بعد از خستگی
153. خدایا شکرت که با آب، ظرف ها را می شوریم و لباس ها را تمیز میکنیم
154. خدایا شکرت بابت نعمت شلنگ آب و شیرآلات آب
155. خدایا شکرت بابت تمام ظرف و ظروف مربوط به آب، مثل لیوان، پارچ، تانکر آب، استکان، بطری آب و……..
156. خدایا شکرت که آب فراوان ترین ماده شیمیایی روی زمین است
یاد باور فراوانی افتادم که استاد خیلی روی آن تاکید دارد
157. خدایا شکرت بابت ترکیب منحصر به فرد و نیز تمام خواص شگفت انگیز آب
158. خدایا شکرت که حدود سه چهارم سطح زمین با آب پوشیده شده است
159. خدایا شکرت بابت قنات ها و کانال های آب
160. خدایا شکرت بابت صنعت سدسازی
161. خدایا شکرت بابت رودخانه کارون که چه نقش مهمی در ایران دارد
162. خدایا شکرت بابت سد گتوند، که ایام عید نوروز چقدر آنجا لذت بردیم
163. خدایا شکرت بابت رودهای مهم ایران از جمله همین کارون، ارس، اروندرود، زاینده رود، سفید رود، گرگر، مارون……..
164. خدایا شکرت بابت سازه های آبی شوشتر
165. خدایا شکرت بابت خلیج فارس، دریای عمان، دریای خزر
======================================
166. خدایا شکرت بابت دریاچه های ایران از جمله:
دریاچه ارومیه،
دریاچه نمک حوض سلطان که در شرق اتوبان قم – تهران قرار دارد،
دریاچه بختگان دومین دریاچه بزرگ ایران بعد از دریاچه ارومیه
دریاچه زریوار در کردستان
دریاچه پریشان که یکی از بزرگترین دریاچه های آب شیرین ایران و خاورمیانه است
دریاچه طشک در استان فارس
دریاچه گیسوم تالش
دریاچه عباس آباد
دریاچه شورمست (چه اسم قشنگی داره!)
دریاچه سد نمرود
دریاچه ولشت در چالوس
دریاچه ساهون در لاهیجان
و…………..
167. خدایا شرکت بابت عظمت و مهربانی تو نسبت به خلق، که طبق یک تحقیق، حدود 304 میلیون دریاچه و تالاب در سراسر کره زمین وجود دارد
168. خدایا شکرت بابت تمام تالاب های ایران، از جمله:
تالاب انزلی
تالاب شادگان
تالاب گاوخونی
تالاب میقان
تالاب پریشان
تالاب هامون
تالاب هورالعظیم
169. خدایا شکرت بابت دریاچه آب شیرین پردایس استاد، که هم خیلی خوب و دیدنی است و هم چه خاطرات خوشی با آن داریم، و هم این که استاد چه فایلهای ارزشمندی کنار این دریاچه برامون ضبط کرده دمش گرم و باغش آباد
170. خدایا شکرت بابت تمام قسمت های سریال زندگی در بهشت
171. خدایا شکرت بابت رودهای مهم جهان، مثل ولگا، گنگ، دانوب، نیل، آمازون، می سی سی پی، راین
=====================================
172. خدایا شکرت بابت رودهای مهم ایران، مثل:
ارس
زرینه رود که به دریاچه ارومیه می ریزد
رود کرج
زاینده رود
رود چالوس
دربند
گرگر
شطیط
دز
کارون
اروند رود
اترک در گلستان
هریرود
سفید رود در زنجان، که به خزر می ریزد
هیرمند در سیستان
آهوران در کرمانشاه
هلیل رود در کرمان
بابلرود
مهاباد رود
رود زولا در سلماس
گدار چای
رودخانه گلپایگان
رود کورده در فارس
رودخانه قزل اوزن در کردستان
زنجان رود
هزار رود در زنجان
173. خدایا شکرت که با یکی از دوستانم در ارومیه صحبت میکردم و حرف از باران شد، گفت امسال بارش ها خیلی خوب بوده و نصف دریاچه ارومیه آبگیری شده. خیلی خوشحال شدم
174. خدایا شرکت که کولر آبی ما اینقدر خنک میکند و باد پرفشاری دارد
ادامه دارد……….
خداروشکرتتتتتتت
چه کامنت لذت بخشی بود ،
چقدر قشنگ و با جزییات نوشتین ، عالیییی بود ،
تا جایی که بتونم هر بار که از حمام و اب گرم و پر فشار خونمون استفاده میکنم خداروشکر میکنم ،
اما شما انقدر با جزییات و زیبا دوباره نوشتین واقعا لذت بردم ،
ممنون که دوباره یاد آوری کردین بهمون که چقدر غرق در فراوانی نعمت و لذت هستیم ، خدایاشکرتتتتت .ممنون از شما
بسم الله الرحمن الرحیم
بنام خدا که رحمتش بی اندازه است و مهربانی اش همیشگی
وَ الَّذِینَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ یَعْبُدُوها وَ أَنابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرى فَبَشِّرْ عِبادِ «17»
و کسانى که از عبادت و بندگى طاغوتها (و قدرتهاى ضد الهى) دورى نموده و به سوى خدا بازگشتند بر آنان مژده باد، پس بندگان مرا بشارت ده.
الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذِینَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ «18»سوره زمر
آنان که سخن را با دقّت مىشنوند و بهترین آن را پیروى مىکنند، آنانند که خداوند هدایتشان نموده و آنانند همان خردمندان.
===================================
سلام به استاد عزیزم و استاد مریم جانم و دوستان نازنینم
روزگارتون بخیر و شادی و سلامتی
به به پارادایس زیبا که دلمون خیلی براش تنگ شده
استاد جانم و مریم بانو جانم کاش سریال زندگی در بهشت رو دوباره شروع کنید ما حسابی دلبسته اش شدیم
استاد شایسته جان دلمون برای دیدن روی ماه شما و شنیدن صدای شما و صحبتهای آموزنده شما هم حسابی تنگ شده و مشتاقانه منتظریم التفاتی فرموده و رخ بنمایی!
استاد جانم شما تو خیلی از فایلهاتون گفتین که همه ی انسانها سیستم عصبی و مغزشون شبیه همدیگه است اگه یه نفر تونسته کاری رو انجام بده پس امکانپذیره،
و بقیه اش بستگی به این داره که بهش علاقه داشته باشه و براش مهم باشه. و اینکه عوامل بیرونی مثل رنگ پوست و نژاد و جنسیت و محل سکونت و سن و… نمیتونه مانع بشه
مانع در ذهن ما و باورهای ماست
من برای خودم ترجیح میدم چیزهایی رو بعنوان باورهای قدرتمند کننده باور کنم که پایه و اساس درستی داشته باشه، مثلاً من لیاقت دارم که فلان مهارتو کسب کنم یا به فلان جایگاه در رشته ی مورد علاقه ام برسم
کافیه که بخوام،خواست و اراده و پشتکار من تعیین کننده است نه سنم
فرصتها همیشه وجود داره
هیچوقت برای یادگیری دیر نیست
توجه نکردن به حرف مردم و…
از تو حرکت از خدا برکت(معادل همون باور که ما یک قدم برای خواسته مون بر میداریم و خدا هزار قدم بطرف ما برمیداره و مسیرمونو هموار میکنه)
همون باورهایی که از شما یاد گرفتیم
برای هر کاری از باورهای متناسب با اون کمک میگیرم
شاهدش هم همین مهارت دوچرخه سواریه که چهار سال پیش شروع کردم و بشکل ابتدایی یاد گرفتم
و همون یاد گرفتن ابتدایی برام کارساز شد وقتی که تو سفر امریکا رفتیم جزیره ی مکینا آیلند و من پا به پای بقیه تونستم دور جزیره رو با دوچرخه برم خدا میدونه که چقدر لذت بردم و خدا رو شکر کردم
الانم روزی نیمساعت دارم دور زدن و حرکتهای مختلف رو تمرین می کنم که مهارتم افزایش پیدا کنه و مسلط باشم، یه چیزی شبیه رانندگی کردنم با ماشین بشه..
در صورتی که خیلیها که حتی چند سال از من کوچیکترن میگن از ما گذشته..
و صد البته که شما درست میگین که اگه باور اشتباهی به رشد و پیشرفت کسی کمک کنه ما نباید با گفتن باور صحیح رو ذهنش اثر منفی بزاریم
چقدر این دانشمند یونانی کارش درسته و حرفهاش طبق قوانین جهانه
خدا رو شکر که هیچوقت به فال و ماه تولد و اینکه ستاره شناسها چی میگن اعتقادی نداشم و هرگز سراغش نرفتم
استاد جانم من 6 ساله که دانشجوی شما هستم و خدا رو شکر که خیلی از باورهامو اصلاح کردم ورودیهای ذهنمو و خود ذهنمو بشدت کنترل می کنم و احساسمو خوب نگهمیدارم
البته درستش اینه که بگم احساسم خود بخود خوب هست نیازی نیست که من تلاش کنم تا خوبش کنم یا خوب نگهش دارم
الان می تونم بگم که اکثر باورهام شبیه باورهای شماست..
چیزهایی که همه بمن می گفتن و خودم هم می دیدم که توش خوب هستم:
اینکه استعداد یادگیریم خیلی زیاده
هوش سرشاری دارم، هرچیزی رو که یکبار ببینم سریع یادش می گیرم و بهتر از خود طرف و البته خلاقانه و شخصی سازی شده انجامش میدم
چند ساعت پشت سرهم میتونم راه برم و خسته نشم و کلاً دوست دارم رشد و پیشرفت کنم و…
و از وقتی که بچه بودم همه اینو بمن می گفتن هم خانواده ام و هم تو مدرسه و هم دخترای فامیلامون که تو مدرسه با من بودن، و هنوزم که هنوزه هروقت منو می بینن یا یه وقت تماس میگیرن همینو میگن..
فایل کمبود را باور نکن حتی اگر پروفسور هاوکینگ گفته باشد رو هم بارهاگوش کردم و چند بار هم نشانه روزانه ام بوده
خدا رو هزاران بار سپاس که دوره ی روانشناسی ثروت 1 رو با اینکه داشتم دوباره همزمان با دوره ی بینظیر و شگفت انگیز همجهت با جریان خداوند خریداری کردم و تقریباً همه ی جلسه هاشو گوش دادم و باید بازهم هرکدومو چندین بار گوش کنم و نتبرداری کنم و تمریناشو انجام بدم که به امید خدا همین کار رو خواهم کرد
و الانم هر روز از فایلها و دوره ها گوش میدم و روی خیلی از اونها کامنت میزارم و کامنتهای دوستانمو میخونم و لذت میبرم که چه کامنتهای زیبا و عالی نوشتن
دوستان هم لطف می کنن و برام پاسخ مینویسن
هر روز دوتا سه تا پنج تا بیشتر یا کمتر نقطه ی آبی هدیه میگیرم، و خداوند بمن میگه بنده ی عزیز من این نقطه های آبی خوشگل شانسی و اتفاقی نیومده برات دوستانت هم که عاشق چشم و ابروت نیستن که بخوان همینجوری برات بنویسن، باید کار کنی هر روز قدمی برای رشد و پیشرفت خودت برداری تا من هزار قدم بسمتت بردارم و زندگیتو پر از معجزه کنم همونجوری که تا حالا زندگیتو پر از معجزه کردم و زیبا بوده، و بعد از این هم زندگیت بازهم قشنگتر و بهتر میشه در همه ی زمینه ها..
و من خیلی وقته که بهش میگم چشم خدا جانم، من مخلصتم چاکرتم سپاسگزارتم که استاد عباسمنشو به زندگیم آوردی و زندگیم هر روز بهتر و حال و احساسم هر روز عالیتر میشه..
امروز هم فراوون اتفاقات خوب و زیبا برام رخ داده
دوباره اشکهام همینجوری داره میریزه
استاد جانم بینهایت متشکرم برای آموزشهای خداییتون و عاشقتونم
استاد شایسته جانم از شما هم بینهایت متشکرم که خیلی چیزها از شما یاد گرفتم و خیلی زیاد عاشقتم امیدوارم که رخ بنمایی
و خدارو هزاران بار شکر که امروز خبر از پروژه جدید دادی میخوام بگم که من کاملاً آماده و مشتاقم
و به امید خدا تو این پروژه ی جدید مثل پروژه های قبلی و همینطور دوره ی همجهت با جریان خداوند حضور فعال خواهم داشت و همه هم میترکونیم
دوستای عزیزم ازشما هم خیلی چیزها یاد گرفتم و عاشقتونم
به امید دیدارتون در بهترین زمان و مکان
قلبهای فراوان
رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً ۚ إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ
پروردگارا! دل هایمان را پس از آنکه هدایتمان فرمودی منحرف مکن، و از سوی خود رحمتی برما ببخش؛ زیرا تو بسیار بخشنده ای.
سلام و عشقِ بینهایت به شما خانوم سلیمی جانِ عزیزم
چقدر من شمارو دوستتون دارم و چقدر شما بینظیر و انسان شاکرِ واقعی هستید خیلی زیاد برای من نشانه و الگویی هستید که یک موقع نخواهم کم کاری کنم در مسیرم،
وقتی میبینم انقدر اگاهانه و قوی دارید عمل میکنید و توحیدی نگاه میکنید و زندگی میکنید و بقیه ی ادمهارو میبینم که کجای زندگی قرار گرفتن به نسبت شما و چقدر درگیر حاشیه و حالِ بد هستند و کارهای پوچ، واقعا واقعا شمارو تحسین میکنم بینهایت سپاسگزارم ازتون که هستید مینویسید و بینهایت برای من الهام بخش هستید عزیزم،
و این یعنی سپاسگزاری واقعی نه صرفا به زبان گفتن بلکه سپاسگزاری رو زندگی کردن و عمل کردن مثلا شما مثل بقیه نمیگید خب دیگه سنی از من گذشته و بشینم تو خونه یا درگیر قرص و دکتر باشم،
شما از این فرصت زندگی و نعمت توحید و سایت نهایت استفاده رو دارید میکنید و این یعنی سپاسگزاری واقعی،
استفاده کنیم از این فرصت زندگی و این نعمت سایت و توفیقی که خداوند نصیبمون کرده و هدایت کرده،
تحسینتون میکنم بینهایت دوستتون دارم بینهایت،
در پناهِ خداوند بدرخشید زندگی کنید لذت ببرید با تندرستی کامل و حس خوب و سرشار از حس توحیدی و یکتا پرستی…
الهی امین.
سلام به عاطفه عزیزم
ممنونم که اینقدر مهربونی و چند بار برای من پاسخ نوشتی
و اسمت چه زیبا و با مسماست، عاطفه جانم
پریروز که دیدم رو جلسه 4 قانون سلامتی برام پاسخ گذاشتی خواستم برات بنویسم ولی گزینه ی پاسخ نداشت، دلیلشم این بود که چندتا پاسخ روی یک کامنت پشت سر هم گذاشته شده بوده..
امروز هم که میخواستم برات بنویسم متوجه شدم که کلاً برای سه پاسخی که لطف کرده بودی و بمن هدیه داده بودی، برای هیچکدوم کامنت نزاشتم فکر می کردم یکی نوشتم ماشالله عاطفه هم که تو این سایت الهیمون فراوونه و اونی که فکر می کردم برای شما نوشتم رو درحقیقت برای عاطفه جان معین روی جلسه 19 دوره همجهت با جریان خداوند نوشتم
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که توفیقم داد برات بنویسم
منم شما رو تحسین می کنم که استمرار داری و هم توی فایلهای دانلودی وهم توی محصولات می نویسی
الهی که اون احساس خوبی که بر من اضافه کردی چندین برابرش به خودت برگرده و زندگیتو پر از معجزه کنه
عاشقتم عزیزم و بهترین های دنیا و آخرت رو از رب العالمین برای شما درخواست می کنم
ممنونم ازتون خانوم سلیمی جان عزیزم
تنتون سلامت
سرتون سلامت
زندگیتون پر برکت و نعمت و عزت
حالتون متصل به پروردگار
عشقتون بی قید و شرط توی زندگی
عمرتون با عزت و برکت و قشنگی،
میدونید از کجای داستان بیشتر عاشق شما شدم؟
از اونجایی که تو یکی از کامنتهای هم جهت با جریان خداوند توضیح داده بودید که با همسرتون از اون بنده خدا مادر همسر گرامیتون بیمار شده بودن نگهداری میکردید شبها پیشش میموندید و اون بنده خدا میترسید دچار فراموشی شده بود…
وقتی این کامنت رو مطالعه کردم گفتم بله اینه جریان زندگی و داستان زندگی و عزت و موفقیت آدمها،
خیلی روح بزرگی میخواد که کمک کنی از انسان بیمار و بتونی خدمت کنی و خداوند این توفیق رو نصیب هرکسی نمیکنه،
بله این هست جریان زندگی این هست داستان زندگی،
درود برشما و شرافت و زیبایی شما
دوستتون دارم
تندرستی و عمر با برکت و عزت قشنگی داشته باشید ،
میبوسمتون
بنام خداوند بخشنده و مهربان
سلام به استاد عزیزم مریم جان زیبا و تمام دوستان
یادمه از بچگی مدام این حرف تو خونه ی ما تکرار میشد اول بگم که ما یه خانواده پر جمعیت هستیم که از قضا سید هم هستیم . من همیشه میشنیدم از دهن بابام و داداشام که میگفتن دخترای سید خوشبخت نمیشن ببین دختر فلان عمو خوشبخت نیست ببین دخترای فلان عمو زاده هم خوشبخت نیستن دخترای عموی بابا هم خوشبخت نیستن ، منم اینا رو میشنیدم اما از جانب خدا هیچوقت قبول نمیکردم این حرف رو توی قلبم مخصوصا بزرگتر که شدم مثلادانشگاهی که بودم وقتی این حرف رو میشنیدم با خودم میگفتم ” اتفاقا من میخوام ازدواج کنم و خوشبخت بشم تا چیز بشه به این حرف مزخرف ” و خداروصد هزار مرتبه شکر ازدواج کردم با کسی که انتخاب خودم بود با کسی که مثبت نگر بود توحیدی بود به آینده امیدوار بود استقلال فکری داشت و الان بعد از 10 سال هنوز عاشقانه همدیگرو دوست داریم .
یه جمله ی دیگه که فکر کنم تو تمام خانواده های ایرانی مرسوم هست میگن : تا میتونید توی دوران نامزدی خوشی کنید که این دوران دیگه تکرار نمیشه بهترین دوران زندگی فقط نامزدیه اون موقع هام که من نامزد بودم خیلی شنیدم اما میگفتم نه من جوری زندگی میکنم که تمام سالهای زندگیم مثل نامزدی باشه و خداروشکر همینطورم هست.
یا مثلا میگفتن سید ها خیلی عصبی هستن و روزهای 4شنبه سیدی میگیرشون و خیلی عصبی تر میشن که باز اینم نپذیرفتم و خیلیم به لطف خدا آرومم من .
اما … یادمه مامان بزرگم یعنی مامان پدریم خیلی لاغر و ریزه میزه بود و همش به من میگفتن تو شبیه مادربزرگی و منم گاردی نداشتم از این حرف الان متوجه شدم که من نمیخوام مثل اون لاغر باشم دوسدارم هیکلم پرتر بشه .یا خیلی میشنیدم که تو خانوادمون میگفتن پرخوری آدم رو خنگ میکنه و منم که نمیخواستم خنگ باشم از غذا خوردن بیزار بودم به حدی که آرزوم این بود که اصلا کاش غذا خوردن وجود نداشت ، یادمه یه دختر عموی تپل هم داشتیم که اینقدر اینو مسخره میکردیم که بیچاره داغون شده بود از اعتمادبنفس .چون باورکل طایفه ما این بود که ما ژنتیکی و ارثی لاغریم و اون یه دونه دختر تو کل طایفه شده بود سوژه ی طایفه.
اما الان با تمام وجود هیکل زیبا و رو فرم رو میخوام و تحسین میکنم افراد خوش هیکل رو، در تلاشم باورهامو تغییر بدم .
یا مثلا یادمه بابای خدابیامرزم همیشه میگفت به ریزه میزه بودن زهرا نگا نکنید ها ، این نصفش زیر زمینه و منم خوشم میومد از این حرف و به یه امتیاز مثبت تبدیلش میکردم تو ذهنم و بازم خداروشکر از وقتی که اومدم تو راه آگاهی میگم انگار بابام یه چیزی میدونست راجب من .
ممنونم از استاد عزیزم بابت این فایل پر مغز و بینهایت گرانبها
سلام به آقای سید حسین عباسمنش
استاد عزیزممممممممممم
استاد من میخوام با شما در پاییز یک مصاحبه حضوری یا آنلاین داشته باشم
انشاءالله اگر در تهران حضور داشتید روی استیج در سمینار در کنارتون هستم یا یک جایی را مشخص کنیم برای صحبت اما اگر در تهران حضور نداشتید به صورت آنلاین با هم گفت و گو کنیم(چون بنده فعلا قصد سفر به فلوریدا را ندارم)
انشاالله پاییز با بچه های پر نتیجه و اثرگذار سایت عباسمنش در مکانی مشخص در تهران دورهمی داریم و قرارش رو گذاشتیم و دوست دارم شما هم کنار من باشید و انشاءالله که هستید(چون احساسم اینو میگه)
به هر حال
من از نتیجه ام در این ماه بگم بهتون
فکر میکنم از نتایج قبلیم و توضیحاتی که در مورد زندگیم دادم بدونید چون در کامنت قبلیم که 4 ماه پیش بود گفته بودم
به هر حال استاد جان
من تا قبل از عید با 2 تا از بچه های عملگرا و گل سایت به نام مهدی سابقی نژاد عزیزم و مهندس هرمز بالی پور عزیزم بسیار زیاد مصاحبه داشتیم و روی ثروت تمرکز داشتیم و مدام دنبال الگو ها میگشتیم و روی باورهامون کار میکردیم و اونارو تقویت میکردیم
استاد جان،الان صمیمی ترین دوستان بنده درآمد میلیاردی دارن و در کار خودشون بسیار شناخته شده هستن و این ها توحیدی ترین انسان هایی هستند که میشد تو زندگیم ببینم
آقای علی مهریزی،آقای سید علی اکبر حیدری و بهترین رفیقم آقای محمدرضا عادلیان و …
4 روز پیش وارد 22 سالگی شدم و جالبه بدونید 90 درصد دوستان من میانگین 15 سال از من بزرگتر هستند
39 ساله،42 ساله،50 ساله,62 ساله،30 ساله و ….
اینو میخواستم بگم، تا قبل از عید به شدت روی ثروت تمرکز داشتیم و تونستیم درآمد رو به حدود 400؛450 میلیون برسونیم
اما در این یکی دو ماه که به شدتتتت روی توحید تمرکز کردم،جلسه های توحیدی با مهندس سید علی اکبر حیدری عزیزم و چند تا از دوستان دیگه ام که در سایت عباسمنش هستند برگذار کردیم و ادیت کردم و بار ها همونا رو گوش کردیم و فایل های توحیدی مختلف درست کردم فایل هایی که هر کدوم ارزششون بیش از 200 میلیون تومان هست
هر لحظه سعی کردم توحید رو رعایت کنم و قدرت رو فقط به خدای خودم بدم، قبل از این هم تمام سعیم بر همین بود اما شرایطم طوری بود که به خاطر یکسری از موضوعات باعث نمیشد بتونم درست فکر کنم و اون عوامل رو خط زدم و بعدش تونستم خیلی تمرکزی با خیالی آسوده روی توحید کار کنم
میخوای ثروتمند شی؟
باور های توحیدی
میخوای همه عاشقت بشن؟
باور های توحیدی
میخوای لذت بخش ترین زندگی رو با بالاترین آرامش تجربه کنی؟
باور های توحیدی
استاد عزیزم، تا امروز در این ماه تونستیم بیش از 900 میلیون تومان پول در بیاریم و انشاءالله تا پایان این ماه به 1 میلیارد تومان میرسونیمش
استاد بهترین دوستان جهان رو دارم، به خدا قسم هر کدومشون بی نظیرترین انسان هایی هستند که میشه یک انسان ببینه
هر کجا که میرم همه خیلی زود و به شدت عاشق شخصیت و انرژی بسیار بالای من میشن
مثلا حتی سوار تاکسی اینترنتی که میشم ، طرف بعد از 5 دقیقه که میخوام پیاده شم روشون نمیشه از من پول بگیرن و میگن شما مثل پسر یا داداش من میمونی و انقدر ازت انرژی گرفتم که خدا میدونه :)
استاد در مرحله ای قرار دارم که کن فیکونه
میگم شو
سپس می شود
هر چه را بخواهم و به هرکه اشاره کنم خیلی آسون و سریع به دست میارم
میخواستم چند صد هزار نفر بنده رو ببینن، فقط با گذاشتن 3 کلیپ چنین شد:)
هرکاری که میکنم حتی خیلی بیش از اون چیزی که فکرشو میکنم ازش نتیجه میگیرم
مثلا داخل یوتیوب یک پست گذاشتم و 2 هزار ویو خورد
خواهرم گفت علی آخه مگه تو چقدررررررر به خدا وصلی،مگه تو چیکار میکنی؟؟؟؟
بعدش ازم فایل های شمارو خواست و اومده بود یکسره فایل های شمارو گوش میداد:):)
کلییییی نتایج دیگه دارم که برای همه قابل باور نیست
با افتخار میگم شاگرد سید حسین عباسمنش هستم و تا ابد هم همینو میگم
بی نهایت از شما سپاسگزارم که حضور دارید و ازتون خیلیییییی یاد گرفتم و مهمتر از همه به من توحید رو آموزش دادید
من هیچ کدووووووم این نتیجه هارو، از خودم نمیدونم
به والله هیچ کدوم رو، به همون میزان که تونستم باورش کنم و توحیدی عمل کنم نتیجه اش رو دیدم
هرچقدر تونستم رابطه ام رو باهاش صمیمی تر کنم، به همون میزان جهان بیشتر عاشقم شد
هرچقدر تونستم بیشتر جلوش زانو بزنم، به همون میزان کاری کرد که جهان بیشتر جلوم زانو بزنه
هرچقدر سرم رو جلو الله پایین گرفتم، به همون میزان سرم رو جلو جهانیان بالا گرفت
هرچقدر تونستم بیشتر عاشقشم بشم، به همون میزان جهان بیشتر و بیشتر عاشقم شد
به والله با پوست و استخون تجربه اش کردم
بالا بریم پایین بیایم
چپ بریم راست بیایم
آخرش میخوریم به الله
جز اون راهی نیست
به خدا آرامشی که دارم اصلا قابل توصیف نیست
خیلی آسون و سریع هر لیلی یا مجنونی رو به دست میاری
خیلی آسون و سریع هر پول و ثروت و ماشین و ویلایی رو میشه به دست بیاری
اما فقط باید اولویتت خدا باشه
اولویتت توحید باشه
چه غصه هایی خوردیم
چه نگرانی ها و زجه هایی زدیم
چه ترس هایی داشتیم
که فهمیدیم همش پوچه
همش به خاطر این بود که رابطه مون با الله مهمترین رابطه نبود، همش به خاطر این بود که اولویت ما خودمون و الله نبودیم
همش به خاطر این بود که خدا رو فراموش کردیم
اگر میخوایم خوشبخت ترین و موفق ترین انسان کره زمین باشیم، باید روی توحید کار کنیم
توحید توحید توحید
همه چیز اونه
به شرط اینکه بتونیم درست درک و باورش کنیم
به بچه ها هم قبلا عرض کرده بودم که کسی رو بزرگ نکنید
اگر از من یا هرکسی چیزی یاد میگیرید (یعنی در واقع بهتون یادآوری میشه) به جای اینکه اون شخص رو بزرگ کنید و به اون شخص توجه کنید، فقط اون حرف و سخنی که براتون اثرگذار بود رو بردارید و بگذرید
سوزنتون روی اون شخصه گیر نکنه
یه الگو و استاد که عباسمنش هست برای همیشهههه ی ما کافیه و چه الگوی بی نظیری
واو علی ملکی چه خفنه،واو آقای فلانی چه خفنه
همه ما خفنیم ولی به میزانی که بتونی با خدا رفیق شی و باورش کنی و عمل کنی به قوانین، به همون میزان خفنی
انسان به خودی خود هیچی نیست
یک روز یکی از عارفای بزرگ به خدا میگه خدایا میخوام نشونم بدی که من چقدر بزرگ شدم و به چه درجه ای رسیدم
همینکه داره این رو میگه خوابش میبره
بعد از چند ساعت بیدار میشه میبینه شلوارش خیس شده و از ادرار و مدفوعش بوی گند همه جارو گرفته
ندا میاد که فلانی
تو اینی
و بیش از این نیستی
هرچه هست به لطف و کرم ما بوده و هست
فکر میکنم آقای ابوالحسن خرقانی بودن
طرف نوشته وای من فلان شخص که کامنت در سایت میزاره رو چطور میتونم باهاشون کانکت شم؟ خیلی کامنت های گشنگی میزارن و اشک منو در میارن……
به خدا خود خداااا خجالت میکشه از رفتار ما
که انقدر آدم هارو بزرگ میکنیم
من یه حرفی یکی از دوستان بهم زد هنوز که هنوزه نتونستم هضمش کنم و هرطور شده میخوام فراموشش کنم و یجوری ردش کنم بره
گفتم به زودی با عباسمنش یه مصاحبه دارم و میخوام بهش از نتایجم بگم و …..
گفت چه احتیاجی داری بخوای خودتو بهش توضیح بدی؟؟
عباسمنش یه الگو بوده و هست تا تو برسی به اون دریا
اینی که تو میگی خود خود شرکه و من خودم به شخصه با اینکه صدای عباسمنش هر لحظه تو گوشم میپیچه اگر سمینار برگذار کنه در اون سمینار شرکت نمیکنم، چون احتیاجی ندارم که خودم رو به کسی توضیح بدم
حالا ما میخوایم هرجور شده با یه آدمی که کامنت گشنگ گشنگ میزاره کانکت شیم
چه احتیاجی داری؟؟؟
چرا انقدر خودت رو کوچک فرض میکنی؟
چرا دیگران رو هرچی میشه میاری بالا و خدارو فراموش میکنی؟
مدام کارمون شده مچ این و اون رو گرفتن و دیگران رو بالا و پایین کردن
در این کار استادیم استاااااااااد
اگر من اینجام، اینجام چون گفته شده باش
چون گفته شده صدای من باش برای بچه ها
اما من بزرگترین آرزوم اینه که بزرگترین دست خدا باشم برای جهانیان و بزرگترین الگو باشم برای همه مردم کشورم مخصوصا بچه های سایت عباسمنش
به جای اینکه عباسمنش و هرکسی رو بزرگ کنی بشین روی خودت کار کن
ورزش کن
تمرکز صدت رو بزار تا ثروتمند شی
خودت بشو الگو برای همه دوستات و خانوادت و تمام جهانیان نه اینکه دیگران رو خدای خودت کنی
اونا الگو هستن
تا تو برسی به اون دریا
حرف های گشنگ رو ولش کن، اونارو بزار برای کسایی که دوس دارن فقط حرف های قشنگ بزنن
طرف تمام وقتشو گذاشته تمام ابیات مولانا رو حفظ کرده تا بتونه در چند تا جمع حرفی برای گفتن داشته باشه
چقدر همه درگیر رنگ بندی ایم و چقدر اصل رو از فرع کمتر دیدیم….
ببین پسر خوووووب ، دختر خووووب
به جای اینکار ها بیا به فقط یکی از این ابیات و جمله ها عمل کن
میخوای خودتو به کی ثابت کنی؟
برای چی؟
برای کی؟
چرا انقدر آدم هارو بزرگ میکنیم؟
میخوایم یجوری داستان هارو تعریف کنیم که دیگران خوششون بیاد
میخوایم یجوری حرف بزنیم که دیگران خوششون بیاد
میخوایم بگیم منم بلدما، منم هستمااااا
ببین چقدر خوبممممم؟
یجوری راه میریم که دیگران بگن واوووو ببین چقدر جذابه
عزیزم ببین چی بهت سود میرسونه اون رو بردار و برووووووو
واینستا
سوزنت گیر نکنه روی آدما
نه تخریبشون کن و نه بالا ببرشون
این جهان فقط خداست
غیر خدا نیست
همه چیز رو خدا ببین
ببین و یاد بگیر و بگذر و فقط عاشقی کن با الله
هر لحظه ببین تسلیمی یا تدبیر میکنی؟
تسلیم و تدبیر یعنی این لحظه خودم رو میارم بالا یا خدا رو؟
تسلیم و تدبیر یعنی این لحظه دیگران رو میارم بالا یا خدا رو؟
لحظه به لحظه تصمیم گیری باید کرد که من باشم یا او باشه؟
هرچقدر بیشتر خودت رو فدای الله کردی، الله همه رو بیشتر فدایت میکنه
هر لحظه باید ببینی حق رو زیر پا گذاشتی یا خودتو؟
یعنی در این لحظه من نباشم، خدایا تو باشی
استاد جان بنده بخشی از تمارینی که در روز انجام میدم و جزئی از عادتم شده رو میگم:
هر روز هروقت آینه میبینم حساااابی قربون صدقه خودم میرم، مثلا چشمک میزنم و میگم چطوری خوشگلهههه،ماشاالله سلطااااااان ، ماشاالله رئیس، جذاب ترین و خاص ترین پسر دنیا تویی و خیلی خیلیییی قربون صدقه خودم میرم چون باور دارم مهم نیست دیگران چه نگاهی به تو دارن بلکه مهم اینه که خودت چه نگاهی به به خودت داری و هر نگاهی به خودت داشته باشی دیگران هم همون نگاه رو به تو دارن(که البته اصلا نگاه و نظر دیگران با احتراااام مهم نیست)
هر لحظه و هر جایی که میرم با احساس بسیار خوب سپاسگزار خداوندم بابت نعمت ها و زیبایی اطرافم،در حمام،در سرویس بهداشتی،در هر حالتی که هستم،وقت بیداری،وقت خواب و ……
بابت غذایی که میخورم از سیستم گوارشی ام و اندامم
هنگامی که در کارگاه هستم بابت تمام مشتریان و دستگاه ها و …
خیلی لذت بخش تر میشه وقتی زیر دوش هستم و سپاسگزاری میکنم یوهووووووووووو:):)
هرزمان خواسته ای در من شکل میگیره با احساس بسیار خوب و خیلی زیبا مینویسمشون
و کلییییی کار ها و تمارین دیگه که همگی جزئی از عادات من شدن
استااااااد
همش لذته
همش آرامشهههه
همش عشقههههه
وقتی درک میکنی خدا هر لحظه کنارته و نگاهت میکنه
وقتی درک میکنی خدا هر لحظه داره هدایتت میکنه و 7 بار قسم خورده که خیر و شر تورو هر لحظه بهت میگم
وقتی درک میکنی قدرتمندترین و ثروتمندترین و مهربان ترین و بخشنده ترین و بزرگ ترین نیروی جهان، بهترین رفیقته
دیگه نه ترسی داری نه اندوهی
غصه چیو بخوریم آخه؟
هر چالشی پیش بیاد میدونی که حل میشه چون در کنار هر سختی آسانی هست
آرامی آراااام
تو چرا انقدر بزرگی رفیق؟
چرا انقدر مهربانی الله؟
چرا انقدر کمکمون میکنی؟
چرا انقدر وفاداری؟
چرا انقدر در عین این همهههههههه لطف و محبت هیچچچچچ انتظاری از ما نداری؟
چرا انقدر خیانت کاریم ما؟
هرچقدر جلوتر میرم میفهمم چقدر شرک میورزیدم و چقدر هنوز هم دارم شرک میورزم
آخه چطوووور تو با این همه گناه و خطای ما باز این همهههههههه عاشق ما هستی و به هرچی میخوایم مارو میرسونی؟؟
آخه بهم بگو تو چرا انقدرررررر رحمانی؟؟
چرا انقدر عاشقی؟؟
ما چه کردیم مگه در حق تو که این همه نازمونو میکشی؟؟؟
تویی که بی نیازی،تویی که ثروتمندترینی،تویی که زیباترینی،تویی که قدرتمندترینی
ما چی داریم آخه؟؟
غیر از اینکه یه نطفه مطئفن بودیم ؟
چرا انقدررررررررر لایق دوستی با تو هستیم؟
انسانی که تا یه کوچولو بالا میره مغرور میشه و خودشو بالاتر از بقیه میبینه پس چرااااا تو با این همه عظمت و جلال اینطور نیستی؟؟؟
چراااااااااا بهمون بگو چرااااااا انقدر بزرگییییییییییییییی
ما چرا انقدررررر لیاقتمند هستیم که تو انقدر هوامونو داری؟
میگی هیچ ترس و نگرانی در خودت ایجاد نکن بنده من
مگه من هر لحظه هوای تورو ندارم؟
مگه من حضور ندارم؟؟
مگه من تورو و هرچی در این جهان هستی هست رو نیافریدم؟؟
مگه من قسم نخوردم که هدایتت میکنم؟
مگه من قسم نخوردم از جاهایی بهت روزی میرسونم که فکرشو نمیکنی؟
تو فقط قلبت با یاد من آروم میشه پس چرا انقدر از من غافلی؟؟
چرا انقدر به من پشت میکنی؟؟ چطور میتونی؟؟ چطور دلت میاد؟؟
خدایا منو ببخش که فراموشت میکنم
خدایا مرا لحظه ای از یاد خودت غافل نکن، این بزرگترین آرزوی منه،این بزرگترین آرزوی یک انسانه
یک عااااااالمه حرف و نتیجه و مثال و داستان و الگو دارم که فقط خواستم یه کوچولو توضیح بدم که هم از شما تشکر کرده باشم و هم به بچه ها بگم مهمترین قانون توحیده
از این لحظه نهایت لذت رو میبرم و بهترین آرامش رو دارم و در مسیر اهدافم قدم برمیدارم و میخوام وقتی رفتم از این دنیا سرم بالا باشه
بگم خدایا من به لطف تو روزی هزاران نفر رو میدادم
خدایا من به لطف تو الگوی میلیون ها نفر بودم
خدایا من به لطف تو بهترین زندگی رو برای خانواده ام فراهم کردم
خدایا من مثل خودت شاهانه زندگی کردم و بی نیاز بودم از هر آدم و پول و ثروت و نعمتی چون همشون رو به دست آوردم و تونستم ازشون گذر کنم و تمام وجودمو با بالاترین تجربه برای تو بزارم
خدایا من به لطف تو در این مسیر پر فراز و نشیب و پر از چالش، یک زندگی بی نظیر و بسیار ثمربخش داشتم
خدایا من در این بازی زندگی تونستم پیرووووز بیرون بیام
خدایا من لحظه به لحظه زندگیم سعی کردم بیشترین لذت رو ببرم و آرامش بی نظیری داشتم چون تورو باور کردم
به قول اون عزیز:
فرمانده باش
تاریخ هیچوقت از سربازان یاد نمیکنه
استاد جان انشاءالله به زودی میبینمت،یا به صورت آنلاین یا حضوری
ایمیل میفرستم خدمتتون و منتظر پاسخ شما هستم
حالا چرا گفتم پاییز ؟
چون تا اون موقع انشاءالله میلیون ها نفر بنده رو دیدن و درآمدمون خیلی بهتر شده و کلی نتایج بزرگتر دارم
عشق منید شما
شاگرد شما-علی ملکی
سلام به علی جان
واقعا دمت گرمه اصلا کامنتتو که خوندم خیلی حس خوبی بهم دست داد کلی تحسینت کردم که تو این سن کم به درآمد ماهی 1 میلیارد داری میرسی و انقد برات خوشحال شدم که انگار خودم به این درآمد رسیدم در حالی که فعلا هیچ درآمدی ندارم ولی واقعا دمت گرمههههه پسررر دمت گرم که رو توحید کار کردی و تو تمام جنبه ها فقط چشم و دیدت به خداست
و بابت کامنتتم ازت سپاسگزارم که امید و تو دلم زنده کرد و بیشتر اشتیاق پیدا کردم که رو باورهای ثروت و توحیدیم کار کنم
ایشالا هرجا که هسی موفق ترین باشی و به درآمد های بی نهایت بالا برسی
سلام مهسا عزیزم، امیدوارم هرکجا که هستی حالت عالی باشه
سپاس از محبتت و دعای خیرت و خیلی خوشحالم که کامنت بنده برات اثرگذار واقع شده
این پیام برای شما و همه بچه ها هستش:
ببین اصلا مهم نیست الان در چه وضعیتی هستی و اصلا خودمون رو هیچوقت در هیچ لحظه ای با کسی مقایسه نکنیم چون هرکسی راه خودشو میره و چالش های خودشو داره و …، ولی چیزی که مهمه اینکه روی خودت کار کنی و تمام تمرکزت رو از جهان اطرافت برداری و فقط بزاری روی خودت و خدای خودت
باید مراقب ورودی هامون باشیم
چی میشنویم
چی میگیم
چی میبینیم
و مدام باید ورودی های خوبمون رو تکرار کنیم
مثلا صحبت های استاد،صدای خودمون که ضبط کردیم،تکرار عبارات خاص و ….
حتی موزیکی که گوش میدیم باید بوی خدا و قوانین رو بده
باید تمام تمرکز و فکر و ذکرمون برای خودمون و خدا و قوانین جهان هستی باشه
دیروز به بچه ها میگفتم، گفتم هرکسی در این جهان به اندازه خودش داره روی خودش کار میکنه
هیچکس نمیخواد آینده ای خراب داشته باشه که ولی 98 درصد مردم احساس خوب ندارن،مدام نگرانی و حرص و کینه و غر غر کردن و ….. و این باعث میشه یک صدم چیزی که میخوان هم بهش نرسن ولی باز اندازه خودشون دارن روی خودشون کار میکنن
حالا ما خیر سرمون عباسمنشی هستیم، باید صد برابر اونا روی خودمون کار کنیم
خیر سرت عباسمنشی هستی
خیر سرت خداوند این هدیه بی نهایت ارزشمند و گرانبها که عباسمنش هست رو سر راهت قرار داده
میتونی فراتر از عباسمنش بری
میتونی فراتر از برایان اعتماد ها بری
میتونی فراتر از مانی خوشبین ها بری
میتونی فراتر از کریستیانو رونالدو ها و علی دایی ها بری
به خدا انسان های به شدت با شخصیت و دوست داشتنی هستن و همگی دکتر و مهندس(مشتریامونو میگم)اما کامل معلومه که چند چند هستن ولی تا حد خودشون دارن عمل میکنن
ولی ببین تووووو شاگرد عباسمنشی، بایددددد بترکونی
باید بشی الگو واسه تک تک اعضای خانوادت
باید بشی الگو برای تک تک دوست و آشنا
باید بشی الگو برای همه مشتریان و هرکسی که تورو میشناسه
تو باید بوی خدا بدی و هرکجا میری همه حز کنن و کلیییییی تحت تاثیر قرار بگیرن از شخصیت و انرژی بی نظیرت اما این چه زمانی مورد قبوله؟؟ زمانی که نتیجه داشته باشی
زمانی که ببینن نتیجه داری و حرف مفت نمیزنی
لطفا بیا عمل کن
لطفا بیا دست برداریم از حاشیه
دست برداریم از اینکه کی برای پروفایلش چه عکسی گذاشته و کی با کی دیت رفته و کی با کی رل زده و کی اکسشو دیس کرده و کلی از این شر و ورااااااا
بیا 6 ماه دیگه، 2 سال دیگه با بی ام و و بنز خودت برو اون دختر یا پسری که میخوای رو سوار کن
ولشون کن این آدمایی رو که 2زار پول دارن و فکر میکنن ثروتمند هستن و فکر میکنن بهترین زندگی رو دارن و از همه بالاتر هستن و سر از هر ناکجا آبادی در میارن و دیگه برای پیشرفت تحرکی ندارن
رفیقات باید هدفمند باشن
باید موفق باشن
باید ثروتمند باشن
باید مفید و اثرگذار و الگو باشن برات
اگر غیر این هست خطش بزن
میدونی چقدر با ارزشی؟
با ارزشی که بهترین زندگی رو داشته باشی
نه اینکه هر شب هماهنگ کنی برید فلان خیابون دور دور و دختربازی
نه اینکه امشب و فردا شب هماهنگ کنید با رفقا بساط مشروب بچینید و عرق بزنید بر بدن و مست کنید و دغدغه تون این باشه که امشب به جایwinston، marlboro دود کنید و مدام به شکست عاشقی هاتون فکرکنید
الان در هر مرحله ای هستی فدای سرت
نه عقب موندی و نه جلو افتادی
ما فقط این لحظه رو داریم
از این لحظه نهایت لذت و استفاده رو ببر
بیا عمل کنیم
بیا تمرکزمون رو بزاریم روی اهدافمون
بیا بیا از حواشی دور شیم
تو با 99 درصد مردم فرق داری
تو یک عباسمنشییییییییییییی هستی
چقدررررر به چیز هایی که میدونی و بلدی عمل میکنی؟؟
چقدرررر از وقتتو در روز میزاری برای گوش کردن به فایل های استاد؟؟
چقدررر به تمارین عمل میکنی؟
آیا سپاسگزار هستی؟
آیا بهترین دوستت خدا هست؟
آیا تمرکزت فقط و فقط روی اصل هست و قاطی باقالیا نمیشی؟
باید ذهنت کاملا مسخر الله بشه
باید این اجازه رو بهش بدی
باید حسابی ورودیاتو کنترل کنی
صبح تا شب فقط قربون صدقه خودت برو
تمرکزت رو از جهان اطرافت بردار و فقطططط بزار روی خودت
فقط توجهت روی ویژگی های مثبت خودت باش، بنویسشون
صبح تا شب سپاسگزار خداوند باش و چند ساعت یک بار بنویسشون
صبح تا شب قربون صدقه خودت برو، برو جلو آینه و صد بار طوری که قربون صدقه دوست پسرت یا دوست دخترت میری قربون صدقه خودت برو
و تمرکزت رو صبح تا شب بزار روی پول و ثروت،روی ثروتمندا،روی فراوانی ها
بین عزیزم چه 500 میلیون داشته باشی، چه 5 میلیارد،چه 50 میلیارد و چه 500 میلیارد
تو باید خیلیییی فراتر از اینا داشته باشی
یکی از دوستان بنده به هزار میلیارد پول نمیگه
هیچوقت راضی نباش،سپاسگزار باش اما راضی نباش
بتازون برو جلو
تو هر سنی که هستی
با هر جنسیتی که هستی
نه زود هست و نه دیر
همین حالا باید دست به کار شی
ماشاالله شیما یوسفوند با 20 سال سن درآمد چند میلیاردی داره و یک ماه پیش شنیدم میخواد خونه ای رو اجاره کنه که 1 میلیارد تومان اجارشه و 10 میلیارد ودیعشه
از هیچی شروع کرده هاااااا
این یک مثال از هزاران مثال هست
حالا بیایم تمرکزمون رو بزاریم روی اون هدفی که داریم و براش مطالعه کنیم، آزمون و خطا کنیم،به ایده هایی که به ذهنمون میرسه عمل کنیم و همینجوری بریم جلو و لذت ببریم چون لذت فقط در مسیره و اینکه مطمئن باش به مقصد میرسی و این طبیعیه ولی چیزی که مهمه در مسیر اهداف، نهایت لذت رو از لحظه به لحظه زندگیت ببری
تو فقط همین لحظه رو داری
باز هم میگم هیچوقت خودمونو مقایسه نکنیم ولی میخوام بگم در کنار اینکه داریم در لحظه بیشترین لذت رو میبریم و احساس عالی داریم و درآرامش سپری میکنیم که مهمترین موضوع همینه، بیایم وجود بزاریم برای اهداف و اتفاقا در مسیر اهداف که هستی و اقدامات رو انجام میدی زندگی خیلی لذت بخش تر میشه
عشقی مهسای عزیزم،خیلی خوشحالم روی خودت کار میکنی و روزی هزار بار به خود «دمت گرم» بگو:)
همه مون...
مخلصم
سلام و احترام به شما دوست عزیز،
آقای ملکی دو روزه دارم کامنت شما رو مطالعه میکنم.
جالبه که خیلی خیلی هدایتی به کامنت شما برخوردم جوری که اصلا باورم نمیشه.( اومدم قسمت کامنتها نوشتم برو صفحه 6 )
چقدر خوشحالم، خدایا شکرت
توحیدی ترین دیدگاهی بود که تا به امروز در این سایت خوندم، با خوندنش چقدر واضح تر توحید رو شناختم و به خودم یادآوری کردم که؛ 《حتی توی همین سایت هم مراقب باش که چه کامنتی رو میخونی
تا قانون تمرکز بر اصل، رو رعایت کنی 》
بینهایت تحسینت کردم به خاطر چنین درکی که داری و این قدر عالی درسهای استادت رو یاد گرفتی.
دم شما گرم که با این سن این نتایج رو گرفتی و این چنین اصل رو از فرع تشخیص میدهی.
خدایا صد هزار بار شکرت که هر بار افت فرکانسی پیدا میکنم، به بهترین شکل من رو هدایت میکنی
سپاسگزارم “الله” مهربانم..
و هر بار این ایمان و باورم به خداوند صد هزار بار قوی تر میشود که؛
هرگز من رو به حال خودم رها نمیکنه، “همون دعایی که هر لحظه با خدای خودم درمیون میزارم و انصافا هم هر بار به بهترین شکل دستم رو میگیره و هدایتم میکنه” و این دو روز به وسیلهی بندهی خوبش علی آقا..
بله بله درست گفتی همه چیز توحیده، اصلا بزرگترین جنبهی عزت نفس توحیده، همه چیز خداست و غیر خدا نیست. همه چیز رو خدا ببین و اینقدر آدم ها رو بت نکن… چقدر درس داره این نکته ها
باز هم سپاسگزارم ازت دوست عزیز که اینقدر توحید رو عالی و جوری که خودت به صورت عملی اجرا میکنی، در کلمه به کلمه دیدگاهت توضیح دادی و از نتایجت گفتی
چراغ راهی شد برام که وقتایی انگیزه م کمتر میشه اینا رو به یاد بیارم.
در پناه حق
سلام نرگس عزیزم
امیدوارم هرکجا که هستی حال دلت عالی باشه
خدارو خیلی سپاسگزارم که کامنت برات اثرگذار واقع شده و باعث افتخارمه که خداوند من رو برگزید برای نوشتن برخی از فرمایشاتش
:
من در هر شرایط مخصوصا شرایط سخت، کنترل کردن را رها می کنم و حل کردن همه مسائل را به خداوند می سپارم و باور دارم که هر چیزی که به ضرر من است را خداوند به نفع من تغییر می دهد.
خداوندا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم.
خداوندا فقط تو برای من کافی هستی و بندگان ات دستانی از طرف تو هستند که به من یاری می رسانند و هر خیری از طرف تو به من برسد، من باز هم برای رسیدن به خواسته های بعدی ام به تو نیاز دارم و فقیر درگاه تو هستم.
خداوندا هر کاری را که من انجام می دهم، تو انجام می دهی و من در هر لحظه برای انجام هر کاری به تو نیاز دارم و از تو یاری می جویم.
خداوندا هر خیر و برکتی به من، از طرف توست و هر ستم و شری از خود من به من است و تو فقط خیر خواه من هستی.
گفتم این باور هارو با هم مرور کنیم نرگس عزیزم
انشاالله هر روز شادتر و سلامت تر و ثروتمند از روز قبل باشی و خدا لحظه ای از یادت غافل نشه
به نام خداوند بخشنده ومهربانم
سلام خدمت استاد عزیزم و همه دوستان گل
سلام علی جان خیلی خیلی لذت بردم از کامنت بسیار زیبا و عالی و درک خوبی که از قانون داشتی و به این درآمد عالی رسیدی خداروصدهزار مرتبه شکر میکنم هدایت شدم به کامنت خوبت و بسیار لذت بردم اولش عکس پروفایلت ندیدم بعد که دیدم متوجه شدم قبلا هم کامنت خوندم اون موقع گفته بودی الان به لطف خدا 400تومن در آمد داری و انقدر ذوق و شوق داری که از کلماتت پیداست و من کاملا حسش میکنم والان شکر خدا به 1میلیارد رسیدی که البته این بحث مادی که خیلی هم عالیه و مطمئنم که به بالاترش هم بزودی میرسی
ونکته خیلی جالب ارتباط عالی و خوبت با خدا و تو این سن هدفمند بودنت و دوستان حسابی داشتن و چقدر آدم از دور اطرافیانش که همسنش هستن تفاوت داره اینم بخاطر اینکه خودت خواستی و خدا هم که بنده مومنی که بهش توکل میکنه دوست داره و هرکسی هرجایی هست جای درستشه
خواستم تحسینت کنم و خیلی ممنون بابت کامنت بسیار عالیت …
من خودم فعلا کار خاصی ندارم ولی پر از هدف و انگیزه هستم به لطف خداوند مهربان به هرآنچه که میخوام میرسم
علی جان برات بهترینها رو آرزو میکنم همیشه بدرخشی و بیای و برامون تعریف کنی …
سلام ستاره عزیزم
امیدوارم هرکجا که هستی حال دلت عالی باشه
ممنونم از لطف و محبتت به بنده، خیلی محبت داری و خیلی خوشحالم که کامنت برات اثرگذار واقع شده و باعث افتخار منه که خداوند من رو برگزید برای نوشتن برخی از فرمایشاتش
:
به من وعده داد که برای رسیدن به هر خواسته ای باید دوره تکامل را آرام آرام طی کنم و برای آن تلاش کنم و در این مسیر، جهان هستی و خداوند من را همراهی می کنند تا به راحت ترین شکل ممکن و با لذت به خواسته های ام برسم .
به من وعده داد که کارهای غیر ممکن را به راحت ترین شکل ممکن ، برای من ممکن می کند.
به من وعده داد که توبه پذیر و مهربان است.
به من وعده داد که اول من او را یاد کنم تا او من را یاد کند و او را سپاسگزار باشم و کفران نعمت های اش را نکنم.
به من وعده ادعونی استجب لکم را داد.
به من وعده داد که من را به چیزهایی اندک از ترس، گرسنگی، کاهش بخشی از اموال و حتی مرگ عزیزان ام ، ازمایش می کند و به من بشارت باد که صبور باشم و با یاد او در این سختی ها، آرام باشم. چون این بخشی از روند رشد و پیشرفت من است.
به من وعده داد که مواظب احساس ام در هر لحظه باشم. در هر اتفاق به ظاهر بدی، از زاویه ای به آن نگاه کنم که احساس ام آرام آرام بهتر شود. چون او به من الهام کرد که احساس خوب ، اتفاقات خوب و احساس بد، اتفاقات بد را رقم می زند.
به من وعده ما ودعک ربک و ما قلی را داد.
به من وعده ولسوف یعطیک ربک فترضی را داد .
به من وعده و نحن اقرب الیه من الورید را داد.
به من وعده داد که او در هر لحظه بینا، شنوا و آگاه است و من را می بیند و در هر لحظه افکار و گفتار و رفتارهای من را توسط فرشتگان اش ثبت می کند.
به من وعده انا لله و انا الیه راجعون را داد.
به من وعده داد که در این دنیای مادی ، هر ورودی ، یک خروجی هم دارد و تو وقتی تصمیم گرفتی که وارد این دنیای مادی شوی ، حتما دوباره به سمت من باز خواهی گشت.
به من وعده روزی بغیر الحساب را داد.
به من وعده فالهمها فجورها و تقوی ها با هفت بار قسم خوردن را داد.
به من وعده کلا نمد. هولاء و هولاء را داد.
به من وعده داد که از جاهایی به تو روزی می رسانم که فکرش را نمی کنی.
به من وعده داد الذین یومنون بالغیب که اولین نشانه مومن بودن من ،ایمان آوردن من به او و منتظر آمدن اتفاقات ، روزی ها و انسانها از عالم غیب برای رشد و پیشرفت من و حل کردن مسائل ام ، در زمان مناسب است.
گفتم چند تا از باور هارو با هم مرور کنیم ستاره عزیزم
انشاالله هر روز شادتر و سلامت تر و ثروتمندتر از روز قبل باشی و مهمتر از همه خدا لحظه ای یادت خارج نشه، هرچقدر بیشتر احساسش کنیم و درکش کنیم خوشبخت تریم:)
سلام ب علی جان عزیز
با اون موهای فرفری و قشنگت
موهات منو یاد خواننده خارجی میندازه ک خیییلی هم معروفن اما من اسمشون خاطرم نیس و نمیشناسم دقیقا…
خلاصه
واااای پسر حال کردم با کامنتهات
از دیروز ک اتفاقی کامنتت رو خوندم
پا گداشتم رو یکی از بزرگترین ترسهام و اخرین تار مو ک مونده بود با ایمان رهاش کردم….
تقریبا 2یا3هفته اس ب این نقطه رسیدم
کافیه خدامو بیشتر بشناسم و قدرتشو بیشتر درک کنم
اونوقت ناخوداگاه ترمزها حدف میشه
بشرط بیشتر باورکردنش و بدونم قدرت بی انتها داره
خدایی ک نوزاد رو ب حرف میاره
خدایی ک انسان رو 3روز تو دهان ماهی زنده نگه میداره
خدایی ک 300سال انسان رو میخابونه و طوریش نمیشه
خدایی ک ب مریم بدون همسر فرزندی عطا میکنه و…
فهمیدم خدایی بزرگی برای خودم نساختم
خاسته هامو بزرگتر از خدا دیدم
تو قران خوندم ک بالاترین سرحد کارهایی ک میشه تصور کرد روخدا انجام داده
و میگه: پروردگارت گفته این کار برمن آسان است…
من نشناختم و بهش اعتماد نکردم
و خوندن کامنت شما بیشتر مهر تایید شد توحید همه چیزه
همه ترمزهارو برمیداره
همه راه هارو باز میکنه
همه غیرممکنها ممکن میشه
همونجور ک برای موسی.عیسی.مریم.سلیمان.استاد و شما شده…
خیلی مشتاق شدم باورهای توحیدی ک برا خودت ساختی رو با من ب اشتراک بزاری
چون بشددددت مشتاق شناختنم
و بشدددت مشتاق حصور پر رنگش تو لحطه هامم
و وقتی کامنتهاتو خوندم دیدم ک هرچی این توحید بیشتر میشه
متواضعتر.تسلیم تر
سرسپرده تر میشی
و منم میخام
میخام ثروتمندبشم و بهش نزدیکتر و تسلیم ترو سرسپرده تر
بینهایت سپاسگدارم ک مهر تایید شدی برای توحید بیشتر من
سلام ملیحه عزیزم
امیدوارم هرکجا که هستی حال دلت عالی باشه
ممنونم عزیزم، آره انقدر گفتن شبیه فلانی و فلانی هستی که دیگه همه رو شناختم
چندین بازیکن فوتبال و چندین خواننده و .… که البته به همشون گفتم اونا شبیه من هستن نه من شبیه اونا:):)
خب عزیزم خیلی خوشحالم که کامنت ها برات اثرگذار واقع شده و خداوند من رو انتخاب کرد تا یکسری از صحبت هایش رو بنویسم
خدا کمکمون کنه و لحظه ای مارو به حال خودمون رها نکنه که اگر رها کنه در جهنم سپری خواهیم کرد
وقتی با خدا هستیم هم بهترین احساس ممکن رو داریم و در لذت و آرامش بی نهایت سپری میکنیم و هم اینکه همه چیز بسیار آسان و سریع برامون اتفاق میوفته
کن فیکون
خداروصدهزار مرتبه شکر
ممنونم عزیزم از کامنت پر از مهر و محبت و قشنگت
انشاءالله هر روز شادتر و سلامت تر و ثروتمند تر از دیروز باشی و خدا رو بیشتر احساس کنی و انشاءالله خدا لحظه ای از یادت خارج نشه