چه موضوعی را باور کرده ای؟ - صفحه 5 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری چه موضوعی را باور کرده ای؟
    745MB
    46 دقیقه
  • فایل صوتی چه موضوعی را باور کرده ای؟
    45MB
    46 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1057 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    الهام سیاوشی فرد گفته:
    مدت عضویت: 815 روز

    به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم

    سلام خدا جونم شکرت

    سلام استاد عزیزم و مریم نازنینم

    سلام دوستان عزیز دردانه های خداوند

    وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیُضِلَّ قَوْمًا بَعْدَ إِذْ هَدَاهُمْ حَتَّىٰ یُبَیِّنَ لَهُمْ مَا یَتَّقُونَ ۚ إِنَّ اللَّهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ

    خدا بعد از آنکه قومی را هدایت کرد دیگر گمراه نکند تا بر آنها آنچه باید بپرهیزند( از موجبات ضلالت )معین کند که خدا محققاً به همه چیز داناست.

    چه موضوعی را باور کرده اید؟

    خدایا شکرت که هر لحظه در حال سور پراید کردن من هستی

    انگار دست از همه چی کشیده ای و فقط حواست به من است

    خدایا شکرت کرور کرور شکرت

    استاد تو مدتی که در دوره بینظیر 12 هستم

    چند روزی فقط از خدا میخواستم تو تمرین ستاره قطبی که منو سورپرایزم کنه

    و میگفتم ترمزهای. بیشتر و بهتر و آسانتر برام واضح کن من انسانم فراموش کار وناسپاس پس خودت هوامو همه جوره داشته باش

    طی این چند روز که فایل جدید روی بنر سایت اومده هنوز در شوک هستم که خداوند. سریع العجابه است و بزودی پاسخم را داد و من دریافت کننده خوبی بودم همون روز صبح که اومدم تو سایت سورپرایز شدم و فقط اشک شوق ریختم و گفتم چند بار گوشش بدم تا کمی درک کنم آنچه که به من گفته میشود از کلام حق

    آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند

    طبق معمول فایل های و دوره‌های عالی شما استاد همه از دل بر می‌آیند و بر دل و جان و گوشت و استخوان مخاطب میشینه این آگاهی های ناب

    چون ما قبل از تولد تمام این آگاهی های ناب را میدونستیم و بعد از تولد به فراموشی توسط خانواده جامعه افراد و تمام عوامل بیرونی بفراموشی سپرده شد و و الان بخواست همان تضادها و شرک و بی ایمانی و ترس و نگرانی ها خود من الان اینجا هستم

    از هدایت یافتگان الهی هستم

    خدایا شکرت هر لحظه سپاسگزارم از لطف و رحمت و مغفرت و آمرزش و رحمان و رحیم بودنت

    خدایا شکرت

    استاد اول اینو بگم که امروز بمعنای واقعی کلمه زندگی را زندگی کردم

    چون من تونستم یک باور قدرتمند را که بارها شنیده بودم و در مدار درک آن نبودم را امروز درک کنم

    باور بینظییییر فقط برای امروز زندگی کن

    استاد انقلابی امروز در درونم بپا شده که همچون آتشی سوزان بر تمام شرکتهای وجودم رخنه کرد و حس آزادی و آرامش و رهایی را امروز درک کردم

    گفتم من که به گذشته بر نمیگردم پس بیخیال

    از آینده هم بی خبرم پس بیخیال

    یعنی چی ؟؟

    یعنی همه چی همین لحظه است شاد باش و بپوش و برقص و زندگی را آسون بگیر

    همین بخدا همین

    دیدم آرامتر شدم گفتارم با فرزندانم در لحظه تغییر کرد آرامش عجیبی تو کلامم اومد بچه ها سریع فرکانس آرامش منو دریافت کردند و ارتباط بهتری باهم داشتیم

    دوستم بهم زنگ زد گفت بریم کفش بخریم

    گفتم اما ده میشم بیا بریم رفتیم با خیال راحت برای خودم و دختر کفش خریدیم بدون اینکه نگران حساب بانکی ام باشم بدون اینکه ترسی از پول خرج کردن داشته باشم یک جفت دمپایی صندل برای پسرم گرفتم

    کلی با دوستام خندیدیم و شاد بودیم تا اومدم خونه

    ناهار خوشمزه مو جدا جونم هواشو داشت و عالی اماده شده بود

    همسرم اومد خونه حالش عالی بود کلی خوراکی سالم تخمه و بادام و کشمش و میوه خرید کرده بود کلی باهم خنده و شادی داشتیم

    از اونجایی که ته دلم به نور مهاجرت روشن شده با ایمانی قوی با همسرم در میان گذاشتم

    گفتم من سمت خودمو با ایمان و توکل انجام میدهم

    بقیش باخدا من نمی‌دونم من تسلیمم خدا خودش نرم کننده دلهاست

    هدایت شدم به کامنت های عالی دوستان کلی اشک شوق و ایده و باورهای قدرتمند کننده را تقویت کردم

    هدایت شدم به قرآن سوره توبه

    الله واکبر

    خود خدا هم مستقیم باهام درباره مهاجرت حرف زد

    خدایا کریدیت تمام اتفاقات عالی امروزم را دادم بتو من هیچی نیستم همه کاره ام تویی و همه جوره هوامو داری

    خدایا شرک های وجودم را بکش

    همه چی توحیده توحید و توحید

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها وارد غضب کرده ای و ن گمراهان

    استاد من این موضوع را باور کرده ام و این چند روز خیلی مسمم تر شده ام برای مهاجرت و باور دارم که خداوند به شجاعان پاداش بی‌حساب میدهد از جایی که فکرشو نمیکنی میرسونه با دیدن الگوهای عالی که در همین سایت توحیدی دیدم کلی ایمان و باور و توکلم اعتمادم به تنها فرمانروای کل کیهان بیشتر شده

    خود شما استاد گرامی مجید پیر دوستی سعیده عزیز و خیلی دیگه از عزیزان در این مکان معنوی را الگوی مناسب و عالی برای خودم قرار داده ام و هر لحظه ایمانتون رو تحسین میکنم ‌وهر لحظه سپردم بخدا که همه کاره است خودش دلها را برام نرم میکند

    باور قدرتمند م اینه که من همواره در بهترین زمان و بهترین مکان و بهترین شرایط قراردارم

    بخدا از وقتی این باور را ورد زبانم کرده ام جز این نبوده که ناسپاسم اگه بگم بوده

    باور قوی دیگه که دارم باهاش لحظه هامو خدایی میکنم هر اتفاقی بیوفته الخیر و فی ما وقع است بخدا تمام مدت که ورد زبانم شده در هر شرایطی اتفاقات بظاهر بد همه خیر و برکت بوده برام

    الله واکبر اسناد چه دستاوردهایی را کسب کرده ام

    چقدر الهام جونم نوشتن داره بهم کمک می‌کنه

    استاد وقتی میخوا م شروع کنم به نوشتن اصلا نمی‌دونم چی بنویسم میسپارم به جان جانانم دیگه خودش همه کاره میشه این باور قلبی من شده قلمم نوشتنم گفته های که از دل بر میآید را خودش داره برام مدیریت می‌کنه من کی باشم که منم منم کنم یا الله من تسلیمم هیچی نمیدووووونم

    استاد باورهای محدود کننده که الا ماشاالله

    اینقدر زیاد هستند که بنویسم صدها خط بشود

    باور محدود که برام سریع اومد بالا اینکه چون مادرم با خانواده همسر زندگی کرده پس دختر هایش هم باید تا آخر عمر پیش خانواده همسر باشند

    باورمحدود اینکه همیشه تو خانواده هامون بوده پول چرک کف دسته از این دربیاید از اون در می‌ره

    باور محدود دیگه اینکه گفتند و رفت در ناخودآگاه من پول درآوردن کار سختی است و همیشه هم پدرم خدا بیامرز و برادرانم به سختی کار میکردند و همیشه کفگیر به ته دیگ می‌خورد همه چی داشتیم ولی پول رو نمیتونستیم حفظ کنیم

    باور محدود دیگه باید پارتی داشته باشی که بری سر کار

    باور محدود دیگه اعتقاد به چشم زخم و خرافات و مذهب

    باور محدود اینکه باید حتما نمازت بوقت باشه روزه سرجاش باشه حتی تو روستامون میگفتن دخترها روزه میگیرن تا شوهر کنند وقتی ازدواج میکنند دیگه از خدا و نماز و روزه دور میشن خخخ

    باور محدود دیگه هر چقدر پول از بشی آدم بدی میشی

    باور محدود دیگه بچه ها مخصوصا پسرها باید حتما یکیشون بمونه و مواظب پدر و مادرش باشه

    باور محدود دیگه زن باید خونه داری کنه و بشینه تو خونه و کار نکنه

    باور محدود دیگه عدم احساس لیاقت

    باور محدود دیگه هر کاری باید قسطی و چکی باشه

    باور محدود دیگه به هر کسی اعتماد کنی مالتو میخوره

    و خیلی باور های غلط و محدودی که به خورد ذهن و ناخودآگاه من رفته و شکر خدا با آموزشهای عالی استاد عزیزم و الگوهاب خوبی که تحسین میکنم موفقیت ‌وسربلندی اونها رو دارم هر روز روی خودم و قوی تر کردن ایمان . توکل و اعتمادو ‌باورهایم

    بلطف خداوند کار میکنم و هر روز بهتر از روز قبلم هستم

    آرامشم بیشتر شده

    ایمانم قوی تر شده

    توکل و اعتمادم بیشتر شده

    قدرت تجسمم بیشتر شده

    همزمانی فایل با قدم دوم جلسه دوم

    بسیار لذت بخش است

    خدایا شکرت که باورهای قدرتمند را برایم واضح تر و آسانتر کرده ای

    باور پول بی نهایت وجود دارد و در زندگی ام از خزانه الهی سرازیر شده

    خداوند هر لحظه نگاهش به زندگی ام است هر جایی کمبودی باشه خودش از بینهایت راه سرشار از نعمت و رحمت و برکت میکند

    انسان های عالی و قابل اعتماد در زندگی ام موج میزند

    تمام شرایط و انسانها و موقعیت ها وسیله ای است از طرف خداوند برای رساندن موهبت های الهی به من

    من همواره در بهترین زمان و بهترین مکان و بهترین شرایط قراردارم

    از هر خیری از خدا بهم برسد من سخت فقیر و نیازمندم

    من فقط روی خدا حساب باز کرده ام

    معنوی ترین کار پچدنبا ثروتمند شدن است

    هر چقدر ثروتمندتر شوی نزد خدا محبوبتری

    هر چقدر من بخواسته هام برسم خدا را بخواسته هایش رسانده ام

    من انسانی فوق‌العاده عالی و دوست داشتنی و تاثیر گذار هستم

    من عاشق هنر هستم و کارهایم ارزشمند هستند

    خداوند انسانهایی که عاشق هنر هستند و ثروت مند هستند و با عشق خرید میکنند را به من هدایت کرده

    نعمت و ثروت و فراوانی بی نهایت است

    من انسانی توانمند به هر چیزی که علاقه داشته باشم زمان میگذارم و مهارت کسب میکنم و موفق میشوم

    همیشه درهر کاری بزرگترین سرمایه من راستی و درستی و صداقت من اولویت دارد

    خدایا شکرت برای این همه باور قدرتمند که باعشق ساخته ام و نوش جانم شده و به تمام وجودم نشسته

    من در قلمرو خدا وند هستم و باید تمرکزم را روی بهبود خودم بزارم خدایا شکرت

    هر باوری بسازم خداوند مرا هدایت می‌کنه به سمتش

    خدایا شکرت هر آنچه دارم از آن توست

    خدایا شکرت که نور آسمانها و زمین هستی

    خدایا شکرت که مالک اصلی تویی

    ومن وابسته به اصلم هستم

    خدایا شکرت برای کنترل ذهنم که خیلی بهتر شده ام نسبت به روز قبلم

    خدایا شکرت که تشخیص الهامات را از نجوا بر قلبم واضح تر کردی

    قلبم باز تر شده فقط میگم خدایا شکرت

    احساس خوب اتفاقات خوب

    من لایق دریافت الهامات و نعمت‌های الهی هستم

    من لایق بندگی کردن هستم

    من اشرف مخلوقات جانشین خداوند بر زمین هستم

    تمام اتفاقات زندگی ام براساس افکار و فرکانس ها و باورهای من خلق میشوند

    خدایا شکرت که سکان زندگی ام را بدستان قدرتمند تو سپرده ام و آرامم

    خدایا شکرت که فرمان کشتی ام در دست توست و مرا در ساحل ارامشت لنگر انداختی

    من پاره ای از وجود پاک خداوند هستم من لایتناهی هستم

    من ارزشمندم فقط به این دلیل که هستم و نفس میکشم

    باورهای من اتفاقات زندگی ام را خلق میکند

    پس آگاهانه کانون توجهم را بر سپاسگزاری بر اتفاقات خوب بر زیبایی ها بر آنچه که شایسته روح پاکم هست بزارم

    ورودی هامو کنترل کنم

    با خودم در صلح باشم

    اول خودم و بعد دیگران را ارزشمند بدانم

    هر کسی هر جوری با هر اعتقاد و عقیده ای که هست بپذیرم

    من قدرت تغییر کسی را ندارم

    هر کسی در هر جایی هست در جای درستشه

    باورهای قوی را در خودم تقویت کنم

    حتی اگر کسی و حتی عزیزانم هم یک باور نادرست دارند ولی قبول کرده اند و با آن باور موفق هستند سکوت کنم و نخواهم کسی را باب میل خودم مدیریت کنم

    چون هر کسی روح مجزایی است که اومده این جهان مادی رو تجربه کنه مدتی و بازگشت همه بسوی خداست

    این باور در من جهادی اکبر براه انداخته

    خدایا شکرت

    فقط برای امروز خوب زندگی کنم

    که هر لحظه بازگشتم بسوی خداست .

    جان جانانم سپاسگزارم

    استاد عزیزم بازهم برامون خوش بدرخشین

    دوستون دارم عاشقانه

    در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند و خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت

    الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 52 رای:
    • -
      زمرد سلیمانی گفته:
      مدت عضویت: 1881 روز

      سلام دوست من

      خدا رو شکر که به کامنت بسیار زیبای شما هدایت شدم،

      مخصوصا این قسمت:

      باور بینظییییر فقط برای امروز زندگی کن

      استاد انقلابی امروز در درونم بپا شده که همچون آتشی سوزان بر تمام شرکتهای وجودم رخنه کرد و حس آزادی و آرامش و رهایی را امروز درک کردم

      گفتم من که به گذشته بر نمیگردم پس بیخیال

      از آینده هم بی خبرم پس بیخیال

      یعنی چی ؟؟

      یعنی همه چی همین لحظه است شاد باش و بپوش و برقص و زندگی را آسون بگیر

      دوست من، خداوند در قرآن می‌فرماید لاتخف و لاتحزن

      نترس و اندوهگین نباش

      (از آینده ای که نیامده نترس و بخاطر گذشته ای که از دست رفته اندوهگین نباش)

      در پناه الله یکتا شاد، سلامت، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    Mahboub گفته:
    مدت عضویت: 1805 روز

    درود بی پایان بر استاد عباسمنش عزیز

    درود بی پایان بر بانوی قدرتمند، مریم شایسته عزیز

    خیلی خوشحالم که در جمع خانواده‌ی صمیمی شما هستم و خدا رو بابت این نعمت هزاران هزار بار شکر میکنم.

    محبوب تقریبا 3 سال هست که به این خانواده هدایت شد و شد عضو این خانواده‌ی دوست داشتنی

    تا 2 سال فقط فایلهای دانلودی رو گوش میکردم و بعد از آن هدایت شدم به دوره دوازده قدم و در قدم دوم هدایت شدم به دوره کشف قوانین و دوباره به دوره دوازده قدم برگشتم

    هم اکنون در حال دریافت آگاهی های قدم سوم از دوره ی بی‌نظیر دوازده قدم هستم

    با هدایت خدای بزرگ این فایل پر از آگاهی رو گوش کردم، میخوام بگم که این فایل چنان منو به خودم نشون داد که بدونم کجای کارم

    محبوب سرشار از خواسته اما سردرگم، استاد جان با این فایلی که برامون گذاشتید فهمیدم که باور ساختن اصلا یعنی چی، تو چطور باید باور بسازی و چطور باید با ایمان بری جلو

    از کامنت های دوستانم متوجه شدم که باورت رو بساز، چشمات رو ببند و بقول استاد روی شانه خدا سوار شو و هیچ مپرس و هیچ مگو فقط حرکت کن که مسیر برات باز میشه

    من روی خیلی از جنبه ها کار کردم و تازه اندازه سر سوزنی میتونم بگم که این کار کردنه بوده و هنوز باید خیلی متعهدانه تر و مصمم تر برم جلو، اما در زمینه ی کسب و کار و شغل، باوری که منو حرکت نمیداد ترس هام بود، ترس از اینکه اگر من برم سر کار بچه هام چی؟ اونا چی میشن، کی ازشون مراقبت کنه و هزاران ترس دیگه …

    اما چند روزه که این فایل رو گوش دادم آتشی در من بوجود آمده که هر روز شعله ور تر میشه و منو داره حرکت میده، با این باور که خدا هست و تو کافیه گام اولیه رو برداری و بقیه رو خودش فراهم میکنه

    میتونم بگم که ترسهام کمرنگ شدن، به آرامشی رسیدم که هر لحظه بیشتر و بیشتر میشه و با احساس خوبی که دارم ایجاد میکنم نتایج ریز ریز دارن میان و من الان 2 روز هست که وارد یک حرفه ای که از بچگی علاقه داشتم شدم و خدا داره شرایط رو برام طوری فراهم میکنه که من کم کم وارد فعالیت بشم بدون ذره ای نگرانی

    میخوام متعهدانه تر آموزه هاتون رو فرا بگیرم، خدا رو شکر میکنم ب ای نوشتن این کامنت

    این کامنت جزو اولین کامنت های من هست، از امروز با کامنت ها و نتایج بیشتر خواهم آمد و از نتایج خواهم گفت.

    خدا رو بی نهایت شکر میکنم بابت هدایتم و آشناییم با بندگان صالحش

    استاد عزیزم بی نهایت بابت آموزه هاتون سپاسگزارم و از خانم شایسته عزیز بابت زحماتشون سپاسگزارم

    براتون از خدا سلامتی و موفقیت روزافزون رو میخوام

    و امید که تمام دوستانم هر روز شاهد نتایج عالی و عالی تر باشند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 53 رای:
    • -
      زهـره احمدجانی گفته:
      مدت عضویت: 1400 روز

      سلام عزیزم

      یک لحظه فکر کردم نویسنده این کامنت من بودم

      باورتون میشه رفتم بالا اسمتون را نگاه کردم

      مطمئن شم ک خودم این کامنت را ننوشته باشم .

      بخاطر اینکه دقیقا حرفهای من را زدین

      ک چند روز پیش تو روز شمار گذاشتم .

      اما در زمینه ی کسب و کار و شغل، باوری که منو حرکت نمیداد ترس هام بود، ترس از اینکه اگر من برم سر کار بچه هام چی؟ اونا چی میشن، کی ازشون مراقبت کنه و هزاران ترس دیگه …

      دقیقا یکی از ترس های من همینه

      البته با اینکه بچه های من بزرگن

      دختر من 17 سالشه

      پسرم 11 سالشه

      با این وجود من ترس داشتم و الان خیلی خیلی کمتر شده

      و برای خودم الگو پیدا کردم ک میشه و خداوند هست و ازشون مراقبت میکنه .

      خیلی خوشحالم که شما تونستید شغل مورد علاقه را استارت بزنید

      براتون آرزوی موفقیت دارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    ارمغان رضوی گفته:
    مدت عضویت: 1607 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام خدمت اساتید بزرگ و عزیزم عاشقتونمممم

    چقدددد خوشحال شدم هنوز این فایل رو ندیدم چون که کلا همش سر کلاس دوره ی روانشناسی ثروت 1 هستم الان هم جلسه ی 13 که دارم بارها گوشش میکنم که استاد راجع به باور فراوانی حرف میزنن و همینطور چقد من عاشقه اون تمیزی بهشت و زیبایی پارادایز و ساعته خوشگل و بینظیر ولاکچری استاد وااای خیلی قشنگه خیلی زیباس خیلی

    و همینطور دوره های مقدس قانون آفرینش قسمت نهم و دهم هدایت شدم دارم بارها گوشش میدم میدونین من راستش مسیرم خیلی درسته خیلیییییی البته که به لطفه الله یکتا و بعد دستانش استاد و مریم جون خوشگلم خیلی تو مسیر درستم و با قدرت دارم جلو وپیش میرم (بوی چایی بهاره و دستی لاهیجان الان اول صبح در کنار گلای قرمز و سرخابیه شمعدونی های تراسمون و نور آفتاب قشنگ و زیبا الان همین الان خدایاشکرت)

    ولی بعضی اوقات شک میکنم که خوب طبیعتا کار ذهنه بعد میام تو عقله کل یا تو سایت قسمتایی که میشه سوال کرد بعد طبقه معمول بچه ها علی الخصوص دوستای فوق العاده و بینظیرم مهشید و شیرین جون عزیزم و بعد برادر عزیزم سعید صادق زاده و بعد دوست عزیزم سرور یعقوبی عزیزم عالییییییی بهم راهنمایی میکنن و بعد دوباره خیالم راحت میشه و باعث میشه با قدرت بیشتر از قبل برم جلو

    ولی خوب کاملا درسته که ی باوری هست که من شک میکنم و رو این ترمز فکر میکنم که چی باعث میشه یه لحظه من شک کنم

    کاملا درسته چشم استاد عاشقتونم

    خیلی خیلی نشونه ی خوبی بود الان این فایل رو گذاشتین و‌من ذوق خیلی دلم تنگ شده بود واستون واسه شما و مریم جون که واقعا عاشقتونم

    مشتاقانه منتظر فایلای زندگی در بهشت و فایلای سفر به دور آمریکا نیوسیزن هستم خیلی زیاد خیلی خیلی زیاد

    عاشقتونم

    این فایل رو ندیدم هنوز طاقت نیوردم گفتم بیام بگم کامنتمو اما میبینم و باز میام کامنت میزارم

    با تموم وجودم تحسینتون میکنم همه ی زیبایی هاتون‌رو و عاشقانه عاشقتونم

    فعلا

    در پناه الله یکتا باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 52 رای:
    • -
      مریم روزبهانی گفته:
      مدت عضویت: 1133 روز

      به نام خدا سلام دوست عزیز ارمغان جان واقعا کامنتای خود شما هم خیلی عالی وبرای من تاثیر گذار بوده و من همیشه کامنتای شمارو میخونم و نکته برداری میکنم و دوستان عزیزی که نام بردید هم که در عقل کل خیلی عالی پاسخ میدن ومن خیلی برام راهگشا هستند.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
      • -
        ارمغان رضوی گفته:
        مدت عضویت: 1607 روز

        سلام عزیزم

        مریم جون

        مرسیییی عزیزم

        خدارو شکر که براتون مفید و تاثیرگذار بوده من که فقط درس پس میدم خدمت اساتید عزیزم و بزرگوارم خدارو میلیاردها بار شکر برای بودنشون و داشتنشون و خوشحالم که دوستای فوق العاده عالی و بینظیری مثله شماها دارم خداروشکر

        بله بچه ها همشون عالی و فوق العاده و تاثیر گذار برای من بودن همیشه و هستن

        عاشقتونم

        براتون بهترینها رو میخوام و مشتاقم برای خوندنه کامنته زیبا و پرانرژی و نتایجه فوق العاده عالی تون تو تمومه زمینه ها

        در پناه الله یکتا باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      فاطمه محرمی خانقاه گفته:
      مدت عضویت: 1401 روز

      سلام ارمغان جان عزیزم

      بووووووووووس به روی ماهت رفیق جان مون

      سپاسگزارم از کامنتت

      که برام یاداور این شعر شد

      وچای دغدغه ی عاشقانه ی خوبی ست

      برای باتو نشستن بهانه ی خوبی ست

      من خودمو تو اون فضای عطر گلای شمعدونی تجسم کردم

      با یه فنجون چای

      نه ببخشید با یه لیواااان چای….

      نوش جونت این زیبایی های

      خونه تون که با چشمای قشنگت

      هرروز صبح تماشا میکنی …

      ببین اصلا خوش به حال اون

      گلهای شمعدونی که باعشق نگاشون میکنی ..

      خوب دلبری کردی با کامنتت

      واین حس وحال ابتدای کامنتت

      دمت گرم رفیق جانمون

      زندگیت درخشان

      تحسینت میکنم که داری رو دوره ها کارمیکنی واز دوستان عزیزمون در عقل کل که اسمهاشون هم نوشتی و

      یاد کردی ، استفاده میکنی .

      خداروشکر برای وجود ارزشمندت دراین سایت بهشتی

      الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره ان شاالله

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
      • -
        ارمغان رضوی گفته:
        مدت عضویت: 1607 روز

        سلام بچه ها خوبین

        خیلی خوشحالم یه زوجه عاشق و پر ازعشق برام کامنت گذاشت و این نشونه ی منه که تو مدار درستی تو‌روابط هستم بچه ها خدارو میلیاردها بار شکرت برای وجودتون برای بودنتون

        و ماها همه باهم هم مدار و هم فرکانس هستیم و جهان داره با دستانش این هماهنگی ها رو انجام میده بدونه هیچ تقلا و دخالته ما بچه ها

        عاشقتونم واقعا منم خیلی خوشحالم که دوستای بی نهایت خوبی و پر از عشقی دارم مثله شما و خدا چقد منو دوس داره که شماها رو بهم داده و لحظه به لحظه قدر بودنتون رو میدونم عشقا

        عاشقتونم ممنونم بازم برای تمومه انرژیه قشنگتون

        و چقد شعر زیبایی برام نوشتین بخدا من اصلا شعر این حرفا بلد نیستم ولی وقتی تو مدار درست قرار بگیری و با خودت و خدا در صلح و هماهنگی باشی این نوشته ها این کامنتا خودش میاد واقعا

        خدارو میلیاردها بار شکرت عاشقتونم

        بچه ها ایشالله رابطه ی عاشقانتون روز به روز توحیدی تر عاشقانه تر متعهدتر وفادارانه تر و متداوم تر باشه هر لحظه بیشتر و روزای رویایی رو باهم هر لحظه تجربه کنین

        براتون یه سفر رویایی استانبول روی کشتی زیر پل بعاز آرزو میکنم پل بعاز پله آرزوهاست

        و این سفر عاشقانه و شیرین رو تجربه کنین باهم الهی میلیاردها بار شکر برای وجود رابطه های عاشقانه و رویایی مثله استاد و مریم جون عزیزم که همه چیش قشنگ و در عین حال توحیدی هست

        عاشقتونم

        آرزوهاتون رو آرزو میکنم

        فعلا

        در پناه الله یکتا باشین

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    سجاد طبسی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 3154 روز

    به نام خداوندی که کارش جز هدایت چیزی دیگه نیست

    سلام به دو استاد عزیزم و دوستان عزیز

    رابطه دوستی صمیمی با خداوند یکیش داشتن درست همین باوره که در این فایل هم گفته میشه که آدم بگه خدا فلان فرد یا فلان نژاد و ملیت رو برتر از من خلق نکرده چونکه اون عدالتش فراتر و دقیق تر از این حرفاست و به همه به یه اندازه لطف و عنایت داره پس من با همچین خدایی همیشه با این نوع دیدگاه دوستی،پدر و مادری،اربابی مهربان و قانونمند همیشه در صلح و رفاقت میکنم پس حالا که با خودمم باید همچین رفاقتی کنم دیگه از اشتباهاتم و شکست هام زیاد دلگیر نمیشم چونکه این منم که اینطور که باید هنوز بعضی از قسمتهای این بازی زندگی رو یادنگرفتم ولی خبر خوب اینجاست که بینهایت راه و هدایت هست تا من بازیکن خوبی بشم در زندگی

    وقتی این فایل شروع کردم به گوش دادن همون لحظه گفتم خدای من حرف یکی از گوینده هایی که باعث شد خدای شنوا بشنوه و استاد هدایت کنه به این فایل جواب به منه چونکه این چند روزه اخیر برا یه مساله ای خیلی اوقات فال حافظ میگرفتم واقعا من اصلا دنبال فال و اینجور چیزها نیستم و زیاد اعتقادی هم ندارم اما همیشه موقع نیت کردن میگم خدایا اگر خوب دراومد یعنی اینکه این فال درسته اگر نه که یعنی درست نیست چونکه اینجوری تو ذهنم خودم ساختم فال هم مثل نیروی حاکم برجهان نیروی خیره

    و البته خیلی هم دنبال اینجورچیزها نیستم و برام‌مهم نیست و اگر هم یه وقتایی اینکار کنم جدی نمیگیرم ولی خوب هاشو بیشتر جدی میگیرم و میگم این یعنی درسته و اتفاق میفته برام

    شغل منم در زمینه رزمی و ورزشه و اینکه استاد مقاله ای از زمینه ورزش و باورهای درست و نادرست میگی دقیقا میفهمم چی میگی چونکه واقعا خودم میلیاردها بار اینو مشاهده کردم و میکنم باورهای محدود کننده وحشتناک که چه عرض کنم بلکه اونور مرز وحشتناک میبینم از خیلی آدمها حتی خیلی ها بقول خودشون تحصیل کرده و اساتید هستند اما باورهای بسیار داغون و محدود کننده دارن بااینکه اصلا علاقه ای به کشتی ندارم اما امیدوارم حسن یزدانی پیروز بشه که باعث شکست این باور ذهنی بشه که آقا این باورهای درب و داغونی امسال اینجور آدمها دارن خیلی اشتباه و تضعیف کننده ست

    من از یه بابت از خودم واقعا راضی هستم هرچند خودم خبر دارم یسری باورهای محدود دارم اما چونکه بیس خودمو میشناسم واقعا ازخودم راضی هستم از چه بابت؟ از بابت همینکه باورهای محدود کننده بخصوص در زمینه ورزش اصلا توی کتم نرفته و دیگه هم نمیره که توی تمام دنیا همش میگن فلانی بدلیل افزایش سن یا فلان مصدومیتش دیگه نمیتونه بیشتر ادامه بده این نوع دیدگاه واقعا واصلا تو کت من نمیره و به همین دلیل هرکسی با من بخواد در این موارد حرف بزنه یا بدتر از اون بخواد منو در این مورد متقاعد کنه واقعا مثل تریلی از روش رد میشم و اصلا هیچ رحمی هم نمیکنم بهش و البته اینجور افراد دوربر من پره ولی من همیشه ازشون دوری میکنم حالا فقط درمورد ورزش نیست در مورد ازدواج،کار،سلامتی و…اما اونایی هم که با من ارتباط دارن اینجور حرفارو جلوم نمیزنن چونکه میدونن اگر بگن من بی رحمانه لهشون میکنم چونکه قبلا بارها با نرمی گفتم

    پس همیشه واقعا حواسمون باشه که توسط دیگران چه غذایی به خورد ذهنمون میدیم

    و حواسمون باشه هر حرفی رو نشنویم من چرا اینو الان میگم نه اینکه فقط بگم چونکه استاد میگه منم بایدتکرار کنم نعع بلکه واقعا این حرف استاد خودم با تمام سلول هام بارها تجربه کردم هم نتیجه گرفتم هم ضربه خوردم و به همین دلیل همیشه سعی میکنم حواسم باشه چه چیزهایی رو دارم میشنوم و میگم

    چقدر استاد هم شما هم اون دانشمند خوب رو تحسین میکنم بااینکه میدونید همچین باورهایی مثل اون دونده سیاه پوست که میگه ژن ما برتره میدونید درست نیست اما میگید چونکه به باورهای قدرتمند کننده ذهن کمک میکنه پس چه اشکالی داره که بگیم درسته چونکه داره به پیشرفت مون کمک میکنه و اون دانشمند عزیز چقدر شخصیت و درک و فهم داره که نمیره به اون دونده سیاه پوست بگه باور تو اشتباهه میگه نمیگم چونکه نمیخوام با حرفم بهش احساس ضعف بدم پس بذار به اعتقاد خودش ادامه بده برا بیشتر پیشرفت کردنش

    واقعا در همچین صحبتها ودیدگاههایی میشه این نکات رو پیدا کرد که چقدر آدم باید خونسرد ،با درک و فهم،ریلکس،مهربون بزرگ و اندیشمند و با شخصیت باشه حتی بااینکه خودش علم اون موضوع رو داره و میدونه ریشه چیه درست و نادرست از هم تشخیص میده اما بازم نمیاد بلندگو دستش بگیره و بره طرف مقابل متقاعد کنه و بگه تو داری اشتباه میکنی مثل خیلی هامون وقتی یسری آگاهی ها واطلاعات تازه یاد میگیریم سریع میخواهیم بقیه رم بشکل خودمون تغییر بدیم و بگیم حرف من درسته و من میدونم و این اشتباهی ست که تقریبا هممون کم و بیش در زندگیمون درگیرش شدیم

    چقدر خوبه که آدم حتی باوجود اینکه میدونه اما همچنان حق انتخاب و آزادی رو به دیگران بده یعنی اول با خودش بعد با دیگران در صلح باشه هرکسی هردیدگاه و اعتقادی داره تا وقتی که نمیاد بهش ضربه بزنه بگه اوکی تو اینجوری فکر میکنی پس ادامه بده چونکه تو اینجور انتخاب کردی وعلاقه داری

    اما درنهایت کسی که ریشه ها و اصل از فرع رو میشناسه دیگه همیشه در زندگی خوشبختی واقعی رو تجربه میکنه و از پس هر مشکلی برمیاد و خدای خودشو بهتر میتونه بشناسه عدالت خدارو بهتر میتونه بشناسه که اگر توی کارش بخصوص کارموردعلاقه ش باشه و اگر نتیجه دلخواه رو نتونه بگیره چونکه اصل از فرع و قانونمندی خداوند درک میکنه دیگه نمیگه پس من به این نتیجه رسیدم که من آدم خاص،ژن خاص،نژاد خاص ،ملیت خاص ندارم نمیشه اینو نمیگه بلکه میگه اینا همه فرعیاته من باید بگردم ببینم چه ایرادی در ذهن منه وقتی ایرادهای درونمو پیدا کنم اونوقت حتی از اون کسایی که معروف بظاهر و ازنظر خیلی ها ژن و ملیت برتر هستند من میتونم حتی از اونا هم خیلی بهتر و حرفه ای تر بشم

    من یه برهه طولانی از زندگیم فکر میکردم من زشتم،بی ارزشم بدردنخورم،بی ارزه ام ،ناتوانم،ضعیفم،کند ذهنم،و… چرا اینطور فکر میکردم چونکه توسط خانواده و محیط زندگیم اینگونه ذهنمو شکل داده بود اما از یه مرحله به بعد ورق زندگی من تغییر کرد و خوشبختانه من با. وجود اونهمه ناکامی و احساس محدودیت و بد نسبت به خودم یه عالمه موفقیت و تغییرات در زندگی خودم رقم زدم که الان منطق های قوی برا موفقیت و حرکت بیشتر رو دارم چونکه واقعا هم ذهن برا باور قدرتمند وواقعی نیاز به منطق های قوی داره و من هرچقدر که بیشتر میگذره بیشتر منطق برا موفقیت و ارزشمند بودن خودم به جا میذارم نه برا ثابت کردن به دیگران بلکه به خودم که من میتونم و ارزشمندم

    خداروشکر امسال رو برا خودم تعیین کردم سال ساخت لیاقت و ارزشمندی و دیگه باید تا آخر سال برنامه اصلیم برا کار کردن رو همین باور باشه

    همگیتون خیلی دوست دارم بهترینهارو براتون آرزو میکنم

    خداروشکر بابت همه چیز بخصوص گنج های بی انتهای اینجا

    خداقوت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 52 رای:
  5. -
    محمدرضا بری گفته:
    مدت عضویت: 1416 روز

    با سلام و احترام خدمت استاد عزیز و دوستان هم فرکانسی

    من یک باور محدود کننده دارم ک البته حتما باور های محدود کننده بیشتر دارم که هنوز به صورت کامل شناسایی نکرده ام که برام ضربه میزنن اما در مورد باوری که الان شناسایی کرده ام و واقعا نمی دونم بهم داره ضربه میزنه یا به سود من داره کار میکنه باید زمان بگذره تا بفهمم که به سودم بوده یا به ضررم اما این باور چیست ؟ من باور دارم تا زمانی که من مسکن نداشته باشم نمی تونم ازدواج کنم و کسی با من ازدواج نمیکند . این باور رو از خیلی وقت پیش داشتم تا اینکه زمان ازدواج رسید و چون خونه نداشتم ک هنوزم ندارم تصمیم گرفتم ازدواج کنم چیزی ک به من در یک سال گذشته ثابت شد این بود که این باور بدون هیچ عیبی داره کار میکنه عین یه ساعت یعنی ازدواج در شهر ما اکثرا به صورت سنتی است ک مادر میره میپسنده بعد پسر میره دختر رو ببینه تا به امروز ک یکساله کل خاندان ما به ازدواج من درگیر هستن هنوز نشده کسی بگه پسر بیاد ببیینم هر کی یه بهونه ای اورده و چند تا شون هم شفاف گفتن ک باید خونه داشته باشه

    و این باور من جلوی همه ایستاده داره قلدری میکنه اما باز میگم نمی دونم داره به نفعم کار میکنه یا به ضررم شاید مجبورم بکند ک خونه بگیرم و صاحب خانه باشم یا شاید واقعا داره ضربه میزنه

    اما منو مصمم کرده که باید درامدم رو بیشتر کنم تا بتونم برای خرید خونه فکر کنم

    منو مجبور کرده به بیزینس های متفاوتی فکر کنم

    منو مجبور کرده به کارهایی فکر کنم ک درامد بالای دارند

    این نه شنیدن ها به جایی رسیده که مجبورم میکنه به رشد

    انقد در مورد نداشتن خونه من حرف شنیدم ک هر روز یه سری افراد ک به من این حرف ها رو گفتن یادم میاد و بهم انرژی میدن که باید حرکت کنم

    امیدوارم که این باور محدود کننده نباشه برعکس یه باور قدرتمند کننده باشه برای پیشرفت که بعد از چند وقت بیام بنویسم که این باور باعث شده فلان اتفاق ها در زندگیم بیافته

    دوست دارم شما عزیزان به این باورم بیشتر نظر بدید تا بخونم و بتونم مسیر رو پیدا کنم

    در پناه الله یکتا شاد و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 59 رای:
    • -
      سپیده گفته:
      مدت عضویت: 818 روز

      سلام دقیقا این باور ترمز مخرب شما در ارتباط با ازدواج هست و شما نباید بگید حتما باید خانه داشته باشم تا ازدواج کنم

      گاز:هزارن نفر هستن که بدون داشتن هیج امکاناتی بدون داشتن خانه ازدواح کردن و بسیار موفق هستند

      صدرصد این باور مخربی که ارزشمندی خودت به خانه نسبت بدهی

      اصلا این باور بریز دور.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      من گفته:
      مدت عضویت: 2158 روز

      سلام به شما

      شما برای ازدواج خودت شرط گذاشتی مثل دختر خانمی که شرط میزارهدهمسرم چنین باشه و چنان حالا همین دختر اگر عاشق بشه همه این شرط ها رو زیر پا میزاره و با یه آدم آس و پاس ازدواج میکنه و همه متحیر میمونن همه از این نمونه ها دیدن. شما هم هر وقت عاشق خودت شدی میتونی شرط هایی که برای خودت گذاشتی رو تغییر بدی .ممکنه گذاشتن شرط داشتن خانه برای خودتون به دلیل این بوده که بخواهید ارزشمند تر باشید ولی بدونید شما بدون داشتن خانه هم ارزشمند هستید

      پس با خودتون فکر کنید و ارزش‌های خودتون رو یادداشت کنید و بدونید کافی هست

      در ازدواج شخصیت افراد بسیار مهم تر از ثروت هست

      مثلا فردی که کاری باشه در طول زمان پول رو میسازه و فردی که بی درد و عار باشه تمام ثروت خودش و خاندانش رو به باد میده پس این که شما شرط داشتن خانه رو به هدف داشتن خانه در خودتون تغییر بدید روحیه کاری شما رو بالا نگه میداره و دیگه مانعی برای ازدواج نیست

      در ادامه میخواهم تجربه خودم رو در مورد خرید خانه بگم. برای ما سخت بود چون باورمون این بود اما در همون سختی ما بسیار خوشحال بودیم خیلی خوشحال چون من از اول دوست داشتم با همسرم زندگیم رو بسازم در شرایطی که میتونستم با کسی ازدواج کنم که خانه داشته باشه در بهترین لوکیشن تهران

      ما با هیچی خونه خردیم. با پول هدیه های عروسی و پول پیش خونمون عملا دیگه هیچی نداشتیم با 20 تومن خانه 100 تومنی خریدیم که دادیم اجاره چون به پول پیشش نیاز داشتیم و خودمون موندیم بی خونه که ماجراش زیاده و البته لطف خدا مسئله رو حل کرد طولانیش نمیکنم بعد 1سال و نیم تونستیم به خونه خودمون بریم بعد دوباره بعد یکی دو سال خونه رو عوض کردیم و بعد بازم و ..

      الان یه خونه کوچک در یک محله خوب دارم که در روزهای تمیز میتونم قله دماوند رو ببینم باورتون میشه ازتهران بشه دماوند رو دید ویو خیلی خوبی داره

      کوتاه کنم صحبتم رو خرید اولین خونه شاید کمی سخت باشه (اون با باورهای مردم عادی مثل من )چون یکم اولش پول قلمبه می‌خواد ولی بعدی ها خیلی راحت اتفاق میفته رو باورتون کار کنید همون اولی هم اسون میشه

      امیدوارم ازدواج خوبی داشته باشید و خونه خوشگلی هم بخرید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      محمد جواد اسدی گفته:
      مدت عضویت: 1183 روز

      به نام الله یکتا

      من 15 ساله که ازدواج کردم و بچه هم دارم اما هنور خونه ندارم و مستاجرم،یک عالمه لذت بردم از جوانی ام و یک عالمه تجربه دارم از زندگی…

      تازه من زمانی که ازدواج کردم 21 سالم بود و دانشجو بودم و خدمت هم نرفته بودم اما با ازدواجم هم کارم جور شد و هم از خدمت معاف شدم و هم زندگی کردم

      البته ناگفته نماند دوبار خونه دار شدم و خونه خودم رو ساختم اما بخاطر عجله و حرص زدن و درک نکردن قانون تکامل از دست دادمش،و مهم نیست چون دوباره بدستش میارم…

      نترس

      این ترس از کمبود و عزت نفسه که فکر میکنی حتما باید خونه داشته باشی تا زن بگیری،باور کن همین الان بهترین خانوادهای ثروتمند هستند که حاضرن دخترشون رو دو دستی با احترام بهت بدن و حتی خودشون بهت خونه هم بدن مثل موسی پیامبر

      خودت رو باور کن خدای خودت رو باور کن و بعد ببین چطور درها رو برات باز میکنه مثل یوسف پیامبر

      بهت پیشنهاد میکنم قبل از هر اقدامی حتما دوره عزت نفس استاد رو بگیری و کار کنی. و بعد بری دنبال کیس ازدواجت

      خدایا شکرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      مریم گفته:
      مدت عضویت: 1234 روز

      به نام الله مهربان

      سلام به محمدرضای عزیز

      دوست خوبم چقدر عالی که نگاهتون اینقدر زیباست و دارید روی خودتون کار میکنین تا درامدتون رو چندبرابر کنین

      توی یکی از کلیپ ها استاد گفتن اونقدر روی عزت نفستون کار کنین و خودتون رو لایق بدونین که برید خواستگاری بهترین دختر شهر

      من مطمئن هستم اگر فقط روی خودتون کار کنید و توی خواسته هاتون بنویسیدک دوست دارید همسرتون چه ویژگی هایی دوست دارید داشته باشه همون براتون محقق میشه

      به نظرم اگر تا الان وصلتی صورت نگرفته برای اینکه خدا میخواد بهترین رو بهتون بده زمانی که حسابی مدارتون بالا رفته و با ی خانم هم مدار خودتون ازدواج کنین .

      خونه هم که خدا صاحبه همه خونه هاست ازش بخواهید بهترینش رو بهتون میده

      در پناه الله باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
      • -
        محمدرضا بری گفته:
        مدت عضویت: 1416 روز

        به نام الله یکتا قدرتمند

        سلام به استاد عزیزم و همه دوستان

        خیلی انرژی میگیرم از پیام هاتون و تشکر میکنم ک راهنماییم میکنید

        واقعا دیدگاهم داره کم کم عوض میشه و من جهاد اکبر به راه انداختم و دوره عزت نفس رو از دیروز شروع کردم و از این دوره دارم راهنمایی میگیرم

        بچه ها خدا شاهده با هر بار جواب منفی گرفتن اولین چیزی ک به ذهنم میرسد اینه که خدا بهترینشو برام کنار گذاشته اولش یکم ناراحت میشم اما میگم حتما خدا حواسش هست و باید کار رو به اون بسپارم و همیشه گفتم خدایا این یک ماموریت از طرف من به تو هست و وظیفه من اعتماد به تو هست پس باید اروم باشم و فقط رو خودم کار کنم

        الان دارم رو اعتماد به نفسم کار میکنم و تازه میفهمم خدایا شکرت ک تا الان وارد رابطه نشده ام میفهمم ک خیلی باید رو خودم کار کنم

        من تقریبا از دو سال پیش فهمیدم ک عزت نفس پایینی دارم چون یک جلسه ای داشتیم با یه نفر ثروتمند در بالا شهر تهران حالا من یه پسر شهرستانی رفته بودم یه جای لول بالا

        وقتی از جلسه برگشتم فهمیدم حس و حالم خیلی خرابه و داغونم اونجا بود ک فهمیدم به اون اندازه ک باید نتونستم خودم رو بروز بدم فهمیدم عزت نفس به شدت پایینی دارم همیشه دنبال این بودم ک چجوری بتونم عزت نفسم رو زیاد کنم و تو سایت استاد هم میدیدم ک دوره عزت نفس هست اما نمی خواستم بها بدم و یاد بگیرم اما وقتی کار به جایی رسید ک دیگ مجبور شدم ک رو خودم کار کنم بچه ها تو جواب به نظرم فرمودن که این دوره رو تهیه کنم بدون تعلل رفتم این دوره رو خریدم و به شدت از جلسه اول دارم استفاده و لذت میبرم هنوز نرفتم سراغ جلسات بعدی

        خواستم از شما دوستان مهربانم تشکر کنم و بگم دم همتون گرم ک زمان گذاتشید و بها دادید و راهنماییم کردید ان شالله با خبر های خوب برگردیم

        در نهایت از خدای خودم تشکر میکنم و از استاد عزیز و مریم جان عزیز نهایت تشکر رو دارم

        در پناه الله یکتا موفق و ثروتمند و شاد و خوشحال باشید در کنار عزیزانتون

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
        • -
          محمدرضا بری گفته:
          مدت عضویت: 1416 روز

          سلام دوستان

          من با تغییر دیدگاهم همانطور ک قبلا عرض کردم تونستم با بهترین خانواده شهرمون ازدواج کنم طوری ک خیلی ها تعجب میکردن ک چجوری وصلت شما اتفاق افتاد و تقریبا 5 ماهه ک دادم از رابطه ام لذت میبرم امیدوارم ک همه شما هم به اهدافتان برسید و لذت ببرید هر چیزی واقعا تو ذهن آدم هست ک منجر به محدودیت میشه همین الان با اینکه این همه نتیجه دیدم بازم نمی تونم ذهنم رو کنترل کنم و نشخوار فکری دارم من تصمیم گرفته بودم درآمدم رو بیشتر کنم اما هنوز نتونستم تغییری در اون ایجاد کنم با اینکه خیلی تلاش کردم دیگ کار به جایی رسید زده شدم از بیزینسی ک فعالیت میکنم هر از گاهی انگیزه پیدا میکنم ادامه بدم اما باز خیلی زود اون انرژی خالی میشه به هر چی فکر میکنم چه کاری رو انجام بدم به چیزی جز همین بیزینس به فکر ام نمیاد اما هر چی دارم رو این کار فعالیت انجام میدم نتیجه ای حاصل نمیشه ممنون میشم در مورد تجربیات خود بگید تا استفاده کنیم

          در پناه الله یکتا

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    مجتبی رمضانی گفته:
    مدت عضویت: 1157 روز

    سلام بر استاد عزیز و خانم شایسته

    چقدررر این پردایس زیباست ک دوربین به هرطرفی ک میرود زیبایی هایی فراوان دیده میشود

    خداوند را شکر میگویم ک چنین نعمات زیبایی هست و همه میتوانند برسند و تجربه اش کنند

    از باورهایی که به خورد ما دادندو ما از روی بچگی آن هارا باور کردیم و در بزرگی تاییدش کردیم

    ولی خانواده من خداروشکر یه چندتا باور قدرتمند کننده ای هم به من داده اند که تاثیر خوبی در زندگی ام گذاشته

    مثلا پدرم بچه که بودم میگفت ما عمر زیادی میکنیم چون مادر بزرگم 95سال عمر کرد و ژن ما عمر زیادی داره

    و موقعی ک میکانیک شدم کم کم این باور را از دورو بری هایم شنیدم و در ذهنم تایید شده است این بود که من هرکاری را یک بار جلوی من انجام دهند من یاد میگیرم و تا همین الان حتی دوره های اموزشی که میرفتم یک بار که انجام میداد استاد من بهتر از آن انجام میدادم و الان ک استادعباسمنش این را گفت به یاد اوردم ک افراد میکانیکی که انجا بودند بعد از چندین بار انجام دادن باز هم نمیتوانستن انجام دهند

    و من با یک بار انجام دادن حتی بهتر از آن استاد انجام میدادم

    واقعا ذهن انقدر قدرتمند است ک توانایی های جسمی ک فکرشو میکنی نداری را زنده میکند

    یا یک سید رفیق داشتم ک چهارشنبه ها دیوانه میشد و بهش کفته بودند که سید ها چهارشنبه ها بهم میریزند و اینا ک باور کرده بود و بدون هیچ مشکلی دیوانه میشد

    و رفیق دیگری داشتم ک ان هم سید بود ولی اون باورداشت ک مهربانتر میشوند و چهارشنبه ها بی دلیل مهربون میشد

    خلاصه حرف های استاد عباسمنش پشت هم داره در خاطراتم تایید میشود

    ربنا مارا هدایت کن تا افکاری قدرتمند کننده برای ثروت و نعمت و سلامتی و پیشرفت در وجودمان هرلحظه بیشتر و بیشتر شود

    خیلی ممنونم از استادعباسمنش که هروز اگاهی های جدید را میدهد تا باعث پیشرفت بیشتر در زندگی مان شود

    و همچنین ممنون خانم شایسته عزیز

    همگی در پناه الله یکتا شاد و پیروز و ثروتمند و سعادتمند در دنیاو اخرت

    خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 55 رای:
  7. -
    علیرضا طاهرزاده اصفهانی گفته:
    مدت عضویت: 2038 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم.

    سلام استاد عزیزم و مریم خانم عزیزم.

    چقدر دلم واستون تنگ شده بود و خداروشکر‌میکنم که صحیح و سالم و خوشحال هستید.

    خداروشکر میکنم استاد که هدایت شدم به این مسیر عالی که با شما همراه هستم. واقعا بینظیر هست این مسیر.

    بحث باورها بحثی هست استاد که به شخصه بعد از تمرکز نقریبا نزدیک به 2 سال بر روی قوانین، تازه دارم درک میکنم. معمولا فقط صحبت و حرف بود، ولی الان خیلی خوب میفهمم که مثلا من علیرضا طاهرزاده اگر باور داشته باشم احتمال اشتباه در هر کاری هست، پس اگر اشتباه کردی خودت را ببخش بیشتر کمکم میکنه یا اینکه بگم اشتباه احتمال داره بوجود بیاد ولی نه چندین بار، و من باید تلاش کنم با دید باز قدم بردارم و جلوی اشتباهات احتمالی را بگیرم.

    همین تغییر در دیدگاه باعث شد من وارد یه کاری بشم، که اصلا تجربه اش را نداشتم، به راحتی انجامش دادم و اعتبارش واقعا به رب العالمین می‌رسد. چون هم افراد مناسب در مسیر من قرار گرفتند، و هم به درستی کارم را انجام دادم.

    بنابراین باور مناسب برای من این هست که شما فرمودید، اگر ایمان دارم میتوانم تغییر ایجاد کنم، پس بی برو برگرد حرکت میکنم. منتهی استاد خودم الان نمیدونم از کجا؟ بدنبال نشانه ها میگردم. احساس عمیقی دارم که از کار در کشور های همسایه شروع کنم به مهاجرت.

    من میخواهم سفر قهرمانانه ام را شروع کنم.

    استاد باورهایی که در این مدت خیلی روی آنها کار کردم به شرح ذیل است:

    1. تمام عوامل بیرونی به نفع من عمل می‌کنند.

    2. یکی از دلایل اصلی رشد من همسرم هست. من به خاطر ایشان باید رشد کنم. (چون به شدت ذهنم دلیلی می آورد که چون هزینه های همسرت بالاست تو رشد نمی کنی). بعد یادم اومد پدر پولدار رابرت کیوساکی می‌گفته: دلیلی که من باید ثروتمند بشوم شما بچه ها هستید.

    3. برادرم دلیل رشد من هست و تمام کارهایی که انجام میدهد، باعث رشد بیشتر و روز افزون من میشه.

    4. خانواده ام دلیل رشد من هستند. باعث می‌شوند من پیشرفت کنم.

    5. من دقیقا جایی هستم که باید باشم.

    6. من از دیدگاه خودم تعریف می شوم، دیگرانی وجود ندارند. منم که‌مهم هستم. من یکبار به این دنیا می آیم، یکبار فرصت‌زندگی کردن دارم، دوست دارم اونجوری که میخوام زندگی کنم، گور بابای بقیه…

    7. توی کار من توانایی یادگیری فوق العاده ای دارم. هیچ موضوعی نیست که من بخواهم و نتوانم یاد بگیرم. من وصلم به آگاهی خداوند. خدا هدایتم می‌کند.

    8. در همه امور، از تعداد کار تا کارگ مناسب بینهایت است. بی نهایت افراد وجود دارند که می‌خواهند برای من کار کنند. بینهایت افراد هستند که دوست دارند من براشون سوله و یا اسکلت فلزی بسازم.

    9. من لایق دریافت پول هستم. من لیاقت دارم که بینهایت ثروت وارد زندگی ام بشود. من لایق هستم. لایق بدنیا آمدم. لیاقت در وجود من هست. من ارزشمندم. برای پولی که از شراکت و یا از کارفرما دریافت میکنم.

    10. اعتبار تمام پیشرفت ها و رشد هایم به خدا میرسد و من بینهایت رشد میکنم، چون این یک قانون هست. چون جهان بر رشد بنا شده است. چون این وعده ی خداوند است. چون خودش گفته هم وظیفه هدایت تو بر عهده منه و هم کاری میکنم که راضی بشی. پس هم اعتبار تمام این رشد ها به رب العالمین میرسد، و هم قطعا من رشد میکنم. بدون ذره ای تردید.

    عاشقتونم استاد.

    خیلی دیدگاه ها به زندگی من اضافه شده و خیلی تغییرات در شخصیتم ایجاد شده است.

    من دارم کار‌میکنم روی باورهام، دلیل اینکه یکم کم کار شدم روی سایت شما اینه که تمرکز کردم تغییرات ایجاد کنم و همواره این آیه را در ذهنم تکرار میکنم که:

    فاذا فرغتَ فَنصَب.

    میگم باید حرکت کنم تا رشد کنم. باید حرکت کنم تا تغییر کنم. تا اونجوری که میخوام زندگی کنم.

    استاد همیشه این سوال را هم از خودم میپرسم که:

    آیا اونجوری که میخوای زندگی میکنی؟

    این همون زندگی ایده آل توست؟

    آیا اگه عزرائیل اومد گفت بریم، میگی بریم؟

    آیا سپاسگزار بودی؟ آیا لذت بردی؟ آیا عشق کردی؟ آیا حالت خوب بوده؟

    بینهایت ازتون سپاسگزارم استاد عزیزم.

    بینهایت از مریم خانم سپاسگزارم که 47 دقیقه حدودا شاید بیشتر و یا کمتر دوربین را دستشون گرفتند تا این فایل عالی را در اختیار ما قرار بدهید.

    ممنونم ازتون.

    ان شاءالله هرکجا هستید در پناه رب العالمین شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 52 رای:
  8. -
    سید مرتضی مشکانی گفته:
    مدت عضویت: 2227 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به دوستان عزیزم و استاد عباسمنش عزیز و مریم شایسته نازنین

    مدت زیادی از آخرین کامنتی که نوشتم گذشته

    هدایت خدا دوباره باعث شد به جمع صمیمی عباسمنش برگردم

    امیدوارم که همواره این توفیق رو داشته باشم که در این جمع حضور داشته باشم

    تجارب زیادی بهم فهموند که نتایج خودشون به‌وجود نمیان و ما هستیم که داریم خلقش میکنیم

    اما انگار واجب بود تا بهتر بفهممش

    این فایل منو دوباره برد به روزای اولی که وارد سایت شدم

    خیلی حالمو عوض کرد و به فکر فرو برد

    بعد از دیدن این فایل یاد فیلم کینگ ریچارد افتادم و انگار همه فایل هماهنگ شده بود با این فیلم

    باعث شد دوباره برم‌ ببینمش

    و بزرگی این قضیه برام واضح تر شد

    باوری که ریچارد ویلیامز از کودکی در ذهن بچه هاش ایجاد کرد و آنقدر تکرارش کرد و گفت تا اونا باور کردن که آره اتفاق میوفته

    کاری که این آدم کرد باعث شد ونوس و سرنا ویلیامز به جایگاهی که دارن برسن میتونم بگم کاری که باور می‌کنه هیچ استعداد و زن و… نمیکنه

    کاری که مادر ادیسون انجام داد باعث شد ادیسون به اون جایگاه برسه باوری که در ذهن اون ایجاد کرد سرنوشتش رو تغییر داد

    میتونست واقعیت رو بهش بگه و بگه که تو یه کودنی ولی باوری رو بهش داد که اونو تبدیل به یه دانشمند بزرگ کرد

    این افراد کسایی هستند که میتونن فکر کنن و باور کنن که هر چی رو که بسازی اتفاق میوفته

    من از بچگی آنقدر که بهم گفتن خجالتی و بی عرضه و… باور کرده بودم که واقعا هیچ توانایی ندارم و تو بزرگسالی جنگیدم تا تونستم خیلی چیزایی که خیلیا به راحتی قبول دارنش رو به ذهنم به قبولونم

    من اومدم تا تغییر بدم چیزی رو که خودم میتونم تغییرش بدم من نمیتونم پدر و مادر و شرایط اطرافم گذشتم رو کودکیم رو تغییر بدم من فقط و فقط میتونم تو این لحظه حرکت کنم .و برم جلو و دیوار های سیمانی که برام کشیده شده رو خراب کنم

    حسرت اینو نمی‌خورم که کاشکی منم یه پدر داشتم مثه سرنا ویلیامز یا یه مادر مثه مادر ادیسون که بهم باور قوی بودن میداد

    توقعی ازشون ندارم و دیگه فکر نمیکنم که چرا این یا اون تو ذهنم ساخته شده

    به نظرم تو هر شرایطی میشه شروع کرد و اون چیزی رو که میخوای رو ساخت

    از زندگی استاد این رو به خوبی میشه فهمید اگه استاد تو اون شرایط تونسته و هر چی که خواسته رو ساخته منم میتونم

    خیلی هم سادس راهش فقط باید باور کنم شرایطی رو که می‌خوام

    فقط نمی‌دونم الان از کجا شروع کنم و از چه اهرمی استفاده کنم که قوی تر باشه و تا آخر بتونم ادامش بدم

    من هر بار استارت زدم و با یه سری نتایج هم رسیدم اما انگار مثل سرنا ویلیامز نیاز دارم به خواسته بزرگ که باورش کنم تا همیشه تلاش کنم و دستاورد های کوچیک باعث نشه متوقف بشم

    بنظرم در اول راه خوبه که اهداف کوچیک داشته باشیم اما برای اینکه همیشه حرکت کنیم باید یه هدف بزرگ داشته باشیم تا همواره حرکت کنیم

    این رو به تجربه میگم

    با آرزوی بهترینها

    سید مرتضی مشکانی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 55 رای:
    • -
      مینا منصوری گفته:
      مدت عضویت: 1396 روز

      سلام دوست عزیز

      بازگشت شما رو به سایت تبریک میگم.

      خوشحالم که در نهایت فهمیدیم اینجا آرامش و هدایت ماست.

      خدا را شکر که استاد یهو فایلی میزاره که واقعا نیاز داشتیم و هدایتی برای ماست.

      اره باور ،سازنده رفتار و افکار و در نهایت زندگی و سرنوشت ماست.

      برای اینکه از تمرین و کار روی خودمون دیت برنداریم بهتره جایی گذشته مون که تهی از خدا شده بودیم و اتفاقای ناراحت کننده مشت سرهم برامون می افتاد رو بنویسیم و وقتی ببینیم چی بودیم و با این فایل ها و دوره ها چی شدیم باعث میشه از حرکت نایستیم و بیشتر و بیشتر در سایت حاضر باشیم و با دوره و کامنت ها خودسازی کنیم.

      البته توجه به تلخی های گذشته نباید خیلی با حساسیت باشه چون باز میشه توجه به نکات منفی و باز اتفاق می افته.

      ولی در کل وقتی هدایت شده باشیم حتی اگه یکم از مسیر دور بیوفتیم باز برمیگردیم به مسیر.

      شکرگذاری هم خیلی میتونه اثر بخش هست.

      تمرین ستاره قطبی هم که معجزه اسا هست و برای قوت قدم گرفتن هر روز حتی به کوچکترین اقدام باید قدم در مسیر هدف مون برداریم.

      در پناه حق خوشحال و ثروتمند باشین.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    آقای نیکو گفته:
    مدت عضویت: 3394 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام به استاد عباسمنش

    سلام به خانم شایسته و سلام به همراهان گروه تحقیقاتی عباسمنش

    اول میخوام از باوری بگم که لطمه زیادی در طی سالها بکار من زده

    این باور این هست که در اداره جات ایران کسی درست کار نمیکنه و مردم رو اذیت میکنن،

    متأسفانه این باور در طی سالها در ذهن من شکل گرفت و من هم تایید میکردم و الگوهای زیادی برای خودم ساختم که اگه کارت به اداره جات افتاد حالا حالا ها باید بدوی تا به خواستت برسی.

    و با این باور مخرب هربار که به اداره جات میرفتم افراد نامناسب زیادی به پست من میخوردن و هربار به اشکال مختلف کار من عقب میفتاد و متأسفانه هنوز هم ادامه داره، اما وقتی به همکارام نگاه میکنم افراد موفقی زیادی رو میبینم که به راحتی کارشون انجام میشه،

    پس نتیجه میگیرم این باور من هست که باعث شده چنین نتایجی بگیرم،

    اما باورهای قدرتمند کننده:

    من از سن خیلی پایین این باور در وجودم شکل گرفت که مدیریت خوبی دارم و میتونم کارهای تیمی خوبی انجام بدم و چون این رو باور داشتم در شغل‌های که داشتم بطور معمول موفق بودم، مثلا یه زمانی کار من گچبری ساختمان بود به عرض چند سال کارم طوری پیشرفت کرد که در مقطعی حدود 80 نفر برای من کار میکردن و یا در کار فعلیم که ساختمان‌ سازی‌ هست افراد زیادی رو به خدمت میگیرم که خیلی با سرعت و خیلی تمیز کارشون رو انجام میدن.

    جون باور دارم که براحتی این افراد رو اداره میکنم خیلی راحت از عهده این کار برمیام،

    یه مورد دیگه همین قانون سلامتی که استاد در سایت گذاشتن، من اگه در گذشته بهم میگفتن دو شبانه روز پشت سر هم غذا نخور، هرگز فکر نمیکردم که بتونم انجام بدم، اما وقتی دیدم استاد یک هفته بدون خوردن غذا بدون هیچ مشکلی دوم آورده و دیدم خیلی از دوستان هم در کامنت هاشون نوشتن که 48 ساعت غذا نخوردن بدون اینکه احساس گشنگی کنن، من هم باور کردم و الان که دارم این کامنت رو مینویسم از وعده قبلی که غذا خوردم 30 ساعت گذشته بدون اینکه احساس گشنگی کنم و تصمیم دارم اولین 48 ساعت بدون غذا رو بگذرونم و میدونم که براحتی انجام پذیره، چون باور کردم انجامش میدم.

    باورها به همین شکل بوجود میاد پس باید روی خودم کار کنم تا بتونم به اون باور مخرب که در ابتدای کامنت نوشتم غلبه کنم.

    با تشکر از استاد و دوستانی که با کامنتهای خوبشون باورهای خوبی رو در ذهن ما شکل میدن

    خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 56 رای:
  10. -
    محسن توحیدی گفته:
    مدت عضویت: 733 روز

    🟣 تجربه‌ای از “کشیدن دندون عقل” تا کشف یک قانون الهی

    الهامی که بعد از دو سال رسید

    به نام خداوند مهربـــــــــــــــون ِ مهربون .

    سلام استاد عباسمنش . سلام مریم خانم شایسته.

    چند روز پیش بالاخره اتفاقی افتادکه مدت‌ها منتظرش بودم. بعد از دو سال که تقریباً هر ماه از خدا میپرسیدم: «خدایا کی وقتشه برم دندون عقلمو بکشم؟»، یهو الهام اومد که همین امروز روزشه! شاید برات جالب باشه بدونی چرا اینقدر عقب افتاد. راستش علت دقیقش رونمیـــــدونم. ولی وقتی با خودم صادق میشم، میبینم خدا میخواست یه درس خیلی عمیق بهم بده. چون امروزِ من و آگاهی‌های من از قوانین الهی و کائنات اصـــــلاًقابل مقایسه با دو سال پیش نیست.

    ~~~~~

    منِ دو سال پیش و منِ امروز

    دو سال پیش، من پر بودم از باورهای محدودکننده. پر از ترس وتردید. همین ترس باعث شده بود رفتن به دندون‌پزشک برام یه کوه بلند باشه. باخودم میگفتم: «نکنه درد بگیره؟ نکنه خونریزی کنه؟ نکنه سختی بکشم؟» ذهنم پر بود ازتصویرهای منفی. برای همین، هر بار خواستم اقدام کنم، یه بهونه آوردم وعقب انداختم.

    اماامروز یه آدم دیگه‌ام. امروز باورهای قدرتمندکننده‌ای در من شکل گرفته که همه‌چیز رو برام ساده میکنه. همون آیه‌ی «فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَى» شده باور قلبی من.

    باورکردم که خدا همونطور که تو قرآن میگه، راحتی رو برای من میخواد. «یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلا یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ».

    همین باور باعث شد اون روز باآرامش کامل برم مطب. بدون اینکه ذره‌ای استرس داشته باشم. جالبه بدونی فقط چند دقیقه معطل شدم. همه‌چیز دقیق و مرتب بود. پرستار بالبخند راهنماییم کرد.

    دکتر با روی خوش اومد.

    آمپول بی‌حسی زد، و هنوز نفهمیده بودم چی شده که دندونم کشیده شد! یعنی کمتر از بیست ،سی ثانیه از لحظه‌ای که گفت دهنت رو بازکن ،طول کشید.

    و شوکه شدم وقتی دندونم رو روی میز کوچولوی کناریم دیدم.

    باخودم گفتم: «یعنی واقعاً همین بود؟ همین؟!»

    ~~~~~

    باورهای قدرتمندکننده من

    برگردیم به اصل ماجرا. این تجربه ساده‌ی دندون کشیدن، برای من یه کلاس عملی قانون بود. باعث شد بیشتر ازقبل بفهمم کدوم باورها برام کار میکنن و کدوما ضدم عمل میکنن.

    یکی از باورهای قدرتمندکننده‌ای که سالهای اخیر در من جاافتاده، اینه که:

    «خداوند همیشه هوای منو داره و همه‌چیز به نفع منه.»

    وقتی با این باور میری سراغ یه اتفاق، واقعاً همه‌چیز برات هموار میشه. باور بعدیم من اینه که:

    «هر تجربه‌ای فقط یه وسیله‌ست برای رشد و لذت من، نه یه مانع.»

    قبلاً دندون‌پزشکی رو مانع میدیدم، یه چیز نچسب. ولی الان بهش نگاه میکنم و میگم: «اینم یه اتفاق ساده توی مسیر زندگیه. خداخواسته یه بار تجربه‌ش کنم و لذت ببرم از راحتی‌ای که خودش برام فراهم کرده.»

    باور مهم دیگه‌ای که الان دارم اینه:

    «وقتی من انتظارات مثبتی داشته باشم، همه‌چیز دقیقاً همونطوری رقم می‌خوره.»

    این همون چیزیه که بارها درزندگی تجربه‌ش کردم. وقتی انتظار داری همه‌چیز سخت بشه، دقیقاًسخت میشه. ولی وقتی انتظار داری همه‌چیز راحت پیش بره، می‌بینی بدون دردسر حل میشه.

    @@@@@@@@@@

    این باور «انتظارات مثبت» اگه با تمرین روزانه همراه بشه، کم‌کم ناخودآگاهت هم باهاش یکی میشه.

    پیشنهاد تمرین عملی

    برای تقویت باور «انتظارات مثبت» ( که من برای همه‌کارام قبل اینکه برم توی دل اقدام‌کردنش، انجام میدم)

    1. صبح‌ها قبل از شروع روز

    یک دقیقه چشم‌هاتو ببند و 3 موقعیت از روزت رو تصور کن. مثــــــــــلاً :

    رفت‌وآمدت

    برخورد آدم‌ها با تو

    انجام کار یا پروژه‌ای که در پیش داری

    برای هرکدوم، عمداً انتظار مثبت بذار. مثلاً با خودت بگو:

    «امروز رفت‌وآمدم خیلی راحت و بی‌دردسر پیش میره.»

    «آدمایی که امروز می‌بینم با لبخند و احترام باهام برخورد می‌کنن.»

    «کارم راحت و با نتیجه عالی انجام میشه.»

    🟣 اگه با سپاسگزاری ِ قبل از رخ دادن باشه که عالیه.

    2. شب‌ها قبل از خواب

    سه موقعیتی که توی روزت به‌طور مثبت رقم خورد رو یادداشت کن، حتی اگه خیلی کوچیک بودن.

    مثلاً: «جای پارک راحت پیدا کردم» یا «موقع خرید فروشنده خیلی خوش‌اخلاق بود».

    3. بازنویسی ذهنی

    اگه در طول روز موقعیتی سخت پیش اومد، همون شب قبل از خواب توی دفترچه‌ت بازنویسی کن:

    ● سختی روطوری بنویس که انگار همون اتفاق خیلی آسون پیش رفت.

    مثلاًاگه جایی معطل شدی، بنویس: «امروز همه‌جا کارام سریع و به موقع انجام شد.» و عمیقا باقلبت از خداوند سپاسگزاری‌کن.

    ■ این تمرین باعث میشه ذهنت به تدریج یادبگیره همیشه انتظار آسونی داشته باشه، نه سختی.

    و طبق قانون کائنات وحفظ این مومنتوم مثبت ، اتفاقات زندگی خیلی سریع ازاین جنس میشن

    @@@@@@@@@@

    ~~~~~~

    باورهای محدودکننده‌ای که منو عقب نگه میداشت

    برگردیم به گذشته. چرا این کار دو سال عقب افتاد؟ جوابش واضحه: چون من اون موقع پر بودم از باورهای محدودکننده. مثلاًباور داشتم:

    • دندون کشیدن خیلی سخته.

    • حتماً درد زیادی داره.

    • ممکنه خونریزی کنه و اذیتم کنه.

    • دندون‌پزشکی همیشه پر ازمعطلی و بی‌نظمیه.

    این باورها مثل زنجیر به پام بسته بودن. هر بار که خواستم اقدام کنم، همین زنجیرها منونگه داشتن. چون ذهن، فقط برای چیزایی انگیزه حرکت داره که فکر کنه شدنی هستن. وقتی ذهنم مطمئن بود دندون کشیدن سخته و دردناکه، چراباید منو هل میداد سمتش؟ پس طبیعی بود هر بار یه بهونه بیاره.

    باور و خواسته همجهت نبودن‼️

    این دقیقاً همون چیزیه که استادهمیشه میگن: ذهن ما بر اساس باورها برنامه‌ریزی میشه. وقتی باوری داری که یه کارنشدنیه یا سخته، همون باور میشه مانع حرکتت.

    ~~~~~

    تغییری که همه‌چیز رو عوض کرد

    ولی الان، بعد از این همه تمرین و آگاهی، منطق ذهنم عوض شده. حالا ذهنم دلیلهای محکمی داره که باورکنه همه‌چیز شدنی و آسونه. چون بارها تجربه کردم که وقتی باایمان و انتظار مثبت جلو میرم، خدا خودش همه‌چی رو میچینه.

    یاد گرفتم وقتی به خدا میسپرم، راحتترین مسیر رو برام بازمیکنه. یاد گرفتم که «خواستن از خدا = گرفتن از خدا». و همین باعث شد ترسهای قبلی برام بی‌معنا بشه.

    به همین خاطر، اون روز که الهام اومد، بدون هیچ بهونه‌ای رفتم. بدون اینکه ذره‌ای نگرانی داشته باشم. و نتیجه‌ش شد یکی ازراحتترین تجربه‌های زندگیم.

    ~~~~~

    جمع‌بندی خودمونی

    میخوام بگم که این تجربه‌ی ساده‌ی کشیدن دندون عقل، برام یه درس بزرگ بود. فهمیدم چقدرباورها روی زندگی تأثیر دارن. فهمیدم خدا وقتی میگه «یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ»، واقعاًیعنی آسونی رو میخواد، نه سختی. فهمیدم وقتی من ذهنمو با باورهای قدرتمندکننده پر کنم، حتی سخت‌ترین کارهاهم برام آسون میشه.

    ⭕️ و از همه مهمتر، فهمیدم که تاوقتی باورهای محدودکننده توی ذهنم باشن، حتی کارهای ساده هم برام کوه میشن.

    🟢 ولی وقتی اون باورها رو رهاکنم و به جاش ایمان بیارم که خدا همه‌چی رو آسون میکنه، کوه‌ها مثل پنبه جلوی پام آب میشن.

    پس این تجربه یه بار دیگه بهم یاد داد:

    • وظیفه‌ی من فقط اینه که اعتماد کنم.

    • توی مسیر بمونم.

    • بذارم خداخودش همه‌چیز رو بچینه.

    🩵و چه لذتی داشت وقتی دیدم خدا حتی دندون کشیدن رو هم برام تبدیل به یه تجربه‌ی شیرین وساده کرد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 53 رای: