این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-20.gif8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2015-08-14 09:38:012024-06-08 20:59:00می خواهی جزو کدام گروه باشی؟
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من توی دفتر املاک یکی از فامیل هامون مشغول کار بودم و درآمد خوبی هم داشتم و همه چیز برای ادامه کار و زندگی برام فراهم بود اما از اونجای که قانون رو یاد گرفته بودم شرایطم رو تعقیر دادم وا الان از خودم یه دفتر املاک دارم البته اجاره ای و جواز کسببم قرار که تا چند روز دیگه آماده بشه خیییلی احساس خوبی دارم هم توی جامعه جایگاه بهتری پیدا کردم و هم قانون رو بیشتر باور کردم.الهی شکرت🙏💌
اول از همه به شما تبریک میگم بابت این اعتماد بنفس قوی که در یه پیاده رو شلوغ ایستادید و به یه زبان متفاوت با اون کشور صحبت میکنید👏👏👏مرحباا
استاد قبل از شروع حرفاتون من دلم رفت برای مامان بزرگی دست انداخته بود دور بازو بابابزرگ و دوتایی راه میرفتن🥺🥺🥺خدااا
یکی از تغییرات من که اوضاع خوب بود اما ادامه خوبی نداشت این بود من فهمیدم انگار یه خورده زیادی تمرکزم و از خودم برداشتم و روی رابطه عاطفیم گذاشتم با اینکه همه چی عالی بود و من وابسته نشده بودم اما حس کردم که وابستگی در کنین است و سریع به این فکر کردم که چیکار کنم که بیشتر عاشق خودم باشم و سعی کردم آگاهانه تمرکزم و روی خودم بذارم..
یکی از مثال هام که چک و لقد خوردم بعد تغییر کردم مربوط میشه به یک ماه پیش که من از لحاظ درسی در موقعیت فوق العاده ای بودم چون بشدت روی خودم کار میکردم و ذهنم و توجهم روی هدفم بود، با بدست اوردن نتیجه های خیلی عالی انگار فراموش کردم اون جدیت برای کار کردن روی خودم و و مدتی خیلی کن وقت میذاشتم و باورم این بود من توی این مدت کم این همه نتیجه گرفتم پس لازم نیست زیاد وقت بذارم.(باور کنید الان که دارم مینویسم اینارو خودم تعجب میکنم چون من تا الان دلیل اون پسرفتمو نفهمیده بودم اینقدر واضح) کم کم نتایج کم و کمرنگ تر شد و کم کم اشتیاق من کمتر انگیزه کمتر طوریکه من یک ماه گیر این چک و لقد یودم تا دوباره برگردم…
سلام به بهترین استاد دنیا و مریم عزیز که یه نمونه الگوی خوب از یک زن موفقه برام☺️
سلام به همه ی دوستان خوبم در مسیر تغییر روند زندگی🥰
الان تنها چیزی که به ذهنم اومد راجب تغییرات زندگیم شرایط حال حاضرم هست
استاد من پارسال تو یکی از بهترین آکواریوم فروشی های مشهد کار میکردم خب اوایل همه چی داشت خوب پیش میرفت و خوشحال بودم از اینکه برای اولین بار تو زندگیم به کسب درآمد رسیدم اما یک سال طول نکشید که خسته شدم و به تضادهای کوچیک بر خوردم و اینجا میتونم بگم جز دست سوم هستم و من با این تضادها تصمیم گرفتم دیگه اونجا کار نکنم با اینکه سفته داده بودم و قرار بود بعد از یه سری آموزش اونجا بمونم و چند سالی کار کنم
ولی خداروشکر وقتی تصمیم گرفتم دیگه دور اون محیط کار و شرایط کاری و خط بزنم همه شرایط عالی پیش رفت و من اومدم از اونجا بیرون یعنی همینکه از اونجا اومدم بیرون و قرار بود دیگه نرم به قدری خوشحال بودم که توی آسمون بودم و داشتم پرواز میکردم و عشق میکردم 😇🤩
این ماجرا دقیقا زمان عید نوروز ۱۴۰۰ بود و من تصمیم گرفتم با ماشین برم اسنپ بانوان ثبت کنم و کسب درآمد داشته باشم و بی حرکت نمونم خب خداروشکر الان تایم من آزاده و هر زمان بخوام میتونم کار کنم و درآمدم نسبت به اونجا خیلی بیشتر شده و شرایط الانم نمیگم عالیه و از نظر مالی هیچ مشکلی ندارم ولی از یه سال قبلم خیلی خیلی جلو ترم ولی من در کنار این کار تصمیم به آموزش گرفتم اونم توی رشته ی مورد علاقه م که شنا هست 🏊
الان هم کار میکنم و هم آموزش میبینم و دنبال پیشرفت تو کار مورد علاقه م هستم
اینجا دیگه من اجازه ندادم با تضادی رو به رو شم و قبل از اینکه قرار بشه شرایط کار الانم سخت بشه من قدم برداشتم تا بتونم با مهارت کسب کردن در آینده تو شنا کسب درآمد داشته باشم و از همه مهم تر به هدفم برسم
من در زمان انجام کار الانم به دنبال هدف اصلیم رفتم و اینجا میتونم بگم جز دسته چهارم هستم که قبل از اینکه بخواد اوضاع خیلی روم فشاره بیاره من حرکت کردم و آینده این شغل الانم و پیش بینی کردم و گفتم من با این کار نمیتونم پیشرفت کنم و باید در کنار کار الانم دنبال کسب مهارت باشم تا در آینده بتونم کار بهتر و درآمد بیشتر و تجربه کنم
و این چیزی بود که بهم الهام شد توی این کامنت بنویسم و اینجا ثبت کنم تا در آینده ببینم و بفهمم چه تغییری در چه زمانی کردم و چه نتیجه ای قراره بگیرم
الان با عشق دنبال هدفم هستم و از بی تحرکی متنفرم و دوست دارم برای خودم چالش های جدید درست کنم تا هر روز بتونم بهتر و موفق تراز قبل بشم 😍😍
استاد من شما رو تحسین میکنم واقعا شما بهترین الگو برای من هستین شما انقد ایمانتون به خدا قویه که چند بار توی وضعیت عالی بودین ولی گول اون شرایط و نخوردین و دوباره حرکت کردین به سمت جلو و خودتون وارد چالش های جدید کردین و ما داریم میبینیم که هر روز شرایط داره برای شما بهتر و بهتر میشه
خداروشکر که منم تونستم این قدم و بردارم و در آینده میام و از نتایجی که گرفتم براتون میگم 😊
سلام خسته نباشید خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته دوست داشتنی و تمام عزیزانی که این کامنت می خونن
این تضاد ها هستن که خواسته ها ما رو شکل میدن و تا تضادی نباشه رشدی نیست تضاد ها باعث میشن که ما بدونیم چی میخایم و کسانی که حل می کنن مسائل خودشون و فرار نمی کنند از مسائل پاداش های بزرگی میگیرن و هم خودشون رشد می کنن وهم باعت گسترش جهان هستی میشوند
من الان دارم دوره روانشانسی ثروت یک گوش میدم وجلسه 11 که در مورد تضاد ها هستش امروز اومدم وارد سایت بشم که کامنت بچه ها دوره روانشناسی رو بخونم که یه حسی بهم گفت بیام و نشانه امروز چک کنم ببینم چی هست وخداوند هدایت کرد به این فایل زیبا ارزشمند دقیقا موضوع جلسه 11 ثروت در مورد تضاد و تغییر .
من شغلم املاک هستش تقرییا 5 ساله املاک کار می کنم تو این 5 سال برای خیلی از افراد دفتر ها کار کردم ی زمانی شد که من واقعا خسته شدم از اینکه برای بقیه کار کنم این تضاد بود برای من چون معاملاتی که میزدم فقط 30 درصد از اون برای من بود و مابقی برای مدیر دفتر این تضاد باعث شد که من به فکر گرفتن مدارک پراونه کسب برای شروع کسب کار خودم باشم کلاس ها رو شرکت کردم مدارک گرفتم پروانه گرفتم اومدم دفتر املاک خودمو افتتاح کردم ولی چون باور های اشتباهی داشتم اومدم با دوستم شریک شدم در دفتر املاک و باهم شروع کردیم اون موقع تقریبا هیچی دوره از استاد گوش نمیدادم و فقط روی فایل های رایگان کار می کردم و همین ایده اینکه کسب کار خودمو شروع کنم هم از این فایل های رایگان به من الهام شد شروع کردیم به کار کردن در دفتر خودمون با شریک تقریبا بد از گذشت یک سال ( در این یک سال من واقعا روی خودم کار میکردم و فایل ها رو شب روز گوش میدادم ) متوجه شدم که نباید شریک باشم و باید مسئولیت تمام کار های خودمو ” خودم بر عهده بگیرم ن اینکه ی مقداری بدم بر عهده ی شریکم و اونم هم کاری نکنه و در اخر باز خودم مجبور باشم انجام بدم تصمیم گرفتم مستقل باشم و خودم برای خودم دفتر جدا داشته باشم و کار کنم جدا شدم از شریکم. اون اونجا موند و ی مدت کار کرد و بعد هم جم کرد دفتر کلا مشغول ی کار دیگه شد من بعد از جدا شدن از شریک تقریبا 10 روز داشتم دنبال دفتر میگشتم خداوند منو هدایت کرد به یکی از بهترین مناطق دفتر خوب واز همه مهمتر کرایه رهن خوب همه چی با شرایط من اوکی بود بدون اینکه اذیت بشم وقتی حرکت کنی وایمان داشته باشی به خداوند که پاسخ می دهد به خواسته های ما هدایت میشیم به بهترین مکان ها تقریبا یک سال نیم من دفتر خودم داشتم بسیار رشد خوبی هم داشتم ولی باز تضاد ها داشتان خودشون نشون میدادن کرایه ها خیلی رفت بالا و ی شرایط دیگه پیش اومد که باید تغییر میکردم ومن نشونه های تغییر دیدم قبلا از اینکه چک لقد بخورم از جهان شروع به تغییر کردم و دفتر خودمو جم کردم هدایت شدم به ی جای دیگه واونجا مشغول کار شدم بسیار فضا عالی بود وبسیار معاملات خوب با کمیسیون های بالا میگرفتم خیلی شرایط خوبه خداروشکر و همیشه از خودم می پرسم که چطور از این بهتر میشه پیشرفت رشد کرد
دوستتون دارم در پناه الله شاد سالم و ثروتمند باشید .
تغییر کردن شهامت می خواهد وقتی که اوضاع برای ما خوبه دست به تغییر بزنیم قبل از اینکه دنیا بخواهد که به ما یادآوری کنه
من در زمینه روابط با تضادها ونشانه ها تغییر کردم البته بصورت تکاملی واوضاع را بهبود دادم وهنوز هم باید خیلی تو این زمینه کار کنم
من از نظر ذهنی ومعنوی هم تغییرات زیادی داشتم وخیلی از روابطم کمتر شده وجاهایی که قبلا می رفتم دیگه نمیرم ویا دربحثهای دیگران شرکت نمی کنم واز همه مهمتر ارتباطم با خدا خیلی بهتر ونزدیکتر شده
خداراشکر می کنم که مرا به این مسیر زیبا هدایت کرد و از استاد عزیزم هم سپاسگزارم که عاشقانه به ما این آگاهیهای ناب را هدیه می دهند.
من قبلا بارها این کلیپ رو دیده بودم و دفعه قبل زمانی بود که انقد حال روحی بدی داشتم و هر وقت میرفتم جلو اینه گریه میکردم چون به شخصی کخ داخل اینه بود دلم میسوخت ولی کاری از دستم بر نمی اومد ،در شرایط فوق العاده بدی بودم و مدام از خدا میخواستم که منو از اون حالت و افسردگی نجات بده تا اینکه خدا هدایتم کرد به سمت این سایت و من شروع کردم کلی حالم خوبب شد و پر انرژی بودم تا ینکه بعد چندماع یکم دور شدم از سایت ولی به اون حال بد برنگشتم ولی بازم احساس میکردم اون حس و حال خوب رو ندارم ولی شرایطم عادی بود ولی خواستم که دوباره برگردم چون چیز های جدیدی میخواستم از خودم و زندگیم و باید براش تلاش میکردم و اولین قدم برای تلاش کردن این بود که احساسم عالی باشه برای همین تصمیم گرفتم دوباره به سمت سایت برگردم و از اول شروع کنم الان باز حالم عالی شده ولی تفاوت این باری که به سمت سایت اومدم با دفعه قبلش این بود که دفعه قبل با حال وحشتناک اومدم ولی الان با اینکه وضع عادی داشتم ولی بازم نخواستم مثل مردم عادی باشم من رویاهای دیگه ای دارم و نمیتونم روزاهامو به شکل عادی بگذرونم .
خداروشکر الان حالم عالیه و مطمئنم بهتر هم میشه .دوستتون دارم بهترینها
استاد من چند مدت پیش که توی شهرستان زندگی میکردم و به شرایط عادت کرده بودم ولی متوجه نمی شدم که این شرایط هی داره بد تر میشع و بد تر میشع نشانه هاشو می دیدم ها .ولی نمیخواستم تغیر کنم چون من می ترسیدم. ولی یک روز که یه چک خیلی خیلی خوب از جهان خوردم و فهمیدم دارم میپزم توی آب. هر چیزی که بود رو گذاشتم و گفتم امروز باید بدم و امدم یه کلان شهر بزرگ و گفتم که میخام تغیر کنم اولش واقعا سخت بود از صب پنج بیدار شدن البته اینم بخاطر باور های غلط من بود تا شب 11 کار کردن و بعد آروم آروم زندگی به تغیر کردن افتاد و رفتم توی یک شرکت خوب که هم کارش عالی بود و هم ساعت کارش کلا هما چیزش آدم هایی که باهاشون کار میکردم عالی بودن .الان که این فایل رو دیدم و دقت کردم به این شرایط دیدم من دارم درجا میزنم و دروسته زندگی خوب ماشین. گوشی .درآمد عالی دارم .ولی اسن شرایط دیگه برای من پایدار شده .و تصمیم گرفتم که فردا برم و تسویه نامم رو امضا کنم و بیام خارج از کشور اونجا زندگی کنم دروسته این شرایط شاید تغیرش برام سخت باشه .ولی میدونم که هرچقدر زود تر این کارو بکنم پاداشش بهتره و خوب تره .
و درنورد سلامتیم بگم که من با این که میتونستم باشگاه رفتم خوبه آدم پیشرفت میکنه بدنش سالم تر میشه و شاداب تر میشه ولی نمی رفتم و ورزش نمی کردم شاید دلیلش این باشع که دروسته اندام ایده عالی نداشتم ولی راحت بودم با اون شرایط یه روز یه کسی بهم گفت که نمیخایی خودتو بسازی یه ورشی کن یه حرکتی بزن .یه ورزشی رو دنبال کن که علاقه داری بهش و اون الهام اون حرف منو انداخت توی ریل قطار و من شروع کردم الان به امید خدا 4 ساله هر روز ورزش میکنم و اندامم عالی شده حتی توی بد ترین شرایط ممکن که خیلی کم پیش میاد ورزش رو ادامه میدم و خدارو بی نهایت سپاس گذارم که .توی این مسیر موفقیت هستم و از شما سپاس گذارم بخاطر این که موقعیتی شد که بیام و این آگاهی هارو که میتونستم بنویسم و با بقیه به اشتراک بزارم .
خیلی دوستون دارم و عاشقانه میخام که توی مدت کم ببینتون از نزدیک و بغلتون کنم .
تجربه من در مورد این فایل اینه که هر وقت من از چیزی پر میشم تصمیم به تغییر میگیرم.
مثلا هر وقت در شرکتی کار کردم و در اونجا مطالبی برای یادگیری من وجود داشته من اونجا موندم ولی وقتی به ثبات رسیدم و دیگه چیزی برای پیشرفت من نداشته خیلی قشنگ با مدیرانم صحبت میکردم که من خسته شدم اگه شما پیشنهادی برای پیشرفت من دارید منو انتقال بدید اون قسمت اگر نه با اجازتون من از این شرکت میرم.
در چندین موارد جا بود و من به قسمت های دیگه مربوط به کارم انتقال پیدا میکردم و اونجا هم رشد میکردم.
اما در چند تا شرکت با توافق از اونجا میرفتم. یعنی من وقتی از جایی دیگه پر میشم حرکت میکنم.
مثل استاد که فرمودند که کسی میتونه ببخشه که از ثروت پر باشه . آدمی که هنوز خودش نداره اگه هم ببخشه از دلش نیست. و واقعا برای من هم همینطوره.
در ارتباط با هنر و نقاشی هم همینطورم مثلا آبرنگ را کار کردم سال های سال دیگه یه زمانی رسیدم که اون استاد چیزی نداشت به من اضافه کنه من حرکت کردم و تغییر کردم و رفتم تکنیک جدیدتری یاد گرفتم.
من یاد کتاب چه کسی پنیر مرا برداشته است افتادم. و چقدر با این موضوع ارتباط دارد. بعضی ها تا آخر اون پنیر را میخورن و حرکت نمیکنند و فکر میکنند این پنیر همیشه هست و یک جایی که دیگه پنیر تموم شده موش هم چاق و چله شده حالا باید حرکت کنه که خیلی خیلی سخت میشه.
در ارتباط با امور مالی من هنوز تا بحال بجایی نرسیدم که از لحاظ مالی پر پر باشم و تصمیم به تغییر بگیرم و نمیتونم در این ارتباط نظری بدم.
ولی من تغییرات را دوست دارم . در دکوراسیون خانه هم چیزی ثابت و کسل کننده میشه سریع مدل خونه را عوض میکنم با یه تغییر و جابجایی مثلا یک مبل به اونور یا برداشتن بعضی چیزها از جلوی چشم یا اضافه کردن یه چیز ساده کوچک کلی حال آدم عوض میشه. و یک تغییر کوچولو میتونه به نظر یه تغییر بزرگ بیاد.
و در ارتباط با بودن در این سایت هم من تغییرات مداومی داشته ام که همون مداومت روی تغییرات کوچک به نظرم حال و احساس خوبم نتیجه اش شده . و من خیلی خیلی خوشحالم از تغییرات خودم و حرکت به سمت جلو.
برای من دیگه دیگران مهم نیستند بلکه حال دل خودم مهمه و من مطمئنم وقتی احساس من خوبه حال دل من خوبه تاثیرش روی کل خانواده ام است.
میخوام یه تجربه خودمو توی روابط درباره این موضوع بگم؛
من همیشه فکر میکردم باید خیلی تلاش کنم برای دوست و رفیقی ک دارم فکر میکردم تلاش زیاد یعنی ارتباط محکم تر و بهتر این طرز فکر من بود و همینطوری رفتار میکردم تا اینکه اولین چک و از کائنات خوردم! بدرفتاریای آدمی که بهترین دوستم میدونستمش! نادیده گرفتم دوباره تلاش کردم دوباره و دوباره تا در نهایت چک خیلی بدتری خوردم و فهمیدم این روش من اشتباهه نباید اینقد زیاد از خودم مایه بزارم و خودمو فدا کنم برای بقیه و خودمو فراموش کنم ، شروع کردم به تغییر دادن خودم ، خودم و الویت قرار دادم به ارزش خودم پی بردم روی عزت نفسم هرروز کار کردم و بازم کار میکنم و درسته اون لحظات خیلی ناراحت بودم اما الان خداروشکر میکنم که اون اتفاقا افتاد چون الان من از هرنظر پیشرفت کردم
زندگی یعنی هرلحظه دنبال پیشرفت و ارتقا خودمون باشیم
سلام دوستان خوبم
من توی دفتر املاک یکی از فامیل هامون مشغول کار بودم و درآمد خوبی هم داشتم و همه چیز برای ادامه کار و زندگی برام فراهم بود اما از اونجای که قانون رو یاد گرفته بودم شرایطم رو تعقیر دادم وا الان از خودم یه دفتر املاک دارم البته اجاره ای و جواز کسببم قرار که تا چند روز دیگه آماده بشه خیییلی احساس خوبی دارم هم توی جامعه جایگاه بهتری پیدا کردم و هم قانون رو بیشتر باور کردم.الهی شکرت🙏💌
سلام استاد.
اول از همه به شما تبریک میگم بابت این اعتماد بنفس قوی که در یه پیاده رو شلوغ ایستادید و به یه زبان متفاوت با اون کشور صحبت میکنید👏👏👏مرحباا
استاد قبل از شروع حرفاتون من دلم رفت برای مامان بزرگی دست انداخته بود دور بازو بابابزرگ و دوتایی راه میرفتن🥺🥺🥺خدااا
یکی از تغییرات من که اوضاع خوب بود اما ادامه خوبی نداشت این بود من فهمیدم انگار یه خورده زیادی تمرکزم و از خودم برداشتم و روی رابطه عاطفیم گذاشتم با اینکه همه چی عالی بود و من وابسته نشده بودم اما حس کردم که وابستگی در کنین است و سریع به این فکر کردم که چیکار کنم که بیشتر عاشق خودم باشم و سعی کردم آگاهانه تمرکزم و روی خودم بذارم..
یکی از مثال هام که چک و لقد خوردم بعد تغییر کردم مربوط میشه به یک ماه پیش که من از لحاظ درسی در موقعیت فوق العاده ای بودم چون بشدت روی خودم کار میکردم و ذهنم و توجهم روی هدفم بود، با بدست اوردن نتیجه های خیلی عالی انگار فراموش کردم اون جدیت برای کار کردن روی خودم و و مدتی خیلی کن وقت میذاشتم و باورم این بود من توی این مدت کم این همه نتیجه گرفتم پس لازم نیست زیاد وقت بذارم.(باور کنید الان که دارم مینویسم اینارو خودم تعجب میکنم چون من تا الان دلیل اون پسرفتمو نفهمیده بودم اینقدر واضح) کم کم نتایج کم و کمرنگ تر شد و کم کم اشتیاق من کمتر انگیزه کمتر طوریکه من یک ماه گیر این چک و لقد یودم تا دوباره برگردم…
به نام خدای هدایتگر ❤️
سلام به بهترین استاد دنیا و مریم عزیز که یه نمونه الگوی خوب از یک زن موفقه برام☺️
سلام به همه ی دوستان خوبم در مسیر تغییر روند زندگی🥰
الان تنها چیزی که به ذهنم اومد راجب تغییرات زندگیم شرایط حال حاضرم هست
استاد من پارسال تو یکی از بهترین آکواریوم فروشی های مشهد کار میکردم خب اوایل همه چی داشت خوب پیش میرفت و خوشحال بودم از اینکه برای اولین بار تو زندگیم به کسب درآمد رسیدم اما یک سال طول نکشید که خسته شدم و به تضادهای کوچیک بر خوردم و اینجا میتونم بگم جز دست سوم هستم و من با این تضادها تصمیم گرفتم دیگه اونجا کار نکنم با اینکه سفته داده بودم و قرار بود بعد از یه سری آموزش اونجا بمونم و چند سالی کار کنم
ولی خداروشکر وقتی تصمیم گرفتم دیگه دور اون محیط کار و شرایط کاری و خط بزنم همه شرایط عالی پیش رفت و من اومدم از اونجا بیرون یعنی همینکه از اونجا اومدم بیرون و قرار بود دیگه نرم به قدری خوشحال بودم که توی آسمون بودم و داشتم پرواز میکردم و عشق میکردم 😇🤩
این ماجرا دقیقا زمان عید نوروز ۱۴۰۰ بود و من تصمیم گرفتم با ماشین برم اسنپ بانوان ثبت کنم و کسب درآمد داشته باشم و بی حرکت نمونم خب خداروشکر الان تایم من آزاده و هر زمان بخوام میتونم کار کنم و درآمدم نسبت به اونجا خیلی بیشتر شده و شرایط الانم نمیگم عالیه و از نظر مالی هیچ مشکلی ندارم ولی از یه سال قبلم خیلی خیلی جلو ترم ولی من در کنار این کار تصمیم به آموزش گرفتم اونم توی رشته ی مورد علاقه م که شنا هست 🏊
الان هم کار میکنم و هم آموزش میبینم و دنبال پیشرفت تو کار مورد علاقه م هستم
اینجا دیگه من اجازه ندادم با تضادی رو به رو شم و قبل از اینکه قرار بشه شرایط کار الانم سخت بشه من قدم برداشتم تا بتونم با مهارت کسب کردن در آینده تو شنا کسب درآمد داشته باشم و از همه مهم تر به هدفم برسم
من در زمان انجام کار الانم به دنبال هدف اصلیم رفتم و اینجا میتونم بگم جز دسته چهارم هستم که قبل از اینکه بخواد اوضاع خیلی روم فشاره بیاره من حرکت کردم و آینده این شغل الانم و پیش بینی کردم و گفتم من با این کار نمیتونم پیشرفت کنم و باید در کنار کار الانم دنبال کسب مهارت باشم تا در آینده بتونم کار بهتر و درآمد بیشتر و تجربه کنم
و این چیزی بود که بهم الهام شد توی این کامنت بنویسم و اینجا ثبت کنم تا در آینده ببینم و بفهمم چه تغییری در چه زمانی کردم و چه نتیجه ای قراره بگیرم
الان با عشق دنبال هدفم هستم و از بی تحرکی متنفرم و دوست دارم برای خودم چالش های جدید درست کنم تا هر روز بتونم بهتر و موفق تراز قبل بشم 😍😍
استاد من شما رو تحسین میکنم واقعا شما بهترین الگو برای من هستین شما انقد ایمانتون به خدا قویه که چند بار توی وضعیت عالی بودین ولی گول اون شرایط و نخوردین و دوباره حرکت کردین به سمت جلو و خودتون وارد چالش های جدید کردین و ما داریم میبینیم که هر روز شرایط داره برای شما بهتر و بهتر میشه
خداروشکر که منم تونستم این قدم و بردارم و در آینده میام و از نتایجی که گرفتم براتون میگم 😊
به امید دیدار✋
سلام خسته نباشید خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته دوست داشتنی و تمام عزیزانی که این کامنت می خونن
این تضاد ها هستن که خواسته ها ما رو شکل میدن و تا تضادی نباشه رشدی نیست تضاد ها باعث میشن که ما بدونیم چی میخایم و کسانی که حل می کنن مسائل خودشون و فرار نمی کنند از مسائل پاداش های بزرگی میگیرن و هم خودشون رشد می کنن وهم باعت گسترش جهان هستی میشوند
من الان دارم دوره روانشانسی ثروت یک گوش میدم وجلسه 11 که در مورد تضاد ها هستش امروز اومدم وارد سایت بشم که کامنت بچه ها دوره روانشناسی رو بخونم که یه حسی بهم گفت بیام و نشانه امروز چک کنم ببینم چی هست وخداوند هدایت کرد به این فایل زیبا ارزشمند دقیقا موضوع جلسه 11 ثروت در مورد تضاد و تغییر .
من شغلم املاک هستش تقرییا 5 ساله املاک کار می کنم تو این 5 سال برای خیلی از افراد دفتر ها کار کردم ی زمانی شد که من واقعا خسته شدم از اینکه برای بقیه کار کنم این تضاد بود برای من چون معاملاتی که میزدم فقط 30 درصد از اون برای من بود و مابقی برای مدیر دفتر این تضاد باعث شد که من به فکر گرفتن مدارک پراونه کسب برای شروع کسب کار خودم باشم کلاس ها رو شرکت کردم مدارک گرفتم پروانه گرفتم اومدم دفتر املاک خودمو افتتاح کردم ولی چون باور های اشتباهی داشتم اومدم با دوستم شریک شدم در دفتر املاک و باهم شروع کردیم اون موقع تقریبا هیچی دوره از استاد گوش نمیدادم و فقط روی فایل های رایگان کار می کردم و همین ایده اینکه کسب کار خودمو شروع کنم هم از این فایل های رایگان به من الهام شد شروع کردیم به کار کردن در دفتر خودمون با شریک تقریبا بد از گذشت یک سال ( در این یک سال من واقعا روی خودم کار میکردم و فایل ها رو شب روز گوش میدادم ) متوجه شدم که نباید شریک باشم و باید مسئولیت تمام کار های خودمو ” خودم بر عهده بگیرم ن اینکه ی مقداری بدم بر عهده ی شریکم و اونم هم کاری نکنه و در اخر باز خودم مجبور باشم انجام بدم تصمیم گرفتم مستقل باشم و خودم برای خودم دفتر جدا داشته باشم و کار کنم جدا شدم از شریکم. اون اونجا موند و ی مدت کار کرد و بعد هم جم کرد دفتر کلا مشغول ی کار دیگه شد من بعد از جدا شدن از شریک تقریبا 10 روز داشتم دنبال دفتر میگشتم خداوند منو هدایت کرد به یکی از بهترین مناطق دفتر خوب واز همه مهمتر کرایه رهن خوب همه چی با شرایط من اوکی بود بدون اینکه اذیت بشم وقتی حرکت کنی وایمان داشته باشی به خداوند که پاسخ می دهد به خواسته های ما هدایت میشیم به بهترین مکان ها تقریبا یک سال نیم من دفتر خودم داشتم بسیار رشد خوبی هم داشتم ولی باز تضاد ها داشتان خودشون نشون میدادن کرایه ها خیلی رفت بالا و ی شرایط دیگه پیش اومد که باید تغییر میکردم ومن نشونه های تغییر دیدم قبلا از اینکه چک لقد بخورم از جهان شروع به تغییر کردم و دفتر خودمو جم کردم هدایت شدم به ی جای دیگه واونجا مشغول کار شدم بسیار فضا عالی بود وبسیار معاملات خوب با کمیسیون های بالا میگرفتم خیلی شرایط خوبه خداروشکر و همیشه از خودم می پرسم که چطور از این بهتر میشه پیشرفت رشد کرد
دوستتون دارم در پناه الله شاد سالم و ثروتمند باشید .
به نام خدای بزرگ ومهربان
سلام بر استاد عزیزم وخانم شایسته مهربان
تغییر کردن شهامت می خواهد وقتی که اوضاع برای ما خوبه دست به تغییر بزنیم قبل از اینکه دنیا بخواهد که به ما یادآوری کنه
من در زمینه روابط با تضادها ونشانه ها تغییر کردم البته بصورت تکاملی واوضاع را بهبود دادم وهنوز هم باید خیلی تو این زمینه کار کنم
من از نظر ذهنی ومعنوی هم تغییرات زیادی داشتم وخیلی از روابطم کمتر شده وجاهایی که قبلا می رفتم دیگه نمیرم ویا دربحثهای دیگران شرکت نمی کنم واز همه مهمتر ارتباطم با خدا خیلی بهتر ونزدیکتر شده
خداراشکر می کنم که مرا به این مسیر زیبا هدایت کرد و از استاد عزیزم هم سپاسگزارم که عاشقانه به ما این آگاهیهای ناب را هدیه می دهند.
روز 112،فصل چهارم روز شمار تحول زندگی من:
به نام خدای دگرگون کننده و مهربان.
من فکر میکنم جز گروه چهارم باشم
همون گروهی که خودشون برای خودشون تغییر چالش و هدف تعیین میکنن.
حداقل در این یکی دو سال اخیر که فقط با استاد عباسمنش ، سایت و این آگاهی ها بوده ام.
یک مهاجرت بین استانی و یک مهاجرت درون استانی داشتم
به خودم تعهد دادم که از همه لحاظ بهتر و بهتر شوم
علاوه بر شغل مربیگری
یه کار صبح تا بعذ ازظهر رو استخدام شدم
در واقع من از صفر دوباره همه چیز رو شروع کردم
دوستان جدید ، همکارای جدید ، خونه جدید ، هنرجویان جدید، مسیرهای جدید
و میدونم به نسبت اینکه رو خودم و باورهام دارم کار میکنم به مسیرها، جاها و شرایط بهتر و زیباتر هدایت میشم
من آماده ی هجرتم…
من تغییرات مثبت و عالی تر در تمام جنبه های زندگی
رو خریدارم
سلام به همه شما دوستای عزیزم
من قبلا بارها این کلیپ رو دیده بودم و دفعه قبل زمانی بود که انقد حال روحی بدی داشتم و هر وقت میرفتم جلو اینه گریه میکردم چون به شخصی کخ داخل اینه بود دلم میسوخت ولی کاری از دستم بر نمی اومد ،در شرایط فوق العاده بدی بودم و مدام از خدا میخواستم که منو از اون حالت و افسردگی نجات بده تا اینکه خدا هدایتم کرد به سمت این سایت و من شروع کردم کلی حالم خوبب شد و پر انرژی بودم تا ینکه بعد چندماع یکم دور شدم از سایت ولی به اون حال بد برنگشتم ولی بازم احساس میکردم اون حس و حال خوب رو ندارم ولی شرایطم عادی بود ولی خواستم که دوباره برگردم چون چیز های جدیدی میخواستم از خودم و زندگیم و باید براش تلاش میکردم و اولین قدم برای تلاش کردن این بود که احساسم عالی باشه برای همین تصمیم گرفتم دوباره به سمت سایت برگردم و از اول شروع کنم الان باز حالم عالی شده ولی تفاوت این باری که به سمت سایت اومدم با دفعه قبلش این بود که دفعه قبل با حال وحشتناک اومدم ولی الان با اینکه وضع عادی داشتم ولی بازم نخواستم مثل مردم عادی باشم من رویاهای دیگه ای دارم و نمیتونم روزاهامو به شکل عادی بگذرونم .
خداروشکر الان حالم عالیه و مطمئنم بهتر هم میشه .دوستتون دارم بهترینها
با سلام خدمت استاد عزیز .و خانوم شایسته.
استاد من چند مدت پیش که توی شهرستان زندگی میکردم و به شرایط عادت کرده بودم ولی متوجه نمی شدم که این شرایط هی داره بد تر میشع و بد تر میشع نشانه هاشو می دیدم ها .ولی نمیخواستم تغیر کنم چون من می ترسیدم. ولی یک روز که یه چک خیلی خیلی خوب از جهان خوردم و فهمیدم دارم میپزم توی آب. هر چیزی که بود رو گذاشتم و گفتم امروز باید بدم و امدم یه کلان شهر بزرگ و گفتم که میخام تغیر کنم اولش واقعا سخت بود از صب پنج بیدار شدن البته اینم بخاطر باور های غلط من بود تا شب 11 کار کردن و بعد آروم آروم زندگی به تغیر کردن افتاد و رفتم توی یک شرکت خوب که هم کارش عالی بود و هم ساعت کارش کلا هما چیزش آدم هایی که باهاشون کار میکردم عالی بودن .الان که این فایل رو دیدم و دقت کردم به این شرایط دیدم من دارم درجا میزنم و دروسته زندگی خوب ماشین. گوشی .درآمد عالی دارم .ولی اسن شرایط دیگه برای من پایدار شده .و تصمیم گرفتم که فردا برم و تسویه نامم رو امضا کنم و بیام خارج از کشور اونجا زندگی کنم دروسته این شرایط شاید تغیرش برام سخت باشه .ولی میدونم که هرچقدر زود تر این کارو بکنم پاداشش بهتره و خوب تره .
و درنورد سلامتیم بگم که من با این که میتونستم باشگاه رفتم خوبه آدم پیشرفت میکنه بدنش سالم تر میشه و شاداب تر میشه ولی نمی رفتم و ورزش نمی کردم شاید دلیلش این باشع که دروسته اندام ایده عالی نداشتم ولی راحت بودم با اون شرایط یه روز یه کسی بهم گفت که نمیخایی خودتو بسازی یه ورشی کن یه حرکتی بزن .یه ورزشی رو دنبال کن که علاقه داری بهش و اون الهام اون حرف منو انداخت توی ریل قطار و من شروع کردم الان به امید خدا 4 ساله هر روز ورزش میکنم و اندامم عالی شده حتی توی بد ترین شرایط ممکن که خیلی کم پیش میاد ورزش رو ادامه میدم و خدارو بی نهایت سپاس گذارم که .توی این مسیر موفقیت هستم و از شما سپاس گذارم بخاطر این که موقعیتی شد که بیام و این آگاهی هارو که میتونستم بنویسم و با بقیه به اشتراک بزارم .
خیلی دوستون دارم و عاشقانه میخام که توی مدت کم ببینتون از نزدیک و بغلتون کنم .
دوس دار شما یاسر ..
به نام رب العالمین
روز 112 ام روزشمار من
سلام بر استاد عزیزم
تجربه من در مورد این فایل اینه که هر وقت من از چیزی پر میشم تصمیم به تغییر میگیرم.
مثلا هر وقت در شرکتی کار کردم و در اونجا مطالبی برای یادگیری من وجود داشته من اونجا موندم ولی وقتی به ثبات رسیدم و دیگه چیزی برای پیشرفت من نداشته خیلی قشنگ با مدیرانم صحبت میکردم که من خسته شدم اگه شما پیشنهادی برای پیشرفت من دارید منو انتقال بدید اون قسمت اگر نه با اجازتون من از این شرکت میرم.
در چندین موارد جا بود و من به قسمت های دیگه مربوط به کارم انتقال پیدا میکردم و اونجا هم رشد میکردم.
اما در چند تا شرکت با توافق از اونجا میرفتم. یعنی من وقتی از جایی دیگه پر میشم حرکت میکنم.
مثل استاد که فرمودند که کسی میتونه ببخشه که از ثروت پر باشه . آدمی که هنوز خودش نداره اگه هم ببخشه از دلش نیست. و واقعا برای من هم همینطوره.
در ارتباط با هنر و نقاشی هم همینطورم مثلا آبرنگ را کار کردم سال های سال دیگه یه زمانی رسیدم که اون استاد چیزی نداشت به من اضافه کنه من حرکت کردم و تغییر کردم و رفتم تکنیک جدیدتری یاد گرفتم.
من یاد کتاب چه کسی پنیر مرا برداشته است افتادم. و چقدر با این موضوع ارتباط دارد. بعضی ها تا آخر اون پنیر را میخورن و حرکت نمیکنند و فکر میکنند این پنیر همیشه هست و یک جایی که دیگه پنیر تموم شده موش هم چاق و چله شده حالا باید حرکت کنه که خیلی خیلی سخت میشه.
در ارتباط با امور مالی من هنوز تا بحال بجایی نرسیدم که از لحاظ مالی پر پر باشم و تصمیم به تغییر بگیرم و نمیتونم در این ارتباط نظری بدم.
ولی من تغییرات را دوست دارم . در دکوراسیون خانه هم چیزی ثابت و کسل کننده میشه سریع مدل خونه را عوض میکنم با یه تغییر و جابجایی مثلا یک مبل به اونور یا برداشتن بعضی چیزها از جلوی چشم یا اضافه کردن یه چیز ساده کوچک کلی حال آدم عوض میشه. و یک تغییر کوچولو میتونه به نظر یه تغییر بزرگ بیاد.
و در ارتباط با بودن در این سایت هم من تغییرات مداومی داشته ام که همون مداومت روی تغییرات کوچک به نظرم حال و احساس خوبم نتیجه اش شده . و من خیلی خیلی خوشحالم از تغییرات خودم و حرکت به سمت جلو.
برای من دیگه دیگران مهم نیستند بلکه حال دل خودم مهمه و من مطمئنم وقتی احساس من خوبه حال دل من خوبه تاثیرش روی کل خانواده ام است.
خدایا شکرت بخاطر این مسیر سبز
سپاس استاد عزیز
سپاسگزارم دوستتون دارم
سلام استاد عزیزم
میخوام یه تجربه خودمو توی روابط درباره این موضوع بگم؛
من همیشه فکر میکردم باید خیلی تلاش کنم برای دوست و رفیقی ک دارم فکر میکردم تلاش زیاد یعنی ارتباط محکم تر و بهتر این طرز فکر من بود و همینطوری رفتار میکردم تا اینکه اولین چک و از کائنات خوردم! بدرفتاریای آدمی که بهترین دوستم میدونستمش! نادیده گرفتم دوباره تلاش کردم دوباره و دوباره تا در نهایت چک خیلی بدتری خوردم و فهمیدم این روش من اشتباهه نباید اینقد زیاد از خودم مایه بزارم و خودمو فدا کنم برای بقیه و خودمو فراموش کنم ، شروع کردم به تغییر دادن خودم ، خودم و الویت قرار دادم به ارزش خودم پی بردم روی عزت نفسم هرروز کار کردم و بازم کار میکنم و درسته اون لحظات خیلی ناراحت بودم اما الان خداروشکر میکنم که اون اتفاقا افتاد چون الان من از هرنظر پیشرفت کردم
زندگی یعنی هرلحظه دنبال پیشرفت و ارتقا خودمون باشیم