این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-20.gif8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2015-08-14 09:38:012024-06-08 20:59:00می خواهی جزو کدام گروه باشی؟
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد اول مورد مشابه خودم و پدرم رو میگم ،بعد سوالی که دارم رو میپرسم .
تو شروع بگم که فک کنم منم مثل شما باشم استاد ،
چون صحبت های که شنیدم ازتون خیلی شبیه زندگی من بوده
حس میکردم که دارم حرف های یه کسی مثل خودم رو گوش میدم .
قبل از خراب شدن اوضاع به فکر تغییرم ( البته این خودش یه باور منفی توش هست که ما باور داریم اوضاع خراب میشه )
برای خودم داخل کارهای مختلفی وارد شدم ،داخل هر کدوم که میرفتم میدیدم که به درد من نمیخوره یا آینده نداره،(البته اینجا یه نکته هست که تو سوالم که میپرسم داخلش هست )
تا این که رسیدم به صنایع دستی و گفتم من تو این کار میمونم و پول میسازم
(البته نمیدونم علاقه دارم یا نه )البته دوست دارم که یه اثری خلق کنم ،
کار به جایی کشید، استادی که باهاش کار میکردیم پول نمیداد و ما اومدیم بیرون از اونجا
ولی گفتیم که برای خودمون کار رو شروع میکنیم و یه کارگاه زدیم ،اما اوضاع خوب نبود
تو کار لنگ بودیم تا این که به فکر تغییر افتادم و چند تا ایده داخل کارم دادم و خدا روشکر دارم موفق تر میشم (البته از وقتی که باور هام رو درست کردم )
،
اما موضوع پدرم فرق میکنه
پدرم تو حدود ۳۰ سالی که داره کاسبی میکنه ،
چند بار تغییر داشته
ولی آخرین تغییری که میکنه خیلی خوب بوده براش ، و کسب رو کارش رونق گرفت تا جایی که مثل گفته خودتون دست توی کارش زیاد میشه و البته اینم میدونم که باور های منفیش هم باعث شده اوضاع بد بشه ،
تا جایی رسید که به جای فکر کردن برای تغییر اوضاع با همون کار سر کرد و الان تو داره میکنه و شرایطش کاسبیش خیلی سخت تر شده ،و الان به فکر تغییره که هنوز همت نکرده عوض کنه ،
حالا بریم سراغ سوال
طبق صحبت هایی که شنیدم از شما ،
شما گفتین هر شغلی فرصت پولسازی داره و باید باور هاتون رو درست کنید،
من خیلی شغل عوض کردم و تغییر دادم
تا به اون چیزی که دلخواه منه برسم ،
و توی هر کاری که رفتم به دلیل کمبود و آینده و عدم علاقه و از دست حرف ها میزدم بیرون ،
ولی
وقتی درس های شما رو خوندم فهمیدم که باور هام مشکل داشته
و از طرفی داخل سایت در مورد نداشتن هدف خوندم که تجربه کردن چیز جدید و طی کردن مسیر برای بدست آوردن هدایت و هدف مهمه ،
الان من موندم اگر فرصت برای پولسازی هست چرا تغییر کنیم ؟
شما میگید تغییر ینی چی ؟
شغل رو عوض کنیم یا روش رو ؟
(البته خود شما شغل عوض کردید، که منم خیلی شغل عوض کردم )
الان ما باید چیکار کنیم ,شغل رو عوض کنیم یا روش رو ؟
بریم داخل یه مسیر جدید و یه کار جدید رو بدست بیاریم ؟
ینی دوباره از اول شروع کنیم؟
یا مثلاً در کاری که هستیم ،سود و بهره کار رو ببریم و تغییرش بدیم یا بزاریمش کنار ؟
سلام به همگی اولین تضاد من که موجب تغییر شد تضاد در روابط بود وای چه شب های که با گریه میخوابیدم چه روزهای سختی که گذروندم چه چیز هایی که تو دلم موند چه وقت های که خجالت میکشیدم ولی فقط با تغییر خودم زندگیم بهشت شد ولی تو این موقعیت جز افراد گروه دوم بودم که خیلی چک و لگد خوردم .اصلاتغییر من با تغییر باور هام با توکل و تسلیم بودن در برابر پروردگارم من به جایی رسیدم که چند روز پیش با همسرم صحبت میکردیم گفتیم اصلا ما با هم دعوامون نشده یک سال و خورده هست زندگی مون سراسر عشق محبت اعتماد آزادی همیار هم بودن هم راز بودن و همسر هم بودن گذشته از وقتی با سایت آشنا شدم و تغییر کردم چنان بهشتی ساختم برای خودم که اصلا فکر نمیکنم که بهشت دیگری هم وجود داشته باشه
الهی شکر الهی شکر الهی شکر
مورد بعدی که میخوام مثال بزنم حذف شدم واقعا
من تو روابط با دوستام خیلی جلب توجه نیاز داشتم خیلی دروغ میگفتم و همین مورد باعث شد من اصلا دوستی نداشته باشم همشون من ترک کردند و به قولی دنیا من حذف کرد از دایره دوستی اونا همشون با هم کافه میرن عروسی میروند خونه هم دیگه قرار میذارن خرید میرن ولی من حتی یک دونه دوست ندارم ولی خیلی تو این یک سال رو خودم کار کردم دیگه جلب توجه ندارم دیگه دروغ نمیگم و نتیجه اش هم دیدم و خودم راحت تر شدم و از خدا خواستم دوستی سر راهم قرار بده که همفرکانس باشیم و به موفقیت یک دیگه کمک کنیم .
مورد بعدی هم در مورد اوضاع مالی هست که با اینکه یک خونه خیلی خوب دارم تو حسابم شوهرم همیشه پول میریزه ولی دنبال شغل هستم الان که همه چیز خوبه باید تغییر کنم هم در این مورد هم مهاجرت که بسیار بسیار به هردوش فک میکنم و سعی میکنم در فرکانسشون قرار بگیرم خونه های اون شهر نگاه میکنم تصویر سازی میکنم شکر گذاری میکنم از قانون فراوانی کمک میگیرم و من عاشق مهاجرت به اون شهر مورد علاقه ام هستم حتی با گوگل مپ و نشان و این چیزا تمام خیابان هاشو یاد گرفتم .
در مورد شغلم هم خیلی بهش نزدیک شدم الهی شکر .
همسرم موافقت کرد همسری که حتی نمیشد جلوش اسم کار کردن آورد الان خیلی مشتاق شده میگه من مثل همیشه پول بهت میدم ولی اگه خودت دوست داری موردی نداره .چقدر این باور ها و تغییر باور ها به من کمک کرده همسرم اصلا یکی دیگه شده الهی شکر الهی شکر
و این نتیجه تغییر های خودمه من تو روابط با همه نتیجه دیدم سلامتی که اووووووووف اصلا نمیدونم دو ساله حتی یه سرماخوردگی ساده هم نگرفتم نه بابا دوسال چیه چهار ساله حتی من کرونا که همه میگفتن خطرناکه نگرفتم با وجودی که همسرم مریض شد و من پرستاری کردم ازش ولی خودم خداشکر طوری نشد .نمیدونم چرا بقیه اینقدر مریض میشن خداشکر دنیا پر از سلامتی فراوانی و عشق و ثروته دیگه جای برای بیماری وجود نداره .ولی فقط الان باگ اصلیم همین درآمد هست که درآمدمون خداشکر خیلی عالی تر شده الهی شکر ولی من دنبال تغییر هستم و باید شغل خودم داشته باشم
من خودم باید تصمیم به تغییر بگیرم خودم باید تصمیم قاطع بگیرم که میخوام تغییر کنم و وقتی تصمیم گرفتم باید تعهد داشته باشم به مسیرم و ادامه بدم و عملگرا باشم فقط فایلارو گوش ندم فقط کامنت نذارم مطالبی که گفته میشه روببینم چطور میتونم تو زندگیم اجراش کنم
من خودم جزو گروهی هستم که تا مجبور به تغییر نشم تغییر نمیکنم
ولی الان دارم روی عزت نفسم کار میکنم و حسم بهم میگه کار کردن مداوم روی عزت نفس خیلی نتایج بزرگ به همراه داره و ی جورایی توی قلبم مطمعنم که نتایج فوق العاده به همراه داره
فقط باید برم توی دل ترساهام و از ترسهای کوچیک شروع کنم کم کم تا برم تو دل ترسای بزرگترم اگه تکاملی پیش برم خیلی فشار روم نمیاد و اذیت نمیشم مثل مثال غورباقه ای که استاد زدن اونقدر اروم و رون تغییر میکنیم که متوجه نمیشیم فقط باید ادامه داد
ممنون از این سوال که باعث میشود انسان نگاهی به گذشته داشته باشد و متوجه تغییرات بزرگی که داشته وآن تغییرات سبب تغییر زندگی او شده بشود.
من با این که 12 سال بیش ندارم اما زندگی پر از ماجرا داشته ام!
و خدا رو شکر از تمام این ماجرا ها رضایت کامل دارم و در زندگیم همیشه انتخاب های درستی داشته ام ، چون پشتکار خوبی داشته ام و آن پدرم بود که دکتر و روانشناس هستش
من در زندگیم برنامه ریزی را از پدرم اموختم اما هیچ وقت به آن عمل نمیکردم و یکسری اتفاقات جال مانند نگاهی به اجتماع که هر کس و در هر سنی در حال تلاش است من را تشویق کرد!
و من کار ها و برنامه های روزانه ام را به صورت حرفه ای پیگیری کردم!
با این که چیز خاصی نبود اما خواستم در این دوره شرکت کرده باشم!
و یک سوال دیگه استاد در مورد صبر هستش که ما چقدر زمان لازمه تا به اون موفقیت برسیم همانطور که گفتم من دوساله کارمو شروع کردم و درامد خوبی هم دارم اما برای موفقیت بیشتر باید صبر کنم و یا اینکه هر زمان که ما احساس تغییر کردیم تغییر کنیم و یا کلا کلمه صبر در موفقیت چه جایگاهی داره و همچنین تاثیر صبر در روند موفقیت و امشب که در کلیپتون شنیدم 8 سال در بندر عباس بودین منو خیلی تحت تاثیر قرار داد.
سللام افرین بر شما من نظرات شمارو دوست دارم و خودم هم با کمال قدرت در حالت تغییر به چا هستم ولی نه با دچار جو شدن خلاصه من هم دوست ندارم در تله ها بمانم و در جا نخواهم ماند بدون انکه تحت فشار مچبور به تغییر بشوم من در زمان های لازم در خود تحول ایجاد کرده ام من هم مثل شما از شاگرد زرگری شروع کرده ام و با تغییرات به موقع دارای زندگی بسیار خوبی با 4 فرزند دکتر هستم وهمه فامیل غبطه مارو میخورند بیش از مزاحم نمیشم زیرا شما کارهای مهمتری دارید ارزوی موفقیت برایتان دارم عصارزادگان دبیر بلزنشته اصفهان فعلا هم در سن 64 سالگی مشغول کار هستم با اینکه محتاج هم نیستم ولی برای الگو بودن که هرکس بازنشسته میشه دیگه بره توی خونه بشینه و با خانمش در گیر بشه خدا نگهدار
بى نظیر
سلام ،
استاد اول مورد مشابه خودم و پدرم رو میگم ،بعد سوالی که دارم رو میپرسم .
تو شروع بگم که فک کنم منم مثل شما باشم استاد ،
چون صحبت های که شنیدم ازتون خیلی شبیه زندگی من بوده
حس میکردم که دارم حرف های یه کسی مثل خودم رو گوش میدم .
قبل از خراب شدن اوضاع به فکر تغییرم ( البته این خودش یه باور منفی توش هست که ما باور داریم اوضاع خراب میشه )
برای خودم داخل کارهای مختلفی وارد شدم ،داخل هر کدوم که میرفتم میدیدم که به درد من نمیخوره یا آینده نداره،(البته اینجا یه نکته هست که تو سوالم که میپرسم داخلش هست )
تا این که رسیدم به صنایع دستی و گفتم من تو این کار میمونم و پول میسازم
(البته نمیدونم علاقه دارم یا نه )البته دوست دارم که یه اثری خلق کنم ،
کار به جایی کشید، استادی که باهاش کار میکردیم پول نمیداد و ما اومدیم بیرون از اونجا
ولی گفتیم که برای خودمون کار رو شروع میکنیم و یه کارگاه زدیم ،اما اوضاع خوب نبود
تو کار لنگ بودیم تا این که به فکر تغییر افتادم و چند تا ایده داخل کارم دادم و خدا روشکر دارم موفق تر میشم (البته از وقتی که باور هام رو درست کردم )
،
اما موضوع پدرم فرق میکنه
پدرم تو حدود ۳۰ سالی که داره کاسبی میکنه ،
چند بار تغییر داشته
ولی آخرین تغییری که میکنه خیلی خوب بوده براش ، و کسب رو کارش رونق گرفت تا جایی که مثل گفته خودتون دست توی کارش زیاد میشه و البته اینم میدونم که باور های منفیش هم باعث شده اوضاع بد بشه ،
تا جایی رسید که به جای فکر کردن برای تغییر اوضاع با همون کار سر کرد و الان تو داره میکنه و شرایطش کاسبیش خیلی سخت تر شده ،و الان به فکر تغییره که هنوز همت نکرده عوض کنه ،
حالا بریم سراغ سوال
طبق صحبت هایی که شنیدم از شما ،
شما گفتین هر شغلی فرصت پولسازی داره و باید باور هاتون رو درست کنید،
من خیلی شغل عوض کردم و تغییر دادم
تا به اون چیزی که دلخواه منه برسم ،
و توی هر کاری که رفتم به دلیل کمبود و آینده و عدم علاقه و از دست حرف ها میزدم بیرون ،
ولی
وقتی درس های شما رو خوندم فهمیدم که باور هام مشکل داشته
و از طرفی داخل سایت در مورد نداشتن هدف خوندم که تجربه کردن چیز جدید و طی کردن مسیر برای بدست آوردن هدایت و هدف مهمه ،
الان من موندم اگر فرصت برای پولسازی هست چرا تغییر کنیم ؟
شما میگید تغییر ینی چی ؟
شغل رو عوض کنیم یا روش رو ؟
(البته خود شما شغل عوض کردید، که منم خیلی شغل عوض کردم )
الان ما باید چیکار کنیم ,شغل رو عوض کنیم یا روش رو ؟
بریم داخل یه مسیر جدید و یه کار جدید رو بدست بیاریم ؟
ینی دوباره از اول شروع کنیم؟
یا مثلاً در کاری که هستیم ،سود و بهره کار رو ببریم و تغییرش بدیم یا بزاریمش کنار ؟
به نام خدای مهربان
روز 112سفرنامه زیبا
سلام به همگی اولین تضاد من که موجب تغییر شد تضاد در روابط بود وای چه شب های که با گریه میخوابیدم چه روزهای سختی که گذروندم چه چیز هایی که تو دلم موند چه وقت های که خجالت میکشیدم ولی فقط با تغییر خودم زندگیم بهشت شد ولی تو این موقعیت جز افراد گروه دوم بودم که خیلی چک و لگد خوردم .اصلاتغییر من با تغییر باور هام با توکل و تسلیم بودن در برابر پروردگارم من به جایی رسیدم که چند روز پیش با همسرم صحبت میکردیم گفتیم اصلا ما با هم دعوامون نشده یک سال و خورده هست زندگی مون سراسر عشق محبت اعتماد آزادی همیار هم بودن هم راز بودن و همسر هم بودن گذشته از وقتی با سایت آشنا شدم و تغییر کردم چنان بهشتی ساختم برای خودم که اصلا فکر نمیکنم که بهشت دیگری هم وجود داشته باشه
الهی شکر الهی شکر الهی شکر
مورد بعدی که میخوام مثال بزنم حذف شدم واقعا
من تو روابط با دوستام خیلی جلب توجه نیاز داشتم خیلی دروغ میگفتم و همین مورد باعث شد من اصلا دوستی نداشته باشم همشون من ترک کردند و به قولی دنیا من حذف کرد از دایره دوستی اونا همشون با هم کافه میرن عروسی میروند خونه هم دیگه قرار میذارن خرید میرن ولی من حتی یک دونه دوست ندارم ولی خیلی تو این یک سال رو خودم کار کردم دیگه جلب توجه ندارم دیگه دروغ نمیگم و نتیجه اش هم دیدم و خودم راحت تر شدم و از خدا خواستم دوستی سر راهم قرار بده که همفرکانس باشیم و به موفقیت یک دیگه کمک کنیم .
مورد بعدی هم در مورد اوضاع مالی هست که با اینکه یک خونه خیلی خوب دارم تو حسابم شوهرم همیشه پول میریزه ولی دنبال شغل هستم الان که همه چیز خوبه باید تغییر کنم هم در این مورد هم مهاجرت که بسیار بسیار به هردوش فک میکنم و سعی میکنم در فرکانسشون قرار بگیرم خونه های اون شهر نگاه میکنم تصویر سازی میکنم شکر گذاری میکنم از قانون فراوانی کمک میگیرم و من عاشق مهاجرت به اون شهر مورد علاقه ام هستم حتی با گوگل مپ و نشان و این چیزا تمام خیابان هاشو یاد گرفتم .
در مورد شغلم هم خیلی بهش نزدیک شدم الهی شکر .
همسرم موافقت کرد همسری که حتی نمیشد جلوش اسم کار کردن آورد الان خیلی مشتاق شده میگه من مثل همیشه پول بهت میدم ولی اگه خودت دوست داری موردی نداره .چقدر این باور ها و تغییر باور ها به من کمک کرده همسرم اصلا یکی دیگه شده الهی شکر الهی شکر
و این نتیجه تغییر های خودمه من تو روابط با همه نتیجه دیدم سلامتی که اووووووووف اصلا نمیدونم دو ساله حتی یه سرماخوردگی ساده هم نگرفتم نه بابا دوسال چیه چهار ساله حتی من کرونا که همه میگفتن خطرناکه نگرفتم با وجودی که همسرم مریض شد و من پرستاری کردم ازش ولی خودم خداشکر طوری نشد .نمیدونم چرا بقیه اینقدر مریض میشن خداشکر دنیا پر از سلامتی فراوانی و عشق و ثروته دیگه جای برای بیماری وجود نداره .ولی فقط الان باگ اصلیم همین درآمد هست که درآمدمون خداشکر خیلی عالی تر شده الهی شکر ولی من دنبال تغییر هستم و باید شغل خودم داشته باشم
الهی شکر
دوستتون دارم
برم سراغ کامنت های دوستان
یا حق
سلام بر خداوندگیم
که اینقدر زیبا وقتی ازش سوال میکنم جوابم رو میدهد
سپاس از وجود چنین انسانی که الان در مسیر یکتا پرستی قرار گرفته ام کمی درکش میکنم چه پیامی دارد
این نشانه امروزم بود برای سوالی که داشتم و چقدر واضح جواب گرفتم
سپاس استاد والا مقام
وسپاس خداوند والامقامها
به نام خدای وهاب
تعهد206
من خودم باید تصمیم به تغییر بگیرم خودم باید تصمیم قاطع بگیرم که میخوام تغییر کنم و وقتی تصمیم گرفتم باید تعهد داشته باشم به مسیرم و ادامه بدم و عملگرا باشم فقط فایلارو گوش ندم فقط کامنت نذارم مطالبی که گفته میشه روببینم چطور میتونم تو زندگیم اجراش کنم
من خودم جزو گروهی هستم که تا مجبور به تغییر نشم تغییر نمیکنم
ولی الان دارم روی عزت نفسم کار میکنم و حسم بهم میگه کار کردن مداوم روی عزت نفس خیلی نتایج بزرگ به همراه داره و ی جورایی توی قلبم مطمعنم که نتایج فوق العاده به همراه داره
فقط باید برم توی دل ترساهام و از ترسهای کوچیک شروع کنم کم کم تا برم تو دل ترسای بزرگترم اگه تکاملی پیش برم خیلی فشار روم نمیاد و اذیت نمیشم مثل مثال غورباقه ای که استاد زدن اونقدر اروم و رون تغییر میکنیم که متوجه نمیشیم فقط باید ادامه داد
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
salam manam az hame shoma dostan sepasgozaram
با سلام
ممنون از این سوال که باعث میشود انسان نگاهی به گذشته داشته باشد و متوجه تغییرات بزرگی که داشته وآن تغییرات سبب تغییر زندگی او شده بشود.
من با این که 12 سال بیش ندارم اما زندگی پر از ماجرا داشته ام!
و خدا رو شکر از تمام این ماجرا ها رضایت کامل دارم و در زندگیم همیشه انتخاب های درستی داشته ام ، چون پشتکار خوبی داشته ام و آن پدرم بود که دکتر و روانشناس هستش
من در زندگیم برنامه ریزی را از پدرم اموختم اما هیچ وقت به آن عمل نمیکردم و یکسری اتفاقات جال مانند نگاهی به اجتماع که هر کس و در هر سنی در حال تلاش است من را تشویق کرد!
و من کار ها و برنامه های روزانه ام را به صورت حرفه ای پیگیری کردم!
با این که چیز خاصی نبود اما خواستم در این دوره شرکت کرده باشم!
اقای عباس منش من شمارو اسباب خدا میدونم که به وسیله شما زندگیم تغییر کنه…
توبه و ترک گناه باعث شد در مدار درستی که شما میگفتید قرار بگیرم..
ببخشید سرتونو درد اوردم
رضا 23 ساله
دوست دارم نظر استاد درباره ی نقش گناه در تغییر مدار انسان از خوشبختی بدبختی رو بشنوم.
بنظر نقش پر رنگی داره.
و یک سوال دیگه استاد در مورد صبر هستش که ما چقدر زمان لازمه تا به اون موفقیت برسیم همانطور که گفتم من دوساله کارمو شروع کردم و درامد خوبی هم دارم اما برای موفقیت بیشتر باید صبر کنم و یا اینکه هر زمان که ما احساس تغییر کردیم تغییر کنیم و یا کلا کلمه صبر در موفقیت چه جایگاهی داره و همچنین تاثیر صبر در روند موفقیت و امشب که در کلیپتون شنیدم 8 سال در بندر عباس بودین منو خیلی تحت تاثیر قرار داد.
با تشکر
سللام افرین بر شما من نظرات شمارو دوست دارم و خودم هم با کمال قدرت در حالت تغییر به چا هستم ولی نه با دچار جو شدن خلاصه من هم دوست ندارم در تله ها بمانم و در جا نخواهم ماند بدون انکه تحت فشار مچبور به تغییر بشوم من در زمان های لازم در خود تحول ایجاد کرده ام من هم مثل شما از شاگرد زرگری شروع کرده ام و با تغییرات به موقع دارای زندگی بسیار خوبی با 4 فرزند دکتر هستم وهمه فامیل غبطه مارو میخورند بیش از مزاحم نمیشم زیرا شما کارهای مهمتری دارید ارزوی موفقیت برایتان دارم عصارزادگان دبیر بلزنشته اصفهان فعلا هم در سن 64 سالگی مشغول کار هستم با اینکه محتاج هم نیستم ولی برای الگو بودن که هرکس بازنشسته میشه دیگه بره توی خونه بشینه و با خانمش در گیر بشه خدا نگهدار