اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام ب دوستای هم فرکانسی یه سوال داشتم ک این فایل خیلی مناسب با شرایط من روی سایت قرار گرفته شد من 2 سال پیش با همسرم مهاجرت کردم و الان بعد 2 سال همسرم میخواد برگرده و من هم چنان خوشحالم از این که مهاجرت کردم و حتی یک درصد دوست ندارم برگردم از طرفی دوست دارم زندگیمو حفظ کنم ولی تاکیید میکنم دوست ندارم برگردم چون حس میکنم بی ایمانی برگشت من و باور نداشتن ب خداست و من از مهاجرتم راضی هستم ولی برگشت همسرم باعث میشه من شروع یه زندگی پر تلاطم رو داشته باشم و ترس های زیادی دارم نمیدونم چی کار کنم از طرفی یه مدت تلاش کردم تا برگرده ولی میگه من دیگه نمیام و الان 2 ماهه تنها زندگی میکنم دوست دارم دوستای هم مسیرم مرا راهنمایی کنند با توجه ب قانون خداوند چه راهی مناسب تره؟ممنونم
خدایا متشکرم ازت که صبحم را با یاد تو و حس وجود تو در درونم شروع کردم و به محض اینکه چشمانم را باز کردم دستانم را دست تو قرار دادم و عجزم و ناتوانی ام را درمقابل تو اقرار کردم و گفتم اگر لحظه ای مرا به حال خودم رهام کنی بی راهه میروم ممنونم ازت به خاطر قطره ای از این آگاهی هایی که در وجودم گذاشتی تا تو را هر لحظه حس میکنم خدایا سپاسگزارم که در درگاه تو فقیرم و هر خیری که از تو برسه بهش محتاجم سپاسگزارم
خدایا سپاسگزارم که قدم بعدی ام را برداشتم و تمرین ستاره قطبی ام را مثل هر روز انجام دادم خدایا سپاسکزارم که یاری ام کردی تا فرکانس های خوبم را به سمتت ارسال کنم بیشتر بپذیرم و باور کنم که همه چیز دارم خودم خلق میکنم و نوشتم آنچه دوست دارم در زندگی ام رخ بدهد خدایا سپاسگزارم که پریدم تو بغل ات وتو هم همیشه در آغوشم میکشی
خدایا سپاسکزارم ازت به خاطر این قدمی که در ساختن باورهای توحیدی ام بر میدارم و امرپز هم قدم دیگری برای نزدیک تر شدن به خودت برداشتم نوشتم و خواندم و ضبط کردم و کوش کردم همه جیز تحت کنترل تو هست و همه چیز را مدیریت میکنی سپاسکزارم ازت
خدایا سپاسگزارم به خاطر موتوری که دارم و کارام باهاش انجام میدم و حسم درونم خوبه همه چیز خدا رو شکر سپاسگزارم
خدایا سپاسکزارم مه یه عالمه نشانه و ایده بهم الهام کردی در مسیر علاقه ام و به وضوح درک میکردم با گوشت و پوست و استخونم خدایا سپاسکزارم و ممنونم
خدایا سپاسگزارم به خاطر صبحانه خوبی که خوردم و لذت بردم خدایا سپاسکزارم به خاطر هم سفره ای که برام فرستادی مهمان فوق العاده ای داشتم و از وجودش لذت بردم سپاسگزارم
خدایا سپاسگزارم به خاطر تمام دستانی که امرپز برایم فرستادی تا کارام به بهترین و آسان ترین روش ها انجام شودخدایا اعتبار تمام این اتفاقات زنذگی ام به خودت میرسد خدایا سپاسگزارم ازت سپاسگزاری کردم از بندگانت و بهشون عشق دادم ممنونم ازت
خدایا سپاسگزارم که امروز هم بهم فرصت نفس کشیدن زندگی کردن و تجربه کردن خودم شناخت خودم شناخت خودت درک بهترین قوانین الهی ات که برجهان است خدایا سپاسکزارم و ممنونم
خدایا سپاسگزارم که روی خودم بهتر و بیشتر کار کردم و نتایجش را هم دارم میبینم سپاسگزارم که هر نشانه از عمل به قوانین و کارکردش در زندگی ام میبینم ازت سپاسگزاری میکنم و یاد اور میشوم به خودم که این نتیجه قانون است و چقدر ذهنم باور پذیر تر میشود و با ایمان بیشتر و بهتر ادامه میدهم با یقین و اعتماد و باور بهتر و بیشتر مسیر راست و درست را پیش میروم با تو سپاسکزارم و ممنونم
خدایا سپاسکزارم به خاطر وجود تمام دوستانم در این مسیر در این سایت استاد عزیزم بانو شایسته مهربان و تمام هدایت هایت و نشانه هایت که به سمتم هر لحظه ارسال میکنی خدایا سپاسکزارم
خدایا سپاسکزارم به خاطر واضح تر شدن مسیر علاقه ام کارم و هدایت کردن خودت به آن سمت ممنونم و سپاسگزارم ودوستت دارم
خدایا سپاسکزارم به خاطر بازی اسنوکری که داشتم به خاطر لذت بردن وبرد شیرین امروزم که نتیجه کنترل ذهنم بود و قانون تو سر سوزنی خطا نمیکنه سپاسکزارم که خیالم راحته بالت قوانین و مسیر زندگی ام دوستت دارم و ممنونم
سپاسکزارم به خاط شام لذت بخشی که با خودت خوردم و باهم لذت بردیم سپاسکزارم و ممنونم به خاطر فراوانی و نعمت و رزق و روزی که وارد زندگی ام میکنی خدایا سپاسکزارم بابت همه چیز عاشقتم و ممنونم
هدایا سپاسکزارم که نشانه های هدایت امروزم را دیدم و چقدر لذت بردم وحالم و حسم بهتر شده بود وجقدر نشانه بهم دادی برای درست بودن درخواست هایم و پاسخ میدهی به درخواست های من سپاسکزارم که کامنت زیبایی گذاشتم و لذت بردم ممنونم وسپاسکزارم بابت همه جیز. دوستدارم و ممنونم ازت
خدایا هزاران بار سپاسگزارم ممنونم ازت عاشقتم و دوستت دارم
براتون بهترین ها رو آرزو میکنم چون لیاقتش رو دارید
شاد و موفق و پیروز و سلامت و ثروت مند و خوشبخت و با ایمان باشید
چقدر در مورد من صدق میکرد و تازه متوجه شدم که اصلا این شخصیت رو ندارم و حتی در مورد جابجایی از یک محل به محل دیگه مقاومت دارم …
ولی همیشه من و همسرم فکر میکردیم که چقدر مهاجرت خوبه و واسه ما مناسبه ولی با صبحت های عالی و خردمندانه که صدتا مشاور مهاجرت بالاتره ، متوجه شدم لااقل فعلا ایده خوبی نیست مهاجرت کنیم تا وقتی که به مواردی که گفتید نزدیک بشیم و شخصیت مون رو تغییر بدیم
واقعا لذت بردم و خیلی دوست دارم این فایل رو بارها و بارها ببینم
فرم انتقالیم را به هدایت الله از روی نشانه روزانهام، پر کردم برای شهر تهران.
البته نجواهای ذهنی و وسوسههای شیطان در کنارش هست.
تنهایی توی تهران، جا را چه کار میکنی؟
وسایل خونه نداری، چیکار میکنی؟؟
مسیرهای طولانی توی تهران، ترافیک ، مسیر بین کار و منزل را چیکار میکنی؟؟
هر بار با خواندن کامنتهای دوستان و یادآوری بچههای عباس منشی که مهاجرت کردهاند، آرام میگیرم.
من روحیه تنوع طلبی مکانی و آشنایی با فرهنگ و آداب و رسوم مختلف مردم را دارم و بسیار اهل سفر هستم.
از نوجوانیم دوست داشتم همسر یک نظامی بشوم و با هر ماموریت کاری همسرم، از این استان به آن استان بروم و از این شهر به آن شهر.
(در شهر ما یک پایگاه نیروی هوایی ارتش هست و من در دوران دبیرستان همکلاسیهایی از سراسر ایران داشتم که به خاطر شغل پدرشان به شهر ما آمده بودند.
همیشه حسرتشان را میخوردم! وقتی از خاطراتشان از سکونت در شهرهای مختلف ایران میگفتند از همدان و تبریز و بوشهر و شهرهایی که پایگاه نیروی هوایی ارتش داشت.)
من سالها پیش که دانشجو بودم حدود 12 سال پیش , مهاجرت کردم، البته با آن افکار و باورهایی که داشتم شرایط سختی را گذراندم و بعد اوضاع خیلی عالی شد برایم.
(در همین مهاجرت به دلیل مستاجر بودن و خوابگاه دانشجویی و مسائل و مشکلات آن, من به فکر خرید خانه افتادم و یک آپارتمان خریدم.)
کلی دوستان و همکاران موفق و ثروتمند و با افکار بسیار بلند پروازانه پیدا کردم و سفر خارج از کشور رفتم.
از لحاظ علمی هم خیلی پیشرفت کردم و هم از لحاظ کاریم.
به علت ترسی که از کودکی داشتم(ترس از تنهایی خوابیدن در خانه در شب)
نتوانستم در آن شهر بزرگ و پیشرفته زندگی کنم.
اوقاتی را که تنها بودم تا صبح بیدار میماندم و خیلی وقتها هم باجهای زیادی دادم به دوستانم که شبها پیشم بمانند.
برگشتم به خانه خودمان در میان سیل سرزنشها و سرکوفتها (که چه حماقتی کردی مینو،. این کاری که تو کردی هیچ انسان…. نمیکند و فراوان از این حرف و حدیثها)
اما خوب، تعداد معدودی از افراد مثل خانوادهام از ترس من آگاه بودند و من سکوت میکردم.
تا اینکه سال 99 در دوران پندمیک با استاد آشنا شدم و تا دو سال پیش که دوره عزت نفس را خریدم و پا روی ترسهایم گذاشتم و به تنهایی سفر رفتم و سوئیت اجاره کردم و توی هتل تنهایی خوابیدم.
الان آمادگی کامل برای مهاجرت دارم ،من وابستگی ندارم به خانوادهام.
با شر ایط خودم را وفق میدهم ، البته روزهای اول غر هم میزنم .
بسیار مشتاق به تغییر و علاقمند به دیدن و زندگی کردن در جای جدید و محیط جدید هستم.
اما خوب وسوسههای شیطانی هم هست مدام به من میگوید اول خانهات را در تهران ردیف کن بعد برو.
کامنت خانم سعیده شهریاری را درست در زمانی خواندم که نجواهای ذهنی از چپ و راست میآمد (خانم سعیده شهریاری نوشته بوداستاد من پامو کرده بودم توی یک کفش که حتما قبل اینکه برم کیش باید اونجا خونه رو بگیرم !!!!)
نجوای دیگر اینکه حالا تو که یک قاشق چایخوری هم نداری وسیله منزل را چه میکنی؟؟
و من مرتب میگویم خدایی که برای استاد عباس منش در تهران یک خانه مبله ی مجانی توسط شاگرد استاد آماده کرد و خدایی که یک خانه مبله با قیمت پایین برای آقای عطار روشن آماده کرد مرا هم به یک خانه مبله هدایت میکند.
یک نشانه دیگر اینکه:, آپارتمانی را که با دوستم شراکتی خریده بودیم و بعد از حدود دو سال که قصد فروش آن را داشتیم و هر بار به مشکل بر میخوردیم!! چند روز پیش معامله کردیم (همان روزی که اولین جلسه ثروت 1 را گوش کردم از بنگاه زنگ زدند و مشتری آمد و چند روز بعد معامله کردیم.)
و الان در حسابم یک میلیارد تومان دارم.
اما باز هم نجواهای شیطانی هست که چطوری میخواهی مواظب خودت باشی؟؟ چطور میخواهی از خودت محافظت کنی؟؟! تهران شهر بزرگی است !!
و من باز هم به خدا توکل میکنم و میگویم خدایی که سالها پیش در دوران دانشجویی مواظبم بود, الان هم حافظ و نگهبان من است.
دیروز که این فایل استاد روی سایت آمد با خودم عهد کردم که 0 تا 100 این مهاجرت را به خدا بسپارم و طبق نقشه خدا پیش بروم.
از خدا میخواهم خودش محل کارم را انتخاب کند.
از خدا میخواهم خودش یک خانه امن و راحت در یک منطقه خوب برایم آماده کند که پیاده بروم سر کار و برگردم.
خودم را با تمام وجودم به او میسپارم و از خدا میخواهم که دوستان و همکاران مثبت اندیش و ثروتمند با افکار عالی را سر راهم بگذارد.
هرچند در دعاهایم مرتب به خدا میگویم خدایا دوست ندارم حتی یک روز خانه معلم یا پانسیون بروم یا منزل دوست یا آشنا.
خدایا قبل از رفتنم یا همزمان با رفتنم یا همان روز اولی که رفتم مرا به یک آپارتمان هدایت کن.
و میدانم که این خلاف قانون است که به خدا دستور بدهم که چه کار کند!!
از خود خدا میخواهم که این اضطراب و استرس را از من دور کند و آرامش را به من بدهد که این روزهای باقیمانده تا اعلام نتایج انتقالی را به آسودگی بگذرانم.
دلم بسیار روشن است که با انتقالیم موافقت میشود و من تمام افکار و تجسماتم فقط و فقط زندگی در محیط جدید و در شهر جدید است.
بسیار مشتاقم که دستهای قدرتمند خداوند را در این مهاجرت با تمام وجودم ببینم و لمس کنم و مرحله به مرحلهاش را در سایت توحیدی عباس منش بنویسم
تا هم ایمان خودم محکمتر شودو هم رد پایی باشد برای آیندهام .
و هم انگیزهای برای تمام اعضایی که میخواهند مهاجرت کنند از منطقهای که هستند به یک منطقه بالاتر.
چند وقتی بود ب مهاجرت فکر میکردم جوری ک دنبالش بودم و از کسانی ک مهاجرت کرده بودن جویای احوال شدم، حتی برای کسب اطلاعات ب آژانس سر بزنم ،
با اینکه دختری هستم مستقل بدون وابستگی ب خانواده ،حتی چند سالی مدام مسافرت میرم ب شهر یا روستاهای ک خودمو ب چالش بکشم
خیلی راحت سفر میکنم ،خیلی با طبیعت ساز کار میشم اما بازم باید رو خودم کار کنم
میخوام تنهایی بدون کسی ب سفر برم و خودمو بشناسم ببینم واقعا تو این شرایط ب چ شکل ی میتونم برخورد کنم و از خدا هدایت میخوام ک کمکم کنه
استاد من وابستگی ب خانواده ندارم ولی پدر و مادرم هنوز یه جاهایی نمیزارن تنها باشم ،میدونم ک بازم باید رو ی ذهن و افکارم کار کنم و در زمان خودش خدا منو هدایت میکنه ،پس ب امید زمان مناسب
بنام الله هدایتگر و اجابتگر ، دانا و توانای جهان هستی
خدایا هر آنچه دارم از آن توست و از تو به من رسیده ، شکرت
درود بر استاد عشق و توحید و مریم بانوی نازنین
و همه دوستای هم مدارم
صبح زود از یک جمعه ی قشنگ و آخر هفته ، صدای پرنده ها از پنجره اتاقم و شکرگزاری هر روز من از بودن در این سایت الهی و آگاهی های بی نظیرش ، خدایا شکرت برای در مدار بودنم با این آگاهی ها و هفته فوق العاده ای که گذروندم و الهی شکر کلی همزمانی های قشنگ واسم رقم خورد که میخواستم و با آدم های فوق العاده هم فرکانس شدم .
چند روز پیش روی این فایل کامنت گذاشتم ولی ارسال نشد و پاک شد ، از اونجایی که دیگه این روزها آروم تر و رهاتر شدم ، خیر دونستم و امروز دوباره گفتم صبح ام و که با خوندن کامنت ها شروع کردم مثل همیشه ، خودم هم رد پایی بزارم ،
اگر قبل از عضویت ام تو سایت بود مفهوم مهاجرت واسم غریبه بود و اصلا بهش فکر نکرده بودم بطور جدی ، ولی با دیدن استاد و سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت این آرزو و خواسته در من شکل گرفته و رفته تو تابلو دریم بوردم .
آیا من مناسب برای مهاجرت هستم یا خیر ؟
میدونم با رشد و بهبودی که این سالها روی شخصیت ام و رفتار و عادات ام ایجاد کردم بله هستم .
هدف از مهاجرت ام ، خروج از منطقه امن و یکنواختی و روزمرگی هام و تجربه جدید از دنیای اطرافم و دیدن همه آدم ها و مکانهای جدید و دوست دارم ، آزادی در زندگی و خروج از محدودیت های محیط اطرافم و میپسندم و دلم میخواد به قول دوستانم همونطور که این سالها با بودن در سایت از درون و شخصیتم مهاجرت کردم ، رفتار و عادات و کردار و باورهام و عوض کردم ، از بیرون و محیط اطرافم هم مهاجرت داشته باشم به جهان بزرگتر و تجربه های لذت بخش تر و زیباتری داشته باشم .
به مسافرت و دیدن محیط های جدید خیلی علاقه دارم ، داخل ایران تا جایی که تونستم سفر کردم، این چند ماهه اخیر هم با اینکه برنامه برای مسافرت داخلی و خارجی داشتم ، ولی شرایط مهیا نشد ، میدونم در زمان ومکان مناسب سفرهای زیبا رو اینبار با آگاهی های بیشتری تجربه میکنم .
وابستگی عاطفی به اطرافیان و خانواده و دوستانم ندارم و صلح و آرامشی با خودموخدای درونم دارم .
تا جایی که بتونم با شرایط جدید خودم ووفق میدم و از مریم شایسته نازنین یاد گرفتم دختر انعطاف پذیر و هماهنک با تغییرات اطرافم ، با جهان بیرون و اتفاقاتش باشم حتی در شرایط تضاد، جدیدا هم بعد چند سال محیط کارم و که از خیلی جنبه ها کامل و عالی بود ، عوض کردم .
استاد شما برامون الگو هستید در همه جنبه های زندگی و همین بحث مهاجرت ، بیصبرانه منتظر ادامه این فایل و آزمون مهاجرت هستیم .
ازشما آموختم ک همه چیز در جهان در حال تکامل هستن در مسیر خودشون درحال حرکت هستن از انسانها وتمام موجودات گرفته
دراین روزمرگی ها ک همه دنبال حاشیه ها هستن وهررروز این حاشیه ها پررنگتر میشه برای جامعه ومردم ما واین جمع واین دوستان واین سایت توحیدی درمسیر تکامل وپیشرفت وخودشناسی هستیم
هرروز یک رشد بیشتر درتمام جنبه ها هرروز چالش برانگیزتر وبزرگتر میشویم
خدایا شکرت ک من را ب این مسیر هدایت کردی وقلب من را برای شنیدن این آگاهیها باز کردی وب من لطف کردی وب یادم آوردی ک من ب عنوان خالق ب این دنیا فرستادی
استاد عزیزم درمورد مبحث مهاجرت
آخه شما از کجا میدونستید من چندروز همچین فکری دارم؟؟؟؟ههههههه
چندروز بود خیلی خودمو درگیر این موضوع کرده بودم
اره درگیر!!!!!
حالم خوب نبود احساس بدی داشتم
حوصله همسر وفرزندانم رو نداشتم
همین فرزندی ک با قانون بدستش آوردم یک پسرزیبا وتپلی وناز
خدای من دخترم بهم میگف دوست دارم برعکس گذشته جوابش نمیدادم ومیگفتم عوضش منو امروز اذیت کردی
واون میگف مامان چطور تو وقتی میگی ببخشید من راحت میبخشمت !!!!
واین نشان دهنده اینکه من حالم خوب نیست ونجوا دارم بود ..
تمام نجواها درمورد مهاجرت بود چندین نشانه برای تغییر محل زندگیمان آمد
ویک بنده خدایی ک دست خداوند بود وب همسرم گف برای وسیله ی من جا درست کنید توی خونتون من کرایه خونه شمارو کامل حساب میکنم
ما گیردادیم ب این نشونه وازش نگذشتیم
ما توی خونمون جا نداشتیم وهمسرم اون شخص رو ب خانه آورد وگف ک نه توی این خونتون جاش نمیشه مگر اینکه خونتون رو عوض کنید
انگار خداوند میخاست امتحانمون کنه آقا این دست منه ازاین دست نشد از دست دیگری بهتون میرسونم نگران نباشید ونچسبید بهش
دقیقا نشانه روز من درباره رها کردن بود
هرچقدر همسرم دنبال خونه رفت پیدا نکرد
والبته بحث من باهمسرم
یعنی من خیلی وقته باهمسرم بحث جدی ندارم شاید 2ساله خیلی تغییر کردیم باهم اما توی ذهنم بحث دارم باهاش
که اره من از خوزستان بلندشدم اومدم مشهد مهاجرت وازدواج کردم
من از مشهد ب شیراز مهاجرت کردم
واستاد من اصلا ب پدر مادر برادر وابسته نبودم ونیستم
دلیلشم نمیدونم چیه من با اکثر خانمها تفاوت دارم
وحتی خیلیا بهم گفتن تو چ دختری هستی از جنوب ب شمال اومدی و3سال یبار خونه پدرت میری واونا همیشه جفت پدرمادرشونن ومن تعجب میکنم میگم یعنی اینقد من کار بزرگی کردم ونمیدونستم!!!
خلاصه من توی ذهنم واخرش زبانی ب همسرم گفتم تو حاضر نیستی محل زندگیت عوض کنی چطور توقع داری خدا برات درهارو باز کنه یک کار خوب یک خونه خوب میخای ؟!
همسرم خیلی تلاش کرد این منطقه ای ک ماهستیم خونه پیدا کنه منطقه ما جفت منطقه خانوادشه وحتی مغازه ای ک دنبالش بود توی محل خانوادش بود
من تعجب میکردم
وهمش بهم ریخته بودم
از خودم سوال میکردم آخه چرا این آدم همش دنبال اینه ک آقا نزدیک باشه
منظورش از نزدیک چیه
ب خانوادش
ب دوستاش
ب محله ای ک توش ب دنیا آمده
وبزرگ شده
وازدواج کرده
وبچه دار شده
چرا خب؟؟؟؟!!!
واخرش نجوا گف بابا همه ی مردها ب زور از خانوادشون جدا میشن ویک خانه جدا میگیرن از خانه پدرشون چ برسه ب مهاجرت
چون پدر من همینجور بود مادرم از شیراز مهاجرت کرد ب خرمشهر وازدواج کرد اما پدرم 30سال آنجا زندگی کرد وحاضر نشد بره شیراز شهر خانمش ک مادر من هست
چون شهر بهتریه حداقل !
چندروز ب خداوند گفتم خدایا کمکم کن کنترل ذهنم رو از دست داده بودم وافکارم آشوب بود
همش میگف همسرت اونی نیس ک تو میخای نباید باهاش ادامه بدی
این جلوی پرواز تورو میگیره
اما هدایت شدم ب فایلهای روزشمار وگفتم متعهد میشم حسابی تمام فایلهارو دنبال کنم فعلا نمیخام دوره ها رو کار کنم
والان ک این فایلو گذاشتید چقد ب جا بود چ همفرکانسی خدای مهربونم شکرت
از جاییکه من ب همسرم و فرزندانم وابسته هستم این وابستگی رو تو وجود همسرم جوری میبینم ک خودش نمیبینه ومیگه من ب خانوادم وابسته نیستم هرجا خدا منو فرستاد اما اعمالش چیز دیگه ای رو میگه همش دنبال کار وخونه تو همین منطقس وخب من تو دفترم نوشتم خدایا منو جای دور ببر ..
وخب طبیعیه ک همسرم اینجا تواین منطقه ن مغازه پیدا کرد ن خونه وگف فعلا امسال تواین خونه میشینیم ومغازه بیرون از این محل میگیرم واون نشانه دوستش ک گف وسیله ای میخات بذاره خونمون آخرش نشد بدلیل اینکه همسرم قبول نکرد تغییر محل بده واینجا خونه بزرگتر برامون پیدانشد
ومن کلا سعی کردم از فاز این موضوع بیام بیرون ومنکه درخواستم رو ب جهان فرستادم وخداوند ک فراموش نمیکنه رها میشم ازش هروقت هدایت شدم سمتش بااین همسر بدون این همسر من محل زندگیمو تغییر میدم چون من مشهدم ویک روز ارزوم بود مشهد باشم دوسش دارم فقط منطقه زندگیم ک خوب هست وازش راضیم رو دلم میخاست ومیخات تغییر بدم برم جای بهتر.
انگیزه ای ک دارم برای تغییر مکان زندگیم
اینکه وارد چالش جدید وبزرگتر میشم
چیزهای جدید یاد میگیرم واعتماد بنفسم بیشتر میشه
جای بهتری رو میبینم وجدیدتری رو تجربه میکنم
با افراد جدیدتری وبهتری آشنا میشم
بچه هام محل بهتری بزرگ میشن ومدرسه میرن واینجاش خیلی مهمه از افراد ناخاسته دور میشم ب کل
استاد عزیزم با هر سری فایلهایی ک میذارید مسئله ای از زندگیم حل میشه ب خدا
با فایلهای الگوهای تکرار شونده
فایلهای توحیدی
فایلهای درآمد خودرا سه برابر کنید
چ شرایطی را دارید تحمل میکنید
از همشون نتیجه گرفتم وچقدر خودم رو شناختم
من چ باورهایی دارم چقد حل کردم وچقدر اوضاع بهترشد
ودرمورد مهاجرت باتوکل ب خدا توی این سری فایلهای مهاجرت ک قراره بذارید میخام باورم رو تغییر بدم ک میدونم ایراد از من هست
1-وابستگی ب همسرم 2-وضعیت مالیم رو باید خیلی بهتر کنم 3_باورای توحیدیم رو تقویت کنم ک برگی بدون اذن خدا بر زمین نمیفته اگر من بخام هیچکس نمیتونه منو از رسیدن ب خاستم دور کنه.
همونجور ک بچه خاستم وهمسرم نمیخاست وشد برای من شد..
همونجور ک خاستم ارتباطاتم رو تصحیح کنم وهمسرم نخاست وشد..
همونجور ک مدرسه ای ک خاستم دخترم رو ثبت نام کنم وهمسرم نخاست وشد..
مسافرت خاستم برم وهمسرم نخاست وبازهم معجزه آسا رفتم بدون بلیط سوار شدم همه تعجب کردن مردم چمدونای من رو کول کردن وجاشون روبهم دادن من مانده بودم اشک میریختم ..
خیلی چیزها هست که همش ب نفع من وباب دلم رخ داده ومیده
باتوکل ب خدا ادامه میدهم
استاد مرسی عاشقتم میام واز نتایج جدیدم مینویسم قول میدم ب خودم ب خدایم وب شما
چه موضوع جالب و خوبی رو استاد جان برای تهیه ی فایلتون انتخاب کردین.
ممنونم ازتون.
گاهی که به مهاجرت فکر میکنم با خودم میگم واقعا من آدم این هستم که مهاجرت کنم؟
بعد به خودم که نگاه میکنم میبینم شرایط خوبی رو اینجا دارم و اینجا کاملا خوشبختم.
تازه دوست دارم برای خودم بیزینسم رو شروع کنم.
البته گوش دادن به صحبت های شما باعث میشه موضوعاتی رو که بهش اشاره میکنید ببینم آیا جز ترمزهای من برای مهاجرت هست یا نه؟
استاد جان من خیلی مسافرت رفتن رو دوست دارم ، یه نقشه از کل جهان رو روی دیوار اتاقم زدم و دوست دارم همه ی کشورها رو برم مسافرت و ببینم.
فقط دوست دارم کشورهای مختلف برای مسافرت برم.
البته استاد قبل اینکه روی خودم کار کنم و از شرایط اطرافم ناراضی بودم ، فکر میکردم اگه دنیای بیرون از من تغییر کنه من شرایطم گل و بلبل میشه به همین خاطر خیلی دوست داشتم مهاجرت کنم.
اما از وقتی که با شما و آموزش های شما آشنا شدم و دارم روی خودم کار میکنم و دارم توی دنیای درون خودم سرمایه گزاری میکنم و در مسیر آگاهی و رشد هستم دیگه به دنبال جایی از اطراف بیرونم نیستم که حال من رو خوب کنه.
و چه جمله ی خوبی بود اونجایی که همه چیزش عالی و پرفکت بهشت خداوند.
همیشه دوست داشتم بدونم افرادی که مهاجرت کردن چه افکار و باوری داشتن چه ویژگی داشتن
چطوری و از کجا شروع کردن .
خداراشکر میکنم که تواین سایت بی نظیر هستم و میتونم از اگاهی های استاد عزیز استفاده کنم.
استاد همه ویژگی که برای مهاجرت نیازه رو من دارم
خیلی خیلی به مسافرت بدونه از قبل تایین شده علاقه دارم و دوستددارم توی طبیعت باشم و زیبایی هارو ببینم ادمهارو ببینم شهر ها و روستا هارو ببینم و کلا زیبایی ها دنیا رو ببینم و لذت ببرم.
چقدر عاشق کمپکردن و شب خوابیدن تو طبیعت هستم و صبح زود با صدای پرندها و چهچه بلبلا بیدار بشم و توی اون طبیعت پر از درخت و چمن و سبزه و قدم بزنم برم کنار رودخانه و فقط شکر گذار خداوند باشم به خاطر این همه نعمت و زیبایی خداوند .
در مورد مهاجرت خیلی دوست دارم حرکت کنم و و برم دنیای بیرون از کشور رو ببینم و خیلی راحت خودمو با شرایط میتونم تطبیق بدم.
خداراشکر که این یه نشونه هست برای من تا اگاهی بیشتری داشته باشم برای مهاجرت.
خیلی خیلی ازتون تشکر میکنم که اون تجربه ای که دارید رو بهمون میگید تا ما هم استفاده کنیم
سلام ب دوستای هم فرکانسی یه سوال داشتم ک این فایل خیلی مناسب با شرایط من روی سایت قرار گرفته شد من 2 سال پیش با همسرم مهاجرت کردم و الان بعد 2 سال همسرم میخواد برگرده و من هم چنان خوشحالم از این که مهاجرت کردم و حتی یک درصد دوست ندارم برگردم از طرفی دوست دارم زندگیمو حفظ کنم ولی تاکیید میکنم دوست ندارم برگردم چون حس میکنم بی ایمانی برگشت من و باور نداشتن ب خداست و من از مهاجرتم راضی هستم ولی برگشت همسرم باعث میشه من شروع یه زندگی پر تلاطم رو داشته باشم و ترس های زیادی دارم نمیدونم چی کار کنم از طرفی یه مدت تلاش کردم تا برگرده ولی میگه من دیگه نمیام و الان 2 ماهه تنها زندگی میکنم دوست دارم دوستای هم مسیرم مرا راهنمایی کنند با توجه ب قانون خداوند چه راهی مناسب تره؟ممنونم
به نام خدا که به شدت کافیست
به شرط پاکی دل و پرهیز از معامله با شیطان
سپاسگزاری امروز
خدایا متشکرم ازت که صبحم را با یاد تو و حس وجود تو در درونم شروع کردم و به محض اینکه چشمانم را باز کردم دستانم را دست تو قرار دادم و عجزم و ناتوانی ام را درمقابل تو اقرار کردم و گفتم اگر لحظه ای مرا به حال خودم رهام کنی بی راهه میروم ممنونم ازت به خاطر قطره ای از این آگاهی هایی که در وجودم گذاشتی تا تو را هر لحظه حس میکنم خدایا سپاسگزارم که در درگاه تو فقیرم و هر خیری که از تو برسه بهش محتاجم سپاسگزارم
خدایا سپاسگزارم که قدم بعدی ام را برداشتم و تمرین ستاره قطبی ام را مثل هر روز انجام دادم خدایا سپاسکزارم که یاری ام کردی تا فرکانس های خوبم را به سمتت ارسال کنم بیشتر بپذیرم و باور کنم که همه چیز دارم خودم خلق میکنم و نوشتم آنچه دوست دارم در زندگی ام رخ بدهد خدایا سپاسگزارم که پریدم تو بغل ات وتو هم همیشه در آغوشم میکشی
خدایا سپاسکزارم ازت به خاطر این قدمی که در ساختن باورهای توحیدی ام بر میدارم و امرپز هم قدم دیگری برای نزدیک تر شدن به خودت برداشتم نوشتم و خواندم و ضبط کردم و کوش کردم همه جیز تحت کنترل تو هست و همه چیز را مدیریت میکنی سپاسکزارم ازت
خدایا سپاسگزارم به خاطر موتوری که دارم و کارام باهاش انجام میدم و حسم درونم خوبه همه چیز خدا رو شکر سپاسگزارم
خدایا سپاسکزارم مه یه عالمه نشانه و ایده بهم الهام کردی در مسیر علاقه ام و به وضوح درک میکردم با گوشت و پوست و استخونم خدایا سپاسکزارم و ممنونم
خدایا سپاسگزارم به خاطر صبحانه خوبی که خوردم و لذت بردم خدایا سپاسکزارم به خاطر هم سفره ای که برام فرستادی مهمان فوق العاده ای داشتم و از وجودش لذت بردم سپاسگزارم
خدایا سپاسگزارم به خاطر تمام دستانی که امرپز برایم فرستادی تا کارام به بهترین و آسان ترین روش ها انجام شودخدایا اعتبار تمام این اتفاقات زنذگی ام به خودت میرسد خدایا سپاسگزارم ازت سپاسگزاری کردم از بندگانت و بهشون عشق دادم ممنونم ازت
خدایا سپاسگزارم که امروز هم بهم فرصت نفس کشیدن زندگی کردن و تجربه کردن خودم شناخت خودم شناخت خودت درک بهترین قوانین الهی ات که برجهان است خدایا سپاسکزارم و ممنونم
خدایا سپاسگزارم که روی خودم بهتر و بیشتر کار کردم و نتایجش را هم دارم میبینم سپاسگزارم که هر نشانه از عمل به قوانین و کارکردش در زندگی ام میبینم ازت سپاسگزاری میکنم و یاد اور میشوم به خودم که این نتیجه قانون است و چقدر ذهنم باور پذیر تر میشود و با ایمان بیشتر و بهتر ادامه میدهم با یقین و اعتماد و باور بهتر و بیشتر مسیر راست و درست را پیش میروم با تو سپاسکزارم و ممنونم
خدایا سپاسکزارم به خاطر وجود تمام دوستانم در این مسیر در این سایت استاد عزیزم بانو شایسته مهربان و تمام هدایت هایت و نشانه هایت که به سمتم هر لحظه ارسال میکنی خدایا سپاسکزارم
خدایا سپاسکزارم به خاطر واضح تر شدن مسیر علاقه ام کارم و هدایت کردن خودت به آن سمت ممنونم و سپاسگزارم ودوستت دارم
خدایا سپاسکزارم به خاطر بازی اسنوکری که داشتم به خاطر لذت بردن وبرد شیرین امروزم که نتیجه کنترل ذهنم بود و قانون تو سر سوزنی خطا نمیکنه سپاسکزارم که خیالم راحته بالت قوانین و مسیر زندگی ام دوستت دارم و ممنونم
سپاسکزارم به خاط شام لذت بخشی که با خودت خوردم و باهم لذت بردیم سپاسکزارم و ممنونم به خاطر فراوانی و نعمت و رزق و روزی که وارد زندگی ام میکنی خدایا سپاسکزارم بابت همه چیز عاشقتم و ممنونم
هدایا سپاسکزارم که نشانه های هدایت امروزم را دیدم و چقدر لذت بردم وحالم و حسم بهتر شده بود وجقدر نشانه بهم دادی برای درست بودن درخواست هایم و پاسخ میدهی به درخواست های من سپاسکزارم که کامنت زیبایی گذاشتم و لذت بردم ممنونم وسپاسکزارم بابت همه جیز. دوستدارم و ممنونم ازت
خدایا هزاران بار سپاسگزارم ممنونم ازت عاشقتم و دوستت دارم
براتون بهترین ها رو آرزو میکنم چون لیاقتش رو دارید
شاد و موفق و پیروز و سلامت و ثروت مند و خوشبخت و با ایمان باشید
عاشقتونم و ممنونم سپاسکزارم
یا حق
سلام استاد
چقدر صحبت های خوبی بود و چقدر راه گشا ،
چقدر در مورد من صدق میکرد و تازه متوجه شدم که اصلا این شخصیت رو ندارم و حتی در مورد جابجایی از یک محل به محل دیگه مقاومت دارم …
ولی همیشه من و همسرم فکر میکردیم که چقدر مهاجرت خوبه و واسه ما مناسبه ولی با صبحت های عالی و خردمندانه که صدتا مشاور مهاجرت بالاتره ، متوجه شدم لااقل فعلا ایده خوبی نیست مهاجرت کنیم تا وقتی که به مواردی که گفتید نزدیک بشیم و شخصیت مون رو تغییر بدیم
واقعا لذت بردم و خیلی دوست دارم این فایل رو بارها و بارها ببینم
ممنونم از این آگاهی های ناب
سلام بر استاد عباس منش و خانم شایسته عزیز
سلام بر همه دوستان در این سایت توحیدی
چندین هفته است که ذهنم درگیر مهاجرت است.
فرم انتقالیم را به هدایت الله از روی نشانه روزانهام، پر کردم برای شهر تهران.
البته نجواهای ذهنی و وسوسههای شیطان در کنارش هست.
تنهایی توی تهران، جا را چه کار میکنی؟
وسایل خونه نداری، چیکار میکنی؟؟
مسیرهای طولانی توی تهران، ترافیک ، مسیر بین کار و منزل را چیکار میکنی؟؟
هر بار با خواندن کامنتهای دوستان و یادآوری بچههای عباس منشی که مهاجرت کردهاند، آرام میگیرم.
من روحیه تنوع طلبی مکانی و آشنایی با فرهنگ و آداب و رسوم مختلف مردم را دارم و بسیار اهل سفر هستم.
از نوجوانیم دوست داشتم همسر یک نظامی بشوم و با هر ماموریت کاری همسرم، از این استان به آن استان بروم و از این شهر به آن شهر.
(در شهر ما یک پایگاه نیروی هوایی ارتش هست و من در دوران دبیرستان همکلاسیهایی از سراسر ایران داشتم که به خاطر شغل پدرشان به شهر ما آمده بودند.
همیشه حسرتشان را میخوردم! وقتی از خاطراتشان از سکونت در شهرهای مختلف ایران میگفتند از همدان و تبریز و بوشهر و شهرهایی که پایگاه نیروی هوایی ارتش داشت.)
من سالها پیش که دانشجو بودم حدود 12 سال پیش , مهاجرت کردم، البته با آن افکار و باورهایی که داشتم شرایط سختی را گذراندم و بعد اوضاع خیلی عالی شد برایم.
(در همین مهاجرت به دلیل مستاجر بودن و خوابگاه دانشجویی و مسائل و مشکلات آن, من به فکر خرید خانه افتادم و یک آپارتمان خریدم.)
کلی دوستان و همکاران موفق و ثروتمند و با افکار بسیار بلند پروازانه پیدا کردم و سفر خارج از کشور رفتم.
از لحاظ علمی هم خیلی پیشرفت کردم و هم از لحاظ کاریم.
به علت ترسی که از کودکی داشتم(ترس از تنهایی خوابیدن در خانه در شب)
نتوانستم در آن شهر بزرگ و پیشرفته زندگی کنم.
اوقاتی را که تنها بودم تا صبح بیدار میماندم و خیلی وقتها هم باجهای زیادی دادم به دوستانم که شبها پیشم بمانند.
برگشتم به خانه خودمان در میان سیل سرزنشها و سرکوفتها (که چه حماقتی کردی مینو،. این کاری که تو کردی هیچ انسان…. نمیکند و فراوان از این حرف و حدیثها)
اما خوب، تعداد معدودی از افراد مثل خانوادهام از ترس من آگاه بودند و من سکوت میکردم.
تا اینکه سال 99 در دوران پندمیک با استاد آشنا شدم و تا دو سال پیش که دوره عزت نفس را خریدم و پا روی ترسهایم گذاشتم و به تنهایی سفر رفتم و سوئیت اجاره کردم و توی هتل تنهایی خوابیدم.
الان آمادگی کامل برای مهاجرت دارم ،من وابستگی ندارم به خانوادهام.
با شر ایط خودم را وفق میدهم ، البته روزهای اول غر هم میزنم .
بسیار مشتاق به تغییر و علاقمند به دیدن و زندگی کردن در جای جدید و محیط جدید هستم.
اما خوب وسوسههای شیطانی هم هست مدام به من میگوید اول خانهات را در تهران ردیف کن بعد برو.
کامنت خانم سعیده شهریاری را درست در زمانی خواندم که نجواهای ذهنی از چپ و راست میآمد (خانم سعیده شهریاری نوشته بود استاد من پامو کرده بودم توی یک کفش که حتما قبل اینکه برم کیش باید اونجا خونه رو بگیرم !!!! )
نجوای دیگر اینکه حالا تو که یک قاشق چایخوری هم نداری وسیله منزل را چه میکنی؟؟
و من مرتب میگویم خدایی که برای استاد عباس منش در تهران یک خانه مبله ی مجانی توسط شاگرد استاد آماده کرد و خدایی که یک خانه مبله با قیمت پایین برای آقای عطار روشن آماده کرد مرا هم به یک خانه مبله هدایت میکند.
یک نشانه دیگر اینکه:, آپارتمانی را که با دوستم شراکتی خریده بودیم و بعد از حدود دو سال که قصد فروش آن را داشتیم و هر بار به مشکل بر میخوردیم!! چند روز پیش معامله کردیم (همان روزی که اولین جلسه ثروت 1 را گوش کردم از بنگاه زنگ زدند و مشتری آمد و چند روز بعد معامله کردیم.)
و الان در حسابم یک میلیارد تومان دارم.
اما باز هم نجواهای شیطانی هست که چطوری میخواهی مواظب خودت باشی؟؟ چطور میخواهی از خودت محافظت کنی؟؟! تهران شهر بزرگی است !!
و من باز هم به خدا توکل میکنم و میگویم خدایی که سالها پیش در دوران دانشجویی مواظبم بود, الان هم حافظ و نگهبان من است.
دیروز که این فایل استاد روی سایت آمد با خودم عهد کردم که 0 تا 100 این مهاجرت را به خدا بسپارم و طبق نقشه خدا پیش بروم.
از خدا میخواهم خودش محل کارم را انتخاب کند.
از خدا میخواهم خودش یک خانه امن و راحت در یک منطقه خوب برایم آماده کند که پیاده بروم سر کار و برگردم.
خودم را با تمام وجودم به او میسپارم و از خدا میخواهم که دوستان و همکاران مثبت اندیش و ثروتمند با افکار عالی را سر راهم بگذارد.
هرچند در دعاهایم مرتب به خدا میگویم خدایا دوست ندارم حتی یک روز خانه معلم یا پانسیون بروم یا منزل دوست یا آشنا.
خدایا قبل از رفتنم یا همزمان با رفتنم یا همان روز اولی که رفتم مرا به یک آپارتمان هدایت کن.
و میدانم که این خلاف قانون است که به خدا دستور بدهم که چه کار کند!!
از خود خدا میخواهم که این اضطراب و استرس را از من دور کند و آرامش را به من بدهد که این روزهای باقیمانده تا اعلام نتایج انتقالی را به آسودگی بگذرانم.
دلم بسیار روشن است که با انتقالیم موافقت میشود و من تمام افکار و تجسماتم فقط و فقط زندگی در محیط جدید و در شهر جدید است.
بسیار مشتاقم که دستهای قدرتمند خداوند را در این مهاجرت با تمام وجودم ببینم و لمس کنم و مرحله به مرحلهاش را در سایت توحیدی عباس منش بنویسم
تا هم ایمان خودم محکمتر شودو هم رد پایی باشد برای آیندهام .
و هم انگیزهای برای تمام اعضایی که میخواهند مهاجرت کنند از منطقهای که هستند به یک منطقه بالاتر.
سهشنبه 19 تیرماه 1403
ب نام خدای مهربان
چند وقتی بود ب مهاجرت فکر میکردم جوری ک دنبالش بودم و از کسانی ک مهاجرت کرده بودن جویای احوال شدم، حتی برای کسب اطلاعات ب آژانس سر بزنم ،
با اینکه دختری هستم مستقل بدون وابستگی ب خانواده ،حتی چند سالی مدام مسافرت میرم ب شهر یا روستاهای ک خودمو ب چالش بکشم
خیلی راحت سفر میکنم ،خیلی با طبیعت ساز کار میشم اما بازم باید رو خودم کار کنم
میخوام تنهایی بدون کسی ب سفر برم و خودمو بشناسم ببینم واقعا تو این شرایط ب چ شکل ی میتونم برخورد کنم و از خدا هدایت میخوام ک کمکم کنه
استاد من وابستگی ب خانواده ندارم ولی پدر و مادرم هنوز یه جاهایی نمیزارن تنها باشم ،میدونم ک بازم باید رو ی ذهن و افکارم کار کنم و در زمان خودش خدا منو هدایت میکنه ،پس ب امید زمان مناسب
حالا یا مکان و شهر دیگه یا مهاجرت و کشور دیگه
استاد بابت فایل زیباتون ممنون
از همه دوستان تشکر
و در آخر سپاس خدای فراوانی ها .…..
بنام الله هدایتگر و اجابتگر ، دانا و توانای جهان هستی
خدایا هر آنچه دارم از آن توست و از تو به من رسیده ، شکرت
درود بر استاد عشق و توحید و مریم بانوی نازنین
و همه دوستای هم مدارم
صبح زود از یک جمعه ی قشنگ و آخر هفته ، صدای پرنده ها از پنجره اتاقم و شکرگزاری هر روز من از بودن در این سایت الهی و آگاهی های بی نظیرش ، خدایا شکرت برای در مدار بودنم با این آگاهی ها و هفته فوق العاده ای که گذروندم و الهی شکر کلی همزمانی های قشنگ واسم رقم خورد که میخواستم و با آدم های فوق العاده هم فرکانس شدم .
چند روز پیش روی این فایل کامنت گذاشتم ولی ارسال نشد و پاک شد ، از اونجایی که دیگه این روزها آروم تر و رهاتر شدم ، خیر دونستم و امروز دوباره گفتم صبح ام و که با خوندن کامنت ها شروع کردم مثل همیشه ، خودم هم رد پایی بزارم ،
اگر قبل از عضویت ام تو سایت بود مفهوم مهاجرت واسم غریبه بود و اصلا بهش فکر نکرده بودم بطور جدی ، ولی با دیدن استاد و سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت این آرزو و خواسته در من شکل گرفته و رفته تو تابلو دریم بوردم .
آیا من مناسب برای مهاجرت هستم یا خیر ؟
میدونم با رشد و بهبودی که این سالها روی شخصیت ام و رفتار و عادات ام ایجاد کردم بله هستم .
هدف از مهاجرت ام ، خروج از منطقه امن و یکنواختی و روزمرگی هام و تجربه جدید از دنیای اطرافم و دیدن همه آدم ها و مکانهای جدید و دوست دارم ، آزادی در زندگی و خروج از محدودیت های محیط اطرافم و میپسندم و دلم میخواد به قول دوستانم همونطور که این سالها با بودن در سایت از درون و شخصیتم مهاجرت کردم ، رفتار و عادات و کردار و باورهام و عوض کردم ، از بیرون و محیط اطرافم هم مهاجرت داشته باشم به جهان بزرگتر و تجربه های لذت بخش تر و زیباتری داشته باشم .
به مسافرت و دیدن محیط های جدید خیلی علاقه دارم ، داخل ایران تا جایی که تونستم سفر کردم، این چند ماهه اخیر هم با اینکه برنامه برای مسافرت داخلی و خارجی داشتم ، ولی شرایط مهیا نشد ، میدونم در زمان ومکان مناسب سفرهای زیبا رو اینبار با آگاهی های بیشتری تجربه میکنم .
وابستگی عاطفی به اطرافیان و خانواده و دوستانم ندارم و صلح و آرامشی با خودموخدای درونم دارم .
تا جایی که بتونم با شرایط جدید خودم ووفق میدم و از مریم شایسته نازنین یاد گرفتم دختر انعطاف پذیر و هماهنک با تغییرات اطرافم ، با جهان بیرون و اتفاقاتش باشم حتی در شرایط تضاد، جدیدا هم بعد چند سال محیط کارم و که از خیلی جنبه ها کامل و عالی بود ، عوض کردم .
استاد شما برامون الگو هستید در همه جنبه های زندگی و همین بحث مهاجرت ، بیصبرانه منتظر ادامه این فایل و آزمون مهاجرت هستیم .
دوستتون داریم .
دز پناه خدای مهربان باشید .
به نام رب جهانیان
سلام به استادان گرانقدر
سلام به دوستان توحیدی خودم
خدایا سپاسگزارم بابت این فایل بی نظیر
من هر وقت به مهاجرت فکر میکردم تنها چیزی که بهش فکر نمیکردم اینکه مهاجرت برایم
خوب و رشد دهنده است یا خیر.
چند سال پیش یه مدت شدیدا درگیر این شدم که مهاجرت کنم و تا یک جاهایی هم پیش رفتم اما در نهایت هدایت خداوند این بود که فعلا نه.
و منم اصلا تا حالا نفهمیدم که چرا نه؟
ولی الان دیگه برام روشن شد
همان گونه که خداوند در قران میفرماید
که ما آیاتمان را اینگونه واضح بیان میکنیم باشد که متذکر شوید.
من فکر میکردم که من فقط با یک جابجایی همه چیم عوض میشه و انگار این یک راه میان بر است برای زودتر رسیدن به خواسته ها
حالا برای هر کدوم از ما ها شاید با یکی از پارامترهای لازم برای مهاجرت اوکی باشیم و با خیلی هاشون نه و بر عکس.
مثلا من با اینکه هر جایی بخوابم و هر چی بخورم زیاد مشکل ندارم.
مثلا به خانواده وابستگی آنچنانی ندارم ولی به دوستام و شهرم کمی دارم.
یا اینکه مثلا خیلی از شهرهای ایران رو هنوز ندیدم.
و در کل مسافرت خیلی کمی رفتم تا حالا.
مورد اصلی اینکه من شرایط مالیم اون طوری که میخواستم پیش نرفته تو همین شهر.
و من یه جورایی انگار ته ذهنم عوامل بیرونی رو تاثیر گذار میدیدم و میخواستم از دست این عوامل بیرونی فرار کنم تا شرایط تغییر کنه.
غافل از اینکه فقط و فقط عوامل درونی نتیجه ساز هستند و من هر جا که برم درونم هم با من است.و اینجاست که میگه و لا یمکن الفرار من حکومتک.
کجا میخوای برای چی بری
بشین ذهنتو مرتب کن باورهاتو بهتر کن ورودیهای ذهنتو بیشتر کنترل کن .
همین جا هم لذت ببر و بعد در بهترین زمان به بهترین جا هدایت میشی.
خدایا من به هر خیری که از تو بهم برسه فقیرم.
بنام خالق هستی
باسلام خدمت شما استاد عزیز ودوست داشتنی ودوستان هم فرکانسم
مث،همیشه خداروشکر میکنم ک درجمع شما انسانهای خوب خداوند هستم
ازشما آموختم ک همه چیز در جهان در حال تکامل هستن در مسیر خودشون درحال حرکت هستن از انسانها وتمام موجودات گرفته
دراین روزمرگی ها ک همه دنبال حاشیه ها هستن وهررروز این حاشیه ها پررنگتر میشه برای جامعه ومردم ما واین جمع واین دوستان واین سایت توحیدی درمسیر تکامل وپیشرفت وخودشناسی هستیم
هرروز یک رشد بیشتر درتمام جنبه ها هرروز چالش برانگیزتر وبزرگتر میشویم
خدایا شکرت ک من را ب این مسیر هدایت کردی وقلب من را برای شنیدن این آگاهیها باز کردی وب من لطف کردی وب یادم آوردی ک من ب عنوان خالق ب این دنیا فرستادی
استاد عزیزم درمورد مبحث مهاجرت
آخه شما از کجا میدونستید من چندروز همچین فکری دارم؟؟؟؟ههههههه
چندروز بود خیلی خودمو درگیر این موضوع کرده بودم
اره درگیر!!!!!
حالم خوب نبود احساس بدی داشتم
حوصله همسر وفرزندانم رو نداشتم
همین فرزندی ک با قانون بدستش آوردم یک پسرزیبا وتپلی وناز
خدای من دخترم بهم میگف دوست دارم برعکس گذشته جوابش نمیدادم ومیگفتم عوضش منو امروز اذیت کردی
واون میگف مامان چطور تو وقتی میگی ببخشید من راحت میبخشمت !!!!
واین نشان دهنده اینکه من حالم خوب نیست ونجوا دارم بود ..
تمام نجواها درمورد مهاجرت بود چندین نشانه برای تغییر محل زندگیمان آمد
ویک بنده خدایی ک دست خداوند بود وب همسرم گف برای وسیله ی من جا درست کنید توی خونتون من کرایه خونه شمارو کامل حساب میکنم
ما گیردادیم ب این نشونه وازش نگذشتیم
ما توی خونمون جا نداشتیم وهمسرم اون شخص رو ب خانه آورد وگف ک نه توی این خونتون جاش نمیشه مگر اینکه خونتون رو عوض کنید
انگار خداوند میخاست امتحانمون کنه آقا این دست منه ازاین دست نشد از دست دیگری بهتون میرسونم نگران نباشید ونچسبید بهش
دقیقا نشانه روز من درباره رها کردن بود
هرچقدر همسرم دنبال خونه رفت پیدا نکرد
والبته بحث من باهمسرم
یعنی من خیلی وقته باهمسرم بحث جدی ندارم شاید 2ساله خیلی تغییر کردیم باهم اما توی ذهنم بحث دارم باهاش
که اره من از خوزستان بلندشدم اومدم مشهد مهاجرت وازدواج کردم
من از مشهد ب شیراز مهاجرت کردم
واستاد من اصلا ب پدر مادر برادر وابسته نبودم ونیستم
دلیلشم نمیدونم چیه من با اکثر خانمها تفاوت دارم
وحتی خیلیا بهم گفتن تو چ دختری هستی از جنوب ب شمال اومدی و3سال یبار خونه پدرت میری واونا همیشه جفت پدرمادرشونن ومن تعجب میکنم میگم یعنی اینقد من کار بزرگی کردم ونمیدونستم!!!
خلاصه من توی ذهنم واخرش زبانی ب همسرم گفتم تو حاضر نیستی محل زندگیت عوض کنی چطور توقع داری خدا برات درهارو باز کنه یک کار خوب یک خونه خوب میخای ؟!
همسرم خیلی تلاش کرد این منطقه ای ک ماهستیم خونه پیدا کنه منطقه ما جفت منطقه خانوادشه وحتی مغازه ای ک دنبالش بود توی محل خانوادش بود
من تعجب میکردم
وهمش بهم ریخته بودم
از خودم سوال میکردم آخه چرا این آدم همش دنبال اینه ک آقا نزدیک باشه
منظورش از نزدیک چیه
ب خانوادش
ب دوستاش
ب محله ای ک توش ب دنیا آمده
وبزرگ شده
وازدواج کرده
وبچه دار شده
چرا خب؟؟؟؟!!!
واخرش نجوا گف بابا همه ی مردها ب زور از خانوادشون جدا میشن ویک خانه جدا میگیرن از خانه پدرشون چ برسه ب مهاجرت
چون پدر من همینجور بود مادرم از شیراز مهاجرت کرد ب خرمشهر وازدواج کرد اما پدرم 30سال آنجا زندگی کرد وحاضر نشد بره شیراز شهر خانمش ک مادر من هست
چون شهر بهتریه حداقل !
چندروز ب خداوند گفتم خدایا کمکم کن کنترل ذهنم رو از دست داده بودم وافکارم آشوب بود
همش میگف همسرت اونی نیس ک تو میخای نباید باهاش ادامه بدی
این جلوی پرواز تورو میگیره
اما هدایت شدم ب فایلهای روزشمار وگفتم متعهد میشم حسابی تمام فایلهارو دنبال کنم فعلا نمیخام دوره ها رو کار کنم
والان ک این فایلو گذاشتید چقد ب جا بود چ همفرکانسی خدای مهربونم شکرت
از جاییکه من ب همسرم و فرزندانم وابسته هستم این وابستگی رو تو وجود همسرم جوری میبینم ک خودش نمیبینه ومیگه من ب خانوادم وابسته نیستم هرجا خدا منو فرستاد اما اعمالش چیز دیگه ای رو میگه همش دنبال کار وخونه تو همین منطقس وخب من تو دفترم نوشتم خدایا منو جای دور ببر ..
وخب طبیعیه ک همسرم اینجا تواین منطقه ن مغازه پیدا کرد ن خونه وگف فعلا امسال تواین خونه میشینیم ومغازه بیرون از این محل میگیرم واون نشانه دوستش ک گف وسیله ای میخات بذاره خونمون آخرش نشد بدلیل اینکه همسرم قبول نکرد تغییر محل بده واینجا خونه بزرگتر برامون پیدانشد
ومن کلا سعی کردم از فاز این موضوع بیام بیرون ومنکه درخواستم رو ب جهان فرستادم وخداوند ک فراموش نمیکنه رها میشم ازش هروقت هدایت شدم سمتش بااین همسر بدون این همسر من محل زندگیمو تغییر میدم چون من مشهدم ویک روز ارزوم بود مشهد باشم دوسش دارم فقط منطقه زندگیم ک خوب هست وازش راضیم رو دلم میخاست ومیخات تغییر بدم برم جای بهتر.
انگیزه ای ک دارم برای تغییر مکان زندگیم
اینکه وارد چالش جدید وبزرگتر میشم
چیزهای جدید یاد میگیرم واعتماد بنفسم بیشتر میشه
جای بهتری رو میبینم وجدیدتری رو تجربه میکنم
با افراد جدیدتری وبهتری آشنا میشم
بچه هام محل بهتری بزرگ میشن ومدرسه میرن واینجاش خیلی مهمه از افراد ناخاسته دور میشم ب کل
استاد عزیزم با هر سری فایلهایی ک میذارید مسئله ای از زندگیم حل میشه ب خدا
با فایلهای الگوهای تکرار شونده
فایلهای توحیدی
فایلهای درآمد خودرا سه برابر کنید
چ شرایطی را دارید تحمل میکنید
از همشون نتیجه گرفتم وچقدر خودم رو شناختم
من چ باورهایی دارم چقد حل کردم وچقدر اوضاع بهترشد
ودرمورد مهاجرت باتوکل ب خدا توی این سری فایلهای مهاجرت ک قراره بذارید میخام باورم رو تغییر بدم ک میدونم ایراد از من هست
1-وابستگی ب همسرم 2-وضعیت مالیم رو باید خیلی بهتر کنم 3_باورای توحیدیم رو تقویت کنم ک برگی بدون اذن خدا بر زمین نمیفته اگر من بخام هیچکس نمیتونه منو از رسیدن ب خاستم دور کنه.
همونجور ک بچه خاستم وهمسرم نمیخاست وشد برای من شد..
همونجور ک کلاس میخاستم برم وهمسرم نخاست وبازهم شد..
همونجور ک خاستم ارتباطاتم رو تصحیح کنم وهمسرم نخاست وشد..
همونجور ک مدرسه ای ک خاستم دخترم رو ثبت نام کنم وهمسرم نخاست وشد..
مسافرت خاستم برم وهمسرم نخاست وبازهم معجزه آسا رفتم بدون بلیط سوار شدم همه تعجب کردن مردم چمدونای من رو کول کردن وجاشون روبهم دادن من مانده بودم اشک میریختم ..
خیلی چیزها هست که همش ب نفع من وباب دلم رخ داده ومیده
باتوکل ب خدا ادامه میدهم
استاد مرسی عاشقتم میام واز نتایج جدیدم مینویسم قول میدم ب خودم ب خدایم وب شما
به نام خدای مهربان
سلام خدمت استاد عزیزم
چه موضوع جالب و خوبی رو استاد جان برای تهیه ی فایلتون انتخاب کردین.
ممنونم ازتون.
گاهی که به مهاجرت فکر میکنم با خودم میگم واقعا من آدم این هستم که مهاجرت کنم؟
بعد به خودم که نگاه میکنم میبینم شرایط خوبی رو اینجا دارم و اینجا کاملا خوشبختم.
تازه دوست دارم برای خودم بیزینسم رو شروع کنم.
البته گوش دادن به صحبت های شما باعث میشه موضوعاتی رو که بهش اشاره میکنید ببینم آیا جز ترمزهای من برای مهاجرت هست یا نه؟
استاد جان من خیلی مسافرت رفتن رو دوست دارم ، یه نقشه از کل جهان رو روی دیوار اتاقم زدم و دوست دارم همه ی کشورها رو برم مسافرت و ببینم.
فقط دوست دارم کشورهای مختلف برای مسافرت برم.
البته استاد قبل اینکه روی خودم کار کنم و از شرایط اطرافم ناراضی بودم ، فکر میکردم اگه دنیای بیرون از من تغییر کنه من شرایطم گل و بلبل میشه به همین خاطر خیلی دوست داشتم مهاجرت کنم.
اما از وقتی که با شما و آموزش های شما آشنا شدم و دارم روی خودم کار میکنم و دارم توی دنیای درون خودم سرمایه گزاری میکنم و در مسیر آگاهی و رشد هستم دیگه به دنبال جایی از اطراف بیرونم نیستم که حال من رو خوب کنه.
و چه جمله ی خوبی بود اونجایی که همه چیزش عالی و پرفکت بهشت خداوند.
به نام هدایتگر زندگیم
سلام به شما استاد عزیز
همیشه دوست داشتم بدونم افرادی که مهاجرت کردن چه افکار و باوری داشتن چه ویژگی داشتن
چطوری و از کجا شروع کردن .
خداراشکر میکنم که تواین سایت بی نظیر هستم و میتونم از اگاهی های استاد عزیز استفاده کنم.
استاد همه ویژگی که برای مهاجرت نیازه رو من دارم
خیلی خیلی به مسافرت بدونه از قبل تایین شده علاقه دارم و دوستددارم توی طبیعت باشم و زیبایی هارو ببینم ادمهارو ببینم شهر ها و روستا هارو ببینم و کلا زیبایی ها دنیا رو ببینم و لذت ببرم.
چقدر عاشق کمپکردن و شب خوابیدن تو طبیعت هستم و صبح زود با صدای پرندها و چهچه بلبلا بیدار بشم و توی اون طبیعت پر از درخت و چمن و سبزه و قدم بزنم برم کنار رودخانه و فقط شکر گذار خداوند باشم به خاطر این همه نعمت و زیبایی خداوند .
در مورد مهاجرت خیلی دوست دارم حرکت کنم و و برم دنیای بیرون از کشور رو ببینم و خیلی راحت خودمو با شرایط میتونم تطبیق بدم.
خداراشکر که این یه نشونه هست برای من تا اگاهی بیشتری داشته باشم برای مهاجرت.
خیلی خیلی ازتون تشکر میکنم که اون تجربه ای که دارید رو بهمون میگید تا ما هم استفاده کنیم