چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 1 - صفحه 31 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 1495MB33 دقیقه
- فایل صوتی چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 161MB31 دقیقه






سلام به استاد نازنین ، خانم شایسته ی دوست داشتنی و دوستان عزیزم
خیلی سریع بریم سراغ جواب دادن به سوالات:
چه خواسته یا هدفی داشتی یا داری و با اینکه تمام تلاش های ممکن را انجام داده ای اما هنوز به آن نرسیده ای؟
یکی از بزرگترین رویاهای من در کودکی،پزشک شدن بود و حالا که بزرگ شدم پزشک شدن رو بعنوان یکی از اهدافم انتخاب کردم
دختر بسیار پر تلاش و با اراده ای هستم
ساا 1401 اولین کنکور من بود با وجود اینکه خیلی درس میخوندم،مشاور داشتم نتیجه اصلا با تصورات من یکی نبود
من طبق برنامه ریزی و درست درسم رو مطالعه میکردم.
حتی زمانی که نزدیک به کنکور بودیم من 18 ساعت مطالعه در یک روز هم داشتم، یعنی از ساعت 7 صبح تا 4 صبح روز بعد درس میخوندم و ادامه میدادم.(پیوسته و هر روز مطالعه ادامه داشت و هیچ روزی مطالعه من به صفر نرسید)
اما فقط کار فیزیکی انجام میدادم و از کار ذهنی غافل بودم
تصمیم گرفتم یک سال دیگه درس بخونم و سال 1402 کنکور دوم من بود
این بار بیشتر روی خودم و ذهنم کار کردم و فعالیت فیزیکی رو کمتر کردم تا اینکه نتیجه شد پرستاری دانشگاه شهید بهشتی روزانه. با اینکه دانشگاه بهشتی قبول شدم و خیلی بابتش خوشحالم اما این باز هم اون نتیجه ی دلخواه من نبود و الان همزمان با دانشجو بودن برای کنکور 1403 هم میخونم
تا اینکه به این فایل هدایت شدم و فهمیدم که حتما باور های ریشه ای مخربی دارم
چه افرادی را می شناسی که با وجود تلاش های کمتر، به سادگی به همان خواسته رسیده اند یا با وجود تلاش های مشابه با شما، خواسته ی آنها محقق شده است؟ (درباره این موضوع با جزئیات توضیح بده)
یکی از اقوام ما با اینکه خیلی کمتر از من درس میخوند و اصلا کنکور رو جدی نمیگرفت اما با این حال سال اولش رتبه ی خیلی بهتری از من بدست اورد
و تو کانال های معتبر کنکوری میبینم مصاحبه با افرادی که روزانه حتی 6 ساعت درس خوندن اما سال اول به دانشگاه عالی و رتبه ی عالی رسیدن
چه باورهای محدود کننده ای (ترمزهای مخفی) را می توانی در ذهن خود شناسایی کنی که فکر می کنی باعث شده که با وجود این همه تلاش، باز هم به آن خواسته ها نرسی؟
بزرگترین پاشنه آشیل من در تمام زندگیم عزت نفس من بوده
همیشه تو ذهنم با خودم فکر میکردم که افراد خیلی باهوش تر و موفق تر از من هستن که اونا فقط میتونن قبول بشن (در صورتی که واقعا باهوش هستم)
یا با خودم میگفتم نازنین تو کجا و پزشکی کجا
و قبولی رو خیلی سخت میدونستم
و همین باور باعث میشد که اگه سوالی رو بلد بودم هم نمیتونستم جواب درست بدم
باور بعدی اینکه من انسان بی دقتی هستم
و چون بهش باور دارم مدام این اتفاق میوفته و با وجود مسلط بودن به سوال و اون مبحث جواب غلط به اون سوال بدم!
باور بعدیم این هست که چند وقتیه توجهم روی سختی و مسائل و مشکلات پزشکی متمرکز شده و تا میخوام تجسم کنم رسیدن به خواسته ام رو اون مسائل منفی یادم میوفته و احساس بدی موقع تجسم بهم دست میده
باور بعدیم عدم احساس لیاقت هست که من خودم رو لایق نمیدونم که میدونم ناشی از عدم عزت نفسه
باور اخر هم اینه که من شرایط بیرونی رو دخیل میدونم مثل اینکه اونایی که مدرسه تیزهوشان درس خوندن قبول میشن و دولتی ها قبول نمیشن
در صورتی که دیدم افرادی رو که مدرسه دولتی بودن اما پزشکی قبول شدن
سپاسگزارم که کامنت من رو مطالعه کردید
اگه تجربه ی مشابه دارید ممنون میشم به اشتراک بزارید
امیدوارم در سایه خداوند مهربان شاد و سلامت و موفق باشید
به نام خداوند مهربان ،هدایتگر ،رزاق ،وهاب و بخشنده
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
سلام دوستان هم فرکانسی
سوال 3:چه باورهای محدود کننده ای (ترمزهای مخفی) را می توانی در ذهن خود شناسایی کنی که فکر می کنی باعث شده که با وجود این همه تلاش، باز هم به آن خواسته ها نرسی؟
من باور محدود کننده ای که تونستم شناسایی کنم اینه که من به خواسته هم چسبیدم ،رها نیستم .
یعنی وقتی مشتری بهم زنگ میزنه یا حضوری میاد کلا با زور میخوام بهش محصولم رو بفروشم .انقدر زنگ میزنم و پیام میدم تا طرف فراری میشه و مهم تر از این من از خواسته هام دور میشم و اعتماد به نفس من هی پایین میاد تا جایی که به مرور باعث استرس و ترس میشه تو وجودم و نمیتونم به جلو حرکت کنم .
ترمز بعدی این بود که برای راه اندازی کسب و کارم ترس داشتم و هی افکار منفی احاطه ام میکرد و همش به فکر این میوفتادم که نکنه کارم نگیره نکنه مشتری نیاد نکنه اینجوری بشه و از این حرفا ،
و خبر خوب اینه که پا روی ترسم گذاشتم
و سه شنبه به امید پروردگارم مغازمو تحویل میگیرم و مطمئنم کلی مشتری های خوب میخوام جذب کنم و خداوند برکت و ثروت رو وارد زندگی من میکنه و از همه مهم تر اینه که من تو دوره 12قدم یاد گرفتم از استاد عزیزم که رها باشم و اجازه بدم خداوند من رو هدایت کنه .
خدایا شکرت که من رو هدایت میکنی
خدایا شکرت برای این سایت الهی
امشب ماه کامله چقدر زیبا بود چقدر نور قشنگی روی کوه ها انداخته بود ،خدایا این جهانت آنقدر زیباست خودت چقدر زیبایی .احساس میکردم امشب خیلی انرژی زیاد بود روی زمین ،از خداوند منان میخوام برای تک تک بچه های این سایت و استاد و خانم شایسته عزیز که حالشون خوب و عالی باشه همیشه موفق و موید باشید.
در پناه الله یکتا شاد و سالم و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
یا حق
به نام خدای مهربانم که روی قدرتش هر روز و هر روز بیشتر حساب باز میکنم و باور دارم قدرت و عظمتش رو اونم به لطف الله و آموزشهای استاد زیبا و آگاهم
سلام بر استاد مهربان و سخاوتمندم
سلام به مریم بانوی دوست داشتنی
ممنونم از خداوند و هدایت امروزش و این فایل مهم
آره چند ساله پیش قبل از وارد شدن به این مسیر الهی و زیبا کمتر میشد به خواسته ای برسم و اگر هم میرسیدم هم دیر میرسیدم هم به سختی بسیار میرسیدم چون باورهای مخرب و تضعیف کننده داشتم ایمان و توکلم پایین بود
و اذیت میشدم و احساس بد همراه داشتم همه کار انجام میدادیم اما باز همنمیشد نمیدونستیم آگاه نبودیم که همه چیز با افکار و باورهای ماست اتفاقات رو خودمون بوجود میآوریم
من باورهای کمبود داشتم زیاد پیش فرضهای منفی داشتم
تا ذهنم یه چیزی میشنید سریع طرفو قضاوت میکردم
کنترل ذهنم نداشتم گله و شکایت زیاد میکردم ووووو
الان روزی هزار مرتبه خدا رو شکر میکنم که هدایتم کرد و منو با استاد آشنا کرد از زمانی من شروع به تغییر شخصیتت و افکار و باورها کردم خداوند هم دستاشو فرستاد به کمکم
اگر من هر جایی یه قدم بر میداشتم قدمهای بعدی رو خدا برام برمیداشت و الان که در این جایگاه تغییر هستم بسیار زندگی عالی با آرامش زیاد و در مسیر رسیدن به خواسته ها دارم لذت میبرم رها هستم و تسلیم در برابر قدرت و عظمت خداوند
و چند ساعت پیش در برابرش سجده شکر بجا آوردم برای تمام داشته هایم و رسیدن به خواسته دیگرم الهی الهی هزاران مرتبه شکرت سپاسگزارتم ای خدای مهربانم که قدرته مطلق تویی
استادم استاد عزیزم من ممنون شما هستم که از جون و دل به ما آموزش میدین یکتا پرستی رو و من هم به شخصه با جون و دل میپذیرم و باور دارم این خدای با عظمت رو
خدایا شکرت سپاسگزارم
خدایا به من قدرت بده تا بهتر از این بتونم افکار و باورهای قدرتمند کننده بسازم برای رشد و پیشرفتم
خدایا به من قدرت بده تا بتونم هر روز ایمان و توکلم به تو رو بیشتر کنم و محکم تر الهی شکرت
سلام به استاد عزیزم و دوستان عزیز
سوال 1: چه خواسته یا هدفی داشتی یا داری و با اینکه تمام تلاش های ممکن را انجام داده ای اما هنوز به آن نرسیده ای؟
یک رابطه رویایی پایدار
سوال 2: چه افرادی را می شناسی که با وجود تلاش های کمتر، به سادگی به همان خواسته رسیده اند یا با وجود تلاش های مشابه با شما، خواسته ی آنها محقق شده است؟ (درباره این موضوع با جزئیات توضیح بده)
افرادی هستند که با تلاش خیلیی کمتر و حتی بدون تلاش خاصی اونو دارن توی زندگیشون اما من با اینکه واقعا تلاش کردم و واقعا تغییر کردم هنوز ندارمش . البته که دارم میبینم که هر روز دارم پیشرفت میکنم و آدمای بهتری وارد زندگیم میشن ولی خب هنوز اون رابطه رویایی یا یک دوست بینظیر که ارتباط عمیقی باهم داشته باشیم و در یک راستا باشه باور هامون رو ندارم
سوال 3: چه باورهای محدود کننده ای (ترمزهای مخفی) را می توانی در ذهن خود شناسایی کنی که فکر می کنی باعث شده که با وجود این همه تلاش، باز هم به آن خواسته ها نرسی؟
به نظر خودم موضوع احساس لیاقت هست
من توی یه سری مسائل مخصوصا مسایل مالی خودمو خیلی خوب لایق میدونم اما توی بحث ارتباطات نه
دیروز داشتم با خودم صحبت میکردم و میگفتم واقعا دیگه بسته مهدی که همش بخوایی توی جمع هایی باشی که هیی بخوایی گفت و گو رو کنترل کنی ، جاهایی که نه بهت خوش میگذره ، نه چیزی یاد میگیری و تازه کی هم تورو عقب میندازه ، به خودم گفتم من که از تنهاییم لذت میبرم پس بیام این تعارف ها و خجالت ها از نه گفتن و مهم بودن نظر بقیه رو بریزم دور و به خاطر این باور های اشتباه انقدر به خودم ضربه نزنم و خودمو از داشتن ارتباطات رویایی ، ارتباطاتی که من میتونم از لحظه به لحظه اونا لذت ببرم و نیاز به کنترل گفت و گو نیست محروم نکنم چون واقعا خسته شدم از جمع هایی که هم جهت با من نیستند
به خودم گفتم من ندیدم هیچ کدوم از اطرافیانم حتی نزیک به من عمل کنن ، اغلب آدما درگیر روزمره هستن ، اغلبشون باری به هرجهت هستن ، اما من دارم متفاوت عمل میکنم واقعا نه اینکه ادا در میارم نه من واقعا متفاوتم و این تفاوت خیلی واضحه پس برای چی من باید به هر آدمی قانع بشم ، من سال ها وقت گذاشتم و تلاش کردم کردم تا به این طرز فکر دست پیدا کنم پس برا چی باید اجازه بدم هر آدمی وارد زندگیم بشه هر آدمی که حتی فکر هم نمیکنه چه برسه به تغییر ، مگه من دنبال سیاه لشکرم ، یه نفر آدم فوق العاده توی زندگی آدم باشه بهتر هزار تا ارتباطی هست که هیچ سودی که نداره که هیچ بلکه ضربه هم میزنه
ماجرا احساس لیاقت هست و نه هیچ چیز دیگه
سلام مجدد
در ادامه کامنت قبلی که ویدئو رو پاز کردم ، اولش وقتی که استاد گفت که من مخالفم با اینکه کسی کلا بگه که تمام تلاشت رو بکن که به هدفت برسی خیلی احساسم بد شد ، گفتم ای بابا من دارم تلاش میکنم حالا نباید تلاش کنم، و خلاصه من اومدم و کامنت قبلی رو نوشتم و چقد هم یاد اون زمان هایی که کلی تلاش کردم و نشد افتادم و ناراحت شدم ، گفتم واقعا چرا ، چرا استاد رو نمیفهمم، چرا هر چی میگه من متوجه نمیشم ، چرا استاد یه طرفی میره من یه طرفی چرا من که میخوام به آموزه ها عمل کنم الان یهو برعکس شد، تا اینکه من جواب سوال رو نوشتم و چیزهایی که یادم بود رو نوشتم ، و یه چیزی که جا افتاده بود این بود که من خیلی دوست داشتم که کار آزاد داشته باشم ،و حتی یه مغازه کبابی هم با دادشم زدم ، ولی اونم به یک سال نرسید و جمع شد، بعد که استاد گفتن که مبحث گاز و ترمز در پیش خیالم راحت شد انگار، انگار که فهمیدم آره راست میگه من تو مبحث گاز و ترمز مشکل دارم، حالا کامل هنوز درک نکردم که چطوری باید باورام رو درست کنم و ادامه بدم با اینکه کشف قوانین رو چند بار گوش دادم ولی خب مطمئنم که خوب و دقیق عمل نکردم ،و بخاطر همین هم هست که نتایج یو یوی گرفتم، ولی این دفعه که جلسه اول کشف رو گوش دادم و خانم شایسته عزیز هم چقد دقیق و کامل مثال زدن و روشن تر کردن موضوع رو من تازه فهمیدم که اول راهم باید فقط رو این موضوع گاز وترمز کار کنم و هر کار دیگه ای عملا بی فایده است
الان درک کردم که باورهای اون موقع من چیا بودن
مثلا برای انجام بورس اون موقع باورم این بود که پول که نیست، کم هم هست، من عرضه اینکه از علایقم بتونم پول بسازم رو که ندارم، اصلا باور نداشتم که میشه از علایق هم پول ساخت چه برسه به اینکه بیام تو حوزه مورد علاقم وقت بگذارم و آموزش ببینم و کار کنم
برای مثال زبان هم باورم این بود
خیلی سخته باید پدرت دربیاد حد اقل دو سال طول میکشه تا تو درک کنی زبان چیه و کلا به مقوله پدر در بیاد خیلی اعتقاد داشتم
برای مثال مغازه هم باورم این بود که فقط یه کار آزاد داشته باشم ،و چه کاری توش پول هست، اونم غذا خوری ، پس برم کبابی بزنم اونم با شراکت ،
برای مثال ورزش هم باورای قانون سلامتی ام ایراد داشت،
الانم که تاریخ 21/03/1402 هست دارم سعی میکنم که تو حوزه مورد علاقه ام که بحث های نرم افزاری ، طراحی سایت، گرافیک، و این چیزها هست دارم سعی میکنم که اول روباورام کار کنم در کنارش آموزش ببینم ، با این باور که من تو حوزه مورد علاقه ام کار میکنم ، وقت میگذارم ، اموزش میبینم ، روی خودم هزینه میکنم ، و ادامه میدم ، لاجرم ثروت وارد زندگیم میشه، دارم سعی میکنم که کارهام رو بر این باور انجام بدم ،
الان در حال حاظر جای دیگه ای مشغول هستم توی یه کارخونه ، بعد از کار میام خونه و اموزش هام رو دنبال میکنم از خداوند میخوام که هدایتم کنه که بتونم قانون رو درک کنم و کامل در مسیر علایقم گام بردارم
استاد سپاسگزار شما هستم
سپاسگزار خانم شایسته هستم
و از شما دوستان عزیزم ممنونم که اینجا حضور دارید
سلام خدمت استاد و دوستان عزیزم
نمیدونم چرا اینقدر قلبم داره منو به نوشتن این کامنت تشویق میکنه
شاید خیییلی دلتنگ استاد و کامنت گذاشتن و حس و حالی که تو سایت هست شدم
من تو این چندسالی که با استاد هستم درسهای بی نهایت بزرگی گرفتم و هر روز سعی میکنم در زندگیم بهشون عمل کنم
قطعا پاسخ این سوال خوب « باور های ما » است اما من میخوام کمی این موضوع رو بشکافم و از تجربیات خودم بگم …
من اول که با استاد آشنا شدم با دوره عزت نفس مهاجرت کردم تهران ، کلی آزمون و خطا کردم ، کلی ذهنم منو گول زد و با راهکار های منطقیش منو از مسیر هدایت خداوند دور و دور تر کرد … و البته هزاران برابر خداوند نعمت های بزرگی چه در غالب ثروت ، درس هایی که گرفتم و آدم های به ظاهر بد و آدم های فوقالعاده ای که با هدایت خداوند بهشون هدایت شدم ، سر راهم گذاشت و بی نهایت از این بابت خداوند رو شاکرم … من اعتراف میکنم که خیلی از کامنت ها و حرف های گذشتم فقط حرف بوده ، و بیشتر نجواهای ذهنی بوده ، و وقتی که فهمیدم اینجوری بودم خیلی از کامنت خوندن و حرف قشنگ گوش دادن بدم اومد و گفتم تا به یه دستاورد خوب نرسم و قلبم نگه نمیام تو سایت مطلبی بنویسم … البته دستاورد فقط منظورم نتایج مالی نیست چون میدونم چسبیدن به پول و نتیجه مالی متاسفانه چشم بصیرت خیلیامونو نسبت به درک حقایق بسته و گاها کور کرده … میخوام با قدرت اینو بگم من همین الان میلیاردها دلار دارایی و نعمت دارم ، چون احساسم به خاطر جریان هدایتی که در زندگیم درکش کردم از 100 تا خونه و ماشین و سفر خارجی بهتر و ارزشمندتره …
استاد هر روز وجودتون رو از خداوند قلبا سپاسگزارم و میخوام اعتراف کنم که روزهایی رو داشتم که از شدت ترمزهای زیاد ، از شما ، از سایت ، محصولات و همه چیز بدم اومده ، چون به شدت خسته بودم ، از اینکه فکر میکردم و ناسپاس بودم که دارم اینهمه روی خودم کار میکنم ولی چرا نتیجه نمی گیرم و یا مسیرم خیلی لاکپشتی داره میره جلو … البته با هدایت خداوند شاید نهایتا یه روز یا دو روز اینجوری بودم و تموم شده رفته خداروشکر … واقعا وجودتون برای همه ما یک نعمت و هدایت بزرگه …
اینو به این خاطر گفتم که میخوام موضوع مهم تری رو اشاره کنم
میخوام یه آگاهی رو با استاد عزیزم و دوستانم که مطمئنم خیلیامون بهش برخوردیم رو به اشتراک بذارم …
باید مواظب باشیم که شیطان حتی زمانی که داریم روی دوره ها و درک آگاهی ها کار میکنیم ، جوری وارد ذهن ما میشه و نجواهاشو بلند اعلام میکنه که گاها فکر میکنیم نجوا نیست و یک الهامه…!!! و اون نجوا فقط به دلایل قوی و منطقی خودش اینجوری با ما صحبت میکنه : حالا که اینو فهمیدی و یا حالا که این آگاهی رو میدونی سریع باش ، زوود زووود برو اینکار رو انجام بده ، برو فلان جا کار کن که پول بهتری داره ، به فلانی زنگ بزن و … و یا میگه زور بزن همین یه چیزی رو که خوب فهمیدی رو بیشتر درکش کن ( با تقلا و زور ) و غیره … و کلا میفتیم توی یک عجله و سیکل تصمیمات کاملا اشتباه که تا به خودمون میایم و میفهمیم چقدر این سیکل معیوب و اشتباه رو ادامه دادیم 6 ماه ، یکسال گذشته و متوجه میشیم که در این مدت جریان هدایت پروردگار رو کاملا قطع کردیم و صدای نجواهای شرک آلود شیطان رو بسیار زیاد کردیم… که به نظرم فهمیدن همین اشتباهات جزئی از مسیره ، چون تو تفاوت الهام و نجوا رو درک کردی و جای بی نهایت سپاسگزاری داره چرا ؟؟ چون وقتی عاجز میشی در برابر اون سیکل معیوب و تصمیمات اشتباه ، میگی خدایا من کم آوردم و اینجاست که « تسلیم میشی » ، همین که به این نقطه میرسی ، الهام خداوند همون لحظه میاد و باهات صحبت میکنه که باشه عزیزم ، هیچ ایرادی نداره ، همه چیز الان عالیه ، حالا بیا اینکار رو بکن ، فارغ از گذشتت از الان همه چیز عالی پیش میره ، من باید این درس ها رو بهت میدادم…
و این پروسه رومن در این چندسال بارها و بارها تجربه ش کردم ، هم عذاب گوش دادن به ذهن و نجواهاش رو چشیدم ، هم پاداش گوش دادن به صدای قلب و خداوند رو به وضوح دریافت کردم…
این ها بزرگترین دارایی های من هستن ولی ما با داشتن همین درس ها و نعمت های بزرگ خیلی ساده به هم میرزیم و از همه چیز ناامید میشیم …
من خودم به خاطر کمال گرایی و عجله و سریعتر نتیجه گرفتن ، خیییلی زیاد برای درک یه آگاهی خودم رو اذیت کردم و بشدت احسام بد شده و نتایجم کاملا از بین رفته، و امروز این درس رو میگیرم و این درک رو دارم که درک تمام موضوعات درک فرکانس ، توحید ، هدایت ، سپاسگزاری ، تسلیم بودن ، قانون تکامل ، قانون تضاد ، مسیر مورد علاقه ، احساس لیاقت و همه همه در طی مسیر و با درس گرفتن و الهام گرفتن از اتفاقاتی که برای خودم ، برای دیگران و پیامبران در قرآن اتفاق افتاده و …فقط میتونه یه ذره بهتر بشه و هیچ وقت این درک کامل و 100 نمیشه ، و من باید با این یک درجه بهتر شدن و مقایسه خودم با قبل خودم به احساس سپاسگزاری و خوب برسم و این بشه روند رشد شخصیتی و کلا زندگی من ، که یقین دارم نتایج همراهش مبهوت کننده ست…
اینو گفتم استاد جان ، چون به وضوح هم خودم و دوستانم رو میبینم که گرفتار این موضوع شدیم و چون شوکه شدیم و فکر کردیم که اصلا روی خودمون و شخصیتمون تو این مدت کار نکردیم ، انگار همون جا فریز شدیم و برای ادامه مسیر امیدمون رو از دست دادیم … فقط به خاطر تبعیت از سروصدای زیاد نجواهای ذهن و اعراض کردن از الهامات درونی و نداهای قلبی خداوند
این اعتراف رو میکنم که من زمانی در این سایت فقط حرف قشنگ زدم که البته اونم جزیی از مسیرم بوده و البته که عاشقشم و میپذیرمش ، تضاد بزرگترین نقاط عطف و موهبت بزرگ زندگی منه که باعث شده به درک و شناخت بهتر از خودم برسم…
خلاصه چند خطی که با هدایت این روزهای خداوند نوشتم در 2 آیه زیر قابل درک تر هستن…
93 ال عمران / وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ کَذِبًا أَوْ قَالَ أُوحِیَ إِلَیَّ وَلَمْ یُوحَ إِلَیْهِ شَیْءٌ / چه کسی ستمکارتر از کسی است که به خدا دروغ می بندد، و می گوید: به من وحی شده؛ در حالی که چیزی به او وحی نشده است
19 ال عمران / إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَام ُ / یقینا روش صحیح زندگی تسلیم بودن و اجازه دادن به هدایت خداوند است…
تسلیم بودن و به قول خانم شایسته عزیز خوشبینی تمام و کمال به الهامات و وعده های خداوند ، کاریه که من باید هر روز در زندگیم بهش عمل کنم …
بامید الله همگی درپناه حق ، در مسیر هدایت و سر سپردگی محض بتونیم این مسیر زیبار رو ادامه بدیم و از زندگی و مسیر زیباش لذت ببریم و نه صرفا رسیدن به مقصد های تمام نشدنی …!
بابت وجود استاد خوبم ، خانم شایسته عزیز و دوستان عزیزم که ازتون هر روز درسهای زیادی میگیرم سپاسگزارم
بنام خدای مهربان
سلام
1_چه اهدافی رو با تلاش و سعی زیاد بهش نرسیده اید من فروشنده هستم و در شرکتی که هستم تیم فروش داریم و از فروش همکاران دیگر باخبرم
من هر ماه دوست دارم که با انگیزه به فروش عالی برسم و جزو نفرات اول باشم ولی متاسفانه جز د تعداد انگشت شما این اتفاق نیفتاده و خیلی محدود بوده که این نتیجه من راضی نمیکنه و اکثرا در وسطهای جدول فروش قرار دارم
جوری شده که دیگه خودمم انگار قبول کردم که حدو اندازه من همینه و در توانم نیست که بخوام خودمو در جایگاه اول شدن ببینم و یه جوری خسته کننده و غیر قابل دسترس شده برام
2_ ایا افرادی رو مشناسید که به همون اهداف باهمون تلاش یا کمتر تونستن به اهدافشون برسن
بله کاملا واضح
در کنار همین همکارانم کسانی هستن که خیلی راحت با تلاش و زحمت کمتر و زمان کمت به اهداف میزان و فروش قابل قبول دارن و همیشه جزو برترین ها هستن و پورسانت خوبی رو دریافت میکنن درصورتی که در یک شرکت کار میکنیم و محصولات و شرایط یکسان داریم ولی آنها براحتی و آسان کار میکنن ولی من و دیگران به سختی و با مشکلات رو به جلو میریم
و نهایتا د یافتی آنها در اختیارمان ماه بیشتر و بهتر و راضی هستن
در این مورد هر وقت صحبتی در میون میاد کسانی که ضعیف عمل میکنن میگن که اونها مشتریان خوبی دارن و مسیر فروششان خوبه و به عوامل بیرونی یا شانس ربطش میدن
3_چه باورهای محدود کننده ای در وجودم هست که با این همه تلاش نمیتونم به هدفم برسم
تا حالا اینقدر تمرکزی وروی این مسئله فکر نکرده بودم که دلیلش واقعا چیه
اول منم فکر میکردم که نقطه جغرافیایی هستش یا شانسه و یا مسائل بیرونی ا ز قبیل تعداد مشتری خوب و غیره
الان میبینم که در ته افکارم خودم باعث این نتایج ضعیف هستم میگید چطور
1_من اول هرماه بانگیزه خوب وارد میشدم و بعد از گذشت چند انگیزم ا دست میدادم میگفتم این مشتریها بیشت از این توان خری ندارن و نا امید میشدم
2_نگاه رقابتی به همکارام دارم و بجای اینکه با ماه قبل خودم مقایسه بشم با دیگرون مقایسه می کنم و همش دوست دارم فروشم از دیگر ن بیشت باشه حتی اون فروش من اگر کم و یا زیاد باشه فرقی نداره برام فقط از دیگرون بیشتر باشه منو راضی میکنه
که فکر میکنم یه حسادت تهش احساس میشه
3_از نفروخته دیگرون خوشحال و احساس خوب و از فروختن و موفقیت دیگرون حالم بد و نا احتم اینم یه جورایی به کمبود ثروت و نعمت مربوط میشه
4_مهمترین مورد که الان به ذهنم رسید عدم لیاقت در خودمه
که اگر اتفاقی من بیشتر میفروختم یا موفقتر میشدم یک احساسس بهم دست میداد که انگار شانسی بوده و دیگه تکرار نمیشه و زیاد دلتو خوش نکن و ت نمیتونی پا به پای اون نفرات حرکت کنی و خودمو ت اون منزلت و جایگاه نمیبینم و به قولی باهاش راحت نیستم و احساس میکنم میام پایین و نمیشه موقع مقایسه با دیگرون خودمو با پایین تر از خودم میبینم که خوبه حالا من از اونا بهترم
5_مواقعی گه نتیجه نمیگیرم خودم راضی میکنم که خوبه حالا همینقدر هم که حرکت کردی خوبه و زیاده خواه نباش و دیگه نمیشه بهترش کرد و یه نوع گول زدنه و دنبال راههای مختلف نمیرم و نا امید میشم
استاداینقدر تاحالا به رفتارم و اعمالم فکر نکرده بودم و بهش متمرکز نشده بودم که واقعا من کیم و چه رفتار و نتایجی رو دارم رقم میزنم
من هنوز هیچ کامنتی از دوستان رو نخوندم و خواستم کمی به خود شناسی برسم و این آغاز این راهه شاید بعداز اینکه نظ ات دوستان رو خوندم باز اومدم ا تاشناخته هایم گفتم
استاد خیلیییییی مردی
سلام به استاد عزیزم و همه دوستان
روابط
سوال 1: چه خواسته یا هدفی داشتی یا داری و با اینکه تمام تلاش های ممکن را انجام داده ای اما هنوز به آن نرسیده ای؟
خب من برای روابطم واقعا تلاش کردم،و روابطم با اطرافیان خیلی بهتر شده،عشق و محبت زیادی میگیرم،ولی تو بحث روابط عاطفی میدونم ک باید درستش کنم(باورهامو)
شاید به تضاد خوردم،ک خواسته های بزرگتر بخوام
خدایا شکرت خدایا شکرت
سوال 2 :چه افرادی را می شناسی که با وجود تلاش های کمتر، به سادگی به همان خواسته رسیده اند یا با وجود تلاش های مشابه با شما، خواسته ی آنها محقق شده است؟ (درباره این موضوع با جزئیات توضیح بده)
خب خیلیا رو میبینم ک معرفت و تایم و محبتی ک من دارمو نمیذارن ،ولی اتفاقا باهاشون بهتر برخورد میشه ،بدون تلاش فیزیکی،یا بدون اینکه کاری کنن
سوال 3: چه باورهای محدود کننده ای (ترمزهای مخفی) را می توانی در ذهن خود شناسایی کنی که فکر می کنی باعث شده که با وجود این همه تلاش، باز هم به آن خواسته ها نرسی؟
میدونم جواب دادن به این سوال خیلی بهم کمک میکنه
1_تو فایل اشاره کردین ،گاهی چون میترسی رابطه عمیق شه و بعدا شکست بخوری،هیچ وقت اجازه نمیدی اون رابطه قشنگ پیش بره ،چون میگی تهش تنهام دیگه
2_عدم احساس لیاقت
من خودمو خیلی دوس دارم ،و همه بهم میگن خوشگل و خوش پوش و خوش هیکل و باکلاس و … هسم ،ولی شاید بخاطر اتفاقات گذشته من ناخوداگاه حسی در تضاد با چیزی ک هستم داشتم
شاید در عمل اونقدرا به خودم احترام نذاشتم ،اینکه از خوابم میزدم تا با طرف صحبت کنم،یا اینکه هدفامو فراموش کرده بودم ،خودمو فراموش کرده بودم و ب اون اهمیت میدادم ،به رابطه ای ک بینمون فاصله زیاد بود ،تفاوت سنی ،و خیلی از ملاک های دلخواهم نبود،قانع شده بودم و صرفا خودمو با این حرف ک اون اهل رشده و درکم میکنه و … راضی شده بودم و …
استاد از دید من دقیقا همون روزی ک دیگه تحمل نکردین و استعفا دادین از شغلی ک باهاش راحت نبودین ،زندگی شما تغییر کرد
برا من امروز صبح ساعت 6 این اتفاق افتاد و من تصمیم گرفتم دیگه چیزایی ک اذیتم میکنه رو تحمل نکنم ،و شاید این اولین قدم باشه
3_رابطه عاطفی مانع رسیدن من به اهدافم هس و باید تنهایی پیش برم ،ازدواج محدودت میکنه
تو ارزشمندی فاطمه ،بهت افتخار میکنم ک یه سری چیزا رو دیگه تحمل نمیکنی ،ممنونم ازت برای فضایی ک ایجاد کردی ،تا نعمت ها وارد شن،ممنونم ازت بخاطر ایمانی ک به خودت و خدا داری،برای تغییرت،برای باورهایی ک جایگزین میکنی برای لذت و شادی ای ک با باورهای جدیدت داری برای آیندم خلق میکنی ،تو رفتارت تغییر کرده پس باورهات داره تغییر میکنه
این دنیا پر از آدمهای مناسب و دوست داشتنیه
باغ خودت رو زیبا کن ،پروانه ها خودشون میان
به استاد و خانم شایسته نگاه کن نه تنها مانع هم نیستن بلکه باعث رشد و پیشرفت هم هستن
اولویتت لذت بردن از ثانیه به ثانیه زندگیت باشه،همه چی در زمان مناسب اتفاق میوفته
تو واقعا دوست داشتنی هستی و آرزوی هر پسر موفق و خودساخته و از هر نظر جذاب و بی نظیری هستی
تو خود عشق هستی،و در این دنیا و آخرت عشق عظیمی رو تجربه میکنی،دستت تو دستای خداس،اعتماد کن حتی به چیزی ک علتشو نمیدونی،
تو تا آخر عمر عاشقانه زندگی میکنی
باور جایگزین :لیاقت تو یه مرد متعهد،وفادار ،خوش قلب،مهربون،خوش صدا،خوش اخلاق،خوش هیکل،جذاب،خانواده دوست،با صداقت،شجاع،مسئولیت پذیر،قوی،
موفق،پولساز،ثروتمند،محترم،خوش ذوق،پر انرژی،با اصالت،معتمد،از هر جهت برای تو دوست داشتنیه،و تو از هرجهت برای او دوست داشتنی هستی،بدنش فقط به نوشیدنی و خوراکی های مفید عادت داره،با عزت نفسه،لایقه،عاشق توئه ،اهل ورزش و تفریح و طبیعته،کنار هم باعث رشد هم هستین،رابطه تون سرشار از عشق و اعتماد و ارامش و حال خوبیه ،یه رفیق پایه اس برای تجربه این زندگی ،کسی که باهاش میتونی پرواز کنی :)
خدایا تو آگاهی به قلبم ک من تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم …
دوستون دارم :)
11:11
سلاااااام
عاشقتونم استاااد
از این به بعد نکاتی ک متوجه میشم دررابطه با روابطم رو همینجا کامنت میکنم
خب گفتم روابطم با اطرافیان ،دوستام،اساتید حرفه مورد علاقم و … واقعا عالیه و همه جوره عشق و احترام دریافت میکنم
چون خودم از صمیم قلب دوستشون دارم ،و بهشون احترام میذارم ،و مدام سعی میکنم خوبیاشونو ببینم،حتی تو چیزایی ک بقیه میگن بد هس،من از یه دید و زاویه دیگه ای سعی میکنم به قضیه نگاه کنم و کلا خیلی روابطم عالی شده ،قبلا هم خوب بود الان واقعا عالیه و میدونم عالی تر هم میشه
اما بحث روابط عاطفی بخاطر باورهایی ک گفتم مخصوصا باور اینکه ازدواج محدودت میکنه و … خب خودم دست خدا رو باز نذاشتم ،ولی تا نسبت بهش اگاه شدم ،رها کردم موضوعو ،یعنی دیگه توجهم به این قضیه نیس ک رابطه عاطفی مانعه و … کاملا از هر لحظه ام دارم لذت میبرم و فرمونو دادم دست خدا ،هروقت اون بخواد آدم مناسبم از ساده ترین راه میاد تو مسیرم
اما نکته اصلی ک بخاطرش اومدم کامنت بذارم،این بود ک دیروز تجربه جالبی داشتم :
چیزی ک مدت ها فکر میکردم خیلی برام دوست داشتنی و مناسبه،با دیدن واقعیت و شناخت نسبت به اون قضیه ،دیدم اونقدرا هم چیزی نبوده ک میخواستم
گاهی بخاطر عدم شناخت از چیزی،فکر میکنیم اون شغل،یا اون ادم برای من بهترینه،و چون باورت اینه طوری رفتار میکنی ک انگار بدون اون نمیشه زندگی کرد!
اما اگه جای درستی وایسیم،و قضیه رو جوری ببینیم ک هست،شاید رها کردن برامون خیلی راحت تر باشه،و راحت تر ایمان میاریم،و راحت تر اعتماد میکنیم به خدایی ک برامون بهترینها رو میخواد
و به محض اینکه این اتفاق بیوفته،
و تو واقعا متوجه شی چه چیزی رو داری میخوایی،چیزی ک ممکنه اونقدرا خوشحالت نکنه،یا اصلا این اون چیزی نبود ک تصور میکردم ،راحت تر کنار میذاری
و استاد من اینجا از پی نوشته هام به این حرفتون میرسم ک خواسته ها باید دقیق مشخص باشه و بدونی واقعا چی میخوایی و کجا میخوایی بری و در این راستا باورهاتو قوی کنی ،و دیگه نتیجه رو بدی دست خدا ،(چه بسا خیلی بیشتر از خواسته هات رو دریافت کنی و تو بحث روابط آدمی رو کنار خودت ببینی ک همه جوره مناسب توعه حتی اگ درخواست نکرده باشی اون ویژگی رو) و تو این مسیر حالتو خوب نگه داری ،از لحظه به لحظه اش لذت ببری
استاد من هرچی میرم جلوتر بیشتر ایمان میارم ک داشتن حال خوب تنها قانونیه ک همه چیز رو پوشش میده
دقیق یادمه تو یکی از فایلای رایگان ک شما مسافرت رفته بودین و مریم جون تو پردایز تنها بودن و مادرتون بهتون میگه برگردین پیش مریم جون و شما حتی به این قضیه حتی فکر نکرده بودین چون این خواسته مریم جون هم بوده ک گاهی تنها باشن و با ترسهاشون مقابله کنن :) انقدر هماهنگ انقدر زیبا
نتیجه حرفام :
دقیق مشخص کن چی میخوایی
در راستای این هدف باورهای قوی بساز
حالتو عالی نگه دار و رها کن
تو هرمسئله خوبی ها رو پیدا کن
این چرخه رو تکرار کن
پروردگارا تو آگاهی به قلبم که من
تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
عاشقتونم :)
سلام به استاد خوبم
و خانم شایسته عزیز که انقدر حرفه ای فیلمبرداری کردن. قبل از هر چیز خداروشکر میکنم برای دیدن این تصاویر زیبا و این بارون رویایی
طبق قوانینی که خودتون یاد گرفتم اولین ترمزی که هرکسی میتونه داشته باشه اینه که عوامل بیرونی باعث شده که نتونه به خواستهاش برسه
یعنی مسئولیت کارها و افکار خودش رو نپذیرفته
که تا همین چند روز پیش من هم جز اون افراد بودم که خداروشکر هدایت شدم به سمت شما استاد گرانقدر
پس اولین باوری که باید روش کار کرد اینه ما خالق زندگی خودمون هستیم من با افکار و فرکانسی که به جهان هستی میدم میتونم هر آنچه که بخواهم رو خلق کنم به گفته خود استاد باید ذهن رو روح گونه تربیت کرد که بتونیم کنترل داشته باشم روی افکاری که داریم. من خودم مسئله صاحبخونه شدن برام یه رویا شده بود. و هر بار که بهش فکر میکردم میگفتم اخه چطوری اخه از کجا.بعد احساسم بعد میشد که مسلما بعدش هم اتفاق بدتری رخ میداد.
ولی نزدیک دوهفتس که با اموزشهای شما آشنا شدم و دارم روی خودم کار میکنم یه حس عجیبی که من هر چی که بخوام میتونم به دست بیارم فقط باید صبور باشم و دوره تکاملم رو طی کنم
الان واقعا احساس بهتری دارم به جرات بگم نزدیک دوهفتس که فقط دارم از زندگیم لذت میبرم فقط دارم نوع نگاهم و زاویه دیدم رو عوض میکنم الان که به خونه رویاهام فکر میکنم دیگه حالم بد نمیشه از اینکه ندارم تو تصورم تجسمش میکنم تو همین خونه ای که هستم سعی میکنم جوری رفتار کنم که انگار تو همون خونه ای هستم که مال خودمه
دیگه اون نجواهای که اخه از کجا اخه چطوری خیلی صداش کم شده
از اونجایی که از خودتون یاد گرفتم ندای درونی که بهت الهام میشه اگه حالت خوب کرد بدون خداست اگر بد شد بدون شیطانه حالا وقتی از خدامیپرسم چطوری من صابخونه بشم. بهم میگه تو مسیر بهت میگم واین حالم رو خوب میکنه اون عجله و احساس عقب افتادن احساس اینکه حالا مردم چی میگن این همه سال من مستاجرم ازم گرفته میشه انگار که دیگه فقط سبک زندگی خودم رو دارم و حالم خوب میشه.
اگه با شما اشنا نشده بودم بازم هم افتاده تو دائم وام و قسط که فقط بتونم صاحبخونه بشم ولی بعدش زندگیم برام میشد جهنم بخاطر فشار روحی که بهم میومد به خاطر اقساطش
ولی الان میگم هیچ عجله ای نیست و هیچ رقابتی با هیچ کسی ندارم تمام اون انرژی رو میخوام بزارم روی خودم که یقین دارم که خداهم منو هدایت میکنه به مسیری که حتما به هدفم برسم (البته تلاش ذهنی و فیزیکی در کنارهم ولی فیزیکی بیشتر)
اون روز میبینم که تمام هزینه خرید یک خونه دارم بدون اینکه هزارتومن قرض یا وام از کسی گرفته باشم
من اومدم تو این دنیا که فقط لذت ببرم و قطعا هم همینطور میشه
هر چند وام های دارم که مال قبلا هستن که به امید خدا هدف گذاشتم تا اخر امسال تسویشون کنم
تمام ورودی های منفی رو کلا گذاشتم کنار اینستا تلوزیون،اهنگ های منفی، فیلم، سریال، اخبار،ادم های منفی تا حالا خودمو انقدرمسمم برای کاری ندیده بودم تنها چیزی که شب رو صبح میکنم و صبح رو شب فایلهای شماست
روز اول که اومدم سایت گفتم تصمیم گرفتم که از اون محیط کاری که هستم خارج بشم چون یه جای بهتر و بزرگتری میخواستم
خواستم بگم ایمانم رو نشون دادم با وجود ترسی که داشتم ولی از اون محیط خارج شدم و در تلاشم جای دیگه کارم رو شروع کنم
از دوستانی که اینجا هستن و این کامنتو میخونن ممنون میشم راهنمایم کنن باورهای مخربی که در زمینه خرید خونه هست بهم معرفی کنن تا روشون کار کنم
اول از خداوند بزرگم سپاسگزارم که منو تو این مسیر هدایت کرد و دوم از استاد خوبم و مریم جان که انقدر عالی قوانین رو به ما درس میدن
خیلی دوستتون دارم
سلام به خانوم چهارمحالی
خوش اومدین دوست عزیز به این مسیر الهی و کوتاه ترین و راحترین مسیری که میتونه شما رو به خواستتون برسونه
اول از هر چیزی میخوام بهت تبریک بگم بخاطر تعهدی که خودت دادی و وارد مسیر رشد خودت شدی
میخوام به عنوان کسی که الان تقریبا یکسال نیم دارم با تعهد رو خودم کار میکنم و البته که چندین ماه طول کشید که مسیر تکاملی حذف ورودیهای منفیم کمتر بشه و الان میتونم بگم که تقریبا 90٪تونستم کنترلشون کنم و آروم آروم با خواستهام هم فرکانس بشم و جای تبریک داره به شما که خیلی زود ورودیهای مثل تلوزیون و شبکهای اجتماعی حذف کردین و این خودش یک تحول بزرگ برای شما
به خودتون فرصت بدین و عجله نکنید برای تغییر خودتون ..این سایت جادوی بسیار بسیار میتونه بهتون کمک کنه و هر وقت نجواها اومد سراغتون از این سایت کمک بگیرید ..میتونید از فایلهای رایگان استفاده کنید و بارها گوش بدید
میتونید از قسمت عقل کل کمک بگیرید برای سوالاتتون که براتون پیش میاد
برای مثال همین باورهای که در مورد خرید خونه دارید میتونید بپرسید و اونجا کلی جواب هست براتون که اگه ماها بخونید تمام نمیشه
سریال نتایج دوستان از آموزها هم در قسمت دانلودها حتما حتما ببنید
میتونه کمک بسیار زیادی بهتون بکنه ..
سپاسگزارم از شما دوست عزیز و براتون دنیای پر از آرامش ارزومندم
سلام به شما اقای کرمی
خیلی سپاسگزام که برای پیام من پاسخ نوشتید
حتما از پیشنهادتون استفاده میکنم بله به قسمت عقل کل رفتم و دیدیم دوستان زیادی قبل از من این سوال پرسیدم
از خدا میخوام همچنان در این مسیر ثابت قدم بمونم و روزمرگی زندگی منو از مسیر خارج نکنه
قطعا این سایت یکی از ایزوله ترین مکانی هست که میتونم بدون نگرانی از ورودی نامناسب ازش استفاده کنم
و همچنین من هم برای شما ارزوی سلامتی ثروت و ارامش ارزو میکنم
سلام خسته نباشید
همین الان فایل و گوش دادم و چون زمان خالی کم دارم همین الان میخوام پاسخ بدم و ی تجربه خودم و بگم
سوال 1…تشکیل کانال کوچک برای کسب و کار بدون سرمایه اولیه در ترم افزار ایتا . حدودا یک سال و نیم پیش این کانال رو زدم و به نطر خودم موفق بود چون با همین موفقیت من از اقوام تشویق شدند برای شروع به کسب و کار اما به نظرم نتیجه که تعداد اعصا و فروش بالا نمیره . با توجه به دادن تبلیعات بالا و تلاش . ولی خودم پیش خودم به این نتیجه رسیدم ی جای کار ی گیری داره یا به قول استاد ی ترمزی هست و تصمیم گرفتم دیگه تبلیعات ندم تا مشکل و بفهمم .
سوال 2 …بله از همکاران کسانی هستند که با شرایط من کانال آنها رشد بالاتری داشته و هی به روش آنها نگاه میکنم میبینم کانال من از نطر ظاهری مناسبتره و شاید من وقت بیشتری میزارم الان که فایل و گوش دادم به این نتیجه رسیدم حتما ترمزی در افکار بنده وجود داره که باید پیداش کنم
سوال 3 … باور های محدود کننده دارم مثل اینکه نرم افزار ایتا بد شده کند شده یا این که کانالهای مشابه کانال من زیاد شده یا اینکه پول ندارم تبلیغات خوب بدم . که حتی این اواخر پول هم قرض کردم ی تبلیع خوب دادم ولی نتیجه نداشت
استاد حالا که میفهمیم ی جای کار ایراد داره و باورمون مشکل داره خواهشا ی توضیحی بدین چه جوری افکارمون رد تغییر بدیم و به جاش افکار درست جایگزین کنیم .
چون فعلا درآمدی آنچنان نداریم که بتونیم فایلهای مربوطه را خریداری کنیم و بنا به گفته ی خود شما فعلا باید از فایلهای رایگان استفاده کنیم.
ممنون از به اشتراک گذاری حس و حال خوبتون
حرف زیاده اما میخوام به نتیجه خیلی بالا برسم بعدا نتایج خود رو حتما اینجا اعلام میکنم