/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.png00گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-09-21 00:42:282025-10-18 05:28:55پروژه خانه تکانی ذهن | گام به گام
552نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من پروژه خانه تکانی ذهن رو با تعهد تا از روز اول مهر تا روز بیست و پنج مهر با تعهد ادامه دادم اما از روز 26 این پروژه به صورت تمرکزی قطع شد (بهانه هایی از جمله مهمان، کار فشرده بعد از رفتن مهمانها و…) …بعد هم با اینکه میخواستم اون تمرکز رو بذارم به علت احساس بد ناشی از اینکه چرا تعهدم رو شکستم نمیتونم تمرکز کنم…
حالا من با تمرکز روی دستاوردهای همون 25 روز تعهد و تمرکز روی آگاهی های این لایو ها تلاش میکنم تا دوباره متعهد بشم و از امروز باز هم با مرور دستورالعمل اصلاح مسیر کنم و بیام به صراط مستقیم…
هرچی که یادم میاد مینویسم:
1. شناخت خیلی بهتر افکارم و چگونگی نگاهم به خیلی از مسائل…و درک بهتر عمل کردن به قوانین جهان…بخصوص متوجه شدم که چقدر در دو مورد ضعف دارم و از موقعی که فهمیدم انصافا دارم تلاش میکنم تا خودم رو بهتر کنم…اول اینکه خیلی بقیه رو توی ذهنم قضاوت میکنم (از استادم در دوره جهانبینی یاد گرفتم در مورد پاشنه های آشیل ام نگم من اینجوری بودم…چون اون وقت فکر میکنم اون مسئله رو دیگه ندارم و دقت و تعهدم در مورد اون مسئله کم میشه و دوباره ازش ضربه میخورم بلکه همیشه بگم من اینجوری هستم…استاد گفتن این رو از انجمن معتادان گمنام یاد گرفتند که حتی بعد از 20 سال پاکی باز هم برای معرفی میگن من فلانی هستم یک معتاد…تا بدونن اعتیاد نقطه ضعف حال حاضرشون هست و مراقب رفتارهایی باشن که ممکنه اونها رو به سمت برگشت به اعتیاد سوق بده)…برای بهتر شدن مدام دارم توی ذهنم قضاوتها رو به سمت افکار بهتر جهت دهی میکنم…همین باعث ایجاد روابط بهتر با آدمها شده باعث دریافت محبت بیشتر از جهان اطرافم شده….دوم اینکه به قضاوت بقیه هم خیلی اهمیت میدم…برای اینکار هم وقتی انتقادی ازم میشه یا مستقیم یا غیر مستقیم باور هایی درست رو تکرار میکنم مثلا اینکه اون چی فکر میکنه اصلا تاثیری در سرنوشت من نداره افکار من و باورهای من هست که زندگی منو خلق میکنه….اگه مسیری که من باور پیدا کردم درسته با سند و مدرک به درستی اش ایمان آوردم که دیگه نباید نگاه بقیه ناراحتم کنه…اگه نه که دیگه زر مفت میزنم که من ایمان آوردم…یا مسیرم رو با ایمان ادامه میدم…یا اگه اطمینان ندارم برم دنبال دلایلی بگردم تا ایمانم رو تقویت کنه…اینکه اون آدم چی میگه که اصلا مهم نیست
2. گفتگوهای درونی ام طبق گفته خانم شایسته عزیز واقعا مثبت تر و خداگونه تر شده…این بهم خیلی کمک میکنه تا مدت زمان بیشتری در احساس خوب باقی بمونم…این باعث میشه از زندگی ام لذت ببرم
3. یکی از مسائلی که قبل از این پروژه برام ایجاد شده بود به راحتی حل شد…در حقیقت توی کارم ازم یک شکایتی شده بود و من که اصلا تابحال چنین چیزی رو تجربه نکرده بودم خوب اولش خیلی بهم ریختم اما طبق دستورالعمل پروژه رهاش کردم گفتم من که نمیتونم کاری کنم براش…حتی واقعا یکبار منو برای توضیح خواستن…خیلی جالب بودم برام که اولش تمام بدنم میلرزید چون اصلا نمیدونستم چی باید بگم و چی میشه….اما خدا یه دستان مهربونی رو اونجا قرار داد که اصلا قرار نبود اونجا باشند اومدن بهم توضیح دادند که چیزی نیست نگران نشو…این در حقیقت مربوط به شما نیست ما بررسی کردیم و خیلی مهربانانه و با احترام باهام برخورد شد…حتی خودشون توضیح دادند که چی باید بنویسم…توی این مدت ذهنم رو کنترل کردم تا فک کنم در روز بیستم و چهارم پروژه برام یه ابلاغیه اومد که هم خود قاضی حکم داده که من بی مسئولیتی نکردم و هم خود شاکی منصرف شده و اصلا شکایتش رو پس گرفته…اونقدر خدا رو شکر کردم که این مسئله منو به راحتی از مسیر آسان برام حل کرد که اون روز خدا شاهده میخواستم بال در بیارم برم تا خود آسمون…راستش این مدت انقدر آگاهی های این پروژه انقدر بهم کمک کرده بودند حتی مدتی فراموشش کرده بودم…اما خوب باز یادم می افتاد و یکم استرس پیدا میکردم اما دوباره با تکرار افکار خوب حسم بهتر میشد…میدونی فکر کردم با خودم که مسائل هیچ وقت از زندگی حذف نمیشن اما ما میتونیم از مسائل مون بزرگتر بشیم…و دیگه به قول معروف بیدی نباشیم که با این بادها بلرزیم
4. دو تا از پروژه های کاری که بعنوان شاخ و برگ های اضافی میخواستم حذفشون کنم یکی کامل انجام شد و یکی تا حد خیلی خوبی انجام شد و فقط کمی از جزئیاتش باقی مونده که دارم انجامش میدم تا برای دنبال کردن علاقه ام رهسپار فصل جدید زندگی ام بشم.
5. حین گوش دادن به یکی از لایو ها بودم یهو یه حسی بهم گفت برم دلار بخرم…بعد از اتمام لایو قیمت دلار رو پرسیدم حساب کردم با پس اندازم چقدر میشه خرید…خلاصه سفارش دادم تا فاکتور رو بفرسته برام و من واریز کنم خدا شاهده تا داشتم توی اپلیکیشن مبلغ رو واریز میکردم یهو دیدم اسمس بانک هست..چک کردم دیدم حقوقم واریز شده از یکجا که یک هفته زودتر از موعد بود…مبلغ با اختلاف جزئی همون مبلغی بود که داشتم برای فروشنده واریز میکردم…واقعا متحیر شدم و همون لحظه سفارش دو برابر مبلغ رو دادم…از همون فرداش دلار شروع کرد به افزایش یعنی یسری مسائلی توی منطقه پیش اومد که باز من ازشون خبر نداشتم که گویا باعث افزایش قیمت شدند…واقعا بیشتر باور کردم چقدر نزدیک شدن به اصل معجزه میکنه…میدونی قشنگی این نوع استفاده از قوانین چیه که هیجان ما از تست کردن قوانین خداوند و درست از آب در اومدن عمل به الهامات بیشتر شیرین هستند تا خود نتیجه…من اصلا هیچ وقت قیمت دلار رو چک نمیکنم و اصلا از نوسانات خبر ندارم…این حقوقم اصلا قرار نبود تا 18 ام واریز بشه اما درست 10 ام واریز شد و درست همون لحظه ای که من میخواستم پول رو واریز کنم…همه اینها توی ذهن من آسان شدن برای آسانی ها هست طبق قانون…همه اینها در مدار رزق قرار گرفتن هست…فقط حساب کنم که چند وعده غذایی در این مدت مهمان خداوند بودم قابل شمارش نیست…خدایا شکرت برای دلایل بیشتری که هر روز برای شکرگزاری بهمون میدی…فقط امیدوارم که بنده شکرگزارتری باشم
6. الان یادم افتاد دو تا از افرادی که در گذشته خیلی باهاشون ارتباط داشتم ولی دیگه نمیتونستم ببینمشون به خاطر احساس خوبی که بهشون نداشتم…رو این مدت ملاقات کردیم و خیلی ارتباط خوبی هم داشتیم….این هم از تغییرات شخصیتی من هست…یکی از اونها دوستی نزدیک از دوستان دانشگاهم هست که از بعد آشنایی با این قوانین از دیدنش طفره میرفتم…چون اون موقع با اینکه لحظاتی خوب با هم داشتیم و ظاهرا شاد بودیم اما بیشتر مواقع راجع به مسائلی حرف میزدیم که خلاف قانون بود…من دوست نداشتم به دیدنش برم به این دلیل که یک فکر میکردم اون به دستاوردهای بیشتری رسیده و من احساس خوبی نداشتم…دوم اینکه توی ذهنم این رو ساخته بودم که اون فقط از ناسپاسی ها میگه و من دوست ندارم…و آخرین باری که دیدمش فقط دوست داشتم ازش جدا بشم…از طرفی من مدتی بود همش از خدا میخواستم که دوست دارم دوباره زندگی ام با دوستان شاد و مهربون پر بشه…با انسانهای موفق و ثروتمند…خیلی جالب بود که هر زمان هم دوستم منو دعوت میکرد من نمیتونستم برم…اما اینبار که دعوتم کرد من موقعیت داشتم…گفت چند تا از بچه های دانشگاه دارن میان توام دوست داری بیا…اما حس ام میگفت برو…و متوجه شدم اول اینکه حس بسیار خوبی به خودم داشتم…اصلا احساس اینکه من چیزی از اونها کمتر دارم نداشتم…خودم بودم و حتی تظاهر به چیزی نمیکردم…دوم متوجه شدم که با اینکه اتفاقات اخیری رخ داده بود که ممکن بود خیلی جاها صحبتش بشه اصلا اونجا نبود و خیلی شاد بودیم و خیلی از بودن با هم لذت بردیم…و بعد دیدم اگه به حس ام اعتماد کنم و هدفم شادی باشه من فقط به جاهایی هدایت میشم که اونجا خواسته های من هستند…تازه چقدر توانا بودم توی دوستم همون ویژگی هایی رو ببینم و روی نکات مثبتی ازش تمرکز کنم که قبلا هم درش دوست داشتم و انگار اون هم به طرزی جادویی همونها رو بهم نشون میداد…نفر دوم هم از بستگانم هست که ایشون رو هم در شرایط خیلی عالی دیدم…رفتیم ویلاشون…خیلی هم لذت بردیم…متوجه شدم چون من کمتر قضاوت میکنم و انتظارات مثبت تری دارم آدمها هم وجهه مثبت تری از خودشون رو نشون میدن…به این فامیل ام هم افتخار کردم که انقدر ثروتمنده و اینچنین ویلایی ساخته و سوار ماشین مورد علاقه ام شدم که به تازگی خریدن…تونستم کمی باهاش رانندگی کنم خیلی ذوق کردم…چقدر حس خوبی بود..و با دیدن امکانات مالی اونها کلی خواسته جدید برام ساخته شد…
8. مدتها بود دلم میخواستم برم مژه بکارم…دوست داشتم امتحانش کنم…و خوب نمیدونستم خوب میشه یا نه…بعد فکر این رو میکردم توی محیط کار چی میشه…اصلا قیافه ام چجوری میشه… انگاری هل داده شدم…یهو یکی از همکارام اومد گفت دارم یاد میگیرم کسی رو میخوام بیاد براش انجام بدم…منو برد بعنوان نمونه…تازه خیلی هم عالی کار کرد جالب بود که حتی ازم هزینه نگرفت…و کار انقدر خوب و طبیعی شد که هیچ کس باور نمیکرد مژه کاشتم…خیلی خدا رو شکر کردم که به این ترس ام هم غلبه کردم
9. یکی از ترس هایی که توی چند ماه اخیر در من شکل گرفته بود…ترس از سگ های ولگرد بود…راستش من قبلا حسی بهشون نداشتم حتی گاهی بهشون غذا میدادم…اما دو بار توی پارک بهم حمله کردند و هر بار توسط فرشتگان خداوند نجات پیدا کردم (اشاره به اون آیه ای که خداوند میفرماید دو فرشته رو مامور حفاظت انسان قرار دادیم)…این باعث شده بود مدتها اصلا توی اون خیابون نرم…بعد خیلی ناراحت بودم که این ترسم باعث میشه از پیاده روی توی پارک مورد علاقه ام محروم شدم…خلاصه به صورت تکاملی یواش میرفتم کوچه های اطرافش باورهای توحیدی رو تکرار میکردم…تا اینکه بعد از مدتها هفته پیش با خواهرم و امروز صبح هم به تنهایی رفتم…با اینکه اونجا کلی سگ ولگرد خوابیده بود همش به خودم میگفتم یا ایمان داری میری و باور داری خدا حفظت میکنه یا اینکه همینجا بهتره بمیری…بدون ایمان مرگ بهتره…یا فرشته های خدا رو در کنارم میدیدم که اصلا نمیذارن کسی بهم نزدیک بشه…و چه حس خوبی بود واقعا ایمان حس خیلی خوبیه…به خودم واقعا افتخار کردم
10. حذف شدن افکار اضافی از ذهنم باعث شدن که بتونم به قدمهای بعدی فکر کنم و ایده های بهتری برای تصمیمات آینده در ذهنم شکل بگیره که به امید الله مهربان با شروع مجدد این خانه تکانی یکی به یکی به انجامشون توانا میشم
اینها فقط نتایجی هستند که الان یادم میان…روز به روز حتی ساعت به ساعت اتفاقات خوب رخ میده…و اصلا نمیشه نتایج رو نوشت…مهمترین نتیجه که اون احساس آرامش درونی و رضایت هست که اصلا قابل به بیان نیست…
از خانم شایسته عزیز برای تدارک این کلاس فوق برنامه بی نهایت ممنونم
انشا الله باز از امروز این خانه تکانی رو استارت میزنم تا باز مدارم رو ارتقا بدم و نتایج بزرگتر رو رقم بزنم
هر چیزی رو از زاویه ای ببینم که به احساس بهتری برسم.
زندگی باید راحت و لذت بخش باشه پس باید ساده باشه.
کنترل ذهن با تمرین بهتر میشه. اینکه بتونم ذهنمو کنترل کنم، افکارمو کنترل کنم. نجواهای ذهنم رو کنترل کنم و ببرم به سمتی که بهم احساس بهتری میده، هدایت ها رو میتونم دریافت کنم و توی مسیرم بهتر پیش برم.
سلام به استاد عزیز و مریم مهربون میخواستم بدونم با فایل های رایگان هم میتونم به نتیجه برسم پاکسازی ذهن ؟ میتونم تغییر کنم قوانین گفته شده ، من میخوام شروع کنم خسته شدم از روزمرگی هام ، میخوام از فایل های رایگان استاد شروع کنم ممنون میشم راهنماییم کنید که میشه از فایل های رایگان شروع کرد و نتیجه داره
الان که اینو برات مینویسم 19 روز هست که وارد این سایت توحیدی شدی و خبر خوب اینکه از روزمرگی هات خسته شدی و این تضاد و ناخواسته, هدایتت کرده به اینکه از فایل های بسیار ارزشمند و تغییر دهنده ی دانلودی (رایگان ) استفاده کنی،
این همون قدم اولی هست که اکثر ماها باهاش شروع کردیم ، به عنوان شاگرد استاد عباس منش ، که هفت سال بااین آگاهی های جان بخش زندگی میکنم و زندگیمو کنفیکون کردم در تمام جنبه ها(مالی،خونه وماشین- اعتماد بنفسی، تحصیلات،کار،پول ،شغل ، موقعیت اجتماعی، اندام مناسب ، روحیه شاد و امیدو به زندگی و هزاران دست آورد دیگه …)بایدبا اطمینان و یقین قلبی که دارم بهت بگم که اگر واقعا میخوای زندگیت رو تغییر بدی و طعم زندگی شیرین رو بچشی ، با آگاهی های که سخاوتمندانه استاد عباس منش عزیزم درفایل های دانلودی ، رایگان دراختیارشما و ما ،قرار داده شروع کن و روزانه حتما ازشون بهرمندشو و اینجوری به ذهنت خوراک مناسب برسون و تعهد داشته باش و استمرار داشته باش و راجبشون فکر کن، و در زندگیت پیادشون کن ،تا کم کم طی گذشت زمان نه چندان زیاد، به وضوح تغییراتتو ببینی و لذت ببری از سبک جدیدزندگی که برای خودت انتخاب کردی،
پیشنهاد من هم مثل دوست عزیزمون «هامون» فایل های روز
/شمار تحول زندگی من /
هست که از قسمت گام به گام سایت میتونی پیداش کنی و از فصل یک ،روز یک آغاز کنی و هرروز حتما گوش کنی و دیدگاه بگذاری،مهمه که هرروز هرچی متوجه شدی بنویسی و اینجوری خواهی دید که چطور به زیبایی هرچه تمام تر هدایت میشی به شیوه درست ، زیستن و فقط خدا میدونه که چه اتفاق های مبارکی منتظرتوست که دراین مسیر باشی و اونا خودشونو بتو برسونن و تو لذت ببری از خلقشون،
از مهدی عزیز، هامون عزیز و زهرای عزیز هم سپاسگزارم که تااین لحظه وقت گذاشتند و برای دوست عزیزمون آتنای عزیز پاسخ نوشتند،سپاس ازشما عزیزان.
برات ثروت، سلامت، و سعادتمندی در دنیا و آخرت رو آرزو میکنم آتنای عزیز ،که اگر متعهدانه درمسیر آگاهی های این سایت بمونی حتماهمه شونو تجربه خواهی کرداونم به صورت بسیار آسان و طبیعی…
این فایل ها به هیچ عنوان رایگان نیست و آگاهی های درون این فایل ها میلیارد ها دلار می ارزه شما از فایل های رایگان شروع کن و شروع کن به کنترل کردن ذهن به قول خود استاد از فایل های دانلودی شروع کن و از نتیجه های اون ها و ثروتی که از استفاده از اگاهی های اون فایلا ساختی محصولات رو خریداری کنید.
پیشنهاد من به شما اینه که از قسمت دانلود ها وارد بخش روز شمار بشید و متعهدانه از فصل اول شروع کنید . اونوقت شگفت زده میشید از کارکرد قانون.
سلام اتنای عزیزم. بله چرا نمیشه همه ماهایی ک اینجا هستیم شروعمون از همین فایل های رایگان بود و چه نتایج عالی گرفتیم و بعد قدم به قدم هدایت شدیم به خرید محصولات.
این رو در نظر داشته باشید همچنین فایل های رایگان چقققققدر آگاهی های ناب داره و خودش یک دوره هست ک استاد به صورت رایگان گذاشتن وقتی گوش میدی و عمل میکنی میفهمی اینا گنجههههه گنجج.
سلام به شما دوست عزیز ، من از فایل ها و خانه تکانی ذهن شروع کردم ، الان در زندگیم طوفان ها و تجربیاتی هست که میپذیرم خودم با افکارام به وجود آوردم اما خسته شدم میخوام تغییر کنم ، الان در وضعیت بیکاری هستم و بدهی ، نمیشه خرید کنم از محصولات استاد عزیز ، فعلا میخوام از دوره های رایگان استاد استفاده کنم و ممنونم از شما دوستان عزیز که راهنماییم کردید میخواستم بدونم واقعا جواب میده یا دورهای استاد تمرین میدن نتیجه داره ، که متوجه شدم فایل رایگان جواب میده بتونم شرایط زندگیم و خودمو تغییر بدم ، واقعا از خودم وضعیت زندگیم خسته شدم ، توکل به خداوند که هدایتم کنه و به یاری خداوند تغییر کنم ایشالله ️
مانتو که عاشقشم خیلی ساده رفتیم خریدیم وبا این یهدما نیس دوتا مانتو کتونی گرفتم همه اینا نتیجه دوماه خیلی رویایی برام اینکه هر هفته کم کم یه بار دوبار رستوران و چقدم غذا از بیرون هدایتی میومدو من تمرکزم روی طراحی گام به گام بودم ارزوهای کوچیکو بزرگم هدایت شدم یه رستورانی که خیلی دوس داشتم برم رفتیم سریال سفر به دور امریکا میبینم وپر از شور اشتیاق پر از ایمان سپاسگزاری شدم قشنگ یه روز انجام ندادم برام خیلی سخت بود به عجیب حتی جمعه ها ما میریم دهات ولی هدایتی میموندیم تا انجام بشه بعد میرفتیم خیلی باحال روابطم خیلی با عشقم خدا احساس لیاقتی عشقی خالص تر وتوی روابط با بقیه هم راحت تر شادتر عاشقترر
و اینم سپاسگزاری از بهترین پروژه تاثیر گزار زندگیم ونتایجه عالیش کلی ایمان بیشتر کرده به قانون واطمینانمو به قانون بیشتر و قدرت رب با رستوران کافه و باغ جاهای روزهای خفن شکرت چقد این ماه دور همی با احساس فراوانی لذت داشتیم خیلی خوشگزاش حتما ادامش میدم همیشه
الان که دارم اینو مینویسم سر کارم و یه ایرپاد تو گوشمه تقریبا روزی 12 یا 10 ساعت گام های خانه تکانی ذهن رو گوش میکنم و همیشه به تکنیک ها و نکته هاش عمل میکنم.
بچها اینقدر الان خوشحال و پر انرژی ام خداشاهده دوست دارم همین الان برم تو یه کوهی بیابانی جایی فقط دااااد بزنم و بگم خداااااایاااااا شکرتتتتتتت….
من هنوز از لحاظ مالی تغییر خاصی نداشتم
ولی سلامتیم خیلی بهتر شده تعداد قرص های سر دردی که میخوردم یک پنجم هم کمتر شده.
و اینقدرررر انرژیم بالا رفته خدا شاهده بعضی وقتا دوست دارم به جای خواب برم مثلا ورزش کنم.شاید خندتون بگیره ولی هر کی منو میبینه فراررر میکنه میگه وای بازم مهدی اومد خخخ
سلام استاد عزیزم مریم خانم شایسته من به صورت اتفاقی این فایل رو گوش دادم وبرام خیلی جالب بود و با مسئله ای که من دارم ونتونستم. رها کنم وخودم رو آزاد کنم من هم مخوام تو این پروژه شرکت کنم وخودم رو آزاد کنم واز وابستگی دور بشم به من کمک کنید تا به بتونم توحید رو به معنی واقعی در درون خودم احساس کنم ازتون ممنون وسپا سلام گذارم واز خداوند بسیار تشکر میکنم که من رو هدایت کرد به این فایل
بنام خداوندی که هرچه دارم از ان اوست….. سلام عرض میکنم خدمت استاد عباسمنش فوقالعاده مهربان و قوی وخانم شایسته عزیزم .. نحوه ی اشنایی من با استاد این طور بود که یک شب دقیقا فک کنم اردیبهشت امسال 1404 بود که از شدت غم و ترس و احساس عجز و بدبختی بخاطر رفتار همسرم و همزمان با دیدن چندرفتار زشت از فرزندم به ناتوانی تمام در حل مسایل رسیده بودم.ساعت 1 شب بود که داشتم روی پله های خونه ام گریه میکردم و همش میگفتم خدایا من خیلی خسته ام .من کسی رو ندارم.من هیچ پشتوانه ای ندارم چیکار کنم .خیلی اوضاع بهم ریخته بود سالها کتک و تحقیر و سرزنش و عدم حمایت از هیچ کسی حتی خانواده ام داشت منو به جنون میرسوند .خلاصه گریه میکردم و همون لحظه یه حسی به من گفت برو تو گوگل سرچ کن.اخه من همیشه هرچیزی رو تو گوگل سرچ میکردم.بعد دقیقا یادمه نوشتم خدایا خسته ام چیکار کنم بطرز معجزه واری یک جمله ای اومد روی یکی از سایت ها که نوشته شده بود توسط یک اقایی که خانومش باهاش نمیساخته و ایشون تمرکز کرده روی ویژگی های مثبتش و خانومش خیلی عوضش شده بود و نوشته بود و تاکید کرده بود که برید فایل های رایگان استاد عباسمنش رو مطالعه کنید .. تا اسم استاد رو دیدم سریع سرچ کردم تا ببینم این اقا کیه …با شنیدن اولین حرفها و صدای ایشون انگار خود خدا داشت باهام حرف میزد .یکم گوش دادم و بعدش خوابم برد.فردا اول صبح رفتم تلگرام و یکی از فایلهای استاد رو گوش دادم و خیلی حرفاش به دلم مینشست هر چقدر بیشتر میفهمیدم ومیشنیدم بیشتر و بیشتر کنجکاو و شیفته ی اون حرفها میشدم انگار سالها بود اون حرفها رو میدونستم ولی کسی نبود بهم بگه ..ساعتها گریه میکردم و از خدا تشکر میکردم که اون شب دستامو گرفت و منو کشوند سمت گوگل تا اسم استاد بیاد و منو با خودش اشنا کنه اونم دقیقا لحظه ای که در اوج نا امیدی بودم ….من احساس نوزادی رو داشتم که تازه متولد شده و داره از نو زندگی رو شروع میکنه ..داستان زندگی من خیلی شبیه زندگی استاده فقط با این تفاوت که من بیشترین و شدیدترین تضادها رو بعداز ازدواج تجربه کردم.از هرنوعش که تصور بکنید قابل گفتن نیست….اما بی نهایت خوشحالم که خدای مهربان و حمایتگرم رو پیدا کردم .بینهایت خوشحالم که دوستای جدید و خانواده جدید پیدا کردم.قبلا از تلگرام و بعداز جنگ از روبیکا فایل های استاد رو بصورت مجانی اونم درهم برهم از هر دوره ای یکی دو فایل گوش میدادم اما یک روز به خودم اومدم و تعهد دادم که باید دوره ها رو بخرم بعد گوش بدم چون از اولش ته دلم راضی نبود گوش بدم اونم بصورت مجانی .تمام اون کانال ها رو حذف کردم و الان1 ماهی میشد که میخواستم عضو سایت بشم اما بهر دلیلی نمیشد. امروز بعداز خوندن قران از خدا خواستم که منو به سمت ورود به این دنیای واقعی هدایتم کنه ومن امشب ساعت 10 روز 26/6/1404 عضو سایت شدم از شدت خوشحالی دارم اشک میریزم .انشالله به امید خدای مهربانم تعهد میدم که گامهای تکاملی رو طی کنم و به استادی تو همه زمینه ها برسم و یک روزی مطمعنم و باور دارم همون خدایی که منو با این سایت اشنا کرد به بقیه رویاهام هم میرسونه و اونموقع میام و از نتایجم براتون مینوسم با یاری الله .بینهایت از خدای مهربان سپاسگزارم و از استاد عزیزم ممنونم که مسیر رو به من و به همه اونایی که دنبال خدای درونشون هستن نشون داد
عزیزانی که تصمیم به تغییر بنیادی گرفتیم وباورکردیم که آقا منم که زندگی خودم خلق میکنم وسپاسگذار پروردگار خودمم که قدرت بینهایت خلق زندگی من رابه من داده تا هرآنچه که میخواهم راباافکاروباورهایم خلق کنم فارق از هر دین و مذهب وسن وسال و شرایط کنونی
من با یه ایمیلی درسایت استاد ثبت نام بودم قبلا که 807روز عضو سایت بودم چقدر نتایج خوبی توزندگیم گرفتم ازجمله مهمترین نتایج زندگی من آرامش زندگی بودوتغییراتی از جمله دروغ نمیگفتم غیبت نمیکردم حرف زشت نمیزدم غصه که اصلا امید به آینده خیییلی زیاد بود دفترها از شکرگذاری ویاداشت برداری از فایلهای رایگان وقدم اول که خریده بودم آرزوها وروئیاهایی رو دسر داشتم و برای خودم مکتوب کرده بودم هرروزتمرین ستاره قطبی تجسم خلاق که الان ماشین مورد علاقه ام رو سوار میشم بایه آهنگ انگیزشی ومیرم به سمت شرکت وچندین هدف خیلی بزرگ که به قول استاد ازقدمهای کوچیک شروع کرده بودم ودرمسیرش بودم اینها همه طی 800روزمتوالی و مستمر در سایت.ویه روند تکاملی کم کم داشت خیلی خوب پیش می رفت درحالی که من یه شرکتی مشغول بودم و به میزانی که روی خودم کارکرده بودم افکارجدید ساخته بودم شرایط زندگی و کار تقریبا عالی بود
نسبت به قبل که چکاب کرده بودم هرگز طی 38سال قبل این آرامش را نداشتم
اگر این مسیر را ادامه ندهیم هرگز متوقف نمیشویم بلکه نتایج برعکس میشود
یه جایی بایه سایتی جهت کسب و کار آشناشدم که فکر میکردم تنها راه موفقیت مو پیداکردم ودقیقا اون جایی بودم که نباید میبودم
البته بگم بدون درنظر گرفتن اینکه خدامنوهدایت کنه یاازخدابخوام ببینم این مسیر برام خوبه یانه وارد سایت شدم که از اونجا بود که یواش یواش از سایت عباسمنش عزیزدورشدم ودچارروز مرگی وکم کم اون سایته درآمد خوبی داشت بعضاً ولی این پولها درقبال نگرانی استرس بدوبدو عجله دوری از خداوند که طی یه ماهی که من درگیر این سایت شدم بماند که هرچی پول بود رفت هرچی باور خوب ساختم رفت که ازنظر ذهنی چقدر عقب افتادم ادمایه معمولی وقتی چیزی رو ازدست میدن به زمین و زمان فروش دری وری میگن بقیه رو مقصر میدونن ولی ماکه تصمیم به تغییر گرفتیم انگاری خییییلی برامون سخته که بتونیم این برخورد رو داشته باشیم و تغییر افکارما نسبت به کسی که به قول استاد تودرودیوارن خیلیییی رومون تاثیر میزاه بااینکه من میدونستم مسیر اشتباهه حالمو بد میکنه اینقدر جهان چک ولگدها رو زد تا امروز ول کردم گفتم منی که این همه مدت روی خودم کار کردم و تغییرات من انگار بنیادین نبوده دوباره باید ازاول شروع کنم ویه فندانسیون قوی بسازم سپاسگذارم خداوندم که از هر لحظه ای که شروع میکنی به تغییر دوبار بااغوش باز میپذیرد دوباره بایه ایمیل جدید استارت پرقدرت و متعهدانه به خودم وخدای خودم با شروع پروژه خانه تکانی ذهن و قرارگرفتن در مسیر خداوند در مسیر آرامش توحید یکتاپرستی دوری ازشرک و حساب نکردن روی عوامل بیرونی درنهایت این استمراروتکامل و هدایت الله پاک رسیدن به آرزوها وروئیاها به روش استا عباس منش عزیز عاشقانه دوست تون دارم
بلکه به خودت بگو من اشتباه کردم و بهاش و پرداخت کردم همونطور که قبلا تونستم تغییر کنم الان هم با ایمان به خداوند محکم تر و متعهدانه تر از قبل قدم برمیدارم
و بدون که این سری بهتر از قبل میشوی ایمان قوی و باورهای قوی برای خودت میسازی
از خداوند کمک بخواه که قدرت مطلق ست
در پناه خداوند مهربانم باشین سالم و ثروتمند
انشالله به زودی میای از نتایج قشنگت مینویسی از ایمان به خداوند برامون مینویسی
سلام مففرکانسی عزیز سپاسگذارم کامنت های زیبای شما و پیگیرم ممنون بابت راهنمایی هاتون نه سرزنش که نمیکنم به خودم یه فرصت دوباره جهت باور به خالق بودن خودم دادم که بیشتر به خداوند توکل کنم و عوامل بیرونی رو در موفقیت خودم دخیل نکنم و اینبار انشالله متعهدانه. ومتوکلانه تر حرکت کنم
سلام به خانواده صمیمی عباس منش خوشحالم که با تلاش و استمرار تونستم عضو این خانواده شوم باور دارم ک خداوند به درخواستم برای تغییرم پاسخ داده و من رو با شما بزرگواران آشنا کرده اینکه تونستم مشکل سایت رو حل کنم و با اموزش و خواندن راه حل هایی ک شما فرستاده بودید عضو سایت شوم بسیار حس خوبی ب من داد و واقعا فهمیدم ک اگر بخواهم میشود و حالا میخواهم ک تغییر کنم همه چیز برایم تغییر کند خدایا شکرت
به نام خداوند بخشنده مهربانم
با کسب اجازه از خداوند مهربانم برای نوشتن
من پروژه خانه تکانی ذهن رو با تعهد تا از روز اول مهر تا روز بیست و پنج مهر با تعهد ادامه دادم اما از روز 26 این پروژه به صورت تمرکزی قطع شد (بهانه هایی از جمله مهمان، کار فشرده بعد از رفتن مهمانها و…) …بعد هم با اینکه میخواستم اون تمرکز رو بذارم به علت احساس بد ناشی از اینکه چرا تعهدم رو شکستم نمیتونم تمرکز کنم…
حالا من با تمرکز روی دستاوردهای همون 25 روز تعهد و تمرکز روی آگاهی های این لایو ها تلاش میکنم تا دوباره متعهد بشم و از امروز باز هم با مرور دستورالعمل اصلاح مسیر کنم و بیام به صراط مستقیم…
هرچی که یادم میاد مینویسم:
1. شناخت خیلی بهتر افکارم و چگونگی نگاهم به خیلی از مسائل…و درک بهتر عمل کردن به قوانین جهان…بخصوص متوجه شدم که چقدر در دو مورد ضعف دارم و از موقعی که فهمیدم انصافا دارم تلاش میکنم تا خودم رو بهتر کنم…اول اینکه خیلی بقیه رو توی ذهنم قضاوت میکنم (از استادم در دوره جهانبینی یاد گرفتم در مورد پاشنه های آشیل ام نگم من اینجوری بودم…چون اون وقت فکر میکنم اون مسئله رو دیگه ندارم و دقت و تعهدم در مورد اون مسئله کم میشه و دوباره ازش ضربه میخورم بلکه همیشه بگم من اینجوری هستم…استاد گفتن این رو از انجمن معتادان گمنام یاد گرفتند که حتی بعد از 20 سال پاکی باز هم برای معرفی میگن من فلانی هستم یک معتاد…تا بدونن اعتیاد نقطه ضعف حال حاضرشون هست و مراقب رفتارهایی باشن که ممکنه اونها رو به سمت برگشت به اعتیاد سوق بده)…برای بهتر شدن مدام دارم توی ذهنم قضاوتها رو به سمت افکار بهتر جهت دهی میکنم…همین باعث ایجاد روابط بهتر با آدمها شده باعث دریافت محبت بیشتر از جهان اطرافم شده….دوم اینکه به قضاوت بقیه هم خیلی اهمیت میدم…برای اینکار هم وقتی انتقادی ازم میشه یا مستقیم یا غیر مستقیم باور هایی درست رو تکرار میکنم مثلا اینکه اون چی فکر میکنه اصلا تاثیری در سرنوشت من نداره افکار من و باورهای من هست که زندگی منو خلق میکنه….اگه مسیری که من باور پیدا کردم درسته با سند و مدرک به درستی اش ایمان آوردم که دیگه نباید نگاه بقیه ناراحتم کنه…اگه نه که دیگه زر مفت میزنم که من ایمان آوردم…یا مسیرم رو با ایمان ادامه میدم…یا اگه اطمینان ندارم برم دنبال دلایلی بگردم تا ایمانم رو تقویت کنه…اینکه اون آدم چی میگه که اصلا مهم نیست
2. گفتگوهای درونی ام طبق گفته خانم شایسته عزیز واقعا مثبت تر و خداگونه تر شده…این بهم خیلی کمک میکنه تا مدت زمان بیشتری در احساس خوب باقی بمونم…این باعث میشه از زندگی ام لذت ببرم
3. یکی از مسائلی که قبل از این پروژه برام ایجاد شده بود به راحتی حل شد…در حقیقت توی کارم ازم یک شکایتی شده بود و من که اصلا تابحال چنین چیزی رو تجربه نکرده بودم خوب اولش خیلی بهم ریختم اما طبق دستورالعمل پروژه رهاش کردم گفتم من که نمیتونم کاری کنم براش…حتی واقعا یکبار منو برای توضیح خواستن…خیلی جالب بودم برام که اولش تمام بدنم میلرزید چون اصلا نمیدونستم چی باید بگم و چی میشه….اما خدا یه دستان مهربونی رو اونجا قرار داد که اصلا قرار نبود اونجا باشند اومدن بهم توضیح دادند که چیزی نیست نگران نشو…این در حقیقت مربوط به شما نیست ما بررسی کردیم و خیلی مهربانانه و با احترام باهام برخورد شد…حتی خودشون توضیح دادند که چی باید بنویسم…توی این مدت ذهنم رو کنترل کردم تا فک کنم در روز بیستم و چهارم پروژه برام یه ابلاغیه اومد که هم خود قاضی حکم داده که من بی مسئولیتی نکردم و هم خود شاکی منصرف شده و اصلا شکایتش رو پس گرفته…اونقدر خدا رو شکر کردم که این مسئله منو به راحتی از مسیر آسان برام حل کرد که اون روز خدا شاهده میخواستم بال در بیارم برم تا خود آسمون…راستش این مدت انقدر آگاهی های این پروژه انقدر بهم کمک کرده بودند حتی مدتی فراموشش کرده بودم…اما خوب باز یادم می افتاد و یکم استرس پیدا میکردم اما دوباره با تکرار افکار خوب حسم بهتر میشد…میدونی فکر کردم با خودم که مسائل هیچ وقت از زندگی حذف نمیشن اما ما میتونیم از مسائل مون بزرگتر بشیم…و دیگه به قول معروف بیدی نباشیم که با این بادها بلرزیم
4. دو تا از پروژه های کاری که بعنوان شاخ و برگ های اضافی میخواستم حذفشون کنم یکی کامل انجام شد و یکی تا حد خیلی خوبی انجام شد و فقط کمی از جزئیاتش باقی مونده که دارم انجامش میدم تا برای دنبال کردن علاقه ام رهسپار فصل جدید زندگی ام بشم.
5. حین گوش دادن به یکی از لایو ها بودم یهو یه حسی بهم گفت برم دلار بخرم…بعد از اتمام لایو قیمت دلار رو پرسیدم حساب کردم با پس اندازم چقدر میشه خرید…خلاصه سفارش دادم تا فاکتور رو بفرسته برام و من واریز کنم خدا شاهده تا داشتم توی اپلیکیشن مبلغ رو واریز میکردم یهو دیدم اسمس بانک هست..چک کردم دیدم حقوقم واریز شده از یکجا که یک هفته زودتر از موعد بود…مبلغ با اختلاف جزئی همون مبلغی بود که داشتم برای فروشنده واریز میکردم…واقعا متحیر شدم و همون لحظه سفارش دو برابر مبلغ رو دادم…از همون فرداش دلار شروع کرد به افزایش یعنی یسری مسائلی توی منطقه پیش اومد که باز من ازشون خبر نداشتم که گویا باعث افزایش قیمت شدند…واقعا بیشتر باور کردم چقدر نزدیک شدن به اصل معجزه میکنه…میدونی قشنگی این نوع استفاده از قوانین چیه که هیجان ما از تست کردن قوانین خداوند و درست از آب در اومدن عمل به الهامات بیشتر شیرین هستند تا خود نتیجه…من اصلا هیچ وقت قیمت دلار رو چک نمیکنم و اصلا از نوسانات خبر ندارم…این حقوقم اصلا قرار نبود تا 18 ام واریز بشه اما درست 10 ام واریز شد و درست همون لحظه ای که من میخواستم پول رو واریز کنم…همه اینها توی ذهن من آسان شدن برای آسانی ها هست طبق قانون…همه اینها در مدار رزق قرار گرفتن هست…فقط حساب کنم که چند وعده غذایی در این مدت مهمان خداوند بودم قابل شمارش نیست…خدایا شکرت برای دلایل بیشتری که هر روز برای شکرگزاری بهمون میدی…فقط امیدوارم که بنده شکرگزارتری باشم
6. الان یادم افتاد دو تا از افرادی که در گذشته خیلی باهاشون ارتباط داشتم ولی دیگه نمیتونستم ببینمشون به خاطر احساس خوبی که بهشون نداشتم…رو این مدت ملاقات کردیم و خیلی ارتباط خوبی هم داشتیم….این هم از تغییرات شخصیتی من هست…یکی از اونها دوستی نزدیک از دوستان دانشگاهم هست که از بعد آشنایی با این قوانین از دیدنش طفره میرفتم…چون اون موقع با اینکه لحظاتی خوب با هم داشتیم و ظاهرا شاد بودیم اما بیشتر مواقع راجع به مسائلی حرف میزدیم که خلاف قانون بود…من دوست نداشتم به دیدنش برم به این دلیل که یک فکر میکردم اون به دستاوردهای بیشتری رسیده و من احساس خوبی نداشتم…دوم اینکه توی ذهنم این رو ساخته بودم که اون فقط از ناسپاسی ها میگه و من دوست ندارم…و آخرین باری که دیدمش فقط دوست داشتم ازش جدا بشم…از طرفی من مدتی بود همش از خدا میخواستم که دوست دارم دوباره زندگی ام با دوستان شاد و مهربون پر بشه…با انسانهای موفق و ثروتمند…خیلی جالب بود که هر زمان هم دوستم منو دعوت میکرد من نمیتونستم برم…اما اینبار که دعوتم کرد من موقعیت داشتم…گفت چند تا از بچه های دانشگاه دارن میان توام دوست داری بیا…اما حس ام میگفت برو…و متوجه شدم اول اینکه حس بسیار خوبی به خودم داشتم…اصلا احساس اینکه من چیزی از اونها کمتر دارم نداشتم…خودم بودم و حتی تظاهر به چیزی نمیکردم…دوم متوجه شدم که با اینکه اتفاقات اخیری رخ داده بود که ممکن بود خیلی جاها صحبتش بشه اصلا اونجا نبود و خیلی شاد بودیم و خیلی از بودن با هم لذت بردیم…و بعد دیدم اگه به حس ام اعتماد کنم و هدفم شادی باشه من فقط به جاهایی هدایت میشم که اونجا خواسته های من هستند…تازه چقدر توانا بودم توی دوستم همون ویژگی هایی رو ببینم و روی نکات مثبتی ازش تمرکز کنم که قبلا هم درش دوست داشتم و انگار اون هم به طرزی جادویی همونها رو بهم نشون میداد…نفر دوم هم از بستگانم هست که ایشون رو هم در شرایط خیلی عالی دیدم…رفتیم ویلاشون…خیلی هم لذت بردیم…متوجه شدم چون من کمتر قضاوت میکنم و انتظارات مثبت تری دارم آدمها هم وجهه مثبت تری از خودشون رو نشون میدن…به این فامیل ام هم افتخار کردم که انقدر ثروتمنده و اینچنین ویلایی ساخته و سوار ماشین مورد علاقه ام شدم که به تازگی خریدن…تونستم کمی باهاش رانندگی کنم خیلی ذوق کردم…چقدر حس خوبی بود..و با دیدن امکانات مالی اونها کلی خواسته جدید برام ساخته شد…
8. مدتها بود دلم میخواستم برم مژه بکارم…دوست داشتم امتحانش کنم…و خوب نمیدونستم خوب میشه یا نه…بعد فکر این رو میکردم توی محیط کار چی میشه…اصلا قیافه ام چجوری میشه… انگاری هل داده شدم…یهو یکی از همکارام اومد گفت دارم یاد میگیرم کسی رو میخوام بیاد براش انجام بدم…منو برد بعنوان نمونه…تازه خیلی هم عالی کار کرد جالب بود که حتی ازم هزینه نگرفت…و کار انقدر خوب و طبیعی شد که هیچ کس باور نمیکرد مژه کاشتم…خیلی خدا رو شکر کردم که به این ترس ام هم غلبه کردم
9. یکی از ترس هایی که توی چند ماه اخیر در من شکل گرفته بود…ترس از سگ های ولگرد بود…راستش من قبلا حسی بهشون نداشتم حتی گاهی بهشون غذا میدادم…اما دو بار توی پارک بهم حمله کردند و هر بار توسط فرشتگان خداوند نجات پیدا کردم (اشاره به اون آیه ای که خداوند میفرماید دو فرشته رو مامور حفاظت انسان قرار دادیم)…این باعث شده بود مدتها اصلا توی اون خیابون نرم…بعد خیلی ناراحت بودم که این ترسم باعث میشه از پیاده روی توی پارک مورد علاقه ام محروم شدم…خلاصه به صورت تکاملی یواش میرفتم کوچه های اطرافش باورهای توحیدی رو تکرار میکردم…تا اینکه بعد از مدتها هفته پیش با خواهرم و امروز صبح هم به تنهایی رفتم…با اینکه اونجا کلی سگ ولگرد خوابیده بود همش به خودم میگفتم یا ایمان داری میری و باور داری خدا حفظت میکنه یا اینکه همینجا بهتره بمیری…بدون ایمان مرگ بهتره…یا فرشته های خدا رو در کنارم میدیدم که اصلا نمیذارن کسی بهم نزدیک بشه…و چه حس خوبی بود واقعا ایمان حس خیلی خوبیه…به خودم واقعا افتخار کردم
10. حذف شدن افکار اضافی از ذهنم باعث شدن که بتونم به قدمهای بعدی فکر کنم و ایده های بهتری برای تصمیمات آینده در ذهنم شکل بگیره که به امید الله مهربان با شروع مجدد این خانه تکانی یکی به یکی به انجامشون توانا میشم
اینها فقط نتایجی هستند که الان یادم میان…روز به روز حتی ساعت به ساعت اتفاقات خوب رخ میده…و اصلا نمیشه نتایج رو نوشت…مهمترین نتیجه که اون احساس آرامش درونی و رضایت هست که اصلا قابل به بیان نیست…
از خانم شایسته عزیز برای تدارک این کلاس فوق برنامه بی نهایت ممنونم
انشا الله باز از امروز این خانه تکانی رو استارت میزنم تا باز مدارم رو ارتقا بدم و نتایج بزرگتر رو رقم بزنم
شکرگزارم که امروز توی این کلاس درس حضور داشتم :))
به نام خداوند هدایتگر
سلام به اساتید عزیزم و دوستانم
گام 27
کنترل ذهن = کنترل زندگی
هر چیزی رو از زاویه ای ببینم که به احساس بهتری برسم.
زندگی باید راحت و لذت بخش باشه پس باید ساده باشه.
کنترل ذهن با تمرین بهتر میشه. اینکه بتونم ذهنمو کنترل کنم، افکارمو کنترل کنم. نجواهای ذهنم رو کنترل کنم و ببرم به سمتی که بهم احساس بهتری میده، هدایت ها رو میتونم دریافت کنم و توی مسیرم بهتر پیش برم.
سلام به استاد عزیز و مریم مهربون میخواستم بدونم با فایل های رایگان هم میتونم به نتیجه برسم پاکسازی ذهن ؟ میتونم تغییر کنم قوانین گفته شده ، من میخوام شروع کنم خسته شدم از روزمرگی هام ، میخوام از فایل های رایگان استاد شروع کنم ممنون میشم راهنماییم کنید که میشه از فایل های رایگان شروع کرد و نتیجه داره
سلام به دوست ارزشمندم آتنای عزیز
الان که اینو برات مینویسم 19 روز هست که وارد این سایت توحیدی شدی و خبر خوب اینکه از روزمرگی هات خسته شدی و این تضاد و ناخواسته, هدایتت کرده به اینکه از فایل های بسیار ارزشمند و تغییر دهنده ی دانلودی (رایگان ) استفاده کنی،
این همون قدم اولی هست که اکثر ماها باهاش شروع کردیم ، به عنوان شاگرد استاد عباس منش ، که هفت سال بااین آگاهی های جان بخش زندگی میکنم و زندگیمو کنفیکون کردم در تمام جنبه ها(مالی،خونه وماشین- اعتماد بنفسی، تحصیلات،کار،پول ،شغل ، موقعیت اجتماعی، اندام مناسب ، روحیه شاد و امیدو به زندگی و هزاران دست آورد دیگه …)بایدبا اطمینان و یقین قلبی که دارم بهت بگم که اگر واقعا میخوای زندگیت رو تغییر بدی و طعم زندگی شیرین رو بچشی ، با آگاهی های که سخاوتمندانه استاد عباس منش عزیزم درفایل های دانلودی ، رایگان دراختیارشما و ما ،قرار داده شروع کن و روزانه حتما ازشون بهرمندشو و اینجوری به ذهنت خوراک مناسب برسون و تعهد داشته باش و استمرار داشته باش و راجبشون فکر کن، و در زندگیت پیادشون کن ،تا کم کم طی گذشت زمان نه چندان زیاد، به وضوح تغییراتتو ببینی و لذت ببری از سبک جدیدزندگی که برای خودت انتخاب کردی،
پیشنهاد من هم مثل دوست عزیزمون «هامون» فایل های روز
/شمار تحول زندگی من /
هست که از قسمت گام به گام سایت میتونی پیداش کنی و از فصل یک ،روز یک آغاز کنی و هرروز حتما گوش کنی و دیدگاه بگذاری،مهمه که هرروز هرچی متوجه شدی بنویسی و اینجوری خواهی دید که چطور به زیبایی هرچه تمام تر هدایت میشی به شیوه درست ، زیستن و فقط خدا میدونه که چه اتفاق های مبارکی منتظرتوست که دراین مسیر باشی و اونا خودشونو بتو برسونن و تو لذت ببری از خلقشون،
از مهدی عزیز، هامون عزیز و زهرای عزیز هم سپاسگزارم که تااین لحظه وقت گذاشتند و برای دوست عزیزمون آتنای عزیز پاسخ نوشتند،سپاس ازشما عزیزان.
برات ثروت، سلامت، و سعادتمندی در دنیا و آخرت رو آرزو میکنم آتنای عزیز ،که اگر متعهدانه درمسیر آگاهی های این سایت بمونی حتماهمه شونو تجربه خواهی کرداونم به صورت بسیار آسان و طبیعی…
سلام
این فایل ها به هیچ عنوان رایگان نیست و آگاهی های درون این فایل ها میلیارد ها دلار می ارزه شما از فایل های رایگان شروع کن و شروع کن به کنترل کردن ذهن به قول خود استاد از فایل های دانلودی شروع کن و از نتیجه های اون ها و ثروتی که از استفاده از اگاهی های اون فایلا ساختی محصولات رو خریداری کنید.
پیشنهاد من به شما اینه که از قسمت دانلود ها وارد بخش روز شمار بشید و متعهدانه از فصل اول شروع کنید . اونوقت شگفت زده میشید از کارکرد قانون.
یادتون نره احساس خوب مساوی با اتفاقات خوب
با ارزوی موفقیت
سلام اتنای عزیزم. بله چرا نمیشه همه ماهایی ک اینجا هستیم شروعمون از همین فایل های رایگان بود و چه نتایج عالی گرفتیم و بعد قدم به قدم هدایت شدیم به خرید محصولات.
این رو در نظر داشته باشید همچنین فایل های رایگان چقققققدر آگاهی های ناب داره و خودش یک دوره هست ک استاد به صورت رایگان گذاشتن وقتی گوش میدی و عمل میکنی میفهمی اینا گنجههههه گنجج.
سلام به شما دوست عزیز ، من از فایل ها و خانه تکانی ذهن شروع کردم ، الان در زندگیم طوفان ها و تجربیاتی هست که میپذیرم خودم با افکارام به وجود آوردم اما خسته شدم میخوام تغییر کنم ، الان در وضعیت بیکاری هستم و بدهی ، نمیشه خرید کنم از محصولات استاد عزیز ، فعلا میخوام از دوره های رایگان استاد استفاده کنم و ممنونم از شما دوستان عزیز که راهنماییم کردید میخواستم بدونم واقعا جواب میده یا دورهای استاد تمرین میدن نتیجه داره ، که متوجه شدم فایل رایگان جواب میده بتونم شرایط زندگیم و خودمو تغییر بدم ، واقعا از خودم وضعیت زندگیم خسته شدم ، توکل به خداوند که هدایتم کنه و به یاری خداوند تغییر کنم ایشالله ️
سلام و درود خدمت شما
خدا رو شکر کنید که به مسیر زیبا و پر از اتفاقات خوب هدایت شدین
شما میتونین از فایلهای رایگان یه مدت کوتاهی استفاده کنید
وباور و ایمانتون بهتر بشه
بعد اگه دیدین که علاقمند هستین برای تغییرات بزرگ
برای خرید دوره ها شروع کنید
و تغییرات اصلی اونجا صورت میگیره با گفته های فوقالعاده استاد و تمرین های که میدن ،بسیار شگفت انگیز
موفقیت و سربلندی برای شما آرزومندم
به نام خدای مهربان
این ماه خفن ترین ماه بود
مانتو که عاشقشم خیلی ساده رفتیم خریدیم وبا این یهدما نیس دوتا مانتو کتونی گرفتم همه اینا نتیجه دوماه خیلی رویایی برام اینکه هر هفته کم کم یه بار دوبار رستوران و چقدم غذا از بیرون هدایتی میومدو من تمرکزم روی طراحی گام به گام بودم ارزوهای کوچیکو بزرگم هدایت شدم یه رستورانی که خیلی دوس داشتم برم رفتیم سریال سفر به دور امریکا میبینم وپر از شور اشتیاق پر از ایمان سپاسگزاری شدم قشنگ یه روز انجام ندادم برام خیلی سخت بود به عجیب حتی جمعه ها ما میریم دهات ولی هدایتی میموندیم تا انجام بشه بعد میرفتیم خیلی باحال روابطم خیلی با عشقم خدا احساس لیاقتی عشقی خالص تر وتوی روابط با بقیه هم راحت تر شادتر عاشقترر
و اینم سپاسگزاری از بهترین پروژه تاثیر گزار زندگیم ونتایجه عالیش کلی ایمان بیشتر کرده به قانون واطمینانمو به قانون بیشتر و قدرت رب با رستوران کافه و باغ جاهای روزهای خفن شکرت چقد این ماه دور همی با احساس فراوانی لذت داشتیم خیلی خوشگزاش حتما ادامش میدم همیشه
به نام خدا
سلام ب همگی دوستانم
خب من چند روزیه ک تصمیم گرفتم برم بیرون و از کوچه های جدید تر راه خونه رو پیدا کنم و چیزای جدیدی ببینم
امروز از ی خیابون خیلی طولانی رفتم ک چندین سال پیشم رفتم ولی خیلی عوض شده بود اصلا آشنا نبود برام
و چقدر این خیابون تمیز بود
چقدر من امروز ماشینای خفن دیدم ببین همه میلیاردی ماشینهایی میدیدم ک اصلا نمیدانستم چیه از کجاست جدید بودن
آدم های جدید
اونم بدون موبایل رفتم کلا از گوشی یکم فاصله بگیرم
ذهنم میگفت ببر اگر کم شدی بالاخره مپی جستجوگری چیزی باشه پیدا کنی
اون هی داشت میگفت گم میشی
من میگفتم هدایت میشم
و رفتم رفتم
گفتم برای برگشت بزار این خیابون برم ببینم ب کجا میرسه
خیابون کاملا جدید بود اصلا پامو نداشته بودم
و رفتم و حسم مطمن بود ک همینو مستقیم برو حس اطمینان داشتم و رسیدم سر خیابون دیدم عه اومدم تو منطقه خودمون
گفتم دیدی میگم هدایت میشم
ذهنم داشت میگفت این مثلا اومدن تو مسیر جدیده کاری نکردی ک
گفتم همه چیز پله پله یواش یواش
قرار نیست یهویی بشه که همین الآنم عالی بودم همه چی جدید بود
به یه خانم سن بالایی لبخند زدم گفت بیا شمارتو بنویس (خندم گرفت )گفتم دستت درد نکنه خخخخ نمیدونم برای چی میخواست
خواستم بگم وقت ندارم فعلا
و اینکه هوا بسیار عالی بود آسمون عالی
و واقعا خداروشکر
و درمورد ی چی دیگم بگم شاید حالا نیاز ب گفتن نباشه ولی شاید کمک کننده باشه
تو خیابون یه آقایی ب من تیکه انداخت و جمله دوم تیکه ای ک انداخت خیلی قشنگ نبود
و من الان ک رسیدم خونه گفتم اولا اصلا توجهتو نده به هر حرفی و کسی و چیزی
دوم اینکه اصلا نگو چ پسر بی ادبی چقد بی شخصیت
بگو من در چ فرکانسی هستم روابطم در چ وضعی هست ک توی خیابون این حرفا گفته میشه
چ کم چ زیاد
همه چیو ب خودت برگردون
روی خودت کار کن
ب ویژگی مثبت آدما توجه کن
کم کم توی خیابون کسی حرفی بزنه چیزی بگه با احترام صحبت میکنه
همه چی ب خودت برمیگرده
و این درس خیلی خوبی داشت برام
و گفتم تو توجه بزار روی لبخندی ک آدما میزنن بهت
روی برخورد رفتار گرمشون
روی تمیزیشون فرهنگشون چهرشون
این مدل اتفاقات پیش میاد تو باید توجه ندی
.
الان که دارم اینو مینویسم سر کارم و یه ایرپاد تو گوشمه تقریبا روزی 12 یا 10 ساعت گام های خانه تکانی ذهن رو گوش میکنم و همیشه به تکنیک ها و نکته هاش عمل میکنم.
بچها اینقدر الان خوشحال و پر انرژی ام خداشاهده دوست دارم همین الان برم تو یه کوهی بیابانی جایی فقط دااااد بزنم و بگم خداااااایاااااا شکرتتتتتتت….
من هنوز از لحاظ مالی تغییر خاصی نداشتم
ولی سلامتیم خیلی بهتر شده تعداد قرص های سر دردی که میخوردم یک پنجم هم کمتر شده.
و اینقدرررر انرژیم بالا رفته خدا شاهده بعضی وقتا دوست دارم به جای خواب برم مثلا ورزش کنم.شاید خندتون بگیره ولی هر کی منو میبینه فراررر میکنه میگه وای بازم مهدی اومد خخخ
دم همتون گرم به خدای مهربان و مقتدر میسپارمتون…
سلام استاد عزیزم مریم خانم شایسته من به صورت اتفاقی این فایل رو گوش دادم وبرام خیلی جالب بود و با مسئله ای که من دارم ونتونستم. رها کنم وخودم رو آزاد کنم من هم مخوام تو این پروژه شرکت کنم وخودم رو آزاد کنم واز وابستگی دور بشم به من کمک کنید تا به بتونم توحید رو به معنی واقعی در درون خودم احساس کنم ازتون ممنون وسپا سلام گذارم واز خداوند بسیار تشکر میکنم که من رو هدایت کرد به این فایل
به نام خداوند مهربانم سلام به دوست عزیزم
اگر میخواهی توحید رو در درون خودت احساس کنی
از فایلهای دانلودی فایل توحید عملی رو گوش بده معجزه میکند و اشک میریزی و سجده شکر بجا میاری
در پناه خداوند مهربانم باشین
بنام خداوندی که هرچه دارم از ان اوست….. سلام عرض میکنم خدمت استاد عباسمنش فوقالعاده مهربان و قوی وخانم شایسته عزیزم .. نحوه ی اشنایی من با استاد این طور بود که یک شب دقیقا فک کنم اردیبهشت امسال 1404 بود که از شدت غم و ترس و احساس عجز و بدبختی بخاطر رفتار همسرم و همزمان با دیدن چندرفتار زشت از فرزندم به ناتوانی تمام در حل مسایل رسیده بودم.ساعت 1 شب بود که داشتم روی پله های خونه ام گریه میکردم و همش میگفتم خدایا من خیلی خسته ام .من کسی رو ندارم.من هیچ پشتوانه ای ندارم چیکار کنم .خیلی اوضاع بهم ریخته بود سالها کتک و تحقیر و سرزنش و عدم حمایت از هیچ کسی حتی خانواده ام داشت منو به جنون میرسوند .خلاصه گریه میکردم و همون لحظه یه حسی به من گفت برو تو گوگل سرچ کن.اخه من همیشه هرچیزی رو تو گوگل سرچ میکردم.بعد دقیقا یادمه نوشتم خدایا خسته ام چیکار کنم بطرز معجزه واری یک جمله ای اومد روی یکی از سایت ها که نوشته شده بود توسط یک اقایی که خانومش باهاش نمیساخته و ایشون تمرکز کرده روی ویژگی های مثبتش و خانومش خیلی عوضش شده بود و نوشته بود و تاکید کرده بود که برید فایل های رایگان استاد عباسمنش رو مطالعه کنید .. تا اسم استاد رو دیدم سریع سرچ کردم تا ببینم این اقا کیه …با شنیدن اولین حرفها و صدای ایشون انگار خود خدا داشت باهام حرف میزد .یکم گوش دادم و بعدش خوابم برد.فردا اول صبح رفتم تلگرام و یکی از فایلهای استاد رو گوش دادم و خیلی حرفاش به دلم مینشست هر چقدر بیشتر میفهمیدم ومیشنیدم بیشتر و بیشتر کنجکاو و شیفته ی اون حرفها میشدم انگار سالها بود اون حرفها رو میدونستم ولی کسی نبود بهم بگه ..ساعتها گریه میکردم و از خدا تشکر میکردم که اون شب دستامو گرفت و منو کشوند سمت گوگل تا اسم استاد بیاد و منو با خودش اشنا کنه اونم دقیقا لحظه ای که در اوج نا امیدی بودم ….من احساس نوزادی رو داشتم که تازه متولد شده و داره از نو زندگی رو شروع میکنه ..داستان زندگی من خیلی شبیه زندگی استاده فقط با این تفاوت که من بیشترین و شدیدترین تضادها رو بعداز ازدواج تجربه کردم.از هرنوعش که تصور بکنید قابل گفتن نیست….اما بی نهایت خوشحالم که خدای مهربان و حمایتگرم رو پیدا کردم .بینهایت خوشحالم که دوستای جدید و خانواده جدید پیدا کردم.قبلا از تلگرام و بعداز جنگ از روبیکا فایل های استاد رو بصورت مجانی اونم درهم برهم از هر دوره ای یکی دو فایل گوش میدادم اما یک روز به خودم اومدم و تعهد دادم که باید دوره ها رو بخرم بعد گوش بدم چون از اولش ته دلم راضی نبود گوش بدم اونم بصورت مجانی .تمام اون کانال ها رو حذف کردم و الان1 ماهی میشد که میخواستم عضو سایت بشم اما بهر دلیلی نمیشد. امروز بعداز خوندن قران از خدا خواستم که منو به سمت ورود به این دنیای واقعی هدایتم کنه ومن امشب ساعت 10 روز 26/6/1404 عضو سایت شدم از شدت خوشحالی دارم اشک میریزم .انشالله به امید خدای مهربانم تعهد میدم که گامهای تکاملی رو طی کنم و به استادی تو همه زمینه ها برسم و یک روزی مطمعنم و باور دارم همون خدایی که منو با این سایت اشنا کرد به بقیه رویاهام هم میرسونه و اونموقع میام و از نتایجم براتون مینوسم با یاری الله .بینهایت از خدای مهربان سپاسگزارم و از استاد عزیزم ممنونم که مسیر رو به من و به همه اونایی که دنبال خدای درونشون هستن نشون داد
به نام خداوند بخشنده و مهربانم
سلام به دوست توحیدی عزیزم
اول خوش اومد میگم بهت برای وارد شدنت به بهشت الهی رو بعد هم تحسینت میکنم هزاران مرتبه
که چقدر دلتو خالص کردی که خدا هدایتت کرد به ابن مسیر زیبا
سحر جان این ما هستیم که دستمون رو از خدا جدا میکنیم و گرنه خداوند همیشه کناره ماست
و الان هم کلی شکر بجا بیار
و در این سایت باش و بخون و بنویس و ایمان تو به خداوند بالا ببر
و مطمئن باش بهترینها منتظر شماست
خیلی خوشحالم که کنار ما هستی
در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند
منتظر خوندن نتایج عالی هستیم
پروردگارا من هرآنچه دارم ازتودارم
سلام و سپاس از استاد عزیز وخانمم شایسته گرامی
اولین ردپای من با ایمیل جدیدم
سلام خدمت دوستان گل در سایت مقدس والهی وتوحیدی
عزیزانی که تصمیم به تغییر بنیادی گرفتیم وباورکردیم که آقا منم که زندگی خودم خلق میکنم وسپاسگذار پروردگار خودمم که قدرت بینهایت خلق زندگی من رابه من داده تا هرآنچه که میخواهم راباافکاروباورهایم خلق کنم فارق از هر دین و مذهب وسن وسال و شرایط کنونی
من با یه ایمیلی درسایت استاد ثبت نام بودم قبلا که 807روز عضو سایت بودم چقدر نتایج خوبی توزندگیم گرفتم ازجمله مهمترین نتایج زندگی من آرامش زندگی بودوتغییراتی از جمله دروغ نمیگفتم غیبت نمیکردم حرف زشت نمیزدم غصه که اصلا امید به آینده خیییلی زیاد بود دفترها از شکرگذاری ویاداشت برداری از فایلهای رایگان وقدم اول که خریده بودم آرزوها وروئیاهایی رو دسر داشتم و برای خودم مکتوب کرده بودم هرروزتمرین ستاره قطبی تجسم خلاق که الان ماشین مورد علاقه ام رو سوار میشم بایه آهنگ انگیزشی ومیرم به سمت شرکت وچندین هدف خیلی بزرگ که به قول استاد ازقدمهای کوچیک شروع کرده بودم ودرمسیرش بودم اینها همه طی 800روزمتوالی و مستمر در سایت.ویه روند تکاملی کم کم داشت خیلی خوب پیش می رفت درحالی که من یه شرکتی مشغول بودم و به میزانی که روی خودم کارکرده بودم افکارجدید ساخته بودم شرایط زندگی و کار تقریبا عالی بود
نسبت به قبل که چکاب کرده بودم هرگز طی 38سال قبل این آرامش را نداشتم
اگر این مسیر را ادامه ندهیم هرگز متوقف نمیشویم بلکه نتایج برعکس میشود
یه جایی بایه سایتی جهت کسب و کار آشناشدم که فکر میکردم تنها راه موفقیت مو پیداکردم ودقیقا اون جایی بودم که نباید میبودم
البته بگم بدون درنظر گرفتن اینکه خدامنوهدایت کنه یاازخدابخوام ببینم این مسیر برام خوبه یانه وارد سایت شدم که از اونجا بود که یواش یواش از سایت عباسمنش عزیزدورشدم ودچارروز مرگی وکم کم اون سایته درآمد خوبی داشت بعضاً ولی این پولها درقبال نگرانی استرس بدوبدو عجله دوری از خداوند که طی یه ماهی که من درگیر این سایت شدم بماند که هرچی پول بود رفت هرچی باور خوب ساختم رفت که ازنظر ذهنی چقدر عقب افتادم ادمایه معمولی وقتی چیزی رو ازدست میدن به زمین و زمان فروش دری وری میگن بقیه رو مقصر میدونن ولی ماکه تصمیم به تغییر گرفتیم انگاری خییییلی برامون سخته که بتونیم این برخورد رو داشته باشیم و تغییر افکارما نسبت به کسی که به قول استاد تودرودیوارن خیلیییی رومون تاثیر میزاه بااینکه من میدونستم مسیر اشتباهه حالمو بد میکنه اینقدر جهان چک ولگدها رو زد تا امروز ول کردم گفتم منی که این همه مدت روی خودم کار کردم و تغییرات من انگار بنیادین نبوده دوباره باید ازاول شروع کنم ویه فندانسیون قوی بسازم سپاسگذارم خداوندم که از هر لحظه ای که شروع میکنی به تغییر دوبار بااغوش باز میپذیرد دوباره بایه ایمیل جدید استارت پرقدرت و متعهدانه به خودم وخدای خودم با شروع پروژه خانه تکانی ذهن و قرارگرفتن در مسیر خداوند در مسیر آرامش توحید یکتاپرستی دوری ازشرک و حساب نکردن روی عوامل بیرونی درنهایت این استمراروتکامل و هدایت الله پاک رسیدن به آرزوها وروئیاها به روش استا عباس منش عزیز عاشقانه دوست تون دارم
به نام خدای مهربانم سلام به دوست توحیدیم آقا مهدی
به خودت سخت نگیر و اصلا خودتو یه موقع سرزنش نکنی
بلکه به خودت بگو من اشتباه کردم و بهاش و پرداخت کردم همونطور که قبلا تونستم تغییر کنم الان هم با ایمان به خداوند محکم تر و متعهدانه تر از قبل قدم برمیدارم
و بدون که این سری بهتر از قبل میشوی ایمان قوی و باورهای قوی برای خودت میسازی
از خداوند کمک بخواه که قدرت مطلق ست
در پناه خداوند مهربانم باشین سالم و ثروتمند
انشالله به زودی میای از نتایج قشنگت مینویسی از ایمان به خداوند برامون مینویسی
سلام مففرکانسی عزیز سپاسگذارم کامنت های زیبای شما و پیگیرم ممنون بابت راهنمایی هاتون نه سرزنش که نمیکنم به خودم یه فرصت دوباره جهت باور به خالق بودن خودم دادم که بیشتر به خداوند توکل کنم و عوامل بیرونی رو در موفقیت خودم دخیل نکنم و اینبار انشالله متعهدانه. ومتوکلانه تر حرکت کنم
سپاس از لطف شما
سلام به خانواده صمیمی عباس منش خوشحالم که با تلاش و استمرار تونستم عضو این خانواده شوم باور دارم ک خداوند به درخواستم برای تغییرم پاسخ داده و من رو با شما بزرگواران آشنا کرده اینکه تونستم مشکل سایت رو حل کنم و با اموزش و خواندن راه حل هایی ک شما فرستاده بودید عضو سایت شوم بسیار حس خوبی ب من داد و واقعا فهمیدم ک اگر بخواهم میشود و حالا میخواهم ک تغییر کنم همه چیز برایم تغییر کند خدایا شکرت
به نام خداوند مهربانم سلام به دوست عزیزم
خوش اومدی هاجر عزیزم به این جمع دوست داشتنی بهشتی
تو به بهترین مکان دعوت شدی که هر دفعه با شناختن یه قسمتش کلی بهت پاداش میدن اونم کار جهان و خداست
جایی اومدی که خودتو هر روز بهتر میشناسی خدا رو بهتر میشناسی
و بعد از مدتی دیگه اون هاجر قبل نیستی بهترین خودت شدی و خالق شدی
این از همه مهمتره
در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین