زیبایی ها را ببینیم - صفحه 139


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2495 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سعیده خاجوئی گفته:
    مدت عضویت: 715 روز

    سلام بر دوستان عزیزم.

    امشب یه صحنه خیلی جالب و شگفت انگیزی دیدم.

    دیدن سجده شکرِ پسر 6 ساله ام !!!

    خداااای من

    اخه چی بگم من.

    اصلا چی دارم بگم من.

    امشب خونه مادرم بودم.

    مادرم کارتشو داد گفت برو عابر بانک به کارت بچه ها پول بزن.

    وقتی برگشتیم دیدم وحید جانم حالت سجده رفته.

    بهش گفتم مامان داری چکار میکنی؟

    گفت برای تشکر از خدا!!!

    گفتم چرا؟خدا چکار کرده؟

    گفت خدا یه کاری کرده پول تو حساب مادربزرگ باشه که بزنه به حساب ما!!!

    بعدش هم دست مادرم رو بوسید.

    خدایا شکرت که پسرم اینقدر بهت نزدیکه و به یادته.

    هذا من فضل ربی.

    چند روز پیش خودم هم از شدت ذوق زیبا نوشتن وحیدجانم سجده کردم.

    و اون دید و امشب خودش سجده به جا اورد!

    خدایا سپاسگزارم.

    هرانچه دارم از تو دارم.

    خدایا ممنونم که امشب شاهد بازی و خنده بچه هام بودن و صدای خندشون کل فضای خونه رو پر کرده بود.

    خدایا سپاسگزارم بابت دیدن هلال زیبای ماه.

    خدایا شکرت امروز وحیدجانم چندبار منو بوسید.

    امروز وحید جانم صدام زد گفت مامان بیا یه صحنه رویایی نشونت بدم.

    رفتم دیدم یه قمری توی بالکن دیده ذوق میکنه!

    خدایا شکر واقعا شکر.

    خدایا سپاسگزارم بابت خریدهای امروز از کارت همسرم.

    شکر که امروز هم پدر مادرم رو دیدم.

    خدایا خودت میدونی من نمیتونم برای تمامی نعماتی که بهم دادی سپاسگزاری کنم.

    میدونی که ناتوانم.

    حتی از دیدنشون.

    از به یاداوردنشون.

    از نوشتنشون.

    خدایا هرانچه دارم از تو دارم.

    هرچه دارم تو به من داده ای.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2204 روز

    سلام.

    الهی شکر که دیشب فایل فقط روی خدا حساب کن رو شنیدم و خوابیدم.

    الهی شکرت برای بارگزاریِ قسمت 4 پروژه تغییر دیروز، و اینکه دانلود کردم و شنیدمش.

    الهی شکرت برای قشنگ صحبت کردن با خودم.

    الهی شکرت برای عشق و محبتی که مَهدی جانم، خواهر زاده ی عزیزم، دیشب بهم نشون داد.

    الهی شکر برای لباسِ زیبایی که خواهرم دیشب پوشیده بود و تحسینش کردم.

    الهی شکر برای سپاس گزاریِ خواهرم از همه مون برایِ کادوی تولد و دانشگاهِ ثمین.

    انقدر کیف میکنم خواهرم سارا، انقدر اهل سپاس گزاری و تشکر کردن از آدم هاست برای محبت هاشون.

    واقعا الگوی قشنگیه برام.

    واقعا سپاس گزاری تمرین میخواد.

    الهی شکر برای مواردی که با احساس لیاقت درخواست کردم.

    الهی شکر برای یاداوریِ امروزم:

    اینکه به خاطر نظر و قضاوتِ دیگری، کاری رو انجام نده.

    راحتی و انتخاب درستِ خودتو انجام بده.

    یه مورد اجرا کردم و بسیار خوشحالم برای این بهبود.

    الهی شکر برای خوابِ باکیفیت حافظ جون.

    الهی شکر برای آزادیِ زمانی که دارم و با ارامش مینویسم.

    الهی شکر برای چیزی که میخواستم بنویسم الان ولی یادم رفت.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2204 روز

    سلام.

    بسیار خوشحالم که تو دفترم با خودکارهای رنگی رنگی، هدیه ی خواهر شوهر عزیزم، نوشتم.

    این فضای رنگی رنگی و شاد از کودک درونم میاد.

    الهی شکر برای خودکارهای باکیفیت و قشنگم.

    الهی شکر برای خواهر شوهر مهربان و باتوجهم.

    الهی شکر برای دورهمیِ ظهر امروز رستوران و بعدش خونه ی مامانم.

    الهی شکر برای خرمالوی خوشمزه ای که مامانم با عشق برام آورد خوردم.

    الهی شکر برای ارتباط قشنگِ مامانم و حافظ.

    الهی شکر برای فیلمی که اعضای خانواده ام، دور هم تماشا کردن امروز.

    الهی شکر برای کمک به خواهرم در مورد کار با موبایلش.

    الهی شکر برای کمک به مامانم برای امور بانکداریش.

    الهی شکر برای اینکه به خواهر زاده جانم، مرسانا جان، شیرینی دادم با عشق و نوشِ جان کرد.

    الهی شکر برای عشقی که خواهرم به حافظ داد و باهاش بازی کرد، ماساژش داد.

    الهی شکر برای غذای خوشمزه ی رستوران و احترام و ادبِ مدیر رستوران نسبت به همه مون.

    الهی شکر که میزها رو چسبوندن به هم و اعضای خانواده همگی کنار هم نشستیم، گپ زدیم، خندیدیم، غذا خوردیم.

    الهی شکر برای قاب قشنگ و بامزه ی موبایلم که آبجیم بهم هدیه داده بود، و مجددا دیروز انداختم روی موبایلم.

    حافظ اولش با تعجب و خنده میدیدش و ذوق میکرد.

    الهی شکر برای محبت و عشقی که شوهر خواهرم به حافظ نشون میده و باهاش بازی میکنه.

    الهی شکر برای مغازه ی بزرگِ جدیدی که نزدیک خونه مون داره افتتاح میشه.

    الهی شکر برای هوای مطبوعِ پاییزی.

    الهی شکر برای دست خط ظریف و قشنگم.

    الهی شکر برای خنده هام با خواهرم.

    برای یاداوریِ خودم میگم:

    خدایا هر اون چیزی که زیباست و تو زندگیم دارم، شما بهم دادی و میدی.

    من از خودم چیزی ندارم.

    همین دستی که دارم باهاش مینویسم و سالمه رو تو بهم دادی.

    ممنونم ازت بی نهایت.

    الهی شکر برای گردش تو فضای سبز، امروز، سه تایی مون با هم.

    الهی شکر برای گل های قشنگی که دیدم و عکس گرفتم.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2204 روز

    سلام.

    الهی شکر برای کادوی تولدم که الان خواهرم پیشاپیش برام واریز کرد.

    سورپرایز شدم از این روزیِ غیر حسابِ زود هنگام.

    الهی شکر برای کادوی تولدم که مامانم برام زودپز عالی خرید.

    الهی شکر برای این هدیه ی ارزشمندِ بسیار کاربردی.

    الحمدالله.

    الهی شکر برای شب خوبی که کنار خانواده ام گذروندم امشب.

    مهمانی به مناسبت تولد و قبولیِ ثمین جانم تو دانشگاه، رشته زبان و ادبیات انگلیسی.

    کلی شادی کردیم، رقصیدیم، عکس گرفتیم.

    خودمم رقصیدم با حس خوب و نشاط.

    کیف کردم از خودم و اعتماد به نفسم و احساسِ لیاقتم.

    من وقتی اضافه وزن دارم روم نمیشه برقصم، اما امشب اضافه وزنم رو به یاد نمیاوردم.

    من یه روح سبک بودم که جسمم مانعی برای شادیم نبود.

    ثمینِ هنرمندم دسرها رو درست کرده بود برای مهمانی:

    چیز کیک، ژله، کرم کارامل، سالاد کاهو

    کیک تولدش رو هم خودش پخته بود.

    ثمین هنرمندم، دانشجو شد به سلامتی.

    خدایا شکرت برای مراحل زندگی و تحصیلیش.

    بهش گفتم حسابی خوش بگذرون تو دانشگاه.

    الحمدالله برای حالِ خوبمون، خنده هامون، معاشرتمون.

    حافظ قشنگم هم میرفت و میومد.

    آخر سر جاروبرقی خواهرم رو برداشته بود، دسته اش تو دستش بود، فداش بشم من.

    مهمانیِ امشب یه رزقِ زیبا بود.

    الهی شکر به شادی دور هم جمع شده بودیم.

    الهی شکر فردا ظهر هم یه خواهر دیگه ام دعوتمون کرده رستوران، به مناسبت پاگشای خواهرم.

    الهی شکر برای این بهانه های دورهم جمع شدن و شادی و نشاط.

    الهی شکر برای سه تا خواهر و یه برادر دوست داشتنی که به من هدیه دادی.

    الهی شکر برای مادر و پدر عزیزم که بهم هدیه دادی.

    الهی شکر برای 24 سالی که از نعمتِ پدرِ نازنینم، بهره مند شدم.

    الهی شکر برای مادر و خانواده ی نازنینم که بعد از فوت پدر، مهر و محبت و حمایت بی دریغ داشتن در حقِ من و خواهرم که مجرد بودیم و دختر خانه.

    الهی شکر که با پشتیبانی های بی دریغِ مادر نازنینم، من و خواهرم با حال خوش و به زیبایی ازدواج کردیم و رفتیم سر خونه و زندگیِ خودمون.

    الهی شکر برای مهر و عطوفتی که داخل خانواده ی خودم و همسرم جاری هست.

    امشب خواهرم به یه چالش خورده بود و ازم کمک خواست برای سازماندهی موبایلش.

    با عشق و شوق براش مدیریت کردم موبایلشو.

    کلی ازم تشکر کرد.

    منم از خدا تشکر کردم که سعادت داشتم دستِ خدا باشم برای کمک به بنده ی خودش.

    خواهرم خیلی بخشنده و سخاوتمنده.

    دو تا از وسایلش رو گم کرده.

    کلی دعای خیر کردم براش که مال حلال بر میگرده به صاحبش.

    حتما که خیره.

    تحسینش میکنم برای کنترل ذهنش.

    ان شاالله خبر پیدا شدن اون دو تا وسیله شو همینجا بنویسم به عنوانِ زیباییِ زندگیم.

    الهی آمین.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    سعیده خاجوئی گفته:
    مدت عضویت: 715 روز

    خب بریم برای ادامه اتفاقات نااااب.

    خدااااای من!

    از پارک که برگشتیم خونه داداش و زن داداشم هم بودن.

    پدر عزیزم با ذوق و شوق بهم گفت به مناسبت قبولی دانشگاه تو و خواهرت شیرینی خریدم!

    خدایا شکرت.

    ایا این میتواند اتفاقی باشد؟

    قطعا و قطعا و قطعا خیر‌.

    به قول استاد هییییچ چیز اتفاقی در جهان وجود ندارد.

    هیچ چیز.

    بعدش هم پدرم اومد تو اشپزخونه و از خرمالو و انارهایی که خریده بود بهم داد و گفت بنشین روی صندلی بخور.

    هذا من فضل ربی.

    خدایا شکرت سر بطری پلاستیکی و سیخ های چوبی که برای کاردستی وحیدجانم نیاز داشتم خواهرم داشت و بهم داد و نیاز نشد بخرم.

    هذا من فضل ربی.

    خدایا شکرت برای شام املت درست کردم و پدرم گفت غذای تمیزی درست کردی‌ و خوشش اومده بود.

    یه چیز جالب هم یادم رفت بگم.

    امروز تلوزیون روشن بود و من پشتم به تلوزیون بود.صدای تلوزیون هم شنیده نمیشد.

    همینطور که گوشیمو میزدم شارژ،صدای استاد اومد به گوشم که گفت بچه ها از خدا کم نخواید.

    منم تو دلم گفتم خدایا یه تلوزیون خیلی بزرگ میخوام که سریال های سفر به دور امریکا رو از تلوزیون ببینم.

    اصلا باورم نمیشه رومو که کردم اونور این ایه رو روی صفحه تلوزیون دیدم!

    وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فِی رَوْضَاتِ الْجَنَّاتِ ۖ لَهُمْ مَا یَشَاءُونَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ۚ ذَٰلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبِیرُ

    کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند، در باغ های سرسبز بهشت اند، برای آنان هر چه را که بخواهند نزد پروردگارشان فراهم است؛ این همان فضل بزرگ است.

    بخشی از ایه 22 سوره مبارکه شوری.

    خداااای من.

    اخه پاسخ اینقدررررر سریع و واضح؟!؟!

    خدایا شکرت سرفلکه کوزه گری پشت چراغ قرمز چشمم خورد به ماشین مشکی شاسی بلند.

    تو دلم گفتم خدایا اصلا برای تو کاری نداره به منم ماشین خوب بدی.

    همون لحظه رومو کردم اونور دیدم روی یه تابلو بالای یکی از مغازه ها اونطرف فلکه نوشته فقط خدا !!!

    قبلا هم چندبار این تابلو رو دیده بودم.

    خدایا ازت ممنونم.

    ازت ممنونم که امشب هم همسرم با عشق اومد خونه پدرم دنبالمون.

    خدایا شکرت که همه چی رو به بهبوده.

    امشب خواهرم بهم گفت سعیده تا حالا سجده طولانی رفتی که با خدا حرف بزنی؟

    گفتم نه.

    ولی حتما امتحان میکنم.

    گفت وقتی سجده میکنی اصلا دیگه دلت نمیخواد سرتو از زمین برداری.

    گفت در مقابل عظمت خدا سرت بیشتر میچسبه به زمین.

    گفت زبونت قفل میشه نمیتونی چیزی به زبون بیاری فقط ذهنی صحبت میکنی.(و این گفت و گو و صحبت از خدا و سجده کردن در مقابل عظمتش اصلا اتفاقی نبود.)

    و من الان تونستم در حد یکی دو دقیقه سجده برم و تو سجده با خدا حرف بزنم واقعا حال عجیبی داشت و اشکام جاری شدن.

    خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2461 روز

    بنام تنها فرمانروای آسمان ها و زمین

    سلام به شما استاد عزیز و ارزشمندم، سلام به مریم شایسته عزیز و دوست داشتنی ام و سلام به دوستان زیبا و زیبابین خودم در این سایت الهی و زیبا…

    من در حالی اینجا از خودم ردپا میگذارم که منتظرم تا یک مسافر که یکجورایی مهاجری کوچک میشه تا در مسیر رشد و تجربه های بیشتر قرار بگیره، برسه. زدم روی نشانه ی من و از خدا هدایت خواستم تا بدونم من چی لازم دارم تا رفتارم وقتی برادر کوچیکم میاد درست تر باشه، من مثل مامانم باهاش رفتار نکنم و سعی کنم سرم به کار خودم و رشد خودم باشه و اگر جایی لازم بود و خواست کمکش کنم. و این فایل اومد و بهم گفت فهیمه تو فقط زیبایی ببین و این شد تمرین ذهنی من و هر وقت به چالشی در این مدت خوردم آگاهی های این فایل رو به یاد میارم.

    و یک نشانه در نشانه شد برای من که به یاد آوردم از اول هفته دیدن و نوشتن برای سریال زندگی در بهشت و اون توجه هام رو قطع کردم و اونو سرفرصت مناسب حتما دوباره شروع کنم.هرچند دلیل قطع کردنم جالب نیست (درگیری برای فوت صاحبخونه و بعد همراه شدن و فکر کردن به پروژه تغییر) کلا بهونه های ناجالبی که ذهنم آورد تا کم کم از مسیر دیدن این زیبایی های پرادایس و اتفاقاتش خودمو محروم کنم.

    جالبه الان که مینویسم امروز صبح جلسه 24 “دوره هم جهت با جریان خداوند” روی سایت اومد و عکس بک گراند انتخابی استاد جان بخشی از دریاچه و جنگل پرادایس بود و یادم افتاد امروز که چقدر دلم برای پرادایس و این چالش هر روزم تنگ شده و چقدر لازمش دارم انجام بدم. و البته استاد جان یک جاهایی توی صحبت شون از این فایل زیبایی ببینیم گفتن آره اینجوری بود که استاد اشاره ایی به همین فایل کردند اگــر اشتباه نکنم و البت توی حرف هاشون از سریال های سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت هم یاد کردن. اصلا ببیــن خدا چطوری داره به من میگه فهیمه برگرد همون کاری که داشتی میگردی و چالشی که خودت برای خودت ایجاد کرده بودی رو ادامه بده.

    خیلی پیشرو خودت خواستی که تغییری ایجاد کنی و به یاد بیاری و مرور کنی و البته کانون توجه ات رو هم ببری برای بودن در مدار زیبایی و نکات مثبت با هر روز یک قسمت این سریال دیدن و خوندن کامنت ها و نوشتن برای هر قسمت…خداروشکر تا الان82 قسمت رو پیش رفتم. درسته چند روزی وقفه برام ایجاد شد حتما در اولین فرصت دوباره شروع میکنم.

    خداروشکر برای این نشانه ی زیبا

    خداروشکر برای این همزمانی ها و تغییرات

    خداروشکر برای این دنیا و جهان قانونمندت

    خداروشکر برای این قوانین ثابت و بدون خطات

    میرم که بازم تمرکزی خودمو با زیبایی ها احاطه کنم

    میرم که اصـل رو خدا بهم گفت از بین این همه فرعیات. قطعا اصل منو به نتیجه دلخواهم سر راست تر میرسونه.

    میرم که احساس خوب رو ادامه بدم اتفاقات خوب برام بیفته.

    میرم که با تواناتر بشم در دیدن امکانات موجود اکنونم.

    خداروشکر برای اینکه میتونم اینجا باشم آزاد و رها

    استاد جان تحسین تون میکنم برای دوره ی “هم جهت با جریان خداوند” و این همه اشتیاق و عشق تون برای تغییر ما بچه های سایت، اینکه چقدر متعهد به رسالت و مسئولیتی که قبول کردید هستید. استاد جان تحسین تون میکنم برای داشتن زیبایی ها و سپاسگزاری هایی که شما رو احاطه کرده و هربار با خوندن تعدادی از کامنت ها سرشار میشین و به یاد میارین و سپاسگزار میشین هربار بهتر و بیشتر و خالص تر. استاد واقعا تحسین تون میکنم این موقعیت و شرایطی که دارید و اتصالی که با خداوند و همکاری با خداوند ایجادش کردید.واقعا تحسین برانگیزی استاد و افتخار میکنم که شاگرد شما هستم. فهیمه پژوهنده یکی از شاگردای جوینده حقیقت و مشتاق رشد و بهبودهای دائمی.استاد واقعا عاشقانه به وجودتون افتخار میکنم و ازتون بابت تمام تلاش ها و دوره ها و تک تک ساعت هایی که برامون وقت میگذارید سپاسگزارم. سپاسگزارم که اینقدر الگوی درست و راست تمام قد حرف هاتون هستید وقانون رو میشه در رفتارتون بیشتر کشف کرد.واقعا سپاسگزارم مرد بزرگ و استاد ارزشمندم. دلم میخواد ازتون تا صبح سپاسگزاری کنم و تحسین تون کنم خیلی جا برای تحسین کردن دارید و من چقدر نیاز دارم تا شما رو بیشتر تحسین کنم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2204 روز

    سلام.

    الهی شکر برای تماس تصویریِ امروز با آقاجون (پدرشوهر عزیزم).

    حافظ خودش رفت روی عکس اقاجون تو موبایلم و تماس تصویری گرفت با گوگل میت.

    کلی خوشحال شدیم از دیدن اقاجون.

    تنش سلامت.

    اقاجون چند هفته است که داره خونه شون تو روستا رو بازسازی میکنه.

    کف اتاق ها و سالن رو سنگ کرده، کاغذ دیواری زده برای اتاق ها، پرده ی جدید خریده برای اتاق ها و نصب کرده.

    الهی شکر برای این بازسازی و قشنگ شدنِ خونه ی روستا.

    اقاجون خونه رو اماده میکنه تا قند عسل بره اونجا.

    ان شاالله در اولین فرصت که کارهای خونه تموم شه با حافظ عسلی میریم تا روستای آبا و اجدادی شو ببینه.

    با اقاجون تو کوچه های روستا برن قدم بزنن و کیف کنن.

    به امید خدا ان شاالله.

    از اقاجون تشکر کردم برای همه ی تلاش ها و مهربونی هاش.

    خدا حفظش کنه برامون.

    خیلی به حافظ و همه مون عشق میده.

    از خدا خیلی سپاس گزارم برای پدرشوهر مهربون و دوست داشتنی که به من هدیه داده.

    از خدا خیلی سپاس گزارم که حافظ یه بابابزرگ داره که کلی باهاش بازی میکنه و بهش عشق میده.

    روحِ بابایِ قشنگِ خودمم شاد.

    امروز بعد از قدم زدن با حافظ تو محوطه، رفتم سه چرخه شو آوردم یه گشتی هم با سه چرخه زد و بعد رفتیم خونه.

    قند عسل رو حمام کردم و بعد غذا خوردیم.

    خیلی لذت بردم.

    الهی شکر برای همه ی تجربه هام با کوچولوی قشنگم.

    خیلی کیف میده باهاش غذا میخوریم.

    اونم مثل ما از غذای سفره میخوره.

    باهامون میوه میخوره.

    جدیدا چای هم دوست داره و یه کم میخوره.

    شیر موز خیلی دوست داره.

    حافظ عاشقِ نون هست.

    خوشحالم که تخم مرغ رو دوست داره و نوش جان میکنه.

    الهی شکرت که زیبا غذا میخوره.

    وقتی با دست غذا میخوره خیلی قشنگه، با اون انگشت های کوچولوش غذا رو مستقل میذاره دهنش.

    یه زمانی خیلی با چنگال غذا میذاشت دهنش.

    داره کم کم یاد میگیره با قاشق غذا بخوره، تو مسیر رسیدن قاشق به دهان قشنگش کلی غذا میریزه، ولی با اشتکار ادامه میده.

    عاشقشم.

    همه ی قشنگی ها و دلبری های حافظ، از خداونده.

    حافظ هدیه ی خداست و برام خیلی عزیزه.

    الهی شکر برای ارامش و خوش اخلاقیم، وقتی امروز دیدم حافظ خان همه ی کاهوها رو ریخته رو زمین و سفره.

    تازه ازش فیلم هم گرفتم و دل به دلشم دادم.

    واقعا بخشی از من تغییر کرده.

    خودم تعجب میکنم و البته بسیار خوشحالم و سپاس گزار که صبرم داره بیشتر و بیشتر میشه و واکنشی نشون نمیدم به شیرین کاری های حافظ عسلی.

    به خودم میگم حافظ بچه است.

    داره تجربه میکنه، داره یاد میگیره.

    فقط باید بهش توضیح داد چی بده چی خوبه، تا خطری برای خودش و بقیه ایجاد نشه.

    مابقی چیزها که خطر ندارن رو بیشتر بهش ازادی عمل میدیم تا تجربه کنه.

    جالبه، وقتی موبایلمو میزنم شارژ بهش میگم بهش دست نزنه، تا شارژش پر شه، دست نمیزنه.

    من واقعا سپاس گزارم از الله مهربان برای هوش و درک بالایی که به حافظ جانم داده.

    دیروز داشتم به همسرم میگفتم:

    درسته که خداوند به همه بچه ها هوش، زیبایی، سلامتی و … میده.

    اما من وظیفه دارم هر لحظه بابت سلامتی، زیبایی، هوش، درک، شیرینی و دلبریِ حافظِ عزیزم از خدا تشکر کنم.

    هر کدوم از چیزهایی که به حافظ یا بقیه مون داده، نعمت خداست و از فضلِ خداست.

    وظیفه دارم تشکر کنم تا بدیهی و عادی نشه برام.

    عاشق واکنش حافظم وقتی صدای کلید تو در رو میشنوه و میفهمه باباش اومده.

    با ذوق میره سمتش و میخنده.

    کلی با باباییش خوش و بش میکنن.

    الهی شکر برای رابطه ی قشنگِ پدر و پسری شون.

    خیلی بامزه است، عاشقِ باباشه.

    الهی شکر برای رابطه ی قشنگِ مادر و پسری مون.

    در طول روز که با همیم کلی به همدیگه عشق میدیم، در آغوش میگیریم همو، ماچ بارونش میکنم.

    خدایا همه ی بچه ها رو حفظ کن.

    حافظ قشنگ منم همیشه در پناه خودت باشه، پشتیبانش باش همیشه.

    الهی آمین.

    الهی شکر برای پولی که امروز همسرم به من و حافظ جان هدیه داد.

    الهی شکر برای سلامتی مون، امنیت مون، حال خوبمون.

    فردا، 2 آبان، 18 ماهگیِ قند عسلم مبارک.

    خدایا شکرت برای این 18 ماه که در کنار این فرشته ی قشنگت هستم.

    الهی شکر برای تجربه هام، رشدی که کردم، بهبودهام، بزرگ شدنِ ظرفم.

    تنش سلامت، دلش خوش، لبش خندون همیشه.

    3 آبان، تولد یک سالگیِ نوا جانم، دختر قشنگِ سعیده جانم (رضایی) هم مبارک.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    سعیده خاجوئی گفته:
    مدت عضویت: 715 روز

    سلام بر همه بهشتیان.

    امروز پنج شنبه.

    خدایا سپاسگزارم برای این همه اتفاقات قشنگی که تا همین ساعت(17:34) برام رقم زدی.

    شکرت که مغازه اب تسویه فروشی جلو مغازش کلی دونه ریخته بود و پرنده ها غذا میخوردن وحید جانم این صحنه رویایی رو نشونم داد.

    وقتی دنبال شکار زیبایی ها باشی اگه یه صحنه زیبا باشه و حواست نشه بقیه بهت نشون میدن.

    مثل دیدن غروب افتاب که اول وحید جانم بهم نشون داد بعد هم علی جانم از توی اینه بغل ماشین.

    خدایا شکرت خیلی اتفاقایی که این روزها داره برام میفته روزی جز خواسته هام بوده اما الان بدیهی بدیهی شده واسم.

    خدایا شکرت امروز هم همسرم امیرعلی جانم رو رسوند کلاس فوتبال بعدش هم منو وحید جان رو رسوند پارک ارغوان پیش مادرم و به وحید جانم گفت هزینه ترامپولین رو از کارت خودش(همسرم) پرداخت کنه.

    قبلا در 99 درصد موارد من هزینه شهربازی بچه ها رو پرداخت میکردم.

    هذا من فضل ربی.

    الان وحید جانم با دختر دایی و پسرخالش داره توی ترامپولین بازی میکنه و مادرم نشسته پیششون منم اومدم وسط پارک نشستم روی صندلی.

    خدایا شکرت بابت قصبک هایی که خاله همسرم از روستا برام فرستاده بود و من امروز صبح رفتم تحویل گرفتم و مقداریش رو دادم مادرم.

    خدایا سپاسگزارم به خاطر این هوای فوق العاده.

    به خاطر این پارک بزرگ و زیبا که الان توش نشستم.

    خدایا شکرت به خاطر خریدهای امروزم.

    خدایا شکرت امروز مادر عزیزم یک بسته همبر مخصوص برای بچه هام هدیه خرید و بچه ها خیلی خوشحال شدن.

    هذا من فضل ربی.

    خدایا شکرت امروز هم مشتری دیروز 5 تومن زد حسابم.

    چقدر خوشحالم که خدا شهریه دانشگاهم رو برام رسوند.

    هرچند خواهرم گفته بود پرداخت میکنه اما چون باید شهریه دانشگاه خودش هم میداد من خیلی دلم میخواست خودم شهریه خودم رو بدم و این اتفاق افتاد.

    خدایا متشکرم ازت.

    خدایا شکرت امروز چندین بار صحنه زیبای پرواز دسته جمعی پرنده ها رو بهم نشون دادی.

    امروز قبل از ظهر به درخواست وحید جانم با مادرم و امیرعلی جانم رفتیم کنار پل غدیر.

    خیلی سرسبز و زیبا بود و کلی گل اطلسی بو کردم.

    خدایا ازت ممنونم به خاطر تمام اتفاقات ریز و درشت امروز که همش خیر بود و میدونی که من قادر به سپاسگزاری از همه نعماتی که بهم ارزانی کردی نیستم.

    خدایا بازهم منتظر اتفاقات خوب از جانب خودت هستما.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  9. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2204 روز

    سلام.

    دیشب قسمت 24 دوره هم جهت اومد روی سایت.

    بسیار خوشحال شدم و شنیدمش.

    دوره ی بسیار آرامش بخشی هست.

    الهی شکر که تو مدار دسترسی بهش هستم.

    درسته که قسمت آخر بود ولی یه شوق و شور خاصی داشتم موقعِ شنیدنش.

    الهی شکر برای شنیدن این دوره.

    الهی شکر برای تمرین های دوره.

    الهی شکر برای کامنت های دوره.

    الهی شکر برای دونه به دونه بهبودهام در مسیر این دوره.

    استاد عزیزم، خیلی ازتون ممنونم.

    امروز هم مثل دیروز، با حافظ جان رفتیم مجتمعِ سرسبز و باصفامون، گردش و قدم زنی.

    الحمدالله برای وسعت و فضای سبز مجتمع مون.

    انگار که ما پارک رو داخل مجتمع مون داریم.

    الهی شکر برای دسترسی هامون به گل و درخت و پیشی و پرنده و باغچه و …

    الهی شکر پسرم بزرگ شده، آقا شده، خودش مستقل راه میره، پله های تو محوطه رو خودش بالا میره.

    امروز یه درس خودم گرفتم از عملکرد حافظ.

    حافظ راحت پله رو بالا میره، ولی برای پایین اومدن حرکت نمیکنه.

    امروز اقدام کرد و پله رو پایین اومد.

    منم کمکش کردم.

    از شجاعتش و خروج از نقطه ی امنش خیلی خوشم اومد.

    انگار این مثال اومد جلوی چشمم تا یاد بگیرم و تمرین کنم خروج از نقطه های امنم رو.

    خیلی خوشحال شدم از شجاعتش.

    بچه ها مثال های زیبای روند تکاملی هستن.

    من هر وقت میبینم حافظ راه میره کلی ذوق میکنم.

    امروز هم ازش فیلم گرفتم.

    یه امتیاز و نکته مثبت مجتمع مسکونی مون اینه که یه عالمه باغچه داره، یه عالمه درخت، یه عالمه شمشاد و گل و …

    تو کل مجتمع حافظ رو میچرخونم تا با همه ی قسمت ها آشنا بشه.

    تو باغچه هم بردمش (قسمتی که خاکیه)، توش چند تا لاستیک هست که شبیه گلدون درستشون کردن.

    همه چیز رو به حافظ معرفی میکنم.

    امروز هم مثل دیروز پروانه سفید دیدم و بسیار مشعوف شدم.

    صبح که بیدار شدم یادم افتاد خوابِ استاد و مریم جون رو دیدم.

    جالب بود برام.

    صبح دایره ابیِ قشنگ رو دیدم، با پاسخی بسیار خوشحال کننده از خانم سلیمی جان.

    الهی شکر برای همه ی قشنگی های زندگیم.

    الهی شکر برای کامنت هایی که می خونم و می نویسم.

    امروز دو تا خبر خوب شنیدم.

    الهی شکر براشون.

    الهی شکر برای پولِ تو کارتم.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  10. -
    سیده سعیده موسوی گفته:
    مدت عضویت: 750 روز

    به نام خدای زیبایی ها

    سلام دوستای گلم

    سلام به خدای قشنگم

    امروز یک آبان هست و شروع به ماه جدید پاییزی

    و خاطره مادر شدنم در این ماه

    خدایا شکرت برای وجود دخترای گلم

    خدایا شکرت برای عشق مادری

    چند روز گذشته در گیر به تغییر در کارم بودم

    توی دوره پر ارزش تغییر گفته بودم

    خیلی برام سخت بود پذیرش این تغییر

    اما خدا بازم دستان پر مهرش رو برام فرستاد

    تا کارها برام آسان شود

    اینا همش از فضل خودته خدا جون

    چه برنامه ریزی دقیقی برام کردی

    وقتی به خودت سپردم

    و

    تغییر رو پذیرفتم

    این قسمت مهمترین قسمت کار بود

    خدایا هزاران سپاس

    خدایا شکرت که همسرم هشت میلیون به حسابم گذاشت تا قسط بانک رو تصفیه کنم و راحت بشم

    خدایا شکرت برای ورودی مالی که داره

    خدایا شکرت که به فکر منه

    تازه کلی ازم تشکر کرد که همیشه کمک حالش بودم

    اینا همش از فضل خودته

    خدایا شکرت برای حقوق ماهیانه که بدون زحمت به حسابم میاد

    خدایا شکرت برای فایتو و در آمدم

    من دیگه کارمند خودتم

    تو بهترین حقوق رو به حسابم واریز می کنی

    خدایا هزاران سپاس

    خدایا شکرت از فراوانی این همه لباس که توی فروشگاه بود و

    چقدر فروشنده

    که اینا نشانه فروش بالا هستش

    خدایا شکرت برای لباسهای زیادی که خریدم

    من تا حالا این همه لباس به جا نگرفته بودم

    خدایا شکرت برای فراوانی

    خدایا شکرت برای این همه روزی که وارد زندگیم کردی

    در پناه نور و عشق خدا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: