این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-22.gif8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2015-09-12 13:15:272020-08-22 01:48:58زیبایی ها را ببینیم
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
درود و وقت بخیر خدمت سمانه جان صوفی خانم عزیز و نازنینم
سمانه جون تولدت خیلی خیلی مبارکا باشه به امید خدا در کنار خانواده و گرم و صمیمی تون هر سال بهترین جشن تولدها رو داشته باشید و بهترین هدایت و عطای الهی رو دریافت کنید مبارکا باشه (استیکر قلب قلب ستاره گل و بلبل و پروانه)
یعنی تولد همه ی آبان ماهی های عزیز مبارک باشه
آبان به عنوان نماد آب و بارش باران شناخته میشه
بهترین بارش نعمت های الهی را برات آرزو میکنم
سمانه جونم من همیشه کامنت های زیباتونو میخونم ممنون و سپاسگذارم که هر روز و شب برامون مینویسی عزیزم .. واکسن قند عسلمون در 18 ماهگی مبارک باشه !! زیر سایه پدر و مادر با دقتش بسلامتی رشد کنه به بهترین مسیرهای زندگی هدایت بشه !!!
دست و پاهای خوشکل حافظ جان مو غرق بوسه کن ..
اینکه گفتید از پله ها بالا میره ولی برای پایین اومد باید کمکش کنی و پیشی ها رو بهش نشون میدید و پسر مادری میرید گردش و تفریح چقدر لذت بردم از این تفریح های روزانه تون!!
خدایاا شکرت که هر وقت میام سمت زیبایی ها رو ببینم خیلی خوشحال میشم کامنت شما توی لیست ایمیل هام هست عزیزم با همین فرمان برو جلو و همینطوری روی مومنتوم مثبت ادامه بده برو جلو و جلوتر و جلوتررررر را!!!
از قول منم به خواهرای عزیزت سلام منو برسون که اینقدر هواتو دارند و بحسابت پول واریز میکنند مادر گرامی و مادر شوهر نازنین تون و خواهر شوهر ها و بچه هاشون و بقیه ی اعضای خانواده ی محترم …همچنین خدا رحمت کنه پدر بزرگوارتان رو .. در عوض خداوند بشما یک پدر شوهر فوق العاده داده که یک پدر بزرگ خوب عالی برای حافظ جان مون هست خداوند به همه ی عزیزان تون سلامتی و تندرستی بده . در کنار همسر جان خوب و خوش سلامت و البته ثروتمند با دل خوش روزگار رو سپری کنید
سمانه جونم بازم تولدتون رو تبریک میگم
بهترینها رو از خدای قدرتمندم برات خواستارم در هر شرایطی پر انرژی باشید وصل باشید به انرژی منبع الهی
خدایا سپاسگزار تو هستم برای تمام زیبایی های زندگیم .
سلام
امروز هدایت شدم به این فایل زیبا و طبق جلسه 24 دوره هم جهت با جریان خداوند، میخوام کمالگرایی را در خودم با توجه به زیبایی ها ، کنترل کنم تا هر روز این کمالگرایی در من کم بشه .
خودم را متعهد میکنم تا هر روز بیام اینجا و زیبایی های اطرافم را ببینم و بیشتر توجه کنم به زیبایی ها و سپاسگزار خداوند باشم بابت
تمام زیبایی های زندگیم .
من باید خودم را در مسیری قرار بدم تا هر روز نعمتها و ثروتهای بیشتری دریافت کنم .
میخوام یه تجربه از این تمرکز بر زیبایی ها این جا برای خودم ثبت کنم .
یه روزی از همین روزهای زیبای خداوند که داشتم روی جلسات دوره هم جهت با جریان خداوند کار میکردم تصمیم گرفتم با جایی که دارم زندگی میکنم به صلح برسم . من ساکن شهر انزلی هستم . یه روز نشستم و سعی کردم به زیبایی های این شهر بیشتر توجه کنم . از ساحل زیبای خزر / از هوای سالم و مرطوب و طبیعت زیبایی که داره / از ساختمانها و بناهای قدیمی که هنوز انرژی مثبتی داره / از مردم باحال و خوش برخورد و خوش تیپ/ از بازار محلی و بازار ماهی فروشان / از تیم فوتبال ملوان و هوادارانش و …..
خلاصه که هر روز داره زیبایی این شهر بیشتر میشه و چون شهر توریستیه هر روز جذابتر میشه .
به قدری این انرژی من خالص بود وقتی داشتم آگاهانه توجه میکردم به نکات مثبت زیبایی های این شهر که همون روز من نتیجه ی این انرژی خالص را دیدم .
چه اتفاقی افتاد؟
وقتی برای پیاده روی از خوونه زدم بیرون یادم افتاد که باید یه مسواک جدید بگیرم . رفتم داروخانه و یه مسواک خریدم .
از اونجایی که یه کیف کوچک روی دوشم بود نتونستم این مسواک تو کیف جا بدم .
از فروشنده یه ساک دسته دار خواستم تا مسواک بتونم تو دستم بگیرم ، بنده خدا هر چی گشت نتونستم برای من یه چیز مناسب پیدا کنه . من تشکر کردم و خداحافظی و اومدم بیرون .
داشتم خیابون رد میکردم که دیدم یکی داره صدا میکنه خانوم خانوم برگشتم دیدم یه آقایی داره میاد سمت من ، وقتی رسید به من دیدم داره ساک خریدش به من میده و گفت بیا برای شما، من کیفم جا داره و خریدم داخل کیفم میزارم .
من اول قبول نکردم بعد با اسرار این آقا قبول کردم و تشکر کردم .
بعد وقتی فکر کردم دیدم من این آقا را در داروخانه دیده بودم که داشت دارو میگرفت .
همون لحظه تنها چیزی که یادم اومد این بود که ، من امروز داشتم این شهر و مردم و امکاناتش برای خودم تحسین میکردم و مینوشتم.
خداوند سریع الجواب است .
همون موقع ایمانم به این تمرین بیشتر شد و تصمیم گرفتم که توجه و تمرکز بیشتری روی انجام این تمرین بزارم .
یکبار هم به اسرار پسرم رفتیم استودیوم برای تماشای فوتبال ملوان و چقدر اونجا خوش گذشت. مخصوصا که شاهد شادی کردن خانم های
که هوادار ملوان بودن،شدم .
تجربه خوبی بود خدارو شکر .
مهم نیست در کجا این کره خاکی هستی .
مهم نیست در چه شهر و کشوری هستی . توجه به زیبایی ها و نعمتها ، تو را به زیبایی بیشتر و نعمتهای بیشتر هدایت میکند .
کدوم نعمتت رو میتونم انکار کنم خدایاااا؟ هیچکدوم… چون هر گوشهی زندگیم پر از نشونههای توئه.
خدایاا شکرت که امروز دوباره چشمامو به یه روز تازه باز کردم هوای خنک صبح خورد تو صورتم و انگار گفت: نعمتهاتو ببین… قدر بدون… بگو در موردشون.
و من شروع کردم به شمردن هدیههات…
شکرررت خدایا برای همسایهی مهربونی که در پارکینگ رو باز کرد و با لبخندش روزم رو شیرینتر کرد.
شکرت برای اون دسته پرندههای مهاجر که با نظم و زیبایی توی آسمون پرواز میکردن، یادم انداختن که همیشه باید در حرکت باشم، در مسیر توکل و ایمان به تووو
شکرت برای نفسی که بالا میره و پایین میاد… برای سلامتی، برای خونهم، برای گرمای عشق، برای نون سر سفرهم، برای دل آروم و امیدی که هر لحظه توی دلم میکاری.
خدایاا من تسلیمم در برابر برنامهی زیبای تو.
میدونم هر چی پیش میاد، از عشق و حکمت توئه.
پس با دلی پر از شکر، امروز رو شروع میکنم و میگم:
توکّلم به تو خدایا
و دلم روشنه به رحمتت که همیشه جاریه، مثل همین هوای صبح، مثل پرواز اون پرندهها، مثل لبخند تو در دل هر اتفاق
خدایااا شکرررت که هر صبح با یاد تو، دلم از نو متولد میشه
شنیدنِ فایل 12 دوره هم جهت با جریان خداوند (مراقبه)
الحمدالله.
الهی شکر جمعه عصر، وقتی از خونه مامانم برگشتیم، حافظ عسلی بعدِ یه مدت لالا کرد و من یه دل سیر تو دفترم با حس خوب، با خودکارهای رنگی رنگی، نوشتم و کیف کردم.
همونجا هم سپاس گزاری کردم برای دست خط قشنگم.
گاهی یه چیزهایی رو برای سپاس گزاری متوجه میشم و بهش دقت میکنم، که قبلا نبودن.
از این بابت خیلی ممنونم.
به لطف خدا و دوره هم جهت، این یکی از بهبودهای به شدت لذت بخشم هست.
اینکه حواس و تمرکزم به یه چیزهایی تو زندگی جلب شده که قبلا بدیهی و عادی میدونستمشون، اصلا قایل به سپاس گزاری نبودم بابتشون، چون درکشون نمیکردم.
متوجه نمیشدن که اِ اینا هم نعمت هستن و از فضلِ خدا.
این توجه به جزییات رو دوست دارم و لذت میبرم ازش.
مثلِ گل سفید و بنفشِ قشنگی که امروز چشمم بهشون خورد و کلی کیف کردم، شاد شدم، کودک درونم بشاش شد.
شکرت خدای مهربونم برای عشقم، که هنوز صبح چشم باز نکرده از بارانم پرسید: دستشویی رفتی یا نه؟ و خودش هم بردش… این یعنی عشق، یعنی توجه از دل
خدایا شکرررت برای رفتن به لوستر نورلند و خرید دو تا لوستر خوشگل برای خونهمون… همون خونهای که با ایمان و عشق بهت، آجر به آجرش داره ساخته میشه
شکرت خدایا برای عشقم که قبل از اینکه با فروشنده حرف بزنیم، گفت: بریم یه جیگرکی ؟
وای خدایا شکرت که چقدر اون جیگر با ریحون و نوشابه چسبید… وقتی داشت تموم میشد گفت: میخوای خوشگوشت هم سفارش بدم؟و قبل از اینکه من جواب بدم خودش سفارش داد…
همهش از سر عشق و توجه بود
خدایا شکرررت برای اون لحظههای قشنگ کنار فلکه، روی صندلیهای جیگرکی، که با عشق و خوشحالی نشستیم و خندیدیم و خوردیم
بعدش رفتیم لوسترامونو فاکتور کردیم، با مترو برگشتیم تا سر دروازه شیراز و از اونجا عشقم اسنپ گرفت تا توپخونه…
برای بچهها هم پیتزا گرفت و مستقیم اومدیم خونه
خدایا شکرت برای نگاههای مهربونش توی راه…
چند بار با لبخند نگاهم کرد و من از ته دلم گفتم: مرسی که این لوسترا رو برای خونه جدیدمون خریدی
و اون لحظه که دستمو گرفته بود و گرماش توی جونم دوید، فهمیدم یعنی چی آرامش
خدایااا شکرت که این روزا خودمو بخشیدم، رها شدم از قضاوت و سرزنش…
حالا با خیال راحت و دلی شاد، با عشقم میریم بیرون، بدون استرس، بدون باید و نباید… فقط با عشق ،بدون حضور بچه ها
و خدایا شکرت که وقتی رسیدم خونه، یه بیمار جدید زنگ زد و همون لحظه 250 هزار تومن واریز کرد
شکرت برای رزق و روزی بیحساب و برای پدر خانوادهای که گفت:
شماره این خانومو سیو کنید، از این به بعد فقط ایشون بیان.
خدایا شکرت، شکرت از ته دلم که همه اینا هذا من فضل ربی است
امشب هم با دلی پُر از عشق و سپاس، سرم رو روی بالش میذارم و میگم: خدایا شکرت برای تمام نشونههای حضورت در زندگیم…
سلام.
یه یاداوری و درس زیبا داشتم دیشب از خداوند، در مورد سپاس گزاری:
اینکه به لحظه ی حال، الان، دقت کنم و ببینم چی دارم که بابتش خوشحال و سپاس گزارم.
چیزهایی که همین الان یا امروز به دست اوردم.
یا چیزهایی که از قبل خدا بهم داده و الانم دارمشون.
این یاداوری بسیار شیرین بود برام.
الهی شکر که همسرم بعد از اومدن از مرکز بهداشت، برای حافظ آب پرتقال و لیمو شیرین گرفت و داد بخوره.
حافظ هم بسیار خوشش اومد و خورد.
الهی شکر با همسرم صبحانه نیمرو و چایِ تازه دم خوردیم.
الهی شکر برای خواب عمیق و باکیفیتمون.
الهی شکر برای تماس احوالپرسی مادر شوهر مهربانم.
الهی شکر برای نکات خوب و لازمی که خانم کارشناس مرکز بهداشت امروز بهم گفت.
الهی شکر برای دیدن دختربچه های مدرسه ای که تو مرکز بهداشت دیدم که اومده بودن برای وزن و قدشون.
الهی شکر برای توجهِ مدرسه به فرآیند رشد بچه ها.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام سمانه جان عزیزم
تولدت مبارک عزیزم
خدایا شکرت برای داشتن چنین دوستان باصفایی
چقدر ازت سپاس گزارم
برای سپاس گذارتون
که به یادم میاری چقدر نعمت تو زندگیم هست و باید حواسم بهشون باشه و برای همشون از خدای مهربانم
تشکر کنم
امروز از صبح اول وقت با همسر عزیزم رفتیم بیرون برای انجام دادن یه سری کارای فایتو
از همون اولش که نشستیم تو ماشین
همه چی رو به خودش سپردیم و
گفتیم ما را در زمان و مکان مناسب قرار بده و به راه راست
هدایت کن
هر کاری میخواستیم انجام بدیم
به آسانی و روان انجام میشد
راننده لودر که اومده بود جلوی فایتو رو صاف کنه و آماده فضاسازی و چمن بشه داشت نق می زد
که حالا این چه کاریه
ممکن لاستیک پنچر بشه
حالا چقدر پولش میشه
و….
همسرم بهش گفت
میخوای برو من حوصله
نق شنیدن ندارم ، اگه کاری انجام میدی پولش رو می گیری و نق نزن
اونم گفت
من همینجوریم کار گیرم نیاد
ناراحتم
کار گیرم میاد بازم ناراحتم
خلاصه بهش گفت اگه خواستی کارت انجام بده ما میرویم برمی گردیم دستمزدت میدیم
خدا را شکر
رفتیم اداره برق
مثه آب خوردن کارمون درست شد
برگشتیم راننده لودر هم کارش تموم شده بود
پولش گرفت و رفت
واقعاً اونجا بود معنی ظلم به خود توی قرآن رو بهتر درک کردم
همه کارها به بهترین شکل انجام میشد
اگه با کسی کاری داشتم
قبل از اینکه من زنگ بزنم خودش زنگ میزد
و باز من شگفت زده میشدم وخدا را هزاران بار شکر می کردم.
یه خرید عالی هم از مرکز فروش آجیل و خشکبار کردیم
خدایا هزاران سپاس از این همه فراوانی
دست آخر هم تو راه خونه بودیم که
سمانه ی عزیزم زنگ زد گفت
بیاین خونه که چند روزه ندیدم تون
یه آبگوشت مشتی هم درست کردم
با هم بخوریم
باورت میشه تو فروشگاه وقتی نخود ها رو نگاه می کردم
دلم آبگوشت خواست
خدایا شکرت
که همیشه در وجودمی و خواسته های کوچک و بزرگم رو برآورده می کنی
خلاصه خیلی خوش گذشت
کلی هم توی نظافت آشپز خونه کمکش کردم
آخی معلم شدنش و عروس شدنش
تقریبا با هم شده و هنوزم که سنی نداره ، باید یه کمی حواسم بهش باشه ، هر چند واقعاً زرنگ و کد
بانوعه.
خدایا شکرت
خلاصه امروز همش اتفاقات عالی
که یکمش رو نوشتم
و تازه همین هم از شما یاد گرفتم
هر چند از قدیم هم آدم سپاس گزاری بودم ، ولی نوشتن اینجا رو میگم
امشب تیک زدن ستاره قطبی مو
تو پاسخ به تو خوشگلم نوشتم.
راستی سمانه منم ابان ماهیه
تولد هر دوتا تون و همه آبان ماهیا
مبارک مبارک باشه
همیشه لبت خندون
دلت شاد
کارتت پر پول باشه عزیزم
در پناه نور و عشق خدا باشید
خدایا شکرت
عصری هم دخترا اومدن و دیگه
به نام خدا
سلام.
به سلامتی صبح رفتیم واکسن 18 ماهگی قند عسل رو زدیم.
الحمدالله واسه بزرگ شدنِ پسرم و روندِ سلامتی و رشدش.
خانمِ کارشناس وقتی داشت سوال ها رو میپرسید ازم گفت مراقبت بعدی 2 سالگی هست، حتما بیارینش، مدرسه خیلی مهمه براش این مراقبت ها.
الهی شکر که انقدر برای مدرسه مهمه سلامتی و روندِ رشد بچه ها.
خیلی خوشم اومد.
من و همسرم از اول روی مراقبت های حافظ تو مرکز بهداشت، خیلی دقیقیم و سر وقت کارهاشو انجام میدیم.
الحمدالله که پدر و مادر با دقتی هستیم.
سورپرایز شدم الان.
یکی دیگه از خواهرام، برام کادوی تولد واریز کرد به کارتم.
پیامک زیبا برام فرستاد.
الحمدالله برای عشق و محبت بینمون.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
درود و وقت بخیر خدمت سمانه جان صوفی خانم عزیز و نازنینم
سمانه جون تولدت خیلی خیلی مبارکا باشه به امید خدا در کنار خانواده و گرم و صمیمی تون هر سال بهترین جشن تولدها رو داشته باشید و بهترین هدایت و عطای الهی رو دریافت کنید مبارکا باشه (استیکر قلب قلب ستاره گل و بلبل و پروانه)
یعنی تولد همه ی آبان ماهی های عزیز مبارک باشه
آبان به عنوان نماد آب و بارش باران شناخته میشه
بهترین بارش نعمت های الهی را برات آرزو میکنم
سمانه جونم من همیشه کامنت های زیباتونو میخونم ممنون و سپاسگذارم که هر روز و شب برامون مینویسی عزیزم .. واکسن قند عسلمون در 18 ماهگی مبارک باشه !! زیر سایه پدر و مادر با دقتش بسلامتی رشد کنه به بهترین مسیرهای زندگی هدایت بشه !!!
دست و پاهای خوشکل حافظ جان مو غرق بوسه کن ..
اینکه گفتید از پله ها بالا میره ولی برای پایین اومد باید کمکش کنی و پیشی ها رو بهش نشون میدید و پسر مادری میرید گردش و تفریح چقدر لذت بردم از این تفریح های روزانه تون!!
خدایاا شکرت که هر وقت میام سمت زیبایی ها رو ببینم خیلی خوشحال میشم کامنت شما توی لیست ایمیل هام هست عزیزم با همین فرمان برو جلو و همینطوری روی مومنتوم مثبت ادامه بده برو جلو و جلوتر و جلوتررررر را!!!
از قول منم به خواهرای عزیزت سلام منو برسون که اینقدر هواتو دارند و بحسابت پول واریز میکنند مادر گرامی و مادر شوهر نازنین تون و خواهر شوهر ها و بچه هاشون و بقیه ی اعضای خانواده ی محترم …همچنین خدا رحمت کنه پدر بزرگوارتان رو .. در عوض خداوند بشما یک پدر شوهر فوق العاده داده که یک پدر بزرگ خوب عالی برای حافظ جان مون هست خداوند به همه ی عزیزان تون سلامتی و تندرستی بده . در کنار همسر جان خوب و خوش سلامت و البته ثروتمند با دل خوش روزگار رو سپری کنید
سمانه جونم بازم تولدتون رو تبریک میگم
بهترینها رو از خدای قدرتمندم برات خواستارم در هر شرایطی پر انرژی باشید وصل باشید به انرژی منبع الهی
IN GOD WE TRUST
ما به خداوند اعتماد داریم
IN GOD WE TRUST
سلام رویا جانِ مهربان.
واقعا که پاسختون برام عینِ یه رزقِ پربرکت و سرشار از عشق بود.
ممنونم که کامنت هامو میخونین و پیگیری میکنین.
ممنونم که انقدر قشنگ، قشنگی های زندگیمو مرور کردین.
ممنونم از همه ی لطف و محبت و توجهتون نسبت به من.
ان شاالله خدای مهربان، زندگیتون رو سرشار از ارامش، سلامتی، ثروت، شادی، حال خوب بکنه.
خیلی سورپرایز شدم از پاسختون.
حتما که کامنتتون برام، یکی از جذاب ترین هدیه های تولد امسالمه.
الهی شکر برای این همه هدیه از طرف خداوند مهربان و دست های مهربانش، اونم پیشاپیش، اونم وقتی روز تولدم نرسیده هنوز.
این تصادفی و یهویی نیست.
این برنامه ی قشنگ خداوند برامه.
تا چند سال پیش فکر میکردم معنیِ تولد واقعی، کادوهاش هست.
اما حقیقتا امسال درکم بهتر شده.
تولد واقعی، دوست داشتنِ آدم هاست که به همدیگه منتقل میکنن، نه فقط مادی، نه فقط روز دقیق تولد.
بلکه هر گونه شادباش و یادی که ما از همدیگه میکنیم.
یه پیام در ظاهر ساده، یه ویس در ظاهر ساده، یه ایمیل در ظاهر ساده، یه کلیپِ در ظاهر ساده…
همه شون در ظاهر ساده هستن، ولی داخلشون پر از عشق و توجه و محبتِ عمیق و خالصه.
دقیقا عشقی که از سمت خدا به قلب بنده هاش تابیده میشه و بنده ها هم اون عشق رو با خلوص به هم منتقل میکنن.
چی قشنگتر از این.
ممنونم که با پاسختون، برام یاداوری کردین عشق مربوط به مادیات نمیشه صرفا.
عشق، یه جوشش درونیه که حتی به روز تولد هم مربوط نمیشه منحصراً.
عشق، یه فرکانس خالص و عمیقه که هر ثانیه جاریه.
مثل الان و حس من به تک تک عزیزانم در زندگیم، خانواده ام، دوستانم در سایت و غیر سایت و …
دوستانی که حتی صدا و تصویرشون رو از نزدیک ندیدم هنوز، ولی انقدر انرژی شون خالص و قشنگه، بهشون احساس نزدیکی و دوستیِ عمیق دارم.
خدا رو شکر برای همه ی قشنگی های زندگیم.
خدا رو شکر برای بهبودهام، درکِ بهترم پله پله.
رویا جانِ نازنین، خدا هر لحظه پشتیبان و حافظِ خودتون و عزیزانتون باشه.
ممنونم برای دعاهای خیری که برای خودم و عزیزانم کردین.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
بنام خدای بخشنده و مهربان
خدایا سپاسگزار تو هستم برای تمام زیبایی های زندگیم .
سلام
امروز هدایت شدم به این فایل زیبا و طبق جلسه 24 دوره هم جهت با جریان خداوند، میخوام کمالگرایی را در خودم با توجه به زیبایی ها ، کنترل کنم تا هر روز این کمالگرایی در من کم بشه .
خودم را متعهد میکنم تا هر روز بیام اینجا و زیبایی های اطرافم را ببینم و بیشتر توجه کنم به زیبایی ها و سپاسگزار خداوند باشم بابت
تمام زیبایی های زندگیم .
من باید خودم را در مسیری قرار بدم تا هر روز نعمتها و ثروتهای بیشتری دریافت کنم .
میخوام یه تجربه از این تمرکز بر زیبایی ها این جا برای خودم ثبت کنم .
یه روزی از همین روزهای زیبای خداوند که داشتم روی جلسات دوره هم جهت با جریان خداوند کار میکردم تصمیم گرفتم با جایی که دارم زندگی میکنم به صلح برسم . من ساکن شهر انزلی هستم . یه روز نشستم و سعی کردم به زیبایی های این شهر بیشتر توجه کنم . از ساحل زیبای خزر / از هوای سالم و مرطوب و طبیعت زیبایی که داره / از ساختمانها و بناهای قدیمی که هنوز انرژی مثبتی داره / از مردم باحال و خوش برخورد و خوش تیپ/ از بازار محلی و بازار ماهی فروشان / از تیم فوتبال ملوان و هوادارانش و …..
خلاصه که هر روز داره زیبایی این شهر بیشتر میشه و چون شهر توریستیه هر روز جذابتر میشه .
به قدری این انرژی من خالص بود وقتی داشتم آگاهانه توجه میکردم به نکات مثبت زیبایی های این شهر که همون روز من نتیجه ی این انرژی خالص را دیدم .
چه اتفاقی افتاد؟
وقتی برای پیاده روی از خوونه زدم بیرون یادم افتاد که باید یه مسواک جدید بگیرم . رفتم داروخانه و یه مسواک خریدم .
از اونجایی که یه کیف کوچک روی دوشم بود نتونستم این مسواک تو کیف جا بدم .
از فروشنده یه ساک دسته دار خواستم تا مسواک بتونم تو دستم بگیرم ، بنده خدا هر چی گشت نتونستم برای من یه چیز مناسب پیدا کنه . من تشکر کردم و خداحافظی و اومدم بیرون .
داشتم خیابون رد میکردم که دیدم یکی داره صدا میکنه خانوم خانوم برگشتم دیدم یه آقایی داره میاد سمت من ، وقتی رسید به من دیدم داره ساک خریدش به من میده و گفت بیا برای شما، من کیفم جا داره و خریدم داخل کیفم میزارم .
من اول قبول نکردم بعد با اسرار این آقا قبول کردم و تشکر کردم .
بعد وقتی فکر کردم دیدم من این آقا را در داروخانه دیده بودم که داشت دارو میگرفت .
همون لحظه تنها چیزی که یادم اومد این بود که ، من امروز داشتم این شهر و مردم و امکاناتش برای خودم تحسین میکردم و مینوشتم.
خداوند سریع الجواب است .
همون موقع ایمانم به این تمرین بیشتر شد و تصمیم گرفتم که توجه و تمرکز بیشتری روی انجام این تمرین بزارم .
یکبار هم به اسرار پسرم رفتیم استودیوم برای تماشای فوتبال ملوان و چقدر اونجا خوش گذشت. مخصوصا که شاهد شادی کردن خانم های
که هوادار ملوان بودن،شدم .
تجربه خوبی بود خدارو شکر .
مهم نیست در کجا این کره خاکی هستی .
مهم نیست در چه شهر و کشوری هستی . توجه به زیبایی ها و نعمتها ، تو را به زیبایی بیشتر و نعمتهای بیشتر هدایت میکند .
این جمله باید بارها به خودم یاد آوری کنم .
به امید دیدار استاد عزیزم در زمان و مکان مناسب
در پناه الله یکتا
سلام به خدای زیبایی ها
سلام به دوستای گلم
دیروز بهترین روز من بود
دستان خداوند برای کمک به من اومدن
خدایا خودت برقکار ماهر اداره برق رو برام فرستادی تا بهتر کار انجام بشه
با هزینه کم و با ایمنی بالا
خدایا شکرت
این از فضل خودته
از دیشب برام نشونه فرستاده که قدم دوم رو تهیه کنم
توی ستاره قطبی نوشتم برای اولین بار
منم ستاره آبی میخوام از یکی از سعیده های سایت
وای خدای من
امشب نور آبی رنگی برام روشن شد از
سعیده جان آیت
خدایا شکرت
این از فضل خودته
که من مطمئن بشم صد درصد زندگیم رو دارم خلق می کنم
امروز قدم دوم رو به خودم هدیه دادم
بین دوره هم جهت و قدم دوم مونده بودم کدوم رو انتخاب کنم
نشانه های واضح اومد
داشتم به شکل رندم فایل گوش کنم که توی گوشیم ذخیره کرده بودم
دستم اومد روی قدم اول جلسه دوم و ستاره قطبی
و تا آخر گوش دادم و
اومدم قدم دوم رو گرفتم
خدایا شکرت
امشب هم دو بار گوش دادم
تازه همسرم هم بدون اینکه من بگم
وقتی دید من دارم گوش میدم
اومد کنارم و دوتایی گوش کردیم
خدایا شکرت که در مدار هم هستیم.
جشنواره انار شرکت کردیم و کلی خرید کردیم
خدایا شکرت
قدرت خرید مون چقدر بالا رفته
دیگه نگران تموم شدن پولم نیستم
خدایا شکرت
تازه قبل از این هم روغن ماشین قشنگمون هم عوض کرد همسرم
خدایا شکرت
چقدر فراوانی دیدم توی جشنواره
همه هم اومده بودن و با عشق خرید می کردم و
خوشحال بودن
نون های اون خانم از یاسوج اسمش یادم رفته
چقدر خوشمزه بود
وقتی ازش تشکر کردم
چقدر ذوق کرد
خدایا شکرت که تونستم جشنواره رو شرکت کنم و
کلی خرید کنم
خدایا شکرت برای گز های خوشمزه ای که دختر عزیزم از اصفهان سوغاتی آورد
خدایا شکرت برای اولین حقوق معلمی اش
چقدر براش خوشحالم
خدایا شکرت
خدایا شکرت برای نون های تازه که همسرم خرید
قبلاً فکر می کردم
وظیفه شه و خیلی توجه نمی کردم.
خدایا شکرت برای خوش روبی و مهربونیش
چقدر با همه خوش رو و مهربونه
توی جشنواره با همه شوخی کرد
چرا قبلاً کمتر میدیدم
برام تکراری شده بود.
خدایا شکرت برای داشتن دوستان عزیزم و
خوندن کامنتشون توی این صفحه که با عشق
اونا رو میخونم و لذت می برم
چقدر این صفحه پر از زیباییه
خدایا شکرت برای استاد و این سایت الهی و زیبا
در پناه نور و عشق خدا باشید
خداوندا از تو سپاسگزارم و اعتبار همه اتفاقات خوب امروزم رو به تو میدم.
خدایا هر انچه دارم از تو دارم.
هرچه دارم تو به من داده ای.
سپاسگزام خدایا به خاطر جمع خانوادگی امروز.
ساراجان با همسر و بچه هاش از جهرم اومده بودن و هممون خونه پدرم جمع شدیم.
خدایا شکرت دختر 8 ماهه خواهرم تو بغلم خواب رفت.
خدایا شکرت پسر 2 ماهه ی خواهرم برام خندید و کلی بغلش کردم.
خدایا شکرت به خاطر وجود این بچه های پاک و خدایی.
شکرت به خاطر انرژی الهی و نابشون.
خدایا سپاسگزارم درحد توانم تو کارهای اشپزخونه به مادر عزیزم کمک کردم.
سپاسگزارم خواهرم زینب جان از سرکار که اومد بهم گفت یه مقنعه مشکی برات سفارش دادم.
چقدر خواهرم خوشحال شد به خاطر کیکی که برای دخترش پخته بودم.
خدایا سپاسگزارم به خاطر پرداخت شهریه دانشگاه و انجام شدن انتخاب واحدم به وسیله اقای انصافی اذر.
خدایا شکرت به خاطر خریدهای امروزم.
مرغ و ارد و ماست.
خدایا شکرت برادر عزیزم ما رو رسوند خونه.
خدایا شکرت امروز همه از مدل موهام و چهرم تعریف کردن.
خدایا شکر به خاطر دوش دلچسب امروز .
شکرت که همسر عزیزم هروقت بخوام برم خونه پدرم و تا هرموقع بخوام بمونم باهام موافقت میکنه.
خدایا شکر خواهرم فریده جان یخچال نو خریده بود.
هذا من فضل ربی.
خدایا شکرت ساراجان دوتا دستگیره زیبا بهم هدیه داد.
خدایا شکرت وحیدجانم منو بوسید وقتی هم از مدرسه اومد گفت قربون چشمات بشم من.
خدایا خودت میدونی از به یاد اوردن و سپاسگزاری از نعماتت عاجزم.
خدایا عاشقتم.
خدایا من را به راه راست به راه کسانی که به انها نعمت داده ای هدایت کن.
سلام دوست عزیزم
سعیده جان
چند روزی بود خیلی مشغله داشتم
کمتر کامنت های این صفحه قشنگ و پر از زیبایی رو خونده بودم
امشب در حال خوندن کامنت تو عزیزم بودم که همسرم اومد و چقدر از تغییر حرف زدیم و صحبت های استاد رو یاد آوری کردیم که انسان باید همواره در حال تغییر باشه
اونم به سمت بهتر شدن
وسط کامنت شما بودم
دستم رو گذاشته بودم نپره
که آخر حرفام بود که گفتم
خدایا ما را به راه راست هدایت کن
یه هو نگام به صفحه گوشی خورد و
جمله شماکه خدایا منو به راه راست هدایت کن
از ذوق چشمام گشاد شده بود
امروز برای چندمین بار هر چی خواستم اساعه در خدمتم بود
و
بیشتر باور کردم که صد در صد زندگیم رو دارم خلق می کنم
و
از خداوند بابت دادن چنین قدرتی بهم تشکر کردم و
اینجا هم چون روی کامنت شما
شگفتانه وقت خوایم رو دیدم
حیفم اومد با دادن پنج ستاره ازش بگذرم
فقط خواستم بگم با وجودی که ندیدمت ولی خیلی دوستت دارم
در پناه نور و عشق خدا باشید.
به بهههههههه.
سلااااااااام سیده سعیده ی سعیده!
خوبی؟
خوشی؟
سلامتی؟
دو قلوهای خوشکلت خوبن؟
امیدوارم توی بهترین حال باشی و چرخ کافه خوشکلتون تندتر و تندتر بچرخه.
به قول استاد زمانبندی کار خداونده.
ترتیب چیدن وقایع کار خداونده.
هیچ چیز اتفاقی در این جهان وجود نداره حتی کسی که توی اتوبوس و تاکسی کنارت مینشینه.
پس اینکه همزمان با گفتن جمله ی خدایا مارا به راه راست هدایت کن، برخورد کردی به همین جمله در کامنت من،هرگز اتفاقی نیست.
مهر تاییدی از جانب خداست.
با این همزمانیها خدا با ادم صحبت میکنه.
اینکه مسیرت درسته.
اینکه ناامید نشو.
اینکه همین فرمونو بگیر مستقیم برو جلو.
واقعا خدا رو شکر.
واقعا چقدر خوبه که همسر عزیزت هم با شما همجهته و زبون مشترک دارید.و ایشون هم موافق بهبود و تغییر هستن.
همسر من هم جدیدا خیلی عوض شده.
شکرگزارتر شده خدا رو شکر.
اما هنوز با اموزشهای استاد هم مدار نشده.
امروز یه هم زمانی زیبایی برای من اتفاق افتاد.
خداوند توی دانشگاه یه کافه لاته منو مهمون کرد!
حالا جریان از این قراره که دیدم یه دستگاه لمسی تو سالن دانشگاه هست که میشه خودکار قهوه سفارش بدی!
یه خانم هم درحال سفارش بود.
و منم صدای استاد تو گوشم اومد که وارد ترسهاتون بشید و چیزهای جدید امتحان کنید.
رفتم کنار خانم ایستادم ببینم چطوری سفارش میده و ازش سوال هم پرسیدم.
اصلا نمیخواستم سفارش بدم.
فقط میخواستم یاد بگیرم.
خانومه وقتی سفارششو تحویل گرفت،داد به من!
گفت من نمیدونستم شیر توشه و من شیر نمیخورم.
پس برای شما!
قیمتش هم 59 هزار و 900 تومن بود.
منم تعارف کردم هزینشو ازم بگیره اما با خنده گفت نه!
و اتفاقا شکر هم توش نریخته بود!
همزمانی کار خداونده.
ترتیب چیدن وقایع کار خداونده.
چطور بشه که دقیقا اون لحظه که اون خانم میخواد سفارش بده من برم کنارش بایستم و سفارش دادن رو یاد بگیرم!
چطور بشه که اون ندونه توی سفارشش شیر هم داره.
چطور بشه که شیر نخوره.
چطور بشه که گزینه شکر هم انتخاب نکنه!
و دراخر اون نوشیدنی بشه سهم من بعد از گذروندن 3 تا کلاس.
خدایا شکرت.
ازت ممنونم بابت نقطه ابی زیبایی که بهم هدیه دادی.
دیدن نقطه ابی خیلی ذوق داره.
پس اگه من خیلی نقطه ابی رو دوست دارم،بقیه دوستانم هم دوست دارن.
و منم باید بهشون هدیه بدم.
درسته فیزیکی همو ندیدیم ولی قلبهامون همدیگه رو دیده و به هم نزدیکه.
عاشقتم و خودت و همسر عزیزت و دخترای خوشکلت رو به خدا میسپارم.
سلام.
دیشب با اینکه دیر خوابیدم ولی واسه صبح بیدار شدن اذیت نشدم.
صبح زود رفتیم مرکز بهداشت، برای واکسن 18 ماهگیِ قند عسل.
خانم پذیرش گفتن یکشنبه و سه شنبه.
تو دلم گفتم خیره حتما.
اشکال نداره.
فردا میایم دوباره.
هوا عالی بود، تصمیم گرفتم حالا که بیداریم و آماده، گردشِ امروزِ مادر پسری رو همون صبح انجام بدیم.
برگشتیم و تو محوطه با قند عسل چرخیدیم.
پیشی های خوابالو (لَم داده بودن و در حال استراحت بودن) دیدیم، گلهای سفید و بنفش فوقالعاده زیبا دیدیم.
هوا خنک بود، بعد از کمی گردش برگشتیم خونه و لالا کردیم یه ساعت با حافظ عسلی.
بعد هم ادامه روز و قشنگی هاش.
تماس و صحبت با مامانم، مامان زری و تماس تصویری با آقاجون.
عکس و ویدیوی سنگ کردن سالن خونه تو روستا رو برام فرستاد اقاجون.
فوقالعاده شده، الهی شکر بی نهایت.
یه چالش تو ذهنم پیش اومد که تو جلسه 24 دوره هم جهت در موردش نوشتم.
به لطف الله عالی حل شد با تایم اوت.
استاد جان خیلی ازتون ممنونم که راهکارهای عملی و موثر یادمون میدین برای رفع کردن مسایل و بهبودمون.
الحمدالله.
یه چیز جالب بگم.
هر وقت حافط کنارمه و صفحه پروفایل شخصی مو تو سایت میبینه که عکس خودم و خودش اونجاست، کلی ذوق میکنه، واکنش بامزه نشون میده.
الان که دید عکس خودمه فقط تعجب کرد یه لحظه، اخم هاش با حالت تعجب تو هم رفت.
بهش گفتم حافظ عکست کو؟
کجا رفته.
جوجه قیافه اش شده بود تعجب.
خیلی بامزه بود.
خمده ام گرفت.
برام بسیار جالبه توجهش به همه چیز.
دیروز پروفایلمو به سادگی عوض کردم مثل همیشه.
اینم جای سپاس گزاری داره و نباید بدیهی شه برام.
چون اولش چالش داشتم تو تعویضِ پروفایل و بعد با اپلیکیشن ورد پرس اسان شدم بر آسانی ها.
با حافظ جان موسیقی های متنوع گوش میدیم و لذت میبریم.
الان رسیده به اهنگی از زنده یاد استاد شجریان.
این اهنگ رو به پیشنهاد اقای ابراهیم خسروی دانلود کردم و شنیدم، فوق العاده است.
با اینکه سنتی هست و سلیقه ی من سنتی نیست زیاد، ولی واقعا این اهنگ رو دوست دارم.
الهی شکر.
الهی شکر پسرم به اسانی قطره اهن و مولتیویتامینش رو نوش جان کرد.
الهی شکر برای سلامتیش.
هر روز بابتش تشکر میکنم.
اینطوری هر روز اسان میشم بر اسانی ها.
خدایا ازت ممنونم که منو اروم تر کردی.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام خدایاااا صبح پاییزیت بخیر
صبح زیبام رو با اسم قشنگت شروع میکنم…
فَبِأَیِّ آلَاءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ
کدوم نعمتت رو میتونم انکار کنم خدایاااا؟ هیچکدوم… چون هر گوشهی زندگیم پر از نشونههای توئه.
خدایاا شکرت که امروز دوباره چشمامو به یه روز تازه باز کردم هوای خنک صبح خورد تو صورتم و انگار گفت: نعمتهاتو ببین… قدر بدون… بگو در موردشون.
و من شروع کردم به شمردن هدیههات…
شکرررت خدایا برای همسایهی مهربونی که در پارکینگ رو باز کرد و با لبخندش روزم رو شیرینتر کرد.
شکرت برای اون دسته پرندههای مهاجر که با نظم و زیبایی توی آسمون پرواز میکردن، یادم انداختن که همیشه باید در حرکت باشم، در مسیر توکل و ایمان به تووو
شکرت برای نفسی که بالا میره و پایین میاد… برای سلامتی، برای خونهم، برای گرمای عشق، برای نون سر سفرهم، برای دل آروم و امیدی که هر لحظه توی دلم میکاری.
خدایاا من تسلیمم در برابر برنامهی زیبای تو.
میدونم هر چی پیش میاد، از عشق و حکمت توئه.
پس با دلی پر از شکر، امروز رو شروع میکنم و میگم:
توکّلم به تو خدایا
و دلم روشنه به رحمتت که همیشه جاریه، مثل همین هوای صبح، مثل پرواز اون پرندهها، مثل لبخند تو در دل هر اتفاق
خدایااا شکرررت که هر صبح با یاد تو، دلم از نو متولد میشه
پیش به سوی یه روز فوقالعاده عالی
سلام.
الهی شکر برای رزق هام:
خوندنِ کامنت.
نوشتنِ کامنت.
دیدن دایره آبیِ زیبا.
پاسخ های بامحبتِ دوستان عزیزم برام.
شنیدنِ فایل 12 دوره هم جهت با جریان خداوند (مراقبه)
الحمدالله.
الهی شکر جمعه عصر، وقتی از خونه مامانم برگشتیم، حافظ عسلی بعدِ یه مدت لالا کرد و من یه دل سیر تو دفترم با حس خوب، با خودکارهای رنگی رنگی، نوشتم و کیف کردم.
همونجا هم سپاس گزاری کردم برای دست خط قشنگم.
گاهی یه چیزهایی رو برای سپاس گزاری متوجه میشم و بهش دقت میکنم، که قبلا نبودن.
از این بابت خیلی ممنونم.
به لطف خدا و دوره هم جهت، این یکی از بهبودهای به شدت لذت بخشم هست.
اینکه حواس و تمرکزم به یه چیزهایی تو زندگی جلب شده که قبلا بدیهی و عادی میدونستمشون، اصلا قایل به سپاس گزاری نبودم بابتشون، چون درکشون نمیکردم.
متوجه نمیشدن که اِ اینا هم نعمت هستن و از فضلِ خدا.
این توجه به جزییات رو دوست دارم و لذت میبرم ازش.
مثلِ گل سفید و بنفشِ قشنگی که امروز چشمم بهشون خورد و کلی کیف کردم، شاد شدم، کودک درونم بشاش شد.
الحمدالله.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
خدایااا شکرت برای امروزِ قشنگ و پُر برکتت
شکرت خدای مهربونم برای عشقم، که هنوز صبح چشم باز نکرده از بارانم پرسید: دستشویی رفتی یا نه؟ و خودش هم بردش… این یعنی عشق، یعنی توجه از دل
خدایا شکرررت برای رفتن به لوستر نورلند و خرید دو تا لوستر خوشگل برای خونهمون… همون خونهای که با ایمان و عشق بهت، آجر به آجرش داره ساخته میشه
شکرت خدایا برای عشقم که قبل از اینکه با فروشنده حرف بزنیم، گفت: بریم یه جیگرکی ؟
وای خدایا شکرت که چقدر اون جیگر با ریحون و نوشابه چسبید… وقتی داشت تموم میشد گفت: میخوای خوشگوشت هم سفارش بدم؟و قبل از اینکه من جواب بدم خودش سفارش داد…
همهش از سر عشق و توجه بود
خدایا شکرررت برای اون لحظههای قشنگ کنار فلکه، روی صندلیهای جیگرکی، که با عشق و خوشحالی نشستیم و خندیدیم و خوردیم
بعدش رفتیم لوسترامونو فاکتور کردیم، با مترو برگشتیم تا سر دروازه شیراز و از اونجا عشقم اسنپ گرفت تا توپخونه…
برای بچهها هم پیتزا گرفت و مستقیم اومدیم خونه
خدایا شکرت برای نگاههای مهربونش توی راه…
چند بار با لبخند نگاهم کرد و من از ته دلم گفتم: مرسی که این لوسترا رو برای خونه جدیدمون خریدی
و اون لحظه که دستمو گرفته بود و گرماش توی جونم دوید، فهمیدم یعنی چی آرامش
خدایااا شکرت که این روزا خودمو بخشیدم، رها شدم از قضاوت و سرزنش…
حالا با خیال راحت و دلی شاد، با عشقم میریم بیرون، بدون استرس، بدون باید و نباید… فقط با عشق ،بدون حضور بچه ها
و خدایا شکرت که وقتی رسیدم خونه، یه بیمار جدید زنگ زد و همون لحظه 250 هزار تومن واریز کرد
شکرت برای رزق و روزی بیحساب و برای پدر خانوادهای که گفت:
شماره این خانومو سیو کنید، از این به بعد فقط ایشون بیان.
خدایا شکرت، شکرت از ته دلم که همه اینا هذا من فضل ربی است
امشب هم با دلی پُر از عشق و سپاس، سرم رو روی بالش میذارم و میگم: خدایا شکرت برای تمام نشونههای حضورت در زندگیم…
به نام خدای زیبایی ها
سلام دوستای گلم
امروز از سمانه جان صوفی دوست عزیزم یاد گرفتم که سپاس گزارچیزهایی باشم که بدیهیه و این به بالا رفتن عزت نفسم کمک میکنه
خدایا شکرت که خوندن کامنت دوستان مدارمو بالاتر میبره.
خدایا شکرت برای بیداری امروز
برای شروعی دوباره و زندگی دوباره
برای سلامتی
برای عشقی که به همه دارم
برای عشقی که در وجودم هست
برای خدای درونم
برای روزی که هر روز وارد زندگیم می کنی
برای بادامی که از همسایه خریدم
برای کباب تابه ای خوشمزه ای که درست کردم و
دور هم با دخترا و همسر عزیزم خوردیم.
خدایا شکرت برای مسافرت رفتن سمانه عزیزم و همسرش که چقدر بهشون خوش گذشته
الان همسرم گفت دیدی کابینت رو تمیز کردم
منم بهش گفتم دستات پر از پول بشه
خوشحال شد و تشکر کرد
چقدر خوشحالم از بودن در کنارش
چقدر توی کارای پشتیبانی فایتو و خرید کردن برای کافه کمکم میکنه
خدایا شکرت
خدایا شکرت چقدر چرخ زندگی برام رون شده
سر میز نهار یه فایل سفر نامه نگاه کردیم
چقدر بچهها دوست دارن
با شوق نگاه می کنن
این در حالیه که تا پارسال نسبت به فایل های استاد مقاومت داشتن و
من به احترامشون جلوی اونا نمیذاشتم و
وقتی منو همسرم تنها بودیم نگاه می کردیم
خدایا شکرت
بچهها بدون این که من مجبورشون کنم
خودشون به این راه و دانستن قوانین خداوند
کشیده شدن
سالهای گذشته وقتی کوچکتر بودن
گاهی با تشویق گاهی به زور مجبور به خوندن نماز
و اومدن به مجالس مذهبی میکردم
ولی حالا چقدر عوض شدم
فهمیدم توحید یعنی چه
خدای واقعی در وجودمونه نه در بیرون
خدایا شکرت
خدایا شکرت
خدایا شکرت
در پناه نور و عشق خدا باشید.
سلام خانم موسویِ نازنین.
ممنونم از لطف و محبتتون نسبت بهم.
یکی از چیزهایی که اندازه ی دیدنِ دایره ابی و پاسخ از دوستانم برام، خوشحالم میکنه، اینه که تو کامنت های مستقلِ بچه های سایت اسم خودمو میبینم.
اینطوری هم حس میکنم اون دوست برای منم نوشته.
گاهی که بسیار مشتاقم تا دایره ابی رو ببیننم و پاسخی از دوستانم داشته باشم، به خودم میگه الان نمیبینیش، ولی تو راهه…
همینم میشه.
امشب شوق و انتظارِ دایره آبی داشتم
الان هم پاسخ داشتم که خوندم و کیف کردم.
هم تو کامنتِ مستقلِ شما و نفیسه جانم اسم خودمو دیدم و ذوق کردم.
اینم یکی از اون چیزهای ساده ایه که واقعا منو ذوق زده و خوشحال میکنه.
انگار بچه ها تو کامنتشون آدمو منشن میکنن.
بسیار تحسینتون میکنم خانم معلم عزیز، برای شجاعتتون برای خروج از معلمی و شروعِ یه شغلِ جدید.
ان شاالله روز به روز چرخِ کافه تون نرم تر و روان تر بچرخه و سرشار بشین از روزی و رزقِ مادی و معنوی.
کامنت هاتون رو اینجا میخونم و کیف میکنم که از کافه و مشتری هاتون و … مینویسین.
الحمدالله برای همراهی و همکاری همسرتون و دخترهای قشنگتون، که هم اسمِ خودم و خواهرم هستن.
سارا و سمانه :)
ممنونم از کامنت های قشنگتون تو این صفحه.
دقت کردم به زمان ارسال کامنتتون، 22:22 دوم آبان.
این رند بودن زمان همیشه برام جالبه.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام به سمانه جان عزیزم
سپاسگزارم از لطف و محبتت
من معلمی رو شغل نمی دونستم
برام عشق بود و عشق
ولی روزی که بیرون اومدم
اصلا پشیمون هم نیستم و
اتفاقا امروز به همسرم هم می گفتم
توی اون شغل هیچ احساس گناه و یا کم کاری و عذاب وجدانی ندارم
و در عوض بهم خوش گذشته
بر خلاف بعضی ها که می نالن از سرو کله زدن با بچهها و یا از حقوق کمش
و این سپاس گزار بودنم بود که
منو هدایت کرد به کاری که بسیار به اون علاقه دارم و باز به عنوان شغل بهش نگاه نمیکنم
و به قول خواهرم این خوشرویی تو باعث جذب مشتری میشه
که دو شبه که به خاطر برق فایتو
تعطیله و مشتریان با وجودی که دو ماه بیشتر از افتتاح کار نگذشته
و
شمارمو از توی پیچ پیدا کردن و مرتب زنگ میزن
و این باعث خوشحالی و سپاس گزاری بیشتر من از خدای مهربان
هست .
راستی خودمم دیشب متوجه شدم
وقتی تایید کامنت رو زدم
اون ساعت روند رو
و
به فال نیک گرفتم
و پاداش همین پاسخی بود که شما
دوست عزیزم برام نوشتی
برات آرزوی خوشبختی و موفقیت و شادکامی و ثروتمندی دارم
در پناه نور و عشق خدا باشید .