زیبایی ها را ببینیم - صفحه 138


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2495 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2204 روز

    سلام.

    پسر قشنگِ 3 ساله ی دوستم برام ویس فرستاد برای تشکرِ تبریکِ تولدش.

    خدایا شکر که انقدر قشنگ صحبت میکنه.

    خدایا شکرت برای پسرِ قشنگِ مهسا، دوستم.

    خدایا شکرت برای دوستیم با مهسا از اول دبیرستان تا الان.

    الهی شکر برای اینکه امروز بلال آب پز کردم، نوش جان کردیم.

    حافظ عسلی هم نوشِ جان کرد، خوشش اومد.

    الهی شکر برای نعمت های یخچال و فریزرمون.

    الهی شکر همسرم صبح برامون نون خرید، بعد رفت سر کار.

    الهی شکر برای شاغل بودنِ همسرم.

    الهی شکر همسرم پولِ حلال خلق می کنه.

    چند روز پیش یه ویدیو دیدم از دکتر عزیزی.

    اینطوری گفتن که:

    اگه بقیه برای نعمت هایی که براشون عادی شده، تشکر نمیکنن، اما تو تشکر کن.

    اینطوری سپاس گزارتر میشی.

    اینطوری کمتر غر میزنی.

    لذت بردم، چون در مسیر درس های استاد بود.

    شاید گاهی خجالت میکشم از نعمت های بدیهی و عادی شده تو زندگیم بنویسم.

    ذهنم میگه اینکه چیزی نیست، ننویسش، ضایع هست، بقیه چی فکر میکنن و …

    مگه مهمه بقیه چی فکر میکنن؟

    نه!

    مهم اینه من سرم رو بندازم پایین، با ادب و احترام، از دونه به دونه نعمت ها و داشته های زندگیم سپاس گزاری کنم.

    مخصوصا بابت اونایی که خجالت میکشم بنویسم، یا غرورم نمیذاره بنویسم، حتما یاد کنم و بنویسمشون.

    خجالت یا غرور اسلحه ی شیطانه برای اینکه منو ناسپاس کنه.

    سپاس گزارم از خدا برای پول و رزقی که هر روز وارد خونه مون میشه.

    سپاس گزارم از خدا برای خریدهایی که انجام میدیم.

    سپاس گزارم از همسرم که هر روز میره سر کار و تلاش میکنه برای خانواده اش.

    یاداوریِ داشته ها، باعث میشه توجهم از نداشته ها و کمبود برداشته شه.

    این عالیه.

    چون بعدش میبینم چقدر داشته دارم که نسبت بهشون بی توجه بودم.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    سعیده خاجوئی گفته:
    مدت عضویت: 715 روز

    سلام برهمه عزیزانم.

    خدایا شکرت امروز صبح واسم مشتری فرستادی و باهاش قرارداد تنظیم کردم.

    و امشب بخشی از مبلغ توافق(10 میلیون) واسم پرداخت کرد.

    الهی شکر الهی شکر الهی شکر.

    خدایا خودت میدونستی که پول میخواستم برای پرداخت شهریه ثابت دانشگاهم.

    ممنونم که حتی چندروز زودتر از موعد برام رسوندی‌.

    وقتی خوشحالیم رو با پدر عزیزم در میون گذاشتم بهم گفت تو مستجاب الدعوه هستی بذار پشت دستتو ببوسم.

    و به زور پشت دستمو بوسید!!!

    خدایا شکرت.

    خدایا شکرت امروز بدون اینکه از همسرم درخواست کنم کارت بانکیشو بهم داد.

    خدایا شکرت که وقتی به وحید جانم گفتم بعد از مشق نوشتن دفترت رو ببند، دوتا دست کوچکش رو به نشانه چشم گذاشت رو چشمای قشنگش.

    خدایا شکر امروز صبح همسرم بعد از بیدارشدن اول اب گذاشت برای چای بعد رفت سرویس بهداشتی.

    این رفتارها خیلی جدیده!

    خدایا شکرت که چای ظهر هم خودش دم کرد و من اومدم خونه چایی اماده بود.

    خدایا سپاسگزارم که وحید بعد از خوردن ناهار به نشانه تشکر گفت قربان چشمات مادر.

    خدایا شکرت وقتی وحید ازم اب خنک خواست بهش گفتم خودت برو یخ بنداز تو کلمن.و خودش با دستای کوچکش رفت اب خنک درست کرد و بعد گفت فقط به عشق تو و بابا درست کردم!

    خدایا شکرت امروز همسرم علی جان رو رسوند کلاس فوتبال من و وحید جانم رو هم رسوند خونه بابا.

    خدایا شکرت همین الان گل یاس که از یکی از خونه ها اومده بود تو کوچه چیدم.

    خدایا شکرت امروز پدرم یه شامپو گیاهی خریده بود که هدیه داد به من.

    هذا من فضل ربی.

    اینکه من چندروزه تو فکر خرید شامپو هستم و امروز پدرم بی خبر یه شامپو خوب گیاهی که برای خودش خریده بود رو هدیه بده به من اصلا و ابدا اتفاقی نیست.

    اینکه دقیقا همین روزی که پدرم شامپو خریده بود منم برم خونشون اتفاقی نیست.

    خدایا شکرت به خاطر 7 تا دونه گردویی که مادر عزیزم بهم داد.(چه جالب بعد نوشتن این قسمت پدرم هم مجدد4 تا گردوی دیگه اورد!)

    خدایا شکرت امروز خواهر عزیزم یک بسته گوشت بهم داد.و گفت موقع بسته بندی اینو برای تو جدا گذاشتم.و حتی اول اسمم رو با برچسب زده بود رو بسته گوشت!

    خدایا شکرت به خاطر دوتا کیک دوقلویی که خواهرم داد برای پسرم.

    خدایا شکرت به خاطر ایییین همه اتفاقات شگفت انگیز.

    قششششنگ احساس میکنم چرخ زندگیم روغن کاری شده.

    حالا میفهمم روون شدن چرخ زندگی یعنی چی.

    خدایااااااا الان تو اتاق نشستم.

    پدر مادرم رو مبل تو هال دارن خاطرات قدیمی تعریف میکنن و میخندن!

    خدایا ممنون که اینقدر زود اجابت کردی.

    پدرم امروز زیاد رو فرم نبود.

    گفتم خدایا من نمیدونم.

    من الان مجبورم تا پسرم از کلاس فوتبال برمیگرده و تا همسرم میاد دنبالمون، خونه بابا بمونم.

    خدایا خودت یه کاری کن بابا خوش اخلاق بشه!

    اصلا باور نکردنی پدرم الان خوش اخلاق شده.

    طوری که صدای خنده هاشو میشنوم.

    خدایا ازت ممنونم

    خدایا شکر همین الان پدرم یه بشقاب رطب و یه ظرف دردار اورد برای خودم بریزم توش ببرم خونه.

    ای خدا این همه محبت من از خانواده ام دریافت میکنم همش خودتیا.

    خدایا تازه کلی از اتفاقات خوب امروزو فراموش کردم.

    و فقط خدا میدونه تا قبل از خواب چه اتفاقات خوب دیگه انتظارمو میکشه.

    پس بریم پیشواز اتفاقات خوب…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2204 روز

    سلام.

    امروز با حافظ جان، رفتیم مجتمع مون پیاده روی و گردش.

    پیشیِ سفید دیدیدم.

    پرنده های در حال پرواز دیدیدم.

    حافظ کلی ذوق کرد.

    خودش خیلی زیبا راه میرفت مستقل.

    الحمدالله.

    پله ها رو مستقل بالا اومد.

    خودمم یه ذوقِ ویژه کردم:

    پروانه ی سفید دیدم چند بار…

    پروانه برام نشونه است.

    به حافظ نشونشون دادم و اسمشو گفتم.

    امروز مامان جونم اومد خونه مون.

    تو محوطه که بودیم رسید.

    از ماشین پیاده شد و باهم رفتیم تا جلوی خونه.

    حافظ دست مامانمو گرفت و اومدن.

    معمولا حافظ دستمون رو نمیگیره، وقتی دستشو داد دست مامان مریمش، کلی ذوق کردم، ازشون فیلم گرفتم.

    کلی امروز نوه و مامان بزرگ با هم بازی کردن، شادی کردن، میوه خوردن.

    منم در ارامشِ کامل اشپزی کردم.

    یه ماکارانی خوشمزه پختم، دور هم خوردیم و لذت بردیم.

    الهی شکر برای ورودی های مالیِ امروز به کارتم.

    الهی شکر برای ورودی های مالیِ حافظ جانم.

    مامانم به حافظ هدیه داد.

    الهی شکر برای ورودی های مالیِ همسرم.

    الان حافظ عسلی، خیلی زیبا، تو آغوشِ باباییش خوابید.

    داشت موسیقی گوش میکرد که کم کم خوابش گرفت.

    فیلم گرفتم از این صحنه ی بسیار زیبا و لذت بخش.

    الانم تو تشک خودش لالا کرده.

    خدایا شکرت برای پسرم، روزی هزار بار.

    لحظه ای بی نهایت بار.

    الهی شکر برای 4 تا پاسخی که دیروز رسید دستم، خوندم و لذت بردم.

    امروز تولد 3 سالگی مهرسام جان، پسر دوستم مهسا جان بود.

    خوشحالم که خدا یادم انداخت و براش پیام تبریک فرستادم.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2204 روز

    سلام.

    خدایا سپاس گزارتم.

    این چند روز که دوباره شروع کردم به شنیدن دوره احساس لیاقت، شاهدِ نعمت هاش هستم.

    – اینکه با خودم مهربونتر برخورد میکنم.

    – اینکه وقتی حسم بد میشه، هوشیارانه تلاش میکنم مومنتوم ندم بهش، تایم اوت رو اجرا کنم، و کم کم خارج شم از فضای ذهنیِ منفی.

    الهی شکر.

    بچه های این سایت، خیلی ماهن.

    به هم عشق میدن.

    بی توقع کنار هم هستن.

    به رشد و بهبود هم کمک میکنن.

    خدایا شکرت برای همراهی با انسان های نازنین سایت.

    بلافاصله بعد از نوشتن پاسخ برای خانم سلیمی جانم، دایره ابی رو دیدم و ذوق کردم.

    من با حس خوب هر بار میگم که از دیدنِ دایره آبی ذوق میکنم.

    این یه نعمته که یه دوست نازنین، برای ادم پاسخ بنویسه با عشق و محبت.

    الهی شکر.

    پاسخ از طرف شیما جانم بود و بسیار خوشحالم کرد.

    به قلبم نشست، الهی شکر.

    صبح هم که پاسخِ سعیده جان برام رو خوندم، خیلی لذت بردم و به قلبم نشست.

    الحمدالله برای دونه به دونه ی دوستانِ نازنینم در سایت.

    امروز یه تجربه ی جالب داشتم، یه روزیِ عزیز:

    معمولا حافظ عسلی تا دفتر و مدادم رو میبینه میاد که خط خطی کنه و بگیره.

    منم دوست دارم این دفترم تمیز بمونه، بهش دفترهای دیگه میدم.

    امروز دقایق طولانی کنار هم تو اتاقش بودیم.

    اون با اسباب بازی، جامدادی، مداد و … بازی میکرد، منم تو دفترم مینوشتم از سپاس گزاری های همون لحظه ام، احساساتم و …

    لحظات بسیار شیرینی بود.

    آزادی و ارامش داشتم موقع نوشتن.

    جالب بود چند بار هم اومد دقیقا چسبید کنارم، و همچنان مشغولِ سرگرمی های خودش بود.

    الحمدالله به توانِ بی نهایت.

    تو کامنت های جلسه اول دوره احساس لیاقت، چیزی نوشته بودم که خیلی دوست دارم:

    *من کی واردِ فازِ مقایسه و قضاوت و حسادت و … میشم:

    اونجاهایی که نقطه ضعف دارم، یا روشون حساسم، یا اونجاها که خودمو نپذیرفتم و دوست ندارم…*

    این یاداوری بهم کمک میکنه.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  5. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2204 روز

    سلام.

    درسِ امروز:

    ادم ها رو سیاه و سفید یا مطلق نبین.

    آدم ها نسبی هستن نسبت به همه چی.

    ادم ها رفتارهای درست و اشتباه دارن، مثل خودت.

    گاهی برخی رفتارها یا کلام بقیه برات خوشاینده گاهی ناخوشایند.

    و این کامل بستگی داره به طرز فکر خودت، باورهای خودت، حس های خودت…

    بر اساس تجربه هات، آگاهی ها و درکت…

    برای همین تاکیید میشه قضاوت نکنین.

    درست و غلط هم نسبیه.

    ممکنه جاشون به راحتی عوض شه.

    وقتی من نگاهم تغییر کنه، بی قضاوت نگاه کنم، حتی ممکنه جای درست و غلط هم عوض شه.

    این تحلیل خیلی کمک میکنه از کسی ناراحت نشم.

    از حرفش، از رفتارش، طرز فکرش، باورهاش.

    نگاه خنثی داشتن به ادم ها باعث میشه از هیچ رفتار و عملی شوکه یا ناراحت نشم.

    حالا عملی تر صحبت میکنم.

    فلانی مجموعه ای هست از:

    ویژگی ها، رفتار، واکنش ها، احساسات، عواطف، صفات، باورها و …

    برخی از صحبت ها یا رفتارهاش، بابِ میلِ منه، خوشم میاد، خوشحال میشم، لذت میبرم، تحسینش میکنم، دوستش دارم.

    برخی رو نه.

    چرا؟

    چون برای ذهنم اینطوری تعریف کردم که اونایی رو که با من سازگاره دوست دارم، مابقی رو خیر.

    ممکنه مواردی رو که با من ناسازگاری داره، حتی به چشمِ حمله به خودم برداشت کنم.

    این درسته؟

    نه!

    این فقط تفاوت من و اون آدمه، همین.

    ناراحت نباش بابتش، بهت برنخوره.

    فقط تفاوت دیدگاه و نظر و باور دارین.

    این مشخص نمیکنه کی خوبه کی بد.

    چون خوب و بدی نیست این وسط.

    خب این تئوری‌ هست، تو عمل چطوری فکر و اقدام کنم؟

    همون لحظه تو ذهنت بگو به خودت:

    این نظر اون شخص هست.

    نظر من این نیست.

    شاخ و برگ نده بهش.

    تو ذهنت جنگ راه ننداز که ای داد و بیداد و فغان، فلانی اینو گفت، من خوشم نیومد، من مخالفم، فلانی چرا اینو گفت و …

    ببین تو میتونی ماجرا رو توی ذهن خودت مدیریت کنی با کمترین واکنش و اسیب به خودت.

    ممکنه حس کنی 100 درصد فکر تو درسته و دیگری اشتباه.

    نه اینطوری نیست.

    تو مطلق نیستی، تو هم نسبی هستی.

    نظریاتت بر حسب اطلاعات و درکت نسبت به محیطه، نقص داره، کامل نیست.

    تنها کامل و مطلق فقط خداست.

    یاد این بیوفتی، باعث میشه از موضعِ 100، موضعِ اطمینان بیای پایین و لجبازی و کَل کَل های واقعی یا تو ذهنت رو کم یا قطع کنی.

    مچکرم که الان در این مورد صحبت کردیم.

    چون تو ارامش تحلیل کنم، به خوراک دادن به ذهنم واسه عملِ درست، کمک میکنه.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
    • -
      فاطمه سليمى گفته:
      مدت عضویت: 2061 روز

      سلام سمانه جانم

      صبح نورانی و قشنگت بخیر

      روزت پر از سلامتی و خیر و برکت باشه عزیزم

      سمانه قشنگم لطفاً یه بار همین کامنتتو بخوون؟؟!!

      خداییش اگه اسمت بالاش نبود قششنگ انگار یکی از فایلهای استاد جانه!!!

      هزاران احسنت و آفرین بر شما!!!

      تبارک الله به این مقاله تحلیل گرایانه عالی که اینقدر زیبا خودتو واکاوی کردی و کلی درس بمن و هر فردی که اینو میخونه میدی!!!

      خیلی خیلی ممنونم از شما

      و بهترینهای دنیا و آخرت رو از پروردگار مهربان برات آرزو دارم

      در پناه رب العالمین و در کنار خانواده قشنگت روزگار به خرمی و شادی بگذرونی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
      • -
        سمانه جان صوفی گفته:
        مدت عضویت: 2204 روز

        سلام خانم سلیمی جانِ نازنینم.

        ممنونم که با روحِ زیبا بین و بزرگتون کامنت هامو میخونین و برام پاسخ میذارین.

        ممنونم از نظر لطفتون.

        واقعا خوشحال میشم و لذت میبرم از اینکه چقدر روشن بین و اگاه جلو میرین تو زندگیتون، و با عشق تو کامنت هاتون مینویسین.

        هزار ماشاالله بهتون برای تلاش ها و بهبودهایی که خودتون هر روز برای خودتون میسازین.

        بهترین ها، روزیِ هر لحظه تون باشه همیشه تو زندگی.

        خدا حافظ و پشتیبان خودتون و خانواده ی نازنینتون باشه.

        رزق بسیار زیبا و ارزشمندیه که اعضای خانواده با هم تو مسیر بهبود و رشد باشن.

        نوشِ جانِ شما و خانواده ی قشنگتون باشه.

        فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

        الهی شکرت

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    فاطمه سليمى گفته:
    مدت عضویت: 2061 روز

    بسم الله الله الرحمن الرحیم

    بنام خدا که رحمتش بی اندازه است

    و مهربانی اش همیشگی

    سلام و صد سلام

    لحظه هاتون پر از عطر و لبخند خدا

    خدارو صدهزاران بار شکر برای فرصت جدید زندگی و بندگیش و انجام کارهای نیک

    خدا رو صدهزاران بار شکر برای این صبح زیبا و هفت رنگ پاییزی

    تا شروع کردم به تایپ کردن نوتیفیکیشن فعالیت فاطمه جان محرمی بالای صفحه گوشیم ظاهر شد که تو کانال یوتیوبش هایکویی با عنوان باور خوش گذاشته:)

    الهی شکر برای وجودش که مثل پروانه لطیف و سبک باله

    وااای من هنوز در هیجان و حال و هوای سه روز  پیش  یعنی شنبه 26 مهر هستم که سورپرایزم کرد با اومدن خودش و آقا رسول جان و پسر و دختر گلش همراه سعیده جان رضایی و دو دختر گلش به خونه مون در طالقان با کلی هدیه ( هم خودش و هم سعیده جان) در روز تولدش  و کیک تولد هم آورده

    بود

    چند ساعتی با هم بودیم

    و یه جشن تولد خیلی خییلی صمیمانه و ساده وخییلی شاد و خاطره انگیز و بیاد ماندنی کنار هم گرفتیم

    خدا رو صدهزاران بار شکر

    خدا رو صدهزاران بار شکر که توی این صفحه امروز چندتا کامنت خوندم و کلی خوشحال شدم از خبرهای خوش و زیباییهای زندگی دوستان بهشتیم

    الهی شکر الهی شکر الهی شکر

     

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
  7. -
    سعیده خاجوئی گفته:
    مدت عضویت: 715 روز

    خدایا شکرت به خاطر این صفحه پربرکت.

    چقدر عالی امروز از بیرون که اومدم دیدم همسرم غذای بچه ها رو داده خودشم خورده.

    این یعنی اسان شدن برای اسانی ها.

    امروز مادرم تماس گرفت و صداش خیلی خوشحال بود.

    چیزی که تو ستاره قطبی خواسته بودم.

    امروز نشسته بودم که وحید جانم اومد سرمو بوسید و گفت تو چشمای منی مادر جان!

    قبلش هم که بهم گفته بود مادر دوستت دارم.

    خدایا اگر این عشق تو نیست پس چیه؟!

    ممنونم ازت خدایا که هرررر روز بلا استثنا من از فرزندانم عشق دریافت میکنم.

    این نشون دهنده اینه که همیشه با منی.

    خدایا شکر که امروز هم ربع ساعت پیاده روی روزیم کردی.

    درسته کمه اما بهتر از هیچیه.

    خدایا شکرت به خاطر نسیم خنک پاییزی.

    شکرت به خاطر پنجره های قدی توی هال و اتاق.

    قشنگ شبها پنجره رو باز میذاریم و میخوابیم.

    خیلی کیف داره.

    خدایا سپاسگزارم به خاطر واریزی 1 میلیونی دیشب از طرف مشتری که صبح پیامشو دیدم.

    الان 4 روزه داره شبی یک تومن واریز میکنه.

    خدایا سپاسگزارم ازت وقتی خواستم 500 هزار تومن بزنم حساب مادرم و پشت تلفن به مادرم میگفتم باید برم عابر بانک،همسرم اروم اشاره کرد که از کارت اون که همراه بانک داره بزنم.

    خدایا زندگی داره خیلی بهمون خوش میگذره.

    امروز یه صحنه خیلی قشنگ دیدم.

    رفتم تو اتاق بچه ها دیدم فرم های مدرسشون رو پوشیدن دارن دوتایی کنار هم شنا میزنن!

    خدایا ممنونم که دوتا بچه هام با وجود اینکه تفاوت سنیشون 6 ساله‌،اینقدر باهم رفیقن.عین دوتا دوستن.

    با هم میخوابن،با هم بیدار میشن،با هم بازی میکنن،با هم غذا میخورن.با هم مدرسه میرن.

    اصلا از صبح تا شب با هم هستن!

    این از فضل پروردگار من است.

    و من وقتم خیلی ازاده.

    خدایا سپاسگزارم که چرخ زندگیم روغن کاری شده.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  8. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2204 روز

    سلام.

    الهی شکر و تحسین برای دوستانِ نازنینی که تو سایت برای بهبود خودشون تلاش میکنن، کامنت مینویسن تا خودشون رو بهتر بشناسن، با کامنت هاشون به بقیه هم کمک میکنن و الهام بخشِ بقیه هم هستن.

    الهی شکرت برای کبوترهایی که امروز دیدم، صدای بال زدنشون رو میشنوم، میبینم لبه ی پنجره مون میشینن و سلام میدم بهشون، بعد پر میزنن میرن.

    الهی شکر برای بادمجان های بسیار باکیفیتی که شستم و پوست کندم تا باهاش کشک بادمجون درست کنم.

    الهی شکرت برای آرامشِ امروزم.

    الهی شکرت برای رسیدن به کارهام با آرامش، در کنار قند عسل جانم.

    الهی شکرت برای شنیدن صدای پرنده ها همین الان.

    الهی شکرت برای بامداد امروز و کامنت نوشتن با حضورِ قلب و شادیِ فراوان.

    الهی شکر صبح دیدم همه ی کامنتهام تایید شدن.

    الهی شکر برای تبریک تولدهای زیبای سعیده جان و فاطمه جان که از بچه ها دریافت کردن.

    الهی شکر برای تبریک تولدشون از طرف استاد جان و مریم جان.

    نوشِ جانتون باشه هم کلامی با استاد جان و مریم جان.

    الهی شکر برای بازی های خلاقانه که برای حافظ و خودم میسازم.

    الهی شکر برای نوشتن تو دفترم.

    الهی شکر برای بازی کردن با مداد رنگی هام.

    الهی شکرت برای شنیدن فایل های دوره احساس لیاقت امروز، با حافظ عسلی.

    الهی شکر بامداد امروز فایل تصویری جلسه 12 دوره هم جهت (مراقبه سپاس گزاری) رو دیدم برای اولین بار.

    من فایلها رو صوتی گوش میدم اکثرا.

    از طریق یکی از کامنتهای صفحه هدایت شدم که فایل تصویری رو با اون جذابیت های بصری ببینم و کیف کنم.

    تصاویری که تو سفر به دور امریکا هم سخاوتمندانه استاد گذاشتن و تماشا کردم.

    مخصوصا دیدن بخار آب، رنگارنگی اون اتشفشان ها، و دیدن ابشارها واقعا برام لذت بخش بود.

    الحمدالله.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  9. -
    فرشته رحیمی گفته:
    مدت عضویت: 1604 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام ب استاد عزیزم و دیگر دوستان

    من هر روزم رو با یاد خدا شروع میکنم وکارهایم رو ب خدا میسپارم

    بابت تمام کارهای دیروزم از خدا سپاسگزارم خدایا خیلی ازت سپاسگزارم

    همیشه با خوندن کامنت دوست قشنگم سمانه جان انرژیم چند صد برابر میشه

    اول شروع کردم ب نظافت خونه

    تمیزی ملافها رو باشتی وغیره

    رفتم حموم خیلی سرحال شدم بعدش رفتم خونه دخترم تغریبا پیاده 45 دقیقه فاصله داره

    پیاده زدم ورفتم ودر حین رفتن فقط شکر گزاری میکردم وزیبایهارو میدیم

    خانمهارو میدیم همشون با حال خوب لباسهای رنگ شاد میپوشند انگار همین الان خرید کردند

    مغازها پر از جنس جدید خیلی حال کردم

    زمانی ک ما نوجوان وجوان بودیم اینقدر مدل لباس نبود بهرحال با احساس خوب رسیدم خونه دخترم ازم استقبال کرد موندم با نوه قشنگم ک 2 ماهش بازی ناهار خوردیم خوابیدم حدود ساعت 5 برگشتم روز خیلی خوب وقشنگی بود خدایا تو رو بینهایت شکرگزارم

    رحیمی از گرگان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    سعیده خاجوئی گفته:
    مدت عضویت: 715 روز

    سلام بر رفقای بهشتی ام.

    خدایا شکرت دیشب همسرم شهریه مهرماه کلاس فوتبال امیرعلی رو تسویه کرد.

    هذا من فضل ربی.

    سعیده یادته قبلا این مسوولیت روی دوش تو بود؟!

    خدایا این بار رو تو از روی دوشم برداشتی.

    خدایا شکر امروز هم بچه ها خودشون صبح زود از خواب بیدار شدن.

    شکرت که مستقلن توی بیدار شدن و اماده شدن برای مدرسه.

    شکرت که نزدیک به یکساعت زودتر بیدار میشن.

    خدایا شکر که امروز صبح هم از تو خونه صدای دلنشین بچه های مدرسه رو شنیدم.

    خدایا شکرت همین الان که دارم مینویسم صدای جیک جیک گنجشگا روحم رو نوازش میده.

    خدایا شکرت صبح خط واحد خارج از ایستگاه برام نگه داشت و سوار شدم.

    امروز با دیدن اتوبوسها خیلی ذوق کردم و جاری بودن زندگی رو احساس کردم.

    خدایا شکر همسرم هم امروز زود از خواب بیدار شد.

    خدایا شکرت امروز که‌ نزدیک یک ماهه از شروع مدارس میگذره حتی یه بار هم نشده که بعد از رفتن‌ بچه ها دوباره بخوابم!

    این یعنی حالم خوبه.

    یعنی برای زندگیم هدف دارم.

    یعنی امید به زندگی دارم.

    یعنی شاد هستم.

    یادمه قبل از اشنایی با استادم،صبح به سختی و چشمان پر از خواب و با غرغر ذهنی از خواب بیدار میشدم‌ و یه تغذیه برای امیرعلی میذاشتم و تا میرفت مدرسه بر میگشتم تو رخت خواب.

    خدایا شکرت برای بهبود های زندگی ام.

    چقدر احساس میکنم چرخ زندگیم روغن کاری شده….

    دیگه نیاز نیست به بچه ها انجام تکالیفشون رو یاداوری کنم.

    نیاز نیست خرج خونه رو بدم.

    نیاز نیست شهریه فوتبال امیرعلی رو پرداخت کنم.

    نیاز نیست بچه ها رو برای مدرسه رفتن بیدار کنم.

    و خیلی نیاز نیست های دیگه که قبلا نیاز بود!

    من باید این اتفاقات رو مدام برای خودم یاداوری کنم.تا‌یادم نره.

    خدایا شکرت خب این از اتفاقات خوب امروزم تا ساعت 10 صبح.

    خدا میدونه تا شب چه معجزات دیگه ای قراره رقم بخوره که به یاری خدا تو کامنت بعدی مینویسم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای: