این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-22.gif8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2015-09-12 13:15:272020-08-22 01:48:58زیبایی ها را ببینیم
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
اصلا بیام تصمیم بگیرم که با زبان عمل با بچه هام برخورد کنم.
نمیدونی همین سه چهار روزی که تلاش کردم توی صحبتهام با بچه ها و همسرم جملات اضافی و زائد به کار نبرم،چقدر بچه هام به خصوص امیرعلی احترام بیشتری برام قائل شده.
حالا این جملات زائدی که میگم اصلا بار منفی نداره ها.
فقط اضافیه.
دیروز برای بچه ها 2 بار آب هویج گرفتم و بهشون دادم.
من تو آشپزخونه بودم که امیرعلی قبل از خوردن گفت ماماااان خودت آب هویج خوردی؟
بار دوم هم قبل از خوردن، اول پرسید که خودم خوردم یا نه.
من اینو احترام بیشتر میدونم.
یا اینکه امیرعلی نصف شب صدام زد براش آب ببرم.
صبح بهم میگفت که مامان دستت درد نکنه دیشب برام آب آوردی.
ببخشید از خواب بیدارت کردم.
اینها همه نتیجه تلاش برای سکوت آگاهانه هست.
البته خیلی وقتها هم اون حرفای اضافی رو توی ذهنم میزنم.
سلام و هزاران سلام و سلامتی به استاد جانم، مریم جان جانانم و همه دوستان هم فرکانسی حاضر در این سایت که برای حال خوب در تلاشن …..
خدا قوت به همگی ….
بخشی دیگر از زیبایی های زندگی شیما بانو:
»» تعطیلی هایی که خدا جون در هفته گذشته و این روزها روزیم کرد که بیشتر پیش علی جانم باشم و به خیلی از کارهای عقب افتاده ام برسم … خدا رو سپاس
»» اینکه در محل کار قراره در پروژه جدیدی کار را شروع کنم …. خدا رو سپاس
»» داشتن خدا جونم در هر لحظه از زندگی ام … خدا رو سپاس
»» بودن در سایت هر روز و فعالیت همه شکله مثل گوش کردن فایل و نت برداری، کامنت خواندن و کامنت نوشتن …خدا رو سپاس
»» کنترل ذهن برای تضادی که برام هفته پیش، پیش اومد و اولش خیلی خیلی بهم ریختم …یه جورایی شوکه شده بودم از اون اتفاق … ولی به کمک علی جان که بهم پیشنهاد داد مامان برو کمی خرید برای خانه و فکرت رو مشغول کار دیگری کن تا ارام تر شوی …. و در اخر گفتم الخیر فی ما وقع … و واقعا از اون موضوع رد شدم …. خدا رو سپاس
»» مهمانی با مادر و خواهرم به خانه عمویم در پردیس که دفعه اولم بود که به محله پردیس می روم و چقدر فراوانی نعمت در انجا دیدم از خانه های زیبایی که در انجا ساخته شده بود که خیلی خوشحال شدیم همگی دور هم و علی جان هم کلی با نوه عمو بازی کرد انجا …. خدا رو سپاس
»» شرکت در یک کارگاه قصه گویی با حرکات بدن با گروهی دوست داشتنی که از بچگی علی جان، باهاشون آشنا هستیم …. و به علی خیلی خوش گذشت … خدا رو سپاس
»» در رفتن به مکان این کارگاه در یوسف اباد، دقیقا در جلوی درب موسسه، جا پارک برامون جور شد …. خدا رو سپاس ..
»» رسیدگی به کارهای تحصیلی علی جان در این روزها که خیلی مفید بود …. خدا رو سپاس
»» در حال کار کردن بر روی دوره احساس لیاقت که عجیب نیازمندش هستم …و لذت می برم و واقعا خود خودشناسی هست ….خدا رو سپاس
»» صحبت تصویری هر روزه با همسرم …. خدا رو سپاس
»» بردن علی جان به آرایشگاه برای کوتاهی موهایش که چقدر مرتب و زیباتر شد … خودش هم خیلی خوشحال شد ….خدا رو سپاس
»» رساندن روغن های فروخته شده به مشتری ها ….خدا رو سپاس
»» دیدار مادر عزیزم ….که سپاسگذار خدا جون هستم از حضورش در زندگی ام …
»» دیدن یکی از دوستان قدیمی عزیزم که براش روغن بردم و کی با هم گپ زدیم ….. خدا رو سپاس
»» پخت کیک کدو حلوایی که در کل کدو حلوایی را خیلی دوست دارم و در این فصل ها خیلی می پزم و می خورم …..خدا رو سپاس
»» پخت لازانیا برای علی جون که از غذاهای دوست داشتنی اش است و خیلی خوشحال شد … خدا رو سپاس…
»» درست کردن دسر تیرامیسو برای علی و خودم که انصافا خیلی با کیفیت شد و علی هم خیلی خوشش اومد …. خدا رو سپاس
»» خانه گرمی که داریم و همیشه شکرگذار این هستم که صاحبخانه هستیم ….
»» گفتن مواردی که در ذهنم ترس داشتم از گفتنش به فردی از نزدیکانم و با توکل به خدا بر ترسم غلبه کردم و گفتم ….خدا رو سپاس
»» خواب های راحتی که در شب دارم و همیشه وقتی میرم برای خواب شب، خدا رو شکر میکنم که خدا جون، شب را آفریده ای برای استراحت ما ….
نمیدونی چقدرررر کامنتت به موقع به دستم رسید و کامنتت رو جایزه خدا میدونم دربرابر تلاشم برای کنترل ذهنم.
دیروز و امروز خیلی تلاش کردم برای کنترل ذهن.
اتفاقی ناخواسته ای هم نیفتاده بودا.
ولی احساسم مثل هر روز نبود.
طوری که دیروز در مدار ثبت شکرگزاری هام توی این صفحه نورانی قرار نگرفتم.
با وجود اینکه کلللی اتفاقات قشنگ رخ داده بود.
از باریدن بارون تا پیاده روی زیر بارون با وحیدجانم اون هم بدون چتر به مدت طولانی.
خلاصه هرکاری کردم تا حالم بهتر بشه.
از گوش دادن به جلسات مربوط به سپاسگزاری دوره هم جهت با جریان خداوند تا سریال های سفر به دور آمریکا و ساعتها خوندن کامنت!
خلاصه امشب همینطور که توی سایت میگشتم احساسم بهتر شد و گفتم حالا وقتشه یه سر بزنم به این صفحه.
که چشمم خورد به نقطه ی آبی کنار اسمم!
اتفاقی که صبح از خداوند خواسته بودم و توی دفترم هم نوشته بودم.
و چقدر ذوق کردم و رفتم با خودکار قرمز کنار خواسته ام تیک زدم!
خدا رو شکر واقعا.
و چقدر جالب که برای کنترل ذهن بهم پیشنهاد درست کردن اوریگامی دادی.
این نشون میده که خداوند همیشه در حال هدایت ماست.
از جایی که گمان نمیکنیم هدایت میرسونه و میگه بنده ی قشنگ من فک نکنی حواسم بهت نیستا.
بیا بشین یه راهی برات اوردم حالت بهتر بشه!
امشب گفتم برم کانالت اخرین اموزشت رو با وحیدجان درست کنیم.
که دیدم خدای من آموزش گل هست!
و چقدر ذوق کردم.
وقتی عکس خودم و وحیدجان با اوریگامی های گل برات فرستادم و شما با محبت جواب دادی،میدونی چی اومد توی ذهنم؟
این حرف استاد که میگن بچه ها وقتی روی خودتون کار میکنید بدون اینکه بخواین بیرون رو تغییر بدید،افراد،موقعیت ها و ایده هایی وارد زندگیتون میشن که قبلا وجود نداشتن!
و ارسال اولین ایمیل برای شما این حرف استاد رو برام ثابت کرد.
خلاصه ازت ممنونم که اییییین همه عشق و محبت و تحسین بهم هدیه دادی.
هدیه که نباید همیشه فیزیکی باشه.
دوستت دارم و صورت خودت و حافظ جان نازنینم رو میبوسم.
امروز دیگه خداوند به دلم انداخت بیام همانطور که صبح ها در دفتر شکرگزاری ام و شب ها در کانال زیبایِ (خداوند و من) از اتفاقات خوشگل زندگیم
می نویسم چه عالی تر که اینجا هم مختصرو مفید با عشق بنویسم تا نورعلی نور شود .
خدایاشکرت بابت نعمت ارزشمند سلامتی
خدایاشکرت بابت صبح زود باعشق خودت
بیداریم و صلاتی دیگر
خدایاشکرت بابت انرژی مثبتی که در وجودم نهادینه کرده ای و حال و آرامشم
خدایاشکرت بابت نعمت باران فراوان و پرخیروبرکت دیروزت و امروز هم هوا پاک و تمیز
خدایاشکرت بابت دیشب که با مصطفی جان و رعنا موتور قشنگمون رفتیم و دو تا فلافل اصل آبادان ، جاتون سبز نوش جان کردیم در یک پارک بی نظیر و زیبا و در حین خوردن، یاد خاطرات فلافلی استاد جان اُفتادم ،
بعد هم رفتیم فوتبال دستی بازی کنیم هر چی گشتیم دنبالِ توپش نبود و مصطفی جان نگهبان رو صدا کرد و او هم با عشق توپ از داخل جیبش درآورد و داد و چقدر ازش تشکر کردیم و بهش خداقوت گفتیم و کلی بازی کردیم چقدر عالی بود و چقدر خندیدیم خدایاشکرت
بعد هم رفتیم توپ رو بهشون دادیم و شب بخیر و خداقوت گفتیم.
خدایاشکرت بسلامتی و با هدایت های زیبایت به لطفت، رفتیم و برگشتیم.
خدایاشکرت بابت خواب عالی و درخواب ،دیدنِ متن کامل سوره حمد با معنی آن و صبح با یه احساسِ خاصی بیدار شدم احساس می کردم درونم لبریز از نور شده خدایاشکرت
بعد هم به لطف خداوند ، مشتری های عالی کافه و ظهر هم مجدد یه مشتری عالی که تعمیروسرویس آبگرمکن داشت و مصطفی رفت و بالذّت و عشق کار رو انجام داد و 800هزار هم اینجا خداوند روزی مان را عطا کرد.
خدایاشکرت بابت نعمت آب ،برق و بی نهایت نعمات دیگرت
خدایاشکرت بابت رابطه عالی و عاشقانه ام با مصطفی جان و هرروز هم به لطف خداوند عالی تر
خدایاشکرت بابت رزق و روزی و زیبایی های زندگیه دوستانِ عزیزو مهربون و توحیدی ام در سایت به ویژه درصفحاتِ این فایل نورانی با این ویو زیبا که استاد جان ایستاده اند .
خدایاشکرت بابت خانه بهشتی و باغچه لبریز از گلهای قرمز و زرد و درختان میوه وپهنای آسمان زیبایت که
می توانم به وضوح ببینم و شکرگزاری کنم و عصر ی هم که ابرهای خوشگل و نارنجی رنگ ، زیباترش کرده بود و
من احساس می کنم در هتل هفت ستاره زندگی
می کنم خدایاشکرت
خدایاشکرت بابت پیاده روی و انجام ورزش عضلانی ام باعشق به لطفت
این روزها و بعد از شروع دوره احساس لیاقت یه سری تغییرات توی رفتارهام ایجاد شده که قبلا اینجوری نبودم.
مثلا امروز سوار تاکسی شدم اول پرسیدم که تا فلان جا چند میگیری؟
این یعنی احساس لیاقتم بالاتر رفته.
قبلا روم نمیشد بپرسم.
و خداوند پاداش همین اقدام کوچکم رو داد.
اول گفتم آقا تا فلان جا چند؟
گفت 10 تومن.
تو دلم گفتم آخ جوووون.
چقدررررر کم گفت.
توی راه شک کردم گفتم آقا منظورم فلان جا بودا.
گفت تا اونجا 20 تومنه.
ولی چون اول گفتم 10 تومن شما همون 10 تومن بده.
سعیده ی قبل قطعا پیشنهاد راننده رو رد میکرد و میگفت آقا بفرما همین 20 تومن خدمت شما.
اما سعیده الان خودش رو لایق این تخفیف دونست و همون 10 تومن رو داد.
البته بگم این فکر اومد که سعیده حداقل وقتی خواستی کرایه بدی بگو آقا راضی باش!
اما چرا باید میگفتم؟!
خود راننده گفت 10 تومن بده.
خلاصه با حس خوب همون 10 تومن رو دادم و پیاده شدم.
امروز جلسه انجمن اولیا کلاس ششمی ها بود.
دیشب به امیرعلی گفتم مامان اگر اشکالی نداره فردا من نیام.
چون میدونستم چه صحبتهایی قراره بشه.
اما گفت اگر نیای ناراحت میشم.
خب من رفتم.
و اول صحبتها رو گوش دادم وقتی دیدم که با روحم هماهنگ نیست هندز فری گذاشتم توی گوشم و جلسه9 همجهت با جریان خداوند رو پخش کردم.
و اصلا دیگه نفهمیدم معلم و والدین چی دارن میگن…
هرچند که اصلا تمرکزی روی صحبتهای استاد هم نداشتم اما سعی کردم از این طریق جلو مومنتوم منفی رو بگیرم.
اونجا متوجه شدم که من دارم کاملا از بدنه جامعه جدا میشم.
حرفاشون برام عجیب غریب بود.
واقعا واقعا از خداوند سپاسگزارم که وارد این مسیر شدم.
واقعا چه مسیر لذت بخشیه.
سلام.
الهی شکر واسه ایده ی قشنگ حافظ و گذاشتن اسباب بازی هاش تو کشوی بزرگ تختش.
منم استقبال کردم و با کمک خودش، همه اسباب بازی های تو اتاقش رو گذاشتم تو کشو مرتب.
هم اتاق خیلی مرتب و تمیز و خالی شد، هم اسباب بازی هاش نظم خوبی گرفت.
الهی شکر حافظ عسلی و باباش دارن فوتبال میبینن، منم در ارامش تو اتاق دارم کامنت مینویسم.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
یه چند روزیه که تصمیم گرفتم در صحبت کردن با فرزندانم و همسرم بیشتر سکوت کنم.
تصمیم گرفتم جمله هایی که ضرورت ندارن و زائد هستن و هییییچ تاثیری توی روابط ندارن رو دیگه به کار نبرم.
مثلا امروز توی آشپزخونه داشتم برای همسرم ناهار آماده میکردم یهو خواستم بلند بگم وحییییید تو هم ناهار میخوری برات بیارم؟
به خودم گفتم سعیده خب یه بشقابه اضافه هست دیگه.
حالا میبرم.
یا میخوره یا نمیخوره.
چون میخواستم غذا رو با قابلمه ببرم سرسفره.
صبح هم امیرعلی میخواست بره کلاس فوتبال براش تخم مرغ آبپز کردم آوردم تو ماشین،ذهنم هی بهش میگفت بخور دیگه!
اولی رو که خورد ذهنم گفت زودباش دومیش هم بخور.
ولی خدارو شکر که فقط گفت و گوی ذهنی بود و جلوی خودم رو گرفتم و به زبون نیاوردم.
یا اینکه همیشه افراطی ذوق و شکرگزاری خودم رو از از وجود بچه ها و رفتارهای خوبشون جلو خودشون ابراز میکردم.
احساس کردم دیگه از این ور بوم افتادم!
دیگه از حد گذشته.
به قول استاد اگر یه باغچه سرسبز رو زیادی غرق آب کنی،میگنده.
از بین میره.
به نظرم این تصمیم خیلی تاثیر خوبی میتونه داشته باشه.
خدا رو شکر به خاطر این تصمیم ارزشمندم.
خدااااای من!!!!
چقدررررر زود مهر تایید زدی بر این تصمیمم.
آخه من دور تو نگردممممم؟؟؟
وارد این صفحه شدم برای ارسال کامنتم.
اولین کامنت،کامنت سمانه جان صوفی بود.
خدایا ااااا.
چی دیدم؟
چشمم خورد به اولین کلمه بعد از سلامش.
کلمه سکوت
سمانه جان نوشته بودند که:((سکوت شاید گاهی تو ذهنم برام سخت باشه
ولی تمرین کردنش، این روزها واقعا فوق العاده است))
خدایا ازت متشکرم بابت این نشانه بسیسسیار پر رنگ.
سلام سعیده جان
دوست خوب و خوش ذوقم
چه تمرین خوبی برا خودت در نظر گرفتی
منم خیلی وقتا این تمرین رو برای خودم انجام میدم و
نتیجه بسیار عالی در رفتار خودم و
در رفتار دیگران نسبت به خودم رو می بینم
به قول پدرم
روزه سکوت
امام علی علیه السلام میفرمایند
چه سکوتی میشد اگر همه به اندازه عملشون حرف میزدند.
سپاس خدای را که اندوه را از ما دور میکند.
در پناه نور و عشق خدا باشید.
سلاااااام سعیده ی قشنگم.
خوبی خوشی؟
کافه قشنگمون چطوره؟
چه جمله ی قشنگی پدرتون به نقل از امام علی گفتن.
واقعا خیلی حرف توشه.
اگر همه به اندازه عملشون حرف میزدند…
اینو باید آویزه گوشم کنم.
اصلا بیام تصمیم بگیرم که با زبان عمل با بچه هام برخورد کنم.
نمیدونی همین سه چهار روزی که تلاش کردم توی صحبتهام با بچه ها و همسرم جملات اضافی و زائد به کار نبرم،چقدر بچه هام به خصوص امیرعلی احترام بیشتری برام قائل شده.
حالا این جملات زائدی که میگم اصلا بار منفی نداره ها.
فقط اضافیه.
دیروز برای بچه ها 2 بار آب هویج گرفتم و بهشون دادم.
من تو آشپزخونه بودم که امیرعلی قبل از خوردن گفت ماماااان خودت آب هویج خوردی؟
بار دوم هم قبل از خوردن، اول پرسید که خودم خوردم یا نه.
من اینو احترام بیشتر میدونم.
یا اینکه امیرعلی نصف شب صدام زد براش آب ببرم.
صبح بهم میگفت که مامان دستت درد نکنه دیشب برام آب آوردی.
ببخشید از خواب بیدارت کردم.
اینها همه نتیجه تلاش برای سکوت آگاهانه هست.
البته خیلی وقتها هم اون حرفای اضافی رو توی ذهنم میزنم.
حداقل یه پله بهتر از اینه که به زبون بیارم!
خدا رو واقعا سپاسگزارم.
ازت ممنونم دوست قشنگم.
خداوندا همه ما رو به راه راست هدایت فرما.
راه کسانیکه به آنها نعمت داده ای.
سلام.
الهی شکر برای گذروندنِ یه روزِ دیگه، پر از رزق، زیبایی، شادی، سلامتی و برکت.
الهی شکر که امشب تو مسیر برگشت، بارون و رعد و برق رو دیدم، ذوق کردم حسابی.
الهی شکر برای این سورپرایز فوق العاده 10 آذر.
الهی شکر که برگشتنی تو ماشین حافظ جان خوابید و من بعد از رسیدن به خونه، ساعت 9 شب، اومدم سراغ ضبط ویدیو با عشق، و کارم رو انجام دادم و آپلود کردم.
یکی از دلایل مهمی که من هر اوریگامی رو انتخاب میکنم برای آموزش، اینه که خودم دوستش داشته باشم.
و وقتی میسازمشون عاشقشون میشم.
میگم چه باحال هستن.
چقدر کاربردی و جذابن.
همینجا مچکرم از ابراز لطف و محبت دوستانم در سایت، تو کانال یوتیوبم.
الان نشستم نتایجِ یه هفته ای که از هدف سومم برام خلق شده رو نوشتم.
فوق العاده است.
موتور تقویتِ انگیزه است، اینکه بدونم چی به دست آوردم و با لذت بهای به دست آوردن و ادامه شو بدم.
خدایا شکرت.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام و هزاران سلام و سلامتی به استاد جانم، مریم جان جانانم و همه دوستان هم فرکانسی حاضر در این سایت که برای حال خوب در تلاشن …..
خدا قوت به همگی ….
بخشی دیگر از زیبایی های زندگی شیما بانو:
»» تعطیلی هایی که خدا جون در هفته گذشته و این روزها روزیم کرد که بیشتر پیش علی جانم باشم و به خیلی از کارهای عقب افتاده ام برسم … خدا رو سپاس
»» اینکه در محل کار قراره در پروژه جدیدی کار را شروع کنم …. خدا رو سپاس
»» داشتن خدا جونم در هر لحظه از زندگی ام … خدا رو سپاس
»» بودن در سایت هر روز و فعالیت همه شکله مثل گوش کردن فایل و نت برداری، کامنت خواندن و کامنت نوشتن …خدا رو سپاس
»» کنترل ذهن برای تضادی که برام هفته پیش، پیش اومد و اولش خیلی خیلی بهم ریختم …یه جورایی شوکه شده بودم از اون اتفاق … ولی به کمک علی جان که بهم پیشنهاد داد مامان برو کمی خرید برای خانه و فکرت رو مشغول کار دیگری کن تا ارام تر شوی …. و در اخر گفتم الخیر فی ما وقع … و واقعا از اون موضوع رد شدم …. خدا رو سپاس
»» مهمانی با مادر و خواهرم به خانه عمویم در پردیس که دفعه اولم بود که به محله پردیس می روم و چقدر فراوانی نعمت در انجا دیدم از خانه های زیبایی که در انجا ساخته شده بود که خیلی خوشحال شدیم همگی دور هم و علی جان هم کلی با نوه عمو بازی کرد انجا …. خدا رو سپاس
»» شرکت در یک کارگاه قصه گویی با حرکات بدن با گروهی دوست داشتنی که از بچگی علی جان، باهاشون آشنا هستیم …. و به علی خیلی خوش گذشت … خدا رو سپاس
»» در رفتن به مکان این کارگاه در یوسف اباد، دقیقا در جلوی درب موسسه، جا پارک برامون جور شد …. خدا رو سپاس ..
»» رسیدگی به کارهای تحصیلی علی جان در این روزها که خیلی مفید بود …. خدا رو سپاس
»» در حال کار کردن بر روی دوره احساس لیاقت که عجیب نیازمندش هستم …و لذت می برم و واقعا خود خودشناسی هست ….خدا رو سپاس
»» صحبت تصویری هر روزه با همسرم …. خدا رو سپاس
»» بردن علی جان به آرایشگاه برای کوتاهی موهایش که چقدر مرتب و زیباتر شد … خودش هم خیلی خوشحال شد ….خدا رو سپاس
»» رساندن روغن های فروخته شده به مشتری ها ….خدا رو سپاس
»» دیدار مادر عزیزم ….که سپاسگذار خدا جون هستم از حضورش در زندگی ام …
»» دیدن یکی از دوستان قدیمی عزیزم که براش روغن بردم و کی با هم گپ زدیم ….. خدا رو سپاس
»» پخت کیک کدو حلوایی که در کل کدو حلوایی را خیلی دوست دارم و در این فصل ها خیلی می پزم و می خورم …..خدا رو سپاس
»» پخت لازانیا برای علی جون که از غذاهای دوست داشتنی اش است و خیلی خوشحال شد … خدا رو سپاس…
»» درست کردن دسر تیرامیسو برای علی و خودم که انصافا خیلی با کیفیت شد و علی هم خیلی خوشش اومد …. خدا رو سپاس
»» خانه گرمی که داریم و همیشه شکرگذار این هستم که صاحبخانه هستیم ….
»» گفتن مواردی که در ذهنم ترس داشتم از گفتنش به فردی از نزدیکانم و با توکل به خدا بر ترسم غلبه کردم و گفتم ….خدا رو سپاس
»» خواب های راحتی که در شب دارم و همیشه وقتی میرم برای خواب شب، خدا رو شکر میکنم که خدا جون، شب را آفریده ای برای استراحت ما ….
در پناه حق تعالی
شیما بانو
سلام.
تکامل، تکامل، تکامل.
عدم رعایت تکامل، میتونه آدمو از برجِ آرزوها و امیدها و انگیزه ها و هدف هاش، پرت کنه قعرِ دره.
خوبه آدم همه چیو تجربه کنه.
خوشحالم برای تجربه هام.
خوشحالم برای عطوفتم با خودم.
خوشحالم برای زیبا سخن گفتن با خودم.
خوشحالم برای زندگی به سبکِ خودم.
اگه قرار باشه بفهمم چیزی درسته، خودم باید بفهمم، خودم تجربه کنم.
اگه قرار باشه بفهمم چیزی غلطه، خودم باید بفهمم، خودم تجربه کنم.
الهی شکر برای تجربه هام.
الهی شکر برای درکم نسبت به خودم، شرایطم، موقعیتم.
خروج از یه نقطه اشتباه، هم شجاعت میخواد.
مخصوصا وقتی متوجه شی اشتباه جلو میری و نشونه ها فریاد میزنن متوقف شو و بازنگری کن به مسیرت.
الهی شکر برای رهایی از قفسِ ذهن.
تو هر موقعیت و شرایطی.
الهی شکر برای جسارتِ اقدام.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام.
الهی شکر برای اینکه تونستم زیبایی های امروز رو ببینم و حس کنم.
الهی شکر برای بارونِ قشنگ و دلبرِ امروز.
امروز اومدیم منزل مادر.
الهی شکر برای حضورش، گرمای خونه اش، بوی عطرِ غذاش، برای آغوشِ گرمش، برای صدای گرمش…
الهی شکر که حس هام فعال تر شدن و بهتر میتونم قشنگی های زندگیمو لمس کنم.
الهی شکر برای بویِ خوشِ آش رشته ی مادر در این روز سردِ پاییزی.
الهی شکر تو مدار کامنت نویسیِ بهتر قرار گرفتم.
الهی شکر تجربه میکنم و خودمو با تجربه هام دوست دارم.
الهی شکر که ارزشمندیمو گره نمیزنم به نتایج و اهداف و …
تلاش خودمو انجام میدم، جلو میام و خودمو تشویق میکنم برای هر مرحله از تجربه هام.
الهی شکر برای نتیجه ی خوبی که دیدم امروز.
به خودم گفتم سمانه جان
قشنگه که تلاش کنی، تجربه کنی، فارغ از نتیجه اش.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام.
چند بار سورپرایز شدم امروز.
خوشحال شدم.
چیزهایی که خوشحالم میکنن، دارن ساده تر میشن.
این یعنی دارم بهتر متوجهِ رزق و نعمت هام میشم.
الهی شکر.
کامنت های قشنگ خوندم تو فایل 18 پروژه تغییر…
و یه نکته ای رو متوجه شدم و به خودم گفتم:
آفرین که ارزشمندیتو گره نزدی به عوامل بیرونی.
آفرین که الویت رو حس خوب و آرامشت قرار دادی.
آفرین.
خلوتِ خودخواسته، به آدم فرصتِ فکر و تحلیل میده.
فرصتِ بازسازی و بازنگری میده.
آفرین سمانه.
یه بهبود فوق العاده داشتم دیشب:
برای لحظه ای یه نازیبایی وارد احساسم شد…
رفتم تو خلوت و نوشتم سمانه هیچگونه احساس قربانی بودنی وجود نداره.
و بعد برای مدتی خوابیدم و همین یه تایم اوتِ فوق العاده بود.
بیدار که شدم اگاه بودم به خودم و تامام تامام.
هیچ خبری از اون حس نازیبا نبود.
الهی شکر.
تایم اوت و سایر آموزش ها، دقیقا تکنیک های بهتر زندگی کردن هستن.
بهتر شناختن خود، بهتر رفتار کردن، بهبود شخصیت هست و …
الحمدالله برای دونه به دونه ی آموزش ها، و تمرین های عملی ام تو زندگیِ شخصیم.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
خدایا شکرت.
باز هم مثل همیشه امروزم رو سراسر خیر و نیکی و برکت و معجزه قرار دادی.
ازت ممنونم.
ممنونم که قدرت خلق زندگی ام رو در دستان خودم قرار دادی.
متشکرم که من رو به وسیله استاد عباسمنش با این قانون آشنا کردی.
خدایا شکرت.
الحمدلله امروز به مناسبت روز مادر از هایپر لند برای مادر عزیزم دو دست فنجون گلدار و یک دسته گل نرگس خریدم و خوشحال شد.
خدایا ازت ممنونم که برام شرایط خرید رو فراهم کردی.
و رفتم خونه مادرم و خواهرم هم اومد و به مناسبت روز مادر برام یه شال خاکستری خریده بود.
و رزق غیر منتظره بود.
سورپرایز شدم.
هذا من فضل ربی.
صبح توی دفترم نوشته بودم امروز هدیه میخوام.
هذا من فضل ربی.
امروز بچه هام بهم روز مادر رو تبریک گفتن و امیرعلی جانم گفت مامان حیف که پول ندارم بهت هدیه بدم!
و منم بوسیدمش و گفتم مامان تو خودت بهترین هدیه ای برای من.
الحمدلله رب العالمین.
امیرعلی جانم 3 تا استوری واتس اپ تبریک روز مادر هم گذاشته بود.
امروز از خداوند خواسته بودم خبر خوب بشنوم.
و بعد از خریدم به محض اینکه از هایپر لند اومدم بیرون یه دختر بچه، بلند و با ذوق گفت داره بارون میاد.
و دیدم داره نم نم بارون میاد و از خوشحالی چشمام اشکی شد.
الان هم که اومدیم مراسم جشن میلاد حضرت فاطمه،وحیدجانم از توی حیاط اومد با خوشحالی گفت مامان داره بارون میاد!!!
و درخواست صبحم که بارش باران بود برآورده شد.
خداوندا هرآنچه دارم از تو دارم.
هرچه دارم تو به من داده ای.
اصلا دلم لک زده بود برای باران.
پیاده روی زیر باران.
خدایا شکرت که امروز از صبح تا شب خونه مادرم بودم.
الحمدلله که امروز بار مشاوره تلفنی رو از روی دوشم برداشتی.
امروز از 10:30 تا 13:30 نوبت من بود برای پاسخگویی به سامانه.
و رفتم دیدم در مرکز بسته هست.
و اشتباها نوبت من 5 شنبه تعیین شده بود که تعطیل بود!
الحمدلله رب العالمین.
هیچ چیز در دنیا اتفاقی نیست.
هیچ چیز.
خدایا شکر امروز خواهرم 100 هزارتومن هدیه داد علی جانم.
دیروز هم 50 تومن داد وحیدجانم.
هذا من فضل ربی.
خدایا هرآنچه دارم از تو دارم.
هرچه دارم تو به من داده ای.
خدایا شکرت برای این همه حال خوب که سراسر جشن و شادی و نشاط بود.
الحمدلله رب العالمین.
سلام جانِ دل.
من هر بار کامنت هاتو میخونم تحسینت میکنم تو دلم.
کیف میکنم از کامنت های ساده و دلنشین و دلچسبت.
خدا حفظت کنه سعیده جان.
من با ذوق کامنت هاتو میخونم.
عاشقِ صداقت و سپاس گزاری هات هستم.
عاشقِ توجهت به جزییات و زیبایی ها هستم.
پروفایلِ قشنگِ کانال یوتیوبت رو دیدم و کیف کردم از چهره ی قشنگ و اروم و پر نشاطِ خودت و دو تا حبه ی قندت.
خدا حفظتون کنه برای هم.
انقدر قشنگ به همه چیز اشاره میکنی که من لذت میبرم.
تو الگوی من هستی برای خلقِ خواسته هام، با تحسینِ زیبایی ها و هر اونچه که دلم میخواد برام خلق شه.
تواناییت برای نوشتن رو تحسین میکنم.
دورهمی با خانواده نازنینت، سرشار از رزق و شادی و سلامتی.
پیشنهاد میکنم کاغذ مربعی در اختیار حبه قندهات بذاری و اوریگامی های اموزشی رو بهشون نشون بدی تا دست ورزی کنن.
ایمیلم تو مشخصات کانالم هست، اگه درست کردن عکسشونو برام بفرست.
حسم میگه براشون آرامش بخش و هیجان انگیز خواهد بود.
خودتم اگه دوست داشتی دست به تا ببری، واسه کنترل ذهن فوق العاده است.
خیلی حسی و قلبی اومدم نوشتم برات.
امیدوارم هر روز تو فرکانس و مدار نوشتن قرار بگیری، بنویسی، منم بخونم و مثل الان ذوق کنم از خوندنت.
ماچ به روی ماهت، به روحِ لطیف و سپاس گزارت.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلاااااام بر سمانه جانِ عزیزم.
نمیدونی چقدرررر کامنتت به موقع به دستم رسید و کامنتت رو جایزه خدا میدونم دربرابر تلاشم برای کنترل ذهنم.
دیروز و امروز خیلی تلاش کردم برای کنترل ذهن.
اتفاقی ناخواسته ای هم نیفتاده بودا.
ولی احساسم مثل هر روز نبود.
طوری که دیروز در مدار ثبت شکرگزاری هام توی این صفحه نورانی قرار نگرفتم.
با وجود اینکه کلللی اتفاقات قشنگ رخ داده بود.
از باریدن بارون تا پیاده روی زیر بارون با وحیدجانم اون هم بدون چتر به مدت طولانی.
خلاصه هرکاری کردم تا حالم بهتر بشه.
از گوش دادن به جلسات مربوط به سپاسگزاری دوره هم جهت با جریان خداوند تا سریال های سفر به دور آمریکا و ساعتها خوندن کامنت!
خلاصه امشب همینطور که توی سایت میگشتم احساسم بهتر شد و گفتم حالا وقتشه یه سر بزنم به این صفحه.
که چشمم خورد به نقطه ی آبی کنار اسمم!
اتفاقی که صبح از خداوند خواسته بودم و توی دفترم هم نوشته بودم.
و چقدر ذوق کردم و رفتم با خودکار قرمز کنار خواسته ام تیک زدم!
خدا رو شکر واقعا.
و چقدر جالب که برای کنترل ذهن بهم پیشنهاد درست کردن اوریگامی دادی.
این نشون میده که خداوند همیشه در حال هدایت ماست.
از جایی که گمان نمیکنیم هدایت میرسونه و میگه بنده ی قشنگ من فک نکنی حواسم بهت نیستا.
بیا بشین یه راهی برات اوردم حالت بهتر بشه!
امشب گفتم برم کانالت اخرین اموزشت رو با وحیدجان درست کنیم.
که دیدم خدای من آموزش گل هست!
و چقدر ذوق کردم.
وقتی عکس خودم و وحیدجان با اوریگامی های گل برات فرستادم و شما با محبت جواب دادی،میدونی چی اومد توی ذهنم؟
این حرف استاد که میگن بچه ها وقتی روی خودتون کار میکنید بدون اینکه بخواین بیرون رو تغییر بدید،افراد،موقعیت ها و ایده هایی وارد زندگیتون میشن که قبلا وجود نداشتن!
و ارسال اولین ایمیل برای شما این حرف استاد رو برام ثابت کرد.
خلاصه ازت ممنونم که اییییین همه عشق و محبت و تحسین بهم هدیه دادی.
هدیه که نباید همیشه فیزیکی باشه.
دوستت دارم و صورت خودت و حافظ جان نازنینم رو میبوسم.
ای خدای وهابم
بی نهایت شاکروسپاسگزارم بابت معجزاتی که لحظه لحظه امروز به لطفت در وجود و زندگیم جاری کرده بودی عاشقتم که عاشقمی ️
خدایا من به هر خیری که از جانب تو برسد فقیرم و تنها نیازمند تو هستم ای وهابم الهی شکرت
سلاااام و صدسلااااام به دوستانِ گلم در این قسمت از گلستانِ زیبایی ها
تا اومدم بنویسم ،صفحه زیبای اذان با صدای آرامش بخشِ دریا ،روی گوشیم پدیدار شد.
خب چه حال احوال
امیدوارم حالِ دلِ مهربون و خوش قلبتون عالیه عالی باشه ،الهی آمین.
امروز دیگه خداوند به دلم انداخت بیام همانطور که صبح ها در دفتر شکرگزاری ام و شب ها در کانال زیبایِ (خداوند و من) از اتفاقات خوشگل زندگیم
می نویسم چه عالی تر که اینجا هم مختصرو مفید با عشق بنویسم تا نورعلی نور شود .
خدایاشکرت بابت نعمت ارزشمند سلامتی
خدایاشکرت بابت صبح زود باعشق خودت
بیداریم و صلاتی دیگر
خدایاشکرت بابت انرژی مثبتی که در وجودم نهادینه کرده ای و حال و آرامشم
خدایاشکرت بابت نعمت باران فراوان و پرخیروبرکت دیروزت و امروز هم هوا پاک و تمیز
خدایاشکرت بابت دیشب که با مصطفی جان و رعنا موتور قشنگمون رفتیم و دو تا فلافل اصل آبادان ، جاتون سبز نوش جان کردیم در یک پارک بی نظیر و زیبا و در حین خوردن، یاد خاطرات فلافلی استاد جان اُفتادم ،
بعد هم رفتیم فوتبال دستی بازی کنیم هر چی گشتیم دنبالِ توپش نبود و مصطفی جان نگهبان رو صدا کرد و او هم با عشق توپ از داخل جیبش درآورد و داد و چقدر ازش تشکر کردیم و بهش خداقوت گفتیم و کلی بازی کردیم چقدر عالی بود و چقدر خندیدیم خدایاشکرت
بعد هم رفتیم توپ رو بهشون دادیم و شب بخیر و خداقوت گفتیم.
خدایاشکرت بسلامتی و با هدایت های زیبایت به لطفت، رفتیم و برگشتیم.
خدایاشکرت بابت خواب عالی و درخواب ،دیدنِ متن کامل سوره حمد با معنی آن و صبح با یه احساسِ خاصی بیدار شدم احساس می کردم درونم لبریز از نور شده خدایاشکرت
بعد هم به لطف خداوند ، مشتری های عالی کافه و ظهر هم مجدد یه مشتری عالی که تعمیروسرویس آبگرمکن داشت و مصطفی رفت و بالذّت و عشق کار رو انجام داد و 800هزار هم اینجا خداوند روزی مان را عطا کرد.
خدایاشکرت بابت نعمت آب ،برق و بی نهایت نعمات دیگرت
خدایاشکرت بابت رابطه عالی و عاشقانه ام با مصطفی جان و هرروز هم به لطف خداوند عالی تر
خدایاشکرت بابت رزق و روزی و زیبایی های زندگیه دوستانِ عزیزو مهربون و توحیدی ام در سایت به ویژه درصفحاتِ این فایل نورانی با این ویو زیبا که استاد جان ایستاده اند .
خدایاشکرت بابت خانه بهشتی و باغچه لبریز از گلهای قرمز و زرد و درختان میوه وپهنای آسمان زیبایت که
می توانم به وضوح ببینم و شکرگزاری کنم و عصر ی هم که ابرهای خوشگل و نارنجی رنگ ، زیباترش کرده بود و
من احساس می کنم در هتل هفت ستاره زندگی
می کنم خدایاشکرت
خدایاشکرت بابت پیاده روی و انجام ورزش عضلانی ام باعشق به لطفت
خدایاشکرت بابت مدیتیشن امروزم ،چقدر عالیه اینمدیتیشن بخدا ،خدایاشکرت
خدایاشکرت بابت پختن ناهار با عشق
خدایاشکرت بابت تمرین زبان انگلیسی ام که چقدر استادم ماه هستش و با لذّت یاد می گیرم.
خدایاشکرت بابت سلول به سلول داشته های مادی و معنوی مان .
خدایاشکرت بابت نامِ زیبای این فایل
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
عشق بهتون عزیزانم
سلاااااام مریم جانم.
خووووش اومدی به این صفحه توحیدی.
خیلی خوشحال شدم شما هم شکرگزاری هات رو با ما به اشتراک گذاشتی.
چقدرررر لذت بردم.
اصلا نمیدونی چقدر لذت میبرم وقتی از رابطه ات با همسر عزیزت آقا مصطفی مینویسی.
مخصوصا اون روزی که نوشته بودی که در حال نماز خوندن بودی که آقا مصطفی از بیرون آمدن خونه و چادر نمازتون رو بوسیدن.
اون روز از تجسم اون صحنه خیلی لذت بردم.
یه تصویر روحانی توی ذهنم نقش بست.
خانمی که داره با چادر سفید نماز میخونه و همسری که وارد میشه و با عشق چادر همسرش رو میبوسه.
اون کامنتت رو ذخیره کردم و هنوزم که به یادم میاد لبخند روی لبهام نقش میبنده.
چقدر قشنگ شکرگزاری کردی طوری که تجسمش برای من خیلی راحت بود.و قشنگ تونستم لحظه هایی رو که تجربه کردی با چشم ببینم.
الحمدلله به خاطر وجودت در این سایت توحیدی.
دوستت دارم و ازت متشکرم.
به شیراز آی و فیضِ روحِ قدسی
بجوی از مردمِ صاحب کمالش
سلااام به روی ماه زیبایت سعیده جان عزیزم
خوووش و خرّم باشی ممنونم عزیزجان
ای جانم ممنونم از لطفتون،
بله به لطف خداوند یه مصطفی داریم از هر لحاظ عالی و هرچی که من فرکانسم عالی تر میشه اون هم داره عالی تر میشه
اتفاقا متولد شیراز هست و من هم که عاشق شیرازم و چه خاطرات زیبایی از این شهر
بی نظیرو خوشگلیاش داریم
اون بستنی معروف
کتلت گوارا یعنی ماشین که داشتیم ، تا می رسیدیم شیراز مصطفی جان می گفت اول بریم کتلت گوارا
فالوده پشت دیوار قلعه
گرفتن مدارک تعمیرات پکیج و آبگرمکن از فنی و حرفه ای شیراز و من داخل ماشین وکلی دعا و بعد ذوق و شوق و خنده و کلی شکرگزاری بابت قبولی ایشون
بعد هم شاهچراغ از لوسترهاش خیلی خوشم میاد خداروشکر
شهر زیبا و دوست داشتنی و با پیشرفت های عالی
خوش باشین عزیزدلم
خداروشکر بابت صدای اذان،
چه وقت گرانبهایی، بهترین ها
رو برات آرزو می کنم عزیزم
واقعا بودن در اینحال و هوای
توحیدی در اینمکان مقدّس افتخاریست از جانب خداوند مهربان مان که باید
لحظه لحظه اش را ارزشمند دانست .
چقدر خوبه این دورهمی ها،این ابراز احساسات واقعی و دلی ،این نوشتنِ زیبایی های
هر روزِ زندگیه بهشتی مان و تحسین و شکرگزاری ها
و کُرنش جهان هستی به این گونه رفتار کردن و عمل به قوانین زیبای خداوند
عزیزدلم بابت تک تک
مهربونی هاو محبّت های زیبای دو فرزند فرشته گونه ات ،خداروشکر می کنم
و بابت خانواده عزیز و محترمت و همسر گرامی ات و همکاری و لطف و
محبّت هایش
و رزق و روزی ها و خیروبرکت های زندگیت
هر لحظه شاد،سلامت، ثروتمند، سعادتمند، خوشبخت، موفق و عالی باشید و بدرخشید، عشق بهتون
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
متشکرم متشکرم متشکرم
سلام مریم جان.
خیلی خوشحال و سورپرایز شدم دیروز کامنتتونو ایجا خوندم.
الهی شکر برای همه ی قشنگی های زندگیتون در کنار خانواده ی قشنگتون.
اسمتونو که اینجا دیدم یادِ کامنت های محبت آمیزتون نسبت بهم، در کانالم افتادم.
مجددا ممنونم از حُسنِ نظرتون.
بی نهایت زیبایی برگرده به خودتون و زندگیتون و عزیزانتون.
الهی شکر برای دونه به دونه کامنت های قشنگی که هر کدوم مون اینجا مینویسیم و روحمون گشاده میشه.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلااام به روی ماه زیبایت سمانه جان عزیزمی
جووونم بابت وجود حافظ جان
این فرشته کوچولوی مهربون و با محبّت سلامت باشه
چقدر لذّت می برم از
هنرمندی تون با اون دستانی که خداوند هدایت کرد تااین طور هنرنمایی کنید آن هم در مورد کاری که عشق و علاقه دارید ،بی نظیره .
بابت خانواده عزیز و محترمت و همسر گرامی ات خداروشکر می کنم و
رزق وروزی و خیروبرکت های خداوند مهربان در زندگیه بهشتی تان ،عاشقتم.
در پناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت، ثروتمند، سعادتمند، خوشبخت، موفق و عالی باشید و بدرخشید، عشق بهتون
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
متشکرم متشکرم متشکرم