زیبایی ها را ببینیم - صفحه 26 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2495 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سیده سعیده موسوی گفته:
    مدت عضویت: 776 روز

    به نام خدای زیبایی ها

    سلام به دوستای گلم

    و

    استاد عزیزم

    خدایا شکرت که هر روز داره زیبایی‌های بیشتری روی این فایل نوشته میشه

    راستش چند مدت پیش که متوجه شدم سمانه جان

    روی این صفحه هر روز اتفاقات خوبش رو داره می‌نویسه ، خیلی دلم خواست منم این کارو انجام بدم

    اما همون احساس عدم لیاقت نذاشت

    و

    با خودم گفتم حالا این چه تقلیدی داری می کنی

    و

    چی رو میخوای بنویسی

    اصلا تو مثه سمانه جون روت میشه راحت همه چی رو بنویسی؟

    خلاصه ذهن محدود کننده مانع شد

    دیروز که دیدم سعیده جون هم اومده این صفحه

    با خودم گفتم این یه نشونه اس

    چون دو عزیز که هم اسم خودم و دختر گلم هست

    هر روز زیبایی‌های زندگیشون رو اینجا دارن ثبت می کنن که نه تنها رد پایی برای خودشونه و

    حال کلی آدم رو هم خوب می‌کنه و

    اینجوری همه یادشون میاد که چه نعمت ها و موقعیت ها و زیبایی هایی به زندگیمون داره وارد میشه که ما اونو داریم بدیهی میدونیم

    واقعاً ازتون ممنونم دوستای گلم

    خدایا شکرت که دارین این زیبایی‌های هر چند کوچک رو به یادمون می‌یارید که ماها به سادگی داریم ازش رد میشیم و

    شاید اصلا سپاس گزاری هم نکنیم .

    بالاخره من هم با افتخار به جمع شما اومدم

    اما تکاملی

    و حالا داستان دیشب

    همسرم حالش ما خوش بود که با هم بریم کافه فایتو

    دوقلوها هم تا دیر وقت کلاس بودن و تازه درحال استراحت بودن دلم نیومد بیدارشون کنم

    اون قسمت شهر هم دم غروب خیلی شلوغ میشه

    منم از وقتی مدرسه نمی‌رم دیگه رانندگی رو کنار گذاشتم ، راستش به راحتی طلبی عادت کردم

    خلاصه اسنپ گرفتم و رفتم

    تو را هم به آقای راننده گفتم چجوری پولت بدم

    گفت به کارتم بزن

    منم به جای 80تومن 800زدم

    امان از دست این صفرای بی ارزش

    همیشه هم عادت داشتم همون موقع پیام رو نگاه کنم و به قول استاد بگم خدایا شکرت ده برابرش به حسابم اومد

    از بس عجله داشتم نگاه نکردم

    راننده هم از اون راننده‌های نق نق و

    توی مسیر همش با تلفن حرف میزد و غر میزد

    خلاصه بعد به ساعت به گوشی نگاه کردم

    دیدم

    همون موقع به دخترم رنگ زدم و اطلاعات راننده و ماشین و واریز مبلغ رو دادم گفتم به پشتیبانی زنگ بزنه و با خیال راحت به خدا سپردم

    به شماره راننده هم که زنگ زدم جواب نداد و بعد از چند تماس گوشی رو خاموش کرد

    منم به خدا گفتم تو میتونی پول منو برگردونی

    من پول حلال در آوردم

    پس تو کمکم میکنی

    و مشغول کارهای خودم و درست کردن سفارشهای

    مشتری های عزیزم شدم

    باور کنید به یه ساعت نکشید که دخترم شماره دیگه از راننده بهم داد و گفت زنگش بزن و به ساعت بعد

    پول توی حسابم بود

    هر چند راننده به جوری بود

    ولی من با نگاه ناظر خوبی که بهش کردم

    و البته سپردن به خدا و رها بودن

    مسئلله حل شد

    خدایا هزاران بار شکر

    مثه همیشه هوامو داشتی و اینجوری بیشتر باور کردم که چقدر پولی که دارم در میارم حلال هست.

    آخر شب هم دخترای گلم اومدن دنبالم و با هم اومدیم خونه

    خدایا شکرت برای داشتنشون.

    من ازت خیلی سپاسگزارم خدا

    و

    همسر عزیزم که حالش خیلی بهتر شده بود

    چندین بار ازم معذرت خواهی کرد که نتوانسته

    همراهیم کنه

    خدایا شکرت برای این که امروز چند کیلو گوشت عالی روزیمون کردی و با عشق همسرم اونو خرید

    خدایا شکرت

    خدایا شکرت برای مشتری های خوبی که از هر طرف به سمت من می‌فرستی و منم با عشق براشون

    غذا تهیه می کنم

    خدایا شکرت برای همه چی

    خدایا شکرت برای دوستای گلم در این سایت الهی

    که با خواندن کامنت هاشون عشق می کنم

    خدایا شکرت برای استاد عزیزم و مریم جان و همه

    کسانی که این محیط صمیمی و امن رو فراهم کردن

    ممنون از چشمای قشنگی که این کامنتت رو خوند

    بوس بوس به روی ماهت .

    در پناه نور و عشق خدا باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      سمانه جان صوفی گفته:
      مدت عضویت: 2229 روز

      سلام خانم موسوی جانِ نازنین.

      خیلی ازتون ممنونم برای پاسخ دلی و قشنگی که برام نوشتین.

      و خیر مقدم میگم بهتون برای حضورتون در این صفحه،

      و به شدت تحسینتون میکنم که نوشتن در این صفحه رو آغاز کردین.

      خیلی هم قشنگ نوشتین از قشنگی های زندگیتون.

      خیلی خیلی خوشحالم که اینجا تبدیل بشه به جایی که روزانه همه مون از قشنگی های زندگی مون بنویسیم و سپاس گزارش باشیم.

      در پناه رب العالمین مهربان باشین همیشه، خودتون و عزیزانتون.

      فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

      الهی شکرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2229 روز

    سلام.

    الحمدالله خیلی بهتر شدم، حوصله و انرژیم هم بهتر شد.

    بسیار مچکرم از همسرم که امروز زود اومد و حمایتم کرد.

    از خودشم تشکر کردم.

    خیر ببینه.

    الان ساعت 19:19 هست.

    من عاشق ساعت های رند هستم.

    یکی از زیبایی هاست.

    همسرم حافظ عسلی رو برد بیرون گردش، بعد که اومدن شیر خورد و سریع خوابید.

    فداش بشم من.

    خانم سلیمی جانم، خیلی ذوق کردم برام نوشتین حافظ داره شبیهم میشه.

    الهی شکر.

    الهی شکر امروز کلی کامنت خوندم، تعدادی کامنت نوشتم.

    تو دفتر عزیزم سپاس گزاری و نکات مثبت نوشتم.

    تحسین کردم دوستانم در سایت رو برای روابط عاطفیِ قشنگی که خودشون خلق کردن، برای آرامش شون و …

    الهی شکر.

    امروز یه مورد سپاس گزاری رو که نمیخواستم انجام بدم و میخواستم عبور کنم ازش، رو انجام دادم.

    از قصد هم انجام دادم.

    برای مقابله با اون وجهِ مغرورم که گاهی بیخ گوشم میگه، نمیخواد لازم نیست چیزی بگی.

    اتفاقا لازم بود.

    این کلام زیبای استاد تو فایل 23 هم جهت عالی بود.

    اونی که تشکر و سپاس گزاری نمیکنه مشکل از خودشه.

    هیچکس در قبال بقیه، وظیفه نداره، حتی اگه حقوق هم بگیره، این لطف ادم هایت که برای هم کاری رو انجام میدن.

    برای همین میخوام شخصیتم رو سپاس گزارتر تربیت کنم.

    چون هر چی سپاس گزاری کنی، بازم جا داره.

    الهی شکر.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  3. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2229 روز

    سلام.

    امروزم با دیدن دایره آبی و پاسخ های محبت آمیز سعیده جان خاجویی شروع شد.

    همینجا ازت خیلی ممنونم سعیده جان.

    دونه به دونه اش بهم چسبید.

    وقتی داشتم پاسخ هامو میخوندم و لذت میبردم، زنگ در خونه مون زده شد.

    مامان جونم اومد خونه مون.

    خیلی خوشحال شدیم من و حافظ.

    کلی بغلش رفت و مامانمم کلی خوشحال شد.

    الهی شکر خونه مامان و ما، به هم نزدیکه.

    الهی شکر که خونه دو تا از خواهرهام هم بهمون نزدیکه.

    الحمدالله.

    الان حافظ عسلی و مامانم کنار هم دراز کشیدن، مامانم تو موبایلش داره بهش ویدیو نشون میده.

    الهی شکر پسرم دو تا مامان بزرگ مهربون و یه آقاجون مهربون داره که کلی عاشقشن و بهش عشق میدن همیشه.

    الحمدالله.

    امروز کلی لذت بردم کامنت دوستان نازنینم رو تو این صفحه خوندم.

    الحمدالله.

    امروز از دلم رد شد ابجی بزرگم خونه مون بیاد.

    سورپرایز شدم، آبجیم اومد خونه مون.

    دوچرخه سواری میکرد و بعدش اومد خونه ما.

    برام دو بطری بزرگ اب سیب هم اورد.

    خیلی خوشحال شدم از دیدن ابجیم و اینکه سورپرایزی اومد.

    مامانم برام لوبیا سبز خرید و آورد.

    دستش درد نکنه، خودش خرد کرد برام، بسته بندی کردم گذاشتم فریزر.

    کلی ازش تشکر کردم.

    خدا رو شکر که تشکر کردن رو بهتر از قبل یاد گرفتم.

    با تشکر از درس های فوق العاده استاد جان تو دوره هم جهت با جریان خداوند.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  4. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2229 روز

    سلام.

    خدایا ازت ممنونم واسه دونه به دونه رزق هایی که هر لحظه بهم میدی، هم مادی هم معنوی.

    ممنونم برای ارامشی که دارم.

    ممنونم که سلامتم.

    ممنونم که خانواده ی بسیار خوبی دارم.

    (خانواده ی سه نفری مون، خانواده خودم، خانواده همسرم).

    الهی شکرت که توجهم به نعمت هات، باجزییات تر شده.

    الهی شکرت برای مرغی که امروز پختم برای نهار.

    مچکرم برای برنج، روغن، نمک، مرغ، هویج، پیاز، لوبیا سبز، سیب زمینی.

    الهی شکر که بهم توان دادی تا آشپزی کنم امروز.

    الهی شکر ظرف ها رو گذاشتم تو ماشین و ظرف ها شسته شدن.

    الهی شکر برای قرص ماشین لباس شویی مون، برای آب و برق.

    ماشین لباسشویی جان، ممنونم که همیشه ظرف هامونو تمیز و قشنگ میشوری.

    سمانه جان، ازت ممنونم همیشه ظرف ها بسیار مرتب و منظم میچینی داخل ماشین.

    (الان صدای اذان مغرب به افق تهران پخش شد.)

    خدایا شکرت برای اسمِ قشنگم.

    از خانم سلیمی جان یاد گرفتم برای اسم نیکو هم سپاس گزاری کنم.

    معنی اسممو سرچ کردم خوندم و لذت بردم:

    سَمانه یک نام دخترانهٔ فارسی ست. این نام کوتاه شدهٔ آسمانه و در ترکی نام یک پرندهٔ کوچک است (بلدرچین). سمانه به معنای بلندای آسمان، عرش، بلندی، جایِ بلند است.

    مچکرم از پدر و مادر عزیزم که این اسم قشنگ رو روی من گذاشتن.

    الهی شکر برای خنده های حافظ.

    الهی شکر برای اینکه دو تا پای کوچولو تو خونه مون راه میره.

    الهی شکر برای غذا خوردن حافظ عسلی.

    الهی شکر برای کلمه هایی که حافظ میگه، و برای هر صدایی که از خودش در میاره.

    الهی شکر حافظ انقدر قشنگ امروز مامان مریمش رو بغل کرد، جمعه هم خیلی قشنگ مامان زری شو بغل کرد.

    خدایا شکرت امروز 6 تا پاسخ زیبا و دل انگیز بهم هدیه دادی.

    ممنونم که دیروز هم 3 تا پاسخ دل انگیز بهم هدیه دادی.

    خدایا شکرت برای روزی و رزقی که هر روز وارد زندگی مون میکنی.

    خدایا شکرت برای کامنت های قشنگ سایت، که روح و قلبم رو جلا میدن.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  5. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2229 روز

    سلام.

    سایت رو باز کردم، الحمدالله برای سلامتیِ سایت.

    الهی شکر برای کاربریِ بسیار آسانش.

    ممنونم از آقا ابراهیم و تیمِ نازنینِ استاد جان.

    دایره ابی جان رو دیدم و خوشحال شدم.

    اما دوست دارم قبل دیدنش سپاس گزاری هامو بنویسم:

    الهی شکر برای حافظ و صدای قشنگش، شیرینی هاش، دلبری هاش، سلامتیش، رشد و تکاملش و …

    الهی شکر برای صحبتِ تلفنیِ سرشار از مهر و محبتِ با همسرم.

    الهی شکر برای خواب خوبم.

    الهی شکر هر روز چشم تو چشم حافظ بیدار میشم، بهم میخندیم، سلام میکنم بهش.

    الهی شکر برای توانایی و انرژیم برای انجام کارهانه خانه و بچه داری هر روز.

    الهی شکر هر روز با عشق برای خانواده ام غذای خانگی درست میکنم و کنار هم سه تایی غذا میخوریم.

    الهی شکر برای هوای خنک و مطبوع پاییزی.

    الهی شکر برای لباس هامون رو ریختم تو ماشین و حافظ عسلی هم کمکم کرد، فداش بشم من.

    قربون اون دست های کوچولوش بشم که لباس ها رو از سبد هدایت میکنه داخل ماشین.

    الهی شکر که حافظ عسلی خودش، خود جوش بهم کمک میکنه و من ذوق میکنم هر بار.

    الهی شکر حافظ عسلی ظرف های ماشین رو در میاره میده من بذارم تو کابینت سر جاشون.

    الهی شکر برای هوش، زیبایی، سلامتی، رشد، دندون ها، راه رفتن، صحبت کردن و … حافظ جانِ دلِ مادر.

    الهی شکر این صفحه میزبانِ کامنت های سایر دوستانم هم شده.

    خیلی ذوق میکنم که میبینم به جز کامنت های نازنینِ خودم، کامنت های نازنینِ دوستان دیگه ام رو هم میتونم بخونم و کیف کنم با قشنگی های زندگی شون.

    به اندازه ی دیدنِ دایره آبی، این قضیه هم برام خوشایند و شادی اوره.

    الحمدالله

    یا ارحم الراحمین

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  6. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2229 روز

    سلام.

    از دیشب تا الان 10 کامنت به کامنت های این صفحه اضافه شده و این یعنی میتونم کامنت قشنگ دوستانم رو اینجا بخونم و لذت ببرم.

    الان کامنت ها رو خوندم و کیف کردم.

    هر کدوم یه طور زیبا و خوندنی مینویسن از قشنگی های زندگی شون.

    خوشحالم از حضور و کامنت های اخیرِ عزیزانم تو این صفحه:

    خانم سلیمی جان

    نجمه جان امانی

    خانم موسوی جان

    سعیده جان خاجویی

    شیما جان محسنی

    پاسخ های قشنگ سعیده جان شهریاری برای خانم سلیمی جان و خودم.

    و خودِ نازنینم، سمانه جان صوفی

    امیدوارم روز به روز تعداد کامنتهای این صفحه بره بالاتر، همینطور تعداد دوستانی که اینجا مینویسن از قشنگی هاشون.

    چون تمرین شگفت انگیزیه نوشتن و خوندن از قشنگی ها و سپاس گزاری ها.

    چون توجه ادمو بیشتر معطوف میکنه به قشنگی ها و سپاس گزاری بابتشون.

    به خودم میگم چیه فازِ میزبانی براداشتی تو این صفحه که خوش امد و خیر مقدم میگی به بچه ها :))))))))))

    نه، من فقط خیلی خوشحالم برای رونق بیشتر این صفحه

    که از اسمشم مشخصه، قراره بیشتر زیبایی ها را ببینیم

    هر کی برحسب شرایط و موقعیت و زندگیِ خودش، از قشنگی ها و داشته ها و رزق هاش مینویسه.

    دور همدیگه میخونیم و کیف میکنیم.

    چی از این بهتر.

    اینی هم که من هر روز اینجا مینویسم از لطف خداست، به هدایتِ خودشه، من کاره ای نیستم، من فقط چشم میگم و با حس خوب عشقم رو جاری میکنم تو این صفحه.

    یه درسی هم همین الان متوجه شدم که مینویسم:

    به کامنت دوستانم اینجا 5 ستاره دادم، اما میدیدم چند ثانیه بعد میپره.

    حتی برای نجمه جان هم پاسخ گذاشتم ارسال کردم دیدم از اونم خبری نیست.

    تو فکرم اومد این مشکل رو مطرح کنم با اقا ابراهیم تا بفهمم چی میشه که اینطوری میشه.

    رها کردم و اومدم یه ویرایش دیگه رو این کامنت زدم و وقتی برگشتم به صفحه، دیدم ستاره هایی که دادم ثبت شدن، پاسخ نجمه جان هم مشاهده شد.

    به خودم گفتم دنبال راه حل بودن خیلی خوبه سمانه.

    ولی گاهی شاید یه مدت زمانی صبر هم بکنی، مسیله حل بشه، البته وقتی حست خوب باشه، به هم نریزی، شلوغ کاری هم نکنی :)

    خوشحالم مسیله خودش برطرف شد.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  7. -
    سیده سعیده موسوی گفته:
    مدت عضویت: 776 روز

    به نام خدای زیبایی ها

    سلام به دوستای گلم

    خدایا شکرت برای امروزم و فرصت زندگی دوباره

    نورا جونم خودش زودتر بیدار شد و برا نهارش غذا درست کرده بود

    تازه برا منم گذاشته بود

    خدایا شکرت سارا جون که خودش رفته بود

    موقع برگشت هم کلی برا فایتو خرید کرده بود

    خدایا شکرت

    چقد بزرگ و مسئولیت پذیر شده

    اینم از فضل خودته

    یه فایل های درباره فراوانی با همسرم گوش دادم

    و موقع نهار یکی از قسمت‌های زیبای سفر نامه رو دیدیم و لذت بردیم

    خدایا شکرت

    چقدر در مدار هم هستیم

    خدایا شکرت که پول به حسابم واریز کردی

    خدایا شکرت برای گربه آیی که اومد فایتو و یه ورق کالباس بهش دادم

    خدایا شکرت برای دیدن سمانه جونم

    خدایا شکرت برای پیاده روی و بستنی که با هم خوردیم

    خدایا شکرت برای فراوانی مشتری های بستنی فروشی

    آخه امروز از خدا خواسته بودم همش فراوانی ببینم و زیبایی

    خدایا شکرت برای فنی بودن همسرم

    توی فایتو کاری کرد برای بهبود و آسان تر شدن کارهای من

    خدایا شکرت

    چند بار ازش تشکر کردم

    خدایا شکرت برای همراهی اش توی کارای فایتو

    اینم از فضل خودته

    دورت بگردم خدا جون که از هر طرف برام مشتری های لارج می فرستی و منم با عشق براشون غذا درست می کنم و اونا هم کلی ازم تشکر می کنن.

    خدایا ممنونتم برای محل کسب

    من دیگه کارمند خودتم

    تو هم که دست و دل بازی برای کارمندات

    و کم نمی‌ذاری براشون

    خدایا شکرت برای هوای خوب و خنک

    در پناه نور و عشق خدا باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  8. -
    سعیده خاجوئی گفته:
    مدت عضویت: 741 روز

    سلام بر رفقای بهشتی ام.

    خدایا شکرت دیشب همسرم شهریه مهرماه کلاس فوتبال امیرعلی رو تسویه کرد.

    هذا من فضل ربی.

    سعیده یادته قبلا این مسوولیت روی دوش تو بود؟!

    خدایا این بار رو تو از روی دوشم برداشتی.

    خدایا شکر امروز هم بچه ها خودشون صبح زود از خواب بیدار شدن.

    شکرت که مستقلن توی بیدار شدن و اماده شدن برای مدرسه.

    شکرت که نزدیک به یکساعت زودتر بیدار میشن.

    خدایا شکر که امروز صبح هم از تو خونه صدای دلنشین بچه های مدرسه رو شنیدم.

    خدایا شکرت همین الان که دارم مینویسم صدای جیک جیک گنجشگا روحم رو نوازش میده.

    خدایا شکرت صبح خط واحد خارج از ایستگاه برام نگه داشت و سوار شدم.

    امروز با دیدن اتوبوسها خیلی ذوق کردم و جاری بودن زندگی رو احساس کردم.

    خدایا شکر همسرم هم امروز زود از خواب بیدار شد.

    خدایا شکرت امروز که‌ نزدیک یک ماهه از شروع مدارس میگذره حتی یه بار هم نشده که بعد از رفتن‌ بچه ها دوباره بخوابم!

    این یعنی حالم خوبه.

    یعنی برای زندگیم هدف دارم.

    یعنی امید به زندگی دارم.

    یعنی شاد هستم.

    یادمه قبل از اشنایی با استادم،صبح به سختی و چشمان پر از خواب و با غرغر ذهنی از خواب بیدار میشدم‌ و یه تغذیه برای امیرعلی میذاشتم و تا میرفت مدرسه بر میگشتم تو رخت خواب.

    خدایا شکرت برای بهبود های زندگی ام.

    چقدر احساس میکنم چرخ زندگیم روغن کاری شده….

    دیگه نیاز نیست به بچه ها انجام تکالیفشون رو یاداوری کنم.

    نیاز نیست خرج خونه رو بدم.

    نیاز نیست شهریه فوتبال امیرعلی رو پرداخت کنم.

    نیاز نیست بچه ها رو برای مدرسه رفتن بیدار کنم.

    و خیلی نیاز نیست های دیگه که قبلا نیاز بود!

    من باید این اتفاقات رو مدام برای خودم یاداوری کنم.تا‌یادم نره.

    خدایا شکرت خب این از اتفاقات خوب امروزم تا ساعت 10 صبح.

    خدا میدونه تا شب چه معجزات دیگه ای قراره رقم بخوره که به یاری خدا تو کامنت بعدی مینویسم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  9. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2229 روز

    سلام.

    خدایا سپاس گزارتم.

    این چند روز که دوباره شروع کردم به شنیدن دوره احساس لیاقت، شاهدِ نعمت هاش هستم.

    – اینکه با خودم مهربونتر برخورد میکنم.

    – اینکه وقتی حسم بد میشه، هوشیارانه تلاش میکنم مومنتوم ندم بهش، تایم اوت رو اجرا کنم، و کم کم خارج شم از فضای ذهنیِ منفی.

    الهی شکر.

    بچه های این سایت، خیلی ماهن.

    به هم عشق میدن.

    بی توقع کنار هم هستن.

    به رشد و بهبود هم کمک میکنن.

    خدایا شکرت برای همراهی با انسان های نازنین سایت.

    بلافاصله بعد از نوشتن پاسخ برای خانم سلیمی جانم، دایره ابی رو دیدم و ذوق کردم.

    من با حس خوب هر بار میگم که از دیدنِ دایره آبی ذوق میکنم.

    این یه نعمته که یه دوست نازنین، برای ادم پاسخ بنویسه با عشق و محبت.

    الهی شکر.

    پاسخ از طرف شیما جانم بود و بسیار خوشحالم کرد.

    به قلبم نشست، الهی شکر.

    صبح هم که پاسخِ سعیده جان برام رو خوندم، خیلی لذت بردم و به قلبم نشست.

    الحمدالله برای دونه به دونه ی دوستانِ نازنینم در سایت.

    امروز یه تجربه ی جالب داشتم، یه روزیِ عزیز:

    معمولا حافظ عسلی تا دفتر و مدادم رو میبینه میاد که خط خطی کنه و بگیره.

    منم دوست دارم این دفترم تمیز بمونه، بهش دفترهای دیگه میدم.

    امروز دقایق طولانی کنار هم تو اتاقش بودیم.

    اون با اسباب بازی، جامدادی، مداد و … بازی میکرد، منم تو دفترم مینوشتم از سپاس گزاری های همون لحظه ام، احساساتم و …

    لحظات بسیار شیرینی بود.

    آزادی و ارامش داشتم موقع نوشتن.

    جالب بود چند بار هم اومد دقیقا چسبید کنارم، و همچنان مشغولِ سرگرمی های خودش بود.

    الحمدالله به توانِ بی نهایت.

    تو کامنت های جلسه اول دوره احساس لیاقت، چیزی نوشته بودم که خیلی دوست دارم:

    *من کی واردِ فازِ مقایسه و قضاوت و حسادت و … میشم:

    اونجاهایی که نقطه ضعف دارم، یا روشون حساسم، یا اونجاها که خودمو نپذیرفتم و دوست ندارم…*

    این یاداوری بهم کمک میکنه.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  10. -
    سعیده خاجوئی گفته:
    مدت عضویت: 741 روز

    زیبایی های امروزم:

    خدایا شکرت راننده اتوبوس دانشگاه کرایه رو که 8 تومن بود 5 تومن باهام حساب کرد.

    هذا من فضل ربی.

    خدایا ازت ممنونم امروز توی دانشگاه به صورت معجزه اسا یه کافه لاته مهمونم کردی.

    خدایا شکرت امروز با وجود اینکه از 7:30تا 16:30 دقیقه کلاس داشتم و تا الان فست 26 ساعته هم هستم اما اصلا خواب الود و کسل نشدم.

    خدایا ازت ممنونم امروز یک میلیون و نیم به حسابم واریز شد.

    خدایا شکرت امروز همسر عزیزم از بچه ها مراقبت کرد و عصر هم بچه ها رو برد خونه مادرم.و علی جانم هم رفت کلاس فوتبال.

    خدایا شکرت امروز با اسنپ اومدم دانشگاه.

    خدااااااای من

    همین الان

    همین الان

    از خط واحد پیاده شدم و یه خانم وقتی دید کارت ندارم و میخوام نقدی بدم،بدون درخواست من و باعشق و لبخند برام کارت کشید.

    خدایا همه اینا خودتیا.

    هیییییچ چیز در دنیا اتفاقی نیست.

    هیچ چیز.

    این روزها خیلی راحت و با احساس ارزشمندی محبت های دیگران رو قبول میکنم.

    مثل پرداخت کرایه خط واحد از سمت شخص غریبه.

    مثل دریافت کافه لاته از یکی از دانشجوها که برای خودش سفارش داده بود و نمیدونست شیر توشه و وقتی فهمید داد به من و من با عشق پذیرفتم.

    چند روزه داره بوی هم مدار شدن با دوره احساس لیاقت به مشامم میرسه‌.

    کی و چطوری نمیدونم.

    خدا از جایی در دوره رو برام باز میکنه که من فک میکردم دیواره.

    الان هم تا رسیدم ایستگاه مترو،مترو رسید.

    هذا من فضل ربی.

    خدایا شکرت.

    فقط خدا میدونه بعد از ارسال این کامنت و تا اخر شب،چه معجزه هایی دارن تلاش میکنن خودشون رو برسونن سمت من؟!

    و من بازهم قدرت خدارو مکتوب خواهم کرد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای: