زیبایی ها را ببینیم - صفحه 22 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2495 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2228 روز

    سلام.

    یه موردی رو دارم تمرین و تست میکنم.

    اینکه وقتی کاری رو انجام میدم با آرامشِ ذهنم باشه.

    با صبر و حسِ خوب و شادی.

    نه از روی اصرار و لجبازی.

    یا از روی جبر و رودربایستی.

    یا از روی غرور و منیّت.

    اگه دیدم هر کدوم از موارد بالا بود تو حسم، انجامش ندم.

    چون آماده اش نیستم و بیشتر میخوام به زور انجامش بدم، نه با یه رهایی در ایجادِ یه تغییرِ بهبود بخش.

    فاطمه جان یه مثالی برام زد که ذهنمو خیلی شفاف کرد.

    باعث شد بهتر درک کنم کجاها دارم لجبازی میکنم.

    اینکه بفهمم اصلا چقدر من پذیرش و انعطاف دارم و میتونم متعصبانه نگاه نکنم به هر چیزی.

    میخوام یه مثال بزنم.

    الان در حال حاضر، از یه گوشواره ی کوچک و گردنبد کوچک طلا استفاده میکنم.

    و عادت دارم برای لذت بردن در لحظه از داشته هام، هر از چند گاهی طلاهامو جابجا کنم و استفاده شون کنم.

    از اونجایی که اخر این هفته عروسی دعوتیم این فکر اومد که طلاهای فعلی رو خارج کنم و موارد دیگه ای رو استفاده کنم.

    اما این سوال بالا اومد که:

    سمانه تو به خاطر مردم داری طلا میندازی یا خودت؟

    برای خودت چی درسته؟

    گوشواره و گردنبدی که تو چشم تر باشه به واسطه ی درشت تر بودنش، یا فرقی نداره برات؟

    اولش گفتم نه، دارم به خاطر عروسی رفتن عوضشون میکنم.

    چون تازگی ها تغییرشون دادم و قبلی ها رفتن تو جعبه.

    این سوال بسیار مهمیه که چرا من اینکار (هر کاری) رو انجام میدم.

    انتخاب خودمه؟

    یا به خاطر اینکه بقیه ببینن من اینو دارم، اونو دارم؟

    خب!

    اینجا اونجاییه که اولش هیجانی فکر میکنم و می خوام بلافاصله خلافِ تصمیمم رو اجرا کنم.

    چون میخوام مبارزه کنم با افکار و رفتارهای نادرست و خلافِ جهتِ خوشایندِ قلبم.

    به این نتیجه رسیدم اتفاقا با همین گوشواره و گردنبند فعلی برم…

    که خودمو با خودم روبه رو کنم.

    بعد که گذشت گفتم به خودم که سمانه جان:

    همون روز تصمیم بگیر.

    هر کدوم رو که دلت خواست استفاده کن.

    بدون عجله یا لجبازی با ذهنت، تصمیم بگیر و انجامش بده.

    این الگو و راهکار میشه روی همه ی تصمیم های زندگیم، پیاده بشه.

    سمانه جان

    تو با طلاهات تعریف نمیشی.

    تو با وزنت تعریف نمیشی.

    تو با لباس و آرایش صورت و موهات تعریف نمیشی.

    تو با ماشین و موبایل و … تعریف نمیشی.

    از منظرِ روح، فرقی نداره تو چی داری (ثروتِ مادی)، یا چی نداری.

    تو با شخصیتِ زیبات تعریف میشی.

    زیبایی که از درونت میاد نه بیرونت.

    خوبه که آراسته باشی، اما برای خودت، نه برای خوشایندِ دیگران.

    آراسته ی خودم بودن رو دوست دارم.

    یعنی آراستگی که انتخاب و سلیقه ی خودم باشه، نه چیزی که بقیه میگن، نه خوشایند و سلیقه ی دیگران…

    دوست دارم خودمو زندگی کنم.

    خودم رو زندگی کردن، دقیقا تو موقعیت های اینچنینی معلوم میشه.

    اینکه من با سبک و پوشش خودم حالم خوبه؟

    با کادویی که میبرم جایی، با چهره ام، با ادبیاتم، با احوالاتِ درونیم، با ویژگی ها یا حتی ضعف ها و … حالم خوبه؟؟؟؟

    سمانه تو با اعتماد به نفس، احساس لیاقت و ارزشمندیِ درونیت تعریف میشی.

    انتخاب کن که سرمایه ی حقیقیت چی باشه.

    نمیگم مادیات و پول و ثروت رو دوست ندارم یا نمیخوام.

    اتفاقا خیلی هم دوستش دارم و بیشتر میخوام.

    اما نمیخوام داشتن یا نداشتنش باعث بشه من خوشحال یا ناراحت باشم.

    میخوام هر چی هستم، خودمو دوست داشته باشم…

    یاد یکی از دوستام و حرفش افتادم.

    یکی از اعضای صورتش که شاید بقیه مسخره میکردن یا نازیبا میدیدنش رو دوست داشت و باهاش حال میکرد…

    من برام تلنگر خورد.

    فکر کردم به حساسیت هام…

    اینکه سمانه تو هم با خودت، ویژگی های ظاهری یا درونیت، خوشحال باش و لذت ببر…

    اینطوری تو زیباترین و قوی ترین میشی هم در ظاهر هم در باطن…

    به قول استاد، همیشه هستن کسانیکه که موقعیت های بهتر یا بدتری نسبت به ما دارن.

    نیازی به مقایسه یا حسرت یا غرور نیست.

    هر چی دارم یا به دست میارم، چه برای خودم، چه برای بقیه، الهی شکر بابتشون.

    همیشه چیزهایی وجود داره که من دارم یا ندارم.

    مهم اینه خوشحالی، احساسِ لذت بردن از زندگیمو، گره نزنم به وجود یا عدم وجودِ اونا تو زندگیم…

    الهی شکر برای این تحلیل ها، گفتگوهای درونی…

    الهی شکر برای دوره ی پر برکتِ احساسِ لیاقت.

    الهی شکر که صمیمانه با خودم حرف میزنم.

    چه تو کامنت، چه تو دفترم، چه موقعِ ویس یا مکالمه با دوستانم.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  2. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2228 روز

    سلام.

    الهی شکر برای دونه به دونه ی بهبودهام.

    اونایی که در موردشون تو دفترم مینویسم.

    در موردشون ویس ضبط میکنم.

    با خودم مرور میکنم تو ذهنم و …

    الهی شکر نتیجه ی کار کردن روی خودم و افکارم و باورهام رو دارم به صورتِ عملی تو زندگیم میبینم.

    الهی شکر که خواسته هامو به لطف خدا خلق میکنم.

    الهی شکر که تو آرزوها و خواسته هام زندگی میکنم.

    الهی شکر برای رزق های متنوع و جدابم.

    الان یه کامنت قشنگ خوندم از فریده جانِ سیستانی، تو صفحه توحید عملی1

    عالی بود، به قلبم نشست، حسش کردم…

    در مورد اینکه قدرت رو از بقیه (همسر و …) بگیریم برگردونیم به خدا، تا خواسته هامون اجابت شن.

    خیلی خوشم اومد از اینکه شرک و توحید رو تو کامنتش خوندم و بهتر درک کردم و برام یادآوریِ جذابی بود.

    الهی شکر.

    الهی شکر برای آرامشِ خودم و زندگیم.

    الهی شکر برای خنده هام.

    الهی شکر برای بهبودهای شخصیتی ام که شاهدش هستم.

    الهی شکر که قشنگتر از قبل فکر میکنم، رفتار میکنم.

    الهی شکر برای بی نهایت رزق و روزیِ جاری در زندگیم هر لحظه.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  3. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2228 روز

    سلام.

    یه چیزی رو الان متوجه شدم.

    اینکه روی هر چیزی متمرکز باشی، نتیجه اش بهتر به دست میاد.

    الان متوجه شدم این صفحه (زیبایی ها را ببینیم)، برای من مثلِ یه پروژه یا محصوله.

    درسته تک فایله، ولی برای من اندازه ی یه دنیا وسعت داره.

    چون داخلش دارم به خیلی چیزها توجه میکنم.

    در مورد خیلی چیزها مینویسم.

    اولش توجه به زیبایی ها و نکات مثبت بود.

    رفته رفته تحسین کردن بهش اضافه شد.

    سپاس گزاری بهش اضافه شد.

    نوشتنِ نکاتِ آموزشی بهش اضافه شد.

    تحلیل های درونی و شخصیتی بهش اضافه شد.

    توجه به رزق و نعمت هام با جزییات و ریزبینی بهش اضافه شد.

    بررسی احساسِ لیاقتم و میزانش بهش اضافه شد.

    توجه به باورهای فراوانی و ثروت بهش اضافه شد.

    نوشتن از ایده ها، الهامات، هدایت هام بهش اضافه شد.

    و خیلی چیزهای دیگه…

    یعنی من هر وقت حرفی داشته باشم برای زدن، دوست دارم اینجا بنویسم.

    اگه بهبود یا تغییری تو خودم حس کنم، دوست دارم نتیجه و میوه شو اینجا بنویسم.

    اینجا یه رزق بزرگه برای من.

    خودِ سایت، یه دانشگاهِ بزرگه، و اینکه من انقدر متعهدانه با شور و عشقِ قلبی دارم تو یکی از کلاس های این دانشگاه، به صورت مستمر (روزانه) فعالیت میکنم، واقعا عالی و تحسین برانگیزه.

    الهی شکر برای این رزق.

    اینجا پاتوقِ امن و دلنشینِ منه.

    الهی شکر که چراغِ این کلاس داره روز به روز روشنتر میشه و محیطش گرمتر میشه.

    اینجا یه رزقه از طرف خدا برای من که توش خودمو بهتر میشناسم، بهتر میبینم، بهتر پیدا میکنم و …

    من نتایجمو با ذوق اینجا مینویسم.

    هر سپاس گزاری که مینویسم واسم یه نتیجه است.

    چون اون رزق رو دارم، خلق کردم، ساختم برای خودم به لطف الله مهربان.

    بی نهایت از استاد و مریم جان و خانم فرهادی جان و اقا ابراهیم ممنونم برای این کلاس از دانشگاهِ سایت.

    همه جای این دانشگاهِ بزرگ سرای من هست و کیف میکنم باهاش.

    این صفحه نقطه ی اتصال و پیوند دایمیِ من با سایته.

    چون پیش اومده شرایطی داشتم که میزون نبودم، ولی همچنان پایبند بودم به این نقطه ی اتصالِ امن و گرم و صمیمی.

    الهی شکر بی نهایت.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  4. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2228 روز

    سلام.

    الهی شکرت برای استمرار در کامنت خوندن و کامنت نوشتن.

    الهی شکرت برای کامنت های قشنگی که میخونم.

    الهی شکرت برای دایره ی آبیِ امروز و پاسخی که از زکیه جان داشتم و خوندم.

    الهی شکر برای گشایش دیروز.

    الهی شکر برای اقدام امروز.

    الهی شکر برای سلامتی، امنیت، رزق های زندگیم.

    الهی شکر برای حافظ جانم و سلامتیش.

    الهی شکر برای خنده هاش.

    الهی شکر برای راه رفتن هاش تو خونه.

    الهی شکر برای ذوق کردنش.

    الهی شکر برای غذا خوردنش.

    الهی شکر برای کل وجودش.

    گاهی ترمزهایی فعال میشه برای نگفتن از نعمت ها و عدم سپاس گزاری بابتشون:

    – اینکه وقتی بگم درموردش، ازم گرفته میشه، از دستش میدم.

    – اینکه چشم میخوره.

    – اینکه دمِ چشم و دید مردم قرار میگیره.

    – اینکه حسادت بقیه تحریک میشه.

    – اینکه سپاس گزاری نکنم چون یکی نداره، ممکنه ناراحت بشه.

    و…

    اینا باورهای قدیمیم هستن، بعد از کار کردن روی خودم که همچنان هم ادامه داره، کمرنگتر شدن ولی قطع نشدن.

    همیشه از قصد میگم و مینویسم از نعمت هام، تا به خودم تاکیید کنم بگو نعمت هاتو، نه تنها از دستشون نمیدی، بلکه بیشتر هم میشن.

    ضمن اینکه باور قوی ساختم برای خودم که چشم نظر وجود نداره، چشم خوردن وجود نداره، چون بزرگترین قدرت خداونده، اونه که صاحب همه چیزه.

    هیچ قدرتی بالاتر از خدا وجود نداره.

    پس نترس، نگران نباش، ریلکس و راحت باش.

    برای همینا که همیشه تمام تلاشمو میکنم ریز و درشت رزق و روزی و نعمت ها و برکاتی که دارم یا به دست میارم تو زندگیمو بولد کنم و بگم به خودم.

    الحمدالله برای تک تک باورهای انگیزه بخش، امید بخش.

    الحمدالله برای شناسایی و اصلاح تک تک باورهای سمی و نادرست.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  5. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2228 روز

    سلام.

    خدایا ممنونتم که تو مدار نوشتن، قرارم میدی.

    یه کشف جدید کردم:

    وقتی به خواسته ای نمیرسم، شاید تو مسیر به دست آوردن یا خلقش، شرک دارم.

    شاید غرور دارم که مانع میشه و از خواسته ام دور میشم.

    غرور، شرک بزرگ و عجیبیه.

    مستقیم جلوی خدا می ایسته.

    یعنی بدون اینکه درست متوجه بشم یا درک کنم، با غرورم جلوی خدا می ایستم و به خودم آسیب میزنم.

    کامنت رویا جانم (محمدیان) و فاطمه جانم (محرمی) تو جلسه 14 پروژه تغییر، خیلی برام الهام بخش بود در مورد غرور.

    ممنونم بچه‌های نازنینِ سایت که مینویسین.

    یه حالت هم اینه:

    وقتی غروری ندارم، میفهمم که خدا بهم میده، خدا کمکم میکنه، خدا هدایتم میکنه، خدا میسازه برام،

    به شیرینی، بدون زحمت و تلاش خاص یا بزرگ و سنگینی، به خواسته ام میرسم.

    الهی شکر برای این کشف، این درک.

    کمکم میکنه بفهمم الان تو چه سایدی دارم فعالیت میکنم.

    سمتِ خدا، یا سمتِ شیطان.

    چه کاریه!

    مثل بچه ی انسان

    خیلی قشنگ و باهوش و محترمانه

    هر چی میخوام که به دست بیارم

    بگم خدا میده بهم

    خدا داده بهم

    مرسی خدا جون که تو بهم میدی هر چیزی رو که میخوام.

    و مرسی خدا جون از فضل خودت، بیش از چیزی که من میخوام یا درک میکنم که میتونم داشته باشم، خودت بهم میدی.

    باشد که بینا، شنوا و سپاس گزار باشم.

    البته یه حالتِ دیگه هم هست:

    شاید هنوز اون قدر که باید و لازمه، با خواسته ام هم فرکانس و هم مدار نشدم.

    صبر نیازه و حس خوب و آرامش، و ادامه دادن.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  6. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2228 روز

    سلام.

    سمانه جان،

    جانِ دلم.

    تو هم مثل بقیه ی آدم ها،

    گاهی تحتِ تاثیرِ کلام و رفتار دیگران قرار میگیری.

    این طبیعیه.

    لطفا بپذیر.

    اینو چماق نکن بزن توی سر مبارک که نجواهات بگن:

    وا مصیبتا الان من اینطوریم.

    چقدر بد.

    چقدر وحشتناک.

    و اینو تبدیل کن به یه بهانه برای سرزنش و شماتتِ خودت.

    آفرین، این خیلی خوبه که تو بخوای بهبود بدی خودتو.

    رفتارهاتو اصلاح کنی.

    این امر، آروم آروم شکل میگیره.

    نه یهویی و با شتاب و یه دفعه ای.

    نه با سرزنش و حسِ بد دادن به خودت.

    مسیرِ بهبود، از حسِ خوب میگذره.

    سمانه جانم

    مرسی که انقدر اروم و با احترام و لطیف باهام صحبت میکنی و مسیر بهبود رو بهم یاداوری میکنی.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  7. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2228 روز

    یا الله

    سلام.

    ادامه قشنگی های دوشنبه 6 فروردین 1403.

    7- صبحانه ی بسیار خوشمزه و جذابی که سمانه جون درست کرد برای امروزِ خانواده:

    تخم مرغ آبپز با نعناع، گوجه و خیار با نعناع، سبزی خوردن، زیتون، چای، نو سنگکِ داغ.

    نوشِ جان کردیم، بسیار عالی بود، الهی شکر.

    8- الان بارونِ شدید و زیبا رو به چشم دیدم، رفتیم خرید و مستفیض شدم از بارشِ باران و لطافتی که به هوا داده.

    بزرگترین نشانه برای من، این حجم از بارون که قراره کلی تشنگیِ درخت ها و گل ها و خاک و … رو سیراب کنه و جوانه های سبز و گل رویش کنن، هوا تمیز و پاک بشه، روحیه ی ما هم شاداب تر شه.

    این حجم از فراوانی و دیدن این همه قطره قطره رایگانِ آب که داره بارش میکنه، دقیقا پیامش فراوانی هست.

    خدایی که میتونه این همه آب رو با سخاوت و بدون اینکه ما کاری کنیم، برای ما بفرسته، میتونه خیلی چیزهایی که ما میخوایم رو هم بده…

    9- دایره آبی رو دیدم و سورپرایز شدم.

    10- دیشب و امروز از تکون های نی نی، فیلم گرفتم، خیلی زیباست، خلقت شگفت انگیزه، خداوند شگفت انگیزه، انسان کاملی درون یه انسان دیگه رشد میکنه…

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    11- برای کنترل ذهنم، رجوع کردم به شنیدن تلاوت زیبایی از قرانِ نازنین با صوت زیبای اقای حامد شاکر زاده.

    تا صدای تلاوت میاد، نی نی تکون میخوره، من واقعاً شگفت زده میشم.

    12- دیوار پذیرایی مون رنگِ جدید شد خدا رو شکر.

    13- خانواده ام صحیح و سلامت از سفر برگشتن، الهی شکر.

    14- ظهر یه غذای هدایتی گذاشتم، زرشک پلو با مرغ، بسیار خوشمزه شد.

    15- شام سالاد الویه خوشمزه درست کردم، بسیار خوشمزه بود، الهی شکرت.

    16- خونه رو مرتب کردیم، بهش رسیدگی کردیم.

    خونه و آشپزخونه ی مرتب منو خیلی خوشحال میکنه.

    17- امروز سه بار هدایت شدم به شنیدنِ:

    یَـٰٓأَیَّتُهَا ٱلنَّفۡسُ ٱلۡمُطۡمَئِنَّهُ

    اى جان آرام گرفته و اطمینان یافته!

    ٱرۡجِعِیٓ إِلَىٰ رَبِّکِ رَاضِیَهٗ مَّرۡضِیَّهٗ

    به سوى پروردگارت در حالى که از او خشنودى و او هم از تو خشنود است، باز گرد.

    فَٱدۡخُلِی فِی عِبَٰدِی

    پس در میان بندگانم درآى.

    وَٱدۡخُلِی جَنَّتِی

    و در بهشتم وارد شو.

    (ایه های 27 تا 30 سوره فجر)

    خدایا شکرت برای همه هدایت هات، هر چی برای من پیش میاد خیره.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      Nafis گفته:
      مدت عضویت: 1389 روز

      سلام سمانه جان

      کامنتت در مورد باید شخصیتمون تغییر بدهیم نه ادا در بیاریم را چند وقت پیش خواندم امروز هم کامنتت رو به سعیده جان شهریاری خواندم.

      از اینکه تمرین می‌کنی سکوت کنی و هر از چند گاهی از دستت در میرود نوشته بودی و اینکه در این سایت نکات مثبت رو می‌نویسی و اون جاهایی که سکوت کردی و تمرکز کردی روی خودت کار کردی رو می‌نویسی تا بیشتر بشن پررنگ بشن و بهتر یادمون بمونند. من هم الان دارم همین کارو می‌کنم نمی‌دونم چرا از بچگی ما با نصیحت کردن عجین شدیم و باور مذهبی امر به معروف و نهی از منکر هم بهش دامن زد چند روز پیش یه دختر 10 ماهه رو بغل کردم که دیدم پوست صورتش زبر شده اول خواستم به مادرش بگویم که دست و صورت این بچه را با کرم چرب کن تا لطیف شود اما بعد یادآوری کردم به خودم، امر به معروف و نهی از منکر ممنوع نصیحت کردن ممنوع ،اگر نصیحتی داری برای خودت انجام بده یعنی به همین اندازه هم نخواستم بزرگتری کنم اما فکر نکن همیشه اینقدر خوبم هااا اما فقط توجهم باید به مثبت ها و توانایی ها و قدم های عملی باشد استاد همیشه میگه سرتون تو کار خودتون باشه اگه خییییلیییی مردی دنبال درست کردن خودتون باشید. دنبال اصلاح خودتون باشید، دنبال اصلاح بقیه نباشید، اون بقیه هرکی که هستند در جای مناسبشون هستند.

      بنابراین برای خودم یک قسمت‌هایی از کامنت زیبایت رو اینجا برای تکرار که منجر می‌شود به تکامل می آورم

      1 تو خودم بیشتر باشم تا بیرون

      2 وقتی تمرکزم را می‌گذارم روی خودم و تغییر خودم پامو از تغییر و ارشاد دیگران بیرون می‌کشم و به عبارتی حرکت خواهم کرد به سمت تغییر شخصیت خودم

      3 این همه آگاهی منو دانشمند نمی‌کنه وقتی بهشون عمل کنم می‌روم به سمت بهبود و فرکانس بالاتر

      4 اگر توی موردی در تغییر رفتارم یه جا از دستم در رفت خودمو سرزنش نکنم مثلاً اگر قرار بود سکوت کنم و یادم رفت، به قول استاد توی دوره عزت نفس با سرزنش کردن فقط باعث میشه دوباره اون عمل رو تکرار کنم.

      5 اگر بخوام یه چیزی نتیجه بده باید همیشه روی اون کار کنم

      6 یدالله فوق ایدیهم

      حال خوبه که نتیجه می آرود نه ادا درآوردن نه دفتر پر کردن نه سخنرانی کردن ،هر سه آفتی است که من باید اصلاح شون کنم.

      خدایا شکرت که امروز توفیق دادی یه کامنت بنویسم

      سمانه جان یلی ممنونم نوشتن‌های تو بهم انگیزه میده که بنویسم و یادآوری بهم می‌کنه که بنویسم .

      ایام باشکوه و توحیدی پیش رو داشته باشی

      بوسه انگشتی برای قند عسل.

      پی نوشت ،عکس پروفایلتم زیبا و صمیمی است با لبخندی از رضایت قلبی از چهره همسرتون پیداست که آرام متین و با وقار هستن . در کنار هم آرام باشید که این آرامش هدیه خداست وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّهً وَرَحْمَهً.

      من که دلم آب شد هر وقت عکس عوض می‌کنی می‌گم این عکس نی نی است.599

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
      • -
        سمانه جان صوفی گفته:
        مدت عضویت: 2228 روز

        سلام به نفیسه جانم.

        خداوند هدیه ای بهم داد از طریقِ پاسخِ دوست عزیزم، نفیسه جان.

        مثل یه آشنای قدیمی میمونی که تا اسمت میاد میگم آخ جون.

        بوسِ من و نی نی جون خدمتت.

        ممنونم از توجهت به کامنت هام، پروفایلم، خودم و خانواده ی نازنینم.

        بهترین ها برای تو و قلب مهربانت.

        میدونی چی شده؟

        این سکوت کردن چیزیه که من خیلی بهش نیاز دارم و بهتر دارم متوجهش میشم که چقدر در احساسِ لیاقتم تاثیر مستقیم میذاره.

        وقتی دارم با شور و هیجان از اگاهی ها صحبت میکنم، و یهو متوجه میشم یعنی به خودم میام که مخاطب حوصله ی شنیدنش رو نداره (با کدهای رفتاری که میبینم)، گاهی همچنان ادامه میدم، گاهی با احترام سکوت میکنم تا توجه کنه بعد ادامه میدم.

        وقتی صحبتم رو قطع نمیکنم، و تا انتها بالای منبر سخنرانی میکنم، و تازه علایم بی حوصلگی مخاطب رو میبینم، آخرش نه تنها راضی نیستم، خوشحال نیستم، یه چیزی از تو سرزنشم هم میکنه و میگه باز زیادی صحبت کردی و احترام خودتو هم حفظ نکردی…

        حالا تمرین جدیدم اینه که میگم اشکالی نداره از دستت در رفت، دفعه بعد بهتر میشی و اتفاقا تعداد دفعاتی که با کنترل ذهن و لبخند، خودمو کنترل میکنم داره بیشتر جلوی چشمم میاد.

        ببین کامل اومده جلوی چشمهام که وقتی وارد تله غیبت و قضاوت میشم چقدر حالم بده، روابطم تیره و تار میشه، از خودم ناراضی میشم…

        این تله ها عین نقل و نبات هستن و تو فضا معلق هستن.

        خیلی عجیب نیست که در یه لحظه نتونم خودمو کنترل کنم و دُم به تله ندم…

        اتفاقا وقتی اگاهم که ممکنه هر لحظه وارد این تله ها بشم، گارد و مقاومتم پایینتر میاد که رها باش تا بهتر عمل کنی.

        ممنونم که نوشتی و باعث شدی بنویسم.

        ماچ بهت.

        خدایا شکرت برای همه نعمت هات و بهبودهام.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2228 روز

    به نام الله

    سلام.

    1- امروز خانم دکتر عزیزم رو دیدم، خیلی خوشحال شدم.

    ایشونم حافظ رو دید خوشحال شد.

    همون خانم دکتر نازنینی که زمان بارداری مراقب من و حافظ جون بود.

    یه اتفاق جالب هم افتاد.

    خانم ماما همراهم تو بیمارستان موقع زایمان، دستیار خانم دکتر شده بود.

    قبلا که میرفتم مطب ایشون نبود.

    قانون برام تداعی شد.

    جهان دو تا انسان خوشرو و خوش اخلاق رو کنار هم گذاشته.

    جفتشون رو تحسین کردم برای خوش اخلاقی شون.

    از خانم دکتر و حافظ عکس یادگاری هم گرفتم.

    انگار اعضای خانواده مو دیدم، انقدر که ذوق کردم و خوشحال شدم.

    مامانم یه گلدون خودش درست کرده بود، با عشق داد که هدیه بدیم به خانم دکتر.

    اسم خانم دکتر هم اسم مامانمه، مریم

    2- هوا عالی بود، لذت بردم.

    3- پیاده روی کردم.

    4- با آرامش و امنیت رفتیم مطب و برگشتیم.

    5- مطب خانم دکتر عوض شده بود، نزدیک قبلی بود.

    خیلی تمیز و مرتب و قشنگه این جدیده.

    تبریک گفتم.

    6- دیروز نوشتم پیامکی ناراحتم کرد و نزدیک بود واکنش بدم که الحمدالله یادم اومد کنترل ذهن و سکوت کنم.

    امروز نتیجه اش اومد، عالی شد، همونی که من میخواستم شد، الهی شکر.

    7- الهی شکرت برای پول تو کارت هامون.

    8- الهی شکرت برای خریدهای امروز.

    9- زود رسیدیم مطب و خانم دکتر دیرتر میومدن، ما این فاصله رو عالی سپری کردیم.

    رفتیم نهار خوردیم.

    مهربونی دیدم.

    خودمم تکرارش کردم.

    الهی شکر برای چرخه ی همیشه تکرارِ مهربانی.

    10- نیمه ی مهر مبارکه.

    11- سعیده جانِ شهریاریِ عزیزم، دیدم که کامنتم رو ستاره دادی.

    چراغ خاموش تو سایت هستی و تصمیم گرفتی کامنت ننویسی، نظرت محترمه و برات ارزوی موفقیت دارم در همه ی ابعاد.

    جای خودت و کامنت های قشنگ و دلچسبت کاملا خالیه تو سایت.

    ماچ بهت، در آغوش خدا باشی همیشه.

    الله نور سماوات و الارض…

    12- منشی مطبِ قبلیِ خانم دکتر رو امروز طبقه پایین مطب جدید دیدم.

    ذوق کردم.

    یه لحظه کیفم رو گذاشته بودم رو صندلی تا چیزی رو بذارم تو کیفم، ایشون منو دیده بود و شناخت و اومد جلو سلام احوالپرسی.

    خیلی خوشحال شدم.

    اینا روزی های منه.

    حافظ جون رو هم دید و ابراز محبت کرد.

    خانم منشی سابق، بسیار جدی و محترم و کاربلد بودن.

    موفق باشه همیشه.

    13- صبح از سایت خرید کردیم و بسیار خوشحالم.

    دیشب دلم میخواست قدم رو بخریم، امروز فراهم شد و انجامش دادیم، الهی شکرت.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  9. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2228 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    قشنگی های امروزم:

    – امروز ستاره قطبی مو تو دلم گفتم.

    با بهبودگرایی، چون فرصت نوشتن ندارم.

    – خدایا شکرت برای خریدهامون.

    – خدایا شکرت برای آماده سازی خونه و خودمون برای مهمونیِ فردا به لطف خدا.

    – امروز یه مورد کنترل ذهن کردم.

    – الهی شکرت میدون تره بار نزدیک خونه مون نزدیکه که افتتاح بشه.

    – با عشق خونه رو گردگیری کردم.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      سید مهدی جزایری گفته:
      مدت عضویت: 2410 روز

      سلام سمانه جان

      امیدوارم خوب و خوش باشی و در کنار حافظ قند عسل و خانواده، روزهای بسیار شاد و خاطره انگیز و زیبایی رو بگذارنی

      من شما رو فالو دارم و کامنت هایی که می گذارید از طریق ایمیل به من اطلاع داده میشه

      خیلی تحسین تان می‌کنم این حد از ریزبینی در شکار نکات مثبت و ثبت لحظه های قشنگ زندگی

      خیلی تحسین تان می‌کنم که هر چند مادر حافظ قند عسل هستید و یک نوزاد کلی کار دارد و مراقبت و رسیدگی می‌خواهد، ولی در کامنت نوشتن اینقدر فعال هستید

      خیلی تحسین تان می‌کنم که بابت چیزهای به ظاهر کوچک اینقدر سپاسگزار خدا هستید

      خیلی تحسین تان می‌کنم بابت این سادگی و بی آلایشی رو که در نوشته های شما جاری است

      همیشه لذت می برم از این که چقدر با جزئیات به رویدادهای خوش زندگی اشاره می‌کنید

      خیلی خیلی عالیه که حتی برای غذا یا میوه ای که نوش جان می‌کنید، اینجا سپاسگزاری می نویسید

      البته که این، برای همه ما هم هست ولی به قول استاد و به قول قرآن، افراد کمی بابت اینها سپاسگزارند و افراد خیلی خیلی کمتری می آیند و این چیزها را در سایت می نویسند

      چیزی که شاید در وهله اول ساده و عادی به نظر برسد ولی نتایج بزرگی به همراه دارد

      من صبح های اول وقت معمولاً شروع می‌کنم به خواندن کامنت های اعضای سایت ، که چقدر دوست شان دارم و حس می‌کنم اعضای خانواده ام هستند

      و از احساس خوبی که در من جاری می‌شود و لبخندی که به لبم می‌آید لذت ها می برم.

      ======================================

      نکته دیگه ای که خودتان هم در یک کامنت به آن اشاره کردید این است که تمیز و مرتب کامنت می نویسید و مراقب هستید که درست و به جا از ویرگول و نقطه و… استفاده کنید و سعی می‌کنید غلط املایی نداشته باشید و چیزهایی از این دست.

      این هم یکی دیگه از نکات مثبت شماست. یکی از بی نهایت ویژگی‌های مثبت و تحسین برانگیز شما

      واقعاً افتخار می‌کنم که با شما در این سایت هستم

      واقعاً افتخار می‌کنم به استاد عزیزم که کلامش دُر و یاقوت است

      واقعاً افتخار می‌کنم که در این سایت هستم و دوستان گلی مثل شما دارم که هر چند هیچ کدام تان رو از نزدیک ندیده ام، ولی چقدر احساس نزدیکی و قرابت دارم با شماها

      ======================================

      من مطمئن هستم که اگر با همین دست فرمون برید جلو، این توجه ریزبینانه به نکات مثبت، و این تحسین زیبایی ها و تایید قشنگی های زندگی، و این سپاسگزاری ها، اتفاقات و خبرهای خوش زیادی برای شما به ارمغان می آورد که با عشق می آیید و در سایت برای ما بازگو می‌کنید

      امیدوارم در پناه حق باشید

      و از ساعت به ساعت شبانه روزتان لذت ببرید

      و بشید استاد کنترل ذهن

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
      • -
        سمانه جان صوفی گفته:
        مدت عضویت: 2228 روز

        سلام اقای جزایری عزیز.

        خیلی ممنونم برای پاسخی که برام نوشتین و تحسین هاتون.

        این از روح و قلبِ بزرگ و مهربانِ شماست.

        ممنونم برای انرژیِ مثبت و محبتی که با کامنتتون به سمت من، خانواده ی عزیزم و حافط جانِ قند نباتم روانه کردین.

        ممنونم که کامنتهامو دنبال میکنین.

        برای شما و عزیزانتون بهترین ها رو از خداوند خواستارم.

        فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

        الهی شکرت

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2228 روز

    به نام الله

    سلام.

    ● امروز شروع کردم به نوشتن 107 ارزوم، بدون فیلتر.

    خیلی حس خوبیه.

    بارها و بارها نوشتم خواسته هامو و تیک خوردن.

    ایده اومد کنار هر ارزو یا خواسته ای که اجابت میشه به جای تیک با مداد رنگی قلب های رنگی بذارم.

    این قلبهای رنگی رو وقتی حافظ تو دلم بود هم میذاشتم، برای هر تکونش یه قلب رنگی میذاشتم.دفتر سپاس گزاریم رنگی رنگی و شاد شده بود.

    ● دیروز که ما رسیدیم فرودگاه تهران گواهینامه رانندگیم اومده پشت در مونده و برگشت خورده.

    امروز مجدد اوردنش.

    خیلی خوشحال شدم که نیاز نشد برم اداره پست خودم بگیرم.

    این روزیِ غیر حساب منه.

    ● البته که من یادم میره، گم میکنم، خوابم میبره، توجه نمیکنم و …

    ولی خداوند همیشه بیدار و اگاهه، و مراقبم هست.

    پس نگرانی وجود نداره.

    خدا که به ناتوانی من نگاه نمیکنه، خدا محبت خودشو به من نشون میده همیشه.

    ● چیزی رو گم کرده بودیم، نشونه گذاشتیم برای پیدا شدنش.

    نشونه ها رو دیدیم و ذوق کردیم با همسرم.

    و پیدا شد.

    ● امروز مامانم اومد دیدن حافظ.

    یه کار بانکی برای مامانم انجام دادم.

    یه وقت دکتر هم براش گرفتم اینترنتی.

    مامانم بِه هامون رو برد برامون مربا درست کنه.

    ● تو دفترم نکات مثبت سفرمون به شیراز رو نوشتم.

    40 تا نوشتم، حافظ جون بیدار شد.

    حدود 75 تا از 107 آرزوم رو هم نوشتم.

    چقدر خوبه لحظاتی که مشغول‌ نوشتنم.

    من عاشق مداد نوکی و دفترهامم.

    ● یه عالمه خدا رو شکر کردم که سلامت رفتیم و برگشتیم خونه مون.

    ● کبوتر دیدم جلوی پنجره ی آشپزخونه…

    وقتی به چیزی تو ذهنم دارم فکر میکنم و بعد نشونه هامو میبینم متوجه میشم بله، همه چی خوبه.

    الهی شکرت.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای: