تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱ - صفحه 12 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

738 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    انیس دیده بان گفته:
    مدت عضویت: 1643 روز

    درود و سپاس فراوان از استاد عزیزم

    مورد اول :

    من تقریبا 3ساله در رابطه ای هستم که پارتنرم تقریبا 90درصد ویژگیهای شخصیتی مورد نظرم رو داره

    اما بعد چندروز متوجه شدم قرص و دراگ مصرف میکنه

    تو این مدت بسیار تغییر کرده و همه مواد رو ترک کرد و خدمت نیمه تمام رو داره تمام میکنه و تصمیم جدی به ساخت زندگی گرفته و هرروز رابطه مون داره قشنگ تر میشه از همه لحاظ

    اوایل خونواده ش راضی بودن حتی از من اجازه گرفتن بیان خواستگاری اما الان مخالف هستن و نمیدونم علتش چیه

    و نمیدونم باید چ کار کنم و چه تصمیمی درسته

    ایشون 10سال از من کوچکتره و سابقه ازدواج نداره و من یک فرزند 21 ساله دارم

    اوایل که متوجه اعتیادش شدم مشکلات شروع شد اما رفته رفته تغییر کرد و خیلی رابطه خوبی داریم

    و این مساله رو نتونستم حل کنم و سپردم به جهان

    2.

    در مورد سلامتی

    من همیشه رعایت میکردم و مراقب بودم هرچیزی نخورم و ورزش میکنم هرروز

    دوره ای در تهران وارد بیزینس شدم و ورزشم کمتر شد و رژیمم رو شل کردم

    تقریبا یک ماهی بود که عدم تعادل فشارخون داشتم و یهو فشارم میفتاد تپش قلب گرفته بودم و چشمام خیلی نامحسوس نزدیک رو تار میدید

    امسال 1404 اردیبهشت دوره قانون سلامتی رو خریدم و رژیمم رو شروع کردم و هرروز تمرین دارم

    اوایل چیت داشتم هرهفته ولی بهتر شدم و دیگه عادت کردم به روند جدید

    همون ماه اول تپش قلبم و نوسان فشار خونم خوب شد اما هنوز چشمام خوب نشده و میدونم که با ادامه دادن و تکامل و صبوری اینم خوب میشه

    هیچ وقت شکر خدا دکتر نرفتم مگر برای چکاپ و قبل از خرید دوره قانون سلامتی هم بخاطر افت فشار سرم زدم یکبار و دندونم رو پر کردم

    تا نشانه هارو دیدم گفتم باید روند تغییر کنه وگرنه شروع دکتر و دکتربازیه

    البته ازونجایی که درگیر کمالگرایی هستم هنوز. منتظرم چشمام کامل خوب بشه و بعد ازمایش و چکاپ برای استاد بفرستم

    و چون همیشه در سلامتی کامل بودم نمیتونم قبول کنم قسمتی از بدنم مشکل داره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    amir yousefvand گفته:
    مدت عضویت: 3862 روز

    سلام به استاد عزیز و همه دوستان گرامی

    خداروشکر میکنم و ممنونم از استاد عزیز که بازهم یک محصول کاربردی برامون گذاشته که بینهایت ازش استفاده کنیم

    من خیلی اهل کامنت گذاشتن نیستم بخاطر اینکه فعلا تمام تمرکزم روی کارم هست و واقعا فرصت اینکه کامنت بزارم رو ندارم اما یه موضوع تو این فایل بود که خواستم آگاهی خودم رو درموردش به اشتراک بزارم شاید برا دوستان بدرد بخوره

    یه تفکری که به اشتباه از صحبت های استاد برداشت شده اینه که ما باید از صفر شروع کنیم که به موفقیت برسیم و اون موفقیت به ما بچسبه و ارزشمند باشه و اگه غیر از این باشه انگار اشتباه کردیم ، منظور از صفر شروع کنیم اینه که از اون جایی که الان هستیم و با اون شرایطی که همین الان داریم ، کار مورد علاقمون رو شروع کنیم ، نه اینکه اون شرایط الانمون رو بزاریم کنار و خودمون رو ببریم پایین تر که بگیم از صفرمیخوایم شروع کنیم. مثلا ما الان صد میلیون پول توحسابمون هست و میتونیم اون رو پایه ای کنیم برا شروع کارمون و ازش استفاده کنیم و قدم هامون روبرداریم ، بعد بیایم بگیم خب اون صدمیلیون رو من نمیخوام میزارمش کنار میرم از صفرشروع میکنم. این بنظرم اشتباهه و رد کردن هدایت ها و دستان خداونده. مثل اینه که ما الان لوله کشی آب داشته باشیم روی زمین و به راحتی آب در دسترسمون باشه که بخوایم مثلا به گل هامون آب بدیم بعد بیایم بگیم نه ، من میرم چاه میکنم که به آب برسم و با اون آب که بادستان خودم به دست اومده به گل هام آب بدم ، بنظرتون منطقیه!! منظور از صفر که استاد میگن اینه که از همین شرایط الان و با همین وضعیتمون شروع کنیم یعنی مبدا محور مختصات شروع کارمون رو باید روی نقطه فعلی زندگیمون بزاریم ، حالا این نقطه ممکنه برای یکی دارایی ده میلیارد تومان باشه ممکنه برای یکی دارایی ده هزارتومان باشه.

    درکل میخواستم بگم خیلی خوبه که روی پای خودمون بایستیم و از صفر شروع کنیم اما معنی هردو رو ( روی پای خودومون ایستادن و از صفر شروع کردن) درک کنیم که مسیرمون قشنگتر بشه.

    ممنونم از همه عزیزان و استاد عزیز بخاطر تمام آگاهی های لذت بخشی که با هدایت های الهی به دست ما میرسونین.

    ایکاش این امکان هم تو سایت میشد اضافه کرد که بجای تایپ کردن کامنت ، فایل صوتی میفرستادیم اونوقت خیلی راحتتر میشد منظور خیلی از حرفامون رو برسونیم و خیلی بیشتر مطلب میذاشتیم. تایپ کردن سخته

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  3. -
    سید مهدی حسینی قورتانی گفته:
    مدت عضویت: 2238 روز

    سلام به استاد عزیزم و دوستای هم فرکانسی خوبم

    چه واژه قشنگی، هم فرکانسی های عزیزم

    عاشق این واژه شدم، فرکانس

    چقد زندگیم و اتفاقاتش شده از جنس فرکانس های مثبت و زیبا

    چقد درک این واژه و توصیفاتش برام قابل درکه

    چقد خوشحالم که فیزیک خوندم حتی اگ مسیر اشتباهی بود

    الان که جدی بهش فکر میکنم، میبینم نه اشتباه نبوده، من قبل از اینکه برم دانشگاه با این قانون اشنا شده بودم

    به واسطه اشناییم با این قانون و ذهن شدیدا منطقی که داشتم هدایت شدم به این مسیر

    اره… من هدایت شدم به رشته فیزیک تا دنیا و قوانینشو درک کنم، تا درمورد کوانتوم مطالعه کنم

    تا امروز که در مورد فرکانس حرف میزنم ذهنم کوچیک ترین مقاومتی در قبال پذیرشش نداشته باشه

    خدایاشکرت که منو هدایتم کردی

    راستش این موضوع الان وسط کامنت گذاشتن اومد تو ذهنم و خبر خوب اینکه الان قراره بعد از کامنت گذاشتنم برم و ساعت ها فقط به این جریان هدایتم فکر کنم و لذت ببرم

    حتی شاید بیام و نتیجشو و جریانشو با شما هم به اشتراک بزارم…

    ولی الان میخوام در مورد این موضوع الانمون حرف بزنم در مورد تغییر

    چقد جالبه دقیقا تو این چند روز داشتم شدید رو این موضوع مانور میدادم به خودم و امروز این فایل رو دیدم

    تو طول زندگیم هم زمان هایی رو داشتم که دیر تغییر کردم، هم جاهایی که زود تغییر کردم… و نتایج عین روز جلوی چشمام روشنه و منطقم ساکت شده و اون گوشه نشسته جرات نداره مخالفت کنه خداروشکر

    چقد این دید سیستمی به جهان و خداوند خوبه، چقد کمک کنندس…

    چقد جالبه دوست عزیزم در مورد علاقت حرف زدی، همین امروز داشتم به یه عده از دوستام میگفتم که ویژگی های چیزی که بهش علاقه داری چیه

    چقد خوبه که ادم وقتی حتی هیچکسو نداره که همراهیش کنه دنبال علاقش بره

    واقعا جهان با سرعت نه فقط برای ما، برای کل جهانیان رشد میکنه وقتی به سمت علایقمون کشیده میشیم

    چقد زیبا، بهنام عزیز کارمندی رو رها کرده و از تبریز بدون سرمایه به تهران رفته

    بر خلاف همه ادما که میگن نهههه تهران هزینه داره اونایی هم که کار دارن نمیتونن خرجشونو دربیارن

    و این نشون دهنده ایمان واقعی هست

    واقعیت همینه، زمانی که رها میکنی، هدایت ها به سمتت میاد

    اگر تعصب داشته باشی هزاران هدایت هم بیاد سمتت تو نمیبینی و قبول نمیکنی

    این رها کردنه که تورو رشد میده، که چشمات رو باز میکنه

    خدایاشکرت

    راستین عزیزم، لحظه لحظه حرفات رو با دقت گوش دادم

    شاید بتونم بگم تو شرایط تو بودم یه مدتی، هیچوقت خانوادم کم نذاشتن برام

    اما همیشه از بچگی کار میکردم، بدون اینکه هیچوقت پولی در بیارم و چون فراهم بودم برام سوال نشده بود چرا من که کار میکنم پول در نمیارم

    و زمانی این سوال اومد که از طرف خانواده حمایت کم شد، و اونجا فهمیدم که من دارم چیکار میکنم، اونجا بود که فهمیدم باید خیلی چیزا عوض شه

    اونجا بود که با قانون کم کم اشنا شدم، اولا خوب بود همه چی رفته رفته داشت عالی میشد و من شروع نکردم به تغییر

    اینجا من فکر کردم دگ همه چی قراره همینجوری ادامه پیدا کنه، گفتم من دیگه سختی هارو کشیدم و راهمو پیدا کردم

    و اوضاع به شدت بد شد، اوضاع جوری بد شد که نتونسم هیچ جوره کنترل کنم، تا جایی پیش رفت که خدا پیغمبر نمیشناختم و هر روز اوضاع بدتر و بدتر شد..

    ولی خداروشکر با شما اشنا شدم و باز راهمو پیدا کردم

    یواش یواش تغییر کردم و برگشتم به مسیر

    و امروز خداروشکر میکنم که هر شرایطی دارم اگاهانه است

    خداروشکر میکنم که ایندفه فریب شرایط خوب رو نخوردم

    اینبار با اینکه بهترین شرایط رو داشتم، پیشنهادای کار عالی داشتم و قبول نکردم همونجوری ادامه پیدا کنه

    از کارم انصراف دادم و گفتم باید برم دنبال چیزی که میخوام

    میخوام خودم تبدیل بشم به اون کار افرینی که میخوام حتی اگر حقوق نداشته باشم، حتی اگر اشنایی نداشته باشم و تجربه نباشه

    و شروع کردم، با تکیه بر قانون تکامل

    اول افتضاح بودم، رفته رفته بهتر شدم و عالی تر شدم

    و امروز خداروشکر میکنم که اگرچه هنوز درامدی مثل قبلا ندارم و درامد کافی شاید نداشته باشم از کارم، ولی میدونم و میبینم مسیر رو که چی در انتظارمه

    میبینم که هر روز حالم از روز قبل بهتره، میبینم که چقد کاری که میکنم ارزشمنده و امروز میبینم که برای اهداف خودم دارم قدم برمیدارم

    میبینم اینو که هر روز با ولع بیدار میشم و کارامو انجام میدم و خستگی ناپذیر شدم..

    هیچوقت حتی فکر هم نمیکردم حاضر باشم در روز 12 ساعت کار کنم ولی هیچ درامدی نداشته باشم.

    اما امروز فهمیدم که هیچی برام لذت بخش تر از این مسیر نیست و قطعا به زودی خبرای بزرگی که میبینم پیش روم رو به شما هم خواهم گفت…

    عاشق تک تکتونم

    عاشق یکی یکیتون

    خداجونم شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  4. -
    خدیجه شریعتی گفته:
    مدت عضویت: 2265 روز

    بنام الله مهربان و بی همتا

    سلام به استاد نازنینم و مریم مهربانم

    و سلام به دوستان حقیقت جوی سایت

    استاد از اونروز که موضوع این جلسه رو تو کانال تلگرام اطلاع رسانی کرده بودین همش منتظر این فایل بودم تا بیاد روی سایت تا بشنوم درسهای ناب استادم رو از زبان دوستانی که هر کدوم دستی از دستان خدا هستن برام تا باور کنم که میشود، و در ضمن به قول دوستمون چند روزه این خواسته داشتن گوشی آیفون تو ذهن منم شکل گرفته بود ولی خیلی بهش توجه نکردم و یه جورایی تو ذهنم گنگ بود، اما امروز کامنت دوست خوبم علیرضا باعث شد که خواسته م واضحتر بشه برام که منم میخوام یه گوشی آیفون داشته باشم تا بتونم تو این گفتگوها شرکت کنم و از هم صحبتی با استادم لذت ببرم😍😍🙏🙏

    استاد خیلی عالی شد که این گفتگوها رو راه انداختین و دوستان میان و از تجزبیاتشون و نتایجشون میگن، و این یعنی راحت تر شدن کار جهان که یه سری داستان هدایتها رو بجای اینکه بخوایم بخونیم میشنویم، واضحتر و ساده تر و تاثیرگذارتر💪

    خدایا شکرت

    موضوع؛ چه موقع تصمیم به تغییر می گیرید

    استاد چی بگم از هدایت خداوند، از نظم و دقتی که این جهان داره و الگوهایی که نشونم میده😭 منم مثل دوست خوبم آقا بهنام تو کار گل و گیاه آپارتمانی ام و چند روزه که دنبال یه نشونه بودم و دنبال این بودم که یه دوست عباسمنشی پیدا کنم که تو این حوزه به موفقیت رسیده باشه و امروز که آقا بهنام تعریف کردن که تو یه سال شدن نفر سوم این حوزه دوباره یه آرامش الهی تمام وجودمو دربرگرفت که میشووووووود، وقتی هدایتها اینقدر دقیق و اینقدر نابه غیرممکنه که نشود، و چقدر تحسین کردم آقا بهنام عزیزم رو که تو یه سال اینقدر موفقیت کسب کردن و اینهمه ایمان و توکل به خرج دادن👋👋

    منم در حین فایل داشتم فکر میکردم ببینم چک خوردم یا مثل بچه آدم اومدم تو مسیر تغییر🤪 دیدم منم وفتی خیاطی رو گذاشتم کنار شرایط به ظاهر خوب بود نمیگم عالی چون تضاد داشتم ولی جوری نبود که مثلا مجبور به تغییر بشم،انگاری چک های کوچکی میخوردم ولی نمیفهمیدم از کجا میخورم. اما هدایت خداوند بود و تو اون روزای اوج بیماری یه جوری اون پازله چیده شد تا من بفهمم اونی که من میخوام اینجور سخت کار کردن و صبح تا شب پشت چرخ نشستن نیست، منم مثل شما خیلی دوست دارم که آزاد باشم، هر چند الانم بخاطر گیاهام یکم درگیر هستم اما این کاری نیست که بخوام بخاطرش اذیت بشم و دوسش دارم و مطمئنم حتما تو پله های بعدی بهم مسیر راحت تری گفته میشه، هر چند که هنوز تو این مسیر به موفقیت های بزرگ نرسیدم،( البته نرسیدم چون به قول شما هنوز اونا تو ذهنم بزرگن و تا وقتی اون درآمد، اون موفقیت تو ذهن من بزرگ و عجببه یعنی هنوز باهاش فاصله دارم، یعنی هنوز باید مدار طی کنم تا بهش برسم، و به قول عرفا باید طی طریق کنم) اما اینروزایی که الان دارم تجربه می کنم آرزوهای چند سال پیشمه😇 که پر از حس خوبم و پر از شوق رسیدن و دارم سعی می کنم نسبت به خواسته‌هام رها باشم تا در زمان و مکان مناسب بهش برسم به امید الله🙏 و خدا رو هزاران مرتبه شکر می کنم که دارم اینروزا رو تجربه می کنم. و یکی یکی ترسهامو میشکنم و میرم جلو تا ببینم خدا چه پلنی برام چیده،

    نکته دیگه ای که من از گفتگوی شما با آقا راستین عزیز یاد گرفتم بازم به یاد آوردن نعمتهاس، خیلی از ماها و البته باید بگم من افتادم دنبال اینکه خودکفا باشم و چون میخوام توکلم به خدا باشه چشمم رو کمکهای خانواده م بستم و با خودم میگم مثلا اگه شوهرم نبود خودم مهاجرت میکردم و ایمان نشون میدادم و بازم تله ذهن. اما وقتی شما به آقا راستین گفتین تصور کن اگه از ساپورتهای پدرت استفاده میکردی الان چقدر تو موفقیت هات تاثیر داشت انگاری یه تلنگری به من زده شد که ببین اگه الان تحت حمایت خانواده ت و همسرت هستی شکر گزار این نعمت باش، فکر نکن اونا مانع رشدت شدن، اونا دستهای مهربون منن تا تو لذت بیشتری تو زندگیت تجربه کنی. تا تو راحتتر به خواسته هات برسی، و به قول استاد میشه پلی باشن برای صعود بهترم اگه خودم بخوام قبل از اینکه جهان مجبورم کنه،

    خدایا برای درسی که امروز بهم دادی شکرت و ازت میخوام هر لحظه من و بچه های این سایت رو هدایت کنی همچنان که تا حالا لحظه ای رهامون نکردی، خداوندا هدایتمان کن به راه راست، راه کسانیکه نعمتهاتو بر آنان ارزانی داشته ای🙏🙏🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  5. -
    مریم گفته:
    مدت عضویت: 2627 روز

    سلام به همگی😍

    استاد عزیزم، میخواستم مثل همیشه توی دفترم بنویسم ولی دلم نیومد، یه حسی بهم گفت اینجا بنویسم نتیجه ی قشنگتری داره😃

    من سریع میرم سر اصل مطلب که تمرکزم حفظ بشه

    استاد عزیزم، چند وقتیه که دارم با فوکوس بیشتری روی زندگیم و رویدادهاش کار میکنم، و اخیرا توی روابطم به چالش هایی خورده بودم که توی کامنتای قبلی و دوره ی عزت نفس شرحش مفصل هست…

    بطور خلاصه من با باور های عالی شخصی رو ناخودآگاه جذب کردم که به معنای واقعی همه چیز تمام بود، و بعد باور عدم لیاقت منو هی ازین شخص دور میکرد، دوباره بازگشت دوباره دوری، و این سیکل مدام تکرار میشد.

    من وقتی باز به رابطه برگشتم که دوره ی عزت نفس رو یک بار کامل گذرونده بودم و نتایج شگفت انگیز بود. الان بعد از یک ماه و نیم، می‌خوام قبل از چکش خوردن از جهان خودمو عوض کنم و بهتر و بهتر بشم ، چون از دیروز یه حسی بهم گفت مریم، یواش یواش داری راکد میشی و این نشونه ی خوبی برای تغییرها. استاد این فایل و نوشته ی فایل سفر بدور آمریکا قسمت ۸۴ که نشانه ی امروزم بودن مثل معجزه هستن برای من.

    دلیلی که متوجه تغییر شدم این بود که سنسور هام دوباره بخاطر باور عدم لیاقت بهم هشدار دادن، امروز کلا توی فکر شریک عاطفیم بودم و اینکه چرا وقتی اون اینقدر خوبه و خودش میخواد یه سری کارهارو برای من با جون و دل انجام بده من رد میکنم؟ و بعد احساسای بد شروع شدن، کار رسید به گریه و بعدش بشکن! باید تغییر کرد، پاشو بسترش مریم

    خب، سری قبل من بخاطر اینکه روی خودم کار کنم عقب کشیدم، اما اینبار من دیگه شاگرد رسمی استادم، اینبار تعهد دادم، اینبار وقت عمل به دانسته هاست و به جای رها کردن رابطه باید بسازمش، نه بخاطر اون شخص، بخاطر خودم، چون اگر با این آدم درست نشه و من رابطه ی دیگه ای رو شروع کنم، شاید آدمش عوض بشه ولی نتیجه همینه

    پس من بسم الله میگم و شروع میکنم به ساختن💪

    با رمزِ «اون و نتیجه رو رها کن و فقط روی خودت و الهاماتی کار کن » 🤩💪

    استاد از خداوند هدایت خواستم، و خدای سریع الجواب پاسخم رو داد، نشونه هارو بهم نشون میده. مثل همین که توی فایل گفتین کسایی هستن که از بچگی کنار دست پدرشون کار کردن و الان توی ۲۰ سالگی یه شرکت و کارخونه رو مدیریت میکنن، دقیقا ویژگی های شریک عاطفی من هست؛ من فهمیدم خدای مهربونم این دوست رو برای من فرستاد تا ازش چیز یاد بگیرم، تا الگوی من باشه توی خیلی از زمینه ها، تا عالی بودن در تقریبا همه ی جنبه ها برام منطقی و عادی بشه. پس من چرا این دست خدارو ول کنم و بخوام برم از صفر شروع کنم؟! وقتی خداوند خودش با عشق این موقعیت رو بهم هدیه داده❤️ پس منم با عشق میپذیرمش، قبول میکنم که این من بودم که تا همینجای نتایج عالیمو کسب کردم و تلاش میکنم تا بقیشم به لطف الله عالی و عالیتر بسازم و برم جلو💪❤️

    خدای مهربونم شکرت بابت ویژگی های فوق العاده ای که در من قرار دادی. بابت ایمانم به تو، شناخت تو، باور های سازندم، بابت تلاشم برای هماهنگی روح و جسمم، بابت زیبایی روح و جسمم، بابت تاثیر گذاریم

    خدایا شکرت که شریک عاطفیم ویژگی های فوق العاده دوست داشتنی رو داره، شکرت که خوش اخلاقه، شکرت که مستقله، شکرت که ندونسته به قانون عمل میکنه، شکرت که عشق واقعی و باهم بودنِ از روی آزادی بینمون هست، خدایا شکرت بابت این نعمت هایی که به من عطا می‌کنی❤️

    خدایا شکرت که دوره ی عزت نفس رو دارم، شکرت که فایل های استاد رو میبینم و هدایتم میکنی، شکرت که قلبمو آروم و مطمئن می‌کنی، پروردگارم شکرت که همیشه هستی و قلبم با یاد تو آرام میگیره❤️

    و هذه من فضل ربی❤️👑

    عاشقتونم در پناه رب العالمین شاد و سعادتمند در دنیا و آخرت باشین❤️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  6. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1216 روز

    به نام خدای مهربانم خدای رزاق ووهابم

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم سلام به دوستان توحیدیم

    ممنونتم استاد عزیزم بابت این سایت که هر گوششو بگردیم همش آگاهی و آگاهیه

    متشکرم عزیزانم

    موقعی تصمیم به تغییر میگیریم که دیگه نمیتونیم حرکت کنیم یعنی غرق مشکل هستیم یعنی برخورد با تضاد

    اولین تغییر برای اینکه خودمون رو به آرامش برسونیم و نجات پیدا کنیم

    من خودم یه دفترچه کوچیک گرفت به رنگه صورتی خوشگل

    و شروع کردم به نوشتن بهبودهای کوچیکم

    پیدا کردن ترمزهام و شناختشون و بهبود آنها

    تو دل ترسها رفتن

    و هر موقع بخواد ذهن نجواهاش بلند بشه سریع میرم و اون نوشته ها رو میخونم و باز ایمانم شارژ میشه و قوی تر رو به جلو حرکت میکنم

    و شکرگزاری زیاد مینویسم و احساسه خوبه زیادی

    دارم

    یعنی مدت زمانشو میگم و خدا رو شکر می‌کنم

    کلید تجربه روانی و آسونی در مسیر پیشرفت

    آرامش ؛ داشتن احساسه خوب ؛ توکل و ایمان داشتن به غیب ؛ فرستادن فرکانس خوب؛ کنترل ذهن

    و خیلی خوشحالم که تغییر کردم متفاوت شدم

    پذیرفتم و درک کردم که این من هستم اتفاقات و شرایط رو رقم میزنم

    و آگاهانه در این بهشت زیبا حرکت میکنم و لذت می‌برم

    خدایا برای این رشد و پیشرفتم شکرت می‌گویم سپاسگزارتم

    چقدر این قانون ثابت و بدون تغییره

    تا زمانی که تو روی بهبود و رشدت کار میکنی و سرت تو لاک خودته درهای نعمت و ثروت و فرا آنی به روی خودت باز کردی

    ولی اگه دست از کار بکشی خودت درها رو میبندی

    پس همه چیز به ما ربط دارد

    خدابا کمکم کن تا زنده هستم قدمهای درست بردارم

    الهی شکرت سپاسگزارتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  7. -
    مهسا سالاروند گفته:
    مدت عضویت: 1350 روز

    به نام خالق عشق و زیبایی

    من اینجام مبنویسم به لطف تو

    تو مدار این حرفا قرار گرفتم به لطف تو

    صحبت های دوستامو شنیدم اونم به لطف تو

    من هرچی دارم ماله توعه ،،،،آدمای زندگیم ،سلامتیم کارم ،،،،،دیدن و لذت بردنم اینا همش به لطف و مهربونی توعه…….

    قدم اول شناخت خودمونه ….

    قدم بعدی تمرین کردن و استمرار داشتنه.

    جهان میگه یا خودتو بهبود میدی یا نابود میشی

    ضعیف ها تو دنیا نمیمونن نابود میشن مثه دایناسور ها

    اگه خودتو هربار درست نکنی فشار بیشتر و بیشتر میشه تا اونجا که بکل نابود میشی

    نکته هایی که من از صحبت نفر اول یادگرفتم:

    -قبل از فشار جهان و وقتی همه چی گل و بلبل بود تغییر کرد

    -وقتی تو این شخصیت باشی روندن صعودی میشه

    -توکل کردن و جسارت داشتن و پرداخت بها

    -مهم تر از همه ادامه دادن و استمرار

    -و اینکه با همون چیزی که داشته شروع کرده

    اگر ما هربار خودمونو تغییر بدیم و بگم چطور از این بهتر و عالی تر و حرکت کنیم خیلی راحتتتتتت همه چیز پیش میره و پیشرفت میکنیم

    ،جهان گلستان میشه،و تضادها از راه نمیرسن و اگه باشن کم هستن و زندگی روان میشه.

    جمله طلایی تضاد برای این میاد که پیشرفت کنیم ،اگه خودت در حال بالا رفتن و پیشرفت باشی تضادی به وجود نمیاد

    نفر دوم :

    با فشار اوردن جهان تغییر کرد و از صفر شروع کرد

    واییییی خدا من تمرکزمو پیدا کردممممم

    من نمیدومم چرا میزاشتم گندددد بزنم به همش،کلا میخواستم از صفر شروع کنم و فکر کنم افتخاره……

    چرا از پتانسیل جهان استفاده نکنم چرا وقتی همه چی رو به راهه تغییر نکنم ……

    همش می بینم ریشه اینکه تغییر کردن به تعویق انداختم اینکه بارهاااا و بارهاااا انگار از صفر شروع کردن برام افتخار بود،و همش میخواستم مدام همه چی گند بزنم و به زیر صفر برسونم در حالی که باید از تجربه هام استفاده میکردم.

    از همون شرایط استفاده کنی که اوضاع بهتر بشه

    خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      سمیراعباسلو گفته:
      مدت عضویت: 2352 روز

      سلام مهسای عزیز ممنونم از کامنتی که نوشتی؟

      دقیقا منم این مساله رو داشتم.یعنی درونم لذت میبرد وقتی داشت از صفر شروع میکرد و من اصلا متوجه این موضوع نبودم .یعنی هر نعمتی خدا سره راهم قرار میداد یه جورایی میخواستم رد کنم و لذت ببرم که از صفر شروع کنم و بگم من از صفر شروع کردم و چه فشارهایی که نکشیدم در این مسیر درهای نعمت رو به روی خودم بستم.

      ممنونم که ترمز منو دوباره به من یادآوری کردی.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    مبین هاشمی گفته:
    مدت عضویت: 2456 روز

    سلام عرض می کنم خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی

    فک کنم این مفهوم یکی از مهم ترین چیزهایی باشه که استاد ازتون یادگرفتم اینکه باید موقعی که اوضاع مناسبه باید تغییر کرد موقعی که به ظاهر همه چی گل و بلبله. و اصلا شروع داستان موفقیت شما با خواندن همین مفهوم در کتاب چه کسی پنیر مرا جابه جا کرد بوده. اما من اولین باری که یادمه این مفهوم رو شما مثل نقش روی سنگ در ذهن من حک کردید تو دوره عزت نفس بود. که شما اونجا این سوال رو مطرح کردید که آیا موقعی که اوضاع خرابه باید تغییر کرد یا موقعی که همه چی اوکیه و مشکلی نداره و اونجا بود که شما برخلاف بقیه که جواب صحیح رو موقعی که همه چی درسته اعلام کردید، انقلابی در ذهن من رخ داد که هنوز که هنوزه شعله های این انقلاب تو ذهن من شعله وره.

    سپاس فراوان از استاد عباسمنش، این سایت فوق العاده و دوستان هم همسیر عزیزم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      مهدی باخدای اشتیوانی گفته:
      مدت عضویت: 271 روز

      سلام همفرکانسی عزیز وقت شمابخیر به نظر من قبل تغییرهمه آدمها که زندگی همه دائم تضادبوده مانمیفهمیدیم تضاد چی هست

      الان که استادبانشراگاهی ها گفتن میفهمیم این شرایط سخت قبلی توتغییرالانمون بهش میگن تضاد که بزرگترین اهرم حرکته

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    مرضیه حیدری گفته:
    مدت عضویت: 1274 روز

    سلام استاد عزیز بسیار ممنونم بابت گذاشتن این پروژه چقدر این صحبت دوستان جذاب بود انگار یه تلنگری بود واسم که ساکن نمونم و حرکت کنم

    برای پیشرفت بیشتر واینکه راجب حمایت از فرزند گفتید من متوجه شدم تا الان کار اشتباهی میکردم زیاد از پسرم حمایت میکردم درواقع وابستگی ایجاد کردم و ممنونم از شما استاد عزیز تک تک فایلهایی که میزارید پراز آگاهی پراز نکات خوب هست سپاسگزارم از شما و دوستان عزیز سایت بزرگ عباسمنش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای: