تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱ - صفحه 14 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

738 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سیده سعیده موسوی گفته:
    مدت عضویت: 760 روز

    به نام خدای قادر مطلق

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته

    دوستان عزیزم من مثه دوست عزیزم

    از جایی خودم رو مجبور به حرکت کردم که به ظاهر همه چی خوب بود

    و به قول بهنام خانواده پسند

    اره کارم رو دوست داشتم

    همکاران عالی

    و

    خیلیا ارزوشون بود جای من باشن

    ولی قبل از این که چکش خداوند

    بیاد روی سرم

    دنبال تغییر رفتم

    دقیقا دوسال پیش بود

    من معلم بودم و کارم رو دوست داشتم

    اما با شرایط مالی کم نمی‌تونستم کنار بیام

    نیاز به آزادی بیشتر و شرایط مالی بهتر داشتم

    از این کار بیرون اومدم و به دنبال اهداف جدیدم رفتم

    و

    این زمانی بود که به تازگی با استاد آشنا شده بودم

    و هر روز ساعت ها فایل های هدیه ایشون رو می شنیدم و حرف هاش برام مثل وحی منزل بود

    خلاصه با دست خالی شروع کردم

    و با طی کردن تکاملم

    الان در شغل جدید و مورد علاقه ام دارم

    فعالیت می کنم و

    شرایط داره خوب پیش می‌ره

    به لطف خدا

    براتون بهترین ها رو آرزو میکنم

    و

    حالا یاد گرفتم چطوری در هر حال خودم رو بهبود ببخشم

    استاد سپاسگزارم

    در پناه نور و عشق خدا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    نگین نگین گفته:
    مدت عضویت: 2434 روز

    سلام به همه دوستان بخصوص دو استاد عزیزم استاد عباسمنش و خانم شایسته نازنین

    استاد پرسیدم خدایا از اونور شغلم زمانبر و سخت شده برام باید دوتا کتاب تقویتی رو هم تصحیح کنم، واقعا خسته میشم دانش اموزها هم که نمره شون کم میشه و مدیر فشار میاره دیگه بیشتر احساس خستگی میکنم، از اینطرف هم وقتی پسرم به حرفم گوش نمیده و غذا نمیخوره دعواش میکنم، خوابم هم کم شده، چکار کنم خدا؟ جواب خدا و نشانه روزم: قسمت یک تغییر را در آغوش بگیر

    خدایا دو تا چیزی که اذیتم میکنه و نتونستم تغییرش بدم، غذا خوردن خودم و دعوا کردن پسرمه نمیگم اصصصلا تغییر نکردم، نسبت به قبل خیلی بهتر شدم در مورد پسرم به شدددت ارومتر شدم اما وقتی مریض میشه و غذا نمیخوره یکهو همونی میشم که قبلا بودم سعی میکنم مجبورش کنم غذا بخوره و هفته گذشته کلا مریض بود و به شدت انرژیم گرفته شده بود، بعدش عذاب وجدان سرتاسر وجودم رو میگیره.

    در مورد غذا خوردن هم خوراکی های ناسالم کمتر میخورم اما خیلی وقتا پیش میاد هوس میکنم و میخورم یا حتی همین خوراکی سالم رو زیاد میخورم

    من باید قبل از اینکه چک و لگد بخورم تو این زمینه ها تغییر کنم، خدایا خودت کمکم کن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    سانا گفته:
    مدت عضویت: 1732 روز

    سلام به همه دوستام

    من اکثر اوقات از زمانی که قانون رو فهمیدم سعی کردم هر روزم بهتر از قبل باشه ، حتی زمان هایی که از سایت دور بودم اخبار رو نگاه نمیکردم ، اتفاقات بد رو نمیدیدم و توجه نمیکردم ، غر نمیزدم زیاد و کلا میدونستم که نباید انجام بدم

    زمان هایی هم بوده که هر روز واقعا وقت میذاشتم برای رشدم توی حوزه مالی ، سلامتی ، جسمی و شرایطم و اوضاع واقعا بهتر میشد

    الان مدت هاست که از موارد منفی که سعی میکنم دور باشم به تضاد خاصی برنخوردم و برای همین شرایطم هر چند آرام ولی دارم میبینم که داره بهتر میشه ، هرچند میدونم که اگر تمرکزم رو میزاشتم رو پیشرفت هر روزم و سعیم رو چندبرابر میکردم در تغییر باورام یا ورزش کردنم یا یادگیری مهارتی که دوست دارم، الان خیلی بیشتر پیشرفت کرده بودم

    من درواقع فکر میکنم زمان هایی که فقط از موارد منفی دوری میکنم فقط اتفاق بدی نمیفته برام ولی وقتی علاوه بر اون تمرکزم رو میزارم روی بهتر شدن ، رشدم سریعتر میشه و اتفاقا بهتری میفته ،این تفاوت این دوتاست ،یعنی صرف دوری کردن از یه چیزایی کافی نیست بلکه اقدام برای بهتر شدن ضروریه حتی اگه یه کوچولو باشه

    عاشقتونم زیاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  4. -
    یوسف علیزاده گفته:
    مدت عضویت: 2038 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان، خداوند هدایتگر من و همه دوستان به شرط باور قلبی به خودش

    استاد من هم مواردی بوده قبل از اینکه شرایط ید بشه شروع کردم‌به تغییر؛ مهمترین موردش این بود که تو شهرستان با همسرم زندگی مشترک مونو شروع کردیم ، اون موقع من کار مناسبی نداشتم و با ماشین کار میکردم تو آژانس یا بصورت خطی کار میکردم ، و با اینکه خونه خریده بودیم و ماشین داشتیم ولی شرایط مالی مون اونقدر خوب نبود اما یه زندگی عادی برای زندگی متاهلی بود و ما قصد داشتیم شرایطمون بهتر بشه؛ با اینکه اون شهر محل تولدم بود پدر و مادر و خواهرهام و بسیاری از اقوامم نزدیکم‌بودن ولی ما دوست نداشتیم مثل بقیه باشیم ، قرار شد خونمون رو اجاره بدیم و بریم تهران از صفر شروع کنیم، این قضیه همزمان شد با فراخوانی که شرکتی که الان توش هستم داد و همسرم اون فراخوانو تو اینترنت دید و فرمشو پر کرد و خداروشکر تمام مراحلش رو طی کردم و برای مصاحبه اومدیم تهران و کارهای استخدامم اوکی شد و بعد از کلی دعا و نذر و نیاز اون کاری که من اصلا خبر نداشتم ازش واسم جور شد و زندگی مون تو تهران جوری رقم خورد که تونستیم خونه بخریم خونمون رو شهرستان رو فروختیم و خونه جدید خریدیم

    میخواستم بگم این نعمت هایی که بدست آوردیم همش حاصله یک شجاعت و ایمانی بود که شاید قسمت بزرگشو خودمم ازش خبر نداشتم که دارم با ایمان این کارو میکنم، ولی بقول شما قانون براش مهم نیست آگاهانه داری ازش استفاده میکنی یا نا آگاهانه، اون پاسخ میده به خواسته های ما، و اگر ما قدم برداریم برای رسیدن به خواسته هامون خدا همواره پاسخ میده و هدایتمون میکنه

    ممنون از شما استاد عزیز

    شاد و سالم و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    زوج خوشبخت گفته:
    مدت عضویت: 1917 روز

    سلام استاد گرامی و اعضای پرانرژی سایت

    خیلی ممنونم از این که این طرح مصاحبه انلاین با افرادی که نتایجشونو به اشتراک میزارن

    خدارو شکر خیلی انرژی گرفتم من تازه وارد سایت شدم ودارم از این فایلای رایگان و نتایج بقیه یاد میگیرم و امیدوار میشم حرکت کنم به سمت جلو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  6. -
    آرزو میرکاظمی گفته:
    مدت عضویت: 815 روز

    به نام آرامش دهنده قلبها

    به نام خالق خوبی ها

    به نام خداوند هدایتگر و حمایت گر

    خداوند رو شکر میکنم که این فایل فوق العاده به صورت معجزه وار نشانه روزم هم شد و من با جان گوشش دادم در موردش نوشتم

    و از استاد بی نهایت سپاسگزارم و همچنین از استاد شایسته که اینقدررررر دلنشین کپشن رو نوشتن که آدم لذت میبره از خوندنش و پر از نور میشه (خیلی دوستتون دارم)

    بریم سراغ آنچه که باید نوشته بشه

    ◇◇◇◇

    خیلی جالبه،برای تغییر که من گفتم بیش از حد مقاومت دارم از دیروز که پروژه شروع شده یه اهرم رنج و لذت بی نظیری داره تو ذهنم شکل میگیره

    مثلا خوندن همین جملات توی متن نوشته فایل حجت رو بر من تموم میکنه:

    “وقتی در مسیر نادرست می‌رویم و خودمان را اصلاح نمی‌کنیم، جهان فشار را بیشتر می‌کند تا یا بهتر شویم یا حذف”

    “یا خودت را بهبود می‌بخشی، یا جهان نابودت می‌کند.”

    “جهان این‌گونه عمل می‌کند: اگر هر بار مسیرت را اصلاح نکنی و بهبود ندهی، فشارها بیشتر می‌شود تا جایی که یا رشد کنی یا کنار بروی.”

    “اگر هر بار خودمان خودمان را «هُل» بدهیم؛ خودمان خودمان را وادار کنیم که حرکت کنیم؛ کارها خیلی راحت‌تر پیش می‌رود.”

    “اگر قبل از آن‌که جهان چکش را بالا ببرد، خودمان «دنبال بهبود» باشیم، زندگی روان‌تر می‌شود و تضادها کمتر”

    “این که اگه من نخوام در جهت بهبود تغییر کنم ،جهان( خداوند) مثل یه پدر تمام آنچه بهم داده رو میگیره”

    حس میکنم اگر ما فقط عطش تغییر در وجودمون باشه قطعا خداوند هدایت میکنه ،

    یه مثال از خودم‌ میزنم :

    یادمه نیمه دوم بهمن ماه 402 بود و واقعا ازکتکهای زمانه خسته بودم ،عصر بود نشستم پای حساب و کتاب و گفتم بزار ببینم چی به چیه آخه؟ همه به من میگن عیب نداره قرض بگیر کارتو شروع کن !! ببینم الان چند چندم!!

    وقتی رقم بدهیم رو دیدم کاملا احساس کردم جهانم تیره و تار شد واقعا یه لحظه حس کردم همه جا تاریکی محض شد ،دنیا رو سرم خراب شد و دیگه له شده بودم، همونجا تسلیم خداوند شدم و عاجز بودن خودم رو اعلام کردم.. چند روز گذشت و به صورت معجزه وار در سایتِ استاد عباسمنش عضو شدم و با هدایت خداوند و آگاهی های خالصی که استاد به رایگان در اختیار ما قرار دادند تمام بدهیم رو بعد از یه سال صفرِ صفر کردم و نتیجه این تغییر شد یه آزادی به تمام معنا بعد از 6.7 سال

    انگار خداوند پشت درِ که ما بهش اجازه بدیم هدایتمون کنه (خدایا شکرت )

    ◇◇◇◇◇◇

    هدف من از شروع این پروژه بهبود روابطم هست

    وقتی که آقا بهنام گفتن شرایطشون عالی بوده ولی شروع کردن به تغییر، خیلی دردم اومد انگار تلنگر شد برام از اینکه

    حرکت کنم، به دانسته هام بهتر و بیشتر از قبل عمل کنم و من هم تغییر رو بیارم تو متن زندگیم ،این نباشم که مثلا وقتی تنهام یه فرد مثبت اندیش بشم ولی وقتی با یکی روبرو میشم حالا افراد مختلف مثلا در کنار همسرم با توجه به پیش فرضام یه تیپ شخصیتی غرغرو میشم

    یا با یکی دیگه انگار مسخره میکنم افراد رو جالبه برام اینکه من انگار چند تا شخصیت میشم ،با دیدن افراد مختلف و اون آرزوی مقدس انگار از سر ترس از قضاوت شدن از سر ترس از محدود شدن رنگ میبازه و من دوست دارم خودم باشم همین آرزویی که وقتی تنهاست عشق میکنه همه رو دوست داره یا کسی رو که دوست نداره حداقل کاریش هم نداره هیچکس رو مسخره نمیکنه سعی میکنه کسی رو قضاوت نکنه غر نمیزنه برای کسی تعیین تکلیف نمیکنه

    من باید شروع به تغییر کنم به هر نحوی شده باید مسخره کردن رو قضاوت کردن پشت سر کسی حرف زدن رو غر زدن و همه و همه رو بدم دست باد ببره یه جای دورِ دور و یه آرزوی مقدس بمونه با کلی باور توحیدی خالص با خدای خودش عشق کنه به عزیزانش عشق بورزه فقط به خاطر خودش ..

    از صحبت های راستین عزیز ،یه چیزی در مورد شخصیت خودم برام عجیب شد ، اینکه من با وجودیکه اونطور که باید ساپورت هم نمیشم اما اصلا دونبال تغییر به خصوص در جنبه مالی و درآمد نیستم ، حتی در حد یه درخواست بسیار محترمانه یه جورایی واقعا انگار خودم رو لایق داشتنِ پول و درآمد آنچنانی نمیبینم یا اینکه همسرم از لحاظ مالی بخواد من رو تامین کنه به صورت محترمانه جدی از همسرم هم نمیخوام اگر خواسته ای هم دارم ازش با حس ترس و غر زدن و قربانی شدن هست

    قبلش میگم‌ محکم و محترمانه میگما ولی هنوز اونطور که باید نمیتونم عمل کنم

    خداوند خودش کمک حال هممون باشه

    از دوستان عزیز متشکرم که اومدن و از نتایج و تغییراتشون گفتن

    تا به قول استاد میلیونها نفر بتونن استفاده کنند

    خدا قوت به همگی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  7. -
    علی میرفخررجایی گفته:
    مدت عضویت: 1807 روز

    به نام خداوند بخشنده و بخشایشگر

    سلام به استاد جان و مریم خانوم و همه ی دوستان عزیز در این سایت

    خدارو شکر میکنم که واقعا خداوند همیشه در حال هدایت ماست و قانونی رو در جهان وضع کرده که یا رشد میکنی یا نابود میشی

    و اینقدر این جهانش قانون منده که اگر فقط یه ذره بخوای بهتر بشی هولت میده برای بهتر شدن

    حالا به هر شیوه ای

    ،

    و در کل تضادها اومدن برای اینکه ما بهتر بشیم

    شکر خدا

    بزرگترین ضعف شخصیتی که من داشتم این بود که خیلی از مواقع میخواستم دیگران رو راضی نگه دارم به خصوص پدر و مادر که حالا خب توی دین و مذهب هم خیلی روش تاکید داشتن

    من خودم همیشه میخواستم قدرت داشته باشم و عزت مند باشم

    اما واقعا من به قدرت بیرونی رسیده بودم اما قدرت واقعی چیزیه که از درون میاد

    قدرت یعنی عاشق شدن

    قدرت یعنی عشق بی غیدو شرط

    قدرت یعنی توانایی نه گفتن

    قدرت یعنی دروغ نگفتن تو هر شرایطی

    قدرت یعنی ثروتمند بودن

    قدرت یعنی برای خودت و خواسته هات ارزش قائل باشی

    قدرت یعنی از هیچ کس و هیچ چیز حساب نبری

    قدرت یعنی نه ترسی داشته باشی نه غمی

    قدرت یعنی رفتن توی دل ترسهات

    قدرت یعنی تلاش کنی مثل خودت فکر کنی و رفتار کنی

    قدرت یعنی تاثیر نگرفتن از جامعه

    قدرت یعنی بیشتر بشنوی به جای اینکه بیشتر صحبت کنی

    قدرت یعنی به دیگران احساس مهم بودن بدی و واقعا ببینی زیبایی هاشونو و توانایی هاشونو

    قدرت یعنی سکوت در مقابل خشم و عصبانیت

    قدرت یعنی عمل با ایمان

    قدرت یعنی اعراض از ناخواسته

    قدرت یعنی حضور در لحظه

    قدرت یعنی اجازه بدی جریان هدایت کارشو انجام بده

    قدرت یعنی بتونی ذهنتو کنترل کنی که در شرایط بحرانی تمرکز کنه روی نکات مثبت و بتونه خلاف گذشته فکر کنه و واکنش نشون بده

    این دیگه ته قدرته واقعا

    قدرت یعنی آرام بودن

    قدرت یعنی صادق بودن با خودت و دیگران

    .

    اووووووو

    واقعا خدایا شکرت

    من ازت خواستم بهم قدرت بدی و با اون تضادها منو به این هم قدرت رسوندی

    واقعا خدایا شکرت

    .

    هنوزم تو بعضی موارد خیلی دیر تغییر میکنم

    اما تو بعضی موارد خیلی خوب نشانه هارو دریافت میکنم و تغییرو انجام میدم

    بزرگترین تغییری که باید ریشه ای در من ایجاد میشد که تصمیمات بهتری توی زندگیم بگیرم

    تغییر در احساس لیاقت و عزت نفس و فراوانی

    من خدارو شکر باورهای توحیدیم تقریبا خوب بود

    اما خیلییییی خیلی چیزا رو من اشتباه ربط داده بودم به خدا

    مثل

    راضی کردن پدر مادر و حتی دیگر اعضای خانواده

    الان شکر خدا

    با ایمان و شجاعتی که با بهبود های کوچولو در من ایجاد شد حمله کردم تو دل بزرگترین مسئله ای که به خاطر همون ضعف شخصیتی تو زندگیم ایجاد شد

    خدا می‌دونه که چه بهای سنگینی بابت این ضعف شخصیتی دیدم

    اما وااااقعا میگم خدایا شکرت

    باعث شد من تغییرات بسیار عظیمی توی شخصیتم و زندگیم رخ بده

    الان خیلی بهتر میتونم واکنش هامو کنترل کنم

    میتونم در مقابل اشک تمساح های بقیه خیلی ریلکس باشم و فقط توی ذهنم اولویت خودم و خواسته هامه

    که البته وااااقعا به حدی تغییر کردم که اصلا اشک تمساحی هم نیست

    اما

    با وجود تمام تغییر ها و بهبود ها

    من این جاده ی تغییر رو بی انتها میبینم

    یعنی وااااقعا هر روز تمرین میکنم که بهتر بشم تو همه ی جنبه ها

    چقدر الان درخواست کردن رو خوب میبینم و راحت ترررر درخواست میکنم

    چقدر راحت تر میتونم ارزش قائل بشم برای خودم و تصمیماتم‌ و قوی تر عمل میکنم برای پایبند بودن به تصمیماتم‌

    چقدر بیشتر دارم درک میکنم که ثروت از خلق ارزش ایجاد میشه نه شانس نه معجزه نه درب به تخته ای خوردن

    بیشتر دارم درک میکنم که هر روز باید ارزش ایجاد کنم

    هر روز باید به این فکر باشم که چطور از این بهتر

    چطور از این راحت تر

    چطور از این سریع تر

    دارم سعی میکنم بهبود گرایی رو جایگزین کمالگرایی کنم

    سعی میکنم با اولین نشانه ها ، خواسته ی برخواسته از دل تضاد رو بنویسم بهش توجه کنم و به سمتش هم از لحاظ فیزیکی هم از لحاظ فرکانسی به سمتش حرکت کنم

    و تلاش کنم وقتی که اوضاع خوبه به فکر تغییر باشم

    وقتی پول دارم به فکر خلق ثروت بیشتر باشم قبل از اینکه کفگیرم به ته دیگ بخوره

    هر روز حرکت کنم بهبود بدم خودمو

    واقعا ما مثل گیاهای می‌مونیم که میخواد تبدیل بشه به یک درخت تنومند و باید هر روز آب و کود و نور مناسب بدیم به خودمون

    تا هر روز نزدیک بشیم به اون درخت تنومند انشاالله

    و اینو هم هر روز به خودم میگم من من من مسئول تک به تک اتفاقات زندگیم هستم

    همشون

    من فقط باید انگشت اشارم سمت خودم باشه

    و روی خودم کار کنم

    و سعی کنم بیشتر صحبت های استاد رو توی فایل ها بشنوم و درک کنم و عمل کنم

    از شما باز هم ممنونم بابت این سایت و این آموزش ها استاد جان

    بابت همه چیز سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    PesareKhoda گفته:
    مدت عضویت: 973 روز

    من حدودا دوسال پیش بودکه با استاد آشنا شدم و بواسطه افزایش عزت نفسم شغل کارمندی و ده ساله ی خودم با بیمه و مزایا رو کنار گذاشتم‌

    همون روزها بود که حدودا 6 ماهی بود داشتم روی خودم کار می‌کردم که همسرم بشدت با اینکار کردن من روی خودم مخالفت کرد و گفت که به شغل قبلیم برم

    در حالیکه از لحاظ مالی 5برابر اونموقع افزایش داشتم و همینجوری تارگت میزاشتم میرفتم پرقدرت جلو.

    و همسرم هرروز شاید بخاطر توجه خودم داشت مخالفت بیشتری نشون میداد و حالمو واقعا بد می‌کرد.

    یه تایمی بهم الهام شد که جدابشم ازش

    ولی شاید بخاطر ترسهام و حرفای دیگران و حتی بخاطر شرک و بخاطر بچم که همش باهم میشه شرک من اینکار رو نکردم و منتظر موندم جهان درستش کنه.

    ولی استاد میگه تا ما کاری نکنیم هیچ جهانی هیچکاری واست نمیکنه

    و من همینجوری موندم

    اتفاق بد دوم افتاد ولی باز من جدانشدنی و ادامه دادم و در بارسوم خدا چک محکم‌ترین زد و همسرم جوری خیانت کرد که هم منو زد ترکوند هم جوری شد که دیگه نشه ادامه بدیم.و بمعنای واقعی خوردم چک محکم رو.تا اینکه بالاخره رفتم جداشدم.

    البته هنوزم با اونا دارم زندگی میکنم و انگار باز باید چک بخورم.باابنکه جدا شدم باز بفهمیم

    یه بازه ای خونه گرفتم ولی باز تحویل دادم اومدم پیش اینا.

    منتظرم یه اتفاقی بیفته باز ولی نمیفته هیچگونه میدونم.

    الان تنها سد اینه که پدرو مادرش نفهمن چون مثل پدرومادر من هستن و دوسشون دادم.

    وگرنه دخترم موضوع رو میدونه و شناسنامه ای هم جداشدیم.

    البته دارم از صبح تا شب تو تنهایی روی خودم کار میکنم

    از خدا میخام یه راهی رو بزاره جلوم

    که تنها زندگی کنم

    چون با تنهاییم خیلی اوکی هستم

    و اون بازه ی دوماهه تنهاییم بشدت اتفاقات خوب رو داشتم تجربه میکردم و صبح تا شب تو مدار خوب بودم و روی خودم کار می‌کردم.

    نمیدونم دلم میسوزه یا چی

    نمیدونم میترسم یا چی

    ایده ای اگه دارید کمکم کنید لطفا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      مبینا سربلند گفته:
      مدت عضویت: 1033 روز

      سلام دوست من شما باید فقط جدا شید به صورت مداری

      ادما وقتی هم مدار باشن همدیگه رو میبینن و اگه هم مدار نباشن به سادگی جدا میشن

      شما عمیق و درونی فرکانس هاتون تغییر نکرده

      ولی این میل به جدایی در شما وجود داره و فکر کردین که با تغییر که مادی ،فیزیکی و ملموس و به قول خودتون شناسنامه ای باشه اوضاع عوض میشه

      روی چیز هایی تمرکز و توجه کنید که می خواید نه چیز هایی که نمی خواید! این همون نکته ی مهمه!

      روی نعمت ها رفتار های خوب روابط خوب تمرکز کنید سپاس گزاری کنید برای زوج های خوشبخت ارزوی خوشبختی بیشتر کنید فیلم هایی ببنید که روابط سالم و قشنگ رو بلد میکنه

      و از همه مهم تر اینکه رابطه تون رو با خودتون بهبود بدید به خودتون عشق بورزید به خود شناسی برسید خاطرات خوب روابط خوب و موفقیت های گذشته تون رو به یاد بیارید تا این در شما نهادینه بشه که لایق روابط عالی هستید!

      خودتون رو از انچه که در یک رابطه خوب از نظر خودتون وجود داره غنی کنید!

      دست خودتون رو ببوسید

      صبح ها که از خواب بیدار میشید دست نوازش رو صورت خودتون بکشید با عشق صورتتون رو بشورید به ادما عشق بورزید حتی یک لبخند ، وقتی برای دیگران کاری انجام بدید احساستون به افراد خوب میشه و این باعث میشه از اون ها هم احساس خوب دریافت کنید

      وقتی با ادم های ناجالب صحبت نکنید ، بین شما و اونها فاصله مداری ایجاد میشه و انقدر دور و دور و دور میشید که دیگه صداشون رو نمیشنوید

      حواستون باشه ، این کارهارو با هدف دور شدن از اون ها انجام ندید چون در این صورت باز هم توجه شما روی اونهاست این ها رو برای حال خوب خودتون و برای نزدیک شدن به افرادی که دوست دارید انجام بدید.

      من نمی خوام شما رو قضاوت کنم و با توجه به چالشی که خودم دارم ندای درونم گفت که برای محکم کردن قدم هام و باورهام این هارو اینجا حک کنم تا برام موضوع اشکار تر و قانون بیشتر تثبیت بشه خدایا شکرت که همیشه کمکم میکنی و من رو در این مسیر استوار تر میکنی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    نرگس🫧حسینی گفته:
    مدت عضویت: 658 روز

    به نام خداوند هدایتگر مهربان

    سلام استاد عزیزم و سلام به دوستان هم فرکانسی

    چثدر این جلسه عالی بود پر از نکته بود چثدر مثال ها و تجربیات دوستامون که توی لایو گفتن بینظیر بود واقعا لذت بردم

    این جلسه رو باید بارها ‌و بارها ببینم تا منم توی شغلم عمل کنم بهش و بتونم تحت هر شرایطی پیشرفت کنم و ثابت کنم به اطرافیان و همه مردم که تحت هر شرایطی میشه رسید میشه خلق کرد رویا ها و‌ خواسته های ما قرار نیست همیشه رویا بمونن این ما هستیم که هرچقدر تلاش ذهنی کنیم هرچقدر خودمون رو باور داشته باشیم میتونیم خلقش کنیم

    خدایا شکرت که این پروژه روی سایت قرار گرفت همین کامنت خودش تعهدی برای من هست که ادامه بدم و نزارم شرایط و جهان چکش برداره و بخواد نشون بده من باید حرکت کنم باید دریافت کنم ایده ها رو اجرا کنم عمل کنم

    استاد جان سپاسگزارم که زحمت کشیدید و این پروژه پرفکت رو آماده کردید از شما بسیار سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  10. -
    احمد خدادادیان سردابی گفته:
    مدت عضویت: 955 روز

    به نام الله که بخشاینده و با رحمت وبی نهایت وهاب است

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته بزرگوار وهمه شما دوستان وخانواده عزیزم در این مسیر زیبا وتوحیدی امیدوارم حال دلتون کوک کوک باشه مثل خودم

    سپاسگزارم از خدای مهربان وهدایت گرمم که منو اجازه داد تا یک بار دیگر کامنتی بزارم در این سایت الهی تا رد پای برای من شود

    استاد عزیز من حدود 15سال در شغل آسانسور در قسمت نصب درب وریل فعالیت دارم که بعد از آشنایی شما به کمک خدای مهربان و دستان بی نهایتش وارد فروش آسانسور شدم به صورت شراکتی کار بفروشم چون شرکت از ایشون بود و من کار می‌آوردم شرکت و سود کار به صورت عادلانه نصف میشد خدارو شکر درآمد خوب بود ولی به گفته شما که فرمودید شراکت یعنی شرک به خدا از ایشون جداشدم و با هدایت های که از خداوند گرفتم تصمیم گرفتم قدم در مسیر خیلی بزرگتر بردارم

    من در کار تجارت مشغول به فعالیت شدم و دارم از طریق بی نهایت دستان خداوند کار صادرات کالا و واردات کالا را انجام می‌دهم میخواستم زعفران ایران را به کشور ترکیه صادر کنم ولی خداوند از بی نهایت طریق منو به کشور چین هدایت کرد وتا چند روز آینده به کشور زیبای چین عازم هستم تا از نزدیک با مردمان خوب این کشور آشنا شوم و کار تجارت کالا را انجام دهم نمیدونم چطوری ولی او منو هدایت می‌کند و خواهد کرد امیدوار هستم خبرهای خوبی را با شما در این مسیر زیبا به اشتراک بزارم

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای: