تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱ - صفحه 17 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

738 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علی داودی گفته:
    مدت عضویت: 1250 روز

    سلام و عرض ادب خدمت استاد عباسمنش و همه دوستان همراه

    تجربه خودمو راجع به این فایل میخواستم بگم که منم مثله آقا بهنام عزیز بعد از دوره عزیز نفس ساله 1402یه تصمیم شجاعانه گرفتم و کسب و کارم رو جمع کردم با یه چمدون لباس تنها راهی ترکیه شدم چون دیدم دارم میپوسم و همه چی توی زندگی تکراریه و خوبه و طبق آموزش های دوره عزت نفس دیدم که منم باید یه تغییری توی زندگیم ایجاد کنم قبل از اینکه جهان با پتک بزنه تو سرم

    بله تو خود پای در راه بنه و هیچ مپرس که خود راه بگویدت که چون باید کرد

    یادم میاد که هر روز داشتم به این فکر میکردم که چه تغییری باید ایجاد کنم که گفته شد مهاجرت کن و بعد از اون هم به این فکر میکردم که کجا برم فکر میکردم که باید به یه شهر دیگه مهاجرت کنم اما خدا چالش سخت تری برام در نظر داشت دستور داد برو ترکیه گفتم من اونجا کسی رو نمیشناسم گفت تو برو بقیش با من

    و همین طور هم شد من راه افتادم و هدایت ها از راه رسید دستان خدا از راه رسیدن و برام کار انجام می‌دادند به طرز جادویی ایرانی های فوق العاده ای با من آشنا می‌شدند و می‌گفتند هر کاری داری بگو من برات انجام بدم به طرز جادویی خونه گرفتم کار پیدا شد برام توی تخصص خودم که باعث شد با روش های نوین اروپا کار یاد بگیرم

    مهارت من توی شغلم بسیار زیاد شد و هم پوله خوبی ساختم کلی رشد کردم از نظر شخصیت و اعتماد به نفس من که تا حالا تنها مسافرت یه روزه نرفته بودم حالا توی یه کشور غریب داشتم تنها زندگی میکردم حالم عالی بود چقد به خدا نزدیک تر شدم به هدایت هاش اعتمادم بیشتر شد چقد قانون برام واضح تر شد چقد به قانون عمل میکردم و نتیجه میگرفتم چقد تجربه به دست آوردم توی کارم و خلاصه درهایی از نعمت و ثروت و حاله خوب معنوی به روم باز شد حتی توی این مدت کم خیلی عالی ترکی استانبولی صحبت می‌کردم که همه تعجب میکردن از این موضوع چقد دوستای فوق العاده پیدا کردم

    و بعد از حدود یه ساله و آشنایی من با دوره کشف قوانین به تضادی برخوردم و برگشتم ایران و چون این مهاجرت خیلی برام اعتماد به نفس آورد به قول استاد توی دوره 12 قدم با خودم گفتم اگه من همچین کاری رو تونستم انجام بدم با همین فرمول هر کاری که بخوام میتونم انجام بدم به قول استاد هیولایی شده بودم که هیچکس نمیتونست جلومو بگیره و دوباره کسب و کار قبلی خودم رو شروع کردم ولی این دفه با اعتماد به نفس بالا و خود باوری فوق العاده و البته با مهارتی که ترکیه یاد گرفته بودم و با ابزار های پیشرفته ی اروپایی به طوری که هر مشتری که راه میندازم انقد از کارم رازیه و ازم تعریف میکنه که میره چند تا مشتری دیگه برام میفرسته و خدا رو شکر پوله خوبی می‌سازم

    دوستان ما فقط باید حرکت کنیم و یه جای ثابت نمونم که میگندیم مهم نیست اگه هیچ هدایتی هم دریافت نمی‌کنید که چه تغییری باید انجام بدید به اولین ایده تون عمل کنید هیچ شکستی در کار نیست یا نتیجه میگیرین و قدم بعدی بهتون گفته میشه و لذت میبرین از تغییر یا نتیجه نمی گیرین و تجربه به دست میارید و رشد می‌کنید میرید سراغ ایده ی بعدی تمامه کار آفرین ها وافراد ثروتمند دنیا چندین با امتحان کردن تا یه بار نتیجه گرفتن

    تجربه من از تغییر بود توی این حوزه امیدارم براتون مفید باشه همچنین رد پایی باشه برام توی این پروژه

    در پناه پروردگار جهان شاد و سلامت و ثروتمند باشید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    حسینی ترین نرگس دنیا گفته:
    مدت عضویت: 2724 روز

    به نام خدای مهربونم.

    انقدر این فایل‌ها قشنگ هستند که نمی‌دونم کی تموم میشه و می‌ره فایل بعدی. آخه چندتا رو پشت سر هم دانلود کردم و توی گوشیم پشت هم پلی میشن.

    دیروز که این فایل رو گوش دادم یه نشونه‌ای توش بود که مطمئنم اصلا این حرف برای اینکه من بشنومش، چندسال پیش گفته شد.

    منم رو هوا زدم و بهش فکر کردم. از اون لحظاتی بود که فایل رو استپ کردم و فکر کردم. بلند بلند فکر کردم و به درونم اجازه دادم همراهیم کنه و جوابم رو بده.

    بعدشم رفتم قرآن رو باز کردم ببینم چی پیش میاد. یه آیه فوق العاده نصیبم شد:

    الشعراء

    لَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَّفْسَکَ أَلَّا یَکُونُوا مُؤْمِنِینَ

    ﺷﺎﻳﺪ ﺗﻮ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻫﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻧﻤﻰ ﺁﻭﺭﻧﺪ ، ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺷﺪﺕ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﻫﻠﺎﻙ ﻛﻨﻲ !(٣)

    معبود من، عاشقانه دوستت دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    هادی سیلانی گفته:
    مدت عضویت: 375 روز

    سلام و درود فراوان خدمت استاد عزیز و همه شما دوستان هم فرکانس

    من تازه با این سایت بی نظیر آشنا شدم چند ماهه که دارم فقط مطالب و گوش میکنم و عمل میکنم به لطف خداوند باورهایم در حال تغییر کردن هست روزهای خیلی سختی رو داشتم سپری میکردم شرایط خوب نبود تا حالا؛ اما از روزی که دارم روی خودم و باورهام کار میکنم دارم نشونه های کوچک و دست آوردهای کوچیکو میبینم و ادامه میدم

    کامنت های دوستان رو میخونم کلی انرژی میگیرم که من هم میتونم من هم به تک تک هدفهام میرسم و از این مسیر لذت میبرم

    خداروشکر میکنم که توی مسیر تغییر قرار گرفتم

    تشکر ویژه از آقای عباس منش و خانم شایسته بابت این همه مطالب و آگاهی های که در اختیار ما گذاشتن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    محمد طاها افضلی نیا گفته:
    مدت عضویت: 627 روز

    سلام به استاد و مریم شایسته و دوستان عزیز

    خدا رو واقعا سپاس گزارم برای این فایل زیبا من همین امروز چکش رو خوردم و نشانه رو دیدم که باید روی خودم کار کنم چند وقتی بود که دیگه خودم رو رها کرده بودم و به سایت سر نمی زدم و تلاش می کردم که آگاهی های سایت رو در عمل اجرا کنم ولی امروز متوجه شدم که سر زدن به سایت و مرور آگاهی می تونه خیلی به من کمک کنه چون متوجه شدم که یسری نکات مهم رو فراموش کرده بودم و امروز با گوش دادن به این فایل به من یاد آوری شدم و متوجه شدم که باید ادامه بدم.

    در چه حوزه‌ای (مالی، رابطه، شغلی یا سلامتی) شما منتظر ماندید تا جهان “چکش” را بردارد و یک تضاد دردناک (مثلاً ورشکستگی، بیماری، یا جدایی) شما را وادار به تغییر مسیر کند؟ من در حوزه توسعه فردی منتظر نشسته بودم تا چکش رو بخورم یعنی کار کردن روی خودم و یاد آوری آگاهی ها به خودم رو فراموش کرده بودم و خب نشانه هاش رو هم دیدم, اینکه چطور دعوا هایی بین من و افراد شروع شد اینکه چطور احساس بی ارزشی بیشتر در من پیدا شد من در واقع ناامید شده بودم چون هر چه قدر که روی خودم کار می کردم اون نتیجه ای که می خواستم رو نمی گرفتم در صورتی که من خیلی روی نتیجه زوم کرده بودم و لذت از مسیر و استفاده از خود آگاهی ها رو فراموش کرده بودم.

    همچنین، امروز، در حالی که اوضاع شما “خوب” است، چه یک حرکت کوچک یا بزرگِ پیشگیرانه‌ای انجام داده‌اید تا جلوی بروز یک تضاد احتمالی در آینده را بگیرید (مصداق گروه چهارم)؟ یک روتینی برای لیاقت خودم درست کردم که نزدیک دو ماه هست که دارم بهش عمل می کنم و توی این روتین روی ارزشمند دونستن خودم و اینکه ارزش از بیرون نیست و همین طور جنبه ثروت لیاقت کار می کنم اینکه من لیاقت بهترین درآمد ها و بهترین نعمت ها رو دارم که نتایج این روتین رو آروم آروم دارم می بینم و خدا رو شکر داره درآمد ام افزایش پیدا می کنه و روز به روز فرصت های پول ساز برای من بیشتر می شه.

    همه شما رو به خدای بزرگ می سپارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    سجاد طبسی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 3146 روز

    به نام تنها جریان هدایت

    سلام به خانواده ی هم فرکانس

    استاد عزیز چقدر خوبه که قانون تکامل نه اینکه فقط هدایتمون کرد به این کلاب هوس بلکه داره تکامل درون خود این برنامه هم رخ میده یعنی تمکامل توی تکامل هدایت توی هدایت میشه که از این فایل به بعد بهتر فهمیدی که قبل از اینکه دوستان بیایند بالا و صحبت کنند بگی هرکسی فقط در مورد فلان نکته و مختصر صحبت کنه که تند تند بقیه هم از نتایجشون بگن و ایجاد باورهای قویتر بیشتری برا بقیه بشه

    از موقع ای که این دوستان عزیز در مورد نتایجشون گفتند که ما در اینقدر فاصله زمانی نتایج عالی کسب کردیم و الان درآمد 100میلیونی و بعضی از دوستان که بیشتر دارند واقعا خیلی انگیزه ام رو بیشتر کرد همش دارم با خودم حرف میزنم که من سجاد واقعا باید کارکردن روی خودم رو خیلی خیلی بیشتراز اینها کنم بگم 100برابر 1000برابر بیشتر پس شدنیه از زمان شنیدن این فایل مدام دارم باخودم میگم واقعا من اون کارکردی رو که باید روی خودم انجام ندادم پس باید از امروز خیلی باکیفیت تر و عالی تر روی خودم کار کنم

    اگه میخواهم به اون اهداف و خواسته های دلخواهم برسم

    خب معلومه که میخواهم برسم چیزی جز این نیست

    واقعا به تمام دوستانی که این نتایج عالی رو کسب کردند تبریک میگم و افتخار میکنم چونکه باور عالی تری هم به من و بقیه منتقل میکنند،امیدوارم هرروز از این بیشتر عالی تر و ثروتمندتر بشند

    چونکه خودمم دنبال ثروتمندی،خوشبختی بیشتر

    سلامتی

    آرامش و اهداف بسیار بزرگ و رویایی هستم

    خب واقعا همش دارم با خودم میگم درسته که من در این مسیر یه عالمه تغییر کردم اما واقعا چرا خیلی بیشتر و بهتر از این میتونستم باشم اما نیستم

    و جوابی قانع کننده برا ذهنم که چطور این دوستان این همه نتایج عالی گرفتند

    پس منم نتایج بسیار عالی رو میتونم کسب کنم دیگه جای بهانه و بحثی باقی نمیمونه

    استاد شما گفتی که از کدوم دسته آدمها هستید چهار دسته رو نام بردین خود من بشخصه همیشه سعی بر این بوده که واقعا از همون دسته افرادی که بدون اینکه جهان مجبورم کنه خودم دست به تغییر میزدم حتی اون موقع ها که نه آگاهی نه اطلاعاتی نه تجربه ی زیادی داشته باشم بااینکه با یه عالمه مخالفت های دیگران روبرو میشدم اما خودم دست به تغییر میزدم

    اما حقیقتا همیشه ام اینگونه نبودم

    در واقع خیلی میخواستم خودم تغییر کنم پیشرفت کنم پیشرو باشم اما بدلیل یه عالمه باورها و ترمزهای وحشتناک ذهنی که داشتم نمیتونستم بااینکه مدتها و حتی سالها بدنبال خیلی چیزها بودم اما پیداشون نمیکردم اما واقعا به الان خودم که نگاه میکنم بخودم افتخار میکنم چونکه یه عالمه افراد رو میشناسم که خیلی آگاه تر از من بودند و یه عالمه شرایط های بهتر و یه عالمه از من مدارهای بالاتری بودند اما الان من هفت خان رستم رو گذراندم اما میبینم که اونها هنوز کیلومترها ته چاه هستند نه اینکه خودمو مقایسه کنم نه واقعا من اصلا دنبال مقایسه کردنم خودم با دیگران نیستم

    بلکه حرفم اینکه واقعا باور و ایمان مهمه نه استعداد و مدرک خاص تحصیلی یا هرچیز دیگه ای

    مهم اینه که بخواهی و تمرکزت فقط روی کار‌ خودت باشه اونموقع خواهی دید که خداوند چگونه برات همه چی رقم میزنه،،

    خب بریم قسمت بعد بازم انگیزه و باورهای زیبای بهتری رو دریافت کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3285 روز

    بنام خداوند بخشنده ومهربان

    سلام به استاد عزیزم ومریم جان ودوستان گلم

    خداروشکر از روزی که تصمیم گرفتم خودم وزندگیم را تغییر بدم دارم سعی میکنم قدمهایی را پیوسته بردارم

    استاد من چند سالی هست که عضو سایتم حتی چند تا از محصولات شما را خریدم ولی هیچ موقعه متعهدانه به آموزه ها عمل نکردم هراز چندگاهی فقط برا اینکه حالم خوب بشه یه فایلی را به خصوص فایل مالک تو چه کسی هست گوش میدادم که انصافا این فایل خیلی رو من تاثیر گذاشت ویه پرونده دادگاهی داشتم هر موقعه به مشکلی بر میخوردم میگفتم بخودم آن طرف یا آن قاضی قدرتش که از خدا بیشتر نیست ومدام با خودم تکرار میکردم قدرتمندترین فرمانروای جهان خداونده و آنچه من میخواستم در بهترین زمان ممکن درست میشد .

    بخاطر وابستگی شدید به همسرم خیلی سطح توقعم بالا رفته بود فکر میکردم رابطه خوب یعنی همسرم بدون من جایی نره همانطور که من نمیرفتم ،هرکاری میخواد بکنه به من بگه ،؟هرکسی در طول روز باهاش تماس میگیره به من بگه به خصوص خانواده اش ،هر اتفاقی در مغازه اش میوفته اگر از کسانی که من میشناسم مشتریش بودند اگر آن روز مغازه اش رفتند به من بگه خلاصه اگر یکم دیرتر از موعد همیشه میومد خونه من بهم میریختم عصبانی میشدم وهمیشه باهم بحث داشتیم همسرم سعی میکرد هر دفعه منو متوجه اشتباهم بکنه ولی من از بس به نجواهای ذهنم میدان میدادم دو روز خوب بودم دوباره همان رویه رو پیش میگرفتم همیشه بحث ودعوای ما بخاطر دیگران بود هر دفعه من میخواستم همسرم را عوض کنم به جای اینکه تمرکز را بزارم رو خودم تا اینکه جهان با مشت ولگد به من حالی کرد آن کسی که باید تغییر کنه تویی فهیمه شرایطی برام پیش آمد در ظاهر خیلی بد آنقدر به جرات میتونم بگم خدا فرصت دوباره زندگی را به من داد در این شرایط عشق وعلاقه همسرم به من ثابت شد فهمیدم خیلی از رفتارام که از عدم ارزشمندی وعدم لیاقت من و احساس کمبود و عدم اعتماد بنفسم هست باید عوض کنم باید رو باور اینکه من ارزشمندم وبهترینم ولایق بهترینها کار کنم باید توقعم فقط از خداوند باشه اگر دیگران هم کاری برام انجام میدن آنهارا دستی از بی نهایت دست خداوند بدانم خلاصه استاد فهمیدم که خیلی باید رو خودم کار کنم در این برهه زمانی خیلی از عادتهای بدم راشناختم یعنی خودم را بیشتر شناختم فهمیدم خیلی نعمتها داشتم و به چشمم نمیومد برام عادی شده بود روابطم با پدر و مادرم خیلی صمیمی شد فهمیدم رو هیچ کس به جز خدا نباید حساب کنم به همین خاطر نبود دیگران دیگه احساسم را بد نمیکرد قبلا ذهنم خیلی مقاومت داشت به سریال زندگی در بهشت وبه خیلی از حرفهای شما که الان میفهمم چون از نظر فرکانسی در مدارش نبودم الان هرروز سعی میکنم یه قسمت زندگی در بهشت یا سفر به دور آمریکا را ببینم سعی میکنم وقت بیشتری تو سایت باشم وسعی میکنم پا روی ترس ازقضاوتم بزارم حتما تو هر فایل کامنت بزارم وهر روز کامنت دوستان را تو فایلهای مختلف بخوانم مقاومت ذهنیم میتونم بگم کم شده یا حتی از بین رفته چون همون دست وپا شکسته هم که به قانون عمل میکردم وفایلا رو گوش دادم نتیجه اش را میدیدم

    ممنون از شما ومریم جان وسپاسگزار خدایی هستم که فرصت جبران وفرصت دوباره زندگی را به من داد

    در پناه خدا شاد و سلامت وثروتمند وسعادت مند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    الهام محسنی گفته:
    مدت عضویت: 1044 روز

    واااای وای خدایا عظمتتو شکر هررر چقد بگم شکرت کم گفتم نمی‌دونید چقدددررر الان حالم خوبه چقد بمب انرژیم الان ، قضیه از اینجا شروع شد که چن روزی بود من گوشی خودمو که دستم می‌گرفتم یه ندایی درونم همش میگفت من هر موقع بخوام آیفون بخرم این گوشی که دارم ( گوشیم شیائومی بود مدل نوت هشت پرو ) رو میدم به داداش کوچیکم که گوشی نداره ، اینو در نظر بگیرید اون موقع من حتی نمیتونستم یه هندسفری هم بخرم چه برسه آیفون بگیرم اونم اینجوری که اصن گوشی خودمم نفروشم حالا بدمش به داداشم، همینجوری این نجواها تو ذهن من تکرار میشد ، منی که چند روزی بود اصلا اینستاگرام نمی‌رفتم چون داشتم تمرین می‌کردم که ورودیای ذهنمو کنترل کنم یهو دستم خورد به استوری یکی از بلاگرا و دیدم یه جشنواره قرعه کشی گذاشتن جایزه اول آیفون چهارده بنفش بود دومی پنجاه ملیون پول نقد و چنتا اسمارت واچ و سرویس طلا و یسری چیزای دیگه ، یهو انقد قلبم عجیب شاد شد از اونجایی که قرارو گذاشته بودم تمام نشانه ها رو دنبال کنم گفتم اهاااا این نشانه برا منه و الا مثلا چرا باید من به دلم بیفته که آیفون میخرم و اینا ، بعد تو یه استوری عکس ایفونه رو هم گذاشته بود انقد عمیق محو نگاهش شده بودم که یه اسکرینم ازش گرفتم گفتم خدا جونم ایمان دارم این ایفونه برا منه منی که تو عمرم حتی یه خودکارم برنده نشده بودم اون لحظه ایمان عمیقی سرتاسر وجودمو پر کرد که این برا منه ، تو دفتر شکرگزاریم برداشتم راجب این گوشی که من برنده شدمو، گوشی خودمو دادم داداشم ، همچین حسی دارم موقع دست گرفتن و آنباکس کردنش و خلاصه غرق نوشتن راجب آیفون خوشگلم شدم و کلیییی بابتش از خدای مهربون و عزیزم تشکر و سپاسگزاری کردم ، بعدش یه کووووچولو که به دلم تردید افتاد زود اومدم تو این سایت پر از انرژی مثبت و قسمت home نیت کردم و زدم رو اون کلید ابیه و گفتم خدا جونم یه نشونه سر راه من بزار که ایمان قلبی من به برنده شدن آیفون محکمممم تر بشه باز کردم دیدم این همون فایلیه که یبار قبلنا نیت کردنی هم واسم آورده بود ولی آخه اینکه جواب سوال من نیست، یهو اولین کامنت دیدم یکی نوشته استاد اینکه کلاب هوس فقط رو گوشی آیفون باز میشه دلیلی شده که من تصمیم بگیرم یه آیفون بخرم ، ینییییی من اینو که خوندم گفتم وای خداااا چقد قشنگ تو داری با من حرف میزنی الهی فدای مهربونیت و نشانه های خوشگل خوشگلی که برام میزاری بشم ، چن روزی گذشت و این پیام اون دوست عزیز واقعا ایمان من به برنده شدن و صدها برابر کرده بود هر روز تو دفتر شکرگزاریم بابت گوشی ایفونی که برنده شده بودم خدا رو شکر میکردم و حس خوبمو به کائنات انتقال میدادم ، یه روز که نتمو روشن کردم بیام یوتیوب که پستای استادو ببینم یهو دیدم از اینستا یه نوتیف بالای گوشیم افتاد که تبریک میگیم شما برنده آیفون چهارده شدین آدرسو برا ارسال بفرستین واسمون اون لحظه از شدت خوشحالی و اونقدی که خدا رو قشنگ انگار بغل خودم احساس میکردم اشک از چشام همینجوری داش میریخ و فقط ریپیت وار میگفتم خدا جونم شکرت شکرت ، خلاصه که آیفونمم برام فرستادن و من ذوق زده ترین بودم و گوشی خودمم دادم داداشم اونم خیلی خوشحال شد، میخام بگم هر لحظه شیش دنگ حواستون به نشانه ها باشه، مغز ما کاری می‌کنه که این نشانه ها رو نبینیم و وقتی میبینیم راحت از کنارشون رد شدیم و بگیم باباااا اینکه چیزی نیس اینو که ولش عادیه الکی خودتو مسخره نکن و اینجور چیزا ولی تو رو خدا به نجواهای منفی ذهنتون اهمیت ندین و بدونین با هرررر چی هم فرکانس شین هر جای دنیا باشین میاد و پیداتون میکنه، قبل این من شاید بیست بار تو این جشنواره ها شرکت کرده بودم ولی هیچی برنده نشده بودم و فک میکردم همشون الکیه اون قد که یمدت بود دیگه تو هیچ کدوم شرکت نمی‌کردم ولی ایندفعه یه ندایی درونم گفت بزن و بسپر به اون بالاسری و منم به ندای خوشگله قلبم گوش دادم و اینکارو کردم و عمیقأ سپردمش به خداجونم و الان گوشی قشنگم دستمه و باهاش دارم این کامنت خوشگلو اینجا میزارم ، استاد عباس منش عزیزم با تمام وجودم ازتون ممنونم این سایت گرانقدر شما جعبه جادویی منه هررر موقع دنبال نشانه ای باشم میام اینجا و امکان ندارم جواب منو نده از خدا براتون نور و عشق و آگاهی بیشتر و بیشتر طلب میکنم و روزی هزاران بار خدا رو بابت اینکه شما رو تو مسیر من قرار داد شکر میکنم ، لاو یوووووو عاشقتونم ⁦️⁩

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    صفاگنجی گفته:
    مدت عضویت: 2062 روز

    به نام خداوند بخشنده و آگاه

    به نام خداوندی که آگاهی، قدرت انتخاب و توان تغییر را در درون ما نهاده است. خدایی که هیچ فشار و تضادی رابی‌حکمت به زندگی ما نداده و هر چالشی فرصتی برای رشد و تعالی ماست. خدایی که دستش را بر زندگی ما می‌گذارد تا ما یاد بگیریم، بیدار شویم و بهترین نسخه خودمان راارائه بدهیم

    سلام و درود به استاد عزیزم

    سلام و احترام بی‌پایان به استاد بزرگوارم، که با هدایت و تجربه‌های ارزشمندتون، مسیر یادگیری و رشد را برای ما روشن می‌کنید. سپاسگزارم از همه درس‌ها و گفته‌های شما که چراغ راه من و دوستانم بوده و هست. از شما یاد گرفته‌ام که تغییر، آگاهی و توحید در زندگی، نه فقط ممکن، بلکه ضروری است.

    خدایا، سپاسگزارم برای این روز تازه و فرصتی که برای زندگی، رشد و بهتر شدنم بهم دادی.

    سپاسگزارم برای آگاهی، برای قدرت انتخاب، برای قلبی که هنوز مشتاق یادگیری و تغییر است.

    سپاسگزارم برای درس‌هایی که جهان بهم داده، حتی وقتی سخت بودند، چون فهمیدم که هر فشار و هر تضاد، فرصتیه برای رشد، تعالی و نزدیک‌تر شدن به بهترین نسخه خودم.

    خدایا، ازت می‌خواهم که دستت را روی زندگی‌ام بگذاری و مرا در مسیر بهبود مستمر، عزت نفس واقعی و رشد توحیدی هدایت کنی.

    کمکم کن که هیچ چیزی نتونه روح و شخصیت منو له کنه، و هیچ کسی نتونه منو از مسیر ارزشمندم منحرف کنه.

    کمکم کن که با آگاهی کامل، با شجاعت و با عشق، روی خودم کار کنم و مرزها و ارزش‌هایم را حفظ کنم.

    خدایا، کمکم کن افرادی را وارد زندگی‌ام کنی که شایسته و ارزشمندند و هر کسی که حاضر به تغییر و احترام نیست، بدون درد و اضطراب، از مسیرم کنار برود.

    سپاسگزارم که همیشه همراه منی، حتی وقتی خودم کوتاهی می‌کنم و فراموش می‌کنم.

    سپاسگزارم برای فرصت تغییر پیش از بحران، برای توانایی یادگیری و برای قدرتی که درونم نهاده‌ای تا زندگی‌ام را بسازم و با توحید، عزت و استقلال پیش ببرم.

    خدایا، این روز و این مسیر را با تو آغاز می‌کنم و با تمام وجودم عهد می‌بندم که هر روز آگاهانه و پرانرژی روی بهبود خودم کار کنم و زندگی‌ام را به سمت شادی، استقلال، ارزش و احترام واقعی هدایت کنم.

    امروز می‌خواهم با خودم و با جهان عهد ببندم. عهد می‌بندم که با آگاهی کامل و با تمام انرژی‌ام روی بهبود شخصیتم کار کنم؛ روی کیفیت روابطم، روی سلامت جسمانی، روی رشد مالی و روی تعالی شخصی. عهد می‌بندم که این مسیر را نه به خاطر دیگران، بلکه به خاطر خودم و با توحیدی کامل ادامه دهم.

    در این مسیر، کاملادرک کردم که آدم‌ها معمولاً به چهار دسته تقسیم می‌شوند:

    من تا کنون در بخش‌هایی از زندگی تجربه هر چهار نوع را داشته‌ام. گاهی صبر کرده‌ام و زیر فشار جهان فرو رفته‌ام، گاهی وقتی هنوز اوضاع خوب بود، تصمیم به تغییر گرفته‌ام و مسیرم را ارتقا داده‌ام. امروز می‌خواهم تعهدم را جدی کنم: می‌خواهم همیشه قبل از رسیدن بحران، آگاهانه خودم را بهبود دهم.

    من با خودم عهد می‌بندم که فارغ از وابستگی یا ترس از قضاوت دیگران، در روابطم با اطرافیانم کاملاً توحیدی، آزاد و خودآگاه عمل کنم. دیگر اجازه نمی‌دهم توهین، تحقیر، قضاوت یا سوءبرداشت دیگران، شخصیت و عزت نفس مرا زیر فشار بگذارد. دیگر برای حفظ رابطه‌ها با ترس همسر یا احترام به بزرگترهای فامیل، خودم را قربانی نمی‌کنم. تا کنون به خاطر ترس از قضاوت شدن، بسیاری از بدی‌ها و ناهنجاری‌های اطرافیانم را نادیده گرفته‌ام و صبر و تحمل را با پذیرش بی‌حد اشتباه گرفته بودم، اما اکنون فهمیده‌ام که این نوع تحمل مانع رشد من بوده و شک و دودلی در من ایجاد می‌کرد.

    در این پروژه، من با خودم عهد می‌بندم:

    هر فردی که در رابطه با من توهین، تحقیر یا قضاوت ایجاد می‌کند، خط قرمز من است و از چنین روابطی فاصله می‌گیرم.

    تمام تمرکز و انرژی‌ام را روی بهبود شخصیتم، ارتقای کیفیت روابطم و تقویت ارتباط با همسرم قرار می‌دهم.

    اجازه می‌دهم خداوند با دستان توانایش افراد شایسته را وارد زندگی‌ام کند و هر کس که حاضر به تغییر یا احترام نیست، بدون تردید از مسیرم کنار گذاشته شود.

    من می‌دانم که این مسیر آسان نخواهد بود، اما تجربه‌هایی مانند بهنام و راستین به من نشان داده‌اند که تغییر پیش از بحران، چقدر زندگی را روان‌تر و موفقیت‌ها را سریع‌تر می‌کند. همانطور که بهنام در شرایط ظاهراً ایده‌آل تصمیم گرفت مسیرش را تغییر دهد و به موفقیت عظیمی رسید، من هم امروز می‌خواهم پیش از هر بحران، خودم را ارتقا دهم. و همانطور که راستین آموخت، وابستگی و انتظار از دیگران، تنها مانع رشد است و من می‌خواهم مستقل و آزاد باشم.

    با یاری خداوند، من این پروژه را مصمم و مستمر ادامه می‌دهم تا تغییرم بنیادین شود. من دیگر صبر و تحمل را با سکوت در برابر توهین و تحقیر اشتباه نمی‌گیرم؛ بلکه هر روز با آگاهی، قدرت و تمرکز، خودم را ارتقا می‌دهم و روابطم را به سوی احترام، ارزش و محبت واقعی هدایت می‌کنم. من تصمیم گرفته‌ام که همیشه در مسیر بهبود باشم، پیش از آنکه جهان چکشش را بالا ببرد و زندگی‌ام را سخت کند.

    این عهد، عهد آزادی، رشد، خودآگاهی و توحید من است. و من با تمام وجودم آن را نگه می‌دارم، تا زمانی که شخصیت و مسیرم کاملاً بنیادین تغییر کند و زندگی‌ام به سمت تعالی، احترام و شادی حرکت کند.

    و حالا، بعد از همه این فکرها، تعهدها و تصمیم‌ها، می‌دانم که مسیر تازه و پرچالش پیش روی من روشن است. می‌دانم که هیچ راه میانبری وجود ندارد و هیچ کس جز خودم نمی‌تواند مسئول تغییر واقعی زندگی من باشد.

    اما با تمام وجودم انتخاب می‌کنم که همیشه در مسیر رشد و بهبود باشم، پیش از آنکه بحران مرا مجبور کند. انتخاب می‌کنم که با شجاعت، آگاهی و توحید، مرزهایم را حفظ کنم و اجازه ندهم کسی، چه نزدیک و چه دور، مرا تحقیر، توهین یا کوچک کند.

    می‌دانم که هر روز قدمی کوچک، هر تغییر آگاهانه، هر تصمیم درست، مرا به سمت بهترین نسخه خودم نزدیک‌تر می‌کند. می‌دانم که وقتی تمرکزم روی خودم و روابطم با ارزش واقعی باشد، زندگی‌ام روان‌تر، پرانرژی‌تر و پر از شادی و احترام می‌شود.

    پس امروز، دوباره با خودم عهد می‌بندم:

    با آگاهی کامل، روی رشد شخصیتم کار کنم

    مرزها و ارزش‌هایم را حفظ کنم

    اجازه ندهم وابستگی یا ترس از قضاوت دیگران، زندگی‌ام را منحرف کند

    و هر روز، با انرژی، توحید و شجاعت، قدمی به سوی خود واقعی و آزادم بردارم

    با یاری خداوند، این مسیر را با تمام وجود ادامه می‌دهم، تا وقتی که شخصیت، رفتار و زندگی‌ام کاملاً بنیادین تغییر کند و به سمت تعالی، آزادی، احترام و شادی واقعی حرکت کنم.

    و هر بار که به عقب نگاه کنم، با لبخند و آرامش بگویم: «من مسیرم را آگاهانه انتخاب کردم، رشد کردم و آزاد شدم»

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    مریم انصاریان گفته:
    مدت عضویت: 2103 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

    «وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ»

    «أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ»

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    سلام استاد جان سلام استاد شایسته عزیز

    سلام به همه دوستان خوبم

    من میتونم بگم جزو سه تا دسته هم بوده ام.

    از بچگی دوست داشتم تغییر رو اما متأسفانه از مسیری دنبال تغییر بودم که جامعه بهم یاد می داد و نه قانون جهان ، واسه همین اومدم و اومدم شدم جزو دسته سوم.

    خوب هم دردش بیشتره هم انرژی بیشتری میخواد هم کم آوردنش زیاده… اما میدونم که اگر ادامه ندم باید برم جزو دسته آخر…..

    برای همین دارم همه تلاشم رو میکنم ولی میدونم دیگه داره زمانش میرسه که بعد از گذر از این چالش ها یه شخصیتی از من ساخته بشه که لبخند رضایت خدارو بتونم ببینم.

    اوایل خیلی ناراحت میشدم حالم بد میشد میرفتم تو مدارهای پایین تر باز، میگفتم پس کی میشه ، چرا برای من فقط اینجوریه .

    اما وقتی رسیدم به نوشته های سعیده شهریاری عزیزم که بر خلاف بقیه دوستانی که مدتها بود من پیگیر کامنت هاشون بودم و فقط حرفها گل و بلبل بود ، و البته نتیجه های مد نظرم رو نمیدیدم تو کامنتهاشون و منو به این باور داشت میرسوند که حتما نمیشه و چرا نمیشه، نوشته های سعیده جان تابید به ذهن تاریکم و منو نجات داد.

    اگر بقیه از دیدن نتایج خوب سعیده خوشحال میشدن من از نوشتن سختی هاش و گریه هاش و … خوشحال میشدم!!!!

    و تازه داشتم می‌فهمیدم که من مسیرم درسته و این بالا پایین شدن ها ، این همه چالش و سختی هام طبیعی هست ، چون شخصیتم بیشتر داغونه چون جزو گروه سوم هستم.

    برای من اینا درس بود که دیگه اون خود سرزنشی ها ، اون بی تابی ها جاشو داد به تسلیم تر بودن به راضی بودن اینکه خودم خلق کردم تا هر جا لازم باشه خودمو تغییر میدم.

    البته که سخته اما ارزشش رو داره.

    سعیده شهریاری نازنینم ازت سپاسگزارم که از زندگیت نوشتی تا چراغ راه من باشی ، برات یکی شدن با اصلت با رب العالمین رو در لحظه لحظه زندگیت آرزو دارم.

    إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ

    صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    سهیلا راد گفته:
    مدت عضویت: 1195 روز

    خدای مهربانم من هرچی دارم از تو دارم ازت بی‌نهایت سپاسگزارم

    مریم جون و استاد عززززیزم سلام‌ ازتون سپاس گزارم برای اینکه چراغ راه من شدید برای این همممه تغییر و زندگی جدیدی که دارم تجربه میکنم.

    استاد درباره این فایل من خدا میدونه چندبار این فایل ها رو قبل از حذف شدن گوش داده بودم. ولی جالبه الان این جمله رو تازه شنیدم که اگر خودت «در حالِ پیشرفت» باشی، تضادِ خاصی به‌وجود نمی‌آید. نقطه، سرِ خط! چقدر درسته و منو چقدر چراغ تو ذهنم روشن شد.

    استاد منم جزو دسته دوم بودم که تا کتک رو نمیخوردم تغییر نمیکردم. حتی گاهی رو به فروپاشی بودم

    همین آشنایی من با شما دقیقا همینطور بود.زمانی با شما آشنا شدم که دیگه نه ایمانی برام‌مونده بود نه امید خاصی. یه سهیلا افسرده با باورهای بینهایت محدودکنندهِ ترسوِ نگرانِ ناامیدِ بی ایمان. فقط نگاهم به دست آدما بود. دقیقا مثل کسی که گدایی میکنه فقط خیلی در قالب باکلاسش. التماس رئیس بانک رو میکردم‌برای وام. برای هرچیزی خودمو شکست خورده نشون میدادم. اینا همش به خاطر تضادی شکل گرفت که خودم با رعایت نکردن قانون تکامل بوجود آوردم. وقتی رسیدم‌به نقطه ای که هرلحظه امکان فروپاشی داشتم خدا فایل شما رو پلی کرد و من شنیدم و در کمتر از یکهفته به چنان آرامشی رسیدم که مدتها بود نداشتمش‌. از همون لحظه خودمو بستم به فایل ها و یکی یکی مسائلم حل می‌شد. مهمترینش همین آرامشم بود. من خودمو خدا رو گم کرده بودم. و بعد پیدا کردم و آروم شدم.

    یا یه مثال دیگه اینکه من بعد از بارداری وزنم کم که نشد بیشترم شد‌.3سالونیم انقدر احساس بدی نسبت به خودم و وزنم داشتم ولی هربار به جای اینکه تغییر کنم بدتر میخوردم. تا به خاطر وزنم راه رفتن سخت شد انجام کارهام اذیت کننده شد.به حدی رسید که از یه جایی دیگه با یکی از فایل های معرفی قانون سلامتی خدا هدایتم کرد و چنان آسان و راحت در سیر ترین حالت ممکن به وزن دلخواهم رسیدم.همین الان هم این فایل یه نشانه ای شدیم که بازم نیازه مراقب باشی تا توی این هیکل بمونی

    استاد من به تازگی بزرگترین مسئله زندگیم حل شد و من الان دارم میبینم همش با امیدم فقط به خداوند، توکلم بهش، تجسم (اونم نه هرروز ولی تجسم با احساس رسیدن به اون نقطه)، تغییر افکارم و به دنبالش باور کردن به افکار جدیدم، تکرار هرلحظه اون باورها و باور به قدرت خداوند و قدرت ذهنم و باورهای من، توی مومنتوم خواستم موندن و خلاصه تغییر شخصیتم اون خواسته رو خلق کرده اونم در طبیعی ترین، راحت ترین ، آسان ترین حالت ممکنش‌‌. جوری که همش میگم واقعا حل شد؟ چقدر اسون! چطور انقد راه حلش اسون بود، چرا برای من آنقدر بزرگ بود

    و همین موضوع به من ایمانی داده نمیتونم تو کلمات بیارمش. ایمانم به خداوند، به قدرتش، به فروانرواییش، به ربوبیتش، به قوانینش، به قانون مندی خداوند هزار برابر شده

    استاد دلم میخواد جوری که لایقش باشید ازتون سپاسگزاری کنم.اما انگار ناتوانم در این کار، این راهنمای مسیر بودنتون اینکه انقدر قشنگ خواستید و خداوند هداییتون کرد و قوانین رو انقد قشنگ درک کردید تجربه کردید و انقدر قشنگ به ما آموزش میدید کار بنده صالح خداوند بودنه. هرروز دارم براتون آرزوی سلامتی، عمرطولانی ، درک بیشتر و بهتر خداوند و قوانین جهانش رو براتون از خدا میکنم

    الهی تنتون سالم در کنار عزیزانتون و ما باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: