تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱ - صفحه 21


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

738 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حسن شهبازی گفته:
    مدت عضویت: 2534 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام استادعباس منش عزیز

    و خانم شایسته گرامی

    و دوستان خانواده سایت عباس منش

    من اوضاع زندگیم خیلی خوبه خداروشکر ماشین دارم خونه دارم با همسرم خوبم در کل زندگی خوبی دارم ولی چند هفته پیش تو محل کارم که کارم دولتی هستش خیلی بهم برخورد که چرا درجا زدم که چرا پیشرفتی ندارم چرا میخوام هر چی بخرم همش ذهنم میره سمت حسابم که پره یا خالی خیلی فشار روانی اومد سراغم از همون موقع تصیمیم گرفتم سفت و سخت بیام سراغ روانشناسی ثروت یک از کامنت ها شروع کنم به خوندن تا باورهام رو تغییر بدم جلسه یک رو هم چندین بار تو راه برگشت تو راه رفت وقتی خونم وقتی تنهام در حال گوش دادنم و اینسری اگه تنبلی نکنم میخوام هر روز خودمو بهبود ببخشم و با اومدن این پروژه که باعث شد تزریق سوخت روحی روانی بشه و ادامه کارمو بیشتر ادامه بدم و خوب و خوب و عالی تر بشم .

    مشکلی که من دارم اینکه وقتی اوضاع مالیم خوب میشه دیگه ترمز میکنم و اونقدر میمونم و در جا میزنم تا حسابم خالی بشه و باز هم یادم می افته که باید باورهامو عوض کنم ولی اینسری تصمیم قاطع گرفتم که این تغییر باورها رو ادامه بدم تا اوضاع مالی من هر روز بهتر و بهتر بشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    سمانه جاویدی گفته:
    مدت عضویت: 901 روز

    سلام و احترام خدمت استاد عزیز،و مریم جان عزیز،که اینقدر برای بهبود سایت زحمت میکشن

    من به طور کلی آدم واکنشی به هشدار ها و واکنشی در لحظه آخر هستم و میخوام از این به بعد در هر روز به فکر بهبود و پیشرفت تو جنبه های،مختلف زندگیم باشم

    مثلا ما تو 10 ساله مرکز استان زندگی می‌کنیم و قبلا تو شهرستان بودیم مامهاجرت کرده بودیم به مرکز استان ولی،همچنان کارمون تو شهرستان بود البته من مدام به همسرم میگفتم که باید کارمون رو انتقال بدیم همینجا ولی ایشون مقاومت می‌کرد که اجاره ها گرونه و …تا اینکه کاری که منبع درامدمون بود کلا تعطیل شد یعنی همسرم مقاومت کرد تا جایی که راهی غیر از تغییر نداشت کار تعطیل بود و مخارج ماهم زیاد از مدرسه بچه بگیر و الی آخر

    تا اینکه با هدایت خدای مهربونم ما کارمون رو به محل زندگیمون منتقل کردیم و الان داریم کارگاه 2 طبقه خودمون رو می سازیم و یه بیزینس عالی با دوره های خوب استاد علی الخصوص دوره ثروت 1و همین دوره احساس لیاقت که استاد فرمودن با این پروژه همراه کنیم

    ممنون از شما استاد که واقعا چشم ما رو زندگیمون باز کردین منِ نوعی هیچ وقت به این موضوع فکر نکرده بودم که من اصلا در برابر تغیر چطورم و اصلا اینکه بخوام تغییر کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    مجید بختیارپور عمران گفته:
    مدت عضویت: 1250 روز

    به نام خداوندی که بیشتر از من میخواد که من بدون هیچ فشاری تغییر کنم و هرروز یا هرهفته یا هرماه یا هرسال ثروتمندتر و آدم با کیفیت تر و موثر تری باشم

    به نام خدایی که تمام عشق هست و مهربانی

    خدایی که مارو بیشت خودمون دوست داره و برامون فرش قرمز پهن کرده تا بریم تغییر را در آعوش بگیریم

    چه جای قشنگ و زیبایی

    سلااااام و سپاااااااس

    به تو خدای بزرگ و بلندمرتبه ثروتمندم

    سلااااام و سپاااااس و خداقوت به استاد باعشق و تیم بسیاااااار قدرتمند و توحیدی ودوست داشتنی اش

    که هر روز به فکر بهتر شدن این مکان توحیدی هستن تا ما آسانتر و بهتر تغییر را درآغوش بگیرم

    و سلاااااام و سپاااااس فراوان حضور تک تک عاشقان نور و در جستجوی نور که همیشه با داستان های زیباشون سوپرایزم میکنند و مرا در مسیر تغییر بسیااااار کمک و همراهیه مهربانی هستند دوستتان دارم چون هم بی نظیرین هم لایق دوست داشته شدنید…قلب فراوان برای شما

    دیروز تو تمرین شکرگزاری و قدردانی ان از پروردگار مهربانم اینو گفتم که خداجونم شکر ازاینکه اینجام تواین سایت توحیدی و عالی که مدیرش صاحبش تو هستی و دستان مهربانت چقد مثل تو خوب و مهربان هستن که اونسر دنیا هرروز دغدغه اش اینه که چیکار کنه این سایت بروزتر و عالی تر و زیباتر باشه تا ما بهترین و بیشترین بهره را اونم براحتی ازش ببریم

    دقیقا تو دلم ازین تشکر کردم که استادعزیز با تیم دوست داشتنی عزیزش داره هر روز کار و برای ما آسانتر میکنه اون از کاری که تو عقل کل انجام دادند که بی نظیررررررررر هست و کاری که الان اینجا انجام دادن چندین روز و ماه وقت گذاشتن اونم باعشقققققق تا ما خیلی راحت حتی برای فایل ها و سوالات مهم خودمونو زیاد به زحمت ندیم که خدایی نکرده بقول معروف کمر مون رگ به رگ نشه خخخخخخخخ

    استاد جان دست مریزاد دمتون گرم ناز شصتتون خدا به اون انگشتان و چشمانی که پشت مانیتور نشسته و داره کلیدواژه های زیبا رو اینجا مینویسن سلامتی و نیروی الهی بده تا هرروز قویتر از روز قبل در کار باشه برای صاحبش زیباترین هارو خلق کنه خدابه اون سلولهای ذهنی که داره زیباتربن ها رو میسازه و دریافت میکنه و برامون سراسر عشق تولید میکنه سلامتی و نیروی الهی بده واقعا دم خودتو و تیم توانمند و باعشقت گرررررررم خیرشو هزاربرابر از خدا میگیرین و نوش جانتون ….

    من بصورت هدایتی از عقل کل اومدم این قسمت خیلی وقت بود بنر سایت و نگاه نکرده بودم تو قسمت کارها رو به خداسپردن سوالی که دوست عزیز آفای ایزدی شیر کرده بودن که بسیاااااااار محشر بود بودم تمام 540تا کامنتاشو خوندم دیگه حتماحسابی ایمانم به خدا به حد خوبی رسید که احتمالا در کسب و کارم جرات کنم تغییر ایجاد کنم یعنی با تمام وجودم پافشاری کنم و بگم خدایا من چیکار باید بکنم ؟

    بعد اومدم قسمت کامنتای رابطه خداوند با ثروت در ذهن را بخونم زدم روش چون صفحه اش و نبسته بودم تو قسمت برنامه های باز بوده زدن دیدم پرید اومد بیرون رفت رو صفحه اصلی سایت که بنر زده بود دوره جدید تغییر را درآغوش بگیر زدم روش توضحیات خوندم و گوش دادم و کیف کردم ولی یچیزی آزارم میداد نمیدونم چی بود رفتم قسمت سوال دیدم من تو گروه سوم هستم که ولی تو قسمت مالی هم دومم هم سوم وه خواسته ای بدلم شکل گرفت که بیام در گروه چهارمی ها باشم تا بدون اینکه فشاری بهم بیاد بدون چک ولگد خودم و تغییر بدم

    بعد که اسم دوره رو دیدم گفتم حتماااا خدا برام برنامه داره اونجایی که استاد گفتن مکملش دوه احساس لیاقت هست گفتم خدایا من که هشتم گروه نهم هست در تضاد مالی غرقم خبر ندارم الان این دوره رو چیجوری بخرم که هی داری میگی معحزه میکنه که دوباره تلنگری به خودم زدم گفتم مگه به خدا ایمان نداری مگه نمیکی اون همه چی تو میدونه و میدونه که الان پول نداری پس با همه اینا ترا هدایت کرد اینجا حتماااااا برنامه قشنگ و سوپرایزی که دنبالش بودی رو برات داره به شرط اینکه صبوری کنی و در این دوره بمونی و مشارکت کنی حتی اگه درست و حسابی الان نمیتونی به سوالا پاسخ بدی ولی بمون به فایل ها گوش بده کامنتای دوستاتو بخون یواش یواش راه میوفتی مهم اینه که اینجا خواسته های بزرکی و بدلت میندازه جرات گرفتن قدم هاییی رو بهت میده که الان فکر میکنی برزرگه و نمیتونی و این باعث میشه ازین دوره خوشت نیاد و بگی ول کن میرم همون قسمتی که بودم کامنتای اونجا رو میخونم مثل اصولن اهل زیاد تمرین انجام دادن اینجوری که حتماااا باید انجام بدم نیستم فکر کنم عجولم ودلن میخواد سریع جواب بگیرم یعنی دوروز نشده تمرین باید بهم جواب بده ولی خداروشکرررر الان چند ماهی تمرین نوشتنی جملات تاکیدی وشکرگزاری رو شروع کردن صبح ظهر شب اتجامش میدم اابته داخل گوشی برای هر تمرینی یه کانال زدم واسه خودم و خدا اونجا با خدا حرف میزنم و تمرینم و انجام میدم و خداروشکر میکنم

    این تمرین و که اول دیدم گفتم من نمیدونم چی بگم هیچی ندارم من که کلا غرق تضاد هستم و اینا باعث شده بود که ازاینجا برم ولی اسم این دوره اینقد باقدرت بود که نذاشت تسلیم ذهن دربه داغونم بشم قلبم کششش بیشتر بود و منو اینجا نگه داشت و الان که فایل راهنما و گام اول و که گوش کردم گفتم خدایاشکرررررررت که اینجام فهمیدم چقد غرق تضاد مالی بودم و نمیدونستم چیکار باید بکنم و هیج اقدامی نکردم درسته که تو این سه سالی که اینجام 24آبان امسال میشم سه ساله

    تمام وقت بیشتر وقتا تو سایتم و دارم فایل های مختلف و گوش میدم و کامنتا رو میخونم و مشارکتم دارم هر روز بیشتر وقتا اینجام و خیلیییی موفقیت ها درونی بدست آوردم جرات هام برای خواستن خواسته هام بیشتر شد اعتیاد داشتم 20سال درگیرش بودم ولی نه اون اعتیادی که دربه داعون باشم اعتیاد با پرستیژ بودم ولی خوب این آزارم میداد از وقتی وارد این سایت شدم و معنی واقعی توحید و شرک و فهمیدم دیگه برام سخت بود سیگار بکشم با مصرف مواد داشته باشم یا مشروبات الکلی بخورم یا مریض بشم یعنی هر اتفاقی رو به شرک ربط میدادن الا اوضاع فقیری و مالی مو که الان همین الان فهمیدم چون ارین اهرم رنج و لذت شرک و توحیدی در اون کارا اعتیاد و تنبلی و ناامیدی و غم و بیماری …استفاده کردم تونستم موفق بشم اونم خیلی نرم و خیلی راحت بدون اینکه اذیت بشم اینو چندجا گفته بودم برخلاف خیلی از اونایی که درگیر هرنوع اعتیادی بودن که حین ترک و بعد ترک خیلی اذیت و آزار جسمی و روحی و ذهنی میبینن من با ایمان به توحید و رنج شرک براحتی که قابل باور نیست ازش گذشتم الانم پاک پاکم خیلییییی سرحال و قبراق و خیلییی خوشحال و شکرکزارم ولی ازاین اهرم نمیدونم چرا برای اوضاع مالیم استفاده نکردم تو رفتارهام با کسایی که بی قانونی میکنن اطرافیانم قبلا خیلی عصبی میشدم و باهاشون درگیر میشدم و یک وضعی برای خودم و عزت نفسم درست میکردم و حال خوبمو خراب میکردم الان خیلی خیلی خیلی تو این زمینه هم رشد کردم دیگه با هرکسی سعی میکنم نپرم ارتباط با آدمای منفی دوستان منفی و که با باورهام فاصله دارن و قطع کردم چون دیگه برام جذابیتی نداره من همه چیو با شرک و توحید میسنجم و تا حالا تو زمینه های اخلاقی درونی رشد و پیشرفت بسیاری داشتم دیکه از بی پولی نمیترسم مثل قبل از هزینه های ناگهانی یوقتی رخ بده هراس ندارم و نگرانش نیستم چون میدونم خدا هرگز مرا تو شرایط سخت قرار نمیده که خورد بشم چون من دارم هر روز ایمانم و بهش افزایش میدم و تو دلم میگم اگه هم اتفاقی بیوفته حتمااااا برام راهی باز میکنه که این ایمانه خیلیی بهم آرامش میده من از همه لحاظ خوبم یعنی خوب شدم خیلی آدم عصبی و گیر و همه را مقصر بدون الا خودم بودم ولی الان اصلاااا اینجوری نیستم شاید یسری وقتا لحظه ای اعصبانی میشم که فلانی مقصره ولی سریع برمیگردم تقصیر و بگردن میگیرم خیلی وقتا راحته خیلی وقتا به سختی ولی مسولیت و بگردن میگیرم و حالم چقد خوب میشه خداروشکرررررر فرق حال خوب و حال بد و میفهمم حال خوب کاذب و هم میفهمم تا گول نخورم ولی با همه این اوصاف اوصاع مالی ام افتضاح افتضاح الان یچیزی و فهمیدم که من برای همه چی تغییر و درآعوش گرفتم و هرروز برای بهتر شدنش دارم تلاش میکنم غیر اوضاع کسب و کارم و اوضاع مالی ام که الان همین الان فهمیدم با گوش دادن به فایل استاد و مطالب کپشن و خوندن فهمیدم من در اوضاع مالی تو قسمت سوم نیستم بلکه تو بخش دوم هستم و خبر ندارم الان با آگاهی اینجا فهمیدم بله من منتظر چک و لگد جهانم تا له نشم تکون نمیخورم الان فهمیدم که من برای اون بخش هایی از زندگیم که رشد بسیاااااار داشتم و ایمانم بسیار بالا رفته بخاطر این بوده که به خدا اجازه دادم با درآغوش گرفتن حسابی تغییر بهش احازه دادم منو تغییر بده اعتراف کردم که در رنجم خدایا نمیخوام این مشرک شدن ها رو میخوام تغییر کنم وخیلییی راحت و نرم و عالی تغییر کردم که امروز شاید اونا بچشمم نیاد که تغییر بوده من از اول اینجوری نبودم من خیلی تغییر کردم ولی خبر نداشتم همش چشمم به تغییر مالی بود تا اونا برام بچشم بیاد و مرئی بشن ولی افسوس از ذره ای تغییر در اوضاع مالی و کسب وکار چراااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟ بله الان فهمیدم که چون من به خداوند اجازه ندادم تغییرن بده چون قشنگ و درست و حسابی مثل اون بخشای دیگه که تغییر حاصل شد نخواستم و تغییر و در آغوش نگرفتم واقعاااااا نگرفتم قبول کن آقا مجید که گردن نگرفتی باید تغییر کنی و این شد که تا جهان چک و لگدت نکنه بفکر تغییر نمی اوفتی چطور این همه حقارت و تونستی ندیده بگیری و چیزی نگی همش میخواستی اوضاع مالیت کاریت تغییر کنه ولی سفت و سخت پافشاری نکردی مثل بجه کوچیک که چیزی میخواد پا میکوبه و گریه و زاری شو ول نمیکنه تا پدر ومادر تسلیم نشن و به خواستش نرسه ول نمیکنه اونجوری پا نکوبیدی باور کن نکوبیدی مجیدددددد آقا بامعرفت با مرام بله شما کل وقتاتو اینجا بودی تا ایمانت بره بالا تونستی خیلی از جنبه ها رشد کنی چراااااااا؟؟؟؟ خودت بگو چرا مگه اینجا یاد نگرفتی تا خواسته تو بلند نشه خدا کاری نمیکنه یا خدا با اختییار خودش هرکز تو زندکیت دخالت نمیکنه مگه تو آیه 186سوره بقره نخوندی که چیجوری خدا بهت در لحظه پاسخ میده به چه شرطی ارشاد میشی هدایت میشی به دریافت زمانی که ایمان داشته باشی خوب فهمیدی ایمان چیه ایمان همون پا کوبیدن بچه کوچیکه موقعی که چیزی از ته دلش میخواد کم نمیاره یکریز گریه و زاری و جیغ و داد ایمان یعنی این یعنی خواستن از ته دل نه از سر زبون خوب تو چقد زبونی خواستی چی شد انجام نشد فدای تو بشم مجید جان تو از قلب تغییر اوضاع مالی تو نخواستی الان که ترو آوردم اینجا بشین خوب به درسا گوش بده تا میتونی تمارین و انجام بده هرروز یک قدن کوچیک بردار میدونی قدمت چیه با ته دل خواستن خواسته موفقیت مالی تو تا میتونی به قلبت برسون این اقدام عملی تو و نشون دادن به ایمان تو به منه خداست من اینو ازت ببینم کار دیگه تمومه تو بشین و تماشا کن ببین کون فیکون که گفتم تو قرآن یعنی چه تو سعی کن بین گروه سه و چهار باشی تا چک ولگدم زیاد نشد تا زیر دست و پای جهان له نشدی این دوره تغییر را در آغوش بگیر تا من بدونم تو چی میخوای بهت پای حرکت بدم چرا فکر میکنی حتمااااا باید به تضاد بخوری تا بلند بشی درسته که تضاد و تو سبستم جهانم جا دادم برای رشدت برای اینکه بدونی چی میخوای یا بتونی با این فرکانس خواستتو بفرستی ولی حالا چرا حتما اون تضاد باید با درد زیاد همراه باشه تا تو تکونی به خودت بدی دیگه من چیجوری هواتو داشته باشم تا خورد نشی تا عزت نفست بدتر ازین فشار نبینه بسه با تلنگرا و صوت های کوچیکم پاشو خودتو نزن به خواب اوصاع مالی ات افتضاحه هرروز داره بدهکاری و بازارکسادی و هزیته ای که از دخلت بیشتر رو جذب میکنی کدهای مخربی در ذهن داری که نمیزاره ازلحاط مالی حرکت رو به جلو داشته باشی بسه دیگه به خودت بیا از منه خدا کمک بخواه تا برات کولاک به پا کنم تا کی میخوای همسرت خرج خونه رو بده اونم بنده خدا ارث گرفته تا باهاش لذت ببره تموم خرج خونه بدوش اونه پدرت داره ساپورتت میکنه تا کی میخوای منت عموهات و دخترعموهاتو تحمل کنی که تو مغارشون مستاجر باشی و هی اجارتو هم دیر بدی و شکایت بشه از دستت بسه بلند شو حرکت کن ازمن کمک بخواه تاکی باید شریک باشی تا کی باید به دیگری تکیه کنی این روند رو به عقبه مجید بفهم بیدارشوووووو بزار هنینقد تلنگر که هنوز سرپات نگهت داشته آبروت محفوطه تحت فشار از طلبکارات نیستی یجورایی هواتو دارم دیگه پررووو نشو بلتد شو حرکت کن ازم بخواه تا تغییر را درآغوش بکشی ازم بخواه تا راه را برات باز کنم بگم چیجوری ازین شرایط بیرون بیای تو ماتریکس گیر کردی و خبر نداشتی الان که هوشیارت کردم پاشو یه تکونی به خودت بده

    خداجونم سپاااااااااس که بیدارم کردی سپاااااااس که بهم فهموندی که باید کسب و کارم را اوضاع مالی مو دریابم که این تمام پنبه هاتو رشته میکنه اگه تغییر را به آغوش نگیری خداجونم ممنوووونم که میخوام اوضاع مالی و کاری مو تغییر بدم خدایا شکرررررت که جرات کردم ازت تغییر و خواستم به اسمت سوگند از امروز گوش بفرمانم و هرچی بگی گوش میدم بهم هرکاری بگی میکنم فقط کمکم کن صداتو بشنوم بدونم این امر توعه و اونو اطاعت کنم خدایاشکرررررررت مهربانم شکررررررر برای هرروزم شکررررر برای امروزم شکررررررر برای لحظه لحظه های هدایتت که بر من میبارد کمکم کن تا هدایتو ببینم و درک کنم و هروز در مسیر هدایت تو قدم بردارم خداجونم اوضاع کاری و اوضاع مالی خیلی افتضاح شده خودتم هم سمیع هستی هم بصیر که خوشبختانه داری میبینی که درچه وضعی افتادم و درمانده ام نه هیچ کاری بلدم جز فروشندگی نه هیج حرفه دیگه ای دارم نه هیج ایده ای در سرم هست هرچی هست و نیست دست توعه تو بهم بگو چیکار کنم تو که استاد انجام هرکاری هستی تو که در همه کار دست بسیاری داری تو که هم دانایی به همه امور و هم توانایی هم خردمندی هم قدرت لایتناهی هستی بهم بگو من چیکار کنم قدم بعدی چیه ؟؟؟؟؟؟ من با تمام وجود به این طناب چسبیدم بقول آقا روشن این طناب و دور خودم پیچیدم تا در نره از دستم منو آوردی اینجا تا به این درکی که نوشتم و گفتم برسم که من از لحاط مالی نه بهت اجازه دادم کمکم کنی نه اینکه تغییر و به آغوش گرفتم من فقط حرف زدم و حرف و حرف و حرف ولی عملی اقدامی انجام ندادم مبنی بر این باشه که خدا بفهمه که من واقعااااا میخوام اوضاع مالیم تغییر کنه من دیگه خسته شدم ازاین همه تضاد های نرم من نمیخوام چک و لگد بخورم من میخوام تو گروه چهارم باشم خدایا کمکم کن خداجونم

    میخوام به وضوح دستان یاری رسان ترا از امروز برای تغییر در کسب و کارم و اوضاع مالی ام ببینم

    خداجونم چطور میتوانم در کارم به آدمی باکیفیت تر

    و موثرتر تبدیل شوم و ارزش های

    بسیاااااااار و بشتررررررر خلق کنم؟؟؟؟؟؟

    چطور میتوانم تو میدانی بهم راهشو یاد بده من میخوام هر روز بهتر از دیروزم باشم خدایا چطور ازاین بهتر؟؟؟؟چطور ازاین راحتتررر؟؟؟؟؟ چطور ازین زیباترررررر؟؟؟؟ چطور خداجونم تو که بلدی بگو چطور

    چطور میتونم در گروه چهارم باشم همیشه تا بدون برخورد به تضاد جدی خودم بیام از همه جوانب زندگیمو رشد بدم من رشد چندبعدی میخوام داشته باشم میخوام ثروتمند با خدا و توحیدی باشم خدایا دیگه این تو و این کرمت یا ذالجلال والاکرام

    یا مالک یوم الدین

    ایاک نعبد و ایاک نستعین

    اهدنا الصراط المستقیم…

    ربنا آتنا فی الدنیا والحسنه و فی الاخره والحسنه وقنا عذاب النار.

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    چرا هرچی اینجا مینویسم سیر نمیشم ؟

    کامنتام همیشه طولانی میشه چون واقعا اینجا مینویسم هم زمان هم از مکان خارج میشم خدا برام مینویسه خدایا شکرت که در انگشتانم در ذهنم در قلبم جاری شدی تا من درخواست واقعی و قلبی مو بنویسم

    من میخوام از شراکنی که با داداشم و خواهرزادم دارم جدا بشم اما نمیدونم چیجوری؟؟میخوام بخیر و خوشی بدون ناخوشی جدا بشم میخوام برم دنبال کسب و کار شخصی منحصربفرد خودم اما نمیدونم چیحوری؟؟؟؟؟میخوام برم دنبال عشق خودم دنبال کاری که ششدانگ کار مال خودم باشه کاری که شب و روز با انجام دادنش خسته نشم دل زده نشم پژمرده نشم کاری که با انجام دادنش ببشتر سر ذوقم بیاره اشتیاق سوزان در من ایجادکنه

    خدایا من میخوام به آزادی مالی عالی در هرروز دست یابم اما نمیدونم چیجوری؟؟؟؟؟ میخوام دستم فقطططط تو جیب خودم باشه و خودت نه هیجکس دیگه ای هیج کسسسسس

    میخوام مثل استادم و دیگر دوستان ممتاز این دانشگاه خودشناسی و خودسازی بدون هیچ محدودیت زمانی و مکانی پول در بیارم و تولید ارزش های بسیاااااار کنم و ثروتهای بسیاری جذب کنم

    میخوام آزاد و رها باشم و شرط بهشتی شدن اینه که ثروتمند بشم که اینو فقط از تو میخوام نه هیجکس دیگهههههههه به تو میسپارم خودت برام همه اینارو ردیف کن. آمین

    دوستتان دارم به امید موفقیت و پیروزی و شادی پایدار و حال خوب فراوان.

    امضا مجید

    ردپای اول من در دوره بی نظیر تغییر را درآغوش بگیر

    خداجونم من آمدم و آماده ام تا با تمام وجودم تغییر را به آغوش بکشم من آماده ام.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    زینب معرفی گفته:
    مدت عضویت: 1586 روز

    به نام خدای هدایتگرم

    من هر چقدر که به خودم فکر میکنم و ریز میشم توی اعمال و رفتارم

    بیشتر خودمو تو اون دسته آدمایی میبینم که خیلی باید چک و لگد بخوره تا بیدار بشه همون دسته ی دوم

    انگار تا وقتی که شرایط به ظاهر خوبه خوش و خرمم دیگه نیازی نیست حرکت جدیدی بزنم

    برای مثال توی بحث سلامتی مدتیه که قشنگ میبینم نشونه هارو توی بدنم اما تغییر روند انگار برام خیلی سخت شده که باوجود دیدن نشونه ها هنوز مثل سابق عمل میکنم از لحاظ تغذیه میگم

    یا همش میگم بزار حالا هرچی خواستم بخورم هروقت دوره ی قانون سلامتی رو خریدم دیگه طبق اون پیش میرم

    با اینکه قبلا تقریبا دو سه سال پیش خیلی جدی روی رژیم غذایی سالم و ورزش منظم کار کرده بودم خیلی هم خوب نتیجه گرفتم اما الان خیلی برام سخت شده مثل قبل عمل کنم و دست از خوردن غذاهایی که میدونم برای بدن من مضره بردارم چند بار اهرم رنج و لذت براش نوشتم ولی نمیدونم چرا هربار ادامه اش نمیدم

    فوقش یه هفته باانگیزه بدون هیچ تقلبی ادامه میدم بعدش کم کم بر میگردم به همون روال قبل

    توی حوزه ی کسب و کارم همین مسئله رو دارم

    تا وقتی شرایط خوبه و ورودی های خوبی از همسرم دریافت میکنم اون چنان هم به فکر داشتن درآمد و یه کاری برای خودم داشته باشم نیستم با اینکه خیلی دوست دارم درآمد خودمو داشته باشم و یجورایی رو پای خودم بایستم اما وقتی میبینم حالا دیگه شرایط اونقدر سخت نیست که بخوام به خودم سخت بگیرم هی امروز و فردا میکنم

    در واقع خودمم هیچ ایده ای ندارم از کجا شروع کنم

    و همش منتظرم یه معجزه ای بشه

    میگم فعلا من تو بحث عزت نفس و احساس لیاقت خیلی مشکل دارم باید اول حسابی رو خودم کار کنم یه شخصیت قوی با اعتماد به نفس از خودم بسازم بعدش دنبال کارم میرم

    از خدا هدایتم خواستم اما برای مدت کوتاهی عمل کردم به اون هدایت و بعدش ول کردم بازم نتونستم ایمان مو حفظ کنم که آقا حالا که خدا هدایتت کرد از کجا شروع کنی انجامش بده دیگه

    نمیدونم اینها چیزهایی که همش توی ذهنم مرور میشه گفتم بنویسمشون ببینم با خودم چند چندم

    قراره با این پروژه تغییراتی که خیلی قبل تر باید انجام میدادمو کم کم انجامشون بدم

    دیگه از خدا میخوام ایمان مو قوی تر کنه و شجاعت حرکت کردن و تغییر کردن و به من بده

    که البته دارم رو دوره احساس لیاقت کار میکنم مطمئنم میتونم تغییر و تحول بزرگی ایجاد کنم تو همه ی ابعاد زندگیم فقط باید این بار بند کفشمو سفت ببندم و نصفه نیمه کارها رو رها نکنم

    چون یکی از پاشنه ی آشیل من ادامه ندادنه

    خیلی خوشحالم که هرچی توی ذهنم بود نوشتم چون قبلا مقاومت داشتم بنویسم یجورایی طفره میرفتم نمیخواستم با حقیقت روبرو بشم

    اینم به نظرم یه گام به سمت بهبوده

    خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    حجت احمدی گفته:
    مدت عضویت: 2958 روز

    سلام به استاد عزیز گرانقدر

    و دوستان گرامی

    چقدر این فایل به موقع بود برای من واقعا

    تشنه ای

    همین پیام های بودم که استاد و دوستان عزیز از

    نتیجه ای که گرفتن.

    و مهمتر از این عمل به قانون و ثابت قدم موندن توی قانون است که دوستان عزیز به درستی انجام دادن

    خودم داشتم کتاب مدیریت یک دقیقه ای و هفت عادت افراد موفق گوش می دادم که توی گوگل این فایل تغییر را در آغوش بگیر را دیدم چقدر عالی توضیح دادن دوستان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    احمد پرندوار گفته:
    مدت عضویت: 735 روز

    با سلام خدمت همه دوستان عزیزم و استاد مهربانم

    یک سال و نیم پیش بود تقریباً به برادر بزرگتر که سرپرست خانواده ما بود ( چون پدرم در سن 13 فوت شدن و من الان که دارم می‌نویسم 24 سالم هست و 13/10 امسال تولدم هست )

    بهش گفتم کمکم کن وام بگیرم میخام کار راه اندازی کنم و جوابی که داد این بود من شاید نتونم وام جور کنم برات اما میتونم کاری کنم که کسی بهت وام نده و از شنیدن این حرف خیلی تعجب کردم اولش

    منم گفتم اگر خدا بخواد من برم بالا میرم بالا و تمام جهان نمیتونن جلوی اون رو بگیرن خلاصه رفتم

    سبزی فروشی زدم کار کردم بخدا ماهی 2 میلیون یا سه میلیون بود فروش من

    کم کم رفتم داخل یه کافه سر کار با حقوق ماهی 3 میلیون ثابت کم کم شد ماهی 5 میلیون

    بعدش از اونجا ب وسیله ارتباطی که گرفتم با مردم و دوست شدیم و البته اتفاقی معجزه آسا که طولانی هست وامی برام درست کردن خود بچه های کافه

    بعدش از اونجا رفتم که مغازه خودم رو بزنم و دوتا تلویزیون و دوتا پلی استیشن خریدم که بعد دیدم پولم ره رهن مغازه نمی‌رسه و دوباره نشستم روی راه پله خونه داشتم با خدا صحبت میکردم یهویی گوشیم زنگ خورد گفتن یه کافه شاگردش رفته تو بیا برو اونجا سر کار و منم قبول کردم و رفتم سر کار من دوتا دستگاه خودمو هم بردم همونجا سر کار و هر چقدر کار می‌کردن سودش به من می‌رسید تقریباً 60 به 40 تقسیم می‌شد گرچه بعدا همش رو به من میداد صاحب کارم

    هم اکنون که دارم این کامنت رو می‌نویسم 9 ماه از کسب و کاری که خودم زدم میگذرد یعنی مستقل شدم و برای خودم مغازه زدم

    در حال حاضر هم کسب و کار جدیدم رو دارم راه اندازی می‌کنم با برادرم داریم فن هارو می‌چسبانیم به مغازه جدید پرورشگاه هست بعدا راجبش کامنت می‌زارم

    و خدارو شکر یکمی مشکلات افسردگی و احساس نا امیدی درونم هست با وجود تمام نتایج زندگیم

    و برام سخت شده گوش دادن به فایل ها و فکر کردن به قانون دلیلش هم این هست یکسری احساسات رو زندگی نکردم و فقط سرکوب کردم و امروز در تلاشم با آنها صلح کنم خدایا خودت کمکم کن هم به شخصیت ایده آل برسم که شاد باشم و خوشبخت و آرام

    هم به ثروت بی نظیری برسم که دستم جلوی دیگران دراز نباشه و هر دستی رو بخام با باور فراوانی بگیرم

    راجب خودم خیلی نا امید هستم خیلی خسته هستم از گوش دادن به فایل ها چون احساس میکنم تمام این کار ها بیهوده هست من باید راجب این نوع فکرم باور جدید بسازم و باوری که الان بهم گفته شد این هست

    در راه هدف پیش رفتن حتی اگر نتیجه شکست باشه بهتر از نشستن و غصه خوردن هست

    به قول یه بنده خدایی بد ترین بازیکن زمین

    از بهترین تماشا چی بهتره

    خدایا بهم نگاهی بده که بتوانم زندگی ام را با امیدواری و صبر و بردباری پیش ببرم

    دوستان من امیدوارم خدا بهم کمک کنه چون واقعا نیازش دارم

    دوستان خیلی عادت های بدی رو کنار گذاشتم

    سیگار – فیلم های زشت – اعتیاد به بازی های کامپیوتری ـ لذت طلبی – شهوت – خیلی خودم رو سرکوب کردم و امروز بعضی احساسات برایم غریب هستند امید دارم کمک بشم و از پس همه چیز بر بیام در حال حاضر فقط تنها عادتی که دارم مصرف یک یا دو فنجان قهوه در طول روز هست برای اینکه کمی شاد باشم یا شایدم از روی عادت نمیدانم

    خدایا کمک کن خودم را بهتر بشناسیم آمین

    در پناه خداوند مهربان موفق باشید

    ️️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    زهرا داودآبادي گفته:
    مدت عضویت: 1891 روز

    به نام نور آسمان ها و زمین

    سلام به روی ماهتون

    استاد عزیزم و مریم جان عزیزم بی نهایت ازتون سپاسگزارم بابت این فایل های جدید و حرفه ای

    آقا بهنام و آقا راستین عزیز چقدر تجربه هاتون برام سراسر درس بود

    چقدر شجاعت ، عزت نفس ، جسارت ، ایمان و توکل رو قشنگ زندگی کردین

    من تمرینی که قراره بعد از هررررر بار گوش دادم به یک گام انجام بدیم رو داخل یه دفترچه فوق زیبا که عید 1404 خریدم و رفتم اهداف 1404 زو داخلش نوشتم ادامه میدم

    و یه چیز جالب بگم‌ ؟

    تقریبا نصف اون چیزهایی نوشتم در زندگیم رقم خوردن و یکی دو تاش رو که دیدم اشک تو چشمام حلقه زد

    نوشته بودم که میخوام سایزم بشه 36 ، شده

    نوشته بودم که میخوام مدیر فلان قسمت مجموعه بشم و شدم

    نوشته بودم که میخوام در حوزه روابط با خانواده فلان تجربه ها رو داشته باشم ، هزار برابر بهترش برام اتفاق افتاده

    قسم به قلم و هر آنچه مینویسد

    من زهرا داودآبادی ، متعهد میشم که عین هر جلسه تمریناتم رو آپدیت کنم و حاضری م رو سر جلسات با کامنت هام بزنم و همرمان روی دوره احساس لیاقت کار کنم ( که البته به لطف الله تا الان 4 جلسه اول رو دیده و کامنت گذاشته بودم ) و منتظر معجزات و انفاقات رویایی و جادویی باشم

    پنج شنبه 24 مهر 1404

    پ.ن : امروز تولد برادر کوچیک من هم هست که عاشقانه دوستش دارم و برای من امسال ایشون سمبل تغییرات بود

    با عشق ، به لطف الله یکتا ، ادامه دارد…..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  8. -
    Maryam.saraf گفته:
    مدت عضویت: 2596 روز

    سلام از روز اول پروژه مقدس تغییر را در آغوش بگیر

    خدایا شکرت همیشه در بهترین زمانها در بهترین مگانها قرارم میدی

    و یکی‌ از بهترین زمانها الان هست که من در این سایت و این پروژه قرار گرفتم

    ترس از نرسیدن و وقت نکردن داشت منو به سمتی میبرد که مریم اصلا شروعش نکن بذار یه فرصت مناسب پیش بیاد

    اما صدای روحم گفت نه

    باید شروعش کنی

    و من خودم برات تایم خالی میکنم

    الحمدلله

    وقتی گفتینهمراه با دوره احساس لیاقت من دیگه فهمیدم دقیقا درست اومدم ودقیقا این دوره برای منه و من واقعا بهش نیاز دارم

    و این تصمیم خودش میشه همون تغییری که برای بهبود شرایطه

    به لطف خدا و اموزه های دوره هم جعت با جریان خداوند و بعد از اون هم دوره احساس لیاقت خیلی اوضاع تغییر کرده

    خیلی چیزا دقیقا همون چیزی شده که من میخواستم

    خیلی ارامش حکم فرما شده

    خیلی این بدن سالم واوکیه

    خیلی روابط با همسرم بی نظیر شده

    خیلی خیلی خیلی همه چی خوبه

    و من عمیقا احساس خوش بختی دارم

    اما راضی شدن در کارم نیست

    تا وقتی زندم باید هرروز تجربه بالاتر و با کیفیت تری رو داشته باشم

    خدای من اینهمه فضل و لطف و نعمت و فرصت در اختیار ما قرار نداده که یه زندگی معمولی رو داشته باشیم

    فقط خدا میدونه هر کدوم از ما چقدر پتانسیل داریم تا خوشبخت و سعادتمند و ثروتمند و عاشق باشیم اما راضی میشیم متاسفانه

    و راضی شدن ما رو پایین میکشه

    چون یا داریم رشد میکنم یا میایم پایین تر

    توقفی وجود نداره

    همش حرکته

    وخداوندا باز هم‌با تمام عجزم از تو طلب میکنم

    تو میدانی که چقدر محتاج تو وفضل و هدایتگری وحمایتگری ات هستم

    در تمام این مسیر چراغم باش تا در جایی. قرار بگیرم که تو راضی ترین باشی نه من

    من به کم راضی میشم

    اما تو همیشه بهترین وبالاترین ها را برای بنده هات میخوای

    الهی به امید تو

    استاد عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2016 روز

    بنام خدای مهربانم

    سلام ب همگی عزیزان

    کامنت دوم من توی این پروژه ی الهی تغییر

    وقتی کامنتای دوستان و خوندم کلی انرژی گرفتم از تغییراتشون از تصمیم هایی ک گرفتن

    از پاسخی ک ب سوال استاد دادن واقعا لذت بردم اینقد زیبا و صادقانه همه جواب دادن

    حس کردم لازمه منم ی پاسخ کامل تر بدم و بنویسم ک کجا بودم و الان کجام تا ردپایی باشه برای زکیه قشنگم در آینده

    الهی ب امید تو

    زکیه الان با زکیه سال 96 خیییلی تغییر کرده

    البته مجبور شد ک تغییر کنه وگرنه نابود میشد زیر فشار ضربه های سنگین پوتک جهان

    خیلی سخته برام حتی فک کردن ب اون روزا

    من در تمام جنبه های زندگیم نیاز ب تغییر داشتم چون از همه لحاظ داغون داغوون بودم

    از لحاظ احساس ارزشمندی،عزت نفس

    روابط،از لحاظ مالی

    من حتی لباس نداشتم ک بپوشم ی لباس و اینقد میپوشیدم ک پاره بشه

    ک قابل استفاده نباشه دیگه

    از لحاظ آرامش صفر صفر بودم نجواها ب شدت بالا ک گوشم و کر میکرد

    احساس گناه و عذاب وجدان ک بیچاره ام میکرد ،حس میکردم پست ترین موجود روی زمینم

    بی ارزش تربن

    و نا زیبا ترین دختر دنیا ک هیچکی دوسش نداره

    ب هیچ دردی نمبخوره

    فقط ی مصرف کننده اس

    باری رو دوش خانواده

    خدای من

    خدای من

    منو ببخش ک اینجور باخودم رفتار کردم

    عزیزترین ارزشمند ترین و پاک ترین موجود یکتایی و ک خلق کردی

    رو ب مرحله ای رسوندم ک هیچ اومدی ب زندگی نداشت

    هیچ آرزویی و نداشت

    هیچ روزنه ی امیدی تو قلبش نبود

    تو تاریکی مطلق داشت دست و پا میزد

    صفحه ی گوشی و نمیتونم ببینم

    اشکام اجازه نمیده

    .

    .

    .

    من نیاز داشتم ب تغییر

    نیاز داشتم ب چک و لگد جهان

    نیاز داشتم ب کوبیده شدن آوارهایی ک از وجودم مونده بود

    برای رشد

    برای تولد

    برای بیدار شدن

    ک جهان زیباترین هدیه ی عمرم و در زشت ترین جعبه ی دنیا بهم تحویل داد

    شخصی و آورد تو زندگیم ب مدت 5 روز ، کُوپ کُوپ خودم

    ک من فهمیدم واقعا توانش و ندارم ک این زندگی ک الان دارم و تو زندگی مشترک هم ادامه دار باشه

    گفتم نمیخوام و نمیتونم

    و فرداش نامزدی من بهم خورد

    6 ماه من هرشب با گریه خوابیدم

    و زجه میزدم

    ک دل خدا رو ب دست بیارم بلکم اون آدم و برگردونه تو زندگیم

    چیزی ک قلبم نمیخواست

    ولی من بخاطر باور کمبود ،ک کسی نمیاد تو زندگیت دیگه

    بخاطر نامزدی ک کردی

    کسی حاضر نیست باهات ازدواج کنه

    و..

    وقتی دیگه هیچ خبری نشد و مطمئن شدم ک همه چی تموم شده

    نشستم باخودم فکر کردن

    ک چرا این اتفاق افتاد و میخواستم دلیل این اتفاق و پیدا کنم

    وقتی ک کلاهم و قاضی کردم ،دیدم ک خودم مقصر هستم

    چون درست رفتار نکردم

    چون خییلی چیزا رو بلد نبودم

    ک الان باید

    باااید یاد بگیرم ،باید شناخت پیدا کنم از خودم از جنس مخالفم

    از علایقم

    از خواسته هام

    فهمیدم ک اگه این روند و ادامه بدم اون تضاد باز تکرار میشه

    و هرچی قلبم میگفت انجام میدادم

    چون قبل اینکه جواب مثبت بدم ب اون شخص

    خییلی جدی بهم گفت نننننن

    ی نه محکم ک شنیدم

    ولی من بهش محل ندادم

    خواستم طبق نظر خانواده تصمیم بگیرم ک گرفتم ولی همه اش خییر بود

    خیییر مطلق

    خیری ک منو ب این مسیر خود شناسی هدایت کرد

    ب خدای رحمان و رحیم ک عاشق منه و همیشه همراهم بود

    و داشت بهم میگفت خیرو شرم رو

    و هدایتم میکرد

    ولی من در نادیده میگرفتم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    من الان خییییلی تغییر کردم ب لطف استاد عزیزم و هدایت رب جهانیان

    از لحاظ آرامش

    احساس خوب

    سلامتی ،قبلا همیشه ی خدا مریض بودم و ضعف داشتم

    الان خییلی احساس بهتری دارم خداروشکر

    تو روابط خیییلی بهتر شدم

    میتونم ارتباط بگیرم با جنس مخالف و احساسم و تا حدودی بگم

    ولی هنوز رابطه ی دلخواهم و جذب نکردم

    سطح توقع ام خییلی بالاتر رفته

    قبلا اصن فک نمیکردم یکی حاضرشه بیاد منو بگیره

    ولی الان میگم

    هرکسی ک مبخواد بیاد تو زندگیم باید لیاقت منو داشته باشه

    لیاقت عشق من و داشته باشه:))

    وخییلی برام مهمه ک هم فرکانسم باشه

    توحیدی باشه

    حالش با خودش خوب باشه

    نیاز نباشه ک من حالشو خوب کنم

    من مسئول شاد کردن بقیه نیستم

    من حال خوب کن بقیه نیستم

    خداروشکر الان خوشبختم دوسدارم با ورود مرد دلخواهم تو زندگیم این خوشبختی و حال خوب بیشتر بشه

    لازمه برای رسیدن ب خواسته هام

    بیشتر و جدی تر روی خودم کار کنم

    روی خودم کار کنم

    ن فقط ادا دربیارم

    مبخوام در عمل استفاده کنم از آکاهی ها

    و خداوند حامی و پشتیبان منه تو مسیر رسیدن ب خواسته هام

    میخوام با تمام وجودم ایمان بیارم ب حرفهای استاد ،مث وحی مُنزل بپذیرم و عمل کنم

    تا مورد لطف و رحمت بی کران رب العالمبن قرار بگیرم با ایمان بهش و عمل صالح

    خدایا من عاشق شما هستم

    میدونستی؟؟؟

    الان بدون ،من بدون تو هییچچچممم

    هیچچچچ

    من بدون هدایت تو هیچم

    من بهت سخت فقیرم و محتاج

    تو غنی

    من فقیر

    تو قادری و قوی

    من ضعیف و عاجز

    تو عالمی

    من نادان

    هرآنچه دارم ازآن توست

    هرآنچه دارم ازآن توست

    مرررسی بخاطر صبری ک برام کردی،مررسی بابت عشقی ک ب پام ریختی تا رشد کنم

    مرسی ک پرده از جلو چشم و گوشم کنار زدی

    مرررسی ک قلبم و ب سمت خودت ،رب نازنینم باز کردی

    من عاشقتممم ،تو برام کافی ترینی

    تو برای من همه چیزی

    تو همه چیز میشی برام

    خودم و ب خودت سپردم با تمام وجودم

    برای همین آسوده خاطرم ک همه چی تحت کنترل توعه و عالی داره پیش میره

    یادته قبلا چقددد مشرک بودم

    دوست چهار سال پیشم هروقت موقع خدا حافظی بهم میگفت

    ب خدا میسپارمت

    ی ترسی تو وجودم می پیچید

    میگفتم ننننننن ،منو دست خدا نده

    اون منو دوسنداره میخواد منو عذاب بده

    پدرم و در بیاره

    ولی الان خودم ،خودم و دادم دستت

    بببین

    ببیییین چقد بهت اعتماد کردم

    ببین

    فهمیدم ک تو بهتربن کسی هستی ک میتونم خودم و بسپارم بهش

    فهمیدم تو بهترین تکبه گاه منی

    فهمیدم تو بهترین حامی و هادی و پشتیبان منی

    خدایا منو ببخش ،بخاطر تماااام شرک هایی ک ورزیدم و شرک هایی ک ممکنه بورزم

    میدونم ک منو میبخشی ،چون تو غفور و رحیم هستی

    تو ستار العیوبی

    تو وهابی

    تو رحمان و رحیم هستی

    رحمت تو بر غضبت پیشی گرفته

    مررررسی بخاطر فرصت زندگی ک بهم دادی

    مرررسی بخاطر وجود نازنین پاک و ارزشمندم ک از توست

    من از توام و تو از من

    من وجودم پراز آگاهی و نوره مث سرمنشا خودم

    من قلبم ب همه ی کیهان و هستی متصله

    من خدام

    خدا تو وجود منه

    من لوووس خدام

    من عزیز دردونه ی رب قشنگم هستم

    قربونت برم ک همیشه دعوتم میکنی ب سمت خودت ک جای دوری نرم

    من بیخ ریش خودتم

    من دیگه هیچ جا نمیرم

    هیچی نمیخوام

    تو برام همه چیزی

    تو عشق شیرین منی

    منم جیگر گوشه ات

    خدایا بهم ی قولی بده،باش

    هروقت

    هرزمان

    هرجا

    ی ثانبه،ی لحظه از مسبرت خارج شدم جوونم و بگیر

    چون دیگه نمیخوام

    دیگه نمیخوام بدون تو زندگی کنم

    عاشقتمممم

    ب قول سعیده ی عزیز

    این عشق بزرگتربن سرمایه ی منه

    ایاک نعبد و ایاک نستعین

    روز 39 چله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  10. -
    پروانه گفته:
    مدت عضویت: 2591 روز

    به نام خدای مهرباننممم

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام دوباره استاد جان

    من یادم رفت توضیح کاملی بدم از شرایط اون موقع ام

    من جز گروه دوم بودم یعنی تا نزدیکی ها نابودی داشتم می رفتم و ذره ذره اب میشدم

    استاد من سال 98 باشما اشنا شدم و دوره دوازده قدم رو با شما شروع کردم و تا قدم شش اومدم اماااا یه جایی احساس کردم که من خوب خیلی بلدم….. و البته اون زمانی بود که من با یگ گروه دیگه هم کار می کردم و روی خودشناسی کار می کردم .

    نکته اینکه یاد گرفتم فقطططط تمرکزی روی یک مسیر باید باشم نه چند مسیر و یا حتا دو مسیر .

    فقط یک مسیر اونم با تمرکز

    به لطف خدا این یکسال اخیر تمرکز لیزری داشتم روی خودم و با شما پیش رفتم.

    (استاد چقدر در مورد تمرکز میگه همین الان توی قدم ده جلسه 4 باز استاد قدرت تمرکز رو داره میگه و الان من متوجه میشم )

    توی این تایم همه چیز عالی بود.

    کم کم نشانه ها اومد توی اون گروه اختلافاتی پیش اومد و منحل شد و من و دوستم باهم شروع کردیم و در نهایت دو سال هم با هم گروه پیش بردیم اما یه جاییی دیدم اقا اینجا مال من نیست .من به اسم معنویت دارم به بهبود و رشد یکی دیگه و گسترش بیزینس یه نفر دیگه کمک میکنم و خودم درجا میزنم و حالم خوب نیست دیگه اون اموزه ها روی من تاثیر نداره و خدا روشکر باز هم به صورت تکاملی (وای از این تکامل چقدر بزرگ و عظیمه و در عین حال با آرامش و طمانینه است) کم کم خودمو از اون گروه کشیدم بیرون و در انتها دیگه هیچ ارتباطی ندارم .بعد از این ماجرا ها بود فکر میکنم مهر یا ابان 1402 بود که بهم الهام شد بیا توی سایت .من توی این مسیر و کار کردن روی خودت ….واقعا از اول فقط به استاد اعتماد داشتم نمی دونم چی بود ولی قلبم شما رو قبول داشت ….خلاصه که من گوش دادم اومدم تا یک ماه هم بودم اما باز ول کردم و اون الهام رو فراموش کردم

    و کم کم علفهای هرز رشد کرد و من دیگه فراموش کردم روی خودم کار کنم البته درست و اصولی….و حال من بدتر و بدتر

    از لحاظ مالی صفر همسرم کاری نداشت و منتظر شروع پروژه بعدی بود ….همین باعث شده بود با همسرم هم رابطه در حد صفری داشته باشم اصلا با هم حرف نمی زدیم و یک جنگ سردی بینمون بود که نگو….

    از فشار زیاد که روم بود سر بچه های نازنیم داد میزدم و عصبانی می شدم و دیگه به یه جای رسیدم که یک تصویری دیدم

    دیدم توی رینگ بوکس هستم و خونین و مالین و تا جای که میشه دارم کتک می خورم با پروی باز بلند میشم و ضربه می خورم و باز بلند میشم ……

    اونجا بود که فهمیدم دارم از دنیا چک و لگد می خورم و اینجا بود که دیگه تصمیم گرفتم برگردم توی سایت و سایت اخرین گزینه من هست و باز همون الهام قبلی که از دسته گفتگو با دوستان و نتایج دوستان شروع کن و من تمرکزی سه ماه تموم رو این دوتا دسته بودم همه رو برای خودم ادیت کردم و هزار بار گوش دادم .حتا یه بار نمی دونم چی شد دستم خورد و تمام فایل های ادیت کرده رو پاک کردم واییییی داشتم سکته می کردم یک ماه طول کشیده بود تا ادیت کرده بودم ….

    اما گفتم ایرادی نداره الخیر فی ماوقعه

    و اتفاقا چقدر خوب شد چون دست من تندتر شد وخیلی زود این دفعه ادیت کردم و این دفعه کمتر از دو هفته طول کشید

    من توی ادیت کردن خیلی بهتر شدم و تا الان تمام فایل هارو جاهای که خیلی بهم می چسبه رو برای خودم ادیت میکنم و بارهااااااا گوش می دم من حتا توی باشگاه هم ایرپاد خودمو میبرم و با صدای استاد وزنه میزنم.

    و موهبت دیگه ای که داشت من تصمیم قطعی کرفتم تمام موزیک های گوشی مو پاک کنم و فقط فایل ها رو دارم با این کار هم گوشیم از دست بچه هام آزاد شد و اینکه من تمرکز صد گذاشتم روی فایل ها.

    اون موقع که این فایل و گوش می دادم یک چیزی زنگ زد توی گوشم

     .یا خودت را بهبود می‌بخشی، یا جهان نابودت می‌کند.

    .

    وقتی در مسیر نادرست می‌رویم و خودمان را اصلاح نمی‌کنیم، جهان فشار را بیشتر می‌کند تا یا بهتر شویم یا حذف. قصدِ خداوند «بهتر کردنِ» ماست، اما بسیاری از ما بیدار نمی‌شویم .

    کاملا درست بود و من خودم این و تجربه کرده بودم.

    و همیشه این و آویزه گوش میکنم اگه بهتر نشی حذف میشیییییی

    به لطف خدا توی این یکسال و اندی من گوش به زنگ شدم دارم تکامل ام رو طی میکنم ارام ارام پیش میرم تضاد خاصی ندیدم

    چون من هر روز روی خودم کار می کنم و البته که همش لطف و رحمت خدای مهربانم هست.

    دیگه بقیه داستان هم در کامنت قبل گفتم

    ممنونمممم و سپاسگزار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: