این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/04/neveshteh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2025-10-18 08:58:072025-10-30 23:40:47تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۳
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
جلسهی امروز برای من یکی از جلسات بیدارکننده و درخشان بود، چون دربارهی موضوعی صحبت شد که همهی ما، دیر یا زود، در مسیر زندگی با آن روبهرو میشویم.
زندگی در حقیقت یک بازی زیبا و هدفمند است؛ بازیای که در آن باید هدف تعیین کنیم و برای رسیدن به آن حرکت کنیم.
اما تفاوت میان انسانهای «خوب» و انسانهای «برتر» در همینجاست:
انسانهای خوب به هدف خود میرسند، ولی انسانهای برتر، پس از رسیدن به هدف، بلافاصله مسیر هدف بعدی را آغاز میکنند.
یعنی آنها همیشه در جریان، پویا و زنده میمانند؛ درست مانند آب روانی که همیشه در حرکت است، و همین پویایی، زندگیشان را شفاف، زلال و شیرین میسازد.
از زمانی که خودم را میشناسم، همیشه در مسیر حرکت بودهام.
اهدافم بسته به شرایط زندگی تغییر میکرد، اما همیشه به یاری خداوند، قدمبهقدم به آنها رسیدم و بعد به سراغ هدف بعدی رفتم.
هیچگاه یادم نمیآید که پس از رسیدن به هدفی، سرگردان مانده باشم؛ همیشه مسیر تازهای در پیش داشتهام.
از وقتی با قوانین الهی و آموزشهای استاد عزیزم آشنا شدم، حرکتهایم هدفمندتر و آگاهانهتر شد.
اگر بخواهم خلاصهای از مسیر هدفهایم بگویم، میتوانم اینگونه بنویسم:
• در ابتدا، هدفم پیدا کردن مسیری آرامشبخش و الهی بود.
• سپس رها شدن از روابط عاطفی دردناک و آزاردهنده.
• بعد، ایجاد رابطهای سالم، آگاهانه و زیبا.
• بعد از آن، یافتن شغلی مناسب برای داشتن استقلال مالی.
• سپس به چالش کشیدن خودم با تغییر محیط کاریام.
• بعد جذب آیفون 15 پرومکس که برایم نماد اعتماد به توانایی جذب بود.
• و پس از آن، تجربهی سفری چندروزه با عشق زندگیام ️ که یکی از زیباترین لحظاتم بود.
وقتی احساس کردم محیط فعلیام دیگر انگیزهی رشد ندارد، دوباره تصمیم گرفتم مدارم را بالاتر ببرم، شجاعتم را به خودم ثابت کنم و سطح کار و درآمدم را ارتقا دهم.
الان در همین مرحله هستم و با تمام وجود حس میکنم که در حال رَوان شدن و جریان یافتن هستم.
به خودم افتخار میکنم، چون میبینم هر قدم کوچکی که برمیدارم، ذهن و باورم را بزرگتر، قلبم را شجاعتر، و ارتباطم با خداوند را عمیقتر میکند.
خدایا بینهایت سپاسگزارم که به من فرصت دادی تا امروز با نگاه روشنتری ببینم چه مسیر زیبایی را طی کردهام؛
که بدانم من دختری هستم قوی، شجاع، مؤمن و در حال رشد.
ای خدای مهربان، سپاسگزارم از تمام داشتهها و نداشتههایم،
چرا که همه از فضل و رحمت بیکران توست.
خدایا، تو تنها پناه منی؛
تنها از تو یاری میخواهم و تنها در مسیر تو گام برمیدارم.
مرا به راه راست، راه کسانی که به آنها نعمت و آرامش عطا کردهای، هدایت فرما،
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته من امروز فرصت پیدا کردم و کامنت گامهای قبلی رو هم گذاشتم.
این فایل دقیقا حال روز من بود که فکر میکردم نتایج خودش اتفاق میافته و روی خودم کار نکردم و ضربه هم خوردم نه زیاد ولی چکش رو خوردم و بعدش با شروع تمرین مثل موشک صعود کردم و تا امروز دیگه کوتاهی نکردم برای یادگیری قوانین.
دوست عزیز جمله شمارو نوشتم و از خدا هدایت خواستم راه تغییر رو به من نشان بده تا حرکت کنم و خودم هم تا جایی که درک میکنم در حال بهبود خودم هستم تا هدایت رو دریافت کنم.
در حال حاضر شرایط زندگی در تمام جنبه ها عالی هستش ولی به دنبال تغییر هستم تا از این هم بهتر و از این راحتتر بشه و به مدارهای بالاتر دسترسی پیدا کنم .
سپاسگزارم بابت این پروژه که مهمترین عامل رشد که تغییر هستش رو به ما یاداوری میکنه و اموزش میده.
اما بنده بخوام برگردم به حدود25سال پیش که خودم درخوانندگی(موسیقی)به هدف والایی که دوست داشتم رسیده بودم معروفیت درسن 15-16سالگی درخوانندگی شهرمون ودست ازتلاش کشیدم واما اینقدرخوش بودم که حواسم نبودپنیرم داره تموم میشه واما ازدست دادن کامل موسیقی که عاشقش بودم بچه ها “میدونیدچرا؟ چون نخواستم بهترعمل کنم وهدف بالاتری داشته باشم ازدستش دادم ..
امااین تجربه سخت واون تجربه یک زندگی با2فرکانس متفاوت درطول16سال باهمسرسابقم باعث شدبه حدی آب دیده بشم /البته اینوبگم فقط خدامیدونه درطول این 20 وچندسال پوست انداختم مثل:مار/خخخ/ تا به اینجایی که الان هستم رسیدم درعشق وروابط وشغلی که عاشقشمومحل زندگی که رویای بچگیم بودوآرامش وآزادی درهرزمان ومکان وو…وبگم که دوستای گلم شما این کاررونکنید هرموقع دیدیدبه هدفی رسیدیدمجددهدف بعدی روشروع کنیدالان 5سال هست که تابه هدفم میرسم هدف بعدی روآغازمیکنم وازخداخواستم همیشه تازمان مرگم هدف داشته باشم حتی برای مرگم هم هدفمندباشم واینم درآخربگم من درسته مثل استادهمه دنیارونگشتم که اونم تواهدافم هست البته”اما به حدی توی زندگانیم تجربه کسب کردم که خداروشکربرای خودم استادی شده ام /خخخ/اما خداروشکرازبچگی همیشه مثل انیشتین ساده زیستن وخودت بودن رودوست داشتم ودارم واینقدرساده زندگی میکنم که هرکسی زندگیه منومیبینه میگه خوشبحالت چقدرسرخوشی داری”البته بماندکه اونهایک جورایی تمسخرمیکنندوماهم که متوجه نمیشیم/خخخ/اما خدامیدونه جوری دارم لذت میبرم که حاضرم قصم بخورم بزرگترین پادشاههای جهان مثل من لذت نمیبرندچون مثل 100سال گذشته ساده ساده زندگی میکنم وعاشق این زندگیم هستم وتمام//
دوستون دارم وآرزو میکنم زندگانی ساده وباعشقی روهمتون دراین دنیای فانی داشته بایدوازهرجاوهرچیزی که داریدکمال لذت واستفاده روببریدوشادباشید/یاحق//
همونطور به گفته خود شما استاد کسی نمیتونه ادعا کنه که جز اون دسته از آدمهاست که همیشه بدون چکش خوردن های جهان خودش دست به تغییر زده باشه اما یسری ها بیشتر به این سمت هستند
یسری ها به اون سمت و بستگی به خود هر فردی داره که چقدر بخواد خودش همیشه آگاهانه دنبال تغییر و رشد و پیشرفت باشه
خب من خودم توی زندگی چکش های زیادی از جهان خوردم اما اکثر اوقات اون فردی که خودش آگاهانه دنبال تغییره بودم
مثلا یکیش اینه که چندسال قبل که بچه بودم اولین تجربه های کاریم بود داخل نمایندگی ماشین کار میکردم قسمت تعمیرات اما بعداز مدتی گفتم من باید برم جایی که خیلی متفاوت تر و پیشرفته تر بشم در آینده دیگه این مسیر بی ارزش میشه
و همچنین در کارها و مراحل مختلف زندگی اما همراه با یه عالمه باورهای نامناسب و مخرب هم بود،،
مثلا آخرین شغلی که تقریبا همین 2سال قبل داشتم و یه عالمه زحمت،هزینه،زمان،انرژی براش صرف کرده بودم و رسیدم به درآمد عالی و فرصتهای بسیار خوب و درآمد خوب
اما گفتم مهم نیست که من چقدر براش زحمت کشیدم و بدلیل اینکه بهش علاقمند نبودم بلکه بدلیل باورهای مخرب در مورد ثروت داشتم انجامش میدادم گفتم نه من میرم سراغ کاری که عاشقشم و برام هم مهم نیست که همکاران و شریکانم چی میگن مردم چی میگن اصلا برام مهم نیست،،
و فقط توکل به خدا و ایمان به خدا میرم جلو حاضرم بخاطر هدفم بمیرم اما توی کاری که بیشترین درآمد هم اگه داشته باشه نباشم شکر خدا آگاهی های اینجا خیلی بهم کمک کرد و همچنین الان هم خیلی بهتر از قبل داره بهم کمک میکنه که چگونه هدایت الهی رو بفهمم و دریافت کنم
و به این دوست عزیزمون آقا مصطفی تبریک میگم حالا مهم نیست که یه مدتی مسیر رو. اشتباه رفته اما دوباره آگاهانه تصمیم به تغییر و پیشرفت کرده و چقدر همین به باورهامون کمک میکنه،،
من یه آگاهی رو هم که احساس میکنم به بقیه دوستان بگم که بیشتر هم از جنس صحبتهای استاد دریافتم اینه که حالا مهم نیست که قبلا چگونه شخصیتی داشتیم که اگه جهان با لگد و چکش بهم فشار وارد میکرده تا تغییر کنیم بلکه مهم اینه که از این به بعد میخواهیم چگونه باشیم و از کدوم دسته افراد باشیم
بنظر من اگه کمی به یاد بیاریم زمان هایی که در کارهای مختلف حتی خیلی کوچک خودمون دست به تغییر زده باشیم حتی تغییر یسری تنظیمات گوشی رو اونوقت خیلی بهتر درک میکنیم که تغییر چقدر لذت داره چقدر باعث زنده تر بودن انسان رو نشون میده
و اگه اینچنین چیزهارو بفهمیم و درک کنیم و آگاه باشیم اونوقت میفهمیم که تضادها چقدر نعمتهای باارزشی هستند
مثلا با توجه مانند فایل قبلی صحبت در این موضوع شد که ما دیگه نباید هم بگیم خب اگه کسی وضعیت فعلیش وضعیت خوبی ست باید آگاهانه خودشو برسونه به صفر و بعد شروع کنه به موفقیت «نععع»
و من واقعا حتی زمانی هم که این آگاهی هارو نداشتم اما اصلا چنین چیزهایی تو کتم نمیرفت که انسان حتما باید در شرایط بسیار سخت باشه تا موفق بشه. ..نه..
بلکه در هرشرایطی که باشه مهم نیست
مهم اینه که از اون به بعد بخواد چگونه مسیر رو ادامه بده تازه اگه ما کمی عمیق به اوضاع و قوانین خداوند نگاه کنیم میبینیم حتی میتونه کار اون افراد بچه پولدارها کمی سخت تراز افرادی که در شرایط نامناسب مالی هستند باشه چونکه افرادی که در شرایط خوب مالی هستند باید آگاهانه بدنبال این باشند که بازم یه عالمه تغییرات ذهنی و باوری رو انجام بدند
خلاصه بهرحال از هر زاویه که نگاه کنیم بازم میرسیم به قوانین و عدالت خداوند
مانند ایلان ماسک وقتی کارها و پیشرفت هاش رو شروع کرد نرفت ماشین رو از صفر شروع کنه به ساختن بلکه گفت من فقط باید قانون فیزیک رو از پایه درک کنم اما بجای شروع کردن ساخت ماشین از صفر باشه بلکه همین ماشین های موجود رو فقط خیلی متفاوت تر و به سبک خودم تولید میکنم
و خودتون هم میدونید که همین ماشین های برند تسلا یه عالمه از آپشن هاش حاصل سالها تکامل ماشین سازی ست
منظومه شمسی 1و2 بود.(تو دوران دبستان و اوایل راهنمایی)
استاد شما فرمودین که برای مهاجرتتون شرایط عالی بوده از شرایط بهشتی که داشتید برای پیشرفت بیشتر رفتید بندرعباس (در واقع یسری چالش ها و تضادها تلنگرها باعث نشدن که این تصمیم رو بگیرید؟)
تجربه من قبل از مهاجرتم از استان خوزستان به استان اصفهان شرایط کلی و دامنهی امن و خیلی چیزها داشتم اما یسری تضادها،چالشها ،فقدانها از دست دادن ها روزهای سخت هم داشتم همون سالی (زمستان 1400)که تصمیم به مهاجرت گرفتیم سه ماه قبل از مهاجرتم (بهار 1401)خیلی زیاد سپاسگزاری میکردم و تمام جنبه های مثبت اطرافیان ،شهرمون،شرایط زندگیم رو در نظر گرفتم
و بابتشون واقعا حس خوب و احساس قدر دانی داشتم. روی خودم خیلی کار میکردم و با داشته هام دلخوش بودم و دیگه به اون تضادها و چالش ها اهمیت ندادم. شاید بی حس و سر شده بودم شاید ظرفم وجودم بزرگتر شده بود
از تیرماه 1401 که اینجا (اصفهان) هستیم با چالشهای جدیدتر و مسائل جدید برخورد کردم اما 80 درصد مواقع در حال یادگیری این قوانین و آگاهی ها هستم
پخته تر هستم آرومترم
ولی هنوز هم گاهی نوسان فرکانسی دارم خیلی شرایط بالا و پایین میشه؟ مخصوصا از لحاظ مالی یسری از دست دادن ها داشتم
چطور میتونم به یک حال استیبل برسم ؟
گاهی چند روز حالم خوبه یک روز حالم ناخوش
هر چند که نسبت به سالهای گذشته مخصوصا از لحاظ آرامش خیلی آرومترم و پیشرفت قابل ملاحظه ای در اکثر جنبه های زندگی ام داشتم.
سوال 1. در این مورد آگاهانه میتونم در مورد طلاقم بگم ک وقتی من روی خودم کار کردم بعد چن ماه طلاق من انجام شد خیلی راحت و بعد اون من گفتم ب چیزی ک میخاستم رسیدم دیگه و بیخیال ادامه دادن شدم ک بعد از اون سر موضوعات احساسی و جذب شخص ایده الم ب مشکل خوردم.
سوال2. در مورد کارم و تغییر دیدگاه هام میتونم بگم. وقتی تونستم با کار کردن روی خودم برم سرکار خیلی خوشحال بودم و همیشه سعی کردم تو کارم و ارتباط با بقیه هر سری بهتر از قبل باشم و حرفهای تر برخورد داشته باشم ک خداروشکر موفق بودم و الان ک ب تضادی برخوردم تا کسب و کار شخصی داشته باشم و دارم در اون راستا قدم برمیدارم و ان شاءالله خبرای خوشی رو با همتون شریک میشم.
در مورد باورهای قبلی ک آگاهانه دارم سعی میکنم تغییر بدشون و باید بگم خیلی تلاش میخاد و تا اخر عمر ادامه داره و هر لحظه باید آگاهانه تغییر کنم ب سمت خدا و نور الحمدالله
سوال3. قبلا ک ب خاستم میرسیدم فک میکردم تمومه و بیخیالش میشدم ولی اینبار من میبینم ک ظرفم بزرگتر شده و هرلحظه خاسته های جدیدی در من شکل میگیره و این وظیفهی منه ک آگاهانه برم دنبالش چرا ک متوجه شدم زندگی همینه ک هر روز خلق جدیدی داشته باشیم و لذت ببریم.
سلام به استادان عزیزم و سلام به همه همسایه های نوری ام در این سایت بهشتی
یه جایی توی مسیر زندگی، فهمیدم رسیدن اصلاً پایان راه نیست… یه شروع تازهست.
روزها فکر میکردم خونهمون همونجاست که باید باشیم؛ همه چیز ظاهراً خوب بود، ولی ته دلم یه چیزی میگفت اینجا دیگه انرژی حرکت نداره…
کمکم نشونهها شروع شدن. همسایهمون ماشینش رو طوری پارک میکرد که کوچه بسته میشد، هر روز صدای بلند از خونهها میاومد، شیرآلات خونه جلای خودشونو از دست داده بودن، درِ دستشویی و حموم از پایین پوسیده بود، و حتی نور خونه دیگه اون نرمی و گرمی قبل رو نداشت.
انگار خونه داشت با زبان بیزبونی میگفت: من مأموریت خودمو انجام دادم، حالا نوبت تغییره…
اون موقع بود که فهمیدم جهان همیشه در حرکته، هیچ چیزی ثابت نمیمونه؛
اگه تو حرکت نکنی، شرایط طوری پیش میره تا مجبورت کنه حرکت کنی.
و من نمیخواستم منتظر اون نقطهی اجبار بمونم…
خودم تصمیم گرفتم. با ایمان، با توکل.
خدایا شکررررت
که قبل از اینکه دنیا منو تکون بده، خودم به نشونههات گوش کردم.
شکرت که همیشه قبل از سختی، یه نورِ کوچیک نشونم میدی تا مسیر درست رو پیدا کنم.
اون خونهی قدیمی، با اون همه خاطره، اگر کمی دیرتر اقدام میکردیم، کلنگی حساب میشد، ولی تو به موقع هدایتمون کردی.
و حالا که به گذشته نگاه میکنم، میبینم چقدر این قانون رشد زیباست…
تا وقتی در حال حرکتی، با روند طبیعی جهان یکی میشی، اما همین که ساکن میمونی، فرسایش از همونجا شروع میشه.
این تجربه برام شد یه درس بزرگ:
اگه یه چیزی داره از دست میره، اگه چیزی داره کُند میشه یا دیگه حس خوب قبل رو نداره، یعنی خدا داره میگه: وقتشه… مرحلهی بعدی منتظرته.
و حالا… بعد از اون همه نشونه، بعد از اون تصمیم آگاهانه، دارم میبینم که وقتی با جریان رشد همراه میشی، خدا خودش راه رو هموار میکنه. تا دو ماه دیگه، به یاری و خواستِ خدا، میریم به خونهی قشنگ و توحیدیمون… همون خونهای که بارها و بارها در ذهنم ساختمش، با عشق تصورش کردم، با ایمان از خدا خواستمش.
خدایا شکررت برای خونهای که آجر به آجرش با توکل و یقین ساخته شده؛
سهخواب، یکیش مستر، پر از نور و انرژی، صفرِ کلید، در بهترین لوکیشن، 154 متریِ دلباز…
آشپزخونهاش کابینتهای هایگلاس داره که برق میزنن از تمیزی،
گازِ صفحهای خوشگل، هود لمسی، شیرآلات نو و براق، همه چیز از نو، همهاش پر از حس زندگی و برکت.
خدایا شکرت که اجازه دادی با ایمانم، با باورم، با عشق به تو، این رؤیا رو لمس کنم.
میدونم این فقط یه خونه نیست… یه مرحلهی تازه از رشد و آگاهی منه،
یه نشونهی قشنگ از اینکه وقتی به تو توکل میکنم، جهان چطور زیباتر از تصورم پاسخ میده.
و در پایان، از صمیم قلب سپاسگزارم از استاد عباسمنش عزیز و این پروژهی شگفتانگیز
چقدر زیباست این مسیر…
مسیرِ تغییر، مسیرِ رشد، مسیرِ آگاهی…
و من با تمام وجود، این پروژهی زیبای تغییر را در آغوش میگیرم .
بنام او که رحمان و رحیم است خریدار دل و قلب سلیم است
سلام عرض میکنم به اعضای خانواده فوق العاده عباسمنش
سلام و درود فراوان به بهترین استاد دنیا
استاد عزیز خدارو هزاران بار شکر میکنم که جوری مارو هدایت میکنه به هر نیت و خواسته ای که در قلبمون جاریه که آدم میگه چرا تا الان بیشتر از هدایت الهی استفاده نکرده بودم!!!!
استاد من شاگرد خیلی از اساتید بودم در حوزه های مختلف ولی شما فقط یدونه هستی در عالم هستی چون تواین سالها هروقت که جدی تر سراغ محصولات و صحبت های شما اومدم نشونه های ملموس تر و بزرگ تری دیدم در زندگیم و ایمانم قوی تر شده هر لحظه و خیلی خوشحالم ازاین بابت
بنده شمارو تقریبا از سال ۸۷ میشناسم از زمانیکه در یک جلسه ای تشریف آوردید و سی دی های معرفی دوره های تندخوانیتون رو هدیه دادین و من از اون روز همیشه شمارو در گوشه ذهنم داشتم و حتی اون روز و اون سی دی خودش نشونه بزرگی بود ولی خب اوم موقع من تکامل الانم رو طی نکرده بودم
گذشت و گذشت تا اینکه اواخر سال۹۵ بود در جلسات انتهائی یکی از اساتید، که توسط یکی از هم دوره ای ها مجدد اسم شما اومد بعد سالها و من یاد اون روز و اون سی دی شما افتادم و مجدد داستان استارتی دوباره ..
و من آمدم..
استاد عزیزم هر گفتگو ای که در سایت قرار میدین جواب خیلی از سوالات منه و کلا سایت شما سایت هدایته و ایمانه و فقط میتونم خدارو بارها و بارها شاکر باشم
ممنون از شما و تیم خوبتون و همینطور اعضای خانوادمون که هرکدوم از دوستان چون ستاره ای پرنور میدرخشند در این آسمان هستی که به نظرم آسمان عباسمنشی هاست
به امید درخشش تمامی دوستان در تمام جنبه های زندگیشون
به وجود تک تک شما بزرگواران افتخار میکنم
بهترین هارو براتون آرزو دارم استاد عباسمنش عزیز امیدوارم بزودی باشما صحبت کنم و خیلی زود ببینمتون
به نام خداوند بخشنده مهربانم هرآنچه دارم ازآن تودارم
سلام به استاد عزیزم واستاد مریم جانم
سلام به دوستان هم مسیرم
استاد خداروشکر از روزی که شروع به تغییر کردم ودر مسیر خواسته ها واهدافم حرکت کردم هیچ وقت متوقف نشدم وقدم به قدم پیش اومدم
استاد درحال حاضر احساس میکنم از نظر عاطفی ورابطه ام با خانواده ام باید یه پله بیام بالاتر و بیشتر برای همسر وفرزندانم وقت بگذارم واز وجودشون در زندگیم لذت ببرم وشکرگزار خداوندم باشم بخاطر حضورشون در زندگیم
استاد از امروز شروع کردم رفتار بهتری از قبلم با همسرم داشته باشم با محبت تر وباعشق بیشتری باهاش رفتار کنم
برای بچهام بیشتر وقت زمان بگذارم هم بازی بشم باهاشون از لحظه لحظه حضورشون در زندگیم لذت ببرم وشکرگزار خداوندم باشم.
بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلام و احترام خدمت استاد گرامی،
بانو شایستهی نازنین،
و همهی عزیزان نورانی و الهی مسیر رشد و آگاهی
جلسهی امروز برای من یکی از جلسات بیدارکننده و درخشان بود، چون دربارهی موضوعی صحبت شد که همهی ما، دیر یا زود، در مسیر زندگی با آن روبهرو میشویم.
زندگی در حقیقت یک بازی زیبا و هدفمند است؛ بازیای که در آن باید هدف تعیین کنیم و برای رسیدن به آن حرکت کنیم.
اما تفاوت میان انسانهای «خوب» و انسانهای «برتر» در همینجاست:
انسانهای خوب به هدف خود میرسند، ولی انسانهای برتر، پس از رسیدن به هدف، بلافاصله مسیر هدف بعدی را آغاز میکنند.
یعنی آنها همیشه در جریان، پویا و زنده میمانند؛ درست مانند آب روانی که همیشه در حرکت است، و همین پویایی، زندگیشان را شفاف، زلال و شیرین میسازد.
از زمانی که خودم را میشناسم، همیشه در مسیر حرکت بودهام.
اهدافم بسته به شرایط زندگی تغییر میکرد، اما همیشه به یاری خداوند، قدمبهقدم به آنها رسیدم و بعد به سراغ هدف بعدی رفتم.
هیچگاه یادم نمیآید که پس از رسیدن به هدفی، سرگردان مانده باشم؛ همیشه مسیر تازهای در پیش داشتهام.
از وقتی با قوانین الهی و آموزشهای استاد عزیزم آشنا شدم، حرکتهایم هدفمندتر و آگاهانهتر شد.
اگر بخواهم خلاصهای از مسیر هدفهایم بگویم، میتوانم اینگونه بنویسم:
• در ابتدا، هدفم پیدا کردن مسیری آرامشبخش و الهی بود.
• سپس رها شدن از روابط عاطفی دردناک و آزاردهنده.
• بعد، ایجاد رابطهای سالم، آگاهانه و زیبا.
• بعد از آن، یافتن شغلی مناسب برای داشتن استقلال مالی.
• سپس به چالش کشیدن خودم با تغییر محیط کاریام.
• بعد جذب آیفون 15 پرومکس که برایم نماد اعتماد به توانایی جذب بود.
• و پس از آن، تجربهی سفری چندروزه با عشق زندگیام ️ که یکی از زیباترین لحظاتم بود.
وقتی احساس کردم محیط فعلیام دیگر انگیزهی رشد ندارد، دوباره تصمیم گرفتم مدارم را بالاتر ببرم، شجاعتم را به خودم ثابت کنم و سطح کار و درآمدم را ارتقا دهم.
الان در همین مرحله هستم و با تمام وجود حس میکنم که در حال رَوان شدن و جریان یافتن هستم.
به خودم افتخار میکنم، چون میبینم هر قدم کوچکی که برمیدارم، ذهن و باورم را بزرگتر، قلبم را شجاعتر، و ارتباطم با خداوند را عمیقتر میکند.
خدایا بینهایت سپاسگزارم که به من فرصت دادی تا امروز با نگاه روشنتری ببینم چه مسیر زیبایی را طی کردهام؛
که بدانم من دختری هستم قوی، شجاع، مؤمن و در حال رشد.
ای خدای مهربان، سپاسگزارم از تمام داشتهها و نداشتههایم،
چرا که همه از فضل و رحمت بیکران توست.
خدایا، تو تنها پناه منی؛
تنها از تو یاری میخواهم و تنها در مسیر تو گام برمیدارم.
مرا به راه راست، راه کسانی که به آنها نعمت و آرامش عطا کردهای، هدایت فرما،
نه راه کسانی که از مسیر عشق و نور دور شدهاند.
با عشق و احترام
راضیه کریمی
دختری نوریِ خدا
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته من امروز فرصت پیدا کردم و کامنت گامهای قبلی رو هم گذاشتم.
این فایل دقیقا حال روز من بود که فکر میکردم نتایج خودش اتفاق میافته و روی خودم کار نکردم و ضربه هم خوردم نه زیاد ولی چکش رو خوردم و بعدش با شروع تمرین مثل موشک صعود کردم و تا امروز دیگه کوتاهی نکردم برای یادگیری قوانین.
دوست عزیز جمله شمارو نوشتم و از خدا هدایت خواستم راه تغییر رو به من نشان بده تا حرکت کنم و خودم هم تا جایی که درک میکنم در حال بهبود خودم هستم تا هدایت رو دریافت کنم.
در حال حاضر شرایط زندگی در تمام جنبه ها عالی هستش ولی به دنبال تغییر هستم تا از این هم بهتر و از این راحتتر بشه و به مدارهای بالاتر دسترسی پیدا کنم .
سپاسگزارم بابت این پروژه که مهمترین عامل رشد که تغییر هستش رو به ما یاداوری میکنه و اموزش میده.
شاد و سلامت باشید
بنام انرژی بی پایان جهان هستی بخش
سلام وادب واحترام
تغییررادرآغوش بگیرقسمت3
واقعالذت بردم وسپاسگزارم “استادازتون///
اما بنده بخوام برگردم به حدود25سال پیش که خودم درخوانندگی(موسیقی)به هدف والایی که دوست داشتم رسیده بودم معروفیت درسن 15-16سالگی درخوانندگی شهرمون ودست ازتلاش کشیدم واما اینقدرخوش بودم که حواسم نبودپنیرم داره تموم میشه واما ازدست دادن کامل موسیقی که عاشقش بودم بچه ها “میدونیدچرا؟ چون نخواستم بهترعمل کنم وهدف بالاتری داشته باشم ازدستش دادم ..
امااین تجربه سخت واون تجربه یک زندگی با2فرکانس متفاوت درطول16سال باهمسرسابقم باعث شدبه حدی آب دیده بشم /البته اینوبگم فقط خدامیدونه درطول این 20 وچندسال پوست انداختم مثل:مار/خخخ/ تا به اینجایی که الان هستم رسیدم درعشق وروابط وشغلی که عاشقشمومحل زندگی که رویای بچگیم بودوآرامش وآزادی درهرزمان ومکان وو…وبگم که دوستای گلم شما این کاررونکنید هرموقع دیدیدبه هدفی رسیدیدمجددهدف بعدی روشروع کنیدالان 5سال هست که تابه هدفم میرسم هدف بعدی روآغازمیکنم وازخداخواستم همیشه تازمان مرگم هدف داشته باشم حتی برای مرگم هم هدفمندباشم واینم درآخربگم من درسته مثل استادهمه دنیارونگشتم که اونم تواهدافم هست البته”اما به حدی توی زندگانیم تجربه کسب کردم که خداروشکربرای خودم استادی شده ام /خخخ/اما خداروشکرازبچگی همیشه مثل انیشتین ساده زیستن وخودت بودن رودوست داشتم ودارم واینقدرساده زندگی میکنم که هرکسی زندگیه منومیبینه میگه خوشبحالت چقدرسرخوشی داری”البته بماندکه اونهایک جورایی تمسخرمیکنندوماهم که متوجه نمیشیم/خخخ/اما خدامیدونه جوری دارم لذت میبرم که حاضرم قصم بخورم بزرگترین پادشاههای جهان مثل من لذت نمیبرندچون مثل 100سال گذشته ساده ساده زندگی میکنم وعاشق این زندگیم هستم وتمام//
دوستون دارم وآرزو میکنم زندگانی ساده وباعشقی روهمتون دراین دنیای فانی داشته بایدوازهرجاوهرچیزی که داریدکمال لذت واستفاده روببریدوشادباشید/یاحق//
ابی که بر اسود زمینش بخورد زود/دریا شود ان رود که پیوسته روان است.
خوشحالم که میبینم دوستانم پیوسته به دنبال رشد هستند.
به نام خالق عاشق گسترش
سلام به این جمع عاشقان گسترش
همونطور به گفته خود شما استاد کسی نمیتونه ادعا کنه که جز اون دسته از آدمهاست که همیشه بدون چکش خوردن های جهان خودش دست به تغییر زده باشه اما یسری ها بیشتر به این سمت هستند
یسری ها به اون سمت و بستگی به خود هر فردی داره که چقدر بخواد خودش همیشه آگاهانه دنبال تغییر و رشد و پیشرفت باشه
خب من خودم توی زندگی چکش های زیادی از جهان خوردم اما اکثر اوقات اون فردی که خودش آگاهانه دنبال تغییره بودم
مثلا یکیش اینه که چندسال قبل که بچه بودم اولین تجربه های کاریم بود داخل نمایندگی ماشین کار میکردم قسمت تعمیرات اما بعداز مدتی گفتم من باید برم جایی که خیلی متفاوت تر و پیشرفته تر بشم در آینده دیگه این مسیر بی ارزش میشه
و همچنین در کارها و مراحل مختلف زندگی اما همراه با یه عالمه باورهای نامناسب و مخرب هم بود،،
مثلا آخرین شغلی که تقریبا همین 2سال قبل داشتم و یه عالمه زحمت،هزینه،زمان،انرژی براش صرف کرده بودم و رسیدم به درآمد عالی و فرصتهای بسیار خوب و درآمد خوب
اما گفتم مهم نیست که من چقدر براش زحمت کشیدم و بدلیل اینکه بهش علاقمند نبودم بلکه بدلیل باورهای مخرب در مورد ثروت داشتم انجامش میدادم گفتم نه من میرم سراغ کاری که عاشقشم و برام هم مهم نیست که همکاران و شریکانم چی میگن مردم چی میگن اصلا برام مهم نیست،،
و فقط توکل به خدا و ایمان به خدا میرم جلو حاضرم بخاطر هدفم بمیرم اما توی کاری که بیشترین درآمد هم اگه داشته باشه نباشم شکر خدا آگاهی های اینجا خیلی بهم کمک کرد و همچنین الان هم خیلی بهتر از قبل داره بهم کمک میکنه که چگونه هدایت الهی رو بفهمم و دریافت کنم
و به این دوست عزیزمون آقا مصطفی تبریک میگم حالا مهم نیست که یه مدتی مسیر رو. اشتباه رفته اما دوباره آگاهانه تصمیم به تغییر و پیشرفت کرده و چقدر همین به باورهامون کمک میکنه،،
من یه آگاهی رو هم که احساس میکنم به بقیه دوستان بگم که بیشتر هم از جنس صحبتهای استاد دریافتم اینه که حالا مهم نیست که قبلا چگونه شخصیتی داشتیم که اگه جهان با لگد و چکش بهم فشار وارد میکرده تا تغییر کنیم بلکه مهم اینه که از این به بعد میخواهیم چگونه باشیم و از کدوم دسته افراد باشیم
بنظر من اگه کمی به یاد بیاریم زمان هایی که در کارهای مختلف حتی خیلی کوچک خودمون دست به تغییر زده باشیم حتی تغییر یسری تنظیمات گوشی رو اونوقت خیلی بهتر درک میکنیم که تغییر چقدر لذت داره چقدر باعث زنده تر بودن انسان رو نشون میده
و اگه اینچنین چیزهارو بفهمیم و درک کنیم و آگاه باشیم اونوقت میفهمیم که تضادها چقدر نعمتهای باارزشی هستند
مثلا با توجه مانند فایل قبلی صحبت در این موضوع شد که ما دیگه نباید هم بگیم خب اگه کسی وضعیت فعلیش وضعیت خوبی ست باید آگاهانه خودشو برسونه به صفر و بعد شروع کنه به موفقیت «نععع»
و من واقعا حتی زمانی هم که این آگاهی هارو نداشتم اما اصلا چنین چیزهایی تو کتم نمیرفت که انسان حتما باید در شرایط بسیار سخت باشه تا موفق بشه. ..نه..
بلکه در هرشرایطی که باشه مهم نیست
مهم اینه که از اون به بعد بخواد چگونه مسیر رو ادامه بده تازه اگه ما کمی عمیق به اوضاع و قوانین خداوند نگاه کنیم میبینیم حتی میتونه کار اون افراد بچه پولدارها کمی سخت تراز افرادی که در شرایط نامناسب مالی هستند باشه چونکه افرادی که در شرایط خوب مالی هستند باید آگاهانه بدنبال این باشند که بازم یه عالمه تغییرات ذهنی و باوری رو انجام بدند
خلاصه بهرحال از هر زاویه که نگاه کنیم بازم میرسیم به قوانین و عدالت خداوند
مانند ایلان ماسک وقتی کارها و پیشرفت هاش رو شروع کرد نرفت ماشین رو از صفر شروع کنه به ساختن بلکه گفت من فقط باید قانون فیزیک رو از پایه درک کنم اما بجای شروع کردن ساخت ماشین از صفر باشه بلکه همین ماشین های موجود رو فقط خیلی متفاوت تر و به سبک خودم تولید میکنم
و خودتون هم میدونید که همین ماشین های برند تسلا یه عالمه از آپشن هاش حاصل سالها تکامل ماشین سازی ست
اگه از بقیه متفاوته بلکه بخاطر نحوه دیدگاه آقای ایلان ماسک هست
پس در هر شرایطی که هستیم مهم نیست مهم اینه که از این به بعد بخواهیم چگونه ادامه بدیم و از کدوم دسته افراد باشیم
من با وجود ظاهر کمی سخت تغییر اما همیشه خواهان تغییرم
و همیشه در هرکاری خودبخود نگاهم میره به چندسال آینده اون کار مورد نظر که من از الان باید اون مسیر درستی که قلبم بهم میگه برم و ادامه بدم
همتون در صحیح ترین مسیر خوشبختی و الهی باشید،،،
منم اولین کتاب موفقیتی که خوندم همین کتاب
چه کسی پنیر منو جابه جا کرد بود.
و اولین کتابهای غیر درسی که خوندم
منظومه شمسی 1و2 بود.(تو دوران دبستان و اوایل راهنمایی)
استاد شما فرمودین که برای مهاجرتتون شرایط عالی بوده از شرایط بهشتی که داشتید برای پیشرفت بیشتر رفتید بندرعباس (در واقع یسری چالش ها و تضادها تلنگرها باعث نشدن که این تصمیم رو بگیرید؟)
تجربه من قبل از مهاجرتم از استان خوزستان به استان اصفهان شرایط کلی و دامنهی امن و خیلی چیزها داشتم اما یسری تضادها،چالشها ،فقدانها از دست دادن ها روزهای سخت هم داشتم همون سالی (زمستان 1400)که تصمیم به مهاجرت گرفتیم سه ماه قبل از مهاجرتم (بهار 1401)خیلی زیاد سپاسگزاری میکردم و تمام جنبه های مثبت اطرافیان ،شهرمون،شرایط زندگیم رو در نظر گرفتم
و بابتشون واقعا حس خوب و احساس قدر دانی داشتم. روی خودم خیلی کار میکردم و با داشته هام دلخوش بودم و دیگه به اون تضادها و چالش ها اهمیت ندادم. شاید بی حس و سر شده بودم شاید ظرفم وجودم بزرگتر شده بود
از تیرماه 1401 که اینجا (اصفهان) هستیم با چالشهای جدیدتر و مسائل جدید برخورد کردم اما 80 درصد مواقع در حال یادگیری این قوانین و آگاهی ها هستم
پخته تر هستم آرومترم
ولی هنوز هم گاهی نوسان فرکانسی دارم خیلی شرایط بالا و پایین میشه؟ مخصوصا از لحاظ مالی یسری از دست دادن ها داشتم
چطور میتونم به یک حال استیبل برسم ؟
گاهی چند روز حالم خوبه یک روز حالم ناخوش
هر چند که نسبت به سالهای گذشته مخصوصا از لحاظ آرامش خیلی آرومترم و پیشرفت قابل ملاحظه ای در اکثر جنبه های زندگی ام داشتم.
به نام خداوند بخشنده و مهربان
چ کسی وفادار تر از خداوند ب عهد خویش است؟!
سوال 1. در این مورد آگاهانه میتونم در مورد طلاقم بگم ک وقتی من روی خودم کار کردم بعد چن ماه طلاق من انجام شد خیلی راحت و بعد اون من گفتم ب چیزی ک میخاستم رسیدم دیگه و بیخیال ادامه دادن شدم ک بعد از اون سر موضوعات احساسی و جذب شخص ایده الم ب مشکل خوردم.
سوال2. در مورد کارم و تغییر دیدگاه هام میتونم بگم. وقتی تونستم با کار کردن روی خودم برم سرکار خیلی خوشحال بودم و همیشه سعی کردم تو کارم و ارتباط با بقیه هر سری بهتر از قبل باشم و حرفهای تر برخورد داشته باشم ک خداروشکر موفق بودم و الان ک ب تضادی برخوردم تا کسب و کار شخصی داشته باشم و دارم در اون راستا قدم برمیدارم و ان شاءالله خبرای خوشی رو با همتون شریک میشم.
در مورد باورهای قبلی ک آگاهانه دارم سعی میکنم تغییر بدشون و باید بگم خیلی تلاش میخاد و تا اخر عمر ادامه داره و هر لحظه باید آگاهانه تغییر کنم ب سمت خدا و نور الحمدالله
سوال3. قبلا ک ب خاستم میرسیدم فک میکردم تمومه و بیخیالش میشدم ولی اینبار من میبینم ک ظرفم بزرگتر شده و هرلحظه خاسته های جدیدی در من شکل میگیره و این وظیفهی منه ک آگاهانه برم دنبالش چرا ک متوجه شدم زندگی همینه ک هر روز خلق جدیدی داشته باشیم و لذت ببریم.
در پناه خدای عشق باشید
سلام به استادان عزیزم و سلام به همه همسایه های نوری ام در این سایت بهشتی
یه جایی توی مسیر زندگی، فهمیدم رسیدن اصلاً پایان راه نیست… یه شروع تازهست.
روزها فکر میکردم خونهمون همونجاست که باید باشیم؛ همه چیز ظاهراً خوب بود، ولی ته دلم یه چیزی میگفت اینجا دیگه انرژی حرکت نداره…
کمکم نشونهها شروع شدن. همسایهمون ماشینش رو طوری پارک میکرد که کوچه بسته میشد، هر روز صدای بلند از خونهها میاومد، شیرآلات خونه جلای خودشونو از دست داده بودن، درِ دستشویی و حموم از پایین پوسیده بود، و حتی نور خونه دیگه اون نرمی و گرمی قبل رو نداشت.
انگار خونه داشت با زبان بیزبونی میگفت: من مأموریت خودمو انجام دادم، حالا نوبت تغییره…
اون موقع بود که فهمیدم جهان همیشه در حرکته، هیچ چیزی ثابت نمیمونه؛
اگه تو حرکت نکنی، شرایط طوری پیش میره تا مجبورت کنه حرکت کنی.
و من نمیخواستم منتظر اون نقطهی اجبار بمونم…
خودم تصمیم گرفتم. با ایمان، با توکل.
خدایا شکررررت
که قبل از اینکه دنیا منو تکون بده، خودم به نشونههات گوش کردم.
شکرت که همیشه قبل از سختی، یه نورِ کوچیک نشونم میدی تا مسیر درست رو پیدا کنم.
اون خونهی قدیمی، با اون همه خاطره، اگر کمی دیرتر اقدام میکردیم، کلنگی حساب میشد، ولی تو به موقع هدایتمون کردی.
و حالا که به گذشته نگاه میکنم، میبینم چقدر این قانون رشد زیباست…
تا وقتی در حال حرکتی، با روند طبیعی جهان یکی میشی، اما همین که ساکن میمونی، فرسایش از همونجا شروع میشه.
این تجربه برام شد یه درس بزرگ:
اگه یه چیزی داره از دست میره، اگه چیزی داره کُند میشه یا دیگه حس خوب قبل رو نداره، یعنی خدا داره میگه: وقتشه… مرحلهی بعدی منتظرته.
و حالا… بعد از اون همه نشونه، بعد از اون تصمیم آگاهانه، دارم میبینم که وقتی با جریان رشد همراه میشی، خدا خودش راه رو هموار میکنه. تا دو ماه دیگه، به یاری و خواستِ خدا، میریم به خونهی قشنگ و توحیدیمون… همون خونهای که بارها و بارها در ذهنم ساختمش، با عشق تصورش کردم، با ایمان از خدا خواستمش.
خدایا شکررت برای خونهای که آجر به آجرش با توکل و یقین ساخته شده؛
سهخواب، یکیش مستر، پر از نور و انرژی، صفرِ کلید، در بهترین لوکیشن، 154 متریِ دلباز…
آشپزخونهاش کابینتهای هایگلاس داره که برق میزنن از تمیزی،
گازِ صفحهای خوشگل، هود لمسی، شیرآلات نو و براق، همه چیز از نو، همهاش پر از حس زندگی و برکت.
خدایا شکرت که اجازه دادی با ایمانم، با باورم، با عشق به تو، این رؤیا رو لمس کنم.
میدونم این فقط یه خونه نیست… یه مرحلهی تازه از رشد و آگاهی منه،
یه نشونهی قشنگ از اینکه وقتی به تو توکل میکنم، جهان چطور زیباتر از تصورم پاسخ میده.
و در پایان، از صمیم قلب سپاسگزارم از استاد عباسمنش عزیز و این پروژهی شگفتانگیز
چقدر زیباست این مسیر…
مسیرِ تغییر، مسیرِ رشد، مسیرِ آگاهی…
و من با تمام وجود، این پروژهی زیبای تغییر را در آغوش میگیرم .
از همتون سپاسگزارم
بنام او که رحمان و رحیم است خریدار دل و قلب سلیم است
سلام عرض میکنم به اعضای خانواده فوق العاده عباسمنش
سلام و درود فراوان به بهترین استاد دنیا
استاد عزیز خدارو هزاران بار شکر میکنم که جوری مارو هدایت میکنه به هر نیت و خواسته ای که در قلبمون جاریه که آدم میگه چرا تا الان بیشتر از هدایت الهی استفاده نکرده بودم!!!!
استاد من شاگرد خیلی از اساتید بودم در حوزه های مختلف ولی شما فقط یدونه هستی در عالم هستی چون تواین سالها هروقت که جدی تر سراغ محصولات و صحبت های شما اومدم نشونه های ملموس تر و بزرگ تری دیدم در زندگیم و ایمانم قوی تر شده هر لحظه و خیلی خوشحالم ازاین بابت
بنده شمارو تقریبا از سال ۸۷ میشناسم از زمانیکه در یک جلسه ای تشریف آوردید و سی دی های معرفی دوره های تندخوانیتون رو هدیه دادین و من از اون روز همیشه شمارو در گوشه ذهنم داشتم و حتی اون روز و اون سی دی خودش نشونه بزرگی بود ولی خب اوم موقع من تکامل الانم رو طی نکرده بودم
گذشت و گذشت تا اینکه اواخر سال۹۵ بود در جلسات انتهائی یکی از اساتید، که توسط یکی از هم دوره ای ها مجدد اسم شما اومد بعد سالها و من یاد اون روز و اون سی دی شما افتادم و مجدد داستان استارتی دوباره ..
و من آمدم..
استاد عزیزم هر گفتگو ای که در سایت قرار میدین جواب خیلی از سوالات منه و کلا سایت شما سایت هدایته و ایمانه و فقط میتونم خدارو بارها و بارها شاکر باشم
ممنون از شما و تیم خوبتون و همینطور اعضای خانوادمون که هرکدوم از دوستان چون ستاره ای پرنور میدرخشند در این آسمان هستی که به نظرم آسمان عباسمنشی هاست
به امید درخشش تمامی دوستان در تمام جنبه های زندگیشون
به وجود تک تک شما بزرگواران افتخار میکنم
بهترین هارو براتون آرزو دارم استاد عباسمنش عزیز امیدوارم بزودی باشما صحبت کنم و خیلی زود ببینمتون
در پناه ایزد منان
به نام خداوند بخشنده مهربانم هرآنچه دارم ازآن تودارم
سلام به استاد عزیزم واستاد مریم جانم
سلام به دوستان هم مسیرم
استاد خداروشکر از روزی که شروع به تغییر کردم ودر مسیر خواسته ها واهدافم حرکت کردم هیچ وقت متوقف نشدم وقدم به قدم پیش اومدم
استاد درحال حاضر احساس میکنم از نظر عاطفی ورابطه ام با خانواده ام باید یه پله بیام بالاتر و بیشتر برای همسر وفرزندانم وقت بگذارم واز وجودشون در زندگیم لذت ببرم وشکرگزار خداوندم باشم بخاطر حضورشون در زندگیم
استاد از امروز شروع کردم رفتار بهتری از قبلم با همسرم داشته باشم با محبت تر وباعشق بیشتری باهاش رفتار کنم
برای بچهام بیشتر وقت زمان بگذارم هم بازی بشم باهاشون از لحظه لحظه حضورشون در زندگیم لذت ببرم وشکرگزار خداوندم باشم.