تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۳ - صفحه 26 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

579 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    معین کوه پیما گفته:
    مدت عضویت: 1625 روز

    سلام و درود صبح همگی بخیر

    بریم برای تمرین ای بخش

    تمرین:

    در زندگی‌ات تا‌به‌حال چند بار به هدفی رسیدی و بعد احساس کردی «دیگه تمومه»؟ (توی مهارت طراحیم این احساس رو دارم و اینکه میگم دیگه خوب فتوشاپ رو یاد دارم و نرم افزار های دیگه رو مسلط کاملم و خوب به قولی دیگه تمومه)

    اشتیاقت کم شد و دست از تلاش کشیدی؟ در زمینه طراحی اشتیاقم کم نشده ولی کم کار شدم قبلا حتی اگه پروژه ای نداشتم خودم به صورت فرضی کار میکردم ولی الان چند وقته انجام ندادم ،

    نتیجه‌اش چی بود؟ نتیجه رو ندیدم ولی میدونم چیه ؟ شکست در همین زمینه خلاقیتم کم میشه و نمیتونم اون خواسته مشتری رو براورده کنم و درامدم کمتر میشه ، کم کم تر و این ارامشی که دارم رو از دست میدم

    و چند بار هم بعد از رسیدن به هدف؟ (وقتی سیستم خریدم گفتم خوب دیگه الان چکار کنیم یک عمر هی تلاش میکردم داشته باشمش ولی نمیشد ولی الان دارمش و عالیه ، دقیقا چند روز بعدش این شکلی بودم حالا چی )

    به‌جای توقف، هدف تازه‌ای انتخاب کردی و مسیر رشدت را ادامه دادی؟ در حال حاضر یعنی قبل این فایل در زمینه طراحی به جایی خوبی رسیدم و برای همین حس میکردم باید چالش داشته باشم باید یک حرکتی بدم و شروع کردم توی همون زمینه گسترش خدمات و یک جورایی ساختن درامد افلاین و کلی ایده دارم و باید اجرا کنم و دارم اجرا میکنم ولی اهسته اهسته

    و گیتار هم شروع کردم ، و موتور سواری رو شروع کردم یاد بگیرم مهارت های دیگه هم میارم بالا جهان این شکلی که همش

    چیزهای جدید یادبگیریم خیلی حال میده

    اون بارها چه تفاوتی با دفعات قبل داشت؟ دفعه قبل ها مثلا یادمه تغییر نمیکردم و هی صبر و صبر ، تا پس کلگی جهان رو میخوردم ، البته چون از سن 18 سالگی با استاد هستم سعی کردم همیشه مراقب باشم برای همین زیاد اون پس کلگی رو نخوردم یا اینکه بی حرکت باشم

    ولی قبل اینا بله ، یک سری یادمه هی روزها تکراری و تکراری تا جایی که خسته شدم و حالم بهم خورد و درامد نداشتم و شروع کردم و اونجا استارت همه چیز بودش ، و به لطف استاد عزیز بودش که گفتن بیکار نباشیم

    ممنونم از استاد عزیز کلی کلی انرژی گرفتم انگیزه گرفتم عشقی استاد عزیزم

    ممنونم از همه بچه ها عشقید دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    نرگس🫧حسینی گفته:
    مدت عضویت: 667 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام استاد عزیزم و سلام من به همه دوستانم در سایت

    خدای من این مصاحبه ها و این صحبت ها کجا بود که من ندیدم و نشنیدم

    خیلی شگفت انگیزن

    اصلا باورم نمیشه تا الان من صحبت های این دوستان رو شنیدم و واقعا اشک شوق تو چشام حلقه میزنه چقدر عالی هستن

    چقدر استاد به نکات با اهمیت اشاره کردن

    جهان همیشه در حال پیشرفت و ارتقا دادن خودش هست

    اینکه ما تصمیم بگیریم حرکت نکنیم قطعا زیر چرخ دنده های جهان له میشیم

    مثل آب که اگه حرکت نکنه فاسد میشه

    ماهم باید پیشرفت کنیم همیشه یادمون باشه به بهترین خودمون هم که تبدیل بشیم باز هم یک ورژن بهتر و جدیدتر در جهان هست مثل باور ها

    هرچی ما باور های قوی تری بسازیم باز هم باور های بهتری وجود دارن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    کاویان تیموری گفته:
    مدت عضویت: 213 روز

    سلام

    من تقریبا فهمیدمکه من اون آدمی هستم که تا تهش باید برم بعد دست به تغییر بزنم .

    ولی الان واقعا دوست دارم برگردم درست کنم .

    الانم دقیقا تو حالتی هستم که همه کسب و کارم نابود کردم .

    از نظر روحی داغون داغون

    امیدم خیلی کم شده

    و واقعا تو تصمیم گرفتن مشکل دارم .

    الان واقعا باید چی کار کنم

    الان باید از زیر صفر شروع کنم بدهی مردم بدم و وقتی به این حالت فکر میکنم اینجا کشور غریب و زبان بلد نیستم .

    خیلی جالب فایل قبلی وقتی اون خانم در مورد تجربه حال و احوال خودشون تو لندن میگفتن

    من دقیقا تو همون اوضاع احوال روحی بودم

    برام ی قوت قلب بود. ولی هنوزم دست و دلم به کار نمیره

    اصلا دوست ندارم کار کنم یا لز صفر شروع کنم . دوست دارم ی طوری بشه و شرایط ی طوری پیش بره و برگردم ایران و از ادامه اون شروع کنم یا اونجا بسازم .

    اصلا فکر می کنم شاید اینجا نمیشه یا من نمیتونم

    روز ها میام به ظاهر دنبال کارم ولی وقتم تلف نی کنم . تا شب که برگردم خونه .

    کلا کله ام شده بهانه هر روز ی بهونه دارم و برای بهونه هام دلیل دارم .

    دلم اینجا نیست دوست ندارم بمونم و دوست دارم برگردم و میدونم اونجا هم داستان دارم . داستان های قضایی و بگیر و ببند .

    امروز از خداوند خواستم هدایت کنه . راه اون نسون بده

    گفتم من واقعا نمیتونم توان ندارم

    کله ام کلر نمی کنه تو که بزدگترین هوشمندی و تو که میدونی من و راهنمای کن .

    ممنون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    بیتا کریمی گفته:
    مدت عضویت: 810 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    با سلام و احترام خدمت استاد عزیزم، خانم شایسته عزیزم و تمام دوستانم

    خداروشکر میکنم برای شنیدن این اگاهی ها و از خداوند هدایت میخام برای درکی که منجر به عمل به این آگاهی ها بشه . خیلی لذت بردم از کامنت دوستان عزیزم و خیلی سپاسگزارم از همگی یه نکته ای که در یکی از کامنت ها بود خیلی نظرمو جلب کرد و در واقع پاسخ سوال منم بود اینکه هرچی تکاملمون رو بیشتر طی کنیم، فاصله ی بین تصمیم و عمل کوتاه تر میشه و فهمیدم فقط با گرفتن تصمیمات کوچکتر و اجرا کردن اونها تکاملم رو طی میکنم برای تصمیمات بزرگتر . امروز احساسم بد شده بود از اینکه چرا پیشرفت مالی نمیکنم چرا هیچ ایده ای ندارم چرا هیچ پیشنهاد کاری ای بهم نمیشه چرا هیچ در روزی جذیدی به روم باز نمیشه و … حسابی ذهنم نجوا میکرد و حالم بد بود و میدونستم که هرچه زودتر باید از این حال بیام بیرون به خودم یه قولی دادم درسته الان هیچ دری به روی زندگیم باز نشده یا حداقل من نمیبینمش هیچ راهی برای ورود روزی جدید به زندگیم نمیشناسم کارم ثابته و حقوقم ثابته گفتن که یه سری افزایش حقوق قراره اعمال بشه ولی اصلا به حرف هیچکس تکیه نمیکنم فقط تنها ایده ای که امروز به ذهنم رسید این بود که احساسم رو خوب نگه دارم و خداروشکر کنم و سپاسگزار تمام داشته هام باشم واقعا هم زندگی من حتی با دوسال قبلم هم خیلی متفاوته چه به لحاظ عزت نفس چه به لحاظ مالی چه به لحاظ روابط چه به لحاظ معنویت و آرامش من خیلی خیلی جلو رفتم و خیلی از آرزوهامو دارم زندگیم میکنم و درامدم حدود 20 برابر شده حالا که میخام برم به مدار بالاتر تنها ایده م حال خوب و سپاسگزاری و کار کردن روی سایت و دوره ی 12 قدمه اینکه نذارم ذهنم منو ببره توو عجله یا مقایسه و حالم رو بد کنه و میدونم که ایده ها و هدایت و جسارت برای اجرا کردنشون میاد الهی شکرت

    نکات فایل :

    گفت و گو با مصطفی :

    من از 10 سالگی با تجسم به خیلی از خواسته‌هام رسیدم و حدود 21 _22 سالگی با آموزش‌های شما آشنا شدم من مدت‌ها کار کردم برای رسیدن به این خواسته که یه فروشگاهی رو بخرم و وقتی بهش رسیدم متوقف شدم و احساس کردم که انگار به تمام خواسته‌هام رسیدم و از شور و هیجانم کم شد و اینطور بودم که دیگه تموم شده و منفعل شدم همین موضوع باعث شد که به لحاظ مالی پیشرفت که نکردم حتی پسرفت هم کردم . مهم نیست که چقدر اون خواسته یا هدفی که بهش رسیدیم بزرگه همون موقع اگر ثابت بمونیم و دیگه رو خودمون کار نکنیم نتایج برعکس میشه و این اتفاق برای من افتاد و یاد حرف‌های شما افتادم که میگید ما همیشه باید حرکت کنیم و وقتی به هدفی رسیدیم با خودمون نگیم دیگه تموم شده و متوقف بشیم چون اینطوری به فرسایش خودمون نزدیک میشیم . این اتفاق برای من افتاد و من مجبور شدم که خودم رو تغییر بدم در حالی که قبلاً در شرایط خوب خودم رو تغییر می‌دادم چند روز پیش به همسرم گفتم که الان توی فلان موضوع ما به یه سقفی رسیدیم و لازمه که یه پیشرفتی بکنیم و از خداوند هدایت خواستم برای مدار بعدی و امروز به من یه پیشنهاد کاری خیلی خوب داده شد .

    وقتی که ما در باد موفقیت‌هامون می‌خوابیم یعنی به یه جایی می‌رسیم و دیگه هیچ حرکت و تلاشی برای پیشرفت نمی‌کنیم اوضاع حتی از قبل هم بدتر میشه نه اینکه فقط در مسائل مالی و کاری دنبال بهبود و پیشرفت دائمی باشیم در همه مسائل مثل سلامتی، روابط، آرامش ما می‌تونیم در همه این ابعاد روی خودمون کار کنیم و اوضاع رو بهتر و بهتر کنیم و تا وقتی که داریم تغییر می‌کنیم و پیشرفت می‌کنیم شرایط بهتر میشه .

    من اون زمان یه کلوپ بازی داشتم که فضای سالم و شادی داشت و پول خیلی خوبی هم در می‌آوردم دیگه شرایط از این بهتر که نیست ولی من دیدم روند درآمد من داره نزولی میشه و اگر همینطور ادامه بدم چند سال آینده چیزی جز بازی‌های کامپیوتری بلد نیستم و تجربه دیگه‌ای ندارم و دیگه علاقه‌ای هم به این بازی‌ها نداشتم، دائماً اماکن هم به ما گیر میداد و مغازه های این شکلی داشت زیاد می‌شد و افراد می‌تونستن این دستگاه‌ها رو خریداری کنند و در خانه بازی کنند، من بعد از خوندن کتاب ” چه کسی پنیر مرا جابجا کرد؟” دیدم که من یه پنیری گیرم اومده و دارم می‌خورمش ولی این پنیر داره کم و کمتر میشه درسته که داره بهم خوش میگذره ولی در واقع دارم میپوسم و اگر همین مسیر رو ادامه بدم 10 سال بعد یه آدم بی‌مهارت و بی‌تجربه خواهم بود و دیگه درآمدی هم نخواهم داشت و قبل از اینکه اوضاع خیلی بد بشه و من دارایی مو از دست بدم، تصمیم گرفتم که مهاجرت کنم به بندرعباس و وارد یه مسیر جدیدی بشم که جای پیشرفت داشته باشه و از صفر شروع کنم . من از بهشت شروع کردم به تغییر طوری که همه اطرافیان تعجب کردند که من اون مغازه و درآمد و دوستان و اعتباری رو که در قم داشتم، رها کردم و رفتم بندرعباس که هیچکس رو نمی‌شناختم و غریب بودم و از کارگری شروع کردم ولی این کارو کردم که رشد کنم و پیشرفت کنم و یه کاری رو انجام بدم که جای پیشرفت داره و چیزهای جدید یاد بگیرم . از همون کارگری رسیدم به سوپروایزر شرکت کشتی سازی و کلی روابط جدید با افراد خارجی، کلی تجربه و کلی پیشرفت و دوباره شرایطم در بندرعباس عالی شد طوری که 2 سال بود سر کار نمی‌رفتم و حقوق می‌گرفتم و دیدم که اگه می‌خوام پیشرفت کنم باید به تهران مهاجرت کنم چون من یه سری علایق و خواسته‌های جدید پیدا کرده بودم و می‌دیدم که دیگه به روزمرگی رسیدم و کارم جای پیشرفت نداره و می‌خواستم حرکت کنم به سمت شور و شوق جدیدم و نتیجه‌اش این چیزی هست که الان دارید می‌بینید . اگر باهوش باشیم قبل از اینکه اوضاع سخت بشه یعنی با دیدن نشانه‌ها شروع می‌کنیم به تغییر مثل کسی که با دیدن نشانه‌های طوفان خودش رو آماده میکنه و میره به یه جای امن

    اگر باهوش باشیم همه ما این نشانه‌ها را دریافت می‌کنیم ولی مشکل اینجاست که اغلب تا وقتی از خداوند چکش نخوریم بیدار نمیشیم و وقتی بیدار میشیم که اون چکش رو خورده باشیم .

    خیلی سپاسگزارم از همگی

    در جواب سوال که مطرح شد بارزترین مثال من بعد از کنکور بود زمانی که پزشکی در دانشگاه دولتی قبول شدم و حجمی از تحسین و تشویق و … وارد زندگیم شد درسته که من به اون چیزی که میخاستم رسیدم ولی یادم رفت که این تازه شروع کاره و درگیر حواشی و مسائل بیهوده شدم و هیچ هدف جدیدی برای خودم انتخاب نکردم چقدر موقعیت و فرصت آموزش و کسب درامد داشتم ولی همشو از دست دادم حتی درسم هم افت کرد و به مرور اعتماد به نفس و عزت نفسم رو از دست دادم و دائما توو مقایسه ی خودم با بقیه بودم

    الان میتونم بگم هیچ سقفی ندارم و هیچ زمینه ای نیس که بگم از این بهتر نمیتونه بشه ولی فکر میکنم شغلی که الان دارم منو یکم وابسته کرده به نوعی خیالم رو راحت کرده و حتما باید برای آینده ی کاریم یه اهرم رنج و لذت تنظیم کنم و در زمینه ی رابطه ی عاطفیم هم همینطور بنظرم به ثبات رسیده و باید بهتر بشه

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      هانیه محمدی مهر گفته:
      مدت عضویت: 661 روز

      سلام عزیزم

      واقعا از خوندن کامنتت لذت بردم و چقدر این جمله درسته و تو عمق وجوده آدم میشینه که «هرچی تکاملمون رو بیشتر طی کنیم، فاصله ی بین تصمیم و عمل کوتاه تر میشه و فقط با گرفتن تصمیمات کوچکتر و اجرا کردن اونها تکاملم رو طی میکنم برای تصمیمات بزرگتر .»

      . تحسین می‌کنم که با تمرکز بر درونت و سعی در حفظ احساس خوب و سپاسگزاری، مسیر ارزوهاتو ادامه میدی.

      راستش منم تو حوزه ی کاری که داشتم فقط با گوش کردن فایل های مرتبط به ایمان و ارتعاش و توحید و ادامه ی این مسیر و بدون تغییر هیچ عامل بیرونی یا حتی درخواست از کسی،چیزهایی که خواستم رو تو مدت کم دریافت کردم مثله موقعیت جدید،درامد بالاتر.

      و می‌خوام یه سوال شخصی ازت بپرسم چون خیلی مشتاقم و هیجان زده‌ام که بدونم:

      در مورد کنکور و مسیر درس‌خوندنت، چه باورها و روش فکری‌ای داشتی که تونستی اون مرحله رو پشت سر بذاری؟ چه سیر هدایت و کمک‌هایی در این زمینه داشتی؟ و چطور متوجه می‌شدی مسیرت برای کنکور درسته و به هدفت نزدیک می‌شوی؟

      خیلی مشتاقم تجربه‌ات رو بدونم و ازش الهام بگیرم

      سپاس از اشتراک گذاریت و انرژی مثبتت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        بیتا کریمی گفته:
        مدت عضویت: 810 روز

        به نام خدا

        سلام به شما دوست عزیزم

        امیدوارم حالت عالی باشه هانیه جان

        خیلی ممنونم ازت برای کامنتی که برام نوشتی وتجربیاتت رو بازگو کردی .

        در جواب سوالت باید بگم که اصلی ترین چیز، اشتیاق من بود برای رسیدن به هدف . وقتی در اوج تضاد مالی بودیم وقتی همش جنگ و دعوا بود وقتی دائما مورد سرزنش اطرافیان بودیم من شاید یه تایمی احساسم بد میشد وگریه میکردم ولی سریع خودمو جمع و جور میکردم و میگفتم ولش کن من باید به هدفم برسم ودرس بخونم همیشه به خودم میگفتم هروقت کنکور دادم به این چیزا فکر میکنم، خیلی از دوستام میگفتن بیتا نمیشه خیلی سخته فلانه ولی من توو دلم میگفتم برا من میشه من میشم همون یه نفری که از اینجا قبول میشه . هیچوقت نذاشتم ترازهای بالام منو مغرور کنه و همیشه توو هر درسی تلاش میکردم پیشرفت کنم و خب خداروشکر که نتیجه داد البته الان خواسته ی من تغییر کرده ولی اون چیزی بود که میخواستم و اتفاق افتاد .

        برات از خداوند بهترین هارو میخام ممنونم که اون روزهای خوش رو به یادم اوردی اینکه برای رسیدن به هدفت تلاش کنی تورو خوشبخت ترین آدم دنیا میکنه

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    محبوبه گفته:
    مدت عضویت: 1606 روز

    به نام خداوند فراوانی ها

    سلام

    رسیدن به هدف پایان نیست سکون آغاز سقوط است

    اگر در مسیر قرار گرفتی و به هدفت رسیدی سکون نکن و ادامه بده

    وقتی در مسیر باشی از طرف خداوند الهام بهت میشه و متوجه میشی و روز به روز پیشرفت خواهی کرد

    وقتی در اوضاع خوب هستی به فکر تغییر و پیشرفت باش و مهارت کسب کن و خارپشتی عمل کنیم یه مهارت که علاقه داریم تمرکزی کار کنیم

    مثل استاد که وقتی در روز مرگی افتادند تصمیم به تغییر گرفتند و اوضاع هر روز بهتر شده،اغلب ما تا چک ولگد نخوریم تغییر نمی‌کنیم

    من باید مهارت خاصی را یاد بگیرم و تمرکزی کار کنم

    در پناه خداوند یکتا شاد و سعادتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    ارزو طلائی گفته:
    مدت عضویت: 1764 روز

    سلام استاد عزیزم

    سلام خانم شایسته نازنین

    چند سالی بود که کار مورد علاقمو انجام می دادم و آنچه را ازش می خواستم تجربه کرده بودم اما توی کارم به جایی رسیدم که حس کردم ازش پر شدم و دوست داشتم به یک مسیر جدیدی وارد بشوم و لازم بود کارمو کنار بگذارم ، آن زمان جایگاهی که داشتم ارزوی عده ای از افراد بود گرچه از نظر خودم کم بود اما باز هم برای عده ای موقعیت دلخواهی بود من تصمیم را گرفتم و از کارم بیرون آمدم و مسیر جدیدی را پیش گرفتم و به موقع این کارو انجام دادم چون با آمدن بیماری جهانی خیلی ها را بیرون کردند اما به لطف خدا من با اختیار و انتخاب خودم از آن محیط بیرون آمده بودم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    الهام سوادکوهی گفته:
    مدت عضویت: 2927 روز

    سلام استاد عزییییییزم

    مرسی برای این گفتگو

    من که مثل همیشه از تک تک صحبتهاتون لذت بردم

    مهمترین آموزه ای که من برداشت کردم از این صحبتها این بود که وقتی به هدفمون میرسیم بازم در حرکت باشیم و مسیری که رفتیم را ادامه دهیم تا از هدفمون دور نشیم و شرایط و اوضاع به شکلی برعکس تغییر نکنه

    وقتی ما شروع میکنیم در باد موفقیت هامون خوابیدن و دیگه حرکت و تلاشی هم برای بهبود نمی کنیم ،اوضاع خیلی بدتر از قبل میشه.

    و استادم چقدر شما در طول مسیر زندگیتون تا الان به این قانون عمل کردید و هر بار که احساس کردید وارد روزمرگی شدید و نشانه ها ی تغییر می آمد سریعا شرایط مکانی و کاری خودتون و تغییر دادید از کلوپ بازی های کامپیوتری در قم گرفته تا کارگری و بعد سوپروایزر در بندرعباس و بعدمهاجرت به تهران و تمرکز روی سخنرانی در زمینه موفقیت و …واقعا نتایج الانتون پاداش همین بهبودهایی بوده که در طول مسیر برای پیشرفت در تمام جنبه های زندگی ایجاد کردید ،از ته قلبم تحسینتون میکنم و واقعا بهترین الگو برای ما هستین

    عاشقتونم

    خداااارو صد هزار بار شکر

    در پناه خدا سربلند باشید همیشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    مریم م گفته:
    مدت عضویت: 3053 روز

    به نام خدای مهربان ، سلام 🌼

    خدایا شکرت برای هدایتم به دیدن و دریافت آگاهی امروز

    استاد عزیز بسیار ازتون سپاسگزارم

    عجب موضوع به موقع و مهمی ، چیزی که الان مدتیه در مورد کارم همش به خودم میگم یه جای کار میلنگه

    چند ماهیه کارم خیلی راحت شده از توی خونه انجام میدم ولی داره برای یکنواخت میشه و اون شور و شوق اول رو ندارم با اینکه همه چیش خوبه نسبت به مداری که دارم

    همون درآمدی که انتظارش رو داشتم همون شرایطی که مجبور نباشم بیرون از خونه باشم برای انجامش

    ولی دیگه احساس میکردم که یه تغییری باید بشه

    و دقیقا نشانه ها رو داشتم میدیدم که به قول شما اوضاع کم کم بد میشه

    همش بخ خودم میگفتم باید گستره مهارتهامو بهبود بدم ، بیشتر کنم و خودم رو ارتقا بدم ولی باز میگفتم الان که زیاد اوضاع بد نیست

    ولی با این فایل خیلی تلنگر سنگینی بهم خورد

    و به قول از یه جایی به بعد دارم میوفتم تو روزمره گی

    باید علاعق جدید بودجود پیدا کنم ؛یه شورو شوق تازه و ادامه بدم

    وای تغییر ، تعییر خیلی مهمه

    ما زنده به آنیم که آرام نگیریم

    موجیم که آسودگی ما عدم ماست

    هیچ چیزی تو این دنیا ایستا و ثابت نیست ، اصلا آب هم که یک جا بمونه میگنده

    وقتی دنیا یکسره در حال تغییره ؛ طبیعت خودش پر از درسه

    همانطور که در قرآن خدا میفرماید

    فَإِذا فَرَغتَ فَانصَب﴿۷﴾

    پس هنگامی که از کار مهمّی فارغ می‌شوی به مهم دیگری پرداز

    نشانه ها همیشه به ما میگن ، منی که تو این مسیرم دیگه حق ندارم مثل قبل زندگی کنیم

    مثل قبل بذارم توی چیزای مختلف اوضاعخراب بشه بعد تغییر کنم

    حواسم به روابطم باشه، به سلامتیم که خودش داره نشونه هاش رو می بینم برای تعییر سبک زندگیم

    برای کارم که اگر به همین شیوه و یکنواختی ادامه بدم کم کم همه چی خراب میشه و از دست میره

    عجب درس بزرگی دوباره بهم یادآوری شد

    نمیدونم چطوری سپاسگزاری کنم از خدا و از شما استاد عزیز

    بی نهایت شاکرم خداوندم

    لحظه یی نمیتونم دست از این مسیر بردارم

    خدایا شکرررت

    هر روز کمی بهتر از قبل و بهبود داعمیست

    🌺🌺🌺🌺🌺🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌳🌲🌲🌲🌲🌱🌱☘️🍀🌲🌿🌿🌾🌵🌾🍀🍀🌷🌷🌷🌷🌷🌼🌼🌼🌼🌸🌸🌸🌸🌸

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    وحید گفته:
    مدت عضویت: 3460 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و همه دوستان هم فرکانسیم.

    خدا رو شکر می کنم بابت این فایل و چقدر هماهنگ بود با تغییراتی که این مدت داشتم. راستش منم شاید شبیه اون دوستی باشم که پدرش برای مدت ها ساپورتش می کرد. من سال ها بود که یک سری اهداف داشتم اما هیچ وقت تمرکزی روشون کار نمی کردم و خب مدت های زیادی بود فایلای استادو گوش می کردم اما اون تغییره حاصل نمی شد. تا این که با توجه به یه سری شرایط اون ساپورته از طرف پدر هی کم و کمتر می شد و حدود یک سال قبل که دیگه به کمترین حالت خودش رسید و یادمه قبل از این که جهان این سیلی ها رو به من بزنه با یک دوستی صحبت می کرد و به من گفت ببین وحید تو الان چون تحت حمایت پدرتی و عملا خرج و مخارج خاصی هم نداری شاید هنوز مجبور نشدی خودت برای خودت یه کاری انجام بدی ولی ببین نزار اون زمان برسه که بخوای یه جورایی از صفر شروع کنی از همین الان شروع کن ولی خب من کله شق تر بودم :)

    یه سری از کارارو انجام می دادم ولی تمرکزی نبود تا اینکه از دوماه قبل دیگه به خودم اومدم و دیدم که اگر تمرکزی تغییر نکنم و وقت نذارم روی باورهام و هدفایی که دارم وضعیت خیلی بدتر میشه و خداروشکر ازونموقع که تصمیم گرفتم تغییر کنم به صورت تکاملی روز به روز بهتر شدم و با تعهدی بسیار بالا دارم مسیر رو پیش میرم. کلی اتفاقات خوب افتاده و به قول استاد خدا میدونه که چه اتفاقات عالی تو این مسیر تجربه خواهم کرد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    حسن کفاش دوست گفته:
    مدت عضویت: 3248 روز

    شاید این تکنولوژی و این house club حلقه گمشده این سایت بوده است که باعث شد بسیاری از دوستان که نتایج بسیار خوبی از کار کردن روی فایلها و دوره های استاد مهربانمان داشتند بسیار خوب و واضح و عالی و شفاف از مسیری که رفته بودند و نتایجی که گرفته بودند برای ما می گفتند

    نکته اصلی این ماجرا این بود که من درس بسیار بزرگی که از این کار من گرفتم این بود که چقدر عمل به الهامات می تواند مفید و مثمر ثمر باشد . استاد یک ایده برایشان آمد که وارد house club شوند و از بقیه موارد هیچ اطلاعی نداشتند و اصلا برنامه ای و یا هدفی و یا اینکه این کار چه نتایجی برایشان دارد و یا ندارد و به چه نتیجه ای می خواستند برسند و یا نرسند کاری نداشتنند و فقط گفتند که به من گفته شده است و باید انجام دهم . حتی با اینکه اصلا اطلاعات کاملی از نحوه کار با این اپلیکیشن نداشتند فقط می گفتند که به من گفته شده است و من باید آن را انجام دهم . فقط همین .

    چند درصد از مردم دنیا این کار را انجام می دهند؟

    همه وقتی که یک ایده به آنها گفته می شود برای خودشان هزار و یک برنامه ریزی می کنند که از کدامین مسیر بروند و هزار و یک ترس و نگرانی از اینکه چه اتفاقاتی خواهد افتاد و هزار و یک دلشوره ونگرانی دیگر که آیا اتفاق خوبی خواهد افتاد یا خیر ویا اینکه چه نتایجی برای من خواهد داشت و بعد از سبک و سنگین کردن فراوان در 99% مواقع به آن الهام عمل نمی کنند.

    راه دوری نرویم . من خودم یکی از همین افراد بودم و هستم و در خیلی از موارد به الهاماتی که به من می شود عمل نمی کنم و برای خودم هزار و یکبار بررسی می کنم و هربار یک ترس برای انجام این کار به من اضافه می شود و در آخر هم چقدر زمانها بوده است که به الهامات خودم عمل نکرده ام .

    یک نمونه بارزش همین چند ماه گذشته بود که خدا به خود خودم الهام کرد و در حدی که واقعا تاثیر بسیار زیادی بر من داشت که کاری را انجام دهم اما من خیلی جدی نگرفتم و انجامش ندادم و یا خیلی با کندی انجام دادم آن را و حالا بعد از چند ماه تاخیر به آن الهامم عمل کردم . خدای بزرک من چرا مثل استاد نمی توانم ایمان داشته باشم؟ چرا مثل استاد نمی توانم توکل داشته باشم و بروم در دل ناشناخته ها بدون در نظر گرفتن اینکه چه اتفاقی قراره در آینده برای من بیافته.

    این یک موضوع بسیار مهم است که من خودم باید به اون توجه کنم.

    خدای من شکرت بابت بودن در این جمع و یادآوری چندین و چند باره مطالب به من از این بابت که یادم نرود مسیر درست کدامین مسیر است.

    خدایا شکرت شکر

    رسیدن به خواسته ها و موفقیت و توقف

    این یک افت بزرگ است که گریبان گیر خیلی از افراد می شود

    یکی از این افراد خودم هستم

    که مدتی است در کارم به یک موفقیتی رسیده ام و در باد این موفقیت خوابیده ام و چند وقتیه که یه احساسی میکنم که نیاز به یکسری تغییرات دارم و با گوش کردن به این فایل متوجه شدم که باید از یاد این موفقیت خارج شوم و به خودم یه تلنگری بزنم برای حرکت کردن مجدد و درک و کسب اطلاعات و موفقیت های بیشتر.

    در همه موارد باید تغییر کرد و ادامه داد و بهبود بدهیم همه شرایط را بهبود دائمی

    استاد جان هدایت شدم به اصلی به نام اصل کایزن*

    دوستان می تونند راحت در این مورد تحقیق کنند

    ولی لپ مطلب این است که همیشه بهبود دائمی داشته باشیم.

    استاد جان سپاسگزارم از این مطالب زیبا تون

    چشم متعهد به بهبود دائمی خواهم بود استاد جان

    استاد جان من هم به شرایطی رسیدم که خیلی چیزی از کارم یاد نمیگیرم و باید تغییری اساسی در کار خودم ایجاد کنم

    سپاسگزارم از خدایی که همیشه من را هدایت می‌کند و اینبار نیز این هدایت شامل حال من شد که بشنوم آن چیزی را که لازم دارم

    قبل از اینکه اوضاع آنقدر بد شود شرایط خودت را تغییر بده

    قبل از اینکه از دنیا چک و لقط رو بخوری شرایط خودت را تغییر دهید

    چشششششششششم استاد جان چشششششششششم.

    ممنون از این یادآوری تون

    از همین الان شروع به تغییر کردم و قدم اول را با نوشتن این کامنت که کلی مقاومت داشتم در موردش انجام دادم و نتایج رو در چند وقت دیگه برای خودم یادآوری خواهم کرد.

    روزمرگی زندگی

    آخ آخ از این افت زندگی

    آخ آخ از اینکه خیلی راحت خود من در این دام افتاده ام بسیار زیاد

    چقدر بد است که ذهن عادت داره به اینکار و این عادت زشت

    در این مورد هم چشششششششششم استاد جان از روزمرگی خودم رو سعی میکنم جدا کنم.

    حتما حتما حتما

    با دیدن این نشانه و این هدایت خودم رو آماده میکنم و تغییر خواهم مرد قبل از اینکه چکش ها و چک و لقط ها رو از خدا بخورم تغییر خواهم کرد

    چقدر عالی و بجا بود

    ممنونم مصطفی جان از حرفهای قشنگ تون و بی نهایت بار تحسین میکنم شما را بابت این درک عالی تون از قوانین

    ممنوم استاد بی‌نظیرم

    سپاس خانم شایسته

    در پناه الله یکتا شاد باشید و سربلند

    💙❤️💜💙❤️💜💙❤️💜💙❤️💜💙❤️💜

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: