این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/04/8.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-11-03 05:33:192025-11-04 18:40:16تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۸
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خدارو سپاسگزارم .بابت وجود ارزشمند شما استاد عباسمنش و مریم جان
.من. 3الی 4سال پیش اتفاقی یکی از فایل های شمارو گوش کردم که درمورد ارزش خلق کردن
صحبت میکردین .
و بکی از فایلهای شما هم بود که در مورد زنبور عسل و وحی و الهام صحبت میکردین
در اون موقع من با عزیز دیگه ای کار میکردم
در زمینه موفقیت ….
اما فایلهای شما الهام بخش من بود
من به این کلمه ارزش خلق کردن خیلی
فک میکردم .که چقد خوبه آدم در مسیر علاقه
خودش ارزشی خلق کنه که هم خودش. لذت ببره
و هم باری از دوش خلق الله بر داشته بشه .
چون من بهیار بیمارستان بودم
و موسسه پرستاری از سالمندان در منزل
دارم ..همیشه از ایام بچگی به قشر پیر
و افتاده علاقه زیادی داشتم
وقتی عملا این کارو شرو کردم
اومدم با بیس اخلاق مداری
پی ریزی کردم.
و طوری بود که هیچوقت من احساس خستگی نداشتم .با اینکه از دید انسانهای دیگه بسیار سخت هست
……اما بخاطر گیر در مسائل. روابطی
و نداشتن عزت نفس عملا دوسال من
امروز و فردا کردم
و همین گیر روابطی. باعث شد من
اصلا رشدم کم باشه .ولی بازم به کارم عشق
می. ورزبدم
و سلامتی من هم تحت شعاع این اختلاف روابطی. قرار گرفت و سالهای سختی رو
من گذروندم .فقط بخاطر یک ترس …
تا اینکه پارسال
دخترم دوره عزت نفس استاد عباسمنش رو خرید
وبه منم داد .
و من از پارسال شرو کردم روی ازادی خودم تمرین
کردن .وبخاطر اینکه دیر تغیر کردم
بشدت تاوان سنگینی دادم .وبدنم دچار دوسه تا بیماری شد
ولی شکر خدا الان خیلی بهترم .و مرتب در سایت
استادم .و دوره روانشناسی ثروت 1 رو خریدم
اینا رو گفتم برسم به اینکه انسان وقتی میره دنبال علافش .هیچی نه رابطه نه بیماری
نمیتونه متوقف کنه آدم رو ..من همه این چالش های سخت رو وقتی مشغول کارم بودم فراموش میکردم .وارزشی نو در این امور مراقبتی از سالمندان عزیز خلق کردیم و جایگاه واقعی این حرفه مقدس رو شفاف سازی کردیم با ایمان .و شجاعت .
بالاخره بعد از کلی وقت هدایت شدم تا کامنت بذارم اونم به طرز عجیبی!
مسیر برگشت از سرکار رو گفتم بیام ادامه فایل گفتگوی استاد رو گوش کنم که نوبت همین فایل بود، گوش کردم و لذت بردم رسیدم خونه، چند ساعت بعد که زمانش رسید برم نشانه روزانهام رو چک کنم، زدم روی نشانه روزانه و دوباره همین فایل اومد! گفتم خدایا چی میخوای بهم یاد بدی؟ من همین چند ساعت پیش این رو گوش کردم! حتما یه نکتهای تو این فایل هست که من باید بفهممش، پس دوباره دست به کار شدم و نشستم تمرکزی گوش دادم و نت برداری کردم.
اون قسمتی که دوستمون از قول استاد گفت اگر دنبال کاری که بهش علاقه داری نری یه جور شرکه خیلی برام جالب بود، حقیقتا تا حالا بهش فکر نکرده بودم و دیدم رو خیلی باز کرد تا با جدیت بیشتر کار مورد علاقهامو دنبال کنم.
استاد وقتی گفتین به لحظه مرگ فکر کنین، یه لحظه ترسیدم! گفتم بهاره تو چی میگی اون لحظه واقعا؟ این صحبتتون برام یه تلنگر بود، هم اینکه کاری که دوست دارم رو انجام بدم و سعی کنم تو مسیر درست باشم و هم اینکه از هر لحظهام لذت ببرم! من باید برم دنبال علاقهام تا شکوفا بشم و گسترش جهان کمک کنم و خداوند قطعا به کسانی که به گسترش جهان کمک میکنن کمک میکنه!
چقدر من لذت میبرم از این فایلهای گفتگو، راستش من مدتیه با اینکه دعوتنامه هم دارم نمیتونم وارد کلاب هوس بشم و ریجکت میشم!!! ولی سپردمش به خدا گفتم حتما الان موقعش نیست و زمانش که برسه خدا هدایتم میکنه و منم میتونم از این اپ استفاده کنم.
این فایلها باعث میشه دائم درحال تحسین بچههایی باشم که صحبت میکنن و این تحسینه کار رو انجام میده، باعث میشه دائما به خودم بگم همون خدایی که این بچهها رو به اینجا رسونده منم میرسونه فقط باید درونمونو درست کنم و فرکانس های مناسب ارسال کنم. باعث میشه از دل حرفای بچهها کلی باور درست بکشم بیرون و بنویسم تو لیست باورام.
استاد جانم ازتون هزار بار متشکرم، بابت تمام آگاهیهایی که در اختیارمون میذارین.
خدا رو صد هزار بار شکر میکنم که اینجام و به این مسیر سرشار از زیبایی هدایت شدم ❤️🌙
من استاد هرجا باب دلم پیش رفتم سود کردم ولی جاهایی که عجله کردم باخت
علائق و حرفه ای شدن
من بتازگی به کسب و کاری که باحاله و دلم میپسنده هدایت شدم و حس خوبی دارم و امید دارم و مطمین هستم پیشرفت و لتفاقای قشنگی در پیش خواهم داشت
منم یکم چک و لغد خوردم ،ولی خب مهم حالاس
آب باریکه و دایره امن ): ولی خوب حالا تغییر به روز رسانی اجتماع و کلی پلن های قشنگ
خدایا شکرت
مثل همیشه که اولین نفر در خانواده بودم و اومدم تو سایت و دوره ها و موفق شدم رندگی م رو بسازم
مثل بار قبلی که وارد هنر و موسیقی شدم و موفق شدم
اینبار وارد لاین جدیدی از کسب و کار شدم و موفق خواهم شد چون به خدا تکیه کردم و از واکنش خانواده م نترسیدم و از اینده این کار و هرچی در مسیرم هست نترسیدم و دستم رو گذاشتم توی دست خدا و دیگه باهم میخواهیم زیبایی و قدرت و ثروت بیافرینیم
استاد من ۲۰ سالم هست و خدا میداند که با این فایل زیباتون چقدر انرژی و انگیزه گرفتم برای این که قدم هام رو محکم تر و با ایمان تر بردارم و خودم حس میکنم که هر روز چقدر در مسیر اهدافم موفق تر میشم و کیفیت کارهام هر روز داره بهتر و بهتر میشه و دلیلش هم قانون تکامل هست که شما همیشه به ما میگید برای همین ایمان دارم که مسیری که توش قرار دارم فقط پیشرفت و ثروت و برکته خداوندِ که وارد زندگی من میشه .
من بی نهایت ازتون ممنونم استاد عزیزم برای وقتی که میزارید برای این دوره هر روز منتظرم تا فایل های جدید در سایت اپلود شه و من با عشق بهشون گوش بدم و انگار که تک تک فایل ها برای من ساخته شده تک تکشون کلی جواب هستند برای سوالات من و مسیری که در آن قرار گرفتم .
مخصوصا اون قسمتی که درباره خانمی بود که دانشجوی حقوق بودن و بعد متوجه میشن به نقاشی علاقه دارند و دنبال علاقه ای که داشتن میرن و چقدر برکت و ثروت وارد زندگیشون میشه استاد دقیقا انگار خدا داشت باهام حرف میزند و برای مسیرم بهم تقلب میرسوند
من هم دانشجوی حقوق هستم و به عکاسی به شدت علاقه دارم و تصمیم گرفتم در مسیر علاقه ام حرکت کنم و الان که ابتدای مسیرم هستم انگار با اون فایل خداوند میخواست به من بگه که در مسیر درستی هستم ..
خدارو شکر میکنم برای معجزه هایی که در زندگی من رخ میدهد هر روز و هر روز بیشتر متحیر میشم از این میزان از هدایت خداوند من .
استاد جانم بی نهایت ازتون ممنونم برای تک تک اگاهی هایی که با عشق به ما میدهید و از مریم عزیزم که انقدر برای سایت با عشق زحمت میکشند عاشقتونم😍🤍🤍
راستی این اولین کامنت من در سایت شما بود استاد عزیزم🤍🤍
سلام به این هممممه زیبایی و حال خوب تو بک گراند شما استاد واقعا هر بار که تو این زاویه شما فایل میذارین من چند دقیقه مات و مبهوت اون زیبایی پشت سر شمام اون اسمون اون درختا و او دریاچه و سایه درختایی که توشه الله اکبر خدایاشکرت و هر بار خواسته منو قویتر میکنه
استاد مسیر علاقه و تاکید شما همیشه تو گوش من صدا میده که وحید نکنه مسیر درست نیست
ولی یکم که دقت میکنم میبینم من از سن ها کمتر دوس داستم تو بازار باشم فروشندگی کنم و با مردم سر کار داشته باشم
و هدایت شدم به اون مسیر
ادامه دادم و چند سالی فروشنده بودم تو بازار شهرمون
تا رسیدم به زمان خدمت رفتم سر بازی و در کنارش کار تا تموم شد
وقتی تموم شد فشار خانواده زیاد بود که ازمون بده برو فلان بانک به فلانی زنگ بزن یه کاری برات کنه به این رو بزن و هزار تا چیز دیگه …تا اینکه دیگه نرم فروشندگی و بازار
گذشت تا تصمیم گرفتم برم کارگاه یکی از دوستام کار کنم تو زمینه الومینیوم
روز اول رفتم مشغول شدم انگار تو قفس بودم در و دیوار بهم سیخ میزد زمان نمیگذشت عصبی بودم دلگیر بودم
ولی مگفتم وحید روزای اوله تا الان تو فضای باز بودی طبیعی که یکم اذیت بشی به جاش حقوق داری بیمه داری مزایا داری زودتر شب میری خونه و …روز دوم باز همین حرفا
روز سوم بابای دوستم صدام کرد و حقوق و شرایط برام گفت و قرار شد که دیگه ادامه بدم ولی حالم خوب نبود و منتظر بودم روزا بگذرن و عادت کنم
تو این فاصله خالم که تهران بود میگفت بیا برو برنامه نویسی یاد بگیر برو جای دخترمن کار کن که میخواد بره المان مزایای شرکت خوبه حقوقش خوبه و…یا حسابداری یاد بگیر بزن تو دیوار برو مشغول شو
منم شاخکام تیز شد تهراان.!چیزی از بچگی دوس داشتم و میخواستم تهران باشم
روز سوم بعد از اینکه تایم کاری تموم شد گفتم دیگه نمیرم نمیتونم هی نجوا میومد که پس پول از کجا میاری بی پول میشی و …
اومدم خونه و به دوستم گفتم من نمیام تهران برام کار درست شده نمیام
رفتم بازار دوباره مشغول شدم حتی حاضر بودم حقوق کمتر بگیرم ولی اونجا باشم
تو همین روزای سخت بعد خدمت که فشار روت زیاده پسر خالم که همکار فعلی منه تازه چند وقتی بود تولید شروع کرده بود
اومد خونمون و بهم پیشنهاد داد اصن نفهمیدم چی شد ولی درجا قبول کردم انگار همون چیزی بود که میخواستم انگار داشت درست میشد
سریع باهاش دست دادم
شروع کردم
اومدیم تهران نه مغازه ای داشتیم نه خونه ای و نه جایی رو بلد بودیم
چند ماه فقط من دنبالش میرفتم و میدیدم چی به چیه
فروشنده پوشاک بودم ولی اینجا بحث تولید بود
فرق داشت من مدت ها گنگ بودم حتی بازار تهران برام عجیب بود وسیع بود گیج بودم توش
حالم خوب بود انگار اون جایی بودم که باید
مسیر شروع شد هر چقدر بگم مساله پیش اومد ولی هر بار بهتر شدیم با حل کردنش
سال 400 فکر کنم با شما اشنا شدم و روانشناسی ثروت 1گرفتم شروع کردم
بی نهایت مساله حل کردم تو کار و هر بار بهتر شدم
وحید چند سال پیش اصلا قابل مقایسه نیست با الان تو هر زمینه به جرات بگم استاد من تا اون زمان حتی 1 میلیون تو حسابم نمیومد ولی الان چی بگم که اشکم جاری شد
هفته ای پول میاد و میره
کارگاه اختصاصی داریم مغازه داریم تو بازار تهران خونه اجاره کردم چندین و چند مشتری
تیراژ کار بالا ماشین 206 شخصیت بهتر
الهی شکرت خدا نمیدونم چطوری تشکر کنم که اومدم تو این مسیر تا دیدم بهتر بشه زندگی رو تجربه کنم و لذت ببرم
استاد بعد از 3سال هربار بهتر درک میکنم حرفای رو شما مسیر علایق رو هدایت رو
خدارو پیدا کردم
هربار دارم مسیر بهتری رو میرم کیف میکنم
و حالا حالاها باید برم و ادمه بدم کاوش کنم
ممنونم از شما و این سایت و اگاهی های بی نظیر
خدارو شاکرم بابت همه نعمت هایی که تا 3سال پیش ارزوم بودم و فکرشم نمیکردم داشته باشم و شرایط الانم رو اول لطف خدا و بعد اگاهی های شما و تلاش خودم
بزاریدتمرین این فایل روباداستان بی نهایت آموزنده اززندگانی خودم بگم:
بنده از7سالگی تا21سالگی تاقبل ازازدواج اولم بایکسری ازرویاهای بچگیم بی نهایت لذت وشادبودم “چون هدفمندبودم اما بایک اشتباه درجوانی(جاهلیت وغرور)وترس ازاینکه دختری یازنی منوفریب نده عجولانه وبالج ولجبازی باپدرم تن به ازداوجی دادم که اصلا درهدفهای زندگیم حضورنداشت وشایدباورتون نشه اینقدرچک ولگدازدنیا خوردم تاجونم بالا اومد/خخخ/وتا سن 32سالگی بخاطرترس ازمهریه وزندان واین حرفها ازهمسرسابقم جدانشدم “امااینجای داستان خیلییی زیباست “چون شروع تغییرات وتصمیمات بی نظیرمن درزندگیه واون چی بود؟بنده درسال1395تا1396بعداز6بارقرآن روکه به زبان مادریم میخواندم به این اصل پی بردم که همه چی خودم هستم واونجا بودکه اولین درخواستم ازخدا این بود(خدایامربی یااستادیاالگویی”جلوی راحم قراربده که دراین زمان حضورداشته باشه وایرانی باشه “کدام کشورفرقی نمیکنه اماایرانی باشه وخیلی به مسیرزندگی من مربوط باشه تاراحت ترذهنم رفتارهاوگفتارهاشوونتیجه هاشوالگوی خودم بگیره/آمین)واین درخواستی که ازخدام کردم به صورت واضح ومشخص “شایدباورتون نشه ازسال 1396ازیک فایل انگیزشی استادعباس منش شروع شدوشب وروز فایل روگوش میدادم وحقیقتادرتلگرام یک خانم خارجی خدامیدونه یک دفعه فایلهای صوتی قانون آفرینش استادروبرام ارسال کرد ومن تا اسم استادرودیدم همه رودانلودکردم البته چندتاشوندارم اما ازاون تاریخ به اینور زندگی من به کل عوض شد”البته اینوبگم بخداقصم من فایلهای استادروازجایی نگرفتم “دستان خوده خداوندبهم دادومن برای اینکه حرام نشه تاقدم ششم 12قدم استادروخریدم “اینم خواستم بگم که فکرنکنیدمسیررواشتباه رفتم وفقط خدام میدون که الان زندگی من به حدی تغییرکرده است که بعضی موقع وقتی که زندگی 5سال پیش خودم روتصویرش رومیبینم باتصویرامروزمنه عباس نوربخش خدامیدونه زمین تاآسمان فرق کرده که توتک تک ابعادزندگانیم تغییرات چشمگیری داشتم که هرکدامش ساعتها داستان داره که نمیتونم همه رواینجامطرح کنم امااینجا درموردشغلم میگم :من ازبچگی وقتی همان 5-6ساله بودم میامدم شمال خانه باغ بهشت پدربزرگ ومادربزرگم {که الان توبهترین قسمت همان زمین باغ بهشت خودم روساختم وهرلحظه بهترش میکنم }بخاطرمرغ وخروس وو…کلا جوجه وباغ” پورازمیوهاشون که حاضرم قصم بخورم ازهرمیوه درایران بگیددرباغ پدربزرگه خدابیامرزم بود “به حدی عاشق جوجه وباغ بودم واون حال وهوای شمال واون زندگانی بهشتی پدربزرگ ومادربزرگم “که پدربزرگم بهم میگفت بیااینجا همه زمینهاروبه نامت کنم واینجامغازه بزن وتوکارمیوه وجوجه اینهاباش اما چون ازپدرم میترسیدم هرگزتازمان حیات ایشان نپذیرفتم امابااونکه توزندگانی جهنم گذشته بودم اما همش فکرم بودیک زمین اونجا داشته باشم “که الان خداروشکر500متراول روستا برخیابان اصلی داریم ودرش یک کلبه عاشقانه بادستان خودمون ساختیم بابخاری هیزمی وباغ پورازسبزیجات ویک مرغداری زبیا وداخل شهرهم یک فروشگاه خریدیم خداروشکروپارسال بالای فروشگاهمون باچوب نررات یک خانه ساختیم ودرش زندگانی میکنیم وپایین فروشگاه کاسبی ودستگاه جوجه کشی داریم وجوجه های زینتی پرورش میدیم وخداروشکردراین 2سالی که توکارکلا جوجه افتادم بینهایت تجربه هام زیادشده واینقدرازکارم رازی هستم واینقدروقت درطول روز دارم که هرروز وقت زیادترمیارم وبه فایلهای سایت استادگوش میدم بااینکه کتاب صوتی خودم روهم تابخش ششم هم اجراییش کردم که اونم داستان هدایت خداوندبوده ودرکل بگم آره واقعا میشه دوستان قبل ازچک ولگدخوردن ازدنیا بلندبشی وبه اون عشق وعلاقه ات توجه کنی واگرهم ترسیدی باز واردش بشی بخداقصم هرلحظه درآمدت افزایش پیداخواهدکردوزندگانیت لذت بخش وشادترخواهدشد”همانطوری که الان من واستادوخیلی ازدوستان که دردنیا هستندوبه عشق وعلاقه سوزانشون توجه کردندورفتن دنبالش “دارن صوت میزنن وپول درمیارن وعشق وحال میکنند”اینم بگم من الان چندسال هست 1درصدازمن حرکت هست و99درصدازخدابرکت واون یک درصد هم ازمن حرکته (باورهای درستی هستش که توذهنم میسازم هرلحظه) وشایدباورتون نشه” نمیدونم ازکجا خدابهم میرسونه من فقط باوردارم ازجاهایی میده که من به خداییش قصم فکرشونمیکنم”اونم بخاطراینکه خدام میدونه درقلبم چقدربهش اعتماددارم شاید(واگرمغرورانه نباشه)بخوام این اعتمادقلبیم نصبت به خدام روباکسی یاکسانی مثال بزنم مثل :استادعباس منش وتا حدودی ابراهیم ه پیامبر”که اونم داستانش مفصله “باشه//دوست داشتم این داستان باعشق ولذت بخش زندگی خودم رواینجابگم تابه امیدخدا هم برای یادآوری خودم باشه وهم برای کسانی که درفرکانسش هستندیک الگوبرداری لذت بخش بشه///خداراسپاسگزارم/دوستون دارم وبهترینهای جهان روبراتون خواستارم “البته باافکاردرست خودتون “چون جهان اون چیزی روبهمون خواهددادکه درموردش فکر(توجه)یاحرف میزنیم وارتعاش میدیم بهش رو”میده/تمام/یاحق وبه امیددیدار/
همه چیز از یک فکر شروع میشه ؛ فکر کوچکی که در مغز روشن میشه باعث رفتاری عملی یا واکنشی در سطح میشه. یک رفتار و یا عمل رو نمیشه قضاوت کرد در دسته بندی خوب و بد نمیشه قرار داد. یک عمل رو نمیشه در دسته بندی خوب و بد قرار داد افرادی هستند که تقلید میکنند رفتار های یکسانی دارند اما نتیجه ای متفاوت میگیرند. بنابراین نتیجه هست که میشه گفت فکری که در ذهن ما شکل گرفته قدرتمند کننده است یا محدود کننده این نتیجه دلخواه من هست یا نه موفق شده ام یا نه . نتیجه قابل ارزیابی است و اون نتیجه بر میگرده به اون فکری که در مغز شکل گرفته پذیرفته شده وقتی عملی نسبت به یک فکر انجام میشه یعنی فکر در مغز پذیرفته شده.
دو نفر با عمل یکسان به فرض (گزاشتن یک قرار کاری. یک تماس تلفنی. و یا شروع یک کار جدید و… یکسان) با فکر های متفاوت. نفر اول با این فکر که پول دست مردم نیست. شرایط بد شده. کاسبی نمیشه کرد به خاطر فلان اتفاق. نفر دوم با این فکر که برم اون کارو انجام بدم. خداوند وهاب است و هر نوع فکر قدرتمند کننده ای که به واسطه اون عملی انجام بشه.
نفر اول بدهکار تر میشه در حالت بهتر تغییری ایجاد نمیشه جز فرسایش و خستگی و نفر دوم هست که موفقیت هارو بدست میاره اگر هم شکست بخورد در دلش همه چیز خیر و به تجربه اش اضافه میشه تا هدایت بشود به مسیر درست.
کسی مثل ابراهیم با یک فکر مکانی و تخریب میکنه و اون نتیجه رو میگره
وکس دیگری بایک فکر دیگر (اسیب زدن به. ایجاد ترس. نیتی به دلیل باورهای محدود کننده) نتیجه ای متفاوت میگیره یعنی اعدام میشه
بنابراین رفتار ها و عمل ما نیست و عمل دیگران نیست که مورد قضاوت و ارزیابی قرار بگیرد. اهمیتی هم نداره ( یکی چاپلوسی میکنه یکی دیگه تعریف واقعی و دلی میکنه) با نتایج متفاوت
فقط این نتیجه هست که میشه ارزیابی کرد موفق شدن یا شکست خوردن پیامبر خدا شدن یا به عنوان یک اشوبگر اعدام شدن
نتیجه نشان دهنده افکار درون ماست
مراقب افکاری که در ذهن روشن میشن باشیم که اگر قبولش کنیم و بهش قدرت بدیم نتیجه زندگیمون رقم زدیم. اصلا هم مهم نیست چقدر عمل میکنیم چقدر دعا میکنیم چقدر کمک میکنیم
میرسیم به این نکته که : دلیل رفتارهای من چیه دلیل رفتار های من چیه چه فکری در ذهن من شکل گرفت که من این نتیجه رو گرفتم . دلیل رفتارهای من چیه.؟؟؟!
داشتم با خودم فکر میکردم چه لذتی داره آدم حاصل دسترنجشو ببینه، این همه آدمی که از پیر و جوون شما رو زندگیشون تأثیر گذاشتین و ثمره ی آموزش هاتون رو میبینین و میشنوین…من به جای شما داشت قند تو دلم آب میشد وقتی سبحان صحبت می کرد :))) چقدر خوبه که آدم بدونه باعث بیدار شدن و آگاه شدن کلی آدم شده، چه احساس رضایت شیرینی داره…
خدا رو هزارن بار شکر که منم هدایت کرد به این مسیر تا این آگاهی های زندگی بخش رو دریافت کنم.
واقعاً ازتون ممنونم به خاطر این فایل هایی که نمیشه ارزش گذاریشون کرد!
سلام پراز عشق. به استاد. عشق
خدارو سپاسگزارم .بابت وجود ارزشمند شما استاد عباسمنش و مریم جان
.من. 3الی 4سال پیش اتفاقی یکی از فایل های شمارو گوش کردم که درمورد ارزش خلق کردن
صحبت میکردین .
و بکی از فایلهای شما هم بود که در مورد زنبور عسل و وحی و الهام صحبت میکردین
در اون موقع من با عزیز دیگه ای کار میکردم
در زمینه موفقیت ….
اما فایلهای شما الهام بخش من بود
من به این کلمه ارزش خلق کردن خیلی
فک میکردم .که چقد خوبه آدم در مسیر علاقه
خودش ارزشی خلق کنه که هم خودش. لذت ببره
و هم باری از دوش خلق الله بر داشته بشه .
چون من بهیار بیمارستان بودم
و موسسه پرستاری از سالمندان در منزل
دارم ..همیشه از ایام بچگی به قشر پیر
و افتاده علاقه زیادی داشتم
وقتی عملا این کارو شرو کردم
اومدم با بیس اخلاق مداری
پی ریزی کردم.
و طوری بود که هیچوقت من احساس خستگی نداشتم .با اینکه از دید انسانهای دیگه بسیار سخت هست
……اما بخاطر گیر در مسائل. روابطی
و نداشتن عزت نفس عملا دوسال من
امروز و فردا کردم
و همین گیر روابطی. باعث شد من
اصلا رشدم کم باشه .ولی بازم به کارم عشق
می. ورزبدم
و سلامتی من هم تحت شعاع این اختلاف روابطی. قرار گرفت و سالهای سختی رو
من گذروندم .فقط بخاطر یک ترس …
تا اینکه پارسال
دخترم دوره عزت نفس استاد عباسمنش رو خرید
وبه منم داد .
و من از پارسال شرو کردم روی ازادی خودم تمرین
کردن .وبخاطر اینکه دیر تغیر کردم
بشدت تاوان سنگینی دادم .وبدنم دچار دوسه تا بیماری شد
ولی شکر خدا الان خیلی بهترم .و مرتب در سایت
استادم .و دوره روانشناسی ثروت 1 رو خریدم
اینا رو گفتم برسم به اینکه انسان وقتی میره دنبال علافش .هیچی نه رابطه نه بیماری
نمیتونه متوقف کنه آدم رو ..من همه این چالش های سخت رو وقتی مشغول کارم بودم فراموش میکردم .وارزشی نو در این امور مراقبتی از سالمندان عزیز خلق کردیم و جایگاه واقعی این حرفه مقدس رو شفاف سازی کردیم با ایمان .و شجاعت .
واقعا علاقه آدم طوری هست که خستگی
که نداری بماند انرژی هم میگیری .
کاری که برای همه سخت است در این رشته
برای من بسیار آسونه ..
اما من چون نتونستم پول خوبی بسازم
دارم. روی باورهایم با استاد عباسمنش کار مبکنم
مسیر علاقه. خیلی انرژی بخش هست
.و هدایت الهی هم همیشه همراه ماست
خدارو هزاران بار شکر بابت هدایتم به این سایت ..
عشقید .دوستون دارم
سلام به استاد جان و مریم جانم
بالاخره بعد از کلی وقت هدایت شدم تا کامنت بذارم اونم به طرز عجیبی!
مسیر برگشت از سرکار رو گفتم بیام ادامه فایل گفتگوی استاد رو گوش کنم که نوبت همین فایل بود، گوش کردم و لذت بردم رسیدم خونه، چند ساعت بعد که زمانش رسید برم نشانه روزانهام رو چک کنم، زدم روی نشانه روزانه و دوباره همین فایل اومد! گفتم خدایا چی میخوای بهم یاد بدی؟ من همین چند ساعت پیش این رو گوش کردم! حتما یه نکتهای تو این فایل هست که من باید بفهممش، پس دوباره دست به کار شدم و نشستم تمرکزی گوش دادم و نت برداری کردم.
اون قسمتی که دوستمون از قول استاد گفت اگر دنبال کاری که بهش علاقه داری نری یه جور شرکه خیلی برام جالب بود، حقیقتا تا حالا بهش فکر نکرده بودم و دیدم رو خیلی باز کرد تا با جدیت بیشتر کار مورد علاقهامو دنبال کنم.
استاد وقتی گفتین به لحظه مرگ فکر کنین، یه لحظه ترسیدم! گفتم بهاره تو چی میگی اون لحظه واقعا؟ این صحبتتون برام یه تلنگر بود، هم اینکه کاری که دوست دارم رو انجام بدم و سعی کنم تو مسیر درست باشم و هم اینکه از هر لحظهام لذت ببرم! من باید برم دنبال علاقهام تا شکوفا بشم و گسترش جهان کمک کنم و خداوند قطعا به کسانی که به گسترش جهان کمک میکنن کمک میکنه!
چقدر من لذت میبرم از این فایلهای گفتگو، راستش من مدتیه با اینکه دعوتنامه هم دارم نمیتونم وارد کلاب هوس بشم و ریجکت میشم!!! ولی سپردمش به خدا گفتم حتما الان موقعش نیست و زمانش که برسه خدا هدایتم میکنه و منم میتونم از این اپ استفاده کنم.
این فایلها باعث میشه دائم درحال تحسین بچههایی باشم که صحبت میکنن و این تحسینه کار رو انجام میده، باعث میشه دائما به خودم بگم همون خدایی که این بچهها رو به اینجا رسونده منم میرسونه فقط باید درونمونو درست کنم و فرکانس های مناسب ارسال کنم. باعث میشه از دل حرفای بچهها کلی باور درست بکشم بیرون و بنویسم تو لیست باورام.
استاد جانم ازتون هزار بار متشکرم، بابت تمام آگاهیهایی که در اختیارمون میذارین.
خدا رو صد هزار بار شکر میکنم که اینجام و به این مسیر سرشار از زیبایی هدایت شدم ❤️🌙
سلام و درود
آره استاد علائق
انچه از دل برآید لاجرم بر دل میشینه
من استاد هرجا باب دلم پیش رفتم سود کردم ولی جاهایی که عجله کردم باخت
علائق و حرفه ای شدن
من بتازگی به کسب و کاری که باحاله و دلم میپسنده هدایت شدم و حس خوبی دارم و امید دارم و مطمین هستم پیشرفت و لتفاقای قشنگی در پیش خواهم داشت
منم یکم چک و لغد خوردم ،ولی خب مهم حالاس
آب باریکه و دایره امن ): ولی خوب حالا تغییر به روز رسانی اجتماع و کلی پلن های قشنگ
خدایا شکرت
مثل همیشه که اولین نفر در خانواده بودم و اومدم تو سایت و دوره ها و موفق شدم رندگی م رو بسازم
مثل بار قبلی که وارد هنر و موسیقی شدم و موفق شدم
اینبار وارد لاین جدیدی از کسب و کار شدم و موفق خواهم شد چون به خدا تکیه کردم و از واکنش خانواده م نترسیدم و از اینده این کار و هرچی در مسیرم هست نترسیدم و دستم رو گذاشتم توی دست خدا و دیگه باهم میخواهیم زیبایی و قدرت و ثروت بیافرینیم
به نام خدای بخشنده ومهربان
سلام استاد جانم و مریم عزیزم .
استاد من ۲۰ سالم هست و خدا میداند که با این فایل زیباتون چقدر انرژی و انگیزه گرفتم برای این که قدم هام رو محکم تر و با ایمان تر بردارم و خودم حس میکنم که هر روز چقدر در مسیر اهدافم موفق تر میشم و کیفیت کارهام هر روز داره بهتر و بهتر میشه و دلیلش هم قانون تکامل هست که شما همیشه به ما میگید برای همین ایمان دارم که مسیری که توش قرار دارم فقط پیشرفت و ثروت و برکته خداوندِ که وارد زندگی من میشه .
من بی نهایت ازتون ممنونم استاد عزیزم برای وقتی که میزارید برای این دوره هر روز منتظرم تا فایل های جدید در سایت اپلود شه و من با عشق بهشون گوش بدم و انگار که تک تک فایل ها برای من ساخته شده تک تکشون کلی جواب هستند برای سوالات من و مسیری که در آن قرار گرفتم .
مخصوصا اون قسمتی که درباره خانمی بود که دانشجوی حقوق بودن و بعد متوجه میشن به نقاشی علاقه دارند و دنبال علاقه ای که داشتن میرن و چقدر برکت و ثروت وارد زندگیشون میشه استاد دقیقا انگار خدا داشت باهام حرف میزند و برای مسیرم بهم تقلب میرسوند
من هم دانشجوی حقوق هستم و به عکاسی به شدت علاقه دارم و تصمیم گرفتم در مسیر علاقه ام حرکت کنم و الان که ابتدای مسیرم هستم انگار با اون فایل خداوند میخواست به من بگه که در مسیر درستی هستم ..
خدارو شکر میکنم برای معجزه هایی که در زندگی من رخ میدهد هر روز و هر روز بیشتر متحیر میشم از این میزان از هدایت خداوند من .
استاد جانم بی نهایت ازتون ممنونم برای تک تک اگاهی هایی که با عشق به ما میدهید و از مریم عزیزم که انقدر برای سایت با عشق زحمت میکشند عاشقتونم😍🤍🤍
راستی این اولین کامنت من در سایت شما بود استاد عزیزم🤍🤍
به نام خدای خالق و هدایتگر
سلام به استاد عزیز و خانوم شایسته
سلام به این هممممه زیبایی و حال خوب تو بک گراند شما استاد واقعا هر بار که تو این زاویه شما فایل میذارین من چند دقیقه مات و مبهوت اون زیبایی پشت سر شمام اون اسمون اون درختا و او دریاچه و سایه درختایی که توشه الله اکبر خدایاشکرت و هر بار خواسته منو قویتر میکنه
استاد مسیر علاقه و تاکید شما همیشه تو گوش من صدا میده که وحید نکنه مسیر درست نیست
ولی یکم که دقت میکنم میبینم من از سن ها کمتر دوس داستم تو بازار باشم فروشندگی کنم و با مردم سر کار داشته باشم
و هدایت شدم به اون مسیر
ادامه دادم و چند سالی فروشنده بودم تو بازار شهرمون
تا رسیدم به زمان خدمت رفتم سر بازی و در کنارش کار تا تموم شد
وقتی تموم شد فشار خانواده زیاد بود که ازمون بده برو فلان بانک به فلانی زنگ بزن یه کاری برات کنه به این رو بزن و هزار تا چیز دیگه …تا اینکه دیگه نرم فروشندگی و بازار
گذشت تا تصمیم گرفتم برم کارگاه یکی از دوستام کار کنم تو زمینه الومینیوم
روز اول رفتم مشغول شدم انگار تو قفس بودم در و دیوار بهم سیخ میزد زمان نمیگذشت عصبی بودم دلگیر بودم
ولی مگفتم وحید روزای اوله تا الان تو فضای باز بودی طبیعی که یکم اذیت بشی به جاش حقوق داری بیمه داری مزایا داری زودتر شب میری خونه و …روز دوم باز همین حرفا
روز سوم بابای دوستم صدام کرد و حقوق و شرایط برام گفت و قرار شد که دیگه ادامه بدم ولی حالم خوب نبود و منتظر بودم روزا بگذرن و عادت کنم
تو این فاصله خالم که تهران بود میگفت بیا برو برنامه نویسی یاد بگیر برو جای دخترمن کار کن که میخواد بره المان مزایای شرکت خوبه حقوقش خوبه و…یا حسابداری یاد بگیر بزن تو دیوار برو مشغول شو
منم شاخکام تیز شد تهراان.!چیزی از بچگی دوس داشتم و میخواستم تهران باشم
روز سوم بعد از اینکه تایم کاری تموم شد گفتم دیگه نمیرم نمیتونم هی نجوا میومد که پس پول از کجا میاری بی پول میشی و …
اومدم خونه و به دوستم گفتم من نمیام تهران برام کار درست شده نمیام
رفتم بازار دوباره مشغول شدم حتی حاضر بودم حقوق کمتر بگیرم ولی اونجا باشم
تو همین روزای سخت بعد خدمت که فشار روت زیاده پسر خالم که همکار فعلی منه تازه چند وقتی بود تولید شروع کرده بود
اومد خونمون و بهم پیشنهاد داد اصن نفهمیدم چی شد ولی درجا قبول کردم انگار همون چیزی بود که میخواستم انگار داشت درست میشد
سریع باهاش دست دادم
شروع کردم
اومدیم تهران نه مغازه ای داشتیم نه خونه ای و نه جایی رو بلد بودیم
چند ماه فقط من دنبالش میرفتم و میدیدم چی به چیه
فروشنده پوشاک بودم ولی اینجا بحث تولید بود
فرق داشت من مدت ها گنگ بودم حتی بازار تهران برام عجیب بود وسیع بود گیج بودم توش
حالم خوب بود انگار اون جایی بودم که باید
مسیر شروع شد هر چقدر بگم مساله پیش اومد ولی هر بار بهتر شدیم با حل کردنش
سال 400 فکر کنم با شما اشنا شدم و روانشناسی ثروت 1گرفتم شروع کردم
بی نهایت مساله حل کردم تو کار و هر بار بهتر شدم
وحید چند سال پیش اصلا قابل مقایسه نیست با الان تو هر زمینه به جرات بگم استاد من تا اون زمان حتی 1 میلیون تو حسابم نمیومد ولی الان چی بگم که اشکم جاری شد
هفته ای پول میاد و میره
کارگاه اختصاصی داریم مغازه داریم تو بازار تهران خونه اجاره کردم چندین و چند مشتری
تیراژ کار بالا ماشین 206 شخصیت بهتر
الهی شکرت خدا نمیدونم چطوری تشکر کنم که اومدم تو این مسیر تا دیدم بهتر بشه زندگی رو تجربه کنم و لذت ببرم
استاد بعد از 3سال هربار بهتر درک میکنم حرفای رو شما مسیر علایق رو هدایت رو
خدارو پیدا کردم
هربار دارم مسیر بهتری رو میرم کیف میکنم
و حالا حالاها باید برم و ادمه بدم کاوش کنم
ممنونم از شما و این سایت و اگاهی های بی نظیر
خدارو شاکرم بابت همه نعمت هایی که تا 3سال پیش ارزوم بودم و فکرشم نمیکردم داشته باشم و شرایط الانم رو اول لطف خدا و بعد اگاهی های شما و تلاش خودم
ممنون سید عزیزم دوستون دارم
در پناه ایزد مهربان و روزی دهنده باشید🫡
بنام انرژی بی پایان جهان هستی بخش
سلام وادب واحترام
خداراشکربازیک روزفوق العاده دیگه رسید ویک تغییررادرآغوش بگیر زیباتر/خداراسپاسگزارم بابت هدایت دراین مسیرواین سایت بادوستان واساتیدبزرگ قانون دردنیا/
بزاریدتمرین این فایل روباداستان بی نهایت آموزنده اززندگانی خودم بگم:
بنده از7سالگی تا21سالگی تاقبل ازازدواج اولم بایکسری ازرویاهای بچگیم بی نهایت لذت وشادبودم “چون هدفمندبودم اما بایک اشتباه درجوانی(جاهلیت وغرور)وترس ازاینکه دختری یازنی منوفریب نده عجولانه وبالج ولجبازی باپدرم تن به ازداوجی دادم که اصلا درهدفهای زندگیم حضورنداشت وشایدباورتون نشه اینقدرچک ولگدازدنیا خوردم تاجونم بالا اومد/خخخ/وتا سن 32سالگی بخاطرترس ازمهریه وزندان واین حرفها ازهمسرسابقم جدانشدم “امااینجای داستان خیلییی زیباست “چون شروع تغییرات وتصمیمات بی نظیرمن درزندگیه واون چی بود؟بنده درسال1395تا1396بعداز6بارقرآن روکه به زبان مادریم میخواندم به این اصل پی بردم که همه چی خودم هستم واونجا بودکه اولین درخواستم ازخدا این بود(خدایامربی یااستادیاالگویی”جلوی راحم قراربده که دراین زمان حضورداشته باشه وایرانی باشه “کدام کشورفرقی نمیکنه اماایرانی باشه وخیلی به مسیرزندگی من مربوط باشه تاراحت ترذهنم رفتارهاوگفتارهاشوونتیجه هاشوالگوی خودم بگیره/آمین)واین درخواستی که ازخدام کردم به صورت واضح ومشخص “شایدباورتون نشه ازسال 1396ازیک فایل انگیزشی استادعباس منش شروع شدوشب وروز فایل روگوش میدادم وحقیقتادرتلگرام یک خانم خارجی خدامیدونه یک دفعه فایلهای صوتی قانون آفرینش استادروبرام ارسال کرد ومن تا اسم استادرودیدم همه رودانلودکردم البته چندتاشوندارم اما ازاون تاریخ به اینور زندگی من به کل عوض شد”البته اینوبگم بخداقصم من فایلهای استادروازجایی نگرفتم “دستان خوده خداوندبهم دادومن برای اینکه حرام نشه تاقدم ششم 12قدم استادروخریدم “اینم خواستم بگم که فکرنکنیدمسیررواشتباه رفتم وفقط خدام میدون که الان زندگی من به حدی تغییرکرده است که بعضی موقع وقتی که زندگی 5سال پیش خودم روتصویرش رومیبینم باتصویرامروزمنه عباس نوربخش خدامیدونه زمین تاآسمان فرق کرده که توتک تک ابعادزندگانیم تغییرات چشمگیری داشتم که هرکدامش ساعتها داستان داره که نمیتونم همه رواینجامطرح کنم امااینجا درموردشغلم میگم :من ازبچگی وقتی همان 5-6ساله بودم میامدم شمال خانه باغ بهشت پدربزرگ ومادربزرگم {که الان توبهترین قسمت همان زمین باغ بهشت خودم روساختم وهرلحظه بهترش میکنم }بخاطرمرغ وخروس وو…کلا جوجه وباغ” پورازمیوهاشون که حاضرم قصم بخورم ازهرمیوه درایران بگیددرباغ پدربزرگه خدابیامرزم بود “به حدی عاشق جوجه وباغ بودم واون حال وهوای شمال واون زندگانی بهشتی پدربزرگ ومادربزرگم “که پدربزرگم بهم میگفت بیااینجا همه زمینهاروبه نامت کنم واینجامغازه بزن وتوکارمیوه وجوجه اینهاباش اما چون ازپدرم میترسیدم هرگزتازمان حیات ایشان نپذیرفتم امابااونکه توزندگانی جهنم گذشته بودم اما همش فکرم بودیک زمین اونجا داشته باشم “که الان خداروشکر500متراول روستا برخیابان اصلی داریم ودرش یک کلبه عاشقانه بادستان خودمون ساختیم بابخاری هیزمی وباغ پورازسبزیجات ویک مرغداری زبیا وداخل شهرهم یک فروشگاه خریدیم خداروشکروپارسال بالای فروشگاهمون باچوب نررات یک خانه ساختیم ودرش زندگانی میکنیم وپایین فروشگاه کاسبی ودستگاه جوجه کشی داریم وجوجه های زینتی پرورش میدیم وخداروشکردراین 2سالی که توکارکلا جوجه افتادم بینهایت تجربه هام زیادشده واینقدرازکارم رازی هستم واینقدروقت درطول روز دارم که هرروز وقت زیادترمیارم وبه فایلهای سایت استادگوش میدم بااینکه کتاب صوتی خودم روهم تابخش ششم هم اجراییش کردم که اونم داستان هدایت خداوندبوده ودرکل بگم آره واقعا میشه دوستان قبل ازچک ولگدخوردن ازدنیا بلندبشی وبه اون عشق وعلاقه ات توجه کنی واگرهم ترسیدی باز واردش بشی بخداقصم هرلحظه درآمدت افزایش پیداخواهدکردوزندگانیت لذت بخش وشادترخواهدشد”همانطوری که الان من واستادوخیلی ازدوستان که دردنیا هستندوبه عشق وعلاقه سوزانشون توجه کردندورفتن دنبالش “دارن صوت میزنن وپول درمیارن وعشق وحال میکنند”اینم بگم من الان چندسال هست 1درصدازمن حرکت هست و99درصدازخدابرکت واون یک درصد هم ازمن حرکته (باورهای درستی هستش که توذهنم میسازم هرلحظه) وشایدباورتون نشه” نمیدونم ازکجا خدابهم میرسونه من فقط باوردارم ازجاهایی میده که من به خداییش قصم فکرشونمیکنم”اونم بخاطراینکه خدام میدونه درقلبم چقدربهش اعتماددارم شاید(واگرمغرورانه نباشه)بخوام این اعتمادقلبیم نصبت به خدام روباکسی یاکسانی مثال بزنم مثل :استادعباس منش وتا حدودی ابراهیم ه پیامبر”که اونم داستانش مفصله “باشه//دوست داشتم این داستان باعشق ولذت بخش زندگی خودم رواینجابگم تابه امیدخدا هم برای یادآوری خودم باشه وهم برای کسانی که درفرکانسش هستندیک الگوبرداری لذت بخش بشه///خداراسپاسگزارم/دوستون دارم وبهترینهای جهان روبراتون خواستارم “البته باافکاردرست خودتون “چون جهان اون چیزی روبهمون خواهددادکه درموردش فکر(توجه)یاحرف میزنیم وارتعاش میدیم بهش رو”میده/تمام/یاحق وبه امیددیدار/
سلام و درود خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان و تمام دوستان همراه و همقدم در این پروژه
در مورد تمرین و سوال این جلسه
اون کاری که با تمام وجود عاشق هستی چیست؟
استاد جان باید اعتراف کنم که الان در این لحظه نمیدونم اون کار چیه که با تمام وجود عاشقم
اما یادم میاد شما تو یکی از فایلهاتون میگفتید که نشینید دست روی دست بزارید تا اینکه کار مورد علاقه تون رو پیدا کنید
توهم نزنید
یک کاری رو شروع کنید
و روی خودتون کار کنید
کم کم هدایت میشید
من چند سال پیش خوب خیلی علاقه داشتم به هنر
به هنر های چوبی
و کار هم میکردم و انصافا کارمم خوب بود
هنر معرق و منبت کار میکردم
اما از یک جا به بعد(تقریبا 3 سال پیش)
دیدم که دیگه اون علاقه
اون اشتیاق
اون ذوق و شوق رو ندارم(اون ذوق و شوقی که به خاطرش شبها بیدار میموندم)
و نشانه ها هم توی زندگیم اومد برای تغیر کردن و نزاشتم به چک و لگد برسه
و رها کردم و حوزه کاریم رو تغییر دادم
و خدارو شکر به قول امیر عزیز . خیلی نرم و روان کارها پیش رفت برای تغیر مسیر زندگیم
این حوزه ای هم که الان مشغول به کار هستم دوست دارم
علاقه دارم
وقتی چیزهای جدید یاد میگیرم واقعا ذوق زده میشم
وقتی میتونم یک مشکلی رو از مشتریم حل میکنم لذت میبرم
شاید اون کاری که واقعا عاشق هستم هم همین کار هست
توی یک کتابی خوندم که نوشته بود :
خیلی از افراد هستند که همین الان دارند اون کار مورد علاقه شون رو .اون رسالتشون رو انجام میدن
اما به خاطر باور های اشتباهی که دارند/ به خاطر اینکه فکر میکنن رسالت یک چیز خیلی عجیب غریبی باید باشه
اون کاری که انجام میدن رو خیلی جدی نمیگیرند
شاید من هم جز همون دسته باشم استاد
اما حداقل الان
در این لحظه
به تاریخ 15 آبان 404
میتون بگم که شاید عشق آتشین این کار رو نداشته باشم
اما دوسش دارم
براش زحمت کشیدم و همین الانم دارم تلاش میکنم تا رشد بدم
پس طبق فرمایش شما من حرکت میکنم
دست روی دست نمیزارم
تا قدم به قدم هدایت بشم
ممنونم از شما
همه چیز از یک فکر شروع میشه ؛ فکر کوچکی که در مغز روشن میشه باعث رفتاری عملی یا واکنشی در سطح میشه. یک رفتار و یا عمل رو نمیشه قضاوت کرد در دسته بندی خوب و بد نمیشه قرار داد. یک عمل رو نمیشه در دسته بندی خوب و بد قرار داد افرادی هستند که تقلید میکنند رفتار های یکسانی دارند اما نتیجه ای متفاوت میگیرند. بنابراین نتیجه هست که میشه گفت فکری که در ذهن ما شکل گرفته قدرتمند کننده است یا محدود کننده این نتیجه دلخواه من هست یا نه موفق شده ام یا نه . نتیجه قابل ارزیابی است و اون نتیجه بر میگرده به اون فکری که در مغز شکل گرفته پذیرفته شده وقتی عملی نسبت به یک فکر انجام میشه یعنی فکر در مغز پذیرفته شده.
دو نفر با عمل یکسان به فرض (گزاشتن یک قرار کاری. یک تماس تلفنی. و یا شروع یک کار جدید و… یکسان) با فکر های متفاوت. نفر اول با این فکر که پول دست مردم نیست. شرایط بد شده. کاسبی نمیشه کرد به خاطر فلان اتفاق. نفر دوم با این فکر که برم اون کارو انجام بدم. خداوند وهاب است و هر نوع فکر قدرتمند کننده ای که به واسطه اون عملی انجام بشه.
نفر اول بدهکار تر میشه در حالت بهتر تغییری ایجاد نمیشه جز فرسایش و خستگی و نفر دوم هست که موفقیت هارو بدست میاره اگر هم شکست بخورد در دلش همه چیز خیر و به تجربه اش اضافه میشه تا هدایت بشود به مسیر درست.
کسی مثل ابراهیم با یک فکر مکانی و تخریب میکنه و اون نتیجه رو میگره
وکس دیگری بایک فکر دیگر (اسیب زدن به. ایجاد ترس. نیتی به دلیل باورهای محدود کننده) نتیجه ای متفاوت میگیره یعنی اعدام میشه
بنابراین رفتار ها و عمل ما نیست و عمل دیگران نیست که مورد قضاوت و ارزیابی قرار بگیرد. اهمیتی هم نداره ( یکی چاپلوسی میکنه یکی دیگه تعریف واقعی و دلی میکنه) با نتایج متفاوت
فقط این نتیجه هست که میشه ارزیابی کرد موفق شدن یا شکست خوردن پیامبر خدا شدن یا به عنوان یک اشوبگر اعدام شدن
نتیجه نشان دهنده افکار درون ماست
مراقب افکاری که در ذهن روشن میشن باشیم که اگر قبولش کنیم و بهش قدرت بدیم نتیجه زندگیمون رقم زدیم. اصلا هم مهم نیست چقدر عمل میکنیم چقدر دعا میکنیم چقدر کمک میکنیم
میرسیم به این نکته که : دلیل رفتارهای من چیه دلیل رفتار های من چیه چه فکری در ذهن من شکل گرفت که من این نتیجه رو گرفتم . دلیل رفتارهای من چیه.؟؟؟!
به این خوب فکر کن چیه
سلام بر استاد عزیز
تغییر کردن بسیار مهم است و من جز آن دسته از آدمهایی هستم که زمانی تغییر می کنم که در سختی قرار بگیرم یعنی باید آنقدر به من سخت گرفته بشود تا تغییر کنم
ولی خدا را شکر ، خدای مهربان همیشه با دستهای هدایتگر خودش من را هدایت کرده است
یک درس عالی
زمانی که من قصد تغییر داشته باشم وشروع به تغییر کنم جهان هستی هم من را در این کمک خواهد کرد
و چقدر عالی که در مسیر علایق خودم حرکت کنم و قدم بردارم
داشتن الگو بسیار مهم است و بسیار عالی است
ذهن من با دیدن این الگوها می تواند به این منطق برسد که بله او هم می تواند موفق بشود و موفقیت دستیافتنی است
یادم باشد
هر وقت که بخواهم به من داده می شود
به شرطی که در این مسیر استمرار داشته باشم
صبور باشم
حالم خوب باشد
این فایل ها سراسر نکته است و پر از درس
ممنون استاد بخاطر تهیه این فایل های ارزشمند
سپاس از خدای خوب خودم
سپاس از خدایی که امروز من را به این فایل ها هدایت کرد
سپاس از خدای زیبایی ها
سپاس از خدای فراوانی ها
سلام استاد جان،
داشتم با خودم فکر میکردم چه لذتی داره آدم حاصل دسترنجشو ببینه، این همه آدمی که از پیر و جوون شما رو زندگیشون تأثیر گذاشتین و ثمره ی آموزش هاتون رو میبینین و میشنوین…من به جای شما داشت قند تو دلم آب میشد وقتی سبحان صحبت می کرد :))) چقدر خوبه که آدم بدونه باعث بیدار شدن و آگاه شدن کلی آدم شده، چه احساس رضایت شیرینی داره…
خدا رو هزارن بار شکر که منم هدایت کرد به این مسیر تا این آگاهی های زندگی بخش رو دریافت کنم.
واقعاً ازتون ممنونم به خاطر این فایل هایی که نمیشه ارزش گذاریشون کرد!
در پناه خدا باشید