این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/04/8.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-11-03 05:33:192025-11-04 18:40:16تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۸
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام استاد عزیز روزت بخیر باشه. سپاسگزارم بابت تمام فایل های ارزشمندی که میزارین . استاد شماچه افرادی رو تربیت کردین واقعا احسنت دارین . اقای سبحان صمدی که باهاشون مصاحبه کردین یکی از اساتید بزرگ ترید و اموزش فارکس هستن و هزاران نفرو دارن اموزش میدن و درمسیر صحیح خودسازی و سودسازی تو بازار میرسونن . میخاسم بگم که شما واقعا یه استاد بزرگی هسین که اساتید بزرگی رو تو ایران تربیت کردین . فکرمیکنم یه سرچ کوتاه بکنین از استاد صمدی متوجه میشین عظمت کارهایی که داره توایران و حتی جهان انجام میده . نتایج ایشون هم خریدن خونه تو منطقه یک تهران داشتن صدهاهزارنفر دنبال کننده . یکی از بزرگترین اساتید و تریدرهای ایران . خریدن خونه تو دبی .داشتن دو کورس اموزشی فوق العاده و بدون همتا در ایران و جهان و …..
یچیزی تو درونم بوجود اومد.که ماها هم با قدرت این مسیر رو پیش ببرییم و کم نیارییم..
همینه خداوند میگه اگه بازگردید ما نیز بازمیگردیم..
این ایمان تو دلم افتاد تا مصاحبهاشو ببینم..
چقدر ایشون نام خدا رو میورد..چقدر براحتی سود میکرد.اونم بخاطر اینکه تکاملشونو گذرونده بودن..
چه ایمانی تو این مسیر میشه بدست آورد…وقتی بهترینهای خودت باشی…
منم سعی کردم هر روز بهبود چه شخصیتی چه مهارتی رو روی خودم کار کنم..
مخصوصا وقتی عطش این عشقا رو دریافت میکنی..
واقعا یه کارآفرین نمونه شدن..نیاز به شخصیت قوی هست..
تشکر از شما که سبحان عزیز رو بهمون نشون دادین..تا درسی برامون باشه..با ایمان این مسیر رو ادامه بدییم تا قدمهامو بزرگ و بزرگتر بشه..
یه روزم خودمون توی همین جایگاه باشیم…
انشالله !!!
خداوند را شاکرم…که دلی فروتن رو توی وجود تک به تکمون قرار داد…تا بتونیم بهترینهای خودمونو بدست بیارییم..
من واقعا بخودم و دوستانم افتخار میکنم…که هر روز دارییم رشد میکنیم..
شاید زمانش از لحاظ ظاهری دیر شده…که یسری گفته ها میشنوییم..ولی سعی کردم..خودمو توی جزیره ایی فرض کنم..و بتونم قدمهای تکاملیمو پیش ببرم.تا انشالله این رسالتم که طراحی و دوخت دستکش زنانه هست رو جهانی کنم…
و روزهای؟خوبی رو در پیش دارم…
و میدونم فقط با ادامه دادن در مسیر درست هست.
من همیشه بخودم میگم!!نرگس اگه یه روز مردی..آیا از زندگیت راضی هستی؟
آیا این فضای اطرافیانت و باوراشونو میتونی داشته باشی!؟
میگم نه!
میگم خوب….باید تو مسیر درست قرار بگیری..
بدونی برای موفقعیت فقط باید تو مسیر درست باشی…
باید ادامه بدی…
و هیچ وقت کم نیاری توی مهارتتت..باید هر روز بهتر و بهتر باشی…
مهم اون وجود خودته..پس ادامه بده.و کم نیار….
چون شیطان هر لحظه در حال وسوسه تو بسمت عقب هست..
پس ادامه بده…کم نیار ..
با ایمان….پیش برو…
دوست عزیزم از شما سپاسگزارم که ماها “همچنین افرادی رو ببینیم تا یادمون بمونه باید همیشه ادامه بدییم…
با ادامه دادنه که میشه بهترینها رو برای خودت خلق کنی..
با سلام و خداقوت خدمت استاد گرامی و سرکارخانم شایسته بزرگوار
خیلی خیلی ممنونم از شما بابت پروژه تغییر را در آغوش بگیر
امروز خیلی هدایتی دوس دارم متنی رو در اینجا به ثبت برسونم امیدوارم که مفید واقع بشه:
در فیزیک کلاسیک، ذهن انسان هیچ تأثیری بر ماده نداشت.ولی در فیزیک کوانتومی، این نگاه شکسته شد. آزمایش معروف دو شکاف (Double-slit experiment) نشون داد که فقط مشاهدهکردن یک ذره مسیر حرکتش رو تغییر میده! یعنی عمل آگاهی از وجود چیزی میتونه نتیجهی فیزیکی در جهان بیرون ایجاد کنه. در سطح کوانتومی، همهچیز انرژیست. فکر، احساس، و قصد نیز شکلهایی از انرژی هستند که فرکانس خاصی دارند. وقتی ذهنی با تمرکز و احساس قوی روی هدفی تنظیم میشه، در واقع در حال همفرکانس کردن خودش با اون واقعیت هست. به همین دلیل، بسیاری از فیزیکدانهای نو (مثل دیوید بوم، جان ویلر، و حتی انیشتین در نظریات پایانیاش) باور داشتند که ذهن و جهان در عمق، از یک بافت واحد تشکیل شدهاند. جهان فقط بیرون از ما نیست، درون ما هم ادامه داره
سلام فراوان خدمت استاد گرانقدر و سرکار خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی
سوال :
آن علاقه آتشین یا آن کار رویایی در زندگی شما چیست که قبلا می دانید باید به سمتش حرکت حرکت کنید اما ترس ( ترس از بی پولی ترس از قضاوت دیگران ترس از شکست یا ترس از آینده مبهم ) جلوی شما را گرفته و باعث شده آن را به تعویق بیندازید
جواب :
در تمام دوران تدریسم حقوق پائین فرهنگیان یک تضاد بود برایم و به کسب و کارهای مختلف فکر می کردم به کار تولیدی علاقه داشتم به این خاطر که معتقد بودم کار تولیدی عزت بیشتری داره و حجم پول بیشتری در طول روز برات به ارمغان میاره
ولی با باورهای اون موقع معتقد بودم بعد از بازنشستگی شروع می کنم در واقع ترسی در دلم نبود بلکه ایده نداشتم و نمیدونستم که چه کاری می تونم انجام بدم و به وضوح نرسیده بودم و چون آگاهی های این موقع رو نداشتم و جدی نبودم ایده ی جدی هم دریافت نمی کردم بعد از بازنشستگی و آشنا شدن با استاد عزیزم یه ایده الهامی رو اجرا کردم و اون هم مغازه ی فروش مواد شوینده بهداشتی بود ولی فهمیدم از تک فروشی و خرد فروشی خوشم نمیاد برا همین مغازه رو به همسرم واگذار کردم و خودم همچنان روی خودم و دوره های مختلف استاد کار می کنم
هر گاه ایده ای بهم الهام میشه خیلی خودم و روحیاتم رو کندوکاو می کنم
در نتیجه این همه کار روی خودم الان به یک ایده رسیدم که برایش اشتیاق دارم و اولین قدمی که براش برداشتم جمع کردن سرمایه اس و من از حقوقم مبلغ زیادی رو کنار میذارم و مطمئنم خداوند بقیه اش رو به راحتی برام جور میکنه چون بارها این تجربه رو داشتم برای همون مغازه هم پول نداشتیم شروع کردیم به پس انداز کردن یک مقدار پول رو که تونستیم پس انداز کنیم معجزه وار دو برابر اون به دستمون رسید و ما به راحتی مغازه رو راه اندازی کردیم
تنها ترسی که الان در وجود خودم می بینم ترس از ادامه ندادنه می ترسم حوصله ادامه کسب و کارم رو نداشته باشم و سرمایه ام از بین بره و علتش اینه که وقتی هیچ پولی ندارم برای راه اندازی کارم شیر می شم ولی وقتی پولی دستم میاد انگار ناخودآگاه فقیرم منو به همان سطح زندگی راضی میکنه و از شروع کردن کار منو می ترسونه از اینکه نکنه همین پول رو هم از دست بدم
پس حالا که فهمیدم جریان از چه قراره باید بیشتر روی خودم کار کنم و نذارم خود فقیرم پیروز بشه چون بارها پیروز شده و من هر سال فقیر تر شدم
آن «علاقه آتشین» یا آن «کار رؤیایی» در زندگی شما چیست که قلباً میدانید باید به سمتش حرکت کنید، اما «ترس» (ترس از بیپولی، ترس از قضاوت دیگران، ترس از شکست یا ترس از آیندهی مبهم) جلوی شما را گرفته و باعث شده آن را به تعویق بیندازید؟
من خیلی دوست دارم از توانایی که خدا بهم داده و به لطفش پیداش کردم ثروت بسازم..و درآمد ثابت و رو به بالایی داشته باشم
اولین قدم عملی و کوچکی که متعهد میشوید (همین امروز) برای غلبه بر این ترس و حرکت به سمت آن علاقه بردارید، چیست؟
به خاطر شرایط مکانی که داریم فاصله زیادی با شهر داریم فقط تونستم یه روز در هفته برم بازار روز
و از انجا شروع کنم
خداروشکر مشتری میاد و ازم خرید میکنه
از تهران..اصفهان..چون شمال هستیم و بازار روز چهارشنبه هست میان بازار برای تفریح و سرگرمی
محصول منم چون مدل ترند تو بازار هست خوششون میاد و ازم میخرند
من هم زیورآلات میکرومکرومه کار میکنم هم بافتنی بیشتر کلاه زمستانی و کلاه ماتیلدا ک جدیدا مد شده و دیگه بافتنی به فصل نیست چون این کلاه اگر تابستان با نخ نازک ببافم هم مشتری داره و من مشتری داشتم ازش..
وقتی پروژه شروع شد و تمرکزی رو دوره عزت نفس و این دوره کار کردم نتیجه پله پله داره بالا میره..مشتری از جای که فکرشو نمیکنم برام داره میاد..
یه تمرین که چند روز هست انجام میدم یاد آوری نتایج کوچک هست..تو دفترم هر روز چند صفحه از نتایج مینویسم
خیلی دوست دارم آنلاین هم فروش داشته باشم رو باورهام بیشتر باید کار کنم
فایل های ثروت 12 قدم هم دارم کار میکنم
هر چند روز یکبار گوششون میکنم و تائید میکنم
و سپاسگزارم از این فایل های مفید و عالی
سپاسگزارم…از استاد عزیز و خانم شایسته هم سپاسگزارم
در پناه امن خداوند شاد باشید و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت
علاقه آتشین من به طراحی و تصویرسازی هست که همیشه دوستش داشتم براش ذوق داشتم اما به خاطر باور های غلط به خاطر حرف بقیه که این کارا آینده نداره ترس های غلط این کار رو رها کردم اما امروز تصمیم گرفتم که شروع کنم و قدم بردارم در این مسیر برای خودم برنامه ریزی کردم تحقیق کردم و میخوام یک پیج زیبا بزنم وقتی توی اینیستاگرام داشتم پیج افراد هنری رو میدیدم پیج خانمی رو دیدم که اون هم تصویر ساز بود توی ایران و حرف قشنگی زد گفت بچه ها من فقط شروع کردم ، شروع کردم به کشیدن و پست گذاشتن ناخودآگاه خداوند آدم ها رو فرستاد به سمت من و آدم ها خودشون منو پیدا کردن و بهم پیشنهاد کار دادن و بهم پروژه دادن این حرفش روی من تأثیر گذاشت و همین طور حرف دوست عزیزمون که گفتن نرفتن به سمت علایق یعنی ما یک شرک پنهان داریم چقدر این حرف درسته و من خوشحالم قبل از این که دیر بشه شروع کردم و مطمئن هستم موفق میشم خدا همراه کسانی هست که امید دارن و ادامه میدن برای همه شما آرزوی موفقیت دارم در پناه خدا باشید
سلام مهدیس جان امیدوارم عالیترین حس تجربه کنی بله درسته منم هم قبلا تو کارخونه کارگر بودم و درس حسابداری خونده بودم ولی چون سیستم نداشتم همش میترسیدم برم با سیستم کار کنم همیشه ی ترس و استرس تمام وجودم میگرفت تا اینکه آخرین کارخونه ای ک کار میکردم باید با گازوئیل و یه دستگاه مثل دستگاه پرس شیرآلات گاز و قلاویز میکردم یکی دو روز ک اونجا کار کردم دستام چون همش تو گازوئیل بود سیاه و خیلی کثیف شدن بعد به خودم اومدم گفتم یعنی حاضری این سختی و کثیفی هارو تحمل کنی ولی به ترست غلبه نکنی تا کی میخوایی کارگری کنی اونم انقدر سخت همونجا گریه ام گرفته و تودلم داشتم گریه میکردم و با خدا صحبت میکردم ازش جرأت خواستم ازش اعتماد به نفس خواستم خداوند طوری برام چید ک اصلا باورم نمیشه خیلی طبیعی همه چیز همون جوری ک میخواستم حتی بهتر از اون شد هدایت شدم به دوره های حسابداری و کار با نرم افزار ها دوره 4 ماهه بود و تجربه خوبی بود اعتماد به نفسم بالا رفت و شروع کردم دنبال کار کمک حسابداری وو خداااا خدای مهربونم بهترین کار و برام آماده کرده بود الان پشت میز نشستم وبا سیستم و نرمافزار اکسل و سپیدار به راحتی وبا عزت کار میکنم و چقدر قشنگه ااین کار ها چقدر راحت و تمیزه چقدر بهم احترام میذارن خدااایاشکرررت خدایا شکرت کمکم کردی فقط یه قدم بردارم .
مهدیس جان فقط یه قدم بردار ببین خدا طوری برات میچینه ک فقط اشک شوق میریزی ازت خواهش میکنم فقط شروع کنبه امید خبر خوب
سلام فاطمه عزیزم چقدر کامنت شما زیبا بود ازتون ممنونم که با دقت کامنت من رو خوندید و بهم انرژی دادید ، من خیلی خوشحالم در این مسیر قرار گرفتم شما نشانه ای از سمت خداوند هستید ، خدای مهربون خدای بزرگ از هزاران راه با ما صحبت میکنه و الان از طریق شما با من صحبت میکنه و بهم میگه که مهدیس همین مسیر رو که قدم اولش رو برداشتی ادامه بده ، نمیدونید چقدر توی دلم ذوق دارم برای این کار و حس خوبی دارم و به قول استاد وقتی ذوق داری وقتی حالت خوبه یعنی مسیرت درسته ، حرف شما کاملا درسته باید شجاع بود باید جسارت داشت و من میخوام شجاعانه جلو برم با توکل به خدا و روزی میرسه که از تجربه های شگفت انگیزم میگم تا انگیزه ای بشه برای بقیه خدایا شکرت واقعا شکرت ، خیلی خوشحالم که شما ترس های خودتون رو کنار زدید و از همون لحظه خداوند در های نعمت رو به روی شما باز کرد امید وارم موفقیت های بیشتری داشته باشید و همیشه دلتون شاد تن شما سلامت و یکی از آرزو هام اینه که روزی برسه که همه ما عباس منشی ها خوشحال و موفق در کناره استاد هم دیگه رو از نزدیک ببینیم و لذت ببریم از حضور هم و این جهان زیبا ، در پناه خدا باشید
ولی من چک ولگد جهان روحسابی خوردم….. درروابط خیلی ضربه ها خوردم. درمورد عشقوعاشقی… درمورد… پول.. باورهای خیلی بد داشتن کاملا متضاد قوانین هستی.. درمورد سلامتی… وقتی که یک روز خسته تراز همیشه به تلگرام سرمیزدم وقبلا عضو یک کانل شده بودم که روانشناسی حال خوب بود وآنجا جملات قشنگ از بزرگان نوشته بود… وهردفعه خسته تراز همیشه به خاطره حس بدم حال بدم مثل همیشه که اصلا کنترل ذهن بلد نبودم خودم رو اروم کنم.. به این کانال سرزدم تا خودم رو یکم اروم کنم.. یهو یه جمله پنج. شش کلمه خوندم که خیلی منو اروم کرد اصلا به دلم نشست.. سریع زیرش رو خوندم دیدم نوشته این جمله از عباسمنش هست… سریع عضو کانالش شدم تا بازم بیشتر حالم رو خوب کنم… دیدم وای کلمه ها جمله ها چقدر ناب.. حرفهای طلایی رو میگه که تا حالا از زبون هیچ کس ندیده بودم ونشنیدم… وای خدایا ممنونتم بابت پرتابم به این دنیایی پر از حال خوب وحس خوب خدایا ازت بی نهایت سپاسگذارم ومتشکرم یا رب العالمین….. وای خدا چقدر مهربونه که بهم گفت دنباله حاله خوبی بیا من یه جارو نشون بدم که اصلا غرق بشی تو ای حس وحال خوب خدا جونم فقط میتونم بگم شکرت… سایت عباس منش… یعنی من قبلا خیلی تنها بودم احساس پوچی میکردم… اصلا روابطم داغون بود… خودم رو نمیشناختم… اصلا نمیدونستم چی میخوام…. خواسته هام چی بود… همش کینه ونفرت داشتم از همه… همش میخواستم یکی ضربه بخوره من نفس راحت بکشم… وای چقدر از خودم وخدا دور بودم… فقط اسم خدا رو میدونستم… خدایی که فکر میکردم چقدر بین بنده هاش فرق میذاره… از نظر ثروت فقیر بودم.. روابط داغون… حاله خوب اصلا همش ارزشم رو دیگران تعیین میکردن… سرنوشتم رو تقصیر این واون می انداختم… اصلا از زندگی لذت نمیبردم نمیدونستم لذت یعنی چه یکم خوش میگذروندم.. احساس گناه داشتم… همش دنبال ایراد گرفتن از خودم بودم… خلاصه بگم که همواره درحاله عذاب کشیدن بودم ومیخواستم که شدیدا تعغییر کنم… اما نمیدونستم که چه جوری وچگونه.. که خدا دستم رو گرفت واورد انداخت… تواین سایت بی نظیرومن کم کم از فضایه مجازی دور شدم… وفقط الان این سایت رو دارم وهرروز چند بار سرمیزنم ودنباله. تعغییر خودم هستم… انشالله دراینده نزدیک میام واز موفقیت هایم میگم به لطف الله یکتا…..
واقعا خیلی خوشحالم که تا این لحظه تونستم تعهدی پای این صحبت های مقدس و الهی بشینم
خدایا شکرت این فرصت رو بهم دادی که بیام بنویسم
استاد اصلا خودتونو اذیت نکنین
سوژه میخواین برای چک و لگد؟؟
من
همیشه من
اصلا پروفایل منو ذخیره کنین به عالم و ادم نشون بدین و خداشاهده هزارتا مدرک هم میفرستم من ی داوطلب فوق العاده بودم برای چک و لگد روزگار
اونم تو هر جنبه ای از زندگی
شاید انصافا روزی هزارتا نشانه میومد که دختر مسیرت داره به ترکستان میره ولی من اصلا عضوی به نام گوش نداشتم که بشنوم
استاد من تو جنبه رابطه چنان لگدی از این جهان هستی خوردم که انصافا بعد از گذشت حدود یک سال وخورده ای همچنان جای زخمش بازه
و خدارو هزار بار شکر میکنم که منو لایق این لگد دونست
وگرنه من اصلا ادم بشو نبودم به هیچ وجه
والان که سراسر زندگی من ارامش محضه هر لحظه میگم خدایا هزاران بار شکرت که منو تنبیه کردی تا به مسیر اصلی بیام
تو حیطه کاری به جایی رسیدم که تماما شغلمو از دست دادم و حتی هزینه ی صبحونه ساده رو نداشتم وقتی مجبور شدم دفتر کارمو تحویل بدم
با بغضی خیلی سنگین گفتم خدایا شکرت
گفتم بزای پاکسازی من لازمه این ضربه
اصلا چقدر اون چک و لگد به جونم نشست
و خدا میدونه من چقدر هر لحظه سپاس گذارم که اون ضربه هارو خوردم
و خوش به حال دوستان که وقتی نشانه هارو میگرفتن جسارت داشتن انجام میدادن
البته تقریبا دیدم منم تفکیک شده پی هدایت رومیگیرم که ی روز گفتم واقعا ساناز یعنی به نظرت تو مسائل کوچیک خدا میتونه کمکت کنه ولی تو مسائل بزرگ نمیتونه؟؟
گفتم دختر تو اومدی قدرت خدا رو تقسیم بندی کردی که ی جاهایی زورش میرسه ی جاهایی نمیرسه
اون موقع بود فهمیدم که چرا پی هدایت رو نمیگیرم
دیدم من از بیس توکل ندارم نکه قدرت خدا تفکیک شده هست
و خدا رو شکر تا الان به اندازی که توکل کردم جواب گرفتم و هنوزم خیلی خیلی جا داره توکلم بیشتر بشه
این شاید یک جمله کلیشهای باشد اما بهترین زمان تغییر همین حالا است.
تا موقعی که درک نکنم که باید تغییر کنم تغییر نخواهم کرد و تغییر کردن کار اسانی نیست ، نباید گول این تفکر را بخورم که تغییر کردم و دست از ادامه دادن بکشم یک درخت تا زمان بزرگ شدن مواظبت میخواد و یک ذهن تا ابد مواظبت میخواد
چون در این مسیر برای تغییر باید اشتیاق داشته باشی و استمرار داشته باشم این نیازمند عزم راسخ هست ، من خیلی تغییرات را خواستم اعمال کنم و مدتی این کار را ادامه دادم اما ولش کردم ، چون ریشه باورهای کهنه قوی تر بود .
موفقیت حاصل استمراره ، تغییر شخصیت استمرار میخواد ، برای ترک یک عادت کوچک ماه ها باید زمان گذاشت که ریشه های این تفکر غیر فعال بشه .
راه پیشرفت تغییر هست و میانبری در کار نیست باید با خودم رو برو بشم
چندروزه که سعی میکنم جلوی خودمو بگیرم تا خواستههای جدید در من شکل نگیره
چون منو بیتاب میکنه
و نمیذاره از داشته های الانم که خواستههای برآورده شده ی دیروزم بوده لذت ببرم
تمرکز بیشتری گذاشتم روی شکرگزاری و حتی مرور دوباره ی شکرگزاریهای قبلیم
و همچنین یافتن چیزهایی که معمولا ریزترن و به چشم نمیان ولی حسهای خوب ایجاد میکنن و بالاخره نعمت به حساب میان
یک کشیشی هست که خانمه و اسمش رو متاسفانه یادم رفته، چند وقت قبل توی یک فایلی در اینستاگرام میگفت
بابا همیشه که نباید فقط از خدا درخواست کنیم،
گاهی هم باید بگیم خدایا شکرت
چندوقت فقط بهش بگیم که خدایا دوستت دارم فقط برای خودت و مرسی برای اونچه که دادی
همین
.
راست میگه. موقعی که شاکر هستی و همش درخواست نمیکنی پشت سر هم، از اضطرار و اضطراب و بیتابی در میای.
و همیشه به طور ظریف و پنهانی، پشت این خواستن های مدام، یک عجلهای هست و یک چرا نمیرسم و چرا ندارمش ریزی هست که تو رو از لذت بردن باز میداره.
.
یه نفر دیگه هست که فایلهاش فوقالعاده هستند،
تمام تمرینهاش برای اینه که تو رو متوجه زمان حالت کنه و بیاردت در لحظه
کمکت میکنه چند لحظه به خودت بیای.
حتما ازش چیزهایی دیدین و شنیدن
Michael Galyon
.
الان داشتم یه ویدئو چند دقیقهای ازش میدیدم
که میگفت
یه لحظه آگاه شو و سرتو برگردون و فضای اطرافت رو ببین… روبرو، چپ، راست، بالای سرت، ببین کجا هستی
و آگاه شو الان کجا نشستی؟
روی چی نشستی؟
ببین که اون بالش یا زمین یا صندلی داره حمایتت میکنه
…. همین کافیه
و
«نیازی به جای دیگری نیست»
.
آقا اون جمله آخرش منو دگرگون کرد!
من گاهی که تو سایت میام و جَوگیر میشم و باز بیشتر و بیشتر خواسته در من شکل میگیره
به دنبالش،
حتما یک جور نا رضایتی از وضعیت حالم هم شکل میگیره
این خود حرص زدنه
خودِ چشم و هم چشمیه
خودِ طمع کردنه
و سخته که این حس ها رو متعادل و درست
درک بکنیم و در خودمون ایجاد کنیم
این مدل حس ها خطرناکن
آرامشِ بی نیازی رو از آدم میگیرن.
من آدمایی رو تو زندگیم دارم و دیدم که سالهای سال بدون توجه به نظر دیگران، فقط از یک کیف یا یک شلوار استفاده کردند.
همه جا
و طرف برای خودش آدم بسیار معروف و دانشمندی هم هست
ولی وقتی میپرسی که استاد! چرا یه کیف جدید نمیگیری
میگه آخه نیازی ندارم!
همین خوبه
وقتی هم زنش بهش میگه بابا حوصلمون سر رفت از بس تو رو با این قیافه و لباس و کیف دیدیم
میگه، خب اون مشکل شماست
منکه راحتم
لزومی نمیبینم لباس دیگهای تهیه کنم. هروقت بخوام میخرم.
… این آدم دیگه فکوس کرده روی کارش
به حرف مردم حداقل توی این زمینه کار نداره
آرامش داره
حس بینیازی میکنه
همین کافی نیست؟
.
یه مادری رو میشناسم که مدام خواسته های جدید درش شکل میگیره و مدام خونه رو تغییر میده.
درسته هردفعه میرن یه جای بهتر و کلی امکانات بهتر به اون زندگی اضافه میشه
ولی باورتون نمیشه چقدر به روان بچه هاش و همسرش آسیب زده
اونایی که مثل من مدام جابجایی و سفر رو تجربه کردن یا مهاجرت شهر به شهر و کشور به کشور رو داشتن
میفهمن که هر جابهجایی
با تمام لذتهاش
سختیهای خودشو داره و چه تزلزلی در روان آدم ایجاد میکنه و گاهی آسیب زننده ست مدام تغییر و مدام جابهجایی
.
من خودم که مدتهاست فریاد میزنم
دلم میخواد یکجا نشین بشم
کارم، رابطه م، خونه م، ثابت بشه
و بشینم فقط به موفقیت ها و کارام برسم
….
خلاصه که خواستم بگم
برای لذت بردن از زندگی
همین چیزایی که الان داری کافیه
.
و یادت باشه
خداوند، برای خوشبخت کردنت، به چیزهایی که نداری و به چیزهایی که از دست دادی، نیازنداره
خدا بدون اونها هم میتونه خوشبختی رو وارد زندگیمون کنه
.
آمین
سلام استاد عزیز روزت بخیر باشه. سپاسگزارم بابت تمام فایل های ارزشمندی که میزارین . استاد شماچه افرادی رو تربیت کردین واقعا احسنت دارین . اقای سبحان صمدی که باهاشون مصاحبه کردین یکی از اساتید بزرگ ترید و اموزش فارکس هستن و هزاران نفرو دارن اموزش میدن و درمسیر صحیح خودسازی و سودسازی تو بازار میرسونن . میخاسم بگم که شما واقعا یه استاد بزرگی هسین که اساتید بزرگی رو تو ایران تربیت کردین . فکرمیکنم یه سرچ کوتاه بکنین از استاد صمدی متوجه میشین عظمت کارهایی که داره توایران و حتی جهان انجام میده . نتایج ایشون هم خریدن خونه تو منطقه یک تهران داشتن صدهاهزارنفر دنبال کننده . یکی از بزرگترین اساتید و تریدرهای ایران . خریدن خونه تو دبی .داشتن دو کورس اموزشی فوق العاده و بدون همتا در ایران و جهان و …..
سلام دوست عزیزم..
ممنونم که اینفرد رو معرفی کردین..
یچیزی تو درونم بوجود اومد.که ماها هم با قدرت این مسیر رو پیش ببرییم و کم نیارییم..
همینه خداوند میگه اگه بازگردید ما نیز بازمیگردیم..
این ایمان تو دلم افتاد تا مصاحبهاشو ببینم..
چقدر ایشون نام خدا رو میورد..چقدر براحتی سود میکرد.اونم بخاطر اینکه تکاملشونو گذرونده بودن..
چه ایمانی تو این مسیر میشه بدست آورد…وقتی بهترینهای خودت باشی…
منم سعی کردم هر روز بهبود چه شخصیتی چه مهارتی رو روی خودم کار کنم..
مخصوصا وقتی عطش این عشقا رو دریافت میکنی..
واقعا یه کارآفرین نمونه شدن..نیاز به شخصیت قوی هست..
تشکر از شما که سبحان عزیز رو بهمون نشون دادین..تا درسی برامون باشه..با ایمان این مسیر رو ادامه بدییم تا قدمهامو بزرگ و بزرگتر بشه..
یه روزم خودمون توی همین جایگاه باشیم…
انشالله !!!
خداوند را شاکرم…که دلی فروتن رو توی وجود تک به تکمون قرار داد…تا بتونیم بهترینهای خودمونو بدست بیارییم..
من واقعا بخودم و دوستانم افتخار میکنم…که هر روز دارییم رشد میکنیم..
شاید زمانش از لحاظ ظاهری دیر شده…که یسری گفته ها میشنوییم..ولی سعی کردم..خودمو توی جزیره ایی فرض کنم..و بتونم قدمهای تکاملیمو پیش ببرم.تا انشالله این رسالتم که طراحی و دوخت دستکش زنانه هست رو جهانی کنم…
و روزهای؟خوبی رو در پیش دارم…
و میدونم فقط با ادامه دادن در مسیر درست هست.
من همیشه بخودم میگم!!نرگس اگه یه روز مردی..آیا از زندگیت راضی هستی؟
آیا این فضای اطرافیانت و باوراشونو میتونی داشته باشی!؟
میگم نه!
میگم خوب….باید تو مسیر درست قرار بگیری..
بدونی برای موفقعیت فقط باید تو مسیر درست باشی…
باید ادامه بدی…
و هیچ وقت کم نیاری توی مهارتتت..باید هر روز بهتر و بهتر باشی…
مهم اون وجود خودته..پس ادامه بده.و کم نیار….
چون شیطان هر لحظه در حال وسوسه تو بسمت عقب هست..
پس ادامه بده…کم نیار ..
با ایمان….پیش برو…
دوست عزیزم از شما سپاسگزارم که ماها “همچنین افرادی رو ببینیم تا یادمون بمونه باید همیشه ادامه بدییم…
با ادامه دادنه که میشه بهترینها رو برای خودت خلق کنی..
با سلام و خداقوت خدمت استاد گرامی و سرکارخانم شایسته بزرگوار
خیلی خیلی ممنونم از شما بابت پروژه تغییر را در آغوش بگیر
امروز خیلی هدایتی دوس دارم متنی رو در اینجا به ثبت برسونم امیدوارم که مفید واقع بشه:
در فیزیک کلاسیک، ذهن انسان هیچ تأثیری بر ماده نداشت.ولی در فیزیک کوانتومی، این نگاه شکسته شد. آزمایش معروف دو شکاف (Double-slit experiment) نشون داد که فقط مشاهدهکردن یک ذره مسیر حرکتش رو تغییر میده! یعنی عمل آگاهی از وجود چیزی میتونه نتیجهی فیزیکی در جهان بیرون ایجاد کنه. در سطح کوانتومی، همهچیز انرژیست. فکر، احساس، و قصد نیز شکلهایی از انرژی هستند که فرکانس خاصی دارند. وقتی ذهنی با تمرکز و احساس قوی روی هدفی تنظیم میشه، در واقع در حال همفرکانس کردن خودش با اون واقعیت هست. به همین دلیل، بسیاری از فیزیکدانهای نو (مثل دیوید بوم، جان ویلر، و حتی انیشتین در نظریات پایانیاش) باور داشتند که ذهن و جهان در عمق، از یک بافت واحد تشکیل شدهاند. جهان فقط بیرون از ما نیست، درون ما هم ادامه داره
به نام پروردگار رب العالمینم
سلام فراوان خدمت استاد گرانقدر و سرکار خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی
سوال :
آن علاقه آتشین یا آن کار رویایی در زندگی شما چیست که قبلا می دانید باید به سمتش حرکت حرکت کنید اما ترس ( ترس از بی پولی ترس از قضاوت دیگران ترس از شکست یا ترس از آینده مبهم ) جلوی شما را گرفته و باعث شده آن را به تعویق بیندازید
جواب :
در تمام دوران تدریسم حقوق پائین فرهنگیان یک تضاد بود برایم و به کسب و کارهای مختلف فکر می کردم به کار تولیدی علاقه داشتم به این خاطر که معتقد بودم کار تولیدی عزت بیشتری داره و حجم پول بیشتری در طول روز برات به ارمغان میاره
ولی با باورهای اون موقع معتقد بودم بعد از بازنشستگی شروع می کنم در واقع ترسی در دلم نبود بلکه ایده نداشتم و نمیدونستم که چه کاری می تونم انجام بدم و به وضوح نرسیده بودم و چون آگاهی های این موقع رو نداشتم و جدی نبودم ایده ی جدی هم دریافت نمی کردم بعد از بازنشستگی و آشنا شدن با استاد عزیزم یه ایده الهامی رو اجرا کردم و اون هم مغازه ی فروش مواد شوینده بهداشتی بود ولی فهمیدم از تک فروشی و خرد فروشی خوشم نمیاد برا همین مغازه رو به همسرم واگذار کردم و خودم همچنان روی خودم و دوره های مختلف استاد کار می کنم
هر گاه ایده ای بهم الهام میشه خیلی خودم و روحیاتم رو کندوکاو می کنم
در نتیجه این همه کار روی خودم الان به یک ایده رسیدم که برایش اشتیاق دارم و اولین قدمی که براش برداشتم جمع کردن سرمایه اس و من از حقوقم مبلغ زیادی رو کنار میذارم و مطمئنم خداوند بقیه اش رو به راحتی برام جور میکنه چون بارها این تجربه رو داشتم برای همون مغازه هم پول نداشتیم شروع کردیم به پس انداز کردن یک مقدار پول رو که تونستیم پس انداز کنیم معجزه وار دو برابر اون به دستمون رسید و ما به راحتی مغازه رو راه اندازی کردیم
تنها ترسی که الان در وجود خودم می بینم ترس از ادامه ندادنه می ترسم حوصله ادامه کسب و کارم رو نداشته باشم و سرمایه ام از بین بره و علتش اینه که وقتی هیچ پولی ندارم برای راه اندازی کارم شیر می شم ولی وقتی پولی دستم میاد انگار ناخودآگاه فقیرم منو به همان سطح زندگی راضی میکنه و از شروع کردن کار منو می ترسونه از اینکه نکنه همین پول رو هم از دست بدم
پس حالا که فهمیدم جریان از چه قراره باید بیشتر روی خودم کار کنم و نذارم خود فقیرم پیروز بشه چون بارها پیروز شده و من هر سال فقیر تر شدم
ب نام خداوند بخشنده مهربان
سلام وقتتون بخیر
آن «علاقه آتشین» یا آن «کار رؤیایی» در زندگی شما چیست که قلباً میدانید باید به سمتش حرکت کنید، اما «ترس» (ترس از بیپولی، ترس از قضاوت دیگران، ترس از شکست یا ترس از آیندهی مبهم) جلوی شما را گرفته و باعث شده آن را به تعویق بیندازید؟
من خیلی دوست دارم از توانایی که خدا بهم داده و به لطفش پیداش کردم ثروت بسازم..و درآمد ثابت و رو به بالایی داشته باشم
اولین قدم عملی و کوچکی که متعهد میشوید (همین امروز) برای غلبه بر این ترس و حرکت به سمت آن علاقه بردارید، چیست؟
به خاطر شرایط مکانی که داریم فاصله زیادی با شهر داریم فقط تونستم یه روز در هفته برم بازار روز
و از انجا شروع کنم
خداروشکر مشتری میاد و ازم خرید میکنه
از تهران..اصفهان..چون شمال هستیم و بازار روز چهارشنبه هست میان بازار برای تفریح و سرگرمی
محصول منم چون مدل ترند تو بازار هست خوششون میاد و ازم میخرند
من هم زیورآلات میکرومکرومه کار میکنم هم بافتنی بیشتر کلاه زمستانی و کلاه ماتیلدا ک جدیدا مد شده و دیگه بافتنی به فصل نیست چون این کلاه اگر تابستان با نخ نازک ببافم هم مشتری داره و من مشتری داشتم ازش..
وقتی پروژه شروع شد و تمرکزی رو دوره عزت نفس و این دوره کار کردم نتیجه پله پله داره بالا میره..مشتری از جای که فکرشو نمیکنم برام داره میاد..
یه تمرین که چند روز هست انجام میدم یاد آوری نتایج کوچک هست..تو دفترم هر روز چند صفحه از نتایج مینویسم
خیلی دوست دارم آنلاین هم فروش داشته باشم رو باورهام بیشتر باید کار کنم
فایل های ثروت 12 قدم هم دارم کار میکنم
هر چند روز یکبار گوششون میکنم و تائید میکنم
و سپاسگزارم از این فایل های مفید و عالی
سپاسگزارم…از استاد عزیز و خانم شایسته هم سپاسگزارم
در پناه امن خداوند شاد باشید و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت
سلام استاد عزیزم و سلام به همه دوستان عزیزم
علاقه آتشین من به طراحی و تصویرسازی هست که همیشه دوستش داشتم براش ذوق داشتم اما به خاطر باور های غلط به خاطر حرف بقیه که این کارا آینده نداره ترس های غلط این کار رو رها کردم اما امروز تصمیم گرفتم که شروع کنم و قدم بردارم در این مسیر برای خودم برنامه ریزی کردم تحقیق کردم و میخوام یک پیج زیبا بزنم وقتی توی اینیستاگرام داشتم پیج افراد هنری رو میدیدم پیج خانمی رو دیدم که اون هم تصویر ساز بود توی ایران و حرف قشنگی زد گفت بچه ها من فقط شروع کردم ، شروع کردم به کشیدن و پست گذاشتن ناخودآگاه خداوند آدم ها رو فرستاد به سمت من و آدم ها خودشون منو پیدا کردن و بهم پیشنهاد کار دادن و بهم پروژه دادن این حرفش روی من تأثیر گذاشت و همین طور حرف دوست عزیزمون که گفتن نرفتن به سمت علایق یعنی ما یک شرک پنهان داریم چقدر این حرف درسته و من خوشحالم قبل از این که دیر بشه شروع کردم و مطمئن هستم موفق میشم خدا همراه کسانی هست که امید دارن و ادامه میدن برای همه شما آرزوی موفقیت دارم در پناه خدا باشید
سلام مهدیس جان امیدوارم عالیترین حس تجربه کنی بله درسته منم هم قبلا تو کارخونه کارگر بودم و درس حسابداری خونده بودم ولی چون سیستم نداشتم همش میترسیدم برم با سیستم کار کنم همیشه ی ترس و استرس تمام وجودم میگرفت تا اینکه آخرین کارخونه ای ک کار میکردم باید با گازوئیل و یه دستگاه مثل دستگاه پرس شیرآلات گاز و قلاویز میکردم یکی دو روز ک اونجا کار کردم دستام چون همش تو گازوئیل بود سیاه و خیلی کثیف شدن بعد به خودم اومدم گفتم یعنی حاضری این سختی و کثیفی هارو تحمل کنی ولی به ترست غلبه نکنی تا کی میخوایی کارگری کنی اونم انقدر سخت همونجا گریه ام گرفته و تودلم داشتم گریه میکردم و با خدا صحبت میکردم ازش جرأت خواستم ازش اعتماد به نفس خواستم خداوند طوری برام چید ک اصلا باورم نمیشه خیلی طبیعی همه چیز همون جوری ک میخواستم حتی بهتر از اون شد هدایت شدم به دوره های حسابداری و کار با نرم افزار ها دوره 4 ماهه بود و تجربه خوبی بود اعتماد به نفسم بالا رفت و شروع کردم دنبال کار کمک حسابداری وو خداااا خدای مهربونم بهترین کار و برام آماده کرده بود الان پشت میز نشستم وبا سیستم و نرمافزار اکسل و سپیدار به راحتی وبا عزت کار میکنم و چقدر قشنگه ااین کار ها چقدر راحت و تمیزه چقدر بهم احترام میذارن خدااایاشکرررت خدایا شکرت کمکم کردی فقط یه قدم بردارم .
مهدیس جان فقط یه قدم بردار ببین خدا طوری برات میچینه ک فقط اشک شوق میریزی ازت خواهش میکنم فقط شروع کنبه امید خبر خوب
سلام فاطمه عزیزم چقدر کامنت شما زیبا بود ازتون ممنونم که با دقت کامنت من رو خوندید و بهم انرژی دادید ، من خیلی خوشحالم در این مسیر قرار گرفتم شما نشانه ای از سمت خداوند هستید ، خدای مهربون خدای بزرگ از هزاران راه با ما صحبت میکنه و الان از طریق شما با من صحبت میکنه و بهم میگه که مهدیس همین مسیر رو که قدم اولش رو برداشتی ادامه بده ، نمیدونید چقدر توی دلم ذوق دارم برای این کار و حس خوبی دارم و به قول استاد وقتی ذوق داری وقتی حالت خوبه یعنی مسیرت درسته ، حرف شما کاملا درسته باید شجاع بود باید جسارت داشت و من میخوام شجاعانه جلو برم با توکل به خدا و روزی میرسه که از تجربه های شگفت انگیزم میگم تا انگیزه ای بشه برای بقیه خدایا شکرت واقعا شکرت ، خیلی خوشحالم که شما ترس های خودتون رو کنار زدید و از همون لحظه خداوند در های نعمت رو به روی شما باز کرد امید وارم موفقیت های بیشتری داشته باشید و همیشه دلتون شاد تن شما سلامت و یکی از آرزو هام اینه که روزی برسه که همه ما عباس منشی ها خوشحال و موفق در کناره استاد هم دیگه رو از نزدیک ببینیم و لذت ببریم از حضور هم و این جهان زیبا ، در پناه خدا باشید
به نام خدایه مهربان…
سلام به همه
ولی من چک ولگد جهان روحسابی خوردم….. درروابط خیلی ضربه ها خوردم. درمورد عشقوعاشقی… درمورد… پول.. باورهای خیلی بد داشتن کاملا متضاد قوانین هستی.. درمورد سلامتی… وقتی که یک روز خسته تراز همیشه به تلگرام سرمیزدم وقبلا عضو یک کانل شده بودم که روانشناسی حال خوب بود وآنجا جملات قشنگ از بزرگان نوشته بود… وهردفعه خسته تراز همیشه به خاطره حس بدم حال بدم مثل همیشه که اصلا کنترل ذهن بلد نبودم خودم رو اروم کنم.. به این کانال سرزدم تا خودم رو یکم اروم کنم.. یهو یه جمله پنج. شش کلمه خوندم که خیلی منو اروم کرد اصلا به دلم نشست.. سریع زیرش رو خوندم دیدم نوشته این جمله از عباسمنش هست… سریع عضو کانالش شدم تا بازم بیشتر حالم رو خوب کنم… دیدم وای کلمه ها جمله ها چقدر ناب.. حرفهای طلایی رو میگه که تا حالا از زبون هیچ کس ندیده بودم ونشنیدم… وای خدایا ممنونتم بابت پرتابم به این دنیایی پر از حال خوب وحس خوب خدایا ازت بی نهایت سپاسگذارم ومتشکرم یا رب العالمین….. وای خدا چقدر مهربونه که بهم گفت دنباله حاله خوبی بیا من یه جارو نشون بدم که اصلا غرق بشی تو ای حس وحال خوب خدا جونم فقط میتونم بگم شکرت… سایت عباس منش… یعنی من قبلا خیلی تنها بودم احساس پوچی میکردم… اصلا روابطم داغون بود… خودم رو نمیشناختم… اصلا نمیدونستم چی میخوام…. خواسته هام چی بود… همش کینه ونفرت داشتم از همه… همش میخواستم یکی ضربه بخوره من نفس راحت بکشم… وای چقدر از خودم وخدا دور بودم… فقط اسم خدا رو میدونستم… خدایی که فکر میکردم چقدر بین بنده هاش فرق میذاره… از نظر ثروت فقیر بودم.. روابط داغون… حاله خوب اصلا همش ارزشم رو دیگران تعیین میکردن… سرنوشتم رو تقصیر این واون می انداختم… اصلا از زندگی لذت نمیبردم نمیدونستم لذت یعنی چه یکم خوش میگذروندم.. احساس گناه داشتم… همش دنبال ایراد گرفتن از خودم بودم… خلاصه بگم که همواره درحاله عذاب کشیدن بودم ومیخواستم که شدیدا تعغییر کنم… اما نمیدونستم که چه جوری وچگونه.. که خدا دستم رو گرفت واورد انداخت… تواین سایت بی نظیرومن کم کم از فضایه مجازی دور شدم… وفقط الان این سایت رو دارم وهرروز چند بار سرمیزنم ودنباله. تعغییر خودم هستم… انشالله دراینده نزدیک میام واز موفقیت هایم میگم به لطف الله یکتا…..
به نام خدای معجزه ها
یادگار 129
سلام استاد عزیزم و مریم قشنگم
و سلام به همه همراهان این مسیر الهی
خدایا هزاران بار شکرت
واقعا خیلی خوشحالم که تا این لحظه تونستم تعهدی پای این صحبت های مقدس و الهی بشینم
خدایا شکرت این فرصت رو بهم دادی که بیام بنویسم
استاد اصلا خودتونو اذیت نکنین
سوژه میخواین برای چک و لگد؟؟
من
همیشه من
اصلا پروفایل منو ذخیره کنین به عالم و ادم نشون بدین و خداشاهده هزارتا مدرک هم میفرستم من ی داوطلب فوق العاده بودم برای چک و لگد روزگار
اونم تو هر جنبه ای از زندگی
شاید انصافا روزی هزارتا نشانه میومد که دختر مسیرت داره به ترکستان میره ولی من اصلا عضوی به نام گوش نداشتم که بشنوم
استاد من تو جنبه رابطه چنان لگدی از این جهان هستی خوردم که انصافا بعد از گذشت حدود یک سال وخورده ای همچنان جای زخمش بازه
و خدارو هزار بار شکر میکنم که منو لایق این لگد دونست
وگرنه من اصلا ادم بشو نبودم به هیچ وجه
والان که سراسر زندگی من ارامش محضه هر لحظه میگم خدایا هزاران بار شکرت که منو تنبیه کردی تا به مسیر اصلی بیام
تو حیطه کاری به جایی رسیدم که تماما شغلمو از دست دادم و حتی هزینه ی صبحونه ساده رو نداشتم وقتی مجبور شدم دفتر کارمو تحویل بدم
با بغضی خیلی سنگین گفتم خدایا شکرت
گفتم بزای پاکسازی من لازمه این ضربه
اصلا چقدر اون چک و لگد به جونم نشست
و خدا میدونه من چقدر هر لحظه سپاس گذارم که اون ضربه هارو خوردم
و خوش به حال دوستان که وقتی نشانه هارو میگرفتن جسارت داشتن انجام میدادن
البته تقریبا دیدم منم تفکیک شده پی هدایت رومیگیرم که ی روز گفتم واقعا ساناز یعنی به نظرت تو مسائل کوچیک خدا میتونه کمکت کنه ولی تو مسائل بزرگ نمیتونه؟؟
گفتم دختر تو اومدی قدرت خدا رو تقسیم بندی کردی که ی جاهایی زورش میرسه ی جاهایی نمیرسه
اون موقع بود فهمیدم که چرا پی هدایت رو نمیگیرم
دیدم من از بیس توکل ندارم نکه قدرت خدا تفکیک شده هست
و خدا رو شکر تا الان به اندازی که توکل کردم جواب گرفتم و هنوزم خیلی خیلی جا داره توکلم بیشتر بشه
خیلی جا داره اعتماد بنفسم بالا بره
عزت نفسم بالا بره
خیلی جا داره باور فراوانی بسازم
خیلی جا داره باور کمبود و محدود کننده هامو بشکنم
خیلی جا داره تمرکزی رو خودم کار کنم
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت..
به نام خداوند جان
این شاید یک جمله کلیشهای باشد اما بهترین زمان تغییر همین حالا است.
تا موقعی که درک نکنم که باید تغییر کنم تغییر نخواهم کرد و تغییر کردن کار اسانی نیست ، نباید گول این تفکر را بخورم که تغییر کردم و دست از ادامه دادن بکشم یک درخت تا زمان بزرگ شدن مواظبت میخواد و یک ذهن تا ابد مواظبت میخواد
چون در این مسیر برای تغییر باید اشتیاق داشته باشی و استمرار داشته باشم این نیازمند عزم راسخ هست ، من خیلی تغییرات را خواستم اعمال کنم و مدتی این کار را ادامه دادم اما ولش کردم ، چون ریشه باورهای کهنه قوی تر بود .
موفقیت حاصل استمراره ، تغییر شخصیت استمرار میخواد ، برای ترک یک عادت کوچک ماه ها باید زمان گذاشت که ریشه های این تفکر غیر فعال بشه .
راه پیشرفت تغییر هست و میانبری در کار نیست باید با خودم رو برو بشم
به نام خدا
شکر الله بابت این فایل که امروز صبح ساعت 5 اینها شروع کردم به گوش دادم!
با هنزفری تو گوشم در حال تکرار بود!
شکر الله که دارم این فایل رو گوش میکنم و اینکه با این آگاهی ها هم فرکانسم!
خدا را شاکرم بابت این بچه ها که اینقدر عالی رو خودشون کار کردن و به این نتایج جادویی رسیدن!
من واقعا لذت بردم از دوست عزیزمون که تونسته وارد شغل مورد علاقه اش بشه و از غواصی لذت ببره!
حتی به خخاطر شغل مورد علاقه اش مهاجرت کنه و اونجا برا خودش کارش رو ادامه بده و 5 سال اون روند رو ادامه بده!
این نکته استاد که گفتن اگر عزرائیل اومد گفت بریم بگی بریم! طوری زندگی کرده باشی که عشق کنی و به تمام موارد رسیده باشی و از ثروت گذر کرده باشی
نه اینکه مثل مذهبیون بگی که هر چه زجر و فقر بکشیم گناهمون پاک میشه و اونجا بهشت عایدمون میشه!
خیلی مهمه که اینجا با احساس خوب و بدون نگرانی زندگی کنیم که اون دنیا هم بتونیم از زندگی جاودانه لذت ببریم!
و در مورد دوم که دوستمون تونسته اند این قدر زیبا رو خودشون کار کنند که تو ترکیه ساکن باشن و هفته ای دو ساعت کار کنند رو بیزینس شون!
واقعا تحسین میکنم وقتی میبینم که دوستان اینقدر عالی رو خودشون کار کردن و دارن فرایند رو به این خوبی ادامه میدن!
همه دوستان چقدر زیبا هدایت شدن به کار کردن رو خودشون و جهان اون ها در مسیر رشد و موفقیت قرار داده!
الله یکتا مرسی ازت که اینقدر قانون مندی و داری زیبا پیش میری!
و همچنین سبحان عزیز که ی الگویی بودن برا خودشون که تونسته بودن در 19 سالگی دنبال رشد و موفقیت باشن!
در هر صورت خیلی لذت مییبرم از دوستانی که این همه نتایج عالی بدست اوردن و این همه عالی دارن روندشون رو ادامه میدن!
واقعا این فایل عالی هست و کمک میکنه که بتونیم عالی عمل کنیم و از زندگی مون لذت ببریم! از رشدمون لذت ببریم – از مرگ نترسیم!