این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/04/neveshteh-8.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-11-06 07:26:172025-11-07 19:05:43تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۹
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
■مطلب جالبی گفتن که من به این فکر میکردم اونایی که ثروت دارن چه کاره متفاوتی انجام میدن و افراد فقیر چیکار میکنن که فقیرن
■سوال های درست باعث میشه که دنیا جواب درست به ما بده
■ما هر چقدر استاندارد های بالایی داشته باشیم و برای خودمون ارزش قائل باشیم اجازه نمی دیم که بقیه افکار ما رو به بردگی خودشون دربیارن
■در مورد سربازی منم ی داستان جالب دارم الان 22 سالمه
■همیشه از بچگی میگفتم من سربازی نمیرم چرا برم عمرمو طلف کنم و دنیا منو جوری هدایت کرد به طور خیلی اتفاقی در دانشگاه به رشته ای هدایت شدم که این ویژگی رو داشت بعد از گرفتن مدرک لازم نیست بری سربازی و ی جایی میتونی کار کنی و خدمت برات رد بشه
■من موقع انتخاب رشته نمیدونستم و 2 سال بعدش فهمیدم
■واقعا وقتی ما درخواستی داشته باشیم جهان پاسخ میدهد خداوند پاسخ میدهد فقط کافیه بخوایم و ایمان داشته باشیم
یادمه چند سال قبل تصمیم را برای مهاجرت گرفته بودم و اما نمیدونستم چطور توی شهر مورد نظر برای خودم خانه بگیرم به یکی دو تا از دوستان که توی آن شهر بودن تماس گرفتم اما نتیجه ای حاصل نشد تا اینکه با یک ندای درونی به دوستی که چند سالی باهاش قطع رابطه کرده بودم تماس گرفتم اول که ایشون خیلی خوشحال بود که من میخوام به آن شهر مهاجرت کنم و در ضمن توی شاید 24ساعت یک خانه عالی با صاحبخانه از جنس فرشته ها برام پیدا کرد و من چه روزهای خوبی را آنجا سپری کردم اگر آن روز به ندای قلبم عمل نمیکردم و به دوستی که باهاش قطع ارتباط کرده بودم تماس نمی گرفتم آن اتفاق عالیه رخ نمیداد بعد از آن ماجرا همیشه با خودم می گفتم اگه خدا خواهد عدو سبب خیر شود
با سلام خدمت استاد عباس منش و خانم شایسته.پارسال بود که برای مسابقات ورزشی یکسال تمرین کرده بودم و مثل سال های قبل خاستم برم مسابقات و شرکت کنم.خیلی هم شوق و ذوق داشتم و در طول سال چه روزهای سختی رو توی سرما و بارون و هوای خوب و نامساعد و مخصوصا گرمای خوزستان تمرین کرده بودم.روزهای منتهی به مسابقات خیلی به بهانه ای که البته من اون رو جز اتفاقاتی برای رشد خودم دونستم مسول من یعنی رئیس من گفت که من نباید به مسابقات برم.من خیلی خیلی ناراحت شدم و کنترل کردن خودم بسیار سخت بود.بعد به لطف خدا آرام آرام خودم رو کنترل کردم و گفتم خدایا هر چی خودت بخای و من این کارو به تو سپردم و حتی انگار که میخام اعزام بشم با وجود مخالفت رئیس به همون شدت تمرین کردم.بعد بطور عجیبی همکارم گفت برگه ماموریت رسیده و باید بری مسابقه.گفتم اشتباه شده و من رو گفتن نباید بری مسابقات.ولی بعد در کمال تعجب دیدم آخرین روزا موافقت شده که برم و اتفاقا بهترین و راحت ترین و خاطره انگیزترین مسابقه م رو تا این لحظه دادم و مقام خوبی کسب کردم و همش نتیجه ی توکل بخدا بود.خدارو بی نهایت سپاسگذارم.
استاد جانم خدا رو شکر از بابت الهامات زیبایی که دریافت کردین
و بازهم خدا رو شکر که ما هم در مدار دریافت
این آگاهی ها هستیم
چون استاد جونم وقتی ما مثالهای عینی خودتون رو میشنویم از قرار گرفتن در این مسیر و دریافت االهامات برامون ابن مسیر خیلی زیباتر و آسون تر میشه.
اینجا یاد تفاوت بین الهامات و نجواها میشم
اگه این مورد برای شما یه نجوا بود شما رو میترسوند مثلا بهتون میگفت امروز آخرین روزه
آخرین فرصته سال جدید هزینه ش دوبرابر میشه یا اصلا همچین دستوری لغو میشه …اما شما از هیچی خبر نداشتین کسی هم که هیچی بهتون نگفته بود فقط میدونستین که باید برین باید یه لحظه هم درنگ نکنید
در زندگی روز هایی میاد ک ما انسان ها کلا هیچ راهی برامون نموده جز اینکه میگیم خدایا من هیچی نمیدونم بهم بگو چیکار کنم و بعد از گفتن این جمله منتظر یه صدا میمونیم و ایمان داریم ک این صدا همه چیو میدونه و یکاری بهم میگه انجام بدم ک بتونم مسئله رو حل کنم اون صدا خداست ولی کی جواب میده زمانی ک خودتو تنظیم کنی روی اون طول موج و بخای از ته قلبت صدارو بشنوی.
مثلا من صبح امروز میخواستم صبحانه بخورم گفتم خدایا میشه برام یه تخم مرغ عسلی و گوجه درست کنی قشنگ تنظیم کردم و هر صدایی ک میومد توی سرم انجام میدادم مثلا بهم گفت نمیخاد هم بزنی الان نمک بزن الان گوجه اضافه کن و من چون توی مدارش بودم و داشتم عمل میکردم خداوند اقدامات عملی رو دید و منو هدایت کرد و قدم قدم رو حوصله میگفت الان اینو اضافه کن و خودش گفت الان خاموش کن گازو دقیقا همونچیزی ک میخواستم شد و اینقدر لذت بردم بسیار بسیار لذیذ جای دوستان خالی سپاسگزار پروردگار هستم بابت این همه نعمت ثروت و فراوانی ک به من و همه موجودات در هر ثانیه داره عطا میکنه.
پس کی الهامات دریافت میکنیم:
1.وقتی درخواست کمک کنیم از خداوند
2.وقتی باور کنیم خداوند همه چیرو میدونه
3.وقتی ک اقدام عملی انجام بدیم
4.زمانی ک حالمون خوب باشه
در نهایت حتما از خداوند تشکر کنیم ک همیشه بهترین یاور و دوست ما هست در همه چیز و هر شرایطی
عاشقونم رفقا امیدوارم اول خودم بتونم عمل کنم در پناه رب قدرتمند جهان هستی شاد سالم و ثروتمند باشید خدانگهدار.
بعد از آشنایی با ناجی چهار شب من که سوییت اجاره کرده بودم با آشنایی ناجی سوییتم رو تصفیه کردم و به همراه ناجی راهی سفر شدم به یه سفر طولانی مدت با تمام خرج و مخارج اعتیادم رو ترک کردم توسط راهنمایی آقای ناجی طوری شدم که خودکشی یادم رفت اما نجواهای ذهنی باعث جدایی من از ناجیم شد آخه عاشق دختری زنجانی بودم که حتی در طی سفر با ناجی آقای ناجی دختر زنجانی رو واسم خواستگاری کرد اما نشد که نشد من همچنان مجرد هستم و امید وار آخه این مدتی که به همراه ناجی بودم درسهای شگفت انگیزی ازش آموختم اونم بصورت خیلی فشرده خداروشکر هفت مرحله عرفان رو از ناجی آموختم الان مجرد بودنم واسم اهمیتی نداره آخه من عاشق خدا هستم اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من دل من داند و من دانم و دل داند و من 🫶 عاشق خدا بودن قشنگه به لطف خدا و همکاری دوستان خوش فرکانسم دوسدارم بیمارستانی بین المللی راه اندازی کنم درمان تمام بیماریها بدون دارو+باشگاه تاکتیک ذهن آمین
من حدود یک ماه پیش ک از بچهها ی دروازه قدم هستم داشتم فایل استاد رو گوش می دادم ی حسی آمد و گفت ترشی خانگی بندازم منم چون توان و تکامل داشتم شروع کردم به درست کردن ترشی ک ب لطف الله و آموزش استاد عباس منش توی یه ماه حدود دو یا سه میلیون فروش داشتم الان هم ی الهامی دارم ک مثل استاد عباس منش این شغل سخنرانی و داشته باشم
چقدددر خوشحالم که این قسمت رو گوش کردم و مقایسه میکردم با اتفاقات و کارهایی که این مدت انجام دادم و همش میگفتم خدایا شکرتتت چقدر ایمان من قوی تر شده چقدر راحت تر بهت اعتماد میکنم چقدر راحتتر از قبل راه هدایتت رو میرم
خداجونم چقدر خوشحالم چقدر سپاسگذارم که تورو دارم، که تو منو اشنا کردی با استادم
چقدر خوشبختم که میتونم اینجا صدای استادمو گوش بدم، میتونم کامنت های دوستامو بخونم، میتونم خودم کامنت بزارم. این واقعا بزرگترین نعمتیه که بهم دادی تو این مدت! بزرگترین نعمت بزرگترین ثروت اینه که این فایل های هدیه رو گوش بدم و تمرین کنم و در زندگیم بیارمشون تا بتونم با نقشه راه زندگی رو پیدا کنم!
در دنیایی که اکثر آدمها نمیبینند، راهشون و گم کردند، خودشونو گن کردند. من نه تنها خودم بلکه خداوندم بلکه هدفم و زندگیم روهم پیدا کردم
1. به آخرین باری فکر کن که یک الهام یا ندای درونی داشتی ایا عمل کردی؟! اگر نه چرا و اگر آره چه نتیجه ای داشت
یکی از تجربیات چند روز گذشته ام رو میخوام بگم و خیلی دو دل بودم بنویسم یا نه چون کمی خجالت آور بود واسم…ولی گفتم واسه خودت بنویس اسما تا بعدها بیای و ببینی چه تغییراتی کردی
یکی از تجربیاتم در رابطه با روابط عاطفی بود که یک ماهی بود با شخصی آشنا شده بودم و همه چیز خیلی عالی و اوکی بود و اون شخص احترام زیادی میگذاشت به حد و مرز هام ولی همین پریروز صبح یک صدایی تو تمام وجودم میگفت هرجور شده از این شخص جدا شو، ذهنم هم دائم منطق میآورد که چرا آخه، این شخص خیلی با ادبه، خیلی به حریم من احترام میزاره و اصلا نزدیک نمیشه، با شخصیته و هرچی بخوام رو انجام میده، اندام و ظاهر زیبایی داره کلا باهام خیلی خوبه و پکیج خیلی عالی ای هست چرا باید جداشم خب…ولی صداعه میگفت نه جدا شو منم میگفتم تسلیم باش اسما اعتماد کن ایمان داشته باش
روز بعد من اون شخص رو دیدم و گفتم نمیتونم دیگه شمارو ببینم و با احترام ازش جدا شدم
و خب دیروز من از طریق شخصی متوجه یک چیزی از این شخص شدم و فقط خداوند رو سپاسگذار بودم
با خودم میگفتم که خدایا از چه چیزهایی نجاتم دادی، چقدر تو کمکم میکنی و خب باورم نمیشد که چقدررر عالی همه چیز چینده شده بود
با خودم میگفتم اگر جدا نمیشدم از این شخص قطعا این رابطه جدی تر میشد و بعدها نتایج خیلی داغونتر میکرد روحیات خودمو و خب خیلی خوشحالم قبل از اینکه چیزی شروع بشه خداوند درست و غلط رو نشونم داد و هدایتم کرد
با اینکه ذهن من میگفت غیرمنطقیه جدا شدن اما وقتی نتیجه رو دیدم ایمانم خیلی قوی تر شد
الهامی که درحال حاظر از طرف خداوند بهم داده شده در رابطه با کارمه که پدرم اجبار کردن که نباید بری سرکار برای مربیگری یوگا و من احساس میکنم که همین امروز یا همین فردا باید برم دنبال کار در باشگاه های ورزشی قبل از اینکه حتی مدرکم رو گرفته باشم…
مدرک مربیگری دو سه ماه طول میکشه تا نتایجش بیاد و بدون این مدرک نمیشه کار کرد اما این صداعه میگه نه باید بری باید بری باشگاه های ورزشی و باید هرچی زودتر بری تو این فضا
میدونم که خدا واسم قدم به قدم چینده و یک نتیجه عالی ای خواهد داشت اگر برم به دنبالش
سلام به استاد عزیزم و استاد بانو شایسته قشنگ قلبمون….
سلام به بچه های پاک این منزل بچه های در حال جستجووو خود در حال پبدا کردن نور ….
خدایا شکرت سپاس از تو که امروز برای من خیلی زیباست چون دارم کامنت میزارم چون دارم لذت میبرم چون دارم مینویسمممم الهی شکرت که این فرصت را به من دادی تا بتونم با عشق سجده به درگاه تو بزارم رب من خودت من رو کمک کن تا بتونم در مسیر عشق و نور تو باشم الهی آمین…
خدا جون خدای خوبم سپاس از تو که به هزاران طریق و هزارن زبون من رو هدایت میکنی ….
خدا جون قدرت اینرو بهم بده که بتونم بشنوم ببینم و حس کنم هدایتت هارووو الهاماتت رو از نجواها درک کنم خدایااا ازت میخوام کمک کنی الهی شکرت رب من بینهایت شکرت سپاس از تو رب نازنینم…
1. به آخرین باری فکر کن که یک الهام یا ندای درونی داشتی.
2. آیا به آن عمل کردی؟ اگر نه، چرا؟ اگر بله، چه نتیجهای گرفتید؟
یا الله…
به نظر من الهامات هر ثانیه و هر دقیقه میاد و راه رو باز میکنه یه وقتایی بهش بینهایت بها میدم حتی اگر بدون منطق باشه یه وقتایی اصن متوجه اش نمیشیم…و بیخیالش میشیم…
میخوام در مورد چند روز پیش خودم بگم من میخواستم دانشگاه ثبت نام کنم به دنبال نشونی بودم رفتم تویه جمعی و ناخواست بحث دانشگاه شد …
و گفتم این نشونه اومد خدا جون یه نشونه دیگه برام بفرست تا مطمعن بشم تا بهتر درک کنم…
چند روز پیش میخواستم مرخصی ساعتی بگیرم و برم نظام منهدسی یه گزارش رو تحویل بدم ..
گفتم صب مرخصی ساعاتی میگیرم میرم تحویلش میدم و میام سر کار…
روز قبلش یکار یدر اومد که موندیم و تا دیر موقع سر کار بودم و صب گفتن نیاز نیست بیایاد سر کار…
و خدارو بینهایت سپاس گزاری کردم و صب رفتم خونه و رفتم نظام مهندسی گزارش تحویل دادم و بعد هدایت شدم به ثمت دانشگاه گفتم خدا دلیل داشت امروز رو فرستادیم خوونه و رفتم دانشگاه کارهای دانشگاهم تویه یه ان انجام شد اونم یک ماه خورده ای از گذشت ثبت نام ….
خدایا شکرت برای این همزمانی قشنگ و زیبا که به من هدیه دادی الهی شکرت رب نازنین سپاس از تو بینهایت الهی شکرت ر ب من شکرت بینهایت…
چه تجربهای از گوش دادن یا گوش نکردن به هدایت درون داری؟
خدایا شکرت برای حضورت تویه زندگیم وقتی که قشنگ میشنوم صداتو و کارم و انجام میدم بینهات احساسا و حال عالی دارم و روسیفدم و لذت میبرم و سجده شکر به جا میارم…
وقتی سر خود و به عقل خودم اکتفا میکنم پر از خشم پر از احساس بد میشممم و نمیتونم هیچیز رو خلق کنم ….و یه اتفاقات نخواسته ای رغم میخوره که دقیق متوجه میشم که این از کجا اومده و اون قبلی از کجااااا…
و سری بر میگردم و شروع دوباره مومنتوم مثبت….
وقتی به آن عمل کردی، چه نتیجهای گرفتی؟
همچیز قشنگ بود در پناه خودش همچیز عالی و دقیق رخ داده همچیز چیده شده بود در بهترین زمان و مکان در بهترین شرایط خدایاااااااا شکرت ….
خدایا خودت کمک کن تویه این مسیر ثابت قدم باشم که هر چی دارمک اذان توست و مال توست من نمیدونم و تو میدونی من هیچی بلد نیستم و تو بلدی الهی شکرت رب من بینهایت شکرت رب نازنینم….
لان چه الهامی در ذهن یا قلبت هست که شاید وقتش رسیده به آن گوش بدهی؟
خدایا شکرت …
الهام به من شده که باید دوره دوازده قدم و دوره ثروت دو رو ادمه بدم…..
و برم بنگاه دنبال خونه بگردم و خونه هارو بیبینم و اذت ببرم و تویه تخصصم باید خودم قوی وقوی کنم برای خودم …
الهی شکرت ربمن بینهایت شکر وبینهایت سپاس از تو رب نازنینم الهی شکرت رب من سپاس از تو برای این صلات فوق العاده و عالی….
خداوند همیشه یه راهی داره حتی زمانی که تو هیچ راهی نمی بینی….
در پناه رب العامین شاد سلامت ثروتمند و عاشق باشید…
بهنامخدای_زیبایی ها
سلام دوستانه خوبم
■مطلب جالبی گفتن که من به این فکر میکردم اونایی که ثروت دارن چه کاره متفاوتی انجام میدن و افراد فقیر چیکار میکنن که فقیرن
■سوال های درست باعث میشه که دنیا جواب درست به ما بده
■ما هر چقدر استاندارد های بالایی داشته باشیم و برای خودمون ارزش قائل باشیم اجازه نمی دیم که بقیه افکار ما رو به بردگی خودشون دربیارن
■در مورد سربازی منم ی داستان جالب دارم الان 22 سالمه
■همیشه از بچگی میگفتم من سربازی نمیرم چرا برم عمرمو طلف کنم و دنیا منو جوری هدایت کرد به طور خیلی اتفاقی در دانشگاه به رشته ای هدایت شدم که این ویژگی رو داشت بعد از گرفتن مدرک لازم نیست بری سربازی و ی جایی میتونی کار کنی و خدمت برات رد بشه
■من موقع انتخاب رشته نمیدونستم و 2 سال بعدش فهمیدم
■واقعا وقتی ما درخواستی داشته باشیم جهان پاسخ میدهد خداوند پاسخ میدهد فقط کافیه بخوایم و ایمان داشته باشیم
سلام استاد عزیزم
سلام خانم شایسته عزیز
یادمه چند سال قبل تصمیم را برای مهاجرت گرفته بودم و اما نمیدونستم چطور توی شهر مورد نظر برای خودم خانه بگیرم به یکی دو تا از دوستان که توی آن شهر بودن تماس گرفتم اما نتیجه ای حاصل نشد تا اینکه با یک ندای درونی به دوستی که چند سالی باهاش قطع رابطه کرده بودم تماس گرفتم اول که ایشون خیلی خوشحال بود که من میخوام به آن شهر مهاجرت کنم و در ضمن توی شاید 24ساعت یک خانه عالی با صاحبخانه از جنس فرشته ها برام پیدا کرد و من چه روزهای خوبی را آنجا سپری کردم اگر آن روز به ندای قلبم عمل نمیکردم و به دوستی که باهاش قطع ارتباط کرده بودم تماس نمی گرفتم آن اتفاق عالیه رخ نمیداد بعد از آن ماجرا همیشه با خودم می گفتم اگه خدا خواهد عدو سبب خیر شود
با سلام خدمت استاد عباس منش و خانم شایسته.پارسال بود که برای مسابقات ورزشی یکسال تمرین کرده بودم و مثل سال های قبل خاستم برم مسابقات و شرکت کنم.خیلی هم شوق و ذوق داشتم و در طول سال چه روزهای سختی رو توی سرما و بارون و هوای خوب و نامساعد و مخصوصا گرمای خوزستان تمرین کرده بودم.روزهای منتهی به مسابقات خیلی به بهانه ای که البته من اون رو جز اتفاقاتی برای رشد خودم دونستم مسول من یعنی رئیس من گفت که من نباید به مسابقات برم.من خیلی خیلی ناراحت شدم و کنترل کردن خودم بسیار سخت بود.بعد به لطف خدا آرام آرام خودم رو کنترل کردم و گفتم خدایا هر چی خودت بخای و من این کارو به تو سپردم و حتی انگار که میخام اعزام بشم با وجود مخالفت رئیس به همون شدت تمرین کردم.بعد بطور عجیبی همکارم گفت برگه ماموریت رسیده و باید بری مسابقه.گفتم اشتباه شده و من رو گفتن نباید بری مسابقات.ولی بعد در کمال تعجب دیدم آخرین روزا موافقت شده که برم و اتفاقا بهترین و راحت ترین و خاطره انگیزترین مسابقه م رو تا این لحظه دادم و مقام خوبی کسب کردم و همش نتیجه ی توکل بخدا بود.خدارو بی نهایت سپاسگذارم.
سلام به همه عزیزان
وظیفه خودم میدونم بیام بنویسم که هم یادآوری قانون بشه برای خودم هم شاید تلنگری برای دیگری
اگه یه روز قانون رو در زندگیم مرور نکنم با اینکه همه چیز رواله ولی از درون برام جهنم میشه هر روز خداروشکر میکنم این قانون رو توسط استاد یاد گرفتم
چقدر الان بیشتر خودمو دوست دارم
چقدر بیشتر خدارو دوست دارم و واقعا به خودم افتخار میکنم که مداوم هستم دراین مسیر دراین سایت
چقدر اعتماد به نفسم بالا رفته
چقدر درآمدم بالاتر رفت
چقدر مشتریهام باکیفیت شدن
چقدر زندگیمون از نظر روابط مادیات وکیفیت بالاتر رفت
مطمئنم کیفیت اون دنیامم بالاتر رفته
و چقدر سلامتیم بیشتر شد
استاد واقعا هدایت تو زندگی هممون هست به شرط آرامش و حال خوب
تسلیم بشیم هرروز که از خواب بلند میشیم بشینیم رو شونه خدا ولز زندگی لذت ببریم
سلام به تمام عزیزانم
استاد جانم خدا رو شکر از بابت الهامات زیبایی که دریافت کردین
و بازهم خدا رو شکر که ما هم در مدار دریافت
این آگاهی ها هستیم
چون استاد جونم وقتی ما مثالهای عینی خودتون رو میشنویم از قرار گرفتن در این مسیر و دریافت االهامات برامون ابن مسیر خیلی زیباتر و آسون تر میشه.
اینجا یاد تفاوت بین الهامات و نجواها میشم
اگه این مورد برای شما یه نجوا بود شما رو میترسوند مثلا بهتون میگفت امروز آخرین روزه
آخرین فرصته سال جدید هزینه ش دوبرابر میشه یا اصلا همچین دستوری لغو میشه …اما شما از هیچی خبر نداشتین کسی هم که هیچی بهتون نگفته بود فقط میدونستین که باید برین باید یه لحظه هم درنگ نکنید
خدای مهربون بازهم سخاوتمندانه به شما الهام کرده
اصلا استاد اگه خدا نمیخواست شاید شما اون روز نمیتونستین ماشین دربست گیرتون بیاد.
خدا رو شکر بابت هدایتهای زیباش
و شما هم چه قدر لیاقت دریافت همچین الهامات زیبایی رو دارین واقعا لایق هستین و از بنده های عزیز و توحیدی خداوند مهربان هستین.
به نام خدای مهربان
در زندگی روز هایی میاد ک ما انسان ها کلا هیچ راهی برامون نموده جز اینکه میگیم خدایا من هیچی نمیدونم بهم بگو چیکار کنم و بعد از گفتن این جمله منتظر یه صدا میمونیم و ایمان داریم ک این صدا همه چیو میدونه و یکاری بهم میگه انجام بدم ک بتونم مسئله رو حل کنم اون صدا خداست ولی کی جواب میده زمانی ک خودتو تنظیم کنی روی اون طول موج و بخای از ته قلبت صدارو بشنوی.
مثلا من صبح امروز میخواستم صبحانه بخورم گفتم خدایا میشه برام یه تخم مرغ عسلی و گوجه درست کنی قشنگ تنظیم کردم و هر صدایی ک میومد توی سرم انجام میدادم مثلا بهم گفت نمیخاد هم بزنی الان نمک بزن الان گوجه اضافه کن و من چون توی مدارش بودم و داشتم عمل میکردم خداوند اقدامات عملی رو دید و منو هدایت کرد و قدم قدم رو حوصله میگفت الان اینو اضافه کن و خودش گفت الان خاموش کن گازو دقیقا همونچیزی ک میخواستم شد و اینقدر لذت بردم بسیار بسیار لذیذ جای دوستان خالی سپاسگزار پروردگار هستم بابت این همه نعمت ثروت و فراوانی ک به من و همه موجودات در هر ثانیه داره عطا میکنه.
پس کی الهامات دریافت میکنیم:
1.وقتی درخواست کمک کنیم از خداوند
2.وقتی باور کنیم خداوند همه چیرو میدونه
3.وقتی ک اقدام عملی انجام بدیم
4.زمانی ک حالمون خوب باشه
در نهایت حتما از خداوند تشکر کنیم ک همیشه بهترین یاور و دوست ما هست در همه چیز و هر شرایطی
عاشقونم رفقا امیدوارم اول خودم بتونم عمل کنم در پناه رب قدرتمند جهان هستی شاد سالم و ثروتمند باشید خدانگهدار.
بعد از آشنایی با ناجی چهار شب من که سوییت اجاره کرده بودم با آشنایی ناجی سوییتم رو تصفیه کردم و به همراه ناجی راهی سفر شدم به یه سفر طولانی مدت با تمام خرج و مخارج اعتیادم رو ترک کردم توسط راهنمایی آقای ناجی طوری شدم که خودکشی یادم رفت اما نجواهای ذهنی باعث جدایی من از ناجیم شد آخه عاشق دختری زنجانی بودم که حتی در طی سفر با ناجی آقای ناجی دختر زنجانی رو واسم خواستگاری کرد اما نشد که نشد من همچنان مجرد هستم و امید وار آخه این مدتی که به همراه ناجی بودم درسهای شگفت انگیزی ازش آموختم اونم بصورت خیلی فشرده خداروشکر هفت مرحله عرفان رو از ناجی آموختم الان مجرد بودنم واسم اهمیتی نداره آخه من عاشق خدا هستم اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من دل من داند و من دانم و دل داند و من 🫶 عاشق خدا بودن قشنگه به لطف خدا و همکاری دوستان خوش فرکانسم دوسدارم بیمارستانی بین المللی راه اندازی کنم درمان تمام بیماریها بدون دارو+باشگاه تاکتیک ذهن آمین
سلام خدمت استاد و خانم شایسته عزیز
من حدود یک ماه پیش ک از بچهها ی دروازه قدم هستم داشتم فایل استاد رو گوش می دادم ی حسی آمد و گفت ترشی خانگی بندازم منم چون توان و تکامل داشتم شروع کردم به درست کردن ترشی ک ب لطف الله و آموزش استاد عباس منش توی یه ماه حدود دو یا سه میلیون فروش داشتم الان هم ی الهامی دارم ک مثل استاد عباس منش این شغل سخنرانی و داشته باشم
در پناه الله مهربان شاد و تندرست و ثروتمند باشید
خداجونممم شکرتتتت
چقدددر خوشحالم که این قسمت رو گوش کردم و مقایسه میکردم با اتفاقات و کارهایی که این مدت انجام دادم و همش میگفتم خدایا شکرتتت چقدر ایمان من قوی تر شده چقدر راحت تر بهت اعتماد میکنم چقدر راحتتر از قبل راه هدایتت رو میرم
خداجونم چقدر خوشحالم چقدر سپاسگذارم که تورو دارم، که تو منو اشنا کردی با استادم
چقدر خوشبختم که میتونم اینجا صدای استادمو گوش بدم، میتونم کامنت های دوستامو بخونم، میتونم خودم کامنت بزارم. این واقعا بزرگترین نعمتیه که بهم دادی تو این مدت! بزرگترین نعمت بزرگترین ثروت اینه که این فایل های هدیه رو گوش بدم و تمرین کنم و در زندگیم بیارمشون تا بتونم با نقشه راه زندگی رو پیدا کنم!
در دنیایی که اکثر آدمها نمیبینند، راهشون و گم کردند، خودشونو گن کردند. من نه تنها خودم بلکه خداوندم بلکه هدفم و زندگیم روهم پیدا کردم
1. به آخرین باری فکر کن که یک الهام یا ندای درونی داشتی ایا عمل کردی؟! اگر نه چرا و اگر آره چه نتیجه ای داشت
یکی از تجربیات چند روز گذشته ام رو میخوام بگم و خیلی دو دل بودم بنویسم یا نه چون کمی خجالت آور بود واسم…ولی گفتم واسه خودت بنویس اسما تا بعدها بیای و ببینی چه تغییراتی کردی
یکی از تجربیاتم در رابطه با روابط عاطفی بود که یک ماهی بود با شخصی آشنا شده بودم و همه چیز خیلی عالی و اوکی بود و اون شخص احترام زیادی میگذاشت به حد و مرز هام ولی همین پریروز صبح یک صدایی تو تمام وجودم میگفت هرجور شده از این شخص جدا شو، ذهنم هم دائم منطق میآورد که چرا آخه، این شخص خیلی با ادبه، خیلی به حریم من احترام میزاره و اصلا نزدیک نمیشه، با شخصیته و هرچی بخوام رو انجام میده، اندام و ظاهر زیبایی داره کلا باهام خیلی خوبه و پکیج خیلی عالی ای هست چرا باید جداشم خب…ولی صداعه میگفت نه جدا شو منم میگفتم تسلیم باش اسما اعتماد کن ایمان داشته باش
روز بعد من اون شخص رو دیدم و گفتم نمیتونم دیگه شمارو ببینم و با احترام ازش جدا شدم
و خب دیروز من از طریق شخصی متوجه یک چیزی از این شخص شدم و فقط خداوند رو سپاسگذار بودم
با خودم میگفتم که خدایا از چه چیزهایی نجاتم دادی، چقدر تو کمکم میکنی و خب باورم نمیشد که چقدررر عالی همه چیز چینده شده بود
با خودم میگفتم اگر جدا نمیشدم از این شخص قطعا این رابطه جدی تر میشد و بعدها نتایج خیلی داغونتر میکرد روحیات خودمو و خب خیلی خوشحالم قبل از اینکه چیزی شروع بشه خداوند درست و غلط رو نشونم داد و هدایتم کرد
با اینکه ذهن من میگفت غیرمنطقیه جدا شدن اما وقتی نتیجه رو دیدم ایمانم خیلی قوی تر شد
الهامی که درحال حاظر از طرف خداوند بهم داده شده در رابطه با کارمه که پدرم اجبار کردن که نباید بری سرکار برای مربیگری یوگا و من احساس میکنم که همین امروز یا همین فردا باید برم دنبال کار در باشگاه های ورزشی قبل از اینکه حتی مدرکم رو گرفته باشم…
مدرک مربیگری دو سه ماه طول میکشه تا نتایجش بیاد و بدون این مدرک نمیشه کار کرد اما این صداعه میگه نه باید بری باید بری باشگاه های ورزشی و باید هرچی زودتر بری تو این فضا
میدونم که خدا واسم قدم به قدم چینده و یک نتیجه عالی ای خواهد داشت اگر برم به دنبالش
خدایا شکرت
به نام خداونده بخشنده و مهربانم….
سلام به استاد عزیزم و استاد بانو شایسته قشنگ قلبمون….
سلام به بچه های پاک این منزل بچه های در حال جستجووو خود در حال پبدا کردن نور ….
خدایا شکرت سپاس از تو که امروز برای من خیلی زیباست چون دارم کامنت میزارم چون دارم لذت میبرم چون دارم مینویسمممم الهی شکرت که این فرصت را به من دادی تا بتونم با عشق سجده به درگاه تو بزارم رب من خودت من رو کمک کن تا بتونم در مسیر عشق و نور تو باشم الهی آمین…
خدا جون خدای خوبم سپاس از تو که به هزاران طریق و هزارن زبون من رو هدایت میکنی ….
خدا جون قدرت اینرو بهم بده که بتونم بشنوم ببینم و حس کنم هدایتت هارووو الهاماتت رو از نجواها درک کنم خدایااا ازت میخوام کمک کنی الهی شکرت رب من بینهایت شکرت سپاس از تو رب نازنینم…
1. به آخرین باری فکر کن که یک الهام یا ندای درونی داشتی.
2. آیا به آن عمل کردی؟ اگر نه، چرا؟ اگر بله، چه نتیجهای گرفتید؟
یا الله…
به نظر من الهامات هر ثانیه و هر دقیقه میاد و راه رو باز میکنه یه وقتایی بهش بینهایت بها میدم حتی اگر بدون منطق باشه یه وقتایی اصن متوجه اش نمیشیم…و بیخیالش میشیم…
میخوام در مورد چند روز پیش خودم بگم من میخواستم دانشگاه ثبت نام کنم به دنبال نشونی بودم رفتم تویه جمعی و ناخواست بحث دانشگاه شد …
و گفتم این نشونه اومد خدا جون یه نشونه دیگه برام بفرست تا مطمعن بشم تا بهتر درک کنم…
چند روز پیش میخواستم مرخصی ساعتی بگیرم و برم نظام منهدسی یه گزارش رو تحویل بدم ..
گفتم صب مرخصی ساعاتی میگیرم میرم تحویلش میدم و میام سر کار…
روز قبلش یکار یدر اومد که موندیم و تا دیر موقع سر کار بودم و صب گفتن نیاز نیست بیایاد سر کار…
و خدارو بینهایت سپاس گزاری کردم و صب رفتم خونه و رفتم نظام مهندسی گزارش تحویل دادم و بعد هدایت شدم به ثمت دانشگاه گفتم خدا دلیل داشت امروز رو فرستادیم خوونه و رفتم دانشگاه کارهای دانشگاهم تویه یه ان انجام شد اونم یک ماه خورده ای از گذشت ثبت نام ….
خدایا شکرت برای این همزمانی قشنگ و زیبا که به من هدیه دادی الهی شکرت رب نازنین سپاس از تو بینهایت الهی شکرت ر ب من شکرت بینهایت…
چه تجربهای از گوش دادن یا گوش نکردن به هدایت درون داری؟
خدایا شکرت برای حضورت تویه زندگیم وقتی که قشنگ میشنوم صداتو و کارم و انجام میدم بینهات احساسا و حال عالی دارم و روسیفدم و لذت میبرم و سجده شکر به جا میارم…
وقتی سر خود و به عقل خودم اکتفا میکنم پر از خشم پر از احساس بد میشممم و نمیتونم هیچیز رو خلق کنم ….و یه اتفاقات نخواسته ای رغم میخوره که دقیق متوجه میشم که این از کجا اومده و اون قبلی از کجااااا…
و سری بر میگردم و شروع دوباره مومنتوم مثبت….
وقتی به آن عمل کردی، چه نتیجهای گرفتی؟
همچیز قشنگ بود در پناه خودش همچیز عالی و دقیق رخ داده همچیز چیده شده بود در بهترین زمان و مکان در بهترین شرایط خدایاااااااا شکرت ….
خدایا خودت کمک کن تویه این مسیر ثابت قدم باشم که هر چی دارمک اذان توست و مال توست من نمیدونم و تو میدونی من هیچی بلد نیستم و تو بلدی الهی شکرت رب من بینهایت شکرت رب نازنینم….
لان چه الهامی در ذهن یا قلبت هست که شاید وقتش رسیده به آن گوش بدهی؟
خدایا شکرت …
الهام به من شده که باید دوره دوازده قدم و دوره ثروت دو رو ادمه بدم…..
و برم بنگاه دنبال خونه بگردم و خونه هارو بیبینم و اذت ببرم و تویه تخصصم باید خودم قوی وقوی کنم برای خودم …
الهی شکرت ربمن بینهایت شکر وبینهایت سپاس از تو رب نازنینم الهی شکرت رب من سپاس از تو برای این صلات فوق العاده و عالی….
خداوند همیشه یه راهی داره حتی زمانی که تو هیچ راهی نمی بینی….
در پناه رب العامین شاد سلامت ثروتمند و عاشق باشید…
با عشق حسین عبادی بنده خوب و لایق خدا….