این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/04/neveshteh-8.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-11-06 07:26:172025-11-07 19:05:43تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۹
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
1. به آخرین باری فکر کن که یک الهام یا ندای درونی داشتی. خارج شدن از گروه واتس آپی دوستان صمیمی که بسیار افراد فوق العاده و عالی و باهاشون بسیار خوش میگذشت
2. آیا به آن عمل کردی؟بله
اگر نه، چرا؟
اگر بله، چه نتیجهای گرفتید؟ یک احساس رهایی و وارد مرحله ای جدیدتر از زندگیم شدم
3. در قسمت نظرات بنویس:
چه تجربهای از گوش دادن یا گوش نکردن به هدایت درون داری؟ وقتی به این الهام عمل کردم و اقعا کار غیر منطقی و احمقانه ای بود ولی یک اتفاقی افتاد که دیگه تصمیم و صد در صد کرد
وقتی به آن عمل کردی، چه نتیجهای گرفتی؟
میگم یک احساس آزادی دارم ،احساس نزدیگتر شدن به خواست های جدیدم
الان چه الهامی در ذهن یا قلبت هست که شاید وقتش رسیده به آن گوش بدهی؟
اینو که خوندم ی مثال دیگم به ذهنم رسید که اصلا من با چشم های خودم کار خدا رو دیدم
این باور، یکی از قدرتمندترین آموزههای معنوی است:
جهان انعکاس ذهن شماست، نه یک واقعیت مطلق.
اینو که خوندم یاد یه خاطره ای افتادم
من توی فروشگاه کار پاره وقت دارم و خیلی وقت پیش یادمه داشتم روی ساندویچ ها تخفیف میزدم. بعد من اولین بارم بود و نمی دونستم باید روی ساندویچ هایی که مال روز قبله تخفیف بزنم و داشتم روی ساندویچ های تازه میزدم که مال امروز بود.
بعد یهویی یه خانومی اومد گفت ساندویچ تازه ندارین؟(چون معمولا روی قدیمی ها برچسب تخفیف میزنن)من گفتم اینا مال امروزه!!!گفت واقعا؟گفتم اره!بعد شیش تا ساندویچ ایشون برداشت برد.
دو دیقه بعد رییس م اومد بهم توضیح داد اشتباه زده بودم و باید فقط روی اون هایی که مال روز قبل ن بزنم:))))
یعنی با اینکه منطقی نبود
این خانوم هم ساندویچ ارزون میخواست هم تازه
که همون چیزی رو که میخواست خرید
با اشتباه من!
چون طبق قانون این اتفاق نمیوفتاد و منطق انسان میگه این اتفاق نمیوفته
و خب من هم هرگز دوباره برچسب اشتباهی نزدم
فقط همون یک بار بود
ولی خدا از چه راه خیلی منطقی ای که اصلا به عقل آدم نمی رسه و ذهن میگه منطقی نیست به ایشون ساندویچ های تازه و تخفیف خورده داد! که اصلا امکان نداشت با عقل سلیم همچین اتفاقی بیوفته.
واقعا تعجب اوره که خدا از چه راه های منطقی ای آدم رو بع خواسته هاش میرسونه و این راه ها هیچوقت به ذهن آدم نمی رسه و هرگز ذهن اون هارو منطقی نمی بینه
ولی خدا روش عجیب غریب نداره و از روش های عادی و منطقی مارو به خواسته مون میرسونه. فقط به عقل ما نمی رسه.
قربونتون برم من الهی که این سوال از اون موقع تو ذهنتون مونده که چرا اون خانومه پرسیده خدمت کجا رفتی خخخ
خب بیاید تا بعد از چند سال بگم برا چی پرسیده
جریان از این قراره که چون کل دنیا نسبت به سپاه ایران نگرش درستی ندارن و به اصطلاح حالا درست یا غلط تروریستی میدونن این جریان رو خیلی از کشورای دنیا افرادی که تو سپاه خدمت کردن رو بهشون ویزا و پاسپورت نمیدن.
و احتمالا دلیل این سوال هم همین بوده که اون خانوم خواسته بدونه خدمتتون ممکنه مشکل ساز بشه اگه تو سپاه بوده یا نه که وقتی گفتین خریدم خیلیم خوشحال شده چون کسایی که خدمتشونو میخرن خیلی مشکلات کمتری برای بحث مهاجرت دارن.
اصن امروز یه روز هدایتیه کاملهههه هااااا
قربونت برم علی عزیزم. افرین بهت واقعا تحسینت میکنم
چقد خوب گفتی، خیلی از ماها بودیم که از بچگی تو گوشمون خوندن فلانی رو نگاه کن همینشم نداره
گفتن خداروشکر کنید به همینی که دارین ولی هیچوقت اجازه ندادن بیشترشو بخوایم و برعکس همیشه با پایین ترا مقایسه شدیم
و همین باعث میشد فرکانسمون بیاد پایین و نگاهمون به پایین تر از خودمون باشه
افرین بهت، که از سن کم شروع کردی به کار کردن وکارکردن روی خودت
مطمعنمبه همون چیزی که تو ذهنت بوده همیشه خواهی رسید.
راستش سربازی برای منم همیشه یه دغدغه بوده، همیشه حسم نسبت بهش بد بود تا وقتی که با استاد اشنا شدم
فهمیدم هرچی بیشتر حس بدی داشته باشم بدتره
تصمیم گرفتم بیخیال باشم تا وقتی دانشگاهم تموم شه
تا اون موقع حتما خداوند خودش منو به مسیر درستی هدایت میکنه که کمترین مشکلی رو داشته باشه برام.
امروز که کم کم دانشگاهم داره تموم میشه، و با اینکه با خودم در مورد خدمت به صلح رسیدم و نگرانی ندارم چون خدا خودش حواسش بهم هست ولی زمزمه هایی هم میشنوم از طرحی که میخوان سربازی رو اختیاری کنن و دوباره قانون خرید سربازی رو بزارن با شرایط جدید و خب کسی چه میدونه شاید این قانون هم بخاطر خواسته ی من مطرح شده.
اما به هرحال هرانچه خداجونم بخواهد.
واقعا استاد زمانی که از دیدگاه و نگرشتون تو اتفاقات زندگیتون در گذشته میگین، با خودم کلی فکر میکنم
میگم واقعا تو این دنیا هیچ الگوی زنده درستی مثل شما نیست، شاید روزانه بالای 2 3 ساعت به این موضوع فکر میکنم
و واقعا به این ایمان رسیدم که همه این ها در پرتو و زیر سایه قران هست
اینکه زندگی قرانی شما شمارو به چنین الگویی تبدیل کرده برای ما
میبینم اساتیدمختلف رو که البته اون ها هم در کارشون خوبن و قابل تحسین هستند و اموزش های مفیدی میدن که دانشپذیراشون رو موفق میکنه تو اون زمینه
اما واقعا هیچکدوم رو ندیدم مثل شما اثری از این داشته باشن که خودشون روی همه این قوانین کار کردن و خودشون نتیجه گرفتن
راسش میدونم خوب نیس این تفکرم، ولی خب گاهی قضاوتشون میکنم
میگم اینا که همشون معلومه هر روز میرن حرفای استادو گوش میدن یادمیگیرن میان میزنن
و دلیل این نگرش اینه که دارم میبینم شما هرانچیزی به ما اموزش میدین تحقیقات و اون چیزیه که طی سالیان به دست اوردین و درک کردین
اینکه تو زندگی خودتون، تو زندگی پیامبرا، تو قران و … تحقیق کردین و واقعا به ما رخ یه زندگی قرانی رو نشون میدین.
سلام استاد عزیز.. اول این که خیلی خوشحالم که با مردم مستقیما صحبت میکنید و ما میتونیم نتایجشون رو بشنویم..چون خودم به شخصه جزو افرادی هستم که خوندن برام بسیار سخت هستش و به همین دلیل بخش نظرات رو نمیخونم با این که میدونم آگاهی های زیادی درش هست..ولی چه کنم که قابلیت شنیداریم خیلی قوی تره و الآن این امکان و این برنامه خیلی برام جذابه و کمکم میکنه..بازم ممنونم
و اینکه در رابطه با همین فایل سوال من اینه و همیشه هم این سوال از قبل برام بوجود اومده که شما زمانی که هنوز در قم بودید..هنوز با این کتابهای موفقیت و این آگاهی ها آشنا نبودید و هنوز به شناخت از خداوند و الهاماتش نرسیده بودید..ولی خیلی جاها تو فایلهای دیگتونم شنیدم که شما از بحث هدایت بطور ناخودآگاه پیروی میکردید مثل همین قضیه ی سربازی..میخوام بدونم دلیلش رو خودتون چی میدونید؟ به نظرتون یکی از دلایلش میتونه این باشه ک شما از سن پایین قرآن تلاوت میکردین..بنظرتون این گزینه میتونه قلب آدم رو باز کنه؟ که آدم هایی که در دل سیاهی هستن یا بهرحال خیلی از این آگاهی ها دورن بتونن یجا به قلبشون گوش کنن و بیدار شن و راه درست رو برن؟
سلام خدمت نازنین استادم و خانم شایسته و تمامی هم فرکانسی های عزیز
استاد جان من مادرم دیشب خونمون بود و منفی هستش خلاصه من هوا که خوب بود میرفتم پارک و فایل ثروت و برنامه های شاگردام مینوشتم من مربی جودو هستم
و من قلبم یه جوری تند میزد و حالت استرس داشتم و من منتظر بودم تا مادرم بگه براش اسنپ بگیره
الهامی بهم شد پاشو لباساتو بپوش برو پارک و من تا داشتم سررسید وسایلام را آماده میکردم مادرم گفت کی میری گفتم تو واستا من میرم گفت اسنپ برام بگیر و خلاصه من اسنپ گرفتم و الان اومدم ایستگاه اتوبوس داشتم این متن را مینوشتم از شوغ خوشحالی اشک ریختم
وخدا را شکر میکنم که از اون احساس اومدم بیرون و چقدر خوب است آدم به الهامات گوش میکنه الحمدلله خدا را شکر میکنم
اخیرا در مورد پیدا کردن شغل من دچار تردید میشدم و هربار برای هر مورد کاری استخاره میکردم و متاسفانه نتیجه چندانی نداشتم
و یک شب ندایی در درونم گفت استخاره بی معنیه با عقل خودت بسنج کار بدردت میخوره یانه
خلاصه همون شب یا فرداش هدایت شدم به محیط کاری ای که بازاریابی بود و خب با اینکه هدف من این شغل نیست اما دیگه استخاره نکردم و سعی کردم خوب تعقل کنم با فرد راهنما که صحبت کردم دیدم شرایط عالی ای هست و کم کم که دارم بیشتر وارد فرآیند کار میشم میبینم چقدر همه چیز عالیه و آدمهای خوبی سرراهم قرار میگیرن…و خب این واقعا برام معجزه است تا قبل از این هرچه موقعیت شغلی بود نامناسب بود یا شرایط کار یا افراد مرتبط با اون کار…
الان گاهی بهم الهام میشه که از همسرم جدا بشم ولی هنوز نمیتونم تصمیم درستی بگیرم…
با سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان خوبم خدا رو شکر که باز هم فرصتی فراهم شد تا در برخوردار اول از همه چیز تبریک میگم به شما استاد عزیزم که اونقدر تدریستون عالیه که از همه سن و قشری بدون هیچ محدودیتی با شما من کس یبودم که خیلی حرف میزدم و حسادت و غیبت میکردم ولی در این دوره کوتاه و اشنایی با شما خیلی تحولات خوبی در من ایجاد شده است
این قسمت هم در مورد تصمیم هست تصمیم برای عمل کردن به الهامات.
علی اقا می گندر مورد زندگیشون وتحسینشون می کنم که در این سن کم تصمیم گرفتن کار کنن مستقل بشن وتغییرات رو رقم زدن.
اینکه قبول نکردن نگاهشون به انسانهایی که ضعیف تر از خودشون بودن باشه بلکه نگاه به کسانی داشتند که موفق بودن ثروتمند بودن.
وصحبتشون در مورد سربازی باعث می شه استاد داستان الهامات در مورد سربازیشون رو برامون بگن که سراسر درسه.
وعمل به الهامات که چه موفقیتهایی برای ما دارداستاد یه روز مانده به پایان سال الهام دریافت می کنند که برای خرید سربازی اقدام کنند وهرچند که بهشون می گن برو سال آینده بیا ولی استاد هر طور هست کارهاش رو انجام می ده وبعد متوجه می شه که سال آینده خرید سربازی برداشته شده واین می شه نتیجه توجه به الهامات ونتیجه خواسته ای که استاد همیشه داشته واون نرفتن به سربازی بوده.
اما این الهام فقط یک نتیجه رو نداره بلکه سالها بعد در جریان مهاجرت همین خرید خدمت به درد استاد می خوره واجازه ورود به آمریکا رو می گیره.
واینجاست که می بینیم اگر الهامی از جانب خدا می شه ما آگاه نیستیم وممکن هست سالها بعد نتیجه اون آشکار بشه.
خدایا شکرت که همواره در حال هدایت بندگان هستی .
استاد ودوستان عزیز ازتون سپاسگزارم که آگاهیهاتون رو با ما به اشتراک می گذارید.
و سلام به دوستان و همراهان عزیز این مسیر زیبا بسوی خوشبختی
خدایا هزاران مرتبه شکرت که هر چقدر بهتر کنترل ذهن کنیم و در این مسیر زیبا به الهامات عمل کنیم به زندگی رویایی و عالی که انتظارش رو داریم نزدیک نزدیکتر میشیم و زندگیش میکنیم خدایا شکرت برای روشنی و دقیق بودن این مسیر زیبا ینی یجورایی میخندم به کسانی که دنبال رمال و فال بین هستن یا دنبال کسی که میخواد پیشگویی کنه زندگیشو آخه به همین قشنگی اگر تو این مسیر زیبا با توجه و عمل به قوانین قدم برداریم راحت یکسال دیگه 5سال یا 10 سال دیگه رو میتونیم خودمون بگیم کجا هستیم چون ایمان داریم این قوانین ثابت و بدون تغییر چرا اینو میگم چون حدود دوسال پیش یکی از دوستان که دیگه به لطف خدا و قوانین براحتی جداشدیم مدام به من پیشنهاد اینکه بیا یه نفر هست خیلی دقیق میگه قراره چه آینده ای داشته باشی یا حتی یک هفته جلوتر رو بهت میگه که چه اتفاقاتی قراره بیوفته برات… من خنده ای کردمو گفتم عمرا اگر بیام یا بخوام بدونم هر چیزی که لازم به دونستنم باشه خدا با نشانه هاش بهم میگه جالبه اون بهم خندید گفت خیالاتی شدی این واضح بهت میگه یه لبخندی زدمو( تو دلم گفتم منم واضح میدونم آینده مو اگر درست به قوانین عمل کنمو پیامهای خالقم رو ببینمو بشنومو عمل کنم )گفتم نه نمیخوام کلی اصرار کرد ولی از من انکار بود و خداروشکر میکنم گول تعریفهای آب و تابدارش رو نخوردم چون واقعا به این مسیری که دارم قدم بر میدارم ایمان دارم. به لطف خدا در این مدت 7ساله اینقدر نتایج و اتفاقات خوبی رو تجربه کردم که اصلا نمیخوام به هیچ چیز دیگه ای حتی فکر کنم خلاصه که قبول نکردم و جالبه بعد از چند وقت نشانه هایی پشت سر هم میدیدم که خیلی خوشایند بود و خبر از یک اتفاق خوب میداد ولی یک تضاد به ظاهر ناخوشایند رخ داد طوری که چند هفته هنگ بودم و اصلا نمیتونستم تصمیمی بگیرم خیلی حالم گرفته بود یادمه خیلی از خدا کمک خواستم روزها میرفتم پارک و ساعتها در سکوت مینشستم و مدام سوال تو ذهنم بود خدایا چرا این اتفاق افتاد!؟من سعی کردم راه درست رو برم سعی کردم به قوانین عمل کنم چرا این تضاد پیش اومدچه درس بزرگی میخواد بهم بده!؟ واقعا هضمش برام سخت بود و باید یه تصمیمی میگرفتم! تا اینکه دوره لیاقت روی سایت بارگزاری شد و من از قبل تصمیم قطعی داشتم برای تهیه حالا همزمان شده بود با این اتفاق به ظاهر ناخوشایند چون تصمیمم قطعی بود دوره رو خریداری کردم ولی ذهنم درگیر موضوع هم بود و باید تصمیمی میگرفتم و مدام از خداوند طلب کمک میکردم تا اینکه در جلسه اول دوره استاد خیلی ناباورانه ازمون خواستن تا اتمام دوره هر تصمیمی داریم دست نگه داریم و به تمرینات دوره عمل کنیم خدای من چه پیامی ازین واضح تر از زبان استادم حالا که فکر میکنم چقدر خداوند قشنگ میچینه چقدرررر همه چیز قشنگ پیش میره وقتی توکلت فقططط به خدا باشه چقدرر وقتی روش حساب کنی میزارتت رو شونه هاشو میبردت بهترین جاهایی که حتی فکرش رو هم نمیکردی ازون روزها دوسال میگذره و چقدرررر اون اتفاق به ظاهر ناخوشایند که عمل کردم و تصمیم اشتباه نگرفتم برای نبودش و اجازه دادم خداوند طبق همون نشونه های قبل و بعد که خیلی خوب بود پیش ببره و این روزها سپاسگزارو خوشحالم ازینکه اعتماد کردم و حالا راضی ترینم چون یکی از خواسته های خودم بود که باید ازین مسیر میگذشت، ظاهرش ناخوشایند بود ولی نتیجه عالی خداروهزاران مرتبه شکر که با الهامات با نشانه ها هر لحظه در حال هدایت مون هست و ما باید فقط اعتماد و عمل کنیم همین و بعد خواسته هامون رو زندگی میکنیم .
سپاس فراوان از استادان عزیزم در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند باشید
1. به آخرین باری فکر کن که یک الهام یا ندای درونی داشتی. خارج شدن از گروه واتس آپی دوستان صمیمی که بسیار افراد فوق العاده و عالی و باهاشون بسیار خوش میگذشت
2. آیا به آن عمل کردی؟بله
اگر نه، چرا؟
اگر بله، چه نتیجهای گرفتید؟ یک احساس رهایی و وارد مرحله ای جدیدتر از زندگیم شدم
3. در قسمت نظرات بنویس:
چه تجربهای از گوش دادن یا گوش نکردن به هدایت درون داری؟ وقتی به این الهام عمل کردم و اقعا کار غیر منطقی و احمقانه ای بود ولی یک اتفاقی افتاد که دیگه تصمیم و صد در صد کرد
وقتی به آن عمل کردی، چه نتیجهای گرفتی؟
میگم یک احساس آزادی دارم ،احساس نزدیگتر شدن به خواست های جدیدم
الان چه الهامی در ذهن یا قلبت هست که شاید وقتش رسیده به آن گوش بدهی؟
تنها چیزی که اومد به قلبم کلمه ازدواج کردن بود
دوباره سلام استاد
اینو که خوندم ی مثال دیگم به ذهنم رسید که اصلا من با چشم های خودم کار خدا رو دیدم
این باور، یکی از قدرتمندترین آموزههای معنوی است:
جهان انعکاس ذهن شماست، نه یک واقعیت مطلق.
اینو که خوندم یاد یه خاطره ای افتادم
من توی فروشگاه کار پاره وقت دارم و خیلی وقت پیش یادمه داشتم روی ساندویچ ها تخفیف میزدم. بعد من اولین بارم بود و نمی دونستم باید روی ساندویچ هایی که مال روز قبله تخفیف بزنم و داشتم روی ساندویچ های تازه میزدم که مال امروز بود.
بعد یهویی یه خانومی اومد گفت ساندویچ تازه ندارین؟(چون معمولا روی قدیمی ها برچسب تخفیف میزنن)من گفتم اینا مال امروزه!!!گفت واقعا؟گفتم اره!بعد شیش تا ساندویچ ایشون برداشت برد.
دو دیقه بعد رییس م اومد بهم توضیح داد اشتباه زده بودم و باید فقط روی اون هایی که مال روز قبل ن بزنم:))))
یعنی با اینکه منطقی نبود
این خانوم هم ساندویچ ارزون میخواست هم تازه
که همون چیزی رو که میخواست خرید
با اشتباه من!
چون طبق قانون این اتفاق نمیوفتاد و منطق انسان میگه این اتفاق نمیوفته
و خب من هم هرگز دوباره برچسب اشتباهی نزدم
فقط همون یک بار بود
ولی خدا از چه راه خیلی منطقی ای که اصلا به عقل آدم نمی رسه و ذهن میگه منطقی نیست به ایشون ساندویچ های تازه و تخفیف خورده داد! که اصلا امکان نداشت با عقل سلیم همچین اتفاقی بیوفته.
واقعا تعجب اوره که خدا از چه راه های منطقی ای آدم رو بع خواسته هاش میرسونه و این راه ها هیچوقت به ذهن آدم نمی رسه و هرگز ذهن اون هارو منطقی نمی بینه
ولی خدا روش عجیب غریب نداره و از روش های عادی و منطقی مارو به خواسته مون میرسونه. فقط به عقل ما نمی رسه.
سلام استاد عزیزمممممم
قربونتون برم من الهی که این سوال از اون موقع تو ذهنتون مونده که چرا اون خانومه پرسیده خدمت کجا رفتی خخخ
خب بیاید تا بعد از چند سال بگم برا چی پرسیده
جریان از این قراره که چون کل دنیا نسبت به سپاه ایران نگرش درستی ندارن و به اصطلاح حالا درست یا غلط تروریستی میدونن این جریان رو خیلی از کشورای دنیا افرادی که تو سپاه خدمت کردن رو بهشون ویزا و پاسپورت نمیدن.
و احتمالا دلیل این سوال هم همین بوده که اون خانوم خواسته بدونه خدمتتون ممکنه مشکل ساز بشه اگه تو سپاه بوده یا نه که وقتی گفتین خریدم خیلیم خوشحال شده چون کسایی که خدمتشونو میخرن خیلی مشکلات کمتری برای بحث مهاجرت دارن.
اصن امروز یه روز هدایتیه کاملهههه هااااا
قربونت برم علی عزیزم. افرین بهت واقعا تحسینت میکنم
چقد خوب گفتی، خیلی از ماها بودیم که از بچگی تو گوشمون خوندن فلانی رو نگاه کن همینشم نداره
گفتن خداروشکر کنید به همینی که دارین ولی هیچوقت اجازه ندادن بیشترشو بخوایم و برعکس همیشه با پایین ترا مقایسه شدیم
و همین باعث میشد فرکانسمون بیاد پایین و نگاهمون به پایین تر از خودمون باشه
افرین بهت، که از سن کم شروع کردی به کار کردن وکارکردن روی خودت
مطمعنمبه همون چیزی که تو ذهنت بوده همیشه خواهی رسید.
راستش سربازی برای منم همیشه یه دغدغه بوده، همیشه حسم نسبت بهش بد بود تا وقتی که با استاد اشنا شدم
فهمیدم هرچی بیشتر حس بدی داشته باشم بدتره
تصمیم گرفتم بیخیال باشم تا وقتی دانشگاهم تموم شه
تا اون موقع حتما خداوند خودش منو به مسیر درستی هدایت میکنه که کمترین مشکلی رو داشته باشه برام.
امروز که کم کم دانشگاهم داره تموم میشه، و با اینکه با خودم در مورد خدمت به صلح رسیدم و نگرانی ندارم چون خدا خودش حواسش بهم هست ولی زمزمه هایی هم میشنوم از طرحی که میخوان سربازی رو اختیاری کنن و دوباره قانون خرید سربازی رو بزارن با شرایط جدید و خب کسی چه میدونه شاید این قانون هم بخاطر خواسته ی من مطرح شده.
اما به هرحال هرانچه خداجونم بخواهد.
واقعا استاد زمانی که از دیدگاه و نگرشتون تو اتفاقات زندگیتون در گذشته میگین، با خودم کلی فکر میکنم
میگم واقعا تو این دنیا هیچ الگوی زنده درستی مثل شما نیست، شاید روزانه بالای 2 3 ساعت به این موضوع فکر میکنم
و واقعا به این ایمان رسیدم که همه این ها در پرتو و زیر سایه قران هست
اینکه زندگی قرانی شما شمارو به چنین الگویی تبدیل کرده برای ما
میبینم اساتیدمختلف رو که البته اون ها هم در کارشون خوبن و قابل تحسین هستند و اموزش های مفیدی میدن که دانشپذیراشون رو موفق میکنه تو اون زمینه
اما واقعا هیچکدوم رو ندیدم مثل شما اثری از این داشته باشن که خودشون روی همه این قوانین کار کردن و خودشون نتیجه گرفتن
راسش میدونم خوب نیس این تفکرم، ولی خب گاهی قضاوتشون میکنم
میگم اینا که همشون معلومه هر روز میرن حرفای استادو گوش میدن یادمیگیرن میان میزنن
و دلیل این نگرش اینه که دارم میبینم شما هرانچیزی به ما اموزش میدین تحقیقات و اون چیزیه که طی سالیان به دست اوردین و درک کردین
اینکه تو زندگی خودتون، تو زندگی پیامبرا، تو قران و … تحقیق کردین و واقعا به ما رخ یه زندگی قرانی رو نشون میدین.
واقعا خداروشکر میکنم که منو تو این مسیر قرار داد.
عاشقتونم استاد عزیزم
خیلی عاشقتونم
مرسی از همه هدایت های عالی و بینظیرتون
عاشقتم خداجونم
سلام استاد عزیز.. اول این که خیلی خوشحالم که با مردم مستقیما صحبت میکنید و ما میتونیم نتایجشون رو بشنویم..چون خودم به شخصه جزو افرادی هستم که خوندن برام بسیار سخت هستش و به همین دلیل بخش نظرات رو نمیخونم با این که میدونم آگاهی های زیادی درش هست..ولی چه کنم که قابلیت شنیداریم خیلی قوی تره و الآن این امکان و این برنامه خیلی برام جذابه و کمکم میکنه..بازم ممنونم
و اینکه در رابطه با همین فایل سوال من اینه و همیشه هم این سوال از قبل برام بوجود اومده که شما زمانی که هنوز در قم بودید..هنوز با این کتابهای موفقیت و این آگاهی ها آشنا نبودید و هنوز به شناخت از خداوند و الهاماتش نرسیده بودید..ولی خیلی جاها تو فایلهای دیگتونم شنیدم که شما از بحث هدایت بطور ناخودآگاه پیروی میکردید مثل همین قضیه ی سربازی..میخوام بدونم دلیلش رو خودتون چی میدونید؟ به نظرتون یکی از دلایلش میتونه این باشه ک شما از سن پایین قرآن تلاوت میکردین..بنظرتون این گزینه میتونه قلب آدم رو باز کنه؟ که آدم هایی که در دل سیاهی هستن یا بهرحال خیلی از این آگاهی ها دورن بتونن یجا به قلبشون گوش کنن و بیدار شن و راه درست رو برن؟
به نام خداوند وهاب
سلام خدمت نازنین استادم و خانم شایسته و تمامی هم فرکانسی های عزیز
استاد جان من مادرم دیشب خونمون بود و منفی هستش خلاصه من هوا که خوب بود میرفتم پارک و فایل ثروت و برنامه های شاگردام مینوشتم من مربی جودو هستم
و من قلبم یه جوری تند میزد و حالت استرس داشتم و من منتظر بودم تا مادرم بگه براش اسنپ بگیره
الهامی بهم شد پاشو لباساتو بپوش برو پارک و من تا داشتم سررسید وسایلام را آماده میکردم مادرم گفت کی میری گفتم تو واستا من میرم گفت اسنپ برام بگیر و خلاصه من اسنپ گرفتم و الان اومدم ایستگاه اتوبوس داشتم این متن را مینوشتم از شوغ خوشحالی اشک ریختم
وخدا را شکر میکنم که از اون احساس اومدم بیرون و چقدر خوب است آدم به الهامات گوش میکنه الحمدلله خدا را شکر میکنم
اخیرا در مورد پیدا کردن شغل من دچار تردید میشدم و هربار برای هر مورد کاری استخاره میکردم و متاسفانه نتیجه چندانی نداشتم
و یک شب ندایی در درونم گفت استخاره بی معنیه با عقل خودت بسنج کار بدردت میخوره یانه
خلاصه همون شب یا فرداش هدایت شدم به محیط کاری ای که بازاریابی بود و خب با اینکه هدف من این شغل نیست اما دیگه استخاره نکردم و سعی کردم خوب تعقل کنم با فرد راهنما که صحبت کردم دیدم شرایط عالی ای هست و کم کم که دارم بیشتر وارد فرآیند کار میشم میبینم چقدر همه چیز عالیه و آدمهای خوبی سرراهم قرار میگیرن…و خب این واقعا برام معجزه است تا قبل از این هرچه موقعیت شغلی بود نامناسب بود یا شرایط کار یا افراد مرتبط با اون کار…
الان گاهی بهم الهام میشه که از همسرم جدا بشم ولی هنوز نمیتونم تصمیم درستی بگیرم…
با سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان خوبم خدا رو شکر که باز هم فرصتی فراهم شد تا در برخوردار اول از همه چیز تبریک میگم به شما استاد عزیزم که اونقدر تدریستون عالیه که از همه سن و قشری بدون هیچ محدودیتی با شما من کس یبودم که خیلی حرف میزدم و حسادت و غیبت میکردم ولی در این دوره کوتاه و اشنایی با شما خیلی تحولات خوبی در من ایجاد شده است
به نام خدایی که به تنهایی کافیست.
سلام به استاد ومریم عزیز.
کلید:شجاعت در اخد تصمیمات اساسی.
فایل:گفتگوی استاد با دوستان قسمت 12.
این قسمت هم در مورد تصمیم هست تصمیم برای عمل کردن به الهامات.
علی اقا می گندر مورد زندگیشون وتحسینشون می کنم که در این سن کم تصمیم گرفتن کار کنن مستقل بشن وتغییرات رو رقم زدن.
اینکه قبول نکردن نگاهشون به انسانهایی که ضعیف تر از خودشون بودن باشه بلکه نگاه به کسانی داشتند که موفق بودن ثروتمند بودن.
وصحبتشون در مورد سربازی باعث می شه استاد داستان الهامات در مورد سربازیشون رو برامون بگن که سراسر درسه.
وعمل به الهامات که چه موفقیتهایی برای ما دارداستاد یه روز مانده به پایان سال الهام دریافت می کنند که برای خرید سربازی اقدام کنند وهرچند که بهشون می گن برو سال آینده بیا ولی استاد هر طور هست کارهاش رو انجام می ده وبعد متوجه می شه که سال آینده خرید سربازی برداشته شده واین می شه نتیجه توجه به الهامات ونتیجه خواسته ای که استاد همیشه داشته واون نرفتن به سربازی بوده.
اما این الهام فقط یک نتیجه رو نداره بلکه سالها بعد در جریان مهاجرت همین خرید خدمت به درد استاد می خوره واجازه ورود به آمریکا رو می گیره.
واینجاست که می بینیم اگر الهامی از جانب خدا می شه ما آگاه نیستیم وممکن هست سالها بعد نتیجه اون آشکار بشه.
خدایا شکرت که همواره در حال هدایت بندگان هستی .
استاد ودوستان عزیز ازتون سپاسگزارم که آگاهیهاتون رو با ما به اشتراک می گذارید.
در پناه خدا.
سلام استاد عزیزم و مریم جونم
امیدوارم همیشه شاد و خوشحال باشید
دمتون گرم استاد آفرین چقدر عالی هستید شما توی انجام کارهاتون
همون موقع هم شما داشتین طبق قانون زندگی میکردین ولی نمیدونستین ک قانون اینه
حالا زندگی خودمم قبلا ک فک میکنم جای جایی ازش رو طبق قانون رفتم و جای دیگ رو شرک داشتم
خیلی جالبه اینطور فکر میکنم ک هرجا طبق قانون نرفتم فقط و فقط ب خاطر ترس بوده
ترس از شرایطی یا آدمی ک همه اش برمیگرده ب شرک
واقعا ک این درخت شرک توی وجود من و گذشته من بشدت رشد کرده و شاخ و برگش همه جا هست
اینو میتونم ب فکر کردن ب شرایط زندگی قبلی ام
و قرار گرفتن توی موقعیت های مشابه قبلی ک باعث ترس در من میشد و الانم میشه
گاهی شدیده ولی همون لحظه فکر میکنم ک استاد در این زمینه چی گفته ک دهن ذهنم رو ببندم
و الانا این حرفتون استاد خیلییی خیلییی برای خودم تکرار میکنم
اینک گفتین
از هیچ کس نترس و ب هیچ کس باج نده
هیچ کس هیچ قدرتی توی زندگی تو نداره
و تو ب واسطه ترس هات بهش قدرت میدی
استاد اینو بزرگ تایپ کردم ووپرینت گرفتم و زدم توی اتاقم و هربار جلو چشمم مث باور برای خودم تکرارش میکنم
و اینک براش اهرم رنج و لذت نوشتم برای ترس ها بیجایی ک دارم خصوصا روابط
و هر شب قبل خواب و بعد خواب اهرمم رو میخونم
استاد فوق العادست
خدایا شکرت
ک من خالق زندگی ام هستم خدایا شکرت
هدایتم ک قوی و قوی تر بشم
زندگی من استاد عزیزم مث یه نهاله ک تازه رشد کرده و الان یه شاخه لطیف و باریکه
و من دارم هر بار با مراقبت ازش و ورودی های مناسب بزرگ و بزرگترش میکنم
منم مطمئنم خیلی از اتفاقات زندگی من ب راحتی سربازی شما و در زمان مناسب و مکان مناسب رخ میدن
استاد عاشقتم و خیلییی دوستت دارم
شما توی مسیر رشد و شکوفایی من دستی از دستای خدایی
ک دارم جا پای شما میزارم و میرسم ب اوج شکوه خودم
هرچند تهی نداره
و هربار رشد و رشد و رشده
عاشقتمممم استاد قشنگم
خداروشکر ک شما با نتایجتون حرف میزنید
و دیگ من نباید برم دنبال آزمون خطای قانون
و تنها وظیفه من الان ،وقتی پذیرفتم شما مربی و همراه من هستین یه چیزه
اونم فقط و فقط عمل و عمل و عمل ب آموزه های شما ست
چون شما در تمام جنبه های زندگی نتایج جادویی داری
ووحرفی توش نیست
استادم و مربی خفنم
عاشقتممممم عاشقتممممم استاد
ممنونم مریم عزیزم
به نام خداوند هدایتگر
سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی نازنین
و سلام به دوستان و همراهان عزیز این مسیر زیبا بسوی خوشبختی
خدایا هزاران مرتبه شکرت که هر چقدر بهتر کنترل ذهن کنیم و در این مسیر زیبا به الهامات عمل کنیم به زندگی رویایی و عالی که انتظارش رو داریم نزدیک نزدیکتر میشیم و زندگیش میکنیم خدایا شکرت برای روشنی و دقیق بودن این مسیر زیبا ینی یجورایی میخندم به کسانی که دنبال رمال و فال بین هستن یا دنبال کسی که میخواد پیشگویی کنه زندگیشو آخه به همین قشنگی اگر تو این مسیر زیبا با توجه و عمل به قوانین قدم برداریم راحت یکسال دیگه 5سال یا 10 سال دیگه رو میتونیم خودمون بگیم کجا هستیم چون ایمان داریم این قوانین ثابت و بدون تغییر چرا اینو میگم چون حدود دوسال پیش یکی از دوستان که دیگه به لطف خدا و قوانین براحتی جداشدیم مدام به من پیشنهاد اینکه بیا یه نفر هست خیلی دقیق میگه قراره چه آینده ای داشته باشی یا حتی یک هفته جلوتر رو بهت میگه که چه اتفاقاتی قراره بیوفته برات… من خنده ای کردمو گفتم عمرا اگر بیام یا بخوام بدونم هر چیزی که لازم به دونستنم باشه خدا با نشانه هاش بهم میگه جالبه اون بهم خندید گفت خیالاتی شدی این واضح بهت میگه یه لبخندی زدمو( تو دلم گفتم منم واضح میدونم آینده مو اگر درست به قوانین عمل کنمو پیامهای خالقم رو ببینمو بشنومو عمل کنم )گفتم نه نمیخوام کلی اصرار کرد ولی از من انکار بود و خداروشکر میکنم گول تعریفهای آب و تابدارش رو نخوردم چون واقعا به این مسیری که دارم قدم بر میدارم ایمان دارم. به لطف خدا در این مدت 7ساله اینقدر نتایج و اتفاقات خوبی رو تجربه کردم که اصلا نمیخوام به هیچ چیز دیگه ای حتی فکر کنم خلاصه که قبول نکردم و جالبه بعد از چند وقت نشانه هایی پشت سر هم میدیدم که خیلی خوشایند بود و خبر از یک اتفاق خوب میداد ولی یک تضاد به ظاهر ناخوشایند رخ داد طوری که چند هفته هنگ بودم و اصلا نمیتونستم تصمیمی بگیرم خیلی حالم گرفته بود یادمه خیلی از خدا کمک خواستم روزها میرفتم پارک و ساعتها در سکوت مینشستم و مدام سوال تو ذهنم بود خدایا چرا این اتفاق افتاد!؟من سعی کردم راه درست رو برم سعی کردم به قوانین عمل کنم چرا این تضاد پیش اومدچه درس بزرگی میخواد بهم بده!؟ واقعا هضمش برام سخت بود و باید یه تصمیمی میگرفتم! تا اینکه دوره لیاقت روی سایت بارگزاری شد و من از قبل تصمیم قطعی داشتم برای تهیه حالا همزمان شده بود با این اتفاق به ظاهر ناخوشایند چون تصمیمم قطعی بود دوره رو خریداری کردم ولی ذهنم درگیر موضوع هم بود و باید تصمیمی میگرفتم و مدام از خداوند طلب کمک میکردم تا اینکه در جلسه اول دوره استاد خیلی ناباورانه ازمون خواستن تا اتمام دوره هر تصمیمی داریم دست نگه داریم و به تمرینات دوره عمل کنیم خدای من چه پیامی ازین واضح تر از زبان استادم حالا که فکر میکنم چقدر خداوند قشنگ میچینه چقدرررر همه چیز قشنگ پیش میره وقتی توکلت فقططط به خدا باشه چقدرر وقتی روش حساب کنی میزارتت رو شونه هاشو میبردت بهترین جاهایی که حتی فکرش رو هم نمیکردی ازون روزها دوسال میگذره و چقدرررر اون اتفاق به ظاهر ناخوشایند که عمل کردم و تصمیم اشتباه نگرفتم برای نبودش و اجازه دادم خداوند طبق همون نشونه های قبل و بعد که خیلی خوب بود پیش ببره و این روزها سپاسگزارو خوشحالم ازینکه اعتماد کردم و حالا راضی ترینم چون یکی از خواسته های خودم بود که باید ازین مسیر میگذشت، ظاهرش ناخوشایند بود ولی نتیجه عالی خداروهزاران مرتبه شکر که با الهامات با نشانه ها هر لحظه در حال هدایت مون هست و ما باید فقط اعتماد و عمل کنیم همین و بعد خواسته هامون رو زندگی میکنیم .
سپاس فراوان از استادان عزیزم در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند باشید