این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/04/neveshteh-8.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-11-06 07:26:172025-11-07 19:05:43تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۹
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد بی نظیرم واستاد شایسته. که شایسته بهترین هاست
سلام به دوستان هم جهت باجریان خداوند.
خدایا تو را سپاس که فرصت دوباره نسیبم کردی تا بیشتر به درونم رجوع کنم و صدای تو را بشنوم.
چشم استاد شایسته عزیزم به تمرین که دادین عمل می کنم تا یاد آوری باشد برای خودم.
من دو سال قبل تازه با فایل های استاد کار می کردم وخیلی حالم خوب بود ان زمان از دهات رفته بودم شهرحتی نان خورد ن نداشتم کار نداشتم درامد نداشتم بازم حالم خوب بود دوستانم تعجب کرده بود که چرا امدی کابل برو برگرد دهات پیش پدر و مادرت حد اقل نان خوردن خو پیدا میشه وصدها حرف حدیث..
ولی من یک ایمانی ته قلبم بود که تو می توانی برای خودت کار پیدا کنی منم برای داشتن ورودی هر کاری می کردم تا زمستان سرد را پشت سر بگذارم یک شب حالم خیلی عجیبب بود خوابیدم من یک الهام را در یافت کردم انگار در ورزش فوتبال فرد مشهوری هستم همون لحظه بیدار شدم در دفترم نوشتم که من چنین الهام در یافت کردم خدایا شکرت.
چقدر دلم خوش بود چند روز بعدش هدایت شدم سمت یک زمین فوتبال رفتم در خواست دادم که مرا به حیث کار گر قبول کند حقوقش مهم نیست اونا قبول کردن منم دیگه هیچ چند روز بعدش نگهبان استعفا داد من شدم نگهبان انجا چند روز همان مسول زمین مریض شد و من شاگردانش( بچه های خورد که پیش او تمرین فوتبال می امد) من مسولیت شان را گرفتم یک ورودی نسبتا خوب برایم درست شد که خوشحال بودم اینها فقط با آن الهام که دریافت کردم و عمل کردم اتفاق افتاد مدت یک سالی ادامه داشت این روند ولی باور های اشتباه نمیذاشت پولی برایم باقی بماند من خیلی راحت از کار مورد علاقه ورودی داشتم ولی انگار جیبم سوراخ بود ولی همه ان کار درامد از دست دادم بر گشتم دهات مان.
برم سمت سؤال دوم.
الان چه الهامی در ذهن یا قلبت هست که شاید وقتش رسیده به آن گوش بدهی،؟؟
ج. من مهاجرت قبلیم به کابل به صورت اجبار بود خلاص شدن از شر ادمای منفی و….. ولی این بار می خواهم مهاجرت کنم برای دل خود یعنی خط قرمز هام را اعلام کنم مسولیت صد در صد زنده گیم را بدست بگیرم سمت علایقم یعنی فوتبال برم وبه کسی اجازه دخالت در زندگیم ندهم ان شالله که نتایج بهتری بیگیرم.
چقد کامنتت بدلم نشست و چقد تحسینت کردم که تونستی تو اون شرایط سخت بی امکاناتی خودتو بکشی بالا و به نور خدا برسی دمتگرررررم که چقد قشنگ به الهامت جواب دادی و رفتی دنبالش و چقد قشنگ خدا بهت جواب داد و بقول خودت باورهای پوسیده قدیمی که همه ما بهش الوده هستیم نداشت پول و نکهداری و فهمیدی که انکار جیبت سوراخ داره مهم اینه که اینو فهمیدی رفتی از اول داری استارت میزنی حتما برو کابل از هیچییییی نترس چون با این داستان که گفتی صدرصدددد موفقی حتما موفقی دعا میکنم تا همینجا از موفقیتت بیای بنویسی و خوشحالمون سازی دوست خوبم حتما تو مستطیل سبز آرزوهایت را شکار میکنی موفق باشی و دست خدا بهمرات
سلام و درود آغا مجید عزیز امید وارم در پناه خداوند خوش و ارام باشی.
متن زیبایت بدستم رسید راستش ببخشید که دیر تر به کامنت تان پاسخ میدم ما در روستا مان انترنت درست کار نمیکنه منم باید کمی بالا بیایم بالا تپه تا به نت بهتر دست رسی داشته باشم.
خیلی ممنونم بابت نوشته های فوقالعاده ات .
من خیلی کم یادم میاد تشویق شوم از طرف اطرافیان
همیشه سر زنش بوده مخصوصا در مورد فوتبال هر وقت می رفتم یا بچه فوتبال کنم با ترس و لرزکه اگر پدم ببینه ممکن است فحش نا سزا بعضی موقع لت کوپ بود. که باعث شد خیلی کینه داشته باشم از ایشان حالا بهتر شده نسبت به قبل
حالا بیشتر فکر می کنم باید ببخشم ایشان را تا از محدودیت های زهنی رها بشم این یکی از ترمز زهنی است
که باید برداشته شوند وهمچنان بحث احساس لیاقت خیلی ضعف دارم سعی میکنم بهتر شوم قبلا فکر می کردم روی خود کار می کنم ولی در میدان عمل خیلی فرق میکنه مخصوصاً احساس لیاقت وارزشمندی انشاالله که آگاهی از این موارد می تواند قدم اول باشد برای بهتر شدن در پناه حق باشید
سلاااام دوست خوبم ازشهر بابل ایران تا کابل افغانستان
دوست خوبم برادر توحیدی ام درووووود بر شرفت دروود بر عزتت دروووود بر روح خداوندی که در تو جریان داره آفررررین که فهمیدی باید ببخشی خداروشکر کن نصبت به قبل بهتر شدی همین راه رو ادامه بده و اصلاااا انتظار نداشته باش خیلی زود همه چی برات گل بلبل بشه ببین ما اینقد در گذشته خودتخریبی داشتیم اینقد خودمونو عزت نفسمونو خورد کردیم که برای درست شدنش باید خیلیییی صبور باشیم برای همینه استاد بهش میگه این جهاداکبر یعنی باید دوام بیاریم بدون اینکه عجله کنیم اون خودش میدونی کی و چیجوری درستمون کنه مهم الان اینه که به راهیی واردشدی که یکطرفش خودتی و طرف دیگش خدایی به اعظمت بی نهایت تو همین الان در پناه امن او هستی خودتو بززگ ببین خودتو قوی ببین سعی کن تمرین کنی دونه دونه آدمایی که کینه داری بهشون و ببخشی حتی طالبان و کاری که من اینروزا دارم با رهبران سیاسی کشور خودم میکنم کار سختیه ولی شدنیه ببخش تا از طرف اونا بهت هیچ آسیبی نرسه به بدی هاشون فکر نکن هرلحظه از یاد خدا غافل مشو هرجا گیر کردی بگو خداجون خودت منو آوردی تو این راه نزار کم بیارم نزار ایمانم خراب بشه بگو خودت شاهدی من تو این شرایط سخت چقد برای ساختن این ایمان تلاش کردم چقد از خودم ایمان نشون دادم پس نزار زحمتم هدر بره نزار به مشکل بخورم نزار تو درد و رنج بی کسی بدون تو اسیرشیطان و عوامل شیطانی بشم اینجوری با خدا حرف بزن مطمعنم یکرور بالای قله های موفقیت همو ملاقات میکنیم مطمعنمممم ایستادگی کن رفیق دوستت دارم خیلیییی میخوام که موفق بشی
شاد و سلامت و پیرور باشی بااای تپه های افغانستان خوش باشی و به خوشی بیشتر برسی انشالله
سلام خدمت استاد عزیزم خانم شایسته ی مهربان و همه هم فرکانسی ای عزیزم
خب سوال بسیار خوبی هست که آخرین باری که به الهامم توجه کردم وقتی بود که دو ماه پیش بهم الهام شد که برای زبان انگلیسی یک کلاس آنلاین رایگان شرکت کنم و بعد حسم بهم میگفت چون به عزت نفست کمک خواهد کرد و بعد همینطور هم شد و من ترغیب شدم. دوره ی شیوه ی حل مسائل را هم خیلی محکم تر برای حل مسئله روابطم شروع کردم و باز هم آنجا کلی نتیجه های خوب و قابل قبول گرفتم و حتی خواسته ی خریدن دوره ی عشق و مودت را که ماه ها بود داشتم ،فردای همان روز براحتی پولش بدستم رسید و خریدمش و بعد حال هم با کمی تضاد هایی برخوردم که بازهم میدانم اگر به این خواسته هایم نچسپم و راحت درس هایش را بگیرم حتما باز هم مسائلم حل خواهد شد و حال باز هم خواسته خریدن دوره ی احساس لیاقت را دارم و خیلی خوشحالم و مشتاق که حتما براحتی این دوره را تهیه خواهم کرد به امید خدای مهربان.
سلامی گرم و به گرمی و زیبایی نور آفتاب که همین لحظه در حیاط خانه ام روی چوکی زیبا در برابر تابش مستقیم نور آفتاب نشسته ام الاهی صد هزار مرتبه شکر
چقدر حالم خوبه احساس ام از فضل و عنایت پروردگار خیلی خیلی خوبه پروردگار هدایتگرم خودت بگو هر آنچه که باید بنویسم زیرا عالم مطلق دانای مطلق خودت هستی و من سخت محتاج به هدایت و کمک تو
سپاس گزارم استاد عزیزم این دوره ارزشمند چقدر خیر و برکت داشته برایم دیگه کاملا مطمئنم که دیدن و کار روی هر فایل کلی رشد میکنم و بزرگتر میشوم
اگر بتوانیم تسلیم باشیم در برابر هدایت پروردگار واقعا زندگی خیلی روان پیش میره دستان خداوند می آیند ایده ها در یک چشم بهم زدن وقتی آماده می شوی گفته میشود صدها مثال کوچک و بزرگ دارم از اینکه وقتی در هر موردی از خداوند هدایت خواستم و تسلیم شدم چگونه خداوند به راحتی هدایت کرده کارها به راحت ترین شکل ممکن انجام شده اوایل سال 2020 بود که با تمام وجودم متعهد به تغیر زندگی ام شدم و از خداوند طلب هدایت کردم حدود بیست روز از تعهد ام نگذشت که خداوند به شکل معجزه آسای هدایت ام کرد به سایت استاد عباسمنش که یک تحول بزرگی در زندگی ام بود یک روزی از مسیر کار به خانه برمیگشتم که با تمام وجودم از خداوند هدایت خواستم برای بدست آوردن سلامتی ام وقتی خانه رسیدم و سایت را باز کردم به یکی از بهترین کامنت های یک دوست عزیز هدایت شدم که چقدر کمک ام کرد همین اواخر هم که یک ایده ی به من گفته شد که یک دفترچه کوچک جیبی بگیرم و هر اتفاق خوبی که رخ میدهد را یادداشت کنم و حالا نتیجه اش را میبینم که چقدر همین ایده به ظاهر ساده کمک ام کرده باعث رشد شخصیت ام شده چند سال قبل در یکی از ولایات نزدیک به کابل کار پیدا کردم شرایط اش کمی سخت بود از خداوند هدایت خواستم که چه کار کنم صفحه نشانه من برای هدایت را باز کردم آن روز خداوند به صورت کاملا واضح با من صحبت کرد که لازم نیست این کار سخت را تحمل کنی من کار بهتری برایت در نظر دارم بعد چند وقت یک کار خیلی رویایی با بهترین شرایط و وقت آزاد پیدا کردم که همش هدایت پروردگار بود
اما خیلی راحت آدم فراموش میکنه چقدر نیاز داریم این داستان ها را بارها و بارها به خود یاآوری کنیم و در تمام زمینه ها از خداوند هدایت بخواهیم الهامات را بنویسیم جاهای که عمل کردیم چگونه ورق برگشته کارها راحت انجام شده برعکس جاهای که عمل نکردیم چقدر ضرر کردیم خدایا صد هزار مرتبه شکر ات
خدایا من به هدایت تو ایمان دارم تو هر لحظه در حال هدایت من به بهترین شرایط موقعیت ها وآدم ها هستی
من لایق دریافت های خداوند هستم چون با قوه دریافت الهامات به دنیا آمده ام
زندگی با هدایت های خداوند بینهایت لذت بخش و آسان است برعکس مسیر ذهن منطقی ما پر از چالش و سختی ها
سلام به استاد عزیزم و استاد بانو شایسته قشنگ قلبمون….
سلام به بچه های پاک این منزل بچه های در حال جستجووو خود در حال پبدا کردن نور ….
خدایا شکرت سپاس از تو که امروز برای من خیلی زیباست چون دارم کامنت میزارم چون دارم لذت میبرم چون دارم مینویسمممم الهی شکرت که این فرصت را به من دادی تا بتونم با عشق سجده به درگاه تو بزارم رب من خودت من رو کمک کن تا بتونم در مسیر عشق و نور تو باشم الهی آمین…
خدا جون خدای خوبم سپاس از تو که به هزاران طریق و هزارن زبون من رو هدایت میکنی ….
خدا جون قدرت اینرو بهم بده که بتونم بشنوم ببینم و حس کنم هدایتت هارووو الهاماتت رو از نجواها درک کنم خدایااا ازت میخوام کمک کنی الهی شکرت رب من بینهایت شکرت سپاس از تو رب نازنینم…
1. به آخرین باری فکر کن که یک الهام یا ندای درونی داشتی.
2. آیا به آن عمل کردی؟ اگر نه، چرا؟ اگر بله، چه نتیجهای گرفتید؟
یا الله…
به نظر من الهامات هر ثانیه و هر دقیقه میاد و راه رو باز میکنه یه وقتایی بهش بینهایت بها میدم حتی اگر بدون منطق باشه یه وقتایی اصن متوجه اش نمیشیم…و بیخیالش میشیم…
میخوام در مورد چند روز پیش خودم بگم من میخواستم دانشگاه ثبت نام کنم به دنبال نشونی بودم رفتم تویه جمعی و ناخواست بحث دانشگاه شد …
و گفتم این نشونه اومد خدا جون یه نشونه دیگه برام بفرست تا مطمعن بشم تا بهتر درک کنم…
چند روز پیش میخواستم مرخصی ساعتی بگیرم و برم نظام منهدسی یه گزارش رو تحویل بدم ..
گفتم صب مرخصی ساعاتی میگیرم میرم تحویلش میدم و میام سر کار…
روز قبلش یکار یدر اومد که موندیم و تا دیر موقع سر کار بودم و صب گفتن نیاز نیست بیایاد سر کار…
و خدارو بینهایت سپاس گزاری کردم و صب رفتم خونه و رفتم نظام مهندسی گزارش تحویل دادم و بعد هدایت شدم به ثمت دانشگاه گفتم خدا دلیل داشت امروز رو فرستادیم خوونه و رفتم دانشگاه کارهای دانشگاهم تویه یه ان انجام شد اونم یک ماه خورده ای از گذشت ثبت نام ….
خدایا شکرت برای این همزمانی قشنگ و زیبا که به من هدیه دادی الهی شکرت رب نازنین سپاس از تو بینهایت الهی شکرت ر ب من شکرت بینهایت…
چه تجربهای از گوش دادن یا گوش نکردن به هدایت درون داری؟
خدایا شکرت برای حضورت تویه زندگیم وقتی که قشنگ میشنوم صداتو و کارم و انجام میدم بینهات احساسا و حال عالی دارم و روسیفدم و لذت میبرم و سجده شکر به جا میارم…
وقتی سر خود و به عقل خودم اکتفا میکنم پر از خشم پر از احساس بد میشممم و نمیتونم هیچیز رو خلق کنم ….و یه اتفاقات نخواسته ای رغم میخوره که دقیق متوجه میشم که این از کجا اومده و اون قبلی از کجااااا…
و سری بر میگردم و شروع دوباره مومنتوم مثبت….
وقتی به آن عمل کردی، چه نتیجهای گرفتی؟
همچیز قشنگ بود در پناه خودش همچیز عالی و دقیق رخ داده همچیز چیده شده بود در بهترین زمان و مکان در بهترین شرایط خدایاااااااا شکرت ….
خدایا خودت کمک کن تویه این مسیر ثابت قدم باشم که هر چی دارمک اذان توست و مال توست من نمیدونم و تو میدونی من هیچی بلد نیستم و تو بلدی الهی شکرت رب من بینهایت شکرت رب نازنینم….
لان چه الهامی در ذهن یا قلبت هست که شاید وقتش رسیده به آن گوش بدهی؟
خدایا شکرت …
الهام به من شده که باید دوره دوازده قدم و دوره ثروت دو رو ادمه بدم…..
و برم بنگاه دنبال خونه بگردم و خونه هارو بیبینم و اذت ببرم و تویه تخصصم باید خودم قوی وقوی کنم برای خودم …
الهی شکرت ربمن بینهایت شکر وبینهایت سپاس از تو رب نازنینم الهی شکرت رب من سپاس از تو برای این صلات فوق العاده و عالی….
خداوند همیشه یه راهی داره حتی زمانی که تو هیچ راهی نمی بینی….
در پناه رب العامین شاد سلامت ثروتمند و عاشق باشید…
خدایا برای یک روز پر برکت دیگه ازت سپاسگزارم الان که آخر شبه ودارم این کامنت را مینویسم روزی شاد وپراز نعمت حضور خداوند را گذراندم روزی پراز هدایت و عشق
یکی از جاهایی که من هدایت اللهی را نپذیرفتم موقعی بود که خداوند گفت شلوار پای بچه ات بکن الان نجس کاری میکند ومن اطاعت نکردم و همین اتفاق افتاد وکار من زیادتر شد راستش را بگویم بعضی اوقات به این هدایت اللهی گوش نمیکنم و نتیجه میشود نجس کاری و شستن بیشتر وکار بیشتر
واما آن جاهایی که به هدایت اللهی گوش کردم
من صبحها میروم پیاده روی در حالی که کودکانم در خانه خواب هستند وهر وقت هدایت میاید که برگرد ویا سرعتت را بالاتر ببر من گوش میکنم و نتیجه میشود به موقع رسیدن و بعد پسرم بیدار میشود شاید در حد چند دقیقه بعد رسیدن من واین مسئله هر روز تکرار میشود و من خداوند را شاکرم که این هدایت را میفرستد هم من به خواسته ام میرسم و هم کودکانم گریه نمیکنند و روز خوبی را شروع میکنند خدایا شکرت به خاطر این هدایت های زیبا و آسان کننده ات
واما هدایتی که الان میدانم باید انجامش دهم پیگیری کردن زبانم و شناخت بهتر از محیط اطرافم است
خدایا شکرت به خاطر این هدایت که یقین دارم نتیجه اش میشود رسیدن من به خواسته هایم
با سلام خدمت استاد عباس منش و دوستان سایت عباس منش واقعا خوشحالم که پا به پای شما در این پروژه حضور دارم
به آخرین باری فکر کن که یک الهام یا ندای درونی داشتی.
2. آیا به آن عمل کردی؟ اگر نه، چرا؟ اگر بله، چه نتیجهای گرفتید؟
همین دیروز بود تویکی از کانال تلگرام خیلی کم سر میزنم رفتم دیدم قرعه کشی داره رفتم اما فایدهای نداشت اما یک کسی گفت الان برو ورفتم به نتیجه آون کاری نداشتم فقط می خواستم اعتماد کنم رفتم و بار 3 درست زدم و خوشحال بودم که اعتماد کردم
چه تجربهای از گوش دادن یا گوش نکردن به هدایت درون داری
هر جا گوش کردم عالی بوده هر جا که نه پاش خوردم می خواستم ماشین بخرم برام ماشین پیدا کردن اما یک کسی گفت ماشین بدرد نمیخوره نشانها پشت سر هم آمدن اما اعتماد به نفس نداشتن واعتماد به اون حس کار خودش رو کرد ماشین یاتاقان زد صحفه کلاچ صاف کرد چپد عیب دیگه
وقتی به آن عمل کردی، چه نتیجهای گرفتی
بهترین احساس رفتیم خرید حس گفت برو دور بزن بیا من هم رفتم و دور زدم آمدم دیدم قیمت اجناس کیکویی 3 تومان ارزانتر کرده
الان چه الهامی در ذهن یا قلبت هست که شاید وقتش رسیده به آن گوش بدهی
الان میگه این راهی که داری می روی تو رو به سمت خواستها نمی بره تا حالا 2 بار استعفا دادم اما قبول نکردن نمی دونم شاید ایمانم خالص نشده یا هنوز ….
واقعا این پیروی از الهامات چقدر میتونه تفاوت و برکت در زندگی باشه و همچنین از لب دره هایی که به اندازه یه مو فاصله افتادن بوده رو اما خداوند میتونه نجات دهنده مون باشه
زمانی که من توی شغل قبلی بودم که بهش علاقه نداشتم بلکه فقط بخاطر پول انجامش میدادم و مدتها بود همش میگفتم بذارمش کنار تا اینکه یه شب شجاعانه تصمیم گرفتم که به همکارم بگم من دیگه نیستم و میخوام برم دنبال کار مورد علاقه خودم و اونم اومد کلی باهام مخالفت کرد اما من دیگه تصمیم خودمو گرفته بودم همینکه من اینکارو کردم چندماه بعدش کرونا شد و اصلا همه چیز تغییر کرد خلاصه بگم خیلی طولانی نکنم میخوام بگم وقتی من گوش به الهام درونیم کردم بعدش چه اتفاقاتی افتاد و من اونجا چقدر ایمانم به پیروی از الهامات خداوند شدم
به دوست عزیزمون علیرضا جان هم تبریک میگم از هدایتش به اینجا و از نوع دیدگاهش در مورد موفقیت و ثروت
یادمه منم همیشه از بچگی دوست داشتم برم باشگاه ثبت نام کنم و خیلی علاقه داشتم اما خانواده و اکثر فامیلم بهم میگفتن ورزش که نون آب نمیشه برات و هرکی میره توی ورزش فقیره بعد من میگفتم پس چرا یه عالمه ورزشکار هم داریم که ثروتمند و موفقن
برا همین دیدگاهم باعث شد که خودمم به این مسیر هدایت بشم که خیلی وقته من الان مربی ورزشی هستم و خدارو بی نهایت شکر
و هرروز رو به بهتر و پیشرفتم
من خودم بارها اینو در زندگیم تجربه کردم تا وقتی خودمو با آدمها فقیر و شکست خورده مقایسه میکردم منم داشتم هرروز شبیه به همونا میشدم اما از وقتی که تصمیم گرفتم به آدمهای موفق نگاه کنم و الگو بگیرم منم هرروز بهتر شدم و رشد کردم
من خدمت سربازی هم رفتم هم قبلش هم شروعش چقدر دنبال پارتی بودم و حتی از فامیل هامون پارتیم شدن که منو جای خوب بندازن اما هرروز بدتر میشد بهتر نمیشد تا اینکه خداوند بهم گفت همه رو رها کن بذار خودبخود درست بشه و منم همینکارو کردم و خدا خودش بدون سختی و منت و هزینه خودش منو جای مناسب انداخت که رئیس اون یگان خدمتیم میگفت من تمام سربازهای اینجا رو بعداز یه مدت جابجا میکردم اما تو رو اینکار نکردم نمیدونم چرا خودمم موندم چرا اینکارو نکردم
بعد من تو دلم میگفتم چونکه اینا کار خداست
واقعا مهمترین و بهترین و لذتبخش ترین و ارزشمندترین کار، پیروی از الهامات الهی ست نه حرف دیگران یا منطق خودمون چونکه اونه که صاحب و دانای توانا در همه چیزه
امیدوارم که همیشه در مسیر زیبای الهی باشید و فقط گوش و جان و قلبتون به اونکه تنها قدرت خلقته بسپارید.
به نام خدایی که هنه ی کارها رابرایم ساده تر وراحت ودلنشین تر می کنه.
خدای بخشنده ی فراوانی،مهربان وعاشق وبنده نواز.
سلام به استاد جانم واستاد خانم شایسته جانم وهمه ی عزیزانم در این سایت آرامش بخش ودلنشین وتوحیدی.
● تمرین.
—
چه تجربهای از گوش دادن یا گوش نکردن به هدایت درون داری؟
یادم میآید گردنبند طلای محبوبم پاره شد.
اولین فکرم این بود که آن را بفروشم و با پولش چیز دیگری بخرم؛ شاید یک ساز نو. اما در سکوت، ندای ظریفی در قلبم گفت: “نه، این گردنبند فقط یک تکه طلا نیست، خاطراتت را با خود حمل میکند.” پس تصمیم گرفتم آن را با دستان جواهرساز دوباره بسازم: دو قطعه از زنجیرش را جدا کرد و به گوشوارهای تبدیل کرد که الآن هر بار آن را میاندازم، نه تنها زیباییاش، بلکه هوشمندیِ درونم را به یاد میآورم.
وقتی به آن عمل کردی چه نتیجهای گرفتی؟
با گوش دادن به آن صدا، درک کردم که گاهی راهحل، “دگرگون کردن” است، نه “رها کردن”. این گوشواره الآن برایم نمادِ اعتماد به ندای درونم است؛ همان ندایی که مرا از ناامیدی به خلاقیت رساند.
الان چه الهامی در ذهن یا قلبت است که شاید وقتش رسیده به آن گوش بدهی؟
الهام اکنون: “زمان آن رسیده که صدای سنتورت را با جهان تقسیم کنی.” همیشه عشق به موسیقی در دلم جاری است، اما ترس از قضاوت دیگران، گاهی مرا خاموش میکند. امروز میفهمم که این صدا، هدیهای از جانب خداست و پنهان کردنش، گناهِ ناسپاسی است. شاید وقتش رسیده که اولین قطعه ای که دوست دارم ضبط کنم وبا دوستانم به اشتراک بگذارم.
سلام به استاد بی نظیرم واستاد شایسته. که شایسته بهترین هاست
سلام به دوستان هم جهت باجریان خداوند.
خدایا تو را سپاس که فرصت دوباره نسیبم کردی تا بیشتر به درونم رجوع کنم و صدای تو را بشنوم.
چشم استاد شایسته عزیزم به تمرین که دادین عمل می کنم تا یاد آوری باشد برای خودم.
من دو سال قبل تازه با فایل های استاد کار می کردم وخیلی حالم خوب بود ان زمان از دهات رفته بودم شهرحتی نان خورد ن نداشتم کار نداشتم درامد نداشتم بازم حالم خوب بود دوستانم تعجب کرده بود که چرا امدی کابل برو برگرد دهات پیش پدر و مادرت حد اقل نان خوردن خو پیدا میشه وصدها حرف حدیث..
ولی من یک ایمانی ته قلبم بود که تو می توانی برای خودت کار پیدا کنی منم برای داشتن ورودی هر کاری می کردم تا زمستان سرد را پشت سر بگذارم یک شب حالم خیلی عجیبب بود خوابیدم من یک الهام را در یافت کردم انگار در ورزش فوتبال فرد مشهوری هستم همون لحظه بیدار شدم در دفترم نوشتم که من چنین الهام در یافت کردم خدایا شکرت.
چقدر دلم خوش بود چند روز بعدش هدایت شدم سمت یک زمین فوتبال رفتم در خواست دادم که مرا به حیث کار گر قبول کند حقوقش مهم نیست اونا قبول کردن منم دیگه هیچ چند روز بعدش نگهبان استعفا داد من شدم نگهبان انجا چند روز همان مسول زمین مریض شد و من شاگردانش( بچه های خورد که پیش او تمرین فوتبال می امد) من مسولیت شان را گرفتم یک ورودی نسبتا خوب برایم درست شد که خوشحال بودم اینها فقط با آن الهام که دریافت کردم و عمل کردم اتفاق افتاد مدت یک سالی ادامه داشت این روند ولی باور های اشتباه نمیذاشت پولی برایم باقی بماند من خیلی راحت از کار مورد علاقه ورودی داشتم ولی انگار جیبم سوراخ بود ولی همه ان کار درامد از دست دادم بر گشتم دهات مان.
برم سمت سؤال دوم.
الان چه الهامی در ذهن یا قلبت هست که شاید وقتش رسیده به آن گوش بدهی،؟؟
ج. من مهاجرت قبلیم به کابل به صورت اجبار بود خلاص شدن از شر ادمای منفی و….. ولی این بار می خواهم مهاجرت کنم برای دل خود یعنی خط قرمز هام را اعلام کنم مسولیت صد در صد زنده گیم را بدست بگیرم سمت علایقم یعنی فوتبال برم وبه کسی اجازه دخالت در زندگیم ندهم ان شالله که نتایج بهتری بیگیرم.
سلااام دوست افغان من
چقد کامنتت بدلم نشست و چقد تحسینت کردم که تونستی تو اون شرایط سخت بی امکاناتی خودتو بکشی بالا و به نور خدا برسی دمتگرررررم که چقد قشنگ به الهامت جواب دادی و رفتی دنبالش و چقد قشنگ خدا بهت جواب داد و بقول خودت باورهای پوسیده قدیمی که همه ما بهش الوده هستیم نداشت پول و نکهداری و فهمیدی که انکار جیبت سوراخ داره مهم اینه که اینو فهمیدی رفتی از اول داری استارت میزنی حتما برو کابل از هیچییییی نترس چون با این داستان که گفتی صدرصدددد موفقی حتما موفقی دعا میکنم تا همینجا از موفقیتت بیای بنویسی و خوشحالمون سازی دوست خوبم حتما تو مستطیل سبز آرزوهایت را شکار میکنی موفق باشی و دست خدا بهمرات
سلام و درود آغا مجید عزیز امید وارم در پناه خداوند خوش و ارام باشی.
متن زیبایت بدستم رسید راستش ببخشید که دیر تر به کامنت تان پاسخ میدم ما در روستا مان انترنت درست کار نمیکنه منم باید کمی بالا بیایم بالا تپه تا به نت بهتر دست رسی داشته باشم.
خیلی ممنونم بابت نوشته های فوقالعاده ات .
من خیلی کم یادم میاد تشویق شوم از طرف اطرافیان
همیشه سر زنش بوده مخصوصا در مورد فوتبال هر وقت می رفتم یا بچه فوتبال کنم با ترس و لرزکه اگر پدم ببینه ممکن است فحش نا سزا بعضی موقع لت کوپ بود. که باعث شد خیلی کینه داشته باشم از ایشان حالا بهتر شده نسبت به قبل
حالا بیشتر فکر می کنم باید ببخشم ایشان را تا از محدودیت های زهنی رها بشم این یکی از ترمز زهنی است
که باید برداشته شوند وهمچنان بحث احساس لیاقت خیلی ضعف دارم سعی میکنم بهتر شوم قبلا فکر می کردم روی خود کار می کنم ولی در میدان عمل خیلی فرق میکنه مخصوصاً احساس لیاقت وارزشمندی انشاالله که آگاهی از این موارد می تواند قدم اول باشد برای بهتر شدن در پناه حق باشید
سلاااام دوست خوبم ازشهر بابل ایران تا کابل افغانستان
دوست خوبم برادر توحیدی ام درووووود بر شرفت دروود بر عزتت دروووود بر روح خداوندی که در تو جریان داره آفررررین که فهمیدی باید ببخشی خداروشکر کن نصبت به قبل بهتر شدی همین راه رو ادامه بده و اصلاااا انتظار نداشته باش خیلی زود همه چی برات گل بلبل بشه ببین ما اینقد در گذشته خودتخریبی داشتیم اینقد خودمونو عزت نفسمونو خورد کردیم که برای درست شدنش باید خیلیییی صبور باشیم برای همینه استاد بهش میگه این جهاداکبر یعنی باید دوام بیاریم بدون اینکه عجله کنیم اون خودش میدونی کی و چیجوری درستمون کنه مهم الان اینه که به راهیی واردشدی که یکطرفش خودتی و طرف دیگش خدایی به اعظمت بی نهایت تو همین الان در پناه امن او هستی خودتو بززگ ببین خودتو قوی ببین سعی کن تمرین کنی دونه دونه آدمایی که کینه داری بهشون و ببخشی حتی طالبان و کاری که من اینروزا دارم با رهبران سیاسی کشور خودم میکنم کار سختیه ولی شدنیه ببخش تا از طرف اونا بهت هیچ آسیبی نرسه به بدی هاشون فکر نکن هرلحظه از یاد خدا غافل مشو هرجا گیر کردی بگو خداجون خودت منو آوردی تو این راه نزار کم بیارم نزار ایمانم خراب بشه بگو خودت شاهدی من تو این شرایط سخت چقد برای ساختن این ایمان تلاش کردم چقد از خودم ایمان نشون دادم پس نزار زحمتم هدر بره نزار به مشکل بخورم نزار تو درد و رنج بی کسی بدون تو اسیرشیطان و عوامل شیطانی بشم اینجوری با خدا حرف بزن مطمعنم یکرور بالای قله های موفقیت همو ملاقات میکنیم مطمعنمممم ایستادگی کن رفیق دوستت دارم خیلیییی میخوام که موفق بشی
شاد و سلامت و پیرور باشی بااای تپه های افغانستان خوش باشی و به خوشی بیشتر برسی انشالله
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت استاد عزیزم خانم شایسته ی مهربان و همه هم فرکانسی ای عزیزم
خب سوال بسیار خوبی هست که آخرین باری که به الهامم توجه کردم وقتی بود که دو ماه پیش بهم الهام شد که برای زبان انگلیسی یک کلاس آنلاین رایگان شرکت کنم و بعد حسم بهم میگفت چون به عزت نفست کمک خواهد کرد و بعد همینطور هم شد و من ترغیب شدم. دوره ی شیوه ی حل مسائل را هم خیلی محکم تر برای حل مسئله روابطم شروع کردم و باز هم آنجا کلی نتیجه های خوب و قابل قبول گرفتم و حتی خواسته ی خریدن دوره ی عشق و مودت را که ماه ها بود داشتم ،فردای همان روز براحتی پولش بدستم رسید و خریدمش و بعد حال هم با کمی تضاد هایی برخوردم که بازهم میدانم اگر به این خواسته هایم نچسپم و راحت درس هایش را بگیرم حتما باز هم مسائلم حل خواهد شد و حال باز هم خواسته خریدن دوره ی احساس لیاقت را دارم و خیلی خوشحالم و مشتاق که حتما براحتی این دوره را تهیه خواهم کرد به امید خدای مهربان.
بنام خدای بخشنده و مهربان
سلامی گرم و به گرمی و زیبایی نور آفتاب که همین لحظه در حیاط خانه ام روی چوکی زیبا در برابر تابش مستقیم نور آفتاب نشسته ام الاهی صد هزار مرتبه شکر
چقدر حالم خوبه احساس ام از فضل و عنایت پروردگار خیلی خیلی خوبه پروردگار هدایتگرم خودت بگو هر آنچه که باید بنویسم زیرا عالم مطلق دانای مطلق خودت هستی و من سخت محتاج به هدایت و کمک تو
سپاس گزارم استاد عزیزم این دوره ارزشمند چقدر خیر و برکت داشته برایم دیگه کاملا مطمئنم که دیدن و کار روی هر فایل کلی رشد میکنم و بزرگتر میشوم
اگر بتوانیم تسلیم باشیم در برابر هدایت پروردگار واقعا زندگی خیلی روان پیش میره دستان خداوند می آیند ایده ها در یک چشم بهم زدن وقتی آماده می شوی گفته میشود صدها مثال کوچک و بزرگ دارم از اینکه وقتی در هر موردی از خداوند هدایت خواستم و تسلیم شدم چگونه خداوند به راحتی هدایت کرده کارها به راحت ترین شکل ممکن انجام شده اوایل سال 2020 بود که با تمام وجودم متعهد به تغیر زندگی ام شدم و از خداوند طلب هدایت کردم حدود بیست روز از تعهد ام نگذشت که خداوند به شکل معجزه آسای هدایت ام کرد به سایت استاد عباسمنش که یک تحول بزرگی در زندگی ام بود یک روزی از مسیر کار به خانه برمیگشتم که با تمام وجودم از خداوند هدایت خواستم برای بدست آوردن سلامتی ام وقتی خانه رسیدم و سایت را باز کردم به یکی از بهترین کامنت های یک دوست عزیز هدایت شدم که چقدر کمک ام کرد همین اواخر هم که یک ایده ی به من گفته شد که یک دفترچه کوچک جیبی بگیرم و هر اتفاق خوبی که رخ میدهد را یادداشت کنم و حالا نتیجه اش را میبینم که چقدر همین ایده به ظاهر ساده کمک ام کرده باعث رشد شخصیت ام شده چند سال قبل در یکی از ولایات نزدیک به کابل کار پیدا کردم شرایط اش کمی سخت بود از خداوند هدایت خواستم که چه کار کنم صفحه نشانه من برای هدایت را باز کردم آن روز خداوند به صورت کاملا واضح با من صحبت کرد که لازم نیست این کار سخت را تحمل کنی من کار بهتری برایت در نظر دارم بعد چند وقت یک کار خیلی رویایی با بهترین شرایط و وقت آزاد پیدا کردم که همش هدایت پروردگار بود
اما خیلی راحت آدم فراموش میکنه چقدر نیاز داریم این داستان ها را بارها و بارها به خود یاآوری کنیم و در تمام زمینه ها از خداوند هدایت بخواهیم الهامات را بنویسیم جاهای که عمل کردیم چگونه ورق برگشته کارها راحت انجام شده برعکس جاهای که عمل نکردیم چقدر ضرر کردیم خدایا صد هزار مرتبه شکر ات
خدایا من به هدایت تو ایمان دارم تو هر لحظه در حال هدایت من به بهترین شرایط موقعیت ها وآدم ها هستی
من لایق دریافت های خداوند هستم چون با قوه دریافت الهامات به دنیا آمده ام
زندگی با هدایت های خداوند بینهایت لذت بخش و آسان است برعکس مسیر ذهن منطقی ما پر از چالش و سختی ها
به نام خداونده بخشنده و مهربانم….
سلام به استاد عزیزم و استاد بانو شایسته قشنگ قلبمون….
سلام به بچه های پاک این منزل بچه های در حال جستجووو خود در حال پبدا کردن نور ….
خدایا شکرت سپاس از تو که امروز برای من خیلی زیباست چون دارم کامنت میزارم چون دارم لذت میبرم چون دارم مینویسمممم الهی شکرت که این فرصت را به من دادی تا بتونم با عشق سجده به درگاه تو بزارم رب من خودت من رو کمک کن تا بتونم در مسیر عشق و نور تو باشم الهی آمین…
خدا جون خدای خوبم سپاس از تو که به هزاران طریق و هزارن زبون من رو هدایت میکنی ….
خدا جون قدرت اینرو بهم بده که بتونم بشنوم ببینم و حس کنم هدایتت هارووو الهاماتت رو از نجواها درک کنم خدایااا ازت میخوام کمک کنی الهی شکرت رب من بینهایت شکرت سپاس از تو رب نازنینم…
1. به آخرین باری فکر کن که یک الهام یا ندای درونی داشتی.
2. آیا به آن عمل کردی؟ اگر نه، چرا؟ اگر بله، چه نتیجهای گرفتید؟
یا الله…
به نظر من الهامات هر ثانیه و هر دقیقه میاد و راه رو باز میکنه یه وقتایی بهش بینهایت بها میدم حتی اگر بدون منطق باشه یه وقتایی اصن متوجه اش نمیشیم…و بیخیالش میشیم…
میخوام در مورد چند روز پیش خودم بگم من میخواستم دانشگاه ثبت نام کنم به دنبال نشونی بودم رفتم تویه جمعی و ناخواست بحث دانشگاه شد …
و گفتم این نشونه اومد خدا جون یه نشونه دیگه برام بفرست تا مطمعن بشم تا بهتر درک کنم…
چند روز پیش میخواستم مرخصی ساعتی بگیرم و برم نظام منهدسی یه گزارش رو تحویل بدم ..
گفتم صب مرخصی ساعاتی میگیرم میرم تحویلش میدم و میام سر کار…
روز قبلش یکار یدر اومد که موندیم و تا دیر موقع سر کار بودم و صب گفتن نیاز نیست بیایاد سر کار…
و خدارو بینهایت سپاس گزاری کردم و صب رفتم خونه و رفتم نظام مهندسی گزارش تحویل دادم و بعد هدایت شدم به ثمت دانشگاه گفتم خدا دلیل داشت امروز رو فرستادیم خوونه و رفتم دانشگاه کارهای دانشگاهم تویه یه ان انجام شد اونم یک ماه خورده ای از گذشت ثبت نام ….
خدایا شکرت برای این همزمانی قشنگ و زیبا که به من هدیه دادی الهی شکرت رب نازنین سپاس از تو بینهایت الهی شکرت ر ب من شکرت بینهایت…
چه تجربهای از گوش دادن یا گوش نکردن به هدایت درون داری؟
خدایا شکرت برای حضورت تویه زندگیم وقتی که قشنگ میشنوم صداتو و کارم و انجام میدم بینهات احساسا و حال عالی دارم و روسیفدم و لذت میبرم و سجده شکر به جا میارم…
وقتی سر خود و به عقل خودم اکتفا میکنم پر از خشم پر از احساس بد میشممم و نمیتونم هیچیز رو خلق کنم ….و یه اتفاقات نخواسته ای رغم میخوره که دقیق متوجه میشم که این از کجا اومده و اون قبلی از کجااااا…
و سری بر میگردم و شروع دوباره مومنتوم مثبت….
وقتی به آن عمل کردی، چه نتیجهای گرفتی؟
همچیز قشنگ بود در پناه خودش همچیز عالی و دقیق رخ داده همچیز چیده شده بود در بهترین زمان و مکان در بهترین شرایط خدایاااااااا شکرت ….
خدایا خودت کمک کن تویه این مسیر ثابت قدم باشم که هر چی دارمک اذان توست و مال توست من نمیدونم و تو میدونی من هیچی بلد نیستم و تو بلدی الهی شکرت رب من بینهایت شکرت رب نازنینم….
لان چه الهامی در ذهن یا قلبت هست که شاید وقتش رسیده به آن گوش بدهی؟
خدایا شکرت …
الهام به من شده که باید دوره دوازده قدم و دوره ثروت دو رو ادمه بدم…..
و برم بنگاه دنبال خونه بگردم و خونه هارو بیبینم و اذت ببرم و تویه تخصصم باید خودم قوی وقوی کنم برای خودم …
الهی شکرت ربمن بینهایت شکر وبینهایت سپاس از تو رب نازنینم الهی شکرت رب من سپاس از تو برای این صلات فوق العاده و عالی….
خداوند همیشه یه راهی داره حتی زمانی که تو هیچ راهی نمی بینی….
در پناه رب العامین شاد سلامت ثروتمند و عاشق باشید…
با عشق حسین عبادی بنده خوب و لایق خدا….
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام استاد عزیزم مریم بانوی مهربانم
خدایا برای یک روز پر برکت دیگه ازت سپاسگزارم الان که آخر شبه ودارم این کامنت را مینویسم روزی شاد وپراز نعمت حضور خداوند را گذراندم روزی پراز هدایت و عشق
یکی از جاهایی که من هدایت اللهی را نپذیرفتم موقعی بود که خداوند گفت شلوار پای بچه ات بکن الان نجس کاری میکند ومن اطاعت نکردم و همین اتفاق افتاد وکار من زیادتر شد راستش را بگویم بعضی اوقات به این هدایت اللهی گوش نمیکنم و نتیجه میشود نجس کاری و شستن بیشتر وکار بیشتر
واما آن جاهایی که به هدایت اللهی گوش کردم
من صبحها میروم پیاده روی در حالی که کودکانم در خانه خواب هستند وهر وقت هدایت میاید که برگرد ویا سرعتت را بالاتر ببر من گوش میکنم و نتیجه میشود به موقع رسیدن و بعد پسرم بیدار میشود شاید در حد چند دقیقه بعد رسیدن من واین مسئله هر روز تکرار میشود و من خداوند را شاکرم که این هدایت را میفرستد هم من به خواسته ام میرسم و هم کودکانم گریه نمیکنند و روز خوبی را شروع میکنند خدایا شکرت به خاطر این هدایت های زیبا و آسان کننده ات
واما هدایتی که الان میدانم باید انجامش دهم پیگیری کردن زبانم و شناخت بهتر از محیط اطرافم است
خدایا شکرت به خاطر این هدایت که یقین دارم نتیجه اش میشود رسیدن من به خواسته هایم
اللهی شکرت برای یک کامنت پراز نعمت دیگر
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
«إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا»
(سوره الانسان، آیه 3)
ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر باشد یا ناسپاس.
سلام به استاد جانم واستاد خانم شایسته جانم وهمه ی عزیزانم در این فضای رشد وپیشرفت وتوحیدی.
داستان تجلی الهام:
باغبانی تنها، هر بامداد پیش از طلوع آفتاب،
صدایی آرام در ژرفای جانش میشنید
که او را به گوشهای از باغ میخواند.
یک روز به سمت درخت خشکشدهای هدایت شد
و در خاک، نشان سه دانه بلوط یافت.
آنها را کاشت، بیآنکه بداند چه میشود.
سالها بعد، هنگامی که طوفان سهمگینی سراسر روستا را درنوردید،
تنها آن سه درخت بلوطِ ریشهدار،
جان صدها پرنده و پناهگاه همسایگان شدند.
باغبان آنگاه فهمید:
“الهامات الهی، دانههایی از آیندهاند که در زمان حال کاشته میشوند.”
—
شعر جاودانه:
در خلوتگاه دل اگر بنشینی
آواز میآید ز عالم معنی
هر لحظه بانگی از سوی حق میرسد
کز عرش تا فرش، همه جاری است این نوا
پرواز کن فراسوی فکرهای خود
وز عقل محدود خویش بیرون شو
درهای غیب آنگهان بر تو گشاید
کاین نغمه سرودی ازلی با تو زند
—
پیام ناب:
الهام،
نسیمی است از بهشت
که برگهای وجودت را به رقص درمیآورد،
قطرهای است از دریای بیکران حکمت
که بر سطح آینهی دلت میچکد،
نقشهای است نهان
برای رسیدن به گنجینهی درونت.
به ندای درون اعتماد کن،
چرا که آن، تنها قطب نمایی است
که هرگز راه را اشتباه نمیرود.
《《《《《《 خدایا شکرت》》》》》》
بنام الله یکتا
سلام بر استاد عزیزم
انگار از کودکی شما هدایت شده بودید
اگه من مثل شما به الهاماتم گوش میکردم الان مسلما جایگاه دیگه ای داشتم
مثل یه دوراهی که اگه هر وری بری به یه جای متفاوت میرسی
خیلی خوشحالم شما مسیر درست رو انتخاب کردید
و کاش من هم مسیر درست رو تو هیجده سالگی انتخاب میکردم
اما خب از طرفی بخاطر اینکه الانم مسیر درست رفتم و تونستم تو جوانی هدایت بشم واقعا خوسحالم
استاد عزیز بخاطر حضورتون ممنونم
با سلام خدمت استاد عباس منش و دوستان سایت عباس منش واقعا خوشحالم که پا به پای شما در این پروژه حضور دارم
به آخرین باری فکر کن که یک الهام یا ندای درونی داشتی.
2. آیا به آن عمل کردی؟ اگر نه، چرا؟ اگر بله، چه نتیجهای گرفتید؟
همین دیروز بود تویکی از کانال تلگرام خیلی کم سر میزنم رفتم دیدم قرعه کشی داره رفتم اما فایدهای نداشت اما یک کسی گفت الان برو ورفتم به نتیجه آون کاری نداشتم فقط می خواستم اعتماد کنم رفتم و بار 3 درست زدم و خوشحال بودم که اعتماد کردم
چه تجربهای از گوش دادن یا گوش نکردن به هدایت درون داری
هر جا گوش کردم عالی بوده هر جا که نه پاش خوردم می خواستم ماشین بخرم برام ماشین پیدا کردن اما یک کسی گفت ماشین بدرد نمیخوره نشانها پشت سر هم آمدن اما اعتماد به نفس نداشتن واعتماد به اون حس کار خودش رو کرد ماشین یاتاقان زد صحفه کلاچ صاف کرد چپد عیب دیگه
وقتی به آن عمل کردی، چه نتیجهای گرفتی
بهترین احساس رفتیم خرید حس گفت برو دور بزن بیا من هم رفتم و دور زدم آمدم دیدم قیمت اجناس کیکویی 3 تومان ارزانتر کرده
الان چه الهامی در ذهن یا قلبت هست که شاید وقتش رسیده به آن گوش بدهی
الان میگه این راهی که داری می روی تو رو به سمت خواستها نمی بره تا حالا 2 بار استعفا دادم اما قبول نکردن نمی دونم شاید ایمانم خالص نشده یا هنوز ….
با آرزوی سلامتی ثروت موفقیت برای تمامی دوستانم
به نام خداوند عزیز و شکور
سلام به استاد عزیز و دوستانم
پیروی از الهامات
واقعا این پیروی از الهامات چقدر میتونه تفاوت و برکت در زندگی باشه و همچنین از لب دره هایی که به اندازه یه مو فاصله افتادن بوده رو اما خداوند میتونه نجات دهنده مون باشه
زمانی که من توی شغل قبلی بودم که بهش علاقه نداشتم بلکه فقط بخاطر پول انجامش میدادم و مدتها بود همش میگفتم بذارمش کنار تا اینکه یه شب شجاعانه تصمیم گرفتم که به همکارم بگم من دیگه نیستم و میخوام برم دنبال کار مورد علاقه خودم و اونم اومد کلی باهام مخالفت کرد اما من دیگه تصمیم خودمو گرفته بودم همینکه من اینکارو کردم چندماه بعدش کرونا شد و اصلا همه چیز تغییر کرد خلاصه بگم خیلی طولانی نکنم میخوام بگم وقتی من گوش به الهام درونیم کردم بعدش چه اتفاقاتی افتاد و من اونجا چقدر ایمانم به پیروی از الهامات خداوند شدم
به دوست عزیزمون علیرضا جان هم تبریک میگم از هدایتش به اینجا و از نوع دیدگاهش در مورد موفقیت و ثروت
یادمه منم همیشه از بچگی دوست داشتم برم باشگاه ثبت نام کنم و خیلی علاقه داشتم اما خانواده و اکثر فامیلم بهم میگفتن ورزش که نون آب نمیشه برات و هرکی میره توی ورزش فقیره بعد من میگفتم پس چرا یه عالمه ورزشکار هم داریم که ثروتمند و موفقن
برا همین دیدگاهم باعث شد که خودمم به این مسیر هدایت بشم که خیلی وقته من الان مربی ورزشی هستم و خدارو بی نهایت شکر
و هرروز رو به بهتر و پیشرفتم
من خودم بارها اینو در زندگیم تجربه کردم تا وقتی خودمو با آدمها فقیر و شکست خورده مقایسه میکردم منم داشتم هرروز شبیه به همونا میشدم اما از وقتی که تصمیم گرفتم به آدمهای موفق نگاه کنم و الگو بگیرم منم هرروز بهتر شدم و رشد کردم
من خدمت سربازی هم رفتم هم قبلش هم شروعش چقدر دنبال پارتی بودم و حتی از فامیل هامون پارتیم شدن که منو جای خوب بندازن اما هرروز بدتر میشد بهتر نمیشد تا اینکه خداوند بهم گفت همه رو رها کن بذار خودبخود درست بشه و منم همینکارو کردم و خدا خودش بدون سختی و منت و هزینه خودش منو جای مناسب انداخت که رئیس اون یگان خدمتیم میگفت من تمام سربازهای اینجا رو بعداز یه مدت جابجا میکردم اما تو رو اینکار نکردم نمیدونم چرا خودمم موندم چرا اینکارو نکردم
بعد من تو دلم میگفتم چونکه اینا کار خداست
واقعا مهمترین و بهترین و لذتبخش ترین و ارزشمندترین کار، پیروی از الهامات الهی ست نه حرف دیگران یا منطق خودمون چونکه اونه که صاحب و دانای توانا در همه چیزه
امیدوارم که همیشه در مسیر زیبای الهی باشید و فقط گوش و جان و قلبتون به اونکه تنها قدرت خلقته بسپارید.
به نام خدایی که هنه ی کارها رابرایم ساده تر وراحت ودلنشین تر می کنه.
خدای بخشنده ی فراوانی،مهربان وعاشق وبنده نواز.
سلام به استاد جانم واستاد خانم شایسته جانم وهمه ی عزیزانم در این سایت آرامش بخش ودلنشین وتوحیدی.
● تمرین.
—
چه تجربهای از گوش دادن یا گوش نکردن به هدایت درون داری؟
یادم میآید گردنبند طلای محبوبم پاره شد.
اولین فکرم این بود که آن را بفروشم و با پولش چیز دیگری بخرم؛ شاید یک ساز نو. اما در سکوت، ندای ظریفی در قلبم گفت: “نه، این گردنبند فقط یک تکه طلا نیست، خاطراتت را با خود حمل میکند.” پس تصمیم گرفتم آن را با دستان جواهرساز دوباره بسازم: دو قطعه از زنجیرش را جدا کرد و به گوشوارهای تبدیل کرد که الآن هر بار آن را میاندازم، نه تنها زیباییاش، بلکه هوشمندیِ درونم را به یاد میآورم.
وقتی به آن عمل کردی چه نتیجهای گرفتی؟
با گوش دادن به آن صدا، درک کردم که گاهی راهحل، “دگرگون کردن” است، نه “رها کردن”. این گوشواره الآن برایم نمادِ اعتماد به ندای درونم است؛ همان ندایی که مرا از ناامیدی به خلاقیت رساند.
الان چه الهامی در ذهن یا قلبت است که شاید وقتش رسیده به آن گوش بدهی؟
الهام اکنون: “زمان آن رسیده که صدای سنتورت را با جهان تقسیم کنی.” همیشه عشق به موسیقی در دلم جاری است، اما ترس از قضاوت دیگران، گاهی مرا خاموش میکند. امروز میفهمم که این صدا، هدیهای از جانب خداست و پنهان کردنش، گناهِ ناسپاسی است. شاید وقتش رسیده که اولین قطعه ای که دوست دارم ضبط کنم وبا دوستانم به اشتراک بگذارم.
《《《《《《 خدایا شکرت》》》》》》