تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۹ - صفحه 32 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

410 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حبیب گفته:
    مدت عضویت: 444 روز

    به نام خداوند بخشاینده مهربان

    سلام به استاد عباسمنش و همه دوستان و اعضاءسایت

    قسمت 9 پروژه تغییر را درآغوش بگیر

    به نظر من باید به خدمت سربازی با یک دید مثبت نگاه کنیم و جوری به این برهه از زندگی نگاه کنیم که احساس بهتری به مابده ؛

    خیلی از دوستان خدمت سربازی را مثل یک زندان مخوف میدانند یا مثل یک برزخ که باید از آن عبور کنند!

    در واقع بسیاری از مطالبی را که استاد سعی میکنند در این دوره ها به ما آموزش بدهند در خدمت سربازی به صورت عملی ما فرا می گیریم مثل اعتماد به نفس و رفتن در دل ترسها؛

    درواقع درخدمت سربازی ما خیلی از آموزشها را به صورت عملی فرا می گیریم؛

    بحث من در مورد نظام و این که در چه نظامی و چه حکومتی خدمت میکنی نیست!

    مثلاً من یک آشنایی داشتم که میگفت من توی این نظام خدمت نمیکنم و هر وقت این نظام عوض شد من در نظام بعدی خدمت میکنم!!!

    من بهش گفتم دوست عزیز تو برای خودت خدمت کن و به این فکر نکن که نظام چه نظامی هست!!

    بالاخره خدمت سربازی هم یک تجربیاتی برای زندگی کردن برای ما داره؛

    در خدمت با اقوام و زبانها و لهجه های مختف و فرهنگهای مختلف آشنا میشویم!

    با دوستان جدید که هرکدام اهل یک استان هستند آشنا میشویم؛

    در خدمت من یاد گرفتم چگونه دور از شهر خودم باشم و به نوعی دوری از منطقه امن رو درخدمت یاد گرفتم

    ودر خدمت من یاد گرفتم روی پای خودم وایسم

    در خدمت من یاد گرفتم که دیگه دستم توی جیب خودم باشه و به کسی محتاج نباشم

    درخدمت اصول زندگی فردی واجتماعی رو بهتر یاد گرفتم

    درخدمت کلی جاهای دیدنی را دیدم و بیشتر روزها جاهای دیدنی شهر محل خدمتم رو رفتم و گشتم ولذت بردم؛

    درخدمت مبانی ابتدایی اداری وکار کردن در یک سازمان را یاد میگیری

    بعد از خدمت آن آدم بی نظم و بیخیال قبل از خدمت نیستی و نظم وانضباط را یاد میگیری

    من الان بعد از خدمت دوستانی دارم درمشهد اصفهان تبریز و اهواز و یزد و سایر استانها که اتفاقاً با استاد و این مباحث هم آشنا هستند و هنوز هم باهم ارتباط داریم و با هم رفت و آمد داریم؛

    ولی متاسفانه بعضی ها خدمت را اتلاف عمر و اتلاف زمان می دانند !!!

    و نظام خاص را بهانه نرفتن به خدمت میدانند!!

    (ما به خودمان خدمت میکنیم نه به شخص خاص)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    احمد خدادادیان سردابی گفته:
    مدت عضویت: 958 روز

    به نام الله که بخشاینده و با رحمت وبی نهایت وهاب است

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته بزرگوار وهمه دوستان عزیزم در این مسیر زیبا وتوحیدی امیدوارم حال دلتون کوک کوک باشه مثل خودم

    سپاسگزار خداوند هستم که یک روز دیگر به من اجازه زندگی کردن در این دنیا رو داد

    امروز بود که من در دفتر خودم نوشتم که سه کاری که می‌توانم انجام دهم یکی رفتن به بازار و خرید کردن دوم آمدن تو سایت و کامنت گذاشتن و سوم شستن ماشین ک البته همین سه کار راهم به اراده و خواست خداوند انجام شد و همین توانایی نوشتن این سه کار را از خداوند دانستم

    من وقتی به مسافرت خارج ایران رفتم یک پیام قبض آب آمد که از مبلغ این عدد تعجب کردم با خودم خیلی چیزها گفتم و خیلی مسائل که با مدار خداوند در یک راستا نبود به ذهن من رسید امروز وقتی این سه کار به ذهن من انداخت خداوند که انجام بدم میخواستم به تعویق بندازم ولی یاد گرفتم که وقتی خداوند بگه انجام بده باید انجام بشه

    وقتی داشتم ماشین رو میشستم خیلی فشار آب کم بود با خودم گفتم خدایا پمپ که صداش میاد و بچه ها هم داخل خانه شیر آب رو باز نکردن پس مشکل چیه صدای ممتد پمپ زیر زمین یک لحظه خداوند گفت برو ببین چی شده و وقتی رفتم پایین تمام موکت خیس آب شده بود و قسمت آب بندی لوله اصلی اب به پمپ نشتی داشت یعنی این نشتی فکر کنم از چهار روز بود که خداوند با پیام مبلغ زیاد آب به من فرمود که یه زنگ به خونه بزن چون در زمستان بچه‌ها مصرف آب نصف میشد ولی من چهار روز پیش به هدایت خداوند گوش ندادم ولی امروز دیگه مجبور شدم که یه نگاه به زیر زمین بندازم و خداوند رو سپاسگزارم بابت تمام الهامات کوچکش که در هر لحظه منو به مسیر درست هدایت می‌کند و این نشتی دقیقا از چند روز پیش به وجود آمده بود

    خدایا سپاسگزارم بابت این فضل عظیمت که به هدیه دادی

    یعنی خداوند به همین سادگی همه مارو هدایت می‌کند ولی من گوش شنوا نداشتم خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    Juju گفته:
    مدت عضویت: 325 روز

    به نام خدای بخشنده و مهربون

    در جواب به سوال پرسیده شده باید بگم که من مدتی هست که روی این موضوع کار می‌کنم راستش قبل از اینکه از استاد هدایت شدن رو یاد بگیرم، همیشه برام سوال می‌شد که چرا گاهی یک برهه زمانی در زندگی خودم و یا بقیه هست که انگار همه چیز به آسون ترین و راحت ترین و بهترین روش ممکن پیش میره. و نکته جالب هم این بود که ما پیش نمیبردیم اونهارو بلکه خودشون پیش میرفتن! شنیده بودم که خیلی ها دلیل این رو رها کردن یا اهمیت ندادن میدونستن منتها برای من خیلی منطقی نمیومد تا اینکه دلیل اصلیش رو فهمیدم و تونستم تا حدودی توی زندگیم به کارش بگیرم و با جریان خدای حکیم و مهربون همراه بشم. این روز ها سعی می‌کنم که به گفته‌ی استاد در ویدیو “مرا به نشانه ام هدایت کن” عمل کنم. یعنی سعی کنم در رابطه با کوچیک ترین مسائل ام هم خودم رو تسلیم خداوند بدونم و هر چیزی که اون سر راهم بگذاره یا به دلم بیوفته و یا الهامی دریافت کنم رو عملی کنم. این روز ها از کوچیک ترین موارد مثل اینکه دقیقاً کجا باید برم، کدوم کافه برم، چی سفارش بدم، غذا چی بگذارم، کدوم کلاس دانشگاه رو برم، چه روز هایی بیرون برم، اصلاً چیکار کنم؟ تا بزرگترین ها مثل تصمیم رفتن به شهر دیگه، کجا زندگی کردن، چه آدم هایی رو به زندگیم وارد کردن، ازش استفاده می‌کنم و بهشون گوش میدم. احساس می‌کنم روز هایی که با خداوند همراه می‌شم و به الهامات قلبی ام عمل می‌کنم، زندگی درست مثل یک بازی می‌مونه. یک بازی جالب و هیجانی و دوست داشتنی و پر لذت. خیلی این موضوع برام قشنگ هست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1555 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته

    من با اینکه قانون را نمی دانستم ولی همیشه سعی می کردم مهارت جدید کسب کنم . اما با این وجود همیشه در هر مکانی کار کردم حقوقی به من پرداخت نمی شد و همیشه گرفتار آدم کلاهبردار می شدم ولی الان که بر روی بسته روان شناسی ثروت کار می کنم هزینه های من کاهش یافته و پس اندازم بیشتر و درآمدم هم کمی بیشتر شده است

    من تجربه اینچنین که استاد گفته اند داشته ام و بدون مصاحبه و کار خاص مجوز موسسه دریافت کردم در صورتی که از نظر قانونی امکان

    پذیر نبود و من هم هیچ تلاشی برای گرفتن نداشتم خود به خود درست شد و آن زمان قانون را نمی دانستم ولی چون احساس خوبی داشتم و گرفتن آن برایم خیلی اهمیت نداشت توانستم به راحتی آن مدرک را دریافت کنم.

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    مژگان ز گفته:
    مدت عضویت: 1626 روز

    درود براستاد عزیزومریم جون ودوستان وخانواده بزرگ وموفق عباس منش،همیشه موفق وهمیشه پیروز این فایل نشانه امروز من هست که بسویش هدایت شدم،چقدر جالب وزیبا بود،مدتی که با آموزشهای استاد آشنا شدم هرروز بهترهستم آرامشی که امروزداشتم را درگذشته نداشته ام،نتایج دوستان در اینجا جالبه ونشان دهنده این قوانین هست پیشرفت ورفتن بسوی بهتر شدن ،خدارو هزار مرتبه شکر ،منتظر بهترینها هستم ،درپناه الله یکتا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    سمانه گفته:
    مدت عضویت: 1466 روز

    سلام دوستان عزیز سایت عباسمنش

    میتونم بگم یعنی چقدر من خوشحالم که با همچین سایتی آشنا شدم ، آرامش خاصی داره ، آدم احساس بهتری نسبت به خودش پیدا میکنه

    در حال حاضر منم دچار همچین تضادی شدم من الان 4 شهریور هست پنج روز دیگه عمل بینی مه من راستش این یکی از اهدافم بوده و خانوادم همیشه باهام مخالفت میکردن ولی به کار کردن روی ذهنم به جایی رسیدم که همه چیز اوکی شده فقد به تضادی که بر خورد کردم اینکه پدرم که خیلی با من موافق بوده و.. به طرز عجیبی تغییر کرده و حتی رضایت عمل رو بهم نمی‌ده و جوری میخواد بپیچونع بره مسافرت که اصلا براش مهم نیس و از طرفی هم طوری رابطش رو با مادرم بهم زده که حتی میگه برو طلاق بگیر و‌…

    ولی من ناامید نمیشم میدونم خدا همیشه تو بدترین شرایطم بودم کمکم کرده بهم الهام کرده و بازم میکنه و به شرفم قول میدم که با خبرای خوب بیام دوباره زیر همین کامنتم بگم شد همه چیز درست شد

    پدرم دوباره رفتارش درست شده :)

    خانوادمون از قبل صمیمی تر شده..

    و من بینی مو عمل کردم ..!

    درحال حاضر توی این موقعیت باید ذهنمو کنترل کنم اجازه ندم نجوای شیطانی تمام تلاشی که کردم رو هیچ کنه و فقد روی خواسته تمرکز کنم بنویسم و تجسم کنم و میشه!

    همون طور که وقتی میخواستم ژل لب بزنم دقیقا شب قبل از ژل پدرم مخالفت کرد و من اهمیتی ندادم و خودش فرداش بهم گفت خب دخترم حاضر نمیشی بریم؟ دیر میشه ها

    و این سری هم میشه من باور دارم خدا عاشقانه هوامو داره و اجازه نمیده من دلسرد بشم

    اجازه نمیده قلبم بشکنه و درسته پدر خوبی ندارم ولی خودش بجاش برام پدری میکنه

    و من با خبرای خوب زیر کامنت همین فایل میگم ! همین چند روز اخیر !

    سپاسگزارم که به این فایل هدایت شدم و الهامات بهم داده شد که قبلام برات شده این بارم درست میشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    ماکان الیکایی گفته:
    مدت عضویت: 810 روز

    96مین نشانه ی روز من

    موضوع فایل: گفتگو استاد عباس منش با دوستان قسمت12

    سلام به استاد عزیزم امیدوارم حال دلتون همیشه خوب و عالی باشه،و درود می‌فرستم به بانو شایسته و همراهان همیشگی سایت پرطرفدار استاد،

    وقتی شما خواسته ای داری جهان می‌تونه باشما تغییر کنه دریچه های نعمت به روی شما باز میشه،و تصمیم گیری میکنی هدایت میشی،قلب آدم وقتی بهت چیزی میگه،حس و انرژی درونی ت برات معجزه میکنه،و به هدایت خداوند ایمان دارم،

    انسانهایی که رشد و ترقی کردن مطمئنا کارهای خارق‌العاده و عالی انجام دادن،که افراد دیگر اون کارو انجام ندادن،رفته رفته با حضور در سایت و استفاده از آموزه های فایل های مختلف سایت استاد،آزادی بیشتری رو تجربه میکنم،و مسیر لذت بردن واقعی و روابط عاطفی عالی با دوستان،و سلامتی بیش از دوران قبل،و حتی ورود ثروت،و قرارگرفتن در مدار پیشرفت رو دارم تجربه میکنم،

    خدارو خیلی دوستدارم،چون همیشه همه جا همراه منه،منو فراموش نمیکنه،به خدا اجازه دادم منو هدایت کنه و مسیر و راه رو نشانم بده،از الهامات غیبی و تضادهای سازنده ش ذینفع و بهره مند میشم،و با امید ادامه میدم.

    لذت بردن شده چاشنی زندگیم،همیشه بیاد خدا و با خدا و از فراوانی نعمات الهی اش سپاسگزاری میکنم،تمام زیبایی ها را درک میکنم و با خالق زیبایی ها همسخن میشوم و آرامش را در کلام آسمانی اش در وجودم معنا میکنم ،معنی و مفهوم آیه های پرقدرت پر از رمز و گنجینه های آفرینش در زندگی را هر روز با میل و اشتیاق مرور میکنم،

    یاد گرفته ام که در مسیر استمرار بورزم و آگاهی و اطلاعاتم را افزایش دهم،و باورهای درست و کنترل ورودی عالی داشته باشم تا فرکانسهای دریافتی ام عالی و دلخواه زندگی ام باشد،آموختم خدا را ستایش کنم همانند آسمان و زمین و دریا و درختان تن سبز،و همه و همه،خودم را تکه ای از خدا بدانم که به او توانایی اتصال دارم،

    وصال من با یار،همچون وصال قطره به دریاست،و من میشوم آن قطره ای که به دریا منتهی میشود و از تمام نعمتهای گسترده ی دریا خودم را سیراب میکنم،

    آری اینجا من به هر آنچه که تصور کنم میرسم چون من به او که همیشه باقی ست متصل هستم،و لایتناهی و بی انتها و نامحدود،فقط باید خودم و باور درونم را با خواسته ام همقدم کنم،و هدایت را الهه راهی بدانم که بدون او،هیچ راهی هموار نیست و بدون او پستی و بلندی راه برایم غیرقابل تحمل و ناممکن است،آری من خود بنده واقعی اشرف مخلوقاتم،من انسان خردمند و با دانشی هستم که از آموزش و تمرین کردن بصورت طبیعی با الگوهای سازنده قوانین جهان،در حال رشد و توسعه زندگی خودم و خویشتن هستم.

    سپاسگزار و شاکر نعمات بی منت کریم و فرمانروای عالم،و استاد بزرگوار جهت فایل آموزنده شان هستم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    حبیب گفته:
    مدت عضویت: 444 روز

    به نام خداوند بخشاینده مهربان

    باسلام خدمت استاد عباسمنش و همه دوستان و اعضاءسایت

    قسمت9 پروژه تغییر را درآغوش بگیر

    به نظر من برای درک بهتر موضوع عمل به الهامات قلبی باید داستان مهاجرت استاد به آمریکا را درقسمت فایلهای دانلودی در همین قسمت که فایلهای« پروژه تغییر را درآغوش بگیر»توسط خانم شایسته دسته بندی شده اند رو گوش بدهیم دوتا فایل به عنوان ایمانی که استمرار می آورد قسمت 1 و2 در صفحه 4داستان مهاجرت استاد به آمریکا واتفاقات معجزه آسا وشگفت انگیز را میشنویم که اصلاً برای افراد عادی غیر قابل باور هست و داستان کسی هست که به الهاماتش عمل میکند و ایمان دارد که جهان پاسخ می دهد و جهان چنان اتفاقات را جادویی کنار هم ردیف میکند تا شخص را به خواسته اش برساند و امکان ندارد کسی این فایل را گوش کند و متاثر و مبهوت از این اتفاقات نشود و من وقتی این دو تا فایل رو گوش دادم ایمانم خیلی قوی تر شد و این باور برای من بیشتر قابل درک شدکه وقتی ما درمسیر درست باشیم و حرکت کنیم و ایمان داشته باشیم جهان هستی و خداوند بیشتر از ما دوست دارد که ما رو به خواسته هایمان برساند..

    و در این داستان که استاد از لحظه ای که در ایران هست و تازمانی که وارد آمریکا می شود اتفاقات را بازگو میکنند و مخاطب را به حیرت وا می دارد که جهان چگونه اتفاقات را کنار هم می چیند تا آرزوی انسان را به حقیقت برساند!!!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    فاطمه حبیبی گفته:
    مدت عضویت: 968 روز

    بنام خدای توانا!

    خدایا شکرت!

    132

    خدارا شاکر و سپاسگزارم بابت حضورم در بهترین سایت دنیا،

    هر چقدر بیشر زمان می گذرد موضوع هدایت رو بیشتر درک می کنم،

    وقتی به گذشته ام فکر می کنم یعنی به زندگی قبل از تحولم،

    متوجه می شم که خداوند همیشه حواسش به من بوده و الهامات وهدایت هایش شامل حالم می شده ولی متاسفانه من در مدار دریافتش نبودم و درکی از الهامات قلبی ام نداشتم،

    یادمه بیشتر از 4 سال قبل در زمانیکه شرایط زندگی من و شرایط کشور ما در حالت بحران بود،

    نا امنی وحشتناک بود،

    شرایط تحصیل واسه دخترا دچار مشکل شده بود،

    حق تحصیل، و آزادی در جنبه های مختلف زندگی از دخترا صلب شده بود توسط بی قانونی که تو کشور ایجاد شده بود هر کسی هر قانونی رو که دلش می خواست وضع می کرد،

    چند ماه از این شرایط گذشته بود و این محدودیت ها خیلی اذیتم می کردم،

    اون موقع سوالات زیادی توی ذهنم ایجاد می شد،

    چجوری میشه بهتر زندگی کرد،

    چجوری میشه این شرایط رو عوض کرد، و……

    ازین مدل سوالات زیاد توی ذهنم بود تا اینکه یه شب موقع که سرم رو رختخوابم بود و داشتم به تغیر زندگیم فکر می کردم، یهویی بهم الهام شد که باید مهاجرت کنم به ایران،

    اون موقع ها من هیچ درکی از توحید و توکل نداشتم،

    و یه آدم مشرک بودم مثل خیلی از آدم های دنیا،

    ولی وقتی اون ایده بهم الهام شد من باز شدن قلبم رو به وضوح احساس کردم،

    اینقدر حس خوبی داشتم که اون شب تا نیمه های شب نتونستم بخوابم،

    بنابر مسائلی که بود قانع کردن خانواده واسه مهاجرت یه کار بسیار سختی بود،

    ولی من اونقدری ایمان داشتم به این هدایت و الهام که حاضر بودم هرکاری براش انجام بدهم،

    خلاصه با یه ایمان و انگیزه ای شروع کردم به طی مراحل مهاجرت کردن،

    اون موقع با قوانین آشنایی نداشتم،

    وچرخ زندگیم روغن کاری نشده بود، من به هدفم رسیدم اما چالش های زیادی داشتم که اگر با درک الانم جلو می رفتم 90 درصد اون مسائل خود به خود حل می شد،

    وقتی من به اون الهام عمل کردم و اقدام کردم، درهای برام باز شد که واقعا شوکه کننده بود و عین معجزه بود،

    اون موقع درکی نداشتم و سپاسگزار شون نبودم ولی الان که قوانین رو درک کردم متوجه شدم که نا آگاهانه یه جاهای داشتم به قوانین عمل می کردم که این اتفاقات برام می‌افتاد،

    اون موقع ها بخاطر شرایط کشوری، گرفتن پاسپورت و هر مدرکی که واسه مهاجرت لازم بود رو خیلی به سختی انجام می دادند،

    به لطف خدای مهربان که در هر حال حواسش به من بوده توانستم مدارک رو اوکی کنم،

    بابت ویزا گرفتن هم خدا کارا رو برام انجام داد،

    و آدم های رو سر راهم قرار داد که دستی از دستان خداوند شدند و کارام رو انجام دادند،

    ما مهاجرت کردیم و به لطف خدای توانا الان 4 سال هست تهران زندگی می کنیم،

    از صفر شروع کردیم و الان به لطف خدای توانا زندگی ما خیلی بهتر از چیزیه که انتظارش رو داشتیم،

    بهترین اتفاقی که برام افتاد آشنایی ام با سایت فوق‌العاده استاد عباس منش هست،

    و همچنان رشد و موفقیت تو کسب و کارم با شرکت کردن تو کلاس های مختلف تو زمینه ای کاری ام.

    اگر به هدایت خداوند عمل نمی کردم و مهاجرت نمی کردم الا معلوم نبود چه زندگی رو تجربه می کردم،

    قطعا که شرایط و زندگی تلخی رو تجربه می کردم، چون با اومدن طالبان قطعا که محدودیت های زیادی برام ایجاد میشد و به هیچ کدام از آرزوی های که دارم رو نمی رسیدم،

    از موقع که با مباحث این سایت آشنا شدم و بحث هدایت رو تا حدودی درک کردم الان به لطف ستاره ای قطبی تمام زندگیم شده طبق هدایت و الهامات پروردگارم،

    خدایا هزاران بار سپاسگزارم که چرخ زندگیم خیلی روان‌تر می چرخه.

    خدایا شکرت!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    سپیده حیدری گفته:
    مدت عضویت: 517 روز

    به خداوند مهربانی که رحمتش بی پایانست و مهربانیش بی اندازه

    سلام خدمت اساتید و دوستان آگاهم

    استاد چقدر این موضوع هدایت الهی قشنگه، از وقتی که از آموزه های گوهربار شما فهمیدم اون صدایی که از درونت بلند میشه صدای خداوند و هدایتشون هست و اون صدایی که از ذهنت بلند میشه صدای منطقت و البته بیشتر اوقات زمزمه های شیطان هست، و نتایجی که از عمل به هدایت های الهی گرفتم(هر چند کوچیک از نظر ظاهری ولی بزرگ برای من)، ایمانم کلی بیشتر از قبل شده و قلباً خداوندم رو ستایش میکنم

    تمرین این قسمت از پروژه:

    آخرین باری که به ندای درونم گوش دادم دیروز در رابطه با مساله ای درباره فرزندم بود که نتیجه عالی و رضایت بخش بود و باعث شد که ناراحتی فرزندم از مسئله ای که داشت رفع بشه، به لطف خدای بزرگم…

    در کل من هر موقع به ندای درونم گوش دادم حالم و نتیجه عالی بوده و هر موقع که صدای درونم رو تشخیص ندادم یا احساساتم (مثل غم و خشم و…) بیشتر خودشون رو نشون دادن و مانع شنیدن ندای درونم شدن، نتیجه برام تلخ، دردناک و بد بوده متاسفانه…

    اگه درست تشخیص داده باشم و با توجه به نشانه هایی که درباره سلامتیم برام میاد، خرید دوره قانون سلامتی الهامی هست که بهم شده و من دارم تلاشم رو میکنم که این دوره رو تهیه کنم چون تمرکز و انرژی من برای کار کردن روی آموزشها تقریباً پایین هست و احتمالا دلیل این الهام این موضوع هست…

    بی نهایت بابت این پروژه و این تمارین عالی سپاسگزار خداوند و شما استادان عزیزم هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: