تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۳ - صفحه 26


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

626 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمد گفته:
    مدت عضویت: 538 روز

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته مهربان .

    استاد واقعا و سپاس گذار هستم که این محتوای فوق العاده رو روی سایت گذاشتین تا ما تغییرات را در آغوش بگیرم در واقع در تمام مراحل زندگی روی هر موضوع ای که میخواهیم تغییر کنیم باید به ندای درونمون گوش بدیم و تقلا نکنیم چون که اگر مسیر ما مسیر درستی باشه کارهایمان راحت انجام میشن .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    سارا خورشیدی گفته:
    مدت عضویت: 952 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    خداوندا هر آنچه که دارم از آن توست

    سلام بر استاد عزیزم و مریم شایسته عزیزم

    خواستم بگم از زمانی که این پروژه شروع شده و من دارم همراهش قدم بر میدارم اتفاق های مالی خوبی توی زندگیم داره رقم میخوره که خودمم نمی‌دونم چطوری آدما میان سمت من

    این جمله استاد که میگن وقتی توی مسیر درست باشید آدمها در زمان و مکان مناسب سر راه شما قرار میگیره رو با تمام وجودم دارم حس میکنم و می‌دونم قرار هست کلی معجزه ببینم

    خدا رو شکر هستم که من رو هدایت کرد توی این مسیر

    متشکرم از استاد عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  3. -
    لیدی گفته:
    مدت عضویت: 1673 روز

    من یه فایلی از استاد داشتم توی گوشی قبلیم سالها قبل که یادم نمیاد از کجا دانلود کرده بودم اما موضوعش در مورد زندگی در لحظه بود اون فایل خیلی به من انرژی میداد اما و

    وقتی گوشیم شکست دیگه نتونستم پیداش کنم لطفا اکه دارین یا تو سایت هست اسمشو بگین پیداش کنم

    میگفتن استاد که زندکی همین غذایی که میخوری همین ابی که مینوشی و یه همچین چیزهایی دقیق تو ذهنم نیست اماچندین سال حالم باهاش خوب بود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      زهرا الف گفته:
      مدت عضویت: 2016 روز

      سلام دوست عزیز

      شاید منظورتون فایل انگیزشی 3باشه ، که حدود شش دقیقه می‌باشد و میتوانید بالای همین صفحه تو فایلهای بعدی پیداش کنی .

      و اگر اون نبود تو دانلودها جستجو کنید احتمالا اونجا بتونید پیداش کنید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    رضا گفته:
    مدت عضویت: 1455 روز

    درود بر استاد عزیز و خانم شایسته

    گام سیزدهم: اقا محمد و خانم فرزانه امیدوارم الان در شرایطی رویایی و عالی در کنار هم با عشق زندگی کنید. استاد من دقیقا حرفهای شما رو بابت فرکانس و کار کردن روی خودم و هدایت ادمها به سمت خودم رو درک میکنم. من کارم طراحی و اجرا فضای هستش .

    در مورد کارم هیچ تبلیغی ندارم، اینستا ندارم، دفتر ندارم ، هیچ راه ارتباطی با مشتری به جز یک خط موبایل ندارم ، مشتری ها از راههای مختلف با من و کارم اشنا میشن و یک باور خیلی قویی که دارم اینه که اگر کسی یکبار کارش رو به من بده یا حتی فقط از کارش بازدید کنم امکان نداره کارش رو به شخص دیگه ای بده، این نکته رو هم بگم اجرت کارم به نسبت بالاست و البته خدمات درجه 1 دارم و هر چه که زمان بازدید میگم دقیق اجرا میشه . مشتری ها من رو پیدا میکنن حتی پروژه شهرستان دارم و لطف خدا باعث شد در این سالها که با استاد اشنا شدم تو همین کار درامدم بسیار عالی شده و مشتری هام بسیار زیاد. هیچ شرکت ثبت شده و هیچ نام و نشانی در بستر اینترنت ندارم و گلخانه ندارم فقط خودم هستم و خودم و ابزار کارم. استاد عزیز از شما سپاسگزارم که بنده رو با قوانین بدون تغییر خدا اشنا کردین و باعث شدین خدارو و هدایت خدارو درک کنم .

    شاد و سلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 49 رای:
  5. -
    آوه پیری نژاد گفته:
    مدت عضویت: 3390 روز

    سلام استاد عباس منش عزیزم عاشقتم

    سلام استاد شایسته عزیز و سخاوتمند

    سلام آقا ابراهیم دوست داشتنی عزیزم

    سلام خانم فرهادی عزیز و مهربان

    سلام خانواده ی عزیزم عاشقتونم

    گام 13 :

    آیا تا به حال تجربه‌ای داشته‌اید که به جای تقلا و تلاش فیزیکیِ زیاد برای رسیدن به یک خواسته (پیدا کردن مشتری، حل یک مشکل، خریدن چیزی)، تصمیم گرفته‌اید رهایش کنید و فقط روی باورهایتان، احساس خوبتان و «هم‌راستا شدن» با آن خواسته کار کنید؟

    و بعد از آن، چطور دیدید که جهان به شکلی معجزه‌آسا، آدم‌ها، شرایط یا فرصت‌هایی را سر راه شما قرار داد که آن خواسته به راحتی برآورده شود؟

    من میخوام در مورد تجربه ای از خودم بنویسم که فکر کنم یک یا دوبار نوشتمش قبلا

    ولی اینسری میخوام با جزئیات دقیق تر بنویسم تا وقتی میخونمش اون احساس اون لحظه رو توی وجودم حس کنم

    و اینکه با بازگو کردنش از خدای عزیزم سپاسگزاری کنم

    چون با بازگو کردن نعمت هایی خدا بهمون هدیه داده و اتفاقات خوبی که خدا تو زندگیمون رقم زده ما داریم از خدا سپاسگزاری میکنیم و بهش میگیم که قدردان تمام این نعمت ها هستیم

    قبل از نوشتن در مورد جواب این سوال استاد جان یه چیزی بگم خدمتتون هر وقت یک فایلی از شما میشنوم که در مورد آگاهی های اون فایل تجربه ای دارم ، به صورت ناخودآگاه توی وجودم یک صدایی کل اون تجربه رو با تمام جزئیات برام مرور میکنه

    و من همزمان ترکیب فرمایش شما و اون گفت گوی ذهنی و باهم توی ذهنم دارم که منو به حدی از احساس فوق‌العاده میرسونه که تمامی نگرانی ها و ترس ها از وجودم شسته میشه میره

    این تجربه ی من برمیگرده به اوایل آشنایی من با شما استاد جان عزیزم

    من برای یک مسئله ای مجبور شدم به گرفتن پول نزولی که این انتخاب برای من آخرین انتخاب بود چون متنفرم از گرفتن پول نزولی چون با اصول من هماهنگی نداره ، پول نزولی از نظر من کاملا یک مسیرِ نادرسته

    وقتی این پول و گرفتم طبق قراردادی که بسته بودم با صاحب پول تاریخی که توی سفته نوشته بودم ، این شخص زیر تمام این تاریخ و قرارداد ها زد و زودتر از روز موعود طلب پولش رو کرد

    و هزاران خط و نشون ها کشید که اگر این پول و پرداخت نکنی من سفته رو میزارم اجرا و از این حرفا که فشار ذهنی شدیدی رو برای من آورده بود و استرس خیلی شدیدی رو داشتم توی اون روزها تجربه میکردم که هرگز تو زندگیم تجربه نکرده بودم، که احساس میکردم هر آن امکان داره از فشار این استرس بمیرم ، و ترس از اینکه بمیرم و به خواسته هایی که از بچگی توی رویاهام میدیدم نرسم منو داشت نابود میکرد

    ذهن منم از این فرصت سوءاستفاده کرد تا میتونست چرندیات تحویل من میداد و این فشار و بیشتر و بیشتر میکرد و با تمام توانش هیزم توی این آتیش می‌ریخت به حدی که احساس میکردم نفس هام سنگین تر و بزور بالا میان و شب ها با ترس و نگرانی میخوابیدم در حدی که عرق سرد های درشت میزد منو و همش به این فکر میکردم امشب از این استرس و حال بد شاید بمیرم ، چون بارها با نفس تنگی از خواب بیدار میشدم و مینشستم تا شاید بتونم کمی نفس بکشم و همیشه به این فکر میکردم که فردا قراره چی بشه

    (میخوام با تمام جزئیات بنویسم که هر وقت این کامنتم و میخونم این رنج و بیاد بیارم و معجزه ی خداوند و بیاد بیارم که اهرمی بشه برای من)

    روزها از خونه میرفتم بیرون و به هر شخصی که میشناختم رو مینداختم برای پول قرض گرفتن که اون پول نزولی رو بدم که وقتی میرم سر کار بدهی شو بدم

    خدا شاهده به هیچکس توی خونه این موضوع رو نگفتم ، فقط فکر کنم به یکی از داداشام گفتم اونم نمیدونم فکر کنم از رفتارم فهمید من گفتم یا چی یادم نیست

    دوست نداشتم کسی از موضوع باخبر بشه

    کلا دوست ندارم مشکلات و مسائلم و به کسی بگم

    خلاصه هر شخصی رو که یادم میومد ازش درخواست پول میکردم (شرک خالص)

    اون موقع ها تازه با شما آشنا شده بودم اینقدر که فشار ذهنیم بالا بود نمیتونستم تمرکزی فایل ها رو گوش کنم ولی قبل از این استرس ها چون از شما در مورد خدا تو فایل هاتون شنیده بودم

    وقتی تمام افراد و ازشون درخواست پول کردم دیدم که بله رسیدم به تهه خط دیگه هیچ راهی ندارم اونجا دیگه استرس و فشار در حدی بود دیگه داشتم خفه میشدم از ترس و نگرانی که قراره چی بشه

    خدایا عاشقتمممم تا روزی که نفس میکشم هم سپاسگزاری همین یک مورد رو بکنم بازم کمه

    توی خیابون داشتم قدم میزدم و رسما برای اولین بار توی عمرم احساس کردم به تهه خط رسیدم و هر آن یا احتمال داره از این استرس بمیرم یا اینکه چون هیچ پولی پیدا نکردم احتمال داره هر بلایی سرم بیاد

    خدایا عاشقتم که به مو میرسه ولی پاره نمیشه

    توی اوج اون فشار ذهنی و استرس یاد حرف شما استاد عزیزم افتادم که میدونم این هم لطف و مهربانی خداوند بود که بیادم آورد یه لحظه گفتم استاد جان میگه به خدا توکل کنین فقط ، و فقط و فقط از خدا بخواین خواسته هاتونو

    تو اوج ناباوری و ناامیدی

    چون من به خدا اعتقاد نداشتم استاد جان به وجودش باور نداشتم ولی گفتم بیام یکبارم شده به حرف استاد عباس منش گوش بدم از خدا بخوام من که تمام راه ها رو رفتم نشد من که تهه تهه خطم دیگه هیچ امیدی نیست حداقل یکبار به حرف استاد گوش کنم ببینم چی میشه

    استاد عاشقتونم با تمام وجودم

    توی خیابون داشتم قدم میزدم گفتم خدایا من به هر شخصی که میشناختم رو انداختم حتی از اونها هم خواستم اگر تو اطرافیان شون کسی هست این پول و قرض بده ، من حتما پس میدم ولی به بن بست خوردم دیگه هیچ امیدی ندارم نمیدونم چی میخواد بشه ازت میخوام این پول و برام جور کنی من نمیدونم چطوری ولی من این پول و میخوام

    باورتون نمیشه به محض تموم شدن حرفم بلافاصله صدایی توی وجودم اومد به فلانی پیام بده بگو اینقدر پول میخوام به صورت قرض تا یکماه دیگه حتما بهت پس میدم

    جالبه من این دوستم و اصلا یادم نبود بهش بگم

    وقتی بهش پیام دادم بلافاصله جواب داد انگاری آنلاین بود گفت آره داداشم این چه حرفیه فقط باید بیای تا خونمون من کار دارم نمیتونم بیام نگران پس دادن پول هم نباش هر وقت دادی دادی اصلا مهم نیست ، همون صدا دوباره اومد گفت نه حتما تا یکماه دیگه من پرداخت میکنم و منم بهش گفتم گفت باشه داداشم هر جور راحتی ولی بازم خودت و اذیت نکن من احتیاجی به پول ندارم الان

    خلاصه پول و گرفتم و رفتم دادم و سفته مو پس گرفتم و یک آرامش عمیقی توی وجودم احساس کردم که حس میکردم تازه متولد شدم

    اون شخصی که من ازش پول گرفته بودم یک مغازه ای داشت که کنار اون مغازه دوست من مغازه داشت و از این ماجرا خبر داشت که پول نزولی گرفتم همیشه بهم میگفت آوه داری دیوانگی محض میکنی نکن اینکارو پشیمون میشی ، خدا نشونه ها رو میداد ولی من اون موقع این آگاهی ها رو درک نکرده بودم گوش نکردم ، حالا اون شخص میگفت تو چیکارش داری میخواد پول بگیره حتما لازم داره چرا دخالت میکنی تو

    وقتی دوستم فهمید پولش و پس دادم خوشحال شد گفت خداروشکر به خیر گذشت

    الان یکم سفت بگیر برای پیدا کردن کار تا بتونی پول دوستت و پس بدی بهش گفتی یکماهه پرداخت میکنی تو همین امروزم شروع بکار بکنی یکماه بعد بهت حقوق بدن تازه میشه همون زمانی که قول دادی

    من یک آرامش عمیقی داشتم میگفتم نگران نباش وقتی این پول جور شد کارم پیدا میشه

    من گفتم خدایا تو که برام پول و اوکی کردی خودت بگو کدوم فایل هارو گوش کنم تا بتونم کار پیدا کنم

    حسی اومد تو وجودم فقط روی خدا حساب باز کن

    اومدم توی سایت دانلودش کنم چون صوتی شو دانلود نداشتم فقط تصویری داشتم به صورت کاملا الهامی به فایل چندبرابر کردن ثروت رسیدم که اونم دانلود کردم با فایل فقط روی خدا حساب باز کن باهم شروع کردم به گوش دادن

    و تعهد فایل چند برابر کردن ثروت هم نوشتم

    رفتم چنتا کاغذ A4 برداشتم با یک مداد B6 طراحی شروع کردم به نقاشی کشیدن و گوش کردن فایل ها بصورت پشت سرهم و به صورت مداوم یعنی گوشیم باتری تموم میکرد میزدم به شارژ همزمان هم فایل ها رو با هندزفری گوش میدادم موقع ناهار و شام غذا رو می‌آوردم تو اتاقم هندزفری رو گوشم داشتم همزمان با خوردن غذا فایل ها رو گوش میدادم

    موقع رفتن به دستشویی هندزفری تو گوشم بود فایل ها رو گوش میدادم

    حموم رفتنم هم میزاشتم وقتی همه خوابیدن برم چون تو حموم نمیتونستم فایل گوش کنم

    یعنی من هیچ صدایی نمیشنیدم به جز فایل فقط روی خدا حساب باز کن و فایل های چند برابر کردن ثروت

    اون اوایل چون هیچی نمیفهمیدم از فایل های استاد

    شبیهه بچه ای که تازه بدنیا میاد و از پدر و مادرش همش میپرسه این چیه ، اون چیه و میخواد با جهان و محیط اطرافش آشنا بشه و هر چیزی که میگن و گوش میکنه و باور میکنه

    تغییرات شروع شد…

    رفتم بیرون با هندزفری به گوش یکی از دوستان بهم گفت فلان فست فودی به یک نفر نیرو نیاز داره تو که دنبال کار هستی میتونی بری

    گفتم نه من تو فست فود کار نمیکنم

    فردایی شد همون دوستم از جریان باخبر بود مغازه به مغازه بقلی خودش سپرده بود اگه جایی کسی نیروی کار خواست بهم بگو دوستم میخواد بره سر کار

    (اینم بگم من قبل این جریان هم دنبال کار میگشتم ولی کاری رو بتونم انجام بدم رو پیدا نکرده بودم این داستان باعث شد پیدا کردن کار فورس ماژور بشه)

    و اون مغازه بقلی دوستم گفت یک فست فود هست نیرو میخواد ، که من گفتم بازم گفتم نه من فست فودی نمیرم

    یک رستوران با فاصله ی 100 متری با مغازه ی دوستم بود گفت بیا بریم این باهاش سلام علیک دارم بهش بگم ببینیم میشه بری تو رستوران کار کنی

    من رفتم ولی با بی میلی که صاحب رستوران گفت این آدم بدرد ما نمیخوره

    دوستم استرس داشت بخاطر پول ولی من علی بی غم بودم میگفت دیوانه پیگیری کن دیگه وقتت داره میره 2 روز از یکماه گذشت چیکار میخوای بکنی؟

    من گفتم پول خودش اومد کار هم خودش میاد

    حرص می‌خورد میگفت تو عقل نداری چجوری کار خودش میاد آخه تو دیگه عقلت و از دست دادی من میخندیدم به حرفاش اون بیشتر حرص می‌خورد :)) عزیزم :)

    ولی بخدا قسم یک آرامش عمیق و عجیبی داشتم که تو عمرم تجربه نکرده بودم

    اومدم خونه دفتر برداشتم گفتم اوکی من مگه به خدا نگفتم برام پول و اوکی کن ، بعدش نگفتم کار پیدا کن و اینهمه کار داره بهم پیشنهاد میشه

    چرا قبلا این ها نبودن چرا الان دارن اتفاق میفتن

    گفتم اوکی

    نوشتم خدایا من این کارا رو نمیخوام

    من یک کار میخوام با این ویژگی ها و با این مبلغی که توی تعهد نامه نوشتم ، این کارها هیچکدوم با مبلغ تعهدنامه همخونی نداره

    و دوباره رفتم شروع کردم به نقاشی کشیدن

    یک چیزی هم اینجا بگم من از بچگی نقاشی خوب میکشیدم ولی همش درختِ چوب خشک بود و کوه و دریا و از این حرفا ، ولی توی اون روزها برای اولین بار توی عمرم من چهره کشیدم ، یک عکس از اینترنت دانلود کردم شروع کردم به کشیدن که تو 1 روز یا 1.5 کامل کردمش

    به حدی این نقاشی با جزئیات کشیده شده ، به حدی خوب شده که صاحب عکس ببینه باورش نمیشه نقاشیِ :))

    و من دوباره شروع کردم فایل گوش کردم و نقاشی کشیدم

    گذشت…

    شد فردا بازم رفتم پیش دوستم گفت برات کار پیدا کردم برق کاری بود فکر کنم یادم نیست دقیقا ، گفتم نه

    داشت از عصبانیت دیوونه میشد من میخندیدم بیشتر حرص میخورد میگفتم حرص نخور بابا کار خودش میاد

    میگفت بابا تو عقلت و از دست دادی چطور کار خودش میاد

    میگفت توی دوستام تو سالم بودی توام از دست رفتی :))))

    فردایی شد…

    از طرف یکی از نزدیکان یک کار بهم پیشنهاد شد

    یک حسی تو وجودم تاییدش کرد

    مثل همون چیزی که استاد جان شما میفرمایین یه چیزی چشمک میزنه برام انگار ، من بارها تو برهه‌های مختلف تجربه کردم این حس و

    گفتم تمام شد کارم خودش اومد با تمام اون ویژگی هایی که نوشتم فقط با یک تفاوت

    حقوقی که گفتن پرداخت میکنن 3 برابر اون چیزی بود که من توی تعهدنامه نوشتم

    و باز هم خدا معجزه کرد

    و اینکه حقوق دریافتی من تقریبا نزدیک به 2 برابر حقوق بازنشستگی یکی از نزدیکان من بود

    یعنی اون شخص 30 سال کار کرد یک حقوقی رو دریافت میکرد ، که من نزدیک به 2 برابر اون حقوق و دریافت میکردم

    و از فردایی رفتم سر کار تقریبا یک هفته گذشت داشتم از سر کار میومدم خونه اون دوستم که مغازه داشت و دیدم داشت مغازه شو میبست بهم گفت کجایی چند روز نیستی؟

    بهش گفتم بهت گفته بودم که کار خودش میاد و یه لبخند بهش زدم

    با لبخند و خوشحالی گفت جدی میگی؟!

    گفتم آره الان دارم از سر کار میام

    از تهه دل گفت خداروشکر باورت نمیشه چقدر خوشحال شدم انگار مسائل من حل شد

    گفت وقتی شروع به کار کردی زمانت از یکماه هم گذشته بود برای پول دوستت چیکار میکنی؟

    گفتم نگران نباش چندروز دیگه پولش و میدم

    گفت چجوری تو که یکماه نیست کار میکنی؟

    گفتم به صاحب کارم گفتم حقوق نصف ماهم و مساعده بده

    گفت قبول میکنه مگه؟

    گفتم آره فردا پس فردا قراره پرداخت کنه

    گفت خداروشکر خیلی خوشحال شدم خداییش

    یعنی از همینجا برای اون دوست عزیزم عاشقانه از صمیم قلبم از اعماق وجودم بهترین ها رو آرزو میکنم که از خود من بیشتر خوشحال شد بخاطر این اتفاق

    چون میدونم فرکانسش بهش میرسه از همینجا بهشون میگم عاشقتم آقا مهدی عزیزمممم

    همینجا من آوه ی پیری نژاد به خودم تعهد میدم یکبار دیگه این مسیر رسیدن به خواسته رو توی زندگیم اجرا کنم و بجای نگرانی ها و ترس ها ویژگی های مشتری هام رو به خدا بگم خدا خودش هدایت کنه به سمتم

    همون خدایی که ملودی های فوق العاده ارزشمند و زیبا رو برام میسازه خودش هم مشتری رو میاره

    یکبار دیگه به خودم یادآوری میکنم که ملودی ها رو من نمیسازم همه رو خدا میسازه

    این و من روزی هزاران بار به خودم گفتم از این به بعد میگم

    کاش میشد این رنگ فونت این تعهدم و تغییر بدم قرمز رنگش کنم که هر وقت این کامنتم و میخونم این رنگ قرمز این تعهد و ببینم چون من تو نوشته هام هر جا تعهدی یا نکته ی خیلی خیلی مهمی که باید مثل مرگ و زندگی بهش نگاه کنم و با رنگ قرمز مینویسم وقتی این رنگ مینویسم تمام تلاشم و میکنم بهش عمل کنم

    مسئله ای که باعث میشه پروژه های من پیش نمیره و آثارم فروش نمیره دلیلش و فهمیدم اونم این قسمت از کامنت خانم آیت گرامی که تو گام قلبی این پروژه نوشتن :

    ️️️️

    تو یه کامنت اومده بود اگه همش داری بی پولی تجربه میکنی روابط بد داری یا مدام بیماری رو تجربه میکنی تنها علتش اینه که گذاشتی دیگران به ذهنت خوراک برسونن

    حس کردم یکم از جوابم همینه

    خب اینو گرفتم ولی چه خوراکی ؟

    دوتا کامتت پایینترش اومد ترس ونگرانی

    ️️️️

    آره این ترس و نگرانی برای منم میاد گاهی توی ذهنم

    حالا چرا میاد؟!!

    بخاطر ورودی های محیطی که توش هستم ، چون فقط ختم میشه به ترس و نگرانی

    چرا اونموقع نبود؟!!

    چرا اونموقع توی اون حالت فورس ماژوری من علی بی غم بودم؟!

    چون فقط داشتم ورودی های خالص توحیدی و فوق العاده ارزشمند استاد عباس منش عزیزم و دریافت میکردم

    الان وظیفه ی من چیه؟!!

    مثل همون موقع خودم و بمباران کنم فقط و فقط و فقط با فایلی که خدا قطعا بعد از نوشتن این کامنت و مرور اون اتفاقات بهم الهام میکنه باید روی اون کار کنم + پروژه‌ی تغییر را در آغوش بگیر + دوره ی فوق‌العاده ارزشمند احساس لیاقت

    تا دوباره اون احساس آرامش و خیال راحتی مداوم رو توی وجودم حس کنم

    تا دوباره سیمم مداوم وصل بشه به خدای عزیزم

    یک چیزی اینجا فرق کرده نسبت به قبل که نکته ی خیلی مثبتی حساب میشه اینه که من الان تو مسیر علاقم قدم برداشتم ولی اونموقع فقط دنبال یک کاری بودم که پول بسازم همین

    استاد جان من یک موضوعی رو درک کردم شاید به این گام از پروژه ربط نداشته باشه ولی چون الان یادم اومد میخوام بنویسم که هر وقت میخونمش مرورش کنم

    من چند روز پیش یک فایلی نشانه ی روزانه ام شد که موضوع اون فایل قدم برداشتن توی مسیر علاقه بود ، من خیلی فکر کردم ولی متوجه نشدم چرا باید این موضوع که من تو مسیرش هستم و نشانه بشه برام

    تا اینکه به این نکته ی ریز رسیدم ، قدم برداشتن تو میسر علاقه همیشه منظور قدم برداشتن فیزیکی نیست ، گاهی منِ آوه باید بدونم از فکر کردن به کار مورد علاقم ترس نداشته باشم ، یعنی ترس ها اینقدر منو تسخیر نکنن که حتی اجازه فکر کردن و تجسم کردن مسیری که عاشقشم و از من بگیرن ، من نباید این اجازه رو به اونها بدم ، باید بتونم رویاهام مسیر عشق و علاقم و توی وجودم زنده نگه دارم

    یه تشکر هم از آقای خاص ، دوست و داداش عزیزم بکنم برای اینکه به هدایت قلبت گوش کردی و اون آیه ی فوق‌العاده ارزشمند و برام فرستادی باورت نمیشه از همون لحظه من تو چه حال و هوایی بودم

    چون این آیه برای من بینهایت زیاااااااد ارزشمنده

    و همزمان شدن اون آیه با این گام از پروژه دیگه منو برد به بهترین حال ممکن که چقدر هماهنگِ با این تجربه ی من

    این تکیه از ترانه ی آهنگ بهنام بانی عزیز برای من خیلی مصداق گفت گوی من و خدای من و داره ، اینجا براتون مینویسم

    ▪️من : من همه دنیا رو بگردم مثل تو پیدا نمیشه ، نه نمیشه

    نه هیشکی توی دنیا عشقم مثل تو زیبا نمیشه ، نه نمیشه

    ▪️خدا : یکی اینجاست که تو هر جوری بشی باز ، تو رو دوست داره همیشه

    یکی اینجاست که تو رو تنها نمیزاره ، نمیزاره همیشه

    استاد عباس منش عزیزم عاشقتم خیلییییی زیاااااااد

    ازتون بینهایت زیاااااااد سپاسگزارم بابت تک تک آموزش ها و آگاهی های ارزشمندی که ارائه میدین

    که فقط خود خدا میدونه چه نوری به زندگی ما جاری میکنین

    استاد شایسته عزیز و سخاوتمند از شما هم بینهایت زیاااااااد سپاسگزارم بابت تک تک تلاش های ارزشمندتون توی سایت ، بابت نکات ارزشمندی که شما توی فایل های استاد جان بهش اشاره میکنین که کلی درک منو نسبت به آگاهی ها بیشتر میکنه

    آقا ابراهیم دوست داشتنی عزیزم عاشقتم مدیر فنی خفن سایت abasmanesh.com ازتون بینهایت زیاااااااد سپاسگزارم بابت تک تک تلاش های ارزشمندتون توی سایت

    خانم فرهادی عزیز و مهربان از شما هم بینهایت زیاااااااد سپاسگزارم بابت تک تک تلاش های ارزشمندتون توی سایت

    خانواده ی عزیزم از شماها هم بینهایت زیاااااااد سپاسگزارم بابت تک تک کامنت های ارزشمندتون که کلی به من کمک میکنه ، وقتی از تجربیات زندگیتون میگین کلی به درک من توی آگاهی ها کمک میکنه

    خدای عزیزم

    عشق ثانیه ثانیه های زندگیم تا روزی که نفس میکشم عاشقتم خیلییییی زیاااااااد و سپاسگزار و قدردان تمام نعمت هات هستم

    خدایا عاشقتم که عاشقمی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 62 رای:
    • -
      منیژه مطهر گفته:
      مدت عضویت: 2833 روز

      سلام دوست عزیز

      بی نهایت زیبا نوشتی چقدر جملاتت برام درس داشت

      چقدر از جمله پایانی ت خوشم اومد

      منم تو زندگیم هر جا به دیگران تکیه کردم از همون جا ضرر کردم و برعکسش هر جا به خداوند قادر ومهربونم تکیه کردم موجی از انسان های خوب و دوست داشتنی موجی از اتفاقات بی نظیر که فکرش و نمی کردم برام پیش می یومد

      خواستم با این کامنت از شما تشکر کنم برا کامنت زیباتون و براتون ارزوی سلامتی و موفقیت کنم

      در پناه خداوند یکتا

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    مریم مهدوی فر گفته:
    مدت عضویت: 1190 روز

    هر کسی اندر جهان مجنون لیلیّی شدند

    عارفان لیلیِّ خویش و دم به دم مجنون خویش

    ساعتی میزان آنی ساعتی موزون این

    بعد از این میزان خود شو تا شوی موزون خویش

    سلامی با تک تک سلول هایم که لبریز از آرامش و حس عالیه

    محضر استاد ارجمندم و مریم بانوی عشق

    و همه دوستانِ عزیزم در این محفل عاشقانه و عارفانه

    به نام خداوند بخشنده مهربانم که با او بودن یعنی آرامش محض ،یعنی

    لذّت بردن از لحظه لحظه های نابی که هرروز از او هدیه می گیریم برای

    توحیدی زندگی کردن و در مسیر

    راستی و درستی با رعایت قوانین زیبا و تاثیر گذارش در زندگی مان

    قدم برداشتن و معجزاتی که به صورت سلامتی ،رابطه عالی و عاشقانه، خیروبرکت در خزانه زندگی

    وهدایایی که از طریق دستانش به ما می رساند ،مشتریانِ عالی ،ادامه با شوروشوق و شعف این مسیر بهشتی

    و نتایج عالیه استادو دوستانِ

    بی نظیرم ،احساس آرامش و رضایت از زندگی و حال خوب و

    حالِ خوووب که تو را تهی می کند از تمام وابستگی ها و بی نیاز از هرکسی و هر چیزی و خود را تنها

    نیازمند خداوند دیدن و احساسِ

    خوشبختیِ واقعی داشتن

    بسپاریم همه چیز را به قدرت لایزالِ او از همان صبحی که چشمانِ زیبایمان را به لطفش می گشاید

    که بی شک معجزه هست و بعد به نظاره بنشینیم که چطور او را کنار خود

    احساس می کنیم ،نیاز به هیچ تبلیغ و بازاریابی نیست و نخواهد بود ،

    بازاریابی و تبلیغ از درون قلب تراوش می‌کند، از همان حالِ

    خوب مان از همان قدرت لحظه ای فرکانس هایی که به جهان زیبا

    می فرستیم از اینکه نه تنها در کلام که با تمام تاروپود وجودمان درک کرده ایم که تنها او روزی رسانِ

    بی حساب است ،به تک تک اعضاء و جوارح خود که نگاه می کنم و هوشمندیِ خارق‌العاده بدنم ،بخدا که دیگرحرفی برایم نمی ماند ،

    خداوند همه چیز شده است در زندگیم …..

    کسب وکارمان که چند متر از خیابان اصلی فاصله دارد اما خداوند در دید مشتریان آن را رو به خیابانِ اصلی گشوده است آخ خدایا اشکم در میاد از این همه فضل و سخاوتمندیت و خزانه پرخیروبرکتی که عطا می گردانی و اصلا به مبلغ آن بستگی ندارد

    انگار میلیارد میلیارد در حسابت است چون تو خود را به خزانه دار عالم وصل می دانی و این باشکوه است ،

    واقعا خیلی چیزها را نمی شود با زبان بیان کرد خیلی عمیقه ،چه بگویم که

    سخن از تو تمام وجودم را لبریز از عشق می کند ،

    خدایا

    در عشق تو گر دل بدهم جان ببرم

    هرچه بدهم هزار چندان ببرم

    چوگان سر زلف تو گر دست دهد

    از جمله جهان گوی ز میدان ببرم

    همه چیز به قولِ اسناد گرانقدرم از درون نشأت

    می گیرد و

    تاثیراتِ َشگفت انگیزش را در جای جای وجود و

    زندگی مان می گذارد ،بودن در این مسیر و متعهدانه ادامه دادن یعنی حس عالی

    یعنی هر لحظه با ذهنی بازوپاک و قلبی آرام

    هدایت ها را دریافت کردن و در بهشت زندگی کردن ،

    در بهشت زندگی کردن یعنی حالت با خودت و دنیایت عالیست، همه چیز را به خداوند سپرده ای ومی دانی و باور،یقین ،اعتماد و ایمانِ واقعی داری که در زمان مناسب آنچه را که

    برایت خیروخوشی و هرلحظه شکرگزاری به ارمغان

    می آورد ،

    خداوند در سفره زندگیت ،پرخیروبرکت فراتر از تصوّراتت عطا می گرداند و این عطا کردن به جان و دلت می چسبد .

    در پناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت، ثروتمند، سعادتمند، خوشبخت، موفق و عالی باشید و در این مسیر بهشتی و زندگیه زیبایتان

    در نور هدایت الهی بدرخشید

    عشق بهتون عزیزانِ جان

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    متشکرم متشکرم متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای:
  7. -
    اصغر و پرسیلا گفته:
    مدت عضویت: 1777 روز

    بانام خداوند رزاق

    سلام به همه دوستان زیبای هم‌مدار و مسیر نور

    سلام به استاد عزیزم و همه انسان‌هایی که سال‌هاست با آموزه‌ها، تجربه‌ها و نتایج‌شان چراغ راه مان بودند.

    درابتدا سخن سلام به عزیزان دل وهمراه، عادلهٔ عزیز شکیبای عزیز و سیدعلی بزرگواراشماعزیران رابابت شجاعت، تلاش‌ونتایج درخشان‌تان ازصمیم قلب تحسین میکنم.

    هر کدام از نتایجی که ارائه دادید، نشان می‌دهد چقدر با قلب‌تان کار کرده‌اید.

    به‌راستی شایستهٔ تحسین هستید.

    بودن‌تان ارزشمند است و تلاش‌تان قابل ستایش.

    بخش اول

    ● قرار گرفتن در مدار الهی و داستان 6 سال تغیر و جهشی بزرگی که در راه است

    دوستان می‌خواهم از سفری بگویم که 6 سال پیش آغاز شد؛ سفری که از دل ناآرامی‌ها، سؤال‌ها و جست‌وجوهایی عمیق شروع شد و امروز می‌بینم که چگونه همان جست‌وجوها مرا به مدار دیگری از آگاهی، رشد و آرامش رسانده است.

    وقتی اولین بار با فایل‌های توحید عملی وسایرفایلهای رایگان استاد عباس‌منش آشنا شدم، فقط امیدی کمرنگ داشتم که شاید بتوانم ذهنم را آرام‌تر کنم یا معنایی عمیق‌تر در زندگی پیدا کنم اما حالا بعد از گذر از دوره ثروت 1، دوره 12 قدم، دوره کشف قوانین زندگی و دوره هم جهت‌ با جریـان خداوند ، وسایرفایلهای دانلودی، سریال زندگی دربهشت وسریال سفربه دورامریکا می‌توانم بگویم من ان آدم 6 سال پیش نیستم.

    این 6 سال برای من مثل کاشتن یک درخت بوده است هر روزهر فایل، هر تمرین، هر تغیری کوچک اما پیوسته… همه تبدیل شدند به ریشه‌هایی که حالا درخت زندگی‌ام را محکم‌تر، آگاه‌تر و آرام‌تر کرده‌اند.

    ● آرامشی که به آن رسیدم بزرگ‌ترین ثروت من است

    قبل از ورود به این مسیر، ذهن من بی‌وقفه شلوغ بوددائماً آینده را با نگرانی و گذشته را با پشیمانی مرور می‌کرد

    اما یاد گرفتم که آرامش یک “نتیجه” نیست آرامش یک انتخاب لحظه‌به‌لحظه است.

    با کار کردن روی ذهنم باتغیرنگاهم به زندگی با کارکردن روی تغیرباورهام با تمرین متوقف کردن افکار منفی، با باور کردن این اصل که «خداوند منبع همه چیزاست» به‌تدریج ذهنم نرم شد، لطیف شد، آرام گرفت.

    و همین آرامش شد نقطه آغاز اتفاقات زیبادرزندگی ام.

    ●افزایش قدرت کنترل ذهن، افزایش عزت‌نفس و اعتمادبه‌نفس

    یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای من دراین 6سال این بود یاد گرفتم که “قدرت واقعی درون خودمن است”.

    نه در شرایط

    نه در آدم‌ها

    نه در پول

    نه در امکانات

    بلکه درافکارمن در باورهای من، درانتخاب‌های من در مدار ارتعاشی وفرکانسی من است ودیگرهیچ

    کم‌کم دیدم که چطور شرایط ، اتفاقات، ادم‌ها، رفتارها، فرصت‌ها و حتی پیشنهادهایی که وارد زندگی‌ام می‌شدند تغیر کردند.

    انگار جهان منتظر بود پازل درونی من تغیر کند تا تکه‌های بیرونی، خودشان را با تصویر ذهنی جدیدمن هماهنگ کنند.

    ●رابطه‌های سالم‌تر و مواجه شدن با ادم‌های هم‌مدار

    در این مسیر یاد گرفتم:

    «آدم‌هایی که وارد زندگی ما می‌شوند، انعکاس باورهای ما هستند.»

    وقتی من شفا پیدا کردم، آدم‌های شفابخش واردزندگی ام شدند

    وقتی من خودموارزشمنددونستم، ادم‌هایی امدند که ارزش من را می‌دیدند.

    وقتی من با خداوند هم‌سووهم جهت شدم جهان نیز با من هم‌سو وهم جهت شد

    و امروزبا قلبی مطمئن می‌گویم:

    من آماده‌ام که خداوند مرا در مدار آدم‌هایی قرار دهدومنودرشرایطی قرادهد که رسالتم را قوی‌تر، مسیرم را روشن‌تر و قدم‌هایم را محکم‌تر کنند.

    ● امروز در نقطه‌ای ایستاده‌ام که می‌خواهم وارد مرحله جدیدی به زندگی ام شوم

    تا اینجا بنای ذهنی و روحی‌ام را ساخته‌ام احساس میکنم اکنون ظرفم بزرگتر شده امادگی اش رادارم

    تا به مرحله جهش مالی و خلق‌های بزرگ‌تر وارد شوم.

    نه از سر نیاز

    نه از سر کمبود

    بلکه از سر آگاهی، شکرگزاری و آمادگی برای پذیرفتن ودریافت وفوربیشترنعمتهای الهی.

    در این مسیر چند اصل را انتخاب کرده‌ام و می‌خواهم آن‌ها را با شماعزیزان خانواده هم‌مدارم به اشتراک بگذارم:

    ●اصولی که مرا برای جهش مالی در مسیر الهی آماده می‌کند:

    ○اصل اول: باور به اینکه خداوند منبع نهایی ثروت است

    وقتی من باور کنم که خداوند منبع اصلی رزق است و انسان‌ها فقط “کانال” هستند

    فقط دستان خوب خداهستند آن‌وقت دیگر ترسی از کمبود باقی نمی‌ماند.

    رزق محدود نیست.

    منبع بی‌نهایت است.

    وظیفه من فقط کارکردن و قرارگرفتن درمدار نعمت‌های الهی است.

    ○اصل دوم: ارتعاش عشق، قدردانی و آرامش

    ازاموزههای استاد اموخته ام ثروت وارد ذهن و قلبی نمی‌شود که پر از ترس، نگرانی و فشار است.

    ثروت هم مثل هر چیز ارزشمند دیگربه خانه‌ای پاکیزه و امن نیاز دارد.

    وقتی من ارتعاش آرامش و عشق دارم خودبه‌خود در مدار شرایط وکسانی قرار می‌گیرم که می‌توانند مرا رشد دهند.

    ○اصل سوم: عمل به الهامات خداوند

    یاد گرفتم هر اقدامی را انجام ندهم.

    تحت شرایط جوقرارنگیریم وباعجله تصمیم نگیریم

    یاد گرفته ام فقط آن اقداماتی که با آرامش، اشتیاق و الهام همراه‌اندانجام دهم همان الهامات خداوند که مرابه فراوانی وفضل خودش می‌رساند.

    ○اصل چهارم: رها کردن وابستگی‌ها

    قبلاوقتی چیزی را با چنگ و دندان می‌خواستم اتفاق نمی‌افتاد.

    امااززمانی که درمسیررشدوتغیر قراگرفتم یاد گرفتم که به خواسته هام نچسبم یادگرفتم خواسته هامو رهاکنم

    و گفتم:

    «خدایا من آماده‌ام، زمانش را تو تعیین کن…»

    انگاه بود که اتفاق‌های خوب اتفاقهای هم جهت باخواسته هام مثل باران شروع به باریدن کردند.

    ○اصل پنجم: هم‌مدار شدن با شرایط مناسب وانسان‌های مناسب

    من امروز با تمام وجود باور دارم:

    وقتی آماده باشی،شرایط عالی و آدم‌های فوق العاده در زمان مناسب وارد زندگی‌ات می‌شوند.

    شرایط عالیییی و آدم‌های درست همان‌هایی هستند که مسیر تو را رشد می‌دهند، نگاه تو را بازتر می‌کنند و تو را به خلق‌های بزرگ‌تر دعوت می‌کنند.

    و من همین حالا از خداوند می‌خواهم

    با تمام عشق

    با تمام ایمان

    با تمام شکرگزاری

    من را با شرایط بهتر وآدم‌های بزرگ‌تر، هم‌مدارتر، آگاه‌تر و ثروتمندتر؛ هم‌فرکانس کند تا با هم نتایج عالی‌تری خلق کنیم.

    ● گام‌هایی که از امروز برای ورود به مرحله جدید زندگی ام برمی‌دارم

    برای ورود به مدار ثروت وفضل الهی، این برنامه عملی را انتخاب کرده‌ام:

    * نوشتن روزانه اهداف و احساسات

    نه فقط اهداف “مالی”

    بلکه احساساتی که می‌خواهم تجربه کنم:

    آرامش، سلامتی ، آزادی، برکت ،فراوانی، اعتمادورشد.

    * مراقبه و خلوت با خداوند

    این لحظه‌ها برای من حکم شارژ روحی دارند.

    ایمان دارم هرچه اتصال به منبع قوی‌تر، هدایت سریع‌تر.

    * اقدام الهام‌گرفته

    ایمان دارم هر وقت احساس خوبی به انجام کاری دارم ان راالهام خداوند بدانم وبی درنگ انجامش می‌دهم.

    * ارتباط با انسان‌های رشد یافته

    گفت‌وگو با افراد آگاه ومثبت اندیش و هم‌مدار،انرژی من را چند برابر می‌کند.

    می‌خواهم خودم را در جمع‌هایی قرار دهم که فرکانسم را بالا می‌برند.

    * شکرگزاری روزانه

    شکرگزاری “بدل ثروت” است

    شکرگزاری نزدیکترین فرکانس به خداونداست

    شکرگزاری کلیددریافت نعمت‌های بیشتر خداونداست

    شکرگزاری تمرکز برداشته هاوباورفروانی است

    هرچه بیشتر شکر کنم، نعمت‌های بیشتری دریافت میکنم.

    ● دعای من در این مرحله جدید

    خدایا…

    من آماده‌ام.

    تو 6 سال مرا ساختی، شفادادی، آگاه کردی و آرام کردی.

    حالا آماده‌ام با باورهای جدیدم درهای فراوانی مالی بیشتر، ارتباط عاطفی بهتر، ارمش بیشتر وسلامتی وتندرستی را بیشتربیشترتجربه کنم.

    خدایا…

    آدم‌های مناسب را وارد زندگی‌ام کن،

    آدم‌هایی که قرار است کنار هم رشد کنیم،

    آدم‌هایی که قرار است رسالت‌مان را زندگی کنیم،

    آدم‌هایی که قرار است درهای تازه‌ای از ثروت و آگاهی را به رویم بگشایند.

    من آماده‌ام.

    من در مدارم.

    من در جریان خداوندم.

    و مطمئنم بهترین‌ها در راه است.

    بخش دوم

    تمرین:

    لطفاً در کامنت‌ها بنویسید: آیا تا به حال تجربه‌ای داشته‌اید که به جای تقلا و تلاش فیزیکیِ زیاد برای رسیدن به یک خواسته (پیدا کردن مشتری، حل یک مشکل، خریدن چیزی)، تصمیم گرفته‌اید رهایش کنید و فقط روی باورهایتان، احساس خوبتان و «هم‌راستا شدن» با آن خواسته کار کنید؟

    و بعد از آن، چطور دیدید که جهان به شکلی معجزه‌آسا، آدم‌ها، شرایط یا فرصت‌هایی را سر راه شما قرار داد که آن خواسته به راحتی برآورده شود؟

    دوستان عزیزم

    در پاسخ به تمرین گام 13 می‌خواهم تجربه‌ای رو با عشق با شما به اشتراک بگذارم.

    سال‌ها بود که در ذهنم تصویری کاملاً شفاف از زمینی در کرمان داشتم؛ زمینی که همیشه حس می‌کردم مناسب ساخت‌وساز و شروع یک فصل جدید از زندگیمه قبلاً برای رسیدن به این خواسته خیلی تلاش ذهنی وگاهافیزیکی می‌کردم اما نتیجه‌ای نمی‌گرفتم تا اینکه با آموزش‌های استاد عباس‌منش یاد گرفتم «رها کنم»به جای تقلای بیهوده روی باورها و احساس خوبم کار کنم و فقط با خواسته‌ام هم‌راستا بشم.

    چند ماه پیش‌بدون تقلاکردن وبدون هیچ فشار و دوندگی‌ای به شکلی کاملاً الهی و هماهنگ آپارتمان زیبایم درکرمان را دقیقاً با همان زمین مدنظرم معاوضه کردم زمینی که سال‌ها در تصویرسازی‌هایم می‌دیدمش این اتفاق چنان ساده و بی‌زحمت رخ داد که فقط می‌تونم بگم دست خداوند و هدایتش کاملاً در این مسیر حضور داشت.

    امروز با عشق و شکرگزاری منتظر تامین سرمایه اولیه هستم که موجوداست فقط بایدبه نقدینگی تبدیل شود تاساخت ساختمان طبقاطی ام رااغازکنم و هر روز بیشتر از قبل باور می‌کنم که وقتی من با خواسته‌هام هم‌فرکانس می‌شم جهان به زیباترین شکل‌ممکن منو غافلگیر می‌کنه.

    من باوردارم به لطف خداوند همه چیز دقیقاً در زمان درست ومناسبش و به بهترین شکل ممکن در زندگی‌ ام ظاهر میشود.

    سخن پایانی: من ادامه می‌دهم…

    من این مسیر را ادامه می‌دهم

    با عشق، با ایمان، با اشتیاق.

    و یقین دارم نتایجی که پیش روست

    چند برابر زیباتر

    چند برابر بزرگ‌تر

    و چند برابر الهی‌تر

    از هر چیزی است که تا امروز تجربه کرده‌ام.

    به‌زودی می‌نویسم که

    چگونه خداوندشرایط وموقعیتهای عالیی برام بوجوداورد

    چگونه خداوندادم‌های درست را سر راهم قرارداد

    چگونه فرصت‌های مالی گشوده شد چگونه قدم به مرحله‌ای گذاشتم که همیشه آرزویش را داشتم.

    استاد عزیزم ،دوست عزیزسپاسگزارم که این نوشته را خواندید.

    سپاسگزارم ازخداوند که در این مسیر هم‌مداریم.

    سپاسگزارم از خداوند که ما را در بهترین لحظه‌ها کنار هم قرار داد.

    فراوانی در راه است…

    ارادتمند

    اصغرابراهیمی 29ابان 1404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
    • -
      مژگان گفته:
      مدت عضویت: 463 روز

      به نام خدای بزرگ وهدایتگر.

      سلام به برادر گرامی اصغرآقا.

      خداروشکر میکنم که من رو به کامنت شما هدایت کرد .

      از شما خیلی سپاس گذارم که زمان و انرژی گذاشتید و تجربیات و نتایجتون رو از عمل به قوانین حاکم برجهان هستی با ما به اشترک گذاشتید؛چقدر کامنتتون جامع وکامل بود راستش من باید چندبار دیگه بخونم تا کامل درک کنم،واقعا لذت بردم از نوع دسته بندی وتوضیحتون.

      از خدای متعال براتون سلامتی،سعادت و خوشخبتی در دنیا وآخرت ،رسیدن به همه خواسته هاتون رو خواستارم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        اصغر و پرسیلا گفته:
        مدت عضویت: 1777 روز

        بنام الله یکتا

        سلام

        مژگان عزیز

        ازت ممنونم که با مهربونی و توجهت، کامنتم رو در گام 13 پروژه تغیر خوندی و پاسخش رو دادی حضور امثال شمانازنین برای من مثل تلنگری از جنس آگاهی‌ست همون‌جایی که انسان یادش می‌افته جهان همیشه از مسیر آدم‌های درست، پیام‌های درست رو بهش می‌رسونه.

        این روزها بیشتر از همیشه دارم معنای واقعی تغیر رو لمس می‌کنم همون تغیری که از نگاه استاد عباس‌منش از درون آغاز می‌شوداز لحظه‌ای که آدم می‌فهمه هیچ چیزی در بیرون نیست که حال درونش رو بسازه و هیچ چیزی در بیرون نمی‌تونه جلو روشن شدن مسیرش رو بگیره

        وشمادوست هم مسیرم بانوشتهات و با حضورت بخشی از این مسیر روشن هستی

        می‌خوام بدونی ازصمیم قلب قدردان انرژی زیبایی هستم که به سمتم روانه کردی.

        مژگان عزیزتوازاون دست آدم‌هایی هستی که بودن‌شون حتی در یک پیام کوتاه یادآور این حقیقت شیرینه که جهان همیشه مراقب ماست.

        برات آرامش، رشد و اتفاق‌های قشنگ پشت‌سرهم آرزو می‌کنم.

        ممنونم که هستی ممنونم که باهم همراه وهم مسیریم، مسیر زیبای تغیر.

        با عشق و احترام

        ابراهیمی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    حامد حسامی گفته:
    مدت عضویت: 3396 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام و درود

    بسیار سپاسگزارم از استاد عباسمنش به خاطر این فایل هدیه ای ارزشمند.

    چقدر از تجربیات مهمانان برنامه لذت بردم که با وجود اینکه تمام دارایی خودشان را در بورس از دست دادن و تقریباً دیگرنامیدشده بودند ولی جسارت به خرج دادن و با اندک دارایی باقی مانده ای خودشان دوره ای روانشناسی ثروت یک را خریداری کردن و با عمل کردن به آموزش های روانشناسی ثروت یک،اکنون به موفقترین افراد تبدیل شده و ماشین و خانه و زندگی رویایی خودرا خریداری کردن.

    تجربه ای من هم در مورد دوره ای روانشناسی ثروت یک،این است که من در جلسه ای پنجم قانون آفرینش استاپ کردم و دوره ای روانشناسی ثروت یک را خریداری کردم و دقیقاً بعداز چندماه صاحب ماشین شدم…

    چقدر سریال های زندگی در بهشت و سفر به دورامریکا عالی هستند واستاد عباسمنش و خانم شایسته با یک دوربین موبایل زیباترین سریال جهان را فیلمبرداری میکنند،سریالی که کارگردانش و صحنه پردازش خداوند است و توسط استاد عباسمنش که دستی از جانب خداوند هستند به صورت هدیه اکران میشود.

    و تماشای همین سریال های مثبت و عالی باعث میشود که ماازمدار اتفاقات ناجالب خارج بشویم و مانند مهمانان برنامه به خواسته های خود هدایت بشویم.

    واقعاً که هرچقدر که از استاد عباسمنش تشکر کنیم کم است،آموزش های استاد عباسمنش نه تنها وضعیت مالی،روابط و…مارا خوب میکند،بلکه یک فرهنگ سالم زندگی کردن و درستکاری رادربین مردم ایران رواج میدهد…

    شاد و تندرست باشید

    خدانگهدار.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  9. -
    ابراهیم گفته:
    مدت عضویت: 1682 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    تغییر یعنی همواره در حال بهبود دادن

    من روی خودم کار میکنم و در مسیر درست قرار میگیرم و خدا در زمان مناسب مکان مناسب آدمهای مناسب رو سر راهم قرار میده

    دنیا دنیای فرکانسها است و هر کسی در مدار باورهاش قرار میگیره

    روی باورهاتون کار کنید،روی مهارت‌هایتان کار کنید

    در مورد سوالتون یه اتفاق تازه رو تعریف میکنم

    دوستم ویلایی رو تو شمال داشت که مدتی(تقریبا یکسال) بود تقلا می‌کرد که بفروشه و خیلی هم ناراحت بود که چرا فروش نمیره و پولم گیر کرده و…

    پریروز عصر یک نفر از املاک تماس گرفت و گفت که خریدارم .

    دیروز با هم رفتیم و صبح قبل حرکت به خدا گفتم که خدایا بهترین معامله بهترین مبلغ،نقد،و راحتی کار رو برامون رقم بزن و حرکت کردیم.

    خب خدا رو شکر با عزت و احترام و به راحتی و نقد انجام شد.

    تو راه برگشت برام تعریف کرد که چند مدت پیش یه ویدئو دیده بود که گفته شده بود همه چیز در زمان مناسبش انجام میشه

    و من متوجه شدم که ایشون دست از تقلا برداشته و سپرده به خدا

    و در بهترین زمان،بهترین افراد،بهترین معامله اتفاق افتاد.

    کار رو باید سپرد به فرمانروا

    هر کس تونست و اعتماد کرد و بعد آرام بود و تقلا نکرد ،در بهترین زمان و بهترین مکان بهترین اتفاق می افته.

    این حالت برمیگرده به ایمان ما

    ایمان به خدا و ایمان به آفریده خدا و ایمان به نعمتهایی که خدا در درون ما گذاشته

    بعد از ایمان کنترل ذهن مهمه که ورودیها کنترل بشن و شناخت منشا خلأهای گذشته مشخص بشه و رفع بشه

    در مورد کار عشق و علاقه و مهارت و بهبود مستمر و ادامه دار انجام بشه و اگر نیاز بود تغییر انجام بشه

    از این به بعد قانون رهایی به معنی رها کردن چسبیدن به نتیجه به دلیل مطمئن بود است.

    یقین که داشته باشیم بدون شک اتفاقات خواسته می افته.

    به امید روزی که همه به خواسته هامون برسیم و تبدیل بشیم به خدایی که رب بهش افتخار میکنه.

    همون خلیفه الله ،همونی که فرشته ها براش سجده کردن،همون که در بهشت خلق شد،همون که خدا به خودش احسن گفت

    استاد شایسته عزیز و استاد عباس منش عزیز سپاسگزارم

    دوستان عزیز سپاسگزارم

    نهایتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  10. -
    فاطمه محرمی خانقاه گفته:
    مدت عضویت: 1368 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

    و مهربانی‌اش همیشگی.

    و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

    خدایا شکرت بی نهایت شکرت

    برای این رزق پراز برکت و آگاهی و زیبایی

    سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته مهربونم

    و همه ی دوستای بهشتیم

    گام 13

    من تو چکاب فرکانسی قدم اول نوشته بودم

    که عملا دوستی صمیمی ندارم …

    و با تغییر باورهای من در روابط

    با بهبود شخصیتم که هنوزم جای کارداره

    اوضاع بهتر داشت میشد

    من احساس های خوبم خیلی خوب رشد میکردن تا اینکه وارد دوره احساس لیاقت شدم و گره های ذهنی م یکی یکی بازشدن

    فهم من از شناخت خودم به مراحل خیلی

    خوبی رسید …

    به میزانی که از غرور خودم کم کردم

    و تسلیم تر شدم

    خدا شاهکارکرد واقعا

    بهترین دوستان بهشتی وارد زندگیم کرد

    به راحت ترین شیوه ممکن ..

    کی بود که اکانت یاسمن جان زمانی بهم داد و ارتباط من با خانم سلیمی جان و دخترهای توحیدی شون شکل گرفت ؟

    کی بود که تو دل سفر منو به سعیده جان شهریاری هدایت کرد ؟

    کار کی بود که تو خرید از اکومال ، همزمان سعیده جان رضایی رو ببینیم و ارتباط مون شکل بگیره ؟

    کی بود که بهم گفت در کامنتم از خوش برخوردی معلم های سنجش بنویسم و لیلی جان اسفندیاری به راحتی

    درست همون کامنت خوند و به واسطه ی شغلش ارتباط ما شکل گرفت ؟

    کی گفت کانال یوتیوب بزنم و با دوستان بیشتری که کلی هنرمند هستن و کسب وکار فعال دارن آشنا بشم ..؟!

    فقط کار خداست و بس …

    منه فاطمه به میزانی که دنبال باورسازی درست هستم و مسئولیت صفر تا صد باورهامو میپذیرم

    زندگیمو حاصل باورهای خودم میدونم

    من خیلی جاها غرورم کم کردم

    همچنان هم تمرین میکنم اگاهانه کم کنم

    برای هماهنگی با نگاه روحم ..

    وبه همین میزان آدمهای ارزشمندی وارد زندگیم میشه …

    منه فاطمه که تو دوره مقدس 12قدم

    تو زندگیش دوستی نداشته

    دیروز با تماس سعیده جان رضایی

    و درخواست خانم سلیمی جان برای دیدار

    مواجه شدم و گفت کجا هماهنگ کنیم

    من بلافاصله گفتم رسول جان شیفت هست و بیایید خونه ی ما …

    این تمرین جذابی برای ذهن من بود

    و باعشق تموم انجامش دادم ..

    همزمان با این فایل جدید در آغوش تغییر میزبان بهترین انسانهای ارزشمند شدم

    تجربه این ارتباط برای من خیلی زیاد بود

    منی که آدم درونگرایی هستم به لطف خدا

    حداقل ترین قدم برداشتم و و یه تغییر در آغوش گرفتم خداروشکر همراه با تجربه هایی بی نظیر ..

    و برای یکبار که هم که شده دورهمی ارزشمندی در کنار دوستان بهشتیم تجربه کردم ، مخصوصا که تو این دورهمی من حالا با لیلی جان اسفندیاری هم تماس گرفتم ودرخواست کردم که بیاد و لطف کرد واومد و چقدر کِف کردم خداروشکر

    میدونین استاد جااانم من تو این دورهمی

    هرلحظه ذوق داشتم

    تو آشپزی کردن و تو تمیزکاری

    تو چیدن ظرف ها تو شستن ظرفها و

    پذیرایی کردن وصدای بازی بچه ها و خندیدن ها

    و گفتگوها و تحسین کردن ها …

    درهر حالتی سپاسگزاری های دلبر میکردم

    از خلق شدن این خواسته قشنگگگ…

    درسته من از نظر زمان در لحظه اول نشد

    کامنت برای این فایل بنویسم ولی سرتاسر

    گفتگوی ما مثل کامنتی لایو بود …

    خب دستاوردهای این دورهمی خیلی زیاد بود مثل اینکه بلافاصله با رفتن دوستان هدایت شدیم به همراه رسول جان به خانک رفتن و دیدار با مادر رسول جان ..

    و تو مسیر من دونه به دونه ی قشنگیایی که از دیشب تا همین لحظه دیدم وشنیدم ویادگرفتم به رسول جان میگفتم و صدامو ضبط میکردم که بعداز رسیدن وارد دفترم کنم و جلو‌چشمم بذارم

    خداروشکر میکنم که این رزق پربرکت خداوند رو نوش جان کردیم

    به میزانی که به لطف خدا روی باورهام کارمیکنم بدون تلاش وتقلا

    آدمهایی ارزشمند وارد زندگیم میشن…

    مورد دیگه از خلق خواسته :

    ازدواجم هست که خیلی راحت شکل گرفت

    من تو اون روزها اصلا به ازدواج فکر نمیکردم و جالبه سرگرم مامانم بودم که سنگ صفراش جراحی کرده بود و یکی از

    دوستان مادرم که به عیادت اومده بودن

    مارو به هم معرفی کردن وازدواج کردیم ..

    مورد بعدی خرید خونه مون هست

    ما دنبال خرید خونه بودیم تو‌تعطیلی عید نوروز و همه میگفتن املاک ها تعطیل هستن واسه همین تو فاز عید دیدنی

    بودیم که تو مسیر دوست پدرم دیدیم که

    گفت تو املاک محله کار میکنه و چند تا فایل خونه داره و رفتیم بنگاه و

    خونه رو نشون داد و به بهترین قیمت خریدیم …

    مورددیگه جابجایی مدرسه محمدحسن جان بود که وقتی من تسلیم شدم و

    درها رو خدا بازکرد و مدیر اموزش وپرورش خودش زنگ زد به مدرسه که ثبت نامش کنند به همین راحتی و سادگی ..

    مورد بعدی خیلی دلم میخواست محمدحسن جان باشگاه بره یا موسیقی بزنه و از وقتی تعهدی دارم روی دوره ها کار میکنم و بهش حرف اضافه نزدم و

    آزاد گذاشتمش اتفاقا متوجه شدم که

    چه باحال بعداز حدود هفت ماه خودش

    با دوستان جدید ارتباط گرفت و اومد درخواست داد که دوست داره ویولن یاد بگیره و در کنارش والیبال هم بره

    این خیلی نتیجه ی جالبی بود برام چون حالا خودش به این نتیجه رسیده بود

    نه تلاش ها وحرف زدن های من ….

    بی نهایت سپاسگزارم از شما استاد عزیزم

    و استاد شایسته مهربونم بابت این

    فایل مقدس پروژه در آغوش تغییر

    خیلی دوستتون دارم وعاشقتونم

    خدا حفظ تون کنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 116 رای:
    • -
      زهرانجفی گفته:
      مدت عضویت: 1852 روز

      سلام به فاطمه قشنگم دوست خوب توحیدیم.یکی از بهترین نمونه های بندگان سپاسگزار ازخداوند

      فاطمه جانم چقدر داستانتون بابت آشنایی با دوستان توحیدی دیگه قشنگ بود.چقدر حال خوب بمن داد.

      و جالب اینجاست شما نقطه مقابل من هستید.منی که همیشه دور وپرم پر بود از دوستان متعدد چون آدم برونگرایی هستم.ولی هرچی بیشتر توی مسیر قوانین پا گذاشتم از تعداد دوستانم کم شد.

      والبته ناگفته نماند که به شدت از این موضوع خلوت شدن دور و برم خوشحال وسپاسگزارم.

      ولی اینم باید بگم که حقیقتا الان دوست دارم با دوستان عباسمنشی آشنا بشم.با عزیزانی که خط فکری شبیه هم داریم و حرف همو میفهمیم و حال همو درک میکنیم.

      فاطمه جانم خیلی واستون خوشحالم که به خواستتون رسیدید وخدا عزیزانی از جنس خودتون رو برا دوستی وهمراهی واست فرستاده عزیزدلم.

      خوشحال میشم اگه داستان دوستیتون با بچه ها رو اینجا واسم تعریف کنید که اصلا چجوری شماره همو پیدا کردید که بتونید با هم ملاقات داشته باشید؟خیلی برام جالب وهیجان انگیزه این داستانهای هدایت الله.

      درپناه خداباشید.آمین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
      • -
        فاطمه محرمی خانقاه گفته:
        مدت عضویت: 1368 روز

        بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

        به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

        و مهربانی‌اش همیشگی.

        و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

        سلام زهرا جان نازنینم

        عااااااااشقتم رفیق بهشتیم نازنینم

        سپاسگزارم از مِهر ولطفت نازنینم

        من تو‌کامنتم نوشتم که هلیسا جان سنجش کلاس اول انجام داده برای ورود به مدرسه و اونجا لیلی جان اسفندیاری کامنتمو خونده بود از اونجایی که تو کرج هست و تو حوزه آموزش و پرورش وسنجش کارمیکنه از سیستمی که دسترسی دارن تونسته بود شماره مو پیدا کنه و این ارتباط برقرارشد

        سعیده جان رضایی هم در اکومال کرج همدیگه رو اتفاقی دیدیم وخب ارتباط مون شکل گرفت …

        اکانت یاسمن جان زمانی داشتم

        و از طریق ایشون با خانم سلیمی جان و باخواهران عزیزش ارتباط گرفتیم …

        ماجرای سعیده جان شهریاری هم تو سفر مون اتفاق افتاد که در کامنت فایل تسلیم شدن

        به طور مفصل تری نوشتم ….

        اره برخلاف شما که برونگرایی ، من درونگرایی در وجودم خیلی غالب تره و دوستان هم اینو کاملا متوجه هستن

        و برای تجربه هم که شده درکنار پروژه تغییر پذیرفتم با عشششق و

        کلی هم برکت و رزق و یادگیری نوش جااان کردم

        بی نهایت دووووست دارم

        بوس به قلب مهربونت قشنگم

        الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
        • -
          زهرانجفی گفته:
          مدت عضویت: 1852 روز

          سلام مجدد خدمت دوست جان عزیزم

          فاطمه جانم عشقم ممنونم بابت پاسخگوئیت

          عزیزدلم چقدر روان وشیوا برام از قصه های آشناییت گفتی

          خیلی لذت بخش بود وانصافا عجیب.چقدر هم زمانی وهم فرکانسی وجود داشت این میون.

          هدایت الله رو میشد در تک تک اتفاقات و لابلای کلمات به وضوح دید.

          خصوصا طریقه آشناییت با سعیده شهریاری عزیزرو.

          با اجازت رفتم فایل تسلیم کامنت پربار فایو استار شده ات رو که ماشالا دوستان سنگ تموم گذاشته بودن و حسابی ستاره بارونش کرده بودند رو خوندم.

          آی بغض کردم آی اشک ریختم و چقدر هدایتی و معجزه گونه بود.

          چقدر دوست دارم ی جایی،ی زمانی،منم ی همچین اتفاقاتی رو تجربه کنم و دایره دوستانم رو خود خود خدا از بهترین بندگانش برام انتخاب کنه.به امید اون روز.

          بازم ازت ممنونم بابت زحمت تایپی که کشیدی و مهربانانه برام کامنت گذاشتی جانم دلم.

          درپناه خدا باشید.آمین

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      خانم نقدی گفته:
      مدت عضویت: 506 روز

      سلام و درود به فاطمه جون عزیز و دوست داشتنی

      اااای جااان به این کامنت سرشار از عشق و نور و آکاهیت

      خدااایا شکرت که الان هدایت شدم به خوندنش

      چه قدر درست کار میکنه این همزمانی های دقیق الهی

      دقیقا منم در این مسیر الهی هر دو تا خواسته خودت را دارم و خداوند در این مسیر بارها تا جایی که رو خودم کار کردم نشونه هاش را برام اورد اما خب غروری که دارم دوباره میومد وسط

      شکر خدا دارم رو خودم کار میکنم

      و کامنت عالی الان خودت نتیجه تلاشمه نتیجه ایمانمه خداوند بهم از طریق بهترین ها جوابم را داد

      مرسی عشقم که وقت میزاری و با عشق مینویسی

      مینویسی از آنچه که باید بنویسی

      خیلی عالی بود خیلی

      چقدر تحسینت میکنم بابت اینکه مسیر را درست درک کردی عمل کردی و میکنی و نتایج گواه این امر هستند

      میدونی چیه فاطمه جون اولین کامنتی که هدایت شدم به خوندنش نمیدونم کامنت خودت بود یا سعیده جان

      اما میدونم هر دو همزمان برام شد کلی با خوندن کامنت سعیده جون اشک ریختم با خوندن کامنت خودت ذوق کردم

      و هر دو را رو صفحه ذخیره کردم

      تا برا همیشه بتونم بخونم

      و اینا همه کار کیه فقط خداوند

      و بعد هم که هدایت شدم به کامنت فاطمه جون این مادر بهشتی سایتمون

      فاطمه جون خیلی دوستت دارم خیلی دوست دارم در بهترین زمان و مکان همگیتونا ببینم

      عاشقتونم و خدا را شکر بابت دورهمی عالیتون

      راستی من کلا برنامه ها اینستاگرام و یوتیوب نیستم اما دوست داشتم به خاطر برنامه خودت وارد یوتیوب بشم

      ان شاالله خداوند به زیبایی و راحتی هدایت میکنه

      خانومی بانوی مهربان و خوش قلبم بسیار تحسینت میکنم بی نهایت

      و خوشحالم که خداوند مرا هدایت کرد به این مکان بهشتی و میتونم با شما ارتباط داشته باشم

      الهی همیشه در پناه خداوند در کنار آقا رسول جانت و بچه هات زندگی سرشار از عشق و سلامتی وآرامش و ثروت و نیک نامی و سعادتمندی را داشته باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
      • -
        فاطمه محرمی خانقاه گفته:
        مدت عضویت: 1368 روز

        بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

        به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

        و مهربانی‌اش همیشگی.

        و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

        سلام خانم نقدی عزیز و نازنینم

        عااااااااشقتم رفیق بهشتیم

        سپاسگزارم از مهر ولطفت نازنینم

        آخیش ممنون که اسم دوست نازنینم آوردین و چشامو قلبی قلبی کردین ..

        خداروشکر که دارین روی خودتون کار میکنین

        چه نعمتی از این بهتر وقشنگتر آخهههه

        خداروشکر برای دراین مسیر

        توحیدی قدم برداشتن تون باعشق ..

        خداروشکر برای تعهد وعملگرایی هاتون

        خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای زندگیتون

        خداروشکر برای نعمت حضور پربرکت وارزشمندت دراین جهان زیبا و سایت بهشتی مون ..

        یه عالمه دوستتون دارم

        بوس به قلب مهربون تون

        الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      فاطمه سليمى گفته:
      مدت عضویت: 2048 روز

      سلام فاطمه جانم

      عاشقتم عزززیز دلممم که اینقدر نازنینی انقدر مهربونی

      مثل همیشه تحسینت می کنم برای کامنت های عالی ات

      برای چیزهایی که از شما یاد گرفتم

      برای رفتارهای قشنگت

      و.و.و…

      خیلی خیلی ممنونم از پذیرایی بسیار بسیار گرمت..

      و خدارو صدهزاران سپاس که دوستانی مثل شما دارم

      خدا روصدهزاران بار سپاس که خیلی خیلی خوش گشت به همه مون

      خدا رو صدهزاران بار سپاس که این ایده رو بمن الهام کرد

      خدا روصدهزاران بار سپاس که خودش همزمانیها و هماهنگیها رو انجام داد

      خدا رو صدهزاران بار سپاس که حسابی سورپرایزم کرد با اومدن لیلی جان اسفندیاری و مامان بزرگوارت

      خدا رو صدهزار مرتبه شکر که بینظیرترین و منحصر بفردترین تجربه در تمام عمرم بود که شب رو خونه ی دوستم بمونم به همراه سعیده جان رضایی…

      عجب همزمانی هایی عجب هماهنگیها و هم مداریهایی که خداجانم  برام ترتیب داد

      اینکه منم تو چکاپ فرکانسی قدم اول نوشته بودم تقریباً هیچ دوست صمیمی ندارم!

      اینکه منم  همزمان باشما وارد  دوره احساس لیاقت شدم!

      اینکه دقیقاً در شبی که من  تصمیم گرفتم خونه شما  بمونم آقا رسول جان شیفت شب بود و شما چه غذای خوشمزه و لذیذی برامون درست کردی!

      بماند که تا صبح بیدار بودیم و  گفتگوهای دلپذیر و خنده های انفجاری رقص و پایکوبیمون برقرار بود

      و یهو دیدیم اذان صبح شد نمازمونو خوندیم و بعد از اون فقط دوساعت خوابیدیم!

      و بعد هم ادامه ماجراهای شیرین که یکی از اونها ایجاد کانال ترانه های شاد تو گروه من و دخترام تو تلگرام و یکی دیگه اش هم ایجاد کانال یوتیوب بود، البته با مشورت و همکاری شما و سعیده جان..

      و تا ساعت سه و نیم که آقا رسول جان از خونه مامان شما اومد و خوشبختانه من ایشون رو هم دیدم، تو خونه تون بودم و از میزبانی بسیار گرمت بهره بردم..

      و چند دقیقه بعدش با بدرقه شما و آقا رسول جان خونه تون رو به سمت طالقان ترک کردم…

      الهی شکر الهی شکر الهی شکر

      برای این تجربه شیرین و دلپذیر و منحصر بفردی که تجربه کردیم…

      فاطمه جانم عزیز دلم

      قلب لطیف و روشنتو میبوسم

      و بهترینهای دنیا و آخرت رو از خداجانم برای خودت و خانواده توحیدی قشنگت درخواست می کنم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 43 رای:
      • -
        فاطمه محرمی خانقاه گفته:
        مدت عضویت: 1368 روز

        بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

        به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

        و مهربانی‌اش همیشگی.

        و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

        سلام خانم سلیمی جان عزیزم

        دیدارباشما برای من سعادت بود

        بیشتر از شما به من خوش گذشت

        دورهمی زیبایی رقم خورد و

        برای من هم شب فوق العاده ای بود

        من باتموم احساسم ، سپاسگزار

        خداوند هستم …

        خداروشکر که تونستم از دل این دیدار تجربیات ارزشمند شما رو بشنوم وببینم

        و از شما یادبگیرم …

        خداروشکر که رزق های خداوند رو

        نوش جان کردیم ولذت بردیم در کنارهم..

        همین که همون میزان رقصیدن من یادتون مونده کِف کردم …

        مثل همیشه تحسین تون میکنم باعشق

        خداروشکر برای کانال تلگرام تون که البته

        بیشترین قسمتش سعیده جان انجام داد ..

        خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای زندگیتون

        خداروشکر برای نتایج خوشگل توحیدی تون

        خداروشکر برای نعمت حضور پربرکت وارزشمندتون تو این جهان زیبا و سایت بهشتی مون

        درکنار تموم همزمانی ها ، یکی دیگه همزمان شدن این دیدار با پروژه تغییر بود

        که بالاخره من تحربه ش کردم …

        درسته درونگرا هستم و عاشق تنهایی

        ولی بالاخره یک دورهمی بیرون از افراد خانواده واطرافیانم

        تجربه کردم و کلی برام آگاهی و برکت

        داشت خداروشکر…..

        ای جاااانم خداروشکر برای نزدیک شدن دیدارتون با دخترهای نازنین تون

        مخصوصا لیلین جاااانم که هرلحظه به بغل کردن وبوسیدن نزدیکتر میشین …

        از طرف ماهم حسابی بچلونین ..

        یه عالمه دووووستون داررم

        الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
      • -
        زهرا کرمی گفته:
        مدت عضویت: 3042 روز

        به نام خدایی که همین نزدیکی ها هست

        سلام به خانم سلیمی جان

        خانم سلیمی چون از آن روزی که به کامنت های شما هدایت شدم و از همه مهمتر فهمیدم همشهری هستیم چقدر ذوق کردم و می خواستم براتون پیام بگذارم انگار الان موقعش بود

        خانم سلیمی من از کامنت های شما خیلی لذت میبرم از این انگیزه از کار کردن روی خودتان از ارتباطات با همسرتان از دوچرخه سواری از دختران گلتان

        خانم سلیمی جان آفرین میگم که تونستید برای خودتان دوستان بینظیر خلق کنید واقعا از ته قلبم از خداوند خواستم برای من هم از افراد فوق العاده و این دورهمی ها بچینه

        خانم سلیمی جان از اینکه قانون سلامتی رعایت میکنید تحسین میکنم دوست دارم بدانم شما دقیقا قانون سلامتی همان طوری عمل می کنید و از نتایجتان بگید انشالله شما در بهترین زمان ببینم موفق باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
        • -
          فاطمه سليمى گفته:
          مدت عضویت: 2048 روز

          بنام خدایی که از رگ گردن نزدیکتره

          سلام بروی ماه زهرا جانم

          خیلی ممنونم از محبتت و لطف و تحسینت که بخاطر ویژگیهای خوبِ خودِ شماست..

          عزیزم خیلی خوشحال شدم که گفتی همشهری هستیم، البته من اینجور نیست که همیشه اینجا باشم، و کلاً اهل طالقان نیستم، گاهی اینجا و گاهی تهرانم..

          زهرا جان در مورد قانون سلامتی توضیح بدم که من کلاً از اول نه تنها اضافه وزن نداشتم که چند کیلو هم کم داشتم، و وقتی وارد دوره شدم وزنم به تدریج به 45 کیلو رسید!!

          تازه همونجا هم متوقف نشد..

          و از طرف دیگه در یک نوبت میلم نمی کشه به اندازه ی کافی بخورم

          این شد که چند وقتیه قانون سلامتی رو بطور کامل رعایت نمی کنم مثلا روزی دو و گاهی سه وعده غذا می خورم اما اصلاً ریزه خوری نمی کنم

          و اینکه چیزهای ضرر داری مثل چیپس و پفک و نوشابه و.و.و.. هم نمی خورم، و برای آشپزی فقط روغن زیتون بکر و خالص، و گاهی هم روغن آب قلم استفاده می کنم

          باز هم ازت تشکر می کنم برای کامنت دلنشین و پر از مهرت

          الهی که خیلی زود افراد فوق العاده و دورهمی های پر تکرار و شیرین رو تجربه کنی

          الهی که فراتر از آرزوهاتو زندگی کنی

          به امید دیدارت در بهترین زمان و مکان

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      اصغر کاظمی گفته:
      مدت عضویت: 2653 روز

      سلام به خانم محرمی هم مسیر وهمشهری

      ازبابت کامنتهای پر از آگاهی راهگشا وخدایی که مینویسی ونشر میکنی سپاسگزارم

      ومن هم که همیشه در حال خوندن درس گرفتن هستم ومخصوصا درسهای توحیدی که در عمل ونتیجه کار برایمان کامنت میکنی وچقدر باعث خوشحالی من می‌شود هم برای نتیجه شما هم برای خودم که اره هر کاری شدنیه اگر درس بگیرم آگاهی کسب کنم وایمان داشته باشم وتوکل کنم

      اما دوستان همشهری خانم سلیمی بزرگوار که اگر زبان طالقانی بلد باشن هم زبان هم هستیم ایشون هم از ازآن دوستانی هستند که همیشه کامنتهاشون رو میخونم وهمچنین خانم رضایی خانم اسفندیاری خانم سمانه و درس میگیرم

      جالب با نشانی‌های که توکامنتها باسعیده خانم داشتن ظاهرا هم ولایتی هم هستیم وچقدر خوشحال شدم تعداد دوستان همراه در سایت وزین استاد بزرگوار عباسمنش از در کرج زندگی می‌کنند

      ولی متوجه نشدم مهمانهای عزیز از چای تازه دم با عطر هل که فاطمه خانم همیشه برای خودشون دم می‌کنند در کامنتها دل مارو آب می‌کنند هم سرو شد یانه

      خانم محرمی از بابت هایکو هاتون به شما تبریک میگم وهمیشه پیگیر هستم درپناه حق جمعتون همیشه جمع باشه که در جمعی یاد خدا درآن تلالو کن باید ماندگار باشه

      برایهمه دوستان آروز خیر برکت وسلامتی دارم

      ولی بنویسید چای طعم دار خانم محرمی خوردی یانه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
      • -
        فاطمه محرمی خانقاه گفته:
        مدت عضویت: 1368 روز

        بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

        به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

        و مهربانی‌اش همیشگی.

        و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

        سلام آقای کاظمی عزیزم

        سپاسگزارم از مِهر ولطف تون

        باعث افتخاره که باشما

        هم مسیر و همشهری هستم

        سپاسگزارم از نگاه ارزشمند شما

        نسبت به هایکوها و کامنتها …

        هر چه هست لطف خداست وبس ‌.

        والا گفتگوی ما به زبان طالقانی نرسید ازبس حرف داشتیم وقت هم کم آوردیم کلا دوساعت ونیم خوابیدیم هههههه

        منتها از بابت چای بگم که

        خانم سلیمی قهوه خور هستن

        و خیلی اهل چای نیستن ..

        سعیده جان رضایی هم برای من چای مراکشی آورده بودن به عنوان هدیه که داخلش شکوفه های هلو داشت و از اون چای گفت که دم کنم

        و دورهم نوشیدیم ..

        چای هل دار امشب لیلی جانم با من نوش جان کرد و دیدار مجدد داشتم و چون لیلی هم مثل من چای خوره …

        باید بازخورد طعم چای هل دار از لیلی جان بپرسید هههه

        آخر شب هم دمنوش زعفران نوش جان کردیم ..

        الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین وزندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
    • -
      آرزو میرکاظمی گفته:
      مدت عضویت: 792 روز

      به نام خدای مهربانم

      خداوندی که همیشه در دسترسه

      خداوندی که همیشه با ماست

      سلام فاطمه جانم

      چقدر من باید از شماها یاد بگیرم:)))

      چقدر باید سپاسگزار اشنایی با تک تک شما عزیزان باشم:)))

      چقدر باید دیتیل وار خط به خط نوشته هاتو بخونم یاد بگیرم ببرمش متن زندگیم :)))

      اینکه علاوه بر سایت دارم فعالیت مستمرتون رو تو یوتویوب میبینم و لذت میبرم…

      چند روز پیش من هم وقتی برای سومین بار شروع به نوشتن چکاب فرکانسی کردم نوشتم که هیچ دوست صمیمی به اون شکل که استاد میگن ندارم و البته قشنگگگگ درک کردم که مشکل از خودِ خودمه و مسولیتش رو با کمال میل پذیرفتم و شروع کردم به تغییر شخصیتم

      به سمت توحیدی شدن و با اینکه رو دوره عشق و مودت هم دارم کار میکنم خیلی مقاومت شدید در رابطه با دوستانم دارم

      میدونی فاطمه جان خدا برام سنگ تموم میزاره :)))

      وقتی یه چیزی ازش میخوام بهم میده و حس میکنم همین که با شما ،سعیده جان رضایی، مامان فاطمه سلیمی عزیزم و… که آشنا شدم حس میکنم خداوند دست به کار شده که این مقاومت ذهنی رو بشکنه چون خیلی درونگرا شدم و حتی گاهی چرخش زبانم برای حرف زدن با بقیه خیلی سختمه و گاها حس میکنم غرور منو میگیره بعضی جاها ترس های واهی میادسراغم و حتی تقریبا همیشه یه مقاومت وحشتناکی دارم از اینکه فردی بیاد خونمون اما میدونم که عینه یه پرده ضخیم این مقاومت جلوی نور رو در برابرم گرفته

      اما گلِ من، وقتی حرکت شما رو میبینم خیلی امیدوار میشم که اره منم در نهایت ارامش میتونم میتونم میتونم

      ازت متشکرم برای تک تک نوشته هات که خیلییییی خوبن ، دور نیستن و به خدا فاطمه گاهی کامل با خوندن کامنتهات صحنه ها رو میبینم اونقدر که واضح مینویسی

      بابت داشتنت بابت ساختن زندگی توحیدیت ، بیش از حد سپاسگزارتم سپاسگزار خداوندم

      و افتخار میکنم که زمان حیاتم باهات یکیه عزیز من

      موفق ترین باشی …

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
      • -
        فاطمه محرمی خانقاه گفته:
        مدت عضویت: 1368 روز

        بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

        به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

        و مهربانی‌اش همیشگی.

        و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

        سلام آرزو جان عزیزم

        عااااااااشقتم رفیق بهشتیم

        سپاسگزارم از مهر ولطفت نازنینم

        اینکه خودتو به این خوبی وقشنگی میشناسی خودش قسمت بیشتر حل مسأله است ،

        و طبیعتا چون پذیرفتی

        حل کردنش خیلی راحت تره

        چون مقاومتهای ذهنت داره

        کمتر میشه عزیزدلم ..

        تو قدم سوم جلسه دوم استاد جان از سبک شخصی وعزت نفس صحبت میکنن وخیلی عالی توضیح میدن فرصت کردین گوش کنید…

        بزودی قدمهای توحیدی ارتباطی تو برمیداری وتوکامنت هات میخونم و کِف میکنم دلبر جان

        خیلی دوستت دارررم رفیق جانم

        بوس به قلب مهربونت قشنگگم

        خداروشکر برای نعمت حضور پربرکت وارزشمندت

        دراین جهان زیبا و سایت بهشتی مون

        خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای زندگیت عزیزدلم

        الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین وزندگی خوشگلتون دربهترین مدارها قراربگیره

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای: