این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/05/14.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-11-22 09:07:202025-11-23 13:14:37تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۴
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خدایا شکرت که تونستم یک تمرین فوق العاده دیگه از پروژه تغییر را انجام بدم
تمرین این قسمت:
در زندگیتان، بزرگترین ‘دیوار’ ذهنی که خودتان ساختهاید چه بوده (مثل ترس از شکست، سرزنش دیگران، یا باورهای محدودکننده)؟
قطعاً بزرگترین دیوار ذهنی که خودم ناآگاهانه ساخته بودم باورهای محدود کننده ذهنیم به خصوص در مورد بحث احساس لیاقت و خود ارزشمندی درونی بود که از زمان کودکی و از خانواده و مدرسه و رسانهها و فرهنگ و به خصوص مذهب دریافت کرده بودم و بدون هیچ تحلیلی از درستی یا نادرست بودن اون افکار و باورها اونها را پذیرفته بودم و سد بزرگتری که در ذهنم بود این بود که اصلاً نمیدونستم و آگاه نبودم که خودم دارم با باورها و افکارم تمام شرایط زندگی خودم را در تمام ابعاد خلق میکنم و مسئولیت تمام تجربیات زندگیم به عهده خودم هست،ودرک و پذیرش این مسئله که فقط خودم هستم که دارم با باورها و افکارم تمام شرایط زندگی خودم را خلق میکنم نقطه شروع تغییرات و بهبود نتایج در زندگیم بود
چطور با پذیرش مسئولیت و یک قدم کوچک تعهد آمیز، آن را شکستید و چه معجزهای در روابط، کار یا درآمدتان اتفاق افتاد؟
تجربهتان را با جزئیات بنویسید تا همه از داستان موفقیتتان الهام بگیریم و زنجیره معجزات را ادامه دهیم
اولین قدم من، شناخت و آگاه شدن به این ویژگی شخصیتی و نقطه ضعف شخصیتیم بود که دیدم معمولاً من کارها را نیمه تمام انجام میدم و و هی به تعویق میاندازم
اولین تعهدی که به خودم دادم و پاش موندم این بود که به هر قیمتی فارغ ازاینکه نتیجهای بگیرم یا نگیرم بیام دوره احساس لیاقت که چند وقت بود تهیهاش کرده بودم ولی در حد دو سه جلسه پیش رفته بودم و دیگه ولش کرده بودم رو به پایان برسونم،این به این معنی بود که من در طول عمرم حداقل تونستم یکی از ده ها کار نیمه تمام خودم را به پایان برسونم و این برای من یک موفقیت بسیار بزرگ به حساب میآمد همین که بتونم یک دوره رو با تعهد و با برنامه و با انجام تمریناتش تحت هر شرایطی به پایان برسونم به همون ابتدا به خودم گفتم که اصلاً نتیجه برام مهم نیست و تنها چیزی که برای من مهم هست اینه که فقط این دوره رو تموم کنم و کامل تمریناتش رو انجام بدم تا پایان، فارغ از هر نتیجهای که بده یا نده،یعنی فقط برام مهم بود که به قولی که به خودم دادم عمل کنم و پاش وایسم،همین….
و این تصمیم و این تعهد ،خودبخود ،برای من همزمان شد با شروع تغییرات اساسی و ایجاد نتایج فوق العادهای در زندگیم که اصلاً قبلش حتی بهش فکر هم نکرده بودم که بتونم اینقدر نتیجه در زندگیم رقم بزنم
و خیلی وقت بود که جسته و گریخته روی خودم کار میکردم دورههای زیادی را هم تهیه کرده بودم که همش را نصف نیمه گوش داده بودم ،حالا میفهمم که چرا تا اون زمان نتایج خاصی رو نگرفته بودم
در واقع با هدایت خداوند و تعهدی که به انجام کاری در جهت بهبود شخصیتم به خودم دادم و پاش موندم و متعهد به ادامش موندم نتایج فوقالعادهای در زندگیم ایجاد شد و بعد از اون هدایت شدم به دوره کشف قوانین زندگی که شالوده رسیدن به خواستههاست ،شالوده و پایه فرمول ابدی و بدون تغییر خداوند برای رسیدن به خواستهها
و خدا را شکر الان میتونم بگم که این ویژگی شخصیتی شروع کننده و تمام کننده بودن ،از جمله یژگیهای شخصیتی من شده است و من فردی متعهد به تغییر کردن و بهبود دادن باورهای نامناسب و محدود کننده ذهنی ام هستم ،به عنوان فردی که میگوید و انجام میدهد و خدا را شکر الان به مدت حدوداً دو سال میشود که دارم مستمر و متعهدانه روی خودم کار میکنم هر روز
من این ویژگی شخصیتیم را دوست دارم این ارادهمند بودن و تعهدی که به خودم در ادامه این مسیر دادم رو دوست دارم و با عشق و با تعهد و با ایمان که هر روز بیشتر و بیشتر میشود در مسیر بهبود باور هام به صورت بنیادین دارم کار میکنم و این مسیر مورد علاقه من هست که به شدت بهش علاقه دارم یعنی خودشناسی و آگاه شدن به باورهای ناخودآگاه درون ذهنم و ابعاد شخصیتیم و تلاش ذهنی و تمرکز برای تغییر باورهای نامناسب قدیمی و بهبود اونها و ایجاد باورهای مناسب و هم جهتتر با جریان خداوند در جهان هستی
به شدت دارم روی این مهمترین موضوع زندگیم کار میکنم و همزمان هم کتاب داستان بسیار تاثیرگذار و زیبای خودم را برای اولین بار در زندگیم دارم مینویسم
خیلی از این مسیری که دارم توش حرکت میکنم لذت میبرم و راضی هستم و خداوند هم هر روز بیشتر و بیشتر من رو راضیتر میکنه چون حقیقتاً این خواست خداوند است که ما رو در مدارهای بالاتر که در اون احساس رضایتمندی بیشتری داریم نگه داره
خدا را شکر زندگی من در تمام ابعاد از نظر شرایط کاری و روابط و آرامش و راحتی در زندگی و آسایش و سلامتی و حتی در بعد مالی در حال بهتر شدن و بهتر شدن هست و دارم میبینم که هر چقدر باورهای بهتری به خصوص در زمینه احساس لیاقت دریافت میکنم و نهادینهتر میکنم در وجودم شرایط زندگی من در تمام ابعاد بهتر میشه و قشنگ احساس میکنم که کیفیت تمام تجربیات زندگی من در تمام ابعاد بهتر شده و کاملاً تغییر کرده یه جورایی میتونم بگم دنیای من کاملاً عوض شده و در یک مدار بالاتر به راحتی قرار گرفتم چون جای درستش هستم و من لایق بودن در مدارهای بالاتر و بالاتر هستم فقط به خاطر اینکه هستم
خدایا شکرت و سپاسگزارم به خاطر نعمت هدایت و نعمت وجود سایت و نعمت حضور استاد و مریم خانم عزیز و نعمت حضور همه همراهان هم فرکانسی ارزشمندم در این مسیر توحیدی
سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته همه دوستای خوبم تو این سایت بهشتی
راستش یادم میاد بزرگترین سد ذهنی که برا خودم ساخته بودم زمانی بود که شروع کردم سهمیه نظام مهندسی خودم به عنوان یه ناظر باز کردم بعد از سال ها که این پروانه رو داشتم از اون استفاده نمیکردم و با توجه به اینکه نمیدونستم قوانین و اینکه چیکار باید بکنم دقیقا از نظر سیستمی و اینکه هم زمان 6 تا کار تو کمتر از یک هفته به من ارجاع شد یه استرس فوق العاده بزرگی تجربه کردم
از بس ک به این فکر میکردم اگه اتفاقی بیفته تو این ساختمون ها من به عنوان ناظر میشناسن و این فکر و ترس مدام با مم بود جوری گه باعث شد دچار حملات استرسی بشم تپش قلب شدید جوری که قلبم میخواست از سینم بزنه بیرون و این دلشوره از صبح ادامه داشت تا شب حتی بدون قطع شدن یک دقیقه و تنها ارزوی من شده بود اینکه فقط قلبم آروم باش حاضر بودم هیچ چیزی تو این دنیا نداشته باشم ولی فقط دلشوره از وجودم بره بیرون و واقعا سخت ترین روزای زندگیم تجربه میکردم
تا اینکه مجبور شدن حتی به روانپزشک مراجعه کنم و اونجا به فکر درمان بشم که همونجا هم پزشک گفت این قرص ها فقط یکم میتونه بهت کمک کنه در نهایت این خودتی که باید این افکار تغییر بدی وگرنه این قرص ها کا. خاصی واس ت. نمیتونه انجام بده تا زمانی که خودت نخوای و خودت دست به کار نشی
و این اتفاق به ظاهر وحشتناک باعث شد که من از صبح تا شب به فکر کنترل ذهنم باشم با هیچی توجه نمیکردم فقط انگار نشسته بودم ببینم چی تو ذهنم به محض اینکه میخواست راجع به کار و ساختمون اگه اینجوری شد چی میشه و اونجوری شد چی میشه و … فکر کنه ساکتش کنم
و البته که از صبح تا شب فایل گوش میکردم با توجه به اینکه دوره دوازده قدم رو هم داشتم و مدام به فکر ذهنم و کنترل ذهنم بود و این نجواهای ذهنی کمتر و کمتر شد تا اینکه من تونستم به حالت عادی برگردم و کم کم به روال عادی ذهنیم برگردم
این ترس از آینده و اتفاقی که تا الان هیچ وقت نیفته بزرگترین سد ذهنی بود که من برا خودم درست کرده بودم و در نهایت با کنترلش تونستم برگردم به شرایط عادی ذهنی و البته که باعث شد بیشتر حواسم به افکارم باش و بدونم که اگه حواست به ورودی های ذهنیت نباش میتونه چه بلایی سرت بیاره این ذهن
ممنون از شما استاد عزیز و خانم شایسته همه دوستایی که تا الان و اینجای کامنت با من بودید.
سلام به استاد گرانقدرم و مریم عزیزو خانوم و همه دوستای بهشتی.
استاد جان ومریم جان یک دنیا سپاس و احترام بابت زحمات فروانی که برای تهیه این پروژه های ارزشمند می کشید :خدا خیرتون بده…
من همه فایل های پروژه را گوش دادم و واقعا آموزنده بودند اما راستش رو بگم همه تمرینات رو با دقت توی دفترم انجام ندادم چه برسه به اینکه بیام کامنت بزارم برای هر گام.اما هر چی داریم میریم جلوتر انگار داره یه اتفاقایی تو ذهنم میافته.یعنی از اون گامی که گفتگو با سید علی و عادله عزیز بود من خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم و اشک ریختم و به خودم گفتم که این جلسه رو حتما برو کامنت بزار (حداقل برای سپاس گذاری،هر چند که خودت نتیجه خاصی نگرفتی )که بازم تنبلی کردم و کامنتی نزاشتم چون درکل به علت کمالگرایی نمیتونم راحت بیام کامنت بزارم.
اما این گام رو که گوش دادم انصافا بیشتر انگیزه گرفتم وایمانم قوی تر شد یعنی حرف های آرام عزیز خیلی متحولم کرد و به خودم گفتم فقط ادامه بده با تعهد وایمان.اگه آرام والهام تونستن تو هم میتونی.
من در کل از مطالعه کامنتهای دوستان سایت خیلی لذت میبرم و خداروشکر این روزها به کامنتهای فوق العاده ای هدایت میشوم که خیلی برام تاثیر گذارن و بهم انگیزه میدن،چقدر ازشون عمل به قوانین رو یاد میگیرم،خدایا شکرت ،به همه دوستان این سلامتی وشادی بده.
خدای عزیزم به همه ما کمک کن تا با تعهد وپشتکاری مثل آرام جان و الهام جان مسیر رو پیش بریم.
از شما عزیزانم اول سپاس گذاری کنم که این فعالیت شما در. سایت کلی بهبود ایجاد کرده در سایت و زندگی همه ما بچه ها
بعد سلام میکنم به عزیزانم استادان عزیزم که همیشه الگوی مناسبی برای من بوده و هست
سلام دوستان همراهم
استاد از زمانی که فهمیدم باید تغییرات رو ایجاد کنم که زندگی بهبود پیدا کند
درسته من کلی تغییر ایجاد کردم در زندگی ام
از دوره دوازده قدم شروع کردم
قدم به قدم پیش رفتم پیشرفت ها رو تکاملی دریافت کردم
و یک به یک الهامات اومد و تغییر. را ایجاد کردم و نتیجه گرفتم استاد نتیجه که میگم یعنی نتیجه
من که کارگر بودم در سال 1400تا 1401 درآمدم 10 میلیون بود به سختی زندگی میچرخاندم
ولی حالم خوب بود بر فایل های دانلودی شما
رسیدم به نتیجه های عالی با دوره های دوازده قدم
ثروت یک و سه
راهنمایی عملی
کشف قوانین
قانون آفرینش
قانون سلامتی
عزت نفس
هم جهت با جریان خداوند
و نتیجه های بینظیر که تونستم درآمد 400میلیونی بدست آورم همه از روی تغییر افکارم بوده
سپاس گذاری هام بوده
صبح ها قبل از خروج از خونه بم ساعت تمرینات دوره ها رو انجام میدهم
در طی روز مدام فایل گوش میکنم تمریناتم رو انجام میدهم توجه به فراوانی ها توجه به نکات مثبت
آگاهانه افکارم را هدایت میکنم به نکات مثبت
و اگر به منفی ای هم توجه میشود
همونجا به خودم یادآوری میکنم که باید افکارم را روی نکات مثبت ببرم
و همه چیز جادویی پیش میرود.
چرخ زندگی برام روان است و از خداوند سپاس گذارم که مدام بهم تغییرات را نشان میدهد که باید خودم را به روز کنم و حالا بهم الهام کرده که باید آنلاین در تمام کارهام عمل کنم و قدم های اولیه را برداشتم تا خوب و پر قدرت پیش بروم به سوی فضای آنلاین و اینترنتی برای کسب درآمدهای بعدی
که این رو هم ایمان دارم نتیجه عالی میگیرم و یک درآمد بینظیر که منو به آزادی زمانی و مالی میرساند
فقط خدا هدایتم میکند و من تسلیم خداوند. هستم خدایا شکرت
استاد خانوم شایسته دوستان هم مسیر از همه و همه ممنونم
استاد عزیز شنیدن صدای لرزان وپراز احساس دوستمان که از موفقیتهایش گفت مرا هم احساساتی کرد واشک ریختم ومن هم مثل دوستمان ازشما ومریم شایسته عزیز سپاسگزارم که درهایی از نگرش نو بر روی ما بازکردید
استاد عزیز دیوارهای محدودیت های مختلف که به دست خودمان میسازیم ووقتی آنها راخراب میکنیم درآن ور دیوار دنیای شگفت انگیزی میبینیم از توانمندی هایمان واز ارزشمندی هایمان واز نور وبرکت وثروت وفراوانی وعشق ومهربانی وخیر ونیکی
کلمه تعهد رابارها درفایلهای مختلف ازشما شنیدم وبه اندازه ای که به تغییرات خودم متعهد شدم نتیجه گرفتم
باشرکت دردوره کشف قوانین زندگی تغییرات زیادی کردم وتعهد کردم طلب آرامش وشادی کنم وهمیشه وهرروز صبح میگویم خدایا من آرامش وشادی راانتخاب میکنم وازخانه بیرون میروم وهمیشه بالحظات شاد وآرام بخش برخورد میکنم
تعهد داده ام که مراقب افکارم باشم واجازه ندهم به هرجا میخواهد برود وسر بزنگاه مچ خودم رامیگیرم که فیروزه حواست راجمع کن ببین داری چه فکری میکنی
تعهد داده ام برروی نکات مثبت وزیبایی ها تمرکز کنم وهرجا حواسم پرت شود وغربزنم وتمرکز روی نادلخواه ها بگذارم سریع برمیگردم وافکارم راتصحیح میکنم
همانطور که دریکی ازجلسات دوره هم جهت بامسیر خداوند نوشتم بعد 18 سال ازثبت نام برای حج تمتع امسال نوبتم شد وخیلی خیلی شاد وهیجان زده شدم وگفتم ازبرکات دوره هم جهت باجریان خداوند است که به خانه خدا دعوت شدم یعنی بعد 18 سال حالا تونستم ثبت نام راانجام بدهم وبه امید خدا همه مراحل راخدای مهربان انجام داد به آسانی وراحتی ولی یک تضاد اتفاق افتاد
من 18 سال قبل برای خودم وهمسرم باهم ثبت نام کردم وبعد به ایشان گفتم برای هردویمان ثبت نام کردم ولی حالا که نوبتمان شده ایشان گفت من نمیام وتصمیم گرفتم فیش حج رابفروشم وبرای یک دختر نیازمند جهیزیه تهیه کنم ومن خیلی ناراحت شدم وگفتم این دعوتنامه خداست به خانه خدا چطور نمیایی ودوست دارم باهم برویم ولی ایشان حرف خودش راتکرار کرد ومن بسیار ناراحت ودلخور شدم ورفتم درسایت ثبت نام خودم راانجام دادم وخداراشکر کردم توفیق زیارت مکه ومدینه رانصیب من کرده ودردفترم نوشتم
خداوندا توبهترین برنامه ریز هستی وتوقادرمطلق هستی وهمه چیز دردست قدرت تواست ومن تسلیم امر پروردگار هستم ومن نمیتونم دربرنامه ریزی خدا دخالت کنم واززاویه دیگری به موضوع نگاه کردم که خداخواسته ازطریق همسرمن یک دخترخانمی صاحب جهیزیه شود وخداخواسته ازطریق این فیش حج کس دیگری که درارزوی زیارت خانه خداست به آرزویش برسد وخداراشکر که همسری مهربان وفداکار دارم وبه فکر کمک به دیگران است ودست خداشده جهیزیه برای فردی نیازمند تهیه شود وایشان مراهم آزاد گذاشته تصمیم بگیرم وبروم سفرحج واز برکات سفرمعنوی به مکه ومدینه بهره مند شوم
خداراشکر خداراهزاران بار سپاسگزارم که با برنامه ریزی های عالی جهان پیشرفت میکنه وهرکدام ازما دست خدا برای کمک به دیگران هستیم به هرشکلی وروشی که خدا تعیین کرده
وباتغییر نگاهم به موضوع حال واحساس خوبی پیدا کردم
تعهد به اینکه کنترل ذهن داشته باشم خیلی جاها کمک کرده احساس خوب داشته باشم وبااحساس خوب درمسیر اتفاقات خوب قراربگیرم
عمل به آموزه های استاد بزرگترین دستاورد حضورم درسایت است وهرچقدر بتوانم بهتر وبیشتر عمل کنم موفق تر هستم
ریموت کنترل احساساتمان رابدست بگیرم ومراقب افکارمان باشیم وبااین کار عظیم میتوانیم به هرچی میخواهیم برسیم
شاخک هایمان تیز باشد وهراحساسی پیدا میکنیم درآن دقت کنیم وبه احساس خوب تغییرش بدهیم ودرمسیر الهی قراربگیریم آن وقت دردنیای آرامش وشادی زندگی میکنیم
تعهد داده ام بیشتر سکوت کنم وذهن راارام کنم تا صدای خدا رابیشتر وبهتر بشنوم وهدایت های الهی رادریافت کنم وایمان داشته باشم باعمل به الهامات وهدایتهای خداوند درمسیر خیر ونور وعشق الهی قرار میگیرم
استاد عزیز بسیار سپاسگزارم برای سایت عباسمنش ومطالب وآگاهی های ناب وتوحیدی آن
درپناه خداوند مهربان روزگارتان خوش وشیرین باشد ودرسلامتی کامل باشید
خدایا کمکم کن که به یاد بیارم زمانی که تصمیم به تغییر گرفتم و کمک از تو ، هدایت از تو، حمایت از تو….
و امروز هر آنچه که دارم ، هر آنچه که هستم از آن توست.
یاد میارم وقتی تمام زندگی من از هر جهت که نگاه می کردم در حال سقوط بود، حسی در درونم به جنب و جوش بود انگار صدایش رو حس می کردم ، اما بی اهمیت بودم تا اینکه داد زندنش، رو احساس کردم که تو باااااااید بلند شوی و حرکت کنی……..
غروب یه روز تابستانی بود در دل طبیعت هدایت شدم به یک پیادهروی ، انگار پیامی می خواست بگوید ، که بیا تا مراحل رو برایت بگویم.
خوب یادمه او لحظه که وقتی با خدا حرف می زنم و اشک ها اینققققققققدر جاری بودند که صدایم تبدیل شده بود به هق هق کنان ، .
اینققققققققدر صداها واضح شده بود، که او می گفت و من چشم می گفتم ، کاملاً تسلیم و متواضع شده بودم، وقتی به خانه اومدم از فرط اشک ها صورتم سرخ شده بود ، وقتی خانواده ام باهام صحبت می کردند سرم را خیلی بالا نمی آوردم ، که شک نکند داستان چیه،،،،
فقط شروع کردم به تهیه یک شام ساده وقتی خانه آرام تر شد، مدارک م رو جمع کردم .
دیگر تصمیمم نهایی شده بود، صبح که شد از خانواده خداحافظی کردم و رفتم ، به یک شهر دیگر ، من یک سال درگیری داشتم با این مسئله اما هر بار با مخالفت خانواده روبهرو میشدم و ترس ها و ناامیدی هایی که هر بار به من تزریق می کردند.
اما دیگر تصمیم نهایی را گرفته بودم، اول صبح حرکت کردم در مسیر 400 کیلومتری راهی شهری که او می گفت و هدایت می کرد می رفتم، پر بین راه فقط به حرف های دیروز غروب م با خدایم فکر می کردم، نجواها راحتم نمی گذاشتند ، اما من فقط یک جواب دادم ، این فقط قدم اول، ایمان دارم همه چیز خودش راحت درست می شود.
وقتی به مقصد رسیدم خیلی خوشحال بودم ، تمام جز به جز سفر خدا رو حس می کردم، تا به حال همچنین سفری نکرده بودم چقققققدر لذت بخش بود همه چیز برایم.
خونه یکی از داداش هام مستقر شدم، تا اینکه هفته دوم فرا رسید من هدایت شدم به یک کاری در رستوران ، که برای کار آشپزی نیرو می خواست ، شروع به کار کردم، روزها فقط لذت بود تمرکز به زیبایی ها، و تو لحظه بودن بود.
اتفاقات شروع شد
معجزات هی پشت سر هم یکی پس از دیگری آغاز شد.
نه ماه طول کشید ، تک تک خانواده بدون اینکه من حتی خبری ازشون داشته باشم به من پیوستند ، زندگیم از تمام جنبههایی که در حال سقوط بود ، آروم آروم جوانه زدنش شروع شد
من مستقل بودن رو کسب کردم
رهایی و عاشق شدن
آرامش و سلامت بودن
احساس لیاقت و ارزشمندی
موقعیت مالی هر روز با من از نتایج ش حرف می زد.
همه چیز ، همه چیز در حال تغییر شد.
خدای من تا به امروز فقط دارم عشق می کنم.
فهمیدم که اگر من از درونم تغییر کنم و متعد شوم و از همه مهمتر مسولیت آنچه در زندگی م هست را بپذیرم جهان به کمک من می آید.
من امروز وارد بهشتی هستم که هر روز دارم نتایج کسب می کنم
من دارم لذت می برم.
خدایا من سپاسگزارم
استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان و دوست داشتنی متشکرم
پروردگار مهربان و بخشنده ام بینهایت سپاسگزارم که وقتی از ته اعماق قلبم ازت یه هدایتی میخوام همون لحظه پاسخش رو میدی
همین الان ازت خواستم که آیه ای رو برام بیاری که برای من و دوستانم نوید بخش باشه
و فقط و فقط خودت میدونی که چقدر دلم روشن شد به این ایه و چقدر احساس کردم پیشمی
سلام به استاد گرانقدرم استاد عباسمنش عزیز
و مریم بانوی پرمهرم که ایشون هم برای من مثل یک استاد بینظیر در آموزش سبک و سیاق زندگی و
یک الگوی بینظیر برای یک بانوی بینظیر بودن هستن
سلام به دوستان توحیدی ام که میخوام ازهمینجا از تک تک شما عزیزان برای کامنت های بسیار توحیدی و تاثیر گذارتون تشکر کنم
باورم نمیشه 14 گام رو به طور پیوسته اومدم و اینو از جانب خداوند میدونم
من کسی بودم که همیشه برای کامنت نوشتن و تمرین نوشتاری تنبلی میکردم ولی ته وجودم عاشق این کار بودم و دوستان فعال سایت رو تحسین میکردم برای فعالیتاشون
ولی الان به لطف الله مهربانم اینجام در گام 14 در کنار شما دوستان عزیزم
گام 14
تمرین:
در زندگیتان، بزرگترین ‘دیوار’ ذهنی که خودتان ساختهاید چه بوده (مثل ترس از شکست، سرزنش دیگران، یا باورهای محدودکننده)؟
چطور با پذیرش مسئولیت و یک قدم کوچک تعهد آمیز، آن را شکستید و چه معجزهای در روابط، کار یا درآمدتان اتفاق افتاد؟
بزرگترین دیوار یا سد بتنی ذهنی من در گذشته ینی قبل از آشنایی من با قوانین بحث حرف مردم،قضاوت هاشون و نگاه هاشون به هر مسئله ای بود که میخواستم انجام بدم
ینی طوری بود که برای تک تک تصمیماتم باید اول نظر خانواده،فامیل و عرف جامعه رو در نظر میگرفتم و خب به طبع خیلی از کارها هیچ وقت انجام نشد چون از نظر دیگران بد یا زشت یا ناپسند بود
این نیاز به تایید طلبی انقدر در وجودم رخنه کرده بود که عملا یه انسان منفعل بودم که یرای دیگران زندگی میکرد
من خودم نبودم من بازتاب افکار و تایید های دیگران بودم
ولی از اونجایی که فطرت ما برخلاف این داستانهاست یه حس عمیقی با وجود تمام این افکار مزاحم درونم به صدا درمیامد و من فقط یه صدای ضعیف و نحیفی رو میشنیدم که طبیعتا توجهی هم نمیکردم
تا اینکه خداوند متعال خودش با دستان خودش منو وارد این مسیر زیبا کرد
هدایت شدم و یا بهتره بگم دوباره متولد شدم!
هر رور که به آگاهی ها گوش میدادم بیشتر این سیمان های این دیوار سفت و سخت فرو میریخت
هر روز بیشتر و بیشتر به این ضعف رفتاری پی میبردم و نمود هاشو تاثیراتشو با قوانین میسنجیدم و میدیدم و درک میکردم که چقدر با اتفاقات زندگیم هماهنگی داره
وقتی فهمیدم که این منم که شرایط زندگیمو رقم میزنم دیگه پیش خودم گفتم تا اینجاشو خودم خلق کردم با ندونم کتری ازاینجا به بعدشو خودم میسازم با آگاهی
بماند که بخاطر عدم رعایت قانون تکامل حرکت های بزرگی زدم که کلی منو از مسیر خارج کرد
ولی تو همون برهه تصمیماتی گرفتم که باعث شد خیلی خیلی اعتماد بنفسم و شخصیتم تغییر کنه
ومن همه اینهارو مدیون الله مهربانم هستم
که به موقع دستم رو گرفت و آورد تو این مسیر بهشتی
از لحظه ای که با مفهوم اینکه مسئولیت تمام اتفاقات زندگی ات را بپذیر آشنا شدم
با تمام قطرات خونم و تک تک سلولهای بدنم درکش کردم چون داشتم رابطه مستقیم شرک آشکار و حال بدم و به طبع اتفاقات بد رو میدیدم
در مورد یسری مسائل که خیلی عمیق هم نبودن کلی تغییرات ایجاد کردم و کلی هم معجزات در پی داشت
ولی خب در مورد یسری مسائل عمیق که پاشنه های آشیل هستن همواره دارم کار میکنم روی خودم حالا قبلا کمتر ولی الان خیلی بیشتر شده
ولی چیزی که واضح بوده و هست رابطه بین کار کردن و نتایج فوق العاده گرفتنه
رابطه بین عمل به آگاهی ها و معجزات پی در پی
کاملا آشکار بوده و هست
خداوندا خودت کمکم کن که تو این مسیر ثابت قدم باشم و بمونم تا آخر تا زمانی که بیام و از نتایج رویاییم برای بچه ها بگم
خدای من پروردگار مهربانم خودت کمکم کن و هدایتم کن که روی این پاشنه های آشیلم بیشتر و بیشتر کار کنم و بتونم به نجواها توی مسیر رشدم
بی توجهی کنم
دیوار بزرگ ذهنی که الان در ذهنم داره هر روز در یه قالب جدید برام خودنمایی میکنه رو خودت با هدایت ها و الهاماتت کمرنگ کن
خودت میدونی الان چه خواسته ای دارم و به چی فکر میکنم و با چه افکار و نجواهایی دست و پنجه نرم میکنم
تو شنوای آگاهی
تو بر قلب های ما آگاهی
تو قادر مطلقی
تو بر هر چیزی توانایی
تو خداوند بزرگ و توانایی
تویی اون قدرت برتر حاکم بر جهان هستی
تو میدونی و من نمیدونم
تو دانای کل جهان هستی
تو بر هرچیزی آگاه و مسلطی
تو پروردگار یکتا و تنها ربّ جهانی
تو اربابی و من بندتم
تو غنی هستی و من فقیر درگاهت
من به هر خیری از جانب تو فقیرم
تویی اون خدایی که هدایت من رو برخودت واجب کردی پس خیالم راحته
تویی اون خدایی که از روح خودت در من دمیدی
پس من ارزشمندم
پس من از توعم
و روح تو هستم
پس من میتونم خلق کنم دقیقا مثل تو
من خلیفه تو هستم بر روی زمین
من آینه تجلی تو هستم
من لایق بهترینها هستم چون تو منو لایق آفریدی
تو تمام جهان رو برای من آفریدی و مسخر من کردی و من رو برای خودت
پس خودت هدایتم کن خودت منو بردار و بزار روی شونه هات و ببر به جایی که باید باشم
من میخوام پارو نزنم و تو خودت منو ببری ساحل خوشبختی
خداوندا خودت من هدایت کن که همواره در زمان متاسب در مکان مناسب باشم
خداوندا من رو آسان کن برای آسانی ها و سخت کن برای سختی ها
خیلی خیلی خوشحال شدم که اون حس نابی که موقع نوشتن اون جملات و باورهای عمیق و ناب از درونم جوشید باعث شده متنی به جا بمونه که شما دوست عزیز از اون به عنوان یک متن خیلی تاثیر گذار یاد کنید
و بهش اسم (شعر ) رو هدیه بدید
واقعا خوشحال و مسرورم که تونستم کامنتی بزارم به لطف الله که به شما دوست عزیز کمک کننده بوده
و اینکه چقدر لذت بردم از ادب و منش شما دوست عزیز که برای شات گرفتن از متن بنده کسب اجازه میکنید این نهایت ادب و احترام شمارو نشون میده
دوست عزیزم بینهایت دوستتون دارم و براتون آرزوی موفقیت های روز افزون دارم
بسم الله الرحمن الرحیم
خدایا شکرت که تونستم یک تمرین فوق العاده دیگه از پروژه تغییر را انجام بدم
تمرین این قسمت:
در زندگیتان، بزرگترین ‘دیوار’ ذهنی که خودتان ساختهاید چه بوده (مثل ترس از شکست، سرزنش دیگران، یا باورهای محدودکننده)؟
قطعاً بزرگترین دیوار ذهنی که خودم ناآگاهانه ساخته بودم باورهای محدود کننده ذهنیم به خصوص در مورد بحث احساس لیاقت و خود ارزشمندی درونی بود که از زمان کودکی و از خانواده و مدرسه و رسانهها و فرهنگ و به خصوص مذهب دریافت کرده بودم و بدون هیچ تحلیلی از درستی یا نادرست بودن اون افکار و باورها اونها را پذیرفته بودم و سد بزرگتری که در ذهنم بود این بود که اصلاً نمیدونستم و آگاه نبودم که خودم دارم با باورها و افکارم تمام شرایط زندگی خودم را در تمام ابعاد خلق میکنم و مسئولیت تمام تجربیات زندگیم به عهده خودم هست،ودرک و پذیرش این مسئله که فقط خودم هستم که دارم با باورها و افکارم تمام شرایط زندگی خودم را خلق میکنم نقطه شروع تغییرات و بهبود نتایج در زندگیم بود
چطور با پذیرش مسئولیت و یک قدم کوچک تعهد آمیز، آن را شکستید و چه معجزهای در روابط، کار یا درآمدتان اتفاق افتاد؟
تجربهتان را با جزئیات بنویسید تا همه از داستان موفقیتتان الهام بگیریم و زنجیره معجزات را ادامه دهیم
اولین قدم من، شناخت و آگاه شدن به این ویژگی شخصیتی و نقطه ضعف شخصیتیم بود که دیدم معمولاً من کارها را نیمه تمام انجام میدم و و هی به تعویق میاندازم
اولین تعهدی که به خودم دادم و پاش موندم این بود که به هر قیمتی فارغ ازاینکه نتیجهای بگیرم یا نگیرم بیام دوره احساس لیاقت که چند وقت بود تهیهاش کرده بودم ولی در حد دو سه جلسه پیش رفته بودم و دیگه ولش کرده بودم رو به پایان برسونم،این به این معنی بود که من در طول عمرم حداقل تونستم یکی از ده ها کار نیمه تمام خودم را به پایان برسونم و این برای من یک موفقیت بسیار بزرگ به حساب میآمد همین که بتونم یک دوره رو با تعهد و با برنامه و با انجام تمریناتش تحت هر شرایطی به پایان برسونم به همون ابتدا به خودم گفتم که اصلاً نتیجه برام مهم نیست و تنها چیزی که برای من مهم هست اینه که فقط این دوره رو تموم کنم و کامل تمریناتش رو انجام بدم تا پایان، فارغ از هر نتیجهای که بده یا نده،یعنی فقط برام مهم بود که به قولی که به خودم دادم عمل کنم و پاش وایسم،همین….
و این تصمیم و این تعهد ،خودبخود ،برای من همزمان شد با شروع تغییرات اساسی و ایجاد نتایج فوق العادهای در زندگیم که اصلاً قبلش حتی بهش فکر هم نکرده بودم که بتونم اینقدر نتیجه در زندگیم رقم بزنم
و خیلی وقت بود که جسته و گریخته روی خودم کار میکردم دورههای زیادی را هم تهیه کرده بودم که همش را نصف نیمه گوش داده بودم ،حالا میفهمم که چرا تا اون زمان نتایج خاصی رو نگرفته بودم
در واقع با هدایت خداوند و تعهدی که به انجام کاری در جهت بهبود شخصیتم به خودم دادم و پاش موندم و متعهد به ادامش موندم نتایج فوقالعادهای در زندگیم ایجاد شد و بعد از اون هدایت شدم به دوره کشف قوانین زندگی که شالوده رسیدن به خواستههاست ،شالوده و پایه فرمول ابدی و بدون تغییر خداوند برای رسیدن به خواستهها
و خدا را شکر الان میتونم بگم که این ویژگی شخصیتی شروع کننده و تمام کننده بودن ،از جمله یژگیهای شخصیتی من شده است و من فردی متعهد به تغییر کردن و بهبود دادن باورهای نامناسب و محدود کننده ذهنی ام هستم ،به عنوان فردی که میگوید و انجام میدهد و خدا را شکر الان به مدت حدوداً دو سال میشود که دارم مستمر و متعهدانه روی خودم کار میکنم هر روز
من این ویژگی شخصیتیم را دوست دارم این ارادهمند بودن و تعهدی که به خودم در ادامه این مسیر دادم رو دوست دارم و با عشق و با تعهد و با ایمان که هر روز بیشتر و بیشتر میشود در مسیر بهبود باور هام به صورت بنیادین دارم کار میکنم و این مسیر مورد علاقه من هست که به شدت بهش علاقه دارم یعنی خودشناسی و آگاه شدن به باورهای ناخودآگاه درون ذهنم و ابعاد شخصیتیم و تلاش ذهنی و تمرکز برای تغییر باورهای نامناسب قدیمی و بهبود اونها و ایجاد باورهای مناسب و هم جهتتر با جریان خداوند در جهان هستی
به شدت دارم روی این مهمترین موضوع زندگیم کار میکنم و همزمان هم کتاب داستان بسیار تاثیرگذار و زیبای خودم را برای اولین بار در زندگیم دارم مینویسم
خیلی از این مسیری که دارم توش حرکت میکنم لذت میبرم و راضی هستم و خداوند هم هر روز بیشتر و بیشتر من رو راضیتر میکنه چون حقیقتاً این خواست خداوند است که ما رو در مدارهای بالاتر که در اون احساس رضایتمندی بیشتری داریم نگه داره
خدا را شکر زندگی من در تمام ابعاد از نظر شرایط کاری و روابط و آرامش و راحتی در زندگی و آسایش و سلامتی و حتی در بعد مالی در حال بهتر شدن و بهتر شدن هست و دارم میبینم که هر چقدر باورهای بهتری به خصوص در زمینه احساس لیاقت دریافت میکنم و نهادینهتر میکنم در وجودم شرایط زندگی من در تمام ابعاد بهتر میشه و قشنگ احساس میکنم که کیفیت تمام تجربیات زندگی من در تمام ابعاد بهتر شده و کاملاً تغییر کرده یه جورایی میتونم بگم دنیای من کاملاً عوض شده و در یک مدار بالاتر به راحتی قرار گرفتم چون جای درستش هستم و من لایق بودن در مدارهای بالاتر و بالاتر هستم فقط به خاطر اینکه هستم
خدایا شکرت و سپاسگزارم به خاطر نعمت هدایت و نعمت وجود سایت و نعمت حضور استاد و مریم خانم عزیز و نعمت حضور همه همراهان هم فرکانسی ارزشمندم در این مسیر توحیدی
سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته همه دوستای خوبم تو این سایت بهشتی
راستش یادم میاد بزرگترین سد ذهنی که برا خودم ساخته بودم زمانی بود که شروع کردم سهمیه نظام مهندسی خودم به عنوان یه ناظر باز کردم بعد از سال ها که این پروانه رو داشتم از اون استفاده نمیکردم و با توجه به اینکه نمیدونستم قوانین و اینکه چیکار باید بکنم دقیقا از نظر سیستمی و اینکه هم زمان 6 تا کار تو کمتر از یک هفته به من ارجاع شد یه استرس فوق العاده بزرگی تجربه کردم
از بس ک به این فکر میکردم اگه اتفاقی بیفته تو این ساختمون ها من به عنوان ناظر میشناسن و این فکر و ترس مدام با مم بود جوری گه باعث شد دچار حملات استرسی بشم تپش قلب شدید جوری که قلبم میخواست از سینم بزنه بیرون و این دلشوره از صبح ادامه داشت تا شب حتی بدون قطع شدن یک دقیقه و تنها ارزوی من شده بود اینکه فقط قلبم آروم باش حاضر بودم هیچ چیزی تو این دنیا نداشته باشم ولی فقط دلشوره از وجودم بره بیرون و واقعا سخت ترین روزای زندگیم تجربه میکردم
تا اینکه مجبور شدن حتی به روانپزشک مراجعه کنم و اونجا به فکر درمان بشم که همونجا هم پزشک گفت این قرص ها فقط یکم میتونه بهت کمک کنه در نهایت این خودتی که باید این افکار تغییر بدی وگرنه این قرص ها کا. خاصی واس ت. نمیتونه انجام بده تا زمانی که خودت نخوای و خودت دست به کار نشی
و این اتفاق به ظاهر وحشتناک باعث شد که من از صبح تا شب به فکر کنترل ذهنم باشم با هیچی توجه نمیکردم فقط انگار نشسته بودم ببینم چی تو ذهنم به محض اینکه میخواست راجع به کار و ساختمون اگه اینجوری شد چی میشه و اونجوری شد چی میشه و … فکر کنه ساکتش کنم
و البته که از صبح تا شب فایل گوش میکردم با توجه به اینکه دوره دوازده قدم رو هم داشتم و مدام به فکر ذهنم و کنترل ذهنم بود و این نجواهای ذهنی کمتر و کمتر شد تا اینکه من تونستم به حالت عادی برگردم و کم کم به روال عادی ذهنیم برگردم
این ترس از آینده و اتفاقی که تا الان هیچ وقت نیفته بزرگترین سد ذهنی بود که من برا خودم درست کرده بودم و در نهایت با کنترلش تونستم برگردم به شرایط عادی ذهنی و البته که باعث شد بیشتر حواسم به افکارم باش و بدونم که اگه حواست به ورودی های ذهنیت نباش میتونه چه بلایی سرت بیاره این ذهن
ممنون از شما استاد عزیز و خانم شایسته همه دوستایی که تا الان و اینجای کامنت با من بودید.
وَلا تَکونوا کَالَّذینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنساهُم أَنفُسَهُم أُولئِکَ هُمُ الفاسِقونَ
و مانند کسانی نباشید که الله را از یاد بردند؛ پس الله هم آنان را دچار خودفراموشی کرد.چنین کسانی فاسق و نابکارند
سلام به همگی دوستان
سلام به استاد عزیزم
سلام به خانم شایسته عزیز
چند روزی هستش فقط از خودم میپرسم که چطور از این بهتر
من در زندگی ام یک تضادی دارم که هنوز نتونستم به جواب واضحی برسم که چه نعمتی پشت این تضاد وجود داره که هر روز این برام تکرار میشه
چه درسی میتونم ازش بگیرم .بعضی وقتها جواب پیدا میکنم ولی میبینم نه این اون جوابه نبود و بازهم تکرار میشه
تا اینکه امروز متن این قسمت از فایل خوندم
راز تفاوت افراد موفق با دیگران در یک کلمه خلاصه میشود
تعهد…..
دیروز این تضاد بقدری در زندگی من شدت گرفت که خودمو خیلی ضعیف و ناتوان دیدم و امروز صبح با امید به خدا این متن مثل چراغ چشمک زن بهم خودشو نشون داد
خیلی از استاد در مورد مومنتوم و تعهد شنیده بودم
ولی نعمت این تضاد باعث شد تا بیشتر درکش کنم
و چنان ذوق و شوقی در من ایجاد کرد که باعث شد اون تصمیم جدی را بگیرم
همه ما از درون خودمون باخبریم کی یک تصمیم میگیرم و پشت سرش یکم شک و تردید هست و کی میدونیم تصمیم خیلی جدی هستش و تا آخرش میرم
مثل همون جریان بورس خودم که تصمیم گرفته بودم ولی یک عالمه تله های ذهنی و وسوسه ها پشتش بور اما پیروز ازش اومدم بیرون
و این بار هم اون تلنگر بهم زده شده
دریا شود آن رود که پیوسته روان است
بسم الله نورِ نوررر.
سلام به استاد گرانقدرم و مریم عزیزو خانوم و همه دوستای بهشتی.
استاد جان ومریم جان یک دنیا سپاس و احترام بابت زحمات فروانی که برای تهیه این پروژه های ارزشمند می کشید :خدا خیرتون بده…
من همه فایل های پروژه را گوش دادم و واقعا آموزنده بودند اما راستش رو بگم همه تمرینات رو با دقت توی دفترم انجام ندادم چه برسه به اینکه بیام کامنت بزارم برای هر گام.اما هر چی داریم میریم جلوتر انگار داره یه اتفاقایی تو ذهنم میافته.یعنی از اون گامی که گفتگو با سید علی و عادله عزیز بود من خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم و اشک ریختم و به خودم گفتم که این جلسه رو حتما برو کامنت بزار (حداقل برای سپاس گذاری،هر چند که خودت نتیجه خاصی نگرفتی )که بازم تنبلی کردم و کامنتی نزاشتم چون درکل به علت کمالگرایی نمیتونم راحت بیام کامنت بزارم.
اما این گام رو که گوش دادم انصافا بیشتر انگیزه گرفتم وایمانم قوی تر شد یعنی حرف های آرام عزیز خیلی متحولم کرد و به خودم گفتم فقط ادامه بده با تعهد وایمان.اگه آرام والهام تونستن تو هم میتونی.
من در کل از مطالعه کامنتهای دوستان سایت خیلی لذت میبرم و خداروشکر این روزها به کامنتهای فوق العاده ای هدایت میشوم که خیلی برام تاثیر گذارن و بهم انگیزه میدن،چقدر ازشون عمل به قوانین رو یاد میگیرم،خدایا شکرت ،به همه دوستان این سلامتی وشادی بده.
خدای عزیزم به همه ما کمک کن تا با تعهد وپشتکاری مثل آرام جان و الهام جان مسیر رو پیش بریم.
به نام خداوند بخشنده مهربان
استاد و مریم شایسته عزیز
از شما عزیزانم اول سپاس گذاری کنم که این فعالیت شما در. سایت کلی بهبود ایجاد کرده در سایت و زندگی همه ما بچه ها
بعد سلام میکنم به عزیزانم استادان عزیزم که همیشه الگوی مناسبی برای من بوده و هست
سلام دوستان همراهم
استاد از زمانی که فهمیدم باید تغییرات رو ایجاد کنم که زندگی بهبود پیدا کند
درسته من کلی تغییر ایجاد کردم در زندگی ام
از دوره دوازده قدم شروع کردم
قدم به قدم پیش رفتم پیشرفت ها رو تکاملی دریافت کردم
و یک به یک الهامات اومد و تغییر. را ایجاد کردم و نتیجه گرفتم استاد نتیجه که میگم یعنی نتیجه
من که کارگر بودم در سال 1400تا 1401 درآمدم 10 میلیون بود به سختی زندگی میچرخاندم
ولی حالم خوب بود بر فایل های دانلودی شما
رسیدم به نتیجه های عالی با دوره های دوازده قدم
ثروت یک و سه
راهنمایی عملی
کشف قوانین
قانون آفرینش
قانون سلامتی
عزت نفس
هم جهت با جریان خداوند
و نتیجه های بینظیر که تونستم درآمد 400میلیونی بدست آورم همه از روی تغییر افکارم بوده
سپاس گذاری هام بوده
صبح ها قبل از خروج از خونه بم ساعت تمرینات دوره ها رو انجام میدهم
در طی روز مدام فایل گوش میکنم تمریناتم رو انجام میدهم توجه به فراوانی ها توجه به نکات مثبت
آگاهانه افکارم را هدایت میکنم به نکات مثبت
و اگر به منفی ای هم توجه میشود
همونجا به خودم یادآوری میکنم که باید افکارم را روی نکات مثبت ببرم
و همه چیز جادویی پیش میرود.
چرخ زندگی برام روان است و از خداوند سپاس گذارم که مدام بهم تغییرات را نشان میدهد که باید خودم را به روز کنم و حالا بهم الهام کرده که باید آنلاین در تمام کارهام عمل کنم و قدم های اولیه را برداشتم تا خوب و پر قدرت پیش بروم به سوی فضای آنلاین و اینترنتی برای کسب درآمدهای بعدی
که این رو هم ایمان دارم نتیجه عالی میگیرم و یک درآمد بینظیر که منو به آزادی زمانی و مالی میرساند
فقط خدا هدایتم میکند و من تسلیم خداوند. هستم خدایا شکرت
استاد خانوم شایسته دوستان هم مسیر از همه و همه ممنونم
خداراشکر
بنام رب دوسداشتنیِ قشنگم
خالق عشق و زیبای
مالک من
صاحب من
زیباترین نقاش دنیا
انرژی ک در وجود من جاریه
من رو دوست داره،
عاشقانه هر لحظه داره هدایتم میکنه
حمایتم میکنه
دلم و گرم میکنه ب وجودش
با ی لبخند ،با یه تحسین
با ی دل گرمی
با محبتش
با آغوش گرمی ک منو محکم بغل میکنه
با بوسه ای ک روی گونه ام میزنه
با اشعه ی زیبای خورشید چشمام و میبوسه
با پرواز دوتا کبوتر تو آسمون بهم میگه
ببین خبرهای خوبی تو راهه
ب زودی بال پروازت هم اوکی میشه
با دوتا قمری وسط جاده باز بهم یاد آوری میکنه
با ی پروانه ی بسیار زیبا رنگی ک میاد ی ثانیه جلوم میشینه و پرواز میکنه
با زبان خواهر زاده ام ثنا بهم میگه خیییلی دلم برات تنگ شده بود و چند بار محکم بغلم میکنه و چندبار صورتم و میبوسه و چشاش اشکی میشه
برام رزق بی حساب میشه
میوه های خوشمزه
نون داغ و ماست خوشمزه کنار تنور مادرم حسابی بهم میچسبه
ابرهای بسیار زیبا میشه و دل آسمون آبی
و غروب رویایی میشه ک اصن من دیوانه میکنه
بهم میگه امروز از کش موهای قشنگت فیلم بگیر و بزار یوتیوپ و کلی عشق بهم میده از طریق دوستان توحیدی قشنگم
کلی دلگرمی
محبت
تحسین
و الان ک نگاه کردم 676 تا بازدید خورده
الهی صدهزار مرتبه شکرت
بخاطر تغییرات قشنگ زندگیم
دارن صدام میکنن
باید برم
ببخشید سلام
و خدافظ
فعلا
عاشقتونممم
و دوستان توحیدی قشنگم میشه
بنام خداوند آفریننده زیبایی ها
بنام قادرمطلق
بنام خداوند عظیم
سلام براستادعزیز ومریم جان نازنین شایسته
سلام بردوستان الهی سایت توحیدی عباسمنش
استاد عزیز شنیدن صدای لرزان وپراز احساس دوستمان که از موفقیتهایش گفت مرا هم احساساتی کرد واشک ریختم ومن هم مثل دوستمان ازشما ومریم شایسته عزیز سپاسگزارم که درهایی از نگرش نو بر روی ما بازکردید
استاد عزیز دیوارهای محدودیت های مختلف که به دست خودمان میسازیم ووقتی آنها راخراب میکنیم درآن ور دیوار دنیای شگفت انگیزی میبینیم از توانمندی هایمان واز ارزشمندی هایمان واز نور وبرکت وثروت وفراوانی وعشق ومهربانی وخیر ونیکی
کلمه تعهد رابارها درفایلهای مختلف ازشما شنیدم وبه اندازه ای که به تغییرات خودم متعهد شدم نتیجه گرفتم
باشرکت دردوره کشف قوانین زندگی تغییرات زیادی کردم وتعهد کردم طلب آرامش وشادی کنم وهمیشه وهرروز صبح میگویم خدایا من آرامش وشادی راانتخاب میکنم وازخانه بیرون میروم وهمیشه بالحظات شاد وآرام بخش برخورد میکنم
تعهد داده ام که مراقب افکارم باشم واجازه ندهم به هرجا میخواهد برود وسر بزنگاه مچ خودم رامیگیرم که فیروزه حواست راجمع کن ببین داری چه فکری میکنی
تعهد داده ام برروی نکات مثبت وزیبایی ها تمرکز کنم وهرجا حواسم پرت شود وغربزنم وتمرکز روی نادلخواه ها بگذارم سریع برمیگردم وافکارم راتصحیح میکنم
همانطور که دریکی ازجلسات دوره هم جهت بامسیر خداوند نوشتم بعد 18 سال ازثبت نام برای حج تمتع امسال نوبتم شد وخیلی خیلی شاد وهیجان زده شدم وگفتم ازبرکات دوره هم جهت باجریان خداوند است که به خانه خدا دعوت شدم یعنی بعد 18 سال حالا تونستم ثبت نام راانجام بدهم وبه امید خدا همه مراحل راخدای مهربان انجام داد به آسانی وراحتی ولی یک تضاد اتفاق افتاد
من 18 سال قبل برای خودم وهمسرم باهم ثبت نام کردم وبعد به ایشان گفتم برای هردویمان ثبت نام کردم ولی حالا که نوبتمان شده ایشان گفت من نمیام وتصمیم گرفتم فیش حج رابفروشم وبرای یک دختر نیازمند جهیزیه تهیه کنم ومن خیلی ناراحت شدم وگفتم این دعوتنامه خداست به خانه خدا چطور نمیایی ودوست دارم باهم برویم ولی ایشان حرف خودش راتکرار کرد ومن بسیار ناراحت ودلخور شدم ورفتم درسایت ثبت نام خودم راانجام دادم وخداراشکر کردم توفیق زیارت مکه ومدینه رانصیب من کرده ودردفترم نوشتم
خداوندا توبهترین برنامه ریز هستی وتوقادرمطلق هستی وهمه چیز دردست قدرت تواست ومن تسلیم امر پروردگار هستم ومن نمیتونم دربرنامه ریزی خدا دخالت کنم واززاویه دیگری به موضوع نگاه کردم که خداخواسته ازطریق همسرمن یک دخترخانمی صاحب جهیزیه شود وخداخواسته ازطریق این فیش حج کس دیگری که درارزوی زیارت خانه خداست به آرزویش برسد وخداراشکر که همسری مهربان وفداکار دارم وبه فکر کمک به دیگران است ودست خداشده جهیزیه برای فردی نیازمند تهیه شود وایشان مراهم آزاد گذاشته تصمیم بگیرم وبروم سفرحج واز برکات سفرمعنوی به مکه ومدینه بهره مند شوم
خداراشکر خداراهزاران بار سپاسگزارم که با برنامه ریزی های عالی جهان پیشرفت میکنه وهرکدام ازما دست خدا برای کمک به دیگران هستیم به هرشکلی وروشی که خدا تعیین کرده
وباتغییر نگاهم به موضوع حال واحساس خوبی پیدا کردم
تعهد به اینکه کنترل ذهن داشته باشم خیلی جاها کمک کرده احساس خوب داشته باشم وبااحساس خوب درمسیر اتفاقات خوب قراربگیرم
عمل به آموزه های استاد بزرگترین دستاورد حضورم درسایت است وهرچقدر بتوانم بهتر وبیشتر عمل کنم موفق تر هستم
ریموت کنترل احساساتمان رابدست بگیرم ومراقب افکارمان باشیم وبااین کار عظیم میتوانیم به هرچی میخواهیم برسیم
شاخک هایمان تیز باشد وهراحساسی پیدا میکنیم درآن دقت کنیم وبه احساس خوب تغییرش بدهیم ودرمسیر الهی قراربگیریم آن وقت دردنیای آرامش وشادی زندگی میکنیم
تعهد داده ام بیشتر سکوت کنم وذهن راارام کنم تا صدای خدا رابیشتر وبهتر بشنوم وهدایت های الهی رادریافت کنم وایمان داشته باشم باعمل به الهامات وهدایتهای خداوند درمسیر خیر ونور وعشق الهی قرار میگیرم
استاد عزیز بسیار سپاسگزارم برای سایت عباسمنش ومطالب وآگاهی های ناب وتوحیدی آن
درپناه خداوند مهربان روزگارتان خوش وشیرین باشد ودرسلامتی کامل باشید
به نام خدای مهربان
خدایا من سپاسگزارم که اینجام.
خدایا کمکم کن که به یاد بیارم زمانی که تصمیم به تغییر گرفتم و کمک از تو ، هدایت از تو، حمایت از تو….
و امروز هر آنچه که دارم ، هر آنچه که هستم از آن توست.
یاد میارم وقتی تمام زندگی من از هر جهت که نگاه می کردم در حال سقوط بود، حسی در درونم به جنب و جوش بود انگار صدایش رو حس می کردم ، اما بی اهمیت بودم تا اینکه داد زندنش، رو احساس کردم که تو باااااااید بلند شوی و حرکت کنی……..
غروب یه روز تابستانی بود در دل طبیعت هدایت شدم به یک پیادهروی ، انگار پیامی می خواست بگوید ، که بیا تا مراحل رو برایت بگویم.
خوب یادمه او لحظه که وقتی با خدا حرف می زنم و اشک ها اینققققققققدر جاری بودند که صدایم تبدیل شده بود به هق هق کنان ، .
اینققققققققدر صداها واضح شده بود، که او می گفت و من چشم می گفتم ، کاملاً تسلیم و متواضع شده بودم، وقتی به خانه اومدم از فرط اشک ها صورتم سرخ شده بود ، وقتی خانواده ام باهام صحبت می کردند سرم را خیلی بالا نمی آوردم ، که شک نکند داستان چیه،،،،
فقط شروع کردم به تهیه یک شام ساده وقتی خانه آرام تر شد، مدارک م رو جمع کردم .
دیگر تصمیمم نهایی شده بود، صبح که شد از خانواده خداحافظی کردم و رفتم ، به یک شهر دیگر ، من یک سال درگیری داشتم با این مسئله اما هر بار با مخالفت خانواده روبهرو میشدم و ترس ها و ناامیدی هایی که هر بار به من تزریق می کردند.
اما دیگر تصمیم نهایی را گرفته بودم، اول صبح حرکت کردم در مسیر 400 کیلومتری راهی شهری که او می گفت و هدایت می کرد می رفتم، پر بین راه فقط به حرف های دیروز غروب م با خدایم فکر می کردم، نجواها راحتم نمی گذاشتند ، اما من فقط یک جواب دادم ، این فقط قدم اول، ایمان دارم همه چیز خودش راحت درست می شود.
وقتی به مقصد رسیدم خیلی خوشحال بودم ، تمام جز به جز سفر خدا رو حس می کردم، تا به حال همچنین سفری نکرده بودم چقققققدر لذت بخش بود همه چیز برایم.
خونه یکی از داداش هام مستقر شدم، تا اینکه هفته دوم فرا رسید من هدایت شدم به یک کاری در رستوران ، که برای کار آشپزی نیرو می خواست ، شروع به کار کردم، روزها فقط لذت بود تمرکز به زیبایی ها، و تو لحظه بودن بود.
اتفاقات شروع شد
معجزات هی پشت سر هم یکی پس از دیگری آغاز شد.
نه ماه طول کشید ، تک تک خانواده بدون اینکه من حتی خبری ازشون داشته باشم به من پیوستند ، زندگیم از تمام جنبههایی که در حال سقوط بود ، آروم آروم جوانه زدنش شروع شد
من مستقل بودن رو کسب کردم
رهایی و عاشق شدن
آرامش و سلامت بودن
احساس لیاقت و ارزشمندی
موقعیت مالی هر روز با من از نتایج ش حرف می زد.
همه چیز ، همه چیز در حال تغییر شد.
خدای من تا به امروز فقط دارم عشق می کنم.
فهمیدم که اگر من از درونم تغییر کنم و متعد شوم و از همه مهمتر مسولیت آنچه در زندگی م هست را بپذیرم جهان به کمک من می آید.
من امروز وارد بهشتی هستم که هر روز دارم نتایج کسب می کنم
من دارم لذت می برم.
خدایا من سپاسگزارم
استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان و دوست داشتنی متشکرم
بسم الله الرحمن الرحیم
إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحًا مُّبِینًا
ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺘﻲ ﻣﺎ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﻮ ﭘﻴﺮﻭﺯﻱ ﺁﺷﻜﺎﺭﻱ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﺁﻭﺭﺩﻳﻢ ;(١) فتح
پروردگار مهربان و بخشنده ام بینهایت سپاسگزارم که وقتی از ته اعماق قلبم ازت یه هدایتی میخوام همون لحظه پاسخش رو میدی
همین الان ازت خواستم که آیه ای رو برام بیاری که برای من و دوستانم نوید بخش باشه
و فقط و فقط خودت میدونی که چقدر دلم روشن شد به این ایه و چقدر احساس کردم پیشمی
سلام به استاد گرانقدرم استاد عباسمنش عزیز
و مریم بانوی پرمهرم که ایشون هم برای من مثل یک استاد بینظیر در آموزش سبک و سیاق زندگی و
یک الگوی بینظیر برای یک بانوی بینظیر بودن هستن
سلام به دوستان توحیدی ام که میخوام ازهمینجا از تک تک شما عزیزان برای کامنت های بسیار توحیدی و تاثیر گذارتون تشکر کنم
باورم نمیشه 14 گام رو به طور پیوسته اومدم و اینو از جانب خداوند میدونم
من کسی بودم که همیشه برای کامنت نوشتن و تمرین نوشتاری تنبلی میکردم ولی ته وجودم عاشق این کار بودم و دوستان فعال سایت رو تحسین میکردم برای فعالیتاشون
ولی الان به لطف الله مهربانم اینجام در گام 14 در کنار شما دوستان عزیزم
گام 14
تمرین:
در زندگیتان، بزرگترین ‘دیوار’ ذهنی که خودتان ساختهاید چه بوده (مثل ترس از شکست، سرزنش دیگران، یا باورهای محدودکننده)؟
چطور با پذیرش مسئولیت و یک قدم کوچک تعهد آمیز، آن را شکستید و چه معجزهای در روابط، کار یا درآمدتان اتفاق افتاد؟
بزرگترین دیوار یا سد بتنی ذهنی من در گذشته ینی قبل از آشنایی من با قوانین بحث حرف مردم،قضاوت هاشون و نگاه هاشون به هر مسئله ای بود که میخواستم انجام بدم
ینی طوری بود که برای تک تک تصمیماتم باید اول نظر خانواده،فامیل و عرف جامعه رو در نظر میگرفتم و خب به طبع خیلی از کارها هیچ وقت انجام نشد چون از نظر دیگران بد یا زشت یا ناپسند بود
این نیاز به تایید طلبی انقدر در وجودم رخنه کرده بود که عملا یه انسان منفعل بودم که یرای دیگران زندگی میکرد
من خودم نبودم من بازتاب افکار و تایید های دیگران بودم
ولی از اونجایی که فطرت ما برخلاف این داستانهاست یه حس عمیقی با وجود تمام این افکار مزاحم درونم به صدا درمیامد و من فقط یه صدای ضعیف و نحیفی رو میشنیدم که طبیعتا توجهی هم نمیکردم
تا اینکه خداوند متعال خودش با دستان خودش منو وارد این مسیر زیبا کرد
هدایت شدم و یا بهتره بگم دوباره متولد شدم!
هر رور که به آگاهی ها گوش میدادم بیشتر این سیمان های این دیوار سفت و سخت فرو میریخت
هر روز بیشتر و بیشتر به این ضعف رفتاری پی میبردم و نمود هاشو تاثیراتشو با قوانین میسنجیدم و میدیدم و درک میکردم که چقدر با اتفاقات زندگیم هماهنگی داره
وقتی فهمیدم که این منم که شرایط زندگیمو رقم میزنم دیگه پیش خودم گفتم تا اینجاشو خودم خلق کردم با ندونم کتری ازاینجا به بعدشو خودم میسازم با آگاهی
بماند که بخاطر عدم رعایت قانون تکامل حرکت های بزرگی زدم که کلی منو از مسیر خارج کرد
ولی تو همون برهه تصمیماتی گرفتم که باعث شد خیلی خیلی اعتماد بنفسم و شخصیتم تغییر کنه
ومن همه اینهارو مدیون الله مهربانم هستم
که به موقع دستم رو گرفت و آورد تو این مسیر بهشتی
از لحظه ای که با مفهوم اینکه مسئولیت تمام اتفاقات زندگی ات را بپذیر آشنا شدم
با تمام قطرات خونم و تک تک سلولهای بدنم درکش کردم چون داشتم رابطه مستقیم شرک آشکار و حال بدم و به طبع اتفاقات بد رو میدیدم
در مورد یسری مسائل که خیلی عمیق هم نبودن کلی تغییرات ایجاد کردم و کلی هم معجزات در پی داشت
ولی خب در مورد یسری مسائل عمیق که پاشنه های آشیل هستن همواره دارم کار میکنم روی خودم حالا قبلا کمتر ولی الان خیلی بیشتر شده
ولی چیزی که واضح بوده و هست رابطه بین کار کردن و نتایج فوق العاده گرفتنه
رابطه بین عمل به آگاهی ها و معجزات پی در پی
کاملا آشکار بوده و هست
خداوندا خودت کمکم کن که تو این مسیر ثابت قدم باشم و بمونم تا آخر تا زمانی که بیام و از نتایج رویاییم برای بچه ها بگم
خدای من پروردگار مهربانم خودت کمکم کن و هدایتم کن که روی این پاشنه های آشیلم بیشتر و بیشتر کار کنم و بتونم به نجواها توی مسیر رشدم
بی توجهی کنم
دیوار بزرگ ذهنی که الان در ذهنم داره هر روز در یه قالب جدید برام خودنمایی میکنه رو خودت با هدایت ها و الهاماتت کمرنگ کن
خودت میدونی الان چه خواسته ای دارم و به چی فکر میکنم و با چه افکار و نجواهایی دست و پنجه نرم میکنم
تو شنوای آگاهی
تو بر قلب های ما آگاهی
تو قادر مطلقی
تو بر هر چیزی توانایی
تو خداوند بزرگ و توانایی
تویی اون قدرت برتر حاکم بر جهان هستی
تو میدونی و من نمیدونم
تو دانای کل جهان هستی
تو بر هرچیزی آگاه و مسلطی
تو پروردگار یکتا و تنها ربّ جهانی
تو اربابی و من بندتم
تو غنی هستی و من فقیر درگاهت
من به هر خیری از جانب تو فقیرم
تویی اون خدایی که هدایت من رو برخودت واجب کردی پس خیالم راحته
تویی اون خدایی که از روح خودت در من دمیدی
پس من ارزشمندم
پس من از توعم
و روح تو هستم
پس من میتونم خلق کنم دقیقا مثل تو
من خلیفه تو هستم بر روی زمین
من آینه تجلی تو هستم
من لایق بهترینها هستم چون تو منو لایق آفریدی
تو تمام جهان رو برای من آفریدی و مسخر من کردی و من رو برای خودت
پس خودت هدایتم کن خودت منو بردار و بزار روی شونه هات و ببر به جایی که باید باشم
من میخوام پارو نزنم و تو خودت منو ببری ساحل خوشبختی
خداوندا خودت من هدایت کن که همواره در زمان متاسب در مکان مناسب باشم
خداوندا من رو آسان کن برای آسانی ها و سخت کن برای سختی ها
من تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
و تو برایم کافی هستی و حتی بیش از کافی هستی
دوستون دارم استاد بینهایت
و برای دیدنتون لحظه شماری میکنم
در پناه الله یکتا غرق در عشق و هدایت الهی باشید
سلام پریسای زیبا ودست داشتنیچقدر عکس پروفایلتون قشنگه دوست عزیز،چهره زیبا وگرمی دارید ماشاالله.
متن (شعری)که در مورد خدا نوشتید خیلی عالی بود من با اجازتون شات گرفتم که در اسرع وقت با صدای خودم ظبطش کنم و همیشه گوشش بدم.
شاد وپیروز باشی پریساجان.
سلام مژگان عزیزم
دوست عزیز و همفرکانسی من
بینهایت برای نگاه قشنگت و توجهت سپاسگزارم
زیبایی در نگاه شماست دوست زیبا بین من!
ممنونم از نظر لطفتتون
خیلی خیلی خوشحال شدم که اون حس نابی که موقع نوشتن اون جملات و باورهای عمیق و ناب از درونم جوشید باعث شده متنی به جا بمونه که شما دوست عزیز از اون به عنوان یک متن خیلی تاثیر گذار یاد کنید
و بهش اسم (شعر ) رو هدیه بدید
واقعا خوشحال و مسرورم که تونستم کامنتی بزارم به لطف الله که به شما دوست عزیز کمک کننده بوده
و اینکه چقدر لذت بردم از ادب و منش شما دوست عزیز که برای شات گرفتن از متن بنده کسب اجازه میکنید این نهایت ادب و احترام شمارو نشون میده
دوست عزیزم بینهایت دوستتون دارم و براتون آرزوی موفقیت های روز افزون دارم
در پناه الله یکتا غرق در عشق و هدایت الهی باشید
سلام خدمت دوست و هم فرکانسی عزیز
بینهایت سپاسگذارم بابت ثبت باور های فوق العاده
به یاری الله پله ی ترقی همدیگر شویم با ثبت نظرات و باورها
امیدوارم بتونید درهمه جنبه های
زندگیتون مومنتون مثبت رو شروع
و اونقدر ادامه بدید تا به آستانه ارتعاشیش برسونید تا بعنوان
نتیجه وارد زندگیتون بشود
سلام به شما دوست عزیز
بینهایت سپاسگزارم از نگاه زیباتون
خیلی خوشحالم که ثبت باورها کمک کننده بود و مفید واقع شدند
من هم برای شما دوست عزیزم آرزوی موفقیت روز افزون دارم
امیدوارم در پناه خداوند یکتا غرق در عشق و هدایت الهی باشید
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
بنام خدا که رحمتش بی اندازه است
و مهربانی اش همیشگی
الحمد لله رب العالمین
ایاک نعبد و ایاک نستعین
اهدنا الصراط المستقیم
===================================
سلام به استاد ارجمندم و استاد مریم جانم و دوستان عزیزم
الهی که در احسن الحال باشین
خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای یه روز دیگه زندگی
و بندگی، و فرصتی که بما داده برای اعمال صالح..
الهی شکر برای همه ی نعمتهامون..
استاد جانم باز هم مثل همیشه خداجانم برام شاهکار کرد و برام ثابت کرد که اگه من یک قدم بردارم، اون برام هزار قدم برمیداره!!
من پریروز کانال یوتیوبم رو درست کردم و با اولین پستی که گذاشتم افتتاحش کردم، دیروز هم یه پست دیگه گذاشتم
تا این ساعت که دارم کامنت می نویسم اولی 1600 و دومی 482 بازدید داشته!!!
بخدا که حیران و سرگشته این خدا شدم اصلاً چیزی نمونده که سر به کوه و بیابون بزارم…
اشکام همینجور داره میریزه…
خدایا عاشقتم که عاشقمی و از مادر بر من مهربونتری
الهی شکر الهی شکر الهی شکر
استاد جانم با افتخار اعلام می کنم که امروز تمرین آگهی بازرگانی رو توی رختکن استخر و در حالیکه حوله روی دوشم بود انجام دادم..
گفتم خانمها من یه استادی دارم و ایشون از من خواسته برای بالا بردن اعتماد بنفسم، خودم رو مثل یک کالا تبلیغ کنم، و هرچی زیبایی و ویژگیهای مثبت دارم بگم
اگه ممکنه چند دقیقه وقتتونو بمن بدین..
پنج شیش نفر بودن و همگی استقبال کردن، و من شروع کردم و گفتم
من چشمهای درشتی دارم
مادر و پدر خوبی داشتم
پدرم و داییم و پدر بزرگم و نیاکانم همه
اهل علم و آیت الله بودن، چندتا کتاب نوشتن
و برادر کوچیکم همینطور
پدرم وقتی که من کوچیک بودم و مدرسه میرفتم بمن یاد داد چجوری نقاشی بکشم،
و منم کشیدم ومعلمم بمن 20 داد..
و اینکه بعد از 17 سال ترک تحصیل رفتم
دبیرستان شبانه درس خوندم، و یه روز که
من دیرتر از دبیر فیزیکمون به کلاس رسیدم
ایشون گفت سلیمی کیه؟ گفتم منم،
گفت چجوری تونستی عین کتاب بنویسی؟!
و ورقه امتحانم رو بدستم داد
و دیدم که 20 گرفتم خدا رو شکر..
بعد هم گفتم خانوما ببینید من از قصد
در کمدم رو قفل نمی کنم کلید رو میزارم
روش بمونه،
و کارتمو نشونشون دادم و گفتم تو کارتم
نزدیک 200 میلیون پول هست
و مطمئنم هیچکس نمی تونه چیزی رو
که متعلق به منه ازم بگیره
و اینکه هر کسی نون باورهای خودشو میخوره، و.و.و…
آخیییش اللهم آخیییش
خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای صلاتی دیگه
استاد جانم و استاد مریم جانم بینهایت از شما سپاسگزارم
خدا بشما خیر دنیا و آخرت عطا کنه
زندگی بهشتی تونو بهشتی تر کنه
عاشقتونم
به امید دیدارتون در بهترین زمان و مکان
قلبهای فراوان فراوان فراوان