این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/05/neveshteh-3.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-12-01 08:25:342025-12-02 18:44:39تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۶
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خداروشاکروسپاسگزارم بابت خلق لحظه های ناب زندگیم درکنار استادی گرانقدر وارزشمند واین ردپاهایی که هرچه جلوتر می روم به خودشناسی عمیقی ازخود دست پیداکرده و رشدشخصیتم رامی بینم که چقدر می توان زیبا اندیشید وزیبا زندگی کرد وباتغییراتی درکدهای ذهن آن رامحفل خداوند نمود وآن وقت خداشناسی معنای واقعی خود راپیدامی کند چون دیگر نه اندوهگین هستی ونه ترسی برتو مستولی می شود واین همان ایمان وتوکل واقعی است که درکنار هرچه که اتفاق افتاده ویا درآینده ای که معلوم نیست بیاید یانیاید، تو روزت راچنان غرق دراحساس وآرامش عالی می گردانی که همان قدرت، کار خودش رابرایت به نحو احسن انجام می دهدو ازلحظه های روزت فقط لذت برده وباشادی وصف ناپذیری ازاینکه زنده هستی ودرمسیر درست ودست دردستان پرمهر خداوند واستادِ تمام عیارت فقط شکرگزاری می کنی، ذهنت چنان محفل ومحوای خداوند گشته که دیگر نجوایی اجازه جولان دادن به خود نمی دهدوقلبت صدای خداوند رابسان تپش های زیبایش به تو هدیه می دهد وهدایت ها ونشانه هایی واضح وآشکار وبعد نتایج عالی بابت همان ریشه واصل قانونی که استاد همیشه فرموده اند ، احساس عالی مساوی اتفاقات عالی وخداوندی هم که عالی وصعودی نتایجش راشاهد هستیم …
چقدر همین تمرکز لیزری برسریال زندگی دربهشت وسفر به دور آمریکا ،فضای ذهنی وباورهای مراکن فیکون کرد که درعرض این مدتی که باسایت طلایی پیوند خورده ام خود شاهد پاداش های خدا بوده ام وهرروز ادامه دارد ،چه می دانستم این حداز تمرکز برزیباییها قرار است وجود وزندگیم راتابد دگرگون کند ولی آرام آرام ریشه زدوچقدر باطراوت وبی نظیر وبعد همین طور هدایت به زیبایی های بیشتر وشکرگزارترشدنم والان که روبه حیاط خانه باغِ رویایی ام هدیه زیبای خداوند ،نشسته ام دور وبرم بهشتی بی نظیر ازدرختان نخل همسایه وگلهای رنگارنگ کاغذی وگل ابریشم های خوش بو ودرختان متنوع دیگر که با حیاط خودمان چه بهشت عظیمی خلق شده وسط شان فقط دیواری است ولی اوج شان به سمت آسمان خداوند هرروز زیباتر ومن رشد آنها رابارشد معنوی خودم گره زده ام ……
اصلا دوست ندارم یک لحظه به عقب برگردم وخودم پتک برتارک وجودم نثار کنم ،واقعا ظلم به خودم است وخودم می شوم دشمن درجه یک خودم ،قبل از دادگاه علنی جهان وقوانینِ زیبایش
باید فورا برای خود دادگاهی طرح ریزی کرده وسریع به مسیر زیبایی که ترسیم شده برگردم واااای چقدر باید قدر وارزش بااستاد بودن رادرک کرد باید سلول به سلول وجودم رالبریز کنم هرروز وهرروز ازاین آگاهی های ناب وطلایی وارزشمند.
حالا که هدایت شده ام باید وباید بچسبم وقدر بدانم .
تجارب استاد کافی بود که من برای خلق یک شخصیت درست ودرمون که نتیجه اش یک زندگی بهشتی شود وهرروز رشدوپیشرفت درتمام زمینه ها ،جهاد اکبرواصغر به پاکنم…..
همین امثال آقا حمیدها،خود ماهستیم که خداوند راازکلام ناب استادمان شناختیم ودرک کردیم وبعد چه به راحتی فراموش می کنیم ازچه صحرای بدون آگاهی وبدون هیچ حس وحال وانگیزه ای وارد این وادی سرسبز ولبریزازاگاهی وحس وحال وآرامش عالی هدایت شدیم وای برمن اگر لحظه ای بخواهم مسیر رابرگردم، برایم گناه کبیره ای هست که تاابد مرابه نابودی می کشاند ومن خودم پُتک رامحکم برپیکرم وارد می کنم ،پس بهبودی هزینه دارد وحاصلش بی نهایت رشدوپیشرفت است ومهم ترین اش همین به دست آوردن ایمان وتوکل وعمل صالح تا هم دراین دنیا وهم درآخرت دربهشتی که خود خالقش می باشیم زندگی کرده ولذت ببریم وهرنفس خداوند راشکر وسپاس گوییم.
خدایاشکرت بابت هرنفس باتوبودن که تنها سرمایه وجودم است ،من تورا آسان به دست نیاورده ام …..باتو بودن سعادتی است که ازطریق بنده توحیدی ات که اینطور آیه های قرآن کریم ات راباذوق به من می آموزد واشک درچشمانم حلقه می زند ،آموخته ام واین کتابِ فرکانسی ات به قول استادم ،کن فیکون کرد همه چیزرا وتمااااام.
درپناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت وعالی باشید و بدرخشید، عاشقتونم.
همین امروز با گوش دادن به این فایل، حس کردم باید از نو متولد بشوم. همیشه فکر میکردم تغییر فقط برای زمانهای بحرانی و اجبار است، اما حالا فهمیدم انتخاب تغییر، یعنی دعوت کردن نور خدا به لحظاتم. من بارها در تلاطم افکار سرزنشکننده گیر افتادم، تا همین چند روز پیش که یک جمله از استاد مثل جرقهای در من آتش انداخت: “هر بار احساست را بهتر کنی، راه جدیدی پیش پایت باز میشود”. تصمیم گرفتم هر روز حتی برای کوچکترین نارضایتی، به جای سرزنش، از خودم بپرسم چطور میتوانم امروز یک گام بهتر شوم؟ نتیجه خارقالعاده بود؛ دیگر منتظر نبودم جهان من را مجبور کند. خودم انتخاب کردم خوشحالتر باشم، حتی وسط سختیها. این مسیر برایم مثل عبور از تاریکی به نور است؛ باور دارم اگر به ندای قلب الهیام گوش کنم، خداوند همواره راهی برایم میگشاید. حالا میدانم حس خوب، فقط یک حس نیست؛ بلکه قدرتی است برای ساختن زیباترین لحظات زندگی ام. سپاس برای اینکه دوباره یادم دادید نیازی نیست همیشه منتظر معجزه باشم، خودِ انتخاب تغییر، بزرگترین معجزه است.
من 24 سالمه و از یه جایی که شروع کردم با شما آشنا شدم،دستان خدا بود که هدایتم کرد.
یه شغلی وارد شدم که باید رشد میکردم،که اون رشدکمک کرد که با سایت استادعباسمنش آشنا شم.
مخصوصا با سریال زندگی در بهشت
پاسخ استاد
اصلا مهم ترین هدفی که سریال زندگی در بهشت درست شد به خاطرش، همون الگو دادن هایی بود که ببینیم چه جورای دیگه ای هم میشه زندگی کرد.
من به این نتیجه رسیدم وقتی که آدم الگوهای مناسب،داشته باشه خواستههای مناسب شکل می گیره وباور پذیر میشه براش رسیدن به اون خواسته ها .
به خاطر همین اومدیم سریال را اصلاً..
اینکه ما داشتیم،این جوری زندگی می کردیم ،بعد گفتیم بیایم کمک کنیم به گسترش جهان .
با این نگاهی که داره جهان گسترش پیدا می کنه،ما اومدیم این سریال را آماده کردیم .
خودم خیلی جاها دیدم یه فردی یه شکل خاص خوب زندگی داره بعد باور کردم.
اولاً که یک سری چیزها رو نمیدونستیم وجود داره،مثلاً در مورد طبیعت و سرسبزی رو تا موقعی که شمال کشور رو ندیده بودم،من نمیدونستم که یک همچین جایی در جهان میتونه مثل شمال کشور وجود داشته باشه تا ندیده بودم،واقعا باورم نمیشد .
ولی وقتی که اومدم دیدم گفتم که من یه همچین چیزی رو میخوام.
تاوقتی ندیده بودم ،اصلااین خواسته شما نگرفته بود .
به خاطر همین، سریال زندگی در بهشت،ما گفتیم بیایم به این خواستههایی که بچهها اثر ندونن که میشه یه همچین زندگی رو داشت،ندونن که میشه یه همچین روابطی را داشت،ندونن که همچین آزادی زمانی و مکانی و مالی را داشت، حق هم دارند ندیدند.
اولاً که تعداد افراد خیلی خیلی کمی همچین زندگی را دارند،در تمام جنبهها هم سلامتی، هم روابط، هم آزادی زمانی، هم آزادی مکانی، هم آزادی مالی.
هم اون تعداد کم هم که این زندگی را داشته باشند ،نیامدند تصویر کنند زندگیشون را .
ما که بچه بودیم ،یه سریالی بود به نام خانواده دکتر ارنست ،بچه های کوه آلپ.
من هیچ وقت اون صحنه را یادم نمیره که اون ها توی یه جزیره ای می افتند، که با خیزران میاد شمع درست می کنه وبا اون شمع روشنایی درست می کنند خونه درست می کنند .
چقدر اینها به ما این باور را داد که چه چیزهایی را می توانیم، بسازیم .
یا بچه های کوه آلپ ،نگاه می کردی یه سرسبزی بزرگ روی تپه ،یه سری گوسفندها داشتند میچریدند.
یه زندگی روستایی، که میشه یه همچین طبیعتی ،یه همچین فضایی را داشت،
واین ها خواسته تولید می کنه.
وقتی که آدم الگوی مناسب می بینه،خواسته های مناسبی یراش ایجاد میشود،وبعد باور پذیرتر می شود،که میشه به این خواستهها رسید، که ما داریم تو سریال زندگی در بهشت انجام میدیم.
و به همون نسبت افراد میتوانند به این خواستهها برسند،به همین چیزی که ما رسیدیم.
وبه همون نسبت جهان گسترش پیدا می کنه .
در این تاپیک که زدید، زمانی که باید تغییر ایجادبشه، من توی کارم، یه جایی که خیلی فشار میاد روم، اونجا می فهمم یه جای کار مشکل داره، باید یه تغییری ایجاد کنم.
اونجاست که به فکر تغییر میفتم ،دقیقا همون جایی که خیلی فشار میاد روم ،چه از مسئله مالی، چه از مسئله فکری، بعد اونجا میگم که بایدیه تغییر کرد،اونجا دیگه جهان داره یه پسی میزنه به من که بفهمم و اگر با این پسی نفهمم بدتر میشه .
من فروشنده بیمه ام من، پارسال توی تابستون خیلی فشار مالی روم بود، و گفتم که باید یه تغییری ایجاد کنم یک حرکتی بشه.
هم از فشار مالی هم از جایگاه شغلیم باید ارتقا پیدا میکرد،عادی بودن یه خورده برام ناراحت کننده بود.
و از اول پاییز شروع کردم،یکی از دوستان من یک راهنمایی از دوره شما کرد به من و اون تمرین اهرم رنج و لذت من استفاده کردم و برای پاییز توی دفترم نماینده برتر شدم.
یعنی تو یک فصل توی سه ماه فروش پشت سر هم رو داشتم .
اونجا بود که تغییر برام ایجاد شد توی فروشم و توی درآمدم.
پاسخ استاد
هدف ما این است توی این صحبتها،گفتگو با دوستان هدف ما این است که قبل از اینکه جهان فشار زیادی را به ما بیاره ما تغییر کنیم.
یعنی حالت عالی زندگی این است که،من این رو دارم به خودم میگم ،خیلی باید گوش کنم این صحبتها درک کنم و عمل کنم.
قبل از اینکه اوضاع به چک و لگد برسه که جهان بلند کنه اون سنگه رو برداره بکوبه توی کله ما، بیایم خودمون هر بار بررسی کنیم مسیر زندگی مون را .
هر بار فکر کنیم که چه جور میشه بهتر حالا توی بحث کارمون با خلاقیت مون.
چه توی زندگیمون ،چه تو سلامتیمون.
ببینیم این نتایجی که داریم میگیریم،چطور میتونه بهتر بشه چطور میتونه با کیفیتتر بشه.
بیایم ایدههای جدید رو امتحان کنیم بیاییم بپرسیم از خداوند، بیاییم بگیم ما می خواهیم باز هم زندگیمون بهتر بشه.
خدارا صدهزار مرتبه شکر زندگیمون عالی هست، خیلی خوب هست بار می خوایم بهتر بشه .
کارمون عالی هست خوب هست بازم میخوایم بهتر بشه.
وقتی که ما توی مسیر هر روز بهتر شدن،هر روز پرسیدن از خداوند،که چطور باز هم بهتر شود ،وبازهم بهتر شود .
و چطور می توانم بهبود بدهم ،توی هر جنبه ای از زندگیمون که واجب تره، نمیشه که همزمان همه مسائل رو با هم حل کرد.
برسیم به این مسئلهای حلش کنیم به هدف برسیم و بعد از اون هدف ایمان بگیریم اعتماد به نفس بگیریم الگو بگیریم برای هدفهای بعدی
ولی این ترکیبی که باعث بشه،که ما همیشه به دنبال بهبود باشیم،به دنبال برطرف کردن نقاط ضعف و قویتر کردن نقاط قوت باشیم باعث میشه که زندگی واقعا سرشار از شادی بشه سرشار از خوشبختی بشه.
و خیلی تضادها تو زندگی کم بشه یعنی مسائل ناراحت کننده به شدت کم می شود وقتی که شما هرروز به دنبال بهبود هستید.
نه وقتی که کاری نمی کنید ،تغییری ایجاد نمی کنید،واجازه می دهی جهان با چک ولگد تورو بیدار کنه.
بدترین احساسی که فرکانس هارا خراب می کند ،احساس گناه است ،احساس خود سرزنشی ،خود سرکوبی ،احساس گناه یه فرکانسی است که واقعا نتایج بدی را برای آدم به وجود میاره .
بنابراین همیشه باید به دنبال رفع احساس گناه باشیم ،به نفعی که باعث بشه عملکرد مون بهتر بشه
این نباشه که بیاییم بگیم ،من میزنم یارو را می کشم ،اصلاهم احساس گناه نمی کنم .
به یه نحوی باشه که باعث بشه عملکردمون بهتر شود نه اینکه بدتر شود .
ولی اگر توی یه همچین مثالی ،که یک فرصتی بوده من عمل نکردم، و نرفتم .
اینکه بیای به خودت بگی من چه فرصتی رو از دست دادم چقدر اشتباه کردم هیچ کمکی نمیکنه
باید برعکس عمل کنی بگی حتماً یه خیریتی توش بوده فرصتها همیشه هستند همیشه موقعیتها هستند.
توی ذهنش اینه که چون بیماری اومده فرصتها کم شده ولی من افراد بسیار زیادی رو میشناسم که توی همین پندمیک،وسط همین پندمیک مهاجرت کردند.
میخوام بگم این هم باورتون نباشه که چون،این بیماری هست الان درها بسته شده.
ولی کلاً نیاییم خودمون رو،به خاطر اینکه یک اتفاقی در گذشته افتاده یک تصمیم اشتباهی گرفتی اینقدر خودمون رو سرکوب کنیم،که باعث بشه فرصتهای جدید رو نبینیم هی بگیم اه شانس در خونه من رو زد من گوش نکردم دیدی.
دیدی گوش نکردم دیدی پرید, دیدی فرصت پرید .
خیلیهامون این کارو میکنیم خبلیهامون میشینیم خودخوری می کنیم ،خیلی ها میشینیم این نوار را تکرار می کنیم توی ذهنمون،که موقعیت پرید ،که من گوش نکردم،که فرصت پرید،حواسمون نبود به قانون عمل نکردم،خدا به من نعمت داد من ناسپاسی کردم.
و به بینهایت طریق میآییم که نوار که محتوای نوار،محتوای اون نوار ذهنی که رپیت میکنیم توی ذهن مون احساس بده.
و طبق قانون کلی،که احساس بد مساویست با اتفاقات بد و احساس خوب مساویست با اتفاقات خوب
ما با گوش دادن به اون نواری که تهش احساس بد میده یا احساس سرزنش میده یا احساس گناه میدهد یا احساس از دست دادن فرصتها میده،ما خودمون رو داریم از فرصتها محروم میکنیم.
به خاطر همین نیاییم بشینیم هی خودمون رو تنبیه کنیم،به خاطر یک تصمیمی که فکر میکنیم اشتباه بوده.
تازه فکر میکنیم اشتباه بوده،
تو یک سری چیزا من خوبم ،تو یک سری چیزا خوب نیستم توی بحث عمل کردن به قوانین .
یک سری از چیزها که من توش خوبم ،من خودم رو سرزنش نمیکنم.
یعنی اگر یک تصمیم اشتباه بگیرم،به هر دلیلی اون تصمیم اشتباه را بگیرم خیلی زود سعی میکنم بگم اشتباه کردم از نتیجهاش درس بگیرم،و به جای اینکه خودم رو تنبیه کنم،دنبال فرصتی باشم که،اون اشتباه رو تکرار نکنم و مسیر درست رو برم و نتیجه بگیرم.
و این باعث شده که زندگی همش روی خوشش رو به من نشون بده.
به خاطر اینکه من نمیام ،یه نوار صوتی خود سرزنشی را توی ذهن خودم پخش کنم و هربار بگم چه اشتباهی کردم ،چرااین تصمیم را نگرفتم چرا این کارو نکردم چرا این را نفروختم.
و خیلی از چیزهایی که تو ذهن خیلی از ما هست.
این هم به خاطر اینه که من این قانون احساس اتفاقات بد احساس خوب اتفاقات خوب را خیلی خوب،فهمیدم و درکش کردم.
این اصل است .
یعنی همه چیز دیگر را باید با این قانون بسنجی.
این اصل است .
این که من اومدم توی اولین فایل های قرآنی ،اومدم دست گذاشتم،روی کلمه حزن ،روی ریشه حزن را توی قرآن بررسی کردم .
و یه غوغایی کرد، برای اونهایی که به قرآن علاقه داشتند و بیدار شدند، مخصوصاً بچههای مذهبیتر وگفتندکهچطور تا حالا هیچ کسی نیامده ،از این منظر به قرآن نگاه کنه،دلیلش همین بود که پیش خودم گفتم وقتی که با قانون جذب آشنا شدم ،گفتم این قانون اگر در یک جمله بخواد تعریف بشه این است که، احساس بد اتفاقات بد احساس خوب اتفاقات خوب.
و این درسته چرا میگفتم درسته؟
به خاطر اینکه تجربش کرده بودم
هر کجا که احساسم بد بود نتایج بد و بلا سرم میومد
هر کجا که احساسم خوب بود خوشحال بودم آرامش بیشتری داشتم نتایج بهتری هم برام رقم میخورد.
بعد از یک مدت کوتاهی این رو درک کردم که این 100 صحیح است.
گفتم حالا برم توی قرآن،قرآنی هم که به حقانیتش ایمان آورده بودم،بعد از اون داستان کشتی.
گفتم بیام این قانون را احساس بد مساویست با اتفاقات بد و احساس خوب مساویست با اتفاقات خوب را بیام تو قرآن پیدا کنم.
و مطمئن بودم که این هست،قرآن یک کتاب فرکانسی است،یه کتابی است که به پیامبر الهام شده و قرار بوده که یک مسیر زندگی را بده
این باید این قانون توش باشه
مگه میشه این قانون توش نباشه.
ولی اینکه بقیه بهش توجه کردن یا نکردند،شاید این یه موضوعی باشه که بقیه از این منظر بهش نگاه نکردند.
بعد من اومدم فکر کردم که چه کلمه عربی میتواند مظهراحساس بد باشد .
فکر می کردم به کلمات .همین جوری خوندم وخوندم وتوی همون آیه های اولیه سوره بقره میرسیم به ایه های لا خوف علیهم و لاهم یحزنون
که میگه اونهایی که ه میگه اونهایی که به روز آخر ایمان دارند و عمل صالح انجام میدهند در دنیا عقبی ،بعدمیگه لا خوف علیهم ولاهم یحزنون
و این آیهها تکرار میشه تو چند جای ،دیگه توی قرآن به صد طریق این آیه و این جنس.
بعد من گفتم خوف را میاد میگه ،حزن هم میاد میگه
،خوف را میاد میذاره برای ترس ،برای چیزی که در آینده ممکن است در آینده اتفاق افتاده باشه وادم ازش بترسه .
حزن برای چیزیه که در گذشته ممکن است اتفاقا افتاده باشه وادم غمگین باشه براش .
بعد گفتم که حالا میریم سراغ آیه های خوف میریم ،میریم سراغ آیه های حزن .
اومدم کل ریشه کلمه ح ز ن،این ریشه حزن را آمدم در قرآن سرچ کردم ،ودیدم که در تمام موارد از کلمه حزن ،که توی قرآن استفاده شده ،با لای نفی اومده.
به مادر موسی میگه لا تحزن ،لا یحزنون .
همش لا،همش با.
یعدکنپگفتم که ببین ،تپس اون آیه معروف مادر موسی ،که مادر موسی بهش الهام میشه ،که بچه را بیندازد توی رود نیل ،این آیه میاد .
که غمگین مباش به خاطر این داستان ،ما برمی گردانیم بچه را بهت.
وبعد توی آیه هایی که میگه کسانی که به خدا ایمان دارند،میگه نتیجه ایمان به خداوند،عمل صالح ،ایمان به آخرت ،نتیجه اش لاخوف علیهم ولاهم یحزنون ،در دنیا و آخرت .
در تمام این موارد به لای نفی اومده ،که مباش.
یک جا با ل (ل ،برای آمده)یک جا اومده توی قرآن که میگه :ان مع النجوا ،من الشیطان ،لیخزن المومنین .
اونجا میاد میگه نجوا از سوی شیطان است برای اینکه غمگین کند .
شیطان ،کلمه حزن و کلمه مومنین ،یه ترکیب است .
و قشنگ توی مغز من ،همه چیز درست شد.
مگه میشه ،شما بیای از هر زاویه ای نگاه کنی ،که این کلمه توی قرآن ،30وخورده ای ،بار این ریشه تکرار شده باشه ودر تمام موارد با لایه نفتی اومده باشه .
فقط یکجا بدون لباس نفی اومده باشه .وبا ل ،ل برای ،اومده باشه .
واون هم در مورد شیطان باشه،برای اینکه شیطان می خواهد غمگین کند مومنین را .
یعنی بقیه جاها گفته نباشید،یعنی نیستند.
وبعد اون فایل معروف جذب در قرآن ،اماده شد وچقدر آدم ها ازش استفاده کردندوچه تحولی ایجاد کرد .
هم برای خودم ،هم برای میلیون ها نفر که این فایل را تازه شنیدند ودر آینده خواهند شنید .
یه خاطر همین امر این اصل را داشته باشید سعی می کنید ،که دهنتون را جوری کنترل کنید که به خاطر تصمیمات بعضا، به ظاهر اشتباه تون.
اینها را میگم برای اینکه ذهنتون بهتر کار کنه ،
خیلی از تصمیماتی که ما فکر میکنیم اشتباه کردیمبه این دلیل است که ما یه طرف قضیه را دیدیم ،یه طرفش را ندیدیم .
مثلاً اوان عزیز گفت من، اون قسمت مهاجرت را نرفته انجام بده که ببینیم چه اتفاقی افتاده.
یعنی اون یه چیز مجهولی است براش ،ایکس است
فکر میکنه که اون خوب بوده ،ولی انجام نشده که مطمئن بشه که خوب است .
این سر قضیه را دیده فکر می کنه ،که این ور قضیه احتمالا توی مقام مقایسه با اون چیزی که فکرمی کنه ،که اون ایکس که فکر میکنه، خوبه ،داره فکر میکنه بد است دیگه .
به خاطر همین خیلی جاها در مورد تصمیماتی که اون ورش را نمیدونید ،قضاوت را به شکلی انجام ندید، که به شما احساس بدی بدهد .
منطقی این است که اوان بیاد به خودش بگه ،بگه که من که نمی دونم اگر میرفتم خوب بود یا نبود .
فکر می کنم خوب بود ،ولی نرفتم که ببینم که خوب بود یا نبود که .
یعنی انگار روی آینه که جلوش وایستادم غبار گرفته و با هر بار صحبت و آگاهی از خدا این گرد و غبار ها میرن کم کم
الان یک آهنگ خیلی ملو قشنگی گذاشتم اصلا فضای اتاقم عرفانی عرفانی شده
یادمه اون اوایل که به دنبال خدا بودم و خدا هدایتم کرد به یکی از بهترین مسیر ها و شما رو بهم معرفی کرد و هدف و انگیزه اصلیم اصلا شناخت خدا بود و اون موقع چنان حالم خوب بود چنان علی بی غم بودم که کسی بهم بدی میکرد ، اون کار بد به نظرم نمیومد ، میتونم بگم اینجور تو ذهنم شکل میگرفت که حتما برای رشد من مفیده ( هنوز با قوانین فرکانس و اینا آشنا نبودم )
و تو اون اولین کامنت هم نوشته بودم که با این حس بی نظیر من سلامتیمو به دست آوردم ، بیماری بود که دکتر ها نمیدونستن چی هست اصلا
و اون چک و لقده شاید خیلی دردناک بوده باشه ولی تا موقعی دردناک بود که من خدارو پیدا نکرده بودم
و وقتی پیداش کردم اصلا به چشمم نمیومد
خیلی دوست دارم به این تاپیک فایل ربطش بدم و خدا هدایتم کنه ولی اینقدر این حسم قوی بود فقط میدونستم که باید بیام این حسمو بیارم بیرون چون من دوباره خدارو گم کردم یعنی یک درکی از قوانین دارم یک درک کلی و یک درکی هم از خدا دارم حالا کم یا زیاد ولی یه تایمی بود همش سوال بود برام که چرا مثل اون اوایل اون حس ناب رو ندارم شاید چند ماهه که دارم از خودم میپرسم و کم کم هدایت شدم فهمیدم که سپاسگذار نیستم و این کلمه خدایا شکرت ورده زبونم شده از ته قلب نیست
و تمرین کردم که زیبایی های خودم خانوادم و محیط زندگیم رو به یاد بیارم و سپاسگذار باشم که همین باعث شد رفتارشون خیلی خیلی بهتر بشه بازم
باز گفتم خدایا بازم اون حسه نیست خیلی بهتر شدم صبح ها که اغلب ظهر میشه متاسفانه که باید درستش کنم که از خدا هدایت میخوام.
کلا هر وقت بیدار میشم با حس سبکی و شادی بیدار میشم ، خوشحالم که بیدار میشم و میرم سراغ اون هنر زیبا و تمریناتم
و امشب، امشب شب موعود بود برام امشب شب دیدار دوباره من و خدا بود
که فایل های 16 17 18 رو گوش دادم و توشون همش صحبت از خدا بود
من خب روزمرگی رو یه جور دیگش تجربه کرده بودم ، بی هدفی ، بازی کردن و خواب
این هنر و همش اینکه فکر کنم چرا فروش نمیره چیکار کنم اره باید اینکارو بکنم نه باید اونکارو بکنم محصولمو ارتقا بدم
من دچار این روزمرگی شدم
از اون طرف هم میخواستم سریع مستقل بشم به این وابستگی پایان بدم و این حس عدم لیاقته میومد گاهی اوغات و دوستامو میدیدم که درست کاره پدرشون بود ولی کار کردن و درآمد دارن ( که تو سپاسگذاریم اینو اشاره کردم که دوستایی دارم که ثروت خلق میکنن ) بعد میگفتم ولی چون مثلا اون هدفی که من دارم رو ندارن برا همین پوله رو خرج تفریح فقط میکنن اگه من میرفتم سر کار خیلی بهتر پیشرفت میکردم و اینا…
واقعا لذت میبرم از این هنر ولی زندگیم تک بعدی شد
یعنی تمریناتم ( بدنسازی ) یکی در میون فاصله می افتاد ، تریل رفتنام کم رنگ تر شد
و من دوست ندارم یک نواختی رو ، تنوع رو خیلی دوست دارم
چند روز پیش فهمیدم که این خدای من تو ذهنم کم رنگ تر شده یعنی با اینکه میدونم هرچی دارم از خداست ولی وقتی راه میرم مردم رو میبینم اونا رو جدا از خودم میبینم اونا رو پاره از خودم و خدا نمیبینم
بعد یک لحظه اومد که اره چون به دنبال موفقیت مالی هستی فراموشش کردی و گفتم ربطی نداره من قبل اینکه دنبال موفقیت مالی باشم حسم کم رنگ شده بود و بعد ماه ها الان دو هزاریم افتاد و مثال ها رو باز مرور کردم که چقدر ثروت خدا پسنده
امروز قبل اینکه برم تمرین کنم ساعت 3 روی نشانه امروز من کلیک کردم به این نیت که چیزی که باید بشنوم و بدونم رو بهم نشون بده خدا و خدا آرامش در پرتو آگاهی قسمت 8 رو نشون داد و اون جملات این بود که عشق به ورز ، تو عشق ورزیدن ولخرج باش ، در زمان حال باش و زندگی کن
امروز تمرین کردن من متفاوت بود این ذهنم خیلی خیلی ساکت بود
اطرافم سکوت بود فقط صدای بازی بچه ها و ماشین وخنده ها و صدای تیلیک تیلیک زیپ کیفمو میشنیدم
تمریناتمو انجام دادم و موقع برگشت رفتم یک ذرت مکزیکی بزرگ خوردم ( که پولشو واقعا از آسمون اومد برام بدون اینکه درخواست کنم ، فقط دارم روی باور فراوانی کار میکنم ) و هر قاشقی که میخوردم واقعا سپاسگذار خدا بودم که چه طعمی داره واقعا این طعم دوست داشتنیه و خیلی خیلی از صاحب مغازه تشکر کردم و اومدم خونه
این تیکه که حمید عزیز گفت که خدا رو تو کوها پیدا کردم و خدا رو با شما شناختم ، اشکم در اومد و دیدم اره اینه این حس عشقه که همه ما یک خدارو میپرستیم همه ما به یک چیز وصلیم چه بخواهیم چه نخواهیم همه ما یکی هستیم و این شناخت خدا اجازه میده که اینو ببینیم ، حسش کنیم وقتی کلمه خدا میومد که حمید عزیز میگفت دنبال خدا بودم و پیداش کردم خیلی لذت بخش بود و الان هم موهای تنم سیخ سیخ میشه
خیلی جست و گریخته شد
فقط میخواستم این حسمو به اشتراک بزارم اینو بریزم روی دایره و همه ببینیم و لذت ببریم
در مورد فروش جواب قاطع و بدون تغییر از خدا گرفتم که آقا تو فراهمش کن من برات میفروشم ( مثلا جعبه براش بگیرم ، یک سری تعمیر میخواست) ولی باز من اتکا میکردم به منطق.
رها باید باشیم
همینه رها باید باشیم اون موقع من رهای مطلق بودم که اون نتیجه رو گرفتم واقعا دوست ندارم نوشتن رو تموم کنم
الان من نشونه اش رو دیدم که آقا رها کن تو فقط با عشق تولید کن و اگه نکنی ، یک لول میری پایین و من هدایت خدارو دریافت کردم و اون غباره همینجوری داره کمتر میشه و تصویر نهایی واضح میشه و امید وارم خود واقعیمو میبینم
میخوام زندگی کنم دوباره و از خدا میخوام که این آگاهی رو بار ها و بار ها یادم بیاره تا در وجودم بشینه و یادم نره و درگیر روزمرگی نشم
ازاین همه آگاهی ازاین همه نتیجه ازاین همه دستاورد از این همه عشق
من از جلسه اول گوش کردم نوشتم تو دفترم اشک ریختم با بچه ها با نتایجشون وهزاران بار خداوند رو شکر کردم که تواین سن این همه آگاهی دارم دریافت میکنم این حقیقت و فهمیدم
واین که شمارو به من بخشید شما هدیه ای هستین ازطرف خداوند به من من عاشقتونم
ممنونتونم که باعشق این فایل ها ضبط میکنید تا من منا هرروز بهتر از دیروز درک کنم روخودم کارکنم
یکی از خواسته هامه که انقد نتایجم بزرگ بشن که براتون فایل ضبط کنم بفرستم
زندگی من جاهایی یک تغییر جادویی داشته که به ته خط رسیدم و گفتم دیگه خسته شدم خدایا بسه دیگه و اون نقطه دقیقا جایی بوده که من برای تغییر هر کاری که لازم بوده رو انجام دادم تا تغییر کنم فقط تغییر کنم
حالا اون کار رفتن به قله قاف بوده باشه اما هیچ وقت این قدر سخت نیس تغییر
کافیه فقط به ته خط برسیم و خسته بشیم و همه جوره آماده باشیم برای تغییر و گوشمون باز بشه برای دریافت هدایت
اون وقت میبینیم که تغییر خیلی راحت بوده و خداوند دستانش همیشه بوده برای تغییر ما
مثلا خودم ی تغییری بوده که هیچ جوره نتونسته بودم انجامش بدم اما ی زمانی شد که خسته شدم و خیلی جالب از یکی از دوستانی که هرروز میدیدمش ازش کمک خواستم و اون هم خیلی راحت راه حای بهم گفت که در چشم به زدن من ی آدم دیگه شدم آدمی که دهن همه باز موند از تغییراتم حتی هنوز هم بعد چهار سال بهم میگن که تو چ جوری این کارو کردی
خداجونم گواهی میدهم که تو بودی و هستی که از طریق دستانت در زندگی بهم کمک کردی و اگر اون شخص نبود تو کس دیگهدای رو برای هدایت من میفرستادی و من فقط ب تو وابسته ام و فقط از تو کمک میخام و تویی کهدداری کمکم میکنی
و نیز بر آن گروه که نزد تو آیند و از تو وسایل سفر خواهند و تو گفتى که در اختیار ندارم، سرزنشى نیست. برمىگردند در حالى که اشک از چشمانشان جارى است و ناراحتند که چرا نمىتوانند در راه خدا انفاق کنند
و اگر پیامبر را یارى نکنید، خداوند او را یارى خواهد کرد. هنگامى که کافران پیامبر را از مکه بیرون کردند، خدا یارىاش کرد. آنگاهکه دو نفرى به غار پناه بردند، پیامبر به همسفرش فرمود: نترس که خدا با ماست. و پروردگار آرامش را بر او فرستاد و با سپاهى که نمىتوانستید آنها را مشاهده کنید یارى کرد؛ کلام کافران را پست گردانید و کلام خدا بلندمرتبه است و خداوند، مقتدر و حکیم است
آنان که ثروت خود را در راه خدا انفاق مىکنند و به دنبال آن بر انفاق شده منّت نمىگذارند و آزارى نمىرسانند، پاداش آنها نزد پروردگارشان است؛ نه ترسى دارند و نه غمگین مىشوند
آنان که ایمان آوردند و یهود و نصارى و صابئان، هر کدام به خدا و روز قیامت معتقد باشند و کارهاى شایسته کنند، اجرشان نزد پروردگارشان است؛ نه ترسى دارند و نه اندوهگین شوند
در گوشى صحبت کردن از شیطان است تا به این وسیله اهل ایمان را محزون کند؛ ولى نمىتواند به آنان ضررى برساند جز آن که خدا اجازه دهد و اهل ایمان باید همواره به خدا توکل کنند
اى رسول ما! هر که کافر شد، کفرش تو را محزون نسازد. بازگشت آنها به سوى ماست و به آنچه انجام دادهاند آنان را آگاه مىکنیم؛ زیرا که خداوند به اسرار دلها آگاه است
آیا اینها همان کسانى هستند که شما سوگند یاد کردید هیچگاه پروردگار آنان را مشمول رحمت خویش قرار نخواهد داد؟! به آنها خطاب مىشود: وارد بهشت شوید، در حالى که نه ترسى دارید و نه غمگین مىشوید
اى فرزندان آدم! هرگاه پیامبرانى از جنس خودتان سوى شما بیایند و آیات مرا براى شما بیان کنند، هر که تقوا پیشه سازد و خود را اصلاح کند، نه ترسى و نه اندوهى براى آنها نخواهد بود
آنان که به سرعت به سوى کفر مىروند، ترا محزون نکنند؛ زیرا که آنها هیچ نوع زیانى نمىتوانند به خدا وارد کنند. پروردگار اراده فرمود که آنها هیچگونه بهرهاى در جهان آخرت نداشته باشند و براى آنها عذابى دردناک خواهد بود
آنانى که مىگویند: پروردگار ما خداست، و در این راه استقامت مىکنند، فرشتگان الهى بر آنان نازل مىشوند و مىگویند که نترسید و محزون نشوید که بهشت وعده داده شده بر شما بشارت باد
از آنچه خداوند از فضل خویش بدانها بخشیده خوشحالند و از سرنوشت آنهایى که به دنبالشان مىآیند و هنوز به آنها ملحق نشدهاند، شادمانند که نه ترسى دارند و نه غمگین مىشوند
وقتى پیامآوران ما نزد لوط آمدند، از دیدن آنان اندوهناک و دلتنگ شد. به او گفتند: نترس و اندوهگین مباش. ما تو و خانوادهات جز همسرت را که با دیگران مىماند، نجات خواهیم داد
و به مادر موسى وحى کردیم که فرزندت را شیر ده. هر وقت دربارهاش نگران شدى، او را به دریا افکن و ترس و اندوهى به خود راه مده که ما او را به تو بر مىگردانیم و او را از پیامبران قرار خواهیم داد
هنگامى که خواهرت در جستجوى تو راه مىرفت و مىگفت: آیا زنى را به شما معرفى بکنم که مىتواند این طفل را سرپرستى کند؟ در نتیجه ما تو را به آغوش مادرت بازگرداندیم، تا چشم مادرت روشن شود و از غم و غصه بیرون آید و تو یکى از فرعونیان را کشتى و ما تو را از اندوه رهایى دادیم و تو را با دقّت امتحان کردیم و چندین سال در بین مردم مدین زندگى کردى. آنگاه اى موسى! در زمان معیّن آمدى
هر کدام از زنان خویش را بخواهى، مىتوانى به تأخیر اندازى و هر که را خواهى مىتوانى نزد خویش آورى و هرگاه بعضى از آنها را بر کنار ساختهاى بخواهى نزد خود جاى دهى، گناهى بر تو نیست. این به خاطر روشنى چشم آنهاست، نه براى غمگین شدن و به آنچه در اختیارشان مىگذارى خشنود باشند و خدا از اسرار دلهایتان با خبر است و خدا آگاه و بردبار است
به یاد آورید زمانى را که از جنگ فرار مىکردید و به کسى اعتنا نمىنمودید و رسول اللّٰه شما را از پشت سر مىخواند و غم و اندوه یکى پس از دیگرى به سراغتان آمد تا به آنچه از دست دادهاید و بر سرتان آمده نگران نشوید و خدا به آنچه انجام مىدهید، آگاه است
اى پیامبر! آنان که به کفر ورزیدن شتاب دارند، تو را غمگین نکنند. به زبان گفتند: ما ایمان آوردیم. ولى در دل هرگز ایمان نیاوردند و نیز غمگین مباش از یهودیانى که سخنان تو را گوش مىدهند براى دروغپردازى و جاسوسى دیگرانى که نزد تو نیامدهاند. کلمات را از جاى خود تغییر مىدهند و مىگویند: اگر آن گونه که ما خواهانیم حکم کرد، بپذیرید و اگر بر خلاف خواست ما بود، دورى نمایید و کسى که خدا مىخواهد او را به فتنه اندازد، قادر به کارى نخواهد بود. اینان همانهایى هستند که خداوند نمىخواهد قلب آنها را شستشو دهد. در این دنیا زبونند و در آخرت عذاب بزرگى براى آنها خواهد بود
سلام بر الله مهربان
سلام بر عزیزای دلم
نمیدونم استاد شما به شخصه حرفهای منو میخونید یا نه
اما ….
این چندمین باریه که دارم وقت میذارم و مینویسم
خیلی مشعوف میشم و ذوق میکنم وقتی که…درک میکنم آقا….خالق صددرصد رخدادهای زندگی و رفتارهای همه و همه….فقط خودتی
این چقدر به آدم قدرت میده
چقدر ادم با اعتماد بنفس قدم برمیداره
که….
هرجه بخوام برم قبلش خدا همه چی رو برام ردیف کرده …چون من خواستم
خدا چقدر با حاله….
چه قانون درجه ی یکی گذاشته برای موفق شدن و خوشبخت شدن و ثروتمند شدن
خدا میگه….
تو فقط حالت و خوب نگه دار و شاد باش….
بقیش بامن
پول میخوای بهت میدم
عشق میخوای …میدم
سلامتی میخوای…میدم
و…..
الی آخر
حالا ببین تو این دنیای به این باحالی که هرچی میخوایم ردیف میشه ما باید چیکار کنی
یه چیزی رو درک کن
هر فکری…هر نجوایی…هر صحبت درونی که حالت و بد میکنه صددرصد دروغه و ….از سمت شیطانه
هر فکر و صحبت و الهامی که حالت و خوب کنه و نا خودآگاه یه لبخندی بیاد رو لبت ….این راسته و صددرصد از سمت خداست
ببین چقدر ساده
همین یه دونه قانون کلی آدم و میندازه جلو
درود بر دوست عزیزمون که بهمون یادآوری کرد که….من و خیلی از دوستای گلم چطور با استاد آشنا شدیم
خود من هم بزرگترین سوالم این بود که خدا کیه و کجاست و باید چیکار کنم که بهش برسم
تمام دوستانی که اینجا هستند چنین استارتی تو وجودشون بوده که….خدایا خودت و بمن بشناسون
عاشقتونم
مممنون بخاطر این صحبتهای فوق احساسی و درجه ی یک
وچه زیبا من خداراشناختم به واسطه هدایت خودش……
سلام به استاد عزیزم ومریم جانم
وهمه دوستانِ عالیم
خداروشاکروسپاسگزارم بابت خلق لحظه های ناب زندگیم درکنار استادی گرانقدر وارزشمند واین ردپاهایی که هرچه جلوتر می روم به خودشناسی عمیقی ازخود دست پیداکرده و رشدشخصیتم رامی بینم که چقدر می توان زیبا اندیشید وزیبا زندگی کرد وباتغییراتی درکدهای ذهن آن رامحفل خداوند نمود وآن وقت خداشناسی معنای واقعی خود راپیدامی کند چون دیگر نه اندوهگین هستی ونه ترسی برتو مستولی می شود واین همان ایمان وتوکل واقعی است که درکنار هرچه که اتفاق افتاده ویا درآینده ای که معلوم نیست بیاید یانیاید، تو روزت راچنان غرق دراحساس وآرامش عالی می گردانی که همان قدرت، کار خودش رابرایت به نحو احسن انجام می دهدو ازلحظه های روزت فقط لذت برده وباشادی وصف ناپذیری ازاینکه زنده هستی ودرمسیر درست ودست دردستان پرمهر خداوند واستادِ تمام عیارت فقط شکرگزاری می کنی، ذهنت چنان محفل ومحوای خداوند گشته که دیگر نجوایی اجازه جولان دادن به خود نمی دهدوقلبت صدای خداوند رابسان تپش های زیبایش به تو هدیه می دهد وهدایت ها ونشانه هایی واضح وآشکار وبعد نتایج عالی بابت همان ریشه واصل قانونی که استاد همیشه فرموده اند ، احساس عالی مساوی اتفاقات عالی وخداوندی هم که عالی وصعودی نتایجش راشاهد هستیم …
چقدر همین تمرکز لیزری برسریال زندگی دربهشت وسفر به دور آمریکا ،فضای ذهنی وباورهای مراکن فیکون کرد که درعرض این مدتی که باسایت طلایی پیوند خورده ام خود شاهد پاداش های خدا بوده ام وهرروز ادامه دارد ،چه می دانستم این حداز تمرکز برزیباییها قرار است وجود وزندگیم راتابد دگرگون کند ولی آرام آرام ریشه زدوچقدر باطراوت وبی نظیر وبعد همین طور هدایت به زیبایی های بیشتر وشکرگزارترشدنم والان که روبه حیاط خانه باغِ رویایی ام هدیه زیبای خداوند ،نشسته ام دور وبرم بهشتی بی نظیر ازدرختان نخل همسایه وگلهای رنگارنگ کاغذی وگل ابریشم های خوش بو ودرختان متنوع دیگر که با حیاط خودمان چه بهشت عظیمی خلق شده وسط شان فقط دیواری است ولی اوج شان به سمت آسمان خداوند هرروز زیباتر ومن رشد آنها رابارشد معنوی خودم گره زده ام ……
اصلا دوست ندارم یک لحظه به عقب برگردم وخودم پتک برتارک وجودم نثار کنم ،واقعا ظلم به خودم است وخودم می شوم دشمن درجه یک خودم ،قبل از دادگاه علنی جهان وقوانینِ زیبایش
باید فورا برای خود دادگاهی طرح ریزی کرده وسریع به مسیر زیبایی که ترسیم شده برگردم واااای چقدر باید قدر وارزش بااستاد بودن رادرک کرد باید سلول به سلول وجودم رالبریز کنم هرروز وهرروز ازاین آگاهی های ناب وطلایی وارزشمند.
حالا که هدایت شده ام باید وباید بچسبم وقدر بدانم .
تجارب استاد کافی بود که من برای خلق یک شخصیت درست ودرمون که نتیجه اش یک زندگی بهشتی شود وهرروز رشدوپیشرفت درتمام زمینه ها ،جهاد اکبرواصغر به پاکنم…..
همین امثال آقا حمیدها،خود ماهستیم که خداوند راازکلام ناب استادمان شناختیم ودرک کردیم وبعد چه به راحتی فراموش می کنیم ازچه صحرای بدون آگاهی وبدون هیچ حس وحال وانگیزه ای وارد این وادی سرسبز ولبریزازاگاهی وحس وحال وآرامش عالی هدایت شدیم وای برمن اگر لحظه ای بخواهم مسیر رابرگردم، برایم گناه کبیره ای هست که تاابد مرابه نابودی می کشاند ومن خودم پُتک رامحکم برپیکرم وارد می کنم ،پس بهبودی هزینه دارد وحاصلش بی نهایت رشدوپیشرفت است ومهم ترین اش همین به دست آوردن ایمان وتوکل وعمل صالح تا هم دراین دنیا وهم درآخرت دربهشتی که خود خالقش می باشیم زندگی کرده ولذت ببریم وهرنفس خداوند راشکر وسپاس گوییم.
خدایاشکرت بابت هرنفس باتوبودن که تنها سرمایه وجودم است ،من تورا آسان به دست نیاورده ام …..باتو بودن سعادتی است که ازطریق بنده توحیدی ات که اینطور آیه های قرآن کریم ات راباذوق به من می آموزد واشک درچشمانم حلقه می زند ،آموخته ام واین کتابِ فرکانسی ات به قول استادم ،کن فیکون کرد همه چیزرا وتمااااام.
درپناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت وعالی باشید و بدرخشید، عاشقتونم.
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
متشکرم متشکرم متشکرم
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
-دیدن الگوها و سریال های زیبایی مانند زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا به ما نشان می دهد می توان به شیوه و سبک دیگر زندگی کرد
-دیدن الگوهای مناسب خواسته های جدید ایجاد کرده و به ما ثابت می کند تحقق اهدافمان امکان پذیر و دست یافتنی است
-تا زمانی که الگوهای مناسب را مشاهده نکنیم به خواسته های خود پی نمی بریم
-الگوهای بسیار کمی وجود دارند که به تمام خواسته های خود در تمام حوزه ها دست یافته باشند
-سریال ها و فیلم های مناسب می توانند به ما خواسته هایمان را بشناسانند
-الگوهای مناسب خواسته های مناسب ایجاد می کنند
-با تحقق خواسته هایمان ناشی از دیدن الگوهای مناسب جهان گسترش می یابد
-پیش از اینکه جهان فشار زیادی به ما برای تغییر وارد آورد تغییر کنیم
-هر بار مسیر خود را بررسی کرده و افکار و باورهای خود را بهبود دهیم
-همواره از خداوند سوالات مناسب برای بهبود در همه ی حیطه های زندگی بپرسیم
-حتی اگر بهترین نتایج ممکن را کسب کرده ایم باز هم به دنبال بهبود بهتر و بیشتر باشیم
-زمانی که در مسیر هر بار بهبود یافتن تقویت نقاط مثبت باشیم زندگی ما سرشار از شادی و خوشبختی شده و با تضادها و چالش های غیر قابل حل مواجه نمی شویم
-مسائل ناراحت کننده به شدت کاهش میابد زمانی که هر روز بر روی بهبود خود کار می کنیم
-اگر به دنبال تغییر نباشیم جهان با ایجاد تضادها و چالش ها ما را از مسیر درست منحرف می کند
-بدترین احساس که فرکانس مخرب به جهان ارسال می کند داشتن احساس گناه است
-همواره به دنبال رفع احساس گناه برای بهبود عملکرد خود باشیم
-تمرکز بر اشتباهات و نکات منفی باعث حل مسائل نمی شود
-همواره خیریت را در پلن خداوند ببینیم
-بدانیم تمام اتفاقات به نفع ما تمام می شود
-فرصت های بیشماری وجود دارد و هر بار بیشتر و بیشتر می شود
-افراد دارای کنترل ذهن بالا در تمام شرایط مناسب یا نامناسب به نتایج عالی دست می یابند
-خودمان را به خاطر اشتباهات گذشته سرزنش نکرده که باعث شود فرصت های جدید را نبینیم
-فکر نکنیم شانس یکبار در خانه ی آدم را می زند و فرصت برای موفقیت وجود ندارد
-گفتگوهای منفی ذهنی که احساس بدی در ما ایجاد می کند باعث رخ دادن اتفاقات بد می شود
-خود را به خاطر تصمیمات اشتباهمان تنبیه و مواخذه نکنیم
-خود را به خاطر اشتباهاتمان سرزنش و تحقیر نکرده از اشتباهاتمان درس و تجربه کسب کنیم
-قانون احساس خوب=اتفاقات خوب احساس بد=اتفاقات بد را به خوبی درک کنیم
-تمام مسائل زندگی خود را با قانون احساس خوب = اتفاقات خوب بسنجیم
-کلمه ی حزن در قرآن به معنای داشتن احساس خوب و نداشتن احساس بد است
-قرآن کتابی فرکانسی است که قانون جذب به خوبی در آن توضیح داده شده است
-کلمه ی حزن مظهر داشتن احساس بد است
-خداوند می فرمایید: کسانی که به خداوند و روز آخرت ایمان دارند و عمل صالح انجام می دهند هیچ ترس و غمی ندارند
-خوف :نگرانی به خاطر وقایع آینده حزن : ناراحتی به خاطر وقایع گذشته است
-در تمام آیات قرآن کلمه ی حزن با لای نفی بیان شده است
-نتیجه ی ایمان به خداوند روز آخرت انجام عمل صالح: ترس و غم نداشتن در دنیا و آخرت است
-تنها در یک آیه از قرآن به جای لای نفی از ل همراه با کلمه ی حزن استفاده شده و آن هم اشاره دارد به اینکه نجواهای شیطان تنها برای غمگین کردن مومنان است
-سعی کنیم ذهن خود را به خاطر تصمیمات نادرست گذشته به شکلی کنترل کنیم که به احساس بد دست نیابیم
-برخی اوقات به دلیل طی نکردن مسیر مخالف فکر می کنیم تصمیم ما برای انتخاب مسیر، نادرست بوده است
-در مورد تصمیمات گرفته شده ی خود در گذشته قضاوت نادرست نکنیم
-به تصمیمات گرفته ی شده ی خود از زاویه ای نگاه کنیم که به احساس خوب دست یابیم
-اگر به دنبال تغییر و بهبود مداوم و پیوسته باشیم خداوند ما را هدایت می کند
-به محض آماده بودن توسط خداوند هدایت می شویم
-خداوند از بی نهایت طریق ما را هدایت می کند
-اگر هدایت های خداوند را از زندگی خود حذف کنیم هیچ چیز نداریم
-نتایج بزرگ ما تنها زمانی است که هدایت های خداوند را دریافت کرده و به آن عمل می کنیم
-خود را آماده و مهیا کرده تا بتوانیم هدایت های خداوند را دریافت و در مسیر درست قدم برداریم
-مسیر هدایت تکاملی و به تدریج الگوهای آن را میابیم
خدایا شکرت
عاشقتونیم
سلام به استاد خوبم خدای بینظیرم مریم جان شایسته عزیز
چند روزه ذهنم درگیر مسئله ای شده و هرکاری میکردم خوب فکر کنم باز میدیدم بدتر شد
امروز از خدا هدایت خواستم و روی مرا به نشانه ام هدایت کن زدم و این فایل اومد
چقدر درست و بجا
خدایا مرسی برای هدایت هات که درست و به موقع میان
در واقع هربار که از خدا با همه وجود هدایت خواستم و در مورد مساله ای ذهنم درگیر بود، این دکمه نشانه من خیلیییی خوب و دقیق و درست منو هدایت کرد
باید یادم بمونه که تا نتیجه توی دستم نیومده با کسی حرف نزنم
اینطوری اجازه نمیدم کسی با بی اهمیت کردن تلاش هام انرژی منو بیاره پایین
چون وقتی نتایج رو میبینه دگ نمیتونه منفی حرف بزنه یا حتی اگرم باز منفی بگه
چون نتیجه توی دستمه هیچ تاثیری یا حداقل تاثیر خیلی خیلی خیلی کمی خواهد داشت
هرچه میکشیم از این زبان ماست
گاهی اوقات فکر میکنیم همه دور و بری ها هم مثل خودمون برامون ذوق میکنن و تلاشهای مارو میبینن
اما واقعیت اینطور نیست
باید یاد بگیرم
کنترل ذهن+ کنترل زبان
نباید اجازه بدم کسی ارزش کارهامو نبینه و انگیزه مو بیاره پایین
همه زندگی من دست خودمه
مسئول همه اتفاقات زندگی خودم هستم
باید مسئولیت همه زندگی مو به عهده بگیرم
هیچ کس تاثیری در زندگی من نداره
من باید انقدر قوی باشم که اجازه ندم کسی منو غمگین کنه
نباید با هرکسی هر حرفی رو بزنم
من دو ساله که در دوره تنهایی ام هستم
تقریبا همه دوستانم رو جهان دور کرد از من
برای رشد و پیشرفت من
برای آگاهی بیشتر من
خدایا ازت ممنونم
و مطمئن هستم که افراد جدیدی که در آیده نزدیک وارد زندگیم میشن
بسیار بسیاااااار با ارزش تر از قبلی ها هستن
چون قراره افراد با آگاهی بیشتر بیان
چون من تغییر کردم
جهان لاجرم زندگی منو تغییر خواهد داد
این قانون الله است
خدایا مرسی
همین امروز با گوش دادن به این فایل، حس کردم باید از نو متولد بشوم. همیشه فکر میکردم تغییر فقط برای زمانهای بحرانی و اجبار است، اما حالا فهمیدم انتخاب تغییر، یعنی دعوت کردن نور خدا به لحظاتم. من بارها در تلاطم افکار سرزنشکننده گیر افتادم، تا همین چند روز پیش که یک جمله از استاد مثل جرقهای در من آتش انداخت: “هر بار احساست را بهتر کنی، راه جدیدی پیش پایت باز میشود”. تصمیم گرفتم هر روز حتی برای کوچکترین نارضایتی، به جای سرزنش، از خودم بپرسم چطور میتوانم امروز یک گام بهتر شوم؟ نتیجه خارقالعاده بود؛ دیگر منتظر نبودم جهان من را مجبور کند. خودم انتخاب کردم خوشحالتر باشم، حتی وسط سختیها. این مسیر برایم مثل عبور از تاریکی به نور است؛ باور دارم اگر به ندای قلب الهیام گوش کنم، خداوند همواره راهی برایم میگشاید. حالا میدانم حس خوب، فقط یک حس نیست؛ بلکه قدرتی است برای ساختن زیباترین لحظات زندگی ام. سپاس برای اینکه دوباره یادم دادید نیازی نیست همیشه منتظر معجزه باشم، خودِ انتخاب تغییر، بزرگترین معجزه است.
به نام خداوند بخشنده مهربان
من 24 سالمه و از یه جایی که شروع کردم با شما آشنا شدم،دستان خدا بود که هدایتم کرد.
یه شغلی وارد شدم که باید رشد میکردم،که اون رشدکمک کرد که با سایت استادعباسمنش آشنا شم.
مخصوصا با سریال زندگی در بهشت
پاسخ استاد
اصلا مهم ترین هدفی که سریال زندگی در بهشت درست شد به خاطرش، همون الگو دادن هایی بود که ببینیم چه جورای دیگه ای هم میشه زندگی کرد.
من به این نتیجه رسیدم وقتی که آدم الگوهای مناسب،داشته باشه خواستههای مناسب شکل می گیره وباور پذیر میشه براش رسیدن به اون خواسته ها .
به خاطر همین اومدیم سریال را اصلاً..
اینکه ما داشتیم،این جوری زندگی می کردیم ،بعد گفتیم بیایم کمک کنیم به گسترش جهان .
با این نگاهی که داره جهان گسترش پیدا می کنه،ما اومدیم این سریال را آماده کردیم .
خودم خیلی جاها دیدم یه فردی یه شکل خاص خوب زندگی داره بعد باور کردم.
اولاً که یک سری چیزها رو نمیدونستیم وجود داره،مثلاً در مورد طبیعت و سرسبزی رو تا موقعی که شمال کشور رو ندیده بودم،من نمیدونستم که یک همچین جایی در جهان میتونه مثل شمال کشور وجود داشته باشه تا ندیده بودم،واقعا باورم نمیشد .
ولی وقتی که اومدم دیدم گفتم که من یه همچین چیزی رو میخوام.
تاوقتی ندیده بودم ،اصلااین خواسته شما نگرفته بود .
به خاطر همین، سریال زندگی در بهشت،ما گفتیم بیایم به این خواستههایی که بچهها اثر ندونن که میشه یه همچین زندگی رو داشت،ندونن که میشه یه همچین روابطی را داشت،ندونن که همچین آزادی زمانی و مکانی و مالی را داشت، حق هم دارند ندیدند.
اولاً که تعداد افراد خیلی خیلی کمی همچین زندگی را دارند،در تمام جنبهها هم سلامتی، هم روابط، هم آزادی زمانی، هم آزادی مکانی، هم آزادی مالی.
هم اون تعداد کم هم که این زندگی را داشته باشند ،نیامدند تصویر کنند زندگیشون را .
ما که بچه بودیم ،یه سریالی بود به نام خانواده دکتر ارنست ،بچه های کوه آلپ.
من هیچ وقت اون صحنه را یادم نمیره که اون ها توی یه جزیره ای می افتند، که با خیزران میاد شمع درست می کنه وبا اون شمع روشنایی درست می کنند خونه درست می کنند .
چقدر اینها به ما این باور را داد که چه چیزهایی را می توانیم، بسازیم .
یا بچه های کوه آلپ ،نگاه می کردی یه سرسبزی بزرگ روی تپه ،یه سری گوسفندها داشتند میچریدند.
یه زندگی روستایی، که میشه یه همچین طبیعتی ،یه همچین فضایی را داشت،
واین ها خواسته تولید می کنه.
وقتی که آدم الگوی مناسب می بینه،خواسته های مناسبی یراش ایجاد میشود،وبعد باور پذیرتر می شود،که میشه به این خواستهها رسید، که ما داریم تو سریال زندگی در بهشت انجام میدیم.
و به همون نسبت افراد میتوانند به این خواستهها برسند،به همین چیزی که ما رسیدیم.
وبه همون نسبت جهان گسترش پیدا می کنه .
در این تاپیک که زدید، زمانی که باید تغییر ایجادبشه، من توی کارم، یه جایی که خیلی فشار میاد روم، اونجا می فهمم یه جای کار مشکل داره، باید یه تغییری ایجاد کنم.
اونجاست که به فکر تغییر میفتم ،دقیقا همون جایی که خیلی فشار میاد روم ،چه از مسئله مالی، چه از مسئله فکری، بعد اونجا میگم که بایدیه تغییر کرد،اونجا دیگه جهان داره یه پسی میزنه به من که بفهمم و اگر با این پسی نفهمم بدتر میشه .
من فروشنده بیمه ام من، پارسال توی تابستون خیلی فشار مالی روم بود، و گفتم که باید یه تغییری ایجاد کنم یک حرکتی بشه.
هم از فشار مالی هم از جایگاه شغلیم باید ارتقا پیدا میکرد،عادی بودن یه خورده برام ناراحت کننده بود.
و از اول پاییز شروع کردم،یکی از دوستان من یک راهنمایی از دوره شما کرد به من و اون تمرین اهرم رنج و لذت من استفاده کردم و برای پاییز توی دفترم نماینده برتر شدم.
یعنی تو یک فصل توی سه ماه فروش پشت سر هم رو داشتم .
اونجا بود که تغییر برام ایجاد شد توی فروشم و توی درآمدم.
پاسخ استاد
هدف ما این است توی این صحبتها،گفتگو با دوستان هدف ما این است که قبل از اینکه جهان فشار زیادی را به ما بیاره ما تغییر کنیم.
یعنی حالت عالی زندگی این است که،من این رو دارم به خودم میگم ،خیلی باید گوش کنم این صحبتها درک کنم و عمل کنم.
قبل از اینکه اوضاع به چک و لگد برسه که جهان بلند کنه اون سنگه رو برداره بکوبه توی کله ما، بیایم خودمون هر بار بررسی کنیم مسیر زندگی مون را .
هر بار فکر کنیم که چه جور میشه بهتر حالا توی بحث کارمون با خلاقیت مون.
چه توی زندگیمون ،چه تو سلامتیمون.
ببینیم این نتایجی که داریم میگیریم،چطور میتونه بهتر بشه چطور میتونه با کیفیتتر بشه.
بیایم ایدههای جدید رو امتحان کنیم بیاییم بپرسیم از خداوند، بیاییم بگیم ما می خواهیم باز هم زندگیمون بهتر بشه.
خدارا صدهزار مرتبه شکر زندگیمون عالی هست، خیلی خوب هست بار می خوایم بهتر بشه .
کارمون عالی هست خوب هست بازم میخوایم بهتر بشه.
وقتی که ما توی مسیر هر روز بهتر شدن،هر روز پرسیدن از خداوند،که چطور باز هم بهتر شود ،وبازهم بهتر شود .
و چطور می توانم بهبود بدهم ،توی هر جنبه ای از زندگیمون که واجب تره، نمیشه که همزمان همه مسائل رو با هم حل کرد.
برسیم به این مسئلهای حلش کنیم به هدف برسیم و بعد از اون هدف ایمان بگیریم اعتماد به نفس بگیریم الگو بگیریم برای هدفهای بعدی
ولی این ترکیبی که باعث بشه،که ما همیشه به دنبال بهبود باشیم،به دنبال برطرف کردن نقاط ضعف و قویتر کردن نقاط قوت باشیم باعث میشه که زندگی واقعا سرشار از شادی بشه سرشار از خوشبختی بشه.
و خیلی تضادها تو زندگی کم بشه یعنی مسائل ناراحت کننده به شدت کم می شود وقتی که شما هرروز به دنبال بهبود هستید.
نه وقتی که کاری نمی کنید ،تغییری ایجاد نمی کنید،واجازه می دهی جهان با چک ولگد تورو بیدار کنه.
بدترین احساسی که فرکانس هارا خراب می کند ،احساس گناه است ،احساس خود سرزنشی ،خود سرکوبی ،احساس گناه یه فرکانسی است که واقعا نتایج بدی را برای آدم به وجود میاره .
بنابراین همیشه باید به دنبال رفع احساس گناه باشیم ،به نفعی که باعث بشه عملکرد مون بهتر بشه
این نباشه که بیاییم بگیم ،من میزنم یارو را می کشم ،اصلاهم احساس گناه نمی کنم .
به یه نحوی باشه که باعث بشه عملکردمون بهتر شود نه اینکه بدتر شود .
ولی اگر توی یه همچین مثالی ،که یک فرصتی بوده من عمل نکردم، و نرفتم .
اینکه بیای به خودت بگی من چه فرصتی رو از دست دادم چقدر اشتباه کردم هیچ کمکی نمیکنه
باید برعکس عمل کنی بگی حتماً یه خیریتی توش بوده فرصتها همیشه هستند همیشه موقعیتها هستند.
توی ذهنش اینه که چون بیماری اومده فرصتها کم شده ولی من افراد بسیار زیادی رو میشناسم که توی همین پندمیک،وسط همین پندمیک مهاجرت کردند.
میخوام بگم این هم باورتون نباشه که چون،این بیماری هست الان درها بسته شده.
ولی کلاً نیاییم خودمون رو،به خاطر اینکه یک اتفاقی در گذشته افتاده یک تصمیم اشتباهی گرفتی اینقدر خودمون رو سرکوب کنیم،که باعث بشه فرصتهای جدید رو نبینیم هی بگیم اه شانس در خونه من رو زد من گوش نکردم دیدی.
دیدی گوش نکردم دیدی پرید, دیدی فرصت پرید .
خیلیهامون این کارو میکنیم خبلیهامون میشینیم خودخوری می کنیم ،خیلی ها میشینیم این نوار را تکرار می کنیم توی ذهنمون،که موقعیت پرید ،که من گوش نکردم،که فرصت پرید،حواسمون نبود به قانون عمل نکردم،خدا به من نعمت داد من ناسپاسی کردم.
و به بینهایت طریق میآییم که نوار که محتوای نوار،محتوای اون نوار ذهنی که رپیت میکنیم توی ذهن مون احساس بده.
و طبق قانون کلی،که احساس بد مساویست با اتفاقات بد و احساس خوب مساویست با اتفاقات خوب
ما با گوش دادن به اون نواری که تهش احساس بد میده یا احساس سرزنش میده یا احساس گناه میدهد یا احساس از دست دادن فرصتها میده،ما خودمون رو داریم از فرصتها محروم میکنیم.
به خاطر همین نیاییم بشینیم هی خودمون رو تنبیه کنیم،به خاطر یک تصمیمی که فکر میکنیم اشتباه بوده.
تازه فکر میکنیم اشتباه بوده،
تو یک سری چیزا من خوبم ،تو یک سری چیزا خوب نیستم توی بحث عمل کردن به قوانین .
یک سری از چیزها که من توش خوبم ،من خودم رو سرزنش نمیکنم.
یعنی اگر یک تصمیم اشتباه بگیرم،به هر دلیلی اون تصمیم اشتباه را بگیرم خیلی زود سعی میکنم بگم اشتباه کردم از نتیجهاش درس بگیرم،و به جای اینکه خودم رو تنبیه کنم،دنبال فرصتی باشم که،اون اشتباه رو تکرار نکنم و مسیر درست رو برم و نتیجه بگیرم.
و این باعث شده که زندگی همش روی خوشش رو به من نشون بده.
به خاطر اینکه من نمیام ،یه نوار صوتی خود سرزنشی را توی ذهن خودم پخش کنم و هربار بگم چه اشتباهی کردم ،چرااین تصمیم را نگرفتم چرا این کارو نکردم چرا این را نفروختم.
و خیلی از چیزهایی که تو ذهن خیلی از ما هست.
این هم به خاطر اینه که من این قانون احساس اتفاقات بد احساس خوب اتفاقات خوب را خیلی خوب،فهمیدم و درکش کردم.
این اصل است .
یعنی همه چیز دیگر را باید با این قانون بسنجی.
این اصل است .
این که من اومدم توی اولین فایل های قرآنی ،اومدم دست گذاشتم،روی کلمه حزن ،روی ریشه حزن را توی قرآن بررسی کردم .
و یه غوغایی کرد، برای اونهایی که به قرآن علاقه داشتند و بیدار شدند، مخصوصاً بچههای مذهبیتر وگفتندکهچطور تا حالا هیچ کسی نیامده ،از این منظر به قرآن نگاه کنه،دلیلش همین بود که پیش خودم گفتم وقتی که با قانون جذب آشنا شدم ،گفتم این قانون اگر در یک جمله بخواد تعریف بشه این است که، احساس بد اتفاقات بد احساس خوب اتفاقات خوب.
و این درسته چرا میگفتم درسته؟
به خاطر اینکه تجربش کرده بودم
هر کجا که احساسم بد بود نتایج بد و بلا سرم میومد
هر کجا که احساسم خوب بود خوشحال بودم آرامش بیشتری داشتم نتایج بهتری هم برام رقم میخورد.
بعد از یک مدت کوتاهی این رو درک کردم که این 100 صحیح است.
گفتم حالا برم توی قرآن،قرآنی هم که به حقانیتش ایمان آورده بودم،بعد از اون داستان کشتی.
گفتم بیام این قانون را احساس بد مساویست با اتفاقات بد و احساس خوب مساویست با اتفاقات خوب را بیام تو قرآن پیدا کنم.
و مطمئن بودم که این هست،قرآن یک کتاب فرکانسی است،یه کتابی است که به پیامبر الهام شده و قرار بوده که یک مسیر زندگی را بده
این باید این قانون توش باشه
مگه میشه این قانون توش نباشه.
ولی اینکه بقیه بهش توجه کردن یا نکردند،شاید این یه موضوعی باشه که بقیه از این منظر بهش نگاه نکردند.
بعد من اومدم فکر کردم که چه کلمه عربی میتواند مظهراحساس بد باشد .
فکر می کردم به کلمات .همین جوری خوندم وخوندم وتوی همون آیه های اولیه سوره بقره میرسیم به ایه های لا خوف علیهم و لاهم یحزنون
که میگه اونهایی که ه میگه اونهایی که به روز آخر ایمان دارند و عمل صالح انجام میدهند در دنیا عقبی ،بعدمیگه لا خوف علیهم ولاهم یحزنون
و این آیهها تکرار میشه تو چند جای ،دیگه توی قرآن به صد طریق این آیه و این جنس.
بعد من گفتم خوف را میاد میگه ،حزن هم میاد میگه
،خوف را میاد میذاره برای ترس ،برای چیزی که در آینده ممکن است در آینده اتفاق افتاده باشه وادم ازش بترسه .
حزن برای چیزیه که در گذشته ممکن است اتفاقا افتاده باشه وادم غمگین باشه براش .
بعد گفتم که حالا میریم سراغ آیه های خوف میریم ،میریم سراغ آیه های حزن .
اومدم کل ریشه کلمه ح ز ن،این ریشه حزن را آمدم در قرآن سرچ کردم ،ودیدم که در تمام موارد از کلمه حزن ،که توی قرآن استفاده شده ،با لای نفی اومده.
به مادر موسی میگه لا تحزن ،لا یحزنون .
همش لا،همش با.
یعدکنپگفتم که ببین ،تپس اون آیه معروف مادر موسی ،که مادر موسی بهش الهام میشه ،که بچه را بیندازد توی رود نیل ،این آیه میاد .
که غمگین مباش به خاطر این داستان ،ما برمی گردانیم بچه را بهت.
وبعد توی آیه هایی که میگه کسانی که به خدا ایمان دارند،میگه نتیجه ایمان به خداوند،عمل صالح ،ایمان به آخرت ،نتیجه اش لاخوف علیهم ولاهم یحزنون ،در دنیا و آخرت .
در تمام این موارد به لای نفی اومده ،که مباش.
یک جا با ل (ل ،برای آمده)یک جا اومده توی قرآن که میگه :ان مع النجوا ،من الشیطان ،لیخزن المومنین .
اونجا میاد میگه نجوا از سوی شیطان است برای اینکه غمگین کند .
شیطان ،کلمه حزن و کلمه مومنین ،یه ترکیب است .
و قشنگ توی مغز من ،همه چیز درست شد.
مگه میشه ،شما بیای از هر زاویه ای نگاه کنی ،که این کلمه توی قرآن ،30وخورده ای ،بار این ریشه تکرار شده باشه ودر تمام موارد با لایه نفتی اومده باشه .
فقط یکجا بدون لباس نفی اومده باشه .وبا ل ،ل برای ،اومده باشه .
واون هم در مورد شیطان باشه،برای اینکه شیطان می خواهد غمگین کند مومنین را .
یعنی بقیه جاها گفته نباشید،یعنی نیستند.
وبعد اون فایل معروف جذب در قرآن ،اماده شد وچقدر آدم ها ازش استفاده کردندوچه تحولی ایجاد کرد .
هم برای خودم ،هم برای میلیون ها نفر که این فایل را تازه شنیدند ودر آینده خواهند شنید .
یه خاطر همین امر این اصل را داشته باشید سعی می کنید ،که دهنتون را جوری کنترل کنید که به خاطر تصمیمات بعضا، به ظاهر اشتباه تون.
اینها را میگم برای اینکه ذهنتون بهتر کار کنه ،
خیلی از تصمیماتی که ما فکر میکنیم اشتباه کردیمبه این دلیل است که ما یه طرف قضیه را دیدیم ،یه طرفش را ندیدیم .
مثلاً اوان عزیز گفت من، اون قسمت مهاجرت را نرفته انجام بده که ببینیم چه اتفاقی افتاده.
یعنی اون یه چیز مجهولی است براش ،ایکس است
فکر میکنه که اون خوب بوده ،ولی انجام نشده که مطمئن بشه که خوب است .
این سر قضیه را دیده فکر می کنه ،که این ور قضیه احتمالا توی مقام مقایسه با اون چیزی که فکرمی کنه ،که اون ایکس که فکر میکنه، خوبه ،داره فکر میکنه بد است دیگه .
به خاطر همین خیلی جاها در مورد تصمیماتی که اون ورش را نمیدونید ،قضاوت را به شکلی انجام ندید، که به شما احساس بدی بدهد .
منطقی این است که اوان بیاد به خودش بگه ،بگه که من که نمی دونم اگر میرفتم خوب بود یا نبود .
فکر می کنم خوب بود ،ولی نرفتم که ببینم که خوب بود یا نبود که .
بنابراین بیاد به خودش جوری نگاه کنه،وبه خودش جوری انرژی بده ،که بهش احساس بهتری بدهد .
خدایا شکرت برای درک بهتر این فایل
سلام به استاد عزیزم
حس میکنم خدارو دوباره دارم پیداش میکنم
یعنی انگار روی آینه که جلوش وایستادم غبار گرفته و با هر بار صحبت و آگاهی از خدا این گرد و غبار ها میرن کم کم
الان یک آهنگ خیلی ملو قشنگی گذاشتم اصلا فضای اتاقم عرفانی عرفانی شده
یادمه اون اوایل که به دنبال خدا بودم و خدا هدایتم کرد به یکی از بهترین مسیر ها و شما رو بهم معرفی کرد و هدف و انگیزه اصلیم اصلا شناخت خدا بود و اون موقع چنان حالم خوب بود چنان علی بی غم بودم که کسی بهم بدی میکرد ، اون کار بد به نظرم نمیومد ، میتونم بگم اینجور تو ذهنم شکل میگرفت که حتما برای رشد من مفیده ( هنوز با قوانین فرکانس و اینا آشنا نبودم )
و تو اون اولین کامنت هم نوشته بودم که با این حس بی نظیر من سلامتیمو به دست آوردم ، بیماری بود که دکتر ها نمیدونستن چی هست اصلا
و اون چک و لقده شاید خیلی دردناک بوده باشه ولی تا موقعی دردناک بود که من خدارو پیدا نکرده بودم
و وقتی پیداش کردم اصلا به چشمم نمیومد
خیلی دوست دارم به این تاپیک فایل ربطش بدم و خدا هدایتم کنه ولی اینقدر این حسم قوی بود فقط میدونستم که باید بیام این حسمو بیارم بیرون چون من دوباره خدارو گم کردم یعنی یک درکی از قوانین دارم یک درک کلی و یک درکی هم از خدا دارم حالا کم یا زیاد ولی یه تایمی بود همش سوال بود برام که چرا مثل اون اوایل اون حس ناب رو ندارم شاید چند ماهه که دارم از خودم میپرسم و کم کم هدایت شدم فهمیدم که سپاسگذار نیستم و این کلمه خدایا شکرت ورده زبونم شده از ته قلب نیست
و تمرین کردم که زیبایی های خودم خانوادم و محیط زندگیم رو به یاد بیارم و سپاسگذار باشم که همین باعث شد رفتارشون خیلی خیلی بهتر بشه بازم
باز گفتم خدایا بازم اون حسه نیست خیلی بهتر شدم صبح ها که اغلب ظهر میشه متاسفانه که باید درستش کنم که از خدا هدایت میخوام.
کلا هر وقت بیدار میشم با حس سبکی و شادی بیدار میشم ، خوشحالم که بیدار میشم و میرم سراغ اون هنر زیبا و تمریناتم
و امشب، امشب شب موعود بود برام امشب شب دیدار دوباره من و خدا بود
که فایل های 16 17 18 رو گوش دادم و توشون همش صحبت از خدا بود
من خب روزمرگی رو یه جور دیگش تجربه کرده بودم ، بی هدفی ، بازی کردن و خواب
این هنر و همش اینکه فکر کنم چرا فروش نمیره چیکار کنم اره باید اینکارو بکنم نه باید اونکارو بکنم محصولمو ارتقا بدم
من دچار این روزمرگی شدم
از اون طرف هم میخواستم سریع مستقل بشم به این وابستگی پایان بدم و این حس عدم لیاقته میومد گاهی اوغات و دوستامو میدیدم که درست کاره پدرشون بود ولی کار کردن و درآمد دارن ( که تو سپاسگذاریم اینو اشاره کردم که دوستایی دارم که ثروت خلق میکنن ) بعد میگفتم ولی چون مثلا اون هدفی که من دارم رو ندارن برا همین پوله رو خرج تفریح فقط میکنن اگه من میرفتم سر کار خیلی بهتر پیشرفت میکردم و اینا…
واقعا لذت میبرم از این هنر ولی زندگیم تک بعدی شد
یعنی تمریناتم ( بدنسازی ) یکی در میون فاصله می افتاد ، تریل رفتنام کم رنگ تر شد
و من دوست ندارم یک نواختی رو ، تنوع رو خیلی دوست دارم
چند روز پیش فهمیدم که این خدای من تو ذهنم کم رنگ تر شده یعنی با اینکه میدونم هرچی دارم از خداست ولی وقتی راه میرم مردم رو میبینم اونا رو جدا از خودم میبینم اونا رو پاره از خودم و خدا نمیبینم
بعد یک لحظه اومد که اره چون به دنبال موفقیت مالی هستی فراموشش کردی و گفتم ربطی نداره من قبل اینکه دنبال موفقیت مالی باشم حسم کم رنگ شده بود و بعد ماه ها الان دو هزاریم افتاد و مثال ها رو باز مرور کردم که چقدر ثروت خدا پسنده
امروز قبل اینکه برم تمرین کنم ساعت 3 روی نشانه امروز من کلیک کردم به این نیت که چیزی که باید بشنوم و بدونم رو بهم نشون بده خدا و خدا آرامش در پرتو آگاهی قسمت 8 رو نشون داد و اون جملات این بود که عشق به ورز ، تو عشق ورزیدن ولخرج باش ، در زمان حال باش و زندگی کن
امروز تمرین کردن من متفاوت بود این ذهنم خیلی خیلی ساکت بود
اطرافم سکوت بود فقط صدای بازی بچه ها و ماشین وخنده ها و صدای تیلیک تیلیک زیپ کیفمو میشنیدم
تمریناتمو انجام دادم و موقع برگشت رفتم یک ذرت مکزیکی بزرگ خوردم ( که پولشو واقعا از آسمون اومد برام بدون اینکه درخواست کنم ، فقط دارم روی باور فراوانی کار میکنم ) و هر قاشقی که میخوردم واقعا سپاسگذار خدا بودم که چه طعمی داره واقعا این طعم دوست داشتنیه و خیلی خیلی از صاحب مغازه تشکر کردم و اومدم خونه
این تیکه که حمید عزیز گفت که خدا رو تو کوها پیدا کردم و خدا رو با شما شناختم ، اشکم در اومد و دیدم اره اینه این حس عشقه که همه ما یک خدارو میپرستیم همه ما به یک چیز وصلیم چه بخواهیم چه نخواهیم همه ما یکی هستیم و این شناخت خدا اجازه میده که اینو ببینیم ، حسش کنیم وقتی کلمه خدا میومد که حمید عزیز میگفت دنبال خدا بودم و پیداش کردم خیلی لذت بخش بود و الان هم موهای تنم سیخ سیخ میشه
خیلی جست و گریخته شد
فقط میخواستم این حسمو به اشتراک بزارم اینو بریزم روی دایره و همه ببینیم و لذت ببریم
در مورد فروش جواب قاطع و بدون تغییر از خدا گرفتم که آقا تو فراهمش کن من برات میفروشم ( مثلا جعبه براش بگیرم ، یک سری تعمیر میخواست) ولی باز من اتکا میکردم به منطق.
رها باید باشیم
همینه رها باید باشیم اون موقع من رهای مطلق بودم که اون نتیجه رو گرفتم واقعا دوست ندارم نوشتن رو تموم کنم
الان من نشونه اش رو دیدم که آقا رها کن تو فقط با عشق تولید کن و اگه نکنی ، یک لول میری پایین و من هدایت خدارو دریافت کردم و اون غباره همینجوری داره کمتر میشه و تصویر نهایی واضح میشه و امید وارم خود واقعیمو میبینم
میخوام زندگی کنم دوباره و از خدا میخوام که این آگاهی رو بار ها و بار ها یادم بیاره تا در وجودم بشینه و یادم نره و درگیر روزمرگی نشم
دوستت دارم استاد ، نمیدونم چجور بگم حسمو و طولانیش نمیکنم دوستت دارم خانوم شایسته دوستت دارم استاد
خدارو هزاران مرتبه شکر برای این حس خوب
همیشه شاد و سالم و ثروتمند باشید
سلام به زیباترین مخلوق خداوند
استاد من عاشقتوووووووونم
قربونتون برم که نفستون کلامتون حقه
منام همسر رضا صبوری
استاد اصلا نمیدونم چی بگم
ازاین همه آگاهی ازاین همه نتیجه ازاین همه دستاورد از این همه عشق
من از جلسه اول گوش کردم نوشتم تو دفترم اشک ریختم با بچه ها با نتایجشون وهزاران بار خداوند رو شکر کردم که تواین سن این همه آگاهی دارم دریافت میکنم این حقیقت و فهمیدم
واین که شمارو به من بخشید شما هدیه ای هستین ازطرف خداوند به من من عاشقتونم
ممنونتونم که باعشق این فایل ها ضبط میکنید تا من منا هرروز بهتر از دیروز درک کنم روخودم کارکنم
یکی از خواسته هامه که انقد نتایجم بزرگ بشن که براتون فایل ضبط کنم بفرستم
عاشقتونم دست حق نگهدارتون باشه
سلام خدمت استاد و دوستانی که کامنت رو میخونند
رسیدن به ته خط هم در واقع لطف خداست
در واقع ما جز خدا هیچ کس رو نداریم
زندگی من جاهایی یک تغییر جادویی داشته که به ته خط رسیدم و گفتم دیگه خسته شدم خدایا بسه دیگه و اون نقطه دقیقا جایی بوده که من برای تغییر هر کاری که لازم بوده رو انجام دادم تا تغییر کنم فقط تغییر کنم
حالا اون کار رفتن به قله قاف بوده باشه اما هیچ وقت این قدر سخت نیس تغییر
کافیه فقط به ته خط برسیم و خسته بشیم و همه جوره آماده باشیم برای تغییر و گوشمون باز بشه برای دریافت هدایت
اون وقت میبینیم که تغییر خیلی راحت بوده و خداوند دستانش همیشه بوده برای تغییر ما
مثلا خودم ی تغییری بوده که هیچ جوره نتونسته بودم انجامش بدم اما ی زمانی شد که خسته شدم و خیلی جالب از یکی از دوستانی که هرروز میدیدمش ازش کمک خواستم و اون هم خیلی راحت راه حای بهم گفت که در چشم به زدن من ی آدم دیگه شدم آدمی که دهن همه باز موند از تغییراتم حتی هنوز هم بعد چهار سال بهم میگن که تو چ جوری این کارو کردی
خداجونم گواهی میدهم که تو بودی و هستی که از طریق دستانت در زندگی بهم کمک کردی و اگر اون شخص نبود تو کس دیگهدای رو برای هدایت من میفرستادی و من فقط ب تو وابسته ام و فقط از تو کمک میخام و تویی کهدداری کمکم میکنی
و من از اونا تشکر میکنم در واقع از تو تشکر میکنم
—- (( آیات حزن در قرآن )) —-
ریشه ی حزن در قران 42 بار تکرار شده
فاطر 34
وَقَالُواْ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِیٓ أَذۡهَبَ عَنَّا ٱلۡحَزَنَۖ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٞ شَکُورٌ
و مىگویند: حمد، خداى را که از ما غم و اندوه را برطرف ساخت؛ زیرا که پروردگار ما بخشنده و سپاسگزار است
یوسف 84
وَتَوَلَّىٰ عَنۡهُمۡ وَقَالَ یَـٰٓأَسَفَىٰ عَلَىٰ یُوسُفَ وَٱبۡیَضَّتۡ عَیۡنَاهُ مِنَ ٱلۡحُزۡنِ فَهُوَ کَظِیمٞ
و از آنان روى گردانید و گفت: اى دریغ بر یوسف! و دو چشم او از اندوه سفید شد و او دردمند و غمزده بود
یونس 65
وَلَا یَحۡزُنکَ قَوۡلُهُمۡۘ إِنَّ ٱلۡعِزَّهَ لِلَّهِ جَمِیعًاۚ هُوَ ٱلسَّمِیعُ ٱلۡعَلِیمُ
سخنان آنان تو را غمگین نکند؛ زیرا که تمامى عزّت از آن خداست و او شنوا و آگاه است
نمل 70
وَلَا تَحۡزَنۡ عَلَیۡهِمۡ وَلَا تَکُن فِی ضَیۡقٖ مِّمَّا یَمۡکُرُونَ
اى رسول ما! به خاطر آنان غمگین مشو و از نیرنگ آنها دلتنگ مباش
انعام 33
قَدۡ نَعۡلَمُ إِنَّهُۥ لَیَحۡزُنُکَ ٱلَّذِی یَقُولُونَۖ فَإِنَّهُمۡ لَا یُکَذِّبُونَکَ وَلَٰکِنَّ ٱلظَّـٰلِمِینَ بِـَٔایَٰتِ ٱللَّهِ یَجۡحَدُونَ
ما مىدانیم آنها با سخنان خود تو را ناراحت مىکنند. آنها تو را تکذیب نمىکنند، در واقع ظالم به آیات الهى و انکارکنندۀ آن هستند
زخرف 68
یَٰعِبَادِ لَا خَوۡفٌ عَلَیۡکُمُ ٱلۡیَوۡمَ وَلَآ أَنتُمۡ تَحۡزَنُونَ
اى بندگان من! امروز نه ترسى براى شما هست و نه اندوهگین مىشوید
یس 76
فَلَا یَحۡزُنکَ قَوۡلُهُمۡۘ إِنَّا نَعۡلَمُ مَا یُسِرُّونَ وَمَا یُعۡلِنُونَ
سخن آنها تو را اندوهگین نکند. ما آنچه را پنهان و یا آشکار مىکنند، مىدانیم
یوسف 13
قَالَ إِنِّی لَیَحۡزُنُنِیٓ أَن تَذۡهَبُواْ بِهِۦ وَأَخَافُ أَن یَأۡکُلَهُ ٱلذِّئۡبُ وَأَنتُمۡ عَنۡهُ غَٰفِلُونَ
یعقوب گفت: من از بردن او محزون مىشوم و مىترسم که گرگ او را بخورد و شما از او غافل باشید
توبه 92
وَلَا عَلَى ٱلَّذِینَ إِذَا مَآ أَتَوۡکَ لِتَحۡمِلَهُمۡ قُلۡتَ لَآ أَجِدُ مَآ أَحۡمِلُکُمۡ عَلَیۡهِ تَوَلَّواْ وَّأَعۡیُنُهُمۡ تَفِیضُ مِنَ ٱلدَّمۡعِ حَزَنًا أَلَّا یَجِدُواْ مَا یُنفِقُونَ
و نیز بر آن گروه که نزد تو آیند و از تو وسایل سفر خواهند و تو گفتى که در اختیار ندارم، سرزنشى نیست. برمىگردند در حالى که اشک از چشمانشان جارى است و ناراحتند که چرا نمىتوانند در راه خدا انفاق کنند
توبه 40
إِلَّا تَنصُرُوهُ فَقَدۡ نَصَرَهُ ٱللَّهُ إِذۡ أَخۡرَجَهُ ٱلَّذِینَ کَفَرُواْ ثَانِیَ ٱثۡنَیۡنِ إِذۡ هُمَا فِی ٱلۡغَارِ إِذۡ یَقُولُ لِصَٰحِبِهِۦ لَا تَحۡزَنۡ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَنَاۖ فَأَنزَلَ ٱللَّهُ سَکِینَتَهُۥ عَلَیۡهِ وَأَیَّدَهُۥ بِجُنُودٖ لَّمۡ تَرَوۡهَا وَجَعَلَ کَلِمَهَ ٱلَّذِینَ کَفَرُواْ ٱلسُّفۡلَىٰۗ وَکَلِمَهُ ٱللَّهِ هِیَ ٱلۡعُلۡیَاۗ وَٱللَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ
و اگر پیامبر را یارى نکنید، خداوند او را یارى خواهد کرد. هنگامى که کافران پیامبر را از مکه بیرون کردند، خدا یارىاش کرد. آنگاهکه دو نفرى به غار پناه بردند، پیامبر به همسفرش فرمود: نترس که خدا با ماست. و پروردگار آرامش را بر او فرستاد و با سپاهى که نمىتوانستید آنها را مشاهده کنید یارى کرد؛ کلام کافران را پست گردانید و کلام خدا بلندمرتبه است و خداوند، مقتدر و حکیم است
بقره 38
قُلۡنَا ٱهۡبِطُواْ مِنۡهَا جَمِیعٗاۖ فَإِمَّا یَأۡتِیَنَّکُم مِّنِّی هُدٗى فَمَن تَبِعَ هُدَایَ فَلَا خَوۡفٌ عَلَیۡهِمۡ وَلَا هُمۡ یَحۡزَنُونَ
گفتیم همگى از بهشت فرودآیید، تا هدایتى از من به سوى شما آید؛ پس هر کسى از هدایت من پیروى کند، هیچگاه گرفتار ترس و اندوه نخواهد شد
بقره 112
بَلَىٰۚ مَنۡ أَسۡلَمَ وَجۡهَهُۥ لِلَّهِ وَهُوَ مُحۡسِنٞ فَلَهُۥٓ أَجۡرُهُۥ عِندَ رَبِّهِۦ وَلَا خَوۡفٌ عَلَیۡهِمۡ وَلَا هُمۡ یَحۡزَنُونَ
آرى هر کسى تسلیم حکم خدا شود و نیکوکار باشد، پاداش او نزد خداوند ثابت است. اینان نه ترسى دارند و نه غمگین مىشوند
بقره 277
إِنَّ ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّـٰلِحَٰتِ وَأَقَامُواْ ٱلصَّلَوٰهَ وَءَاتَوُاْ ٱلزَّکَوٰهَ لَهُمۡ أَجۡرُهُمۡ عِندَ رَبِّهِمۡ وَلَا خَوۡفٌ عَلَیۡهِمۡ وَلَا هُمۡ یَحۡزَنُونَ
آنان که ایمان آوردهاند و داراى اعمال شایستهاند و نماز را برپاداشته و زکات مىدهند، پاداش آنها نزد پروردگارشان است؛ نه ترسى دارند و نه غمگین مىشوند
بقره 262
ٱلَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمۡوَٰلَهُمۡ فِی سَبِیلِ ٱللَّهِ ثُمَّ لَا یُتۡبِعُونَ مَآ أَنفَقُواْ مَنّٗا وَلَآ أَذٗىۙ لَّهُمۡ أَجۡرُهُمۡ عِندَ رَبِّهِمۡ وَلَا خَوۡفٌ عَلَیۡهِمۡ وَلَا هُمۡ یَحۡزَنُونَ
آنان که ثروت خود را در راه خدا انفاق مىکنند و به دنبال آن بر انفاق شده منّت نمىگذارند و آزارى نمىرسانند، پاداش آنها نزد پروردگارشان است؛ نه ترسى دارند و نه غمگین مىشوند
بقره 62
إِنَّ ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ وَٱلَّذِینَ هَادُواْ وَٱلنَّصَٰرَىٰ وَٱلصَّـٰبِـِٔینَ مَنۡ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَٱلۡیَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَعَمِلَ صَٰلِحٗا فَلَهُمۡ أَجۡرُهُمۡ عِندَ رَبِّهِمۡ وَلَا خَوۡفٌ عَلَیۡهِمۡ وَلَا هُمۡ یَحۡزَنُونَ
آنان که ایمان آوردند و یهود و نصارى و صابئان، هر کدام به خدا و روز قیامت معتقد باشند و کارهاى شایسته کنند، اجرشان نزد پروردگارشان است؛ نه ترسى دارند و نه اندوهگین شوند
مجادله 10
إِنَّمَا ٱلنَّجۡوَىٰ مِنَ ٱلشَّیۡطَٰنِ لِیَحۡزُنَ ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ وَلَیۡسَ بِضَآرِّهِمۡ شَیۡـًٔا إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِۚ وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡیَتَوَکَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ
در گوشى صحبت کردن از شیطان است تا به این وسیله اهل ایمان را محزون کند؛ ولى نمىتواند به آنان ضررى برساند جز آن که خدا اجازه دهد و اهل ایمان باید همواره به خدا توکل کنند
زمر 61
وَیُنَجِّی ٱللَّهُ ٱلَّذِینَ ٱتَّقَوۡاْ بِمَفَازَتِهِمۡ لَا یَمَسُّهُمُ ٱلسُّوٓءُ وَلَا هُمۡ یَحۡزَنُونَ
و خداوند اهل تقوا را به خاطر رستگارىشان نجات مىدهد. هیچ رنجى به آنها نمىرسد و هیچگاه غمگین نمىگردند
آل عمران 139
وَلَا تَهِنُواْ وَلَا تَحۡزَنُواْ وَأَنتُمُ ٱلۡأَعۡلَوۡنَ إِن کُنتُم مُّؤۡمِنِینَ
سست نشوید و محزون نگردید؛ زیرا که شما برترید اگر اهل ایمان باشید
حجر 88
لَا تَمُدَّنَّ عَیۡنَیۡکَ إِلَىٰ مَا مَتَّعۡنَا بِهِۦٓ أَزۡوَٰجٗا مِّنۡهُمۡ وَلَا تَحۡزَنۡ عَلَیۡهِمۡ وَٱخۡفِضۡ جَنَاحَکَ لِلۡمُؤۡمِنِینَ
چشم خود را به نعمتهاى مادّى که به گروههایى از کافران دادیم، خیره مکن و دربارۀ آنها اندوهگین مباش و بال خویش را براى اهل ایمان! بگشاى
لقمان 23
وَمَن کَفَرَ فَلَا یَحۡزُنکَ کُفۡرُهُۥٓۚ إِلَیۡنَا مَرۡجِعُهُمۡ فَنُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوٓاْۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِیمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ
اى رسول ما! هر که کافر شد، کفرش تو را محزون نسازد. بازگشت آنها به سوى ماست و به آنچه انجام دادهاند آنان را آگاه مىکنیم؛ زیرا که خداوند به اسرار دلها آگاه است
نحل 127
وَٱصۡبِرۡ وَمَا صَبۡرُکَ إِلَّا بِٱللَّهِۚ وَلَا تَحۡزَنۡ عَلَیۡهِمۡ وَلَا تَکُ فِی ضَیۡقٖ مِّمَّا یَمۡکُرُونَ
و تو اى رسول ما! صبر کن که صبر تو جز براى رضاى خدا نیست و دربارۀ آنها اندوهگین مباش و از نیرنگهایشان دلتنگ مشو
اعراف 49
أَهَـٰٓؤُلَآءِ ٱلَّذِینَ أَقۡسَمۡتُمۡ لَا یَنَالُهُمُ ٱللَّهُ بِرَحۡمَهٍۚ ٱدۡخُلُواْ ٱلۡجَنَّهَ لَا خَوۡفٌ عَلَیۡکُمۡ وَلَآ أَنتُمۡ تَحۡزَنُونَ
آیا اینها همان کسانى هستند که شما سوگند یاد کردید هیچگاه پروردگار آنان را مشمول رحمت خویش قرار نخواهد داد؟! به آنها خطاب مىشود: وارد بهشت شوید، در حالى که نه ترسى دارید و نه غمگین مىشوید
اعراف 35
یَٰبَنِیٓ ءَادَمَ إِمَّا یَأۡتِیَنَّکُمۡ رُسُلٞ مِّنکُمۡ یَقُصُّونَ عَلَیۡکُمۡ ءَایَٰتِیۙ فَمَنِ ٱتَّقَىٰ وَأَصۡلَحَ فَلَا خَوۡفٌ عَلَیۡهِمۡ وَلَا هُمۡ یَحۡزَنُونَ
اى فرزندان آدم! هرگاه پیامبرانى از جنس خودتان سوى شما بیایند و آیات مرا براى شما بیان کنند، هر که تقوا پیشه سازد و خود را اصلاح کند، نه ترسى و نه اندوهى براى آنها نخواهد بود
ال عمران 176
وَلَا یَحۡزُنکَ ٱلَّذِینَ یُسَٰرِعُونَ فِی ٱلۡکُفۡرِۚ إِنَّهُمۡ لَن یَضُرُّواْ ٱللَّهَ شَیۡـٔٗاۚ یُرِیدُ ٱللَّهُ أَلَّا یَجۡعَلَ لَهُمۡ حَظّٗا فِی ٱلۡأٓخِرَهِۖ وَلَهُمۡ عَذَابٌ عَظِیمٌ
آنان که به سرعت به سوى کفر مىروند، ترا محزون نکنند؛ زیرا که آنها هیچ نوع زیانى نمىتوانند به خدا وارد کنند. پروردگار اراده فرمود که آنها هیچگونه بهرهاى در جهان آخرت نداشته باشند و براى آنها عذابى دردناک خواهد بود
انعام 48
وَمَا نُرۡسِلُ ٱلۡمُرۡسَلِینَ إِلَّا مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَۖ فَمَنۡ ءَامَنَ وَأَصۡلَحَ فَلَا خَوۡفٌ عَلَیۡهِمۡ وَلَا هُمۡ یَحۡزَنُونَ
ما پیامبران را نفرستادیم جز براى مژده دادن و ترساندن؛ بنا بر این هر که ایمان آورد و خود را اصلاح کند، نه ترسى براى اوست و نه غمگین مىگردد
یونس 62
یونس أَلَآ إِنَّ أَوۡلِیَآءَ ٱللَّهِ لَا خَوۡفٌ عَلَیۡهِمۡ وَلَا هُمۡ یَحۡزَنُونَ
بدانید که دوستان خدا نه مىترسند و نه غمگین مىشوند
مریم 24
فَنَادَىٰهَا مِن تَحۡتِهَآ أَلَّا تَحۡزَنِی قَدۡ جَعَلَ رَبُّکِ تَحۡتَکِ سَرِیّٗا
ناگهان از طرف پایین پایش ندا آمد که غم مخور؛ پروردگارت زیر پاى تو چشمۀ آبى قرار داده است
قصص 13
فَرَدَدۡنَٰهُ إِلَىٰٓ أُمِّهِۦ کَیۡ تَقَرَّ عَیۡنُهَا وَلَا تَحۡزَنَ وَلِتَعۡلَمَ أَنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ وَلَٰکِنَّ أَکۡثَرَهُمۡ لَا یَعۡلَمُونَ
بدین طریق، موسى را به مادرش بازگرداندیم تا دیدهاش روشن شود و محزون نگردد و بداند که وعدۀ الهى حق است، اگر چه بیشتر مردم نمىدانند
انبیا 103
لَا یَحۡزُنُهُمُ ٱلۡفَزَعُ ٱلۡأَکۡبَرُ وَتَتَلَقَّىٰهُمُ ٱلۡمَلَـٰٓئِکَهُ هَٰذَا یَوۡمُکُمُ ٱلَّذِی کُنتُمۡ تُوعَدُونَ
وحشت بزرگ آنان را غمگین نمىکند و فرشتگان الهى به استقبال آنها مىآیند و مىگویند: این، همان روزى است که به شما وعده داده مىشد
فصلت 30
إِنَّ ٱلَّذِینَ قَالُواْ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسۡتَقَٰمُواْ تَتَنَزَّلُ عَلَیۡهِمُ ٱلۡمَلَـٰٓئِکَهُ أَلَّا تَخَافُواْ وَلَا تَحۡزَنُواْ وَأَبۡشِرُواْ بِٱلۡجَنَّهِ ٱلَّتِی کُنتُمۡ تُوعَدُونَ
آنانى که مىگویند: پروردگار ما خداست، و در این راه استقامت مىکنند، فرشتگان الهى بر آنان نازل مىشوند و مىگویند که نترسید و محزون نشوید که بهشت وعده داده شده بر شما بشارت باد
آل عمران 170
فَرِحِینَ بِمَآ ءَاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦ وَیَسۡتَبۡشِرُونَ بِٱلَّذِینَ لَمۡ یَلۡحَقُواْ بِهِم مِّنۡ خَلۡفِهِمۡ أَلَّا خَوۡفٌ عَلَیۡهِمۡ وَلَا هُمۡ یَحۡزَنُونَ
از آنچه خداوند از فضل خویش بدانها بخشیده خوشحالند و از سرنوشت آنهایى که به دنبالشان مىآیند و هنوز به آنها ملحق نشدهاند، شادمانند که نه ترسى دارند و نه غمگین مىشوند
عنکبوت 33
وَلَمَّآ أَن جَآءَتۡ رُسُلُنَا لُوطٗا سِیٓءَ بِهِمۡ وَضَاقَ بِهِمۡ ذَرۡعٗاۖ وَقَالُواْ لَا تَخَفۡ وَلَا تَحۡزَنۡ إِنَّا مُنَجُّوکَ وَأَهۡلَکَ إِلَّا ٱمۡرَأَتَکَ کَانَتۡ مِنَ ٱلۡغَٰبِرِینَ
وقتى پیامآوران ما نزد لوط آمدند، از دیدن آنان اندوهناک و دلتنگ شد. به او گفتند: نترس و اندوهگین مباش. ما تو و خانوادهات جز همسرت را که با دیگران مىماند، نجات خواهیم داد
احقاف 13
إِنَّ ٱلَّذِینَ قَالُواْ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسۡتَقَٰمُواْ فَلَا خَوۡفٌ عَلَیۡهِمۡ وَلَا هُمۡ یَحۡزَنُونَ
کسانى که مىگویند: پروردگار ما خداست و در این راه استقامت مىکنند، هیچ جاى ترس و اندوهى براى آنان نخواهد بود
مائده 69
إِنَّ ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ وَٱلَّذِینَ هَادُواْ وَٱلصَّـٰبِـُٔونَ وَٱلنَّصَٰرَىٰ مَنۡ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَٱلۡیَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَعَمِلَ صَٰلِحٗا فَلَا خَوۡفٌ عَلَیۡهِمۡ وَلَا هُمۡ یَحۡزَنُونَ
اهل ایمان و یهودیان و صابئان و مسیحیان، هر کدام آنها به خدا و روز قیامت ایمان آورده و کار شایسته کرده، نه ترسى دارند و نه غمگین مىشوند
قصص 7
وَأَوۡحَیۡنَآ إِلَىٰٓ أُمِّ مُوسَىٰٓ أَنۡ أَرۡضِعِیهِۖ فَإِذَا خِفۡتِ عَلَیۡهِ فَأَلۡقِیهِ فِی ٱلۡیَمِّ وَلَا تَخَافِی وَلَا تَحۡزَنِیٓۖ إِنَّا رَآدُّوهُ إِلَیۡکِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ ٱلۡمُرۡسَلِینَ
و به مادر موسى وحى کردیم که فرزندت را شیر ده. هر وقت دربارهاش نگران شدى، او را به دریا افکن و ترس و اندوهى به خود راه مده که ما او را به تو بر مىگردانیم و او را از پیامبران قرار خواهیم داد
طه 40
إِذۡ تَمۡشِیٓ أُخۡتُکَ فَتَقُولُ هَلۡ أَدُلُّکُمۡ عَلَىٰ مَن یَکۡفُلُهُۥۖ فَرَجَعۡنَٰکَ إِلَىٰٓ أُمِّکَ کَیۡ تَقَرَّ عَیۡنُهَا وَلَا تَحۡزَنَۚ وَقَتَلۡتَ نَفۡسٗا فَنَجَّیۡنَٰکَ مِنَ ٱلۡغَمِّ وَفَتَنَّـٰکَ فُتُونٗاۚ فَلَبِثۡتَ سِنِینَ فِیٓ أَهۡلِ مَدۡیَنَ ثُمَّ جِئۡتَ عَلَىٰ قَدَرٖ یَٰمُوسَىٰ
هنگامى که خواهرت در جستجوى تو راه مىرفت و مىگفت: آیا زنى را به شما معرفى بکنم که مىتواند این طفل را سرپرستى کند؟ در نتیجه ما تو را به آغوش مادرت بازگرداندیم، تا چشم مادرت روشن شود و از غم و غصه بیرون آید و تو یکى از فرعونیان را کشتى و ما تو را از اندوه رهایى دادیم و تو را با دقّت امتحان کردیم و چندین سال در بین مردم مدین زندگى کردى. آنگاه اى موسى! در زمان معیّن آمدى
احزاب 51
تُرۡجِی مَن تَشَآءُ مِنۡهُنَّ وَتُـٔۡوِیٓ إِلَیۡکَ مَن تَشَآءُۖ وَمَنِ ٱبۡتَغَیۡتَ مِمَّنۡ عَزَلۡتَ فَلَا جُنَاحَ عَلَیۡکَۚ ذَٰلِکَ أَدۡنَىٰٓ أَن تَقَرَّ أَعۡیُنُهُنَّ وَلَا یَحۡزَنَّ وَیَرۡضَیۡنَ بِمَآ ءَاتَیۡتَهُنَّ کُلُّهُنَّۚ وَٱللَّهُ یَعۡلَمُ مَا فِی قُلُوبِکُمۡۚ وَکَانَ ٱللَّهُ عَلِیمًا حَلِیمٗا
هر کدام از زنان خویش را بخواهى، مىتوانى به تأخیر اندازى و هر که را خواهى مىتوانى نزد خویش آورى و هرگاه بعضى از آنها را بر کنار ساختهاى بخواهى نزد خود جاى دهى، گناهى بر تو نیست. این به خاطر روشنى چشم آنهاست، نه براى غمگین شدن و به آنچه در اختیارشان مىگذارى خشنود باشند و خدا از اسرار دلهایتان با خبر است و خدا آگاه و بردبار است
آل عمران 153
إِذۡ تُصۡعِدُونَ وَلَا تَلۡوُۥنَ عَلَىٰٓ أَحَدٖ وَٱلرَّسُولُ یَدۡعُوکُمۡ فِیٓ أُخۡرَىٰکُمۡ فَأَثَٰبَکُمۡ غَمَّۢا بِغَمّٖ لِّکَیۡلَا تَحۡزَنُواْ عَلَىٰ مَا فَاتَکُمۡ وَلَا مَآ أَصَٰبَکُمۡۗ وَٱللَّهُ خَبِیرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ
به یاد آورید زمانى را که از جنگ فرار مىکردید و به کسى اعتنا نمىنمودید و رسول اللّٰه شما را از پشت سر مىخواند و غم و اندوه یکى پس از دیگرى به سراغتان آمد تا به آنچه از دست دادهاید و بر سرتان آمده نگران نشوید و خدا به آنچه انجام مىدهید، آگاه است
یوسف 86
قَالَ إِنَّمَآ أَشۡکُواْ بَثِّی وَحُزۡنِیٓ إِلَى ٱللَّهِ وَأَعۡلَمُ مِنَ ٱللَّهِ مَا لَا تَعۡلَمُونَ
گفت: شکایت غم و اندوه خود فقط نزد خدا مىبرم و از او چیزهایى مىدانم که شما نمىدانید
مائده 41
یَـٰٓأَیُّهَا ٱلرَّسُولُ لَا یَحۡزُنکَ ٱلَّذِینَ یُسَٰرِعُونَ فِی ٱلۡکُفۡرِ مِنَ ٱلَّذِینَ قَالُوٓاْ ءَامَنَّا بِأَفۡوَٰهِهِمۡ وَلَمۡ تُؤۡمِن قُلُوبُهُمۡۛ وَمِنَ ٱلَّذِینَ هَادُواْۛ سَمَّـٰعُونَ لِلۡکَذِبِ سَمَّـٰعُونَ لِقَوۡمٍ ءَاخَرِینَ لَمۡ یَأۡتُوکَۖ یُحَرِّفُونَ ٱلۡکَلِمَ مِنۢ بَعۡدِ مَوَاضِعِهِۦۖ یَقُولُونَ إِنۡ أُوتِیتُمۡ هَٰذَا فَخُذُوهُ وَإِن لَّمۡ تُؤۡتَوۡهُ فَٱحۡذَرُواْۚ وَمَن یُرِدِ ٱللَّهُ فِتۡنَتَهُۥ فَلَن تَمۡلِکَ لَهُۥ مِنَ ٱللَّهِ شَیۡـًٔاۚ أُوْلَـٰٓئِکَ ٱلَّذِینَ لَمۡ یُرِدِ ٱللَّهُ أَن یُطَهِّرَ قُلُوبَهُمۡۚ لَهُمۡ فِی ٱلدُّنۡیَا خِزۡیٞۖ وَلَهُمۡ فِی ٱلۡأٓخِرَهِ عَذَابٌ عَظِیمٞ
اى پیامبر! آنان که به کفر ورزیدن شتاب دارند، تو را غمگین نکنند. به زبان گفتند: ما ایمان آوردیم. ولى در دل هرگز ایمان نیاوردند و نیز غمگین مباش از یهودیانى که سخنان تو را گوش مىدهند براى دروغپردازى و جاسوسى دیگرانى که نزد تو نیامدهاند. کلمات را از جاى خود تغییر مىدهند و مىگویند: اگر آن گونه که ما خواهانیم حکم کرد، بپذیرید و اگر بر خلاف خواست ما بود، دورى نمایید و کسى که خدا مىخواهد او را به فتنه اندازد، قادر به کارى نخواهد بود. اینان همانهایى هستند که خداوند نمىخواهد قلب آنها را شستشو دهد. در این دنیا زبونند و در آخرت عذاب بزرگى براى آنها خواهد بود
قصص 8
فَٱلۡتَقَطَهُۥٓ ءَالُ فِرۡعَوۡنَ لِیَکُونَ لَهُمۡ عَدُوّٗا وَحَزَنًاۗ إِنَّ فِرۡعَوۡنَ وَهَٰمَٰنَ وَجُنُودَهُمَا کَانُواْ خَٰطِـِٔینَ
خاندان فرعون، موسى را از آب گرفتند تا دشمن آنان و مایۀ اندوهشان گردد؛ چرا که فرعون و هامان و سپاهیانشان خطا کار بودند
بقره 274
ٱلَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمۡوَٰلَهُم بِٱلَّیۡلِ وَٱلنَّهَارِ سِرࣰّا وَعَلَانِیَهࣰ فَلَهُمۡ أَجۡرُهُمۡ عِندَ رَبِّهِمۡ وَلَا خَوۡفٌ عَلَیۡهِمۡ وَلَا هُمۡ یَحۡزَنُونَ
آنان که ثروت خود را در شب و روز پنهانى و آشکار انفاق مىکنند، نزد پروردگار داراى پاداش هستند و نه ترسى دارند و نه غمگین مىشوند