درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۶ - صفحه 14 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

467 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سارا سهیلی گفته:
    مدت عضویت: 2081 روز

    سلام به استاد عزیز و دوستان همفرکانسی ، خیلی جالبه دقیقا من ماه ها پیش به یک تضادی برخوردم که چرا اینقدر من نظر و صحبت و قدرت دو نفر تو زندگیم اینقدر زیاده و خودم زیادش کردم

    دقیقا یک تضادی بود که بهش برخورده بودم و اون زمان ها واقعا شاید ثانیه ای میتونستم احساسم رو خوب نگه دارم و همون ثانیه ها ذره ذره روی هم جمع شدن و انگار دریا دارن میشن ، من برخوردم به شرک وحشتناک زیاد و خفی ای که داشتم و هنوز یکم دارم نسبت به اون دو نفر ، نشستم رو باورهاش و ترمزهاش و منطق هاش آروم اروم کار کردم

    یه مسئله ای بود که باید حل میشد تو زندگیم و باید حل شه و خداروشکر دارم آروم آروم بهتر میشم توی حلش

    تا قبل از اون تصاده من اصلا خبر نداشتم این موضوع هم یک مسئله ی اشتباهی هست که باید حل شه و راه حل داره ، دیگه چه برسه به اینکه فکر کنم شرکه

    نتایج و میوه های اون کنترل ذهن وقتی داخل این تضاد و الگوی تکرار شوندم هستم تا الان که حدودا 6 ماه میگزره این بود که من درآمدم تقریبا 2 برابر شد

    یه سری آگاهی هایی مثل مفهوم شرک ، مفهوم آزادی داشتن و اینکه آزادی ما دست هیچ دولت و قدرت و آدم و هیچ نیرویی جز خودمون و خدا نیست ، اینکه واقعا تمرکزم رو از روی بقیه و زندگیشون بردارم ریشه ای یعنی چی ، اینکه سبک شخصی داشته باشم و اینکه اعتماد به نفس داشته باشم و به خودم حق انتخاب بدم که سبک شخصی داشته باشم ، اینکه قدرت تنها دست الله عه ، اینکه روزی و رزق بنده ها رو تنها الله میرسونه ، مباحث مقایسه نکردن خودم با بقیه ، مباحث اینکه درگیر اثبات کردن خودم به دیگران نشم ، مبحث اینکه من کنترلی روی دیگران ندارم و نمیتونم طرز فکرشون رو تغییر بدم ، مبحث اینکه ریشه ای تر بیام و یه سر به ترمزهام بزنم مثل اینکه ایا مدرک تحصیلی ارزش من رو میبره بالاتر یا نه ، مبحث اینکه بفهمم آقا جان من هر تصمیمی که خودم قبلن برای خودم تو زندگیم گرفتم جزو بهترین تصمیمات زندگیم بوده ، مبحث چه طور کنار اومدن با افرادی که تحقیر میکنن و سلف کنترلی و اینکه ادم عصبانی نشه ، چه قدر به میزان زیادی من عصبانیتم رو کنترل میتونم بکنم نسبت به قبلم و جالبتر این که دقیقا یک لحظه قبل از عصبانیتم قشنگ میفهمم خدا بهم میگه آروم باش الان بیشتر بهش گوش میدم ولی یه جاهایی باز یکم عصبانی میشم ولی خیلی کمتر شده ، مبحث اینکه چرا من فکر نمیکنم خودم میتونم زندگی ای که میخوام رو برای خودم بسازم و منتظر شخصی نمونم ، مبحث بدبینی نسبت به مردان ، مباحث احساس لیاقت تا حدی که هدتیت شدم به سمتشون ، چه قدر من جدیدا دارم لذت میبرم که روی خودم و رو قانون کار کنم و با خودم حرف بزنم و تنها باشم قبلن اصلا اینا وجود نداشت و کلی مبحث های دیگه که مطمئنن من الان یادم نیست درست

    این مسئله ی من تضاد نیست درواقع و خودم اینو میدونم و یک چیزیه که داره تکرار میشه ولی خودم به شخصه دوست دارم بهش بگم یک تضاده چون خیلی حس بهتری بهم میده ولی میدونم چون داره تکرار میشه یه سری باورهای غلط دارم و به سمتشون هدایت میشم

    خدا داره تورو هدایت میگنه در مسیر انا علینا للهدی 

    به هر سمتی که خودت بخوای کلا نمند هوءلاء و هوءلاء وزمانی تو میتونی هدایت های خدا رو دریافت کنی که احساست خوب باشه

    وقتی عصبانی هستی شیطان داره باهات حرف میزنه فقط

    میگه نه توام برو اونکارو بکن گه بفهمه اشتباه کرده ، برو فلان حرفو بهش بزن تا فک نکنه کس خاصیه ، فلان رفتارو باهاش بکن تا بهش بفهمونی اصلا آدم خاصی نیست تو زندگیت ،فلان پیاما رو بده بهش برو به محمد یا دوستات بگو آره من در مقابل این آدم چرت ازنقدر شجاعت به خرج دادم ، آدم فلان فلان شده فکر کرده کیه باید اینو بهش بگم اونو بهش بگم و…

    تو حالت غم تو حالت ناراحتی هم هدایتی نمیاد وقتی تو فکر خودت میگی بیچاره من که اینقدر خوب باهاشون رفتار کردم. ، من بیچاره مگه چه گناهی کردم الان اینجام ، جرا اونجاها فلان اشتباهاتو کردم چرا کسی نبود که بیاد به من هشدار بده

    این گفت وگوهای ذهنیت همان نجوای شیطانه همش در درونته ، اگر همون لحظه بگی الخیر فیما وقع آروم آروم حست بهتر میشه هدایت میاد وراهکارها رو آروم آروم به سمتش هدایت میشی. تو احساس بد هدایت خدا نمیاد چون شرایط دریافت هدایت رو نداری قلبت بستست

    هدایته میاد ومیگه این کاروانجام بده هدایت میاد کار عملی میگه ، وقتی حالت خوبه آروم هستی

    اخیر فی ماوقع یعنی فلان اتفاقی که برای من افتاده قطعا برای من خیره و حتما و بدون شک خداوند داره یک راه جدید و بهتر رو میاره تو زندگیم

    دقیقا مثل زمانی که از کارت اخراجت کردن بدون اینکه بهت بگن یا باهات صحبت کن یا هر چیز دیگه ای و تو گفتی الخیر فی ما وقع ، پس حتما قراره برم سراغ یک کار راحتتر با کار فیزیکی خیلی کمتر ، نزدیکتر ،با درآمد بالاتر و تایم کمتر و رفتی و شد!!!و دقیقا همین موارد تیک خوردن از خواسته هات

    با نگه داشتن احساس خوبت و اینکه نزاری شیطان بر تو مسلط بشه تو به هدایت ها هر روز دسترسی داری ، 

    چه طوری نزاریم شیطان مسلط بشه مثلن وقتی که یک اتفاق ناجالبی برای من افتاده

    وقتی میگی الخیر فی ماوقع وباورش کنی واحساست خوب بشه اعتماد کنی به خدا و بگی با خودت الیس الله بهکاف عبده

    خدا برای من خیر مطلق میخواد هر چه قدر که یک اتفاق ناجالب میخواد باشه تو زندگیم ولی خیره برای من.اگر من بتوانم احساسم رو خوب نگه دارم

    اگر احساس من ذره ذره بهتر بشه لاجرم اتفاقات بهتر و بهتر و بهتر میافتد این قانون جهانه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  2. -
    سید محسن مصطفوی گفته:
    مدت عضویت: 1335 روز

    سلام خدمت استاد عزیز

    سپاسگزارم از شما

    و استاد عرشیانفر بابت اگاهی هایی که در این فایل بی نظیر به من و دوستان دادید

    سپاسگزارم بابت مثال های خوبی که از داستان ابراهیم زدید که چطور ابراهیم با طی تکامل در مسیر قرار گرفت

    و اقعا کن تو زندگیم تجربه کردم هر وقت سر هر مسئله ای توانستم بگم و بپذیرم که الخیر فی ما وقع و اگر ما بت وانیم در ان لحظه اتفاق فکر خدا رو بخوانیم که این اتفاق به عنوان یک سکوی پرتاب اومده منو ببره بالا و باعث رسیدن‌به یک خواسته من میشه اروم میشویم سیستم جهان به این گونه عمل میکنه که یک اتفاق مثلا یک خبر یا اعتراض همسایمون به یک مسئله باعث میشه که من یک موردی رو تو زندگیم بهبود بدم و مثل یک شوک منو مجبور به انجام اون کار میکنه تمام اتفاقات برای رشد خودمون و بزرگ و بالغ شدن خودمونه پس باید بابتش شکر گزار خداوند باشیم

    وقتی بپذیریم که این اتفاق به نفع خودمونه اون وقت احساسمون خوب میشه و بعد معجزه پشت معجزه میاد

    فقط شاگرد زرن‌گ های کا ئنات این در س ها رو بر میدارند ادمهای نا اگاه میرند تو احساس خشم و قضاوت و نا شکری و نا امیدی وغم و از در دیوار بد و بدتر براشون میاد پس کسب اگاهی از قران و سایت الهی عباس منش مسیر موفقیت رو به من نشون داد

    و قانون رو متوجه شدم و نمی گم صد در صد ولی سعی خودم میکنم که تو کله خودم فرو کنم که احساس خوب = اتفاق خوب

    الهی شکرت بابت این فایل زیبا شما بچه های سایت و استا د و استا عرشیانفر رو به دستان پر مهر خدای عشق و مهربونی می سپارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  3. -
    محمد عسکری دهنو گفته:
    مدت عضویت: 1622 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانوم شایسته ی عزیز و تمام دوستان عزیز وقت همه ی شما بخیر و شادی باشه

    همه ی هرانچه که الان در زندگیم دارم رو یک روز میخواستم ولی چقدر به صورت طبیعی وارد زندگیم شد این ارامش و عشقی که دارم این عشقی که به رب خودم دارم این حکمتی که خداوند به من عطا کرد اینکه دارم تو استانبول زندگی میکنم اینکه دوست داشتم به صورت قانونی در یک کشور دیگه زندگی کنم و الان دارم بصورت قانونی در این کشور زیبای ترکیه زندگی میکنم اینکه خداوند همواره ادم های خوب رو وارد زندگیم میکنه ادم های خوب به عنوان دستان خداوند وارد زندگیم میشن و در زمان مناسب در مکان مناسب کارهای من رو انجام میدن و چقدر با من خوب برخورد میکنند چقدر خوش برخورد و خوش صحبت و خوش قلب هستند همه جا ادم ها در هرجا که منو میبینند به من عشق میورزن با من شوخی میکنند

    اجابت شدن خریدن لپ تاپ برای کار کردن روی دوره هام اجابت شدن محیط ارام برای کار کردن روی خودم چون قبلش توی پانسیون با ادم های نامناسب زندگی میکردم که تو یه اتاق چهار نفر بودیم و الان توی یک خونه کلا دو نفریم و این ارامش کجاو اون موقع کجا چقدر اونموقع شخصیت ناسپاس و مشرکی داشتم و چقدر اتفاقات نامناسب رو تجربه میکردم و الان هیچ خبری از اون تجربیات نامناسب نیست حتی یک درصد اون اتفاقات هم برام رخ نمیده

    خواسته ی دیگه ی من این بود درگذشته که

    میخواستم با خارجی ها صحبت کنم و باهاشون دوست بشم و از بودن باهاشون لذت ببرم و این ها برای من اجابت شد و همیشه ناخوداگاه اونموقع میگفتم من لایقشم که با خارجی ها صحبت کنم چون سطح فرهنگم بسیار بالاست حالا میفهمم چرا اینقدر راحت به اون خواسته رسیدم ولی به خیلی از خواسته های دیگه اینقدر راحت نرسیدم چون برای اون خواسته احساس لیاقت میکردم ولی برای دیگر خواسته هام نه اینکه میخواستم در خانه تنها باشم و این هم اجابت شد الان یک همخونه ای دارم که شیفت مخالف من کار می‌کنه و ما اصلا همو عملا نمیبینیم خیلی

    و این همخونه خیلی با من هماهنگ شده هرچقدر من بیشتر تغییر کردم ایشون هم تغییر کرد من همیشه میگفتم من از این خونه برم و یه خونه کرایه کنم و تنهای تنها باشم اما شرایطش رو‌نداشتم و خداوند دوستم رو هدایت کرد‌که بره شیفت مخالف من کار کنه و من الان عملا تو خونه تنهام و بودن مکان هایی که من توشون حضور داشتم به عنوان مثال خونه یا محل کار که با تغییر من تغییر نکردند و خداوند به من گفت که دیگه اینجا بیشتر از این توان هماهنگ شدن باتو رو نداره و وقتشه محیط رو ترک کنی چون الطیبات و لطیبین قانونش درحال اجراست و من هدایت شدم بجاهای بهتر و هماهنگ تر با شرایط خودم اینکه چرخ زندگیم خیلی روون تر شده هدایت ها و الهامات خداوند رو دارم میفهمم چیزی که قبلا نمیفهمیدش خیلی وقت ها یک احساس خیال راحتی بهم دست میده که بابا خدا کارامو پیش میبره من فقط باید لذت ببرم و شکر گزاری کنم و روی رابطه ی خودم با خدا بیشتر کار کنم و تمرکزم و روی خوبی ها قرار بدم و از خداوند هدایت بطلبم برای هر کاری و با زندگی حال کنم در همه حال مراقب احساس خوبم و کنترل ورودی هام باشم و مهم ترین رابطه ام رو رابطه با رب قرار بدم و اونوقته که رب من بصورت فیزیکی هم وارد زندگیم میشه برای من میشه یک رابطه ی عاشقانه برای من میشه غذای خیلی خوب توی سفره ام میشه ارامش در زندگی ام میشه دوست خوب میشه برام همکار خوب میشه برام یک خونه ی خوب میشه برام وجه مثبت ادم ها رو همه جا برام برانگیخته میکنه یادمه وقتی تو اون اتاق چهار نفره که برای اولین بار با استاد اشنا شدم و با فایل حزن در قران و ظلم به خود در قران و چشم زحم در قران و فقط روی خدا حساب باز کن اشنا شدم از بعد جسمانیم جدا شدم و پر کشیدم چنان احساس ارامشی رو تجربه میکردم که هیچوقت تو زندگیم اینقدر ارامش نداشتم چنان عشق و لذتی رو تجربه میکردم که هیچوقت تجربه نکرده بودم گاهی اوقات اونقدر ارامشم زیاد میشد احساس فوقولاده عالی بهم دست میداد و هیجانی میشدم وقتی به دنیای مادی نگاه میکردم تصویر میلرزید شاید باورتون نشه اما اونقدر ارامش صدرصد رو تجربه میکردم و اشک شوق میریختم و در حداکثر هماهنگی قرار میگیرفتم که دیگه احساس سبکی بیش از اندازه میکردم احساس پر کشیدن و وقتی به جهان اطرافم نگاه میکردم تصویرش برام میلرزید انگار که میخواد جهان مادی از هم گسسته بشه و واقعیت اشکار بشه و واقعا تصویری که میدیدم میلرزید البته که خداوند بهم کمک میکرد اونموقع تا من توی مسیر درست قرار بگیرم و روی باورهام کار کنم و الان اون احساس ارامش پر کشیدن رو الان هم دارم اما چون دیگه مدت طولانیه که این احساس رو دارم برام مثل گذشته بیگ شات نمیشه و اگه حواسم نباشه که تمرکزم رو روی بهتر کردن خودم قرار بدم افت میکنم خلاصه وقتی من تو اون خونه بودم و به این فایل ها گوش میدادم یک احساس خاصی در من بوجود میومد بوی ارامش و تنهایی رو احساس میکردم و الان میفهمم اون احساسی که در اون هیاهو داشتم همون احساسیه که الان تنها در اتاقم هستم رو دارم انگار یکجور پیش بینی از اینده بود اون احساس

    اونموقع فقط احساسش میکردم و الان دارم تجربش میکنم و الان که برای خواسته های جدیدم هم دارم روی خودم کار میکنم همون اتفاق دوباره داره برام تکرار میشه بوی خواسته های جدیدم و داشتنش رو دارم تو زندگیم احساس میکنم و یه مقداری ازاون خواسته های جدیدحتی وارد زندگیم شده از دوستان خوب خارجی و فوقولاده ای که باهاشون اشنا شدم که کاملا متفاوت از ادم های قبلی هستند بصورت کاملا قابل احساس بسیار با شخصیت با ادب با احترام و حتی چندین زبان بلدن من به هر آنچه که در زندگیم تا قبل از اشنایی با استاد میخواستم رسیدم و اون مواردی که در اول کامنتم نوشتم به درامد عالی کار عالی که اونموقع تو ذهنم بود رسیدم ولی الان در امدی که میخوام و کاری که الان میخوام یه چیز خیلی بزرگتریه

    و بعد از خودم پرسیدم چرا من به این خواسته های دیگم نرسیدم و بعد یادم اومد که این خواسته ها جدید هستند و چون من به خواسته های قبلی رسیدم این خواسته های جدید در من شکل گرفتند و همونطور که من به خواسته های قبلیم رسیدم به این خواسته های جدید هم میرسم ولی اینبار چون قانون رو بهتر یاد گرفتم روند رسیدن به خواسته ها و طی کردن تکامل سریعتر رخ خواهد داد و من اونموقع اصلا به این خواسته هایی که الان دارم فکر هم نمیکردم پس وقتی توجهی نداشته باشم به چیزی که میخواهم جهان چگونه میتواند من را وارد مدار ان خواسته بکند و به خودم گفتم اینایی که الان دارم هم بخاطر اینه که بهشون توجه زیاد میکردم ولی چون قانون رو بلد نبودم قبلا به سختی بهش میرسیدم و یا اصلا نمیرسیدم و عصبی میشدم چون کلی ترمز داشتم ولی بعد که قانون رو یاد گرفتم همه چیز براحتی اب خوردن برام انجام شد و به هرچی که میخواستم رسیدم و بعد خواسته های جدید در من شکل گرفت. و به این خواسته های جدید هم خواهم رسید و من از رسیدن به خواسته های قبلی و شکرگزاری کردن براشون و لذت بردن از زندگی و رهایی و نچسبیدن به خواسته هام و حفظ احساس خوبم با تمرکز به نکات مثبت و تغییر ذهنم و دیدگاهم و توجه به داشته هام از این انرژی استفاده میکنم و از تثبیت قانون و قوی تر کردن باورهام با این حقیقت ها استفاده میکنم برای رسیدن به خواسته های بیشتر و الان باز هم میگم من به تمام انچه که میخواستم رسیدم به همشون به تک تکشون

    خداوندا تنها قدرت مطلق جهان هستی تو هستی یا رب برگی بدون اذن تو بر زمین نمی افتد همه چیز تحت مالکیت و سیطره ی قدرت توست یا رب العالمین تنها تورا میپرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم ما را به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت داده ای و نه کسانی که بر آنها خشم گرفته ای و نه گمراهان من هیچ چیز نمیدانم من تسلیم تو هستم یا رب هرانچه که دارم بخاطر توست یارب من از خود هیچ نمیدانم دانای مطلق تو هستی یارب من را هدیت کن یا رب تو را بی نهایت سپاسگزارم یارب عاشقتم عشق من

    استاد عزیزم از شما بی نهایت سپاسگزارم فقط میخوام اونقدر نتایجم بزرگ بشه تا با نتایجم به دیدار شما بیام انشالله

    خدانوند نگهدار همه ی شما عزیزان باشه خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      بهاره صرام گفته:
      مدت عضویت: 1554 روز

      سلام دوست عزیز

      احساس میکنم از فامیلتون که همشهری هستیم ،

      من از اصفهان قشنگ پیامتونو خوندم ، چقدر حس رشد و‌پیشرفت و داخلش حس کردم چقدر حس خوب بهم داد ، خداروشکررررر که به این درجه از آگاهی و‌پیشرفت در زندگی رسیدین ،

      چه حس خوبی بود دوباره خوندن و یاد آوری این آگاهی ها از زبان یه دوست عزیز دیگه ، همه ی دوستان داخل این سایت دستان خداوند هستید که قراره کلی آدم و با همدیگه رشد بدیم ،

      خیلی خوشحال شدم از خوندن کامنتتون و منتظرم که بازهم نتایج خوب زندگیتون و بخونم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1491 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام به دوستان خوب خودم

    هر چند مدت زمان این فایل کم بود ولی خیلی برای من مفید و آموزنده بود

    این را من در این فایل یاد گرفتم که من عقل خودم نیستم و یاد بگیرم که من از شهود و از قلب خودم پیروی کنم

    این برای من این پیشنهاد را دارد که من هم می توانم از آن به عنوان هدایت خداوند در طول مسیر زندگی خودم استفاده کنم

    زمانی من هدایت خداوند را می توانم دریافت کنم که حالم خوب باشد

    آرامش داشته باشم

    احساس خوب داشته باشم

    در این موقع خدای من با من در حال صحبت کردن است ولی زمانی که من حالم بد است آن زمان شیطان وارد ذهن می شود و شروع می شود به من دستور دادن

    این را باید یاد بگیرم و همیشه در زندگی خودم آنرا بکار ببندم

    این را یاد بگیرم دیگر برای من تمتم است

    هر زمان که حال من است شیطان وارد ذهن من شده است

    هر زمان که حالم خوب است و آرامش دارم آن زمان خدای مهربان با من در حال صحبت کردن است و الهامات و ایده های خداوند به من وارد می شود

    فقط و فقط

    باید بدانم که احساس خوب بهترین اتفاق ها در این زندگی را برای من رخ می دهد

    احساس خوب

    حال خوب داشتن

    آرام بودن

    سرحال بودن

    در هر شرایطی مخصوصا شرایط بد احساس خودم را خوب نگه دارم

    این بزرگترین درس امروز برای من بود

    سپاس از استاد عزیزپ

    سپاس از خدای مهربان خودم

    سپاس از خدای مهربانی ها

    سپاس از خدای زیبایی ها

    سپاس از خدای حال خوبی ها

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  5. -
    محمدمهدی گفته:
    مدت عضویت: 2057 روز

    به نام خداوند پاک و یگانه

    شهود :

    به محض اینکه روی باورهای خود در جهت همسو کردن با خواسته هایمان کار میکنیم ، خداوند فوجی از نشانه های خواسته مان را وارد زندگی ما میکند و ما باید آگاهانه به نشانه ها توجه کنیم و با قدرت بیشتری روی باورهای خود کار کنیم.

    مثلا پارسال که من یک هدف مالی بزرگ برای خودم ایجاد کرده بودم و با قدرت روی باورهای خود کار میکردم ، هر روز روی زمین پول پیدا میکردم و آن را نشانه ای از رسیدن به هدفم و تایید خداوند میدیدم و بعد از چهار پنج ماه ، آن پول خوب و بزرگ بصورت طبیعی و راحت وارد زندگی من شد .

    هروقت شیطان ناامیدم میکرد که این کارها و باورها جواب نمیدهد و باید بری کارهای فیزیکی ای مثل بقیه مردم انجام دهی و میگفت ببین الان چندماه گذشته و هدفت تیک نخورده ، اینها توهمه ، من آگاهانه هدف های قبلی که بهشون از طریق تغییر باورها رسیدم رو به یاد میاوردم و به خودم یادآوری میکردم که ببین قانون تکامل رو در نظر داشته باش ، تو باید تکاملت رو طی کنی و یادت باشه که وقتی وارد مدار خواستت شدی ، اعمال فیزیکی مربوطه در جهت خواستت بهت الهام میشه و اونها رو هم انجام میدی و به خودم یادآوری میکردم که خداوند با فرکانس های من زندگی منو میسازه و اون چیزی که من در ذهنم بسازم ، باید بوجود بیاد و نمیتونه بوجود نیاد و این روش کار کرد جهان هستی ست.

    به خودم یادآور میشدم آیه های قرآن رو که : خداوند میفرماید : مومنان کسانی هستند که به غیب ایمان دارند.

    وعده خدا حق است و کیست از خدا راستگوتر ؟!

    یا آیه ای رو به یاد می آوردم که خداوند به حضرت مریم ، به حضرت زکریا میفرماید : این کار بر پروردگارت آسان است و ما میگوییم ” موجود باش ” و بوجود می آید .

    وقتی به یک مشکل یا تضادی برمیخورم ، اول چندثانیه ، شروع میکنم به غر غر توو ذهنم ، ولی بعدش آگاهانه به خودم میگم ببین این مشکل اومده که تو خواستتو به جهان هستی بگی !

    خواستت چیه ؟ خواستتو بگو .

    بعد سروع میکنم به گفتن خواستم و چرا میخوام به اون خواسته برسم و احساسم خوب میشه و کانون توجهم روی خواسته هام قرار میگیره و از اون فشار نشکلات توو ذهن رها میشم .

    وقتی به مشکلی برمیخوریم ، اگر با اون مشکل بجنگیم و با اون فرد بحث کنیم داریم به خودمون یک گاری پر از احساس بد رو میبندیم و با احساس بد ، ظرف وجودی دریافت نعمتها رو کوچکتر میکنیم و اتفاقات بد برامون رخ میده

    چون مادر تمام قوانین اینه :

    احساس خوب = اتفاقات خوب

    احساس بد = اتفاقات بد

    بنابراین هرچقدر در طول روز احساس خوب بیشتری داشته باشیم ، خواسته هامون بصورت طبیعی و راحت بیشتر وارد زندگی ما میشوند و اتفاقات خوب بیشتری برامون در طول روز میفته.

    باید هر یک ساعت به خودمون یجوری یادآوری کنیم که الان من حالم چطوره ؟

    اگر دیدیم حالمون خوبه ، ببینیم چه افکاری باعث شده حالمون خوب باشه و اون افکار رو گسترش بدیم تا به احساس خوب بیشتری برسیم

    و اگر حالمون بده ، ببینیم چه فکری و چه موضوعی باعث شده حالمون بد باشه ؟ و چطور میتونیم اون فکر رو تغییر جهت بدیم به سمتی که به احساس بهتر برسیم

    و اگر این کار رو خوب انجام بدیم ، خواسته های ما بصورت طبیعی و راحت وارد زندگی ما میشن و ما از زندگی لذت میبریم.

    چون لذت بردن از زندگی و خوشبختی حاصلِ کنترل آگاهانه ذهن بصورتِ قرار دادن ذهن بر روی زیبایی ها و نعمتها و ثروتهاست.

    چون کل زندگی ما با کانون توجه ما خلق میشود.

    اگر احساس خوبی داریم ، پس افکار خوبی داریم و در مسیر رسیدن به خواسته هامون هستیم و اگر احساس بدی داریم یعنی افکاری غیرهمسو با خواسته هامون داریم که دارن ما رو از خواسته هامون دور میکنند.

    سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  6. -
    فاطمه تقی زاده گفته:
    مدت عضویت: 2632 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربانم

    سلام سلام به استاد عزیزم ومریم جان خوش قلبم

    وسلام به تک تک دوستان خوبم

    زمانی هدایت های خداوند را دریافت می کنی که با کنترل ذهن و تغییر زاویه دید، خود را به احساس خوب می رسانی

    استاد از وقتی این قانون جهان رو فهمیدم ودرک کردم سعی کردم احساسمو خوب نگهدارم وخداروشکر به اندازه ای که توانستم احساسمو خوب نگهدارم نتیجه هم گرفتم.

    دقیقا استاد حرفاتون درست وبا منطقه وبا صحبتهاتون آدم به یه آرامش قلبی میرسه اصلا استاد یه حس آرام بودن وآرامش قلبی در وجودم شکل میگیره که دوست دارم تمام لحظه عمرم دراین حس بمونم.

    سپاسگزارم استاد زبان خداوند شدین برای هدایت ما همینطور که استاد خودتون هم گفتین این خدا نبود که پیامبران رو انتخاب کنه بلکه پیامبران خداوند رو انتخاب کردن همینطور شما استاد که این مسیر توحیدی رو انتخاب کردین وبا درک توحید ودریافت نتیجه،شدین راهنمای ما دراین مسیر الهی.

    نتیجه ای که از این فایل گرفتم اینه که هر موقع بخاطر اتفاقی ومسئله ای حالم بد شد توی اون حال نمونم وبادید دیه به اون اتفاق نگاه کنم وبا این نگاه هر اتفاقی که واسم می افته برا من خیره وخداوند خیر منو میخواد وبه احساس خوب برسم ونتیجه ها رو دریافت کنم.انشاالله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  7. -
    سیده زهرا حسینی ۶۲ گفته:
    مدت عضویت: 2136 روز

    به نام خدا

    با سلام حضور استاد بزرگ و عزیز و والا فکر و والا عمل

    در وهله اول از اینکه شاگرد استادی مثل شما هستم افتخار میکنم

    دوم آموزشهایی که در محتوای فایل هست:

    قدرتی که شهود دارد در منطق نیست

    شهود چه زمانی به دست می آید؟ زمانی که حال خوب باشد حال خوب هم با تمرکز بر نکات مثبت در هر اتفاقی پیش میآید . در بدترین اتفاقات هم نکات مثبت هست . اگر حضرت زینب توانست احساسش را خوب نگه دارد به خاطر تمرکزش بر نکات مثبتی بود که در این واقعه بود. در نتیجه گفت جز زیبایی ندیدم . اگر تسلیم الله باشم او که آگاه و عالم و مسلط بر هر چیز و کس است و هر اتفاقی که از جانب اوست خیر است، من با این ایمان جز زیبایی نخواهم دید من آرام و بی نگرانی و ترس قدم خواهم برداشت و منتظر صحنه بعد خواهم بود نویسنده ی این داستان همیشه پایان خوش رقم میزند و لا غیر .

    در مسیر تکامل گویا این هم یک مرحله هست که بعد از شنیدن این مطالب به آن میرسیم و آن زیبا صحبت کردن هست بعد از گذر از این مرحله به عمل کردن میرسیم شاید من هم در اون مرحله هستم ولی از خدا توفیق گذر از این مرحله رو دارم و سعی ام این هست کمتر صحبت کنم. ایمان و عمل صالح . ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است . وقتی استاد با کسی لایو میذارن خیلی برای من هشدار دهنده هست که تفاوت زیبا حرف زدن و عمل کردن تفاوت از ایران تا آمریکا هست اگه همین شرایط امروزت رو میخوای باز به زیبا حرف زدن ادامه بده ولی اگه میخوای به جاهای خوب برسی عمل کن . برای عمل هم حال خوب لازم هست کنترل ذهن لازم هست . به کنترل ذهن که رسیدی حالت را توانستی خوب نگه داری آنوقت شهود و هدایت را خواهی شنید که قدم بعدی را میگوید و گرنه صحبتهای زیبا در جا زدن و حتی فرو رفتنی بیش نیست .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  8. -
    الهه سوادکوهی گفته:
    مدت عضویت: 3100 روز

    به نام خدای رزاق و هدایتگرم ب سوی تمامی نعمتها

    سلام استاد ارزشمندم استاد بی نظیر و نابم

    خدارو هزاران بار شاکرم ک در مدار دیدن و شنیدن این آگاهی های ناب قرار گرفتم

    استاد جانم ازتون بی نهایت سپاسگزارم برای اینکه به حرف قلبتون گوش کردید و این لایو فوق العاده رو با آقای عرشیانفر برگزار کردید و برای ما ضبطش کردید

    این چندروز ک دارم با آگاهی های این لایو زندگی میکنم اصلا دیوانه شدم ازین حجم از درک قوانینی شما

    چقدر خوب شد ک لایو رو یکجا نذاشتبن و قسمت بندی کردین تا لااقل ذهن من بتونه این حجم از درک و آگاهی رو هضم کنه و به کار ببنده

    داشتم فکر میکردم آگاهی های این لایو شالوده تمام فایلها و دوره های شماست..بخدا..همش در همین قانون احساس خوب=اتفاقات خوب خلاصه میشه ک نتیجه این احساس خوب میشه دریافت شهود و هدایتهای خدا

    احساس خوب هممممممه چیزه

    وظیفه من هم در این دنیا یک چیزه:

    اینکه احساسمو خوب نگه دارم تحت هر شرایطی حالا چ شرایط عادی و چه شرایط به ظاهر سخت

    اینکه بتونم از راهکارهایی ک تا الان استادم بهم یاد داده استفاده کنم تا احساسمو به صورت دائمی خوب نگه دارم یا حداقل زمانهای بیشتری از روز احساسم خوب باشه

    درسته ما همیشه نمیتونیم تو اون احساسه بالای بالا باشیم ولی حتی اگر ۸۰% روز در احساس خوب باشم و ۲۰% در احساس منفی بازم کفه اون احساس خوب سنگینی میکنه و اتفاقات خوبم انقدر بیشتر میشه ک اتفاقات منفی روزمو پوشش میده تا به جایی برسم ک مثل استادم بگم اینقدر اتفاقات خوب اخیرم زیاده ک اصلا یادم نمیاد به اتفاقات به ظاهر بدی هم ک ممکنه رخ داده باشه

    احساس بد سمه، کشنده ست

    باید رنج داشتن احساس بد رو انقد برای خودم بولد کنم مثل همون مثال استاد ک انگار ک دارم دستمو تو آتیش یا پریز برق میکنم انقدر درد اوره و آثار و عوارض بدی داره، ک جرات نکنم در احساس بد بمونم

    هرچقدر بیشتر در احساس بد بمونم اون احساس منفی خودشو رشد میده نجواها بیشتر و بیشتر میشن و اتفاقات بد بزرگتری برام رخ میده

    باید یادم باشه ک وقتی احساسم بده شیطان بر من سوار شده و این حتی فکرشم رنج آوره برام.. اینقدر احساس ضعف و زبونی

    اما وقتی احساسم خوبه دستم تو دست خداوند قادر و یکتاست و خودش هادی و حامی منه راهنمای منه و اون میگه و من انجامش میدم و بهشت زمینیمو میسازم

    چی ازین بهتر؟؟؟

    در راستای داشتن احساس خوب به این نتیجه رسیدم ک باید خیلی جاها بیخیال باشم. خودمو دخالت ندم و احساس خوبم برام مهمترین موضوع حیاتی زندگیم باشه

    باید تمرینش کنم

    خیلی جاها از احساس مسئولیت گذشته و به دخالت بیجا رسیده ک باعث شده بخوام اوضاع رو کنترل کنم و احساس خدایی کردن کنم و در نتیجه چون دستم از تغییر بقیه کوتاهه در نهایت احساس خودم بد بشه..

    عجب باگی پیدا کردم

    خدایا شکرت ک هدایتم کردی

    امیدوارم بهش عمل کنم

    ..

    خیلی جاها باید گذشت کنم اگر میخوام احساس خوبم حفظ بشه

    البته گذشت با احساس خوب و برای خودم نه اینکه تو دلم حرص بخورم و یا منت سر کسی بذارم

    اصلا خیلی جاها باید ببخشم بازم برای خودم و احساس خوب خودم نه برای طرف مقابل

    چقدر این احساس خوب داشتن احساس خود ارزشی منو بالا میبره

    یعنی من انقدر ارزشمندم ک باید در احساس خوب باشم و هیچکس نمیتونه این سرمایه مهم زندگیم یعنی احساس خوبمو ازم بگیره مگر اینکه خودم اجازه بدم افساز ذهنم از دستم در بره و شیطان بر من سوار باشه

    کلید همه موفقیتها احساس خوبه

    یکی از راه هایی ک میتونم در شرایط ب ظاهر بد احساس خوبمو حفظ کنم باور الخیر فی ما وقع هستش

    به شخصه صبح ک بیدار میشم تمرین شکرگزاری و ستاره قطبیم رو انجام میدم و از خدا میخوام امروز بهترین احساس و اتفاقات رو برام رقم بزنه

    در واقع از اول صبح فرکانسمو روی حال خوب تنظیم میکنم

    حالا در طول روز اگر هر اتفاقی بیفته ک به هر دلیلی از دید من و ذهن من ناخوشایند بیاد، نباید ناراحت بشم چون میدونم ک من امروزمو به خودش سپردم و حتماااا این اتفاق یه خیری توش هست ک من الان ازش بی اطلاعم

    پس با این زاویه دید در احساس خوب میمونم و اینجوری میشه ک ورق ب نفع من برمیگرده و هدایتهای خدا رو دریافت میکنم

    اون اتفاق ب نفع من و ب نفع رشد من خواهد شد

    حالا شاید ۱ روز بعد بفهمم خیرش چی بوده شاید ۱ ماه بعد یا یکسال بعد!

    خدا برای من خیر مطلق میخواد ..چ باور خوبی.. واقعا همینطوره.. خدا برای من خیر میخواد چون درخواست من همیشه ازش خیر و نعمته

    اگه میخوام برای هرکاری ب مسیر آسان هدایت بشم و خدا میدر برنامه زندگیم باشه باید در احساس خوب بمونم تا هدایتهاشو واضحتر دریافت کنم و عمل کنم و از زندگیم یه بهشت واقعی بسازم

    ..

    وای استادم انقدر احساسم خوبه ک نمیدونم چطور ازتون تشکر کنم

    احساس میکنم این فایلها رو باید هزاران بار گوش بدم و عمل کنم و برای همیشه آویزه گوشم کنم

    چقدر به شاگردی شما میبالم ک هر سوالی ازتون پرسیده میشه اینقدر با طمانینه و اینقدر به جا و عالی پاسخهای طلایی میدین و میگم اصلا پاسخی بهتر ازینم میشد؟؟

    ..

    عااااشقانه دوستتون دارم بهترین استاد زندگیم

    میبوسم روی ماهتون رو

    ..

    با عشق

    الهه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  9. -
    زری گفته:
    مدت عضویت: 1075 روز

    سلام

    عجب نشانه ای برای من اومد به چه فایلی هدایت شدم خدای من

    مدتیه که همش هدایت میشم به کلمه هدایت

    خدا مدام به اون سمت چراغ سبز نشون میده و منو هل میده به اون سمت

    چقدر قشنگ داره تکاملم طی میشه

    چقدر خوبه که این مدت اینقدر رها شدم که خداوند قدم به قدم هدایتم میکنه و من میتونم درکش کنم این هدایتو

    و چقدر لذت بخشه این احساس که میتونی درک کنی این خداونده که جاری شده در تک تک لحظاتت

    حالا چطور هدایتو دریافت کنیم؟

    1.باید باور کنی که خداوند هدایتت میکنه باید باور داشته باشی که ما هر لحظه در حال هدایت شدن هستیم

    باید باور کنی که انا علینا للهدی

    باید باور کنی که خیر و شر رو بهت الهام میکنه

    2.در دومین قدم باید خودتو لایق شنیدن صدای خداوند بدونی باید خودتو لایق دریافت الهامات خداوند بدونی باید باور داشته باشی به اینکه من ارزشمند هستم و لایق هدایت شدنم

    3.و سومین مورد داشتن احساسه خوبه

    فقط زمانی میتونی الهاماتو دریافت کنی که حالت خوب باشه در غیر اینصورت فقط نجواهای شیطانو میشنوی

    و چقدر این نکته مهم بود چقدر عمیق بود من اولین بار بود این موضوعو شنیدم که دریافت هدایت رو به احساس خوب ربط دادین هرچی جلوتر میره بیشتر اصل حرفهای شمارو میفهمم که همه چیز یعنی احساس خوب همه چیز یعنی ماندن در این فرکانس که معجزه میکنه معجزه هایی که کاملا بدیهیه

    کاملا بدیهی یعنی واقعاااا بدیهی ….اونقدر از اتفاقات عادی و معمولی زندگیت به اون چیزی که میخوای میرسی که اصلا شاید باورت نشه یه روزی آرزوت بوده و اصلا یادت میره چنین چیزی رو میخواستی

    استاد به قول خودتون تو فایل توحید عملی 4(وقتی در مسیر درست قرار میگیری و باورهاتو درست میکنی از همون شرایطی که هست بهت گفته میشه و هدایت میشی به مسیر هایی که تورو به خواسته هات میرسونه)

    من این حرفو با پوست و استخونم و با تک تک سلول های وجودم درک میکنم چون هر آنچه که تاحالا بهش رسیدم چه کوچیک چه بزرگ همشوووون جوری وارد زندگی من شدن که من یهو به خودم میام میگم یعنی به دست آوردنش اینقدر راحت بوووود پس تاحالا چرا به دستش نیاورده بودم و وقتی بررسی میکنم میبینم نکته کلیدی در رهاییه هروقت نسبت به هر چیزی رها بودم گفتم اوکی الخیر فی ما وقع بالاخره که یه روزی به دستش میارم پس چرا الان الکی زور بزنم و اجازه دادم خداوند دست به کار بشه همه چیز خیلی لذت بخش و آرام وارد زندگیم میشه

    خداروشکر میکنم که هرچی جلوتر میرم بیشتر درک میکنم و بیشتر و بیشتر به خداوند نزدیک میشم

    استاد یه چیزی بگم که من چند بار این فایلو گوش دادم و هربار وسطش تمرکزمو از دست میدادم و دلیلش این بود که هربار محو حرف زدن و پاسخ دادن شما میشدم و غرق در تحسین شما و همش خداروشکر میکردم که خدایا شکرت من باچنین استادی آشناشدم که خودش اینهمه نتیجه تو دستشه و اینهمه درک بالایی از قانون داره اینهمه عشق داره به کارش و بی دریغ تمام دانسته هاشو در اختیار ما قرار میده

    استاد وقتی که وسط صحبت اون عزیز شروع به صحبت کردین من واقعا انگار آرامش به وجودم تزریق شد انگار قلب من پر میکشید که فقط صدای شمارو بشنوم و هر بار شنیدن صداتون انگار حکم یه لالایی آخر شبی واسه یه بچه کوچولوییه که تمام روز درحال شیطونی بوده و آروم و قرار نداشته صدای شما و حرفهاتون چنین آرامشی بهم میده چون تماما حقیقت و رو راستیه که از حرفهاتون میچکه و به طرزی غیر قابل تصور حرفهاتون قابل درکه یعنی برای یه بچه هم که ویسهای شمارو پخش کنیم متوجه میشه که شما از چی حرف میزنین

    استاد عزیرم عاشقتمممم واقعا بینهایت براتون احترام قائلم و عشقی که نسبت به شما دارم از عشقی که به پدرم دارم کمتر نیست چون شما منو عاشق پدرم کردین شما منو عاشق زندگی کردین دختری که در آستانه خودکشی بود بهش زندگی دوباره بخشیدین با حرفهاتون ممنونم که خدای واقعی رو به ما نشون دادین

    هزاران بار از خدا سپاسگزارم که منو به سمت شما هدایت کرد که این چنین حقیقت رو در دستانم قرار میدین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  10. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1491 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام به دوستان عالی و خوب خودم

    این فایل را خیلی دوست دارم چرا که هر چه آنرا گوش می دهم حال من خوب و خوبتر می شود

    آرامش بیشتر و بهتری را برای من دارد

    چرا که بهتر و بیشتر می توانم روی خودم تمرکز کنم و بهتر می توانم به حس و حال خوب برسم

    بهتر به این درک می رسم که تنها کسی که می تواند به من کمک کند فقط و فقط خودم هستم و نه هیچ کس دیگری

    اصلا روی دیگران حساب باز نکنم

    اصلا با خدای خودم رفیق باشم و از او کمک بگیرم

    هر چه بهتر روی خودم و افکار خودم کار کنم و آنرا بهتر وبیشتر در دستهای خودم داشته باشم بی شک جهان برای من زیباتر خواهد بود و زندگی دنیوی لذت بخش تری را تجربه خواهم کرد

    هر چه بیشتر بتوانم به زیبایی ها توجه کنم

    آرامش من بیشتر و بهتر خواهد بود

    خداوند را ممنون هستم که من را در این راه عالی قرار داد

    این درس ها و این نکات را هر چه بیشتر روی خودم کار کنم بهتر و بیشتر می توانم به خواسته های خودم برسم

    همه چیز برای من از زمانی شروع به تغییر کردن کرد که تصمیم گرفتم که روی خودم کار کنم

    برای خودم بهترین باشم

    اینها برای من تجربه است که وقتی ناراحت و عصبی و خشمگین می شوم بجای اینکه دیگران را مقصر بدانم و سر و صدا کنم خودم را آرام نگه دارم و از گفتگوها و نجواهای ذهنی خودم پرهیز کنم

    خودم را ارام کنم و سعی کنم که تمرکز کنم روی نکات مثبت

    آگاهانه و از روی عمد ذهن خودم را به سمت زیبایی ها هدایت کنم

    شاید در ابتدا کاری سخت باشد اما بالاخره شدنی است و نتیجه خواهد داد

    در آن شرایط سخت خودم را آرام نگه دارم بی شک جواب این را دریافت خواهم کرد و مورد هدایت و لطف خدای مهربان قرار خواهم گرفت

    بجای اینکه روزها و هفته ها حالم بد باشد بی شک سریعتر به ارامش می رسم و بهترین ها هم نتیجه و پاداش این کار برای من خواهد بود

    به قول استاد

    در زمانی که من خشمگین و ناراحت هستم افکار شیطانی برای من فوق العاده زیاد خواهد بود

    اما زمانی که من آرامش دارم

    آرام هستم

    صبور هستم

    حال خوبی دارم

    جهان هم برای من زیبا و حال خوب و صبور خواهد بود

    هدایت های الهی و کمک و دستهای خداوند بیشتر و بهتر برای من نمودار خواهد شد

    این بزرگترین درس و نکته ای بود که امروز از صحبت های استاد عزیز من یاد گرفتم

    چقدر این فایل را دوست دارم و هر چه بیشتر آنرا گوش بدهم بیشتر و بهتر به دل و جان من نفوذ می کند

    امیدوارم که بتوانم همیشه این راه را ادامه بدهم و از مسیر اصلی خودم خارج نشوم

    امیدوارم که بتوانم همیشه روی هدایت ها و دستهای هدایتگر این جهان زیبا حساب باز کنم

    از آن غافل نشوم

    فراموش نکنم که در هر لحظه در شرایط سخت افکار خودم را خوب نگه دارم

    سپاس از خدای هدایتگر خودم

    سپاس از خدای زیبایی ها

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای: