اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
شهود یا الهام الهی به معنای هدایت خداوند به سمت خواسته های ما است. اگر احساس خوبی داشته باشیم خداوند در حال هدایت ما به سمت خواسته ها و اگر نتوانیم ذهن خود را کنترل کرده و احساس بدی داشته باشیم در حال دور شدن از آنها و قرار گرفتن در چرخه ی اتفاقات بد هستیم. دنیا دنیای فرکانس و باورهای ما است . اگر نتوانیم ذهن خود را کنترل کنیم و خیریت را در پلن خداوند نبینیم شیطان در حال نجوا کردن با ما است و خداوند نمی تواند در احساس بد با ما صحبت کند. اگر هنگام مواجهه شدن با اتفاقات بد بتوانیم از زاویه ای به آن نگاه کنیم و احساس خود را کمی بهتر کنیم، به تمام خواسته های خود دست خواهیم یافت. اگر احساس بد را سم مهلک در نظر گرفته و باور کنیم که بسیار خطرناک است آن وقت تمام تلاش خود را خواهیم کرد که در هر لحظه احساس خود را خوب نگه داریم. به وضوح این قانون را درک کنیم که احساس خوب مساوی با اتفاقات خوب. اگر بتوانیم چنین قانونی را با تمام وجود درک کنیم پاداش های بزرگی خواهیمم داشت که تنها تعداد بسیاری کمی از افراد قادر هستند که در مواجهه با اتفاقات به ظاهر بد، احساس خود را خوب نگه دارند. برای همین است که تعداد افراد موفق بسیار کمتر از افراد ناموفق است. به همین دلیل که تقوا یا کنترل ذهن در قرآن بسیار تاکید شده است.
ما دارای دو بعد روح و ذهن هستیم که روح ما از جانب خداوند و منشا خوبی ها، زیبایی ها و نعمت ها است و ذهن ما جایگاه شیطان و نجواهای ذهنی است که حاصل ورودی های نامناسب و باورهای مخرب ما است. اگر بتوانیم این دو بعد را با یکدیگر هماهنگ کنیم، تمام خواسته های ما در لحظه اجابت خواهد شد. مهم ترین وظیفه ی ما در زندگی داشتن احساس خوب پایدار در هر شرایطی و نماندن در احساس بد است. احساس بد موقتی برای ما مشکلی پیش نخواهد آورد اما ماندن در احساس بد ما را در زنجیره ای از اتفاقات بد گرفتار خواهد کرد.
سپاسگزارم خداوندم که هدایتگر منه ،هدایتگر تمام هستی ست ،
استاد واقعا درست میگید اگر بتونیم در زمانهایی که اتفاقی به وجود میاد که از دید ما چیز جالبی نیست ذهن خودمونو کنترل کنیم و بگیم الخیر فی ماوقع و واقعا بهش باور داشته باشیم اتفاقات بعدی خیلی به نفع ماست هم از نظر مادی و هم از نظر معنوی
یادموضوعی در این مورد افتادم که خواستم با دوستان به اشتراک بزارم ، تقریبا یکسال پیش تو شرایط بد مالی بودم و مغازم توی یک پاساژ بود و باید ماهیانه مبلغی رو برای شارژ مجتمع پرداخت میگردم و چند ماه پرداخت نکرده بودم ،ی روز که رفتم مغازه ، دیدم برق مغازه قطع شده بررسی کردم دیدم ایرادی در برق مغازه وجود نداره و این کار عمدی انجام شده که از طرف مدیر مجتمع صورت گرفته بود ولی میگفتن کار ما نبوده و اگر میخای سیستم برق مجتمع رو بررسی کنیم اول باید شارژ رو پرداخت کنی تا ما زنگ مسئول تاسیسات بزنیم و بیاد درست کنه ، من اولش خیلی ریختم به هم و از طرفی پول پرداخت شارز رو نداشتم و هرچی بهشون گفتم ،میگفتن هیچ راهی نداره ، خلاصه توی اون تاریکی نشستم داخل مغازه گفتم حتما ی خیری توش هست الخیر فی ما وقع و خودمو و ذهنمو اروم کردم ، بعد یدفعه به ذهنم رسید گه به یکی از دوستام که کارش برق صنعتی هست زنگ بزنم و بپرسم که علت قطعی بزق چی میتونه باشه و اینکارو انجام دادم یدفعه بهم گفت راستی من برای کارم یدونه بیمه نامه مسئولیت نیاز دارم میتونی برام انجامش بدی ، اینم تو پرانتز بگم که کار من نمایندگی بیمه هست ، اینجا یدفعه هنگ گردم گفتم خودشه همه این اتفاقات به نفع من داشت انجام میشد و همینطور شد بعد از صدور اون بیمه نامه من بیش از اون شارژی که باید پرداخت میکردم سود نصیبم شد که همش لطف و هدایت خداوند بود ،خدارو شکر بارها این جریان رو به خودم یاداوری کردم و میکنم و باید ایمان داشته باشبم به هدایت حداوند و به الخیر فی ما وقع ، الهی شکر و سپاسگزارم از شما استاد گرامی ، شاد و سربلند باشید
اره واقعا حتی اونایی که تو این مسیر انگیزشی و حال خوب اتفاق خوب نیستن هم اینجور اتفاقا می افته ولی قدر دان نیستن و فرانوش میکنن و خوب هرچیزی بهش توجه نکنی کم کم کمرنگ میشه
ولی ماها که اگاهی داریم و توی همه چیز دنبال رد پای خداییم حتی تو اتفاقای به ظاهر بد خوب هر روز توجه مون به خدای توانا بیشتر و در نتیجه اتفاقای رنگی تر برامون به جا میزاره
خدا را شکر بابت این سایت که هرکدوممون میاییم و ردپایی جا میزاریم و بهم دیگه میگیم وکفی بالله
خدا بر هرچیزی توانا و کافیه
منم تازگی یه اتفاقی برام افتاد که به نظر و دیدگاه کوچک من بنده بد بود و دلم شکست که چرا اینجوری شد ولی یک هفته نشده بود که دیدم از دل اون ماجرا یه اتفاقی افتاده که به نفع من تموم شد و حسابی به خدام ایمان داشتم با ایمان تر شدم
باورتون میشه یه اتفاق بد می افته لبخند میزنم و دیگه باورم شده این به نفع منه ولی چه طوری به زود نشون داده میشه
سلام دوست عزیز چه قشنگ و ساده و روان توضیح دادین موضوع و پس یعنی همه چیز سر جای خودش و به موقعش داره انجام میشه به شرطی که ما سرقولی که به خودمون و خدای خودمون دادیم که همیشه توی مسیر خودش بمونیم و از خودش هدایت بخوایم بمونیم .
ممنونم از شما ، چقدر خوبه که ادم با هدایت خداوند به کسانی وصل میشه که توی یک فرکانس هستن و حرف همدیگه رو میفهمن و میتونن ساعتها در مورد چنین موصوعاتی حرف بزنن و لذت ببرن ، دقیقا اینجا توی این سایت پر برکت جاییه که همه چی ، همه صحبتها از قوانین خداوندِ ، از قدرت خداونده ، از اینکه خداوند اگاهیهایی رو داره که هیچ وقت ذهن ما حتی ذره ای بهش فکر نکرده و راههایی رو نشون ما میده که ما هیچ وقت نرفتیم و بهش فکرم نکردیم، خداروشکر میکنم که در مسیر هدایت خداوندیم ،امیدوارم که بتونیم باورهایی رو بسازیم که با خواسته های ما یکی باشه و به سمت دستیابی به خواسته ها هدایت شیم ،سپاسگزارم از شما ،
شاید ابتدا متوجه این قانون نبودم و درکش نمیکردم که احساس خوب=اتفاقات خوب
این آگاهی رو می شنیدم و نمیفهمیدم. اما هر روز سعی میکردم فایل های دوره رو گوش بدم. بعد از شروع دور دوم دوازده قدم کم کم متوجه شدم و در زندگی دارم از این قانون بصورت تکاملی استفاده میکنم، نمیگم هر لحظه یادم هست اما همین که ناراحت میشم ذهنم آرلام میده که حالت رو عوض کن.
شنبه این هفته که صبح آماده شدم برم سرکار متوجه شدم حلقه ازدواجم تو دستم نیست بعدازظهر همه جا رو گشتم نبود حتی پلاستیک زباله ها رو، حالا ذهنم شروع کرد که دیگه پیدا نمیشه و موجی از نگرانی به من حمله ور شد که فوری با خودم گفتم باید احساسم رو خوب کنم و با خودم میگفتم مثل چندسال پیش که گوشواره دخترم گم شده بود بعد از چند هفته پیدا شد، اینم پیدا میشه، تا ذهنم میخواست داستان درست کنه با خودم تکرار می کردم حتما پیدا میشه و خداوند از مال و جان من محافظت میکنه، باید احساسم رو خوب کنم و بخاطر مثلا انگشتر و دستبندم و… که الان دارمشون سپاسگزاری می کردم.
همزمان فایل جلسه پنج از قدم یک رو داشتم گوش میدادم که استاد میگفتن در قرآن خداوند میفرماید ما حتما شما رو امتحان میکنیم با گرسنگی، از دست دادن اموال و عزیزانتون و…، و خداوند به صابرین بشارت می دهد و…
خلاصه این صحبت ها رو که گوش میدادم میگفتم خدا میخواد من رو امتحان کنه و میگفتم انالله و انا الیه راجعون، ایمانم رو باید اینجا نشون بدم و به انگشتر گم شده توجه نمی کردم.
خلاصه روز چهارشنبه رفتم ظرف بشورم و چند تیکه بیشتر نبود یه حسی گفت دستکش دست کن، اما حوصله ام نمیشد برای چند تیکه دستکش دست کنم اما دوباره این حس اومد و دستکش رو برداشتم بپوشم که انگشترم رو داخل دستکش بود پیدا کردم. بعد خدا رو شکر کردم و الان ذهن منطقی من بیشتر از قبل این قانون رو باور داره.
دیشب یک کتاب میخوندم که نوشته بود شهود چیزی که به دلت میفته اصطلاحی که خیلی به کار میبریم و میگیم به دلم افتاده که اینکار و بکنم.و اگر بهش توجه کنیم کم کم صداشو میشنویم انگار داره از پشت باهات صحبت میکنه .خیلی با خودم فکر کردم و هنوز ذهنم مشغول این جمله بود . که امروز استادم توی این فایل بیشتر برام باز کرد که شهود چطوری میاد اون چیزهایی که به دلت میفته کدوم شهوده کدوم نجوا؟
شهود یک خورشیدی هست که همیشه هست فقط من باید پنجره رو باز کنم تا از نورش استفاده کنم .
حالا چطوری پنجره رو باز کنم ؟با احساس خوب وقتی حست خوبه قلبت باز و شهود میاد و بهت گفته میشه قدم به قدم
چطوری موقعی که یک اتفاق ناخواسته و بد افتاده میتونم حالمو خوب نگه دارم حس خوبی داشته باشم تا پنجره بازشه و پر از نور شم؟؟ با تفکر متفاوت یک فرد معمولی با یک اتفاق ناخواسته کلی به هم میریزه اما یک ادم متفاوت مثل حضرت زینب که در صحنه کربلا میگه غیر از زیبایی چیزی ندیدم یعنی یقین داشتن و باور داشتن به این که این اتفاق همون اتفاق خوبس و( الخیر فی ما وقع )و اینجاست که همه چی میشه به نفع من و هر شری برای من میشه خیر چون توکلم و ایمانم رو از دست ندادم
مثل استاد که در جایی که میخواستن نابودش کنن اما با تفکر متفاوت و ایمان به اینکه این یک درس برای من داشته و این اتفاق چی میخواد به من بگه هدایت شدن به یک کشور ثروتمند به یک بهشت زیبا و رسیدن به خواسته ای که همیشه رویاشو داشتن
مهمترین نکته قانون حس خوب وقتی حسم خوب نیست نجواهای شیطان شروع میشه و مسیرم رو گم میکنم و نجواها من رو هدایت میکنه به ناکجا و ناخواسته
از خدای خودم بینهایت سپاسگزارم که من رو هدایت میکنه به بهترینها
من دارم سعی میکنم در مسیر بمونم تا هدایتهای خداوند رو درک کنم اما چیزی که توی اون کتاب خوندم در مورد شهود و چیزی که به دلم میفته همون شهوده ،احساس میکنم یک چیزی کم داشت که خداوند با هدایتم به این فایل خواست کاملش کنه حالا چیزی که با این فایل کامل شد اینکه
شهود همون چیزی هست که به دلم میفته اما در اون لحظه ای که احساسسسسسسس خوب دارم اگر حسم خوبه اون شهوده بهش عمل کنم اما
وقتی حالم بده در حالت خشم غم ناراحتی هستم و به اصطلاح به دلم میفته یک کاری کنم اون نجوای شیطانه و دیگه اون شهود نیست حرف قلبت نیست چون در اون لحظه قلبت بسته س پنجره بسته س نوری نیست و وقتی نوری نیست تاریکی میاد و نجواهای شیطانی
خدای مهربانم شکرت
💞جملات زیبای استاد💞
🌼 هر انچه مرا نکشد قویترم میکند🌼 اگر بتونم با این نگاه حالمو خوب نگه دارم👈 لاجرم👉 اتفاقات خوب میفته و این💟 قانون خداونده💟و جایزش زندگی در 💖 بهشته💖 هم این دنیا هم اون دنیا
استادم ممنون بابت تمام این اگاهیها
خدای مهربانم شکرت
خدایا ما را هدایت کن به راه کسانی که به انان نعمت داده ای نه انان که غضب کرده ای و نه گمراهان
واقعا خداوند رو سپاسگذارم شکر میکنم که بازهم فرصت دارم که در مکتب توحید بیشتر یاد بگیرم
کنترل کردن ذهن اونم توی شرایطی که نقطه ضعفته واقعا کار سختیه مخصوصا من که شرایط مالی یکم این ور بشه نمیتونم ذهنم رو کنترل کنم اما وقتی اولین چک رو میخورم تازه متوجه میشم کجام و بر میگردم
اینکه استاد میگن اگه بدونین که احساس بد مثل سم میمونه رو واقعا به عینه لمسش کردم که کشنده ترین حسیه که داری انگار دیگه دلت نمیخواد حتی زیبایی هارو ببینی چه برسه لمسشون کنی
اما چند روزیه که واقعا برام مهم شده حال و احساسم قبلاً فکر میکردم مهمه اما بعد یک تضادی که خودم سر خودم آوردم با حال بدم تازه متوجه شدم هیچ وقت این جهان دلش به حال کسی که حالش بده نمیسوزه و عدل خداوند در همینه
خداوند رو شکر میکنم قبل از اینکه دیر بشه برگشتم با قدرت و واقعا همنشینی با آدم هایی که دوستشون داری ولی توی یک مدار و فرکانس دیگه ای هستن فقط باعث میشه تو نتایج قبلت رو بگیری چون دقیقا داری مثل گذشته ات فکر میکنی
همه چی بر میگرده به اینکه ما فقط وظیفمون خوب کردن حال خودمون باشه نه هیچ چیز دیگه دنیای بیرون ما زمانی پراز خوشبختی و نور سلامتی میشه که من حالم خوب باشه
استاد ازتون بی نهایت سپاسگذارم من خیلی قدردان شما هستم چون از وقتی با شما همراه شدم زندگیم کلی تغییر کرد و باز هم جا داره بیشتر و بیشتر روی خودم کار کنم تا برسم به جایی که بشم مثل شما چون الگوی من شمایید دوستتون دارم
تشکر میکنم از استاد عرشیانفر بابت سوالات زیباشون که جواب های زیبایی از استاد عزیزمون دریافت میکنیم.
درسته که پاسخ زیبای حضرت زینب پاسخی است که ممکنه ما درکش نکنیم…اما وقتی از منظر قانون بررسیش میکنیم متوجه میشیم داستان همونه که ما این همه راجع بهش صحبت کردیم:
احساس خوب = اتفاقات خوب
نگاه الخیر فی ما وقع را داشتن
استاد چه دری از آگاهی رو برومون باز میکنید شما با داستان های زیبای تکاملی تون…
تو داستان مهاجرت شما وقتی نگاه میکنم میبینم که آره واقعا شاید کسی به زیبایی و راحتی شما توی کل تاریخ ایالات متحده وارد این کشور نشده باشه…
آرامش رو شما زمانی تجربه کردی که بهتون گفتن شما و خانم شایسته باهم هستین؟ برید اون پشت تا به کارتون رسیدگی بشه ولی شما نجوا خفه کردید و اون خانم مسئول گفت شما پاین خدمت تون رو ببینم و بعد گفت دوست دارم کار شما رو راه بندازم…
آرامش رو شما وقتی اجراش کردید که تو دادگاه به مترجم گفتی من خودم با قاضی صحبت میکنم و بعد قاضی بشینه باهات از کباب ایرانی صحبت کنه برات فارسی بشماره…
شهود و آرامش و نگاه الخیر فی ما وقع رو زمانی میفهمم که زمان فروش ویژه سایت مسدود میشه ولی باز شما نه که برگردی عقب بلکه جامپ کنی جلو و بری آمریکا…
شهود و آرامش رو وقتی درس میدی که تو هواپیما تخت میخوابی و وقتی میگن فرمی که پر کردی کو؟ برنمیگردی بگی ای وای کدوم فرم؟ من خواب بودم…
الله اکبر…یه زمان هایی هست یه تایم هایی هست تو زندگی ماها که وقتی یه اتفاقاتی از همین جنس میافته ممکنه برگردم عقب و بگم خدایا نکنه من اشتباه کردم…نکنه تصمیم تصمیم تو نبوده،خواست تو نبوده…
میدونید….خیلی این مسیر آدم شجاعی میخاد بنظر من که پای حرف خودش پای کلام خودش پای تصمیم خودش بمونه و گردن بگیره…مسئولیت تمام اتفاقات زندگی رو گردن بگیره…
تازگی به این نتیجه رسیدم هرچی تو آینه نگاه میکنم میبینم اونی که تو آینه هست هم میتونه رویاهام رو بگیره ازم و هم میتونه رویاهام رو به واقعیت تبدیل کنه…
اینی که من نمیفهمم چطور حضرت زینب میتونه بگه غیر زیبایی چیزی ندیدم…به این خاطره که فکر میکنم ایشون یه آدم خاصی بوده و داستان و افسانه بوده…اون ویژه بوده و من؟
اما یادمون میره معجزه خیلی طبیعیه وقتی ما تو مدار درستی هستیم.
خداروبی نهایت شاکروسپاسگزارم بابت هدیه ارزشمند و گرانبهای روز دیگر با نعمتِ باران زیبایش و این طراوات و شادابی و دیدن زیبایی ها در زمین و آسمان
به قول فرمایشات گهربار استادمان
واقعا شنیدن و دیدن هر داستان و زندگی نامه ای
چه صدها سال پیش و یا امروز
باید منِ مریم ببینم
چه مواردی هست که کمک می کند در ادامه این مسیر زیبا که به آن هدایت شده ام
موجب رشد شخصیت و زندگیم می شود
حال انتخاب با من است که تمام سعی ام این باشد در هر شرایطی احساسم را خوب نگه دارم
و همه امتحان کرده ایم که وقتی احساس خوب است ، ذهن هم آرام است و قلب هدایت ها را به زیبایی دریافت می کند و وقتی این روش عادت
می شود به یکباره نگاه می کنی که مدتهاست
ذهنت باز است و به هیچ چیز جز یک زندگیه با کیفیت زیر سایه ایمان به خداوند فکر نمی کنی ،حالِ درونت فوقالعاده است
و در لحظه حال زندگی می کنی نه بحثی با کسی
نه دلهره و نگرانی فقط و فقط با آرامش قدم برداشته و سعی می کنی آگاهانه چشم انداز جلوی
خودت را ببینی در واقع فضا را باز کنی تا خداوند هدایت هایش را به زیبایی بر قلبت جاری کند .
واقعا تمرکز بر هر آنچه که فضای ذهن مرا زیبا
می کند آن هم در شرایطی که ناجالب است
کارِهر کسی نیست اما با هرروز تمرین و دیدنِ
داشته هایم و شاکروسپاسگزار بودن بابتشان
در واقع به ادامه دادن احساسِ خوبه خودم کمک
می کنم و حتی سلامتی روح و روان و جسمم
به اندازه کافی و قبل از شنیدن این صحبت های
ناب و ارزشمند و سرنوشت ساز من چه حال و روزی داشتم کلاه خودم رو قاضی کنم
و الان مریم چه حال و روز و زندگی دارد که روزی هزار بار خدارو بابت تک تک لحظه هایش شکر و سپاس
می گویم .
همانطور که استاد فرمودند بالاترین مورد همان کنترل ذهن است که هر لحظه سعی کنم برآن
اِشراف داشته باشم به هرحال جدا از وجودم نیست
پس می توانم کنترل آن را در دست گرفته و همانند کنترل تلویزیون آن را روی صفحه آینه قرار داده و سریال زندگی در بهشت ،سفر به دور آمریکا یا هر کدام از فایل های نورانی با صدای استاد جان و مریم بانو را ببینم و حالش رو ببرم والا بخدا
کلی لذّت و زیبایی و احساس عالی و تمااام.
همه چیز همین نگه داشتن احساس عالی و آرامش و هر لحظه از زندگی لذّت بردن است با هر شرایط و امکاناتی
بعد این قدر خداوند جایزه های خوشگل و موشگل برات می فرسته و یه اتفاقاتی
دست به دست هم می دهند و کن فیکونی به راه
می افتد که بیا و ببین و فقط با تمام وجودت
می گویی خدایاشکرت ،
واقعا من تا قبل از آشنایی با استاد جانم
کجا بودم اصلا بودم
نه والا نبودم
من خودم به شخصه سه ساله که به لطف خداوند افتخار همراهی با استادِ بزرگوارم رو دارم
هر روزش روزی خاص و ویژه بوده و لبریز از
معجزه های رنگ و وارنگ از همه رنگ و اصلا یادم رفته حالِ ناخوب چیه ،شرایط ناجالب چیه فقط این رو
می دونم که
با خداوند بودنم و تنها و تنها از او هدایت خواستن
زندگی در بهشت این دنیا و دنیای دیگر را تجربه خواهم کرد ،
زندگی همین قدر برایم لذّت بخش شده که روی موتور قشنگمون که می نشینم با عزیزدلم مصطفی
انگار یه ماشین آخر سیستم سوارم
این قدر که ذوق می کنیم و شاد هستیم و از دیدن زیبایی های آسمان و زمین خداوند مهربونمون کلی لذّت می بریم ،
مثلِ امروز که صبح با عشق بیدار شدیم و سوار بر رعنا و زیر باران رفتیم و آش و نون بربری گرمه گرفتیم و کلی شورو شوق و لذّت بردن از طراوات و شادابی که همه جا حکمفرما بود و به قول مصطفی جان واقعا این حس و حالِ خوب چند؟؟؟!!!!!همین قدر ساده ،دلنشین و دلچسب که خداوند هم لذّت می برد ،
ای جوووونم چه خدایی داریم
قدرش را هر نفس باید دانست که چه کرده برای ما در این دنیای زیبا و لبریز از فراوانی و زیبایی و
نعمات فراوان
همه چیز اوست حتی حساب بانکی ات ،
رئیس بانک مرکزی کیست او خودش خزانه دار کل هستی ست فقط کافیست به او ایمان داشته
باشم و قدم از قدم که برمی دارم از خودش هدایت
بخواهم و همیشه در مسیر راستی،درستی و پاکی
ادامه دهم
اشک شوقم جاری و بر زبانم فقط ذکر شکرگزاری جاریست
پذیرشم بالا می رود ،در هر شرایطی سربلند بیرون
می آیم و طعم واقعی خوشبختی و سعادت را با دل سپردن به خودش می چِشم
آن وقت است که
با هر داشته ای حالِ دلم خوب است و با صبرو امید و توکل و یک دنیا عشق به خودش ادامه
می دهم و
او معجزه می کند ورای تصوّرات من …….
در پناه خداوندمهربانم و نور هدایت هایش
هر لحظه شاد،سلامت، ثروتمند، سعادتمند، خوشبخت و موفق و عالی باشید و بدرخشید، عاشقتونم.
به نام هو اول و آخر یار ، خدای نور ، خدایی که عاشقانه هدایت و حمایتم میکنه
« پروژه درک عمیقتر قوانین خداوند _ قسمت شش 6 »
سپاسگزار خداوندم که اینقدر من رو عاشقانه دوست داشت و به من لطف داشت که من رو در این مسیر هدایت قرار داد و نور مسیر من بوده و هست ، هر لحظه سپاسگزاری میکنم برای این مسیر زیبا که وارد شدم تا تکاملم رو در بهترین حالت ممکن و کاملا هدایتی طی کنم .
با عرض درود و ادب و احترام خدمت استاد عزیزم کسی که دست خداست برای من ، و خانوم شایسته بزرگوار و مهربون ، و به تمامی خانواده دوست داشتنی و هم فرکانسم خانواده صمیمی عباسمنش .
در این قسمت ششم، که در رابطه با موضوع : ” شرایط دریافت هدایت خداوند ” هست، بیصبرانه منتظر شنیدن این فایل هستم، و از خدام میخوام تا که هدایتم کنه تا که ردپام رو به صورت هدایتی به ثبت برسونم.
اگر تعریف ما از شهود این باشه که خداوند داره ما رو در مسیر هدایت میکنه، « همانطور که در قرآن فرمودن : بر ما واجب شده که شما رو هدایت کنیم » « البته یعنی هدایت به سمت و هر طرفی که خودمون بخوایم » ، اگر شهود رو به عنوان این قضیه در نظر بگیریم زمانی ما هدایتهای خداوند رو دریافت میکنیم که بتونیم احساس خودمون رو خوب نگه داریم، اگر ما تو حالت عصبانی باشیم شیطان فقط داره با ما صبحت میکنه، یعنی در اون زمان و لحظه اون چیزی که به اسم شهود میشنوی اون شیطانه !، تو حالت غم و ناراحتی و خشم این شیطان هست که در واقع با ما داره گفتگو میکنه، و خداوند در قرآن هم میفرماید : که نبوده زمانی که ما به پیامبری وحی کنیم و شیطان نجواهاش رو ارسال نکرده باشه، در تمامی موارد شیطان هر لحظه داره نجوا میده و این اتفاق افتاده، و این رو استادجان چه مثال درستی رو گفتن که ما هر روز داریم در زندگی خودمون میبینیم این موضوع رو، وقتی که ما اعصابمون خورده و افکار منفی و … توی ذهن ما میاد، و اگر که ما بتونیم توی اون شرایط نامناسب فقط و فقط تمرکز به زیباییها و نکات مثبت رو داشته باشیم و فقط به این موضوعات تمرکز کنیم اون وقته که هدایت میاد، اون وقته که « شهود » کار میکنه، در واقع شهود توی احساس بد نمیتونه بیاد، و اگر هم که کسی احساسش بد باشه نمیتونه هدایت رو دریافت کنه.
شرایط دریافت « هدایت »، شرایط دریافت « پیام خداوند »، زمانی اتفاق میفته که قلبمون بازه، وقتی قلب بسته باشه که چیزی دریافت نمیکنیم، اگر که ما این موضوع رو درکش کنیم اون وقت زمانیکه اتفاق ناجالبی میفته میتونیم از یه زاویهای نگاه کنیم که بگیم الخیر فی ما وقع، هر اتفاقی هم افتاده خیرش به اینه، اگر بتونیم اینجوری نگاه کنیم به این اتفاقات و بتونیم با این نگاه خودمون رو آروم کنیم اون وقته که خداوند میاد میگه خب حالا قدم بعدی رو اینجوری بردار، و بعدش قدم بعدی رو برمیداریم بعد یه سری اتفاقات میفته، بعد دوباره حالمون رو خوب نگه میداریم و بعدش هم قدم های بعدی اتفاق میفته، یعنی این هدایته که داره میگه که یه کاری انجام بده، و هدایته که میاد بهمون یه کار عملی رو میگه.
این دنیا یه دنیای فرکانسی هست، و ما در درجات و طبقات مختلف فرکانسی هستیم، توی فرکانس منفی و ناراحتی و در واقع وقتی که حالمون بده و خشم و غم و احساس بد و افسردگی و … و در واقع هر نوع احساس بدی که میتونیم اسمش رو بزاریم، و در واقع توی اون طبقات پایین ما دسترسی به آگاهیهای بالا رو نداریم و این فقط شیطان هست که داره با ما صحبت میکنه، و ما زمانی دسترسی به آگاهیهای بالا رو داریم که بتونیم از اون احساس خودمون رو آگاهانه بیاریم بیرون، و وقتی که از اون فضای منفی بیایم بیرون و در واقع به اون آرامشِ برسیم یه سری هدایتها میاد و بهمون میگه که چه کارهایی رو باید انجام بدیم، و زمانی که انجام میدیم این کارها رو با خداوند هم جریان میشیم و توسط خود خداوند هدایت میشیم و بعد از مدتی میبینیم که زندگیمون از این رو به اون رو میشه.
و وقتی هم که یه سری اتفاقات به ظاهر منفی و بد و ناجور میفته، و زمانی که ما بعدش سعی میکنیم خودمون رو آروم کنیم، و بعدش به شکلهای مختلف میبینیم که یه سری هدایتها میاد و بهمون گفته میشه که ما باید چیکار کنیم، و زمانی هم که گام برمیداریم و حرکت میکنیم خواهیم دید که نتایج هی بزرگ و بزرگ و بزرگتر میشن.
پس بنابراین نتیجه گیری که میکنیم در بحث شهود اینه که اون منبع هدایت و نور راهنمایی خداوند همیشه وجود داره و همیشه در دسترس هست، ولی زمانی ما میتونیم دریافتش کنیم که بخوایم، با همینجوری که بتونیم احساس خودمون رو خوب نگه داریم توی اون شرایط و نزاریم که شیطان بر ما مسلط بشه و یکی از بهترین تفکرها هم همین الخیر فی ما وقع هست، و این یه باوره، وقتی که اتفاقات به ظاهر بد بیفته و توی ذهن ما الخیر فی ما وقع باشه اون اتفاق رنگش عوض میشه توی ذهن ما، شاید از نظر بقیه هنوز خیلی ناجالب باشه ها، ولی توی ذهن ما رنگش عوض میشه، اونکه رنگش عوض میشه و اونکه احساسش اونقدر بار منفیش کم میشه و بار مثبتش یه ذره بیشتر میشه ( ما فقط باید بتونیم یه ذره حالمون رو بهتر کنیم و هی اون رو گسترش بدیم )، و ادامه بدیم تا برسیم به یه حالت آرامش، با همین باور که خداوند فقط و فقط برای من خیر مطلق میخواد، شاید ظاهرا یه اتفاقا ناجالب باشه ولی حتما خیری توش هست اگر که ما بتونیم احساسمون رو خوب نگه داریم.
به قول استاد اگر که بدونیم احساس بد آتیشِ میتونیم جلوی خودمون رو بگیریم که دستمون رو توی آتیش نکنیم، فقط مشکل اینجاست که ما نمیدونیم این احساس بد اینقدر بده، ما نمیدونیم این سمِ، سمِ وحشتناک هست و از هر سمی خطرناکتره احساس بد، اگر که ما بدونیم اینقدر خطرناکه حتماً یه راهی براش پیدا میکنیم، حالا یا با تغییر نگاهمون، یا با به یادآوردن اتفاقات ناجالبی که بعدا خیر شده توی زندگیمون، ما یه عالمه اتفاق ناجالب برامون اتفاق افتاده قبلا هم و دیدیم که تهش خوب در اومده، و یا با اون نگاهی که میگه هر آنچه مرا نکشد قویترم خواهد ساخت، این یه باور قویتری هست، یه باوریِ که پس قویتر شدم، و این اتفاق از من یه آدم قویتری ساخت، و بینهایت مثال داریم از آدمهایی که توی شرایط خیلی سخت و بلاهایی که سرش اومده بجای اینکه باعث بشه بزنتش زمین باعث شده که حرکت کنه و انگیزه حرکت رو داده بهش، و اگر که ما بتونیم با این نگاهی که اگر بتونیم احساسمون رو توی هر شرایطی خوب نگه داریم و هی بهتر و بهترش کنیم « لاجرم » اتفاقات خوب میفته برامون و این قانون خداوند هست، و باید تلاشمون رو بکنیم که به این حد از ایمان برسیم و هی این ایمان رو بیشتر و بیشترش کنیم، و وقتی که ما بتونیم این کار رو انجام بدیم اینقدر اتفاقات خوب و زیبا برامون میفته که میتونیم بگیم که اصلاً اتفاق بدی برام نیفتاده این سالها و همش خیر بوده و خیر، و اینقدر درصد اتفاقات خوب زیاد میشه برامون و … .
بنابراین این کاری هست که ما باید انجام بدیم، و ما باید به این وضوح برسیم که قانون هست که به ما میگه احساس خوب = اتفاقات خوب، و احساس بد = اتفاقات بد، اون زمان هست که ما میتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم، ممکنه کار راحتی نباشه اما کار شدنیای هست، و اگر که بتونیم این کار رو انجام بدیم جایزهش و پاداشش رسیدن به هر آنچه که میخواهیم هست و داشتن زندگی عالی در تمام ابعادش هست.
خدا میدونه که من چقدر به این فایل احتیاج داشتم، و از خدام هزاران بار سپاسگزارم که من رو در زمان مناسب به مکانهای مناسب هدایت میکنه، و جواب و پاسخ سوالات من رو به بهترین و راحتترین و مفهمومیترین شکل ممکن بهم میرسونه، دیشب یه سری اتفاقات افتاد و منم سعی کردم که همین نگرش مثبت رو داشته باشم به موضوعات و …، اما میخواستم که نظر استاد رو هم در این باره بیشتر بدونم و به دنبال فایل مناسب در رابطه با اون موضوع میگشتم، و همین شد که امروز صبح اولین فایلی که دارم گوش میکنم در رابطه با همون موضوع هست، و واقعا که بعد از شنیدن و نوشتن این فایل ایمانم هزاران برابر بیشتر شد، و تونستم یه سری ایرادهام رو پیدا کنم و …، و سپاسگزار خداوندم که خودش من رو در بهترین زمان به بهترین جواب ممکن رسوند و هدایتم کرد تا که ردپام رو هم به ثبت برسونم.
خدایاشکرت برای همه چیز، هر چیزی که از تو به من میرسه سراسر خیر و خوبی هست، واقعا الآن بعد از شنیدن این فایل میتونم بگم که حسم هزاران برابر بهتر شد، خدایاشکرت ❤️🙏🏻، واقعا الآن میخوام شروع کنم به شکرگزاری و هر چقدر که بیشتر ادامه میدم به این نتیجه میرسم که ما هیچوقت نمیتونیم شکر نعمتهای خدا رو به جا بیاریم، حتی اگر هر لحظه هزاران بار خداوند رو شکر کنیم بازم کمه، خدایاشکرت بخاطر همه چیز، بخاطر این مسیر هدایت، بخاطر داشتن استادی به این خوبی، بخاطر ادامه دادن و گام برداشتن و هدایتم در این مسیر زیبا، بخاطر تمام نعمتهایی که هر روز بیشتر بهمون میدی، خدایا تا تو رو دارم همه چی دارم، خدایا شکرت، هر چه از سوی تو رسد سراسر خیر است، و همه چیز دست توعه خداجونم ❤️🙏🏻
من هم مثل بقیه دوستان هم فرکانسیم به صورت مستمر در این پروژه حضور پیدا میکنم ، و ردپام رو در هر گام به جا میزارم ، و این حال خوبم رو با دوستان عزیزم در این مسیر زیبا و تکاملی به اشتراک میزارم ، انشاالله نتایجی که دریافت میکنم و البته روز به روز هم بزرگتر و با کیفیتتر میشن در طول قدم های بعدی خواهم نوشت .
همیشه اول از همه خداروشکر میکنم برای همه چیز و بخصوص این مسیری که من رو درش هدایت کرد، و دوم از استاد نازنین و عزیزدلم و استادی که واقعا دست خداست برای من، و همچنین ممنونم از خانوم شایسته عزیز و بزرگوار، سپاسگزارم ازتون، سپاسگزارم بابت اینهمه فایلی که با عشق تهیه میکنید و ما هم با عشق فایلها رو دنبال میکنیم .
سلام به استاد عزیزم ، خانم شایسته نازنین و دوستان جان و گروه تحقیفاتی در این مسیر نورو عشق و انرژی
خداقوت
ماهدایت میشویم
و الهامات بصورت راحت و آرام و آسان و ساده زمانی که ما آرام هستیم و آرامش داریم و شادیم و خوشحالیم و از زندگی با حال خوب و احساس خوب و شوروشوق خیلی زیاد لذت میبریم بما الهام میشود و ما الهامات را دریافت میکنیم.
یعنی اینکه الهامات همیشه هستند و خداوند در هرلحظه مارا هدایت میکند چون هدایت مارا جزء وظایف خودش قرارداده است ، اما ما کی هدایتها و الهامات را دریافت میکنیم .؟ می فهمیم ؟ درک میکنیم ؟ میشناسیم ؟
زمانی که آرام هستیم و آرامش داریم و احساس خوبی داریم
زمانی که ما ترس و نگرانی و ناراحتی داریم در مدار دریافت الهامات و هدایتها نیستیم .
زمانی که ترس و نگرانی داریم مثل اینکه ما بسته پستی داریم و پستچی بسته رو آورده و در میزنه اما ما فکر میکنیم که دزده
و در رو بروش باز نمیکنیم .
ما زمانی که ترس و نگرانی و ناراحتی داریم ، نجوا های شیطان رو دریافت میکنیم و شیطان فرصت خوبی پیدا میکنه که به ذهن ما دستور بده و ما در شرایط دریافت الهامات الهی نیستیم . و دسترسی به مدار دریافت الهامات نداریم .
مثل اینکه در نقطه ای دورافتاده مانند یک جزیره در اقیانوس آرام باشیم که هیچ خط راه آهن ، مترو و فرودگاهی در آنجا نیست و بخواهیم 10 ساعته خودمون رو به تهران برسانیم .
ما اصلا در فرکانس مناسبی برای دریافت الهامات نیستیم و این فاصله فرکانسی فقط با هماهنگی ذهن و روح اتفاق میافته و این هماهنگی نیاز به یک ایمان و باور تزلزل ناپذیر است که حاصل یک تغییر نگرش اساسی در ذهن است .
الهامات ( شهود ) زمانی می آید که من آماده دریافت آنها باشم .
وقتی که نگران هستم و ترسیدم و ناراحت هستم قدرت رو به خودمون دادیم و باشرایط موجود قدرت خودمون رو میسنجیم و میبینیم که ای وای من قدرت و توانائی حل این مسئله رو ندارم و هرلحظه به ترس و نگرانی و ناراحتی من افزوده میشود .
اما اگر قدرت رو به خدای خودم بدهم و به الخیر فی ماوقع ایمان و باور داشته باشم و به خدا توکل کنم و از او مدد بخوام دیگر نگران نیستم و آرامم و آرامش دارم و هر لحظه منتظر دریافت الهامات و هدایتهای خداوند هستم .ترس نداریم و از شرایط ناراحت نیستیم و خود رو در دستان پر مهر خداوند رها و آزاد میبینیم و به الهامات و هدایتهای خداوند ایمان و باور داریم . وباور میکنم که خداوند بمن که پاکترین و مقدس ترین انسان و آفریده خدا در روی کره زمین هستم الهام میکند ، و در این شرایط از نتایج کوچک و بزرگی که قبلا از اعتماد به خداوند و این انرژی و این جریان الهی بدست آوردیم با یادآوری آنها ایمان و باور و بقین خودرو بهتر و بهتر و بیشتر و بیشتر میکنیم و در این زمان توانستم حال خودم رو خوب نگه دارم و احساس خوبی داشته باشم و پنجره رو باز کردم تا نور امید وارد قلبم شود .
الهامات و هدایتها رو دریافت میکنم و میفهمم و درک میکنم و با ایمان به آنها عمل میکنم .
و این نگاه و نگرش در همه زمینه ها مرا یاری می کند . چون خداوند در هر لحظه منو هدایت میکند و بمن الهام میکند فقط باید شرایط دریافت آنها را داشته باشم من باید با حال خوب و احساس خوبم اجازه ورود الهامات و هدایتهارا به قلبم بدهم .
من باید با حال خوب و احساس خوبم پنجره رو باز کنم .
و وقتی با ایمان و باور و یقین منتظر دریافت الهامات و هدیتهای خداوند باشم ، الهامات و هدایتها از را میرسند و من در آغوش پر مهر خداوند در هر لحظه آزاد و رها از لحظه لحظه زندگیم لذت میبرم .
چه بسا چیزى را خوش نداشته باشید، حال آن که خیر شما در آن است; و یا چیزى را دوست داشته باشید، حال آن که شرّ شما در آن است. و خدا مى داند، و شما نمى دانید.
این آیه را اولین بار سالها قبل وقتی منتظر نتایج کنکور بودم و حال چندان خوبی نداشتم و از خداوند کمک میخواستم با بازکردن قرآن بهش رسیدم . جالبه درست تو همان لحظه فهمیدم قبول نمیشم . فشار زیادی روم بود استادها ازم توقع رتبه دو رقمی داشتند اما سر جلسه نتونستم ذهنم را کنترل کنم و از شدت استرس ضرب ۲×۳ یادم نمیومد.
الان سالهاست اون حالتها از وجودم رفته به لطف خدا و اون مسئله باعث شد خیلی مسیر زندگیم تغییر کنه که البته برام خوب بود.
بار دوم وقتی چند ماه پیش به تضادی در زندگیم برخوردم که کمی کنترل ذهنو برام مشکل میکرد (ذهنم مدام میگفت چرا الان که داری روی خودت کار میکنی باید این مشکلات تو زندگیت بیاد)از خداوند خواستم هدایتم کنه و فردا صبح به لطف خدا به یکی از قسمتهای زندگی در بهشت هدایت شدم که استاد و مریم جان در حال تمیز کردن خانه بودند ، کلی تار عنکبوت روی پنجره بود و داشتند تمیز میکردند استاد یه جا استادند و گفتند بچه ها وقتی دارید روی خودتون کار میکنید و بیشتر اوقات حالتون خوبه هر اتفاقی که افتاد شک نکنید به صلاح شماست و در مسیر رساندن شما به خواسته تون است (الخیر فی ما وقع) چشام گرد شده بود باورم نمیشد چقدر راحت چقدر واضح هدایتم کرد جوابم را داد و البته ادامه داشت دقیقا اون روز به فایلی در ۱۲قدم رسیدم که با این آیه شروع شد و موضوع آن قسمت تفسیر این آیه بود و به جرات میتونم بگم یکی از زیباترین فایلهایی است که تا به حال شنیدم هربار برام لذت بخشه بینظیر.
میدونید لذت اینکه دارم هدایت میشم و دارم جنس هدایت را درک میکنم اونقدر زیاد بود که اون تضاد را خیلی کمرنگ و بعد محو کرد از زندگیم.
خدارا هزاران بار شکر میکنم برای هدایتهای بینظیرش که وقتی حالم خوبه قلبم بازه به خوبی صداش رو میشنوم یه صدایی که حالتو خوب میکنه در اوج شرایط بظاهر نامناسب دلت رو قرص میکنه لبخند روی لبت میاره درست مثل الان که ذهنم مدام میخواد از ، از دست دادن خونمون بگه اما قلبم آرومه خیالم راحته اخه من صداشو میشنوم قویتر از صدای ذهنه بالاتر از ترس و مدام میگه الخیر فی ما وقع و فقط خدا میدونه چه لذتی داره تو شرایط به ظاهر نامناسب باشی و بتونی احساستو خوب نگه داری و اینجاست که میفهمی داری رشد میکنی، هنوز در مسیری ، داری راه را درست میری و به خودت افتخار میکنی.
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
شهود یا الهام الهی به معنای هدایت خداوند به سمت خواسته های ما است. اگر احساس خوبی داشته باشیم خداوند در حال هدایت ما به سمت خواسته ها و اگر نتوانیم ذهن خود را کنترل کرده و احساس بدی داشته باشیم در حال دور شدن از آنها و قرار گرفتن در چرخه ی اتفاقات بد هستیم. دنیا دنیای فرکانس و باورهای ما است . اگر نتوانیم ذهن خود را کنترل کنیم و خیریت را در پلن خداوند نبینیم شیطان در حال نجوا کردن با ما است و خداوند نمی تواند در احساس بد با ما صحبت کند. اگر هنگام مواجهه شدن با اتفاقات بد بتوانیم از زاویه ای به آن نگاه کنیم و احساس خود را کمی بهتر کنیم، به تمام خواسته های خود دست خواهیم یافت. اگر احساس بد را سم مهلک در نظر گرفته و باور کنیم که بسیار خطرناک است آن وقت تمام تلاش خود را خواهیم کرد که در هر لحظه احساس خود را خوب نگه داریم. به وضوح این قانون را درک کنیم که احساس خوب مساوی با اتفاقات خوب. اگر بتوانیم چنین قانونی را با تمام وجود درک کنیم پاداش های بزرگی خواهیمم داشت که تنها تعداد بسیاری کمی از افراد قادر هستند که در مواجهه با اتفاقات به ظاهر بد، احساس خود را خوب نگه دارند. برای همین است که تعداد افراد موفق بسیار کمتر از افراد ناموفق است. به همین دلیل که تقوا یا کنترل ذهن در قرآن بسیار تاکید شده است.
ما دارای دو بعد روح و ذهن هستیم که روح ما از جانب خداوند و منشا خوبی ها، زیبایی ها و نعمت ها است و ذهن ما جایگاه شیطان و نجواهای ذهنی است که حاصل ورودی های نامناسب و باورهای مخرب ما است. اگر بتوانیم این دو بعد را با یکدیگر هماهنگ کنیم، تمام خواسته های ما در لحظه اجابت خواهد شد. مهم ترین وظیفه ی ما در زندگی داشتن احساس خوب پایدار در هر شرایطی و نماندن در احساس بد است. احساس بد موقتی برای ما مشکلی پیش نخواهد آورد اما ماندن در احساس بد ما را در زنجیره ای از اتفاقات بد گرفتار خواهد کرد.
خدایا شکرت
عاشقتونیم
استاد عزیزم سلام و سلام به همه دوستان خوبم
سپاسگزارم خداوندم که هدایتگر منه ،هدایتگر تمام هستی ست ،
استاد واقعا درست میگید اگر بتونیم در زمانهایی که اتفاقی به وجود میاد که از دید ما چیز جالبی نیست ذهن خودمونو کنترل کنیم و بگیم الخیر فی ماوقع و واقعا بهش باور داشته باشیم اتفاقات بعدی خیلی به نفع ماست هم از نظر مادی و هم از نظر معنوی
یادموضوعی در این مورد افتادم که خواستم با دوستان به اشتراک بزارم ، تقریبا یکسال پیش تو شرایط بد مالی بودم و مغازم توی یک پاساژ بود و باید ماهیانه مبلغی رو برای شارژ مجتمع پرداخت میگردم و چند ماه پرداخت نکرده بودم ،ی روز که رفتم مغازه ، دیدم برق مغازه قطع شده بررسی کردم دیدم ایرادی در برق مغازه وجود نداره و این کار عمدی انجام شده که از طرف مدیر مجتمع صورت گرفته بود ولی میگفتن کار ما نبوده و اگر میخای سیستم برق مجتمع رو بررسی کنیم اول باید شارژ رو پرداخت کنی تا ما زنگ مسئول تاسیسات بزنیم و بیاد درست کنه ، من اولش خیلی ریختم به هم و از طرفی پول پرداخت شارز رو نداشتم و هرچی بهشون گفتم ،میگفتن هیچ راهی نداره ، خلاصه توی اون تاریکی نشستم داخل مغازه گفتم حتما ی خیری توش هست الخیر فی ما وقع و خودمو و ذهنمو اروم کردم ، بعد یدفعه به ذهنم رسید گه به یکی از دوستام که کارش برق صنعتی هست زنگ بزنم و بپرسم که علت قطعی بزق چی میتونه باشه و اینکارو انجام دادم یدفعه بهم گفت راستی من برای کارم یدونه بیمه نامه مسئولیت نیاز دارم میتونی برام انجامش بدی ، اینم تو پرانتز بگم که کار من نمایندگی بیمه هست ، اینجا یدفعه هنگ گردم گفتم خودشه همه این اتفاقات به نفع من داشت انجام میشد و همینطور شد بعد از صدور اون بیمه نامه من بیش از اون شارژی که باید پرداخت میکردم سود نصیبم شد که همش لطف و هدایت خداوند بود ،خدارو شکر بارها این جریان رو به خودم یاداوری کردم و میکنم و باید ایمان داشته باشبم به هدایت حداوند و به الخیر فی ما وقع ، الهی شکر و سپاسگزارم از شما استاد گرامی ، شاد و سربلند باشید
سلام دوست عزیز
چه خوب چه اتفاق خوبی برات افتاده
اره واقعا حتی اونایی که تو این مسیر انگیزشی و حال خوب اتفاق خوب نیستن هم اینجور اتفاقا می افته ولی قدر دان نیستن و فرانوش میکنن و خوب هرچیزی بهش توجه نکنی کم کم کمرنگ میشه
ولی ماها که اگاهی داریم و توی همه چیز دنبال رد پای خداییم حتی تو اتفاقای به ظاهر بد خوب هر روز توجه مون به خدای توانا بیشتر و در نتیجه اتفاقای رنگی تر برامون به جا میزاره
خدا را شکر بابت این سایت که هرکدوممون میاییم و ردپایی جا میزاریم و بهم دیگه میگیم وکفی بالله
خدا بر هرچیزی توانا و کافیه
منم تازگی یه اتفاقی برام افتاد که به نظر و دیدگاه کوچک من بنده بد بود و دلم شکست که چرا اینجوری شد ولی یک هفته نشده بود که دیدم از دل اون ماجرا یه اتفاقی افتاده که به نفع من تموم شد و حسابی به خدام ایمان داشتم با ایمان تر شدم
باورتون میشه یه اتفاق بد می افته لبخند میزنم و دیگه باورم شده این به نفع منه ولی چه طوری به زود نشون داده میشه
در پناه حق دوست عزیزم
سلام دوست عزیز چه قشنگ و ساده و روان توضیح دادین موضوع و پس یعنی همه چیز سر جای خودش و به موقعش داره انجام میشه به شرطی که ما سرقولی که به خودمون و خدای خودمون دادیم که همیشه توی مسیر خودش بمونیم و از خودش هدایت بخوایم بمونیم .
فقط و فقط همین
آروم باش و توکل کن و برو جلو
با سلام به شما دوست خوبم
ممنونم از شما ، چقدر خوبه که ادم با هدایت خداوند به کسانی وصل میشه که توی یک فرکانس هستن و حرف همدیگه رو میفهمن و میتونن ساعتها در مورد چنین موصوعاتی حرف بزنن و لذت ببرن ، دقیقا اینجا توی این سایت پر برکت جاییه که همه چی ، همه صحبتها از قوانین خداوندِ ، از قدرت خداونده ، از اینکه خداوند اگاهیهایی رو داره که هیچ وقت ذهن ما حتی ذره ای بهش فکر نکرده و راههایی رو نشون ما میده که ما هیچ وقت نرفتیم و بهش فکرم نکردیم، خداروشکر میکنم که در مسیر هدایت خداوندیم ،امیدوارم که بتونیم باورهایی رو بسازیم که با خواسته های ما یکی باشه و به سمت دستیابی به خواسته ها هدایت شیم ،سپاسگزارم از شما ،
به نام خداوند مهربانم
سلام به استاد عزیزم
شاید ابتدا متوجه این قانون نبودم و درکش نمیکردم که احساس خوب=اتفاقات خوب
این آگاهی رو می شنیدم و نمیفهمیدم. اما هر روز سعی میکردم فایل های دوره رو گوش بدم. بعد از شروع دور دوم دوازده قدم کم کم متوجه شدم و در زندگی دارم از این قانون بصورت تکاملی استفاده میکنم، نمیگم هر لحظه یادم هست اما همین که ناراحت میشم ذهنم آرلام میده که حالت رو عوض کن.
شنبه این هفته که صبح آماده شدم برم سرکار متوجه شدم حلقه ازدواجم تو دستم نیست بعدازظهر همه جا رو گشتم نبود حتی پلاستیک زباله ها رو، حالا ذهنم شروع کرد که دیگه پیدا نمیشه و موجی از نگرانی به من حمله ور شد که فوری با خودم گفتم باید احساسم رو خوب کنم و با خودم میگفتم مثل چندسال پیش که گوشواره دخترم گم شده بود بعد از چند هفته پیدا شد، اینم پیدا میشه، تا ذهنم میخواست داستان درست کنه با خودم تکرار می کردم حتما پیدا میشه و خداوند از مال و جان من محافظت میکنه، باید احساسم رو خوب کنم و بخاطر مثلا انگشتر و دستبندم و… که الان دارمشون سپاسگزاری می کردم.
همزمان فایل جلسه پنج از قدم یک رو داشتم گوش میدادم که استاد میگفتن در قرآن خداوند میفرماید ما حتما شما رو امتحان میکنیم با گرسنگی، از دست دادن اموال و عزیزانتون و…، و خداوند به صابرین بشارت می دهد و…
خلاصه این صحبت ها رو که گوش میدادم میگفتم خدا میخواد من رو امتحان کنه و میگفتم انالله و انا الیه راجعون، ایمانم رو باید اینجا نشون بدم و به انگشتر گم شده توجه نمی کردم.
خلاصه روز چهارشنبه رفتم ظرف بشورم و چند تیکه بیشتر نبود یه حسی گفت دستکش دست کن، اما حوصله ام نمیشد برای چند تیکه دستکش دست کنم اما دوباره این حس اومد و دستکش رو برداشتم بپوشم که انگشترم رو داخل دستکش بود پیدا کردم. بعد خدا رو شکر کردم و الان ذهن منطقی من بیشتر از قبل این قانون رو باور داره.
به نام خدای هدایت کننده و مهربانم
سلام به همه عزیزانم
دیشب یک کتاب میخوندم که نوشته بود شهود چیزی که به دلت میفته اصطلاحی که خیلی به کار میبریم و میگیم به دلم افتاده که اینکار و بکنم.و اگر بهش توجه کنیم کم کم صداشو میشنویم انگار داره از پشت باهات صحبت میکنه .خیلی با خودم فکر کردم و هنوز ذهنم مشغول این جمله بود . که امروز استادم توی این فایل بیشتر برام باز کرد که شهود چطوری میاد اون چیزهایی که به دلت میفته کدوم شهوده کدوم نجوا؟
شهود یک خورشیدی هست که همیشه هست فقط من باید پنجره رو باز کنم تا از نورش استفاده کنم .
حالا چطوری پنجره رو باز کنم ؟با احساس خوب وقتی حست خوبه قلبت باز و شهود میاد و بهت گفته میشه قدم به قدم
چطوری موقعی که یک اتفاق ناخواسته و بد افتاده میتونم حالمو خوب نگه دارم حس خوبی داشته باشم تا پنجره بازشه و پر از نور شم؟؟ با تفکر متفاوت یک فرد معمولی با یک اتفاق ناخواسته کلی به هم میریزه اما یک ادم متفاوت مثل حضرت زینب که در صحنه کربلا میگه غیر از زیبایی چیزی ندیدم یعنی یقین داشتن و باور داشتن به این که این اتفاق همون اتفاق خوبس و( الخیر فی ما وقع )و اینجاست که همه چی میشه به نفع من و هر شری برای من میشه خیر چون توکلم و ایمانم رو از دست ندادم
مثل استاد که در جایی که میخواستن نابودش کنن اما با تفکر متفاوت و ایمان به اینکه این یک درس برای من داشته و این اتفاق چی میخواد به من بگه هدایت شدن به یک کشور ثروتمند به یک بهشت زیبا و رسیدن به خواسته ای که همیشه رویاشو داشتن
مهمترین نکته قانون حس خوب وقتی حسم خوب نیست نجواهای شیطان شروع میشه و مسیرم رو گم میکنم و نجواها من رو هدایت میکنه به ناکجا و ناخواسته
از خدای خودم بینهایت سپاسگزارم که من رو هدایت میکنه به بهترینها
من دارم سعی میکنم در مسیر بمونم تا هدایتهای خداوند رو درک کنم اما چیزی که توی اون کتاب خوندم در مورد شهود و چیزی که به دلم میفته همون شهوده ،احساس میکنم یک چیزی کم داشت که خداوند با هدایتم به این فایل خواست کاملش کنه حالا چیزی که با این فایل کامل شد اینکه
شهود همون چیزی هست که به دلم میفته اما در اون لحظه ای که احساسسسسسسس خوب دارم اگر حسم خوبه اون شهوده بهش عمل کنم اما
وقتی حالم بده در حالت خشم غم ناراحتی هستم و به اصطلاح به دلم میفته یک کاری کنم اون نجوای شیطانه و دیگه اون شهود نیست حرف قلبت نیست چون در اون لحظه قلبت بسته س پنجره بسته س نوری نیست و وقتی نوری نیست تاریکی میاد و نجواهای شیطانی
خدای مهربانم شکرت
💞جملات زیبای استاد💞
🌼 هر انچه مرا نکشد قویترم میکند🌼 اگر بتونم با این نگاه حالمو خوب نگه دارم👈 لاجرم👉 اتفاقات خوب میفته و این💟 قانون خداونده💟و جایزش زندگی در 💖 بهشته💖 هم این دنیا هم اون دنیا
استادم ممنون بابت تمام این اگاهیها
خدای مهربانم شکرت
خدایا ما را هدایت کن به راه کسانی که به انان نعمت داده ای نه انان که غضب کرده ای و نه گمراهان
امین یا رب العالمین
در پناه خدای مهربانم باشید
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام به استادان نازنینم و دوستان ارزشمندم
واقعا خداوند رو سپاسگذارم شکر میکنم که بازهم فرصت دارم که در مکتب توحید بیشتر یاد بگیرم
کنترل کردن ذهن اونم توی شرایطی که نقطه ضعفته واقعا کار سختیه مخصوصا من که شرایط مالی یکم این ور بشه نمیتونم ذهنم رو کنترل کنم اما وقتی اولین چک رو میخورم تازه متوجه میشم کجام و بر میگردم
اینکه استاد میگن اگه بدونین که احساس بد مثل سم میمونه رو واقعا به عینه لمسش کردم که کشنده ترین حسیه که داری انگار دیگه دلت نمیخواد حتی زیبایی هارو ببینی چه برسه لمسشون کنی
اما چند روزیه که واقعا برام مهم شده حال و احساسم قبلاً فکر میکردم مهمه اما بعد یک تضادی که خودم سر خودم آوردم با حال بدم تازه متوجه شدم هیچ وقت این جهان دلش به حال کسی که حالش بده نمیسوزه و عدل خداوند در همینه
خداوند رو شکر میکنم قبل از اینکه دیر بشه برگشتم با قدرت و واقعا همنشینی با آدم هایی که دوستشون داری ولی توی یک مدار و فرکانس دیگه ای هستن فقط باعث میشه تو نتایج قبلت رو بگیری چون دقیقا داری مثل گذشته ات فکر میکنی
همه چی بر میگرده به اینکه ما فقط وظیفمون خوب کردن حال خودمون باشه نه هیچ چیز دیگه دنیای بیرون ما زمانی پراز خوشبختی و نور سلامتی میشه که من حالم خوب باشه
استاد ازتون بی نهایت سپاسگذارم من خیلی قدردان شما هستم چون از وقتی با شما همراه شدم زندگیم کلی تغییر کرد و باز هم جا داره بیشتر و بیشتر روی خودم کار کنم تا برسم به جایی که بشم مثل شما چون الگوی من شمایید دوستتون دارم
بنام خداوند وهاب من.
سلام به خانواده صمیمی عباسمنش.
تشکر میکنم از استاد عرشیانفر بابت سوالات زیباشون که جواب های زیبایی از استاد عزیزمون دریافت میکنیم.
درسته که پاسخ زیبای حضرت زینب پاسخی است که ممکنه ما درکش نکنیم…اما وقتی از منظر قانون بررسیش میکنیم متوجه میشیم داستان همونه که ما این همه راجع بهش صحبت کردیم:
احساس خوب = اتفاقات خوب
نگاه الخیر فی ما وقع را داشتن
استاد چه دری از آگاهی رو برومون باز میکنید شما با داستان های زیبای تکاملی تون…
تو داستان مهاجرت شما وقتی نگاه میکنم میبینم که آره واقعا شاید کسی به زیبایی و راحتی شما توی کل تاریخ ایالات متحده وارد این کشور نشده باشه…
آرامش رو شما زمانی تجربه کردی که بهتون گفتن شما و خانم شایسته باهم هستین؟ برید اون پشت تا به کارتون رسیدگی بشه ولی شما نجوا خفه کردید و اون خانم مسئول گفت شما پاین خدمت تون رو ببینم و بعد گفت دوست دارم کار شما رو راه بندازم…
آرامش رو شما وقتی اجراش کردید که تو دادگاه به مترجم گفتی من خودم با قاضی صحبت میکنم و بعد قاضی بشینه باهات از کباب ایرانی صحبت کنه برات فارسی بشماره…
شهود و آرامش و نگاه الخیر فی ما وقع رو زمانی میفهمم که زمان فروش ویژه سایت مسدود میشه ولی باز شما نه که برگردی عقب بلکه جامپ کنی جلو و بری آمریکا…
شهود و آرامش رو وقتی درس میدی که تو هواپیما تخت میخوابی و وقتی میگن فرمی که پر کردی کو؟ برنمیگردی بگی ای وای کدوم فرم؟ من خواب بودم…
الله اکبر…یه زمان هایی هست یه تایم هایی هست تو زندگی ماها که وقتی یه اتفاقاتی از همین جنس میافته ممکنه برگردم عقب و بگم خدایا نکنه من اشتباه کردم…نکنه تصمیم تصمیم تو نبوده،خواست تو نبوده…
میدونید….خیلی این مسیر آدم شجاعی میخاد بنظر من که پای حرف خودش پای کلام خودش پای تصمیم خودش بمونه و گردن بگیره…مسئولیت تمام اتفاقات زندگی رو گردن بگیره…
تازگی به این نتیجه رسیدم هرچی تو آینه نگاه میکنم میبینم اونی که تو آینه هست هم میتونه رویاهام رو بگیره ازم و هم میتونه رویاهام رو به واقعیت تبدیل کنه…
اینی که من نمیفهمم چطور حضرت زینب میتونه بگه غیر زیبایی چیزی ندیدم…به این خاطره که فکر میکنم ایشون یه آدم خاصی بوده و داستان و افسانه بوده…اون ویژه بوده و من؟
اما یادمون میره معجزه خیلی طبیعیه وقتی ما تو مدار درستی هستیم.
معجزه همین سلامتی منه
معجزه نگه داشتن یاد خداست
معجزه همین حال خوب منه
معجزه همین نگاه زیبابین منه
معجزه سید زندگی ماهاست
و معجزه حس خوب زنده بودنه
این طور نیست؟
گام در صحرای دل باید نهاد
زانکه در صحرای گِل نبوَد گشاد
ایمنآباد است دل ای دوستان
چشمهها و گلستان در گلستان
سلام به استاد گرانقدرم ومریم بانوی عزیزم
و همه دوستانم در ادامه لذّت بردن و بهره بردن
از این کلام های نورانی و سرنوشت ساز
خداروبی نهایت شاکروسپاسگزارم بابت هدیه ارزشمند و گرانبهای روز دیگر با نعمتِ باران زیبایش و این طراوات و شادابی و دیدن زیبایی ها در زمین و آسمان
به قول فرمایشات گهربار استادمان
واقعا شنیدن و دیدن هر داستان و زندگی نامه ای
چه صدها سال پیش و یا امروز
باید منِ مریم ببینم
چه مواردی هست که کمک می کند در ادامه این مسیر زیبا که به آن هدایت شده ام
موجب رشد شخصیت و زندگیم می شود
حال انتخاب با من است که تمام سعی ام این باشد در هر شرایطی احساسم را خوب نگه دارم
و همه امتحان کرده ایم که وقتی احساس خوب است ، ذهن هم آرام است و قلب هدایت ها را به زیبایی دریافت می کند و وقتی این روش عادت
می شود به یکباره نگاه می کنی که مدتهاست
ذهنت باز است و به هیچ چیز جز یک زندگیه با کیفیت زیر سایه ایمان به خداوند فکر نمی کنی ،حالِ درونت فوقالعاده است
و در لحظه حال زندگی می کنی نه بحثی با کسی
نه دلهره و نگرانی فقط و فقط با آرامش قدم برداشته و سعی می کنی آگاهانه چشم انداز جلوی
خودت را ببینی در واقع فضا را باز کنی تا خداوند هدایت هایش را به زیبایی بر قلبت جاری کند .
واقعا تمرکز بر هر آنچه که فضای ذهن مرا زیبا
می کند آن هم در شرایطی که ناجالب است
کارِهر کسی نیست اما با هرروز تمرین و دیدنِ
داشته هایم و شاکروسپاسگزار بودن بابتشان
در واقع به ادامه دادن احساسِ خوبه خودم کمک
می کنم و حتی سلامتی روح و روان و جسمم
به اندازه کافی و قبل از شنیدن این صحبت های
ناب و ارزشمند و سرنوشت ساز من چه حال و روزی داشتم کلاه خودم رو قاضی کنم
و الان مریم چه حال و روز و زندگی دارد که روزی هزار بار خدارو بابت تک تک لحظه هایش شکر و سپاس
می گویم .
همانطور که استاد فرمودند بالاترین مورد همان کنترل ذهن است که هر لحظه سعی کنم برآن
اِشراف داشته باشم به هرحال جدا از وجودم نیست
پس می توانم کنترل آن را در دست گرفته و همانند کنترل تلویزیون آن را روی صفحه آینه قرار داده و سریال زندگی در بهشت ،سفر به دور آمریکا یا هر کدام از فایل های نورانی با صدای استاد جان و مریم بانو را ببینم و حالش رو ببرم والا بخدا
کلی لذّت و زیبایی و احساس عالی و تمااام.
همه چیز همین نگه داشتن احساس عالی و آرامش و هر لحظه از زندگی لذّت بردن است با هر شرایط و امکاناتی
بعد این قدر خداوند جایزه های خوشگل و موشگل برات می فرسته و یه اتفاقاتی
دست به دست هم می دهند و کن فیکونی به راه
می افتد که بیا و ببین و فقط با تمام وجودت
می گویی خدایاشکرت ،
واقعا من تا قبل از آشنایی با استاد جانم
کجا بودم اصلا بودم
نه والا نبودم
من خودم به شخصه سه ساله که به لطف خداوند افتخار همراهی با استادِ بزرگوارم رو دارم
هر روزش روزی خاص و ویژه بوده و لبریز از
معجزه های رنگ و وارنگ از همه رنگ و اصلا یادم رفته حالِ ناخوب چیه ،شرایط ناجالب چیه فقط این رو
می دونم که
با خداوند بودنم و تنها و تنها از او هدایت خواستن
زندگی در بهشت این دنیا و دنیای دیگر را تجربه خواهم کرد ،
زندگی همین قدر برایم لذّت بخش شده که روی موتور قشنگمون که می نشینم با عزیزدلم مصطفی
انگار یه ماشین آخر سیستم سوارم
این قدر که ذوق می کنیم و شاد هستیم و از دیدن زیبایی های آسمان و زمین خداوند مهربونمون کلی لذّت می بریم ،
مثلِ امروز که صبح با عشق بیدار شدیم و سوار بر رعنا و زیر باران رفتیم و آش و نون بربری گرمه گرفتیم و کلی شورو شوق و لذّت بردن از طراوات و شادابی که همه جا حکمفرما بود و به قول مصطفی جان واقعا این حس و حالِ خوب چند؟؟؟!!!!!همین قدر ساده ،دلنشین و دلچسب که خداوند هم لذّت می برد ،
ای جوووونم چه خدایی داریم
قدرش را هر نفس باید دانست که چه کرده برای ما در این دنیای زیبا و لبریز از فراوانی و زیبایی و
نعمات فراوان
همه چیز اوست حتی حساب بانکی ات ،
رئیس بانک مرکزی کیست او خودش خزانه دار کل هستی ست فقط کافیست به او ایمان داشته
باشم و قدم از قدم که برمی دارم از خودش هدایت
بخواهم و همیشه در مسیر راستی،درستی و پاکی
ادامه دهم
اشک شوقم جاری و بر زبانم فقط ذکر شکرگزاری جاریست
پذیرشم بالا می رود ،در هر شرایطی سربلند بیرون
می آیم و طعم واقعی خوشبختی و سعادت را با دل سپردن به خودش می چِشم
آن وقت است که
با هر داشته ای حالِ دلم خوب است و با صبرو امید و توکل و یک دنیا عشق به خودش ادامه
می دهم و
او معجزه می کند ورای تصوّرات من …….
در پناه خداوندمهربانم و نور هدایت هایش
هر لحظه شاد،سلامت، ثروتمند، سعادتمند، خوشبخت و موفق و عالی باشید و بدرخشید، عاشقتونم.
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
متشکرم متشکرم متشکرم
به نام هو اول و آخر یار ، خدای نور ، خدایی که عاشقانه هدایت و حمایتم میکنه
« پروژه درک عمیقتر قوانین خداوند _ قسمت شش 6 »
سپاسگزار خداوندم که اینقدر من رو عاشقانه دوست داشت و به من لطف داشت که من رو در این مسیر هدایت قرار داد و نور مسیر من بوده و هست ، هر لحظه سپاسگزاری میکنم برای این مسیر زیبا که وارد شدم تا تکاملم رو در بهترین حالت ممکن و کاملا هدایتی طی کنم .
با عرض درود و ادب و احترام خدمت استاد عزیزم کسی که دست خداست برای من ، و خانوم شایسته بزرگوار و مهربون ، و به تمامی خانواده دوست داشتنی و هم فرکانسم خانواده صمیمی عباسمنش .
در این قسمت ششم، که در رابطه با موضوع : ” شرایط دریافت هدایت خداوند ” هست، بیصبرانه منتظر شنیدن این فایل هستم، و از خدام میخوام تا که هدایتم کنه تا که ردپام رو به صورت هدایتی به ثبت برسونم.
اگر تعریف ما از شهود این باشه که خداوند داره ما رو در مسیر هدایت میکنه، « همانطور که در قرآن فرمودن : بر ما واجب شده که شما رو هدایت کنیم » « البته یعنی هدایت به سمت و هر طرفی که خودمون بخوایم » ، اگر شهود رو به عنوان این قضیه در نظر بگیریم زمانی ما هدایتهای خداوند رو دریافت میکنیم که بتونیم احساس خودمون رو خوب نگه داریم، اگر ما تو حالت عصبانی باشیم شیطان فقط داره با ما صبحت میکنه، یعنی در اون زمان و لحظه اون چیزی که به اسم شهود میشنوی اون شیطانه !، تو حالت غم و ناراحتی و خشم این شیطان هست که در واقع با ما داره گفتگو میکنه، و خداوند در قرآن هم میفرماید : که نبوده زمانی که ما به پیامبری وحی کنیم و شیطان نجواهاش رو ارسال نکرده باشه، در تمامی موارد شیطان هر لحظه داره نجوا میده و این اتفاق افتاده، و این رو استادجان چه مثال درستی رو گفتن که ما هر روز داریم در زندگی خودمون میبینیم این موضوع رو، وقتی که ما اعصابمون خورده و افکار منفی و … توی ذهن ما میاد، و اگر که ما بتونیم توی اون شرایط نامناسب فقط و فقط تمرکز به زیباییها و نکات مثبت رو داشته باشیم و فقط به این موضوعات تمرکز کنیم اون وقته که هدایت میاد، اون وقته که « شهود » کار میکنه، در واقع شهود توی احساس بد نمیتونه بیاد، و اگر هم که کسی احساسش بد باشه نمیتونه هدایت رو دریافت کنه.
شرایط دریافت « هدایت »، شرایط دریافت « پیام خداوند »، زمانی اتفاق میفته که قلبمون بازه، وقتی قلب بسته باشه که چیزی دریافت نمیکنیم، اگر که ما این موضوع رو درکش کنیم اون وقت زمانیکه اتفاق ناجالبی میفته میتونیم از یه زاویهای نگاه کنیم که بگیم الخیر فی ما وقع، هر اتفاقی هم افتاده خیرش به اینه، اگر بتونیم اینجوری نگاه کنیم به این اتفاقات و بتونیم با این نگاه خودمون رو آروم کنیم اون وقته که خداوند میاد میگه خب حالا قدم بعدی رو اینجوری بردار، و بعدش قدم بعدی رو برمیداریم بعد یه سری اتفاقات میفته، بعد دوباره حالمون رو خوب نگه میداریم و بعدش هم قدم های بعدی اتفاق میفته، یعنی این هدایته که داره میگه که یه کاری انجام بده، و هدایته که میاد بهمون یه کار عملی رو میگه.
این دنیا یه دنیای فرکانسی هست، و ما در درجات و طبقات مختلف فرکانسی هستیم، توی فرکانس منفی و ناراحتی و در واقع وقتی که حالمون بده و خشم و غم و احساس بد و افسردگی و … و در واقع هر نوع احساس بدی که میتونیم اسمش رو بزاریم، و در واقع توی اون طبقات پایین ما دسترسی به آگاهیهای بالا رو نداریم و این فقط شیطان هست که داره با ما صحبت میکنه، و ما زمانی دسترسی به آگاهیهای بالا رو داریم که بتونیم از اون احساس خودمون رو آگاهانه بیاریم بیرون، و وقتی که از اون فضای منفی بیایم بیرون و در واقع به اون آرامشِ برسیم یه سری هدایتها میاد و بهمون میگه که چه کارهایی رو باید انجام بدیم، و زمانی که انجام میدیم این کارها رو با خداوند هم جریان میشیم و توسط خود خداوند هدایت میشیم و بعد از مدتی میبینیم که زندگیمون از این رو به اون رو میشه.
و وقتی هم که یه سری اتفاقات به ظاهر منفی و بد و ناجور میفته، و زمانی که ما بعدش سعی میکنیم خودمون رو آروم کنیم، و بعدش به شکلهای مختلف میبینیم که یه سری هدایتها میاد و بهمون گفته میشه که ما باید چیکار کنیم، و زمانی هم که گام برمیداریم و حرکت میکنیم خواهیم دید که نتایج هی بزرگ و بزرگ و بزرگتر میشن.
پس بنابراین نتیجه گیری که میکنیم در بحث شهود اینه که اون منبع هدایت و نور راهنمایی خداوند همیشه وجود داره و همیشه در دسترس هست، ولی زمانی ما میتونیم دریافتش کنیم که بخوایم، با همینجوری که بتونیم احساس خودمون رو خوب نگه داریم توی اون شرایط و نزاریم که شیطان بر ما مسلط بشه و یکی از بهترین تفکرها هم همین الخیر فی ما وقع هست، و این یه باوره، وقتی که اتفاقات به ظاهر بد بیفته و توی ذهن ما الخیر فی ما وقع باشه اون اتفاق رنگش عوض میشه توی ذهن ما، شاید از نظر بقیه هنوز خیلی ناجالب باشه ها، ولی توی ذهن ما رنگش عوض میشه، اونکه رنگش عوض میشه و اونکه احساسش اونقدر بار منفیش کم میشه و بار مثبتش یه ذره بیشتر میشه ( ما فقط باید بتونیم یه ذره حالمون رو بهتر کنیم و هی اون رو گسترش بدیم )، و ادامه بدیم تا برسیم به یه حالت آرامش، با همین باور که خداوند فقط و فقط برای من خیر مطلق میخواد، شاید ظاهرا یه اتفاقا ناجالب باشه ولی حتما خیری توش هست اگر که ما بتونیم احساسمون رو خوب نگه داریم.
به قول استاد اگر که بدونیم احساس بد آتیشِ میتونیم جلوی خودمون رو بگیریم که دستمون رو توی آتیش نکنیم، فقط مشکل اینجاست که ما نمیدونیم این احساس بد اینقدر بده، ما نمیدونیم این سمِ، سمِ وحشتناک هست و از هر سمی خطرناکتره احساس بد، اگر که ما بدونیم اینقدر خطرناکه حتماً یه راهی براش پیدا میکنیم، حالا یا با تغییر نگاهمون، یا با به یادآوردن اتفاقات ناجالبی که بعدا خیر شده توی زندگیمون، ما یه عالمه اتفاق ناجالب برامون اتفاق افتاده قبلا هم و دیدیم که تهش خوب در اومده، و یا با اون نگاهی که میگه هر آنچه مرا نکشد قویترم خواهد ساخت، این یه باور قویتری هست، یه باوریِ که پس قویتر شدم، و این اتفاق از من یه آدم قویتری ساخت، و بینهایت مثال داریم از آدمهایی که توی شرایط خیلی سخت و بلاهایی که سرش اومده بجای اینکه باعث بشه بزنتش زمین باعث شده که حرکت کنه و انگیزه حرکت رو داده بهش، و اگر که ما بتونیم با این نگاهی که اگر بتونیم احساسمون رو توی هر شرایطی خوب نگه داریم و هی بهتر و بهترش کنیم « لاجرم » اتفاقات خوب میفته برامون و این قانون خداوند هست، و باید تلاشمون رو بکنیم که به این حد از ایمان برسیم و هی این ایمان رو بیشتر و بیشترش کنیم، و وقتی که ما بتونیم این کار رو انجام بدیم اینقدر اتفاقات خوب و زیبا برامون میفته که میتونیم بگیم که اصلاً اتفاق بدی برام نیفتاده این سالها و همش خیر بوده و خیر، و اینقدر درصد اتفاقات خوب زیاد میشه برامون و … .
بنابراین این کاری هست که ما باید انجام بدیم، و ما باید به این وضوح برسیم که قانون هست که به ما میگه احساس خوب = اتفاقات خوب، و احساس بد = اتفاقات بد، اون زمان هست که ما میتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم، ممکنه کار راحتی نباشه اما کار شدنیای هست، و اگر که بتونیم این کار رو انجام بدیم جایزهش و پاداشش رسیدن به هر آنچه که میخواهیم هست و داشتن زندگی عالی در تمام ابعادش هست.
خدا میدونه که من چقدر به این فایل احتیاج داشتم، و از خدام هزاران بار سپاسگزارم که من رو در زمان مناسب به مکانهای مناسب هدایت میکنه، و جواب و پاسخ سوالات من رو به بهترین و راحتترین و مفهمومیترین شکل ممکن بهم میرسونه، دیشب یه سری اتفاقات افتاد و منم سعی کردم که همین نگرش مثبت رو داشته باشم به موضوعات و …، اما میخواستم که نظر استاد رو هم در این باره بیشتر بدونم و به دنبال فایل مناسب در رابطه با اون موضوع میگشتم، و همین شد که امروز صبح اولین فایلی که دارم گوش میکنم در رابطه با همون موضوع هست، و واقعا که بعد از شنیدن و نوشتن این فایل ایمانم هزاران برابر بیشتر شد، و تونستم یه سری ایرادهام رو پیدا کنم و …، و سپاسگزار خداوندم که خودش من رو در بهترین زمان به بهترین جواب ممکن رسوند و هدایتم کرد تا که ردپام رو هم به ثبت برسونم.
خدایاشکرت برای همه چیز، هر چیزی که از تو به من میرسه سراسر خیر و خوبی هست، واقعا الآن بعد از شنیدن این فایل میتونم بگم که حسم هزاران برابر بهتر شد، خدایاشکرت ❤️🙏🏻، واقعا الآن میخوام شروع کنم به شکرگزاری و هر چقدر که بیشتر ادامه میدم به این نتیجه میرسم که ما هیچوقت نمیتونیم شکر نعمتهای خدا رو به جا بیاریم، حتی اگر هر لحظه هزاران بار خداوند رو شکر کنیم بازم کمه، خدایاشکرت بخاطر همه چیز، بخاطر این مسیر هدایت، بخاطر داشتن استادی به این خوبی، بخاطر ادامه دادن و گام برداشتن و هدایتم در این مسیر زیبا، بخاطر تمام نعمتهایی که هر روز بیشتر بهمون میدی، خدایا تا تو رو دارم همه چی دارم، خدایا شکرت، هر چه از سوی تو رسد سراسر خیر است، و همه چیز دست توعه خداجونم ❤️🙏🏻
من هم مثل بقیه دوستان هم فرکانسیم به صورت مستمر در این پروژه حضور پیدا میکنم ، و ردپام رو در هر گام به جا میزارم ، و این حال خوبم رو با دوستان عزیزم در این مسیر زیبا و تکاملی به اشتراک میزارم ، انشاالله نتایجی که دریافت میکنم و البته روز به روز هم بزرگتر و با کیفیتتر میشن در طول قدم های بعدی خواهم نوشت .
همیشه اول از همه خداروشکر میکنم برای همه چیز و بخصوص این مسیری که من رو درش هدایت کرد، و دوم از استاد نازنین و عزیزدلم و استادی که واقعا دست خداست برای من، و همچنین ممنونم از خانوم شایسته عزیز و بزرگوار، سپاسگزارم ازتون، سپاسگزارم بابت اینهمه فایلی که با عشق تهیه میکنید و ما هم با عشق فایلها رو دنبال میکنیم .
با عشق و احترام از عرفان خزائی ، 14 بهمن 1404
بسم الله الرحمن الرحیم
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام
سلام به استاد عزیزم ، خانم شایسته نازنین و دوستان جان و گروه تحقیفاتی در این مسیر نورو عشق و انرژی
خداقوت
ماهدایت میشویم
و الهامات بصورت راحت و آرام و آسان و ساده زمانی که ما آرام هستیم و آرامش داریم و شادیم و خوشحالیم و از زندگی با حال خوب و احساس خوب و شوروشوق خیلی زیاد لذت میبریم بما الهام میشود و ما الهامات را دریافت میکنیم.
یعنی اینکه الهامات همیشه هستند و خداوند در هرلحظه مارا هدایت میکند چون هدایت مارا جزء وظایف خودش قرارداده است ، اما ما کی هدایتها و الهامات را دریافت میکنیم .؟ می فهمیم ؟ درک میکنیم ؟ میشناسیم ؟
زمانی که آرام هستیم و آرامش داریم و احساس خوبی داریم
زمانی که ما ترس و نگرانی و ناراحتی داریم در مدار دریافت الهامات و هدایتها نیستیم .
زمانی که ترس و نگرانی داریم مثل اینکه ما بسته پستی داریم و پستچی بسته رو آورده و در میزنه اما ما فکر میکنیم که دزده
و در رو بروش باز نمیکنیم .
ما زمانی که ترس و نگرانی و ناراحتی داریم ، نجوا های شیطان رو دریافت میکنیم و شیطان فرصت خوبی پیدا میکنه که به ذهن ما دستور بده و ما در شرایط دریافت الهامات الهی نیستیم . و دسترسی به مدار دریافت الهامات نداریم .
مثل اینکه در نقطه ای دورافتاده مانند یک جزیره در اقیانوس آرام باشیم که هیچ خط راه آهن ، مترو و فرودگاهی در آنجا نیست و بخواهیم 10 ساعته خودمون رو به تهران برسانیم .
ما اصلا در فرکانس مناسبی برای دریافت الهامات نیستیم و این فاصله فرکانسی فقط با هماهنگی ذهن و روح اتفاق میافته و این هماهنگی نیاز به یک ایمان و باور تزلزل ناپذیر است که حاصل یک تغییر نگرش اساسی در ذهن است .
الهامات ( شهود ) زمانی می آید که من آماده دریافت آنها باشم .
وقتی که نگران هستم و ترسیدم و ناراحت هستم قدرت رو به خودمون دادیم و باشرایط موجود قدرت خودمون رو میسنجیم و میبینیم که ای وای من قدرت و توانائی حل این مسئله رو ندارم و هرلحظه به ترس و نگرانی و ناراحتی من افزوده میشود .
اما اگر قدرت رو به خدای خودم بدهم و به الخیر فی ماوقع ایمان و باور داشته باشم و به خدا توکل کنم و از او مدد بخوام دیگر نگران نیستم و آرامم و آرامش دارم و هر لحظه منتظر دریافت الهامات و هدایتهای خداوند هستم .ترس نداریم و از شرایط ناراحت نیستیم و خود رو در دستان پر مهر خداوند رها و آزاد میبینیم و به الهامات و هدایتهای خداوند ایمان و باور داریم . وباور میکنم که خداوند بمن که پاکترین و مقدس ترین انسان و آفریده خدا در روی کره زمین هستم الهام میکند ، و در این شرایط از نتایج کوچک و بزرگی که قبلا از اعتماد به خداوند و این انرژی و این جریان الهی بدست آوردیم با یادآوری آنها ایمان و باور و بقین خودرو بهتر و بهتر و بیشتر و بیشتر میکنیم و در این زمان توانستم حال خودم رو خوب نگه دارم و احساس خوبی داشته باشم و پنجره رو باز کردم تا نور امید وارد قلبم شود .
الهامات و هدایتها رو دریافت میکنم و میفهمم و درک میکنم و با ایمان به آنها عمل میکنم .
و این نگاه و نگرش در همه زمینه ها مرا یاری می کند . چون خداوند در هر لحظه منو هدایت میکند و بمن الهام میکند فقط باید شرایط دریافت آنها را داشته باشم من باید با حال خوب و احساس خوبم اجازه ورود الهامات و هدایتهارا به قلبم بدهم .
من باید با حال خوب و احساس خوبم پنجره رو باز کنم .
و وقتی با ایمان و باور و یقین منتظر دریافت الهامات و هدیتهای خداوند باشم ، الهامات و هدایتها از را میرسند و من در آغوش پر مهر خداوند در هر لحظه آزاد و رها از لحظه لحظه زندگیم لذت میبرم .
خدایاشکرت
خدایاسپاسگزارم
خدایا عاشقتم که عاشقمی
سلام استاد عزیزم خانم شایسته دوست داشتنی و دوستای خوب
وَ عَسى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لاتَعْلَمُونَ
چه بسا چیزى را خوش نداشته باشید، حال آن که خیر شما در آن است; و یا چیزى را دوست داشته باشید، حال آن که شرّ شما در آن است. و خدا مى داند، و شما نمى دانید.
این آیه را اولین بار سالها قبل وقتی منتظر نتایج کنکور بودم و حال چندان خوبی نداشتم و از خداوند کمک میخواستم با بازکردن قرآن بهش رسیدم . جالبه درست تو همان لحظه فهمیدم قبول نمیشم . فشار زیادی روم بود استادها ازم توقع رتبه دو رقمی داشتند اما سر جلسه نتونستم ذهنم را کنترل کنم و از شدت استرس ضرب ۲×۳ یادم نمیومد.
الان سالهاست اون حالتها از وجودم رفته به لطف خدا و اون مسئله باعث شد خیلی مسیر زندگیم تغییر کنه که البته برام خوب بود.
بار دوم وقتی چند ماه پیش به تضادی در زندگیم برخوردم که کمی کنترل ذهنو برام مشکل میکرد (ذهنم مدام میگفت چرا الان که داری روی خودت کار میکنی باید این مشکلات تو زندگیت بیاد)از خداوند خواستم هدایتم کنه و فردا صبح به لطف خدا به یکی از قسمتهای زندگی در بهشت هدایت شدم که استاد و مریم جان در حال تمیز کردن خانه بودند ، کلی تار عنکبوت روی پنجره بود و داشتند تمیز میکردند استاد یه جا استادند و گفتند بچه ها وقتی دارید روی خودتون کار میکنید و بیشتر اوقات حالتون خوبه هر اتفاقی که افتاد شک نکنید به صلاح شماست و در مسیر رساندن شما به خواسته تون است (الخیر فی ما وقع) چشام گرد شده بود باورم نمیشد چقدر راحت چقدر واضح هدایتم کرد جوابم را داد و البته ادامه داشت دقیقا اون روز به فایلی در ۱۲قدم رسیدم که با این آیه شروع شد و موضوع آن قسمت تفسیر این آیه بود و به جرات میتونم بگم یکی از زیباترین فایلهایی است که تا به حال شنیدم هربار برام لذت بخشه بینظیر.
میدونید لذت اینکه دارم هدایت میشم و دارم جنس هدایت را درک میکنم اونقدر زیاد بود که اون تضاد را خیلی کمرنگ و بعد محو کرد از زندگیم.
خدارا هزاران بار شکر میکنم برای هدایتهای بینظیرش که وقتی حالم خوبه قلبم بازه به خوبی صداش رو میشنوم یه صدایی که حالتو خوب میکنه در اوج شرایط بظاهر نامناسب دلت رو قرص میکنه لبخند روی لبت میاره درست مثل الان که ذهنم مدام میخواد از ، از دست دادن خونمون بگه اما قلبم آرومه خیالم راحته اخه من صداشو میشنوم قویتر از صدای ذهنه بالاتر از ترس و مدام میگه الخیر فی ما وقع و فقط خدا میدونه چه لذتی داره تو شرایط به ظاهر نامناسب باشی و بتونی احساستو خوب نگه داری و اینجاست که میفهمی داری رشد میکنی، هنوز در مسیری ، داری راه را درست میری و به خودت افتخار میکنی.
ای آن که طلب کار خدایی، به خود آ
از خود بطلب، کز تو خدا نیست جدا
اول به خود آ چون به خود آیی به خدا
اقرار بیاری به خداییّ خدا
سپاسگزارم با همه وجود استاد عزیزم