درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۶ - صفحه 10 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

467 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    –– –• •••• گفته:
    مدت عضویت: 1590 روز

    درود فراوان به استاد عباس منش

    این گفتگو از دیروز تا الان داره زندگیم رو زیر و رو می‌کنه 😂😍

    خدا رو صد هزار مرتبه شکر بخاطر این نشانه.

    که این روز ها بهترین نسخه ای بود که میتونستم در مدارش قرار بگیرم.

    یه وقتایی انگار نیازه برگردم به فایلهای قدیمی دوباره و دوباره گوششون بگیرم تا اون مفاهیمی که قبلاً نتونستم برداشت کنم الان برداشت کنم.

    من این گفتگو با آقای عرشیانفر رو قبلا بارها گوش داده بودم. ولی الان انگار دارم یه چیز جدید می‌شنوم . آقا این نکات طلایی کجا بود که من تازه دارم می‌شنوم . مطمئنم قبلا بارها گوشش دادم ولی چرا تازه است 😂😂

    خدا رو صد هزار مرتبه شکر بخاطر این فایل و آگاهی های ناب اون.

    یکی از درخواست های من اینه که روزی خودم این چنین گفتگویی با استاد عباس منش داشته باشم و بتونم به عنوان یه شاگرد که با موفقیت زندگیش رو متحول کرده مثال عینی باشم برای استاد عباس منش که به بقیه معرفی بشم و استاد تایید کنه این اون کسیه که آموزه ها رو به خوبی اجرا کرده اینم نتایجش.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
    • -
      سعیده شهریاری گفته:
      مدت عضویت: 1605 روز

      حمید عزیز ، بینهایت ازت سپاسگزارم برای کامنتی که گذاشتی

      کامنت های تو ،من رو مثل کارآگاه گجت با یک چراغ قوه فایل به فایل میچرخونه و باااورت نمیشه چقدر فایل های که از کامنت های شما هدایت میشم ، right away همون چیزی که فکر من رو درموردش درگیر کرده ,و به قول استاد بعد دیدن هر فایل ی ذره آگاه تر ، ی ذره آرومتر میشم !

      واقعا من هر روز حس میکنم با دیروزم فرق میکنم 😂 میگم دیروز انقدر آروم نبودم،دیروز انقدر امیدوار نبودم ،دیروز انقدر قشنگ نبود همه چی 😂

      دیووونه شدم یعنی ؟

      فردا که میشه ،انگار سعیده ی دیروز خیلی پرت بود الان خیلی خوبه

      تجربه این احساس اگر تجربه بهشت نیست پس چیه ؟ هر روز قشنگتر از دیروز …

      خداروشکر صدهزار مرتبه شکر

      من عاشق واژه ی لاجرمِ استاد هستم ،

      تو جواب دوستمون در فایل جلسه ٣درامد ٣برابری ازش استفاده کردم امروز ،خیلی بهم حال داد

      تو فایل هدایتی امروزم تو قدم نهم

      استاد ی عبارت تاکیدی رو میگن که کائنات و قوانین هستی در کارند تا ثروت و نعمت را وارد زندگی من کنند بعد توضیح میده ،اقاجان ،کاری نداشته باش چه جوری

      تو روی خودت کار کن ،وارد مدار بالاتر بشی ،خواسته هات لاجرم اونجا هست 😂😂🤩🤩

      حالا این سومین لاجرم امروزم هست که تو این فایل شنیدم که خدا گفت

      اگر بتونی این روز ها که ی اتفاقاتی داره تو زندگیت میفته که ممکنه ذهنت رو بهم بریزه ،اگر بتونی ذهنت رو کنترل کنی و احساست رو خوب نگه داری ،لاجرم این اتفاق برای تو خوب خواهد بود 😻

      اصلا ببین این واژه لاجرم مزه و بوی بهشت میده وقتی از زبان استاد جاری میشه !

      شبیه کلمه فیها خالدون تو قرآن ،به جان آدم میشینه

      شبیه اون نوشابه شیشه ای تگری با کلوچه که دم مغازه وایمیستادیم میخوردیم بعدش می‌گفتیم آخییییییش….

      صحبت کوتاه کنم و سرت رو بدرد نیارم

      هم خواستم ازت تشکر کنم

      هم یادآوری کنم ،پسر یاااادت نره

      لاجرم خواسته ها محقق میشوند

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
      • -
        –– –• •••• گفته:
        مدت عضویت: 1590 روز

        دروووووود فراوان و رحمت الله مهربان به سعیده خانم خواهر بزرگوارم.

        فکرشو بکن من تمام کامنتها رو چک کردم و اینو ندیده بودم، ماجرای زمان و مکان مناسب چقدر دقیق کار می‌کنه. باورت میشه امروز سر کار یه چرت زدم، بعدش توی خواب داشتم نق میزدم ، بعدش گفتم حمید چرا این کارو با خودت میکنی، تو که میدونی داری بیشترش می‌کنی ، رها کن بره. یعنی من تو خواب هم عباسمنشی عمل میکنم.

        سعیده جان مثال کارگاه گجت چقدر خندیدم. و نکاتی که میگی واقعاً همینطوره واقعاً تغییرات روزانه است ،یه وقتایی ساعتی. یه فایل میبینی میگی اخیش حالم خوب شد. و منی که هنوز حواسم نیست ایموجی باز میکنم که بذارم بعدش یادم میاد غیرفعاله.

        واقعاً این لاجرم عجب کلمه ای هست، شگفت انگیز. اصلا چیکار داری بعدش چی میشه، تو فقط کار خودت رو بکن سیستم همیشه درست جواب میده.

        ببین تو پالایشگاهی که کار میکنم، برای هر اتفاقی از قبل تجهیزات اندیشیده شده، مثل شرایط شغل خودتون. یعنی نشت گاز سمی یا نشت گاز قابل اشتعال یا آتش سوزی برای هر کدوم سنسور های آشکار ساز وجود داره. هر وقت بخوان تعمیرات کنن این تجهیزات رو باید غیر فعال کرد، چون اگه فعال باشه و مثلا سنسور آتشسوزی فعال بشه اون واحد شات دان میده، پونزده دقیقه بعدش واحد بالا دستش و بعدی و بعدی تا کل پالایشگاه شات دان بشه. یبار یادشون رفته بود بخاطر کار جوشکاری سیستم رو غیر فعال کنن. مجوز کار صادر میشه و جوشکار کارش رو شروع می‌کنه، به محض برخورد الکترود جوشکاری سیستم اعلام حریق کرد.

        این قصه رو گفتم که اول به خودم بگم و برای شما هم یه تصویر سازی بشه. سیستم ساخته دست بشر اینجوریه که با یک شعله کوچیک جوشکاری از لابلای صدتا لوله می‌تونه آتیش رو پیدا کنه و آژیر بزنه…

        قوانین دقیق رب العالمین که خیلی دقیقتر از ساخته های دست بشر لاجرم کارشو درست انجام میده. همون مشیت ها که استاد همیشه میگه. اونها همیشه و همیشه و همیشه دقیق کار می‌کنه. سیستم خدا همیشه کارش درسته. ممنونم بابت تلگراف دقیق و به موقع ، در زمان و مکان مناسب. در پناه رب العالمین جان همواره شادکام و ثروتمند و سلامت و موفق باشی و میلیاردر. زودی میلیاردر شو.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    آتنا شکیب گفته:
    مدت عضویت: 559 روز

    به نام خداوند حی و حاضر که همیشه هست و در قلبم هست و نزدیکمه و منو دوست داره و همیشه برام خیر و خوبی می‌خواد ، خدای سخاوتمند که رحمتش گسترده ست و هر که در مسیر او باشه و بخواد ازش و به قدرت و عظمتش ایمان داشته باشه و اعتماد کنه که تنها قدرت جهان ربه هدایت میکنه و باور کنم خدا هیچ موقع منو تنها نمیزاره و او با من هست همه جا ، من از خدا جدا نمیشم اوست در هر دم و بازدمم .

    پس باید باور کنم که خدا از من جدا نیست و تحت هر شرایطی منو دوست داره و می‌خواد به من کمک کنه و منو هدایت میکنه ،

    پس حالا من باید چیکار کنم در این دنیای مادی که خدا بهم فرصت زیستن داده ؟

    – باید کنترل ذهن (تقوی) داشته باشم ، باید بدونم خدای عزیز و مهربون برای من خوبی می‌خواد اگر یه اتفاق افتاده بر خلاف میل منه و منی که دارم روی خودم کار میکنم و یا چیز خاصی اتفاقی رو نمیبینم بدونم خدا از پشت صحنه خبر داره من نمی‌دونم اما خدا زنده ست علمش بر محیط گسترده ست بهتر من میدونه پس بهش اعتماد کنم هی نگم خدا چرا من چیزی نمبینم ؟ کی میشه ؟ بلکه بگم خدا جونم تو خوبی میخوای برای من تو بهتر از من میدونی ، من به زمان بندیت اعتماد میکنم ، تو هیچ موقع دیر نمیکنی ، من با ذهنم فقط زندگی بر خودم جهنم کردم حالا خدای مهربونم قشنگم من کم آوردم تسلیم تو هستم به تو میسپارم پس بهت اعتماد میکنم تو منو ببر ، تو منو هدایت کن چی از این بهتر فرمانروای کل جهان خدای عزیز و مهربون که از من جدا نیست در هر دم و بازدم من هست اون منو هدایت کنه در مسیر و دستمو بگیره و منو ببره به سمت خوبی ها و خیریتم و خواسته هام اون بهتر میدونه چی برام خوبه و بهتره ، به قول استاد عزیز که به این قشنگی راهنمایی میکنه از جانب خدای مهربون که بهترین کار همین تسلیم شدن هست مثل حضرت موسی تسلیم شد خدا همه جنبه های زندگیش خوب کرد و بهش این همه نعمت داد و بعد از سرگردونی نجات پیدا کرد و هم از درون به آرامش رسید یعنی با خدا باش پادشاهی میکنی واقعا پادشاهی میکنی ، هر کی از همه لحاظ به هر جا رسیده چه معنوی و حال خوب و چه مادی با اعتماد به خدا رسیده.خوب حالا که قانون اینه که من باید حسم خوب باشه و اتفاقات خوب لاجرم تجربه کنم و بتونم در مسیر هدایت خدای عزیزم اون سیستم هدایتگر خداوند قرار بگیرم خوب پس بیام برای اینکه حسم خوب شه به خداوند اعتماد کنم خدا رو در وجودم حس کنم و باور کنم اون موقع آرامش دارم حسم خوبه هدایت خداوند قدم به قدم به صورت تکاملی دریافت میکنم و به همه جا میرسم و زندگیم بهشت میشه مثل استاد عزیز…

    خوب اینا به کلام و زبون نیست پس به خودم تعهد میدم که عمل کنم حالا که این فایل ها به راحتی در اختیارم هست خوب بیام در زندگی عمل کنم بیام انتخاب های جدید تجربه های جدید داشته باشم با هدایت های خداست که از این محدودیت ها بیرون میام ، نه فقط بر اساس انتخاب ها و تجربیات گذشتگان و ذهن محدود م زندگی کنم ، پس بیام زندگی رو زندگی کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  3. -
    میترا گفته:
    مدت عضویت: 2339 روز

    سلام استاد وقت بخیر

    استاد الان بیشتر از هروقت دیگه ای نیاز داشتم به شنیدن و تکرار این آگاهی ها ،

    که زدم روی نشانه من و هدایت شدم به چیزی که باید می‌شنیدم ،

    احساس خوب = اتفاقات خوب

    تنها وظیفه من این که به هر شکلی که میتونم احساسم رو خوب نگه کنم توی این شرایط ، که شرایط به ظاهر بدی هست ، لاجرم ، لاجرم اتفاقات خوب برام میفته ، استاد نگاه الخیر فی ما وقع ، دقیقا چیزی بود که الان باید به یاد میاوردمش و اینکه انا علینا للهدی

    استاد شاید برای روزایی اصلا خدا رو فراموش کردم و چیزی که می‌دیدم رو باور کردم و متعجب که خدایا چرا ،

    بله استاد کار راحتی نیست ولی کار شدنیه

    استاد الان بیشتر از هرزمان دیگه ای قددران تک تک نعماتی هستم که نمی‌دیدم و شاید کمتر بهشون توجه میکردم و دیدم خدایا من چه خانواده پشتیبان و خوبی دارم خدایا چقدر حواست به من هست در صورتیکه خودم حواسم به خودم نبوده حتی این لحظه ای که در نهایت آرامش توی این سایت الهی خودمون هستم و کامنت می‌نویسم ، و متعجبم که چطور خدا هدایتم می‌کنه به اون چیزی که همون لحظه نیاز دارم بشنوم و به یاد بیارم ،

    چطور من فراموش میکنم که خدا هیچوقت و هیچ لحظه ای از تمام حیاتم منو فراموش نکرده و بی اذن اون برگی ،حتی برگی از درخت نمیفته

    و هیچ قدرتی ، هیچ قدرتی جز قدرت خدای بزرگم نیست که فرمانروای تمام عالم هست و جز اون کسی نیست .

    خداروبا تمام وجودم سپاس که دوباره به یادم آورد و ممنونم استاد عزیزم .

    همون خدایی که هر لحظه هدایت کنندس برای مایی که لبیک بگیم و بشنویم و باور کنیم که بهتر می‌دونه الان چی نیاز منه. کدوم باور کدوم حرف کدوم اتفاق نیاز الان من هست . و وقتی اینطور باور میکنم ، ترسها از وجودم کمتر و کمتر میشن و متوکل تر میشم و این حالم رو خیلی بیشتر دوست دارم که تنها نیستم و رها نشدم …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  4. -
    عاطفه معین گفته:
    مدت عضویت: 1120 روز

    به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

    سلام به استاد عباس منش عزیزم

    سلام به استاد شایسته نازنینم

    و سلام همه دوستان خوبم در این سایت الهی .

    هدایت _

    همین الان که اومدم بنویسم یه حسی بهم گفت با آیه های قرآن شروع کن به خدا گفتم کدوم یکی ؟

    و همون لحظه یک ماشین از خیابون رد شد و صدای قرآنی که راننده تا آخر زیادش کرده بود به

    گوشم رسید و من با عشق و اشک هایی که بی اختیار جاری شدند می نویسم :

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

    به نام خداوند رحمتگر مهربان

    وَالضُّحَى

    سوگند به روشنایى روز

    وَاللَّیْلِ إِذَا سَجَى

    سوگند به شب چون آرام گیرد

    مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَى

    [که] پروردگارت تو را وانگذاشته

    و دشمن نداشته است

    وَلَلْآخِرَهُ خَیْرٌ لَکَ مِنَ الْأُولَى

    و قطعا آخرت براى تو از دنیا نیکوتر خواهد بود

    وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَى

    و بزودى پروردگارت تو را عطا خواهد

    داد تا خرسند گردى

    أَلَمْ یَجِدْکَ یَتِیمًا فَآوَى 

    مگر نه تو را یتیم یافت پس پناه داد

    وَوَجَدَکَ ضَالًّا فَهَدَى 

    و تو را سرگشته یافت پس هدایت کرد

    وَوَجَدَکَ عَائِلًا فَأَغْنَى 

    و تو را تنگدست‏ یافت و بى ‏نیاز گردانید

    فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلَا تَقْهَرْ

    و اما [تو نیز به پاس نعمت ما] یتیم را میازار

    وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ 

    و گدا را مران

    وَأَمَّا بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ 

    و از نعمت پروردگار خویش [با مردم] سخن گو

    خدای عزیزم یادم که هر آنچه دارم از آن توست

    یادم که هر آنچه دارم متعلق بتوست ، خدایا بودنت داشتنت درک قوانینت بهترین حس دنیاست و من عاشقانه دوست دارم می پرستمت و سپاسگزارتم.

    دیشب زیر نور ماه زیر آسمون پر ستاره سجده رفتم

    و اشک ها ریختم از مهربونی خدا ، آخه تو چرا انقدر خوبی خدای من ! خدایا این همه خوبی رو کجا جا دادی ؟

    هر چی می گذره بهتر درک میکنم مهربان بودنت رو ..

    اخه همه چیز به نفع منه انگار داری میگی هر چی آرزوی خوبه مال تو..

    میگی بخند تا خنده هات بیشتر بشه میگی یک جهانی خلق کردم یک نعمت هایی بهت دادم که تمومی ندارند کافیه فقط حالت خوب باشه کافیه ایمان داشته باشی کافیه غصه نخوری همین !

    قوانینی گذاشتی که همش به نفع منه اخهههه

    یعنی وقتی من آروم باشم نگران نباشم کارهامو به تو بسپارم الخیر فی ما وقع بگم همه چیز به نفعم میشه ..

    خدایا من دور این همه خوبی و مهربونی تو می گردم من عاشقتم رب قدرتمندم من دیوانه این خدا شدم استاد ، هر جا بهش توکل کردم دست رد به سینه ام نزد هر جا آرامشم حفظ کردم تو شرایط بد برام گل کاشت ، حالا اصلا چطور می تونم بهش اعتماد نکنم ؟

    چطور می تونم بگم ولش کن خودم بلدم خودم درستش میکنم ! نه من بلد نیستم به بزرگی خودش هر جا با عقل خودم رفتم جلو گند زدم … و هر جا گفتم من نمی دونم تو می دونی هر جا به دلم بد راه ندادم و گفتم یه خیری توشه و کنترل ذهن کردم کارها جوری درست شد که بقیه باورشون نشد !

    حالا من این خدا رو ول کنم بچسبم به عقلم ؟

    هررررگز

    من این خدا رو ول کنم تو شرایط به ظاهر بد بترسم دست و پا بزنم ؟

    هررررگز

    من سعی میکنم سعی میکنم در مسیر درست بمونم و الخیر فی ما وقع رو هر روز اجرا کنم

    حالمو خوب نگهدارم چون زیر پام سفته چون پشتم به خدا گرمه ..

    بقول خودتون : طبیعی نیست که حالمون بد باشه طبیعیه که همیشه حالمون خوب باشه و من اینو روزی هزار بار به خودم میگم تا یادم بمونه _

    متن زیر رو دیروز بعد از گوش دادن به فایل این جلسه نوشتم و اینجا کپی میکنم .

    همه چیز خلاصه میشه در :

    حال خوب =اتفاقات خوب

    حال بد = اتفاقات بد

    قبل از هر چیزی من باید باور کنم این اصل رو که اگه به هر دلیلی حالم بد باشه اتفاقات بد تجربه می کنم اگه خوب اتفاقات خوب و این حال خوب این احساس خوب باید واقعی باشه نه فیلم بازی کردن !

    حالا که این درک شد و با به یاد آوردن اتفاقات خوب و بد زندگیم متوجهش شدم باورش کردم ، بهش عمل میکنم و هر بار بهتر درکش میکنم و آگاهانه همه چیز رو در دست می گیرم .

    قطعا اولش سخته اما کم کم که انجامش میدم هی بهتر عمل میشه و آگاهانه کنترل ذهن میکنم ،

    در شرایط به ظاهر ناجالب با به یاد آوردن اصل خودمو کنترل و سعی میکنم به چیزای خوب فکر کنم ، دوش گرفتن ، غذا پختن ، نوشتن ، قدم زدن ، بازی با بچه ها و کم کم به احساس خوب رسیدن ، وقتی بارها آدم اینجوری عمل میکنه کم کم یاد می گیره بازی چیه و اتفاقات ناخواسته هم کمتر میشن .

    وقتی به یک سال پیشم نگاه می کنم می بینم هر بلایی سرم اومده از عدم درک این موضوع بوده و متوجه میشم با درک اصل تو این یک سال اخیر چقدر همه چیز خوب پیش رفته چقدر من الخیر فی ما وقع رو خوب در زندگیم اجرا کردم و اتفاقات به ظاهر بد که کم هم بودند برام خوب شدند چقدر آگاهانه حال خودم خوب نگه داشتم و اتفاقات خوب بیشتری رو تجربه کردم .

    و این اتفاقات خوب این هدایت شدن ها این احساس خوب که قبلا چند روز یکبار بود تبدیل شده به هر روز و این بار اگه حالم یک روزی خوب نباشه تعجب می کنم ! دیگه برام عادی نیست حالم بد باشه برام عادی شده که همیشه حالم خوب باشه حتی در شرایط به ظاهر بد !

    و همه اینا از باور میاد از ایمان و توکل به فرمانروای کیهان ، به خداوند جان و خرد که اگه من بهش وصل باشم اگر بهش اعتماد کنم باورش کنم و الخیر فی ما وقع رو اجرا کنم و حرف مفت نزنم آرام باشم همه کارها رو برام انجام میده اونم از جایی که من فکرشم نمی تونم بکنم .

    اما گفتن این حرف خیلی آسون به نظر میاد و در عمل خودش نشون میده اینکه واقعا بتونم در شرایط به ظاهر بد ازش استفاده کنم .

    خدایا کمکم کن در مسیر درست بمونم

    کمکم کن هر جا که باید تغییر کنم به راحتی بپذیریم و تغییر کنم.

    خدای عزیزم ای صاحب اختیارم ای هدایتگر و حمایتگرم تنها تو را می پرستم تنها از تو یاری می طلبم تنها بندگی تو را میکنم و به خودت چشم میگم منو به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آن ها نعمت داده ای

    آمین .

    استاد جانم ازتون سپاسگزارم و دوستون دارم و عاشقتونم عاشقتونم عاشقتونم

    به امید دیدار روی ماهتون در بهترین زمان و مکان :)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  5. -
    ابراهیم گفته:
    مدت عضویت: 1715 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    تشکر از اساتیدی که باعث میشن آدم اصل رو بهتر درک کنه

    برداشت من از فایل که در مورد شهود یا هدایت اینه که خدا به همه الهام میکنه در مورد خواسته هاشون

    در واقع هدایت همه چیز به دست خداست.

    ما زمانی صدای هدایت رو می‌شنویم که در حال خوب باشیم

    احساس خوب همون مرکز و اصلیه که باید بهش برسیم و همواره در اون باشیم تا بهتر متوجه بشیم.

    احساس بد سمه،آتیشه،لبه پرتگاست

    باور الخیر فی ما وقع ما رو از احساس بد دور میکنه

    ذره ذره به سمت حال خوب

    در واقع حال خوب هم تمرین داره و هرچی با تقوا تر باشیم ،بیشتر در حال خوب هستیم.

    اون چیزی که باعث باز شدن قلب میشه موندن در احساس خوبِ

    در حال قلب باز شهود یا هدایت واضح تر و رساتر و درست تر است.

    از استاد شایسته محترم،استاد عباس منش عزیز و استاد عرشیانفر عزیز سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  6. -
    مریم فرقدانی گفته:
    مدت عضویت: 1777 روز

    به نام خداوندبخشنده ومهربان

    سلام به دوستان و استاد عزیز

    🍃🌻🍃فایل بسیار عالی گذاشتین. من در این مدت که عضو سایت هستم و در این مسیر الهی حس و حالم خیلی خوب بود وهمینطور که روی ایمانم به خداوند کار می‌کردم شهریور امسال یکدفعه متوجه شدیم پدرم یه بیماری ناجوری مبتلا هستش. همگی بهم ریختیم وباورمون نمیشدکه پدر عزیزم تا به الان خوب وسرحال یکدفعه وخلاصه اینکه من بهم ریختم ودو روز ذهنم درگیر شد.باخودم گفتم مریم الان باید ایمانت رو نشون بدی الان وقت عمل است وتکرار کردم الخیر فی ماوقع

    وسپاسگزاری کردم برای تمامی داشته هایم و گفتم که هر کسی سری جای خودش است و من نمی‌توانم برای کسی کار کنم. وهمه چیز را با احساس خوبسپردم به خدای مهربانم.

    وخدارو شکر احساسم خوب نگه داشتم و الان هم که دارم یک روز درمیان میام خونه پدرم بهشون سر میزنم و کمکشون کارارو انجام میدم وتوجه میکنم به نکات مثبت واحساسم رو خوب نگه میدارم واستاد عزیز من تونستم وای یک موفقیت بزرگ برای من است والبته که باید بازهم روی خودم کار کنم وایمان قویتری پیدا کنم.وخداوند با صابرین است .واین نکته که گفتین احساس بد مثل سم میمونه ویا مثل آتیشی که آدم رو میسوزونه این مثال باعث میشه که اصلا در حال بد نمونیم و فقط زیبایهارو ببینیم وبه احساس خوب برسیم. احساس خوب= اتفاقات خوب 🙏

    در پناه خداوند شادوسلامت وثروتمند وسعادتمنددر دنیاواخرت🙏🌻🍃🌻🍃🍃

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  7. -
    Nafis گفته:
    مدت عضویت: 1384 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    حفظ آرامش اصلی که همیشه باید اجراش کنم

    چطور انجامش بدهم

    مثل بقیه تمرین ها ، از ساده تر ها شروع کنم از اونجاهایی که پاشنه آشیل نیست

    از اونجاهایی که سخت نیست

    از اونجاهایی که میدونم راحت تر آروم میشم

    مثلا اگر تو زمینه روابط پاشنه آشیل دارم اما تو سلامتی بهترم وقتی با یک بیماری مواجه میشوم یا باید بروم عیادت یک بیمار و اونجا کلی آدم بیمار هست و بحث اصلی هم راجع به بیماری ، میشه با دیدن زیبایی ها

    توجه به نکات مثبت،

    توجه به اندام های سالم ،

    یادآوری بیماری های قبلی که داشتیم و خوب شدیم

    به آرامش برسیم

    میدونم یکباره به آرامش کامل بر نمیگردیم ولی میشه هر بار که افکار مزاحم اومدن دوباره از این ابزار ها کمک بگیریم .

    و چون حساسیتم رو این موضوع زیاد نیست سریع تر به حالت آرامش بر میگردیم

    ولی تو موضوع روابط با کوچکترین حرفی یا رفتاری ممکنه بهم بریزیم و عصبی و واکنش گرا بشیم

    حتی اگر این اتفاق هم افتاد اولین راه چاره اش این است که احساس عذاب نکنیم

    نگیم واای من که این میدونستم نباید واکنش بدهم چرا این کار را کردم

    اول خودمون را آروم کنیم ، سرزنش نکنیم ، با خودمون مهربون باشیم

    بگیم این اتفاق افتاده و تمام

    بعد بیایم بررسی کنیم آیا زمان واکنش نشون دادنم کمتر شده ؟

    آیا تعداد واکنش هام کمتر شده ؟

    آیا سریعتر از اون حالت واکنشی بیرون میایم ؟

    آیا زمانی که طول میکشه تا به حالت نرمال و تعادل برگردم کوتاه‌تر سده ؟

    آیا بعدش خودم را کمتر سرزنش میکنم؟

    بیام توجه کنم به مواقعی که واکنش نشون ندادم .

    مواقعی که بی اهمیت از نظر بقیه رد شدم و کار درست خودم را انجام دادم

    مواقعی که آروم بودم با وجود شرایط محیطی نامناسب

    مواقعی که توجهم را از مشکل برداشتم

    یک راه دیگه هم این است که بیام به یک چیز دیگه فکر کنم

    هر چیزی که حواسم را از روی مسئله بر می‌دارد

    تماشای فیلم

    خواب

    ورزش

    دوش گرفتن

    موزیک

    پختن یک غذای خوشمزه و خوردنش

    هم صحبتی با ی دوست

    بازی گروهی یا گیم

    حتی نگاه کردن به بازی بچه ها

    هر کاری که ذهن اون لحظه پذیرشش را دارد

    مهم ترین وظیفه زندگی خروج از حال منفی و احساس منفیه

    هر چی به خاطراتم رجوع می‌کنم می‌بینم هربار تو خشم یا ترس یا استیصال( استرس شدید) تصمیمی گرفتم و انجام دادم بعدش پشیمون شدم

    مهترین کار ما رسیدن به احساس آرامش است

    تا بتونیم دریچه قلبمون را به روی نور الهی که دارد همیشه میتابه باز کنیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  8. -
    مهدی رضایی گفته:
    مدت عضویت: 1600 روز

    باسلام

    من مهدی هستم، فوق لیسانس الهیات، سال‌ها پیش اساتید مجرب در بهترین دانشگاه‌های کشور الهیات خوندم، قریب به 100 استاد رو تجربه کردم، چند سال فلسفه خوندم، ذهنم بسیار منطقی، سنجشگر و نقاد هست، راحت به پذیرش نمی‌رسم به جرات می‌تونم بگم استاد عزیز، نفس شما از یک عالم دیگه میاد.

    شما فرق دارید؛ مثل بقیه نیستید، با کلمات بازی نمی‌کنید، شما مرده رو زنده می‌کنید. باز تاکید می‌کنم شما خیلی فرق دارید.

    خیلی دوس دارم ی روز ببینمتون، پیشونیتون رو بوس کنم. شما پایان خستگی‌های من هستید پاهای من سال‌هاس در علم و عمل تاول زده. من توی هزارتا نظریه گم شدم. شما آب زلالی هستید که بر سرزمین خشکیده دل من جاری شدید.

    ی روز میبینمتون، برام دعا کنید. میدونم یکی از این ر‌وزها پیامم رو میخونید‌. بگو: “خدایا مهدی رو دریاب”. راسی الان چند روزه مشتری ندارم بغض کردم رفتم نشستم بلوار کشاورز کنار میدون ولی عصر، این فایل رو شنیدم رفتم ی چیپس خریدم الان دارم چیپس میخورم، میدونم فردا به لطف خدا مشتری خواهم داشت. جاتون خالی‌. مراقب خودتون باشید.️️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  9. -
    ازاده گفته:
    مدت عضویت: 2356 روز

    سلام استاد عزیزم

    ممنونم بابت کلام و صحبت های توحیدی شما

    استاد جان من هم به نقطه ای از زندگی خودم رسیدم

    که امیدم از همه غیر خدا بریده شده است.

    الان که به گذشته خودم نگاه میکنم چقدر نگاهم به غیر خدا بوده است و به خلق خدا وابسته شدم و امید بست حتی به هدفم وابسته شدم و تعجب میکردم پس چرا بهش نمیرسم. شیطان خیلی کارها در نظرم زیبا کرد و در مسیر اشتباهی که فرکانس خودم بود رفتم و واقعا خودم به خودم لطف کرد.

    اماهدایت خدا آمد که

    فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا ۚ فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا ۚ لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ۚ ذَٰلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَٰکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ

    فهمیدم باید روی خودم کامل به سمت خدا کنم و از امید به همه افراد بریده شدم.

    حتی خدا مسیرم بهم نشون داد با ایه صدق بالحسنی

    یعنی تایید زیبایی و دیدن زیبایی.

    شروع به نوشتن کردم دیدم همه کسانی که وارد زندگیم شدند به نوعی به من خیر رسانده اند و از آن ها چیزی یاد گرفتم و واقعا طبق گفته شما الخیر فی ما وقع بوده است.

    شیطان مثل همیشه می‌خواهد آینده را برای ترسناک جلوه دهد اما من می‌دانم که خیلی زمان ها از چیزی ترسیدم ولی زمانی که باهاش روبرو شدم اون مسئله حل شده است. پس در آینده هم هر وقت که مسئله پیش آید خدا که هست خدایی که این لحظه به من آگاهی داده اون لحظه هم آگاهی می‌دهد و جواب هر مسئله ای در خود مسئله است. خدا که همیشه با منه هر لحظه میتوانم باخود کردن حسم آگاهی و هدایت اون لحظه خودمو ازش بگیرم.

    حتی شیطان میخواد به من بگه تو فراموشکاری باز این مسائل برات تکرار میشه اما استاد واقعا با تعهد بالا میخوام در روی همه ورودی های نابه جا ببندم.

    از خدا میخوام چشم منو به دیدن زیبایی ها باز کنه تاببینم و لذت ببرم.

    استاد زبان چشم و گوش باید کنترل کرد. به قول شما استاد عزیزم اگر زبان کنترل نکنی نمیتونی ذهن کنترل کنی.

    چشم و گوش هم که راههای ورود اطلاعات و گرفتن ورودی ها هستند.

    خدا را شکر میکنم که فرکانس من را به حدی بالا برد که بتوانم در این جمع صمیمی قرار بگیرم و مسیر هدایت پیدا کنم و با همراهی این خانواده صمیمی بتونم در مسیر بمونم.

    خداروشکر میکنم بابت آزادی درونی بیشترم

    خداروشکر میکنم که مرتب ایمانم بالاتر می‌رود و حس خوبم بیشتر می‌شود و مطمئنا هر چه پیش میاد به خیرم است.

    مسیر حس خوب مساوی اتفاقات خوب پیش بگیرم که آن هم از ساختن باورهای خوب میاد.

    استاد جان دیشب به سمت سوره یوسف هدایت شدم دیدم اونجا که یوسف امیدش به برادراش بست و گفت تا وقتی من برادران نیرومندی مثل شما دارم کسی نمیتونه به من صدمه بزنه و از جانب همان برادران آسیب دید فهمیدم باید امیدم از هرچه غیر خدا هست قطع کنم مطمئنا خدا خواسته های من رو باعزت و ارامش اجابت میکنه.

    قانون برای همه ما یکسان است یعقوب نبی به یوسف وابسته شد و طبق قوانین بدون تغییر خدا بین او و یوسف سالها فاصله افتاد تا جایی که آگاه شد که در قلبش باید بیشترین عشق برای خدا باشد آن گاه خدا مسیرها باز کرد. حتی خود یوسف هم که در احساس خوب بود قدمی برای دیدن یعقوب برنداشت میگفت خداوند اجازه نمی‌دهد و زمانش فرا نرسیده است و به موقع انجام می‌شود.

    برادران یوسف که از حسادت می‌خواستند یوسف نابود کنند ولی خدا یوسف عزیز مصر کرد و بهش عزت داد

    آنچه یوسف از عزت ثروت عشق که فرکانسش فرستاده بود دریافت کرد. پس خوشبختی منم فقط فقط دست خودم فرکانس و باورهامه کسی نمیتونه اونو ازم بگیرد.

    از داستان حضرت یونس متوجه شدم که گله و شکایت نکنم. اینکه حضرت یونس نتونست احساسشو کنترل کنه باعث شد که سالها در شکم ماهی بیفته و زمانی که خدا یاد کرد و گفت خدایا من به خودم ستم کردم جز تو خدایی نیست نجات پیدا کرد.

    خداوند انرژی هست به قول شما استاد عزیزم میگید آب چطوره تو اونو توی هر ظرفی بگذاری شبیه اون میشه پس خدارو طوری بساز که باعث بشه ثروت نعمت عشق آرامش وارد زندگیت بشه. وقتی هم نعمت وارد شد اعتبارش فقط به خدا بدهد

    خدایا تو از طریق این ماشین داری کار منو راحت میکنی سپاسگزارم

    خدایا تو از طریق پدر و مادرم و خانواده ام داری منو حمایت میکنی

    خدایا تو از طریق همسرم و فرزندانم داری به من عشق میدی

    خدایا تو از طریق کارم داری به من ثروت میدی

    من اعتبار این نعمت هارو به تو میدم و به دستان تو وابسته نمیشم میدونم اگر یه وقت این دستان نباشند تو از طریق فرد دیگری به من عشق میدی

    از طریق کار دیگری به من ثروت میدی

    از طریق افراد دیگری حمایتم میکنی.

    خدایا ممنونم که منو با استاد عباس منش و این سایت آشنا کردی تا حقیقت بفهمم و ممنونم که روز به روز منو توحیدی تر میکنی.

    سپاسگزارم ازت سپاسگزارم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  10. -
    زینب نظریان گفته:
    مدت عضویت: 939 روز

    به نام خدا سلااااام🌝

    موضوع هدایت که شد ذهنم بک زد به چند هفته پیش که امتحان داشتم/بعد از ماجرای اخیر دانشگاه های آزاد تمام امتحانشون مجازی شد و تو خونه آزمون میدادیم. یه درسی بود و هست که من روش خیلییی گارد دارم اونم زبانه🥸زبان تخصصی رشتم بود و خب استادم از اول میگفت اگه امتحانا مجازی شد قرار نیست سوالام آسون باشه و رحمی ندارم خلاصههه…روز آزمونم شد و من استرس خیلیی زیادی داشتم ، یادم نیست داشتم کدوم جلسه از قدم 6 و گوش میدادم که موضوعش هدایت بود(تا قدم 6 و داداشم خریده)همینکه ایرپاد تو گوشم بود به خدا گفتم خدایا من نگرانم میدونم با نگران بودنم از فرکانس تو دورم اما میخوام کمکم کنی و بعدش یه آرامش نسبی گرفتم و آزمونو دادم/به طرز باحالی هرجای خالی تو امتحانو راحت میگفت کجا رو برو بگرد و منم میرفتم همونجا بود😂تقلب خوب نیستا ولی هدایت قشنگه. وقتی آزمون تموم شد من شش دقیقه زمانم اضافه آوردم .و بعدش چون نماینده بودم کل کلاس میومد میگفت آزمون سخت بود تایم کم آوردیم کلا 30دقیقه وقت داشت و من میگفتم کجاش سخت بود ،تایمم که من اضافه آوردم اینا چی میگن؟؟؟😂😂آقا خلاصه که هی بچه ها اینارو گفتن هی شیطان میگفت ببین زینب گند زدی عزیزم همه تایم کم آوردن تو شش دقیقه زیاد آوردی؟؟وای شاهکار کردی😂بخدا میوفتی .

    تنها کار من تو اون زمان این بود بگم من تلاشمو کردم دیگه و تمرکزمو گذاشتم رو بقیه امتحانا تا استادم پیام داد نمرات و ثبت کرده و دیدم 17.25 شدم 🫠هوووف بهترین هدایت بود بخدا😂.

    بهترینا برای همه باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای: