درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۷ - صفحه 10 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

373 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ندابشارتی گفته:
    مدت عضویت: 1701 روز

    با سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته ی مهربون

    روز 152

    تقریبا یک هفته،یک سفر دوستانه بودم

    خوده این سفر،از اعتماد به اون منبع اتفاق افتاد

    در این پروسه روز شمار زندگی،ایده ها ،پیشنهاد ها و کلی اقدامات عملی رخ داد…

    وقتی از خدا نشونه خواسته بودم،ادامه دادن روز شمار از فصل 4 بود

    و حالا من جلسه دوم فصل 5 هستم

    تا اینجای کار ،هدایت شدم به کلاس زبان

    بعدش،سفر به ترکیه!

    این سفر یک معجزه برای من بود

    نه هزینه ی سفر داشتم،نه ایده ای

    ولی خدا،همون منبع،همه چیزو برام فراهم کرد

    و در همون سفر،هدایت هایی اتفاق افتاد،ک به این باور و‌اعتماده من به اون منبع،عمق بیشتری داد

    در سفر،یک‌پیام دریافت کردم

    دقیقا زمانی ک من در مدار سفر به ترکیه قرار گرفتم و‌در ذهنه خودم،خودمو ساکن یک جای جز ایران،با زبونه غریب،بدون هیچ اطلاعاتی ،تجسم‌میکردم

    و مدام در حال تکرار باورهام بودم ک خدا هست،هدایت میشم،یک پیام برام اومد

    ساعت 3صبح!

    یکی از دوستان قدیمم ک ساکن کاناداست

    منو از طریق پیج دوستانم ک عکس میذاشتن،پیدا کرده بود

    فقط راجب مهاجرت باهام حرف زد و گفت هر اطلاعاتی و‌کمکی باشه برام انجام میده

    و کلی تعجب کرد ک ندا تو با تمام شجاعتو ویژگیاا،چطور هنوز مهاجرت نکردی؟

    همین یک جمله،منو برد به نقاط قوتم!

    تا صب داشتم فکر میکردم به خودم

    و اینک چرا الان ؟

    چرا اینجا؟

    خداوند هدایتگره همست…

    انگار یه نفسه تازه بمن داد..

    همون جا تصمیمات مهمتر و مصمم تر شدم

    انگار ی کوه انگیزه..

    دوباره اون حسیو‌پیدا کردم ک هروقت این حسو دارم،ی تکونه بزرگ به زندگیم میدم

    و چه عالی ک الان این حس،توام با اگاهی های سایت استاد عزیز و درک بهتر و شناخت ترمزهامه

    قطعا الان دردو رنج و تقلایی در کار نیس

    قطعا الان زندگیم با ذوقو شوقه بیشتری همراهه

    قطعا الان توانایی حل مساله دارم

    قطعا الان منبعی هست ک هر لحظه در حال هدایت و حمایته منه…

    خدایا ازت سپاسگذارم

    و از همون شروع روز شمار،ایمان داشتم ک اون نشونه،کلی خیرو برکت داره واسم

    ایمانی ک عمل هم میکردم

    و به اندازه ی عمل،این نتایج حاصل شده

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  2. -
    حامد حسامی گفته:
    مدت عضویت: 3427 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام و درود

    بسیار سپاسگزارم از گروه تحقیقاتی استاد عباسمنش برای این فایل ارزشمند

    چقدر جملات میهمان برنامه الهام بخش بود که حس خوب محصول یک ایدیو‌لوژی است ائدیولوژی که جمله آن پشت سر استاد نوشته شده است

    in god we truset

    و چقدر زیبا استاد و میهمان برنامه درباره ای اعتماد کردن به خداوند صحبت کردن که وقتی آن شخص معتاد حاظر نشد برای گرفتن غذا از جایش بلند شود و با جمله ای خودش میفرسته اعتمادش را به خداوند نشان داد بلافاصله شخص دیگری برای او غذا آورد و مزد اعتمادش را دریافت کرد.

    چقدر زیبا استاد عباسمنش توزیع دادن که وقتی شخصی از پیامبر سؤالی پرسید و پیامبر فرمود که فردا به تو جواب میدهم تا 40روز به پیامبر وحی نشد و چونکه پیامبر آمادگی دریافت پاسخ آن شخص را از خداوند نداشت و چقدر زیبا استاد توزیع دادن که خداوند پیامبران را انتخاب نمیکند بلکه پیامبران خداوند را انتخاب میکنند و ثابت میشود که انسان خودش اگر بخواهد به بالاترین مقام ها می‌تواند برسد

    انشالله که در حال خوب الهی سرشار از آرامش و معنویت باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  3. -
    فاطمه تقی زاده گفته:
    مدت عضویت: 2630 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربانم هرآنچه دارم ازآن تودارم

    سلام به استادان عزیزم ودوستان هم مسیرم

    • شما چقدر می‌توانی به خدا اعتماد کنی؟

    هنوز اینقدر به خودشناسی نرسیدم تا دقیق بدونم چقدر به خداوندم اعتماد دارم اما دارم سعی وتلاشم رو میکنم همینقدر میدونم که به اندازه ای که تلاش کردم وروی خودم کار کردم دارم نتیجه میگیرم.

    وقتی مدرسه زهرا جانم اردو در مدرسه برگزارمیکنن وزمانش رو گذاشتن بعداز ظهر ساعت 13تا 19درست تایمی که من وهمسرم نونوایی هستیم وشرایطش رو نداریم ساعات پایانی اردو بریم زهرا جان رو بیاریم خونه واز طرف دیگه زهراجان هم خیلی خیلی دوست داره تو این اردو شرکت کنه اما بخاطر درک بالاش میگه من نمیرم اردو درمدرسه

    اینجاست که متوجه شدم چقدر به خدا اعتماد دارم وکاملا با احساس خوب چند روز قبل از برگزاری اردو که همه در حال هماهنگ کردن ناهار وبرنامه های اردو با معلم کلاسشون بودن به معلم زهرا جان پیام دادم زهراجان نمیاد اردو ومعلمش هم گفت موردی نداره، درست روز برگزاری اردو،شبش در گروه اعلام کردن که جلسه کلاسی ارزشیابی والدین نسبت به پوشه کار بچهاست ساعت جلسه 12تا13،یک ساعت قبل ازشروع اردو در مدرسه که این تایم وقتم آزاد بود و رفتم جلسه

    پایان جلسه وقتی خواستم با معلم زهراجان خداحافظی کنم گفت چرا زهرا نمیمونه واسه اردو؟ خودش گفته که مامان وبابام نونوایی هستن گفتم آره درسته،گفت اگه خواسته باشین من خودم میتونم بیارمش تشکر کردم ازشون گفتم با زهرا جان صحبت میکنم دوست داشت باهاتون تماس میگیرم وقتی به زهرا گفتم خوشحال شد اومدیم خونه ناهار خورد وسایلش رو آماده کرد موقع رفتن به نونوایی گذاشتیمش مدرسه. نتیجه اعتماد کردن به خداوندم ودر احساس خوب بودنم رو گرفتم واین نتیجه ایمانم رو قوی تر میکنه.

    وقتی همسرم درمورد گرونی وشرایط اقتصادی مملکت صحبت میکنه ونارضایتیش رو نشون میده من از درون آرومم وتمرکزم رو نکات مثبت زندگیمه واصلا قلبن دوست ندارم به این موضوعات توجه کنم وکاملا احساسم بد میشه،میفهمم که از درون به خداوندم اعتماد دارم.

    وقتی در جمع خانوادگیم،همسرم از پسر درمورد شرایط کنونی مملکت سوال میکنه ومن ناخودآگاه بدون اینکه در بحث وصحبتشون باشم این جمله از دهنم میاد بیرون که همه چیز امن وامانه،بالای سر پسرم وهمسرم علامت سوال(؟) میشه که چطور میتونی این حرف رو بزنی وازم شاکی میشن.متوجه میشم تنها اعتماد به خداوندم هستش که قلبم آرومه وبا خیال راحت وبا احساس خوب وآرامش درونی همه چیز رو سپردم به خودش.

    من فقط اینو خوب میدونم که اصلا دوست ندارم راه اکثریت افراد جامعه رو برم.

    من دوست دارم اون جاده صاف وآسفالتی وسط جنگل رو برم ودر احساس خوب وآرامش درونی کامل باشم.

    خداجونم سپاسگزارم بخاطر تمام نعمتهاوخیرو برکتی که وارد زندگیم کردی🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  4. -
    fatemeh saeeidi گفته:
    مدت عضویت: 2073 روز

    سلام

    سلام خدمت رب العالمین

    سلام خدمت نیروی برتر هدایتگر کل کیهان

    خدایا عاشقتم

    جمله اول که در این فایل گفته شد

    به خدا اعتماد کن خدارو باور داشته باش

    خدای من

    خدای من

    چه فایلی هست دوباره امروز بار دوم هست که دارم گوش می‌کنم مثل فایل قبلی که استاد با آقای عرشیانفر صحبت می‌کردند باید تمام کلمات را مو به مو بنویسم حیفه

    بعد از نوشتن کامنتم باید دفترم را بیارم و همه این فایل روبنویسم و جرعه جرعه بنوشم

    خدای من چه آگاهی هایی در این فایل استاد داره میگه و توضیح میده

    شهود و الهام را ما باید در درون خودمان فعال کنیم

    چطوری

    با این نگاه که من به خدا اعتماد دارم

    همان طور که خدا اون بچه را به من داد همان خدا بچه را از من گرفت

    به خودم گفتم هر اتفاقی بیوفته خیره

    اگر بخواهیم اون شهود و اون الهام بتواند کار کند دست خود ماست

    وقتی الگوهایی را ببینی و تحسینشون کنی تو داری خودت را آماده میکنی

    خداوند به هر کسی نمیگه

    مغز کارش نجواست قلب کارش الهام خداوند است

    ارتباط مستقیم بین هدایت و قلب است و اون چه قلبی

    اون یک جایگاهی است که الهامات را دریافت می‌کند

    حالا خداوند به چه کسی الهام میکند هر کسی که بخواهد

    ما اصل هستیم به هر سمتی که بخواهیم هدایت میشویم

    خیر و شر

    پیامبر اول خودش را آماده کرد روی خودش کار کرد بعد به او الهام شد

    اون شخصی که در مسیر درسته خداکمکش میکند

    اون کسی هم که در مسیر نادرسته خدا کمکش میکند

    خداوند هدایت گر همه است ولی به سمتی که خودمان بخواهیم

    پس بستگی به خودمان دارد چه چیزی را بخواهیم

    کی پیام خداوند را در یافت میکنیم وقتی که آرامش داریم

    وقتی که آماده باشیم

    خدایا من هم میخواهم آماده باشم آرامش داشته باشم خدایا من هم میخواهم روی خودم کار کنم تا بیشتر و بیشتر هدایت شوم و الهامات پروردگارم را دریافت کنم

    خدایا هدایتم کن به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای نه را ه کسانی که مورد غضب تو هستند و نه راه گمراهان

    خدایا من میخواهم در مسیر درست باشم هدایتم کن

    خدایا من میخواهم در خودم آرامش ایجاد کنم

    خدایا من خود خودت را میخواهم

    خدایا من میخواهم خودت را داشته باشم

    خودت را به من بده ای هدایتگر کل کیهان

    هر چه به من گفته شد را نوشتم از طریق گوش دادن به این فایل خیلی حس خوبی دارم خیلی حالم خوبه

    خدایا بینهایت سپاسگزارم

    برای همه دعا میکنم

    شاد وسلامت و موفق و ثروتمند باشید در پناه الله یکتا باشید الهامات خداوند را دریافت کنید و به آنها عمل کنید تمام جوانهایمان پسرها و دختر ها همه هدایت شوند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    ❤⭐🎈🌷💧🙏🙏🙏🇱🇷🇱🇷🇱🇷🇱🇷🇱🇷

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  5. -
    هدایت شده گفته:
    مدت عضویت: 187 روز

    به توکل نام اعظمت بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد گرانقدر و مریم عزیز واهالی محترم سایت

    درسته چقدر فایل عالی و پر از نکته و درس بود واقعا خدا رو شکر برای این همه آگاهی

    وقتی که قلبت رو آروم نگه میداری

    و با هر اتفاقی خیلی با محبت به خودت دلگرمی میدی

    و سعی میکنی حرفهایی رو به خودت بگی که آرامش بگیری

    یادت میاد که به یک نیروی عظیمی متصلی که هر امری برایش آسان و انجام شدنیه

    دیگه اون اتفاق تبدیل نمیشه به فاجعه

    اگه تو نگاهت رو عوض کنی برات

    میشه رحمت

    میشه حکمت

    میشه نعمت

    درست همون لحظه که نیاز داری

    یجوری وارد زندگیت میشه که فکر میکنی طبیعی ترین حالت زندگیت همین شکلیه

    ولی تو باید هوشیار باشی

    باید قدر این تغییر و تحولات رو بدونی

    و هر بار یادت بیفته که چقدر خداوند بزرگ بهت نظر لطف داشته

    و چقدر دستت رو گرفته

    و راه رو نشونت داده

    وقتی بیشتر فکر میکنی ارتباط بین افکار و اتفاقات رو درک میکنی

    مخصوصا اگه به دنبال چیزی باشی

    یا یه سوالی برات پیش اومده که مدت هاست ذهنت رو درگیر کرده

    میبینی که خداوند چقدر زیبا تو رو هدایت میکنه به جواب ها

    این هدایت ها رو من خیلی با قلبم درک کردم

    وبعضی وقتا هم از طریقه های مختلف

    چند وقت پیش داشتم فکر میکردم

    چطور میتونم روی شخصیتم کار کنم

    تا بتونم شخصیت نویسند موفق رو پرورش بدم

    خیلی فکر کردم

    رفتم داخل گوگل تحقیق کردم

    ولی متن هایی که می اورد چیزایی نبود که خیلی تاثیر گذار باشه

    یک سری موارد بود که خودم میدونستم

    و خیلی شخصیت پرور نبود

    یکی دو روز بعد داشتم با همسرم صبحانه میخوردم

    که گفت دیروز یه نویسنده معروف و موفقی برای خرید به مغاز ما اومده بود

    من یک دفعه جا خوردم و گفتم چه جالب

    بعد از این همه سال الان من یا خانواده ام تجربه دیدار نزدیک با نویسنده ای موفق رو نداشته بودیم

    و این هم زمانی حتما یه پیغامی برام داشته

    بعد بیشتر پرس و جو کردم گفتم خب چطوری بود چه ویژگی هایی داشت

    میخواستم سوالاتی رو که در ذهنم بود رو بپرسم ولی قبل از پرسیدنم با تعریف های همسرم تمام سوالاتم جواب داده شد

    راجعه به شخصیت خصوصیات اخلاقی و رفتاری

    و خیلی توضیحات عالی که واقعا به دنبالش بودم و داخل گوگل بینتیجه مانده بود

    من هم شروع کردم

    اولین گام مهارت کلامی بود

    دارم سعی میکنم شخصیتم رو هم پرورش بدم

    تا خصوصیات شخصیتی نویسنده ای موفق جزئی از خصوصیات همیشگی ام باشه

    و چقدر برام جذابه کارهایی که قبلا نسبت بهشون بی اهمیت بودم

    الان شده جزئی از کار هایی که با تمرکز باید انجام بدم

    و چقدر از این کار لذت میبرم

    مثلا بعد از سوال مکث میکنم و بعد جواب میدم

    اول خوب فکر میکنم بعد حرف میزنم

    ریتم کلامی رو کنترل میکنم

    تا نه زیاد آرام و نه زیاد تند صحبت کنم

    شنونده خوبی شده ام

    از کلمات پر شونده استفاده میکنم تا جملاتم توفق نداشته باشه

    زبان بدنم رو کنترل میکنم

    گفتگو هام صمیمانه تر شده

    و مطالعات بیشتری که کلام رو پر بار تر میکنن

    وخیلی چیز های دیگه که پاسخ قانع کننده ای برای جواب هام بودند

    و واقعا خدا رو شکر که از جایی که حتی فکرش رو نمیکنیم

    همیشه ما رو هدایت و حمایت میکنه

    فقط باید هوشیار باشیم تا نشانه ها رو دریافت کنیم

    و با احساس خوب اتفاقات خوب بسیاری رو به جریان در آوریم

    با اعتماد به جریان الله بی همتا

    با تشکر از نگاه مهربانتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  6. -
    عباس گفته:
    مدت عضویت: 801 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربان با عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما استاد عزیز و خانم شایسته آقا ابراهیم خانم فراهادی و همه بچه‌ها ی سایت خدا.🌹🌹🌹 سلام روز شنبه صبح ساعت 3:25 دقیقه هست بعداز چند وقت که سایت باز نمی شد از دیروز به لطف خدا باز شده و دوباره مسیر هدایت و کار کردن روی ذهن و باورها . جلسه امروز اعتماد به خدا!!!! من قبل از اینکه با شما و سایت تون آشنا بشم شاگرد استاد عرشیان فر بودم و نتایجی هم گرفته بودم.ممنون از شما دو بزرگوار.🌹🌹🌹 بریم سر اصل مطلب اعتماد کردن به رب ؟ بعنی چی !!! یه مورد درباره اعتماد به خداوند در زندگی خودم که تازه هم هست برای دو سه ماه پیش. بنام خداوند بی نهایت همسرم یه روزی حالش بد شد و بردمش بیمارستان بعد از کلی آزمایش و معاینه دکتر کفت چیزی نیست وهمسرم رو ترخیص کردند و رفتیم خونه اون روز گذشت فرداش من سرکار بودم که دوباره حالش بدمیشه و می‌برندش دوباره بیمارستان وچند روزی اونجا بستری بود انواع آزمایش ها تست ها انجام دادند و می‌گفتند توی این آزمایش معلوم میشه چی و دوباره بعدی.همسرم توی مراقبت های ویژه بود از دکترش وقت گرفتم تا از بیمارشی بپرسم که چی هست که دکترش گفت باید از نخاعش آزمایش بگیریم تا بدونیم که چکار باید بکنیم و بیماریش چی هست و درمان رو شروع کنیم توی اون چند روزی که همسرم بستری بود نه پیش خانواده همسرم رفتم نه با کسی حرف زدم می‌دونستم که اکه کنترل ذهن نداشته باشم باید منتظره بدترین شرایط باشم چیکار کردم توی خونه اهنگ میذاشتم و میزادم میرقصیدم و به حال بدش فکر نمی‌کردم وچند روزی گذاشت و جواب های کل آزمایشات اومد خدارو بی نهایت شکر که گفتند چیزی نیست درحالی که دکتر میگفت باید برای هر شرایطی خودمون رو آماده کنیم تا براحتی درمان رو شروع کنیم.من چیکار کردم همسرم خیلی ترسیده بود بهش میگفتم دکترها هرچی میگن بی خیال فکر نکن درحد حرف هست والاغیر.اهمیت نده و امیدواری میدادم که به خدا ایمان داشته باش که هیچی نیست همین روزها میریم خونه.فقط خدا می‌دونه که لحظه‌ای ایمانم رو از دست ندادم خانواده همسرم هم داغونه داغون خودشون رو برای بدترین سناریوها آماده کرده بودند آما به لطف صاحب هستی من ایمانی داشتم که چیز خاصی نیست و بعداز چند روز با کلی جلسه و مشاوره‌های متخصص ها رای بر ترخیص همسرم صادر شد به لطف خدا. بعد از چند روز وقتی با خانواده همسرم صحبت میکردم فهمیدم که چقدر خودم رو از اونها دور کردم عالی بوده برای اینکه ما دریک ساختمان زندگی می کنیم وقتی تعریف می‌کردند که یکی می‌گفت این بیماری رو داره آون یکی می‌گفت نه فلان بیماری رو داره و همشون می‌گفتند که ما مردیم و زنده شدیم وتوی آون چندروز چه ها که به ما نگذشت.این فرق اعتماد داشتن به خدا هست با کنترل ذهن که توی درو دیوار نری.این خاطره‌ای بود از اعتماد به رب العالنین خدایا بی نهایت شکرت خدایا شکرت همیشه ثروتمند سعادتمند دراین دنیا و آخرت باشید. امین🌹♥️🌹 18/11/04 شتبه 4:25 دقیقه صبحتون بخیر شادی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  7. -
    پروانه فراهانی گفته:
    مدت عضویت: 1096 روز

    درود به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان

    درود به همه دوستان خوبم

    خدایا اول ازهمه باید بگم سپاسگزارتم برای آرامش قلبم

    سپاسگزارم از استادجان که با آموزشهاشون تونستم قلبم و آروم کنم تا بشنوم صدای خدارو ، خدایی که در من جریان داره وهرلحظه هدایتگر منه

    بیشترین جمله ای که این روزها ورد زبانم شده الخیر و فی ماوقع هست

    اینکه من اطمینان دارم هر اتفاقی بیوفته قطعا خیر من در اون هست وبا این باور دیگه حالم خوبه آرومم هراتفاقی میافته، هررررر اتفاقی میگم حتما خیره واین طرز فکر به شدددددت حالم و خوب میکنه اصلا برام شده یه فرمول

    این باور که قوانین خداوند هرگز تغییر نمیکنه وطبق قانون بدون تغییر خداوند احساس خوب = اتفاقات خوبه

    من با ایمان به این واقعیت بسیار تونستم ذهنم و کنترل کنم

    هرجا ذهن سرکشم نجواهارو شروع میکنه میگم

    استاد گفتن که حال بد مثل آتش میمونه که به هر دلیل دستت و کنی توی آتش دستت میسوزه دیگه هرچقدر هم دلیل موجه داشته باشی استثنایی درکارنیست ومیسوزی

    وبا این تفکر الحق که کنترل ذهنم ساده تر شده به لطف خدا

    دراین روزها با خودم گفتم الان وقتشه به آموزه هات عمل کنی توروزهای خوب که کنترل ذهن کارسختی نیست ، الان ببین چند مرده حلاجی

    هرروز فایل گوش میدم ، یادداشت میکنم ، قوانین و مرور میکنم ، آگاهانه به همه اتفاقات از بُعد قانون نگاه میکنم ، با تکرار باورهای خوب ودرست به احساس خوب میرسم

    هر روز تایم زیادی و صرف کار مورد علاقم یعنی تمرین آواز میکنم که به شدت حالم و خوب میکنه

    بیشتر با فرزندانم وقت میگذرونم وبا پسرم بسیار بازی میکنم که خیلی بهمون خوش میگذره

    ورزش میکنم که استاد همیشه یکی از راههای مفید کنترل ذهن و ورزش سنگین میدونن ودر جسمم به شدت احساس سبکی میکنم خدایا شکرت

    وهمه چیز و به دست خداوند وهاب سپردم

    ودر ذهنم بارها و بارها مرور میکنم جاهایی که به خدا اعتماد کردم دست و پا نزدم ونخواستم چیزی و کنترل کنم خدا چطور معجزه آسا به زیباترین شکل ممکن اون کارو برام انجام داده

    به ذهنم یادآوری میکنم که هربار به خدا سپردم نتیجه بسیار بزرگتر ازاونی شد که من تصور میکردم

    مثلا :

    دوهفته پیش یه پولی که مدتها بود باید به حسابم واریز میشد برام واریز شد وقرار بود که باهاش ما ماشین جدید بخریم البته ماشینی که من میخواستم خیلی مبلغش بیشتر از پولی هست که من داشتم وماگفتیم فعلا یه چیز دیگه برداریم بعد عوضش میکنیم

    نمایندگی ها هم ثبت نام دومرحله ای داشتند که طی دومرحله باید مبلغ وپرداخت کنیم وماشین وتحویل میدادن

    همسرم گفت فردا صبح بریم برای ثبت نام گفتم بیا یه نشونه بزاریم که باید این کارو انجام بدیم یا نه

    وبا خودم یه نشونه گذاشتم

    صبحش زنگ زدم نمایندگی وگفتن همین امروز فروش فعلا متوقف شده ومن اصلا ناراحت نشدم( در شرایطی که همه نگرانند که هرروز قیمتها افزایش داره ) گفتم پس من نباید الان خرید میکردم الخیر فی ماوقع

    باید به خداوند اعتماد کنم هر چی بشه قطعا خیر من درهمونه وصبر میکنم تا خداوند در زمان مناسب من و هدایت میکنه ومطمئنم پولم به بهترین شکل ممکن تبدیل میشه به اون ماشینی که من میخوام

    به قول استاد کاری نداشته باش چطور تو بگو چی و میخوای وحرکت کن وبقیش و بسپر به خدای وهاب

    تواین روزها که همه نگرانند که چی میشه ، همه میگنن نمیدونیم چی بخریم چی نخریم چه کارکنیم

    من آرومم البته ذهنم میره سمت خبر، سمت ناراحتی ولی من سعی میکنم از زاویه دیگه به اتفاقات نگاه کنم

    گفتگوهای ذهنم و جهت بدم به سمت چیزی که میخوام وتایم بیشتری درروز حالم خوب باشه

    مثالهایی که استاد میزدن برامون از سوییچیرا هوندا که چطور از شرایط به ظاهر بد ، به موفقیت رسید چون جور دیگه ای نگاه میکرد به اتفاقات

    از ادیسون وقتی که آزمایشگاهش توی آتش میسوخت چطور ذهنش و آروم نگه داشت وبین شعله های آتش هم تونست یه چیزی پیدا کنه که حالش و خوب نگه داره وبعدا پاداشها بهش داده شد

    آقای عشق یار که چطور تونستن ذهنشون وکنترل کنن ونتیجش در شرایط یکسان باهمسرشون چقدرررر متفاوت بوده

    خوداستاد که سال 88 درشرایط مشابه امروز کشور بودن اما اعراض کردن از ناخواسته وپاداشش هم بهشون داده شد

    همه اینا به من این درس و میده که قانون هرگز اشتباه نمیکنه

    قانون دلش نمیسوزه بگه حالا این دفعه بابا واقعا حق داره که حالش بد باشه

    مثل آینه میمونه واون چیزی و بهت نشون میده که روبروشه

    پس من موظم حالا که قانون و میدونم

    حالا که میدونم نتیجه احساس خوب واعتماد به خداوند پاداش عظیم خواهدبود درهر شرایطی احساسم وخوب نگه دارم که خود خداوند میفرماید مومنان هرگز نه ترسی دارند ونه غمی

    هرجا نجواهامیاد که من و میترسونن ونگران میشم سریع تکرار میکنم

    الا بذکرالله تطمئن القلوب

    بایادخدا دلها آرام میگیرد

    وواقعا هم تونستم بیشتر تایم روز حالم و خوب نگه دارم

    توکلم به خداست نه هیچ عامل بیرونی دیگه

    خدایا کمکم کن که شرک نورزم

    به قول استاد :

    (شرک مثل راه رفتن مورچه روی سنگ سیاه دردل تاریکی شب پنهان است )

    خدایا کمکم کن تا در مسیر درست باشم هدایتم کن به راه راست

    راه کسانی که به آنها نعمت دادی ونه گمراهان

    خدایا نمیدونم چطور سپاسگزارت باشم برای آگاهی هایی که بهم دادی

    برای استادی که درمسیر زندگیم قرارش دادی که انقدر خوب و ساده قوانینت و توضیح میده که انقدر تونستم با آموزه هاشون خودم و به آرامش برسونم

    که درمدار شنیدنش قرارم دادی

    خدایا هزااااااااار بار سپاسگزارتم

    سپاسگزارم که با دوره 12 قدم من بزرگترین دستاورد زندگیم وبدست آوردم (( آرامش ))

    واین برام بسیاااااار دستاورد بزرگیه که به نظرم آرامش همه چیه ، یه جورایی پیش نیاز موفقیته

    ومن سپاسگزار خدای مهربونم برای هدایتم به این مسیر زیبا و استاد عباسمنش عزیز که کلامشون کلام خداست وبرام حجته

    استادجان براتون سعادت و سلامتی آرزو دارم

    در پناه خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  8. -
    فرشته گفته:
    مدت عضویت: 1674 روز

    درود بر استاد عزیزم آخه چقدر این لایو پر معنا و پر از آگاهی بود برای من ،زمانی بود که بی هیچ مانعی در ذهنم به حرف هاتون شب و روز گوش دادم ،البته دوست دارم با هدایت خدا در زمان درستش داستان هدایت خودم رو براتون تعریف کنم ولی از اونجایی که هدایتم به سمت حرف ها و فایل های شما شروع شد استاد جان شب و روز حتی موقع خواب و بیدار و تو حمام و پیاده روی و هر جایی فقط و فقط به ویس های شما گوش میدادم مسلسی بدون توقف یادمه یکروز خونه مادرم بودم مهمان داشتن که اون مهمان ها خانواده اش بودن منم که به حرف های شما گوش میدادم از هر چی غیبت و حرف نامربوط و اخبار و تلویزیون دور بودم و خیلی حساس شده بودم که دوری کنم بعد دیدم جو طوری هست که نمیتونم به این همه آدم بگم لطفاً در این موارد صحبت نکنید پس بلافاصله تصمیم گرفتم برم حمام کاری که کردم این بود که گوشی رو برداشتم و ویس ها و آموزش ها رو اونجا پلی کردم ، مادرم بعد چند دقیقه اومد گفت چه خبره چرا گوشیتو بردی تو حموم خراب میشه ، من اون لحظه گفتم گوشیم خراب بشه بهتره تا ذهن و مغزم خراب بشه،😄 یعنی در این حد سعی میکردم رو خودم کار کنم و ضمیر ناخودآگاه خودم مخصوصا شب قبل خواب و صبح به محض بیدار شدن پلی میشد ،گاهی اوقات اینقدر مقاومت ذهنم زیاد بود و واقعیت زندگیم تفاوت داشت با خواسته من که با گوش دادن فایل ها متضاد ها سر درد می‌گرفتم گاهی گریه میکردم وبا عرض معذرت از استاد بزرگوارم میگفتم(عباس ساکت شو) بعد مینشستم گریه میکردم و سبک بال که میشدم دوباره پلی میکردم اصلا اجازه ورود افکار مزاحم نمی‌دادم تو این مدت خیلی تاثیرات خوبی دیدم و همسرم که اصلا دوست نداشت مباحث رو با من هم مسیر شد و وضعیت مالی و خانوادگی مون خیلی رشد کرد ، یک زمانی شد رفتم کشف کنم متاسفانه افرادی وارد زندگیم شدن و من شک کردم و روز به روز افول کردم و اومدم پایین یعنی دوسال زحمت با خاک یکسان شد و پودر شدم کامل داستان و زجر و گریه های زیاد داشتم که روزها باید صحبت کنم در موردش و من از مسیر خارج شدم حدود یک سال و نیم دور شدم اما من کسی نبودم که شکست رو بپذیرم ،همه رو تجربه زندگیم کردم و از نو از خاکسترهای پودر شده ام دارم پی زیبایی میکنم و ساختمان محکمی می‌سازم

    استاد عزیز ما فکرمون به هر طرفی بره و کنترل نداشته باشیم روش به هرجا دلش بخواد ما رو میکشونه اما زمانی که اراده می‌کنی و تفکر رو خودت انتخاب میکنید و در دستت میگیری خودت میسازی زندگیت رو تجربه های تلخ و روزهای سخت ایمان من رو قوی تر کرد و می‌خوام بگم درسته میگم از اول شروع کردم اما با تجربه بزرگتر و بیشتر درسته از اول شروع کردم اما قرار نیست خیلی عقب باشم چون اون آموزه ها ی شما توی گوشم هست و تا جایی که یاد گرفتم تمرین و تکرار میکنم اتفاقا این بار سریعتر از قبل رشد اتفاق می افته و چقدر زیباست یکتا پرستی و چقدر زیباست حس حضور خداوند و پیروی

    دوستون دارم بهترین استادم مطمعنم میام و از تجربیات بینظیر که خلق کردم بیشتر و بیشتر میگم

    خانوم شایسته عزیز از شما هم ممنونم برای زیبایی های که در سایت خلق میکنید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  9. -
    ارشیا گفته:
    مدت عضویت: 2465 روز

    سلام استاد عزیزم

    من اینف فایل رو بارها فایل رو گوش دادم و هنوز بارها نیاز به کار دارم.

    خب من فقط امش بمتنو خوندم وب یاد بگم که خیلی نکاای هست گاها فرامشوم میه و نیاز به یادآوری دارم ،اونم تمرکز برنکات مثبت. اپروز که در آمریکا، ایالت زیبای آریزونا، شهر دوست داشتنی و شاد توسان هستم فکرشو نیمکردم پارسال که همچین جای زیبایی باشم، همشم با عمل به آگاهی اا،تمرکز بدنکات مثبت و مهمتر از همه پیرو هدایت الهی بودن. خیلی وقتا لجبازی دارم یا به قول خودم موسی بازی درمیارم و گوش نمیدم،انقدر میرم که له بشم وب عدمیگم که به هرخیری فقیرم!

    شاید باید زودتر پیرو هدایت الهی بشم که بجای اینکه له بشم،قبلش به خوب یبرسم، راه خودمو نرم که بعد پشیمون و بینتیجه برگدم.

    اتفایا امروز تو دانشگاه داشتم درس میخوندم ،ولی یه حس قلبی گفت، بیا بریم خونه!بیا بریم خونه! خلاصه که گفت خونه درسا رو میخونی! یکم مقاومت کردم اماب عدفتم باشه!بزن بریم، رفتم‌سوار دورچخه شدم و تو راه خونه دیدم یه مراسمی هست، دوچرخمو گذاشتم خونه و برگشتم ،چون خیلی نزدیک خونه بود، دیدم‌که مراشمی هست که هرجمعا با موزیک و شعر و آواز و مراسمات مختلف توسط دانشگاه برگذارمیشه. امروز یک خوااته ای داشتم، اونم‌اینکه رئیس دانشگاه رو ببینم!نیمخواستم که شخصا برم دفتر بشینم‌و صحبتی کنم، فقط میخواستم‌ببینمش، که دیم اونجا اعلام کردن به افتخار آقی رابینز رییس دانشگاه آریزونا. خیلی حس خوب یدات که ببینمش و حس بهتری داتش که برگشتن به خونه یک ماشنی پلیس خفن دیدم و بهانه ای شد برای ارتباط گرفتن به پلیس فوق مهربان آمریکا که جقدر صحبت کردیم و آخرش گفت Its a pleasure و دست داد و من با راهم ادامه دادم. چه زمان خبوی بود و همه اینا نتایج پیرو قلب بودم و نه مغز ، واقعا احساس میکنم که بیشتر از این هم نیازه که روی پیروی از هدایت و شهود و موحه کرون دلیل پیرویش برام خودم کارکنم ، اینکهب تونم بپدیرونم به عمق وجودم که بابجان،این شهود جز خیر و خوب ینسمخواد،هدفش رسوندن مکب ه خواسته تز بهترین راه،آسون ترین راه برسونه و نیازه که من اول از همه با خودم درصلح باشم تا حس بهتری داشته باشم و بعدش بتونم عمل کنم به شهود وقتی میشنوم، یعنی وقتی میشنوم که حسم خوبه،پس در صلح بودن نیاز برای منه که بتونم آرام و شنوده باشم.

    شاد و پیروز باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  10. -
    زهرا الف گفته:
    مدت عضویت: 2047 روز

    بنام خدای یکتا

    سلام مجدد به استاد و مریم جان

    چجوری به الهامات الهی وصل بشی

    وقتی بهش اعتماد داشته باشی

    اعتماد یعنی اینکه تسلیم محض باشی

    اعتماد یعنی اینکه بدونی هیچ چیزی و هیچ کسی از خدا بالاتر و قدرتمند نیست پس چرا نگرانی و اعتماد نکنی

    اعتماد یعنی اینکه مطمین باشی هر اتفاقی نیفته برای تو خیر و سود داره

    وقتی تو زندگیت اتفاق‌هایی نیفته و تو اعتماد می‌کنی و نتیجه اش عالی میشه اینارو فراموش نکنی و هی مدام بخودت یادآوری کنی

    الهامات به مسی گفته میشه که آماده است

    چجوری ؟؟با آرامش

    خودش کمی آروم کرده و خدا ارومترش می‌کنه و بهش میگه چکار کنه

    در پناه الهه یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای: