این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2024/10/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-15 06:19:162024-11-08 04:57:00آیا خداوند مانند یک مادر مهربان عمل می کند؟
456نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام و درود بانام رب العالمین مینویسم با حالتی مآب خوشحالی و ذوق کودکانه از فهمیدن و درک چیزهایی که تا به الان هیچ آگاهی نداشتم درک وفهم سرسوزنی که هزاران بار بابتش شکر میکنم خدای رحمان و رحیم رو حس کودک کلاس اولی رو دارم که اول سال هیچ درکی از نوشتن کلمات و جملات وخواندنشون نداره و حتی از رفتن به مدرسه و تغییر مکان میترسه ولی کم کم ذوق میکنه هر روز که حروف جدید یادمیگیره کلمات حدید مینویسه و میخونه خداوند رو سپاسگذارم که منو راهنمایی کرده تا با این سایت آشنا بشم من خیلی جاها هدایت و برنامه ریزی خدا رو تو زندگیم تو گذشته دیدم وقدرت و هدایتش ولی متاسفانه باز به خواب رفتم ولی اینبار از خدای خودم میخوام که منو تو مسیرم همراهی کنه و اگه قراره که بخوابم با همون تشر کوچیک اولش بیدار بشم چون حیفه که آدمی با صدای خدا بیدار نشه و خواب رو غفلت رو ترجیح ب این در واقع ظلم مطلق به خوده.ان شاالله که بتونم مسیر رو برای همیشه ادامه بدم با باور بیشتر و عمیقتر با ایمان بیشتر وعمیقتر وبا قلبی آرام و متصل به وجود حق دوستان شادی و آرامش و ثروت وبرکت وسلامتی نثار تک تک شما عزیزان
سلام استاد عزیزم امروز یکم ذهنم درگیر مسائل تورم و گرونی بود و چون من تازه کسب و کارم رو شروع کردم داشتم با خودم فکر میکردم کاش سه چهار سال پیش شروع کرده بودم شاید راحت تر میتونستم کسب و کارم رو رشد بدم و اومدم تو سایت و یه نشونه خواستم و چقدر این مثال طوفان قشنگ و به جا بود که طوفان های اقتصادی باعث شکوفایی میشن آدم ضعیف از میرن جمله استاد« به جای اینکه از طوفان بترسی به این فکر کن که چطور خودم رو قوی کنم و اگه قوی کنم به سلامت میگذره و رشد بیشتری میکنم»
و چقدر درست گفتید که برای همیشه و تو هر دوره ای طوفان هست ماباید خودمون رو قوی تر کنیم با اعتماد بنفس با توکل و ایمان بیشتر
خدا میبینه دیگه ،دلش میسوزه براش،خدا آخرش بهش رحم مینکه چون داره میبینه داره زجر می کشه….
آخه چه رحمی بکنه به کسی که داره به صراط کَجَقیم میره ؟!خدا رحم میکنه به کسی که توی مسیر قانون مندیش حرکت کنه….
شما داری در جهت غرب حرکت می کنی برای دیدن طلوع خورشید خدا مثلا دلش برات بسوزه میاد مشرق و مغرب رو عوض میکنه اونوقت برات نه قربونت برم تا وقتی تو تغییر نکنی تا تو تغییر جهت ندی خدا چه رحمی بکنه …مثلا بیاد از کل سیستمش رو کل قانونش رو تغییر بده تا تو توی جهت غرب طلوع خورشید رو ببینی ….اصلا…
برای سنت ها و قانون مندی خدا هیچ تغییری وجود ندارد
،اگر تو خودت رو با قوانین تطبیق بدی شرایط و نتایج برات تغییر میکنه….
وقتی شما تغییر جهت میدی و میای تو مسیر قانونمندی خدا از همون لحظه همه چیز تغییر میکنه اما به شرط اینکه تو هم جهت بشی با قانونش …
جریان هدایت فقط به تو میگه ؛بقول قرآن خیر و شرتون رو بهتون میگه فالهمها فجورها و تقواها حالا انتخاب کن ….
تو باید انتخاب بکنی….
خدا برات انتخاب نمیکنه….
کسی که ایمان داره یه اصلاحاتی هم توی مسیرش انجام میده….
اگه میگه ایمان داری اما هیچ عمل اصلاحی برای این که در مسیر خداوند باشی انجام نمیدی که کلا ول معتلی….
پاداش ها برای کسی هست که ایمان داره و نشونه این که چقدر ایمان داری اینه که چقدر داری عمل میکنی….
الذین آمنو و عمل الصالحات…کسانی که ایمان می آورند و عمل صالح انجام میدم….
عمل صالح مترجمان نوشتن یعنی کار نیکو….
اما اگه منظور از صالح نیکو بود خدا میتونست بگه حسنه ،خیر و یا هر چیز دیگه….
در واقع عمل صالح یه کار اصلاحی هست…
شما میخوای گرمای خورشید رو دریافت بکنی باید خودتم یه کاری بکنی …باید خودتم یه اصلاحی انجام بدی و تغییر رویه ای داشته باشی….باید تو هم از توی غار بیای بیرون و به میزانی که تو باور میکنی که نور خورشیدی و گرمای انرژی بخشی وجود داره حرکت میکنی بسمت بیرون اومدن از غار تاریک و سرد و به میزانی که برگشت میکنی گرمای انرژی بخش رو دریافت میکنی….
اما اگه تو چسبیدیم به دماغه انتهای غار و حاضر نیستی برگردی و بیای بیرون به خاطر ترسات،بخاطر بی ایمانیت خدا بیاد مثلا تو یه گونی گرمای انرژی بخش و نور رو برات بفرسته….
امام باقر (ع) میفرماید:«از مردی نفرت دارم که در کار دنیای خود تنبل باشد. آن کس که در کار دنیای خویش تنبل است، در کار آخرتش تنبلتر خواهد بود.(کلینی-محمد بن یعقوب-ص85)
تنبلی از بی ایمانی میاد و الا اگه کسی باور داشته باشه که نور خورشیدی هست اگه باور داشته باشه رزقی هست،اگه باور داشته باشه به وهابیت خداوند ،به رزاقیت خداوند حرکت میکنه به میزانی که باور داره …
و نتیجه اون دریافت پاداش هاست…
تنبل ترین آدم هم برای انجام یه سری کارا خیلی تیزه،خیلی بزه….
فکر نکنید چون تنبلید حرکت نمیکنید نه چون بی ایمانی رخنه کرده تو وجودت حرکت نمیکنی….
اگه کار نمیکنی روی باورات چون باور نداری که کار کردن روی باورات نتیجه میده و الا اگه باور داشتی یه راهی براش گیر نیاوردی…
میگی وقت ندارم …نه …نه …بذار یه مثال بزنم برات تا ببینی که اگه بخوای از زیر سنگم باشه گیر میاری اون وقت رو ….خیلی هم زرنگ میشی….
یه پسر جوونی رو در نظر بگیر که شبا تا دیر وقت بیداره و از اون طرف روزا تا لنگ ظهر خوابه… حالا همین پسر مثلا میره توی پارک و یه دختر رو میبینه و یک دل نه صد دل عاشقش میشه….
حالا اون دختره ؛یه دختر ورزش کاره که مثلاً صبح زود میره واسه کوه نوردی …
حالا این پسرجوون ما که تا لنگ ظهر خواب بود بنظرت چی کار میکنه …
برای دیدن این دختر هم سحر خیز میشه…
مهم ورزشکار ….
انگیزه نداری چون باور نداری….
چون ایمان نداری….
چون به غیب، به اجابت خواسته هات که توسط خداوند انجام شده باور نداری…بذار خیالت رو راحت کنم …البته ببخشیدا اما شما هنوز به صداقت خدا باور نداری…
چون فکر میکنی خدا الکی یه چیزی رو گفته تا دلت رو خوش کنه….
و الا اگه کسی باور داشته باشه ایمان داشته باشه که وعده های خدا حقیقته و وجود داره دیگه نگران نیست ،دیگه شک ندارم ،دیگه از این دست به اون دست نمیکنه….
اگه باور داری که خواسته تو رو اجابت کرده اجابت کننده درخواست هاته اونوقت میای و میگی خدایا خودت من رو هدایتم کن چون تویی که به مسیر دستیابی به رسیدم به خواسته ها آگاهی و بعد میای حرکت میکنی و چون باور داری که هدایت میشی ،هدایت میشی….
چون باور داری بهت گفته میشه در زمان مناسبش اونوقت بجای هر کار بیرونی و استرس داشتن برای این که چطور میشه ،از چه راهی میشه میای به اولین ابهامی که بهت میشه عمل میکنی و اونقدر این عمل رو انجام میدی تا به ثبات فرکانسی برسی بعد جریان هدایت میاد با توجه به اون شرایط ایمانی تو ،با توجه به ظرف وجودی تو قدم بعدی رو بهت میگه….
ببین دارم چی میگما….
نمیدونم متوجهی یا چشات خوابه….
یکم توجهت رو بیشتر کن که دارم بهت یه موضوع مهم رو میگما….
قدم بعدی رو بهت میگه نه این که کل رویه و مسیر رفتن رو….
نمیدونم چقدر میتونیم همین یه جمله رو درکش بکنیم اما میدونم به میزانی که من و شما این رو درک بکنیم اونوقت وقتی در مسیر خواسته هامون خداوند رو هدایتگر خودمون میایم انتخابمیکنیم می پذیریم که خدایا من نمیدونم و نو بهتر از من میدونی اگه گفتی این کار رو انجام بدم حتما لازمه که انجامش بدم هر چند من هنوز نمی فهمم و درکم نمیرسه که این قدم چطوری مثلا میخواد من رو به اون خواسته ام برسونه….
مثل دانش آموزی میمونه که با هدف این که مثلاً میخواد بشه مثل ایلان ماسک اومده پیش معلم و استاد اون و حالا به نظرتون اون استاد از همون اول میاد انتگرال و مشتق رو بهش یاد میده یا میاد میگه مثلا معادله فلان رو حل کن …نه میاد از جمع و تفریق شروع میکنه ….
اگه بیاد از همون نقطه اول مشتق و انتگرال رو بهش بگه کلا این دانش آموز آب روغن قاطی میکنه و کلا زده از هر همچین خواسته ای….
کسانی که [صادقانه] ایمان آوردهاند، [بیتاب از این که هنوز فرمان مقابله با متجاوزان صادر نشده] پیوسته میپرسند: چرا سورهای [در مقابله با متجاوزان] نازل نمیشود؟ پس چون [در اجابت به چنین آمادگی و اشتیاق] سورهای محکم [=صریح و آشکار] نازل میشود، که در آن [ضرورت] مقابله دفاعی مطرح شده، بیماردلان [منافق] را میبینی که [برخلاف مؤمنان] همچون مدهوش شدگان از ترس مرگ [با دیدگان وحشت زده] به تو مینگرند! پس [همان مرگ] سزاوار آنهاست [که عزّت و غیرت دفاع ندارند].
مثل ما میمونه ما هنوز اون حد ایمان رو نداریم بعد انتظار داریم که الهام و قدمی بیشتر از توانمون بهمون گفته بشه ….
شمایی که هنوز از عرض یه جوی نیم متری نپریدی وقتی بهت گفته بشه از عرض دو تا صخره به فاصله سه متری بپری از شدت ترس مثل آهو تو عسل گیر میکنی….
اگر بپری هم خشتک جر وا جر میشه بعد از شدت خجالت حتی این که بری تو جمع ها هم شرکت کنی میترسی…
میشی مثل مثال مار گزیده از ریشمون سیاه -سفیدم میترسه…..
اینا رو برای خودم گفتم با این تفاوت که بهم گفته شد بیام به اشتراکش بذارم و بمونه بعنوان رد پایی از من و بکار بیاد برای افرادی که در مدار دریافت آگاهی اون هستن …
ولی به تکذیب او برخاستند و ناقه را پی کردند، و در نتیجه پروردگارشان به خاطر گناهشان عذاب سختی بر آنان فرو ریخت و همه قوم را با خاک یکسان و برابر ساخت؛ (14)
15
وَلَا یَخَافُ عُقْبَاهَا ﴿١۵﴾
و خدا از سرانجام آن کار [که نابودی ستمکاران است] پروایی ندارد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام به خداوند عزیز دلم
سلام به استاد عزیزم
بهترین رفیقی ک دوست داره من تغیر کنم رشد کنم و ب زندگی ایده ال و خدایی برسم.
ی داستان تعریف کنم همین دیشب.
یک ماه قبل برای یک کاری ک دوست داشتم و سالهابود ک ارزوشو داشتم و یکی دوبار هم براش کاندید شدم اما رای نیاوردم ک اصلانمیدونستم برای چی. احساس لیاقت احساس گناه شرک و ب دیگران متوسل شدن. همه این ها باعث میشد دراین کار هیچ پیشرفتی نداشتم و همش حالم بابت این موضوع بد بود.
چرا خدادوستم نداره و نکنه بابت اون گناهمه ک این ارزو محقق نمیشه
اصلا برا تغیر شخصیت و بهبود کم کم شخصیتم هیچکاری نمیکردم
تا رسید همین دیشب ک ازیک ماه قبل خودمو براکاندید شدن اماده میکردم و با گوش کردن فایل و کار کردن کمی رو خودم به این نتیجه رسیدم ک احساس لیاقتم بهتر شده و قطعارای میارم و باخودم میگفتم که الان کارام توحیدی ترشده و خودم خالق این کارم و لیاقتشو دارم و روخودم کار کردم ظرفم بزرگ تر شده شخصیتم تغیراتی داشتا اما دوساعت مونده به رای گیری بیخیال نتیجه و سپردن اون بخدا نشدم و از شرک عمل کردم و ب یکی از بچه ها گفتم شبی بیا بمن رای بده و گزشت موقع رای گیری شد و وقتی منو اونیکی ادم کاندیدشدیم برای انتخاب یک کار خدماتی دوساله یک دلشوره و استرسی منو گرفت و فهمیدم ی جای کارم لنگ خورده تو این یکماهه و هرچی هم فکر میکردم نفهمیدم چرااینقدر استرس وحشتناکی منو گرفت در صورتی ک قبلش خیلی اروم بودم و مطمئن بودم ک من رای میارم همون لحظه بهم الهام شد که تو نمیشی و رقیبت محسن رای میاره و همینم شد.
خیلی حالم بد شد و شوکه شدم با وجود تنها یک رای من نشدم درصورتی ک اصلافکر میکردم بااختلاف رای میارم و همه منو میشناسن و ب توانایی هام ایمان دارنوو رای میدن بهم ک از جمع چهل نفری کلا بیست و پنج نفر رای دادن و من دوازده نفر ودوستمون 13رای اورد
من موندم اصلا چرا رای نیاوردم و چرا چند ثانیه قبلش بهم الهام شدک تو رای نمیاری.
هی ب این موضوع فکر میکردم بعداز پنج سال مجددا کاندیدشدن و رو خودم کار کردن چرا ایننتیجه شد اخه شب خواب نمیرفتم و هی فکرو خیال منو ول نمیکرد. چون پنج سال قبلم کاندید شدم ورای نیاوردم واصلا حالم بد نشد اره تو لایق نبودی و احساس گناه و باید قبلش گریه و زاری میکردی تا خدابهت بدهو اینا. اما الان اشنا شدن باسایت استاد و کمی بهتر شدن حال واحساس و کمی تغیر شخصیت قطعا رای میارم
هی تواین فکربودم و یه دفعه ذهنم رفت دوساعت قبل رایگیری ک اره تو ب فلانی گفتی من امروز کاندیدم فلانجا بیا بهم رای بده دهنم رفت سراغ داستان حضرت یوسف تو زندان ک بغیر خداپناه اورد. دهنم یخ کردو فهمیدم کل ماجرا از کجا ابخورد و من چقد باید رو خودم بیشتر کار کنم و باورهای توحیدی بسازم ازریشه.
فایل اجابت دعای استاد رو مجددا شروع کردم ب گوش دادم تاحالم خوب بشه و خواب برم
سرتون بدرد نیارم. بلند شدم قران رو باز کردم رفتم گشتم تو ایه های ک استاد داشت همونموقع میگفت تو فایل درباره حضرت زکریاو ایه اذاسالک عبادی فانی قریب و سوره ضحی ک داشتم معنی سوره رو میخوندم ک خدامیگفت من دوست دارم ی دفعه چشمم خورد ب یک ایه در سوره شمس که ما شر و خیرتونو بهتون الهام میکنیم و یاد حرف استاد افتادم ک میگفت بهمون گفته میشه چکار کنیم.
ک من بیشتر ب نجواهای شیطان گوش میدادمو اصلاالهاماتو نمیدیدم.
ک اینموضوع رو خوشگل خودم درک کردم ی چیزی بهم گفت تو رای نمیاری چون شرک ورزیدی.
قران رو ک بستم اومدم بخوابم گفتم ی دوری تو سایت بزنم و ی کامنتی ی فایلی گوش کنم و از خداوند هدایت خواستم ک نشونه رو بهم بده که چرا واقعا امروز رای نیاوردم چی شد ک اومدم ب این فایل و از دیشب دارم گوشش میکنم و از تعجب شاخ دراوردم
و چ جاهای من ضعیف عمل کردم و باوجود باورای محدود کننده و شرک الود چقد تو روابط گذشتم شکست خوردم و اصلا نمیدونستم سیستم چیه و چقد احساس پوچی و بدبختی میکردن و فکر میکردم باگریه همچی درست میشه ک اصلا بدتراز قبل میشد.
خدایا کمکم کن تواین مسیر درست و هدایتی بیشتر قدم بردارم و بیشتر رو خودم و باورها و افکارم کار کنم و توحیدی حرکت کنم و هدایت شم ب بهترین نعمتات در زمان مناسب درمکان مناسب باشم و هرثانیع و هرلحظه سپاسگزاراینهمه نعمتت باشم.
سید حسین عاشقتم.
تشکر میکنم از استاد عزیز ک واقعا دارن باعشق ب بچه های این سایت بهشتی. کهکشان بهشتی این اگاهای های ناب رو ب اشتراک میزارن.
سلام استاد عزیز. وقتی داشتید از طبیعت مثال میزدید،یادم اومد که اتفاقا چند وقت پیش مستند حیوانات داشت نشون میداد که فیل مادر چگونه بچه خودشو تنها رها کرد در بیابان و بچه ای که قویتر بود را با خودش برد. اتفاقا چند روزی،شاید چند وقتی بود که انگار سیستمی بودن یادم رفته بود و باز هم داشتم بر اساس احساس تصمیم میگرفتم و با این قضیه بهم یادآور شد که سیستم مهم نه احساس قربانی بودن. خلاصه که فایل عالی بود و من تصمیم دارم دوباره از اول تمام فایل های شما را چه رایگان و چه دوره دوازده قدم را بعد از اتمام دوره خانه تکانی ذهن از ابتدا شروع کنم مرور کردن و از اول کلی وقت بگذارم و دوره کنم تمام چیزهایی که باید تو این مدت یاد میگرفتم تا خودم و شخصیت خودمو ذهن خودمو قویتر کنم و پیروز بشوم و بشم آن موجود قوی تر که باقی میمونه. بازنگری و اصلاحات عالی در خودم انجام بدم و خلاصه که خودمو از اول بسازم.
چقدر ویدیو ب جایی بود واسه من.امروز دارم برای کار میرم تهران و همین الان توی اتوبوسم دارم این نظر رو مینویسم خیلی وصف حال روزگار زندگیه منه این فایل.من واقعا ی مدت خود آقای عباسمنش رو خدا کرده بودم و تو ذهنم میگفتم اصلا عباسمنش با خدا نشسته و تصمیم میگیره ک برای هررر کی چی اتفاق بیفته و
حتی کم مونده عباسمنش زیرکانه وقتی خدا حواسش پرت شد و سرشو کرد اونور تخت پادشاهی رو از خدا بقاپه و خودش بشینه جای خدا….
فقط خودم میدونم ک چ بلا ها و چوب هایی اونم از جنس چوب توت خوردم و کبود کبود شدم از این شرکی ک استاد عباسمنش رو هم عرض و نه در طول خدا دونستم و ضربات شدیدی خوردم و خداروشکر تونستم این باگ رو پیدا کنم و ب خودم بگم مگه عباسمنش خداهه؟؟؟؟
مگه خدا فقط ب ایشون میگه و من آدم نیستم!!!در حالیکه خود استاد در نامه نهج البلاغه گفتن ک بین من و خدا هیچ فاصله و حائلی نیست و لازم نیست دیگری حتی ب منی ک یکی از آبرومند ترین افراد در جهان بودم یعنی حضرت علی مراجعه کنی….
ب قول سید حسن آقامیری هر جور بودی خدا رو صدا کن واستاده خوابیده دراز کش با وضو بی وضو اصلاااا راحتت کنم وسط گناه اصلا مستی بگو خدا!
وقت قبلی نمیخواد واقعا درود ب شرف وحدانیت و احدیت خداوند
بچه ها همیشه هررر آدمی رو با خدا مقایسه کنید و بگید اون ک خدا نیست پس منم میتونم تنها وجودی ک بهش اقتدا کرد خداست….
من خیلی ضربه خوردم از شرک.البته قصد بی احترامی ب استاد رو ندارم ب هیچ وجه منظورم اعتقاد ب توحید و دوری از شرکه در مقابل هر احدی
راستی ی چی یادم رفت بنظرم این گونه موارد ک رشد و توسعه فردی اند با جلسات روان درمانی فرق میکنن ک توسط روان شناس انجام میشه و ما نباید این 2 مقوله رو با هم قاطی کنیم ک من کردم….
واقعا اگه ما ی سری اصول روان شناسی رو از روان شناس یاد نگیریم نمیشه رفت جلو و اگه این 2 تا با هم قاطی شن مشکل ساز میشه ک واسه من شد.از استاد بخاطر فایل خوبشون و سایت عالی تشکر میکنم و باز هم ب خودم میگم هررر چقدر هم یکی خوب باشه نباید بتش کنیم و ی خدا ازش بسازیم حالا هررر کی میخواد باشه و من باید قدرت و اعتبار اصلی رو اول از همه ب خدا بدم تمام
چطور ممکنه که دقیقا من رو سفرنامه و شخصیت بینظیر این مردم کار کنم به مدت 11 روز و
دقیقا فایل بعدی استاد تو همون 4 دقیقه اول راجع به این ویژگی های بسیار زیبای مردم آمریکا و این حجم از مهربون بود و در صلح بودن و کمک رسان بودنشون صحبت شه
الله اکبر
انگار خدا به استاد گفت یه تیکه رو برای کوروش ضبط کن
واو
خیلی تاثیر گذار بود این حرف ها
خیلی باور هامو بزرگ کرد خیلی باور هایی که طی سفرنامه ایجاد شده بود الان تقویت شد
خدارو صد هزار مرتبه شکرت
چقدر استاد اون نکته ی حذف ضعیف هارو من به چشم دیدم چه تو انسان ها چه حیوانات
همین چندوقت پیش شنیدم یکی از آشنایان فوت کردن
به دلیل بودن تو یک رابطه سمی و این آدم از ترس هیچوقت طلاق نگرفت
نه از ترس اینکه کسی براش پیدا نشه
یا ترس از دست دادن بچه ها
این مرد فوت کرد فقط به دلیل ترس از ابرو تو فامیل
واینقدر تو اون رابطه سمی پر از بحث و دعوا بود که سکته کرد و حذف شد
به راحتی
کسی که ضعیف باشه در نهایت حذف میشه
البته به لطف خدا این یک زمانی میبره به لطف شما اولش میزنه رو شونت …
و تو پرنده ها من به چشم دیدم
رفیقم طوطی داشت
دقیقا همین بود
یک جوجه پاش مشکل داشت
بهش اصلا غذا نمیدادن
اصلا انگار وجود نداشت
وقتی میخواستن برن تو لونه میپریدن جفت پا روش مادر پدر وقته دم ورودی لونه بود
اما برای بچه ها دیگه میرفتن غذا میدادن
اگه اون ها جلویورودی بودن تو نمیرفتند و اول با نوک اونارو بلند میکردن مینداختن اونور تر بعد میرفتن تو
خدایا من هرآنچه که دارم از آن توست و از تو به من رسیده است
خداوند را سپاسگزارم و خودم را تحسین میکنم که وقتی استاد فرمودند در فلوریدا طوفان شده، من برای اولین بار این خبر را از زبان استاد شنیدم و خداوند را شاکرم که از زبان کسی بود که فقط توجهش برروی زیباییها و نکات مثبت است و از زاویهای به تمام اتفاقات نگاه میکند که به احساس خوب برسد.
چه بسا اگر من از هرمنبع دیگری این خبر را میشنیدم به احتمال زیاد احساس من بد میشد
و من خیلی خوشحالم که به فضل پروردگار در این مسیر هستم و از مدار شنیدن اخبار بد دور شدهام و از شنیدن خبر سلامتی شما بسیار خداوند را سپاسگزاری میکنم.
واقعا این نگاه زیبای شما به تمام اتفاقات زندگی قابل تحسین و ستودنی است این که حتی در طوفان و بلایای طبیعی هم بدنبال نعمت و خیرو برکتی که بهمراهش هست باشی مسلماً طبق قانون این بلایا برای شما هیچ ضرر و زیانی نداشته بلکه خیروبرکت و فراوانی با خود برای شخص شما بهمراه خواهد آورد.
بلاهای طبیعی موهبتهایی هستند برای بهبود و پیشرفت
قربون عظمت خداوند برم که انقدر قوانین دقیق و ثابتی بر این دنیای بینظیر حکمفرماست که حتی میتوان با استفاده از این قوانین چنین طوفانهایی را پیشبینی کرد و در سنت خداوند تغییری نخواهد یافت.
چقدر این نگاه شما به افراد ضعیف و قوی، متفاوت از کل جامعه است؛
سالهای قبل وقتی پای منبر روحانیون مینشستم تمام صحبتهای آنها برخلاف گفتگوهای شما بود و همیشه خیلی محکم میگفتند که شما هرچقدر بدبخت باشید و گریهوزاری کنید و در سجده عجزو ناله کنید، پیش خدا محبوبتر هستید و خداوند حرفهای شما را بیشتر گوش میدهد و سریعتر اجابت میشوید؛
و من چقدر سادهلوح و زودباور بودم، خود آن روحانی را میدیدم که در زندگی هیچ پیشرفت و هیچ نتیجهای از هرنظر کسب نکرده و همواره هشتش گرو نهش هست ولی هیچوقت اصلاً به این موضوع فکر هم نکردم که اینکه میگه هرچقدر بدبختر باشیم پیش خداوند محبوبتریم پس چرا وضع مالی خودش به این شکل است و این بدبخت بودن به خود این کمکی نکرده؛
و حالا در این سایت با صحبتهایی کاملاً متضاد از شنیدههای قبلی مواجه میشوم، ولی این صحبتها بهمراه نتیجه است و دلیل و منطق کاملاً قوی برای پذیرفتنش با خود همراه دارد، نتایج استاد از این دیدگاه کاملاً موید صحت و درستی این مسیر است
این نگاه استاد را خیلی راحت میتونم در جامعه ببینم و نیازی به قسم خوردن نیست؛
افرادیکه توانستهاند خود را قوی کنند و ثروتمند بشوند همیشه در موقعیتهایی قرار میگیرند که بر ثروت آنها افزوده میشود،
همیشه سرمایهگذاریهایی انجام میدهند که بر ثروت آنها افزوده میشود،
به موقعیتهایی هدایت میشوند که باعث رشد و ثروتمندی بیشتر آنها میشود، موقعیتی که بهیچوجه افراد ضعیف در خواب هم نمیتوانند ببینند،
این یعنی اینکه جهان داره بخاطر قوی بودن آنها به آنها پاداش و ثروت بیشتری میدهد ولی درصد بسیاری از آدمها هستند که نتوانستهاند خود را با موقعیت تطبیق داده و قوی شوند و هرروز به زیر میروند و ضعیفتر و بدبختر میشوند تا روزی که نابود شوند
و خیلی کم و بیش روی باورهام کار میکردم یعنی هر موقع که به تضاد بر میخوردم نا امید میشدم تنها امیدی که نگهم میداشت سایت عباسمنش بود
دو روز رو خودم کار میکنم میبینم تضاده داره کمرنگ میشه ول میکنم و هی این پروسه ادامه پیدا میکنه تا همین چند روز پیش
که بعد از اخرین تضاد (بعد از اینکه رو خودم کلی کار کردم انشالله نتیجه گرفتم که مطنئنم میگیرم راجب تضاده هم صحبت میکنم که چی بوده) تصمیم گرقتم همه چی رو از نو شروع کنم
و مهم ترین درسی که از نحوه کار کردنم در گذشته گرفتم این بود که وقتی رو خودت داری کار میکنی به عقب نگاه نکن حرکت کن برو جلو توقف نکن
اصلااا ذهنت تو رو فریب نده که این نتایجی که گرفتی دری به تخته ای خورده یا اینا باید میبوده دیگه(به قول استاد).
تمرین
ممارست
استمرار
تکرار
ادامه
تعهد
تمرکز
انرژی
زمان
بله موفقیت نیاز به پرداخت بها داره
و اگر قراره به خواسته هامون برسیم طبیعیه که از یه سری چیزها بگذریم
چرا که هر رشدی نیازمند وداع است
برای اینکه رو خودمون کار کنیم ممکنه یه سری از افرادی که تو زندگیمون بودن حذف بشن
از تفریحاتی مثل تلویزیون و سریال نگاه کردن بگذریم
از بازی کردن چه مجازی و چه غیر مجازی دست بکشیم
ولی در عوضش جایزه های سنگینی نصیبمون میشه
و خیلی هم ارزشمنده
و ارزش داره روی خودمون کار کنیم
امروز 1403/07/26 هست همینجا تعهد میدم که همیشه روی خودم کار کنم
و ادامه بدم مسیر رو و امیدوارم که بتونم به تعهدم پایبند باشم
سلام و درود بر پیامبر امروزمان استاد عباس منش و مریم بانوی کم نظیر و دوستان فوق العاده ی هم فرکانسی ام
چقد خوبه ک اینجام.خدایا شکرت ک منو در این مسیر قرار دادی
ما فقط باید به دانسته هایی که اینجاس عمل کنیم و بزاریم تکاملش طی بشه
خدایا تو این مسیر هدایتم کن که به موفقیت برسم
که من به هر خیری از تو بهم برسه فقیر و نیازمندم.
به معنای واقعی کلمه به این جمله رسیدم که استاد میگن تو روی خودت کار کن
ادمایی که تو مسیرت باشن بهت هدایت میشن نیازی به این نداری بخوای دنبال هم فرمانسی بگردی
دوست قشنگمون این کامنتو گذاشت دوس دارم دوباره بزارم چون واقعا عالی بود
تجربه خودمو از بودن توی این جمع ها میگم::::
حدود 2الی 3 سال پیش توی گروهی عضو شدم توسط خواهرم که گویا یه عده از بچه های سایت اونجا بودن و داشتن روی خودشون کار میکردن و آگاهی هاشونو به اشتراک میزاشتن
اولش که متوجه نمیشدم چون ذووووق داشتم دارم با بچه های عباسمنشی حرف میزنم
ذوق داشتم که کلی دوست پیدا کردم
اولش همه چی خوووووب بود
یه مدتی گذشت تو گروه یه سری حرفا میشد
با اینکه بچه داشتن از تجربه هاشون میگفتن اما تفاوت عقیده و باور داشت یه تغییراتی توی گروه ایجاد میکرد….
حدود یک ماهی بود که توی اون گروه بودم و فعال هم بودم گروه تلگرامی
بعدش قلبم دیدم داره یه چی دیگه میگه
میگفت لفت بده
اولش متوجه نمیشدم منطقی نبود برام که چرا باید لفت بدم
به حرفش گوش ندادم
خلاصه ماه دوم هم گذشت انرژی زیادی داشتم توی گروه میزاشتم و همینطور بحث های گروه زیادی داشت به حاشیه میرفت
مثلا: کجا قرار بزاریم همو ببینیم و ….
میتینگ بزاریم بشینیم راجب قوانین حرف بزنیمووو
خلاصه دیگه حسابی شلوغ شده بود
هر کی و هر کی میومد تو گروه به حساب خودشون عباشمنشی بودن و آگاه بر قوانین
کاری ندارم…..
گروه تبدیل شده بود به احوال پرسی تا شیر آگاهی
و پر شده بود از حاشیه به فراوانی
تفاوت عقیده و باورها داشت کولاک میکرد
احساسمهر روز بد و بدتر شده بود
هر کسی نطری میداد اون یکی میومد میگفت من فکر میکنم اشتباهه
دیگه از این مسیر داشت میرفت جلو
روزی رسید که من یه تکست در قالب تشکر و قدردانی نوشتم و از گروه لفت دادم
سلام و درود بانام رب العالمین مینویسم با حالتی مآب خوشحالی و ذوق کودکانه از فهمیدن و درک چیزهایی که تا به الان هیچ آگاهی نداشتم درک وفهم سرسوزنی که هزاران بار بابتش شکر میکنم خدای رحمان و رحیم رو حس کودک کلاس اولی رو دارم که اول سال هیچ درکی از نوشتن کلمات و جملات وخواندنشون نداره و حتی از رفتن به مدرسه و تغییر مکان میترسه ولی کم کم ذوق میکنه هر روز که حروف جدید یادمیگیره کلمات حدید مینویسه و میخونه خداوند رو سپاسگذارم که منو راهنمایی کرده تا با این سایت آشنا بشم من خیلی جاها هدایت و برنامه ریزی خدا رو تو زندگیم تو گذشته دیدم وقدرت و هدایتش ولی متاسفانه باز به خواب رفتم ولی اینبار از خدای خودم میخوام که منو تو مسیرم همراهی کنه و اگه قراره که بخوابم با همون تشر کوچیک اولش بیدار بشم چون حیفه که آدمی با صدای خدا بیدار نشه و خواب رو غفلت رو ترجیح ب این در واقع ظلم مطلق به خوده.ان شاالله که بتونم مسیر رو برای همیشه ادامه بدم با باور بیشتر و عمیقتر با ایمان بیشتر وعمیقتر وبا قلبی آرام و متصل به وجود حق دوستان شادی و آرامش و ثروت وبرکت وسلامتی نثار تک تک شما عزیزان
سلام استاد عزیزم امروز یکم ذهنم درگیر مسائل تورم و گرونی بود و چون من تازه کسب و کارم رو شروع کردم داشتم با خودم فکر میکردم کاش سه چهار سال پیش شروع کرده بودم شاید راحت تر میتونستم کسب و کارم رو رشد بدم و اومدم تو سایت و یه نشونه خواستم و چقدر این مثال طوفان قشنگ و به جا بود که طوفان های اقتصادی باعث شکوفایی میشن آدم ضعیف از میرن جمله استاد« به جای اینکه از طوفان بترسی به این فکر کن که چطور خودم رو قوی کنم و اگه قوی کنم به سلامت میگذره و رشد بیشتری میکنم»
و چقدر درست گفتید که برای همیشه و تو هر دوره ای طوفان هست ماباید خودمون رو قوی تر کنیم با اعتماد بنفس با توکل و ایمان بیشتر
بسمالله الرحمن الرحیم
سلام
خدا میبینه دیگه ،دلش میسوزه براش،خدا آخرش بهش رحم مینکه چون داره میبینه داره زجر می کشه….
آخه چه رحمی بکنه به کسی که داره به صراط کَجَقیم میره ؟!خدا رحم میکنه به کسی که توی مسیر قانون مندیش حرکت کنه….
شما داری در جهت غرب حرکت می کنی برای دیدن طلوع خورشید خدا مثلا دلش برات بسوزه میاد مشرق و مغرب رو عوض میکنه اونوقت برات نه قربونت برم تا وقتی تو تغییر نکنی تا تو تغییر جهت ندی خدا چه رحمی بکنه …مثلا بیاد از کل سیستمش رو کل قانونش رو تغییر بده تا تو توی جهت غرب طلوع خورشید رو ببینی ….اصلا…
برای سنت ها و قانون مندی خدا هیچ تغییری وجود ندارد
،اگر تو خودت رو با قوانین تطبیق بدی شرایط و نتایج برات تغییر میکنه….
وقتی شما تغییر جهت میدی و میای تو مسیر قانونمندی خدا از همون لحظه همه چیز تغییر میکنه اما به شرط اینکه تو هم جهت بشی با قانونش …
جریان هدایت فقط به تو میگه ؛بقول قرآن خیر و شرتون رو بهتون میگه فالهمها فجورها و تقواها حالا انتخاب کن ….
تو باید انتخاب بکنی….
خدا برات انتخاب نمیکنه….
کسی که ایمان داره یه اصلاحاتی هم توی مسیرش انجام میده….
اگه میگه ایمان داری اما هیچ عمل اصلاحی برای این که در مسیر خداوند باشی انجام نمیدی که کلا ول معتلی….
پاداش ها برای کسی هست که ایمان داره و نشونه این که چقدر ایمان داری اینه که چقدر داری عمل میکنی….
الذین آمنو و عمل الصالحات…کسانی که ایمان می آورند و عمل صالح انجام میدم….
عمل صالح مترجمان نوشتن یعنی کار نیکو….
اما اگه منظور از صالح نیکو بود خدا میتونست بگه حسنه ،خیر و یا هر چیز دیگه….
در واقع عمل صالح یه کار اصلاحی هست…
شما میخوای گرمای خورشید رو دریافت بکنی باید خودتم یه کاری بکنی …باید خودتم یه اصلاحی انجام بدی و تغییر رویه ای داشته باشی….باید تو هم از توی غار بیای بیرون و به میزانی که تو باور میکنی که نور خورشیدی و گرمای انرژی بخشی وجود داره حرکت میکنی بسمت بیرون اومدن از غار تاریک و سرد و به میزانی که برگشت میکنی گرمای انرژی بخش رو دریافت میکنی….
اما اگه تو چسبیدیم به دماغه انتهای غار و حاضر نیستی برگردی و بیای بیرون به خاطر ترسات،بخاطر بی ایمانیت خدا بیاد مثلا تو یه گونی گرمای انرژی بخش و نور رو برات بفرسته….
امام باقر (ع) میفرماید:«از مردی نفرت دارم که در کار دنیای خود تنبل باشد. آن کس که در کار دنیای خویش تنبل است، در کار آخرتش تنبلتر خواهد بود.(کلینی-محمد بن یعقوب-ص85)
تنبلی از بی ایمانی میاد و الا اگه کسی باور داشته باشه که نور خورشیدی هست اگه باور داشته باشه رزقی هست،اگه باور داشته باشه به وهابیت خداوند ،به رزاقیت خداوند حرکت میکنه به میزانی که باور داره …
و نتیجه اون دریافت پاداش هاست…
تنبل ترین آدم هم برای انجام یه سری کارا خیلی تیزه،خیلی بزه….
فکر نکنید چون تنبلید حرکت نمیکنید نه چون بی ایمانی رخنه کرده تو وجودت حرکت نمیکنی….
اگه کار نمیکنی روی باورات چون باور نداری که کار کردن روی باورات نتیجه میده و الا اگه باور داشتی یه راهی براش گیر نیاوردی…
میگی وقت ندارم …نه …نه …بذار یه مثال بزنم برات تا ببینی که اگه بخوای از زیر سنگم باشه گیر میاری اون وقت رو ….خیلی هم زرنگ میشی….
یه پسر جوونی رو در نظر بگیر که شبا تا دیر وقت بیداره و از اون طرف روزا تا لنگ ظهر خوابه… حالا همین پسر مثلا میره توی پارک و یه دختر رو میبینه و یک دل نه صد دل عاشقش میشه….
حالا اون دختره ؛یه دختر ورزش کاره که مثلاً صبح زود میره واسه کوه نوردی …
حالا این پسرجوون ما که تا لنگ ظهر خواب بود بنظرت چی کار میکنه …
برای دیدن این دختر هم سحر خیز میشه…
مهم ورزشکار ….
انگیزه نداری چون باور نداری….
چون ایمان نداری….
چون به غیب، به اجابت خواسته هات که توسط خداوند انجام شده باور نداری…بذار خیالت رو راحت کنم …البته ببخشیدا اما شما هنوز به صداقت خدا باور نداری…
چون فکر میکنی خدا الکی یه چیزی رو گفته تا دلت رو خوش کنه….
و الا اگه کسی باور داشته باشه ایمان داشته باشه که وعده های خدا حقیقته و وجود داره دیگه نگران نیست ،دیگه شک ندارم ،دیگه از این دست به اون دست نمیکنه….
اگه باور داری که خواسته تو رو اجابت کرده اجابت کننده درخواست هاته اونوقت میای و میگی خدایا خودت من رو هدایتم کن چون تویی که به مسیر دستیابی به رسیدم به خواسته ها آگاهی و بعد میای حرکت میکنی و چون باور داری که هدایت میشی ،هدایت میشی….
چون باور داری بهت گفته میشه در زمان مناسبش اونوقت بجای هر کار بیرونی و استرس داشتن برای این که چطور میشه ،از چه راهی میشه میای به اولین ابهامی که بهت میشه عمل میکنی و اونقدر این عمل رو انجام میدی تا به ثبات فرکانسی برسی بعد جریان هدایت میاد با توجه به اون شرایط ایمانی تو ،با توجه به ظرف وجودی تو قدم بعدی رو بهت میگه….
ببین دارم چی میگما….
نمیدونم متوجهی یا چشات خوابه….
یکم توجهت رو بیشتر کن که دارم بهت یه موضوع مهم رو میگما….
قدم بعدی رو بهت میگه نه این که کل رویه و مسیر رفتن رو….
نمیدونم چقدر میتونیم همین یه جمله رو درکش بکنیم اما میدونم به میزانی که من و شما این رو درک بکنیم اونوقت وقتی در مسیر خواسته هامون خداوند رو هدایتگر خودمون میایم انتخابمیکنیم می پذیریم که خدایا من نمیدونم و نو بهتر از من میدونی اگه گفتی این کار رو انجام بدم حتما لازمه که انجامش بدم هر چند من هنوز نمی فهمم و درکم نمیرسه که این قدم چطوری مثلا میخواد من رو به اون خواسته ام برسونه….
مثل دانش آموزی میمونه که با هدف این که مثلاً میخواد بشه مثل ایلان ماسک اومده پیش معلم و استاد اون و حالا به نظرتون اون استاد از همون اول میاد انتگرال و مشتق رو بهش یاد میده یا میاد میگه مثلا معادله فلان رو حل کن …نه میاد از جمع و تفریق شروع میکنه ….
اگه بیاد از همون نقطه اول مشتق و انتگرال رو بهش بگه کلا این دانش آموز آب روغن قاطی میکنه و کلا زده از هر همچین خواسته ای….
تو قرآن در مورد این موضوع خیلی قشنگ میگه ….
محمد:20
وَیَقُـولُ الَّذِینَ آمَنُوا لَـوْلَا نُزِّلَتْ سُورَهٌ فَإِذَا أُنزِلَتْ سُورَهٌ مُّحْکَمَهٌ وَذُکِرَ فِیهَا الْقِتَالُ رَأَیْتَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ یَنظُرُونَ إِلَیْکَ نَظَرَ الْمَغْشِیِّ عَلَیْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَأَوْلَى لَهُمْ
کسانی که [صادقانه] ایمان آوردهاند، [بیتاب از این که هنوز فرمان مقابله با متجاوزان صادر نشده] پیوسته میپرسند: چرا سورهای [در مقابله با متجاوزان] نازل نمیشود؟ پس چون [در اجابت به چنین آمادگی و اشتیاق] سورهای محکم [=صریح و آشکار] نازل میشود، که در آن [ضرورت] مقابله دفاعی مطرح شده، بیماردلان [منافق] را میبینی که [برخلاف مؤمنان] همچون مدهوش شدگان از ترس مرگ [با دیدگان وحشت زده] به تو مینگرند! پس [همان مرگ] سزاوار آنهاست [که عزّت و غیرت دفاع ندارند].
مثل ما میمونه ما هنوز اون حد ایمان رو نداریم بعد انتظار داریم که الهام و قدمی بیشتر از توانمون بهمون گفته بشه ….
شمایی که هنوز از عرض یه جوی نیم متری نپریدی وقتی بهت گفته بشه از عرض دو تا صخره به فاصله سه متری بپری از شدت ترس مثل آهو تو عسل گیر میکنی….
اگر بپری هم خشتک جر وا جر میشه بعد از شدت خجالت حتی این که بری تو جمع ها هم شرکت کنی میترسی…
میشی مثل مثال مار گزیده از ریشمون سیاه -سفیدم میترسه…..
اینا رو برای خودم گفتم با این تفاوت که بهم گفته شد بیام به اشتراکش بذارم و بمونه بعنوان رد پایی از من و بکار بیاد برای افرادی که در مدار دریافت آگاهی اون هستن …
خداوند به همگی ما برکت بدهد
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا ﴿١﴾
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی
سوگند به خورشید و گسترش روشنی اش (1)
2
وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا ﴿٢﴾
و به ماه هنگامی که از پی آن برآید (2)
3
وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا ﴿٣﴾
و به روزچون خورشید را به خوبی آشکار کند (3)
4
وَاللَّیْلِ إِذَا یَغْشَاهَا ﴿۴﴾
و به شب هنگامی که خورشید را فرو پوشد (4)
5
وَالسَّمَاءِ وَمَا بَنَاهَا ﴿۵﴾
و به آسمان و آنکه آن را بنا کرد (5)
6
وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا ﴿۶﴾
و به زمین و آنکه آن را گستراند (6)
7
وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا ﴿٧﴾
و به نفس و آنکه آن را درست و نیکو نمود، (7)
8
فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا ﴿٨﴾
پس بزه کاری و پرهیزکاری اش را به او الهام کرد. (8)
9
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا ﴿٩﴾
بی تردید کسی که نفس را [از آلودگی پاک کرد و] رشد داد، رستگار شد. (9)
10
وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا ﴿١٠﴾
و کسی که آن را [به آلودگی ها و امور بازدارنده از رشد] بیالود [از رحمت حق] نومید شد. (10)
11
کَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاهَا ﴿١١﴾
قوم ثمود به سبب سرکشی و طغیانش [پیامبرشان را] تکذیب کرد، (11)
12
إِذِ انْبَعَثَ أَشْقَاهَا ﴿١٢﴾
زمانی که بدبخت ترینشان به پا خاست. (12)
13
فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ نَاقَهَ اللَّهِ وَسُقْیَاهَا ﴿١٣﴾
پس فرستاده خدا به آنان گفت: ناقه خدا و آبشخورش را [واگذارید] (13)
14
فَکَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهَا فَدَمْدَمَ عَلَیْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوَّاهَا ﴿١۴﴾
ولی به تکذیب او برخاستند و ناقه را پی کردند، و در نتیجه پروردگارشان به خاطر گناهشان عذاب سختی بر آنان فرو ریخت و همه قوم را با خاک یکسان و برابر ساخت؛ (14)
15
وَلَا یَخَافُ عُقْبَاهَا ﴿١۵﴾
و خدا از سرانجام آن کار [که نابودی ستمکاران است] پروایی ندارد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام به خداوند عزیز دلم
سلام به استاد عزیزم
بهترین رفیقی ک دوست داره من تغیر کنم رشد کنم و ب زندگی ایده ال و خدایی برسم.
ی داستان تعریف کنم همین دیشب.
یک ماه قبل برای یک کاری ک دوست داشتم و سالهابود ک ارزوشو داشتم و یکی دوبار هم براش کاندید شدم اما رای نیاوردم ک اصلانمیدونستم برای چی. احساس لیاقت احساس گناه شرک و ب دیگران متوسل شدن. همه این ها باعث میشد دراین کار هیچ پیشرفتی نداشتم و همش حالم بابت این موضوع بد بود.
چرا خدادوستم نداره و نکنه بابت اون گناهمه ک این ارزو محقق نمیشه
اصلا برا تغیر شخصیت و بهبود کم کم شخصیتم هیچکاری نمیکردم
تا رسید همین دیشب ک ازیک ماه قبل خودمو براکاندید شدن اماده میکردم و با گوش کردن فایل و کار کردن کمی رو خودم به این نتیجه رسیدم ک احساس لیاقتم بهتر شده و قطعارای میارم و باخودم میگفتم که الان کارام توحیدی ترشده و خودم خالق این کارم و لیاقتشو دارم و روخودم کار کردم ظرفم بزرگ تر شده شخصیتم تغیراتی داشتا اما دوساعت مونده به رای گیری بیخیال نتیجه و سپردن اون بخدا نشدم و از شرک عمل کردم و ب یکی از بچه ها گفتم شبی بیا بمن رای بده و گزشت موقع رای گیری شد و وقتی منو اونیکی ادم کاندیدشدیم برای انتخاب یک کار خدماتی دوساله یک دلشوره و استرسی منو گرفت و فهمیدم ی جای کارم لنگ خورده تو این یکماهه و هرچی هم فکر میکردم نفهمیدم چرااینقدر استرس وحشتناکی منو گرفت در صورتی ک قبلش خیلی اروم بودم و مطمئن بودم ک من رای میارم همون لحظه بهم الهام شد که تو نمیشی و رقیبت محسن رای میاره و همینم شد.
خیلی حالم بد شد و شوکه شدم با وجود تنها یک رای من نشدم درصورتی ک اصلافکر میکردم بااختلاف رای میارم و همه منو میشناسن و ب توانایی هام ایمان دارنوو رای میدن بهم ک از جمع چهل نفری کلا بیست و پنج نفر رای دادن و من دوازده نفر ودوستمون 13رای اورد
من موندم اصلا چرا رای نیاوردم و چرا چند ثانیه قبلش بهم الهام شدک تو رای نمیاری.
هی ب این موضوع فکر میکردم بعداز پنج سال مجددا کاندیدشدن و رو خودم کار کردن چرا ایننتیجه شد اخه شب خواب نمیرفتم و هی فکرو خیال منو ول نمیکرد. چون پنج سال قبلم کاندید شدم ورای نیاوردم واصلا حالم بد نشد اره تو لایق نبودی و احساس گناه و باید قبلش گریه و زاری میکردی تا خدابهت بدهو اینا. اما الان اشنا شدن باسایت استاد و کمی بهتر شدن حال واحساس و کمی تغیر شخصیت قطعا رای میارم
هی تواین فکربودم و یه دفعه ذهنم رفت دوساعت قبل رایگیری ک اره تو ب فلانی گفتی من امروز کاندیدم فلانجا بیا بهم رای بده دهنم رفت سراغ داستان حضرت یوسف تو زندان ک بغیر خداپناه اورد. دهنم یخ کردو فهمیدم کل ماجرا از کجا ابخورد و من چقد باید رو خودم بیشتر کار کنم و باورهای توحیدی بسازم ازریشه.
فایل اجابت دعای استاد رو مجددا شروع کردم ب گوش دادم تاحالم خوب بشه و خواب برم
سرتون بدرد نیارم. بلند شدم قران رو باز کردم رفتم گشتم تو ایه های ک استاد داشت همونموقع میگفت تو فایل درباره حضرت زکریاو ایه اذاسالک عبادی فانی قریب و سوره ضحی ک داشتم معنی سوره رو میخوندم ک خدامیگفت من دوست دارم ی دفعه چشمم خورد ب یک ایه در سوره شمس که ما شر و خیرتونو بهتون الهام میکنیم و یاد حرف استاد افتادم ک میگفت بهمون گفته میشه چکار کنیم.
ک من بیشتر ب نجواهای شیطان گوش میدادمو اصلاالهاماتو نمیدیدم.
ک اینموضوع رو خوشگل خودم درک کردم ی چیزی بهم گفت تو رای نمیاری چون شرک ورزیدی.
قران رو ک بستم اومدم بخوابم گفتم ی دوری تو سایت بزنم و ی کامنتی ی فایلی گوش کنم و از خداوند هدایت خواستم ک نشونه رو بهم بده که چرا واقعا امروز رای نیاوردم چی شد ک اومدم ب این فایل و از دیشب دارم گوشش میکنم و از تعجب شاخ دراوردم
و چ جاهای من ضعیف عمل کردم و باوجود باورای محدود کننده و شرک الود چقد تو روابط گذشتم شکست خوردم و اصلا نمیدونستم سیستم چیه و چقد احساس پوچی و بدبختی میکردن و فکر میکردم باگریه همچی درست میشه ک اصلا بدتراز قبل میشد.
خدایا کمکم کن تواین مسیر درست و هدایتی بیشتر قدم بردارم و بیشتر رو خودم و باورها و افکارم کار کنم و توحیدی حرکت کنم و هدایت شم ب بهترین نعمتات در زمان مناسب درمکان مناسب باشم و هرثانیع و هرلحظه سپاسگزاراینهمه نعمتت باشم.
سید حسین عاشقتم.
تشکر میکنم از استاد عزیز ک واقعا دارن باعشق ب بچه های این سایت بهشتی. کهکشان بهشتی این اگاهای های ناب رو ب اشتراک میزارن.
شادوپیروزباشین
به نام خداوند بخشنده و مهربان.
سلام استاد عزیز. وقتی داشتید از طبیعت مثال میزدید،یادم اومد که اتفاقا چند وقت پیش مستند حیوانات داشت نشون میداد که فیل مادر چگونه بچه خودشو تنها رها کرد در بیابان و بچه ای که قویتر بود را با خودش برد. اتفاقا چند روزی،شاید چند وقتی بود که انگار سیستمی بودن یادم رفته بود و باز هم داشتم بر اساس احساس تصمیم میگرفتم و با این قضیه بهم یادآور شد که سیستم مهم نه احساس قربانی بودن. خلاصه که فایل عالی بود و من تصمیم دارم دوباره از اول تمام فایل های شما را چه رایگان و چه دوره دوازده قدم را بعد از اتمام دوره خانه تکانی ذهن از ابتدا شروع کنم مرور کردن و از اول کلی وقت بگذارم و دوره کنم تمام چیزهایی که باید تو این مدت یاد میگرفتم تا خودم و شخصیت خودمو ذهن خودمو قویتر کنم و پیروز بشوم و بشم آن موجود قوی تر که باقی میمونه. بازنگری و اصلاحات عالی در خودم انجام بدم و خلاصه که خودمو از اول بسازم.
ممنون از فایل گرانقدر شما.
خدایا شکرت بابت هدایت من به این فایل.خدایا شکرت.
سلام و عرض ادب و احترام
چقدر ویدیو ب جایی بود واسه من.امروز دارم برای کار میرم تهران و همین الان توی اتوبوسم دارم این نظر رو مینویسم خیلی وصف حال روزگار زندگیه منه این فایل.من واقعا ی مدت خود آقای عباسمنش رو خدا کرده بودم و تو ذهنم میگفتم اصلا عباسمنش با خدا نشسته و تصمیم میگیره ک برای هررر کی چی اتفاق بیفته و
حتی کم مونده عباسمنش زیرکانه وقتی خدا حواسش پرت شد و سرشو کرد اونور تخت پادشاهی رو از خدا بقاپه و خودش بشینه جای خدا….
فقط خودم میدونم ک چ بلا ها و چوب هایی اونم از جنس چوب توت خوردم و کبود کبود شدم از این شرکی ک استاد عباسمنش رو هم عرض و نه در طول خدا دونستم و ضربات شدیدی خوردم و خداروشکر تونستم این باگ رو پیدا کنم و ب خودم بگم مگه عباسمنش خداهه؟؟؟؟
مگه خدا فقط ب ایشون میگه و من آدم نیستم!!!در حالیکه خود استاد در نامه نهج البلاغه گفتن ک بین من و خدا هیچ فاصله و حائلی نیست و لازم نیست دیگری حتی ب منی ک یکی از آبرومند ترین افراد در جهان بودم یعنی حضرت علی مراجعه کنی….
ب قول سید حسن آقامیری هر جور بودی خدا رو صدا کن واستاده خوابیده دراز کش با وضو بی وضو اصلاااا راحتت کنم وسط گناه اصلا مستی بگو خدا!
وقت قبلی نمیخواد واقعا درود ب شرف وحدانیت و احدیت خداوند
بچه ها همیشه هررر آدمی رو با خدا مقایسه کنید و بگید اون ک خدا نیست پس منم میتونم تنها وجودی ک بهش اقتدا کرد خداست….
من خیلی ضربه خوردم از شرک.البته قصد بی احترامی ب استاد رو ندارم ب هیچ وجه منظورم اعتقاد ب توحید و دوری از شرکه در مقابل هر احدی
راستی ی چی یادم رفت بنظرم این گونه موارد ک رشد و توسعه فردی اند با جلسات روان درمانی فرق میکنن ک توسط روان شناس انجام میشه و ما نباید این 2 مقوله رو با هم قاطی کنیم ک من کردم….
واقعا اگه ما ی سری اصول روان شناسی رو از روان شناس یاد نگیریم نمیشه رفت جلو و اگه این 2 تا با هم قاطی شن مشکل ساز میشه ک واسه من شد.از استاد بخاطر فایل خوبشون و سایت عالی تشکر میکنم و باز هم ب خودم میگم هررر چقدر هم یکی خوب باشه نباید بتش کنیم و ی خدا ازش بسازیم حالا هررر کی میخواد باشه و من باید قدرت و اعتبار اصلی رو اول از همه ب خدا بدم تمام
سلام به بهترین استاد زندگیم
امیدوارم که حالتون عالی باشه استاد جان
الله اکبر
من هنوز کامل گوش نکردم این فایل رو اما
چطور ممکنه که دقیقا من رو سفرنامه و شخصیت بینظیر این مردم کار کنم به مدت 11 روز و
دقیقا فایل بعدی استاد تو همون 4 دقیقه اول راجع به این ویژگی های بسیار زیبای مردم آمریکا و این حجم از مهربون بود و در صلح بودن و کمک رسان بودنشون صحبت شه
الله اکبر
انگار خدا به استاد گفت یه تیکه رو برای کوروش ضبط کن
واو
خیلی تاثیر گذار بود این حرف ها
خیلی باور هامو بزرگ کرد خیلی باور هایی که طی سفرنامه ایجاد شده بود الان تقویت شد
خدارو صد هزار مرتبه شکرت
چقدر استاد اون نکته ی حذف ضعیف هارو من به چشم دیدم چه تو انسان ها چه حیوانات
همین چندوقت پیش شنیدم یکی از آشنایان فوت کردن
به دلیل بودن تو یک رابطه سمی و این آدم از ترس هیچوقت طلاق نگرفت
نه از ترس اینکه کسی براش پیدا نشه
یا ترس از دست دادن بچه ها
این مرد فوت کرد فقط به دلیل ترس از ابرو تو فامیل
واینقدر تو اون رابطه سمی پر از بحث و دعوا بود که سکته کرد و حذف شد
به راحتی
کسی که ضعیف باشه در نهایت حذف میشه
البته به لطف خدا این یک زمانی میبره به لطف شما اولش میزنه رو شونت …
و تو پرنده ها من به چشم دیدم
رفیقم طوطی داشت
دقیقا همین بود
یک جوجه پاش مشکل داشت
بهش اصلا غذا نمیدادن
اصلا انگار وجود نداشت
وقتی میخواستن برن تو لونه میپریدن جفت پا روش مادر پدر وقته دم ورودی لونه بود
اما برای بچه ها دیگه میرفتن غذا میدادن
اگه اون ها جلویورودی بودن تو نمیرفتند و اول با نوک اونارو بلند میکردن مینداختن اونور تر بعد میرفتن تو
دقیقا همینه
طبیعت واقعا به ضعیف ها رحم نمیکنه
و ضعیف بودن انسان ها بسته به باورهاشونه
چقدر خوشحالم از این آگاهی ها
هیچ دلسوزی نیست
یا آسون میشی برای آسونی ها
یا آسون میشی برای سختی ها
توسط فرکانس های خودت
حالا انتخابش با تو …
به نام خداوند هدایتگر مهربان
خدایا من هرآنچه که دارم از آن توست و از تو به من رسیده است
خداوند را سپاسگزارم و خودم را تحسین میکنم که وقتی استاد فرمودند در فلوریدا طوفان شده، من برای اولین بار این خبر را از زبان استاد شنیدم و خداوند را شاکرم که از زبان کسی بود که فقط توجهش برروی زیباییها و نکات مثبت است و از زاویهای به تمام اتفاقات نگاه میکند که به احساس خوب برسد.
چه بسا اگر من از هرمنبع دیگری این خبر را میشنیدم به احتمال زیاد احساس من بد میشد
و من خیلی خوشحالم که به فضل پروردگار در این مسیر هستم و از مدار شنیدن اخبار بد دور شدهام و از شنیدن خبر سلامتی شما بسیار خداوند را سپاسگزاری میکنم.
واقعا این نگاه زیبای شما به تمام اتفاقات زندگی قابل تحسین و ستودنی است این که حتی در طوفان و بلایای طبیعی هم بدنبال نعمت و خیرو برکتی که بهمراهش هست باشی مسلماً طبق قانون این بلایا برای شما هیچ ضرر و زیانی نداشته بلکه خیروبرکت و فراوانی با خود برای شخص شما بهمراه خواهد آورد.
بلاهای طبیعی موهبتهایی هستند برای بهبود و پیشرفت
قربون عظمت خداوند برم که انقدر قوانین دقیق و ثابتی بر این دنیای بینظیر حکمفرماست که حتی میتوان با استفاده از این قوانین چنین طوفانهایی را پیشبینی کرد و در سنت خداوند تغییری نخواهد یافت.
چقدر این نگاه شما به افراد ضعیف و قوی، متفاوت از کل جامعه است؛
سالهای قبل وقتی پای منبر روحانیون مینشستم تمام صحبتهای آنها برخلاف گفتگوهای شما بود و همیشه خیلی محکم میگفتند که شما هرچقدر بدبخت باشید و گریهوزاری کنید و در سجده عجزو ناله کنید، پیش خدا محبوبتر هستید و خداوند حرفهای شما را بیشتر گوش میدهد و سریعتر اجابت میشوید؛
و من چقدر سادهلوح و زودباور بودم، خود آن روحانی را میدیدم که در زندگی هیچ پیشرفت و هیچ نتیجهای از هرنظر کسب نکرده و همواره هشتش گرو نهش هست ولی هیچوقت اصلاً به این موضوع فکر هم نکردم که اینکه میگه هرچقدر بدبختر باشیم پیش خداوند محبوبتریم پس چرا وضع مالی خودش به این شکل است و این بدبخت بودن به خود این کمکی نکرده؛
و حالا در این سایت با صحبتهایی کاملاً متضاد از شنیدههای قبلی مواجه میشوم، ولی این صحبتها بهمراه نتیجه است و دلیل و منطق کاملاً قوی برای پذیرفتنش با خود همراه دارد، نتایج استاد از این دیدگاه کاملاً موید صحت و درستی این مسیر است
این نگاه استاد را خیلی راحت میتونم در جامعه ببینم و نیازی به قسم خوردن نیست؛
افرادیکه توانستهاند خود را قوی کنند و ثروتمند بشوند همیشه در موقعیتهایی قرار میگیرند که بر ثروت آنها افزوده میشود،
همیشه سرمایهگذاریهایی انجام میدهند که بر ثروت آنها افزوده میشود،
به موقعیتهایی هدایت میشوند که باعث رشد و ثروتمندی بیشتر آنها میشود، موقعیتی که بهیچوجه افراد ضعیف در خواب هم نمیتوانند ببینند،
این یعنی اینکه جهان داره بخاطر قوی بودن آنها به آنها پاداش و ثروت بیشتری میدهد ولی درصد بسیاری از آدمها هستند که نتوانستهاند خود را با موقعیت تطبیق داده و قوی شوند و هرروز به زیر میروند و ضعیفتر و بدبختر میشوند تا روزی که نابود شوند
سلام تازه به استاد عباسمنش و خانم شایسته عزیز
من قبلا داخل این سایت با اکانتی دیگه عضو بودم
و خیلی کم و بیش روی باورهام کار میکردم یعنی هر موقع که به تضاد بر میخوردم نا امید میشدم تنها امیدی که نگهم میداشت سایت عباسمنش بود
دو روز رو خودم کار میکنم میبینم تضاده داره کمرنگ میشه ول میکنم و هی این پروسه ادامه پیدا میکنه تا همین چند روز پیش
که بعد از اخرین تضاد (بعد از اینکه رو خودم کلی کار کردم انشالله نتیجه گرفتم که مطنئنم میگیرم راجب تضاده هم صحبت میکنم که چی بوده) تصمیم گرقتم همه چی رو از نو شروع کنم
و مهم ترین درسی که از نحوه کار کردنم در گذشته گرفتم این بود که وقتی رو خودت داری کار میکنی به عقب نگاه نکن حرکت کن برو جلو توقف نکن
اصلااا ذهنت تو رو فریب نده که این نتایجی که گرفتی دری به تخته ای خورده یا اینا باید میبوده دیگه(به قول استاد).
تمرین
ممارست
استمرار
تکرار
ادامه
تعهد
تمرکز
انرژی
زمان
بله موفقیت نیاز به پرداخت بها داره
و اگر قراره به خواسته هامون برسیم طبیعیه که از یه سری چیزها بگذریم
چرا که هر رشدی نیازمند وداع است
برای اینکه رو خودمون کار کنیم ممکنه یه سری از افرادی که تو زندگیمون بودن حذف بشن
از تفریحاتی مثل تلویزیون و سریال نگاه کردن بگذریم
از بازی کردن چه مجازی و چه غیر مجازی دست بکشیم
ولی در عوضش جایزه های سنگینی نصیبمون میشه
و خیلی هم ارزشمنده
و ارزش داره روی خودمون کار کنیم
امروز 1403/07/26 هست همینجا تعهد میدم که همیشه روی خودم کار کنم
و ادامه بدم مسیر رو و امیدوارم که بتونم به تعهدم پایبند باشم
شما رو به خدای یکتا میسپارم
تا کامنت بعدی خدانگهدارتون..
گام20
آیا خداوند مانند یک مادر مهربان عمل میکند؟
به نام نامی یزدان
چو آنکه برگزید من را از میان این همه خوبان
سلام و درود بر پیامبر امروزمان استاد عباس منش و مریم بانوی کم نظیر و دوستان فوق العاده ی هم فرکانسی ام
چقد خوبه ک اینجام.خدایا شکرت ک منو در این مسیر قرار دادی
ما فقط باید به دانسته هایی که اینجاس عمل کنیم و بزاریم تکاملش طی بشه
خدایا تو این مسیر هدایتم کن که به موفقیت برسم
که من به هر خیری از تو بهم برسه فقیر و نیازمندم.
به معنای واقعی کلمه به این جمله رسیدم که استاد میگن تو روی خودت کار کن
ادمایی که تو مسیرت باشن بهت هدایت میشن نیازی به این نداری بخوای دنبال هم فرمانسی بگردی
دوست قشنگمون این کامنتو گذاشت دوس دارم دوباره بزارم چون واقعا عالی بود
تجربه خودمو از بودن توی این جمع ها میگم::::
حدود 2الی 3 سال پیش توی گروهی عضو شدم توسط خواهرم که گویا یه عده از بچه های سایت اونجا بودن و داشتن روی خودشون کار میکردن و آگاهی هاشونو به اشتراک میزاشتن
اولش که متوجه نمیشدم چون ذووووق داشتم دارم با بچه های عباسمنشی حرف میزنم
ذوق داشتم که کلی دوست پیدا کردم
اولش همه چی خوووووب بود
یه مدتی گذشت تو گروه یه سری حرفا میشد
با اینکه بچه داشتن از تجربه هاشون میگفتن اما تفاوت عقیده و باور داشت یه تغییراتی توی گروه ایجاد میکرد….
حدود یک ماهی بود که توی اون گروه بودم و فعال هم بودم گروه تلگرامی
بعدش قلبم دیدم داره یه چی دیگه میگه
میگفت لفت بده
اولش متوجه نمیشدم منطقی نبود برام که چرا باید لفت بدم
به حرفش گوش ندادم
خلاصه ماه دوم هم گذشت انرژی زیادی داشتم توی گروه میزاشتم و همینطور بحث های گروه زیادی داشت به حاشیه میرفت
مثلا: کجا قرار بزاریم همو ببینیم و ….
میتینگ بزاریم بشینیم راجب قوانین حرف بزنیمووو
خلاصه دیگه حسابی شلوغ شده بود
هر کی و هر کی میومد تو گروه به حساب خودشون عباشمنشی بودن و آگاه بر قوانین
کاری ندارم…..
گروه تبدیل شده بود به احوال پرسی تا شیر آگاهی
و پر شده بود از حاشیه به فراوانی
تفاوت عقیده و باورها داشت کولاک میکرد
احساسمهر روز بد و بدتر شده بود
هر کسی نطری میداد اون یکی میومد میگفت من فکر میکنم اشتباهه
دیگه از این مسیر داشت میرفت جلو
روزی رسید که من یه تکست در قالب تشکر و قدردانی نوشتم و از گروه لفت دادم
درود بیکران دوست خوبم
عالی بود