ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 5 - صفحه 23 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 5211MB27 دقیقه
- فایل صوتی ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 526MB27 دقیقه














به نام خدای زیباییها خدای فراوانیها
به نام خدایی که هر چه دارم همه رو او به من داده خدایا شکرت سپاسگزارتم
سلام به استاد عزیزم
استاد من منتظر سورپرایز شما هستم
دوستان وقتی میبینین استاد یه مدتی فایل نمیذاره و هیچ خبری نیست اینو بدونین مثل همیشه میخواد با یه فایل خفن و عالی همه ما رو که نزدیک به سال نو هست سورپرایز حسابی کنه من عاشق این فایلهای خفنش هستم
چون میدونم واقعا همیشه دوست دارین بعد یه مدتی یه فایلی که ما همه لازمش داریم بذاریم روی سایت و بعد همه مات و مبهوت میشیم که وای منم همین مسله رو دارم استاد از کجا میدونه چون استاد با خدا اول صحبت میکنه و خداوند هم هدایتش میکنه و استاد عزیزمون هم هدایت رو قبول میکنه بدون چون و چرا
من تحسینتون میکنم شما هر کاری انجام میدین برای رضای خداست برای رشد و پیشرفته جهان ست این کار شما ستودنی ست
من شما دو عزیز رو به خداوند بی همتا میسپارم خدا یارو نگهدارتون
راستی مریم جون من چند روزی میشه تو سایت روی نشانه امروزم کلیک میکنم صفحه سفیده و بالای صفحه مینویسه درخواست مهلت زمانی و نمیتونم وارد بشم میشه لطف کنین بگین از چیه اینطوری میشه ممنون میشم درستش کنین
سلام،
در مورد نشانه روزانه، لطفا کش مرورگرتان را پاک کرده و مجددا امتحان کنید.
بنام خدای فراوانی ها
سلام وقت بخیر
من به یه مشکلی برخوردم نمی دونم جای درستی دارم عنوان میکنم یا نه
اکانت قبلیم رو ندارم همینطور پسووردش رو و ایمیلش رو دارم ولی پسوورد ایمیل رو ندارم
اومدم اکانت جدید باز کردم ولی با اون قبلی چند تا محصول خریداری کرده بودم .
چطور می تونم مسئلمو حل کنم ؟
ممنون میشم راهنماییم کنین
به نام خدای زیبایی، که بنده ای زیبا به نام مستانه رو آفرید
مستانه محمدی
سلام به استاد بی نظیرم
دلم برای کامنت گذاشتن خیلی تنگ شده بود، تو ذهنم هزارتا کامنت نوشتم برای هر فایلی که گوش میدم و تجربه ای که داشتم، ولی باورهای محدودکنندهم که بزرگترینش اینه که الان درباره م چی فکر میکنن(با اینکه خیلی دارم کار میکنم که اهمیت ندم ولی باز می بینم تو بعضی موارد، نمیزاره قدم بردارم) مانع از کامنت گذاشتن شده، با این حال سعی میکنم بیشتر کامنت بزارم چون به نفع خودمه، و خیلی کمکم میکنه تا به ذهن نجواگرم نشون بدم چقدر پیشرفت کردم، و اونطوری که میگفتی نشد
امروز دقیقا روزی که من باید به این فایل هدایت بشم با اینکه مدتی میشه که دانلودش کردم تا وقتی که زمان درستش هست گوش بدم
چون دنبال این سوال بودم که کاری که من ازش لذت می برم چیه؟
صبح یه مصاحبه از پروفسور سمیعی رو دیدم که اون هم در مورد همین موضوع بود و این یعنی خدا سریع پاسخ میده به درخواستهام، و از ظهر هم به این فایل بی نظیر هدایت شدم، تمام جملات تون اینقد مهم بود مجبورم شدم همهش رو توی دفترم بنویسم، درباره تکتک جملاتتون فک کردم و یاد خودم می افتادم.
می خوام منم تایید کنم استعداد مهم نیست، باور مهم ایمان مهم، من خودم و تعدادی از نزدیکانم نمونه آدم هایی هستیم که اگه از هوش وIQ مون تست گرفته بشه می بینی که خیلییی بالاتر از بقیه است دایی من سالها پیش به خاطر حل کردن مسئله حل نشدنی کلی جایزه برد ولی چون خودش رو باور نکرد و ادامه نداد استعداد و هوشش زیر فرسنگ ها خاک دفن شد.
و اما من، من کسی ام که کل اعتماد به نفسم روی هوشم بنا شد، چون از کودکی با یه ذره درس خوندن نمره هام همیشه عالی بود، به قول خودم رو هوا درس رو یاد می گیرم، برای همین همیشه بهم میگفتن خانم دکتر، اصلا خودم رو با کسی مقایسه نمیکردم سر جلسه امتحان به همه تقلب می رسوندم ولی خودم تقلب نمی کردم چون می دونستم من یه نابغهم ، یه باور قوی به هوشم و شک نداشتن به خودم،( همین الان که دارم دربارهش می نویسم، وجودم پر شوق و ذوق شده و عاشق اون اعتماد به نفسی هستم که داشتم و دوست دارم دوباره زنده بشه اما این بار جای درستش) وقتی به دانشگاه فکر میکردم میگفتم من پزشک دانشگاه هارواردم، و قراره از پروفسور سمیعی هم بهتر بشم، من اولین کنکورم رو خراب کردم، و اونجا بود که دیدم کل وجود این آدم ذره ذره آب شد، انگار مثل یه چیز بی ارزش یه گوشه پرت شدم،اونایی هم که یه روز تشویقم می کردن اثری ازشون نبود، می دونین من به همین هوش هم شک کردم ذهنم بهم میگفت تو دروغگو هستی هیچوقت سرکلاس اینقد زرنگ نبودی هوش چی کشک چی؟
اون زمان به خودم لقب شکسته خورده دادم، و اینکه تو هیچ زمینه ای استعداد ندارم، اما همونجا هم خدا بود یه جمله یادمه که تو دفترم نوشته بودم، که مفهومش این بود، به جای اینکه از یه ساختمون هزار طبقه بیفتی بهتره از یه دو متری بیفتی تا به خودت بیایی و بفهمی مسیرت اشتباه…. و من هی با خودم تکرار می کردم پس خیره
اگه خیلی استعداد داشته باشی خیلی خطرناک هم هست چون اگه ببینی یکی بهتر از تو هست به کل استعدادت شک میکنی، شروع می کنی به مقایسه خودت با دیگران و سرزنش کردن خودت، از خودت بدت بیاد و ...(برای من یکی اینطور بود حتی نقش یه قربانی رو داشتم که تو بعضی کامنت های قبلم مشهوده)وقتی نگاه میکنم می بینم این یه زنجیره بهم پیوسته است که به هم ربط داره یکی از منشأ هاش بنا کردن اعتماد به نفس در جای اشتباه بود، ولی حالا من چقدر تغییر کردم، الان واقعا تمام تلاشم اینه روی خدا حساب باز کنم به هدایت هاش گوش کنم و از تمام ویژگیهای خوب خدا سو استفاده کنم، خودم رو بیشتر بشناسم، خودمو سرزنش نکنم، اعتماد به نفسم رو به وجود خدایی که همیشه هست گره بزنم.
استاد شما همون دست خدایی هستید که اومد تا بتونم ذره ذره وجودم رو التیام بدم، دیگه روی کسی حساب نکنم چون وقتی خوردم زمین کسی نبود دستم رو بگیره فقط خدا بود فقط خدا بود(الان می فهمم نقش حرف مردم تو ذهنم پررنگ چون یه زمان جلو دید همه بودم و همیشه مورد تشویق شون بودم و الان سعی میکنم سعی می کنم که حرفشون در موردم چه خوب چه بد مهم نباشه)، الان من مثل بچه خودم هستم می خوام خودم رو به خاطر تلاش و استمرارم تشویق کنم نه هوش و استعدادم
(هوش من در فایل توحید عملی 9 که بشدت بی نظیره و هر بار که گوشش میدم بیشتر عاشقش میشم، یادمه تا قبل اون هم میگفتم هوش من هوش من، اما اونجا که توی شعر گفتین- هوش را گفتم هوشیاریش ده_من شُک شدم که واییییییی خدای من، حتی این هوش هم تو به من دادی، که من هی من من کردم)
در مورد سوال اول فایل هم می تونم بگم، من باور دارم تو هر زمینه ای که باشه با تمرین ادامه دادن می تونم بهترین باشم،چون مثلا آشپزی کردن رو با تمرین و گوش دادن به هدایت های خدا عالی یاد گرفتم، فروشندگی کردن، ادیت کردن، درست کردن پست و فیلم عالی برای محصولاتم و خیلی کارهای دیگه ولی تنها مشکلم کنکور هست جایی که شکست خوردم قبلا وقتی بهش فکر می کردم به خودم میگفتم تو این زمینه استعداد ندارم، الان با تکرار موفقیت گذشتهم توی درس هام شدنش رو بدیهی کردم و واقعا دارم برای گرفتن نتیجه عالی تلاش میکنم و مسیر رو رها نکردم.الان تلاش میکنم نقش یه خالق رو تو زندگیم داشته باشم نه یه قربانی
توی یکی از جلسه های قدم 12 از دوره 12 قدم گفتین توانایی هامون رو بنویسیم ،من نوشتم و هربار که میخونم من به وضوح می بینم ، هر جا توانایی و استعدادی دارم یا یا کار رو عالی انجام دادم روی هدایت هام و کمک خدا حساب کردم و هرجا روی هوش خودم استفاده کردم با کله خوردم زمین، یعنی حتی همین هوش هم که هدیه خدا به منه زمانی کمک کرده که با ایمان و گوش به فرمان بودن به هدایت خدا همراه بوده.
کامنت هم خیلی طولانی شد
استاد عاشقتم خیلیییی
و عاشق همه دوستایی که اینجا هستن. اینجا جایی هست که بدون فیلم بازی کردن میتونم خودم واقعیم باشم.
عاشقتونم بوس بهتون
به نام خدای مهربانم خدایی که همه کارهای منو انجام میده به راحتی و آسونی خدایا برام آسان کن آسانی ها رو
سلام به استاد عباس منش عزیزم استاد فرهیخته و دانا و توحیدی سلام به مریمجانم و دوستان عزیزم که امروز کامنته منو میخونن متشکرم
دیروز من اشتباهی کردم که با قوانین هماهنگ نبود و خودم باعث مشکل شدم
دیروز من صبح که بیدار شدم دیدم سهام عدالت ریختن و اونم مبلغش کم بود تا دیدم یکم ناراحت شدم و باور کمبود اومد تو وجود من و یکم غر و ناله کردم و این احساسه بد رو تا بعداظهر با خودم کشوندم و یه گاری زهوار در رفته روبه خودم وصل کردم وبا همون احساسه بد رفتم مغازه مو باز کردم( مغازه پوشاک دارم) و هر چی جملات تاکیدی گفتم نشد ذهن چموش نذاشت و منجر به این اشتباه شد
من یه پولی باید به همسرم میدادم 1میلیون 500 به همسرم رنگ زدم گفتم سریع شماره حسابتو بفرست هر چی اون بنده خدا گفت حالا ولش کن باشه بعدا من گفتم نه چون یکم باهم بحث کرده بودیم خیلی کوچولو گفتم الان باید بریزم
خلاصه اون شماره کارت فرستاد
از اونجایی که طبق قانون و استاد عزیزم گفته بود تو فایلهاش هر موقع عصبانی هستین کاری انجام ندین اما من هیچی انگار گوش نداده بودم و اومدم سریع بریزم براش شماره رو زدم از گوشیم و اینقدر که عصبانی بودم اشتباه برای کسی دیگه واریز شد من موندم اشتباه و حال بد ( حالا من برای کسی واریز کرده بودم که اون بنده خدا فوت کرده بود)
از دیشب خیلی اذیت شدم و بعداز یکی دوساعتی فقط اومدم نوشتم که خدایا من اشتباه کردم خودم مقصرم تو تنها میتونی مشکلمو حل کنی تو قدرت داری تو توانایی
با تو غیر ممکن ها ممکن میشودو از دیشب تا امروز صبح از بانک گرفته تا پلیس فتا و دادگاه و … همش جملات تاکیدی میگفتم و همه رو به او سپردم و با ایمان زیادتر از قبل قدم برداشتم و گفتم حل تمام مسائل زندگیم به تو میسپارم
و بعد درآخر نیم ساعت پیش پول به حسابم برگشت
میخواستم بیام امروز اشتباهمو بگم و از این کارم درس بگیرم که کنترل ذهن در زمان ناراحتی خیلی خیلی مهمه نباید کاری انجام بدیم من فهمیدم که هنوز خیلی جا داره باید روی خودم و کنترل ذهنم زیاد کار کنم من امروز ایمانمو به خدا نشون دادم و خدا هم مثل همیشه قدرت و بزرگیش به من نشون داد که فقط قدرته مطلق اوست برای تمام مشکلات فقط باید به قدرت او ایمان داشته باشیم
خدایا من همه کارهامو به تو میسپارم
خدایا من هر چه که دارم همه از آن توست تو به من دادی من قدرت و توانایی ندارم خدایا شکرت سپاسگزارتم
خدابا ممنونتم شکرت که امروز همه جا بامن بودی دستمو گرفتی شکرت شکرت شکرت
من از قبل ایمانم به خدا بیشتر شده
استاد عزیزم و دوستان خوبم ممنونتون هستم که وقت گذاشتین و کامنته منو خوندین
خداوند یارو نگهدارتون باشه بهتربنها نصیبتون
سلام و درود فراوان بر استاد عباسمنش عزیز و تمامی کاربران سایت
من همیشه نگاهم به فایل های رایگان استاد عباسمنش اینگونه است که این فایل یک در واقع رایگان نیست،بلکه یک هدیه ای ارزشمند از سایت استاد عباسمنش است که میلیون ها دلار ارزشمند است و عمل کردن به همین یک فایل زندگی من را دگرگون میسازد،وبه صورت هدیه در اختیار من قرار گرفته است.
در جواب به بخش اول تمرین،من با استاد عباسمنش موافق هستم و علت موفقیت انسان ها را علاقه و استمرار بر موضوعی میدانم و با بحث استعداد موافق نیستم،در واقع استعدادی وجود ندارد،هرکسی به هر موضوعی که علاقه دارد اگر باورهای مناسب درباره آن موضوع داشته باشد میتواند به بی نهایت موفقیت برسد.
خود من در راستای تمرین این فایل،دست به کار شدم.من همیشه به فعالیت های ورزشی علاقه ای زیادی داشتم و دارم مثلاً سعی میکنم که در طول روز به پیاده روی برم،گاهی ساعت ها دوچرخه سواری میکنم و در گذشته به باشگاه بدنسازی میرفتم.
ولی همیشه اطرافیان به من میگفتند که تو استعدادی برای فعالیت های ورزشی نداری و تکرار این صحبت ها باعث شده بود که من از باشگاه رفتن منصرف بشوم.
ولی از آنجایی که سعی میکنم که به آموزش های استاد عباسمنش مثله وحی منزل عمل کنم،پس از یادگیری مطالب این فایل به این نتیجه رسیدم که در رشته ای تربیت بدنی و امور ورزشی ادامه تحصیل بدهم.
در همین راستا برای ترم بهمن ماه در دانشگاه آزاد اسلامی شهرستان خودم ثبت نام کرده و انشالله بعد از تعطیلات عید نوروز 1403 بر سرکلاس های دانشگاه میروم.
من همیشه هرکجا که به آموزش های استاد عباسمنش عزیز عمل کرده ام نتیجه مثبت گرفته ام،در همین راستا بر آن شدم که در رشته ای مورد علاقه ام (همان رشته ای که دیگران میگفتند در آن استعدادی نداری)ادامه تحصیل دهم ،واین تصمیم را در سن 31سالگی گرفتم،شاید از نظر دیگران برای این کار دیر باشد ولی من عقیده دارم که هر انسانی در هر شرایط سنی که به آموزش های استاد عباسمنش عمل کند و سعی کند که این قانون را در زندگی اش اجرا کند صددرصد نتیجه ای خوبی خواهد گرفت.
آرزو دارم که سال جدید بهترین سال زندگی ما تاکنون باشد و اتفاقات خوب و زیبایی را تجربه کنیم،خدانگهدار.
سلام و سپاس فراوان از استاد عزیز
من هم اعتقاد دارم که استعداد مهم نیست و صد در صد ایمان باور اعتماد به خداوند و خودت وحرکت کردن و جلو رفتن ،بررسی مسیر و بهبود دادن مسیر و خسته نشدن مهم ترین عوامل در پیشرفت در هر زمینه ای هست که انسان اراده کنه که انجام بده
بارها در موضوعات مختلف امتحان کردم هر جا ادامه دادم موفق شدم و هر جا جا زدم نتیجه نداده و ربطی به استعداد نداشته چون موضوعات من بسیار پراکنده بوده از یوگا ورزش های سخت خیاطی تدریس گلدوزی بافتنی پرستاری دکوراسیون منزل
مهم ادامه دادن و بررسی و بهبود هست
الان هم تصمیم دارم منجوق دوری که مدت هاست می خوام انجام بدم را شروع کنم و مطمینم به راحتی از عهده اش برمی آیم چون حرکت می کنم و حتما ادامه میدم
برای همه آرزوی شادی سلامتی ثروت خوشبختی عشق و آرامش و ایمان به الله یکتا دارم
سلام به استاد عشق
عزیزان حاضر در این سایت سراسر عشق.
من امروز نشانه رو کلیک کردم واین فایل برام. اومد .که میخوام در مورد سوال استاد واین فایل تجربه ام به اشتراک. بذارم .بله من کاملا قبول دارم با تمرین و استمرار و توکل بخدا و اینکه حتما میشود میشه در هرکاری که لازم باشه در بهترین لول قرار بگیرم و مرتب ارتقا بدیم …..من سالها پیش وقتی که در آستانه 50سالگی بودم .وزیر قرض و بدهی
که در اون سال .سال1398 خیلی زیاد بود .
دارای. 3 فرزند ودر هر جنبه زندگیم در تاریکی بودم
بخصوص مسایل مالی .اینارو میگم که بتونم جواب سوال استاد و تحربه ام در رابطه با این فایل رو بگم .اون سال 1398من ازشهرستان رفتم تهران ومشغول مراقبت و نگهداری از سالمندان شدم
اون وقتها کتابای موفقیت می خوندم و با استاد عباسمنش آشنانبودم ..اما موندم و ادامه. دادم
اول. از سر اجبار رفتم ولی بسیار من اخلاق
خوبی با سالمندان داشتم .و در همون ابتدا مورد توجه. شرکت ها و مردم. قرار گرفتم .و هرجا میرفتم استقبال می کردن .
یادم هست اول سال 1399
من به کانال. یکی از کسانی که قانون ارتعاش رو تدریس میکرد هدایت شدم
وبا یادگیری یکسری قوانین روز بروز بهتر میشدم
و ادامه دادم ..یواش یواش دیدم اصلا خیلی علاقه مندم که در کنار این عزیزان باشم و هم خدمت کنم وحالم خیلی خوب بود هم پول در میاوردم
بعد یکسال برگشتم شهرستان خودمون و به تضاد خوردم که اینجا که تهران نیس .پول نیس پرستاری ار سالمند نییس ووووو
با کمک استادم تونستم این چالش رو هدایت کنم .وبعد از سه ماه در زمان کرونا اصطلاحا.
از من دعوت شد برم بیمارستان شهرم نیشابور
و مراقبت از بیماران رو انجام بدم
و پول بگیرم .
باور کردنی نیس من در بیمارستانم. با قدرت ادامه دادم هی مهارت هامو افزایش دادم
ودر زمان اون بیماری. توانستم. با. باور به اینکه من بهترینم. در این کار و میتوانم نگاه. متفاوتی. داشته باشم تمام تلاش فیزیکی و متافیزیکی رو
گذاشتم و در تضادها فقط میگفتم این برای من نفع دارد
خلاصه .من بچه های بیمارستان رو در زمان کرونا
متحیر کرده بودم .که چطور تو در زمان خطرناک انقد پر انرژی عمل میکنی و به بیماران. انرژی میدی ..خودم اما میدانستم همون جبر باعث شد (اما باید قبل از جبر خودمونو ارتقا. بدیم )
من. استمرار داشته باشم و ادامه بدم
وحتی مسیر علاقه ام در درسن 50سالگی پیدا کنم
اما انرژی من خیلی بیشتر از این حرفهابود که. کسی. باور کنه من 50سالمه یا از صفر شرو کردم
در اواخر سال 1400من بصورت الهامی. شرکت مراقبت ونگهداری رو ثبت کردم
ومحکم شرو کردم..و یادمه یکی از فایلهای. استاد عباسمنش اتفاقی دستم رسید
که میگن به زنبور عسل وحی میشه
به مادر موسی وحی شد
بخدا قسم من 100بار گوش کردم
و چقد بهم کمک کرد
اول که شرکت رو زدم نمیدونستم چی میشه
چطور پیش میره .
اما. یه چیزی در درونم فریاد میزد
برو حلو تو ساخته شدی برای این حرفه مقدس
اما. حرف من اینه ..من که از قبل. نمی دونستم
رفتم کار کنم قرضامو بدم همین .
وقتی من محکم موندم بهترین خودمو ..واقعا بهترین. خودمو. ارائه. دادم مسیرها بصورت جادویی باز میشد
القصه ..من از اول 1401 شرو کردم کار مراقبت و نگهداری در منزل .و نیرو جذب کردم
و بصورت تکاملی ولی محکم و با امید
و چون علاقه هم داشتم سختیها رو آسون میکردم
بعد دوباره. یکی دیگه ار فایل های استاد عباسمنش دستم رسبد که. در مورد ارزش خلق. کردن صحبت میکنه
از دخترم پرسیدم این کیه من بدجور تحت تاثیر این دوتا فایل قرار گرفتم .
اینجا دیگه من مشغول بودم و باید فنداسیون. این کارم رو با بیس. احلاق مداری بنا. میکردم
و نگاه مردم رو نسبت به این حرفه مقدس
و جایگاه بزرگ پدران و مادران سالمند رو عوض کنم
چون دیده. بودم چه نگاهی تحقیر امیز به کسانی دارن که. میرن اینکارو. انجام میدن
یا نیروهای کار جایگاه این شغل رو مجبوری و خجالت آور میدونستن..
خدا شاهده حرف استاد با اینکه. نمی شناختمش
یکسره تو گوشم بود که ارزش خلق کنیم
به گسترش جهان کمک میکنیم
و …….حرف های دلنشین که تا عمق جانم میرفت
بعد شناختم استاد رو توسط دخترم که .ایشون هم تقریبا دوسال هست تو سایت هست وهم دوره
خریده .هم از فایلهای دانلودی زیاد استفاده کرده
خوب بعد من دیگه گوشیم خراب شد نخریدم هی به بهانه های مختلف
تقریبا در تابستان سال 1403 یه مشکل روابط شدید خوردم .واز اونجایی که روی خودم کار نمیکردم
بخاطر ترس از تهدیدهایی که بعد فهمیدم
من با ترسهام بهشون قدرت دادم
خبلی ضعیف شدم .اما بازهم به کارم علاقه داشتم
و کوتاه نیومدم
تا اینکه دخترم دوره عزت نفس استاد عباسمنش رو بهم داد گوش کردم
و حدود 3ماه پیش هم روابطم بهتر شد
هم حالم بهتر شد
هم گوشی خریدم.وووواینجاش قشنگه
خیلیم قشنگه .دوهفته فایلهای رایگان حوزه ثروت رو درسایت با دخترم. کار کردیم
وتونستیم ثروت 1
رو بخریم .
و خدار صدهزار مرتبه شکر
که دیروز دوره قانون سلامتی. رو خریدم
این دیگه باعث شد من چند ساعت اشک شوق بریزم چون بیماری. دارم
و رنج. زیادی میکشم.
با همه اینها در حوزه کاریم در همین سن وسال
تونستم مدرک بین المللی مراقبت ونگهداری
از سالمندان رو بگیرم .که اگر میخواستم بهانه گیری کنم ..واقعا نمیشد ولی جزوه هارو خوندم
و گزینه های انگلیسی رو یاد گرفتم
قبول شدم ..خدایا شکرت
الان. که باتمرکز در سایت استاد هستم
خیلی. نشانه هامیاد .اهرم رنج و لذتم .عمل کردن به آموزه های استاد وماندن. در این سایت و درگیر کردن ورودیها. با انرژی. مثبت این سایت ….
الان دارم وارد حوزه آموزشی در کارم میشم
فهمیدم مسیر علاقه من هست
و روز بروز خودم رو ارتقا میدم
میخوام در یکجا نمونم و به همین دلیل تا همینجا
با همه. کسانی. که. هم رشته من هستن با اختلاف. جلو هستم شکر خدای مهربان
و از خداوند ممنونم بابت هدابتم به سر کلاس های. استاد عباسمنش
من واقعا ماندن. استمرار.و اینکه میتونم .
باعث شد حتی بفهمم علاقه دارم
والان خیلی. مهارت هایی کسب کردم
که واقعا گفتنی هست در حوزه کاری خودم ..
و چقد سطح من عوض. شده
اصلا. هیچ ربطی به 6سال پیش ندارم
همتونو دوس دارم .
به نام خدای مهربان
سلام به همه ی عزیزانم
آیا فکر می کنی با تمرین، تلاش و مداومت می توانی در مواردی پیشرفت کنی که اکنون درباره آن مهارت خاصی نداری یا به اصطلاح با استعداد نیستی؟
یا اینکه معتقدی اگر در زمینه ای استعداد نداشته باشی، تلاش و تمرین نمی تواند باعث پیشرفت و مهارت در آن موضوع شود؟
هر چیزی قابل یادگیری و مهم باور و تمرین و تلاش و میشود در هر کاری در چیزی مهارت کسب کرد و موفق شد و اصلا استعداد مهم نیست مهم ادامه دادن مهم باور
یکی از باورها و نکات مثبت من این که در هر کاری که علاقه داشته باشم وارد بشم به شدت موفق میشم و خیلی زود هم یاد میگیرم و خلاقیتم در اون کار بالا میره و خیلی ایده های خفنی را میگم حالا هرچقدر تمرین و مداومت داشته باشم دیگه میشه کن فیکون که در ادامه چندتا مثال میزنم .
ــ سال 1398 وقتی در یک فروشگاه عرقیات استخدام شدم اصلا شناختی از گیاهان دارویی و عرقیات نداشتم و فقط اسم گلاب و نعناع را شنیده بودم ولی چون به یادگیری در اون کار علاقه داشتم کم کم وارد بخش فروشندگی شدم و با افراد خوب ارتباط میگرفتم و راهنماییشون میکردم و از روی بروشور و سرچ در اینترنت کم کم آگاهیم از درمان با عرقیات و گیاهان داروئی زیاد شد بعدش به یک موسسه طب سنتی هدایت شدم که دو سال هم اونحا درسش خوندم و بعدش با طب شرقی اشنا شدم و به اون هم خیلی علاقمند شدم و با حالی که به نظر پیچیده میومد ولی من خوب یاد میگرفتم و خوب هم تجویز میکردم بعدش با چهره شناسی در طب شرقی اشنا شدم که خیلی خوب داشتم پیشرفت میکردم و رشد بسیار خوبی داشتم و از روی چهره شخصیت و سلامتی افراد بهشون میگفتم که همه میگفتن تو رمال یا فالگیر هستی اما چون متوجه شدم که دیگه نمیخوامش به آسانی اومدم بیرون .
در همون سالیانی که طبابت میکردم خیلی دوست داشتم از افراد مراقبت کنم و با آنچه که بلدم افراد را درمان کنم که به کار کردن و مربی شدن و مراقبت از یک نوجوان اوتیسم به صورت 24 ساعت هدایت شدم و باحالی که اصلا نمیدونستم اوتیسم چی هست خیلی زود کار کردن باهاش را یاد گرفتم و 6 ماه به صورت حرفهای با این پسر کار میکردم و بعدش متوجه شدم که دسوت ندارم از کسی مراقبت کنم و استعفا دادم .
به تدوین کردن خیلی علاقه دارم و واسه قسمتی از کسب و کارم نیاز به تدوین هست که برای اولین بار وقتی با کپ کات کار کردم دوستم خیلی کیف کرد و با ادامه دادن خیلی بهتر شدم اما خیلی زود خداوند منو به کار کردن با پریمیر هدایت کرد و امروز روز اول کار کردنم بود ولی چون بسیار زیاد باور دارم که در هرکاری که علاقه داشته باشم وارد بشم یاد میگیرم و رشد و پیشرفت میکنم و کلی هم ایده و خلاقیت حرفه ای در اون کار انجام میدم خیلی اسان اصول اولیه را یاد گرفتم و یه کلیپ هم تدوین کردم و قرار کلی واسش آموزش ببینم و ادامه بدم تمرین کنم و ادامه بدم که خدا میدونه چه اتفاقاتی در این کار برام میفته .
به تنیس روی میز هم خیلی علاقه داشتم و خیلی زود یاد گرفتم و هر باری که بازی میکردم بهتر میشدم و این یکی از نکات مثبت و مهارتهای من که اگر در کاری که بهش علاقه داشته باشم وارد بشم واقعا من فیکون میشه واسم
ــ به آشپزی علاقه دارم و غذاهایی درست میکنم که انگشتهای خودتون را درسته باهاش قورت میدین چون خدا خیلی بهش مزه میده و اگر یه تخم مرغ ساده هم درست کنم بهترین غذا میشه و چون به غذا درست کردن علاقه دارم خلاقیت های خوبی در درست کردن ادویه ،سالاد و ترکیب مواد با هم به خرج میدم و همیشه ایده های خوبی دریافت میکنم غذاهای خوبی درست میکنم و برای اولین بار در یک مراسمی واسه 80 نفر زرشک پلو با مرغ درست کردم که کلی کیف کردند .
خدایا شکر که در هر کاری که بهش علاقه داشته باشم وارد بشم خیلی زود یاد میگیرم و کلی پیشرفت میکنم و خلاقیت دارم و کلی موفق میشم و رشد و پیشرفت میکنم .
سلام به استاد عشق و مریم جونم و همه دوستان
میخوام درباره خودم بنویسم من تقریبا 22سال پیش به پیشنهاد خواهرم باهم رفتیم آموزشگاه خیاطی و تو آموزشگاه من یاد گیری کندتر از خواهرم بودم درکم از مسائل کمتر بود دوره رو تموم کردیم جفتمون مدرک گرفتیم و خواهرم با مربی آموزشگاه کارش و شروع کرد ولی من بخاطر اینکه فکر میکردم چون از دیگران دیر تر یاد میگیرم استعدادش و ندارم و حتی یکی از هم دورهام منو تمسخر میکردند و منم باورم شده بود که من ضعیفم توی این کار و تو خونه شروع به کار کردم و چندین سال تو خونه کار میکردم و هر وقت که یه کار ی رو میآوردند که تجربه ای نداشتم راجب اون مدل عصبی میشدم و خیلییی برام سخت بود که بدوزمش در عین حال وقتی که کارای خیاطهای دیگه رو میدم خیلی لذت میبردم و تو تحسینشون میکردم تا تصمیم گرفتم که برم پیش یه خیاط مردونه و روشهای اونارو یاد بگیرم و یه چند ماهی رفتم و آموزش دیدم اولش خیلی برام سخت بود روش جدید ولی به لطف الله ادامه دادم و اومدم یه جا برا ی کار خیلی کارام تمیزو عالی در میومد ولی خیلیم زمان میزاشتم تا یه سال هم اونجا کار کردم همه 30درصد میگرفتند من گفتم کار تمیز تحویل میدم 40در صد میگیرم قبول کردند و بعداز یه مدتم یه بدستم تا حتی برام گرفتند که کمکم کنه و بعداز یه مدت که گذشت یه سال دقیقا رشد من تو سرعت کار زیاد شد مثلا اگه روزی یکی میدوخت شد دوتا بعداز یه مدت سه تا و همینطوری به لطف الله رفتم بالا و الان که دوسال میگذره و در آمدم بیشتر شده و تجربه بیشتر شده گفتم من تا عیدبیشتر نمیتونم بیام و دوباره درصد کارم و بیشتر کردند و جالبیش اینه که هر کس که کار میاره اونجا میگن که خانم فلانی بدین بدوزن خیلی خوشحالم از اینکه تلاش کردم و به این نقطه رسیدم و به ذهنم نشون دادم که میتونم چون قبل از اون همش میگفت نمیتونی و اعتماد به نفسم بالا رفته و حالام تصمیم دارم که یه پله برم بالاتر به امید خدای عزیزم
و بابت این فایل بینظیر که باعث شد که من به خودم بیام و پیشرفتهای و ببینم و مرور کنم گذشتم و خدارو سپاسگزارم و استاد عزیزم هم ممنون و متشکرم عاشقونه که اینقد واضح تو ضیح میدین
سلام به استاد عزیزم
و همه گروه تحقیقاتی عباسمنش
تک تک حرکات شمارو تحسین میکنم
خداروشکر
مهارتی که فکر می کنی در آن استعدادی نداری یا متقاعد شده ای که به درد انجام آن کار نمیخوری را انتخاب کن.
طراحی یک دوره
راجب چیزایی که واقعا برام ارزشمنده و عاشق اینکارها هستم
و برام خیلی مهم هستن
من به کمک دوره عزت نفس این شغل رو انتخاب کردم و با عشششششق شبو روز براش تلاش میکنم
اما احساس میکنم استعدادی توی طراحی دوره ندارم
چون من ذهنم شهودیه
نظم برای من کار سختیه
و اصلا نمیتونم یچیزی رو درس بدم
من از استاد الگو گرفتم چون ذهن ایشونم شهودیه و کلا سبک زندگیشون شهودیه
پس برای خودم چالش گزاشتم کاملا شهودی این دوره رو طراحی کنم یعنی قدم به قدم
سپس یک هدف قابل دستیابی و معقول برای بهبود در آن مهارت را در نظر بگیر؛
هدف من صحبت کردن و اموزش سه عدد موضوع راجب هدفم است
پیرامون آن موضوع مطالعه و تحقیق کن؛
سه موضوع انتخاب میکنم قالبته قدم به قدم یعنی فرکانسمو تنظیم میکنم تا خدا موضوع اوذ رو بهم بگه سپس بعدی بعدی
ایده های قابل اجرا برای شروع کار را یادداشت کن و قدم اول را در آن راستا بردار.
چشم استاد عزیزم
هرموقع ایده ای اومد یاداشت میکنم
سپس قدم اول رو برمیدارم
سلام به استاد بزرگوار وخانم شایسته عزیز. استاد عزیزم راجع به این فایل اولش فکرکردم که من ذهنیت محدودکننده ندارم چون توی محصولات شما شنیده بودم که استعداد جزئ مسایل اصلی نیست وجواب رومیدونستم. اما بعدا که خوب گوش کردم میبینم که من خیاطی بلدم وانجام میدم اما هیچ کدوم ازکارهای من تبدیل به پول نشده چون همیشه میگم من استعداد فروش ندارم من استعداد جذب مشتری ندارم من فقط توی دوخت استعداد دارم اگرکس دیگه ای برای من مشتری بباورد یا کارهای من رابفروشد میتوانم کار کنم. وهمین باور محدود کمنده باعث شده اصلا برای منبع درامد. هیچکاری نکمم استادعزیزم ذهنیت من بسیارمحدودکننده است. واقعا ازشما ببنهایت سپاسگزارم