ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 5 - صفحه 21 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 5
    211MB
    27 دقیقه
  • فایل صوتی ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 5
    26MB
    27 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

550 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    شهاب بشیری گفته:
    مدت عضویت: 2629 روز

    سلام به همگی،

    صحبت های استاد در این فایل منو یاد یه دوستی انداخت که با هم تو یه زمین فوتبال تو یه پارک نزدیک خونه مون با هم آشنا شدیم. هر روز بعد مدرسه واسه فوتبال بازی کردن اونجا میرفتم. اون اوایل که با هم بازی میکردیم زیاد بازیش خوب نبود، ورزشکار بود تو یکی ازین رشته های رزمی باشگاه میرفت ولی تو فوتبال زیاد خوب نبود، راحت دریبلش میزدم زیاد گل میخورد وقتی تک به تک یا دو ب دو بازی میکردیم، سنش و جسه شم از من بزرگتر بود، ولی یادم که هر روز بازیش بهتر میشد تا جایی که بعضی موقا فک میکردم بازیش از منم قوی تر شده یاد اون روزای اول که میفتادم بعد الانشو که میدیدم(اون موقع) میگفتم این یه آدم دیگه ست.

    این تلاش و پشتکار اون بود که بازیش روز به روز بهتر میشد هر روز میومد بازی میکرد با وجود اینکه میباخت گل میخورد ولی بازم میومد بازی میکرد تا اینکه یه موقعی رسید که یکی از بهترین بازیکن های ما شد که آخر هفته ها مسابقه ای بازی می‌کردیم با سن بالاهای اون پارک.

    صحبت های این فایل خیلی به این مثال اون دوستم مطابقت داشت، خدا کنه هرجایی است سالم و خوشبخت باشه. همچنین شما دوستای عزیزم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    سعیده گفته:
    مدت عضویت: 3155 روز

    بنام خداوند بخشنده و مهربان

    آیا باور داری استعداد موجب رشد و‌ پیشرفت می شود؟

    در نگاه اول وقتی این سوال شنیدم با قاطعیت گفتم از نظر من استعداد و ژنتیک هیچ تأثیری در رشد ما ندارد بلکه میزان تمرینات و بهبود مستمر باعث رشد ما می‌شود.

    بعد فایل از حالت استپ خارج کردم و تا آخر گوش دادم

    مهارت‌های که علاقه‌مندم یاد بگیرم یادداشت کردم

    و مهارت‌های که قبلاً آرزو داشتم یاد بگیرم و الان تا حد قابل قبولی بدست آوردم هم نوشتم

    مثل بافتنی که هیچ سر رشته ای نداشتم

    مثل رانندگی

    مثل حسابداری

    فروشندگی

    و…

    مهارت های که جزو خواسته هایم هست بیاموزم

    مثل زبان، شنا و درک قوانین مالیاتی و رشد در این زمینه و…

    مهارت‌های که تا الان یاد گرفتم تا یک سطحی رساندم بعد از آن متوقف شده و رشد خاصی نداشتم

    با خودم گفتم به نظرت استعداد چقدر تأثیر داشته در موفقیت و پیشرفتت؟

    با حرف زدن نیست بلکه عمق درون تو و فرکانس های تو هستند که نتایج را مشخص می‌کنند

    با توجه به نتایج و دستاوردهایم متوجه شدم نقش استعداد در زندگی ام پر رنگ می بینم.

    مثلاً در یک حدی استعداد خوبی دارم ولی بعد از مدتی کارم متوقف میشه فکر می کنم استعداد من در همین حد است بعد برای اینکه چالش جدید تجربه کنم سراغ مهارت دیگری می روم.

    نتایج و دستاوردهای من با من سخن گفتند نه کلامی که بر زبان جاری می‌سازم

    یک باور دیگری هم پیدا کردم مثلاً در شهر ما ویژگی‌های خاص افراد نسبت می‌دهند به اقوامی که در آن به دنیا آمدند به این معنی چون در فلان قوم بدنیا آمده این استعداد رو داره

    اینم مزید بر علت شد نقش استعداد در رشد و پیشرفت…

    یک جورایی پایه رشد خودم را استعداد و توانایی خدادادی می‌دانم.

    سپاسگزارم که اینقدر خوب و با جزییات توضیح دادین که باعث شد عمیق فکر کنم و این باگ درونم پیدا کنم

    مرحله دوم بعد از درک این نوع نگاه سعی بر تغییر این نگرش دارم.

    ما بر اساس اقدام و حرکت کردن در مسیر هدفمان و بهبود مستمر، توکل کردن، با توجه به الهامات، رشد و پیشرفت می‌کنیم.

    موضوعی که برای ورود به آن مقاومت دارم مربوط به شغلم و درک قوانین مالیاتی و استفاده آن در حسابداری است.

    مثل یک سد محکم از ورود به آن می ترسم و این کار رو همیشه به یک نفر دیگه می‌سپارم انجام بده

    و فکر می کنم قدرت درک پایینی در این زمینه دارم یا واضح تر بگویم در این زمینه استعداد ندارم.

    اقدام اولیه یک دوره در مورد آموزش مالیات خریدم که هنوز برای آن وقت نگذاشتم

    اولین اقدام شروع به استفاده از این دوره است.

    متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    داریوش کرمی گفته:
    مدت عضویت: 1191 روز

    سلام به استاد عزیزم و همه دوستای خوبم.استاد اینکه توی فایلهای قبلتون فایلی هست بنام نتایج دوستان.این فایلها بقدری عالی و انگیزه بخش هست بی حد و بی حساب.مخصوصا اون قسمت که دوست خوبمون آقای عطا روشن سرگذشتشون رو توضیح میدن و همینطور آقای عرشیا که عااااالی هستند.بنظر بنده چکیده همه مباحث شما توی این قسمت ها توسط دوستان و صحبت های تکمیلی شما که توضیح میدید گفته شده.خواهش و تقاضایی که ازتون دارم اینه که این مبحث نتایج دوستان رو باز تکرار کنید.بسیار بسیار انگیزه بخش و امید دهنده هست.ممنون از لطفتون.سالم و پربرکت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    صفاگنجی گفته:
    مدت عضویت: 2067 روز

    به نام خداوند بخشنده ی بلندمرتبه

    سلامودرود به استاد بزرگوارم و تمومی دوستان عزیزوارزشمندم

    سپاسگزارم ازشمااستادعزیزبخاطراین دست ازفایلهای بسیار ارزشمندتون و بخاطرادامه دادن سلسله فایلهای ذهنیت قدرتمندکننده ومحدودکننده

    وقتی میخواستم به این سوال جواب بدم هزاران خاطرات ازدوران دبستان راهنمایی و دبیرستان برام مرور شد که چقدر موقعیتهایی رو‌ازدست میدادم بخاطراینکه فکرمیکردم استعداد مهمه و من استعدادم تایک حدی میکشه و بیشتر ازین نمیتونم ادامه بدم

    یادمه کلاس سوم راهنمایی بودم،یه روزی مدیر مدرسمون یه برگه امتحان ریاضی جلومون گذاشت و گفت که این امتحان مربوط به المپیاد ریاضی هست،هرکی این رو درست جواب بده،استان به استان به مرحله های بالاتری میره و آینده ی خوبی براش درنظرگرفته میشه

    من بدون اینکه تمرینی ازقبل انجام داده باشم،توی اون امتحان رتبه ی دوم المپیادریاضی تو استانمون رو گرفتم،اصلاخودم باورم نمیشد که این رتبه رو گرفتم

    مدیرمدرسمون باافتخارهمه جا اسممو معرفی میکرد و هرکجا که میرفت میگفت که این دانش آموزمدرسه ی ماهست

    مدتی گذشت و امتحانات ترم دوم ما شروع شد،و من سرامتحان یدفه مسموم شدم و نتونستم به درستی تمرکز روی امتحانم داشته باشم،وبااینکه شاگرداول کلاسمون بودم،همین امتحان باعث شد کمی نمره ی معدلم پایین بیاد،و ازونجا به بعدبود که من خودمو باختم و هرچقدر که مدیرمدرسمون بهم میگفت ادامه بده و مرحله ی بعد المپیادرو شرکت کن من ربطش میدادم به شانسو اقبال و میگفتم خانم مدیر من اونموقه هم شانسکی قبول شدم وگرنه من هیچ استعداد خاصی برای ریاضی ندارم

    درصورتیکه واااقعا عاشق حل مسائل ریاضی بودم،یعنی عششق میکردم لذت میبردم ازینکه قراره یه مسئله رو حل کنم

    یعنی همون مسموم شدنم سرامتحان نهایی ریاضی،باعث شد من خودمو باورنکنم و بسیاری از موقعیتهارو ازدست بدم

    یادمه چهار دفه از تهران برام زنگ میزدن و کلی باهام صحبت میکردن که المپیادرو ادامه بده ماازت حمایت میکنیم،آینده ی بسبارخوبی رو درپیش داری

    وتنهاجواب من به اونها این بودکه من استعدادی ندارم و شانسی قبول شدم،اون ماجرای مسموم شدنم چنان ترمزی درمن ایجادکرد که سالهای سال ازهمین ترمز ضربه هاخوردم و تودوران دبیرستان یادمه دیگه واقعا زیاد زور میزدم تا نمره ی خوبی بگیرم

    الان به لطف آموزشهای استادعزیز فهمیدم که واقعااستعداد مهم نیست و ایمانوحرکت وتمرینوتکرار درمسیرمهمه

    یک نفری توی فامیل ما مدرک پروفسوری رو گرفته،همیشه مادرم میگفت که دلیل پروفسورشدنش اینه که مادرش همیشه تودوران بارداریش غذاهای فسفردار زیادی میخورد

    الان که یادم میوفته کلی به حرف مادرم میخندم،که چطور مدرک اون فرد رو به این عامل ربط میداده؟!!!

    ازاستادعزیزم یادگرفتم که حسرت وافسوس گذشته رو‌نخورم،هیچ مشکلی نیست ک اون موقعیتهام رو ازدست دادم

    الان چون باایمان صددرصد فهمیدم که استعداد مهم نیست،خداروشکر خیلی تونستم دربسیاری از جنبه های زندگیم پیشرفت کنم و به اندازه ی تلاشم تونستم هم اعتمادبنفسم رو رشد بدم،هم درامدزایی کنم

    یکی از هدفهایی که برای خودم انتخاب کردم یادگیری زبان انگلیسی هستش،که بدون هیچ عجله ای تونستم تاالان کلی کلمات انگلیسی رو باترجمه ی فارسی یادبگیرم

    یک قدمی که میخوام یکم پیچیده تر باشه بردارم شروع قواعد انگلیسی هست تا بتونم کم کم جملات کوتاه انگلیسی رو بارعایت قواعدانگلیسی بیان کنم

    یکی دیگه از هدفهام اینه که بتونم روی لهجم بیشتر کارکنم،چون احساس میکنم بااین لهجه ای که توی شهرمون داریم و وقتی میخوام تو یک شهربزرگتر بااین لهجه صحبت کنم بااعتمادبنفس پایینی صحبت میکنم،مخصوصا اگه کلمه ای رو بگم که اون طرف متوجه نشه

    دوست دارم تواین مورد هم پیشرفت کنم به گونه ای که حتی توی خانوادمون هم بتونم خیلی کتابی تر صحبت کنم،تااینکه بالهجه ی خودمونی…

    اولین قدمی که میتونم تواین‌مورد بردارم اینه که لابه لای صحبتهام با همسروفرزندم کلمات کتابی به کارببرم و کم کم که بااون کلمات راحتتر شدم،یکم پیشرفته ترش میکنم،مثلا بافرزندم راحتتر میتونم کاملتر کتابی صحبت کنم،تو کلِ روز با لهجه ی شهری خودمون باهاش صحبت نمیکنم

    واقعا شوق دارم تواین مورد پیشرفت کنم،چون یک هدفی که بعداز تغییر لهجم میتونم دنبال کنم،سخنرانی کردن توی جمع های بزرگ بااعتمادبنفس بیشتری میشه،و یک پاشنه ی آشیلی که دارم همین لهجه ی فارسی لریمون هست،که ترمزایجادکرده خیلی راحت نتونم تمرین آگهی بازرگانی رو هم به درستی انجام بدم

    استادجان خیلی حرف برای گفتن دارم،ان شالله بتونم به درستی این تمرین رو انجام بدم و بیشتر خودم رو بهبود بدم

    این بهبود ادامه دارد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    آسمان گفته:
    مدت عضویت: 1883 روز

    به نام خدای زیباییها خدای بخشنده ومهربانم

    سلام به همه عزیزانم

    من فکر میکنم با تلاش و تکرار تمرین میتونید و همیشه این جمله شما توی ذهنم هک شده(( استعداد مهم نیست))

    اینو قبول دارم بعضی‌ها ذاتن توی یک کاری مهارت دارن اما با تمرین تکرار هم میشه

    من خیلی خیلی موافقم که باید توی هر کاری استمرار و تلاش هست که باعث موفقیت میشه

    استاد جمله ای زیبا و خیلی کاربردی گفتین و امیدوارم همیشه یادم بمونه که (فرزندانمون رو تشویق کنیم به خاطر تلاششون) نه استعدادشون

    [[استعداد مهم نیست ؛ایمان مهمه؛ حرکت مهمه ؛ایمان به خداوند مهمه؛ عمل و توجه به الهامات مهمه؛ بهبود همیشگی مهمه]]

    چند نمونه از خودم مثال بزنم

    یک مورد دوره راهنمایی بود خیلی توی ریاضی ضعیف بودم محیط و مساحتهایی که یک شکل به چند شکل تقسیم شده بود و باید جواب رو بدست میاوردم خیلی برام سخت بود رفتم پیش داییم و باهم ریاضی کار کردیم دایی من اون شکل‌ها رو خیلی راحت تقسیم بندی می‌کرد و حل می‌کرد و من یاد گرفتم و اینقدر برام جالب بود و شیرین که فقط به مامانم میگفتم از اینا بگو من حل کنم و اینقدر از ریاضی خوشم اومد که یادم موقع امتحان نهایی سه نفر از افراد فامیل دختراشون رو آورده بودن تا من باهاشون ریاضی کار کنم و هر کدوم در سه مقطع تحصیلی متفاوت همه مون امتحان ریاضی داشتیم و بعد از ظهر اون روز مامان وبابام من رو بردن بیرون تا به قول خودشون یه هوایی عوض کنم اماده باشم برای امتحان ریاضی فردا. من اصلا وقت نکردم برای خودم ریاضی کار کنم اما نمره ریاضیم شد 17

    دومین مورد برای گواهینامه رانندگی بود من و دوستم هر دو با هم رفتیم برای ثبت‌نام و همکلاس هم بودیم و باهم کلاسها رو میرفتیم اون دوستم به قدری مهارت داشت که مربی جلوشو میگرفت تا بیشتر از حد معمول نره و همیشه دوستم میگفت شما جلوی مهارت منو میگیرید اما من…..

    اصلا تا اون موقع دستم به فرمون ماشین نخورده بود مدام ماشین خاموش می‌شد و میترسیدم از دنده دو بیشتر برم.

    یک روز موقع پیچ یک بلوار یک دوچرخه ای اومد جلو و چون خلاف میومد دسته دوچرخه اش خورد به آیینه من به قدری ترسیده بودم که گفتم دیگه نمیشینم هر چی مربی گفت بشین تا آموزشگاه من گفتم نه نمیتونم

    اما بعد با همسر دوستم تمرین کردیم و نسشتم پشت ماشینش و رانندگی کردم

    فردا که رفتیم آموزشگاه اینقدر رانندگی برام راحتتر بود که به مربی گفتم کلاج ماشین رو عوض کردین گفت: نه رانندگی شما عوض شده.

    سومین مورد

    در کار فعلی

    اولین باری که کار کردن رو شروع کردم اصلا کارم خوب نبود که تمام سفارشات رو پس آوردن اما با تمرین کردن و ادامه دادم شدم بهترین از کسی که چند سال بود کار میکرد و هزارتا پونصد تا سفارش میگرفتم

    البته هنوز باید توی اینکارم مهارت بیشتری به دست بیارم. و مدتی توی این فکرم که کارهای متنوع‌تر و بهتری بزنم

    خدایا شکرت

    حدایا مارا هدایت کن به راه راست راه کسانی که به آنان نعمت داده ای آمین یا رب العالمین در پناه خدای مهربانم باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    زیبا گفته:
    مدت عضویت: 2817 روز

    به نام خالق هستی و خدای که خالق هست و ما رو خالق آفرید

    سلام استاد و مریم جان

    اینکه استعداد داشته باشیم از این نگاه یا باور میاد

    چون تو خانواده یه هنرمند دارن اینم به اون رفته

    یا چون تو خانواده یه بیزینس من داشتن پس این شخص به اون رفته

    در واقع این یه واقعیت رو نشون میده چون اون بچه الگوی خوبی دیده باورهای اوکی بوده و موفق شده

    دقیقا وقتی نگاه میکنیم میبینیم

    قانون وجود داره حتی اگر ما ندونیم

    استعداد در واقع دیدن افراد موفق در اطرافمان هست که با دیدنشان ما هم برای اون مطلب حرکت میکنیم پس،نتیجه میگیریم

    به همین سادگی

    و دلیل مهم تر اینکه وقتی بچه یا شخصی داره تلاشی میکنه

    بابت یک خطا و یا یک مطلبی اونو ناامید و سرزنش نکنیم اینگونه بچه تلاش برای،بهتر شدن و موفق شدن میکنه

    این از درک خانواده و پدر مادر میاد

    یکی از دانشمندان بزرگ در خاطراتش میگه روزی معلم نامه ای رو به من داد تا به مادرم بدهم

    از مادرم پرسیدم معلم چه نوشته بود و مادرش،میگه معلم گفته پسرت خیلی باهوش است و یه نابغه یا دانشمند بزرگ میشه

    این مطلب باعث شد که تلاش کنه و موفق بشه و زمانی که دانشمند شد و نامه را پیدا کرد دید معلم نوشته فرزند شما خنگ و کم هوش هست لطفا مدرسه نفرستید

    اما طرز برخورد مادر و نگاه اون باعث پیشرفت فرزندش شد

    نمونه های اینو تو معلمهای که به بچه ها بها دادن دیدیم که چه خوب تونستن یه دانش آموز منزوی و درس نخون بشه نمره اول مدرسه و دانشگاه

    پس این تلاش ماست که باعث موفقیت میشه و باوری که از دیدن اطرافیان و باز خورد ها بهمون میرسه این مهم ترین اصل زندگی است

    من خیاطی دوست دارم و با ذوق انجام میدم و ایمان دارم که میشه

    و تو هم با ذوق انجام بده هر کاری حتما میشه

    و در زمینه بازار فارکس،دوست دارم ولی جدی نگرفتم ولی دلم میخواد جدی تجربه خوب داشته باشم و براش حتما یه برنامه ریزی میکنم تا بخودم نشون بدم که میتونم

    ما میتوانیم

    در چین به مردمش گفتند ثروتمند شدن باشکوه است و مردمش چنان پیشرفت کردند و ثروت ساختند

    حالا ما باید بگیم میتوانیم

    میخواهیم و راهها باز میکنیم چون تلاش میکنیم

    شاد موفق و ثروتمند باشید در دنیا و آخرت

    میتونیم و تلاش،میکنیم و میشود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2047 روز

    بنام الله یکتا تنها ابرقدرت هستی خالق زیبایی ها، خدای رحمن و رحیم

    خدای بسیاررر وهاب هدایتگرم

    سلااام ب استاد عزیزم و دوستان جانم

    من فایلو ندیدم

    و باخوندن چنتا از کامنت های دوستان

    اومدم ک کامنت بنوبسم

    و گول ذهن قشنگم و نخوردم ک وایسا بعد از چنبار گوش دادن فایل کامنت

    بزارم و بعد پشت گوش بندازم

    پس میخوام ازهمین کامنت نوشتن شروع کنم ب تغییر و اجازه بدم ب خودم

    فرصت بدم ک خودم و ذهنم و کنکاش کنم

    خوب بریم سراغ سوال :

    آیا فکر می کنی با تمرین، تلاش و مداومت می توانی در مواردی پیشرفت کنی که اکنون درباره آن مهارت خاصی نداری یا به اصطلاح با استعداد نیستی؟قطعا بعله

    میخوام از مثال های کوچیک شروع کنم

    تو همین کامنت نوشتن اول انگار بلد نبودم ک کامنت بزارم

    یواش یواش با خوندن کامنت های دوستان یاد گرفتم ک چطور بنویسم

    و حتی تمربن و سوالی ک استاد میده برای خودشناسی بیشتر خودمون و هم

    خیلی جواب دادنش برام سخت بود

    اوایل فک میکردم ک بلد نبستم مث بقیه فک کنم

    و تمربن انجام بدم و کار سختیه

    بعد با مجبور کردن خودم و فکر کردن

    و با طی کردن تکامل تازه دارم یاد میگیرم چطور تمربن های استاد و انجام بدم

    ولی باز ی جاهایی ذهنم میگه تو هیچی بلد نیستی یا هیچ تجربه ای نداری

    میخوایی چی بنویسی

    خلاصه تونستم با عمل کردن و دست ب قلم شدن و دفتر تهیه کردن

    و نوشتن در حد ظرف خودم

    یواش یواش بهبود بدم خودم و

    حتی برای قسمت قبلی کلی ذهنم مقاومت میکرد و اجازه نمیداد بنویسم ک بالاخره دیشب تونستم بنویسم کامنتم و

    بعد خیلی مثال های دیگه یادم اومد خداروشکر

    پس نتیجه میگیرم ک همیشه میتونم بهتر وبهتر بشم تو هرکاری حتی کامنت نوشتن

    کنکاش کردن خودم

    و با طی کردن تکاملم امکان پذیره همه چی

    من همیشه از ریاضی و فیزیک و حساب کردن فراری بودم

    یعنی باور نمیکردم ک یک روز بشه من یک مسئله رو حل کنم شاید بخاطر خوندن کتاب طالع بینی چینی بود ک تو دبیرستان خوندم

    سال من سال بز بود تواون کتاب ک متولدین این سال آدمای خیلی هنرمندی هستن ک خیلی راحت کارهای هنری و انجام میدن و اینکه تو حساب وکتاب و ریاضی و.. ضعیف هستن نمیتونن انجام بدن

    آقا من اینو پذیرفتم و باورش کردم ک آدم خلاق و هنرمندی هستم و تو حل مسئله و حساب کتاب ضعیفم

    و همین باور هم باعث شد اصن کتاب های تخصصی رشته تجربی و نخونم چون درک نمیکردم چون باور کرده بودم ک من ضعیفم

    و برای همین بعد سه سال کنکور دادن

    گفتم هرچی قبول بشم میرم فقط برم دانشگاه چون فک میکردم کسی ک میره دانشگاه خیلی باکلاسه و فهمیم

    خلاصه من حسابداری اندیمشک قبول شدم خخخ

    فک کن چقد اذیت شدم تا ترم 3خوب بود چون تئوری بود کتابا

    تا اینکه رسبدم ب درس های تخصصی

    اصول حسابداری 1

    خدای من چقد من مقاومت داشتم درس بخونم چون فکرم این بود ک یاد نمیگیرم

    خلاصه اصول 1و با کمک استاد شدم 11

    و برای ترم بعد اصول 2

    استاد نامردی نکرد منو انداخت یا بهتر بگم خودم تازه کمتر گرفته بودم با کمک استاد شدم 8ونیم خخخخخخخ

    این دیگه منو مجبوررر کرد ک حرکتی انجام بدم و شروع کنم ب آموزش دیدن و حل کردن مسئله

    برای ترم بعد استادم عوض شد و ی استاد مااااه واقعا ک من عاشقش شدم خانم کارمزی بود ک باعشق درس میداد

    من با پشتکار خودم و آموزش های عالی استاد

    تازه فهمیدم مسئله چیه البته با کلی انرژی گذاشتن اصول 2رو18گرفتممم

    هیچ وقت شیرینی اون نمره یادم نمیره

    و اینو ب یادم میاره ک هیچ کاری نیست ک نشه انجامش داد

    من میتونم وتوانایی اینو دارم ک هرکاری و انجام بدم

    ی مورد دیگه کار با وکس بود

    وقتی ک تازه رفتم بودم سالن ی چالش خییلی بزرگ بود برام اولش کلی مقاومت میکردم میگفتم ب مشتری ک بند بهتره وکس ی لایه از پوستتو برمیداره

    و مبخواستم مشتری و منصرف کنم خخخخ

    ب جای اینکه کارو یاد بگیرم

    خلاقه یک روز گفتم فایده نداره مرگ یکبار شیون هم یکبار

    مشتری اول رفت پیش صاحب سالن گفت این خانم بلد نیست اصن خخخ

    بعد با تمرین کردن و بالابردن سرعت دستم خیلی راحت یادگرفتم

    جوری ک مشتریا میگفتن تو حواسمونو پرت میکنی با حرف زدن ک دردمون نیاد و راحت وکس و از روصورت برمیداری

    واینکه دستمزد وکس تازه بیشتراز بند بود و اینکه راحتتر و سریع تر انجام میشد

    من با حل این چالش تونستم اعتماد بنفس بیشتری و تجربه کنم

    تو خیاطی هم همین طور

    مثال تقریبا یک ماه پبش من رفتم تست خیااطی بدم برای کار تو تولیدی

    ی نمونه آوردن ک بدوزم

    ک ذهنم همون اول گفت تو نمیتونی از پسش بربیایی بهتره همین الان بگی نمیتونم

    ولی حسم گفت تو فقط شروع کن کار با نتبجه نداشته باش و من شروع کردم

    و خداروشکر مرحله ب مرحله بهم گفته شد و انجام دادم و نتبجه هم خوب بود ک با اینکه خود مدیر کارگاه نبود

    منشی گفت فردا بیا کارتو شروع کن

    و توی کار تونستم از پس چالش کار با سردوز و چرخ راسته بربیام

    ولی بعد ی هفته کار کردم دیدم من حالم اونجا خوب نیست وحسم تایید نمیکنه

    و برای همین مسئله ای پیش اومد ک بیام بیرون از کارگاه

    امروز تو تمرین ستاره قطبی نوشتم

    خدایا باهام حرف بزن بهم بگو این ایده وفکری ک بهم الهام شده درسته یا ن

    ک همین الان وسط کامنت نوشتن آجیم اومد خونه مون بین حرفاش گفت امروز زنگ زدم ب دختر عمو حال مامانشو پرسبدم

    و گفت ک زهرا ی سالن زیبایی زده و داره کار میکنه و تودلم گفتم خدایاااا من عاشقتممم

    چقد قشنگ باهام حرف زدی

    مرررسی از نشونه ای ک بهم داد

    سپاسگزارم

    راستشو بخوام بگم تودلم ی ترس هایی دارم برای شروع کار توی لاین آرایشگری

    ولی باخودم میگم زکیه خانوم تو سخت از اینارو هم پشت سرگذاشتی با کمک الله

    خداوندی ک تو خیاطی بهت ایده میداد تو کار کوتاهی و آرایشی هم هدایتت میکنه

    و ته دلم حس خیلی خوبی دارم

    انگار دارم از بند آزاد میشم خخخخ

    چون من کار با مو رو خییلی دوسدارم

    وایمان دارم ک خداوند هدایتم میکنه

    و اینار سریع تر نتیجه میگیرم وبهتر عمل میکنم چون خدارو کنارم دارم و هرلحظه عاشقانه

    مسیرو بهم میگه

    عاشتممم خداجونم

    عاشقتممم استاد

    عاشقتمممم زکیه جونم

    پس فقط باید شروع کنم مرحله ب مرحله بهم گفته میشه

    خداوند هدایتم میکنه

    یا اینکه معتقدی اگر در زمینه ای استعداد نداشته باشی، تلاش و تمرین نمی تواند باعث پیشرفت و مهارت در آن موضوع شود؟

    قبلا این فکر و داشتم ولی الان باور کردم ک میشه هرچیزی و یادگرفت با تمربن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    زهرا محمد خانی گفته:
    مدت عضویت: 1297 روز

    خداروشکر بابت یه تمرین و اکاهی فوقالعاده دیگه

    یا فکر می کنی با تمرین، تلاش و مداومت می توانی در مواردی پیشرفت کنی که اکنون درباره آن مهارت خاصی نداری یا به اصطلاح با استعداد نیستی؟

    من احساس میکنم باور درست اینه خدا عادل و به همه به یک اندازه هوش و استعداد بخشیده بعضی افراد استفاده میکنن و مهارت های مختلف یاد میگیرند بعضی افرادم که کلن درس مدرسه زندگیو شغلو همه چی براشون سخته

    من باور دارم سختی در کار نیس فقط لدته همین ریاضی که بعضی ها ازش متنفر بودن من عاشقش بودم چون میدیدن برام راحته و حالا اگه هم یه جاشو سخت باشه چون درس یاد نگرفتم میرم راحت میخونم یاد میگیرم تمرین میکنم

    یه ترمز الان یادم اومد من تو مدرسه درسم خوب بود فقط میومدم خونه بهم کار میگفتند میکردم یه بهونه که نمیشه هم درس مدرسه رو یاد بگیری بیای و همم کارهای خونه بعد ها فهمیدم میشه زهن استعداد داره چیزای مختلفو یاد بگیره تمرین کنه کمبود وقتم وجود نداره هر روز 24 ساعت و کلی وقت همیشه هست برای کسی که میخاد قدمی طلایی برداره

    و بعد اینکه زهنو محدود کنیم فلانی باهوش زهنش خیلی خوب کار میکنه و تو کارش و تو زندگیش موفقه چون اون فرق میکنه چون اون باهوشه وما بی هوشیم نوچ توچ نوچ ماهمه برابریم زهن همه مون توانمند هست مهارت و چیزایی زیادی یاد بگیره و تمرین کنه به راحتی

    اینم بگم این باور که اموزش خیلی سخته تمرین درس خیلی سخته کار شغل خیلی سخته همش همش تو زهنمون هست وقتی به راحتی کاریو انجام میدی به راحتی اشپزی میکنی لباس میشوری خانه داری میکنی نقاشی میکنی علاقه مند به کارت میشی و کارتو بهتر انجام میدی وینی به کارت سپاسگزاری و کاره راحت تر میشه برات

    و همه اینا کارها حرکت ها وقتی انجام میشه که میدونی تو توانایی تو میتونی کارهای مختلف یاد بگیری حتی توشم حرفه ای بشی من زمانی فک میکردم فقد تو درسو مدرسه میشه خوب اموزش ببینم خوب تمرین کنم و از اون کار اومدم تو کاره خانه داری و نقاشی و میگفتم من اون هارو بلد بودم اینارو بلد نیستم ولی خداروشکر خانه داریمم عالیو عالیتر داره میشه نقاشیمم قبلا هیچی بلد نبودم یکم بچه گی میکردم بعدش میگفتم من استعداد دارم و بعد که انجام دادم دیدم مثل اب خوردن میشه اموزش ببینی و موفق باشیو به خوبی اروم اروم طرح های قشنگو قشنگ تر بزنی ماهوش بالایی داریم همه و میتونیم به راحتی با اموزش و تمرین بهترو بهتر بشیم

    پس من میدونم استعداد یکی داشته باشه یکی نداشته باشه ینی ایجاد فرق بین بنده ها ینی بعضی هارو خدا بیشتر دوس داره و هوش و مغزشونو متفاوت ساخته که همش موفق و شاد هستن ولی بعضی هارو ظعیف و ناتوان و فقیر ساخته که هیچ کاری ازشون بر نمیاد دنیا و خدام باهاشون چپه

    نکات خفن

    استاد چقد باورهام اوکی شد در مورد کار شغل و حرکت

    من قبلا میگفتم من تو ریاضی قوی ام من هوش مخصوص خودم دارم و بابقیه فرق میکنم تو ریاضی خوب بودم و توی بقیه اینجوری نیستم بعد فهمیدم من هر کاریو بخام میتونم انجام بدم تلاش کنم و بهترین روش اموزشی رو یاد بگگیرم و بعد با تمرینو تمرین عالی هالی تر بشم بهتر بهتر خیلی بهتر خیلی خیلی بهتر

    چقد خوبه یاد گرفتم همواره میشه بهترو بهتر شد با تمرین و تلاش و این که یکی ازت بهتره ینی میشه با تمرین از اینم بهتر بشی با ادامه دادن با حرکت بدون نتیجه چه بشه چون فردی که نتیجه نگیره باز هم تلاش و پیدا کردن ایراد ها و اصلاح باز هم نتیجه میگیره پس هرکس بچت شوهرت خودت دیدی داره حرکت میکنه تشویق کن ادامه دادنه بهترو بهتر شدن رشد کردن و عاشق تمرین و بهتر شدن بدون اینکه تشویق بشه کسی بهش جایزه بده خودش خودشو تشویق میکنه و باز هم هدف بزرگ تر انتخاب میکنه و تلاش و حرکت

    و دختر بدون ایتکه خدا همه ی ما رو دوست داره و اینکه خدا راحت کمکت میکننه پشتته برو تو دل کارها و هنر ها نتیجه ها

    مرحله اول:

    مهارتی که فکر می کنی در آن استعدادی نداری یا متقاعد شده ای که  به درد انجام آن کار نمیخوری را انتخاب کن.

    کلید: ترجیحاً موضوعی را انتخاب کن که کسب مهارت در آن، به شما کمک می کند. خواه در شغل و درآمد شما، خواه در زندگی شما به هر شکل دیگری.

    سپس یک هدف قابل دستیابی و معقول برای بهبود در آن مهارت را در نظر بگیر؛ پیرامون آن موضوع مطالعه و تحقیق کن؛ ایده های قابل اجرا برای شروع کار را یادداشت کن و قدم اول را در آن راستا بردار.

    ایده من شنا دوس دارم رانندگی دوس دارم طراحی دوس دارم دیگه مهارت هایی که بقل دستمه و راحت تر میتونم یادشون بگیرم اجرا کنم مهارت خوشنویس هست

    قدم اول سر مشق گرفتم از سرش نویسم

    مهارت بافت موهام

    قدم اول یه بافته مو گرفتم ببافم روی موهام

    چند بار بافتم ولی نشده این سری ام نشه میدونم کار نشد نداره بهتر بهتر میشم دفعه های پیش یادمه یه بار بافتم نشد چندبار دیگه بافتم و بعد شد ببافم ولی خیلی خوب نشد و یکم مسخرم کردن منم گوش ندادم ولی دیگه هم اونو ولش کردم چون فک میکردم دیگه نمیشه خوب شد و من استعدادشو ندارم با اینکه رمز توی تکراررر تکراررر تکرارر حالا قدمهارو بردارم خبرشو بهبکد هامو میبینم وبا عشق میام میگم

    فعلا در پناه حق تا دوباره ببینمتون و عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    علی جعفری گفته:
    مدت عضویت: 1560 روز

    بنام الله یکتا

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و مهربان

    و سلام به همه ای دوستانم در خانواده صمیمی عباس منش

    باز هم سپاسگزارم از خداوند بخاطر هدایتم به این مسیر زیبا و فوق‌العاده و سراسر هدایت سراسر آگاهی های فوق‌العاده برای خلق شرایط و اتفاقات دلخواه و رویایی در زندگی

    و سپاسگزارم از استاد عباس منش بخاطر تحقیقات و زحماتشان برای نشر این آگاهی های فوق‌العاده

    این فایل خیلی ایمانم رو نصبت به باورم که با تلاش هم میشه به همه چیز رسید

    سوال این قسمت

    آیا فکر می کنی با تمرین، تلاش و مداومت می توانی در مواردی پیشرفت کنی که اکنون درباره آن مهارت خاصی نداری یا به اصطلاح با استعداد نیستی؟بله استعداد عامل اصلی نیست ، فقط تلاش تمرین و یادگیری مهمترین عامل و اصلی ترین عامل هست

    بر خلاف خیلی های دیگه که میگن استعداد استعداد استعداد

    بیاین خودمونو گول نزنیم همه ما در زندگیمون تجربه ای داشتیم که باتلاش مستمر بهش رسیدیم

    ولی اکسر اوقات اون تلاش برای ما سخته ، و به بهانه ای اینک استعدادشو نداریم رهاش می کنیم

    من چون از بچگی دستم توی جیبم بود ، اینو خیلی خوب فهمیدم به هر چیزی که بخوام میرسم

    یادمه زمان مدرسه من همیشه جدای تمرینات مدرسه خودم برای خودم تمرین درست میکردم و تمرین می کردم ،

    همیشه از مدرسه که برمیگشتم خونه اول درس هامو میخوندم و تمریناتمو انجام میدادم ، بعد میرفتم سراغ بازی

    حتی روزهای تعطیل هم درس هامو مرور میکردم

    خوب نتیجه مسلم این همه تلاش و تمرین نمره خوب هست، ولی دوستانم این همه تمرین و تلاش منو که نمیدیدن و همیشه بهم میگفتن تو استعداد دار و فلان فلان……..

    در حالی که فقط تمرین و تلاش بود

    و بعد از مدرسه هر جایی که سر کارشدم به خوبی از بس اون کار بر امدم و خیلی عالی یادش گرفتم

    یادمه هفت سال پیش توی یه گلخونه کار می کردم

    روز اول که رفتم سرکار ساحب کارم با لهن مسقره امیز بتمن صحبت می کرد ، ولی من که خودمو باور داشتم، و بعد از یک ماه تمام کارهای ریز و درشت و حتی کار های فنی اونجا رو یاد گرفتم

    بعد از پنج شیش ماه از خودش بهتر بلد بودم ،

    بعد حجم کارمو کم کرد چون کارهای فنی رو خیلی عالی یاد گرفته بودم ، حتی گاهی اوقات آید های فوق‌العاده برای بهبود انجام کارها میدادم ، و بهم پاداش میداد

    بعد از یک هشت ماه من همه کاره ای اونجا شدم حتی فاکتور های فروش و حسابداری حقوق کارگران هم دست من داد،

    و همیشه از من مشورت می‌گرفت ، همون ساحب کاری که روزای اول منو باور نداشت و یه جورایی مسقره میکرد.

    میخوام اینو بگم وقتی شما خودتون باور داشته باشین هرچیزی رو میشه یاد گرفت فارق از استعداد

    نه فقط اونجا بلکه هرجایی که کار کردم ، کارمو عالی انجام دادم ، و همشون از راضی بودند و می‌گفتند تو خیلی باهوش هستی

    ولی باور من فقط تلاش برای یادگیری هست

    اگر خود ادم به خودش باور داشته باشه میتونه هرکاری رو یاد بگیره ، میتونه یادش بگیره فارق از استعداد ، هوش یا هر چیز دیگه ای

    خدارو شکر این باور خیلی در وجودم مهکمه که برای انجام و یادگیری هر کاری نیاز به استعداد نیست فقط تلاش تمرین و یادگیری هست

    در پنا الله یکتا سلامت و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
    مدت عضویت: 1633 روز

    بنام تنها قدرت هستی

    بنام خداوندی که جهان و کیهان را با نظم و هماهنگی آفرید…

    سلام و درود به بهشت پاک و زیباییم.

    بهشتی که هر روزش خودشناسی و خداشناسیه.

    سلام و درود به استاد زیباییم که آرامش راهمه جوره در وجودش درک میکنم.

    ………..دوستتوندارم..

    ………..

    ………..

    تمرین این بخش از شیوه حل مسئله شروع میکنم.شروعی که 32سال وجودمو از انسانیت و وجود الهیم دور کرده بود…

    ….

    اگر در زمینه ایی استعداد نداشته باشی تلاش و تمرین نمی تواند باعث پیشرفت و مهارت در آن موضوع شود؟…

    من این کلمه استعداد با بال و پر گرفتنم، از زمان کودکی ،شنیدم، تا 30خورده ایی از سنم..

    چی بگم!اینقدر این استعداد ضربه بهم زد..تا منو از بیین برد همیشه کتکاری های بسیار شدیدی از دست معلم و مدیر ،تمامی نداشت!

    چون هزاران باورهای محدود کننده به خوردمون داده بودن..و بگذریم..

    من با گذشت خودشناسی در این بهشت…

    الان جواب دوم رو معیار قرار میدهم…

    ……

    حدودا با گذشت خودشناسی…و همه رو لطف خداوند میدونم بهم الهام کرد چند بار…

    و دوره آموزشی که برای ارتقا کارم بود…

    حدودا چند ماه خریده بودمش..ولی اینقدر ترس بهش داشتم..که اقدام نمیکردم

    چون باور داشتم.چون من در این مدار خداشناسی قرار دارم خداوند مشتریانشو واسم میفرسته…برای کار جدیدم…

    و این باور باعث شده بود.من بدون هیچ تلاشی.یکم همون جو مداری گرفته بودم..

    دورها مونده بود با تکنیکهایی که اصلا بگوشمم نخورده بود…میخاستم با این علم اندک کارنو شروع کنم…و ناگفتنه نمونه ترس از انجام دادن دورها ها ..خودمو داشتم گول میزدم..

    تا خداوند بصورت واضح طبق مدارم بهم الهام کرد هم از طریق نشانهای این سایت و هم از الهامات..ما استارت کار رو زدیم..

    اولین اقدام…

    شما تو تکه ایی از سفرتون به یلواستون..گفتین ما فعلا دارییم بررسی میکنیم ببینیم چجوری جاهای دیدنی..بعد سری بعد بعد میام با دقت بیشتری جاهای زیباتر رو میگردیم.

    شما یه صحبت دیگه کردین ولی از وجودم خودم اینجور تحلیل کردم..اول بیام سطحی دوره ها رو ببینم.و هر بار برگردم و هر بار تمرین و حرکت هی کوچولو کوچولو بیشترش کنم.

    و مرحله بعد..من کلا جوریم!باید یچیزی خیلی برام تکرار بشه…دقیقا مبحث درسهامم اومدم تکه تکه کردم.عجله نکردم.

    با وجودی که من 15سال سابقه کاری داشتم.

    ولی بخاطر تکنولوژی رشتمون تو حیطه طراحی دوخت لباس هست..گفتم من باید مثل کلام استاد از طرف خداونده، من پیش برم اوایلم خیلی برام سخت و کسل کننده برام بود..

    کسل کنندگیشم…بخاطر ترس بود…

    و مرحله بعد..سطحی ها..شد…عمیقتر…و بهم گفت بیا عملی…اینقدر کشیدم اینقدر کار کردم..

    که تونستم چند نمونه کار تحویل بدم…و هنوز که هنوز دوره ها رو پیش میرم.

    نکته!مهم …..که خیلی بیشتر منو سوق میداد به جلو…همه الهامات خداوند بود..اگه الهام خداوند نبود من همون استعداد رو زمینه وجودیم قرار میدادم.کلاسی که در زمان و مکان مناسب از طرف خداوند بود.به هیچ وقت برام انجام نمیشد…

    و بعد از الان یکسال خورده اییه بصورت مکرر…اون توهم ترسی که همیشه راجع بهمین حیطه ایی که داشتم..ناگفتنه نمونه همین درس رو من توی ترم های دانشگاهیم با کمترین نمره و یادمه مشروطم شدم..

    با اقدامات در طی چند ماه تونستم حرکت کنم و کارمو پیش ببرم..

    میخام بگم…اول هدایت خداوند.و بعد طبق روند استاد فهمیدم من باید قدم به قدم برم جلو…

    الان دارم کارمو پیش میبرم میبینم چقدر سرعت یادگیریم چقدر داره دقیقتر و بهتر میشه.

    نمیگم یه وقتایی ذهن نجواگرم میاد…دقیقا صحبت شما استاد بازم لطف پروردگار…باعث شد من خودمو تحسین کنم.و این بهبود رو هنوز ادامه بدم…تلنگری شد اقدامات هنوز بیشتر بشه…

    ……

    …….

    …..

    استاد دقیقا یادگیری درسهام مثل یادگیری قانون برام شده..هر چی مدارم میره بالاتر …بقول خودمونی..لب کلام رو بیشتر درک میکنم.

    دقیقا یادگیریم همین شده..

    بازم بعد از بررسی و بهبود دائمی…خداوند بهم الهام کرد فلان کار رو بیا استارت بزن…

    از طریقهای مختلف..شروع کردم کار کردم…

    و بعد چند ماه.بازم اومدم اونکار رو انجام دادم..دقیقا روند کارم چند درجه تعقییر کرده بود..حتی کیفیت کارم اصلا قابل مقایسه نبود…

    و هی شجاعتم بیشتر شد…

    و بازم هدایت خداوند با چند بار تکرار کم کم دارم کاری که ازش ترس داشتمو به نحو احسن انجام دادم..و این روند با لطف خودش داره پیش میره..

    میخام بگم چه اون 32سال…چه این 1.سال خورده اییی..چون من عضویتم 2سال چند روزه..

    چقدر سرعت پیشرفتمو هر بار با تمرین کردن و تلاش کردن دارم بیشتر درک میکنم..

    و امروز بازم دیدم قدرت یادگیریم خیلی بهتر شده..

    و در نهایت…من سپاسگزار خداوندم.که مرا بجایی هدایت نمود تا بتونم با قدم های کوچک..و بیشتر الهامات خودش بود که تونستم پیش برم.و همین نتایج استمرارم تحسین کنم.و شاکر خداوند باشم….و بدونم همه چیز با بهبود گرایی.و این نکته مهم…(بهبود گرایی )رو بیشتر کنم….

    و بدونم همه چیز با ادامه دادن..و باور بخودم و باور بخداوند که هدایتم میکنه …باشد…

    انشالله بتونم الهاماتم را به جای خوبی بنشونم…و این ادامه دادن همیشه باشه!…

    …..

    ……

    …..

    و نکته بعد…قبلا روند قبول شدنم در دانشگاه دولتی هم…ناآگاهانه با همین قدرت انجام دادم.الان که بهش فکر میکنم.و خداوند هم برام یاداوری نمود….

    من با وجود بقول معلم ها و مدیرامون استعداد نداری!همون سال با بهترین رتبه دانشگاه دولتی قبول شدم و تونستم تو کلاس 40نفره لیانسمو تو بیین اون افرادی که ادعاشون میشد..بگیرم…

    و این بت بزرگ خیلی خسارتها بهم زد..ولی تونستم به لطف خداوند..از شکوندن این بت..بصورت نااگاهانه در گذشته انجام شد.و خیلی موفقعیتهااز همون موقع برام کسب پیشرفتها ادامه دار شد….

    و بازم ذراتش تو وجودم بود..که تونستم در دانشگاه خداوند ذراتشو پیدا کنم.و با هدایت بیشتر خداوند ادامه بدم.و امروز من تحسین میکنم .که تونستم با قدم های تکاملیم پیش برم….

    من سپاسگزار این دانشگاه علم و ادب.و رستگاری در دنیا و آخرتم هستم.که من همیشه شاهد بهترینها باشم!

    و این باور…و حرکت…و بهبود دادن همیشگی رو برای زمینه تمامی کارهایم که میدونم باید انجام بشه….رو ادامه بدم……

    ولی یادم نره قدم های کوچک رو!…

    و رگ عجله و دهن پر کن.رو از بیین ببرم.که پاشنه وجودیمه….

    و این حرکت برای همیشه بهبود پیدا کنه!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: