رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم» - صفحه 13 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم»
    721MB
    50 دقیقه
  • فایل صوتی رابطه ی ما با انرژی ای که «خدا نامیده‌ایم»
    46MB
    50 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2470 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    نیما شریفی گفته:
    مدت عضویت: 3763 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام و عرض ادب خدمت استاد عباس منش عزیز و همه دوستان

    ابتدا تبریک بگم به همه ی دوستان عزیزی که در قسمت قبل جزو ده دیدگاه عالی شدن و تبریک به برنده ی عزیز

    اما سوالی که استاد مطرح کردند دقیقا درباره باور بود استاد خودشون پاسخ رو دادند که عامل اساسی و پایه ای باور هستش اما فرمودند که این موضوع رو کامل توضیح دهیم

    چند سال پیش که تازه با مباحث روانشناسی و موفقیت آشنا شده بودم اساتید همش از واژه باور استفاده میکردنداما هرگز تعریف دقیقی از باور ارایه نکردن و فقط گفتن که تکرار زیاد یک فکر نتیجه اش باور و این اشتباه ترین تعریفی بود که از باور آموختم و واقعابرای من مفهوم گنگی بود اما به لطف خدا مدتی قبل تونستم به یک مفهوم برای باور یابم که واقعا نقطه عطفی بود برای من و تعریفی که من از باور برای خودم در نظر گرفتم با توجه به توضیحات استاد در مورد باور:

    (((باور یک چهارچوب ذهنی است که گستره یا محدوده عملکردی یعنی اقدامات و افکار و گفتار مارا تعیین میکند)))

    این تعریف من از باور بود.

    با توجه به توضیحات شما استاد در مورد خدا و ظرف ذهنی ما و اینکه فرمودید که خدا یک انژری هست و و ما به اون شکل میدهیم دیدگاه و درک جدیدی پیدا کردم که میخواهم با شما در میان بزارم.

    اگر در ایات قرانی دقت بکنیم می بینیم که خدا از قدرت نامحدود خودش به ما خبر میدهد و میگوید که من قدرتی دارم که به هر چیزی که بگویم بشو میشود اما خوب و بد را مشخص نکرده و در آیات دیگر قران فرموده که ما به انسانها کمک میکنیم که چه بخواهند به سوی نیکی حرکت کنند یا به سوی بدی در هر صورت آنها در مسیری خواه خوب یا خواه بد هدایت میشوند پس نمی توان خوب و بد را برای خدا در نظر گرفت اما نکته اینجاست که این چه ربطی به ما دارد و تاثیر ان در زندگی ما چیست؟؟؟؟

    همه ی ما انسانها قدرت برابری داریم(خیلی مهم)و تنها چیزی که به ما قدرت بینهایت می دهد چهار چوب های ذهنی ماست اما چرا؟؟؟

    حالا که میدانیم که جهان سراسر انرژی و فرکانس هست و خدا که منبع و سرچشمه انرژی است.افکار و اندیشه های ما هم انرژِی هستند.

    وقتی که با تکرار افکار مشابه آن افکار را به افکار غالب ذهنمان تبدیل میکنیم یعنی ما به یک شیوه خاص و در یک چهار چوب خاص فکر میکنیم پس میتوان گفت که یک چهار چوب شکل گرفته است.بعد با جاری کردن انرژی نامحدود وقدرتمند (یعنی خدا)در چها چوب ذهنمان به آن شکلی خاص میدهیم و همان شکل باور را در زندگیمان خلق میکند و به ما نشان میدهد پس طبق گفته های استاد که می فرمایند جهان باور های مارا به ما ثابت میکند.الان میتوان نتیجه گرفت که ما بینهایت قدرتمند هستیم اما با چهاچوب های مناسب ذهن.وقتی که این انرژی نامحدود را در یک مسیر خاص هدایت میکنیم یعنی انرژی منبع یا خدا در حال خلق آن هدف یا خواسته میباشد ونباید به قدرت و بزرگی این انرژی شک داشت. هنگامی که ما به جای انرژی منبع انرژی یک شخص دیگر را در چهارچوب های ذهنمان جاری میکنیم و یا به اصطلاح قدرت را از خدا گرفتیم و به شخص دیگری دادیم پس هیچ گاه نتیجه قابل قبول دریافت نمیکنیم.روزانه هزاران فکر و اندیشه در ذهنمان شکل میگیرد که آن انرژی نامحدود را به هر سمت و سویی که بخواهند می برند و این بر عهده ماست که آگاهانه آن انرژی نامحدود و قدرتمند را در مسیر خواسته هایمان هدایت کنیم و خیلی مهم است این انرژی را در پشت موانع و سدهای ذهنی به زندانی نکنیم و فقط به قدرت خود و خدا ایمان داشته باشیم چرا که خداست که خلق میکند و هیچ غیر ممنکنی برای خدا و جود ندارد. الان با تمام وجودم حس میکنم که من خالق سرنوشت خودم هستم و برا ی رسیدن به هر خواسته و یا آرزویی نیازی به سختی کشیدن نیست فقط کافی ست که خدا برای آن کار بفرستم و برای خدا زمان و مکان هیچ معنی ندارد و پوچ است پس فقط کافی است که خدا را باور کنم با چهار چوب های ذهنی درست.

    و اما پاسخ سوال استاد:

    با توجه به توضیحاتی که دربالا عرض کردم این ما هستیم که موانع و ترمز های ذهنی را برای خودمان میسازیم و الان میفهمم که همرنگ جماعت نشدن واقعا سخت است و جرات و جسارت میطلبد اما نتایجش هم شگفت انگیز است همانند نتایج استاد بزگوارم آقای عباس منش.احتمالا از سالها قبل باتوجه به شرایط و اوضاع ورزش کاران در سن 20-25 تواتستند که به نتایج بزرگی دست یابند اما از این سن به بعد نتایج کوچکتر و کوچکتر شاید به همین دلیل باشد که این محدودیت و باور شکل گرفته که نمی توان در سن های بالاتر به نتایج بزرگی رسید من سرچشمه این باور را نمیدونم اما میدونم که یک محدودیت ذهنی است و میتوان برطرفش کرد مانند راجر بنیستر یا محمد هریس پاکستانی که در یکی از شهر های پاکستان با محدودیت های موجود و یک کشور جهان سومی توانست با طراحی یک قالب وردپرس به ثروتی حدود 80میلیارد تومان دست یابد.

    پس محدودیت ها فقط در ذهن وجود دارد.

    نتیجه گیری:دوستان عزیزم بییایم با ساختن چهارچوب های ذهنی در راستای رسیدن به اهداف و خواسته هامون انرژی نامحدود یا خدا را در ان مسیر هدایت کنیم چون خدا کارش را به خوبی بلد است پس تو چه بخوای خوبی خلق کنی یا شر بیافرینی برایت خلق میکند پس چه بهتر خواسته و آرزوهایمان را خلق کنیم.

    به امید و توکل به خدا به زودی خبر موفقیت های بزرگ خودم رو با شما خانواده ی عزیزم و همچنین یک پدر مهربان و استادم آقای عباس منش عزیز(من هم خودم رو مثل آقای رابرت کیوساکی میدونم که میتونم از وجود دو پدر بهره ببرم سنم هم 24 سال هست) در میان خواهم گذاشت.

    برای یکایک شما دوستان عزیز آرزوی موفقیت و رسیدن به خواسته هاتون رو دارم در پناه قدرت مطلق شاد و پیروز باشید

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
    • -
      رضا فرسادپور گفته:
      مدت عضویت: 3832 روز

      ممنونم از وقتی ک گذاشتین و اینقدر مفصل نوشتین

      خیلی عاالی بود

      فقط ی نکته ای ک هست اکثر ماها قبل از ینکه با این مفاهیم آشنا بشیم ب قول شما درک درستی از این موضوع باور نداشتیم.

      فقط با چهارچوب ذهنی ک از قبل داشتیم همه چی رو میسنجیدیم.

      بیشتر هم اتفاقات رو ب عوامل بیرونی نسبت میدادیم

      و این باعث میشد ک احساسمون بد و بدتر بشه و از اون دست اتفاقا بیشتر وارد زندگیمون بشه

      ک ما دلیل موجحی نداشتیم و کلا همه رو مقصر میدونستیم

      خوشحالم ک اینجا هستیم و نظام باورهامون رو شناختیم و با تغییر فرکانس هامون کلا جدا کردیم خودمونو از باور های محدود کننده

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        نیما شریفی گفته:
        مدت عضویت: 3763 روز

        سلام دوست عزیزم آقا رضای عزیز

        از شما ممنونم که نکته خیلی عالی رو بیان کردید و فرمودید که ما شرایط و اوضاع بیرون از خودمون رو مقصر میدونیم و این هم بی دلیل نیست دوست من این هم نشات گرفته از فرهنگ غنی ماست که هر اتفاقی رو به خارج از کشور ربط میدهیم و نمیدانم ما اینجا چه کاره ایم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

        پیروز و سربلند باشید دوست من

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      ابوالفضل اشرفی گفته:
      مدت عضویت: 3037 روز

      سلام دوست عزیزم آقای نیما شریفی امیدوارم که حالت عااالی باشه

      سپاسگزار خداوندم که آگاهی منو نسبت به خودش بیشتر میکنه.

      بسیار لذت بردم و آگاه تر شدم مخصوصا که در مورد قدرت نامحدودی که در درون خودمان هست گفتید و باور مرا قوی‌تر کردید سپاسگزارم.

      یک حدیثی از امام علی خیلی وقت پیشا دیده بودم که میگفت آدم سه پدر دارد اولیش پدر خودمان است دومی پدر همسرمان و سومی آموزگاران هستند.

      ومن خیلی خوشحالم و سپاسگزار خداوندم که پدری چون سید حسین عباس منش دارم.

      آرزوی عشق الهی براتون دارم ? چراکه با عشق الهی به همه چیز میرسید.

      ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ?

      آرزوی عشق الهی براتون دارم ? چراکه با عشق الهی به همه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    فاطمه بهشتی گفته:
    مدت عضویت: 3298 روز

    سلام به همه دوستان

    خیلی جالبه این دومین باریه که سوال مسابقه استاد دقیقا هون چیزیه که چندروز من در موردش فکر میکردم.خداروشکر این هم یه نشونه ی دیگه ست.

    اما در مورد سوال مسابقه:دوباره بحث باورها و مبحثی که هیچوقت کمرنگ نمیشه.زندگی ما فقط باورهای ماست و والسلام.چندسال پیش من شنیدم که اگه بدنسازی رو تاقبل سن35سالگی شروع کنی میتونی بدنتو به شکل دلخواه فرم بدی و بعد از اون فایده ای نداره و همیشه از این ماجرا ناراحت بودم ولی الان میدونم که این یه باور اشتباهه و هیچوقت برای هیچ کاری دیر نیست.ماهی رو هروقت از آب بگیری تازه ست.خداروشکر واسه همچین امکانی که تو خلقت جهان هست.

    دقیقاهمین باور رو تو سر ورزشکارها کردن و همچین باوری رو با تکرار کردنشون برای ورزشکارا ساختن که باعث شده یه سد ذهنی براشون ایجادبشه که نتونن از اون پتانسیلی که تو وجودشون هست استفاده کنن.به نظرم روند افزایش سن و کهولت و پیری جسم هم از همین ماجرا نشأت میگیره و با تغییر باور و ایجاد باور قدرتمندکننده میشه تا سالهای سال صحیح و سالم و جوون زندگی کرد و این چه حس فوق العاده ایه واسه همه مخصوصا خانمها.

    که حتما روی این باور کار خواهم کرد به زودی.

    یه مطلب دیگه هم زندگی امام زمانمون هست که الان1400سال در سلامتی کامل دارن زندگی میکنن و عمر طولانی حضرت نوح نوید یک زندگی طولانی ودر کمال سلامتی رو به افرادی میدی که باورهای فوق العاده در این رابطه واسه خودشون بسازن و من چقد این موضوع رو دوست دارم.

    با آرزوی سلامتی و ثروت و شادکامی واسه همه دوستان مخصوصا استاد عزیزم.????????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
  3. -
    Farshad Usefi گفته:
    مدت عضویت: 2308 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    دردو ارادت به همراهان این سایت عشق

    خفن ترین فایل این سایت که کل داستان همینه

    چه باوری در مورد خداوند ایجاد کنیم که با اون باور خیلی موفق تر بشیم

    واقعا تا به حال توی زندگی مشترکم هر سوالی که از خدا پرسیدیم نشده که جواب اون سوال رو بهمون نده

    شاید تو همون لحظه گفته نشده باشه اما در زمان های دیگه گفته شده

    وقتی با باورهای درست با توکل و ایمان منو همسرم با هم ازدواج کردیم

    خودمون رخ دادن اتفاقات رو کاملا معجزه دیدیم

    اون زمان ها قبل ازدواج خوب یادمه

    این فایل استاد رو که گوش میدادم نا خوداگاه ذهنم قشنگ ضبط شده بود که خدا همه چیزه

    خدا چیزیه که به هر شکلی در میاد

    به شکل پول میشه

    به شکل مشتری میشه

    به هر شکلی که تو درش بیاری در میاد

    یادمه وقتی این جملات رو شنیدم قشنگ دلم لرزید و خدارو توی قلبم احساس کردم و هرچیزیو که میدیدم جنسش رو از خدا میدیدم

    توی چشم های همسرم که نگاه میکردم انگار خود خدا باهام صحبت میکرد و باور این که میشود تو نگران نباش توی وجودم محکمترو محکمتر میشد

    من واقعا سالهاست که مغازه دار هستم مشتری هامو وجود خداوند میبینم و هر مشتری که میاد ازم خرید میکنه کاملاااااااااا باور 100درصد دارم بخاطر باور و فرکانسمه که میان با عشق ازم خرید میکنن

    وقتی توی دوره روز شمار این فایلو گوش دادم

    اون خونه و اون ماشین اون درامدرو قشنگ دیدم که خود خدا هستن

    به میزان باور من اتفاقات داره رخ میده

    و هر چقدر میگذره ایمان به رب العالمین بیشترو بیشتر شده

    میدونین دیروز یه لحظه این الهام بهم گفته شد

    اگر تو از لحاظ مالی به چیزهایی که میخوای نرسی بدون که تموم این باورها و تلاشات بیهوده بوده

    انگار خود خدا خدا اینو بهم گفت که تو به اندازه ای رشدو پیشرفت میکنی که توی رویاهاتم نمیبینی

    این حس رو نمیدونم چجوری توصیفش کنم اما ازون لحظه تموم انگیزه هام برای کار کردن رو خودم چندین برابر شده

    و هزاران بار خدارو شکر میکنم که این قوانین رو از استادم کنار همسرم دارم یاد میگیرم

    و هرچقدر میگذره صبورتر میشم

    توکلم قویترو بهتر میشه الهی شکرت

    واقعا اینجا بودن برام خود ثروته

    خود عبادت با رب العالمینه

    چون تموم جمله ها انگار سرازیر میشه برای نوشتن

    ایاک نعبد و ایاک نستعین

    راستی تو این مدت یه اتفاق جالبیم افتاد یادم اومد که باهاتون به اشتراک بزارم

    منو همسرم یه پولی رو توی یه صرافی داشتیم که همه نقدینگیمون بود

    توی اتفاقات ایران اون صرافی هک شد

    و هرکسی بهم میرسید میگفت بیخیال پولت شو دیگه رفت

    اما خدا گواهه که آب تو دل من و همسرم تکون نخورد

    و باور جایگزینش این بود برامون که هر اتفاقی بیفته به نعفمونه

    و جالبیش اینجاست وقتی با این نگاه که خدا همه چیزهههههه

    و اون میتونه همه کاراتو انجام بده حالمون رو خوب نگه داشتیم چندین هفته به لطف الله

    و چند روز پیش تونستیم پولمونو برداشت کنیم

    و وقتی این پولو برداشت کردیم قشنگ این درس و یاد گرفتیم که ادما چقدر راحت افسار زندگیشون رو به عوامل بیرونی میدن و از تغییر درونشون غافلن

    و همه چیز رو بیرونی میبینن

    و دونستن و باور این که بیرون زتو نیست هرچه در عالم هست گفتنش خیلی سادس

    اما عمل کردن به این موضوع خودش گنج ها رو توی وجودت جاری میکنه

    و اون کسایی که بهم گفتن پولت رفت بیخیالش شو همشووووووووون عوامل بیرونی رو میبینن برای زندگیشون

    و چه سعادتی من و همسرم داریم برای درک این اگاهی های سایت

    خدارو هزاران بار شکر برای بودنمون در اینجا

    ایه امروزم

    یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاهِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ

    مسلمانان! با صبر و نماز از خدا کمک بخواهید که خدا در کنار اهل صبر است.بقره 153

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  4. -
    شهناز اباذري گفته:
    مدت عضویت: 3582 روز

    سلام به استاد عزیزم که بسیار شیرین حرف میزنن و سلام به تمامی دوستان این جمع صمیمی که بقدری این خانواده محبوب و دوستداشتنی جذاب هست که از هر فرصتی برای خوندن نطرات استفاده میکنم….ممنون از تمامی نطرات زیباتون که خودش دنیایی از مباحث و قوانین جهان رو آموزش میده….استاد عزیز من برداشتی که از کل فایلهاتون گرفتم اینکه فقط ایمان و باور به خداست که ما رو به خواسته هامون میرسونه…….باور…باور….. به خدا….من با اینکه خیلی وقته عضو سایت هستم و از مطالب استاد استفاده میکنم اما نتایج بزرگی تو هیچ زمینه ای نگرفتم…..ولی فقط حسم به بیشتر شده بهش نزدیکتر شدم وقتی بهش فکر میکنم اشک به چشمم میاد وقتی استاد با تعریف از خدا احساسی میشه و اشک به چشمش میاد منم اون حس رو پیدا کردم وعاشقانه دوستش دارم…..تنها و بزرگترین دریافتی من از شنیدن فایلهای استاد بود…و خیلی خوشحالم.برای جواب به سوال استاد هم مطمئن هستم که اگر باور مون درست باشه سن فقط یه عدد به حساب میاد..مثل آزمایشی که برای اثبات باور انجام دادن….

    شرمنده کمى طولانیه قدرت باورهاى خود را دست کم نگیرید!

    !دانشمندان برای بررسی تعیین میزان قدرت باورها بر کیفیت زندگی انسانها آزمایشی را در «‌هاروارد یونیورسیتی » انجام دادند.نتیجه این تحقیقات بسیار جالب است:80 پیرمرد و 80 پیرزن را براى این پروژه انتخاب کردند .یک شهرک را به دور از هیاهو برابر با 40سال پیش ساختند

    دانشمندان برای بررسی تعیین میزان قدرت باورها بر کیفیت زندگی انسانها آزمایشی را در «‌هاروارد یونیورسیتی » انجام دادند.نتیجه این تحقیقات بسیار جالب است:

    80 پیرمرد و 80 پیرزن را براى این پروژه انتخاب کردند .یک شهرک را به دور از هیاهو برابر با 40سال پیش ساختند .غذاهای 40سال پیش در این شهرک پخته میشد .خط روی شیشه‌های مغازه‌ها ، فرم مبلمان ، آهنگها ، فیلم‌های قدیمی ، اخباری که از رادیو و تلویزیون پخش میشد ، را مطابق با 40 سال قبل ساختند . بعد این 160 نفر را از هر نظر آزمایش کردند .

    تعداد موی سر ، رنگ موی سر ، نوع استخوان ، خمیدگی بدن ، لرزش دستها ، لرزش صدا ، میزان فشار خون … بعد این 160 نفر را به داخل این شهرک بردند ، بعد از گذشت 5الی 6ماه کم کم پشتشان صاف شد ، راست می‌ایستادند ، لرزش دستها بطور ناخودآگاه از بین رفت ، لرزش صدا خوب شد ، ضربان قلب مثل افراد جوان ، رنگ موهای سر شروع به مشکی شدن کرد ، چین و چروکهای دست و صورت از بین رفت …

    علت چه بود ؟

    خیلی ساده است .آنها چون مطابق با 40سال پیش زندگی کردند ، باور کرده بودند 40سال جوانتر شده اند .

    انسانها همان گونه که باور داشته باشند می‌توانند بیندیشند .باورهای آدمی است که در هر لحظه به او القا میکند که چگونه بیندیشد .

    اصولا فرق بین انسانها ، فرق میان باورهای آنان است .انسانهای موفق با باورهای عالی ، موفقیت را برای خود خلق میکنند.انسانهای ثروتمند ، باورهای عالی و ثروت آفرین دارند که با اعتماد به نفس عالی خود و بدون توجه به تمام مسائل به دنبال کسب ثروت میروند و به لحاظ باورهای مثبتشان به ثروت مطلوب خود میرسند .

    قانون زندگی قانون باورهاست .باورهای عالی سرچشمه همه موفقیتهای بزرگ است .توانمندی یک انسان را باورهای او تعیین می‌کند .

    انسانها هر آنچه را که باور دارند خلق میکنند . باورهای شما دستاوردهای شما را در زندگی میسازند . زیرا باورها تعیین کننده کیفیت اندیشه‌ها ، اندیشه‌ها عامل اولیه اقدامها و اقدامها عامل اصلی دستاوردها هستند .

    ممنون که وقت گذاشتین ودیدگاهمو خوندین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
    • -
      سمیه نوشادی گفته:
      مدت عضویت: 2986 روز

      سلام دوست من.

      مناما تنها چندین روزه به خانواده عباسمنش ملحق شدم. از تمام نوشته هات یه جمله توجه من جلب کرد. چرا بنظرت جمله “نتایج بزرگی تو هیچ زمینه ای نگرفتم” نوشتی؟ و گفتی بزرگترین نتیجهت حس نزدیکی و درک بیشتر خدا بوده؟

      نمیدونم تا چه حد حرف منه تازه وارد درسته. امیدوارم کسانی که بیشتر تجربه دارند بیان و نظر بدن. اما فکر نمیکنی خودت در ناخودآگاهت بیشتر از هر چیزی همینو میخواستی؟

      راستش از زندگی خود استاد عباسمنش تا زندگی متحول شده هزاران نفری که اینجا نوشتند که میخونم و میبینم به نظرم امکان نداره خدایی که وسعتش و شکلش و نحوه جریان یافتنش در زندگیمون، ما داریم به اندازه باورمون بهش تعیین میکنیم کاره نشده ای بگذاره واسمون

      تعارف چرا دلم یه لحظه خالی شد . اما فقط یه لحظه. چون بعدش گفتم شاید شهناز عزیز به هر دلیلی در ناخودآگاهش بیش از همه طالبه همین عشقه بوده که بهشم رسیده. پس تو جا پای استاد عباسمنش پا بگذار سمیه و شک نکن

      مرسی شهناز عزیز که خوندی پاسخ منو

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        شهناز اباذري گفته:
        مدت عضویت: 3582 روز

        سمیه عزیزم ممنون بخاطر وقتی که گذاشتی برای خوندن کامنت…..درست میفرمایید باید در گفتار دقت بیشتری کنم….ولی در جای از نوشتنم گفتم که بزرگترین دریافتم از فایلهای استاد نزدیک شدن به خدا بوده….باز هم از شما سپاسگزارم که به من یادآوری کردید قانون جهان رو……و از اینکه یه لحظه تو دلت خالی شد منو ببخش….سعی میکنم بیشتر رو خودم کار کنم….سپاس

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      ابوالفضل اشرفی گفته:
      مدت عضویت: 3037 روز

      سلام دوست عزیزم شهناز اباذری امیدوارم که حالت همیشه عااالی باشه

      سپاسگزار خداوندم که آگاهی منو در هر لحظه بیشتر میکنه.

      توی دیدگاهتون گفتید که توی هیچ زمینه ای نتایج بزرگی نگرفتید

      به نظرتون دلیلش این نیست که این جمله رو به زبون آوردید و فکر نمی‌کنید این جمله جزو باورتون؟

      آرزوی عشق الهی براتون دارم ? چراکه با عشق الهی به همه چیز میرسید.

      ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ?

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      عباس کشوری گفته:
      مدت عضویت: 3035 روز

      سلام.بدوست عزیزسرکارخانم شهنازاباذری امیدوارم که لحظ بلحظ زندگیتان موفق وپیروزوسربلندباشید.ازمتن زیباودلنشن شمالذت بردم.وبشمامیگویم ان شاءالله که درآینده نتیجه میگیری وامیدوارم.موفق وپیروزوسربلنددرهمه کارهایت باشید.ازدعای‌خیرتان منوبی بهره نزارید.سپاسگزارم.??

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    حسین احمدی گفته:
    مدت عضویت: 3412 روز

    سلام به عاشقان زندگی، سلام به شماهایی که با خوندن این متن ثابت کردید که واقعا بی نهایت موفقیت رو میخواید و حاضرید هربهایی بخاطرش بپردازید… و بهای موفقیت و ثروتمندی و خوشبختی فقط و فقط باور است و بس…

    شاید چیزی که الان میخوام بگم براتون خنده‍ دار باشه? ولی میگم… استاد عزیز شما پرسیدید چرا دوران طلایی برای یک ورزشکار بین 20 تا 25 سالگی هست، باور میکنید تا چند سال پیش من اصلا این موضوع رو نمیدونستم؟!!!!!!! و از اونجایی که پدر خودم کارمند بود و بعد از 30 سال کار کردن در سن 48 سالگی بازنشست شد فکر می کردم ورزشکاران هم سن بازنشستگی شون همون حدود هست!!!! خخخ ?

    فکر کنید!! 25 سال کجا و 50 سال کجا!!!

    تمام دلیل این باور محدود کننده همینه!!! چون اکثرمون شنیدیم باورش کردیم!!

    اجازه بدید یه مثال خیلی جالب براتون بزنم: مطمئنا تا حالا شنیدید میگن خانم ها قدرت بدنی کمتری نسبت به آقایون دارن، اما همون خانمی که همه میگن قدرتی نداره اگه جون بچه ش به خطر بیافته مثلا یکی تو خیابون بخواد بهش آسیب برسونه؛ چنان قدرتی پیدا میکنه که کمتر کسی میتونه حریفش بشه. بهتون قول میدم از هر ابزاری کمک میگیره تا مویی از سر بچه ش کم نشه!!! و یا بالعکس در مورد آقایون در نظر بگیرید یه جوان ضعیف الجسه وقتی کسی بخواد به خانواده ش چپ نگاه کنه یکدفعه انگار قدرت ده نفر مرد جنگی پیدا میکنه و با تمام وجودش دفاع میکنه!!!

    ببینید!!!??? اینا همش مثالهایی هستن که نشون میدن در هر سن و جنسی که قرار داشته باشی همون فیزیک بدنی رو داری!!! حتی علم میگه هر لحظه سلولهای بدن دارن تولید مثل میکنن و جایگزین میشن، کند ترین سلول های بدن بعد از یک سال جایگزین میشن… این من و تو هستیم که تصمیم میگیریم سلول بعدی ضعیف تر باشه، مثل قبلی باشه یا سلولی فوق العاده قوی تر و پویا تر باشه?

    چطور میتونم شکر خدایی رو بگم که حتی خلقت خودم را هم به دست خودم داده، هر لحظه میتونم حسین تازه ای بسازم که با حسین چند ثانیه پیش زمین تا آآآآآسمووووون تفاوت داره، حسینی که که میتونه به هر خواسته ی ورزشی، پولی، زیبایی، رابطه های عالی و هر چیز دیگه ای که اراده کنه در لحظه برسه، به شرط اینکه این بنده ی مخلوق خدا، خالق خودش رو باور داشته باشه و خودش رو لایق تمام زیبایی های دنیا بدونه،

    خدایا ممنونم که خودت به قلب و ذهنم الهام کردی تا حرف به حرف متن بالا رو برای دوستان عزیزم که تشنه ی بالارفتن از پله های موفقیت هستن، بنویسم، ???

    یاحق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
  6. -
    مهیار ضیائی گفته:
    مدت عضویت: 3588 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    پروردگارا تنها تو را می پرستم و فقط از تو یاری می جویم مرا به راه راست به راه آنان که به آنها نعمت دادی هدایت فرما

    سلام به استاد عزیزم و همه همراهان عزیز این سایت الهی

    الان که دارم این کامنت رو می نویسم در حال گوش دادن به همین فایل هستم و واقعا بی نهایت سپاسگزار خداوندم که در هر لحظه در حال هدایت منه و هر فایلی که می شنوم توش دارم به صورت تکراری یک موضوع رو می شنوم.

    دقیقا از یکشنبه تا الان هر فایلی از استاد که گوش می کنم به وضوح این جلمه رو می شنوم که هر صفتی یا هر چیزی رو که در مورد خداوند باور کنی خدا به همون شکل با تو برخورد می کنه.

    این موضوع رو اول توی قدم اول دوازده قدم جلسه 5 یعنی جلسه قرآنی شنیدم

    و بعد توی بخش 4 قانون آفرینش برام خیلی بولد شد و شروع کردم به ساختن صفت های رحمانیت و رزاقیت خداوند در ذهنم

    فرداییش هم همین رو توی سفر به دور آمریکا شنیدم

    دوباره توی دوره دستیابی به رویاها

    بعد توی فایل شناخت قوانین در قرآن

    و الان هم توی این فایل

    واقعا سپاسگزار خداوندم که داره جدیت این موضوع رو دائما به من یادآوری می کنه تا جدی بگیرمش

    از زمانی که دارم به صورت جدی روی باور به این صفات خداوند کار می کنم واقعا تغییرات خیلی داره واضح و روشن میشه برام

    اولا که واقعا حالم این روز ها خیلی بهتر از قبله و خیلی بیشتر احساس خوشبختی می کنم. الان هم که باور به رحمانیت و رزاقیتش رو دارم در خودم می سازم هر روز نعمت های بیشتری رو دریافت می کنم.

    اما واقعا چیزی که برام جالبه اینه که خداوند وقتی می خواد به یه چیزی هدایتم، یکسره این هدایت رو تکرار می کنه. هم تاکید رو بیشتر می کنه و هم نمی ذاره یادم بره و واقعا سپاسگزار خداوندم

    استاد واقعا از شما سپاسگزارم برای این فایل بی نظیر و کلام هدایتی که بر زبانتون جاری می شه

    بی نهایت سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  7. -
    هادی عبدولی گفته:
    مدت عضویت: 3181 روز

    به نام خدا

    سلام

    من میخوام ماجرایه جالبی ک خیلی به سوال مربوط هستش و چن سال پیش پدرم برام تعریفش کرد رو براتون بگم البته بگم اون موقع من چیزه زیادی در مورده قوانین جهان ک به واسطه استاد یاد گرفتم رو نمیدونستم

    .

    پدرم تعریف میکرد ک خیلی وقت پیش دو نفر رو میشناخت ک سره یه مسئله با هم دشمن شدن و دشمنیشون جوری بود ک روی دیدن همو نداشتن و حتی به بدبختی و نابودی اون یکی راضی بودن اما یکی از این دو یجورایی تقریبا قوانین جهان رو میدونسته . پدرم گفت اونی ک قوانین رو میدونست شروع به شایعه کرد ک فلانی ک دشمنش بوده یه مریضیه ناشناختیه ای گرفته ولی کسی به روش نمیاره چون خودش از مریضیش بی خبره و اینو طوری تعریف میکرد ک شنونده باور میکرد و هر روز اینو به هر کی ک میرسه میگه و اونایی هم که خبره مریضی رو میشنون وقتی به طرفی ک شایعه بهش شده میرسن ناخوداگاه اگه طرفم خسته بوده یا هر چی بهش میگن ک چرا بی حالی ،رنگ زرده ،داغون شدی ، انگار خیلی اوضات بده و یه سری حرفا مثل این رو بهش میزنن و چون این حرفا ادامه دار بوده اونم باورش میشه ک حتما چیزیش هست، پدرم میگفت این داستان ادامه داشت تا طرف واقعا مریض میشه و بعد یه مدت بستری شدن از دنیا میره. این داستان نشون میده ک چقد بدن ما هم تحت تاثیره باورهایی هست ک در موردش داریم .

    ??

    سوالی ک استاد در مورده عمره مفیده ورزشی ورزشکارا پرسیدن هم دقیقا مثله داستان ماست ..

    واقعیت اینه که این ورزشکارا یا هر کسه دیگه چون بارها و بارها شنیدن و دیدن (که این دیدن ناشی از باوریه ک ورزشکارای قبلی باورهایی داشتن که باعث شده عمره ورزیشون همونی باشه که باور داشتن و نفرات بعدی با دیدن اینها باوره منفیشون تقویت شده ) که عمره ورزشیه هر ورزشی در زمان خاصی تعریف شده بعد از این زمان واقعا بدن طرف تحلیل میره و خودشم باور میکنه ک من نمیتونم و از روزای اوجم دور شدم . ببینید قدرت باور و فکر چقد قویه ک چن وقت پیش یه خبره جالب در همین مورد شنیدم اونم اینکه یه شخصی ک قطع نخاع بوده و فقط یا روی چرخش بوده یا روی تخت درازکش هیکلش و عضله هاش رو بدون هیچ کاره خاصی بسیار بسیار قوی کرده بوده و دقیقا عین قهرمانای ورزش بدنسازی شده بود وقتی ازش میپرسن چطور این کار رو کردی میگه ک من عادت کردم در طول روز با فکرم جوری تمرکز و فکر میکنم ک انگار دارم وزنه میزنم و توی باشگاه هستم و جوری این کار رو میکنم ک واقعا وزن اون وزنه هایی رو ک میزنم حس میکنم و حتی عرق هم میکنم .

    پس ببینید ک قدرت فکر و باور چقد میتونه موثر باشه ک یه نفر بدون حتی تکون خوردن از جاش ماهیچه هاش رشد میکنن و من ایمان دارم که اون فرد با فکرش و باورش میتونه قدرت پاهاش رو هم بدست بیاره چون راهش رو یاد گرفته .

    من ایمان دارم که حتی عمره ادم ها هم میتونه تحت کنترل خودشون باشه جوری که باور نکنن ک عمره مفید هر کس تا مثلا 60 سالگیه و اگه ما 100 سال عمر کنیم هنر کردیم اگه باور راسخ داشته باشیم که میتونیم 1000 سال عمر کنیم و روز بروز هم ماهیچه هامون قویتر میشه واقعا میشه . ما نباید هیچ باوره غالبی از جامع رو قبول کنیم و باید مرزها رو بشکنیم و حریم جدیدی از همه چی برای خودمون تعریف کنیم و اونو باور کنیم .

    پس جواب سوال اینه که چون باوره جامعه ورزشی که ورزشکارا توش هستن اینه که عمره ورزشه ورزشکارا بازه خاصی داره ورزشکارام اینو باور میکنن و بعد این بازه افت میکنن . حالا بعضی که خودشون رو بیشتر قبول دارن و مرزهای خودشون رو جدا از باورهای غالب تعریف کردن میتونن روند پیشروی و یکه تازیشونو ادامه بدن حتی تا سالهای طولانی به شرطی که دیگرانن رو نه بشنونن نه ببینن و مهمتر از همه نه باور کنن .

    پیروز و بی مرز و بی انتها باشید مثل خداوند چون شما هم خداید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
  8. -
    مصطفی گفته:
    مدت عضویت: 3026 روز

    سلام

    چون تو جمعی هستند که این طرز فکر رو دارند و خودشون هم کم کم باور میکنن مانند داستان جوجه عقاب

    به طور حتمی دلشون نمیخواد که کناره گیری کنن از ورزشی که سالها عاشقانه براش تلاش کردند

    ولی ورودی های ذهنشون اجازه تصمیم گیری نمیدهد

    داستان جوجه عقاب چون کوتاه بود برای شما نوشتم

    کوه بلندی بود که لانه عقابی با چهار تخم، بر بلندای آن قرار داشت.

    یک روز زلزله‌ای کوه را به لرزه در آورد و باعث شد که یکی از تخم‌ها از دامنه کوه به پایین بلغزد.

    بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه‌ای رسید که پر از مرغ و خروس بود.

    مرغ و خروس‌ها می‌دانستند که باید از این تخم مراقبت کنند و بالاخره هم مرغ پیری داوطلب شد تا روی آن بنشیند و آن را گرم نگهدارد تا جوجه به دنیا بیاید.

    یک روز تخم شکست و جوجه عقاب از آن بیرون آمد.

    جوجه عقاب مانند سایر جوجه‌ها پرورش یافت و طولی نکشید که جوجه عقاب باور کرد که چیزی جز یک جوجه خروس نیست. او زندگی و خانواده‌اش را دوست داشت اما چیزی از درون او فریاد می‌زد که تو بیش از این هستی. تا این که یک روز که داشت در مزرعه بازی می‌کرد متوجه چند عقاب شد که در آسمان اوج می‌گرفتند و پرواز می‌کردند. عقاب آهی کشید و گفت: ای کاش من هم می‌توانستم مانند آنها پرواز کنم.

    مرغ و خروس‌ها شروع کردند به خندیدن و گفتند: تو خروسی و یک خروس هرگز نمی‌تواند بپرد.

    اما عقاب همچنان به خانواده واقعی‌اش که در آسمان پرواز می‌کردند خیره شده بود و در آرزوی پرواز به سر می‌برد

    اما هر موقع که عقاب از رویایش سخن می‌گفت به او می‌گفتند که رویای تو به حقیقت نمی‌پیوندد و عقاب هم کم کم باور کرد. بعد از مدتی او دیگر به پرواز فکر نکرد و مانند یک خروس به زندگی ادامه داد و بعد از سال‌ها زندگی خروسی، از دنیا رفت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  9. -
    ربابه قاسمی گفته:
    مدت عضویت: 2527 روز

    سلااااام استاد

    چقدر عالی گفتید چقدر تحسینتون کردم بابت این باور قدرتمند به خداوند و جریان هدایتش

    استاد واقعا دوست دارم خالصانه باور کنم این انرژی بی نظیر رو

    اینقدر مبحث امروز عالی بود که از صبح که وارد فروشگاه شدم و فایل رو شروع کردم به گوش دادن انگاری آرامش بود که به قلبم سرازیر شد و پشت بندش اینقدر اتفاقات عالی افتاد که الان بعد از گذشت شش ساعت وقت کردم بیام کامنت بذارم

    چقدر این فایل برای زمان الان ما خوب بود،به موقع بود در زمانی که همه نگران اینده و اتفاقات هستند این فایل آرامشی میده از جنس امید و ایمان که فقط کافیه باور کنی تا هدایت بشی،باورکنی تا دراین شرایط به ظاهر ناجالب خداوند به راحتی درها رو باز کنه

    خدایا سپاس.

    ازتون ممنونم شما خیلییییییی عالی و روان ما رو به مسیر خداوند منتقل میکنید

    واقعا خداروشکر بابت این آگاهی ها بابت بودن خداوند و حس کردنش

    امیدوارم که در حد اعلا این نیرو رو باور کنم و خودم رو بهش بسپارم

    ممنووونم استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  10. -
    افشین گفته:
    مدت عضویت: 3371 روز

    به نام خدا

    خدایا شکر وسپاس که اینجا هستم ، خدایا شکر که صدایت را می شنوم می بینمت و تو را در چشمان همیشه تر و نمناکم میبینم در هق هق های گاه و بی گاهم خدایا سپاسگزارم که روز های سختی را پشت سر می گذارم بی نهایت سخت ؛ اما نمی دانم چرا اینقدر انرژی دارم چرا از همه شاد ترم . خدایا شکر وسپاس .

    استاد عزیزم ممنونم که هستی سپاس که به درستی وجود داری . از شما درخواست میکنم فایل های این چنینی بازهم تهیه کن . انگار اینجا پیشم بودی و … متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای: