آرامش در پرتوی آگاهی | قسمت 2 - صفحه 5 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

838 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهرا راد گفته:
    مدت عضویت: 2122 روز

    به نام خدای هدایتگر و یاری رسانم

    سلام استاد عزیزم و مریم مهربانم و دوستان ارزشمندم.

    جملاتی که در این فایل پر از معنویت خیلی برام آشناست رو دوست دارم برای خودم مرور کنم .

    هر چند موفق هنوز در درون به دنبال چیزی میگردی …چقدر برام قابل درکه چرا که دارم حسش میکنم .همیشه احساس میکنم چیزی هست که هنوز پیداش نکردم یه گمشده ،یه حقیقت که باید بفهمم.یه چیز فراموش شده که باید به خاطر بیارم .که نباشه به آرامش نمیرسم .انگار یه چیزی ‌کم دارم.

    ارزش های امروز همه بی ارزشی است .در این ظواهر دنیا چیز هایی اصل و ارزش شده که با اصل ما مغایرت دارن و اصل نیستن و اصلا ارزش نیستن ولی خیلی از انسانها به دنبال بدست آوردنشون تلاش میکنن و زمان میزارن .

    من اینجام چرا که مشتاقم .چراکه قلبم رو کمی پاکتر کردم و الان اینجام ،چون اجازه دادم درونم با من حرف بزند. آمده ام پیدا کنم گمشده ام رو .آمده ام اصلم رو پیدا کنم .

    خوشبختی من فقط زمانی است که اصل خودم رو پیدا کنم ،اون خود لایتناهی و بیکران. در این صورت من نجات پیدا میکنم.

    قداست ….قداست ….اصل من است .

    من آگاهی ام .من زاده شدم از ابدیت،از سکوت..

    در سکوت .گفتگوهایم همه از جنس آگاهی است .در سکوت من با تو حرف میزنم و جوابم می دهی .به من الهام میکنی ،هدایتم میکنی وقتی که ذهنم خاموش است وقتی هیاهویی نیست .وقتی سراسر آرامشم .

    اما نفس آمد به من چیزی رو آموخت که از آن جنس نیستم .‌

    تصاویر آلوده،افکار آلوده،صداهای آلوده، گفتگو های ذهنی من رو آشفته کردن.آرامش من رو بر هم زدن .

    و سکوووت رو از من گرفتن ….

    فراموش کردم لایتناهی هستم .فراموش کردم مقدسم. فراموش کردم ابدی هستم و در نهایت زمینی شدم و سقوط کردم ..

    پذیرفتم زندگی پر از مشکلات و پریشانی ها و .. است.

    این در حال بود که سعادت و آرامش چنان به من نزدیک است ،که در وجود من است .در ذره ذره وجود من .

    آنقدر غرق در این زندگی که پذیرفتم و تسلیم آن شدم که حتی نمی‌پذیریم که زمانی این رابطه ی درونی بوده .

    امااااااا……

    حالا آموختم که سکوت کنم ،آمده ام که بشنوم ،آمده ام که تجربه کنم خدایی رو که در وجود من است .

    سعادت من در بازگشت به اصل خودم است بازگشت به خدایی که در درون من است .و من جزئی از او هستم .منی که لایتناهی هستم .منی که مقدس هستم.

    تمرین من برای بازگشت، سکوت و آرامش است .

    و به خاطر آوردن این اصل که لایتناهی هستم .ماندگار هستم و پایدار .

    استاد هر فایلتون رو که گوش میدم همیشه کامل و جامع و پیوسته و پر از آگاهی و بیان اصل در همه فایل ها مشهود هست و این رو نشان از وصل بودن به منبع الهی میدونم. خدارو شکر که وصل این آگاهی های زیبا شدم و شما وسیله ی دریافت این آگاهی ها شدید .سپاس از شما و مریم عزیز هم برای مقالات دل انگیزشون .برای کامنت عالی بچه ها هم متشکرم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      رضا زارعی گفته:
      مدت عضویت: 1325 روز

      سلام زهرا جان دوست گلم کامنت شما بسیار جامع و در عین حال ساده و زیبا بود

      آری من لایتناهی ام من

      تمام آگاهی های کل کیهان در من است ومن جزیی از کل هستم .من ابدیتم ،من قداستم ،من مقدسم

      و اصل من و ذات من از احساس خوب است و تنها راه ارتباط من با اصل خویش رسیدن به احساس خوب است ،ان موقع که آرام هستم و سکوت صدای خداوندیست که لحظه به لحظه برارامشم می افزاید و مرا بیشتروبیشتر یاده آگاهی هایم می آورد

      سپاس گزارم .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    توسعه گستر گفته:
    مدت عضویت: 4287 روز

    سلام به استاد عزیز و گروه گرانقدر عباس منش

    بسیار سپاسگزارم

    برای شما بهتر ینها را آرزو می کنم امیدوارم سایه تون بالای سر همه اعضای گروه همواره مستدام و برقرار باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    سینا رحیمی گفته:
    مدت عضویت: 4209 روز

    استاد نمیدانم چه بگویم اشک در چشمانم حلقه بست و باری دیگر حقیقت خود را یافتم و خود حقیقی ام را مشاهده کردم.

    اما به راستی ما انسان ها تا کی میخواهیم خودمون رو انکار کنیم که کی هستیم!

    استاد امیدوارم هر لحظه از زندگی ات با لبخند و رحمت خداوند همراه باشد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    Sayed hosein گفته:
    مدت عضویت: 3414 روز

    این روزا یه مسائلی برام پیش اومده که تا حدودی ذهنم را درگیر کرده و بعضا حسم را هم به هم می ریزد ولی سفرنامه تاثیرات زیادی در کنترل کردن احساس خوب برایم داشته است .

    آرامش در پرتو آگاهی یک را بعد از اینکه گوش دادم خیلی حسم خوب شد انرژی گرفتم و روحم سرشار از عشق شد

    در روز سی و پنجم که آرامش در پرتو آگاهی 2 را دانلود کردم تا امشب بیش از 10 بار گوش کردم و متنش را حداقل 5 الی 6 بار خوندم ولی باور کنید حسم اینقدر خوب نبود که بتوانم تمرکزم را جمع کنم و ازش بدرستی متوجه نمی شدم ولی با شنیدن مداومش بعد از ظهر خود به خود حس خوبم را می فهمیدم چون با همین گوش دادن در ناخودآگاهم تاثیر گذاشته بود و خدا به این وسیله من را به سمت احساس خوب هدایت کرد تا بتوانم شهامت داشته باشم و خودم را به احساس خوبم بسپارم چون در داشتن احساس خوب است که منبع انرژی به رب العالمین وصل می شوی و همه چیز برات ممکن می شود .

    در پناه خداوند باشید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    الهام محمدی گفته:
    مدت عضویت: 3180 روز

    چند روز پیش وقتی پیامک واریز حقوق از طرف بانک به دستم رسید متوجه شدم یه مبلغی که بیشتر از نصف حقوقم بود به صورت اضافی برام واریز شده. هر چی فکر کردم دلیلش رو متوجه نشدم چون عیدی رو هم قبل از شروع سال جدید دریافت کرده بودم. من نعمت های خدا رو عاشقانه و با آغوش باز میپذیرم اما در عین حال از استاد یاد گرفتم که هیچ پولی رو که منبعش رو نمیدونم وارد زندگیم نکنم.

    به خاطر همین به یکی از همکارانم که موضوعات مربوط به حسابداری رو پیگیری میکنن اطلاع دادم و گفتم که اگر اشتباهی شده من این پول رو برگردونم به حساب اداره. بعد از پیگیری بهم گفته شد که دلیل واریز این پول به حساب شما مشخص نیست اما نیازی به برگردوندنش نیست. فقط اگر خودتون خواستید و اینطوری راحت بودید کافیه این ماه چند ساعت اضافه تر کار کنید.

    باورتون نمیشه اون لحظه چه احساسی داشتم. برای من که غیرحضوری و از خونه کار میکنم و کارم رو دوست دارم چند ساعت اضافه تر کار کردن اصلا کار سختی نیست اما اون مبلغ اضافی خیلی برام شیرین بود چون همون روز تقریبا معادل همون پول رو برای رفتن به دندونپزشکی کنار گذاشته بودم.

    از همون اداره رفتم دندونپزشکی و بعد از اینکه کارم انجام شد و خواستم برم حساب کنم، دیدم آقای دکتر زودتر از من رفتن با منشیشون صحبت کردن. وقتی رفتم کارت بکشم خانم منشی گفتن که آقای دکتر گفتن به شما دویست هزار تومن تخفیف بدم!

    یعنی از خوشحالی نمیدونستم چی باید بگم. این خوشحالی هم به خاطر تخفیف گرفتن نبود چون من اون مبلغ رو از قبل کنار گذاشته بودم و به خودم گفته بودم که باید بهای سلامت نگه داشتن جسمم رو هر چقدر هم که باشه بپردازم. بعد از کار کردن بیشتر روی باورهام هم هیچ وقت از کسی درخواست تخفیف نکردم.

    اما قربون این خدا برم که وقتی بهش اطمینان میکنی و اجازه میدی که به شکل ثروت و عشق و کار خوب و احساس خوب و غیره وارد زندگیت بشه، «بغیر حساب» بهت نعمت میده و نه تنها کاری میکنه که پول اضافی به حسابت بیاد بلکه تخفیف رو دنبالت میفرسته! (اونم تو دندونپزشکی که فکر کنم هیچ کس انتظار تخفیف گرفتن نداره!)

    خوشحالی منم از این بود که قانون انقدر راحت جواب میده. همونجا به خودم گفتم اگه من با دو سه ساعت کار کردن تو روز روی باورهام و به همین سادگی انقدر تو زندگی جلو میفتم پس حساب کن اگر این وقت رو بیشترش کنم و باورهام رو قدرتمندتر کنم دیگه چه جوری قراره از در و دیوار برام ثروت بباره!!!

    این اتفاقات خوب دوباره بهم یادآوری کرد که اگه به خدا وصل بشیم و اجازه بدیم این نیروی هدایتگر راهنماییمون کنه و تو احساس خوب بمونیم، همه حساب و کتاب های ریاضی و استدلال های منطقی بهم میریزه تا ما به خواسته خودمون برسیم.

    از پولی هم که بعد از واریز حقوق اضافی و گرفتن تخفیف برام باقی موند، یه عطر عالی سفارش دادم تا باز باور احساس لیاقت و موندن تو احساس خوب رو تمرین کنم.

    واقعا کدوم مکتبی جز مکتب الهی هست که بگه برای رسیدن به خواسته هاتون فقط کافیه تو احساس خوب بمونید؟ این فوق العاده نیست؟!!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    سیده مینا سیدپور گفته:
    مدت عضویت: 1875 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربان

    وسلام به تک تک دوستانم

    روزپانزدهم روزشمارتوانایی تشخیص اصل از فرع!

    وقتی فراموش میکنی …….سقوط میکنی!!!!!

    چقدر همین یک جمله کوتاه پرمعناست استاد جانم….

    وقتی که فراموش می کنیم کی هستیم، چی هستیم، از کجا اومدیم و به کجا باید بریم!!

    وقتی که فراموش می کنیم روح ما از روح خداوند هست، خداونی که تنها رب جهانیان است وهمه خیر وخوشی از اوست، گنجهای زمین وآسمان در اختیار اوست، تمام هست ونیست ونفسمان در دستان پرقدرت اوست، اینکه فراموش می کنیم از اول قرار بوده که بیایم توی این زندگی و با همه ی اونچه که از قبل برای طی کردن این سفرزندگانی در اختیارمون قرار داده شده خوش باشیم و لذت ببریم …

    اینکه فراموش می کنیم کمتراز ذره بودیم وهنوزم بی قدرت رب، کمتر از ذره هستیم وتمام اصل ونسب و روح وروان وجسم وجان،وهمه ی عواطف واحساساتمون و حتی پلک زدنمون هم نفس کشیدنمون هم در حیطه ی قدرت خالقمون هست واگر مهربانی و بخشندگی اش نباشه، به خاطر ظلمهایی که هربار از روی نادانی ونااگاهی به خودمان می کنیم، تا حالا صدباره نیست ونابود شده بودیم….

    اینکه خودمون رو گم می کنیم در کار وبار و کم وزیاد دنیا، در حرص وطمع،در زیاده خواهی ها، در غیبتها وقضاوتها و تهمت ها وحسادتها وکینه ها ودشمنی ها ….

    اینکه تمام هم وغممان شده هر روز بیشتر از دیروز مال اندوزی کنیم و باخیره سری و خساست دست بخشندگی نداشته باشیم و با ترس از دست دادنها زندگی کنیم وهمیشه در بیم وهراس باشیم…

    وهمه ی اینها باعث میشه که خودمون رو ، خدامون رو، اصل رو فراموش کنیم و انقدر درگیر حاشیه ها بشیم که آرامش وامنیت وشادیمون وسلامتیمون رو به راحتی از دست بدیم..

    یه زمانی، سالها نماز میخوندم قرآن می خونوم از روی وظیفه، از روی ترس، از روی اجبار ، نه تنها آرامش نمی گرفتم بلکه بیشتر بهم میریختم،وهمیشه خدا رو جوری تصور میکردم که مثل یه پادشاه تکیه داده بر تخت پادشاهیش و ازم میخواد که با نماز و روزه وتلاوت قرآن و…بهش ادای احترام کنم واگه انجام ندم بدون شک میندازتم توی اتیش جهنم که هیچ، این دنیام بلاء سرم میاره….

    خب من اینطوری بزرگ شده بودم مثل98 درصد آدمهای دوروبرم با همین باورها…

    خب همیشه دنبال اصل میگشتم دنبال خدایی که خودم پیداش کنم بشناسمش نه خدایی که دیگران بهم معرفیش کردند اونم به غلط!!!!

    خب شکرخدا باشما آشنا شدم و در عرض یکی دوسال چنان باورهای من با آموزه های شما دگرگون شد که تمام اون چندین وچندسال زندگی،وعبادت پراز ترس واجبارم از یاد وخاطرم محو ونابود شد، وچنان باورهای من دستخوش تغییرات مثبت شد که دیگه برام مهم نیست تو گذشته چه باوری داشتم نسبت به خدای خودم..

    همین بار مهمه وارزشمند که الان مدتهاست نوع عبادتم نوع صلاه(توجه ام) به خداوند به سبک وروشی کاملا پراز عشق ومحبت هست…

    نه چند وعده نشانه گذاری شده ومعلوم ومشخص شده وبه شیوه ای که در گذشته بود، بلکه من در هر ثانیه وهر کجا ودر هر شرایطی با فراغ بال رو به سوی معبودم دارم وباهاش حرف میزنم و ازش سپاسگزاری میکنم بابت اینهمه لطف ورحمتش…

    اینکه در جایی خاص وشرایطی خاص دنبال خدای خودم نمی گردم بلکه در هرجا که رو کنم به هرچیز که بنگرم وهر چیزی رو که حس کنم برام من تجلی خداست…

    واین رابطه بر پایه عشق و مهر ومحبت بنا شده، واین باعث شده که خیلی از چیزهایی که روزی برام مهم وباارزش بودند ولی اصل نبودند حالا بی اهمیت بشن وچیزیهایی که اصل بودند ومن نمی شناختمشون حالا برای من دارای اهمییت هستند وبا ارزش..

    حالا میفهمم امام علی، چی گفته بودند، که همیشه جوری زندگی کنید که انگار روز اخر عمرتونه و جوری زندگی کنید که انگار تا ابد قراره زندگی کنید.

    این نوع نگاه به زندگی، کمک میکنه نه برای از دست دادنها داغون بشیم و از دست بریم، ونه برای اونچه که داریم وبه دست آوردهامون دلخوش کنیم…

    این دیدگاه کمک میکنه که به آرامش درونی برسیم، ارامشیکه همیشه در دسترسمون هست به شرط اینکه یادمون نره در لحظه زندگی کنیم وتمرکزمون روی خودمون باشه و هوشیارانه واگاهانه زندگی کنیم..

    واقعا ارامشی رو که بعد درک آموزه های شما استاد عزیزم هر کدوم از ما بعد عمل به قانون در زندگیمون تجربه می کنیم قابل ارزش گذاری نیست، چون از هر دارایی وثروتی باارزشتره این ارامش درونی…

    خدارو صدهزار مرتبه شکر بابت تمامی لطف ورحمت ومهربانیش که بر تک تک ما ارزانی داشته..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    مهدی وجدی گفته:
    مدت عضویت: 798 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم.

    سلام به استاد عزیزم‌ و خانوم‌شایسته عزیز و دوستان عزیز هم مسیر.

    روزشمارتحول زندگی من جلسه 35

    چقدر این خداوند رو دوستش دارم چقدر این خدایی که شناختم رو دوستش دارم

    اخه چقدر یه خدا میتونه مهربون باشه که بیاد بگه بنده عزیزم هر اتفاقی در بیرون از تو افتاد تو ناراحت نباش هر دردسری پیش اومد تو نگران نباش من هستم تو به من توکل کن تو احساس خودت رو توی اون شرایط به ظاهر بد خوب نگه دار من از دل اون اتفاق بد چنان شادی و سلامتی و ثروتی برای تو به ارمغان میاورم که تو باورتم نشه همونجوری که آتیش رو برای ابراهیم گلستان کردم همونجوری تو فقط نترس تو آروم‌ باش تو لذت ببر از شرایطی که برات فراهم کردم.

    نمیدونم شاید برای هرکسی فرق کنه ولی من وقتی روی عزت نفس و اعتماد به نفسم کار کردم با آگاهی های دوره عزت نفس این اتفاق برام افتاد که تونستم معنی واقعی احساس خوب رو بفهمم.

    وقتی که با خودم و خدای خودم در صلح قرار گرفتم و تونستم توی هر شرایطی ذهنم رو کنترل کنم و به خداوند تکیه کنم.

    وقتی که تونستم خودم رو دوست داشته باشم بدون هیچ قید و شرطی و به خودم احترام بگزارم و برای خودم ارزش قائل باشم.

    یه جورایی وقتی عزت نفسم بالا رفت حس کردم که با همه اطرافیان فرق میکنم حس کردم که قدرت الهی درون من بیدار شده که هیچ ترسی نمیتونه جلودارم باشه برای قدم برداشتن.

    انگاری خود خدا دقیقا درون تو قرار میگیره و هر لحظه و هرجا با توهست و هر تظادی که به وجود میاد بهت میگه نترس بنده من منی که تا اینجا با تو اومدم و تورو همراهی و هدایت کردم بقیه مسیر روهم باهات میام فقط به من ایمان و اعتماد داشته باش و حرکت کن.

    نمیدونم چطور توصیف کنم این جنس از انرژی این جنس از قدرت و جسارت رو که درون من شکل گرفت بعد از گوش دادن و انجام تمرینات دوره عزت نفس.

    یادتونه وقتی بچه بودیم با پدرمون یا یکی از ما بزرگتر بود میرفتیم جایی چه حس قدرتی داشتیم حس میکردیم این آدمی که ماهست دیگه هیچکس نمیتونه بهمون آسیب بزنه یا زور بگه هیچکس نمیتونه مارو بترسونه

    چنین حسی رو 1000 برابر بیشترش کنید

    چنین حسی دارم نسبت به خدایی که همیشه همراه منه حس میکنم هیچکس نمیتونه بهم آسیب بزنه هیچکس نمیتونه جلوم رو بگیره یا بهم زور بگه هیچکس نمیتونه هیچ تاثیری توی زندگیم بزاره و وقتی چنین قدرتی رو پیدا میکنیم چنان جسارتی برای حرکت کردن درون ما شکل میگیره که باور نکردنیه.

    توی هر شرایطی احساس خوبی دارم

    چون نتیجه احساس خوب رو توی زندگیم دیدم

    دیدم وقتی حالم خوبه چقدر اتفاقات خوب میوقته

    چقدر آدم های خوب سر راهم میان

    چقدر چرخ زندگیم روون میشه

    احساس خوب=اتفاقات خوب

    هر وقت به تضادی بر میخورم این جمله مدام توی ذهنم تکرار میشه

    به خودم میگم ببین اصلا مهم نیست چقدر دلیل موجه و قابل قبول داری برای اینکه احساست بد باشه اگر میخوای این تضاد به نفعت تموم بشه باید ذهنت رو کنترل کنی و احساست رو خوب نگه داری این وظیفه توعه که اینکار بکنی هرچقدر سخت باشه باید کنترل کنی باید توجهت رو برداری و بزاری جای دیگه و همیشه اون تضاد به نفع من رقم خورده و من رو یک پله بالاتر برده.

    استاد میدونم که کامنت های من رو میخونی

    دوست دارم بیام و تا چند وقت دیگه از نتایج بزرگی که گرفتم برات کامنت بنویسم تا الان که از نتایج بزرگی که گرفتم نوشتم و میدونم که خوندی و گفتی دمش گرم اما میخوام بزرگتر و بزرگتر بشه این نتایج که یه روزی دعوتم کنی و به عنوان گفت و گو با دوستان توی برنامت شرکت کنم و باهم صحبت کنیم و میدونم که این اتفاق میوفته چون برای خیلی از دوستان افتاده برای منم میوفته تا اون روز ازت سپاسگزارم و عاشقتم که اینقدر پدر خوبی هستی برای من

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    مرتضی دهقان نیری گفته:
    مدت عضویت: 568 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    روز شمار تحول زندگی من روز 35ام

    سلام به همه‌ی دوستان عزیز

    خدایا شکرت برای این فایل ارزشمند ما وقتی آرامش داریم میتونیم صدای قلبمونو بشنویم وقتی آرامش نداری یعنی هیچی فقط باید حالتو خوب نگه داری و به خدا اعتماد داشته باشیم

    ممنون از استاد عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    اسماعیل مشهدی گفته:
    مدت عضویت: 4108 روز

    سلام خدمت استاد خوبم

    کاملا حس شمارو درک و حس میکنم .اونقدر هم با شما بودم که خودتون و شناختی که از قوانین دارین رو بخوبی بشناسم.

    من نوزده سالمه با باور کردن خودم و قانون جهان افرینش و خالق اون… رویاها و اهداف بزرگی رو واسه خودم تعیین کردم و با ایمان و احساس شادی به سمت اون حرکت میکنم.

    اونقدر ارامش کسب کردم که حتی در شلوغ ترین مکان و ازار دهنده ترین مکان هم دستامو باز میکنم به اسمون نگاه میکنم و با یه نفس عمیق بهترین حس رو به خودم منتقل یکنم

    اول از خدا و بعد از شما که بهترین استاده من هستید سپاسگذارم و براتون ارزوی اگاهی بیشتر ارامش و ثروت را دارم.

    در پناه الله یکتا .بدرود.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: