آرامش در پرتوی آگاهی | قسمت 2 - صفحه 3 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

838 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علیرضا گفته:
    مدت عضویت: 2922 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز

    خدا هدایتم کرد به این فایل ک درزمان مناسب گوشش کردم و قبلا چندین بار گوشش دادم فقط اینکه با گوش دادن حسم خوب میشد و عمل نکردم ک اگه سکوت کنم لاجرم اتفاقات خوب میفته توزندگی من و اگه جدی بگیرم این تمرین رو در طول روز احساسم خوبه و بیشتر با خدای خودم گفتگو میکنم

    و تصمیم گرفتم ک فقط سکوت کنم چون هرموقع سکوت میکنم انگار دست خدا رو باز میزارم ک کارهام رو انجام بده

    بنظرم سکوت ی مراقبه هست بین خودت و خدای خودت و هر چقدر این تمرین رو انجام بدم آرامشم بیشتر میشه وقتی آرامشم بیشتر فرکانسم به خدا نزدیکتر میشه و بیشتر اتفاقات خوب رو تجربه میکنم همین تمرین سکوت کردن باعث میشه در طول روز دروغ نگیم ،غیبت نکنیم،تهمت نزنیم

    و بخودم گفتم اگه بخوام صحبت کنم فقط تحسین کنم و سپاسگزاری و اگه این عادت رو در خودم نهادینه کنم رفتار و گفتار و عملکردم عوض میشه این صحبت کردن در مورد کسی غیبت کنی باعث میشه کل روز ت تو احساس بد بمونی یا اینکه اگه با صحبت کردن و تحسین کردن و شکرگزاری در طول روز احساست رو خوب نگه داری و اتفاقات خوب رو تجربه کنی

    شاد و موفق و ثروتمند و سلامت در آغوش خداوند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    باران گفته:
    مدت عضویت: 3380 روز

    سلام به استادم که به الهامش توجه کرده و این فایل بی نظیر رو ضبط کرده

    روز سی و پنجم

    جسم من روزها در تکاپو است و تلاش می کند برای رسیدن به خواسته هایش تا انجایی که دیگر فراموش می کند به خودش و احساسش توجه کند و فراموش می کند که این دنیا فانی است و اصل او چیست تلاش می کند و هر چه بیشتر تلاش می کند کمتر نتیجه می گیرد و باز هم ناخودآگاه از اصل خویش دورتر میشود .

    تا وقتی کم می اورد انوقت رو به اصل خویش میکند می گوید خسته و بی نتیجه ام . اصل او را در آغوش می گیرد و می گوید ای قسمتی ازمن از ابتدا با تو بودم و خواهم بود . اینقدر این اصل بی نظیر است با همه کم محلی ما باز عاشقانه آغوشش را باز می کند و فقط کافی است یکبار این اصل را بخوانی انوقت جوابت میدهد و بهترین ها برایت می شود . یادآوری هر لحظه که ما جزئی از اصل هستیم یکی از ارکان اصلی سعادت در این دنیاست.

    تشکر فراوان از استاد عزیزم و خانم شایسته و همه خانواده ام دارم

    توی این سفر مخصوصا هر چه بیشتر میگذره کلماتی برای بیان احساسم پیدا نمی کنم و انگار خدا توی چند روز پاکم کرده مثل افراد معتاد که ترک می کنن الان فقط خودش داره تو قلبم حکومت می کنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  3. -
    امیر تهرانی گفته:
    مدت عضویت: 3548 روز

    هیچ چیز مهم‌تر از احساس خوب داشتن نیست.

    آری هیچ از داشتن احساس خوب مهمتر نیست . همان آرامش و اطمینان قلبی احساس خوب برایم کافیست.

    زیرا این احساس برای کسی که در نگرانی و اظطراب است بسیار با ارزش است.

    احساس خوب برای من مثل قطره ی آبی است برای کسی که در بیابان است.

    احساس خوب برای من تجلی عشق است. احساس خوب برای من تنها چیزی است که می توانم با آن زندگی کنم.

    نبودن احساس خوب برای من آسان نیست. احساس خوب برای من حکم زنده شدن را دارد.

    احساس خوب برای من حکم متولد شدن از نو را دارد. احساس خوب به من بسیار انرژی می دهد.

    زیرا می توانم با خدایم هماهنگ باشم زیرا بیشتر می توانم با خدایم همراه باشم.

    مسئله ی بعدی زندگی ام این است که می خواهم مستقل شوم می خواهم از خانواده جدا شوم و تنها زندگی کنم.

    همین را می دانم که باید راه را بر ورودی های دیگران ببندم که 99 در صدشان فرکانس های ناخواسته هستند

    و تنها باید توکل کنم. زیرا دیگر نمی توانم کنار کسانی زندگی کنم که شرک و فرکانس های منفی کار هر لحظه ی آنان است

    زیرا دیگر نمی خواهم و نمی توانم کنار کسانی زندگی کنم که با فرکانس هایشان باعث می شوند خیلی خوب نتوانم احساس خوب را تجربه کنم.

    و تا سال دیگر حتما باید این اتفاق بیوفتد.

    و رسیدن به احساس خوب کار آسانی نیست. بلکه نیازمند تمرین و مهارت است.

    مهارتی که می تواند زندگی را تغییر دهد. من فقط زمان هایی که در احساس خوب هستم فکر می کنم که دارم زندگی می کنم.

    «احساس خوب داشتن» فقط یک راهکار برای خلق اتفاقات خوب نیست‌، بلکه خودش به تنهایی یک پاداش عظیم است.

    ذات ما و اصل ما از احساس خوب است. برای همین‌، تنها راه ارتباط با اصل‌مان‌‌، رسیدن به احساس خوب است. به همین دلیل‌، وقتی به احساس خوب می‌رسیم‌، همه چیزهای خوب راهشان را به سوی ما پیدا می‌کنند

    وقتی که به احساس خوبی می رسم در زندگی ام پیشرفت میکنم و احساس میکنم همزمان با احساسم گشایش رخ می دهد.

    احساس میکنم در حال ریشه زدن هستم. اولویت زندگی ام احساس خوب است. راهی که می روم کاری که میکنم نگاهی که دارم فرکانسی که می فرستم

    باید همگی به من احساس خوبی بدهند زیرا در غیر این صورت نمی توانم زندگی کنم. نمی توانم نفس بکشم نمی توانم زنده بمانم.

    رمز و راز جادویی‌ای که در میان قوانین زندگی به دنبالش می‌گردی‌، «احساس خوب داشتن» است.

    آری دقیقا همینطور است یعنی احساس خوب جادو می کند جادو . تمام منبع نیروی جهان هستی ربه و راه دسترسی به این نیرو

    احساس خوب است. دیگر از خدایی خدا چه می خواهیم؟ وقتی تمام کار زندگی مان این است که به این منبع انرژی دسترسی بگیریم.

    هر چند برایم داشتن آن احساس خوب بسیار مهم تر از نتیجه است زیرا می خواهم زندگی کنم با احساس خوب و دوست دارم برایم آن خواسته ها اتفاق بیوفتند

    اما ارزششان از داشتن احساس خوب بارها و بارها برایم کمتر است.

    جدی گرفتن احساس خوب و ترجیح دادن آن بر هر چیز دیگری‌، شهامت می‌خواهد.

    سپردن سکّان زندگی‌ات به دست احساس خوب‌، شهامت و ایمانی قوی می‌خواهد تا‌، درک کنی تنها زمانی به خداوند به عنوان منبع همه راه‌حل‌ّ‌ها‌، نعمت‌ها‌، فرصت‌ها‌، عشق‌ها‌ و سلامتی‌ها‌ وصل می‌شوی و از برکات این منبع بهره‌مند می‌شوی که‌، به احساس خوب برسی.

    خیلی شهامت می‌خواهد تا اجازه دهی «احساس خوب» برنامه‌ی خودش را پیش ببرد.

    خیلی شهامت می‌خواهد تا اجازه دهی «احساس خوب» پزشکت باشد و سلامتی را به جسم و جانت برگرداند.

    خیلی شهامت می‌خواهد تا اجازه دهی «احساس خوب» همسر عاشق پیشه‌ات بشود و تو را غرق تجربه‌ای عاشقانه نماید.

    خیلی شهامت می‌خواهد تا اجازه دهی «احساس خوب» پدر پولدارت بشود و جوابگوی طلبکارهای عصبانی بشود.

    شهامت می‌خواهد تا به جای استدلال‌های منطقی ذهنت‌، برنامه را به شیوه «احساس خوب» پیش ببری و به شیوه او به مسائل نگاه کنی و به شیوه‌ی او خیلی کارها را انجام ندهی و به شیوه او خیلی از کارها را انجام بدهی.

    و این درس ها را گرفتم و اینکه اعتماد به رب.

    زیرا اگر نتوانیم به رب اعتماد کنیم نمی توانیم به احساس خوب برسیم و در آن بمانیم.

    احساس خوب برایم نهایت آزادی است.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    فرزانه ارزشمند گفته:
    مدت عضویت: 1022 روز

    بنام او‌که اول است و اخر ست و‌ ظاهر ست و باطن

    اکنون روز شمار آگاهی روز دوم من است‌‌‌…

    او اصل است…

    از ابتدا بوده ‌‌‌‌‌.

    از اول……

    آخر اوست…

    همه چیز اوست….

    ذات من است….

    خون در رگهای من است…

    سالها نا آرام بودم…

    اکنون آرامش یافتم…

    نمیدانم اگر با تمام وجودم به اصلم بپیوندم .چه انقلابی میشود.‌‌

    سکووووووت…

    سکووووووت .‌‌‌‌‌..‌‌

    سکووووووت…..

    دیگر می‌خوام در مقابل همه چیز سکوت کنم…لال شوم تا اون سخن بگوید…

    می‌خوام هرجا مقابل هرکس که میخواهد ذهنم را قلبم را وجودم را به چالش بکشاند..

    سکووووووت کنم‌…….

    تا اوووووو سخن بگوید…

    تا نور بتابد..‌

    متعهد میشویم تا سه روز آینده بگذارم مقابل همه چیز او سخن بگووووید….

    خدای من سخن بگوید

    کسی که اصل من است….

    من ، تو، همه همه همه…از اوییم….

    دیگر حتی فکر نمیکنم با مرگ نیست میشویم.

    انگار دیگر از مرگ هراسی ندارم…

    انا نالله وانت الیه راجعون….

    سکوت میکنم تا او پاسخ بگوید‌..

    استاد عزیزم مریم جانم سپاسگزارم بخاطر همه چیز….‌‌‌‌دوستتان دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1464 روز

    خدای خوب و مهربانم

    آنقدر تو بزرگ و مهربان هستی

    آنقدر تو بخشنده و مهربان هستی

    آنقدر تو خوب و عزیز هستی

    آنقدر تو بی نیاز و لایتناهی هستی

    آنقدر تو صبور و کریم هستی

    که بخشندگی خاص تو است

    بزرگی خاص تو است

    خدایی کار تو است

    خدا بودن برای تو است و بندگی برای من

    بنده باشم تا عبد تو باشم و تو برایم خدایی کنی

    فرمان بردار تو باشم تا فرمان تو را اجرا کنم

    شیرین است نام تو را در سینه داشتن

    زیبا است اسم تو را در خاطر داشتن

    چه بهتر از این با تو عشق بازی کردن

    با تو صحبت کردن

    درد دل کردن

    در آغوش خیال تو غرق شدن

    با خیال تو بی خیال شدن

    با یاد تو آرام شدن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    سیده مینا سیدپور گفته:
    مدت عضویت: 1874 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    سلام به استاد عزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم

    وسلام به تک تک دوستانم…

    (((وقتی فراموشم می‌کنی و فراموش می‌کنی که این زندگی تنها یک تجربه کوچک در ابدیت توست‌، سقوط می‌کنی)))

    چقدر این جمله می تونه معنا داشته باشه، برای هر کسی که خواهان هدایت شدن هست، خواهان نجات پیدا کردن هست، خواهان ارامش وشادی وثروت وسلامتی ومعنوییت ودر کل خواهان خوشبختی هست…

    چون دقیقا زمانی که فراموش می کنیم کی هستیم چی هستیم اصلا هدف خالق از خلق ما چی بوده، اومدیم اینجا که چیکار کنیم وچیکار نکنیم..

    دقیقا جایی که فراموش می کنیم ما توی سفر زندگیمون فقط یه توقف کوتاه توی زمین داریم که با چشم برهم زدنی تموم میشه…

    دقیقا جایی که فراموش می کنیم اینجا این زندگی فقط مسیر هست ومقصد اصلی جای دیگه ای هست که باید بریم..

    سقوط می کنیم…..از چی؟

    از داشتن حس ارامش وخوشبختی به حس بدبختی

    از حس شادی به حس غم واندوه

    از سلامتی وتندرستی به بیماری

    از عزت و انسانیت به پست ترین شخصییت

    از نور الهی به تاریکی مطلق

    وقتی فراموش می کنیم، حرص وطمع و عجله و دودلی، شک وتردید، غم و درد، ترس واضطراب، افسردگی و ناراحتی همیشگی ونارضایتی همیشگی ما رو در برمیگیره…

    یه داستان معروفی هست که یک پادشاه و وزیری داشتند از خوبی وارامش وحس خوشبختی یکی از سربازان صحبت میکردند، پادشاه گفت نمیدونم چطور این سرباز می تونه انقدر با خودش در صلح باشه و آرامش داشته باشه…

    وزیر گفت: برای اینکه اون هنوز 99 تایی نشده!!!

    پادشاه پرسید منظورت از 99 تایی نشده چیه؟؟؟

    وزیر گفت: چند روز بهم مهلت بدید بهتون میگم!!!

    وزیر کسی رو فرستاد که شب هنگام 99 سکه ی طلاء بذارند تو حیاط خونه ی اون سرباز، صبح که اون مرد سکه هارو دید خیلی خوشحال شد اونهارو شمرد دید ای دل غافل 99 تاست که، کاش رند بود میشد 100 تا..

    از اون روز به بعد تا مدتها اون سرباز تمام فکر وذکرش این شده بود که یه سکه ی طلای دیگه پیدا کنه بذاره رو اون 99 تا سکه که بشند 100 سکه ی طلاء…

    واین باعث شده بود که دیگه نه ارامش داشت ونه حس خوشبختی، چون تمام انرژیش رو گذاشته بود برای پیدا کردن وبدست اوردن اون سکه!!!

    پادشاه بعد چند روز از دیدن بیقراری و حال پریشون سرباز متعجب شد!!!

    از وزیر پرسید چه اتفاقی افتاده ؟

    وزیر ماجرا رو برای پادشاه توضیح داد….

    ونتیجه اخلاقی این داستان برای ما چی می تونه باشه؟؟؟

    اون کسی که به داشته هاش وبه تلاشش واقف و راضی و اگاه هست ومیدونه که تمام تلاشش رو برای بدست اوردن خوشبختی انجام داده وسهمش رو توی زندگی تا حدود زیادی درست انجام داده از خودش راضی هست واز اونجا که میدونه روزی دست خداست وبه هرکه بخواد بی حد وحساب عطاء میکنه دیگه دنبال این نیست روزی زندگیش رو از این واون بگیره، یا از طریق نادرست بدستش بیاره، اصلا چون قانع وامید وار هست به لطف خداوند حال دلش خوبه، حرص وطمع ای نداره، وچون میدونه اونچه که خدا از روی لطفش بهش عطاء کرده با سپاسگزاری بیشتر میشه واز بین رفتنی واز دست دادنی وجود نداره، دیگه برای بیش وکم دنیا غصه نمیخوره، دیگه خودش رو به آب وآتیش نمیزنه و ترسی توی دلش نداره…

    برای همین ارومه ودر صلح با خودش وجهان هستی زندگیش رو میکنه….

    این فایل نشانه ای امروزم بود که از خداوند هدایت خواستم باهام حرف بزنه در مورد مسئله ای که دارم…

    من از وقتی اومدم به این خونه ی جدید که اپارتمانی هم هست همون روزهای اول اهالی ساختمون منو به عنوان مدیر ساختمون انتخاب کردند…

    کلا دوطبقه 4 واحد همینقدر کم و جمع وجور…

    منم به لطف خدا سعی کردم تا جایی که وظیفه دارم وظایفم رو به درستی انجام بدم…

    ولی تمام این مدت میدیدم که یکی از همسایه ها اون سهم ونقشی رو که باید داشته باشه نداره، و توی ساختمون یه سری کارها رو انجام میده که باعث برهم زدن نظم ساختمون شده..

    مثلا ماشین خودش رو توی پارکینک همسایه پارک میکنه بدون اجازه، توی کل با غچه که جزء مشاعات هست وبرای هر 4 واحد سبزی وسیفی جات میکاره و این کارش باعث شد که دیگه کسی از اهالی نتونه تو باغچه گل بکاره واکثر گلها هم زیر بوته ها وعلف های هرز خشک شدند چون ایشون نمیخواست که کسی به محصولاتش دست بزنه!!!

    ماشین ایشون روغن ریزی داره ولی ماهاست هیچ اقدامی نکرده و قسمت زیادی از پارکینگ همیشه سیاه وروغنی هست..

    یکی از یخچالهای خونه خودشون رو اوردند تو انباری گذاشتند که برقش به برق مشای ساختمون وصله که واحدهای دیگه هم پولش رو مشترک پرداخت می کنند!!!

    اینارو مثال زدم همینقدر واضح و کامل چندتا دیگه هم از کم لطفی های ایشون که ننوشتم دیگه، که بگم چطور یه نفر که خودش سقوط میکنه می تونه به دیگران هم آسیب بزنه…

    واتفاقا ایشون خیلی هم حق به جانب هستند واین کارهارو دانسته واز عمد انجام میدند طوریکه واحدهای دیگه از رفتار این زن وشوهر کلافه هستند واز من خواستند که مشکل رو حل کنم که متاسفانه فعلا با صحبت من که اتفاق خاص وتغییر خاصی صورت نگرفته وایشون هم در روش خودشون تغییری ایجاد نکردند…

    ان شالله که خداوند به بهترین روش این مسئله رو حل کنه تا همگی ما در نهایت صلح وارامش وهمدلی توی این ساختمون همسایگان خوبی برای هم باشیم..

    واقعا چه چیز باعث میشه که یه نفر احساس مالکییت داشته باشه نسبت به خیلی چیزهایی که مطعلق به خودش نیست، ویا باعث تخریبشون بشه، یا با رفتارش موجبات آزار دیگران رو فراهم کنه…

    چی باعث میشه که آدمی از جایگاه خودش واصل خودش سقوط میکنه؟؟

    غیر از اینکه که نمیدونه اصل چیه؟ غیر از اینه که خودش وخداوند وقوانین جهان هستی رو نمیشناسه؟؟ وتلاشی هم برای شناختش نمی کنه؟

    این مثال یه مثال پیش پا افتاده بود توی یه اپارتمان 4 واحدی همین…

    حالا فکر کنید کسانیکه هستند که می تونند با سقوطشون از اصل خودشون چطور به بنیان یه خانواده ویه جامعه آسیب بزنند…

    وچقدر سخته که آدمی که داره روی خودش کار میکنه کنار همچین افرادی بخواد تمرکزش رو روی خودش محفوظ نگه داره که خودشم درگیر ماجرا نشه، ویا حداقل توی ذهنش درگیر نباشه با نجواهایی مثل قضاوت و ……

    بله من وقتی فراموش کنم خودم رو سقوط می کنم…

    چون دیگه اون آدم واون عامل بیرونی میشه مرکز توجه من…

    وقتی تمرکزم از روی خودم برداشته میشه، تک تک سلولها وذره ذره ی وجودم پخش میشه تو جهان هستی….

    میره دنبال حرص وطمع، قضاوت وتهمت، غم ودرد ورنج، حسادت و نارضایتی و ناشکری و…

    کم کم می بینم که همه چیز وهمه کس هستم جز خودم…

    چقدر به جاست که انقدر خداوند توی قرآن ایایه ها وداستانها رو به شکلهای مختلف بیان میکنه تا بدونیم وبفهمیم ودرک کنیم که این زندگی هر روز همینه ومن وما باید هر روز به یاد خودمون بیاریم که اصل وهدف چیه…

    اینکه شما میگید دوره هایی که تهیه می کنید رو بارها وبارها گوش کنید، ونگید تکراری شدند، توسایت باشید کامنت بذارید کامنت بخونید واز آگاهیهای فایلهای دانلود وهدیه استفاده کنید!!!

    چرا؟؟؟ چونکه درگیر روزمرگی هانشیم، چون که سقوط نکنیم….

    چقدر دیگه باید از عمر منه مینا بگذره، تا بفهمم که هیچ چیز جز حفظ رابطه ی خودم با خداوند در این جهان برام نباید مهم باشه…

    چقدر باید از عمرم بگذره که باور کنم من مالک چیزی در این جهان نیستم و اگر چیزی در اختیارم هست برای اینه که از این مسیر زندگی راحتر عبور کنم ونباید بچسبم به آدمها و کارها ورفتارها و گفتارهاشون…

    نباید بچسبم به منیت هام و غرورم و خودبزرگ بینیم…

    نباید خیلی زندگی رو سخت بگیرم ونگاه صفر وصدی به مسائل داشته باشم..

    وباید سعی کنم هر روز هر لحظه که هدایت بخوام از نیروی برتری که همیشه با من بوده. هست، و تنها وقتی نیست که من خودم ازم دورش کنم…

    با جهل ونادانی وبا جاودان دیدن زندگی و سرخوشی های کاذب و شادیها و مال واموالی وحتی جسم وجان ونفس کشیدنی که نمیدونم حتی لحظه ای دیگه دارمشون یا نه…

    به جاش وقتی میام مثل سلیمان نبی، بهش میگم خدایا من میدونم که تو این نعمت هارو در اختیارم گذاشتی برای همین از سر شوق سپاسگزار توهستم چون تواین شوق رو هم بهم عطاء میکنی…

    خدا هم جوری میاد وهدایتم میکنه که بتونم توی تمام جنبه های زندگیم اون حس خوبه خوشبختی ورضایت

    وآرامش رو تجربه کنم..

    که هم حس کنم خیر دنیا رو دارم وهم خیر آخرت رو…

    واین امکان نداره جز اینکه هر لحظه ازش بخوام که حتی لحظه ای منو به حال خودم رها نکنه که اگر رهام کنه به حال خودم بسی به خودم ودیگران بدون شک ظلم خواهم کرد، چون از اصل خودم بدون اون همیشه در سراشیبی وسقوط خواهم بود

    واقعا که آرامش فقط وفقط در پرتو الهی هست..

    در سکوتهای طولانی …در آرام بودن ذهن وقلب و جسم وجان و روحمون….

    ان شالله خداوند کمکمون کنه تا توی این دنیای پراز سروصدا، پراز شلوغی ، ما همواره در نهایت ارامش و حس خوشبختی در این مسیر درست ثابت قدم باشیم. آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      زینب حاجتی گفته:
      مدت عضویت: 1266 روز

      سلام به مینای عزیزم

      مینا جان من چند ماهی هست کامنت های شما رو با عشق دنبال میکنم و حس خیلی خوبی از این کامنت های بلندبالای پرمحتوایی شما میگیرم چون تقریبا همسن هستیم

      دفعه اولی که هدایت شدم به کامنتی از شما نمیدونم کی بود ولی اینقدر از نحوه نگارش شما خوشم اومد که از اون موقع گزینه اش رو فعال کردم که هروقت کامنتی گذاشتین من از طریق ایمیل مطلع بشم

      من از کامنتهای شما آرامش میگیرم ومیگم کی بشه من هم به این درجه از نزدیکی به خدا و نتایج برسم

      الان که این کامنتتون رو خوندم دیگه وظیفه خودم دونستم براتون کامنت بزارم وارتون تشکر کنم

      خواهر عزیزم مرسی که هستی مرسی که می‌نویسی ومرسی که به من حس آرامش تزریق میکنی

      برات بهترین ها رو آرزو میکنم

      در پناه الله باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        سیده مینا سیدپور گفته:
        مدت عضویت: 1874 روز

        به نام خداوند بخشنده ی مهربان

        سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم

        وسلام به شما زینب جان عزیزم

        خدارو صدهزار مرتبه شکر که توی این سایت کلی دوست ورفیق دارم که شاید نبینمشون حتی تا اخر عمرم، ولی میدونم که به وسیله ی نوری معنوی والهی بهم متصل هستیم..

        زینب جان ممنونم از لطفی که نسبت بهم داری، من انقدر از کامنت دوستانم درس گرفتم انقدر انرژی گرفتم که وظیفه ی خودم میدونم که اگر الهامی به قلبم شد برای کامنت گذاشتن انجامش بدم تا عشق وامید وانگیزه ویاد ونام ورحمت وتجلی نور الهی خداوند در این سایت همواره جاری باشه وپایدار…

        واینکار به من کمک میکنه توی این مسیر ثاب قدم باشم..

        انشالله که خداوند مارو به راه راست هدایت کنه هر لحظه، به راه کسانی که به اونها نعمت عطاء کرده، نعمت شناخت خودش رو ونعمت درک قوانین هستی رو…

        که هرکسی خدا روشناخت خودش رو شناخته وهرکسی خودش رو بشناسه جهان وجهانیان رو شناخته، و بدون شک زندگی پربارتر و راحتری رو تجربه خواهد کرد…

        در پناه امن خدا باشی دوست عزیزم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      محمدرضا روحی گفته:
      مدت عضویت: 1607 روز

      به نام هدایت الله

      سلام خدمت خواهر عزیزم مینا دوست ارزشمند وتوحیدی و فعال سایت

      از شما سپاسگزارم بابت کامنت خوبی که نوشتی چقدر زیبا و جذاب بود و چقدر انرژی خوبی را از کامنت شما دریافت کردم

      بهت تبریک میگم چقدر قانون رو خوب درک کردی و خوب اجرا می‌کنی اما داستان اخلاقی شما درنوع خودش بی‌نظیر بود چقدر عالی وخوب بود وکلی کیف کردم انقدر خوب هستی که کامنت خوبی برای رد پا به جا گذاشتی امیدوارم همیشه بدرخشید و بهترین نتایج را در زندگی خود ببینی وماهم لذت ببریم

      در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    پاکیزه بارکزی گفته:
    مدت عضویت: 1128 روز

    سلام پر از عشق مملو از محبت به خدای مهربانم که بی چشم داشت دوست میدارد و بی دریغ میبخشد سلام به خدای با عظمت درونم سلام به تمام عاشقان خدا

    سلام به استاد عزیزم سلام به مریم عزیز

    سلام به کسانی که در عشق زنده گی می‌کنند با عشق پرواز می‌کنند در عشق اوج میگیرند پر پرواز تان خسته و ملول مباد

    چقدررررررررررررررردورررررررررررر شدیم راستی هم چطور فریب این جسم و جهان مادی را خوردیم چطور یاد ما رفت که ما از خدایم با خدایم تا خدایم چقدر این جمله تان سرم تاثیر کرد که تو بامن بودی در سکوت تا نفس پیدا شد چقدر آرام بودم چقدر در ارامش بودم امروز در هنگام ورزش به گل زیبایی توجه کردم که یک حشره بالایی گل آرام گرفته به خودم گفتم بیبین پاکیزه چقدر خوب ارامش دارد چطور به نیروی برتر که اینجا آورده اش اعتماد دارد و بعد طرف خودم دیدم واقعا شرمنده خدای خود شدم که چطور فکر میکنم همه چیز خودم هستم بس همین جسم مادی و همه کاره هم خودم و فکر میکنم غیر من هیچ کس نیست و همیشه نگران چقدر شرمنده شدیم من کم آوردم حشره ایمان دارد و من نی

    چطور فراموش کردم که من آگاهی و روح هستم من دو فیصد جسم هستم بس نود هشت فیصد روح

    من لایتناهی و نا محدود هستم من ابدی هستم

    من خود خدا هستم من پاره از خدا هستم من مقدس هستم چطور فراموش کردم خدایااااااااا شکرت هزار مرتبه ارباب جهان که برایم یاد اور شدی چطور این بازی را جدی گرفتم و دور از تو شدم امروز با خودم عهد کردم و گریه که فقط روی خدا حساب کنم با وجودی که فکر میکردم من زیاد دختر مذهبی به یاد خدا هستم ولی از خدا زیاد دوررررر بودم زیاد دور تا حدی که غلط شناخته بودم اش خدا کیست خدا چیست

    تا اینکه کم کم خدا را شناختم که خدا چقدر مهربان هست خدا خود را فدای ما کرد بعضی وقت ها وجودش یادم می‌رود و چقدر سخت پریشان میشوم چقدر از خدا دور هستم و بی ایمان من به خودم ظلم کردم خودم به خود ظلم کردم از خدای خود دور شدم و لباس مظلومی به تن کردیم که خدا کار نمیکنه دور هست خدا خودش فدایی مه کرد دیگر چطور عشق خودش ابراز کند پاکیزه به تو میگم با خودت صادق باش چقدر به خدا ایمان داری ؟؟

    نداشتم ایمان ندارم ایمان باید بسازم سراسر وجودم شرک هست باید ایمان مه به خدا قوی کنم از طفلی هر چیز میشد خودم را فریب میدادم او خو پیامبر بود خدا همرایش بود مگر خدا با تو نیست تو را از گل دیگر آفرید

    مگر خدا در خود قرآن نگفته که بگو ای محمد من و شما مثل هم هستیم

    چراااا پاکیزه خدا را باور نمیکنی چرا این همه عظمت اش باور نمیکنی به گفته استاد واقعا در خدایی خدا چی کم هست که باورش نکنیم دیشب با خودم یاد داشتم اگر ریس جمهور یک کشور یک کارت بدهد بگوید هر جا رفتی این را نشان بتی اجازه می دهند چقدر اعتماد میکنی چقدر دلت پر هست چقدر خوشحال شاد هستی چقدر با ‌وقار اطمینان راه میروی و آنگاه که تنها فرمانروایی جهان تو را جانشین خود قاسم مقام خود ساخت برایت کارت مقامی خودش را داد به صورت رایگان باور نمیکنی و خود لایق نمیبینم اگر لایق میدیم باورش میکردم پاکیزه بیدار شو بس هست رفیق بس همین قدر دوری زجر تحقیر بیدار شو و فارغ از هر دید گاه به اصل خود وصل شو او منتظر هست قسم به نام تنها فرمانروایی جهان رب جهان که میسازم خودم را میسازم شخصی که خدا بالایش افتخار کند کسی که کلامش خدا گونه شود ثروتش خداگونه شود زنده گی اش پر از عشق خدا گونه شد استاد من با شما چی فرق دارم چرا شما بتوانن من نتوانم مگر خدا بین ما فرق گذاشت گفت عباس منش می‌تواند پاکیزه نی

    من هم می‌توانم من هم موفق میشوم من هم بهترین خودم میشوم و از رویا هایم بالا تر به امید خدا پرواز میکنم و اوج میگیرم

    از امروز به بعد فقط روی خداحساب میکنم و بیشتر باورش میکنم

    خدایا دوستتت دارم تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میخوایم

    و این دوست داشتن را به صورت حال خوب و اعتماد به او برایش ثابت میکنم

    الهی به امید تو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  8. -
    پارسا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 4150 روز

    سلام بر استاد بزرگوار……..خیییییییییییییییییییلییییییییی عالللللللللیییییییییه بود.خداخیرتون بده خیییییییییییییییییییلییییییییی خوشحالم کردید.سپاسگزارم…………………………..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  9. -
    مریم دستجردی گفته:
    مدت عضویت: 2124 روز

    بسم‌الله الررحمن الرحیم

    سلامی به زیبایی سکوت

    خداجونم راضیم ازت با تمام وجودم و چه چیزی بالاتر از این.

    خوش حالم خوش حالم برای آرامشی که تمام وجودم رو امروز فراگرفته.

    یک شادی و نشاط وصف نشدنی دارم.‌ خداجونم متشکرم برای این که:

    خواب آرام و لذت بخش روزیم کردی

    خوش حالم و متشکرم از قوانین بدون تغییرت از این که انقدر قشنگ قانونت جواب می‌دهد.

    مهم نیست شرایط و محیط اطرافت چه جوری هست وقتی تمام تمرکزت رو می‌زاری روی دیدن زیبایی‌های جهان اطرافت رب هدایتت می‌کند به سمت آرامش درست زمانی که بقیه در اضطراب و نگرانی هستند، عالم خواب و رویا رو بهت هدیه می‌دهد و چه چیز زیباتر از این.

    امروز از 4 صبح تا الان دورم پر شده از صدای گنجشک ها و کبوتران زیبا عشق می‌کنم از این رزق به غیر الحسابش از این که پرندگان هم همراهم در حال ذکر گفتن هستند.

    خداجونم متشکرم برای دیدن کودکان شاد و زیبا در حال بازی.

    خوش حالم و لذت می‌برم از دیدن خنده پدرم، برادرم ، خانم در پارک و بچه‌ها

    خوش حالم و غرق در عشق به تو وقتی که به رقص برگ‌ها در باد نگاه می‌کنم.

    خدایا به حقیقت پاره از تو هستم، پاره ای از این جهان ، من لایتناهی هستم در این لحظه بدون هیچ قضاوت بدون هر آنچه که خدایی نیست.

    یارب سپاس گزارم از این که فراتر از جسم و ذهنم هستم. من جان و آگاهی هستم.

    یارب زمانی مرا به سوی خود بازگردان که قلبم آرام گرفته باشد.

    یاحق .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      فاطمه محرمی خانقاه گفته:
      مدت عضویت: 1374 روز

      بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

      به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

      و مهربانی‌اش همیشگی.

      و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

      سلام به مریم جان عزیزم

      عااااااااشقتم رفیق بهشتیم

      بی نهایت دووووست دارم

      سپاسگزارم از کامنت پربرکتی که نوشتی و هدایت شدم به خوندنش و لذت بردم خداروشکر…

      با خوندن کامنتت شعر عادل دانتیسم یادم افتاد

      حس دوست داشتن

      که می پیچد در وجودم

      دوست دارم آسمان را

      در آغوش بگیرم

      دوست دارم دنیا را برقصانم

      دوست دارم

      در گوشَت زمزمه کنم

      دوستت دارم…

      خداروشکر برای احساس خوبت

      خداروشکر برای تمرکزت به زیبایی ها

      خداروشکر برای آواز گنجشکها

      خداروشکر برای رقص برگ ها در باد

      خداروشکر برای لبخند خانواده وعزیزانت ..

      خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای زندگیت

      خداروشکر برای وجود ارزشمندت دراین جهان زیبا و سایت بهشتی مون

      بی نهایت سپاسگزارم از مهرت که کامنت پربرکت وقشنگی برام فرستادی و رزق الهی میدونمش و باعشق خوندمش رفیق جانم..

      الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشی

      و زندگی خوشگلت در بهترین مدارها قراربگیره

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
      • -
        مریم دستجردی گفته:
        مدت عضویت: 2124 روز

        بسم‌الله الرحمن الرحیم

        نمی‌دانم چی بگم فقط می‌توانم بگم هرجا که باشم، هرکار که کنم ربی هست که حواسش بهم هست.

        نه تنها محافظ جسم ام هست بلکه مراقب جان و روح ام هم هست.

        سلام عزیز دل رب، سلام دست زیبا و پربرکت رب العالمین

        سلامی به زیبایی خدا که رحمتش بی‌اندازه است

        و مهربانی‌اش همیشگی.

        و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است.

        فقط رب العالمین ام می‌داند چقدر به این کامنت نیاز داشتم، فقط خودش می داند و آگاه که چه رزق به غیر الحسابی امروز بر من عطا کرد سراسر خیر و برکت

        هدایتم کرد به سمت به یاد آوردن عظمتش، شکوهش، قدرتش به سمت بودن در مسیر.

        به سمت توحید الحمدالله کما هو اهلهو.

        خدایا شکرت. شکر برای این که قلبم را سرشار از آرامش کردی.

        متشکرم برای این که دستی از دستان رب شدی برای یادآوردی باارزش ترین و گران بها ترین داراییم، توکل و اعتماد به رب که محکم ترین و ایمن ترین پناهگاه هست برای همه ما.

        از همان اول که شروع کردم به خواندن اشک هست که گوله گوله از چشمام سرازیر شده.

        عشق می‌کنم که ربی داریم انقدر قدرتمند، انقدر دقیق، که تنها خواندن عظمتش به یادآوردن قدرتش این چنین قلبم را قرص کرد و دور کرد ازم هر احساسی که جایگاهش در قلبم نیست.

        انقدر هوا الان گوگولیه که حد نداره.

        کنار خانواده عزیزم تو پارک نشستم به لطف الله کیف می‌کنم.

        برق ها تو پارک روشن شده و نورشون لابه لای شاخ و برگ درخت ها منظره زیبایی رو خلق کرده

        بچه‌های دوست داشتنی که با شادی هر کدام مشغول بازی کردن هستند

        دختر کوچولو 5 و 6 ساله با پیراهن صورتی و موهای دم اسبی و چتریش که با شورو شوق سوار اسکوتر بنفشش با چرخ های روشنش هست و دور پارک می‌چرخه.

        صدای وزش باد لابه لای برگ ها

        خلاصه همه چی زیباست و با شکوه.

        انشالله هر جا هستی دورت پر باشه از نعمت و زیبایی و جلوه ربی جونم، انشالله در کنار خانواده عزیزت شاد و سلامت و ثروتمند غرق در آرامش باشی.

        سوار بر جریان رب العالمین

        خدا پشت و پناهت رفیق نازنین.

        بنده دوست داشتنی رب العالمین

        بوس به قلب پر از مهر و محبتت

        یاحق

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    افشین مهرابی گفته:
    مدت عضویت: 798 روز

    بنام یزدان پاک

    سلام بر مرد خدا و همه دوستان الهی این مکان خدایی

    خداروشکر که هدایت شدم به این فایلهای خدایی و پراز آرامش که استاد باعشق و طنین صدای خداگونه اش من دارم به کمال آرامش میرسم شکر خدای پاک آفرین که با این فایل هرروز دارم وجود خدایم رو میبینم که هرلحظه دارم بهش نزدیکتر میشم

    از فایل اول که دارم نتیجشو میبینم توی زندگیم توی کارم توی خانوادم که چقدر عشق من به خلق مهربان خداوند بیشتر شده چقدر با مشتریان رابطم خوب شده چقدر با وجود این فایل دوم چقدر دارم به درک واقعی تکامل میرسم چقدر دارم رها میشم

    استاد ممنونتم چقدر با عشق از خدا میگین چقدر متوجه شدم که واقعا این سالها من از خودم از خدای خودم دور شده بودم چقدر قشنگ متوجه شدم و صکرگزاری کردم با حس قشنگ که خدایا ممنونتم دوباره پیدات کردم چقدر دارم این دنیارو گذرا میبینم

    چقدر قشنگ دیشب بهم نشون دادی که من بهت ایمانم زیاد شد با دیدن فیلم یوسف پیامبر اون هم به صورت هدایتی بود چون من فیلم نگاه نمیکنم و دیدم که یوسف بعداز 10سال از زندان آزاد شد و چقدر همزمانی داشت و خداوند برنامه رو قصنگ چید و پوتیفار مرد و یوسف به اعتبار خداوند شد عزیز مصر

    خدایاشکرت بخاطر این دید و نگرش امروز زندگیم

    که هر چیزیرو به چشم قانون و نکته برداری از نگاه مثبت میبینم و درسهاش رو میگیرم و باعث شد خدایا به عظمت و بزرگیت شکر که من ایمانم قویتر بشه و بیشتر ربوبییت تورو درک کنم من به تو ایمان دارم من بهت اعتماد دارم من عاشق خودت شدم

    من وابسته خودت شدم وقتی میبینم که متفاوتتر از عموم فکر میکنم وقتی میبینم دارم این دنیارو رها میکنم و ابدی نمیبینم بیتر تورو درک میکنم امروز داری نشون میدی که مقاومت هارو کم کنم

    نچسبم به خواسته ها فهمیدم استاد بهم گفت خواسته ات هرلحظه تایید شده و در مرحله فرستادن هست درو بازکن تا دریافت کنی

    امروز باید از جهانت لذت ببرم امروز باید عشق رو به خودت یادبگیرم امروز یاید یادبگیرم لحظه هارو زندگی کنم و رها کنم تا خودت من رو ببری خدایا شکرت هرروز دارم آگاه تر میشم هرروز دارم اصل خویش رو پیدا میکنم

    کمکم کن و مثل همیشه هدایت و حمایتم کن من به مسیرم به تو ایمان و اعتماد دارم کمکم کن از دیدن عزیزانم لذت ببرم وابستشون نباشم خدایا من تورو پیدات کردم من عاشقتم

    استاد واقعا زبانم قاصره از تشکر از تو و خدای خودم که چه کرد با زندگیم چقدر فهمیدن بازی زندگی برام لذت بخش شده و چقدر دارم میبینم و حس میکنم سعادت و خوشبختی رو عاشقتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای: