مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین» - صفحه 13 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»
    110MB
    30 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»
    28MB
    30 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1135 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2483 روز

    قسمت یازدهم

    مصاحبه با استاد عباسمنش

    بنام خدای مهربانم که امروز هم یک فرصت طلایی دیگری رو به

    من داد تا برای دنبال کردن و بروزرسانی در این قسمت از مصاحبه با استاد باورهای توحیدی که در این مبحث یاد گرفتم اینجا کامنت بذارم..

    و برای آگاهی های روز افزونم از استاد عزیزم بی نهایت ممنون و سپاسگذارم..

    این قسمت بیشتر در مورد تضادهایی است که ما رو به سمت و سوی باورهای توحیدی هدایت میکند…

    چقدر این قسمت از فایل با زندگی من هخوانی دارد..

    کلا وارد شدن من در این سایت بخاطر تضادهای مالی و تجربه های ورشکستگی های اساسی و بنیادین در زندگیم بود که بدنبال این تضادها … تضادهای دیگری هم بدنبال داشت .. یعنی دقیقا همون قانونی که میگه … احساس بد مساوی اتفاق ها و نتایج بد

    خوب قبل از اینکه من وارد این سایت ارزشمند و پر محتوا بشم از این قانون خبر نداشتم هر چند با کتاب های انگیزشی قانون توانگری کاترین پاندل و چهار اثر از اسکاول شین آشنایی داشتم ولی آگاهی های آنموقع من خیلی محدود و سطحی بود ولی همین آگاهی های سطحی منو آماده کرده بود که به چنین سایت پر عظمتی هدایت شوم..

    من بخاطر آن تضادهایم بغیر از اینکه از نظر مالی به زیر صفر رسیده بودم در تمام موارد و جنبه های زندگیم بخصوص عزت نفس و تضاد در روابط با افراد خانواده و فرزندانم و سایرین و دوست وآشنا …. تضاد در سلامتی و تندرستی … و هر آنچه که بشود به یکباره در آنها غوطه ور شدم.. بعدها که در این سایت حضور پیدا کردم فهمیدم که هر آنچه که تجربه ی زندگیم بود رو بواسطه ی باورهای خودم بوجود آوردم پس باید در درجه ی اول مسعولیت این تضادهایم رو میپذیرفتم و تغییراتی بنیادین در زندگیم بوجود می آوردم پس نیاز به جهاد اکبری داشتم و باید این وضعیت رو تغییر می دادم و مهمتر از تمام اینها باید باور می کردم که این خراب کاری ها و تضادها و آن باورهای درب و داغون به تلاش های شبانه روزی نیاز دارد…. آنقدر تضادهای من در هر جنبه ای از زندگیم زیاد بود که اصلا نمیدونستم از کجا این گند کاری ها رو درست کنم … 👩‍🎨🙄😏🤔 خلاصع ریزه ریزه روی هر مبحثی روی باورهایم کار می کردم و در واقع خودمو شناسایی می کردم و مهمتر از همه این باورهای مخرب مذهبی گریبانمو گرفته بود که آن هم بلطف آموزه های استاد و تحقیقاتی که در این زمینه کردم کلی از این باورهای اسارت گونه و قول زنجیر شده ها بیرون آمدم خلاصه آنقدر روی تمام جنبه هام زندگیم کار کردم که الان بیشتر از هر زمانی دیگری دوست دارم روی این مباحث کار کنم ….ا…. و الان در این قسمت یازدهم مصاحبه با

    استاد که ما هیچکس رو نمی توانیم تغییر دهیم ما فقط می توانیم مسعول زندگی خودمان باشیم .. موضوع فوق العاده مهمی برای من هست .. هر چند قبلنا این فایل ها رو دیده بودم و روی خودم کار کرده بودم و تبدیل به باورهام شده بود ولی بازم باید بیشتر روی این باورهای توحیدی ام کار کنم .. چون این ذهن استدلالی و منطقی و اغوا گر تا فرصت رو غنیمت میشماره سرو کله اش پیدا میشه و هی میگه آره تو چه مادر دل سنگی هستی .. چه مادری هستی که در بی خبری از بچه هات زندگی میکنی .. و یا چرا این کاررو نمی کنی و یا برو تماس بگیر … خلاصه کلی شیطنت میکنه … ولی اون خدای هدایتگرم منو بسمتی هدایت کرد که فقط و فقط خودش برام همه کارها رو هندل میکنه و تنها وظیفه ای که دارم اینه که من بندگی شو بکنم و خداوند هم خدایی شو بکنم و وظیفه ی من این هست همه چیر به خداوند بسپارم و تسلیم هدایت های بینظیر اون باشم و از زندیگیم لذت ببرم و شاد باشم و در واقع عملگرا باشم …

    دقیقا این مبحث رو واقعا قبول دارم و باور دارم که من حتی نزدیکترین افراد که فرزندان و یا خواهرم باشند رو نمی توانم با ایده ها و دیدگاه های خودم همراستا کنم .. هر چند این تغییرات عظیمی که در خودم و زندگیم بوجود آوردم برای کسی قابل لمس نیست ولی من خودم میدانم که توی چه جهنمی از دره های تاریکی می سوختم .. خدا رو شکر اون کابوس ها تمام شد.. ولی من تازه از اون سیاه چال ها بیرون آمدم و روشنایی رو میبینم و الان تازه باید شروع کنم به حرکت کردن به موفقیت و رشد و پیشرفت تا همان فرزندان و اطرافیانم باور کنند که من با کار کردن روی باورهای مخربم به رشد و پیشرفت هایی هدایت می شوم..

    منم مثل استاد هیچ یک از این تلاش هامو باور ندارند .. و خدا رو اعراض کردن رو خیلی وقته توی روند و سبک زندگیم گنجاندم و چقدر هم راحت تر از گذشته با آرامش و آسایش دارم زندگی میکنم شکر خداااااا

    ..

    پسرم که بمدت دو سه ساله که رفته کیش زندگی میکنه و شکر خدا ارتباطشو با من قطع کرده بخاطر همان تضادها و من اصلا ناراحت و نگران نیستم با اینکه خیلی دوسش دارم و فرزند دوم من هست . ولی خدارو شکر بخاطر بحث ها و حرف ونقل ها روابطمون تیره و تار شده و از جهان هستی ممنون وسپاسگذارم که خودش دست بکار شد و از من دورش کرد.. انشاِاِله هر کجا هست سلامت باشع ..🤭 دخترم هم از من جدا زندگی میکنه ولی هر وقت میاد پیشم ولی برافروخته و عصبانی و غرغرو و نا سازگار بودن با همه چی برای من هست …. حتی وقتی میاد میبینه که من دارم فایل ها رو نگاه میکنم کلی غر غر میکنه و میگه بازم داری اینارو نگاه میکنی 😏 و منم مخفیانه اینارو گوش میکنم و با هندس فری که صدای این فایل ها رو هم نشنوه … و من یاد گرفتم که باید فقط از افرادی که هم فرکانس با افکار مون نیستند اعراض کنم و چقدر قشنگ بطور طبیعی این اتفاق در زندگیم افتاد .. بدو ن اینکه من کار خاصی بکنم …. و فهمیدم که باید دنبال اهداف و خواسته های خودم باشم و به آنها هم اجازه بدم

    که با سبک خودشان به تجربیات خودشان برسند … ولی قبلنا همش میگفتم .. این کار بخاطر این میکنم و یا این کار رو بخاطر اون میکنم و یا بخاطر بچه هام این کار رو میکنم و اینقدر غرق این و اون بودم که کلا خودمو فراموش کرده بودم😏🙏🙏🙏🙏 ولی الان شکر خدا خیلی وقته که بجز خداوند روی هیچکسی حساب نمی کنم و با این تضادها باورهای توحیدی ام قوی و قوی تر شده و این تضادها آمده اند که سبب رشد و پیشرفت های من برای خواسته هایم شوند…

    و با فرصت های غنیمتی که نصیبم شده فقط و فقط روی باورهای قدرتمند کننده ام کار می کنم برای خلق بهترین ها در جهت رسیدن به اهداف و خواسته هایم …. و من هم با این دیدگاه هایی که از آموزش های استادم یاد گرفتم به نتایجی که دور از دسترس نیست هدایت می شوم ..

    هر چند من خیلی خیلی از روند پیشرفت های زندگیم خیلی راضی هستم چون خیلی در تضاد بودم ولی الان خیلی خیلی در آرامش و آسایش هستم و الان با تنهایی هام کلا حال میکنم و به خود شناسی و خدا شناسی هدایت شدم … و بیشتر به الهام و شهود و نشانه های زندگیم توجه دارم و خدا رو شکر از تنهایی هام استفاده میکنم و لذت میبرم .. خدا رو شکر تضادهایی که برای سلامتی ام بوجود آمده بود .. کلا بهبود پیدا کردم و اینها نتایج بزرگی بود که فقط خودم میدونم که چقدر لطف خداوند شامل حالم شده و الان شکر خدا با مدیتیشن و مراقبه و پیاده روی و ورزش و خواب و استراحت و آرامش وآسایشم هر روز هزاران بار از خداوند تشکر و قدردانی می کنم که این فرصت های طلایی و رویایی رو در زندگیم دارم خدارو شکر و برای تمام این موهبت هایم از خداوند مممنون و سپاسگذارم ..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    کامبیز گفته:
    مدت عضویت: 1957 روز

    با سلام و درود فراوان خدمت استاد گرامی و خانم شایسته و همه دوستان

    خدا رو شکر که اولین کامنت خودم رو مینویسم،واقعا خوشحالم و سپاسگزار خداوندم که تو این مسیر قرار گرفتم تا با شناخت قوانین ثابت و دائمی جهان هستی به میزان درکم،زندگی خوب و هدفمندی داشته باشم.به یاری خدا خیلی جدی و مصمم میخوام روی دوره هایی که خریدم و همینطور فایلهای ارزشمند دانلودی سایت،وقت بزارم و روی رشد خودم کار کنم.

    این قسمت از سریال مصاحبه با استاد(نیروی هدایتگر درونی) واقعا عالی بود؛الان که فکر میکنم میبینم در مواردی از تجربه های زندگی این حس رو داشتم که یه چیزی برخلاف رویه عادی و منطقی به دلم میوفتاد که خیلی بهش توجه نمیکردم و به تبع نتیجه جالبی هم تو اون مورد کسب نمیکردم.مهمترین قسمتش اینه که باور قلبی داشته باشی همچین نیرویی تو وجودمون هستش که استاد بسیار عالی توضیح دادند.در هر صورت بینهایت سپاسگزارم از این سایت بینظیر که واقعا آگاهیهای نابی رو در اختیار افرادی که در مدارش هستند،قرار میده.

    در پناه الله یکتا همیشه سرفراز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    مریم دیناشی گفته:
    مدت عضویت: 1334 روز

    روز 110 ، فصل چهارم روز شمار تحول زندگی من:

    به نام خدای مهربان و هدایتگر

    نکات مهمی که از این فایل دریافت کردم:

    – باور کنیم که این نیرو همیشه هدایتگر ما انسانهاست

    فارغ از هر دین و دیدگاه و مذهبی

    روی تجربه های گذشته خودت و دیگران حساب نکن

    به حس درون و ندای درونت عمل کن.

    هر چه بیشتر از این حس استفاده کنی بیشتر بهت جواب میده و راحتتر میتونی ازش استفاده کنی

    احساس خوب یا ترس ناراحتی نشانگر این هست که این گفتگوی درونی از طرف خداست

    یا نجوای شیطانی ست ، چون جنس ندای درون که از طرف خداست آرامش و حس خوب به همراه داره.

    – باید همیشه گفتگوی های درون رو کنترل کنی

    و با باورهای درست و زیبا احساس ات رو خوب و بهتر

    کنی.

    – نشانه های بودن در مسیر خواسته ها؛

    مثلا وقتی روی باورهای مالی ات کار کنی از همون اول نتایج کوچک رو می بینی

    مثل دریافت پول ، هدیه ،پاداش و…

    – بزرگ فکر کن ولی با قدمهای پیوسته و کوچک

    – بهترین وجود نداره

    از نظر دیگران ( چون نظر دیگران متفاوته )

    مثلا یکی میگه رونالدو بهترین بازیکن جهان یکی میگه

    مسی حالا کی درست میگه

    پس بهترین خودتون رو ارائه بدید و هر روز بهتر از دیروز خودتون باشید.

    هر جا هم اشتباه کردید از همون جا بپذیرید و سعی کنید درست انجامش بدید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    محمود کاظمی گفته:
    مدت عضویت: 1237 روز

    به نام خداوند وهاب وعظیم

    امروز روز 110 از روز شمار تحول زندگیمه

    میخوام از تجربیات خودم راجب عمل به صحبت های استاد بگم واز قوانینی که در عمل اجرا کردم

    چون تمام این صحبتها وقوانینو وقتی خوب درکشون کردیم که خودمونم استفاده بکنیم ازشون ونتیجه هم بگیریم

    اول از هر چیزی میخوام بگم که ما باید لیاقت شنیدن الهامات رو در خودمون به وجود بیاریم چون بخاطر هزاران وهزاران باور مخرب ما خودمونو نا آگاهانه لایق شنیدن الهامات خداوند نمی دونیم وفکر می کنیم بعضی از آدما که اونا خیلی خاصن وعحیب غریب می تونن با خدا صحبت بکنن.که این بااور اصلا باور شرک آلودیه وباید تغیر بکنه به این باور که نه خداوند باا همه با همه در ارتباطه وبه همه به یک اندازه نزدیکه چه پایمبرش چه من به همه به یک اندازه نزدیکه چون خداوند عادله وتفاوتی از طرف خداوند وجود نداره فقط بلکه تفاوت در ایمان ما هست که ما چقدر ایمان داریم به شنیدن این الهامات ودریافتشون .

    پس این ماایم که این تفاوته رو قائل میشیم که دریافت بکنیم یا نکنیم یا به چه میزان باشه این الهاماتی که دریافت می کنیم

    وقتی این احساس لیاقت شنیدن الهامات درونمون بهترو بهتر بشه به همون اندازه اعتماد می کنیم به اون راه کاری که الهام میشه برامون برای راه حل مسائلمون وماهم استفاده می کنیم ازش نتیجه میگیریم ودوباره دفعه بعدی چون نتیجه گرفتیم از اون اعتمادی که کردیم به اون الهام این سری برای مسائل بزرگتر می تونیم اعتماد بکنیم وطبق اون الهامی که بهمون شده عمل می کنیم ودوباره نتیجه بزرگتری میگیریم واین روند داره رکندی تکاملی که ما بپذیریم که میشه به اون احساس درونی اعتماد کرد ونتایج فوق العاده گرفت بجای حساب کردن روی منطق خودمون که اون منطقه حاصل تجربیات قبلیمونه نه چیز دیگه ای

    وچقدر لذت میبرم از این قانون تکامل که یعنی توی تمام قوانین داره راه خودش پیش میبره وآرام آرام مارو آماده دریافت نعمت های بزرگتر وبیشتر میکنه

    خدایا شکرت بی نهایت شکرت

    حالا یه مثال از خودم بزنم که رد پایی از خودمم بجا بزارم برای ذهنم

    چند ماه پیش یه احساسی بهم گفت که برای فلان زمین کشاورزی که داری برو مجوز راه اندازی یه کاریو بگیر.خلاصه رفتم کارای اداریشو انجام دادم گفتن نمی تونی مجوز بگیری چون سند نداری وسند می خواد برای دریافت این مجوز .بعدش گفتم باشه میرم سند میگیرم که بعدش گفتن سند نمی تونی بگیری چون زپباید برای کل زمینا سند گرفته بشه تا بعدش تو بتونی از توی اون سند شش دانگ که برای کل چاه کشاورزیه وبالای 100 نفر شریکن از اون چاه کشاورزی بعدش تو درخواست بدی زمینتو از اون سند کلی جدا بکنی.

    همونجا یه حسی بهم گفت نه راه دیگه ایم هست باید راه داشته باشه.ولی اون شخصی که مسول اون کار بود می گفت نه راهش فقط همینه وراه دیگه ای نداره واگر میخواستم طبق او راه کار عمل کنم شاید دو سال دیگه هم نمی تونستم سند زمینمو بگیرم که بعدش بتونم مجوز کار خودمو بگیرم برای اون زمینه.

    ولی از اونجایی که یه چیزی بهم میگفت نه راه داره تو قبول نکن

    هدایت شدم به اداره ثبت اسناد( کارای زمین کشاورزی وگرفتن مجوز از اداره کشاورزی وشرکتهای مربوط به اون پی گیری میشه نه اداره ثبت اسناد) برای همین من کاری به اداره ثبت نداشتم.البته تا قبل از اینکه اون مهندس بگه راهش اینه او کاریشم نمیشه کرد.

    ولی یه حسی بهم گفت تو برو ادره ثبت ببین اونجا چیکار میگن بکنی .ورفتم اونجا ودر عین نا باوری البته با ذهن منطقی که میگفت اصلا روند پیش بردن اون کار من ربطی به ادره ثبت نداره وباید از طریق اداره کشاورزیو اون شرکتا پیش بره ادره ثبت گفت نه می تونی ثند بگیری به شرطی که خودتون مالک اولیه باشین یعنی نخریده باشین از کسی واتفاقعا ماهم مالک بودیم ودیگه همه جی دست به دست هم داد تا کاری که میگفتن اینقدر روند داره او اصلا هرکسیم سند گرفته برای زمین کشاکرزیش از اون طریق بوده وکلی زمان برده براش.خیلی راحت من رفتم وکاراشو کردم وچند ماه دیگه سند صادر میشه برام.به همین راحتی می تونه شرایط تغیر بکنه اگر به اون احساسه گوش بدیم ونپذیریم که راه دیگه ای نداریم وبگم نه راه حل داره حتما راهش گفته میشه .

    واصلا حالا که دیگه کارای سند زمین داره میشه دیگه نمی خوام اون مجوز رو بگیرم که اون کارو راه بندازم.میخوام یه کار دیگش بکنم ولی چقدر هدایتی من رفتم کارای سند زمینمو انجام دادم .واون مجوزه روهم اگر بگیرم خیلی راحت می تونم مجوز برق برای زمین بگیرم وچقدر اصلا کارا هموار شدن بااینکه اصلا من قصدم از انجام این کار فقط گرفتن مجوز بوده ولی یه چیزای خیلی بهتری در اومد از درونش.

    اینا نتیجه عمل به الهاماتی میشه که بهمون میشه

    نباید بگیم چجوری چطوری حالا بعدش چی

    نه ما باید پیش بریم شاید وسط راه اصلا یه چیز دیگه ای تبدیل بشه که خیلی بهتر باشه برامون که برای من دقیقا همین شد توی این مثال

    وخدارو شاکرم وقدر دان

    وچقدر این مثال زدنه برای خودم کمک کنندست

    وامید وارم به دوستانمم کمکی کرده باشه

    در پناه حق ولایق دریافت باشیم هممون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    زهرا جوهری گفته:
    مدت عضویت: 2189 روز

    به نام خداوند بخشنده ومهربان

    سلام به اساتید عزیزم ودوستان خوبم

    فرهنگ ناب””لا اکراه فی الدین “”

    اینکه آگاهانه با توجه کردن به آدم‌های موفق وشاد وثروتمند اطرافم،،، فارغ از مذهبی بودن یا نبودنشون ،،،ارتباط دوستانه‌ای که با خودشون دارند واهمیتی که به احساس خوب وآرامش شون میدن،درک آدم رو بدنبال بیان تجربه های زیباشون،، از ارتباط با راهنمای درون بیشتر میکنه وهم صحبتی با این افراد لذت بخش تر میشه

    سوالاتی که در طول روز برای حل چالش‌های زندگی برام پیش میاد وراهکارهایی که اولش برام پیچیده به نظر میرسه وبعد از عملی شدن ،چقدر راحت من رو قوی‌تر از قبل، به ادامه دادن ترغیب می‌کنه ومیفهمم که در برابر تضادها بزرگتر شدم،،

    هر چند گفتگوهای ذهنی من با نگرانی همراه هست ولی وقتی تصمیم میگیرم اقدام کنم،،این احساس، با لذت تجربه توانایی های خودم ومهارت بیشتر در عدم وابستگی به افراد در شرایط مختلف، بهم آرامش میده

    در خصوص اینکه برای تجربه اهدافمون بها بپردازیم ومسئولیت زندگی خودمون رو داریم نه دیگران رو،،، بهتر از قبل عمل میکنم وبزرگتر شدن درک وعملکرد فرزندم، برای پذیرش عواقب تصمیم هایی که میگیره رو شاهد هستم وهنوز جا داره که نجواهای ذهنی ام رو از ورودی‌های نا خواسته کنترل کنم وتمرکز بیشتری روی عدم توانایی ام برای تغییر دیدگاه دیگران وتوجه به اهداف خودم بذارم

    همه تضادهایی که در گذشته تجربه کردم باعث تغییر دیدگاهم نسبت به خودم وتوانایی هام شده،،پس تضادهای حال حاضر هم من رو بزرگتر میکنه،،حالا چه ارتباط با افراد باشه وچه پذیرش شرایطی که مسیر جدیدی برای من با تغییر زاویه دیدم به مسائل فعلی ایجاد می‌کنه

    خیلی کمک کننده هست که تلاش نکنیم بقیه باهامون هم نظر باشند،حتی اگر با چالشی مواجه شویم که نیاز باشه کنترل ذهن بهتر از قبل ایجاد کنیم،،،بپذیریم هر فردی با دنیای واقعی که برای خودش ساخته نظر وایده خودش رو داره ومن با سکوت وتمرکزم روی منطقی که تو اون شرایط برام آرامش ایجاد میکنه،،،راحت تر از نازیبایی اعراض کنم

    دادن آزادی حق انتخاب به بقیه واینکه دیدگاهشون رو بیان کنند،بدون بحث کردن وثابت کردن خودمون،بهمون کمک میکنه بپذیریم همانطور که ما گاهی اشتباه میکنیم این فرد هم داره خودش ودیدگاهش رو مطرح میکنه ومن توانایی برای تغییرش ندارم فقط میتونم به

    منطقهایی که قبلا ذهنم رو در راستای آرامش خودم کنترل کردم ،،عمل کنم وظرف وجودی ام را با این تضادها بزرگتر کنم وپیشرفت بیشتری در شناخت خودم وتوانایی هام ایجاد کنم

    “”هیچ کس بار کس دیگری را بر دوش نمی کشد””

    یادآوری هر لحظه بهم کمک میکنه با تغییر دیدگاه خودم الگوی بهتری برای فرزندم واطرافیانم باشم

    نه اینکه تمرکزم رو با احساس مسئولیت در قبال فرزندم ،از روی خودم بردارم ومسیر بزرگتر شدن ظرف وجودی فرزندم رو ،،نا خودآگاه با این روش اشتباه ،،،تغییر بدم

    اینکه فرزندم خودش مسیر زندگی اش رو با تصمیم هایی که میگیره انتخاب میکنه وباید دنبال اهدافش با شوق وذوق وانگیزه ای که ایجاد میکنه بره،،من با تغییر باورهام وتغییر دیدگاهم ورها کردنش میتونم مسیرش رو هموارتر کنم وزندگی براش لذت بخش تر وروان تر پیش بره

    اگر درد ورنجی هم باشه با تغییر دیدگاهمون وباورهامون بهمون کمک میکنه راحت تر چالش های پیش رومون رو حل کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    محدثه عباسی گفته:
    مدت عضویت: 2417 روز

    سلام دوستان جان

    بعضی فایلارو باید چند بار دید تا متوجه بشی شاید مدارت متفاوت باشه اما اگه ببینم نمی‌فهمم اینقدر گوش میدم تا بفهمم😁

    سعی میکنم باورم رو واسه این موضوع درست کنم که وقتی تو موقعیت قرار گرفتم تصمیم درست بگیرم و از همین الان واسه هدایت خدا تو اون لحظه ممنونم خداجونم شکرت

    این جمله هایی که نوشتم و نکته برداری کردم خیلی کوتاهه اما کلی باور جدید درست درش نهفته است که باید ادامه داد تا به درکشون رسید.. پس میرم و ادامه میدم تا درک تر کنم😜

    قسمت 11

    تو مسئول زندگی هیچ کس نیستی و هیچ توانایی برای تغییر زندگی بقیه نداری… تو اصلا نمیتونی رو زندگی هیچ کس تاثیر بزاری مگر اینکه خودش بخواد.. تا خودش نخواد نه تو میتونی خوشبختش کنی و نه حتی صدمه ای بهش بزنی.. تو فقط مسئول خودت هستی.. و بار هرکی رو دوش خودشه

    پس مسیرتو از ترس اینکه به کسی آسیب بزنی رها نکن چه بسا موقعیت جدیدی که حاصل میشه باعث پیشرفت یا بهتر شدن زندگی اونا هم بشه البته اگه اونا هم تو مسیر درست باشن… و تو نمیتونی مسیر اونها رو تغییر بدی

    اگه باورات درست باشه تو راه رسیدن به هدفت سختی نخواهی دید.. اگه سختی دیدی با تغییر باور خیلی سریع میتونی اونو رفع کنی

    اگه چیزی رو دوس نداری فقط کافیه ازش دور شی نیاز نیست اونو درست کنی یا بحث کنی، بحث کردن فقط خودت رو عصبی میکنه و هیچ تاثیری روی زندگی فرد مقابل نداره.. تنها کاری باید بکنی اعراض کردن هست یا همون شیفت دلیت که کلا از حافظه پاکش کنی جوری که انگار تا حالا وارد حافظه نشده.. بحث کردن فقط تورو به فاز منفی میبره.. بابا بیخیال..🤦🏻‍♀️

    تو هر شرایطی حتی اگر به نظرت بده اگه باور کنی ک یک خیری درش هست مطمئن باش همه چی به نفع تو برمیگرده😏

    خدایاشکرت که دارم یاد میگیرم

    خدایاشکرت که هرلحظه وجودتو حس میکنم.. عاشقتم ک… ❤️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    Rouzbeh somayeh گفته:
    مدت عضویت: 1526 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جاان مهربانم و همراهان برگزیده ام

    شروع گوش دادن به این فایل، زدن دکمه خودش شروع پذیرفتن ندای درونی بود که از چند دقیقه قبل دنبال آگاهی بودم و حالا دارم مینویسم .

    خداروشآکرم بابت هدایت ها و حمایت های بی نظیرش.

    اره وقتی اجازه میدیم هدایت بشیم هدایت میشیم .اینجا یه تعهد به خودم دادم وقتی اولین بار واضح شنیدم که باید این باور داشته باشم و بگم خدا قبلا کارارو انجام داده فقط کافیه منم درخواست بدم.

    به معنای واقعی کلمه : خدا پشتیبان منه پس بدون ترس و غمی وظیفه خودمو انجام بدم .

    اره احساس خوب

    احساسی که میگه مسیر درسته یا نه ….

    اگر بخواهم مثال‌هایی از هدایت بزنم میتونم بگم این باور رو خیلی وقته ساختم و نتایجم باعث راحتی کارهام شده

    مثلا اگر حتی سینی چای خونه یه تکون بخوره میفهمم مهمون دارم یا داره میاد ، به طرز جادویی اتفاق می افته و من فقط شاکرم و زمان جابجایی سینی به طور غیر طبیعی ، فقط به این فکر میکنم اگر الان قراره مهمون داشته باشم چه چیزهایی رو دوست دارم سر جاش باشه و سرحال و راحت و ساده اتفاق می افته و الله اکبر

    یادمه میخواستم واسه کار وزندگیم جایی رو اجاره کنم دوسه روزی دور زدم و …بعدش بخدا گفتم من تلاشم کردم حالا شما سهمت انجام بده .

    کدهام مشخص بودبا بهترین شرایط مکانی و مالی میخواستم

    بعد چند روز ، یه روز رفتم بیرون واسه خودم چرخیدم و از روی سرگرمی به دوجا سرزدم میگفتن نه نداریم …

    قبل از رسیدن به خونه هدایت خدا شروع شد ، دوست داشتم سریع خونه باشم اما یا چیزی بهم گفت برگرد،

    برگشتم سر یه کوچه نزدیک خونه ، یه چیزی ندا داد برو توکوچه ، گفتم واه اینجارومیدونم و خبری اونجا نیست !!!!!!!!!!!!!!

    خبره همونجا بود

    رفتم داخل کوچه ، یه مشاور املاکی بود که همیشه یادش می افتم لبخندم میاد ، مثل یه پدر مهربون

    رفتم پیشش، ولی یه چیزی تو دلم میگفت نه نه نه ….( این نجوای شیطان بود که می‌گفت مثل همیشه نه)

    اما وقتی امید داری دستت تو دست خداست وقتی، راه میری و زندگی میکنی

    یهو آقا برمیگرده میگه ملک میخوای اینه روبرو

    اره اونجا نشسته بودم و بدون حرکتی فقط سرم چرخوندم و دیدم ملک نوسازی که هنوز کسی توش نرفته ….

    فکر میکردم با پول من نمیشه …..

    ولی این ملک با شرایط خاصی بدون پول پیش اجاره داده می‌شد و نصف اجاره جاهای دیگه …

    هرکسی هم اومده اونجا بخاطر شرایط عالی مکانی و ساخت ، واسه سرمایه گزاری می‌خره و کاری راه نمیندازه، یعنی اینجا کسی نیست جز خودم

    انگار کاملا این ملک به نامم زده شده و راحت راحتم ( خداروشاکرم بابت هدایتش و نعمتش و حمایتش)

    اصلا مگه ممکنه و یا وجود داره تو اینهمه شرایط مالی الان …( نجوای شیطان)

    اره اونجا رو گرفتم نمیدونم چقدر اونجا سود مالی داشتم ولی میدونم انقد بزرگم کرده که دست خدارونبندم و درخواست های باب دل خودم رو داشته باشم بقیه با خدا.

    یه مثال کوچولو دیگه :

    وقتی کسی بهم میگه نمیشه میگم پس میشه

    یه کار اداری داشتم و بازم ملک بود بهم گفتن نمیشه

    یه چند بار رفتم تا بیشتر جریان بدونم اما از اونجایی که فکر میکردم یه خانمم و آقایون مسلط ترن و ….

    یکم حس ناامیدی میگرفتم

    میگفتم نه

    ولی پاای حرفهای استاد و آموزه ها میشینی و قدرت به خدا میدی و خودتو رها میکنی از مسائل

    اتفاقهایی می افته که فقط میگی

    الله اکبر

    الله اکبر

    اره یه اداره ایی با قدرت تمام دستمو بسته بود و می‌گفت نه نمیشه

    ولی من همیشه میرفتم سر ملک و میگفتم میخوامت

    الله اکبر

    بازم جریان هدایت

    یه تایم کمی داشتم برم دنبال پسرم مهدش

    همسرم تماس گرفت گفت وقت دلری برو دنبال کارت

    ببین چی میشه

    تو دلم گفتم خبری نیست نرو اذیت میشی

    ولی یه چیزی بهم میگفت وقت کم داری سریع برو سر ملک مورد نظر

    تماس همسرم رو به فال نیک گرفتم

    رفتم

    تازه از شهرداری یه برگه ایی زده بودن کنار در ساختمان

    که انگار این برگه ، شبیه اسکناسی بود که تازه باز شده بود

    خش خش برگه میومد

    انگار بادی بهش نخورده بود

    چسباش تازه تازه بود

    از دور ساختمان دیدم گفتم ولش

    یهو چشمم به برگه کنار زنگ در افتاد

    رفتم جلو دیدم اخطار شهرداری، و اطلاعاتی از ساختمان توش بود که برعکسش رو بهم گفته بودن

    از خوشحالی نمیدونستم چکار کنم جز شکر

    مدرک دستم بود

    سریع عکس گرفتم و فرستادم برای مسئولش تویه اداره دیگه….

    گفتن خانم روزبه اینو از کجا گرفتی

    گفتم سر ملک، حالا همه چی داشتم

    کاغذ با تصویر ملک

    الله اکبر

    الله اکبر

    الله اکبر

    رفتم دنبال پسرم ، وقت برگشت ، دوباره رفتم سرملک

    کاغذ برداشته بودن

    یعنی تماس من باعث شد همه خبر دار بشن که من خبر دار شدم و

    میگفتن این خانم این چند دقیقه چطور سراز اونجا در آورد مگه ممکنه

    اما من همه مدار‌ک داشتم.

    از فرداش من بودم که میگفتم کی کارم تموم میشه و برم سر ملک خودم الله اکبر

    اره فقط زمانی اتفاقهای خوب می افته که

    یک : ایمان داشته باشی به خواسته ات میرسی

    دو: هدایت ها هستن بیشتر ساکت باشیم و دقیق تر گوش کنیم

    سه: هر اتفاقی می افته به نفع منه ، باعث شادی ،ثروت و سلامت منه

    از خداوند عزت ، اعتبار ، آبروی بی پایان ، ثروت بی انتها، سلامتی ابدی خواستارم.

    در پناه خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1457 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام به دوستان خوب خودم

    هر زمان که از او کمک می خواهم

    هر زمان که نام او را صدا می زنم

    هر زمان که می خواهم تا به من کمک کند

    آنقدر به راحتی و آسانی دستهای من را می گیرد که خودم باورم نمی شود که به این سادگی و راحتی هم می شد که کارها رواج پیدا کند

    واقعا از خدای خودم ممنون هستم که همیشه در بهترین موقعیت ها به داد من رسیده است

    آنچنان دستهای من را گرفته است که خودم هرگز باورم نمی شد که آنهایی که حتی که به فکر من هم خطورنمی کرده است به این راحتی کار من را رواج بدهند

    درس فوق العاده برای من این است که یاد بگیرم که از او هدایت بخواهم

    او را شریک خودم بدانم

    از او کمک بگیرم

    بی هیچ چون و چرایی تسلیم او باشم

    آنوقت است که من بهترین نتایج را برداشت خواهم کرد

    اکنون در کسب و کار خودم از او کمک می گیرم و واقعا بی هیچ دردسری همه کارهای من انجام می شود

    چند روز پیش باید به دفتر خدمات قضایی می رفتم تا یک کاری را انجام بدهم

    باید یا مغازه را تعطیل می کردم و یا اینکه کسی را سر جای خودم می گذاشتم

    از خدای خودم خواستم که همه چیز را برای من جور کند

    و به صورت واقعا رویایی دوستم آمد و ندایی به من گفت که از او بخواهم در مغازه بایستد و این اتفاق افتاد و کار من به بهترین شکل ممکن انجام شد

    چقدر این زیبااست از او کمک بخواهم و در نهایت به گوش به حرف او بدهم

    همیشه از ندای قلب خودم کمک بگیرم و کاری به عقل خودم نداشته باشم

    بهترین کار این است که دنبال او باشم و از او بخواهم

    بی شک به سادگی و راحتی به من داده خواهد شد

    سپاس از خدای هدایتگر خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    رضا محبی زاده گفته:
    مدت عضویت: 4269 روز

    سلام به استاد عزیز و دوست داشتنی و همه دوستان خوبم در این جمع

    در ابتدا از توضیحات کامل و دقیق که استاد زحمت میکشن و پاشخ میدن بسیار ممنون سپاسگذارم .

    استاد عزیزم شماهمیشه تو صحبت هاتون در زمانی که تو بندر عباس بودین و تازه با قوانین آشنا شده بودین ، میگفتین که همیشه یه دفتر به همراه داشتین که داخلش مینوشتین ، و راستش رو بگم همیشه کنج کاو بودم او دفترو ببینم.

    همیشه برام جالب بوده بدونم دقیقان چی مینوشتین که بهتون خیلی کمک میکرده در بهتر شده احساستون … و یا به چه مسائلی توجه داشتین ..؟؟؟ و ایا هنوزم این کارو انجام میدین …؟؟؟

    و یه چیز دیگه همیشه دوست داشتم او دفترو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    رامین گفته:
    مدت عضویت: 2963 روز

    سلام استاد.الان بعد از اینکه به حرف های شما در این جلسات خوب فکر کردم و نمونه هایی رو در ذهنم اوردم خدا رو شکر تونستم به نتایح خوبی برسم وبیشتر به درستی حرف های شما پی ببرم.قبلا فکر میکردم که خدا رو شکر که من در کشوری به دنیا اومدم که کشور امام زمان است و ما تنه کشوری هستیم که در مقابل استکبار جهانی ایستاده ایم و داریم تلاش میکنیم تا خودمون رو با ظهور منجی بشریت برسونیم و دنیا رو از بدبختی که توش افتاده نجات بدیم.فکر میکرم تو این دنیا هر کی هر کاری دلش میخواد میکنه و در زندگی ما تاثیر داره و فکر میکردم حتما تمام مردم دنیا باید شیعه فلانی باشند تا در دنیا عدالت برقرار باشه تا مردم دیگه گناه نکنند و ما بتونیم. در صلح و صفا زندگی کنیم به همین خاطر میرفتم و به حرف های ادنم های متعصب مذهبی گوش میدادم و اگر کسی داشت یه جای دنیا یه خلافی میکرد ناراحت میشدم و عصبانی و میگفتم این بد بختی ها این جنگ ها این مشکلات فقر و ظلم این مشکلات روانی این بیماری این بی عدالتی که داره تو دنیا شکل میگیره این ها فقط زمانی اتفاق

    میفته که ظهور صورت بگیره قبلا همیشه ادم ناراحت و عصبانبی بودم و همیشه اخبار رو دنبال میکردم.اینم بگم که این خیلی نکته مهمیه که اصلا نباید به اخبار گوش داد چون وقتی این کار رو انجام میدیم و مثلا میشنویم که در فلان کشور حمله مسلحانه شده و چند نفر کشته شدند به اتفاق در دنیا باور داریم و فکر میکنیم اون ادم هایی که کشته شدند بهشون ظلم شده در صورتی که اینطوری نیست اگر ما قانون رو بدونیم و. بدانیم که اون ادم ها در فرکانس یه همچین اتفاقی بودند دیگه ناراحت نمیشیم دیگه اخبار گوش نمیدیم چون دیگه به اتفاق به ظلم به بی عدالتی اعتقاد نداریم و میدونیم که همه این ها طبق فرکانس رخ میده.

    نمیدونم این حرف رو از شما شنیدم یا خودم بهش رسیدم که اولین

    نتیجه قبول همچین قوانینی در جهان ارامش هست که دیگه نگران نیستی که قراره چه اتفاقی بیفته و خیلی راحت میتونی زندگیت رو پیش بینی کنی.

    البته من تازگیا به یه موضوع دیگه هم پی بردم و اونم اینه که پذیرش این قانون یعنی رهایی رها کردن همه چیز نگران نبودن درباره ی چیزی چون میدونی که هر اتفاقی که بیفته حقه واصلا ناراحت نمیشی.اصلا عصبانی نمیشی اصلا اذیت نمیشی و اعتراض نمیکنی.

    البته اینم بگم که در اوایل که من با شما اشنا شدم اینطور نبود که به این نتایج برسم وقتی که فایل های رایگان شما رو میدیدم

    سعی میکردم ببینم که با این طرز تفکر چقدر میشه مسائل رو حل کرد وسئولات رو پاسخ داد سئوال های بنیادی زندگی بعد کم کم متوجه شدم که کاملا این قانون تمام مشکلات رو حل میکنه و خدا رو شکر میشه تمام سئوال ها رو باهش پاسخ داد.

    ولی یه سئوالی که هنوز نتوتستم با این قانون بهش جواب بدم مسئله ظهور هست که اصلا چرا قراره اما زمان ظهور کنه

    مگه در دنیا بی نظمی و بی عدالتی هست که قراره ظهور کته مگه ما ظلم داریم مگه ما در زتدگی اتفاق داریم پس چرا میگن که در دنیا پر از ظلم پر از فقر است پراز بیچاره گی است و با ظهور این مشکلات حل میشه.من با خودم فکر کردم که اگه این قانون درست باشه که دیگه چه نیازی به مهدی هست؟حتما شما درباره ی ظهور هم تحقیق کردید و به یه نتایحی رسیدید که متاسفانه به خاطر باور های ریشه داره مذهبی احمقانه که تو ذهن خیلی ها هست نمیتونید بگید.

    ای کاش میشد استاد ما رو در سرگردانی نزارید و به حال خودمون رها نکنیداین مسئله ظهور و قانون فرکانس خیلی مهمه.

    من و شاید خیلی ها رو به خودش درگیر کرده.ای کاش میشد از همون اول یه نفر درباره ظهور میپرسید که واقعا موضوع بسیار مهمیه.البته اینم بگم که بعد از اینکه این قانون رو فهمیدم تازه متوجه شدم که من چقدر ادم بد شانسی هستم که در بد ترین کشور در بدترین منطقه ان کشور ودر میان بد ترین ادم ها به دنیا اومدم من مثل شما لر کهگلویه هستم همون منطقه ای که حرف فهموندن به ادماش کار حضرت فیله.باز کسی درباره دعا کردن سئوال نپرسید و اینکه اگه من در یه فر کانسی باشم ایا درسته که دعایی رو بکنم که در مورد موضوعی در یه فرکانس دیگست و اصلا دعا کردن کار درستیه.و ایا شما به دعا اعتقاد دارید؟خدا تگهدارتان.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: