مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین» - صفحه 12 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»110MB30 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»28MB30 دقیقه














به نام خالق من
قسمت یازدهم از فایلهای مصاحبه با استاد:
سوال اولی که پرسیده شد ومخصوصا پاسخ فوق العاده ش برای خیلیهامون لازم وضروریه.
اینکه اگر من برم دنبال اهداف وهدایتها وماجراجوییهای خودم خانواده ام وبچهام اذیت میشن, در این مورد چکار باید کرد?
وپاسخی که استادداد رو من فکر میکنم هزاران بار باید به خودم یادآور بشم که من مسئول هییییچ کسی در زندگیم نیستم حتی اگر بچه ای داشته باشم,من فقط وفقط مسئول خودم هستم. خدایا چقدر در این مورد باور محدود کننده که ریشه در ضعف ایمان و وابستگی داره رو تو وجودمون داریم!
خدایا کمک کن که رها بشیم از دست احساسات زودگذر و وابستگیها وبی ایمانیها…
چقدر این جمله استاد بدیع وارزشمنده! واینکه میگه من تاثیری در خوشبختی یا بدبختی پسرم ندارم واین فقط بستگی به مدار خودش وانتخاب وتصمیمات خودش داره.چقدر این حرف زیباست وریشه در درک وایمان داره.
حتی استاد با سبک خاص زندگیش باعث شده که مایک هر سال چندین مدرسه رو عوض کنه وهربار مجبور به ایجاد روابط جدید بشه وهمیشه غریبه باشه تو مدرسه واستاد عزیز نتنها این رو بد نمیدونه بلکه باعث رشد وپختگی وواضح شدن خواسته فرزندش میدونه البته اگر خودش در مدارش باشه واگرم نباشه که هر چیزی هم براش فراهم بشه نتیجه عکس براش داره.
چقدر رهایی بخش ولذتبخشه وقتی استاد میگه که حتی فقر ونداری وجدایی وحتی فوت والدین قرار نیست برای بچه بد باشه وهمه اینها نهایتا باعث خیر میشه براش اگر تو مدار باشه واگر نباشه هم بازم هیچ چیزی براش کاربرد نداره.الهی شکر بخاط این آگاهی زیبا وخداروشکر که دارم در عمل نسبتا خوب بهش عمل میکنم ودارم هرروز بیشتر از قالب وابستگیها وتصمیمات احساسی خارج میشم.
این دیدگاهه که نشانه ایمانه.
پاسخ ارزشمند سوال دوم در مورد نحوه برخورد با نظرات وعقاید مخالف هست.استاد جان توضیح میده که اصلا نیاز به بحث وجدل ومباحثه و زور زدن برای اثبات و رد نداره واصلا این فرهنگ غلطیه که تو ایران هم زیاد وجود داره,اصلا نیاز به فش وجر وبحث وکامنت منفی گذاشتن نداره خیییلی راحت دلیتش میکنه میره پی کارش.
واز آمریکای عزیز مثال میزنه که آزادترین کشور دنیاست وهمممه جور عقایدی توش دارن با صلح در کنار هم زندگی میکنن وبنظر من اینم از شگفتیها وعجایب این کشور پهناور والهی هست .
استاد عمدا مثال شیطان پرستها رو میزنه که اصلا به ما چه,تا مادامی که به کسی ضرر نمیزنه به خودش ربطی داره وبارها قرآن گفته اعمال هر کسی بر عهده خودشه ومیتونه در کنار موحد راحت زندگی کنه.
اما ریشه این باور محدود کننده فکر میکنم برمیگرده به همون امربه معروف ونهی از منکر که ما اشتباهی کلا حال شدیم واونو با زور واجبار وطعنه وفش اشتباه گرفتیم واین اصلا ربطی به کسی نداره که نمیخواد حرف ما رو بشنوه.
واقعا که قبول عقاید وسبکهای زندگی مخالف حتی اگر با هیچ منطقی سازگاری نداشته باشه فرهنگ میخواد واصلا به هیچ کسی ربطی نداره واین باور وفرهنگ رو من به شدت ستایش میکنم وآمریکای عزیز رو خیلی تحسین میکنم وبه این مردم بینهایت تبریک میگم.
ممنونم استاد عزیز جواب هر کدوم از این دو سوال بینهایت برام ارزشمند هست ,سپاسگزارم استاد خوبم.
🕯💡🕯💡🕯💡🕯💡🕯💡🕯💡🕯💡🕯💡🕯🕎🕎🕎🕎🕎🕎🕎🕎🕎🕎🕎🕎🕎🕎🕎🕎🕎
به نام الله یکتا
سلام
فرهنگ پذیرش نگرش و اعتقاد دیگران:
باید بپذیریم که هرکسی حق دارد نظر خودش را داشته باشد. باید بپذیریم که ما قدرتی در تغییر زندگی دیگران نداریم، باید اینو درک کنیم که هرکسی میتونه هرطور که میخواد و باهاش راحته، تا وقتی که به کسی ضرر نمیرسونه زندگی کنه، همون سبک شخصی که باید به اون روش زندگی کنیم، سبکی که ما رو به لعلک ترضی برسونه، سبکی که باعث بشه ما تجربه کاملتر و بهتر و لذتبخشتری از زندگی داشته باشیم، هرکسی هم به روش خودش، یکی دوست داره مسیحی باشه، یکی دوست داره یهودی، یکی دوست داره اصلا دین نداشته باشه،
یه شخصی هست به نام کریستوفر جاج(Christopher Judge) صدا پیشه شخصیت کریتوس توی بازی god of war 2018، توی یه مراسمی در مورد بازی ها(game awards) یه پیرهنی پوشیده بود که من نتونستم بخونم چی روش نوشته بود و اولش فکر دیگه ای در مورد گرایشاتش و متن لباس کردم، بعد خداوند هدایتم کرد فهمیدم که روی لباسه اینا رو نوشته بود
Gay…Straight
Boy….Girl
Unicorn….Human
فکر کردم روش و فهمیدم که آقا منظورش اینه که هرکسی هرطوری که دوست داره میتونه باشه، به قول استاد as long as you don’t hurt someone . اگر قرار بود که مردم آمریکا بیفتن تو خیابونا و بخوان عقاید همدیگه رو تغییر بدن که “نه!! اون که من میگم درسته”، که دیگه اینجا آمریکا نبود، یه سری انسانهای با ایمان که پا روی ترسهاشون گذاشتن و برای پیشرفت و تجربه ابعاد گسترده تر وجودشون مهاجرت کردن، اینقدری فهمیدن که نقشی در زندگی دیگران ندارند که در کنار هم در آرام ترین و در صلح ترین شکل ممکن زندگی میکنن و باز هم به قول استاد این کشورو مهاجران ساختند. در نهایت توحید نسبت به بقیه جاها زندگی میکنن، ادعای دین و ایمون ندارن ولی به معنای واقعی کلمه مسلمانند،
به قول سید جمال الدین اسدابادی: ((به غرب رفتم اسلام دیدم ولی مسلمان ندیدم و به مشرق برگشتم مسلمان دیدم ولی اسلام ندیدم.))
استاد میگن چی؟ میگن حتی اگر سختی هم در مسیر بوجود بیاد برامن خوبه، باعث شناختن خواسته هامون میشه، الخیر فی ما وقع، استاد در مورد گذشتشون میگن چی؟ معتقدن که تازه براشون خوب بوده، پیکان دنده آرژانتینی که دزدیده میشه استاد میگه خدایاشکرت آخیش راحت شدیم بالاخره مسیرمون مشخص شد میره میخوابه، تنها دارایی زندگیش بود تازه، اون وقت نگران باشیم که به خانواده ام سخت نگذره اگه من در راستای خواسته هام قدم بردارم؟!
اگه اونا در این مسیر سختی هم بکشن اولا به خاطر باورهای خودشونه، دوما براشون خوبه و باعث شناختن خواسته هاشون میشه(گرچه قبول دارم که گفتنش خیلی آسونتر از عمل کردنشه چون حرفو همه میزنن) سوما اگه باورهاشون با شما متفاوت بشه دیگه با شما همراه نمیشن، یا اینکه اونا هم در اون مسیر سعی میکنن لذت ببرن تا اینکه سختی بکشن.
باید به سبک شخصی خودمون زندگی کنیم، فارغ از اینکه بقیه چی میگن و چه کاری رو خوب یا بد میدونن، از چی خوششون میاد یا بدشون میاد، به ما ربطی نداره چونم هرکس حق داره نظری داشته باشه، ما باید بهشون بگیم آقا سلام بر شما،من راه خودمو میرم، لکم دینکم ولی دین، بعدشم، لا اکراه فی الدین.
امیدوارم همیشه بتونیم فارغ از هرآنچه در بیرون هست، ما با درونمون، با تنها منبع قدرت و ثروت و نعمت جهان هماهنگ بشیم و فقط اونو باور کنیم و بهش ایمان بیاریم و به سبک شخصی خودمون زندگی کنیم و اعتماد داشته باشیم به رب و در مسیر درست و علایقمون گام برداریم و بدونیم که خداوند در واقع این سیستم به راحتی رزق و نعمت و ثروت رو وارد زندگی ما میکنه اگر ما با باور درست در مسیر درست حرکت کنیم و عمل کنیم. چقدر استاد رو عمل تاکیید دارن!!!عمل کنیم.
عاشقتم استاد جانم
عاشقتونم دوستان عزیزم که واقعا هیچکس تو دنیا مثل من نیست که اینقدر هم خانواده ای های بینظیر و فرکانس بالایی داشته باشه. خدایاشکرت
دستتون در دست الله یکتا
به نام یکتا خالق هستی
به نام خدایی که دوستش دارم و ایمان دارم که دوستم دارد
خدایا به امید هدایت تو مینویسم
سلام استاد بزرگوارم و سلام مریم شایسته نازنین که کردیت این فایل ها همش به وجود نازنین و ارزشمند شما برمیگرده و سلام به دوستان عزیزم که همواره کامنت ها و تجربیات نابشون ایمانم هزاران برابر میکنه که این مسیر، مسیر حقه و هر کس به اندازه ایمان و باور و اقداماتش نتیجه میگیره
همیشه میگیم و شما هم همیشه تاکید میکنید که آقا بیایم اصل رو بفهمیم و دیگه کاری به اون حاشیه ها نداشته باشیم
آقا نباشیم از اون مدل بیمار دلانی که دوست دارن بچسبن به آیه های متشابه چون میتونن طبق اونا، تفسیر و علایق خودشون رو بگنجونن و به هر دری هم میزنن که بقیه رو قانع کنن
اینکه استاد میگن همیشه از خودمون سوالای درست بپرسیم اینجاست. این سوال دوستمون با وجودیکه استاد با بیسش مخالفنمد اما باعث شد کهچه موارد اساسی گفته بشه. یعنی باعث شد استاد بره سراغ اصل
در مسیر زندگی همه ما تا حالا تضضادهای متفاوت با درجه های متفاوت پیش اومده و هیچ کسی از این قاعده مستثنی نیست چون ما انسانیم و این خاصیت دنیای مادی است. ما ادعا داریم که هر چی از خدا برسه خیره ( اینو شدید دارم به خودم میگم تا همیشه یادم باشه) همون الخیرو فی ما وقع ( یادم به اون شعر بی نهایت زیبا و با معنی خانم پروین اعتصامی و برداشت استاد عزیزم افتاد که چقدر بی نظیر بود)، پس آقا نشینم زانوی غم بگیرم که چرا همیشه اگه کاری میکنم توی زندگی بچه هام یه موجی ایاد میشه؟؟؟ چرا ما شانس نداریم؟؟ چرا زن و بچه های من؟؟
به نظر من ، اگه من چنین باوری رو دارم یعنی هنوز همون قدم اول اول هستم که آقا این من هستم که خالق اتفاقات زندگی خودمم و هیچ کسی توان اون رو نداره که زندگی من رو تغییر بده و منم توان اون رو ندارم که زندگی کسی رو تغییر بدم
نمیخوام بگم که بله من به شخصه دیگه توی این زمینه عالیم و از این حرفا.. نه…. اما اگه اینجام و میوام تغییر بدم زندگی خودم و نتایجم رو، این اصل اساسی رو باید بپذیرم، که اگه بپذیرم که اونجوری واقعا خدا هدایتم کرده، دیگه نگران تغییر و تحولات و ناخواسته ها و تضادهای زندگیم نیستم که مبادا پیش بیان و خانوادم در قبال من و کارهام ضرر ببینن یا سختی بکشن…
واقعا جای تامل داره، جای فر داره، جای این هست که با خودم و منطقم اینو برای ذهنم منطقی کنم 1 بار برای همیشه وگرنه مدام باید بجنگم و با هر چی هم که بجنگی اون رو ماندگار تر میکنم ( منکه که به این باور رسیدم که با هر چی بجنگم هی بیشتر توی زندگیم جذبش کردم آخه کانون توجهم میره به اون سمت و چون حس منفی دارم بهش و فرکانس منفی میفرستم، اتفاقاتی میفته برام که در همون مسیرا.. بارها و بارها دیدم و ایمان دارم بهش)
حالا من که اینجا هستم باید روراست ببینم میخوام بپذیرم این رو یا نه..
اگه نه، که دیگه برم پی کارم و دیگه این فایلو ببندم و بگم نه قبول ندارم و مسیر قبل رو ادامه بدم با نتایج قبل..
اما اگه میخوام بپذیرم پس باید در این مسیر باورسازی کنمو طبق اون باورهای هماهنگ اقدام کنم، حرکت کنم و بدونم من و خواستم در راستای بهبود و پیشرفت هستیم و وقتی این اتفاق رخ بده، نه تنها خودم منفعت بردم بلکه قطعا باعث میشم افرادی هم که در مسیر من و هم مدار من هم هستن از این منفعت ایجاد شده بهره ببرن
چقدر وقتا شده که یه اتفاقی افتاده بر اساس یه ناخواسته ( به ظاهر تضاد) که بعدش اینقدر راضی بودیم که نا خود آگاهگفتیم ” عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهدگ … یعنی وقتی هر فردی به شخصه در مدار درست باورها باشه، حتی کارهای دشمناش هم براش خیر پیش میاره چه برسه به اعمال نزدیکانش که حالا اینجا مثلا رفتار یه پدر در برابر خانوادشه
استاد چقدر همیشه عالی میگید که اگر از چیزی خوشمون نمیاد، اعراض کنیم، مثلا یه کامنت که خوشمون نمیاد،یال نظر یه دوست یاغریبه که مطابق میل ما نیست و موارد این مدلی و هی قضاوت نکنم و با دید و نگاه خودم نخوام بسنجم…
هر کسی آزاده که خودش فکر کنه، رفتار کنه و در نهایت نتیجه بگیره.. استاد هم همیشه اینو میگن که حرفای من برای همه نیست و هر کسی دوست داره بپذیر و هر کسی دوست نداره اعراض کنه که به نظر من، خیلی این مدلی بودن، عزت نفس میخواد که بپذیریم همدیگه رو حتی با عقاید متفاوت و خیلی نگاه عاقل اندر سفیه به بقیه نداشته باشیم
آزادی عجب چیزیه که متاسفانه من خودم بعضی مواقع رعایتش نمیکنم و می خوام یه چیزایی رو تحمیل کنم حتی توی کوچکترین چیزا… مثلا لباس پوشیدن همسرم.. این دیگه ساده ترینشه که واقعا دارم سعی میکنم به نوع فکر و سلیقه همه احترام بذارم تا در مقابل به فکر و سلیقه منهم احترام گذاشته بشه و اینجوری دیگه نه کسی ناراحت میشه و نه به کسی بر میخوره..
من آزادم طبق نظر خودم رفتار و عمل کنم ، ماها همه این آزادی رو داریم اما به شرط آزار نرساندن به بقیه… به شرط له نکردن بقیه در راستای خواسته خودمون
چقدر تفاوت دیگاه خودتون و مادرتون رو عالی بیان کردید و یه مثال خوب و منطقی زدید که هر کردومتون به راه خودتون چون میدونید هر کسی در نهایت، نتیجه باورها نیات خودش رو برداشت میکنه حتی اگر مادر خود آدم باشه…
من از خدای خودم میخوام که اینا فقط برای من حرف نباشه و عمل داشته باشه پشتش که چقدر میتونه منو راحت کنه، منو آزاد کنه از قضاوت کردن، از غیبت کردن
من از خداوندم میخوام که بهم درک هضم این نکته رو بده که من خودم 100، اتفاقات زندگیم رو رقم میزنم و اگر در مسیر درست باشم، اعمال حتی دشمنم، برام خیر و خوبی رو میاره
من از خداوند میخوام که من رو در مسیر افزایش عزت نفسم هدایت کنه تا راحت نه بگم به سلایق بقیه که مخالف سلیقه منه و نخوام به اجبار و از روی ضعف بپذیرمش ( توانایی نه گفتن)
خدایا شکرت که این فایل رو نصیب کردی و برای اولین بار دانلودش کردم وگوش دادم و خیلی خوب بود و درسها داشت در رستای افزایش اعتماد به نفسم، در راستای توحید عملی که قدرت رو فقط از جانب خداوند یکتا بدونم و بقیه رو فقط دستان کمکی اون ببینم
خدایا همواره همه ما رو به مسیر صحیح سعادت، مسیر انسانهای شایسته که لایق نعمت های تو هستن هدایت کن و ما رو توی اون مسیر، ثابت قدم بدار
خدایا چنان کن سرانجام کار….. تو خشنود باشی و ما رستگار
تا بعد…
سلام به همگی.
کامنت روز 67 ام سفرنامه تحول درون.
من فکر میکنم همه ما و مخصوصا ما ایرانیا این مشکل رو داریم که سعی میکنیم خیلی واسه بقیه دلسوزی کنیم.خیلی سعی می کنیم مسئولیت زندگی بقیه را به عهده بگیریم.درحالی که اگر به خودمون برگردیم، میبینیم که خودمون بی نهایت مشکلاتی داریم که باید حل کنیم.اگه یه مدت رو خودمون متمرکز بشیم متوجه میشیم که خودمون کلی موارد شخصیتی داریم که باید روش کار کنیم.کلی موارد درمورد مسائل مالی داریم که باید حل کنیم.از حل کردن باورهامون تا تلاش برای انجام ایده ها و موارد دیگه.منتها زمان زیادی رو ممکنه بیهوده صرف دلسوزی بقیه کنیم یا اینکه چون به نادرست فکر میکنیم مسئولیت کسی رو دوش ماست، خودمونو از پیشرفت محروم کنیم.و نتیجه این دلسوزیا و این مسئولیت پذیریای نادرست میدونید در اینده چیه؟اینه که مثلا مادر به بچه خودش میگه من میتونستم فلان کارها رو بکنم ولی بخاطر اینکه مسئولیت تو را داشتم، از خودم گذشتم.یا برعکس فرزند به مادرش بگه.و دلیلش اینه که چون ما قرار نیست مسئولیت کسی رو قبول کنیم، و زمانی که بخاطر باورهای نادرست این کارو انجام میدیم، بعدها چیزی جز حسرت برای ما باقی نخواهد بود.چیزی جز حسرت، جز عقده، جز اینکه اخرش یه روزی میخایم به روی طرف مقابل بیاریم که بگیم من بخاطر تو این کارو کردم.و طرف مقابل هم ممکنه بگه من دوست نداشتم همچین کاری بکنی.و اینجاست که میشه ضرر در ضرر.
یا حتی تشکر هم بکنه، چیزی عوض نشده.اینکه کسی خودش رو له کنه که کسی دیگه پیشرفت کنه واقعا یه ضرر نابخشودنی هست.درحالی که درواقع این یک توهمه و هرکس با فرکانسهای خودش داره ایندشو رقم میزنه.
درمورد اینکه استاد گفتن بحث نکنید برای قانع کردن کسی، واقعا کاریه که من باید روی خودم کارکنم.البته خیلی در این یکی دوسال اخیر بهتر شدم.ولی کلا باید بیشتر روش کار کنم.اینکه ارامش خودم رو الویت بدونم و با کسی بحث نکنم.اینکه ازادی ادما رو حقشون بدونم و با کسی بحث نکنم.
همین دیروز من در یه مساله کاری با یکی از دوستان که باهم منافع مشترک داریم بحث میکردم، و از یجایی واقعا حس کردم هرچی دارم توضیح میدم اون بیشتر نمیفهمه و از یجایی گفتم اوکی بیخیال.و اعراض کردم.گرچه در مورد بحث کاری بود و چون منافع مشترک داریم، بهرحال باید به یه نتیجه ای برسیم ولی چون حس کردم انگار کلا حرف منو داره برعکس میشنوه، منم رها کردم.ممکنه در عمل و در حین کار زمانی که اون موضوع پیش اومد بتونه بهتر متوجه بشه.البته همینطور که خیلی وقته این خواسته برام بوجود اومده که واسه خودم مستقل کسب و کار داشته باشم، دیروز احساس کردم این خواسته در من قوی تر شد.
امیدوارم که در زمان مناسب ببینمتون استاد و بوسه بارونتون کنم خدانگهدار همگی
به نام خداوند مهربان
سلام به همه دوستان عزیز
تضاد هایی که در زندگی برای افراد پیش میآید باعث مشخص شدن خواسته ها می شود
تصمیمات که ما در مسیر خواسته ها مون برمی داریم اگر باعث مشکلات و تضادهایی برای خانواده و نزدیکان مون بشه اصلا بد نیست و باعث میشه خواسته مشخص بشن
افراد مسئول شادی و خوشبختی خودشون هستند و کسی مسئول شادی و خوشبختی شخص دیگری نیست
همه آزادند دیدگاه خودشون رو بگن و همه هم آزادند از اون دیدگاه خوششون بیاد یا خوششون نیاد
قرآن بارها و بارها به پیامبر گفته که رسالت تو فقط رساندن پیام به مردم است و تو مسئول تصمیم افراد نیستی
چقدر خوبه که بتونیم دیدگاه افراد رو بشنویم و اجازه بدیم افراد خودشون مسیر شون رو انتخاب کنند
اگر ما در کل با دیدگاهی موافق نیستیم باید اعراض کنیم و بهش توجه نکنیم و بحث کردن و مخالفت کردن مسیر درستی نیست
هر کسی با هر دیدگاهی حق دارد که برای خود زندگی کند
ما فقط مسئول خودمون هستیم و هیچ کس بار دیگری را بر دوش نمی کشد
اگر با باورهای درست در مسیر مون حرکت کنیم به تضاد خاصی یا برخورد نمی کنیم یا اگر هم برخورد کنیم به راحتی قابل حل است
در پناه خداوند سعادتمند و ثروتمند باشید
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته عزیز و دوستان موحد و ارزشمندم
خوشحالم در جمعی حضور دارم که سخن از خداوند در میان است
سوره نحل رو میخوندم به آیه بسیار زیبایی رسیدم
وَعَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبِیلِ وَمِنْهَا جَائِرٌ ۚ وَلَوْ شَاءَ لَهَدَاکُمْ أَجْمَعِینَ ﴿٩﴾
و قرار دادن راه راست [برای هدایت بندگان به سوی سعادت ابدی] فقط بر عهده خداست، و برخی از این راه ها کج و منحرف است [که حرکت در آن شما را از سعادت ابدی محروم می کند]، و اگر خدا میخواست همه شما را [به طور اجبار] به راه راست هدایت می کرد. (۹)
اون کسیه که هدایت ما رو شخصا به عهده گرفته
به خودش این امرو واجب کرده
چقدر بزرگوار و چقدر بنده نواز
اگر ما خودشو قصد کنیم قطعا به سمت خودش و به صراط مستقیم هدایتمون میکنه
پس در درجه اول هدایت وجود داره
شکی درش نیست
در سوره لیل هم فرمود
إِنَّ عَلَیْنَا لَلْهُدَىٰ ﴿١٢﴾
بی تردید هدایت کردن بر عهده ماست. (۱۲)
حالا چرا ما اعتماد نمیکنیم
بعضا به افراد مذهبی هم میگیم خداوند ما رو هدایت میکنه و فلان مسئله رو بهمون میگه
تعجب میکنن و باور نمیکنن
چرا اینجوره
شاید چون همیشه شنیدیم که خداوند فقط با پیامبران صحبت میکنه
و اونها هم انسانهای خاصی بودن و تعداد خاصی بودن و تمام شدن
پس اینکه بخوای از خدا هدایت بگیری ناممکنه
ولی چیزی که هست در قران چیز دیگری وجود داره
بقول استاد ما مسلمونایی که قرانو نخوندیم
خب مشخصه باورهای ما از شنیده ها منشاء گرفته
نه از حقیقت محضی که الان توی دست ماست
خداوند واضح فرمود هدایت شما برعهده منه
و من اصدق من الله حدیثا
پس دیگه نگرانی معنی نداره
ما یه سری خواسته داریم
یه سری موارد هست که نیاز به حل و فصل داره
اوکی
ازش هدایت میخوایم
و بهمون میگه
اون از در و دیوار آسمون و زمین از طریق بینهایت دستش با ما صحبت میکنه
کار ماچیه
حواسمون باشه به نشونه ها
وقتی ما یه حرفی رو میشنویم که دو تا عابر به هم میگن
این تصادفی نیست
این برنامه ریزی شده که دقیقا من همون تایمی که این حرف زده میشه اونجا باشم
و بشنوم
و دقیقا برمیگرده به فرکانس هایی که من ارسال کردم
مثل این میمونه یه امواجی هر لحضه داره از من انعکاس پیدا میکنه و اونا میرن و چینش اطراف منو تغییر میدن
چون من اونجا هستم اونجا اونطوریه
اگر کسی دیگر جای من اونجا باشه و فرکانس هاشم که قطعا متفاوته
اونوقت چینش جهان اطرافش با جهان من متغیره
و حالا استاد از راهنمای درون میگه
که این دیگه بسیار خالصه
یعنی شما صدای پروردگارتو از درون میشنوی
مشکل از اینجایی پیش میاد که همزمان شیطان هم اون تو در حال صحبته
و این صداها قاطی میشه
خبر خوب اینه
قطعا راهی هست که بتونی از هم تشخیصش بدی
فقط باید توی این راه حرفه ای بشی
تلاش کنی بفهمیش
یادم نمیره توی نتایج دوستان یکی از دوستان که فیلم فرستاده بودن گفتن در یه زمانی واضح ترین صدای عمرشونو شنیدن که میگفت :
باز آ
هرآنکه هستی بازا
این صدا واضح بوده
پس قابلیت وضوح رو داره
و نشونش اونجور که استاد گفتن حس خوب و بد ما هست
که اینم بنظرم بازم با هدایت و کمک خواستن از خودش کم کم برای ما بیشتر قابل تشخیص میشه
همه چی خودشه
و اون خیر مطلقه
خداوندا شکرگزار درگاهت هستم
ممنون برای این تجربه منحصر بفرد زندگی که بهمون عطا کردی
ازت درخواست میکنیم بهمون توکل رو یاد بده
ازت درخواست میکنیم که صدای هدایت خودتو برای ما واضح کن
ازت درخواست میکنیم که یک آن نذار دستمونو از دستای تو بیرون بکشیم
ازت درخواست میکنیم ما رو به صراط مستقیم راهنمایی کنی
و آسونمون کنی برای آسونی ها
تو بر هر کاری قادری
و تو بر هر چیزی عالمی
خداوندا
ما نمیدونیم
تو میدونی
ما در برابر تو تسلیم هستیم
دستامون بالاست
خودت فرمون زندگی ما رو بدست بگیر
و بذار اون تجربه فوق العاده سرسپردگی بینهایت و رها شدن از ذهن رو در آغوش تو تجربه کنیم
خداروشکر
خداروشکر
خداروشکر
استاد
مرسی هستین
در پناه خدا باشید
اهدافم در۱۴۰۱
عاشق الله بشم
بلطفش بیزنس خودمو ران کنم
بلطفش فهم و حفظ و تثبیت قرانم عالی بشه
به نام الله یکتا
سلام خدمت دوستان
خداراشکر که با این سری فایلهای روز شمار روزی یک باور مخرب در خودم پیدا میکنم و راهکارش هم بهم گفته میشه و با خوندن کامنتها میره تو اعماق ذهنم
من خودم وقتی میخاستم از کارخونه بیام بیرون اصلا به این فکر نکردم که اگه کارم نگیره اگه مشتری نیاد چطور خرج زندگی و همسرم رو تامین کنم .
نه اینتور نبود اینقدر ذوق و شوق برای ایجاد کسبو کار مورد علاقه ام رو داشتم که این چیزا نمیومد تو ذهنم فقط میخاستم به اون ازادی زمانی و مکانی برسم و دیگه زمان برام مهم نباشه که فلان ساعت بخابم یا بیدار بشم یا برم سر کار تا فلان ساعت
من دوست داشتم ازادی رو تجربه کنم و خداراشکر بهش رسیدم و خداوند هم به این شجاعت و ایمان من پاسخ داد و نذاشت کارم روی زمین بمونه و خرجی خونه کمبیارم
همه افرادی که شغل کارمندی و کارخونه ای دارن این فکر و ترس نمیذاره به سمت خواسته ها و علایق و ازادی خودشون حرکت کنن مثل همین دوست عزیز که از ترس نداشتن خرجی خونه نمیره شغل خودش رو راه اندازی کنه و ازادی خودش رو داشته باشه
خدا برای همه بندهایی که افریده رزقشون رو هم میده پس این فکر که من باید خرج خوراک پوشاک مسکن و راحتی خانواده ام رو تامین کنم این شرکه
اگر به خداوند و قدرتش که بدونه اذن خدا برگی از درخت نمیفته زمین ایمان داریم دیگه ترس نباید باشه
خداوند رزق و غذای مورچه توی دل خاک رو بهش میده پس ما انسانها که خلیفه و نماینده خودش روی زمین هستیم رو نمیتونه بده البته که میده ما این فکرهای بیهوده و باورهای فقر الود و شرک رو داریم که به سمت خواسته ها مون حرکت نمیکنیم
به قول قران ما وکیل و محافظ بقیه نیستیم هر کسی خودش انتخاب میکنه که چه زندگی داشته باشه و خدا هم بهش کمک میکنه که توی هر مسیری که میخاد تا اخر بره پس ما نه میتونیم فکر بقیه رو تغییر بدیم نه مخرجشون رو تامین کنیم خداست که داره همه انسانهارو هدایت میکنه و جهان هستی هم اتفاقات رو رقم میزنه
خداراشکر میکنم که کنترل تمام زندگی دست خودمه و میتونم هر مسیری که میخام انتخاب کنم
موفق و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و اخرت باشید
هدایت درونی چه زیبا توضیح دادین و وقتی مغزمون را ساکت کنیم به قلبمون گوش بدیم الهامات درک میکنیم وقتی با ذهنمون بهش فکر کنیم ردش میکنه و نمیزاره الهامات اتفاق بیفته
انقدر این بخش وجودیمو تقویت کردم که دیگه همش میسپارم به خدا و میگم تو راهنماییم کن و دیروز از همین شیوه استفاده کردم وسط خیابون شب گوشیم خاموش شد پول هم نداشتم تاکسی بگیرم و گفتم خدا خودت راهنماییم کن و من به خانمی مهربان هدایت شدم که برام تاکسی گرفت و برگشتم خونه، تمام مدت میگفتم خدایا تو هدایتم کن من منتظرم و مغزم راه حلهای منطقی میداد بهش میگفتم تو ساکت شو بزار هدایت شم و به منطقم گوش نمیدادم تا هدایت کار خودشو کرد
بریم سراغ زندگینامه امروز
استیو انتونی بالمر مدیر سابق ماکروسافت، چقدر جالب تمام پولش از راه کارمندی ماکروسافت در اورده چقدر مثال جالبیه برای کارمندان که حتی میشه با کارمندی هم ثروتمند شد همش که نباید کارافرین باشی
نه موسس بوده نه فامیل شرکت دار بوده بلکه کارمند بوده
متاسفانه اطلاعات زیادب ازش نیست حتی خونش هم نیست در صورتیکه ز ده نفر اول ثروتمندان جهانه
اولش دیدم اطلاعاتی براش نمیارم خواستم بیخیال بشم اما گفتم نه ایشونم ثروتمنده پس باید بخونی و در کمال تعجب همین دو خط که در موردش بود ملی باور اشتباه فرو ریخت از مغزم.
ثروت در همه شغلی هست ثروت همه جا هست ثروت کاری به شغلت نداره بلکه باورهای تو هست که ثروت میسازه چه کارمند چه کار افرین
ثروت برای کسیه که باورهای درستی داره
خدایا شکرت منو انقدر قشنگ هدایت میکنی که دونه دونه باورهام شکسته بشه
همونطور که بالمر لایق ثروت شد منم لایق خونه دخواهم هستم
بسم الله الرحمن الرحیم
خدایا منِ نقطه، هیچی نمی دونم تو دانای نهان و آشکاری
تو رب العالمینی
پس از خزائن علم و حکمتت بر علم و حکمتم بیفزای … علم و حکمتی از جنس علم و حکمت سلیمان
خدایا از شر نجواهای ذهنم… از شر باورهای ناهماهنگم … از شر قل و زنجیرهای نامرئیِ باورهای محدودکننده ام، به تو پناه میبرم
ای خیر الرازقین… ای ارحم الراحمین… ای کریم… ای غنی… منو از عوامل بیرونی بی نیاز کن … منم می خوام غنی بودن رو در همه ابعاد از سرراست ترین و لذت بخش ترین مسیر، تجربه کنم
آمین
===================================
سلام به استاد نازنینم
سلام به مریم جااااانم
سلام به دوستان مدار بهشت
سلام به سارای در حال رشد
فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»
++مهم ترین باور برای فعال کردن راهنمای درون⬅️
فارغ از انکه ما مذهبی هستیم یا نه، این نیرو هدایتگر در وجو همه هست
وقتی درخواست کنیم پاسخ میده
++ ترمزهایی که مانع اعتماد به راهنمای درونی میشه یا چرایی استفاده کم از راهنمای درونی و متکی بودن به عقل خود⬅️
حساب کردن روی تجربیات گذشته
++ نشانه ی تشخیص الهامات قلبی از گفتگوهای ذهنی⬅️ طیف احساس اگه منفی باشه الهام نیست… ولی اگه خوب باشه یا خنثی باشه الهامه
++ راهکار شنیدن هدایت های راهنمای درونی⬅️ باید استدلال های ذهن را که از تجربیات و باورهای محدودکننده گذشته می آید، از مدار خارج کنی؛
++ باورهای قدرتمند کننده ای که ذهن منطقی ما را خاموش می کند تا صدای الهامات درونی را بشنویم:
مواردی رو به یاد بیاریم که به الهاماتمون که منطمقون قبول نمی کرده، عمل کردیم و نتیجه گرفتیم
مثلاً اواخر اردیبهشت امسال قلبم گفت وسایل هاتو جمع کن ببر خونه… منم بدون مقاومت قبول کردم و جمع کردم آوردم خونه… ولی بعدش هی ذهن منطقیم میومد می گفت: چرا این کار رو کردی؟؟ سال دیگه کارت سخت میشه… امیر علی هم امسال قرار بره مدرسه… چطوری می خوای هندل کنی خودت یه مدرسه دیگه… فاطمه یه مدرسه دیگه.. امیر علی ام یه مدرسه دیگه… هر بار می گفتم: من به پلن خدا اعتماد دارم…
تا اینکه من تابستان تمرکزی روی قرآن و دوره ارزشمندی و سایت کار می کردم تا اواخر شهریور بهم پیشنهاد شد که برم مرکز سنجش و مشاوره… الان فقط خدا می دونه چقدر از کارم راضی ام… چقدر تایم خالی دارم که با عشق می تونم روی خودم کار کنم… خدا برام شاهکار کرد…
یه مورد دیگه وقتی رفته بودم منابع آزمون استخدامی آ. پ رو بگیرم با پول کم رفته بودم که حداقل یکی یا دوتاش رو بخرم اما در دومین مغازه هدایت اومد و کتاب هایی بهم معرفی شد که مناسب شرایطم بود هم از لحاظ مدیریت زمان و هم مالی… منم بدون مقاومت خریدم و خیلی خیلی خیلی راضی بودم و آزمون هم با تراز خوب قبول شدم
داستان های قرآنی مثل: مادر موسی
خود موسی و دریا
ابراهیم و قربانی کردن پسرش
ابراهیم و رها کردن زن و نوزادش در بیابان
++ مثالهایی از نشانه های کار کردن روی باورهای ثروت ساز و بهبود آنها… نشانه های کوچک را تایید کنیم تا باورهامون تقویت بشه… جای پارک راحت… پیامک واریزی پول... برخورد مناسب افراد با ما… آسان شدن کارها…
++ تنها مسئولیت زندگی ما از دیدگاه قوانین⬅️ مسئولیت فقط خودمان… هیچ کس بار دیگری را به دوش نمی کشد
++ ما توانایی خوشبختی یا گمراهی یا هدایت هیچ فردی غیر از خودمان را نداریم؛… چون همه چی فرکانس و ما نمی تونیم از طرف دیگران فرکانس ارسال کنیم.
++ تضادها بد نیستن چه برای ما و چه برای عزیزانمان… تضادها موهبت هستن هم برای ما و هم برای عزیزانمان چون اون ناخالصی ها که ریشه اون تضاد و مدام داره فرکانس ارسال می کنه میاد بالا و باعث میشه ما آگاه بشیم ازش و درستش کنیم…. چون باعث میشه خواسته هامون واضح بشن… چون محرک های پیشرفت هستن…
++فرهنگ زیبای لا اکراه فی الدین ⬅️ هر کسی حق داره هر جور دوست داره فکر کنه و عمل کنه البته عملش تا حدی منع نداره که به دیگران آسیبی نزنه… مادر استاد تو مسیر برخلاف استادِ ولی استاد نمیاد باهاش بحث کنه و اثبات کنه حتی اگه تو اون مسیر نیاز به کمک مالی داشته باشه، کمک می کنه
باسلام
وقتی آدم و حوا به زمین هبوط کردند خداوند فرمود هدایتی بر شما میاید هر کس پیروی کند نه حزنی دارد و نه نگرانی
و من احساس میکنم این هدایت چیزی از درون ماست که ما را هر لحظه هدایت میکند و مربوط به همه انسانها هم میشود چه مذهبی و چه غیر مذهبی
مثلا ترامپ وقتی علت ثروتمند شدنش را پرسیدند گفت من کاری نکردم فقط گوش به حرف حسم میدادم میگفت برو این ملک رو بخر منم میخریدم و سود میکردم و جالبه هیچ مقاومتی هم نشون نمیداد
بله استاد جان باید به این حس درونی ایمان داشته باشیم وگرنه هدایت پروردگار همیشه در حال جریان است و عمل کنیم
و به لطف خدا من آروم آروم دارم صدای خدارو واضح میشنوم و واقعا لذت بخش است
موفق باشید