مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین» - صفحه 8 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»110MB30 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | فرهنگ ناب «لا اِکْراهَ فِی الدّین»28MB30 دقیقه














سلام
همه چی تکامل داره.توی درک الهامات و بعد عمل بهشون هم الهامات هم تکامل باید طی بشه.من یکسال پیش اگر میخواستم در مورد الهامات صحبت کنم، هنوز برام گنگ و نامفهوم بود و خیلی به ندرت شاید ازش بهره میبردم.خب هرچی گذشت خیلی بهتر شد و جوری شد که واقعا در عرض چند ثانیه تصمیم میگرفتم برای اقدام به الهامات.البته خیلی جاها هم چون باورهام هنوز مشکل داشتن عمل نمیکردم که هرچی گذشت تو اونا هم بهتر شدم.مثلا یه نمونه که عمل کردم این بود که با دوچرخه به سمت خونه میرفتم و قبل اینکه برسم به چهارراه و ازش رد بشم و همون مسیر همیشگی رو برم، یه حسی گفت بپیچ به چپ و برو تو خیابون بزرگمهر.بعد سریع نجواها شروع شد که نرو راهت دور میشه ، میخوای بری که چی بشه، حالا الکی بری که چی. اینا و یه چیزایی مثل اینا اومد تو ذهنم ولی یهو به خودم آمدم و گفتم نه من باید به الهامم اعتماد کنم و همه اینا توی چند ثانیه بود.چون تا چهارراه فاصله چندانی نداشتم.رفتم.دوباره یکم که رفتم بهم گفت بپیچ به راست خیابون فلان.ایندفعه هم اومد نجواها ولی خیلی سریعتر از قبل محو شدن.رفتم و توی اون خیابون من دو تا کارواش دیدم که جدید بودن و ندیده بودمشون و هردو هم شلوغ و پر مشتری که کلی کیف کردم از این فراوانی جهان.کلی باورم تقویت شد.فاصله این دو کارواش از هم زیاد هم نبود ولی هردو خدا رو شکر پر از مشتری بودن.همشم تو ذهنم بود که خدا حتما میخواد ایمان منو بسنجه که گفته از این مسیرها بیام.پس باید برم.چقدر این قضیه تو شناخت الهامات بهم کمک کرد.یاد این داستان قرآنی افتادم که میگه نبوده ما به پیامبری الهام کنیم یا همون وحی و شیطان نجوای خودش رو قاطیش نکنه.یعنی همیشه این هست ولی ما باید آگاهانه کنترلش کنیم.حتی توی نوشتن این متن من یادم نبود که در مورد این قضیه حرف زده بودم قبلا یا نه و یهو یادم اومد که یه جایی گفتم و نجوا میخواست منصرفم کنه و گفت پاکش کن، خوب نیست دوباره بنویسی ولی گفتم نه و حسم میگفت باشه چون برای خودت هم خوبه که این مثالای خوب یادت بمونه که خدا چطور هدایتت میکنه به جای درست فقط تو باید خودت رو رها کنی تو آغوشش و بزاری ببردت به اونجایی که باید بری.
مورد دوم که حسم گفت صحبت کن همون بحث رقابت هست.الان که داشتم به اوایل شروع کارم با اساتید موفقیت نگاه میکردم( اساتید میگم چون هنوز اون موقع به این درک نرسیده بودم که استاد از همه بهتره و باید فقط با استاد باشم و بقیه کات.ولی خیلی زود اینو از فرکانس استاد گرفتم) اون اوایل خیلی دوست داشتم که یک باشم حالا اول تو شهر خودمون بعد استانی بعد کشوری و همینطور بالاتر و واقعا این بهم انگیزه میداد ولی هرچه گذشت دیدم دارم حتی دورتر هم میشم از چیزی که میخوام و بهش نمیرسم و فقط دارم خودمو عذاب میدم.یعنی واقعا برای شروع خوب بود ولی ادامه نه.از وقتی روی عزت نفسم کار کردم و گفتم نه آقا اصلا من میخوام فوتبال بازی کنم چون عشقمه چون لذت میبرم چون حال میکنم باهاش.چکار دارم که از کی عقبترم یا چه کمبودی میبینم که بخوام خودمو ثابت کنم به بقیه و مثل اون دونده ای بشم که به جای اینکه روی کار خودش تمرکز کنه ، مدام دور و اطراف رو نگاه میکنه که مبادا کسی ازش جلو بزنه و به خاطر اینکار فقط سرعت و کیفیت خودش رو پایین میاره.
توی ۶ ماه اخیر انقدر همه چی خوب بوده که حد و حساب نداشته و واقعا توی کارم پیشرفت کردم و به سطح بالاتری رسیدم و از لحاظ اعتماد بنفس هم رشد داشتم و علتش هم همین بود که این رقابت کردن و بهتر شدن از بقیه و گرفتن تایید و تحسین از بقیه یا زدن تو سر بقیه که البته این کم بود و خودمو ثابت کردن به دیگران که بیشتر بود، خیلی کمتر شد توی وجودم و به هماهنگی بیشتری رسیدم با درونم.
خدا رو سپاسگزارم بابت این حال خوبم و این قوانین بدون تغییرش و بابت خودش که حضورش در قلبمه و همیشه بهم آرامش و اطمینان میده.
سلام و درود بر استاد عباسمنش وخانم شایسته محترم و تک تک عزیزان هم فرکانسی …
من چند وقت پیش استاد دیدگاهم گذاشتم و گفتم هیچ گونه محصولی هنوز خریداری نکردم قصد دارم بزودی پکیج رسیدن به رویاها روخریداری کنم فقط دارم روی تحویل روزشمار زندگی تمرکز میکنم هر فایل از روز اول تا الان که رسیدم فصل سوم بالا5بار با دقت گوش میدم و انجام میدم درکنارش روزی 5صفحه کتاب میخونم و 10صفحه قرآن یعنی استاد همین فایل های رایگان هم بخدا کامله اصلا نکات عالی توشون هست هرکسی دقت کنه ….استاد نمیدونم چجوری ازتون تشکر کنم بخدا الان بغض گلوم گرفته ….تواین مدت کوتاه که خیلی تمرکز کردم …اول بهترین مکان هست محل کارم نگهبانی هست وسط بیابان یعنی صبح تا شب شاید با 2الی 3نفر آدم گذری برخورد کنی کشاورز هستن ..این ایده آمد که محل کارم بهترین جا هست که راحت روباورهام کارکنم دقیق همون شد…راحت کتاب میخونم راحت مناجات میکنم راحت فایل ها رو گوش میدم تمرکز میکنم تمرین میکنم رو باورهام ولذت میبرم ازین سرسبزی زمین های کشاورزی اطرافم انواع کشت آسمان صاف زیبا پرنده های قشنگی هروز میبینم آرامشی که دارم احساس عالی که دارم فقط اینا توی 20روز هم نشده دارم حسش میکنم ….ایده بعدی آمد تو ذهنم تقریبا 5روز پیش بود 2هکتار زمین کشاورزی خالی قابل کشت جفت محل کارم مال سازمان آب هست استاد یه دفعه این ایده آمد توذهنم گندم کشت کنم واقدام کردم باقدرت وامیدوار بخدا زنگ زدم تراکتور خوبه بگه من چند قطعه پایین تر دارم کشت میکنم ساعت4عصر گندم هاتو بیار تا من الان میام زمینت آماده میکنم برات گندم کشت کنم…بدون ریالی پول بدون یه دونه گندم زنگ زدم به رفیقی داشتم بوجاری گندم داره گفت همه رو بردن ولی اندازه 3هکتار فقط دارم مال یکی هست اگه نیومد ببره تا یه ساعت دیگه تو بیا ببرنیاز من اندازه فقط2هکتار بود استاد توشوک هستم هنوز. رفیقم خودش گندم توماشین گذاشته برام فرستاده سر زمین بدون ریالی پول گندم بدم گفت سر برداشت بیا حساب کتاب کن تراکتور کشت کرد برام گفت هر برداشت کردی پول کشت وکارای زمین پرداخت کن …زنگ زدم خدمات کشاورزی گفت بیا هرچی خاستی کود و سم ببر بعدا پرداخت کن ایرادی نداره …..الان من استاد گندم 2هکتار کاشتم تازه جوانه زده لذت میبرم نگاهش میکنم اینا همه کار خداست اینه قانون جهان هستی فرکانس و قدرت باور و ایمان به خودت و خدا الهی شکر خدایاشکرت بابت همه چی سپاسگزارم….استاد ایده ای که قبلاً گفتم کسب کار آنلاین راه اندازی کردم داخل تلگرام بدون هزینه فراوان تبلیغات دوستم مغازه محصولات ورزشی داره بدنسازی بهم 40درصد از فروش میده کل کارای اینترنتی وانلاین دست خودم هست این ایده اجرا کردم درسته هروز فروش ندارم ولی چند روزی 2تا3تافروش دارم ولی از روزی تعهد نوشتم و روزشمار دارم گوش میدم انجام میدم فروشم از 7روزی 3تاالان شده 5تا6تا فروش محصول و ایده دیگه چندروزه آمده تو ذهنم درکنار کانال آمدم یه گروه هم زدم تلگرام که روی هردو کانال و گروه تلاش و سرمایه گذاری کنم ….وخداروشکر تا اینجا دارم خوب پیش میرم….
قصدم روز اول این بود تک تک فایل های رایگان رو با دقت و درست گوش بدم تمرکز کنم وتمریناتشون انجام بدم …..بعد خرید محصول رسیدن به رویاها رو بگیرم و بعد عزت نفس….برنامه ریزی دقیق کردم ….
خدایاشکرت سپاسگزارم منو به خودت وصل کردی منو به قرآن وصل کردی الهی شکر
استاد من به راحتی روزی بالا7نشانه از خداوند میبینم که انگاری دارم هدایت میشم به آرامش به لذت بردن از زندگی به رسیدن به خواسته ها راه راست الهی بخدا بی نظیره همه چی من انگاری کور بودم این همه نشانه رو نمیدیدم ….
از استاد عباسمنش بابت این همه فایل رایگان واین همه محصول حرفه ای که تک تکشون من تا آخر سال میخرم و انجام میدم …. سپاسگزارم خدایاشکرت
استادعباسمنش من به قیمت جانم شده بایدتوحیدی بشم باید اینقدر رو باورهام کارکنم و فرکانس مثبت و احساس خوب به جهان بفرستم -به تک تک آرزوهام و خواسته هام برسم ….چون لایق بهترین ها هستم که الان تو خانواده عباسمنش هستم…..
زندگی آینه باور هاست….
از تک تک خانواده هم فرکانسی که این همه کامنت زیبا نوشتن سپاسگذارم کلی انرژی مثبت الهی شکر ….
سلام سلام
استاد گاهی از شنیدن فایلهاتون قلبم جوری میتپه انگار توی دستامه اشک از چشمام جاری میشه نفس به شماره میافته که خدایا چقدر تو دقیق جواب میدی امروز هم که روز 67 از روز شمار رو گوش دادم دقیقا همین حالت در من جاری شد
از وقتی با این مسائل آشنا شدم حتی یه روز نشده که جا بزنم انقدر واسم درستی این راه واضح و آشکارِ که فقط علت تمام اتفاقات رو در خودم جستجو میکنم استاد من یه تک دختر یه خانواده تقریبا مرفه بودم که به مرور اوضاع بد و بدتر شد و من الان دقیقا با تمام وجودم علتش رو درک میکنم اوضاع مالی پدرم به مرور افت میکرد چون مدام بر سیاست و سیاستمداران تکیه میکرد هیچ شکر گزاری در اون بساط عالی دیده نمیشد و مادرم درگیر خدای دروغین بود و دین الکی که به خوردش داده شده بود و مدام در جلسات عزاداری معصومین و در گیر چشم و هم چشمی و غیبتها و قضاوتهای دائمی اطرافیان و تمرکز بر نکات منفی اهل خانه و خوراندن باورهای افتضاح به من و دو برادرم و خدایا الان که من حدود سی وسه سالم شده تازه دلیل تمام پس رفت های خانواده رو میفهمم
استاد وقتی با این مسیر آشنا شدم چون خودم تجربه این حجم از پس رفت از عرش به فرش رو داشتم انگار همشو میفهمیدم هر استادی که توی مدارش میرفتم واسم واقعا معجزه وار گره ها رو از درون باز میکرد تا به شما رسیدم چقدر این تکاملم تا به شما رسیدن قشنگ طی شد خدایا صد هزار بار شکرت
اما امروز که این فایل به شدت منو تحت تاثیر قرار داد این داستان بود که من خیلی وقته که یه خوابهایی میبینم که اتفاقات آینده رو بهم الهام میکنه از همون بچگی این خوابها رو میدیدم تا بعد از ازدواجم هنوز که بچه نداشتم فقط پسر اولم رو باردار بودم ماههای اولش بود خواب دیدم که بچه ای با نام حسینعلی داشتم و…
در این مسیر خواستم همسرم رو متوجه این آگاهی ها کنم ولی ناموفق بودم تا جایی که میگفت دیگه حق نداری پول به اینترنت بدی که این چرت و پرتها رو گوش بدی و من فقط روی خودم کار کردم هر چی یاد گرفتم رو سعی کردم اجرا کنم با تمام قوا پای این راه واستادم به خاطر اول خوشبختی خودم که از اون وضعیت جهنمی بیام بیرون و معجزه پشت معجزه همشون دست شدن واسه رسیدن من به خواسته هام ….
الان من با دو تا پسر 4ساله و دو ساله به نامهای حسین و علی که من هیچ دخالتی در نام گذاریشون نداشتم حتی خوابم هم فراموش کرده بودم تا با این آگاهی ها آشنا شدم دوباره یاد خوابم افتادم وقتی باهاتون آشنا شدم و انگار خداوند برام رد پا گذاشته بود که من به روحم و هدایتهای اون اعتماد کنم ببین چقدر درست بهت خبر داده بود ( اوست نشسته در نظر من به کجا نظر برم)که من خودم تو رو نجات میدم با اجرای قانون من الان واسه خودم یه جای خوش آب و هوا خونه دارم مغازه دارم کار دارم اما استاد واسه تجربه خوشبختی بیشتر چند وقتِ ندا میاد که از همسر و بچه هامم باید بگذرم استاد ندا واضح شده بارها و بارها….
و دیشب و پریشب که ماه کامل بود یه حس عجیب غریبی از تماشاش داشتم من با خودم و خدای خودم سنگهامو واکندم و گفتم خدایا تسلیم اراده توام تو کاملا مشخصه واسه من برنامه ها داری من حتی زمانی که به قوانین آشنا نبودم تو واسم نشانه گذاشتی که بیا جلو هواتو دارم منم اومدم هیچ چیزی راهمو نبست به هر آنچه هدایتم کردی انجام دادم حتی چقدر بعضیهاش به ظاهر احمقانه بود ولی من انجام دادم تا رسیدم به اینجای راه که نسبت به بچه هام تسلیمت شدم و سپردمشون به خودت که خودت دادی و امروز که توی این حال و هوا بودم این فایل انگار واسه خودِ من بود که واسه بالاتر رفتن فقط خودمم و خودم نچسبم به هیچ کس من فقط مسئول خودمم
استاد عاشق این صدای آرامش بخشتون هستم وقتی کلام خدا رو جاری میکنید این همزمان شدن این حالت درونیم واسه خانوادم و این فایل منو دگرگون کرد
خدایا هزار بار ازت ممنونم که همیشه چراغ راهم رو روشن میکنی
بنام پرودگار یکتا
سلام
مهاجرت به مدار بالاتر گام ششم: فرهنگ ناب لا اکراه فی الدین
در ابن جلسه متوجه شدیم که مهمترین راه ارتباطی با راهنمای درون و یا دریافت الهامات الهی اینه که باور کنیم اصلا چنین راهنمایی وجود داره و همواره در حال راهنمایی من هست، فقط من باید باورش کنم و روی تجربیات گذشته خودم و روی عقل خودم حساب باز نکنم، در همه موارد از او کمک بخوام و مطمئن باشم که او همواره هدایتگره منه.
سئوال بعدی که استاد پاسخ دادن در مورد این بود که آیا ما باید تا کی روی ذهنمون کار کنیم و کنترل ذهن کنیم؟
جواب این بود که ما همیشه باید ذهنمون رو کنترل کنیم وگرنه اتوماتیک وار ذهن ما به سمت منفی میره و به نکات منفی توجه میکنه، در این مورد تجربه من هم نشون میده هر وقت با انگیزه و تمرکزی روی کنترل ذهنم کار کردم نتایج هم عالی شده و کاملا نتایج مثبت رو در زندگیم لمس کردم و هر وقت از این مباحث فاصله پیدا کردم دچار نجواهای ذهنی شدم و نتایج هم منفی شده.
و اما مورد دیگه ای که سئوال شد و استاد پاسخ دادن در مورد تضادی که ممکنه در مسیر رشد ما برامون پیش بیاد و خانواده آسیب ببینن، در حقیقت تضادها میان تا ما خواسته هامون رو بشناسیم و نگران این مورد نباشیم هر چه در مسیر پیش بیاد میتونه باعث رشد ما و اطرافیانمون بشه، در حقیقت تضادها عامل پیشرفت ما هستند.
و اما یه اصل مهم برای پیشرفت اینه که هیچوقت نخوایم با کسی بحث کنیم تا چیزی رو به کسی ثابت کنیم چون ما توان این رو نداریم که دیگران رو تغییر دهیم و با بحث و اجبار چیزی درست نمیشه، نمونه بارز این مورد همین تبلیغات اسلامی هست که حدود 50ساله که با تمام توان میخواد مردم رو به راهی که فکر میکنن درسته هدایت کنن، اما نتایج کاملا برعکس بوده و اکثریت جامعه دین گریز شدن اگه ما با حرف و عقیده کسی مخالفیم بهتره که اعراض کنیم چون با بحث کردن فقط خودمون رو از مسیر دور میکنیم،
بقول قران که به پیامبر میگه تو رسالتت دعوت کردنه و تو وکیل و وصی مردم نیستی،
نخواهیم که کسی رو قانع کنیم، در این مورد هم مثالهای زیادی هست که هر وقت خواستم کسی رو قانع کنم طرف واکنش نشون داده و فقط خودم رو درگیر کردم، ما مسئول دیگران نیستم پس نخواهیم که دیگران رو تغییر دهیم، حتی در مورد همسر و فرزندان هم باید این مورد رو لحاظ کنیم چون مسئول خوشبخت کردن و یا بدبخت کردن کسی نیستم، افراد زیادی در رفاه کامل بزرگ شدن اما راه رو اشتباه رفتن و افراد زیادی در فقر بزرگ شدن اما نتایج عالی رو گرفتن پس این ما نیستیم که بتونیم تغییری در زندگی افراد ایجاد کنیم بلکه هر شخصی مسئول زندگی خودشه و تمام اتفاقات هول محور خودش رو با کانون توجهش رقم میزنه اینو باید بارها و بارها به خودم متذکر بشم و فقط کانون توجهم رو بزارم روی نکات مثبت هر موضوعی
خدایا شکرت که هدایتم کردی به راه راست راه کسانیکه نعمت داده ای
خدایا شکرت که آسانم کردی برای آسانیها
خدایا شکرت بخاطر اتفاقات خوبی که امروز برام افتاد
خدایا شکرت که بهترینها رو در مسیر من قرار دادی (بهترین مشتریها، بهترین استادکارها، بهترین مهندسان، بهترین اطرافیان، بهترین استاد موفقیت و … )
با تشکر از استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته و شما دوست عزیز که در این مسیر الهی گام برمیداری
بهترینها رو براتون آرزومندم تا گام و جلسه بعدی خدانگهدار
سلام دوستان جان
خداروشکر که هنوز دارم این فایلارو پیگیری میکنم و نکته برداری میکنم
از همین کار کوچیک یه عالمه نتیجه گرفتم.. یه عالمه حس خوب که داره منو میبره سمت اتفاقای خوب و خوب و خوب تر..
خدایاشکرت که داری هدایتم میکنی.. عاشقتم ک.. ❤️
خب اینم از نکته های این جلسه..
قسمت 10
مهمترین راه ارتباط با راهنمای درونت باور به اینه که این نیرو هست باور کن که پاسخ میده تا پاسخش رو ببینی اگه باورش کنی برات پررنگ تر میشه و اگه بهش ایمان بیاری برات شفاف میشه اگه تسلیم این راهنما باشی بهتر راهنماییت میکنه و بهتر نتیجه میگیری… از این راهنما تو هر شرایطی استفاده کن چه چیزای کوچیک چه جاهای مهم…به تجربه ات تکیه نکن نزار منطقت جلوی استفاده از الهامتو بگیره این الهام واست بهترین راهنماست به تجربه هات نگاه نکن به اون حس گوش بده اون حس اون الهام بهترین راهنمای توئه حتی اگه کاری که میگه به نظرت مسخرست بازم انجامش بده… حتی اگه شرایطت بده بهش ایمان بیار و مطمئن باش به راحتترین راه شرایط رو برات درست میکنه… سرکوب کردنش اشتباهه….یکم که تمرین کنی وضوحش رو راحت حس میکنی…
البته که حتما به حست نگاه کن اگه از اون صدا حس بد گرفتی اون نجوای شیطان هست.. اما اگه حسی نداشتی یا حست خوب بود مطمئن باش که الهام خداست که راهنمای درونته که هدایته الله و حتما بهش گوش کن و عمل کن…
هرلحظه مراقب گفت و گوی درونت باش و نجوای های منفی رو با باورهای مناسب جایگزین کن… این گفت و گو ها نیاز به توجه دارن اگه بهشون توجه نکنی و کنترلش نکنی خودبخود بد میشن و حس منفی بهت میدن اما برای خوب شدنش نیاز به کنترل هست و خود بخود خوب نخواهد شد
پس با درونت مثبت گفت و گو کن تا حست خوب بشه.. و میدونی که تهش چی میشه..
وقتی داری رو ذهنت و رو باورات کار میکنی حتما حواست به نشونه ها باشه و بدون که این نشونه ها از سمت خداست و سپاسگذاری کن و ادامه بده.. و ادامه بده… و سپاسگذاری کن.. اگه این نشونه هارو نبینی یا منبعشو درک نکنی کمرنگ میشن و دور میشی از مسیر
چقددددر مثال جای پارک عالی بود.. واقعا چقدر بی تفاوتیم نسبت به نشونه ها نسبت به نعمت ها.. وااای خدایا واسه تک تک جاپارک هایی که واسمون محیا کردی شکرت😁😉
تو اشرف مخلوقاتی پس توانایی برتر شدن رو داری تو لیاقت اینو داری که برترین خودت باشی.. اما فقط برترین خودت نه بقیه.. اگه دنبال این باشی بقیه چی میگن تا برترین برای همه باشی داری راهو اشتباه میری.. اینجوری به افسردگی میرسی چون به تعداد افراد روی زمین سلیقه های متفاوت هست و تو هیچ وقت نمیتونی نظر همه رو به خودت جلب کنی.. شاید تو برای یه عده برترین بشی اما از نظر یه عده ی دیگه اصلا خوب نیستی… پس ذهنتو از حرف بقیه خالی کن و خودت رو فقط و فقط با خودت مقایسه کن… تو میتونی برترین خودت باشی
خدایاشکرت ک منو به درک این همه آگاهی میرسونی
عاشقتم خداجونم.. ❤️
و خدایی که در همین نزدیکیست
با سلام به استاد گرامی
🌹مهمترین راه ارتباط با راهنمای درون اینه که باور کنیم این راهنما هست فارغ از اینکه مذهبی هستیم یا نه
🌹این نیروی هدایتگر در وجودمان هست و وقتی ازش درخواست کنیم و ایمان داشته باشیم که وجود داره و پاسخ میده این مهمترین باوره در مورد اینکه از الهامات استفاده کنی🌹استاد در مورد بازی پینگ پنگ مثال زدن که از الهامات استفاده میکنن
🌹ومثال دیگه گم شدن مایک در فرودگاه
🌹وبه اندازه ایمان و باور و به اندازه اینکه چقد تسلیم باشیم و روی خودمون حساب نکنیم به همین اندازه تکامل پیدا میکنیم و هدایت میشیم
🌹به اندازه اینکه روی عقل و منطق حساب نکنیم و خیلی ها از تجربیات قبلیشون استفاده میکنن برای همین نتیجه نمیگیرن
🌹و ذهن منطقی میگه من ده بار امتحان کردم جواب نداده واگر اون لحظه به حسمون گوش بدیم و عمل کنیم جواب میده
🌹ذهن جایگاه شیطان است
🌹و جنس احساس میگه کی داره باهات صحبت میکنه
🌹همیشه باید روی گفتگوهای ذهنیمون کار کنیم خود به خود احساس خوب نمیشه ولی خود به خود بد میشه
🌹وقتی روی باورهامون کار میکنیم نشونه هاش میادعدد بزرگ نیست ولی ذوق زده میشیم و مسیرو با قدرت ادامه میدیم مثل مننننننننن
🌹منشا نتایج کار کردن روی باورهامونه وقتی کم کار میکنیم کم نتیجه میگیریم و وقتی زیاد کار میکنیم زیاد نتیجه میگیریم
🌹در مورد قوانین اصول درست گفته شده و هیچ چیز تغییر نمیکنه
🌹اگر میخوایم به تکامل برسیم باید ذهنم از رقابت خالی کنیم
🌹خدایا سپاس سپاس سپاس به خاطر این اموزشهای بینظیر توسط استاد عباسمنش
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر استاد عزیزم
سلام بر بانو شایسته
از خداوند مهربان سپاسگذارم که مرا دراین مسیر قرارداد
از استاد شایسته به خاطر استارت پروژه ی مهاجرت به مدار بالاتر .
میخواستم در مورد این چندروز که دارم با تعهد بیشتری کار میکنم روی خودم توضیح بدم و بگم استاد جان همین الانم مدارم عوض شده چون با نشانه های خیلی واضح دارم میبینم که خداوند از هر طرف داره هدایتم میکنه ومن دارم درکش میکنم .
وقتی باور کنیم که نیروی همواره درحال هدایت ماست وهر لحظه داره مسیر رو بهمون نشون میده اونجاست که میتونی هدایت ها رو دریافت کنی .
وقتی همیشه روی گفتگوهای ذهنیت کارکنی ومهارشون کنی اونجاست که راحتتر میتونی صدای الهامات رو بشنوی الهاماتی که بااحساس خوب همراه هست .
روزی که به دنبال خونه بودیم برای جابجایی اصلا ایده یی نداشتم که کجا باید خونه بگیریم فقط یه باور توی وجودم بود که انسان های بسیار خوبی هستند که ما میتونیم خونه شونو اجاره کنیم .
2 تا خونه رو رفتیم ودیدیم ومورد پسنمون واقع شد ولی معامله انجام نشد ویا واگذار شد به کس دیگه ایی درعین حالی که اون خونه ها رو دوست داشتم وکمی هم ناراحت شدم ولی یه حسی بهم میگفت حتما خیری درش هست نگران نباش .اگه به فراوانی باور داری خونه ی خوب با صاحب خونه ی خوب هم زیاده پس نگرانی این وسط چیه؟
پس بعداز مدتی وارد برنامه ی دیوار شدم و یه اگهی دیدم که همون موقع بارگزاری شده بود
شرایط یه خونه رو نوشته بود ویه حسی بهم گفت تماس بگیر
ومن تماس گرفتم با اینکه هیچ عکسی هم از خونه نذاشته بود وباهاش صحبت کردم وقرار بر بازدید گذاشتیم که شب بریم .
رفتیم بازدید وپسندیدیم و بیعانه دادیم و تمام
باورتون میشه که از تمام خونه هایی که دیده بودیم با شرایط قیمتی که میخواستیم بهتر بود متراژ بالاتر تک واحدی خلوت و یک صاحب خونه ی خوب وبا احاره ی خیلی کمترودر محله ی دیگری که حتی از محله ی الانمون بهتر بود .
وقتی احساست روازاتفاقات خوب نگه میداری وامیدواری قطعا خداوند پاسخ میدهد حتی از خواسته ی تو بهترشو بهت میده .
توی خونه ی قبلیمون هر طبقه دوواحد بود وواحد کناریمون یه خانواده ی بسیار پرسروصدا بودن که دائم صداشون توی خونه ی ما بود
میدونین ما توی این شرایط چکار کردیم
کنترل ذهن توجه نکردن به صدای اونها وتمرکز روی خوبیهای اون خونه
ما یه چند بار درکل 3 سال بهشون تذکر دادیم اما بیشتر سعی کردیم که توجه نکنیم ونتیجه این شد
که کم کم سروصدا کمتر شد کم کم دعواهاشون کمترشد
وگاهی صدای موسیقی خیلی آرامش بخشی میومد
وبالاخره جهان مارو جابجا کرد به جایی فوق العاده ارام که فقط سکوت مطلق وگاهی فقط صدای پرنده ها رو میشنویم .
بله جهان وقانون پاسخ میدهدهرلحظه درحال پاسخ گویی به ماست به شرط کنترل ذهن
استاد جانم من امروز تازه فهمیدم که درحال عجله کردن هستم و این باور کمبود رو میرسونه من نگران هستم و تازه دارم میفهمم که از تمام این لحظه ها باید لذت برد من اگر الان دراین شرایط هستم دارم یاد میگیرم که تنها چیزی که باید داشته باشم لذت بردن از تمام این روزهایی است که من دارم میگذرونم به خاطر دیدن نتایج بزرگتر ولی این نشانه های کوچک رو بهشون توجه نمی کنم .
من از بودن درکنار دخترم که داره بزرگ میشه و ممکنه برای چند سال آینده برای خودش مسقل بشه وازما جدا بشه لدت ببرم هرروز این لحظه ها رو قدر بدونم از درس خوندنش از صبحانه حاظر کردن براش از نگاه کردن به چشماش از نشستن کنارش و حرف زدن باهاش از لمس وجودش هر ثانیه باید لذت ببرم
این روزها به سرعت میگذرند وتمام خاطرات خوش باقی میمونند باید خوشحال باشم که هرروز خونه مون رو باید تمیز کنم هرروز باید غذا بپزم برای خانوادم
من باید خوشحال باشم به خاطر وجودشون به خاطر اینکه هرروز صبح که بیدار میشم میبینم همه مون سالم وسلامتیم و کنارهمیم .
همه درحال کار ورشدیم و تک تکمون کار خودمون رو داریم .
من از وقتی دارم روی خودم کار میکنم محیط اطرافم خانوادم و فرزندانم بسیار رشد داشتن واونها هم دارن روی خودشون کار میکنند بدون اینکه من ازشون بخوام
لا اکراه فی الدین
واقعا در هیچ کاری اجباری نیست ومن مدتهاست که کاری بهشون ندارم و سپردمشون به الله واو خوش بهترین زمان هدایتشون میکنه
خلاصه ی داستان توجه و توجه وتوجه هست کنترل ذهن کنترل ذهن کنترل ذهن
ایمان به نیرویی قدرتمند که هرلحظه درحال مراقبت از ماست
مدار مالیمون درحال بالا رفتنه به وضوح نشانه هاشو دارم میبینم
از همین چندروز کلی مشتری عالی داشتم ومن با عشق کارم رو انجام دادم
من به این دنیا اومدم که لذت ببرم من اومدم که نقش خودم رو به بهترین شکل ممکن ایفا کنم و همین
تازه دارم میفهمم که هنوز توی ناخداگاه من حس دیرشدن رو داشتم و حالا این رو ازبین میبرمش با لذت بردن و قدردانی
مریم جان واستاد عزیزم تحولات بزرگی درحال رخ دادنه یکنفر داره خیلی پیشرفت میکنه واین پیشرفت همین خودسازی چقد لذت بخشه
چقد من شگفت انگیزم هرروز دارم بهتر میشم و هرروز دارم آگاهتر میشم .
واین جانب ازبودن دراین مسیر و ادامه دادن دست نخواهم کشید تا پایان عمرم .
ازتون متشکرم دستانتون رو میفشارم و درآغوش میگیرمتون .
میام واز اتفاقات دوباره مینویسم منتظر باشید
درپناه الله شاد سعدتمند ثروتمندباشید .
آیه 11 سوره رعد است که می فرماید «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا بانفسهم»، (خدا وضع و حال هیچ قومی را عوض نخواهد کرد مگر آنکه انسانها به خودشان وضع و حال خودشان را تغییر دهند
ببینید خداوند با آن همه قدرتش چه میگوید ؟ پس وای به حال ما
من واقعا بااین سخنان شما 100%موافقم
وبرگردیم به سخنان وآموزهای شما ؛ چون هرکسی فرکانسی متفاوت دارد وبه نظر من این متفاوت بودن اززیباییهای آفرینش است
بله واقعا من خودم وقتی اسمی ازشما یادیدگاهی ازشما رادرجمعی بیان کردم دقیقا به نتیجه سخن شما ؛ جواب شنیدم اینها دیوانه اند اینها برای جیب خودشان است و……
وبیشتر کسانی این حرفها رامیزنند که این مسیر رادرک نمیکنند
اما اینجا میخواهم بگویم تنها سایتی که من دارم وتنها مسیری که دارم دنبال میکنم گروه تحقیقاتی عباسمنش است وباتمام وجودم میگویم که مثل خداوند به آموزها و آموزشها ی این خانواده ایمان دارم وهروقت طبق این آموزها عمل میکنم زندگیم بهشت میشود والبته که بهشت شده است
ومیخواهم به تمام جهان فریاد بزنم که من با آموزها ی این خانواده از نو ، نو ؛ متولد شدم ومن کسی هستم که باسخنان آقای عباسمنش زندگیم درتمام جنبه ها ؛ به خاطر آموزشهای عباسمنش به بهشت تبدیل شده است وعباسمنش عزیز ؛ آن یک نفری که میگفتی ؛ من هستم. وخداوند را میلیاردها بار سپاسگزارم زنده باشی عباس جان بتاز وپردههای جهل وتاریکی رانابود کن انشاالله
سلام دوست عزیز
احسنت و تبریک میگم خدمتتون
در پناه خدا شاد و سعادتمند باشید
با سلام
دیروز که داشتم سوره ی قصص رو میخوندم به این دو آیه رسیدم اونهم پشت سر هم که دقیقا مرتبط با مبحث مطرح شده توی این فایل بود. من که خودم واقعا از فرکانسی بودنشون لذت بردم و دوست داشتم با دوستان هم اینها رو به اشتراک بزارم :
وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَقَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَکُمْ أَعْمَالُکُمْ سَلَامٌ عَلَیْکُمْ لَا نَبْتَغِی الْجَاهِلِینَ ﴿۵۵﴾
و هنگامی که سخن بیهوده ای بشنوند، از آن روی برمی گردانند و می گویند: اعمال ما برای ما و اعمال شما برای شما، سلام بر شما [سلام متارکه]، ما خواستار [همنشینی و معاشرت با] نادانان نیستیم. (۵۵)
56
إِنَّکَ لَا تَهْدِی مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ یَهْدِی مَنْ یَشَاءُ ۚ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ ﴿۵۶﴾
قطعاً تو نمی توانی هر که را خود دوست داری هدایت کنی، بلکه خدا هر که را بخواهد هدایت می کند؛ و او به هدایت پذیران داناتر است، (۵۶)
🌺به نام خداوند بخشنده و مهربان🌺
در مورد این فایل ، من خب مجرد هستم و زن و بچه ندارم که این ترس هایی که دوستمون گفتن رو بدونم چی هستن دقیقا و واقعا هم درکش نمیکنم ولی یه اتفاق مشابهی که برای من افتاد این بود که من تقریبا دو و نیم سال پیش که به قصد مهاجرت اومدیم اینجا ، همون موقع به خونوادم گفتم من میرم و دیگه برنمیگردم ، و واقعا هم اشتیاق زیادی برای خواسته هام داشتم و هنوزم دارم البته و دارم در مسیرشون حرکت میکنم.
همون موقع ها نگرانی ها میومد سمتم که اگه من نباشم کی میخواد ازشون حمایت کنه یا به کار ها رسیدگی کنه و یه جورایی چون فرزند ارشد خونواده هستم خودمو مسئول پدر و مادر و برادر کوچکترم میدونستم ولی با تمام این اوصاف من کلا مهاجرت کردم و برای من که واقعا خیلی خوب شد چون واقعا من تو همون مسیر هایی که دوست داشتم حرکت کردم و الان به level های خیلی بالاتر قدم گذاشتم و واقعا احساس میکنم خیلی بزرگ تر شدم.
خونوادم هم همچنان دارن زندگیشونو میکنن و خیلی هم راضی هستیم هممون.
خیلی از دیدگاه ها و سبک زندگی من از نظر خونوادم ، جالب نیست ولی قرار نیست من دیگرانو راضی کنم و ترجیح میدم جوری که دوست دارم زندگی کنم.
من واقعا قبلا خیلی دوس داشتم برادرمو خیلی حمایت کنم و خیلی هواشو داشته باشم ولی الان وقتی میبینم وقتی من اصلا نیستم و اصلا مورد حمایت کسی نیست فکر میکنم خیلی بهتره براش چون میبینم که مثلا خیلی کاراشو تنهایی انجام میده و یه جورایی مستقل تر بار میاد.
البته پدر و مادرم هم اخلاق های اینچنینی ندارن که الکی و بیش از حد از فرزند حمایت کنن و منم واقعا یه جورایی مستقل بار اومدم که خیلی هم خوب شد برام.
💯💯💯💯💯💯💯💯💯💯💯💯💯💯💯
از خدا میخوام به هممون شهامت تغییرو بده.
از خدا میخوام در مسیر تغییر و بهبود دائمی کمکمون کنه.
از خدا میخوام کار ها رو برامون انجام بده.
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام به استاد عزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به تک تک دوستانم
2=رفتار هماهنگ با قانون در مواقع برخورد با ناخواسته ها چیست؟؟
خیلی طول کشید وتکاملم زمان برد تا بتونم راهکار مناسبی در مواقع برخورد با ناخواسته ها پیدا کنم..
چون یک عمر باورم این بود که این ناخواسته ها از بیرون اتفاق افتاده، و خب منکه مقصرش نبودم!!
با این تفاصیل بازم در درون خودم قدرتی احساس میکردم برای مبارزه ومقابله با تضادها ونخواسته ها، که هر طور شده با زور بازوم با زور کلامم بازور رفتارم با تکیه بر عقل خودم اون تضاد وناخواسته رو از جلوی پام بردارم وهر طور شده ازش عبور کنم.
فقط خدا میدونه که چه زجرها کشیدم و چه سختی ها به خودم دادم همه عمر که کاری کنم اون بیرون همه چیز وهمه کس خوب وبی نقص باشند تا من هم بتونم نفس راحتی بکشم!!
ولی هر چقدر تلاش من بیشتر میشد تغییر مثبت بیرونی کمتر…و حتی اوضاع وشرایط بدتر وسخت تر هم میشد برام.
تا اینکه وارد این مسیر پرخیر وبرکت اگاهی وشناخت قوانین جهان هستی شدم..
وقتی از قوانین سر در آوردم، وقتی شما استاد قشنگ ومهربونم فکر خدا رو بهم گفتید وقتی بهم یاد دادید که بازی زندگی چطوریه وراهش چیه، تازه یه کم از مقاومتهام کم شد..
اونجاها که هربار میگفتید هر کسی مسئول صد درصد اتفاقات زندگیش هست، اونجاها که میگفتید برید گذشتتون رو نگاه کنید ببینید که چطور خودتون اون اتفاقات رو وارد زندگیتون کردید خواسته یا ناخواسته…
با تمام اما واگرها ومقاومت ها، من یه کم تونستم دست از سر کچل سرنوشت وتقدیر و خدا و خانواده و جامعه و …بردارم.
اونجا تازه تونستم بعد صدها بار که این جمله رو ازتون شنیدم، یه کم بهش یقین هم پیدا کنم وقتی گذشتمو کنکاش کردم و رد پای گند زدنهای خودم رو توی همه اتفاقات زندگیم دیدم…
اونجها که با ترسها وعجله ها ودودلی ها، با تکیه بر عقل ناقص خودم ویا تکیه بر عقل ناقص کسایی مثل خودم، همیشه زره به تن کرده وشمشیر به دست آماده باش نشسته بودم که برم به جنگ خدا وتقدیر وسرنوشت و آدمها وشرایط وحتی زمان ومکانها …
که نتونند زندگیمو، حالمو خراب کنند ومانع پیشرفت و شادی و خوشبختی من نباشند!!!!
یه کم که آگاه شدم گفتم بذار بیام از این به بعد از راه وروشهای استادم استفاده کنم ببینم استاد راست میگن؟ آیا قانون توی زندگی منم جواب میده؟
خب خیلی سخت بود برام که برعقل و حرف کس دیگه ای تکیه کنم، برای منی که عقل کل تر از خودم در جهان نمی دیدم، و باورم بر این بود که کسی نیست که بتونه خوب وبد من وزندگیم رو برام تشخیص بده!!
ولی بدون شک درست در نقطه عجز زندگیم وارد این مسیر شده بودم ودیگه راهی جز اینکه به حرفی کسی که کلی نتیجه توزندگیش گرفته از عمل به قوانین،گوش کنم.
از کارهای کوچیک ومسائل ومشکلات جزئی شروع کردم، یادمه اون موقعه ها داشتم خدا وقوانینش رو محک میزدم وتست میکردم، پیش خودم میگفتم ببینم خدای عباسمنش خدای منم هست؟
منم دوست داره؟ به منم کمک میکنه؟ مشکلات منم حل میکنه؟
شروع کردم تقلید کردن از شما ومریم جان در کل زندگیم، از نوع فکر کردن در مورد مسائل و از نوع حرف زدن و بیان و حتی از نوع رفتارهاتون، درسته که تقلید بود و قلبی نبود واز روی یقین نبود ولی خیلی کمک کننده بود.
اولین راهکاری که خیلی خیلی خیلی بهم کمک کرد تا بتونم به قوانین اعتماد کنم و اجراش کنم این بود که در مقابله با تضادها وناخواسته ها، دنبال حل کردن سریع ودفع ورفع کردن مشکل ومسئله دیگه نباشم.
که مثل گذشته بدو بدو استرس بگیرم که چرا اینطوری شد وای حالا چی میشه پاشم یه کاری بکنم که همه چیزو روبراه کنم….
همین کاری نکردن وبه قول خودم شیشه قورت دادن ونشستن بزرگترین قدم من وبا ارزشترین کار من در اوایل این مسیر بود.
خیلی سختم بود ولی میگفتم مینا یا باید انجامش بدی یا بمیری!!
چون سالها همه کاری کردی جز اینکه اوضاع رو بدتر کنی اتفاق مثبتی رخ ندادپس لطفا بشین سرجات وفقط هیچ کاری نکن…هیچ حرفی نزن..
سکوت کردن، نشستن به عنوان مشاهده گر اجازه داد من بتونم قلم بدست بگیرم وبنویسم، میشد روزها وشبها ساعت ها مینوشتم.
تمام چیزهایی که توی ذهنم بود، حرفهایی که با خودم وخداوند ودیگران وحتی در مورد شرایط داشتم…
شاید اون روزها از روی اجبار وبرای کنترل ذهن اینکارو میکردم ولی همون کار یا همون تمرین باعث شد من خیلی از رفتارها و گفتارهای غلط واشتباه و بد وآسیب زننده رو که همه ی عمر انجامش میدادم دیگه انجام ندم وتکرارشون نکنم.
وهمین تمرین باعث شد من یاد بگیرم نشستن و هیچ کاری نکردن رو!!!! در اصل نکردن وانجام ندادن کارهایی که در گذشته باعث بدتر شدن اوضاع وشرایط میشد.
یادمه اون تقلید کردن در رفتار وگفتار انقدر ادامه دار شد که شد جزئی از عادتهام ..
یادمه وقتی می دیدم اوضاع خوب پیش نمیره پامیشدم به زور هم شده میزدم از خونه بیرون، میرفتم توی مردم توی بازار توی فروشگاهها ، میرفتم قدم میزدم، میرفتم سمت طبیعت تا فکرم رو از اون موضوع دور کنم چون استادم بهم گفته بود اینکار جواب میده…
شاید داشتم به زور کنترل ذهن میکردم ولی در نهایت جواب میداد و من می دیدم تایم بیشتری تونستم تلاش بیخودی برای حل کردن ناخواسته ها وتضادهام نکنم.
چون اون اوایل هنوز بلد نبودم که جوری ذهنم رو مدیرییت کنم ویا جوری از کلام ورفتارم استفاده کنم که طبق قوانین همه چیز به نفع من رقم بخوره، پس بهترین کار همون هیچ کاری نکردن بود برام.
جلوتر که اومدم از سپردن چیزهای کوچیک کوچیک شروع کردم، اینکه بتونم با خداوند در اموراتم وحل مسائلم شریک باشم، به قول خودم اونموقعه ها که هنوز این خدای امروزم رو نشناخته بودم، بهش میگفتم خدایا 90 درصد کارو من جمع وجور میکنم 10 درصدشم شما زحمتشو بکش!!!!!!
میدونم که خدا اونموقعه ها کلی خندش میگرفت از حرفم ومیگفت بچه جان 100 درصد کارو من گردن گرفتم دارم انجامش میدم، شما یه دقه هیچی نگو فقط هیچ کاری نکن ، بشین سرت جات، نمیخواد شما کاری انجام بدی والله…که گند نزنی انقدر به کارای من!!!
هرچقدر بیشتر نشستم وبیشتر سکوت کردم وبیشتر خودم رو دیدم ودرونم رو، بیشتر برام روشن شد که همه چیز خودم هستم وهمه چیز رو خودم دارم وارد زندگیم میکنم.
سرسوزن که مسئولییت خودم وافکارم وگفتارم ورفتارم رو گردن گرفتم، فقط همون سرسوزن باعث شد، 90 درصد از اون اتفاقات وناخواسته های بد وتضادها وشرایط وآدمهای بد، از زندگیم حذف بشند.
اونجاها که من میگفتم ولش کن من نه میدونم نه می تونم، خدا خودش باید بیاد ودرستش کنه، من که فقط بلدم گند بزنم!!
اونجاها که میرفتم وهنوزم توشرایط ناخواسته اینکارو میکنم ولی آگاهانه، که میرم خودم رو سرگرم میکنم با دیدن فیلم کمدی یا رفتن به طبیعت یا خرید ویا هرکاری که بهم حس خوب میده،وقتی دیگه از دستم کاری برنمیاد واگه سهمی در اون مورد داشتم انجام دادم ….سعی می کنم اجازه ندم منتظر نتیجه موندن منو از پادر بیاره….
در گذشته همه کاری میکردم همه گندی میزدم بعد که همه چیز بدتر میشد نهایتش مجبور میشدم موضوع رو رها کنم برم یه قرصی چیزی بخورم بخوابم که نفهمم دوروبرم چه خبره تا بلاخره یه فرجی بشه!!
وحالا مدتهاست وهربار بهتر هم می تونم انجامش بدم، اینکه سهم خودم رو به کمک خداوند با پذیرش صد درصد مسئولیت اون موضوع وکل زندگی واتفاقاتش، انجام بدم و باقیشو اجازه بدم زمان درستش کنه، چون به زمان بندی خداوند اعتماد دارم.
حتی الان مدتهاست به خودم هم اعتماد دارم، چون میدونم من در حال خودمراقبتی هستم ودر مسیر درست ودارم آگاهانه زندگی می کنم و اگر ناخواسته ای پیش اومده بدون شک اومده به من درسی شیرین بده، این موضوع این آدم این شرایط اومده تا بهم بگه چطوری از زندگیم بعد عبور از این شرایط بیشتر لذت ببرم وبیشتر طعم خوشبختی رو بچشم وچطور به خواسته های قلبیم نزدیکتر بشم یا بهشون برسم.
وقتی آدم خودش میدونه داره با توکل وایمان پیش میره داره صدخودشو میذاره که درست زندگی وبندگی کنه، وهیچ عذاب وجدانی نداره، وقتی از خودش ومسیرش مطمعن هست دیگه به تضادها وناخواسته ها به چشم یه عذاب ویا بلاء نگاه نمی کنه…
بلکه اون رو نعمت وموهبتی از سمت خداوند می بینه که روحش ارتقاء پیدا کنه تا به اصل خودش نزدیکتر بشه، تا بتونه خیر وخوشی وشادی وسلامتی وثروت وعشق و معنویت بیشتری رو تجربه کنه….
به دوستانم پیشنهاد می کنم که برند فایل ظلم به خود از دیدگاه قرآن، رو گوش بدند، این آگاهیها کمک میکنه تا متوجه این باشیم که هیچکس در این دنیا اندازه خودمون به ما ظلم نمی کنه..
به خدا قسم که من بارها امتحان کردم تا زمانیکه این دهنم رو باز نکردم یا حرکتی انجام ندادم ونشستم کار خودمو کردم وداشتم زندگی خودمو پیش میبردم کاری به کسی نداشتم به الله قسم که کسی هم کاری بهم نداشته…
واین نشونه میده این منم که اتفاقات رو رقم میزنم، وگرنه حتی اگه حرف یا حرکت یا اتفاق ناخواسته ای پیش بیاد، اونقدری نمی تونه منو اذییت کنه یا ذهنم رو درگیر کنه، به جاش ازش استقبال می کنم و از خدا میخوام که بهم بصیرتی عطاء کنه تا بتونم حکمت ماجرارو درک کنم تا به نفع خودم همه چیز رقم بخوره…
این مینای الان که اینجوری مینویسه وداره سعی میکنه خیلی از این آگاهی های که درک کرده در زندگش استفاده کنه…
4 ساله داره شبانه روز فایلهای این سایت رو می بینه میشنوه ….
12 قدم منو متولد کرد وحرف زدن وراه رفتن یادم داد…فایلهای هدیه سایت وکامنت خوندن ونوشتن خوراکم توی این مسیر شدند و دوره ی بی نظیر هم جهت با جریان خداوند داره منو به استقلال کامل میرسونه….
جوریکه حتی پلک زدنم ونفس کشیدنم رو هماهنگ با ربم پیش ببرم چه برسه به افکارم وگفتارم ورفتارم…..
حتی اگه همیشه وهر روز توی این دل سپردگی وسر سپردگی موفق نباشم ولی خسته نمیشم، من انقدر باید این کارو ادامه بدم تا باهاش یکی بشم، چیزیکه هم باعث رضایت درونی منه وهم باعث رضایت ربم.ان شالله.
این (((دوره هم جهت با جریان خداوند)))لطف ورحمت وبرکتی از سمت خداوند بود و هدیه ای ارزشمند از سمت شما استاد قشنگم به من، که بتونم جوری زندگی وبندگی کنم که حس کنم جهان تماما خلاصه شده در من وخداوند.
مثل دعای توی مراسم ازدواج توی کلیساها که عروس ودامادها بهم میگن در هر شرایطی در سختی و اسانی ، در شادی و غم و….
دوره هم جهت با جریان خداوند منو به شکلی تغییر داد به لطف الله که توی خواب وبیداری رابطه ی منو خداوند به این شکل پیش میره، همینقدر صمیمی وعاشقانه وبا تعهد از روی مهر ومحبت…..دوتایی باهم وبا لذت….در تمام لحظه ها چه در شادی وغم..
وچه در سختی وآسانی…
باهم این مسیر رو طی می کنیم..
تنها شریک ورفیق و همراه وزوج و همدم و مونس ویار ویاوری، که می تونی صد درصد بهش تکیه کنی، هیچوقت رهات نمی کنه، هیچوقت تنهات نمیذاره، برای خودش چیزی رو نمیخواد و تمام هم وغمش خوشحالی توهست، بارها وسختی ها وناراحتی ها وبیماریهاتو گردن میگیره، تا تهش باهات میاد در طول مسیر زندگی حتی لحظه ای ازت غافل نمیشه، واز شادی وذوق کردنت انقدر خوشحال میشه که همش دوست داره کاری کنه که بیشتر شاد باشی بیشتر کیف کنی بیشتر لذت ببری…تازه هرجا خسته بشی کم بیاری بغلت میکنه توی مسیر ومیبردت به سمت جلو…
برات توی مسیر آواز هم میخونه ونوازشتم میکنه..
برکات ونعمت هایی که به شکل ارامش وامنیت واسودگی وخواب راحت وروان شدن کارها وآسانی در امورات زندگی وبه شکل آدمهای خوب ومهر ومحبتشون، به شکل سلامتی به شکل شادی به شکل پول ومادیات و امکانات زندگی …بهت عطاء میکنه میخواد بگه اینها منم، در همشون من رو ببین من رو حس کنم…من در همه چیز هستم و همه چیز از منه، تا توی ای بنده ی من در خوشبختی زندگی کنی.
دیگه واقعا چی میخوام؟؟؟
خدایا مهربانم پروردگارم حالا که هدایتم کردی حالا که منو در پناهت گرفتی، کمکم کن حتی لحظه ای ازت دور وجدا نشم. یاری ام کن قدردان نعمت های بیشمارت باشم وهمیشه به یاد داشته باشم که باتوست که من شاد وخوشبخت وسلامت وثروتمند و ارامم…
یاری ام کن تا در ناملایمات زندگی ملایم وصبور وآرام باشم ودر شادیها وخوشیها بسیار سپاسگزار وقدردان، که بدون شک هر دو گذرا هستند و زندگی هر لحظه در حال تغییر ودگرگونی هست، پس یاری ام کن، تا من در ایمان وتوکل و اعتماد به تو همواره ثابت قدم باشم.چون میدانم تویی تنها صاحب اختیارم و قدرت تمام جهان در دستان پر مهر توست.آمین