مصاحبه با استاد | باورهای قدرتمند کننده برای درمان وابستگی - صفحه 4 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | باورهای قدرتمند کننده برای درمان وابستگی203MB19 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | باورهای قدرتمند کننده برای درمان وابستگی18MB19 دقیقه













به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
راهکار اساسی شما برای رفع وابستگی چیست؟
اگر وابستگی به افراد باشد:
عاملی که باعث می شود به افراد وابسته نباشیم فکر کردن به گذرا بودن دنیا و مرگ است
فرد مورد علاقه ی ما: ممکن است به هر دلیلی از دنیا برود
اگر وابستگی به هر وسیله ای باشد:
با مرگ ما از بین خواهد رفت باور به گذرا بودن دنیای مادی: به ما کمک می کند به چیزی یا کسی وابسته نباشیم و دنیا را دائمی نبینیم مرگ : در هر صورت رخ می دهد بنابراین باید زندگی را بسیار آسانتر بگیریم و از مسائل ناجالب به راحتی بگذریم افراد را در بعد: فرکانسی در نظر بگیریم زمانی که بر روی باورهای خود کار می کنیم و در مدار متفاوت قرار می گیریم مهم نیست تا چه حد تلاش می کنیم تا افرادی را در زندگی خود نگه داریم:
مسیر ما از آنها جدا خواهد شد که همه ی ما این شرایط را تجربه کرده ایم
اگر افراد نامناسب در اطراف ما هستند: ایراد از باورها و فرکانس های ماست افراد ممکن است به هر دلیلی تغییر کنند جهان کاملا: ما را از آنها جدا کرده و افراد هماهنگ را وارد زندگی ما می کند و افراد ناهماهنگ به راحتی از زندگی ما خارج می شوند
مهم نیست: افراد چقدر به ما نزدیک و یا پیوند خونی با ما داشته باشند یا خیر در هر صورت طبق قانون:
چنین اتفاقی رخ خواهد داد بنابراین زور و تقلا مفهومی ندارد بر روی باورهای خود کار کرده تا: افراد هم فرکانس به زندگی ما جذب شده افراد نامناسب از زندگی ما به راحتی حذف شوند بر روی خود و باورهای خود کار کرده تا شخصیت رشد یا فته تری داشته باشیم و
به سمت افراد بهتر و با کیفیت تر هدایت شویم و اجازه دهیم خداوند این کار را برای ما به راحتی انجام دهد
چه باوری پشت این طرز تفکر شماست که از دارایی خود هیچ اطلاعی ندارید و به آنها وابسته نیستید؟
من سرمایه ی اصلی خود را: دارایی مادی نمی دانم و تمرکزی بر مقدار آنها ندارم البته از ابتدا : به این شکل فکر نمی کردم
زمانی که خانه ای خریداری می کنیم: احساس قدرت و عزت نفس داریم اما به تدریج متوجه می شویم اگر بر روی آنها حساب کنیم:
تمرکزمان از روی سایر مسائل برداشته خواهد شد
بنابراین:
دارایی اصلی خود را توکل اعتماد به نفس توانایی و مهارت خود دانسته و آنها را دارایی اصلی خود در نظر بگیریم
این که بر دارایی های مادی خود حساب کنیم: آنها در ذهنمان بزرگتر خواهند شد در صورتی که دارایی اصلی ما:
توانایی یادگیری حل مسئله کنترل ذهن کنترل احساسات باور به خداوند توکل به خداوند ارتباط با دیگران بهبود مهارتها بیرون آمدن از منطقه ی امن و جسارت بیشترمان است
خدایا شکرت
عاشقتونیم
به نام خالق زیباییها
سلامی گرم خدمت استاد عزیز و بینظیرم و مریم جان عزیزم که عشقه
استاد اول بگم عاشق این سوال و جوابهای عالیتون هستم، جوابهای کوتاه، مفید و دقیق که اصل مطلب و میرسونه
در مورد سوال اول و رفع وابستگی:
چه جواب زیبایی، فکر کردن به گذرا بودن دنیا و مرگ
من در این مورد یه تجربه دارم که خیلی برام تلخ بود ولی درس بزرگی گرفتم
من همیشه دختر وابسته ای بودم به خانوادم و جدایی از اونا مثل مردن بود برام تا اینکه ۸ سال پیش مادرم رو بر اثر بیماری اززدست دادیم و بزرگترین شوک زندگیم بهم وارد شد، هم به من هم خونوادم که شدیدا وابسته بودیم، بعد مرگ مادرم آسیبهای زیادی از لحاظ روحی و جسمی به من،. پدرم، خواهرم و برادرام وارد شد، بعد از اون با خودم گفتم این وابستگی به چه دردی میخوره وقتی بعدش قراره این همه درد و رنج باشه و این همه عذاب بکشیم؟
دیگه به خودم قول دادم به هیچ چیز و هیچ کسی وابسته نباشم چون اینجوری هم به اون فرد هم به خودم کمک میکنم
و اینکه واقعا از مرگ. گریزی نیست و هر لحظه سراغ هر کسی میاد حتی خودم و این وابستگی به اطرافیانم هم آسیب میزنه
اولین قدم برای ترک وابستگیهام مهاجرت بود با تمام رنجی که برام داشت و دردی که کشیدم ولی میدونستم برام مفیده و لازمه و انجامش دادم و از اون زمان خیلی راحت تر و بی دغدغه تر زندگی میکنم
من هنوز هم عاشق خانوادم هستم و دوسشون دارم ولی دیگه نخواستم وابسته باشم
موضوع بعدی هم فرکانسی با ادم های اطرافمون:
تو این دو سالی که دارم رو خودم کار میکنم خیلی از آدما اومدن تو زندگیم و خیلیاشون رفتن چون هم فرکانس نبودیم و به هیچ وجه ناراحت نبودم و نیستم چون من فقط تلاش و تمرکز میکنم فرکانس خودمو بالا ببرم و در مدار بالاتر باشم و مطمئنم تو هر دوره ای ادمهای هم فرکانس من هستن که باهم باشیم
زمانیکه آدمی با فرکانس پایین کنارم قرار بگیره با خودم میگم یا من سطح مدارم پایین اومده یا اون آدم قراره هم مدار بشه با من و یقین دارم اگه فرکانس اون آدم تغییر نکنه نمیتونه کنار من بمونه و خدا مسیرمون رو از هم جدا میکنه
وقتی که طولانی در یک فضای فرکانسی پایین قرار میگیرم به قول استاد به خودم رجوع میکنم که من دارم چیکار میکنم که تو این فضا قرار گرفتم و چرا اینقدر فرکانسم پایین اومده
و دوباره با تمرکز روی خودم و ساختن شخصیت خودم از اون فضا دور میشم
واقعا مدتهاست دیگه نگران بودن و نبودن آدما تو زندگیم نیستم و تلاش میکنم هر روز خودم و تغییر بدم و بهترین خودم باشم
در مورد سوال دوم که مریم جون پرسیدن، که شما اماری از داراییهاتون ندارین و چه باوری پشت این شخصییتتون هست؟ :
چقدر عاشق این نوع نگاه متفاوت و خاصتون هستم به زندگی
اینکه اصلا سرمایه اصلی ما چی هست؟؟
شما گفتین سرمایه اصلیتون دارایی و ملک نیست برای همین تمرکزی روش ندارین
من امروز رفتم و فایل”سرمایه اصلی شما چیست”
رو گوش دادم و چقدر عاااالی بود و البته قبل از گوش دادن جوابهای خودم و نوشتم و حتما تو اون قسمت کامنت خودمو مینویسم
استاد چقدر دوست دارم که همیشه حرفاتون پر از امیده، اینکه وقتی میگین از اول اینجوری نبودین و مسیر تکاملی طی کردین به من امید میده که پس راهم درسته و فقط باید تکاملم و سپری کنم و توقع زیادی از خودم نداشته باشم و ادامه بدم با قدرت و جسارت و توکل به خدا
اینکه اوایلش با خرید ملک آدم اعتماد بنفس میگیره، خودباوری و قدرت میده به آدم ولی تا به جایی خوبه بعدش باعث میشه ادم از اصل دور بشه و روی اصل حساب نکنه
دارایی اصلی شما توکل، ایمان به خدا، اعتماد بنفس، تواناییها و خیلی ویژگیهای عالی دیگه هست که گفتین اتفاقا خیلی خوب میدونین دارایی اصلیتون چیه
و بحث مالی خروجی این دارایی اصلی هست، و هر روز با افزایش دارایی اصلی، دارایی مالی هم افزایش پیدا میکنه
مهمترین دارایی ما، توانایی در یادگیری، توانایی در حل مسئله، توانایی ما در کنترل احساساتمون، توانایی ما در باور کردن خداوند، توکل کردن به خداوند، توانایی ما در ارتباط با دیگران، توانایی ما در بهتر کردن مهارتهامون هست و توانایی از بیرون اومدن از منطقه امن زندگیمون
توانایی ما جسارت بیشترمون هست
وقتی به اینا فکر کردم دیدم خدایا چقدر تو این ویژگیها پیشرفت کردم و چقدر خوب میتونم الان رو این داراییهام تکیه کنم و چقدر خوشحالم از داشتن این همه دارایی و توانایی در تعییر در خودم
من قبلا هیچ کدوم اینا رو نداشتم و الان چقدر تغییر کردم
از سال گذشته که دوره بینظیره عزت نفس رو خریدم و روش کار کردم چقدر تغییر در من بوجود اومده، چقدر جسورتر شدم، تو مسیر کاری درست قرار گرفتم، دنبال کسب مهارت جدید رفتم وهر روز دارم خودمو ارتقا میدم، چقدر خدا رو بیشتر از قبل باور دارم و بهش نزدیکتر شدم، چقدر در کنترل احساساتم قوی شدم، دخترم چند روز پیش میگفت مامان تو خیلی تغییر کردی قبلا هر وقت باهات میخواستم حرف بزنم احساساتی میشدی و نمیتونستی بهم کمک کنی ولی چند ماه گذشته چندین بار باهات صحبت کردم و تو خیلی خوب کمکم کردی و من چقدر خوشحال شدم که میتونم با خیال راحت ازت کمک بگیرم و چه کسی بهتر از مامانم، و این داستان چقدر حال منو خوب کرد و چه اعتماد بنفسی بهم داد که میتونم احساساتمو کنترل کنم و دیگه مامان گذشته نیستم
توانایی در ارتباط با اطرافیانمون که چقدر تو حوزه کاریم بهم کمک کرده و چقدر توش قوی شدم
توانایی در بیرون اومدن از نقطه امن زندگیمون، و من با جسارت تمام بیرون زدم و چقدر موفق بودم
خدا رو هزاران بار شکر میکنم برای این همه دارایی و احساس زیبا، برای داشتن استاد و راهنمای بینظیرم که تو دوسال گذشته بزرگترین دارایی من هستید
شما و مریم جون عشقین و بزرگترین و بهترین دارایی من هستید و خدا شما رو برای ما حفظ کنه
استاد و مریم جون ممنونم ازتون بابت فایلها و زحماتی که میکشین و این فایل برای من یه چکاپ فرکانسی عالی بود که برگردم و خودمو مرور کنم و امیدوارتر و خوش بین تر از گذشته به مسیر پر از عشق و آگاهی و نور که توش هستم ادامه بدم، با قدرت بیشتر، ایمان بیشتر و توکل و عشق بیشتر
عاشقتونم و دست بوستون هستم.
در پناه حق باشید❤️
به نام پروردگار رب العالمینم
سلام دارم خدمت استاد گرانقدرم و سرکار خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی ام
گام 23
خدا رو بی نهایت شکر برای رسیدن به گام 23
خانم شایسته نازنین و استاد عزیزم سپاسگزار وجود گرانقدرتون هستم
اگر قبل از آشنایی با شما ازم پرسیده میشد که مهمترین سرمایه زندگیتون چیه مطمئنا می گفتم شغلم درآمدم سلامتی ام همسر و فرزندانم وووووو ولی همیشه یه نیروی برتری رو بالاتر از اینها در وجودم حس میکردم چون به تجربه فهمیده بودم که وقتی با اون نیرو حرف میزنم و راز و نیاز میکنم آرامش میگرفتم وقتی احساس کمبودهای مادی میکردم ازش درخواست میکردم و همواره درخواستهایم رو اجابت میکرد بارها از همسرم تقاضایی داشتم که میگفت پولش رو نداریم ولی وقتی از او تقاضا میکردم بهترش رو بهم میداد بارها از دست همون سرمایه ها ناراحت و خشمگین میشدم ولی فقط او بود که بهم آرامش میداد انگیزه میداد و امید میداد و فکر نمیکردم وقتی به سرمایه های زندگی ام نگاه میکنم و می شمارم حداقل او را به حساب بیاورم بارها در ذهنم خودم رو با بقیه مقایسه میکردم که طی گذشت این سالها من چی بدست آوردم و اونا چی ، من چند مقدار طلا، خونه و ماشین دارم اونا چه مقدار ، حتی به تحصیلات بچه هامون و موفقیت هاشون هم نگاهی مینداختم و مقایسه میکردم ………..
ولی الان با بند بند وجودم این درک رو دارم که تنها و تنها سرمایه ی من خداوند است و میزان اعتماد و ایمانی که من بهش دارم و سعی میکنم برای افزایش این سرمایه اعتماد و ایمانم را افزایش بدم و درک کردم که هرچه ایمانم بهش بیشتر میشه حضورش در قالب سرمایه های مادی و معنوی در زندگیم بیشتر و پررنگتر میشه
خدایا سپاس مرا بپذیر سپاسی بی پایان
و اما در مورد درمان وابستگی یه موردی رو در باره خودم بگم
من به شدت به پسرم وابسته بودم و دوسش داشتم و از همون بچگی در 90 درصد مواقع با احترام و محبت فوق العاده ای باهاش برخورد میکردم وقتی کنکور داد و خدا رو شکر با رتبه ی عالی قبول شد میدونستم که دیگه از پیش من میره و ماه ها ممکنه من نبینمش واقعا فکر کردن بهش منو ناراحت و غمگین میکرد و حتی همسرم این عقیده رو داشت که من تمام کارهام از جمله آشپزی هام به خاطر پسرمون انجام میدم و گاهی به شوخی و البته من احساس میکردم جدی میگه به پسرم می گفت تو بری دانشگاه ما اینجا از گرسنگی میمیریم چون مامانت به خاطر تو آشپزی میکنه خخخخخ این نوع نگاه به خاطر این بود که من خیلی سلیقه پسرم رو در نظر می گرفتم و گاهی ام در خلوت خودمون نصیحتم میکرد که دوری از پسرمون رو تحمل کنم و صبور باشم و میگفت که این آرزویی بوده که براش داشتیم و خدا رو شکر کن در واقع یه جورایی بهم میگفت زندگی رو بهمون تلخ نکن خخخخ
حالا موقع رفتن پسرم به دانشگاه بود و من و باباش وسایلش رو گذاشتیم تو ماشین و با نام خدا راه افتادیم به سمت مقصد ، و رسیدیم
پسرم وسایل رو برد داخل خوابگاه باباش هم بهش کمک میکرد و کلی خوراکی و میوه و شیرینی و لوازم بهداشتی و لباس نو براش تهیه کرده بودیم و کارشون که تمام شد همدیگه رو در آغوش گرفتیم و بوسیدم و ازش خداحافظی کردیم وووو
و موقع برگشت از همون در خوابگاه همسرم عین ابر بهاری گریه میکرد اونم چه گریه ای دستمال کاغذی کفاف نمیداد طوری که داد زدم گفتم چه خبرته الان جلو چشم خودت رو نمی بینی چجور میتونی با چشمان اشکبار رانندگی کنی و چشماشو پاک میکرد و تا شهر خودمون دم درب خونه ی مامانم یک ریز گریه میکرد همون دم در تلفن زدم دخترم گفتم بیا بریم خونه
مامان و خواهرام که منو خوب می شناختن گفته بودن مطمئنا این مسیر مینو همه اش گریه کرده که نتونسته بیاد اینجا (یعنی من برم خونشون ) و دختر رو ورداشتن و رفتن خونه خخخخخ
روز بعدش مامانم زنگ زد و گفت چرا از راه رسیدین نیومدین تو خونه استراحتی بکنین و غذایی بخورین گفتم والا مامان این دامادت که هی از من ایراد میگرفت خودش یه ریز گریه کرده و دیده چشاش قرمز و اشکی بوده خودش نخواست بیایم اونجا در واقع خجالت میکشید از چشای قرمز و اشک آلودش من نه بغضی داشتم نه اشکی ریختم و خدا شاهده همه اش خدا رو شکر میکردم برا موفقیتش
مامانم خیلی تعجب کرد از آرامش من
گفتم مامان به خدا من میدونستم تحمل یه شب دور بودن از پسرمون رو ندارم برا همین مدام از خداوند طلب صبر میکردم و واقعا صبر بهم داد برا همینه که میگم تو زندگیم هرچی ازش خواستم بهترش رو بهم داد واقعا هم صبر عظیمی بود چون پیش میومد تا سه ماه هم خونه نمیومد و من اصلا بهش اصرار نمیکردم که بیا خونه
یه بار بعد عید بود و فصل میوه های نو بر همسرم خرید کرده بود و من شسته بودم که بخوریم توت فرنگی هم جزوشون بود از اونجایی که پسرم خیلی به توت فرنگی علاقه داره همسرم فورا ازم پرسید که به نظرت این بچه میره برا خودش توت بخره ببین چقدر من تغییر کردم به همسرم گفتم تو رو خدا زهرمارمون نکن بزار خوردنش بهمون بچسبه به من چی که میره یا نمیره پول تو جیبشه هرموقع وقت کرد میره خرید تو نمی خواد تا این حد دلواپسش بشی و همسرم باز آروم نگرفت و اومد یه مبلغی به کارتش واریز کرد و بهش پیام داد عزیزم برا خودت توت فرنگی بخر و بلافاصله پسرم زنگ زد و خندید و گفت بابا اینقدر انواع توت ها رو می خورم که دل درد گرفتم محوطه خوابگاهمون پر از توته توت سفید شاه توت و توت فرنگی هم مرتب از بیرون میگیریم خخخخخ
خدا رو بی نهایت شکر که خانوادگی با استاد آشنا شدیم و قانون احساس خوب اتفاقات خوب و احساس بد اتفاقات بد رو یاد گرفتیم و صبری که خداوند به من داد هنوز هم ادامه داره چون وقتی پسرم سربازی رفت هم صبور بودم و یک ریال من به عنوان نذر و صدقه به خاطرش پرداخت نکردم و فهمیدم کانون توجه باعث اتفاقات میشه و از اونجایی که پسرم خیلی بیشتر از من حواسش به کانون توجهش هست البته یه مقدار هم به صورت فطری تو وجودشه دیگه معنی صدقه و نذر و اینجور آداب برای دور شدن از بلا در نظرم بی اعتبار شده بود
و الان هم در یه استان دیگه مطبش رو برقرار کرده و کلا مستقل شده و اگر از همون ابتدا طلب یاری از خداوند نمیکردم (همون سرمایه اصلی زندگی) معلوم نبود چه زنجیرهایی به پای خودم و پسرم نمی بسنم و از موفقیت دورش میکردم
خدایا یک لحظه هم مرا به حال خودم وا مگذار
در تمام تصمیم گیری هایم حضور داشته باش و تصمیم نهایی رو تو برایم اتخاذ کن
چرخ زندگیم را تو بچرخان به راه مستقیم راهی که پر از نعمت و خیر و برکت است
خدایا برای تمام نعمتهایت مخصوصا نعمت هدایتت تو را شکر می گویم
استاد عزیز و گرانقدرم و خانم شایسته نازنین و گرانقدرم و دوستان گرامی ام
سپاسگزارتون هستم
سلام گرامی تر از جانم،خدا گواه است که همه نکاتی را که در این متن نوشته ای حقیقت محض است ،من روزی روزگاری عشق نوشتن داشتم ولی اکنون می بینم که شریک زندگیم به راستی در نوشتن توانا شده چرا که بازگو کردن حقایق دلی قوی می خواهد که خدا رو شکر در وجود تو می بینم.این برایم موجب مسرت و شادمانی است که اینهمه به خدا تکیه می کنی کاش من هم چون تو به اعتقادی راسخ می رسیدم و همیشه کارهایم را به خدا می سپردم.ذهنم از من می خواهد علت تاثیر گذاری متن شما را بنویسم چه علتی بالاتر ازاین که به من یاد آوری شد که همیشه خدا را علت اصلی همه موفقیتهای زندگی ام را بدانم ،گاهی انسان فراموش می کند که هر چه را بدست آورده از فضل خدا بوده،نه از توانایی های اندک خودش.
سلام همسر عزیزم
وااااای اصصصصصلا انتظار نداشتم برام بنویسی ای شیطون خخخ
بوس بوس بوس
خیلی از زوج های عباسمنشی توی این سایت به موفقیت های بزرگی رسیدن امیدوارم ما هم جزو اون دسته باشیم و به همه ی آرزوهای قشنگمون برسیم
من یه هفته اس که دارم روی ثروت یک کار میکنم دو ساله که این دوره رو خریدم و خودت خوب میدونی که چه نتایج عالی گرفتیم
این در حالی بوده که فایل ها رو فقط گوش میدادم و کامنت خوانی می کردم ولی این بار دارم با تعمق و تدبر مرورش میکنم و می خوام تو کامنت نوشتن فعال باشم و این پاسخ تو برای من یه نشونه بود
خداوند از هر طرف داره منو سوپرایز میکنه تا احساسم عالی باشه
ممنونم ازت عزیزم که خوشحالم کردی
بوس به چشمای قشنگت
ادامه کامنت قبلیم 😅😅
گفتم که تازگیا من زیاد حرف میزنم 😅😅
استاد یه کار جالب دیگه که تو انجمن NA انجام میدن.
من پایان جلسه از یکی که احساس کردم گرداننده ایشونه و میخواست در رو ببنده، پرسیدم که کتابی چیزی هست که باید تهیه کنم؟ ایشونم با گشاده رویی و صبر و حوصله و محبت وصف ناپذیری، پرسیدن که اولین باره که اومدی بهم چندتا جزوه دادن و یدونه چیزی مثل جاکلیدیه، یا مدال مانند، یدونه نشانه که از یک زنجیر ظریف آویزونه و روش نوشته NA, چقدر اینا قانون رو بلدن، اصلا دریافتن قانون چیه، توجه مستمر، تمرکز، وقتی کسی اون نشان همیشه همراهشه، هر لحظه توجه و تمرکزش به هدفشه، و یاد کیف چرمی شما افتادم که هدفتون رو از گردنتون آویزون میکردین تا یادتون نره.
و اینکه اینام ۱۲قدم دارن تو جزوه شرح داده، اونجام رو دیوار زده بودن تا همیشه جلو چشمشون باشه.
و اینکه اینام یاد گرفتن که بنویسن، اینا قدمها رو مینویسن، و کسانی که اونجا صحبت کردن از نوشتن و از قدمها چیا گفتن👏👏
بعضیا گفتن وقتی من ارتباطم با انجمن قطع میشه، و نمینویسم نجواهای شیطان توی ذهنم میوفته، و وقتی مینویسم، ارتباطم رو با انجمن حفظ میکنم نتایج عالی رو بدست میارم، یاد کامنتها افتادم، یاد سایت عباس منش دات کام، یاد نوشتن ها، خوندن ها، ارتباط با سایت.
خدایا شکرت
استاد سپاسگزارم
روز خیلی عالی داشتم
آگاهی های نابی رو دریافت کردم
خدایا شکر
(استاد جسارتا، یه پیشنهاد داشتم خدمتتون، بخاطر محتوای فایلی که هست، البته بخاطر این دخالتم پوزش میخوام، ولی ذهنم اومد که بگم؛ ایکاش اسم فایل رو بجای مصاحبه با استاد، بزارین “راهکار استاد برای افراد معتاد” استاد جلوی چشممه، انگار دارم با چشمم میبینم، که چقدر انسان زندگیش عوص میشه، و من مطمعنم خود این سایت خیلیها به این فایل و پیامش نیاز دارن)
پیروز و سربلند باشید
❤️🙏🌺🙏❤️
بنام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام عرض میکنم خدمت استاد عزیزم، و همچنین خانم شایسته عزیز دلم ♥♥
میخواستم بگم که این قضیه وابستگی به دوستان برای من حدود یکسالی طول کشید تا متوجه بشم به زور نباید به یک چیزی بچسبم.
وقتی به گذشته نگاه میکنم میبینم که از وقتی که شروع کردم روی خودم کار کردن، شروع کردم به گوش دادن و یاد گرفتن قانون، بعضی از افراد بطور معجزه آسایی از زندگیم بیرون رفتن، این افراد، افرادی بودن که من خودمم دیگه تمایلی به داشتن رابطه باهاشون نداشتم و نمیدونستم چطور بدون پیش اومدن ناراحتی ازشون فاصله بگیرم، هنوزم نمیدونم چی شد ولی اتفاق افتاد، چندین آدم متفاوت به همین شیوه ندونستن من از زندگیم رفتن بیرون و من بابتش واقعا خداوند رو شاکرم. گذشت تا رسید به دوستام، که فکر میکردم خیلی باهاشون حالم خوبه و دوست داشتم باهاشون باشم، با اینکه هر دفعه که باهاشون وقت میگذروندم متوجه میشدم که دیگه حرف زیادی برای گفتن ندارم و این جمع همش به چرت و پرت گفتن و غیبت کردن میگذره، باز هم به زوووور گاری رو وصل کرده بودم به خودم و باهاشون میرفتم بیرون، تا اینکه ماه گذشته که دیدمشون آنچناااان این تفاوت فرکانسی بر من آشکار شد که به شکل بیماری خودشو بروز داد و من همونجا متوجه شدم دیگه دنیا داره چک و لگدیم میکنه و این رابطه رو نباید ادامه بدم.
یادمه حدود 10 سال پیش، یکی از این دوستام گفت میخواد که مهاجرت کنه و مثلا کاراش رو داشت انجام میداد و من چقدررررر گریه کرده بودم اون موقع که دارم دوستم رو از دست میدم :)))) واقعا نمونه جهل کامل، ولی خب اون موقع من توی این فضا نبودم و چیزی نمیدونستم.
ولی الان خودم آگاهانه ارتباطم رو قطع کردم. با همشون و چقدر احساس راحتی و سبکی میکنم.
الان تنها دوستم نامزدمه. باهم به لطف خدا بسیار همفرکانس هستیم. از دوره ها استفاده میکنیم. چندین بار در طول هفته باهم پیاده روی طولانی انجام میدیم و از اول تا آخرش داریم راجع به قانون، به فرکانس، راجع به فایل جدید استاد صحبت میکنیم. راجع به چیزهایی که یاد گرفتیم صحبت میکنیم، راجع به مسیری که داریم میریم. چیزهایی که میخوایم بدست بیاریم و …
میتونم بگم زندگیم هرروز کیفیت بهتری نسبت به دیروز داره و بابتش بی نهایت از شما سپاسگزارم استاد عزیزم و مریم جانم ♥♥
در مورد سرمایه اصلیم که من باور دارم سرمایه اصلی من ایمان قلبیم و باورمه که باعث میشه من به سمت جلو حرکت کنم و راستای هدفم تلاش کنم. کاری که الان دارم انجامش میدم. من هنوز به مرحله ثروت (مالی) نرسیدم که بتونم ازش گذر کنم. دارم خودم رو برای اون مرحله آماده میکنم و مسیرم رو بسیار هموار و روشن میبینم. وابستگی از دید رو اگه بگم ندارم که دروغ گفتم ولی خب دارم تلاش میکنم که نداشته باشم. به کمک خدا و آموزش های شما و تلاش های خودم بهش خواهم رسید 😍😍
خیلی هم دوستتون دارم ♥♥♥
به نام خدایی که تنها و تنها ستایش از ان اوست.سلام خدمت استاد عزیز وخانم شایسته عزیز که الگوی من هستن.زیرا با دیدن خانوم شایسته معنای تکامل ثانیه به ثانیه بیشتر درک میکنم .و این زیبایی درونی خانوم شایسته نشانه گر آن قدرتی که از توحید ،توکل،تکامل درونی شماست.نشان میدهد.من از خدای درون خودم سپاسگزارم خدا ی ابراهیم ،موسی، عیسی،محمد وعلی که مردی دانا وباسیاست خدا ترس بود.که این بزرگان الگوی بسیار ارزنده ای برای یادگیری اسلام داشتن( تسلیم بودن ) می باشند.از خدای یکتا سپاسگزارم بابت روشن کردن قانون یا بهتر گفته باشم قوانین غیر قابل تغییر جهان هستی، که برای من واعضایی این خانواده در مسیر تکامل قدم برداشتیم .به نقل از قران آیا بینا و نابینا با هم یکسانند چرا اینها نمی اندیشند.من می بینم که شماچگونه با دل وجان قوانین را فریاد می زنید واموزش می دهید بدون هیچ کم کاستی .من از خدایی خودم واز شما سپاسگزارم بابت وجود شما در این دنیا معادی که گذراست وتلاش میکنید تادنیا جای بهتری برای زندگی کردن باشد.و از خدای یکتا شادی ، سلامتی ،ثروت وسعادت در دنیا و اخرت برای شما استاد عزیز وخانم شایسته دوست داشتنی خواستارم….امین
به نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم به سادگی و زیبایی و عزتمندانه وبه صورت کاملا طبیعی و بدیهی
سلام به استاد عزیزم و مریم عزیزم
نکته اساسی و کلیدی توانایی که در تغییر شخصیت و رفتار هر انسانی که تصمیم به تغییر و بهتر شدن در مسیر رشد خودش میتونه داشته باشه اگر بدون هیچ بهانه ای تمام مسئولیت صددرصد زندگی خودش رو به عهده بگیره بدون غرور و سرکشی در نقطه تسلیم از خداوند درخواست کمک کنه هدایت میشه به مسیری که بتونه هم خودش خوب زندگی کنه و هم جهان رو جای بهتری برای زندگی کردن کنه و این تغییر از بدترین جای ممکن میتونه به محض تصمیم گرفتن برای تغییر شرایط زندگیم به بهترین شکل ممکن تغییرات شروع بشه
نکته مهم اساسی بعدی کنجکاوی و جستجو و تست هر موضوعی در مسیر درست مقدس و قابل رشد و بهبودی در هر زمینه ای رو ایجاد میکنه تجربه های فوق العاده ای که میتونه روند زندگی رو بهبود بده نه تست و کنجکاوی که برگرفته از خلع درونی و عدم کنترل ذهن و دوری از ذات پاک الهی خودت رو به همراه داره تشخیص این کنجکاوی درست مسیر و نتیجه ای رو که برات ایجاد میکنه واضح میکنه
نکته اساسی و کلیدی بعدی توانایی که میتونی در تغییر شخصیت و نتایج زندگیت بدی نا امید نبودن تو هر شرایط سختی قدرت خدا رو تو وجودت ببینی و ایمان داشته باشی شرایط هر چقدر سخت قابل تغییره اگر حرکت کنی هدایت میشی و به جایی میرسی که خودت هم از این همه تغییرات مثبت و نتایج عالی و مسیری که طی کردی با یادآوری کردن به خودت به خودباوری و خداباوری بیشتر میرسی و الگو و انگیزه و امید میشی برای تعداد زیادی از انسان ها و دستی از دستان خدا برای گسترش این جهان مادی میشی
نکته اساسی و کلیدی بعدی داشتن قانونمندی تو سبک زندگی شخصی خودت تا قانونمندی درست یه کشور و عمل کردن بهش چقدر میتونه مسیر زندگی و رشد یه فرد و حتی یک کشور رو راحت و زیبا و موفق تر کنه قدرت رعایت قوانین در همه ابعاد در همه سطوح اجتماعی خیلی زیاده خداروشکر که اساس این جهان با قوانین ثابت الهی زندگی لذت بخشی رو ایجاد میکنه
تجربه من از این تغییرات در شخصیت من بوده که وقتی به گذشته خودم نگاه میکنم میبینم تفاوت زیادی ایجاد کردم اما میتونم با ادا مه دادن این روند رشد و شخصیت بهتر من بیشتر و بیشتر بشه و در نتیجه نتایج پایدار و عالیتری لاجرم رقم میخوره فقط میخوام با قدرت در این مسیر الهی باشم و ادامه بدم
برنامه شخصی من دیدن این الگوهای موفق و تایید و تحسین کردنشون و باور ساختن هست که میشود میخواهی و میشود کافیه تو مسیر درست ادامه بدی دیدن این فایلهای بینظیر و نتایج دوستان هم مسیرم به من الگو و امید میده که میشود و سعی میکنم همون مسیری که اونها رفتند رو با قدرت درک کنم و عمل کنم و ایمان داشته باشم هدایت میشم و لاجرم اتفاق میافته الهی امین یا رب العالمین
عاااااشقتونم خدایا عاشقتم که عاشقمی
بنام خدای شفیع وصبور
خداوند دانش، خداوند نور
بنام او که هر چه دارم از اوست
سلام به استاد عزیزم واستاد شایسته مهربانم ودوستان بهشتی ام
خدای مهربانم ازت ممنونم بخاطر یه روز شگفت انگیز دیگه
خداجونم ازت ممنونم به خاطر فرصت جدیدی که جهت خلق زندگی ام به من دادی
ازت ممنونم بخاطر احساس فوقالعادهای که دارم، عشق ومحبتت که از اطرافیانم دریافت میکنم
ازت ممنونم که همواره با منی ومرا به مسیری که خود انتخاب کرده ام هدایت میکنی
ازت ممنونم بخاطر نعمتهای بیشماری که از بی نهایت طریق به زندگیم جاری می سازی
خدا جونم چقدر خوشبختم من ،که به این مسیر درست ،زیبا پراز نعمت وثروت وسلامتی هدایت شدم ،شکرت ،شکرت ،شکرت که در این مکان الهی حضور دارم واز بدنه آحاد جامعه جدا هستم
خدا جونم ازت ممنونم ،با اینکه در سفر هستم وهرروز در تمرین کد نویسی ازت میخوام تا این فرصت را برام فراهم کنی که با این آگاهیهای جاری همراه وهمگام باشم به بهترین شکل این فرصت را برام فراهم میکنی ،من عاشقتم خدا
باورهای قدرتمند کننده برای درمان وابستگی
راهکار اساسی برای رفع وابستگی
اگر وابستگی به اشخاص خاص ،وسایل و..باشد چیزی که میتونه به ما کمک کند تا وابسته نشیم فکر کردن به گذرا بودن دنیاست فکر کردن به مرگ
من هر چقدر کسی را دوست داشته باشم نمی تونم کتمان کنم که احتمال دارد این شخص به هر دلیلی از دنیا بره بدون هیچ خبر قبلی ویا هر وسیله ای که داشته باشم با مرگ خودم دیگه تمام میشه ومهم نیست که چقدر وسیله ای را دوست دارم
گذرا بودن دنیای مادی خیلی کمک میکند که به چیزی یا کسی وابسته نشیم یعنی همه چی رو خیلی گذراببینیم وبه خود بگوییم که مرگ هر لحظه ممکن است اتفاق بیافتد چه برای من وچه دیگران، بنابر این خیلی زندگی راراحت تر بگیریم ومسائل ناجالب راحت تر بگذریم
در مورد افراد که خیلی ها وابسته میشوند سعی کنم افراد را در بعد فرکانسی ببینم، یعنی من در یک فرکانسی هستم ودرحال کارکردن روی خودم وسعی میکنم افکار وباورهام را بهتر کنم تا شخصیت قوی تری داشته باشم ،با افرادی که در ارتباط هستم اگر فرکانس آنها عوض شود یا فرکانس من عوض شود مهم نیست که من چقدر تلاش می کنم تا با آن افراد باشم مسیر ما از یکدیگه جدا میشود وهمه ما از این آگاهی اطلاع داریم فقط نمی خواهیم بپذیریم
وقتی من بحث فرکانس را درک کنم متوجه میشم انسانها کبوتر با کبوتر ،باز با باز هست ،که اگر افراد نامناسب اطرافم هستند باید دنبال ایراد در درون خودم بگردم واین به من کمک میکند به جای ایراد گرفتن از بقیه از خودم ایراد بگیرم
آگاه باشم که ،مسیر فکری وزاویه نگاه افراد به هردلیلی میتونه به دنیا عوض شود واز فرکانس من بیرون روند آنوقت جهان کاملا جدا میکند وافرادی که با من هماهنگ تر هستند را وارد زندگیم می کند وافرادی که با من هماهنگ نیستند رااز زندگی من خارج میکند ومهم نیست که چه نسبتی با من داشته باشند (پدر ،مادر،خواهر،برادر،فرزند،همسر) وهمه ما این مورد را تجربه کردیم ومتوجه میشویم بنابراین زور زدن در این قضیه اصلا معنا ودلیلی ندارد وبهترین کار این است که خیلی راحت بگویم که من روی خودم کار میکنم وافراد همفرکانس من به زندگی من وارد میشوند ومن از بودن با آنها لذت میبرم که حالا ممکن است به هردلیلی من عوض شوم یا آنها تغییر کنند جهان مارا جدا میکند ودوباره افراد هم فرکانس را پیدا میکنم فقط کار من این است که رو خودم کار کنم تا فرکانسم بره بالاتر ومدام فرکانس بهتری داشته باشم وسالم تر،مفیدتر،آرام تر،شادتر باشم یعنی روی بهتر بودن خودم کار کنم واجازه بدم که خداوند افراد مناسب را وارد زندگی ام بکند که از بودن باآنها لذت ببرم
وقتی من سرمایه اصلی را آن داراییهای مالی شامل ملک و….نبینم تمرکزی هم برروی آنها ندارم که بدونم چقدر هست هر چند که در این مورد نیز باید قانون تکامل را درنظر گرفت ،درابتدا اگر یک خونه بخریم اعتماد بنفس میگیریم بعد دومی ،بعد سومی ….ومدام قدرتمان بیشتر میشود اعتماد به نفس وخودباوری وشخصیت مان تحت تاثیر قرار می گیرد
ولی از یکجایی به بعد متوجه میشیم که اگر بخواهیم روی آنها حساب کنیم عملا روی چیزهای دیگه حساب نمی کنیم بنابراین باید دارایی اصلی ام را آن توکل ،اعتماد به نفس ،تواناییهام قرار میدهم وروی آنها حساب می کنم
باید از داراییهای اصلی اطلاع داشته وبدونیم چه دارایی هایی داریم ولی نه دارایی مالی ،ملکی بلکه دارایی هایی چون تواناییهای خودم ،خدایی که با من است وتوکلی که در وجود خودم رشد می دهم واعتماد به نفسی که بهم قدرت میده ،مهارتهایی که پیدا میکنم اینها را اطلاع دارم وبه آنها واقفم وهرروز سعی میکنم بیشتر کنم و موفقیت های مالی نتیجه این دارایی هاست که این دارایی ها هم باید بیشتر وبیشتر شود وحالا اینکه چقدر دارم وندارم ومن بخواهم به این موارد فکر کنم یک کار بیهوده هست وتمام وقت من صرف این موارد میشود واین موارد در ذهن ما مهمتر ومهمتر می شود در صورتیکه مهمترین دارایی ما توانایی ما در یادگیری حل مسئله، کنترل احساسات،باور کردن خداوند ،توکل کردن به خداوند ،ارتباط گرفتن با دیگران ،بهتر کردن مهارتها،بیرون آمدن از منطقه امن مان،جسارت بیشترمان می باشد
راهکار به معتاد جهت ترک اعتیاد
اعتیاد یک مسئله پیچیده است ودلایل و خلأ های درونی که باعث اعتیاد می شود ،عدم کنترل ذهن ،خلأ های عاطفی که خیلی ریشه دار هستند
کسی که میره سراغ مواد وادامه می دهد وادامه می دهد ویکجورایی با مصرف مواد حالش را خوب می کند یعنی خیلی درمان پیچیده ای را دارد
در بحث اعتیاد انجمنی هست در همه دنیا ،بنام انجمن معتادان گمنام
اعتیاد خیلی از مسائل را به دنبال خود می آورد چراکه طرف برای اینکه به مواد برسه دست به هرکاری ممکن است بزند
داشتن یک شخصیت ونگرش بدبینانه به اعتیاد سبب میشه هیچ موقعه سمت مواد نرویم
در انجمن معتادان گمنام بیماری اعتیاد با یک نیروی معنوی با توکل به خداوند ومتعهد بودن درمان میشود ویک فرد معتاد که کارتن خواب بوده است میتواند به جایی برسد که کسب وکار شخصی خودش را داشته باشد با توجه به این تجربه این باور در ما تقویت میشود که انسان میتواند زندگی خودش را بهبود ببخشد حتی اگر همه چیزش رو از دست داده باشد ومی تواند تغییر کند
در بحث اعتیاد اگر کسی این مشکل دارد میتواند با حضور در گروه انجمن معتادان گمنام وشرکت در جلسات آنهاوبا کمک راهنما ،از بند اعتیاد رها شود که البته به غیر از پاک شدن میتوانند در زمینه مالی ،فراهم کردن مکان مناسب ..به انجمن کمک کنند
در پناه الله همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید
به نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم به سادگی و زیبایی و عزتمندانه وبه صورت کاملا طبیعی و بدیهی
سلام به استاد و مریم عزیزم
راه کار اساسی برای رفع وابستگی چی هست ؟
وابستگی میتونه در موضوعات مختلف ایجاد بشه وابستگی به شخص خاصی،وابستگی به مقام خاصی ،وابستگی به شغل خاص به محیط خاص به ابزار و امکانات خاص و مورد علاقه خودت میتونه ایجاد بشه راه کار رفع این وابستگی ها متفاوت از هم هست ولی اصل اساسی برای رفع وابستگی در همه جوانب درک گذر بودن این دنیای مادی و ابدی و دائمی ندیدن این جهان هست و به نظر شخص من درک اینکه چقدر روح من خواهان آزادی هست و من با وابستگیهای بیش از حد به هر کس و هر چیزی چقدر خودم رو از تجربه آزادیهای بیشتر و زیباتر و لذت بخش تر دور میکنم چقدررررررر بند و زنجیر به روح خودم می بندم من خیلی دارم سعی میکنم این روزها رها و تسلیم و متوکل به خدا باشم و اجازه بدم خداوند هدایتم کنه
هر چقدر من به پول به آدم خاص به مقام به وسیله خاصی وابسته تر میشم اون چیز با سرعت بیشتری از من دور و دورتر میشه چون این شرکه چون این گره زدن احساس خوب من به یه عامل بیرونی از خودم هست این اهرم رنج و لذت منه برای اینکه بتونم قایم به ذات بشم و تو مسیرم رشد کنم و اجازه بدم که تجربه کنم جهان خداوند خودش با توجه به فرکانس های من اطراف منو آدمهای اطراف منو موضوعات مرتبط با فرکانس منو میچینه این موضوعات کار جهانه کار من فقط و فقط کار کردن رو خودم تمرکز کردن رو خودم هست تغییر و بهبود دائمی خودم هست خیلی کنترل ذهن میخواد درک همین جمله اما تا اونجایی که میتونم تلاش میکنم تا رو باور لیاقت ارزشمندی اعتماد به نفس و خودباوری ،قویتر و بهتر شدن شخصیت خودم کار کنم و اجازه بدم خداوند طبق قانون بدون تغییر خودش منو در هم فرکانسی با آدمهای مناسب یا موضوعات مختلف قرار بده کبوتر با کبوتر باز با باز صددرصد اجرا میشه نیازی به هیچ زجر و تقلا و سختی نیست نیاز به هیچ تلاش سختی نیست چون هییییییچ فایده ای نداره نزدیکترین افراد خانواده هم که باشند وقتی فرکانسها تغییر میکنه مدار من یا اون افراد تغییر میکنه جهان از بینهایت طریق خیلی ساده و طبیعی این جدایی رو ایجاد میکنه حتی ممکنه از راه مرگ این جدایی ایجاد میشه هر آدمی که در کنار منه با فرکانس های من اومده داره ویژگی شخصیتی درون منو به من میگه اگر نا مناسبه من اون ویژگی نامناسب رو دارم باید تصمیم بگیرم شخصیت درست تر و آرام تر با اعتماد به نفس تر مهربانتر، صبورتر لایق تر ، تحسین گرتر مثبت نگرتر ،شادتر ،قویتر رو تو خودم ایجاد کنم تا اون فرد خود به خود خیلی طبیعی از فرکانس من خارج بشه هیچ محدودیتی در بهبود این ویژگی ها و بودن در کنار آدمهای مناسب تر نیست اگر من رو خودم تمرکز کنم تغییر کنم بهبود بدم شخصیت خودم رو و جهان هم کارش رو خیلی عالی انجام میده
استاد شما این ویژگی رو دارید که متمرکزاست رو نتایج مالی و دارائی هایی که دارید نیست و آمار اندوخته های مدالیون رو میدونید در واقع بند به این داراییها نیستید این از چه باوری چه نگرشی میاد؟
درک کردن اینکه مسیر رسیدن به این داراییها از تغییر اساسی در افکار و باورها و در نتیجه عملکرد شما اومده شما رو به سرمایه اصلی شما در این مسیر میرسونه تمرکز شما روی اصل شخصیت درست خودتون ، درستکاری صداقت ،خود باوری ،افزایش مهارتها، توکل کردن به خدا ،کنترل ذهن و احساسات مهارت ارتباطی، جسارت ،شجاعت یادگیری ،حل مسئله تمرکز رو اصل نتایج رو خود به خود میاره البته رسیدن به درک تمرکز روی اصل کاملا تکاملی هست در ابتدا همون نتایج مالی ایجاد اعتماد به نفس و خودباوری و آرامش و ازادی بیشتر میکنه اما تکاملی می فهمی که نباید رو اون داراییها حساب کرد و درگیر اونها شد و به اونها بسنده کرد حساب کردن اصلی باید روی سرمایه اصلی خودم باشه تا از اصل غافل نشم و رشد هم همزمان اتفاق میافته
عاااااشقتونم خدایا عاشقتم که عاشقمی
به نام خدای هدایتگر
سلام به استاد عزیزم و مریم بانو و هم خانواده ای های نازنین
باز هم صدای منو میشنوین از روی تردمیل در باشگاه :)
من قبلاً خیلی تو در و دیوار بودم در موضوعِ وابستگی ولی خدا رو شکر الان خیلی بهتر شدم و همیشه با خودم میگم من باید جوری باشم که هر گوشه ی دنیا هم بیوفتم وجودِ خودم و خدای خودم برام کافی باشه.
قبلاً حتی به وسایلم هم وابسته میشدم و مثلاً اگر چیزی از وسایلم که خیلی دوسش داشتم گُم میشد یا میشکست قشنگ تا چند روز غصه میخوردم! الان هر موقع چنین اتفاقی بیوفته سریع با خودم میگم قراره یکی بهترش وارد زندگیم بشه…
از نظر وابستگی به محل زندگی که انصافاً خیلی خوبم و اصلاً وابسته نیستم. به لطف خدا بارها از منطقه ی امنم اومدم بیرون و مهاجرت کردم. وقتی مهاجرت کردم به کانادا، پیش خواهر بزرگه م زندگی میکردم تو یه شهر کوچک شمالِ تورنتو. حدود 2 سال اونجا زندگی کردم و بعد move in کردم با خواهر دومی توی تورنتو. با اونم بالای یک سال فکر کنم زندگی کردم و بعد دوباره move کردم با خواهر سومی توی میشیگان. و بعدش توی کالیفرنیا کار پیدا کردم و اومدم اینجا. وقتی قرار شد بیام کالیفرنیا اول یه کم ترسیدم، چون از همه ی خواهرام دور میشدم و باید تک و تنها از عهده ی همه چیز تو یه جای غریب برمیومدم. ولی به لطف خدا دوباره این افکار بهم کمک کرد که هرجا باشم تنها نیستم و خدا با منه. قربون خدا برم که اونم جوابم رو داد و همه چیز برام به بهترین شکل پیش رفت.
خدایا شکرت
عاشقتونم استاد جان و مریم جان و همه ی دوستان جان (قلب ها)