کلید اجابت دعاها - صفحه 25 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

936 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    الهام باخرد گفته:
    مدت عضویت: 672 روز

    سلام سلام سلااام

    بعد از کلی گررریه الان شاد شاد شادددم خدارو هزاراااان بااار شکر

    چقدر این فایل و این صحبت هات استاد دلنشین بود

    چقدر خدارو باور کردم چقدر خدارو قدرتمند دیدم چقدر خودمو مسئول و کوچک در یافتم در مقابل خدای بزرگ و بی انتها

    خدا میخواد که من به خواسته هام برسم‌ و در اصل خدارو بیشتر باور کنم در زندگیم و باور ساری کنم خواسته ای که قبلا به دست آوردم ولی از دستش دادم رو دوباره به دست بیارم خدا میگه ببین من یه بار بهت دادم پس دوباره میدمت

    خداوندا به من قدرتی بده که باورامو بیشتر تقویت کنم خود کوچکم در مقابل قدرت تورو ببخشم و قبول کنم که تو بخواهی میشودحتی اگه من ندونم چطوری مثل دفعه های قبل مثل چندین بار قبل مثل خونه دار شدنم با اینکه من انتظار خونه 80 90 متری رو داشتم ولی تو به من بزرگترشو دادی ماشین صفری که بهم بخشیدی کار و کاسبی که برام ساختی همشون وقتی شروع شد که تورو تو زندگیم باور کردم و مدیون استاد عزیزم هستم که منو راهنمایی کرد حرف زد و من باور کردم واقعا خداوند با دست های خودش کسایی رو توی زندگیت قرار میده که باورت نمیشه انسانن بلکه اونا فرشته هایی از جانب خداوند هستند برای اینکه تورو با خودت با خدای خودت آشتی بدن و بهت بگن تو بخواه من بشود همانطور که من میخوام

    استاد جانم من فقط یک ماهه که شبانه روز دارم به حرفاتون گوش میدم از نظر روحی بسیار تغییر کردم آرام شدم با خودم دوست شدم به خدا نزدیک شدم کاری که دوسال بود میخواستم انجام بدم رو استارت زدم و درآمودم دقیقا 5 برابر شد در عرض دو هفته

    خواستم بگم ممنونم اول از خداا بابت شما و دوم لز خودتون بابت وجودتون ممنونم واقعا ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  2. -
    هادي گفته:
    مدت عضویت: 2303 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    من از این فایل که استاد قرار دادن فهمیدم که کسی که با خودش در صلحه هر اتفاقی که براش پیش بیاد رو بعنوان یه نشونه می‌دونه ….

    سوال بوده که چطور میتونم بیشتر باور کنم امکان پذیر بودن خواسته هام رو و پاسخ به صورت دیدن یه جمله از توی قرآن داده میشه و تمام این صحبت‌ها گفته میشه….

    اونی که خودش رو سپرده به جریان هدایت وقتی نشونه ای رو میبینه عمل می‌کنه به آنچه بهش گفته….

    سوره مریم …

    استاد این سوره یکی از سوره های هست که موقعی که شخصی دوماد یاعروس میشه توی محل زندگی من میبرم قرآن رو باز میکنن جلوی عروس و دوماد ….

    شاید بگین چقدر معتقدند و فهمیده تا که مثلاً اون رو بخونن و باور پذیر بشه براشون که میشه فرزند دار بشن و از این موضوعات اما نه قرآن رو باز میکنن میرم سوره مریم رو میارن و آقا دوماد دست می‌کشه روی صفحه قرآن و بعدم دستش رو می‌کشه روی صورت عروس خانوم…اما دریغ از این که کسی اصلا بدونه که چی گفته ….

    چرا این کار رو میکنندچون گذشتگان این کار رو کردن….

    یادمه واسه عروسی یکی از همشهریامون رفته دخترشون عروس میشه میرم قرآن لایه پارچه سبز رو میارن تا سوره مریم رو بیارن تا باز میکنن تا سوره مریم رو بیان متوجه میشن دفتر حساب و کتاب پدر خانواده بوده و تازه اون موقع میفهمند این قرآن نبوده و این همه وقت موقع مسافران از زیر دفتر حساب کتاب رد می‌شدم و در پناه دفتر حساب کتاب بودن تا در پناه قرآن….

    استاد قرآن رو هر ساله ماه رمضون ختم کامل میکنن تو مساجد محل و میگن ثواب داره

    برای اموات ختم قرآن میگیرن هرساله از بیست و سه رمضان به بعد و همچنین قبل عید قربان و میگن ختم اموات صواب داره برای اموات….

    وقتی کسی هم میمیره میرم کنار قبرش قرآن میخونم و یا قرآن میخونن و صوابش رو هدیه میکنن به اموات….

    استاد وقتی میپرسی این قرآن چیه میگن مثل این میمونه که مثلاً برای یخچال و ماشین لباسشویی دیدین دفترچه راهنما می‌ذارن این کتاب همون دفترچه راهنما برای انسانها هستش اما کسی توی زمانی که ماشین لباسشویی سالمه از اون برای این که بتونه بهتر ازش بهره بگیره استفاده نمیکنه و آخرش که ماشین لباسشویی سوخت برش می‌داره و دور سر ماشین لباسشویی میچرخونه‌…

    مثل این میمونه که مثلاً شخصی نره رانندگی اصولی یاد بگیره بعد که مرد من برم سر قبرش بگم برای پارک دوبل ابتدا راه نما می‌زنیم و….

    خب گیریم که اون بنده خدا شنفت خب الان که دیگه کار از کار گذشته مثلا می‌خوان تو اون دنیا بهش ماشین بدن بره دور دور کنه جلوی حوریا….

    این کتاب پر از اگاهیه اما بهش عمل نشده و همه دنبال این که حفظ ظاهر کنند و مسلمان دیده بشن ،مومن دیده بشن و تازه شم فکر میکنیم که اینجوری میتونیم دل خدا رو بدستش بیاریم….

    یُخَٰدِعُونَ ٱللَّهَ وَٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ وَمَا یَخۡدَعُونَ إِلَّآ أَنفُسَهُمۡ وَمَا یَشۡعُرُونَ

    با خدا و کسانى که ایمان آورده‌اند فریبکارى مى‌کنند، حال آن‌که جز خود را نمى‌فریبند و آگاه نیستند.

    البته که من و دوستانم هیچ مسولیتی در قبال دیگران نداریم و همه این کتاب در دسترسشون هست و خداوند هدایتشون می‌کنه اگر خواهان هدایت باشند….

    خداوند به همگی ما برکت بدهد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  3. -
    علی حقی گفته:
    مدت عضویت: 2298 روز

    سلام به همگی دوستان

    هر چی در مورد به جا بودن این فایل بگم بازم کم گفتم

    همین دیروز داشتم به این موضوع فکر میکردم که چرا درآمدم تا یه جایی رشد کرده اما چند وقته که متوقف شده!!!

    الان که این فایل رو دیدم و شروع کردم به یادداشت کردن نکاتش ، همش این موضوع میاد توی ذهنم که «عزیز من تو فقط روی دیگران حساب کردی»

    فقط از اون مشتری خاص انتظار سفارش داشتی ، فقط میگفتی که ایکاش اون شرکته ازم گیاه بخره ، ایکاش که فلانی مسئولیت نگهداری از گیاهاش رو بهت بده(من تو کار گل و گیاه هستم) و هزار تا باور شرک‌آلود دیگه…

    نمیدونم چی بگم از دست خودم. اگه فقط یک هزارم این انتظاراتی که از دیگران داشتم رو از خدا میداشتم خدا هزاران بار بیشتر مشتری وارد کسب و کارم میکرد.

    گاهی هم فکر میکردم که من از خدا خواستم و اون هم گفته که اجابت می‌کنه(پس چرا نمیکنه؟!) حواسم نبود که بابا من هم باید اون رو اجابت کنم، من هم باید بهش ایمان داشته باشم ، من هم باید بهش لبیک بگم»»» یه طرفه که نمیشه

    در مورد حرفای اول فایل استاد چقدر درست میگه که ما درخواستهامون رو که مطرح میکنیم ذهن سریع شروع می‌کنه به دلیل آوردن که نمیشه اما باید با منطق قانعش کنیم که میشه باید براش مثال بزنیم از زمان‌هایی که شد

    من یادم نمیره که همین خدا یه سری مشتری برام آورد و من رو به همین درآمدی که الان دارم رسوند

    من که کار خاصی نکردم اگه میخواستم بکنم هم نمی‌تونستم »»» یعنی مشتریا از جاهایی میومدن که عقل جن هم بهش نمی‌رسید چه برسه به من

    باید این موضوعات رو به خودم یادآوری کنم هر روز تا یادم نره

    یه جمله فوق‌العاده گفت استاد :«همین که نعمتهام رو به یاد بیارم ، این خودش شکرگزاریه و هرچقدر که بابت نعمتهای الآنم سپاسگزارم، آماده دریافت نعمتهای بزرگتر و بیشتر هستم»

    یه مطلب دیگه :

    خدای من بر همه‌چیز نافذه و امر ، امر اونه!! خدایی که من و ذکریا و همه موجودات رو از هیچ آفریده ، خدایی که به راحتی طبیعت رو بعد مرگش زنده میکنه ، خیلی راحت می‌تونه من رو به خواسته‌م برسونه

    فقط کافیه که هر روز چیزهایی که وارد زندگیم کرده رو به خودم یادآوری کنم تا بیشتر سپاسگزار باشم »» همین خدا یه همسر عباس‌منشی به طور معجزه‌آسا بهم رسونده(داستانش واقعا حیرت انگیزه که چطور با هم آشنا شدیم)/همین خدا پول درست کردن ماشینم رو از آسمون برام فرستاد/مشتری‌های دست به نقد و خوش‌حساب رو‌ وارد چرخه کاری من کرد(منی که همش با مشتری‌ها سر پول دادن درگیر بودم) و هزار تا نعمت دیگه…

    واقعا میتونم تا فردا از نکات این فایل و تطابقش با زندگی خودم بهتون بگم

    انشاا… که بتونم تو این مسیر درست باقی بمونم و هر روز روی خودم کار کنم تا بنده موحدتری باشم

    خدایا به امید تو

    از استاد عزیز ممنونم همینطور مریم بانو که قرآن رو داد دست استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  4. -
    مریم پهلوان گفته:
    مدت عضویت: 2359 روز

    به نام الله.سلام به استادعزیزم خانم شایسته نازنین وهمه دوستان گرامی.

    امسال تعدادفایلهای که استادگذاشتن شاید نسبت به قبل کمتربوده اما آگاهی هاش خیلی زیباتر ودل نشین تر بود.

    این فایل باعث شد که دوباره ایمانمان به تمرین ستاره قطبی بیشتر بشه تمرینی که تو 12 قدم فقط پنج جلسه بهش اختصاص داده شده تا همین نکته اصلی این فایل که باور به امکان پذیری خواسته هست در ما تقویت بشه.

    چقدر باید این جمله رو تکرارکنم که بابا وظیفه خدا اجابت درخواست‌های ماست وهمیشه اجابت می‌شود ولی ما در مدار دریافتش نیستیم.

    وظیفه خدا اجابت درخواست‌های منه وهمیشه اجابت می‌کند

    وظیفه خدا اجابت درخواست‌های منه وهمیشه اجابت می‌کند همین طور که قبلی‌ها رو اجابت کرده همون طور که با مبلغ خیلی کم صاحب خونه شدم همون طور که به این سایت هدایتم کرد ومزه زندگی شیرین رو دارم میچشم همون طور که دلها رو نرم کرد وتونستم مدرک بالاتر از اونی که موقع استخدام شدنم داشتم رو ارائه بدم درصورتی که منطق وقانون میگفت اصلا راه نداره.همون طور گل پسری بهم عطا کرد که پزشک زنان میگفت رحمت اصلا خوب نیست برای بارداری وخیلی همون طوری های دیگر.

    استاد عزیز چقدر شما زیبا آیه های قرآن رو می‌فهمید وبه هم ربط میدهیدمخصوصا آیه طلاق.واقعا دلم میخواد خیلی بیشتر آیات قرآنی رو برامون توضیح بدین.خیلی سپاسگذارم از این فایل زیبا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  5. -
    Rasool گفته:
    مدت عضویت: 1581 روز

    سلام بر خدایی که دهنده است و دست بده داره

    همون بار اولی که این فایل رو شنیدم خیلی برام جالب و مفید بود.خیللی مفید چرا که نحوه باورسازی رو هنوز خووب درک نکرده بودم .باور سازی یعنی منطقی دونستن انجام یک خواسته.اینگه اگر ما یک خواسته ای داریم آیا واقعا اون رو امکان پذیر میدونیم؟؟یا فقط داریم آرزوش میکنیم!! چطور وقتی از نظر منطقی و عقلانی و واقعیت ما امکان پذیر بودن اون خواسته رو غیر ممکن میدونیم ولی انتظار داریم که اتفاق بیفته.من که خودم توی ذهنم اینجوری تعبیر میکردم که خب این خواسته که در حال حاضر اصلا برای من امکان پذیر نیست ولی خب خدا که قدرت هر کاری رو داره اون خودش ردیفش میکنه حتی اگر غیر منکن باشه چون اون خداست و از پسش بر میاد

    غافل از اینکه که اون خدا قطعا خواسته من رو جواب میده ولی این من هستم که در یافتش نمیکنم اونم با همون قدرتی که خدا بهم داده،قدرت خلاق بودن و سازتدگی که بنده در جهت ناسازندگی و نا موجود بودن عمل میکنم ،با باور داشتن های معکوس باور های محدود،اینجوری میام دست خدا و زمین و زمان رو میبندم و کاری از کسی بر نمیاد نه از خدا نه از کاینات چون اونا توی کار من دخالت نمیکنن اونا طبق اصول و قانون و مشیت پیش میرن و این منم که اتفاقات رو رقم میزنم

    خب باید چیکار کنم؟؟

    باید باور های درست بسازم

    خب یعنی چی؟

    یعنی با منطق و فکت و الگوهای موجود منطقی ببینم و بدونم رسیدن به اون خواسته رو

    چقدر منطقی میدونم؟؟

    هر چقدر بیشتر و ملموس تر بشه خواسته به مرحله ظهور میرسه

    جهان چیزی رو که من خودم باورش ندارم بهم نمیده

    چرا چیزی که توی کت خودم نیمره جهان بهم بده؟؟؟

    خدا کنه کهداین ها رو عملی کنم و خالق زندگیم بشه

    خدا کنه که فرمون رومحکم بگیرم و ول نکنم

    برای خودم ارزوی موفقیت و پایبند بودن در مسیر رو میخوام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  6. -
    زهره زیدآبادی گفته:
    مدت عضویت: 1718 روز

    سالها دل طلب جام جم از من میکرد و جوابی نداشتم که بهش بدم .

    اما حالا فهمیدم که خودمم جامم

    و پاسخگو فقط خودمم

    من به هیچ کس جز به خودم و خودم و خودم نباید پاسخ بدهم

    چرا که او همواره

    در من است

    با من است

    برای من است

    وقتی چنین همراهی ، هر لحظه همراهمه

    مرا به غیر چه سود ؟

    وقتی چنین ناظر دقیقی هر آن با منه

    مرا به نگاهی دیگر چه نیاز ؟

    این منو این همه ی من

    تمامم تسلیم تو .

    مرا بستری مناسب برای فرود آگاهی قرار ده

    میخواهم صید شوم

    به صیادی چون تو نیازمندم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  7. -
    محبوبه گفته:
    مدت عضویت: 1620 روز

    سلام و درود به استاد عزیز که نمی‌دونم وقادر به سپاسگزاری در مقابل همین یکی فایل شما نیستم

    استاد این فایل دوبال بهمون میده و آماده پرواز میشیم به اندازه ای که آگاهیهای این فایل و باور کنیم استاد چگونه در این مدار قرار گرفتین و چگونه دارین توحیدی تر میشید هر روز به یه شخص آرومتر و صدا توحیدی تر تبدیل می‌شد امیدوارم قلبم این آگاهیهاو این توحید را درک کنه و عاشقانه مانند شما توحیدی باشم

    دیروز کامنتم را مستقیم در سایت می‌نوشتم و نصفه کاره اشتباهی ارسال شد و بعد ادامه اش را نوشتم بازهم اشتباهی از سایت خارج شدم و ارسال نشده

    و اکنون ادامه کامنتم

    خیلی از ماها نمی‌تونیم حتی به اندازه یک دقیقه به خواسته مون فکر کنیم و زمانی هم که به خواسته مون بهش فکر می‌کنیم ذهنمون هزار تا دلیل برای نشدنش میاره

    تمرینش اینه که من دیدم برا یه عده شده پس برا منم میشه میتونیم قدرت خدا را برا خودمون یاد آوری کنیم

    مادر مورد خیلی از خواسته هامون حتی یک درصد هم اعتقاد نداریم که میشه یک درصد یک درصد ما به زبون میاریم ولی زبون مهم نیست مهم باورمون هست

    و بعد این یک درصد بشه دو درصد ،پنج و ده و بیست و…و وقتی به درصد بالا میرسیم باورمون تغییر کرده خواسته مون از یک مسیر بدیهی و منطقی به ما داده میشه ،کی؟ وقتی که ما باور کرده باشیم

    آیه 123ال عمران

    منطقی کردن احتمال رسیدن به خواسته صحبت میکند

    خداوند در جنگ بدر به شما مومنین کمک کرد در صورتی که شما ضعیف و ناتوان بودید اینو یادتون باشه و که خدا بهتون کمک کرد

    وباید یاد آوری کنم به خودم که همانطورکه در سالهای قبل برمی‌گردم هزاران بار و هر لحظه خدا یاریم داد و من فراموش کردم بازهم مرا یاری میدهد

    و در ادامه باشد که سپاسگذار باشید سپاسگذاری یعنی به یاد آوری نعتمهایی که قبلاً داده شده به شرطی که تقوا و کنترل ذهن داشته باشیم در جنگ احد نداشتند این تقوا و کنترل ذهن را و اشتباه کردند آن نقطه سوق الجیشی را از دست دادن و عجله کردند برای غنایم جنگی و نتیجه جنگ برعکس شد و شکست خوردند

    سپاسگذاری منطقی میکند امکان پذیری نعمات دیگر رو و خواسته های که داری وذهنت میگه نمیشه

    سپاسگذاری تمرکز را می‌بره بر نعماتی که داریم به جای کمبودها ،و ما را در مدار دریافت بیشتر نعمات و خواسته ها قرار میدهد چون قانون اینه که آنچه تمرکز داری از همون بهت بیشتر داده میشود

    چه جوریه همیشه در زمان مناسب و مکان مناسب هستی و باعث تعجب خیلی‌ها میشه و میگن چه جوری اینقدر خر شانسی در صورتی که شانس نیست قانون جهان هستیه

    وقتی تمرکزت روی نکات مثبت و سپاسگذاری نعمات باشه از همون دسته نعمات بر زندگیت جاری میشه

    در ایران میگن طلاق بدترین حلال خداونده و این اصلا در قرآن نیست اصلا

    در سوره طلاق گفته

    هر وقت عده ی زنان تمام شد یا آنها را نگه دارید یا به نیکویی از آنها جدا شوید و….

    هر کسی این احکام پند بگیرد خداوند درها را برایش باز می‌کند

    ایه سه سوره طلاق خیلی شنیدیم

    و خداوند رزق میدهد از جاییکه فکر نمیکنی

    این آیه ی معروف در مورد طلاقه که اون خانمی که طلاق گرفتی یادت باشه خداوند از جاییکه فکر نمیکنی بهت روزی میدهد

    و به ذهنت اجازه نده بگه دیگه کی برام نون بیاره در خونه ام چه جوری بچه ام را بزرگ کنم و…خدا میگه از جاییکه گمان نمیکنی بهت نعمت میده اگر بر خداوند توکل کنی خداوند برایت کافی ست واز بینهایت طریق از جاییکه فکر نمیکنی بهت نعمت میده اینجوری داره برا زن منطقی میکند

    و در ادامه در حقیقت فرمان خداوند در همه جهان نافذه و خداوند برا هر چیز حدود و اندازه ای قرار داده و مقدر کرده

    اگر میگه هر که بر خدا توکل کنه کافیه برا اینه که فرمان من خدا اجرا میشه بدون شک و آنچه میگویم میشود

    و اینجوری ذهنمون را میتونیم خلع سلاح کنیم زمانی که هزار دلیل بر نشدن میاره ما به ذهنمون یاد آوری کنیم مثل هزار دفعه قبل شده و برا دیگری شده ایندفعه هم میشه

    سوره ی روم آیه 50

    خداوند میگه به آثار رحمت خداوند بنگر که چگونه زمین را بعد مرگش ،زنده کردیم و همون کسی که زمین را زنده میکند مردگان هم زنده میکند و او بر همه چیز قادره

    اغلب این سوال بوده وقتی می‌میریم دیگه همه چیز تموم میشه

    خدا میگه خیر همانطور که درختان خشک شده در زمستان را به درختان زنده و سر سبز در بهار تبدیل میکند همان خدا مردگان را زنده میکند و بر همه چیز قادره

    الان دیگه میتونید رسیدن به هر خواسته ای در هر شرایطی هستین امکان پذیر کنید ،امکان پذیره که سلامتی کامل بهتون برگرده، امکان پذیره که شرایط مالی عالی بشه ،امکان پذیر ه که رابطه عاطفی عالی شکل بگیره، امکان پذیره که فرزند دار بشی حتی اگه همه دکتر ها میگند نمیشه و…

    این تکه امکان پذیر را در ذهنتون ایجاد کنید و متوجه بشید مغزتون چگونه داره کار می‌کنه

    آیه 186سوره بقره

    اگر بندگان من از تو در مورد من پرسیدند بگو خدا بهتون نزدیکه و اجابت می‌کنه خواستتون رو و درخواست هاتون که درخواست کردین پس اجابت کنید من را و به من ایمان بیاورید باشد که رشد و پیشرفت کنید

    اگر اجابت نمیشه درخواستمون قسمت دوم درخواست را خوب انجام نمی‌دهیم

    اگر ما باور کنیم خواستمون اجابت میشه توسط خدا وخدا را باور کنیم آنوقت جهان ما و چرخ زندگی ما روان میشه اگر باور کنیم و توکل کنیم به خدا

    سوره ضحی

    سوگند به روز

    سوگند به شب هنگامی که تاریک میشود

    پروردگار تو هرگز تو را ترک نکرده و هرگز از دست تو ناراحت نیست

    *

    بارها این به ذهنمون اومده که خدا دیگه دوستم ندارمه بخاطر باور اشتباه *

    در این سوره نوید به پیامبر میده که خدا هرگز تو را ترک نکرده و از دست تو عصبانی نیست

    و آینده و شرایط تو حتما بهتر و درخشانترخواهد شد

    که می‌تونه به زندگی دنیایی یا آخرت پیامبراشاره داشته باشه

    *

    وپرودگارت در آینده آنقدر به تو عطا میکند که راضی بشی —–

    بحث مقایسه کی بیشتر داره کی کمترنیست بلکه بحث رضایت هست رضایت رضایت و بعد ازرضایت آرامش آرامش آرامش

    وقتی میام خودم را با همکارم و خواهرم و خواهر شوهرم و…مقایسه میکنم حالم از شرایطم بهم میخوره در صورتی که شرایطم خوبه ولی مقایسه نابود می‌کنه حال خوب را

    آیا زمانی که یتیم بودی بهتون پناه ندادیم

    آیا زمانی که تو را از هیچ آفریدم و تو ناتوان بودی و مادر و پدر را حامی تو قرار ندادم و بعد هزاران مرتبه تو را یاری ندادم پس یاد بیاور خدا هیچوقت تورا تنها نگذاشته

    و وقتی گمراه بودی هدایتت کردم

    و زمانی که فقیر بودی تو را توانا کردم و بی نیازت کرد

    اگر مقایسه نکنیم خیلی ماها در خیلی جنبه ها غنی هستیم کافیه مقایسه نکنیم

    به باد بیاور نعمت‌هایی که پرودگار بهت داده چون این یاد آوری و سپاسگذاری باعث خلع سلاح شدن ذهن میشه

    همینجوری که وقتی تنها بودی و یاریگری نبوده تو را حمایتت کردم و چنان نعمت بهت میدهم که راضی باشی و راضی باشی

    و در سوره ضحی کلید بدست آوردن خواسته را بهت یاد آوری می‌کنه و دریافت نعمت را بهت توضیح میده

    ممکنه حالا مریض باشی و نتونی باردار بشی قدرت خدا را به یادت بیار نه قدرت و توانایی خودت را

    هزاران بار بوده مریض شدی ولی بدن کارش و انجام داده و ابدیت شده

    مگر توبدنی ضعیف و ریه های مشکل دار نداری و بیماری پندمیک را گرفتی و خوب شدی و خیلی ها بودند که سالم و ورزشکار بودندو فوت کردند آیا این دوباره به این زندگی برگشتن جز قدرت خدا میدانی تو که ناتوان روی تخت بیمارستان افتاده بودی و امیدی بهت نبود فقط خودت در دلت به خدایت ایمان داشتی که اگر الان وقتش نباشه هر بیماری باشه بازهم به زندگیت برمی‌گردی یادت بیار چگونه و چطور در اون شرایط برگشتی آیا باردار شدن برای تو از قدرت خدا نشدنی به عقل خودت اعتماد نکن وبه قدرت خدا اعتماد کن و توکل داشته باش

    استاد عزیزم بازهم ممنون شما از دیدن اون یکی آیه و باعث شد این فایل را ضبط کنید و برای من شاگرد از دیروز چند مرتبه گوش دادم و اشک ریختم از ناتوانی خودم و افکار نامناسب و باورهای غلط در برابر قدرت خداوند یکتا و ضبط این فایل فقط الهام خالص بوده ،چگونه میتوانم از شما تشکر کنم فکر میکنم با توحیدی شدنم و از خداوند میخواهم من ناتوانم را یاری دهد در این مسیر توحید و ره را نشان بده عاشقتم خدا دوست دارم خدای مهربان ،استاد ما و مریم بانو را برامون حفظ نما

    امیدوارم در پناه خداوند یکتا شاد و پیروز و سعادتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  8. -
    مهدیه و محبوبه گفته:
    مدت عضویت: 863 روز

    سلام استاد عزیزم

    سوره طلاق رو که توضیح دادید چه درهای جدیدی از آگاهی به روی من باز شد البته نه از جهت جدایی؛ بلکه از جهات دیگه. چه خوبه وقتی یه آیه رو می شنویم شبیه سازی کنیم توی زندگی خودمون و ازش استفاده کنیم.

    سال ها پیش وقتی من و همسرم هنوز بچه دار نشده بودیم با خودم میگفتم اگه یه روز بچه دار بشیم و من به عنوان یه مادر درد جسمانی داشته باشم چطوری از بچه م مراقبت کنم؟ فقط این سوال از ذهنم رد میشد ولی نگرانشم نبودم اون موقع ها از قانون آگاهی زیادی هم نداشتم و حتی این روزا هم که دائما در حال یادگیری هستم هر چی جلوتر میرم بازم حس میکنم هیچی نمیدونم.

    امروز بعد از اون سال ها که من دختر سه ساله ای دارم دچار یه درد شدید جسمانی شدم دخترم کاملا مستقل تا وقتی همسرم اومد خونه خودش صبحانه خورد مادرانه دور من می چرخید و نازم می کرد و منو می خندند. همسرم که اومد انقدر بهم رسیدگی کرد که حد نداشت یادمه وقتی بچه هم نداشتیم رسیدگی خوبی داشت اما الان با وجود مشغله بیشتر ایشون، رسیدگی ش چند برابر شده بود.

    من از خدا چی خواستم جز اینکه در مسیر درست بودم

    حس میکنم این آیه از سوره طلاق که:”خدا از جایی که فکرش را نمیکنی روزی می رساند”

    درسته در زمان نزول برای خانم های مطلقه نازل شده اما میتونیم تعمیمش بدیم به هر زمانی. یعنی اون موقع ها که من فکرشم نمیکردم یه مادر چطوری به همه کارهای خونه و بچه و خودش میرسه، رو الان دارم با لذت زندگیش میکنم. نعمت چیه مگه؟ رسیدگی و اتحاد و عشق اعضای خانواده به هم دیگه خیلی خیلی نعمت بزرگیه.

    استاد چقدر اونجا که “شکر نعمت، نعمتت افزودن کند” رو به لحاظ فرکانسی توضیح دادین قشنگتر کرد شکرگزاری روزانه منو؛

    “شکرگزاری یعنی منطقی کردن وجود یه نعمت در گذشته و به این صورت وجود یه نعمت در آینده برای ذهن ما منطقی میشه” چققددررر ساده باز کردید ممنونم واقعا.

    من تازه چند روزه شکرگزاری روزانه م رو شروع کردم چقدر توی کسب و کارم حس میکنم روان‌تر پیش میرم. خدایا شکرت

    تو شکر نعمت رو به جا بیار؛ هر نعمتی که داری؛ با این منطقی که بالا نوشتم نعمت هات زیاد میشه دوباره میای شکر نعمتهای جدیدت رو بجا بیاری یه مدت میگذره می بینی زندگیت اصلا شبیه اون زندگی که از اول شروع کردی نیست؛ بهمین قشنگی.

    دیشب همسرم داشت پیشنهاد می‌داد که یه مدت پول کنار بذاریم برای خرید یه وسیله جدید، و من چون توی احساس ناامیدی بودم قبول نکردم گفتم نمیشه بعد پشیمون شدم از این حس میدونستم این حس با قانون جهان هستی در تضاده. از خودم پرسیدم چطوری میشه آخه من که الان وضع مالیم خوب نیست نمیتونم وسیله جدید بخرم چطوری توی این وضع فکر کنم به خرید یه وسیله جدید؟!

    تا اینکه اومدم توی سایت و این فایل شما رو گوش دادم همون اول که از داستان حضرت زکریا شروع کردید من جوابمو گرفتم؛ خدا فقط یه جواب به خواسته های ما داره و اونم “چشم، انجام میدم” فرستنده درسته گیرنده مو باید درست کنم مثل اونجایی که خدا میخواست به حضرت ذکریا پسری عطا کنه و ایشون جواب داد: ” من که ناتوانم و همسرم نازا، چطوری میشه؟” چقدر ماها با دیدن وضع کنونی مون اجابت خواسته هامون رو لغو می کنیم.

    فقط از خودش بخوایم، بدون توجه به شرایط کنونی. همونطور که ما خودمون از هیچ خلق شدیم و به دنیا اومدیم. خودمون رو یادمون نمیاد. اشکالی نداره‌. وقتی به دختر سه ساله م نگاه میکنم با خودم میگم یه زمانی دخترم نبود و رب من از هیچ دنیایی از زیبایی، استعداد، مهربانی، سخاوت، توانایی و … خلق کرد و به من و همسرم هدیه کرد. همه چیز در این جهان همینطور قابل خلقه؛ فقط کافیه بخوای و طبق قانون پیش بری.

    استاد خیلی خیلی خیلی به این فایل احتیاج داشتم و به خودم قول میدم تا جایی که ملکه ذهنم بشه و بعد از اون بارها و بارها و بارها گوش میدم.

    خداوندا سپاسگزارم

    ممنونم از استاد عزیزم، مریم جان، خواهر عزیزم که آشنایی من با شما از طریق ایشون بود و دوستان عزیز حاضر در سایت.

    در پناه حق باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  9. -
    محمد حسین تجلی گفته:
    مدت عضویت: 2561 روز

    به نام خدای مهربان ثروتمند سخاوتمند رزاق و وهاب

    سلام و درود به همه ، امیدوارم که در پناه حق عالیه عالی باشید ، شاد باشید ، سپاسگزار باشید راضی باشید

    یه درس زیبایی که یاد گرفتم از خداوند در سوره‌ی ضحی اینه که خداوند می فرماید ، در آینده اونقدر به من می‌بخشه که من راضی بشم

    این اشتباه هست که من بگم که اونقدر بهم بده که از فلانی ها بالاتر باشم یا بخواهم برای فلانی ها الگو باشم که می شود …

    بله من وقتی ثروتمند باشم و بی نهایت نعمت های خداوند در زندگیم باشم ، الگو هستم ولی نه برای همه ، برای اونایی که نگاه زیبابینی دارند و به جای حسادت به من و ضربه زدن به خودشون با نگاهشون من رو تحسین می کنند و باور می کنند که می شود ‌…

    شاید یه سری ها هم نگاهی متفاوت داشته باشند ، من نمی دونم ، ولی اینکه دیگران تو ذهن من باشند ، یعنی من در مسیر جهالت و گمراهی هستم. نقطه سر خط…

    بنا بر این نگاه زیبا و درست ، همین نگاه خداوند هست

    وَلَسَوۡفَ یُعۡطِیکَ رَبُّکَ فَتَرۡضَىٰٓ ﴿5﴾

    و پروردگارت بخششی به تو خواهد کرد که راضی می شوی

    الضحی(آیه: 5)

    صفحه : 596

    یعنی یاد گرفتم که درخواست های نعمت و ثروتی که دارم خودخواهانه فقط و فقط برای خودم باشه ، برای لذت بردن بیشتر از زندگیم

    و به یاد داشته باشم که این جهان مثل همون مهمانی سلف سرویس هست و خداوند مثل میزبان اون مهمانی

    همه … همه‌ی آدم ها دسترسی دارند به خداوند می توانند درخواست کنند می توانند از نعمت ها و ثروت ها دریافت کنند

    می توانند بروند پای میز ، سلف سرویسه دیگه ، هرچی دوست دارند دسر و سالاد ، میوه و شیرینی ، غذای سنتی یا فست فود ، هرررررر چقدرررررر که دوست دارند بدون حساب و کتاب بردارند ، اگه صد تا بشقاب هم بردارند خدا نه تنها ناراحت نمیشه بلکه لذت هم می بره

    سپاسگزارم استاد عزیزم تا امروز فکر کنم این فایل رو حدود ده بار گوش داده باشم و از اونجایی که خیلی خیلی این فایل رو دوست دارم هر بار که نکته‌ای خیلی تو گوشم زنگ بزنه میام برای داشتن یه رد پای بسیار خوب اینجا مکتوبش می کنم

    سپاسگزارم از خداوند سخاوتمند که این چنین از کلام ارزشمند شما و با کتاب آسمانی درس‌های غیر قابل قیمت گذاری رو به من یاد میده

    زبانم از بیان قاصره که بگم چقدررررر خوشحالم که جزو یک درصد آگاه جامعه هستم و در بین همچین افرادی آگاه و مومن هستم و می توانم با شما عزیزانم معاشرت داشته باشم

    دوستتون دارم

    در پناه حق شاد و پایدار باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  10. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 1028 روز

    به نام ربّ

    سلام با بی نهایت عشق برای شما

    رد پای روز 9 دی رو با عشق مینویسم

    من بعد اینکه فایل کلید اجابت دعا هارو نشونه گرفتم بعد اون کلی نشونه دریافت کردم، که خدا تکاملی توی این چند روز دوباره به من نشونه داد و بهم فهموند که در کنار باورها که باید تکرار کنی و خیلی مهمه ،چون من با باورهای تو بهت پاسخ میدم

    اما یه چیزی رو باید اصل به یاد داشته باشی ،اینکه فقط یک قدرت ،یک عشق ،یک نیرو در جهان هستی هست

    و رها باشی و بگذری

    امروز یک سال شد

    که من در تجریش ، دارم میرم کلاس رنگ روغن

    تو تقویم گوشیم نوشته بودم ، که یادآوری کنه این روز زیبا رو

    چون یکی از بهترین روزهای زندگیم بود ، ادامه دادن یادگیری نقاشی

    من اولین بار ، تیر ماه سال 96 از اینستاگرام با یه دختر بسیار زیبا و مودب آشنا شدم که سبب شد من بیام تجریش و با استادش آشنا بشم ، که یه استاد بی نهایت عالی بود ، و وقتی این علاقه من به نقاشی رو دید، گفت بیا یاد بگیر حتی وقتی فهمید نمیتونم شهریه کلاس رو بدم ، بهم گفت من حاضرم رایگان یاد بدم

    و من مدارم پایین بود و ادامه ندادم و نتونستم این محبتش رو قبول کنم و خجالت کشیدم که پول نداشتم و رها کردم

    و خیلی خیلی خوشحالم از اینکه الان ادامه دادم

    حالا بماند که چقدر باورهای محدودی داشتم سال 96 که سبب شد ادامه ندم نقاشی رو و 7 سال وقفه بیفته

    اما الان که آگاه شدم متوجه میشم که الان بهترین زمان بود که من ادامه بدم

    و الان جای درستم هستم و اون موقع هم جای درستم بودم

    اما از سالی که شروع به تغییر کردم ، از سال 1401 و یک سال روی دوست داشتن و به صلح رسیدن با خودم و اینکه من کی هستم ، و کلی سوالای دیگه شروع کردم

    و در 19 مرداد ماه سال 1402 با سایت زیبا و پر از عشق استاد عباس منش آشنا شدم و عضو سایت شدم و رفتم و تا 7 مهر وارد سایت نشدم تا لینکه

    آماده شنیدن بودم اومدم سایت و از روز 7 مهر ماه 1402 به صورت مستمر و هر روزه تا الان ، که من دارم از صبح تا شب فایلای استاد رو گوش میکنم و تمرین میکنم و سعی دارم که قدم بردارم

    و بعد ورود به سایت و گوش دادن به فایل های رایگان ،مقاومت هایی که داشتم برداشته شد و باورهام تغییر کرد که تونستم بعد از گذشت 7 سال فاصله بین نقاشی که عاشقانه دوستش داشتم ،دوباره بیام کلاس و این بار جدی تر ادامه بدم

    یادمه پارسال که به من چند تا نقاشی الهام شده بود ، از مهرماه تا دی ماه و من با اکریلیک کار کردم ،همین ایده های الهامی توسط خدا ،سبب شد من یاد استادم بیفتم و بخوام برم تجریش

    و برم به استادم نشون بدم و بعد 7 سال ببینمش

    و به استادم گفتم میشه بیام کلاس رنگ روغن

    و گفت ماه بعد شنبه 9 دی کلاسا شروع میشه

    و من رفتم و اون روز نمیدونم چه جراتی داشتم ، با گوش دادن به فایل های رایگان ، به خودم گفتم که باید این بار ادامه بدی طیبه

    و وقتی الهام های خدارو برای نقاشی میدیدم ، خیلی خیلی مشتاق بودم تا پیشرفت کنم و بتونم چیزهایی که بهم الهام میشه رو به تصویر بکشم

    و فکر کنم متوجه بودم و درمورد فایل رسالت من که گوش داده بودم بعدش تصمیم به اقدام کردم

    و این شد که مصمم شدم برای ادامه دادن

    و وقتی پرسیدم که استاد شهریه کلاسا چقدره

    گفت 1میلیون 400

    من اون موقع 100 هزار تمنشم نداشتم

    اما باوری که از فایلای رایگان و حسای خوبی که داشتم سبب شد پا تو این مسیر بذارم و با اینکه هیچی نمیدونستم

    قدم برداشتم

    که چجوری قراره پول هر ماه کلاسم و رنگای روغن جور بشه

    اما قدم برداشتم

    انگار یه جدیتی داشتم که جهان هستی و خدا این جدیت من رو دید و راه رو برای من هموار کرد

    وقتی شنیدم 1 میلیون و 400 هست شهریه کلاس ، با خودم عهد کردم که برم دست فروشی و از صفر شروع کنم تا بتونم بیام کلاس

    و از فروش پفیلا شروع کردم

    و باقی جریانات که تو رد پاهام نوشتم

    ماه های اول خدا بی نهایت کمکم کرد و دو سه باری استادم گفت که اشکالی نداره و به جای شهریه کلاسم ازم نقاشیامو میخرید

    و همه این ها محبت خدا بود و هموار کردن مسیر برای من

    ولی من همچنان داشتم روی خودم کار میکردم

    تا اینکه از مهر ماه ورق برگشت و به صورت تصاعدی درآمدم از یک میلیون به 10 میلیون در هفته رسید

    جوری شد که من تو دو ماه 60 میلیون درآمد داشتم از فروش گل سرای جوانه که مد شده بود

    و فروش بالایی داشته و داره

    و حتی کل دوماه که 60 روزه من فقط جمعه هارو رفتم جمعه بازار

    یعنی در ماه 4 تا جمعه هست

    من فقط 8 تا جمعه برای فروش گل سر رفتم و 60 میلیون در 8 روز درآمد داشتم

    من با این 60 میلیون

    رنگای فوق آرتیست خریدم

    شهریه های هر ترمم که الان افزایش داشته و 2 میلیون 200 شده تا خرداد ماه کنار گذاشتم

    کلی بوم و قلمو و رنگ خریدم

    برای خودم کارتخوان خریدم

    برای خودم لباس خریدم

    برای خودم کفش خریدم

    برای خودم هدیه خریدم

    برای خودم وسایل کار خریدم

    و کلی چیزای دیگه

    خدایا بی نهایت ازت سپاسگزارم

    الان سجده شکر کردم و بی نهایت ازت سپاسگزارم ربّ من

    نمیدونم مهرماه برای من چه چیزی داره ، که من از مهر ماه شروع به تغییر کردم و از مهر ماه شروع گوش دادن فایل های این سایت کردم و از مهر ماه شروع به رشد تصاعدی درآمدم در دو ماه شد

    اما اینو خوب میدونم که تغییر باورها بود و البته در مورد فروش گل سر باورام قوی بود

    اما الان دارم روی باورام در مورد نقاشی کار میکنم

    و میدونم که خدا به طرز شگفت انگیزی درآمدم رو از فروش نقاشی تصاعدی افزایش میده

    منی که پارسال هیچی نمیدونستم که بعد یک سال کجا قراره باشم

    خدای من شکرت

    یادمه استاد تو فایلاشون میگفتن فقط 6 ماه یا 1 سال به فایلا گوش بدین اگر نتیجه نگرفتین ادامه ندین

    مگه میشه نتیجه نگرفت

    من یک سال شد که در این سایت پر از عشق هستم ، درسته هنوز از نظر جنبه هایی که برام مهمه نتیجه بزرگی نگرفتم و اینم برمیگرده به باورای محدود خودم

    که الان یاد گرفتم که باورامو قوی کنم

    و نتیجه رو ببینم

    اما تو این یکسال بی نهایت نتیجه داشتم

    مهم ترینش صحبت کردن با خدایی که بی نهایت بزرگ و قدرتمنده که هر لحظه ام دارم سعی میکنم بهش فکر کنم

    و کنترل کنم ورودیای ذهنم رو

    من امروز که یک سال شد ، دارم میرم کلاس نقاشی رنگ روغن و یک شنبه ها ورکشاپ رایگانی که با استادا کار میکنیم

    امروز بی نهایت حال فوق العاده سرشار از عشق رو داشتم

    انقدر حالم خوب بود که عمیقا قلبم باز بود

    خیلی حس خوبی داشتم

    حالا از امروز بی نهایت بهشتی و نورانی و زیبا بنویسم که واقعا من تو خود خود بهشت داشتم زندگی میکردم

    هوای بهشت بی نهایت زیبا بود

    کوه های برفی و آفتابی که نورش بی نهایت زیبا بود

    بادی که ملایم و بهشتی بود خدایا شکرت

    خدایا شکرت

    امروز صبح که بیدار شدم دیگه مادرم که رفته بود خونه خواهرم چند روز مهمون باشه و بعد برگرده ،حاضر شدم و تخته شاسیمو برداشتم و راه افتادم به سمت تجریش

    از اول صبح من تو دفتر تمرین ستاره قطبیم نوشتم که بتونم باورهای قوی رو به خوبی تکرار و ذهنم رو کنترل کنم و تمرکز کنم

    وقتی از خونه اومدم بیرون به طرز عجیبی حالم عالی بود چون خدا هر لحظه داشت عشقش رو به من عطا میکرد

    نسیم ملایم و زیبایی میوزید و هوا بهشتی بود

    وقتی داشتم تا ایستگاه بی آرتی میرفتم برگای درختی رو دیدم که دورشون یخ زده بود و بسیار زیبا روی باغچه پارک کنار ایستگاه عین یه الماس میدرخشیدن

    با دیدن تک تکشون و نگاه کردنم به درختا به زبونم جاری شد

    خود خود بهشته

    وای خدای من

    من دارم تو بهشت قدم‌ برمیدارم

    وقتی رسیدم مترو اصلا توجهم‌ به هیچی نبود و داشتم گوش میدادم به صدای خودم و لذت میبردم از تکرار باورای عشق

    یهویی سرمو بلند کردم دیدم بالا سر کنار شیشه قطار نوشته

    یک راز تازه

    عجیب بود

    چون وقتی خوندمش متعجب شدم

    انگار خدا بیلبوردای مترو رو ، هر بار برای من عوض میکنه

    یا نمیدونم ، موندم چی بگم، هر بار یه چیزی به چشمم میخوره

    من همیشه میرم، چرا نمیبینم

    هر بار یه نشونه

    بیلبوردا عوض میشن‌ یا هستن من نمیبینم ؟!!!و یا در زمانی که باید ببینم میبینم ؟؟؟

    وقتی خوندم ، یک راز تازه

    گفتم چی قراره بهم بگی خدا ؟؟؟

    و هی فکر کردم

    گفتم یعنی راز تازه چیه ؟؟؟؟

    و بعد رها کردم و یهویی شنیدم راننده مترو بلند گفت

    خانم در قطار رو نگیر وقت مردم رو نگیر

    در قطار رو میگیری که دو نفر بیشتر سوار شن

    در قطار رو نگیر، مردم‌ کار دارن ، وقتشونو نگیر

    اینو که شنیدم یاد یه فکری که چند وقت پیش داشتم افتادم

    چند وقت پیش تو فکرم گفتم یه بار اگر دیدم کسی میخواد سوار قطار بشه درو نگه دارم که بیاد سوار بشه سریع برسه به مقصدش

    این افکارم یادم اومد و با حرف راننده قطار یه چراغ برام روشن شد

    که وقت ارزشمنده و نباید به کسی که دیر میاد وقت رو در اختیارش بذاری و مفت و رایگان چیزی رو بدی بهش ،که نمیتونه دریافت کنه

    اگر در مدارش باشه جوری میرسه که قطار بیاد و سوار بشه ،نه اینکه سریع بخواد سوار بشه و یا تو یا هر کس دیگه بخوان درو نگه دارن تا کسی سوار بشه

    تو نمیتونی حتی در این مورد هم برای دیگران کمکی بکنی

    چون باید خودش بخواد که در مدارش قرار بگیره و در زمان مناسب برسه به ایستگاه و قطار بیاد و سوار بشه

    این حرف راننده قطار خیلی برام درس داشت

    خوشحالم از اینکه به تک تک صحبت های آدما سعی دارم دقت کنم

    چون جدیدا دارم بیشتر یاد میگیرم که هر کس و هر چیزی حامل پیامی از طرف خدا برای من هست

    بعد که رفتم و رسیدم تجریش این هفته گل گذاشته بودن تا طراحی کنیم و استادا رنگ روغن کار میکردن

    من زاویه ام رو مشخص کردم و نشستم و نون برده بودم با پنیر رفتم از بوفه برای خودم آب جوش بگیرم هرچی گفتم پولشو نگرفت و تشکر کردم

    خیلی حس خوبی داشتم

    از صبح که فایل باورای قوی که با صدای خودم ضبط کرده بودم و گوش میدادم اولین نشونه اش این بود که آب جوش گرفتم و پولشو نگرفت

    و انقدر مودب بود فروشنده که همه این ها محبت خدا بود برای من

    وقتی رفتم بدون اینکه من حرفی بزنم یکی از استادا گفت برو بوم بردار

    اولش گفتم تو دلم که من طراحی میکنم بوم بردارم؟ بعد که برداشتم متوجه شدم به همه رایگان بوم میدن حتی برای کسایی که طراحی میکنن

    خیلی حس خوبی داشتم

    ساعت 12 بود گفتم خدایا یه نشونه بده ،دلم آرومه الان با گوش دادن باورهای قوی عشق

    بازم بهم نشونه بده که دلم آروم تر بشه

    اومدم سایت تا از فایل کلید اجابت دعا ببینم نظراتو بخونم

    گفتم خودت هدایتم کن و یه لحظه رفتم بالاتر

    شاید این موارد نیز مورد علاقه شما باشد

    دیدم یه عکس هست از جت اسکی توجهمو جلب کرد و بازش کردم دیدم قسمت 191 سریال زندگی در بهشت

    وای یه نشونه بود برای من که باز هم خدا گفت کار همیشگی من اجابت همیشگی درخواست کسانی هست که درخواست میکنن

    و به وضوح دوباره بهم تاکید کرد که روی باورات کار کن

    من سر قول و وعده ام هستم ، که تو رو به چیزایی که میخوای برسونم

    و البته سر قولم هستم که بهت گفتم که جایزه ات رو انتخاب کن

    مطمئن باش راضی بودم که گفتم خودت انتخاب کن

    و چون قصد پشت خواسته ات خدا گونه بود بهت نشونه دادم گفتم جایزه ات رو خودت انتخاب کن

    ولی یه سری چیز های رو باید رعایت کنی

    رها باشی و مثل چند روز پیش که گذشتی ، بگذری و به من بسپاری

    میخوام ببینم الان که اجازه دادم بهت خودت انتخاب کنی ، و رها انتخاب کردی

    آیا میتونی دوباره بگذری طیبه؟؟؟؟

    دقت کن

    هر لحظه باید بگذری و رها باشی از خواسته هات

    فقط یک بار کافی نیست

    هر لحظه باید رها باشی طیبه

    هر لحظه باید آزاد باشی از هر آنچه که تو رو از من دور میکنه و منو از تو دور میکنه

    طیبه جان عشق دلم تو با من باش

    من همه چی بهت میدم

    و بعد روی باورهای عشق و ثروت و همه چیز کار کنی و از تک تک لحظه های زندگیت لذت ببری

    و به سرعت رخ میده خدا بیشتر از تو میخواد به آرزوهات برسی

    خدا بیشتر از من میخواد من بی نهایت حالم عالی و بی نهایت فراوانی رو دریافت کنم

    وقتی نقاشیم تموم شد با همکلاسیم رفتیم تا به استاد نشون بدیم، یکی از هنرجوهای استادم گفت طیبه عاشقتم

    میدونستم یه نشونه از تکرار باورای قوی بود که امروز با عشق و حس خوب تکرار میکردم

    خدایا شکرت

    وقتی استادم کارای هردومونو دید ،به هنرجوهاش گفت بچه ها ببینین این دوتا شاگردای من از همون روز اول ورکشاپ یعنی 21 مرداد دارن هر هفته میان و یه هفته هم غیبت نداشتن

    ببینین هردوتاشون چقدر پیشرفت داشتن

    و به استادم گفتم ،که امروز یک سال شد که داریم میایم کلاس رنگ روغن

    و گفت چقدر سریع زمان میگذره و باید نهایت استفاده رو از این زمانی که خدا بهتون داده ،داشته باشین

    و تحسینمون کرد و انقدر با ذوق داشت کارای هردومونو نشون میداد ،کلی کیف میکرد

    یاد استاد عباس منش میفتم وقتی ذوق استاد رنگ روغنم رو میبینم ،آخه استاد عباس منش وقتی با شاگردایی که دارن با تمرکز روی باوراشون و پیشرفتشون کار میکنن خیلی خوشحال میشه صحبت میکنه و ذوق میکنه

    این ذوقشو تو فایلای کلاب هاوسی که تو سایت لایواشو میذاشتن دیدم

    وقتی ذوق استادمو میبینم میگم طیبه مسیرت دریته ادامه بده

    مطمئن باش که اگر تمرکز بذاری بیشترم نتیجه میبینی

    بعد که خداحافظی کردیم و برگشتیم

    نمیدونم چرا الان یوالای دیروزم یادآوری شد بهم که از استاد رنگ روغنم پرسیدم و گفتم که استاد خوشحالم از اینکه به حرفتون گوش دادم و طلاس رنگ روغن طبیعت رو نیومدم

    وقتی بهم گفتین نیا و با لحن عصبانی گفتین من نیومدم ،اما الان به وضوح درک میکنم و خوشحالم که نیومدم

    چون واقعا من نمیتونستم کار کنم

    تازه شروع به یادگیری کرده بودم

    و خوشحالم درس هایی که گرفته بودم رو در عمل اجرایی کردم و گذاشتم درمورد یادگیری رنگ روغن تکاملم طی بشه و بعد من بیام کلاس رنگ روغن طبیعت

    خدایا شکرت

    وقتی برگشتم خونه حس فوق العاده ای داشتم همه اش به صدای خودم گوش میدادم و پر بودم از حس عمیق عشق

    امروز دو نفرم تو سایت نوشتن عاشقتم

    و اینم برای من نشونه بود که داره جواب میده تکرار باورا

    خدایا شکرت

    وقتی رسیدم خونه مون تو راه به آسمون نگاه میکردم یهویی چشمم افتاد به نور یه ستاره پر نور

    با خودم گفتم ستاره قطبی هست !؟

    خیلی پر نور بود عین چراغ بود و انقدر آسمون صاف و تمیز بود که قشنگ دیده میشدن ستاره ها

    وقتی نگاه میکردم یهویی یاد اون نشونه تو مترو افتادم

    یک راز تازه

    عجیب بود برام

    سریع رفتم تو یوتیوب درمورد ستاره قطبی فیلماشو ببینم که ببینم چی نوشته

    همینجور داشتم ستاره هارو نگاه میکردم سرمو آوردم پایین پلاک ماشین 974 بود نشونه بین من و خدا

    این عدد نشونه ای از تایید عشق بین من و خودایت

    که بهم میگه تو ارزشمندی و عزیزی طیبه

    وقتی دیدمش گفتم چی میخوای بهم بگی

    از یک راز تازه هیچی متوجه نمیشم

    الانم ستاره قطبی ؟!

    داشتم میرفتم برای شام سنگک بخرم بعد برم خونه

    مدام سرم رو به آسمون بود و بعد داشتم دنبال فایلای مربوط به ستاره قطبی میگشتم

    یه فایل رو باز کردم

    گوش دادم میگفت

    اگر محور فرضی چرخش زمین رو در محل قطب شمال تا بی نهایت ادامه بدیم ،به ستاره قطبی میرسیم

    این جمله اش برام عجیب بود هم حس میکردم یه پیامی داره هم از یه طرف درک نمیکردم

    چند باری به این جمله گوش دادم و به ستاره ها نگاه کردم

    ولی هیچی متوجه نشدم

    یه حسی بهم میگفت دقت کنم

    وقتی برگشتم خونه

    سجده شکر رفتم از خوشحالی

    آخه داداشم داشت دوباره ظرف میشست چقدر تغییر کرده تو این یک هفته

    تو کارای خونه بهمون کمک میکرد اما چون از سرکار برمیگشت نمیرسید بیشتر کمک کنه ،اما به طرز شگفت انگیزی این جریان رو دو سه روزه به صورت تکرار شونده دارم میبینم

    و این یه نشونه هست و بی نهایت خدا رو سپاسگزارم

    دوره عشق و مودت رو که 3 دی خریدم ، تمرینات دوره عشق و مودت رو من باور سازی کردم و دو روزه که دارم تکرار میکنم چقدر سریع داره پاسخ میده باورای قوی

    این برای من نشونه ای هست که مصمم تر بشم تا ادامه بدم

    وقتی کارامو انجام دادم و اومدم تمرین جلیه دو دوره رو بنویسم

    و بعد هدایت شدم به پیام دوستی

    دوباره تاکید بود برای من که باوراتو مصمم تر تکرار کن

    و تمرینات رو انجام بده

    همین که نوشتم ، انقدر خود به خود باورای قوی میومد به ذهنم و من مینوشتم اصلا تعجب میکردم که این حرفارو من دارم مینویسم ؟!

    حتی باورایی که استاد گفتن برای خودتون دردفترتون بنویسید نوشتم و هی پشت سرهم میومد و متحیر بودم و هی میگفتم وای این باورا بودن که سبب شدن من طیبه دو سال پیش و اتفاقاتشو تجربه کنم

    پس این منم که با باورام دارم زندگیم رو خلق میکنم

    و من انجامش دادم و نوشتم و باز هم باید بنویسم چون حس میکنم هرچقدر مینویسم بیشتر مقاومت ذهنم شکسته میشه

    تا ساعت 1 شب داشتم مینوشتم

    و خدارو شکر میکردم

    وقتی 2:2نصف شب شد ،که داشتم راجع به ستاره قطبی یه فیلم میدیدم

    گفت که در واقع این ستاره ها نیستند که به دور ستاره قطبی میچرخند

    بلکه این ماهستیم که میچرخیم

    همه ستاره ها دور یکی میچرخن

    ما هم میچرخیم

    ازاین جمله اینو متوجه شدم که

    خدا میخواست بهم بگه که طیبه

    عشق یکی

    ربّ یکی

    راه رسیدن به سعادت و خوشبختی یکی

    و تو باید هر لحظه دور یک عشق عظیم و پر نور و ربّی بچرخی که عاشقانه داره به ساده ترین شکل همه چیز رو مدیریت میکنه و راه رو بهت نشون میده مثل ستاره قطبی که راه رو نشون میده مثل قطب نما

    که تو از وقتی شروع کردی به تمرین ستاره قطبی میبینی که توجه و تجسم و تکرار باورهای هم جهت با خواسته چه شگفتی هایی برای تو به همراه داشت

    که اگر ادامه بدی و اصولی و تکاملی مسیرت رو طی کنی ، به هرآنچه که میخوای میرسی

    تاکید میکنم

    اصولی و تکاملی

    اصل بر یکی هست و فقط و فقط ربّ هست و قدرتمند ترین و نیرومند ترین خالق جهان هستی که داره به بی نهایت طریق هدایتت میکنه

    پس اینو یادت باشه و هر روز به خودت تکرار کن

    من باید یاد بگیرم که هر لحظه رها باشم و بگذرم در هر لحظه

    و مثل امام حسین که از کربلا و عاشورا میخواست بگه هر لحظه با گذشتن منافع خودتون ،خدا رو انتخاب کنین

    با اینکه خدا هر چی که میخواین رو بهتون عطا میکنه و حتی با رها بودنتون ،به خواسته هاتون میرسونه

    اما باید در حالی که به خواسته هاتون رسیدین هم رها باشین

    وقتی این حرفارو از الهی قمشه ای شنیدم

    که میگفت امام حسین چرا بعد از گذشت این همه سال ،مطرح هست در عالم در بین مردم

    به این خاطر بوده که از منافع خودش گذشته ، رها شده از هر آنچه که خدا رو ازش دور میکنه

    به همین خاطر علم شده در عالم

    و میگفت هر روز و هر لحظه عاشوراست و هر جایی که هستیم کربلا

    هر روز و هر لحظه باید تصمیم گیری کرد که آیا حق رو شهید کنم یا خودم رو

    اگرهر لحظه خودت رو شهید کردی و گذشتی ،اونموقع هست که همه چی بهت داده میشه

    الان که دارم مینویسم فکر کنم اون یک راز تازه این بود

    بازم نمیدونم

    اما اینجوری درکش کردم الان

    من با اینکه این موضوع رو بارها تو رد پاهام نوشتم اما امروز با ستاره قطبی به این موضوع هدایت شدم

    اصلا نمیدونم چی شد که داشتم مینوشتم ،خود به خود این موضوع رو نوشتم

    اینکه یک راز تازه هست برای من

    اینکه

    طیبه دقت کن

    با وجود اینکه بهت گفتم اجازه داری جایزه ات رو خودت انتخاب کنی و به وضوح نشانه دادم ،و گفتم جایزه ات رو خودت انتخاب کن و به اختیار خودت گذاشتم و رضایتم رو بهت اعلام کردم

    ولی پشت این جایزه و اجازه دادنم یه پیام اصلی بود

    که باید یادت باشه در هر لحظه رها باشی و بگذری

    اگر در هر لحظه رها باشی و بگذری و بیشتر سعی کنی در این حالت رهایی باشی ، جایزه ات بیشتر به انتخاب خودت خواهد بود

    هرچی رها تر باشی بیشتر به ربّ و صاحب اختیارت نزدیک تر میشی و از نعمت و ثروت و عشق و سلامتی و آرامش و شادی بی نهایت بهره مند خواهی شد طیبه

    پس هر روز سعی کن تمرین کنی

    درسته که وقتی عاجز بودنت رو اعلام میکنی و میگذری از هرآنچه که باید بگذری و لحظه ای که میگذری بهت عطا میشه ، اما باید همیشه رها باشی ،حتی وقتی خواسته ات بهت داده شد و وعده رسیدن به خواسته ات رو دریافت کردی باید رها باشی

    فقط یک بار کافی نیست که از عشق بگذری و یا اینکه از ثروت و یا هرآنچه که سبب وابستگی تو به این جهان مادی میشه

    تو باید هر لحظه رها باشی از عشق ،بگذری از عشق ، بگذری از ثروت و همه چی

    تو باید هر لحظه رها باشی و اینو تمرین کنی و یاد بگیری تا بگذری در هر لحظه

    این مهم ترین چیزه و راز تازه هست که باید متوجه میشدی

    از خدا میخوام که قلبم رو باز کنه و بهم یاد بده که چجوری هر لحظه رها باشم و تسلیم و بگذرم از هرآنچه که باید بگذرم

    و سعی کنم بیشتر زمان هارو در این حس رهایی و گذشتن و تسلیم بودن باشم ،چون استاد میگفت حتی پیامبرا هم تسلیم تسلیم نبودن

    اما سعی میکردن هر بار بهتر بشن

    خدایا کمکم کن من هم هر بار بهتر و بهتر بشم

    میدونم که خدایی که با تک تک ریز به ریز نشانه ها داره یادم میده و هدایتم میکنه ،صد در صد اینم یادم میده

    وگرنه با یک جمله یک راز تازه ،اونم برای تبلیغ یک پنیر تو مترو ، اگر من شاخکام تیز نبود و بعد دیدنش سوالاتی رو نمیپرسیدم ، خدا هیچ وقت به من این هدایت ها رو نمیگفت تا بهم درکش رو بگه

    البته که هدایت خدا همیشه هست ،این منم که باید شاخکام تیز باشه و دریافت کنم

    هرچقدر بیشتر تلاش کنم دقت کنم بیشتر هدایت هاشو دریافت میکنم

    این منم که باید دقت کنم و پیام ها رو دریافت کنم‌

    و رشد کنم

    خدایا شکرت

    امروز بی نهایت حالم خوب بود قشنگ باز بودن قلبم رو حس میکردم ، اینکه قلبم با تکرار باورهای قوی عشق بی نهایت حس خوبی داشت و آروم بودم و لذت میبردم

    خدایا شکرت

    برای استاد عزیزم و مریم جان و همکارانتون و تک تک اعضای سایت بی نهایت عشق و شادی و سلامتی و آرامش و ثروت از خدا میخوام

    خدایا شکرت

    دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      خانوم آذین گفته:
      مدت عضویت: 3539 روز

      سلام طیبه زیبا و جسور

      اومدم ساعت 2 شب توی سایت چند تا کامنت بخونم هم چشمام خسته بشه هم با حس خوب بخوابم،

      اول از همه کامنت شما رو خوندم،

      انقدر تپش قلب گرفتم که دیگه نمیتونم بخوابم.

      چقدرررر خوشحالم از بودنت اینجا ،از نوشتنت

      می دونستی مهارت عجیبی در نویسندگی داری؟ جوری مینویسی که من همزمان به تصویر می کشم و باهات فکر میکنم.

      بسیار خدا قوت بهت میگم

      من هم نقاشم و از ذوقت ذوق کردم، از مهارتت ذوق کردم.

      از درآمدت ذوق کردم و افتخار کردم.

      چقدر باورهای خوبی از کامنتت گرفتم،

      البته که همیشه از کامنتهات لذت میبرم و قلبم باز میشه.

      انقدر پاک و خوش قلبی که نمیتونی واقعی باشه توی این دنیا

      از خداوند برات طلب عشق و دوستی و سلامتی دارم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        طیبه گفته:
        مدت عضویت: 1028 روز

        به نام ربّ

        سلام آذین خانوم زیبا و دوست داشتنی

        چقدر تاکید داشت این جمله تو این یکی دو ماه اخیر برای من

        هر بار با پاسخ های دوستان با جمله بندی های مختلف

        وقتی پیامتونو خوندم که نوشتین :

        می دونستی مهارت عجیبی در نویسندگی داری؟

        انگار یه تاکید بود که خدا بهم میگه طیبه چند روزیه شروع کردی به نوشتن ،بهش فکر کن و بیا و درخواست کن تا بهت بگم و بنویسی

        چون من وقتی پیام شما رو خوندم ،برگشتم و رد پای خودم رو خوندم

        انگار بار اولم بود این نوشته هارو میخوندم

        با خودم گفتم ،اینا رو من ننوشتم !!

        درسته من هر روزم رو تجربه میکنم ،اما من نیستم که دارم مینویسم

        من که بلد نیستم بنویسم ،هر بار که مینویسم خداست که اینجوری به این دقت هدایتم میکنه و حتی یه وقتایی یادم میره اتفاقات روز رو و ازش میخوام یادم بیاره

        و به قدری این به یادآوری تکرار شده که دیگه به باور رسیدم که من هیچی نیستم ،خودشه که میگه و مینویسم

        قبلا شاید میگفتم منم که دارم مینویسم ،اما هرچی میگذره میبینم که من نیستم که دارم مینویسم

        اما این یکی دو ماه رو بارها شده بود پاسخ دوستان به رد پاهامو خوندم و به جمله بندی های مختلف میگفتن شروع کن، میتونی یه رمان بنویسی

        و من تو گوگل درایوم نوشتم

        اما حس کردم نمیاد بنویسم

        اما چند روز پیش شب بود و میخواستم بخوابم و به چیزی در مورد نوشتن فکر نمیکردم

        3 بهمن ماه که شب موقع خواب ،که یهویی تصویر یه کتاب اومد جلو چشمم که اسمش ماچ ماچیه

        آخه من به خدا میگم ماچ ماچی

        از بس که ماچ ماچی

        و من یهویی درک کردم که اسم کتابم باید ماچ ماچی باشه

        و تو رد پای روز 3 بهمن یه تیکه از نوشته ام رو نوشتم و شروع کردم به نوشتن

        اما حس میکنم باید رها باشم و بذارم که خدا خودش بگه تا بنویسم

        بی نهایت سپاسگزارم آذین خانوم که برای من نوشتین تا پیام خدا رو به من برسونید

        چقدر باحال که یه هم خانواده ی نقاش رو در سایت ، هم فرکانس بودم و برای من باعشق نوشتین

        الهی که در کارتون نقاشی پر فروش و پر مشتری باشید و بی نهایت های عشق و شادی و سلامتی و آرامش و عشق و ثروت خدا برای شما باشه

        دوستتون دارم خیلی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: