درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 1 - صفحه 27 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 1
    112MB
    34 دقیقه
  • فایل صوتی درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 1
    33MB
    34 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

381 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    آیدا زینتی گفته:
    مدت عضویت: 1197 روز

    سلامممم استاد عزیزم…

    سلام به همه….

    وااای استاد همین دیروز صبح داشتیم دقیقا راجب همین موضوع با مادرم صحبت میکردیم!!!

    چقدر جالب غروبش اومدم سایتو باز کردم دیدم یه فایل جدید گذاشتین شب شروع کردم به نگاه کردنش دیدم همون موضوعیه که صبح داشتم بهش فکر میکردم…

    میخوام درین باره یه تجربه رو براتون بگم که خودم داشتم…

    پارسال عید بود دقیقا داشتم آجیل میخوردم کلیییییم تعریف میکردم به به اینا چقدر خوشمزن

    این دونه سیاها چقدررر خوشمزن اصن به مزه خاصی میدن

    تاحالا ازینا نخوردم…

    خلاصههههههههه نگم براتون کلی ازینا خوردم هی تعریف کردم هی تعریف کردم

    گفتم بذار بپرسم اینا چین که انقد خوشمزس طعم خاصی داره ….

    پرسیدم اینا چین؟؟؟؟ گفتن اینا آلبالوعه خشک کردیم توی آفتاب این شکلی شدن!!!

    گفتم چیییی؟؟؟؟ آلبالو؟؟؟؟

    (اینجا یه نکته رو اضافه کنم که من بخاطر خاطره بدی که از آلبالو دارم توی زمان بچگیم از آلبالو متنفرم اصن بوش بهم میخوره واقعا حالم بد میشه)

    بعد فکر کنید من با این پیش فرض اینارو میخوردم و کلیم تعریف میکردم باااااورتون میشه تا فهمیدم اینایی که من خوردم آلبالو بوده نگاشون میکردم حالم داشت بد میشد؟؟؟؟

    گفتم چیننن؟ گفتن آلبالوووو

    گفتم چقدر بد مزسسسسسسسسس اصن رفتم دهنمو شستممممم

    واقعا برام همچیش فرق کرد

    اون لحظه بود که کلی رفتم تو فکر

    گفتم اینکه الان خوشمزه بود پس چرا الان ازش متنفرم و دلم نمیخواد حتی نگاش کنم….

    چیشد؟؟؟؟؟؟ دقیقا با خودم گفتم مثل دارونما ها که استاد گفته

    اون پیش فرضه عوض شد وگرنه این همون آلبالوعه

    فرقی نکرد که

    اون ذهنیت من نسبت به آلبالو بود که تجربه ی من رو رقم زد!!!

    مثل همون دارونما ها که بستگی داره فرد با چه ذهنیتی اون رو بخوره

    واقعا درک میکنم این قضیه رو و توی حیطه های متفاوت تجربش رو داشتم

    پیش فرض و ذهنیت مثبت تجربه ی مثبت رو رقم میزنه و برعکس

    پیش فرض و ذهنیت منفی تجربه ی منفی رو رقم میزنه

    چقدر درس داشت این آزمایشی که انجام دادن

    استاد این فایل شما داره از یه زاویه ی دیگه و کاملا منطقی تر به قانون نگاه میکنه و چقدر ذهن راحت تر قبول میکنه

    و باورمون رو نسبت به قانون قوی تر و قوی تر میکنه…

    خدایا شکرت

    استاد عزیزم ازت ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    مصطفی ابوطالبی گفته:
    مدت عضویت: 843 روز

    به نام خداوند مهربان و بخشنده

    به نام خدایی که از رگ گردن بهم نزدیک تره

    به نام خدایی که ثروت و نعمت دست اونه

    سلام و تحیت پروردگار بر پیامبر خدا استاد عباس منش بزرگوار

    سلام و تحیت پروردگار بر خانم شایسته بزرگوار

    سلام و تحیت پروردگار بر اعضای بی نظیر سایت

    به به چه روزی امروز کلی اول صبحی رقصیدن و الان انرژی عالیی دارم

    خوشحالم که باهاتون هم مسیر شدم

    اومدم اینو بگم

    استااااااااااااااد عیدتون مبارک

    بهترین مرد عیدتون مبارک

    پیامبر خدا عیدت مبارک

    خانم شایسته عیدتون مبارک

    بچها عیدتون مبارک

    دومین سالی هست که تو این سایت الهی دارم فعالیت میکنم و پیوسته هر روز به فایلها گوش میکنم و این اولین کامنت من برا سال جدید

    دارم فکر میکنم میبینم امسال کجا و پارسال کجا بودم من

    چه تغیرات ریز و درشتی داشتم خداراشکر

    همین حس خوب

    همین آرامش

    خداراشکر میکنم بابت اینکه اینجام

    من لحظه سال تحویل تو خونه تنها بودم و تو سایت کامنتای بچها رو میخوندم خدا را شکر من تو بهشت بودم

    استاد جان اومدم بگم عیدتون مبارک

    براتون آرزوی موفقیت های بیشتر

    آرزوی ثروت بیشتر

    آرزوی سلامتی بیماران بیشتر

    آرزوی خوشبختی بیشتر

    آرزوی شادی و آرامش بیشتر

    آرزوی سعادت بیشتر در دنیا و آخرت

    هم برا شما هم برا خانم شایسته هم برا بچهای سایت

    همتون رو دوست دارم شما خوانواده اصلی من هستید خوشحالم که شما رو دارم

    خدا را سپاس بابت استاد عباس منش

    خدا را سپاس بابت خانم شایسته

    خدا را سپاس بابت بچهای سایت

    خدارا شکر بابت اینکه منم تو فرکانس شماها قرار دارم

    خدارا شکر که دسترسی دارم به کامنتهای بینظیر بچها

    خدا را شکر که هر روز صدای پیامبر خدا تو گوشم پخش میشه

    خدا را شکر بابت این سلامتی

    خدارا شکر بابت این آرامش

    خدارا شکر بابت ای شور و شوق برا تغیر

    عبارت تاکیدی

    من میتونم من میتونم من میتونم

    من میتونم تغیر کنم و به انسانی که خداوند میخواد تبدیل بشم

    استاد جان خیلی خوشحالم میدونی خیلی

    استاد جان یه چیز دیگه هم بگم پسر خواهرم حمیدرضا هم داماد شد همین چند روز پیش خیلییییییییییییی خوشحالم براش همش دارم براش دعای خیر میکنم استاد اصلا نمیدونی من چه ذوقی دارم برا این بچه آخه اون عشق کنه میدونی چقدر دوسش دارم خوشحال تر که بچمون خوشبخت شد خداراشکر خانمش هم سال دوم دانشگاهش هست و داره حسابداری میخونه

    استاد حد نداره هر چی بگم چقدر خوشحالم کم گفتم

    همش دارم براش دعا میکنم عزیزم خوشبخت بشه و اونم بیاد یه روزی تو این مسیر الهی

    استاد چند روز پیش تر زن بابام می‌گفت چیکار داری میکنی تو خونه اینجاها دیگه نمیای(قبلا بهتون گفته بودم استاد چون منفی هستن سعیم بر اینه که تا بتونم پانشینشون نکنم ) گفتم پای گوشی هستم گفت چی میبینی من دیگه نگفتم من عضو این سایت هستم

    آخه هنوز زوده استاد زوده بزار نتایجم صحبت کنه اونوقت اگه خواستن خودشون میان

    اتفاقا ایشون گفتن که منم می‌خوام اونی که تو گوشی میبینی داشته باشم

    از خدا می‌خوام هدایتشون کنه به این مسیر به این سایت

    خوشحالم که اینجام خوشحالم

    (همین الان که کامنتمو نوشتم بارون هم شروع کرده نم نم خداراشکرررررررر)هوا ابریه امیدوارم بارون خوبی بیا خدایا شکرررررررررت

    براتون آرزوی موفقیت ثروت سلامتی خوشبختی آرامش حال خوب اتفاقات خوب و سعادت در دنیا و آخرت خواستارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    رضا گفته:
    مدت عضویت: 3252 روز

    به نام خداوند رحمان

    عرض سلام و ادب خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی

    من یاد فیلتر های آب تصفیه افتادم .که اگرفیلترهایی کهنه و خیلی کثیف باشن هر آبی رو بهشون بدی ( چه آب پاک و خالص و سالم و چه آب کثیف و آلوده) در هر حال این فیلتر ها؛ آبی کثیفتر و آلوده تر رو بهت تحویل میدن .

    ولی فیلترهای نو و تمیز رو اگر هر آبی رو بهشون بدی ( چه آب پاک و سالم و چه آب کثیف و آلوده ) در هر حال آبی تمیزتر ،پاکتر و سالمتر بهت تحویل میدن ….

    باورها و پیشفرض های ذهنی ما نیز فیلتر های ذهنی هستند که سر راه ورودی های ما قرار داده شده و بسته به جنس این باورها (سازنده و قدرتمند کننده یا مخرب و تضعیف کننده ) خروجی های (تجربه ها و نتایج ) هم جنس این باورهای ذهنیمان بدست خواهد آمد ولا غیر …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1482 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام به دوستان خوب خودم

    بار دوم است که در حال گوش دادن این فایل فوق العاده هستم

    این فایل سراسر نکته و درس را در خودش دارد

    همین جلسه و همین صحبت های استاد عزیز را بتوانیم در زندگی خودمان رعایت کنیم بی شک بهترین نتایج را به راحتی و اسانی به دست می توانیم بیاوریم

    وقتی که همه چیز در دستهای من است

    وقتی من خودم خالق شرایط زندگی خودم هستم

    وقتی که این انرژی که من به اتفاقات و افکار پیرامون خودم می دهم می تواندزندگی من را زیر و رو کند چرا من دست به خودسازی و خودآگاهی نزنم

    چرا که من می توانم با افکار خودم یک شرایط رویایی را برای خودم رقم بزنم و یا با همین افکار همیشه درگیر مشکلات و سختی ها باشم

    این درس برای من این پیام را دارد که وقتی که خدای مهربان در یک شرایط نابرابر بهترین فروش را برای من رقم می زند بی شک در روزهای دیگر ودر بهترین اوقات پیش رو بهترین ها را برای من خواهد داشت

    همه چیز برای من بهترین ها خواهد بود

    ایمان و امید خودم را به خدای خودم نشان بدهم

    حال خوب خودم را همیشه در جهت زندگی بهتر حفظ کنم

    یادم باشد که همان خدایی که دیروز بوده است همان او امروز و فردا هم خواهد بود

    همان او همیشه در حال گرفتن دستهای من است

    وای که چقدر این موضوع عالی و محشر است

    چقدر این موضوع برای من ارزشمند است که بجای نگران بودن

    بجای ترس داشتن

    بجای ناامید بودن

    بجای شک و تردید داشتن

    بجای گله و شکایت کردن

    بجای یاس و حس منفی

    می توانم شادی و نشاط را برای خودم داشته باشم

    می توانم با حال خوب به کسب و کار خودم بپردازم و آنوقت بی شک من همیشه رو به رشد خواهم بود

    این موضوع را بارهای بار در زندگی خودم تجربه کردم

    هر زمان که پرانرژی و پر از حس و ال خوب شروع کردم آن روز برای من خارق العاده بود

    خدای من همیشه از حال خوب من ذوق می کند

    این باور همیشه به من کمک کرده است

    این من هستم که باید با انرژی دادن به افکار خوب و حال خوب خودم همیشه شاد و خوشحال و سرحال باشم

    چقدر این فایل فوق العاده است

    واقعا خوشحال هستم که باز به این فایل هدایت شدم

    سپاس از خدای هدایتگر خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 3905 روز

    سلام استاد جانم

    سال نو روبه شمارو و مریم بانو و همه دوستان عزیزم تبریک میگم

    امروز وقت کردم تا اهداف امسال رو بنویسم

    پارسال که هدف نوشتم ، شما گفتید هر سال برای خودتون بک‌شعار انتخاب کنید و‌شعار امسال من

    ایمان به خدا هست و هر لحظه بگم من پات محکم واستادم خدا…..

    شکرت به خدا بودن شما

    این فایل چه عالی بود مثل همیشه

    تمام زندگی ما براساس باورهای ما هست ، این جمله خیلی ساده است ولی کلی حرف و مثال هست براش

    یه مثال میگم

    همیشه حس میکردم جاری بشم چقدر سخته و خیلی تو ذهنم برام سخت بود و طبق این قانون برام سخت بود و سخت گذشت.این باور هم ازاطرافیان اومده به خصوص مادرم و خواهرام

    این یه مثال کوچیکه که الان به ذهنم رسید و شبیه این مثال هزاران مثال هست

    در مورد رابطه با همسرم ، هم همینه ، گاهی اوضاع خیلی عالی پیش می‌ره ولی من میگم این جوری ادامه پیدا نمی کنه و طبق این باور بعد از چند روز رابطه عالی از بین می‌ره

    در مورد کسب ثروت و مشتری هم همین طور

    فایل بی نظیری بود و خیلی بهش فکر میکنم که شرایط الآنم دقیقا چیزی هست که می خواستم و چیزی هست که خیلی ازشون می ترسیدم و نمی خواستم

    یعنی براساس باورهای من هست

    خداروشکر که دارم درک می‌کنم و می‌دونم که سال دیگه یه عالمه اتفاق هالی برام رخ داده مهم ترینش هم احساس آرامش هست، می‌دونم آرامش پایه اساسی رسیدن به تمام خواسته هام هست

    یه هدف دیگه هم انتخاب کردم که کسب درآمد 3 رقمی هست و می‌دونم که اینم میشه فقط با ایمان به خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    نیلوفر مرادی گفته:
    مدت عضویت: 1182 روز

    به نام خداوند زیبایی ها

    درود به اساتید عزیزم

    خدا رو شکر میکنم واسه این آگاهی جدید

    ورودی ها و پیش فرض های ما از یک موضوع، چگونه اتفاقات زندگی ما رو رقم میزنه

    در مورد قدرت ذهن یک مثال جالب رو یادم اومد بنویسم

    ما واسه تعطیلات عید اومدیم به شهری که قبلا زندگی می‌کردیم.

    خوب طبیعتاً مهمونی و دور همی های خونوادگی زیادی میریم‌

    همسر یکی از اقوام درجه یک مشکل معده داره

    هر جا که میریم، خانمش اگه توی غذا نخود لپه باشه، واسه همسرش توی یک قابلمه جدا بدون لپه غذا ور میداره و به همسرش میگه این واسه شما بدون لپه درست شده

    و همسرش با این ذهنیت که دیگه معدش اذیت نمیشه غذا رو میخوره و خدا شاهده هیچ مشکلی نداره

    یا وقتی سالاد الویه درست میکنیم، مخالف سس مایونز هست، خانمش میگه با ماست درست کردم، به راحتی میخوره و هیچی هم نمیگه

    یا حتی اگه برنج ایرانی نباشه یا یه خورده قاطی داشته باشه بفهمه، میگه وای مُردم از معده درد، ولی وقتی خانمش با اطمینان توی مهمونی بهش میگه برنج ایرانی هست، بدون هیچ مشکلی و واکنشی میخوره و اصلا هم اذیت نمیشه.

    همون شخصی که توی خونه خودش اگه یک مورد رو خانمش رعایت نکنه و اون بفهمه، کلی معده ش داغون میشه و به هم میریزه و عذاب میکشه.

    ولی خودم توی دور همی ها دیدم که همه چیز رو بهش میدن، با این پیش فرض که اختصاصی درست شده و مشکلی واسش نداره، اونم میخوره و هیچ تأثیر منفی روی معده اش نداره.

    پس ما باید بدونیم که ورودی های ما، اتفاقات زندگی ما رو رقم میزنند

    اگه در مورد یک اتفاق خنثی، ورودی و ذهنیت خوبی داشته باشیم، صد در صد اتفاقات خوب و شرایط خوبی رو در زندگی تجربه می‌کنیم.

    اگه در مورد همون اتفاق خنثی، ورودی و ذهنیت منفی داشته باشیم، صد در صد اتفاقات بد و شرایط نا دلخواه رو به زندگی مون دعوت می‌کنیم.

    مثل استاد که وقتی مهاجرت به آمریکا کردند ( نمیدونم دقیقا توی کدوم فایل بود، که گفته بودند، اولین منزلشون توی محله سیاه پوست ها بوده)

    هیچ ذهنیتی در مورد سیاه پوست ها نداشتند، حتی ذهنیت منفی که همه میکن سیاه پوست ها خلاف کارن، یا با کسی غیر خودشون رابطه خوبی ندارند و از این حرفا

    ولی مایک، اگه اشتباه نکنم اولین مدرسه ای که رفته مال سیاه پوست ها بوده، بدون هیچ مشکلی با اونها دوست بوده و درس خونده.

    این نشون میده که چقدر پیش فرض ها توی زندگی ما تآثیر دارند.

    یا اگه استاد می‌خواست به ورودی های منفی گوش کنه، هیچ وقت به آمریکا مهاجرت نمی‌کرد

    ایشون ذهنشون رو از ورودی های رایج جامعه پاک کرد، اکثریتی که می‌گفتند مهاجرت به سختی امکان پذیره، ولی ایشون توجه نکردند حتی توی نت سرچ نکردند، که ذهنیتشون منفی بشه و بگه که مهاجرت به سختی امکان پذیره.

    به ذهنشون ورودی مثبت دادند و الگوهایی رو می‌دیدند که به راحتی به آمریکا مهاجرت کردند و همین اتفاق هم واسه ایشون به راحتی افتاد‌.

    مثل همین توت فرنگی که اولش گفتند چه خاص و گرونه، همه به به و چه چه کردند و کلی راجب مزه ی بی‌نظیرش گفتند و ستایش کردند.

    و وقتی از همون توت فرنگی معمولی بهشون دادند، ولی با این پیش فرض که ارزون هست، همه از بی مزه بودنش گفتند

    خود منم در زندگی همین طور هستم، وقتی چیز گرون و مارکی میخرم میگم وای چقدر عالی و با کیفیت هست.

    ولی وقتی جنس ارزون و قیمت مناسبی میخرم، انتظار ندارم واسم زیادی کار کنه و با دوام باشه، چون میگم پول آنچنانی بابتش ندادم، کیفیت نداره و همین اتفاق هم میفته .

    پس توی زندگی و اتفاق هایی که واسمون میفته ، همه چیز به باور ما بستگی داره

    این باور ماست که اتفاق خوب یا بد رو واسه ما رقم میزنه.

    خیلی ممنون استاد عزیز که همیشه و در همه حال به فکر آموزش ما هستید و چه سخاوت مندانه اون رو در اختیار ما قرار میدید.

    تعطیلات خوب و مسافرت های به‌ یاد موندنی رو براتون آرزومندم

    در پناه الله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    علیرضا لاچینانی گفته:
    مدت عضویت: 410 روز

    سلام استاد عزیز!

    خیلی واقعاً خوشحالم که دارم این متن رو می‌نویسم

    من هم توی زندگیم فکر میکردم که با چنین چیزی مواجه نشدم ولی کمی که فکر کردم دیدم که من هم با چنین صحنه های مواجه شدم یکی از اون ها این بود که من از سگ به شدت میترسیدم و یک جا خونده بودم که اگر آیه 33 سوره رحمان رو بخونی هر چهار پایی که داره بهت حمله می‌کنه سریعا از تو دور میشه. خلاصه من این آیه رو حفظ کردم و روزی با پدرم با موتور به صحرا رفتیم و در مسیر سگ های گله دایی ام که حدود 10 تا بودند به دور ما ریختند و نزدیک بود که منو گاز بگیرند . حدودا در چهل سانتی متری ما بودن که من آیه 33 سوره رحمان رو خوندم و به طور باور نکردنی از ما دور شدند. چندین سال پیش من اعتقاد شدید به خواص آیات داشتم مثلا در جایی خواندم که اگر سوره فلان رو بخونی هیچ حشره ای داخل خانه ات نمی‌آید و من اینکار را انجام دادم و این اتفاق افتاد.

    اما الان که بهش فکر میکنم میبینم که این باور من بود که باعث شد اون سگ ها از من دور بشن و یا حشره ها داخل خانه نباشن .

    مثال دیگری که چند روز پیش اتفاق افتاد این بود:

    مقدمه کوتاه: آب روستای ما کمی مشکل داره برای همین چندین سال هست که از یک چشمه معروف آب برای خوردن می آوریم .

    این آب رو بعضی ها میگویند فلانی (تازه خودشون هم نه) رفته آزمایش کرده گفته بهترین آب در این منطقه هست . چند روز پیش یکی از فامیل های ما که از شهر می‌آمد رفته بود از اون چشمه، آب آورده بود و شبی که ما خانه او رفته بودیم گفت فکر نکنم که آب این چشمه آنقدر که میگن خوب باشه شاید شما که خیلی مصرف کردید مزه آن را نمی‌فهمید من که آب را بو کردم مزه لجن را احساس کردم. البته پدرم نپذیرفت و خیلی از افراد دیگه در روستا و حتی شهر های مختلف که مشکل آب هم ندارن از این چشمه آب می‌آورند یعنی نه یک ظرف بلکه صدها ظرف رو با وانت آب میکنن و حتی برای ماه ها اب رو مصرف میکنن . استاد شاید باورش سخت باشه اما من هم ازین. آب میخورم و هیچکجا چنین آبی ندیده بودم و دلیلش هم که بعد از دیدن این ویدیو مشخص شد.

    از شما بابت چنین ویدئویی ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    سجاد طبسی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 3144 روز

    به نام خدایی که هرلحظه نو میشود و قدیمی تر از هرچیزی ست

    سلام به استاد عزیز و همگی

    درسته سال نو هست اما من آرزوی هرلحظه نو بودن در تمام لحظات زندگی رو‌ براخودم و بقیه دارم

    کائنات هرلحظه درحال نو شدنه

    هیچ لحظه ای عادی نیست

    واقعا چه درسها و چه یادآوری های زندگیساز میشه از این توت فرنگی 19 دلاری کسب کرد

    اولین خاطره و تجربه از خودم بگم چندسال پیش بدلیل آسیب جسمانی ضربه خورد به مهره های کمرم که چندتا دکتر ارتوپد بهم گفتن دیسک کمر داری و دیگه برا همیشه حتی نباید یک کیلو بار بلند کنی

    منم خیلی ناراحت اما بدون این آگاهی ها چونکه بیماری تو کتم نمیرفت و الان نمیره موز میخوردم و بعد آب میخوردم و باد داغ سشوار هم میگرفتم رو ستون فقراتم تصور میکردم بدن من یه اسکلت ساختمانه که من جوشکاریش کردم و دارم بازم مواد خیلی خوب و مستحکم کننده میریزم روش و با باد سشوار هم کاری میکنم که اون مواد کاملا جذبش بشه و همین کارهای من باعث شد که من عرض کمتر از یکماه بدون هیچ دارو و دکتری کاملا خوب بشم و تمام داروهامو ریختم سطل زباله و الان بیش از 10ساله من دیگه اون درد و مشکل ندارم شکر خدا

    به همین سادگی

    برا رشد عضلات زیربغلم سالها تمام تمرینات تو دنیا و سخت ترین هارو انجام میدادم اما ذره ای رشد نمیکرد تا اینکه دیگه مدتی بیخیالش شده بودم و به استاد رزمیم که خیلی باور و قبولش دارم در مهارت روز اولی که رفتم پیشش گفت زیربغل بگیر گفتم ندارم گفت نگو ندارم بگو بلد نیستم

    خلاصه یادم داد چگونه فقط با منقبض کردنش زیربغل های من عرض یکماه ساخته شد بدون یه گرم وزنه

    خلاصه من خیلی تجربه های مختلف دارم که واقعا پیش فرض های ذهنی چقدر قدرتمنده چه کارهایی که نمیکنه

    پس چرا من نباید از پیش فرض ها برا پیشرفت خودم استفاده کنم

    چرا بجای منفی بسمت مثبت استفاده نکنم

    اما متاسفانه بدلیل فراموش کردن ما زود فراموش میکنیم و خیلی چیزها که قبلا برامون معجزه بوده میشه معمولی

    اما من دوست ندارم و نمیخوام هیچوقت معمولی زندگی کنم

    و خداروشکر که در خانواده ای هستم که هیچکس اینجا دنبال معمولی زندگی کردن نیست بخصوص استاد عزیز

    بهترین معجزات و زیباترین اتفاقات براتون آرزو میکنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    زینب معرفی گفته:
    مدت عضویت: 1609 روز

    به نام خدای هدایتگرم

    ذهنیت و پیش فرضهای ما و انتظارات ما داره شکل میده به واقعیت های زندگی ما

    داره اتفاقات زندگی مارو در همه ی ابعاد تحت تاثیر قرار میده

    یک فردی که ذهنیت مثبتی داشته باشه اتفاقات مثبت و جذب میکنه و یک فردی با ذهنیت منفی اتفاقات منفی و به زندگیش دعوت میکنه

    در واقع ذهنیت ما هم اتفاقات هم فرکانس با باورهای مارو وارد زندگی ما میکنه

    هم در اتفاقاتی که به خودی خود مثبت یا منفی نیستن (اتفاقات خنثی)

    ذهنیت مثبت برداشت مثبت به همون نسبت رفتار مثبت و احساسات مثبت به همراه داره

    و ذهنیت منفی برداشت منفی و به همون نسبت رفتار و احساسات منفی هم به همراه داره

    ذهنیت ماست که داره تجربیات مارو رقم میزنه

    اگه در مورد چیزی ذهنیت مثبت داشته باشیم تجربه ی مثبت از اون چیز خواهیم داشت

    و اگه ذهنیت ما منفی باشه مسلما تجربه ی منفی خواهیم داشت

    جهان داره واکنش میده به افکار و فرکانس های ما دقیقا مانند یک آینه افکار و فرکانس های مارو به ما برمیگردونه

    افکار و فرکانس های خوب وامیدوارکننده

    اتفاقات، شرایط، ایده ها و افرادی رو وارد زندگی ما میکنه که هماهنگ باشه با نگاه و نگرش و فرکانس های ارسالی ما به جهان هستی

    در مورد افکار و فرکانس های منفی و بیماری زا هم دقیقا همینطور عمل میکنه

    در واقع اون چیزی که انتظار داریم اتفاق بیفته

    اتفاق میفته نه به این دلیل که جهان تغییر میکنه

    به این دلیل که ما اینجوری فکر می‌کنیم

    اگه تو انتظار داری امروز روز خیلی خوبی باشه

    احتمال خیلی زیاد یه روز خیلی خوبی و تجربه میکنی

    اگه باورت این باشه

    ذهن ما جوری اتفاقات و تفسیر میکنه که هماهنگ باشه با باورهاش

    و اگه چیزی رو دریافت کنه که متضاد باشه با باورهاش احتمالا یا اگنورش میکنه

    یا جوری تفسیر میکنه که هماهنگ باشه با اون چیزی که باور کرده(ربط میده به شانس یا خواست خداوند )

    پس باید خیلی مراقب ورودی هایی که به شکل‌های مختلف دریافت میکنیم باشیم ورودی هایی که خواه ناخواه باعث رقم خوردن تجربیات زندگی ما میشن

    آگاهانه باید از هر ذهنیت و نگرش منفی که حاصل ورودی های ماست جلوگیری کنیم

    اگه به یه فردی یه باوری رو بدیم (چه باور محدود کننده باشه چه باور قدرتمند کننده)

    اون باور تأثیر شو در زندگی اون فرد میزاره

    خیلی راحت ذهنیت و پیش فرضهای ذهنمون داره تجربیات زندگی مارو رقم میزنه .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    rozita zare گفته:
    مدت عضویت: 587 روز

    سلاام به همگی دوستای خوبم

    این موضوع و روشی که استاد توضیح دادن رو من خیلی وقته ازش استفاده میکنم و همیشه باعث میشد من از بقیه ادمهای اطرافم نتایج متفاوت بگیرم و یا خیلی مباحث رو حل کنم

    میخام یه سری از نتایجمو براتون تعریف کنم

    البته قبلش بگم که این موضوع رو من از همون فایل هایی که استاد میگفت آدمها بر اساس باورهاشون نتیجه میگیرن و هر آدمی بر اساس ذهنیت هاش از افراد رفتار میبینه یاد گرفتم

    من 18 سالمه و تازه وارد کارو محیط کاری شدم جریان ایطوره که همکارای من میومدن میگفتن وای رزیتااا جلو این نرقصییا این مدیرر فلانه جلو این حواست باشه چیزی نخوری جلو این اهنگ نزار نکن نکن دوربین داره فلان داره من هیییچ وقت به حرفای منفی که ادمها از هم دارن توجه نمیکنم

    و این باعث شد اون مدیر با مینیک صورت بد اخلاق و اخمو هر سری با من شوخی کنه و یا احساس راحتی داشته باشه و من همه ی اون کار هارو جلوش انجام میدم و برای هیچ کدوممون مهم نیست چقدر هرجا که رفتم صحب کار های اونجا با من جور شدن و وجه مثبت و شوخ طبعیشون و محبتشون دیدم

    هر سری راجب ادمی بد گفتن من گشتم دنبال وجه مثبتشون و بهشون علاقه مند شدم و دوستم شدن

    این یه موضوعش بود

    موضوع دیگش یا استفاده بیشتر من از این قانون از وقتی شروع شد که

    هر جا میرفتم همه از بابام بد میگفتن هر جا موضوع فقط شده بود غیبت راجب بابای من

    من میگفتمو بقیه هم چارتا میزاشتن روش

    و این منجر به این شد رابطه ی منو بابام خیلیی بد شد و به تنفر تبدیل شده بود تنهاا راهی که منو نجات داد و رابطه ی مارو درست کرد این بود که گفتم هر کسی بر اساس ذهنیتی که راجب بابام داشته ازش یه سری رفتارا دیده پس قرار بر این نیست که منم حتما اونارو ببینم و همه حرفا و ذهنیت های بقیه رو انداختم دور و شروع کردم ذهنیت مثبت ساختن و هه ی تکرارش کردم و دنبال پوئن های مثبت بیشتری بودم و این شد که خود به خود چیزهایی پیش اومد که اون ادم با ادم قبلی کامل متفاوت بشه

    و یه مورد دیگه هم که بود من از بچگیم این ذهنیت رو داشتم که من با صحبت کردن میتونم ادمها رو قانع کنم و بقیه بخاطر من قبول میکنن

    و هرجا افرادی با کسی صحبت میکردن تا راضی بشه کاری انجام بده یا اوکی بشه نمیشد من با اعتماد بنفس میرفتم و صحبت میکردم و راضی میشد خیلیی قانون جالب و دلنشینی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: